عقلانیت و رفتار در شرایط عدم اطمینان
از برخی کامنت های دوستان این طور برداشت می کنم که نتایجی که در بحث های اقتصاد و فاینانس رفتاری مطرح می شود را با پیش فرض "غیرعقلانی" بودن تحلیل می کنند. این برداشت به نظر من درست نیست. مساله این نیست که اگر آدم ها مثلا وزن بیشتری به احتمال های حدی بدهند یا شکل تابع مطلوبیتشان در اطراف نقطه خاصی تغییر کند (نظریه چشم انداز) و یا در برابر گزینه مبهم طوری رفتار کنند که معیارهای معمول احتمال را نقض کند (ابهام گریزی) و الخ دارند "غیرعقلانی" رفتار می کنند.
کل پروژه این است که سعی کنیم که مدلی برای ترجیحات آدم ها تحت شرایط عدم اطمینان استخراج کنیم که "عقلانی" باشد. ترجیحات عقلانی هم در این فضا دو خصوصیت دارد: اولا کامل (Complete) است به این معنی که قادر است که هر دو گزینه ای را رده بندی کند و ثانیا خاصیت تراگذاری (Transitivity) دارد یعنی اگر الف به ب و ب به پ ترجیح داده شد الف به پ ترجیح داده شود.
کار دانشمندان تئوری تصمیم این است که به انواع و اقسام رفتارهای آدم ها در شرایط عدم اطمینان نگاه کنند و مدلی برای مطلوبیت تحت این شرایط بسازند که بتواند رفتار را چارچوب بندی کند. مدل ساده و رایج فعلی مدل مطلوبیت انتظاری فون نویمان مورگن اشترن است که ثابت می کند که می توان تابع مطلوبیتی روی تک حالت ها داشت که بتواند رفتار روی گزینه های ریسکی را عقلانی کند. انواع آزمایش های بعدی نشان داده که رفتار تجربی همیشه منطبق با این مدل کار نمی کند (مثلا نقش احتمال ها بر خلاف ادعای این مدل خطی نیست) و لذا باید به دنبال مدل های بهتری بود. در واقع این آزمایش ها موارد ابطالی برای نظریه مطلوبیت انتظاری هستند و نه برای نظریه عقلانیت.

نظرات
وحید :
نکته ای که معمولا در کشمکش بین اردوگاه هنجاری ( همان مطولبیت انتظاری) و اردوگاه توصیفی ( همان رفتاری) مغفول می ماند این است که اردوگاه سومی هم وجود دارد تحت عنوان تجویزی. یعنی کسانی که معتقدند می توان با آموزش تکنیک های تصمیم گیری به آدم ها کمک کنند که بهتر انتخاب کنند. تصمیم گیری هم مانند هر علم دیگری باید بالاخره از مرحله توصیف چیستی و توضیح چرایی به مرحله مداخله برسد. یعنی فقط در مدل سازی برای چیستی و چرایی توقف نکند و عملا واقعیت کنونی را با آموزش به چالش کشیده و اصلاح کند.
وحید - November 21, 2007 12:33 PM
افشين حقيقي :
گرايش به مدلها( به ويژه مدلهاي رياضي)به دليل حضور عناصر محتمل و عدم قطعيتي است كه در فرآيند تصميم سازي مطرح است. تابعيت ديناميك رفتار از زمان و ابهام ذاتي پيامدها كه پيوستاري از تعاملهاي محيط وبازيكن است، تمايل وي را به مدل ها افزايش مي دهد. حتي در صنعت امروز و با توجه به سرعت تغييرات پروسه ساخت مدلهاي كارا و اعتماد به سازگاري ان با شرايط بومي بنگاه اقتصادي و موقعيت بين المللي آن منجر به شكل گيري مفهوم سازمانهاي يادگيرنده شده است (كه به نوعي فرمايش جنابعالي را در رابطه با به چالش كشيدن واقعيت با يادگيري از محيط تاييد مي كند).
اما براي رسيدن به اين پتانسيل نيازمند انسانهاي يادگيرنده، محيط هاي ياددهنده و فضايي براي آزمودن و آزموده شدن هستيد كه با عنايت به اينكه فضاي بازي ،محيطي رقابتي است لذا تشكيل اين ايده آل با توجه به انحصار منابع اطلاعاتي و فني و استراتژي انحصار و عدم تبادل و همكاري امكان پذير نخواهد بود.
ثانيابايستي بين تصميم سازي به شكل يك فرآيند و بازي كه در حركاتش از مفاهيم فرآيند به شكلي كامل و تام تبعيت نمي كند تفاوت هاي اساسي قائل شد. ذات بازي خلاقانه است و كمتر بازگشتي است و تابع گذشته تكرار شونده است. بهبود در بازي عملا با خلق حالتهايي اتفاق مي افتد كه تا كنون تجربه نشده باشند و اين به معناي خارج شدن اصول بازي از محيطهاي يادگيرنده است.
افشين حقيقي - November 21, 2007 01:03 PM
افشين حقيقي :
گرايش به مدلها( به ويژه مدلهاي رياضي)به دليل حضور عناصر محتمل و عدم قطعيتي است كه در فرآيند تصميم سازي مطرح است. تابعيت ديناميك رفتار از زمان و ابهام ذاتي پيامدها كه پيوستاري از تعاملهاي محيط وبازيكن است، تمايل وي را به مدل ها افزايش مي دهد. حتي در صنعت امروز و با توجه به سرعت تغييرات پروسه ساخت مدلهاي كارا و اعتماد به سازگاري ان با شرايط بومي بنگاه اقتصادي و موقعيت بين المللي آن منجر به شكل گيري مفهوم سازمانهاي يادگيرنده شده است (كه به نوعي فرمايش جنابعالي را در رابطه با به چالش كشيدن واقعيت با يادگيري از محيط تاييد مي كند).
اما براي رسيدن به اين پتانسيل نيازمند انسانهاي يادگيرنده، محيط هاي ياددهنده و فضايي براي آزمودن و آزموده شدن هستيد كه با عنايت به اينكه فضاي بازي ،محيطي رقابتي است لذا تشكيل اين ايده آل با توجه به انحصار منابع اطلاعاتي و فني و استراتژي انحصار و عدم تبادل و همكاري امكان پذير نخواهد بود.
ثانيابايستي بين تصميم سازي به شكل يك فرآيند و بازي كه در حركاتش از مفاهيم فرآيند به شكلي كامل و تام تبعيت نمي كند تفاوت هاي اساسي قائل شد. ذات بازي خلاقانه است و كمتر بازگشتي است و تابع گذشته تكرار شونده است. بهبود در بازي عملا با خلق حالتهايي اتفاق مي افتد كه تا كنون تجربه نشده باشند و اين به معناي خارج شدن اصول بازي از محيطهاي يادگيرنده است.
افشين حقيقي - November 21, 2007 01:06 PM
چيزي شبيه روزنامه :
سلام
اتفاقي به وبلاگتان رسيدم خواندم و لذت بردم
اميدورام موفق باشيد
از مشهد و در شب تولد امام رضا برايتان ارزوي خوشبختي و سلامت مي كنم و شما را به وب- روزنامه خود دعوت
چيزي شبيه روزنامه - November 21, 2007 03:23 PM
ابوذ :
فعلا اینو داشته باش :
The inconsistency is deeper than the mere lack of transitivity or even stochastic transitivity. It suggests that no optimization principles of any sort lie behind the simplest of human choices!
Anomalies: Preference Reversals
Amos Tversky, Richard H. Thaler
The Journal of Economic Perspectives, Vol. 4, No. 2 (Spring, 1990), pp. 201-211
ابوذ - November 26, 2007 07:21 AM
صمدک مدیر صفحه جوک مجله :
آره بعضی ازاینها با پیش فرض "غیرعقلانی" بودن تحلیل می کنند
محلشون نذار
صمدک مدیر صفحه جوک مجله - December 7, 2007 12:12 AM
mIRC :
Huh... Your blog is nice in general, but this very post... It is brilliant!!! It can be never better.
mIRC - April 9, 2008 12:43 PM