« خاکریز اقتصاد | صفحه اول | پراکنده هایی در باب کتاب »

14 دی 86

تحصیل اقتصاد در ایران

یک سوال همیشگی و در عین حال جدی که با آن بسیار مواجه شده ام این است که آیا برای تحصیل اقتصاد مستقیما از لیسانس اقدام کنیم یا فوق لیسانس را در ایران بخوانیم و بعد برویم؟ فکر کنم طرف مثبت رفتن از مقطع لیسانس به اندازه کافی روشن است: ورود به جامعه خارجی در سن پایین تر، از دست ندادن سه سال وقت و گرفتن سریع تر مدرک دکترا، شانس بسیار بالاتر برای ورود به دانشگاه های خوب در مقطع دکترا و ...

حالا می خواهم با مشاهداتی که در این چند سال داشته ام (و البته منحصر است به دانشکده اقتصاد شریف و لذا ممکن است قابل تعمیم نباشد) برخی جنبه های مثبت تحصیل فوق لیسانس در ایران را از دید خودم بگویم. باید روشن کنم که این جنبه ها وقتی معنی دارد که هدف نهایی فرد برگشتن به ایران و مشارکت عملی در بهبود سیاست گذاری اقتصادی باشد و گرنه از دید من برای کسی که قصد ماندن در خارج از ایران را دارد گزینه کاملا برتر رفتن هرچه سریع تر (شاید حتی در مقطع کارشناسی) است.

1) تحصیل در ایران به زبان مادری است. هر قدر هم زبان بدانید آموختن یک رشته جدید به زبان خارجی مشکل تر از آموختن آن به زبان فارسی است. تحصیل به زبان خارجی بخشی از انرژی ذهن را که باید صرف تمرکز روی جنبه های فنی موضوع می شد را صرف جنبه های زبانی می کند.

2) تجربه من می گوید آموزش اقتصاد در مقطع تحصیلات تکمیلی مستقیما از سطح پیش رفته شروع می شود. این واقعیت دو پیامد دارد:

2-1) برخی جنبه های شهودی و عملی مباحث اقتصادی که مربوط به سطح لیسانس یا اوایل فوق لیسانس است کم تر پوشش داده می شود.

2-2) در ایران ممکن است سطح دروس به نسبت خارج پایین تر باشد ولی زمان بیش تری روی مفاهیم صرف می شود. مثلا دانشجوی ایرانی ممکن است ده ها تمرین در باب استخراج تابع تقاضا برای شکل های مختلف تابع مطلوبیت حل کند و به ریزه کاری های این موضوع مسلط شود. در حالی که در یک کلاس پیش رفته ممکن است نصف جلسه راجع به تئوری های مربوطه وقت صرف شود و یکی دو مثال هم بیشتر حل نشود. مثال دیگرش در درس اقتصادسنجی است. در یک درس اقتصادسنجی پیش رفته تمرکز بیش تر روی جنبه های نظری مساله است و کسی به دانشجو یاد نمی دهد که چه طور یک مدل ساده سری زمانی بسازد و با رایانه شبیه سازی کند و متوجه ریزه کاری های آن باشد. به عبارت دیگر در خارج فرد ممکن است مفاهیم بیشتر و جدیدتر و پیش رفته تری را بیاموزد ولی دانشجوی داخل ممکن است مفاهیم ابتدایی را بهتر یاد بگیرد.

3) حدسم این است که سطح متوسط استعداد و انگیزه دانشجویانی که حداقل در شریف دیده ام به نسبت یک برنامه سطح متوسط متمایل به خوب خارج بالاتر باشد. طبیعی است که اگر دانشجوی فوق لیسانس در هاروارد و ام آی تی و شیکاگو و ال اس ای باشید این حرف صادق نیست ولی برای برنامه های پایین تر ممکن است درست باشد.

4) بسیاری از مباحث در ایران در مرحله ابتدایی قرار دارند و پایان نامه هایی که راجع به آن ها نوشته می شوند ادبیات موضوع را خوب باز می کنند. اگر کسی علاقه مندانه در این جلسات شرکت کند دانش وسیعی راجع به حوزه های مختلف اقتصادی پیدا می کند. حال آن که تحقیقات در خارج تخصصی است و اگر کسی تحقیقی خارج از حوزه تخصصی خود را گوش کند معمولا چیزی متوجه نمی شود یا دانش پایه ای کسب نمی کند. به نظرم بهره وری یادگرفتن از تحقیقات بقیه (البته اگر تحقیق خوبی باشد) در ایران بالاتر است.

5) در مقایسه با اروپا (آمریکا را مطمئن نیستم) اساتید اقتصاد در ایران بیش تر درگیر مسایل سیاست گذاری و عملی هستند و لذا دانشجویی که فوق لیسانس می خواند درک بهتری از مسایل واقعی اقتصاد خصوصا در ایران کسب می کند که می تواند در دوره دکترا روی آن ها فکر کند.

ایران که بودم جمعی از دوستان دانشگاه الزهرا دعوتم کردند تا برای گروهی از دانش جویان راجع به تفاوت های آموزش و تحقیق اقتصاد در ایران و خارج صحبت کنم. من تعداد محدودی اسلاید آماده کردم تا بحث را با ان ها پیش ببرم که آن ها را این جا گذاشته ام. شاید حرف های داخل اسلایدها مکملی (از زاویه نقد وضع موجود) برای حرف های قبلی این پست باشد.



   نظرات

علی :

لطفا در مورد مدیریت اقتصادی هم بنویسید...مثلا برای وزیر اقتصاد شدن یا ریاست بانک مرکزی یا مدیریت بانک خصوصی چقدر باید با دانش اقتصاد آشنا بود...باید حتما اقتصاددان باشی(یعنی بتونی نظریه بدی) یا آشنایی با مفاهیم هم کفایت میکند؟

 

:

agha dastet dard nakoone
kheili moofid bood

 

atieh :

دکتر نیلی همیشه می گویند که یک بار اقتصاد را به زبان مادری بخوانید بعد به زبان دیگری !
یکی از بچه ها به اونهایی که قصد رفتن و بازگشت دارند می گفت اگه اقتصاد هم نخوندی و اگه حوصله ی فوق خوندن اینجا رو نداری ، حداقل قبل از رفتن سر کلاس اقتصاد ایران دکتر نیلی بنشین .، به عبارت دیگر کسی که قصد بازگشت دارد ، باید با فضای ایران تا حدودی آشنا باشد تا بعد از بازگشت افسردگی نگیرد !!

 

محمدرضا فرهادی پور :

سلام
به نظرم در حالت کلی سطح دروس در ایران پایین تر نیست و در این زمینه بهتر است که دسته بندی هایی صورت گیرد. استادانی در ایران هستند که اقتصاد را هم سطح با همان ممالک متمدنه تدریس می کنند.
حامد یک قول و قراری با هم داشتیم. یادت نرفته؟

حامد: محمدرضا سلام. من حوزه های دیگر را نمی دانم ولی در باب خرد و اقتصاد مالی مطمئنم که فاصله نجومی است و بحثم هم در کل حول مباحث خرد بود.

دقیقا یادم نرفته. این پست هم به نوعی اشاره به قول و قرارمان بود.

 

:

salam
mikhastam lotf konid begid ke lisanseye eghtesad az daneshgahe alame tabatabayiye tehran che shoghli ba che dar amadi mitavanad dar canada begirad ba tashakor

 

پویان :

سلام،
پست بسیار جالبی نوشتی و فکر می کنم مطلب خیلی بیشتر جای بحث کردن داشته باشد. تفاوت کیفیت اساتید بین ایران و کشورهای پیشرفته علمی، نه صرفا در معلومات اقتصادی بلکه در نوع تدریس، انرژی و علاقه به پژوهش و ایجاد انگیزه در دانشجویان و حتی نوع سلوک آکادمیک، فاکتورهایی اند که شاید بر خروجی تحصیلی دانشجو (در هر مقطعی) اثر قابل توجه ای بگذارد.
این دست تفاوت های در خروجی بین اساتید فارغ التحصیل دانشگاه های متفاوت (حداقل در حوزه فنی - مهندسی) کاملا مشخص اند.

 

مرتضی :

- چنانکه در صفحات پاورپوینت هم آمده است دقیقاً تمرکز اغلب دانشجویان ایرانی بر کارهایی است که بیشتر در قالب اقتصادسنجی کاربردی قرار می گیرند. متاسفانه علت اصلی آن علی رغم آنچه که اول به نظر می رسد راحتی کار را در این بخش است. کافی است یک مدل اقتصادی حتی بدون پشتوانه نظری را آماده و داده های آنرا گیر بیاورید و بریزید داخل دستگاه و نتایج را ارائه کنید. معمولاً نه ما می فهمیم برنامه کامپیوتری چگونه کار می کند و نه می فهمیم مکانیزم برآورد چیست و نه البته بسیاری از اساتید می دانند. کافی است در حالی که یک تیپ همه چیز بلد بگیرید و در حالی که خودتان هم نفهمیده اید به استادتان بگویید مثلا از روش تعمیم یافته گشتاورها برای برآورد استفاده کرده اید. او دیگر با شما هیچ بحثی نخواهد کرد چون اساساً خودش هم نمی داند این روش چیست؟ این راحت ترین کار در ایران است و متاسفانه محیط دانشگاهی ایران هم این سیگنال را می دهد.اقتصاد سنجی چون بسیار کمتر در مورد درستی یا نادرستی روش برآورد بینمان دعوایی ایجاد می کند، مطلوب همه است. هیچ کس دنبال این موضوع نیست که یک مدل اقتصادسنجی مناسب تقریباً 30 آزمون تشخیص را پشت سر بگذارد.
- از سوی دیگر اگر بخواهیم یک کار تحلیلی مثلا در اقتصاد خرد انجام دهیم واقعاً در افتادن با دیو است. ساخت یک مدل نظری پایه از کارگزاران و اهداف آنها و تعامل میان اهداف و تاثیر پارمترهای مختلف و در نهایت Agreagate کردن کار چندان ساده ای نیست. این در حالی است که باید با اساتید هم در بیافتی چون الزاماً آنها هم در مباحث پایه ای و الگوسازی های اینچنینی مشکل دارند. این افراد چون اصولاً متدولوژی بحث را هم چندان خوب نمی دانند ممکن است حتی به فروضی همچون رقابت کامل هم اشکال بگیرند! هزار جور فرض و روش و راهکار و حل می توان از دل چنین برداشتهایی بیرون آورد که همین دقیقاً مبنای مشاجرات زیادی است. همواره باید به دیگران توضیح دهی که فرد یا بنگاه مورد نظر در الگوی نظری همان من و تو دقیقاً نیستیم. چنین کارهایی واقعاً سخت است و در ایران به خصوص دل شیر می خواهد.

 

:

به نظر من مهم ترین کار برای ایران الان نجات جمهوری اسلامی از دست حزب اللهی های چپ است که برای اهداف خود می خواهند از جمهوری اسلامی استفاده ی ابزاری برای مقابله با اقتصاد آزاد بکنند. به نظر من این تفکر پشت سر حسین درخشان و دوستانش بسیار در ایران دارد فراگیر می شود چون این را راهی یافتند تا عقائد رادیکال خود را به صورت منظقی توجیح کنند. پست اخیر حسین درخشان این تفکر بازگو می کند.
http://i.hoder.com/archives/2008/01/080105_016746.shtml

 

Ali :

Salam
ye shebahat beine shoma va aghaye ahmadi nejad hast
va on inke har do fekr mionid kheili raje be hame chi ostdid va dar morede hame chiz nazar midid.
dar zemn har do kheili ehsase mohem boodan mikoniddddddd
faghat adamaye kochak intorind...

حامد: سلام. دوست عزیز آقای احمدی نژاد را نمی دانم ولی من فقط راجع به یک حوزه نظر می دهم و آن هم اقتصاد است که زمینه تخصصی ام است.

 

محسن :

اقاي قدوسي قول زياد ميده من كه چشم به اين صفحه خشك شد
خطاب به اقاي فرهادي پور

 

dr jack :

آقا قبلا یک کمی عامه فهمتر می نوشتیا!

 

:

جلسه بسیار خوبی بود و برای من انگیزاننده، به سهم خودم تشکر می کنم. جلسه ها و صحبت ها و بحث هایی به این «شیوه» هستند که باعث صبوری در مقابل بعضی خشکی های درس می شوند!

 

حورا لواسانی :

آن بالایی منم!

 

mohsen :

سلام.منم كارشناسي اقتصاد ميخونم داشتم سرچ ميكردم اتفاقي سر از اينجا درآوردم.مطالب جالبي بود اما مسئله اينه كه متاسفانه افراد زبده معمولارشته هاي فني رو انتخاب ميكنن من خودمم وقتي وارد اين رشته شدم فكر كردم اشتباه كردم اما وقتي همزمان نرم افزار كامپيوتر خوندم ديدم علاقم به اقتصاد بيشتر البته در زمينه هاي فني اختراعاتي هم داشتم ولي دوست دارم خلاقيتم در زمينه اقتصاد باشه حالا راهنمائي ميخوام كه بدونم براي ارشد بايد كدوم دانشگاه رو انتخاب كنم البته غير از دانشگاه هاي داخلي.

 

:

سلام قبل از هر چيزي متشكر كه جايي مجازي بوجود اورديد تا بتونيم تا حدي بحث كنيم.ميخواستم بگم كه ما هر كدام با سطح علمي متفاوت وتحصيل كرده در نقاط ودانشگاهاي مختلفيم شايد بهتر باشه به جاي ايراد گيري از هم مثل انسانهاي سازنده اين به هم پريدن ها رو تبديل به طوفان مغزي كنيم تا ديد بهتري پيدا كنيم

 

پیام :

درود
وبسایت خوبی داری وقت کردی به من هم سری بزن.
خوشحال میشم از نظرات شما در بهتر شدن سایت خود استفاده کنم.
www.naghmeyevargha.blogfa.com

 

بابک :

با سلام به دوستان من دانشجوی اقتصاد کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات هستم که مثلا اساتید خوبی دارد ولی الان فکر ترک تحصبل دارم چون وقتی به استاد مثل به اصطلاح استاد معمار نژاد که مدیر گروه هست حتی نمیفهمه چطوری باید حرف بزنه با دانشجو چه اقتصادی؟؟وقتی میگه اینجا آمریکا نیست که من به دانشجو احترام بذارم چه اقتصادی؟؟؟؟؟ برادر من کدوم اقتصاد تو این مملکت هر کاری کنی فقط اتلاف وقته و بعدشم افسردگی که عمرم دفت و.....

 

رضا :

سلام وبلاگ جالبی اول اینکه به قول دوستمون به جای اینکه به هم بپریم بهتره با هم بپریم
من دانشجوی ارشد اقتصاد دانشگاه یزد هستم ببینید در ایران هم امکانات و اساتیدی که در حوزه اقتصاد مالی و مباحث تئوری و نظری علم اقتصاد حرفی برای گفتن داشته باشند هم هستند ولو اندک نمونه اش اقای دکتر بخشی از اساتید برجسته دانشگاه یزد یا آقای دکتر دلالی از دانشگاه اصفهان که معتقدم به علم اقتصاد کاملا اگاه و عالم اند بر خلاف بسیاری از اساتید دیگه. همین

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007