فرضیه بازار کارا
تصویری که خیلی از مردم از یک اقتصاددان که اقتصادسنجی هم می داند این است که روندهای گذشته قیمت یک دارایی (سهام، ارز، نفت، مسکن) را می گیرد و "پیش بینی" می کند که قیمت به چه سمتی می رود و از این طریق پول دار می شود یا بقیه را پول دار می کند. اگر قیمت رو به رشد باشد آن چیز را می خرد و نگه می دارد تا بفروشد و اگر نزولی باشد الان می فروشد و بعدا می خرد.
حالا ببینیم در عمل چه اتفاقی می افتد. فرض کنید من بر اساس پیش بینی تخمین بزنم که قیمت سهام الف که امروز 100 تومان است در عرض یک سال می شود 150 تومان. خب طبیعی است که این سهم را می خرم و نگه می دارم تا سال بعد به اندازه 50 منهای بهره 100 تومان سود ببرم. پس بروم و پیش بینی یاد بگیرم و میلیونر بشوم. عالی و خوش خیالانه! خوش خیالی از این حیث که که فقط من از این کارها بلد نیستم بلکه صدها و هزاران نفر دیگر هم بلدند مدل پیش بینی بسازند و بفهمند که قیمت سهام 150 تومان خواهد بود. وقتی همه این را بدانند چه اتفاقی می افتد؟ همه این سهم را می خرند و تقاضا برای سهم می رود بالا و قیمتش گران می شود و فاصله اش با 150 تومان آن قدری می شود که دیگر خریدنش سود خاصی ندارد.
فرضیه بازار کارا (در شکل های مختلفش) همه حرفش این است که هر چیزی که می توان راجع به آینده یک دارایی دانست همین الان در قیمت فعلی اش منعکس شده و جایی برای سود بردن سیستماتیک ناشی از پیش بینی باقی نمی گذارد. در واقع همه عصاره اطلاعات از آینده گرفته شده و هر مدل پیش بینی فقط یک مشت نویز تصادفی تولید می دهد که خرید و فروش بر اساس آن گاهی سود و گاهی ضرر می دهد و به طور متوسط هم "بازده اضافی اش" صفر است. به قول اقتصاددان ها نمی توان به طور سیستماتیک از بازار جلو زد. حرفی تقریبا معادل آن این است که روند قیمت در لحظه بعدی قدم زدن تصادفی است یعنی هیچ ایده ای نداریم که آیا بیش تر یا کم تر از قیمت فعلی خواهیم بود. اگر روند بازده قیمت سهام را در طول صد سال ترسیم کنید این پدیده را مشاهده می کنید. بازده کوتاه مدت سهام گاهی مثبت و گاهی منفی و میانگینش است و وقتی بهش نگاه می کنید چیزی شبیه به نویز می بینید (یعنی هیچ الگوی خاصی ندارد). تنها آنالیز معنی دار روی آن تغییر در واریانس بازده است که از برخی الگوها پیروی می کند.
مطالعات مختلف صحت یا عدم صحبت نظریه بازار کارا را در بازارهای مختلف بررسی کرده اند و حداقل در مورد بازار سهام وزن بررسی ها به سمت رد نشدن این نظریه است. برداشت من در مورد بازار نفت هم به سمت قبول کردن نظریه بازار کار است. اگر این نظریه را بپذیریم در واقع به طور تلویحی می گوییم که هر کس که ادعا می کند که بر اساس یک سری اطلاعات عمومی (و نه اطلاعات درونی) می تواند بگوید که سرمایه گذاری در کدام دارایی بهتر است حرف بی پایه ای می زند.
خب می فهمم که دوستان تکنیکال و چارتیست قطعا شدیدا با این ادعای من مخالف خواهند بود ولی این یک دعوای قدیمی بین اقتصاددان معتقد به انتظارات عقلانی و تعادل بازار و چارتیست ها است. دعوایی که گاهی ماجراهای خنده داری در آن رخ می دهد. به هر حال من بیش تر در این مورد خواهم نوشت. این مقاله مرور خوبی از ماجرا دارد.

نظرات
Ali :
Hi Hamed ,
I am not economist , just an engineer working in petroleum industry.
Would you please explain us later that why the united states will benefit from decreasing the dollar values in the world market ?
Thanks
Ali - November 22, 2007 05:42 PM
سهامدار جزء :
مصاحبه یکی از تریدرها را میخواندم میگفت: معتقدین به فرضیه بازار کارا فقیر هستند!
سهامدار جزء - November 22, 2007 09:12 PM
mehdi e :
سالهای 77 تا 80 توی بورس تهران به عقيده من قيمتها پايينتر از ارزش سهام بودند بنابراين خریداری آنها و فروششان در هر زمانی سودآور بود. از سال هشتاد به بعد رشد قيمتها حبابی شدند.
من بنابه استدلالی مشابه استدلال شما، از خريداری سهام درسالهای 77 تا 80 خودداری کردم، اما تعدادی از دوستانم که سهم خريدندو فروختند سود کردند، که به عقيده من دليلش ارزانی اوليه اين سهام بود.
البته حرف شما راجع به بازارهای باسابقه خيلی درست هست.
mehdi e - November 23, 2007 07:04 AM
مهدی :
سلام حامد. دلیل خاصی داشت که سرمایه گذاری در نفت را مثال زدی؟ چون این اتفاقا دقیقا کار جدید من است! نکنه تو هم وارد حوزه نفت شدی؟ یه سوال هم این که نظرت راجع به مدلهای real options چیه و این که تونسته اند جای خودشان را باز کنند و میارزد برای یادگیریشون وقت بذارم؟
مهدی - November 23, 2007 05:40 PM
ابوذ :
به احتمال زیاد مهمترین عامل در کارایی بازار، تعداد بالای تریدرها، قدرت تحلیل بالای تریدرها، کارایی نظام دستور خرید و فروش خواهد بود و طبعا ردة اول این کارایی در اعلا درجة ممکن مال فارکس باید باشد. در ضمن مطالعاتی هست که نشان میدهد در 50 سال گذشته توزیع بازده ها به رندوم واک ( با گام نرمال و همبستگی صفر) در بورس فک کنم آلمان دیده ام، رفته رفته نزدیک تر شده است. که شاید بتوان گفت حاصل افزایش دانش تریدرها و تعداد آنها باشد.
پ. ن. : به سهامدار جزء : اتفاقا من هم پادکستی از مدیر بزگترین صندوق سرمایه گذاری مشترک (Mutual Fund) آمریکا میشندیم که میگفت نشان داده شده است که ایندکس فاندها ( پورتوهایی که بر اساس مثلا شاخص اس اند پی به همان نسبت سهم در شاخص از سهام میخرند و این مجموعه را نگه میدارند برای مدتی) فک کنم تو بورس نیویورک، 90% اکتیو پورتفو منیجرها رو بیت کردند. (http://www.econtalk.org/archives/2007/04/bogle_on_invest.html).
ابوذ - November 24, 2007 08:05 AM
طلوع :
سلام آقاي قدوسي .. وبلاگ خوب و مفيد شما را مدتهاست كه ميخونم و استفاده ميكنم و .. بخاطر اينكه خودم رشتم اقتصاد نيست نظري نميذاشتم..بابت همه مطالبت خوبتون متشكرم
طلوع - November 24, 2007 11:25 AM
یابوی کوچک :
هرچند از این پست آخرتون چیزی نفهمیدم ولی شما رو به لیست پیوندهام اضافه کردم . خوشحال میشم شما هم این کار رو بکنید .
یابوی کوچک - November 24, 2007 04:25 PM
:
با سلام خدمت شما
من داشتم توی اینترنت در مورد مفهوم "رقابت کامل" سرچ می کردم که از توی گوگل ادرس سایت شما رو پیدا کردم. مطالب وبلاگ بسیار عالیه. براتون ارزوی موفقیت دارم.
راستش من قصد دارم در مورد اینکه آیا در تجارت الکترونیک می توانیم به مفهوم "رقابت کامل" برسیم و تا چه حد موفق خواهیم بود در این زمینه.
اگر مقاله یا تحقیقاتی در این زمینه دارید خوشحال میشم که بهم کمک کنید و یا راهنمایی ام کنید که از کجا شروع کنم
با تشکر فراوان
براتون بهترین ارزوها رو دارم
Anonymous - November 25, 2007 03:13 AM
محسن :
يادمه عده اي از بچه هاي همسن و سال و داراي علايق مشترك آمديم دانشگاه و همه همراه فني خواني مان علايق ديگر هم داشتيم. اگر كتابي بود كه يكي مان ميآورد بقيه هم ميخوانندش و در باره اش گپ ميزدند تا اينكه يكي از اين ميانه خيانت كرد و رفت فلسفه خواني. كتابهاي اولش را ميشد دزديد اما بعدها غر هميشگي اين بود كه اقلا يك كتابي بخر كه بشود عكسهايش را ديد. حالا حكايت ما و آقا حامد هم اينگونه شده است. برادرما يه چيزي هم بنويس كه ما بتوانيم اقلكم عكسهايش را ببينيم.
خوش باشي.
محسن - November 25, 2007 04:41 AM
رضا :
سلام. مقاله جدید احمد سیف را خوانده اید ؟ ممکن است نقدی بر آن بنویسید و کلا" این مطلب را توضیح دهید که اصرار ایران به مبادلات نفتی با یورو یعنی چه ؟ من تا الان فکر میکردم که اگر فرضا" کالایی به A دلار در بازار جهانی مبادله میشود این به مفهوم صرف پرداخت به دلار نیست و میشود با درنظر گرفتن نرخ تبدیل و کارمزد وجه کالای A را به هر ارز رایجی پرداخت. اگر ممکن است نظر من را اصلاح کنیدو اگر شد نقدی کوتاه به نوشته آقای سیف بنویسید
رضا - November 25, 2007 07:23 PM
علي اكبري(آج) :
سلام آقاي قدوسي عزيز
مطلب امروز شما مرا برد به دوران دانشجويي
چرا كه وقتي كتابهاي اقتصادسنجي و اقتصاد كلان و خرد و ايران و... را ميخواندم گاهي كه چه عرض بيشتر اوقات كفري ميشدم و كلافه...
در حالي كه نمودارهاي تكراري چگونگي به سود رساندن بنگاهها را با فرمولهاي سخت آماري و ديفرانسيلي را بايد يادبگيريم درست داشتيم به همكلاسيهاي بيسواد خود كه در بازار معامله آهن و سيب زميني و پسته و .... ميخنديديم كه هيچ از اقتصاد نميدانند و چنين ميكنند اما ما هيچگاه نتوانسيم با اين روندهاي گذشته و نويزها و هزار زهرمار ديگر از ماركس و كنت و.... چيزي در بياوريم ولي آن دوستان همكلاسيهاي ابتدايي ما كه اينها را نخواندند رفتن و الحمدالله امروز ملياردر كلمه كوچكي برايشان است و ما ماندهايم كه هنوز نويز براي بازار نفت ببافيم
.... امروز اقتصاد و بازار مكاره جهاني عين ضرب المثل تا تو(هوشيار) بيايي فكر كني ديوانه (از سواد مدرسه رميده) از جوي پريده...
اين نويزهاي صد ساله اگر كارايي را نشان بدهند بدرد عمر 30 -40- 50 ساله كاري ما نميخورند.
باز تكيه كنم عمر كاري(شايد هم انتخاباتي بعضيها) ........
در هرحال اميدوارم كه نظر بنده شما را ناراحت نكند و هيچ انتقادي به نوشتهات هم ندارم
از قديم اشاره شده كه حقيقت يك چيز است و واقعيت چيز ديگر
جاري باشيد
بدرود تا درودي دوباره.
(اگر آپ كردي خبرم كن كه باز مشتاق ديدارم)
علي اكبري(آج) - November 26, 2007 06:11 AM
امید نقشینه ارجمند :
سلام.
به نظر من استدلالتان کمی ایراد دارد. شما میگویید اگر بتوان با کار علمی فهمید قیمت سال آینده سهام الف افزایش پیدا میکند افراد زیادی برای رسیدن به سود آن را میخرند و این اتفاق موجب افزایش قیمت سهام میشود و دیگر خریدن آن سودی ندارد.
مگر سود تضمینشده بانکی چنین چیزی نیست؟ بانک میگوید 100 تومان به من بده تا سال آینده 120 تومان به تو بدهم. مردم، گروهی این کار را میکنند و گروهی با وجود اینکه به گزاره بالا شک ندارند، با هدف رسیدن به سود بیشتر ریسک مثبتی را میپذیرند.
گفتهاید «اگر این نظریه را بپذیریم در واقع به طور تلویحی میگوییم که هر کس که ادعا میکند که بر اساس یک سری اطلاعات عمومی (و نه اطلاعات درونی) میتواند بگوید که سرمایهگذاری در کدام دارایی بهتر است حرف بیپایهای میزند.»
تا منظور شما از اطلاعات عمومی چه باشد. فرضیه بازار کارا آنطور که از توصیف شما فهمیدم چیزی شبیه مارتینگل بودن قیمتها (و شاید لگاریتم قیمتها)، البته با صفر کردن نرخ بهره، است؛ فرایند مارتینگل فرایندی است که امید ریاضی افزایش آن در آینده به شرط آنچه تا کنون رخ داده صفر است و اثبات میشود در قماربازی مارتینگلی هیچ استراتژیای با امید برد مثبت وجود ندارد.
ولی نکته این است که شرطی که در مورد این بازارها فرض میشود تنها به قیمتهای درون بازار بستگی دارد و ممکن است بتوان با اضافه کردن اطلاعات عمومی خارج از بازار به پیشبینیهای بهتر و در نتیجه به استراتژی بهتر رسید. اگر یک نفر به دلیل سیاستهای دولت در صادرات خودرو، که علنی اعلام شده است، نتیجه بگیرد که سرمایهگذاری در خودروسازی بهتر از صنایع غذایی است ممکن است نتیجهگیریاش درست باشد و در عین حال بازار نیز کارا باشد.
حرف شما در صورتی درست است که نتیجهگیری تنها بر پایه مشاهده نوسانات قیمت تا این لحظه انجام شده باشد.
ممکن است من برداشت نادرستی از بازار کارا و یا منظور شما داشتهام.
حامد: امید عزیز فکر می کنم اگر چند نکته را مد نظر قرار دهید مساله حل می شود:
1) اگر یک بار دیگر در متن دقت کنید من گفته بودم قیمت سهام می شود 150 منهای بهره 100 تومان. در واقع بازده سرمایه گذاری صفر نمی شود بلکه درست به اندازه بازده متناسب شده با ریسک می شود. دقت کنید که من تاکید کردم که "بازده اضافی" ناشی از پیش بینی صفر است. بازده اضافی یعنی چیزی بیش از بازده متناسب با ریسک دارایی
2) بلی مردم می دانند بانک سود ثابت مشخص می دهد. این که یک عده فقط در بانک سرمایه گذاری نمی کنند و سهام می خرند به خاطر بحث تبادل ریسک و بازده است. در واقع هر دو این ماجرا اطلاعات عمومی است ولی به دلیل تفاوت در زوج ریسک و بازده بانک و سهام هیچ کدام بر دیگری غالب نیست.
3) خود قیمت سهام مارتینگل نیست چرا که قیمت سهام باید با نرخ بهره متناسب با ریسک رشد کند ولی اگر این روند را بیرون بکشیم آن چه باقی می ماند مارتینگل است. به تعبیر دیگر بهترین تخمین زن از قیمت فردا به شرط مجموعه اطلاعاتی امروز همین قیمت امروز است (طبعا بعد از بیرون کشیدن روند قطعی).
4) وقتی بازار کارا باشد همین که افراد بدانند که دولت قصد دارد خودرو را حمایت کند یا هر سیاست دیگری فورا قیمت سهام خودرو جهش پیدا می کند و لذا دیگر جایی برای سود بردن ناشی از این اطلاع جدید برای کسی نمی ماند. طبیعی است که در لحظه اپسیلون پس از اعلام خبر قیمت ها جهش می کند و کسانی که سهام را از قبل داشتند سود می کنند ولی این سود تصادفی است (هنوز خبر اعلام نشده بود که کسی استراتژی اش را مبتنی بر آن کند) ولی به محض علنی شدن اطلاعات هر تصمیم مبتنی بر آن تفاوتی با ندانستن آن ندارد.
امیدوارم موضوع حل شده باشد.
امید نقشینه ارجمند - November 26, 2007 05:24 PM
Yeganeh :
موضوع جالبي رو مطرح كرديد...
در واقع مي تونيم بگيم كه مسير
Random Walk.... مسير موجود در فرضيه بازار كارا ميباشد
در اين بحث .. مباحثه نظريه هاي مختلف در مورد تئوري مصرف و درآمد ... جالب اينجاست كه بدانيم عنوز اقتصادانان جهان به دليل كمبود داده هاي آماري (حداقل از جنگ جهاني دوم شصت سال) هنوز نمي دانند تابع درآمد Random Walk هست يا خير....
خيلي بحث جالبي است! مرسي
كيف كردم!!! هه هه
Yeganeh - November 28, 2007 07:18 AM
امید نقشینه ارجمند :
سلام.
حامد جان، ممنونم که به نظرم توجه کردید. در سادهترین مدل میتوان هر فراورده مالی را پس از زمان مشخصی در آینده متغیری تصادفی فرض کرد که در اولین تقریب امید و انحراف معیارش (ریسکش) برای سرمایهگذاران اهمیت دارد؛ سرمایهگذاران اولی را دوست دارند و از دومی در هراسند!
بانک (در مدل ساده) ظاهراً فرآوردهای با ریسک صفر عرضه میکند. اگر طبق فرض شما کسی فرآوردهای با ریسک صفر و امید بیشتر از بانک عرضه کند، تنها میتوان نتیجه گرفت که بانک بیمشتری میماند، نه این که همه به آن سمت هجوم میآورند و به نظر من هنوز استدلال شما مخدوش است.
نکته دیگر اینکه برداشت صحیحتر از پیشبینی قیمت سهام این نیست که مقدار دقیق آن در آینده محاسبه شود. منظورم این است مردمی که با چیزی مانند پیشبینی وضع هوا آشنا هستند عموماً برداشتشان از پیشبینی قیمت آن چیزی نیست که شما گفتهاید.
واقعیت این است که در مدلهای ساده چیزی که مارتینگل فرض میشود قیمت سهام (پس از حذف نرخ بهره) نیست بلکه لگاریتم قیمت سهام است و در همین مدل ساده قیمت سهام مارتینگل نیست. (حرکت براونی مارتینگل است ولی e به توان حرکت براونی مارتینگل نیست.)
جایی در پاسخ گفتهاید «وقتی بازار کارا باشد همین که افراد بدانند که دولت قصد دارد خودرو را حمایت کند یا هر سیاست دیگری فوراً قیمت سهام خودرو جهش پیدا میکند و لذا دیگر جایی برای سود بردن ناشی از این اطلاع جدید برای کسی نمیماند. طبیعی است که در لحظه اپسیلون پس از اعلام خبر قیمتها جهش میکند و کسانی که سهام را از قبل داشتند سود میکنند ولی این سود تصادفی است (هنوز خبر اعلام نشده بود که کسی استراتژیاش را مبتنی بر آن کند) ولی به محض علنی شدن اطلاعات هر تصمیم مبتنی بر آن تفاوتی با ندانستن آن ندارد.»
شما میخواهید نشان دهید فلان تصور از اقتصادسنجی نادرست است و فرض میکنید بازار کارا باشد. چنین مدلی (و هر مدل دیگر) تقریبی از واقعیت است و قضایایی که در مدل درست هستند لزومی ندارد در پدیده طبیعی نیز برقرار باشند؛ استفاده از مدل محدویتهایی دارد. به نظر من این هم یکی از محدودیتهاست: اثر اخبار سیاسی و اقتصادی در قیمتها آنی و تعینی نیست و اقتصاددانها یا دیگر متخصصین مربوطه دقیقتر و سریعتر از غیرمتخصصین این مطالب را میفهمند و لذا چنین اثراتی با کمی تأخیر و به طور پیوسته ظاهر میشوند.
باز از توجه شما هم ممنونم.
حامد:
امید عزیز سلام مجدد و ممنون از توضیحاتت.
1) دارایی مغلوب در بازار باقی نمی ماند. اگر جایی دارایی با ریسک برابر با بانک ولی بازده بیشتر پیشنهاد بدهد فورا تقاضا برایش بالا رفته و قیمتش افزایش یافته و بازدهش درست با بانک در تعادل قرار می گیرد.
2) در مورد قیمت سهام فکر کنم هر دو یک چیز می گوییم و می فهمیم چه می گوییم. من هم گفتم که قیمت سهام مارتینگل نیست بلکه ساب مارتینگل است و این به دلیل وجود عنصر روند است. ضمن این که در این که قیمت روند براونی هندسی دارد (یا این که لگاریتمش براونی با روند مثبت است) اختلافی نیست ولی این فرقی در مساله ما نمی کند. اگر یک شبیه سازی مونت کارلو روی تحقق های فرآیند تصادفی با روند براونی هندسی انجام دهیم نهایتا میانگین آن ها همان قدر بازده دارد که یک دارایی با همان قدر ریسک و با بازده پیوسته برابر با روند آن فرآیند.
3) من نمی خواهم نشان دهم تصور از اقتصادسنجی غلط است بحث من به طور مرکزی روی نظریه بازار کارا است که تست های تجربی بسیار زیادی روی آن انجام شده و در برخی موارد رد و در برخی موارد تایید شده است. کتاب های متعددی مکانیسم کارا بودن بازار را توضیح می دهند و نشان می دهند که گاه حتی اطلاعات درونی هم نمی تواند کمکی به سودآوری بیشتر بکنند. البته طبیعی است که هر قدر سرعت واکنش بازار به اخبار بیشتر باشد و هر قدر چگالی متخصصان بازار بیشتر باشد بازار به بازار کارآ نزدیک است. لذا برای من خیلی عجیب نیست که تصور کنم کوچک ترین اطلاعی که مثلا راجع به بازار طلا تولید شود در چند ثانیه فوری روی قیمت منعکس نشده و اثر پیش بینی اش را از بین نبرد.
4) راستش نفهمیدم تصور مردم از اقتصادسنجی (که احتمالا تصور فنی هم نیست) چه قدر در مساله ما تاثیر می گذارد. مساله بازار کارآ این است که پیش بینی معمولا کمکی به بهبود عملکرد نمی کند. به عبارت دیگر استراتژی خرید پورت فولیوی بازار و نگهداری آن عملا بازدهی برابر با برخورد فعال با بازار تولید می کند.
امید نقشینه ارجمند - December 9, 2007 01:09 PM
امید نقشینه ارجمند :
سلام.
حامد جان، امیدوارم با نوشتنهایم تو را خسته نکرده باشم. ممنونم که توجه میکنی و جواب میدهی.
دیدگاه مردم در مورد پیشبینی قیمتها را از این جهت ذکر کردم که بگویم به عقیده من حتی مردم عامی نیز تصور نمیکنند اقتصاددانها بتوانند قیمتهای آینده را بهطور دقیق بفهمند و این چیزی از است که شما در ابتدای نوشتهتان به «خیلی از مردم» نسبت دادهاید.
در هر صورت به نظر میرسد بحث اصلی شما بازار کارا است. آنچه من در مورد مارتینگل نبودن قیمتها گفتم به خاطر وجود روند نیست. شما فرض کنید نرخ بهره صفر باشد یا معادلاً آن را حذف کرده باشیم. در این صورت در مدل مورد بحث لگاریتم قیمتها یک حرکت براونی فرض میشود و برای شناختنش باید بدانیم مقدارش در لحظه صفر و واریانسش تغییراتش بعد از یک واحد زمانی چیست. حرکت بروانی مارتینگل است ولی e به توان حرکت براونی مارتینگل نیست بلکه سابمارتینگل است و لذا امیدش رو به افزایش است و مقدار واریانس یادشده در مقدار افزایش مؤثر است. طبیعی است که یک ریاضیمالیکار با استفاده از دادهها میتواند تخمین بهتری از این واریانس به دست آورد تا یک فرد عامی و در نتیجه بهتر سرمایهگذاری کند.
حامد: سلام امید جان! آقا چه خستگی. من استفاده می کنم.
فرض خوبی کردی که روند را بگذاریم کنار تا بحث راحت تر شود. من البته متخصص معادلات دیفرانسیل تصادفی نیستم و حتما دانش شما از من خیلی دقیق تر است. من بیشتر سعی می کنم تا از زاویه تعادل اقتصادی به قضیه نگاه کنم.
اگر دست فهمیده باشم نکته شما این است که چون قیمت حرکت براونی هندسی است در واقع ما یک ای به توان کل حرکت براونی را داریم که یک عبارت دارد که حد قدم زدن تصادفی است و لذا می تواند مثبت و منفی شود و یک عبارت واریانس که همیشه مثبت است و هر قدر بیشتر باشد انتظار قیمت در دوره های بعدی بیش تر می شود.
و چون مدل ساز می تواند واریانس را بهتر تخمین بزند می تواند سهامی با انتظار رشد قیمت بالاتر پیدا کند. تا این جا کاملا درست است ولی امر نسبتا بدیهی است برای این که کل بحث نهایتا می رسد به چارچوب تبادل ریسک و بازده در اقتصاد مالی. اصولا وقتی از بازده بالاتر صحبت می کنیم همیشه واریانس را ثابت می گیریم (یعنی در یک کلاسی از دارایی ها که واریانس برابر دارند دنبال دارایی با بازده بالاتر هستیم و به این می گویم بازده اضافی) اگر شما ریسک و بازده را با هم افزایش دهید در واقع بازده اضافی خاصی به دست نیاورده اید و هر چه دریافت می کنید در واقع پاداش تلاطم (واریانس) است.
این موضوعی که اشاره کردید در سری های زمانی مالی به خوبی قابل مشاهده است. مدل آرچ (و گسترش های بعدی آن) سعی کردند تا تلاطم های محلی سری زمانی بازده را مدل کنند و هر جایی که تلاطم محلی بالا می رود (واریانس زیاد می شود) میانگین هم بالاتر است. (چون دارایی غیرجذاب تر می شود و قیمتش افت می کند و بازده بالاتری می دهد).
امید نقشینه ارجمند - December 17, 2007 09:43 AM
آرش :
باسلام خدمت حامد قدوسی عزیز. اگر اجازه دهید مختصری در مورد مارتینگل بودن قیمتها صحبت کنم. من خیلی بلد نیستم ولی اینقدر میدانم که در مدل ساده بلک-شولز، فرض کنید که بازده سهام با نرخ تورم(سود بانکی) برابر است. اگر ۱ واحد پول در بانک بذاریم، در زمان t،
exp(rt
در بانک داریم. اگه مقدار پول داخل بانک رو واحد قیمتگذاری هر چیزی قرار بدیم، قیمت سهام یک مارتینگل میشه. به این کار تغییر واحد ارزش (change of numerqire)
میگیم. این همون جذف رونده که شما گفتید. اینجا قیمت سهام مارتینگل است و نه یک زیرمارتینگل محض.
اما در مدلهای پیجیدهتر بلک-شولز، قیمت سهام حتی با این جادوگریها هم مارتینگل نخواهد شد. بلکه یک مارتینگل موضعی است که در بهترین وضع یک زیر مارتنگل است. مثلا در مورد مدل ضریب نوسان تصادفی(stochastic volatiliy).
آرش - February 5, 2008 12:06 AM
:
اقاي قدسي سلام
نظرشمادرمورداين مطلب چيست.
به همان اندازه كه ارزش رابتوان به عنوان ارزش
فعلي منابع آتي بيان كرد
ارزيابي مستلزم اندازهگيري منافع آتي وسپس محاسبه ارزش
فعلي اين منافع مي باشد
Anonymous - February 7, 2008 08:11 AM
TimuM :
When people are saying something, that you don’t like, don’t argue with them, just stop paying attention
TimuM - April 9, 2008 12:52 PM