« تحصیل اقتصاد در ایران | صفحه اول | انواع ایمیل ها »

16 دی 86

پراکنده هایی در باب کتاب

1) سال دوم راهنمایی بودم و پدرم داشت می رفت سفر. ازش خواستم از تهران برایم کتاب بیاورد (الان وضع بهتر شده ولی زمان ما در شهرستان ها معمولا فقط سه نوع کتاب در کتاب فروشی ها پیدا می شد. یکی حل المسایل، دوم ذبیح الله منصوری و سوم شعرهای مهدی سهیلی!). با یک کارتن کتاب برگشت که کتاب هایی مثل "از ریاضیات خود مطمئن شوید"، انواع پرویز شهریاری، زیست شناسی به زبان ساده، یک کتاب هندسه فضایی دست نویس (حروف چینی نشده) و ... این کارتن کتاب تا مدت ها من را تغذیه کرد و البته فهم برخی شان تا دبیرستان برایم مشکل بود. از پدرم پرسیدم از کجا این کتاب های خوب را پیدا کردی؟ گفت رفتم انقلاب و به یکی از کتاب فروش هایی که از قدیم مشتری اش بودم ماجرا را گفتم. کتاب فروش گفته بود برو و یکی دو ساعت دیگر بیا و من خودم گزینش لازم را انجام می دهم. انصافا هم گزینش خوبی کرده بود. سال ها از این ماجرا گذشت و من دانشجو شدم و سعی کردم همین قضیه را (البته بدون کمک کتاب فروش) برای برادرهایم تکرار کنم. بارهای بار رفتم انقلاب و هرگز نتوانستم کتاب هایی مثل آن چیزهایی که خودم در دوره راهنمایی و دبیرستان خوانده بودم پیدا کنم. دلیلش روشن بود: انقلاب به تسخیر کتاب کمک درسی و کنکور درآمده بود.

2) در کنفرانس مدیریت دکتر نیلی در باب تعادل بد بین دولت، مصرف کننده و صنعت صحبت کرد و شنوندگان هم سوالات مرتبط را شروع کردند که 90% آن راجع به این بود که چرا نقش فرهنگ در این ماجرا دیده نشده است (آن 10% هم مربوط به یکی از اساتید دانشگاه بود که می خواست ببینید دکتر نیلی از مدل PEST ! در کارش استفاده کرده یا نه!). من هم از کوره دررفتم و دعوا شروع شد. یکی از آقایان با تجربه تر از من بعد از جلسه بحث را ادامه دادند و گفتند تو که می گویی مطالعه درست و درمانی درباب تاثیر عوامل فرهنگی بر رشد صنعتی انجام نشده آیا از انبوه کتاب های نوشته شده در این زمینه خبر داری؟ گفتم مثلا "جامعه شناسی خودمانی"؟ گفت بلی! و البته کتاب های دیگری مثل ... (بعدا فهمیدم ... را اخیرا یکی از دوستان قدیمی ام نوشته و چیزی است در مایه های همان جامعه شناسی خودمانی). پیش خودم فکر می کردم که اگر ما یک سری کتاب پایه ای و عامه فهم خوب در باب علوم انسانی داشتیم که مقدمات علمی و متدولوژیک جامعه شناسی و روان شناسی و اقتصاد و مردم شناسی را بهمان یاد می داد آن وقت مردم فرق بین یک تحقیق معتبر در این حوزه ها و کتاب هایی که 67 خصوصیات ایرانیان را در 48 صفحه (آمیخته به چاشنی شعر و ضرب المثل) تحلیل و نتیجه می کنند را می دانستند. (چیزهایی مثل سری For Dummies or Complete Guides for Idiots).

3) به عنوان یک Idiot در حوزه هایی مثل ریاضی و زیست شناسی رفتم انقلاب که ببینم چیز جدید هیجان انگیزی آمده که بگیرم. مشخصا دنبال کتاب های خوبی در باب فرآیندهای تصادفی و کتاب های پایه ای در حوزه علوم عصبی و تکامل می گشتم. قفسه کتاب های ریاضی و اقتصاد را نسبتا خوب می شناسم چون معمولا هر دو سه ماه یک بار سری به آن ها می زنم. هر چه گشتم هیچ چیز دندان گیری پیدا نکردم (دفعات قبل هم پیدا نکرده بودم). آن قدیم ها جایی بود به اسم مرکز نشر دانشگاهی که هر کتابی که چاپ می کرد مطمئن بودی که ارزش خواندن دارد. سعی کردم ببینم آیا می توانم همان روش قدیمی را ادامه دهم؟ بی فایده بود. در عوض قفسه پر بود از انواع کتاب های صرفا "مقدماتی" این حوزه ها که ناشران غیرتخصصی چاپ کرده بودند و هیچ رغبتی را بر نمی انگیخت. بر اساس مشاهدات چندبار اخیر ظاهرا متاسفانه باید نتیجه گیری کنم که تولید کتاب علمی (حداقل در حوزه های مورد علاقه من) با کیفیت مدت ها است که متوقف شده است (آیا به این دلیل که دیگر اکثر دانشجویان کتاب زبان اصلی می خوانند؟)

4) بازار کتاب و راسته کتاب فروشی های خیابان انقلاب یک سرمایه فرهنگی برای نسل ما و خصوصا نسل قبل از ما بود که این طور که من می بینم دارد کاملا از بین می رود. کتاب فروشی های فرهنگی تقریبا به طور کامل به زیرپل کریم خان منتقل شده اند و این خودش جای شکر دارد که این رده کتاب ها از گزند کمک درسی و کنکوری و پیام نوری محفوظ مانده است ولی من این بار بدجوری نگران بازار کتاب های علمی خصوصا برای نوجوانان و برای افراد غیرمتخصص شدم که انگار عمرش مدت ها است که تمام شده است. دلیلش را می فهمم و نیازی به گفتنش نیست ولی به این فکر می کنم که با این وضع چه بر سر نسل های جوان تری می آید که دوست دارد فراتر از سطح فعلی بازار چیزهای عمیق تری بخواند و فکرش را منسجم کند. احتمالا در شرایطی که مکانیسم بازار اجازه تولید این تیپ کتاب ها را نمی دهد دولت می تواند (می تواند؟) با توجیه اثرات بیرونی سرمایه گذاری روی تولید کتاب های عمیق وارد ماجرا شود (شاید چیزی شبیه به تجربه کانون پرورش فکری) ولی این دولتی که من می بینم فعلا دغدغه های دیگری دارد. من جوابی ندارم ولی موضوع برایم سوال جدی است که بلاخره چه کار می شود کرد که چرخ تولید انبوه کتاب های مفید و پرمایه و اندیشه برانگیز و ذهن تربیت کن علمی در این کشور دوباره راه بیفتد و ما دوباره چیزی مثل انتشارات فرانکلین یا علمی فرهنگی را ببینیم.


   دنبالك

دنبالك اين نوشته:
http://www.maryammomeni.com/cgi/mt/mt-tb.cgi/635


   نظرات

:

اوه، چقدر نتيجه گيري شتابزده بر اساس دو تا و نصفي تجربه شخصي و محدود. مشكل شما خيلي ساده اين است: رفته ايد كتابفروشي و انگار كه در كتابخانه باشيد، رفته ايد سراغ قفسه ها، آنهم بر حسب موضوعات كلي. خب، مساله اين است كه شيوه شما زيادي قديمي است. يعني در شرايط امروز كاملا ناكارآمد است، چون زمان پدر شما، تعداد كتاب هاي انتشار يافته در حوزه هاي موضوعي، خيلي محدود بوده است، آنقدر كه يك كتابفروش هم سر از كم و كيف ‌شان در مي آورده اما امروز آنچنان حوزه هاي موضوعي پيچيده و متنوع است كه عملا سيستم جستجوي راه رفتن ميان قفسه ها به هيچ وجه جواب نمي دهد، آنهم نه در كتابخانه و در كتابفروشي. اما راه حل: در سايت‌هاي متعدد خريد كتاب جستجو كنيد، سايت هايي كه جستجوهاي پيشرفته اي دارند و كتاب هاي تازه چاپ شده را هم لحاظ مي كنند. در ضمن، اگر ايران بوديد، كتاب ماه ها در حوزه هاي مختلف، به خصوص آن فهرست چندصفحه اي انتهايشان به علاوه نشريه هفتگي كتاب هفته (روزنامه مانند است و كتاب هاي تازه چاپ شده در حوزه هاي مختلف را معرفي و احيانا نقد مي كند)، تا حد زيادي وافي به مقصود بود.

حامد: سلام

1) اولا ممنون که موضوع جست و جو در سایت های اینترنتی را به من یادآوری کردید. راستش هیچ وقت آن را جدی نگرفته بودم و فکر کنم از این به بعد باید بیشتر روی آن حساب کنم.

2) من سعی کردم ماجرا را شبیه سازی کنم. یعنی از روش شما استفاده کردم. سایت کتابخانه ملی و سایت هایی مثل آی کتاب را نگاه کردم و روی موضوعی که دوست داشتم جست و جو کردم. نتیجه خب گسترده تر از چیزی بود که من دیده بودم ولی این تفاوت اندک بود.

3) بلاخره انقلاب مرکز کتاب این کشور است. من یک یا دو کتابفروشی را سر نمی زنم. وقت می گذارم و اکثر کتاب فروشی های مرتبط با موضوع را می بینم و با دقت تک تک قفسه هایشان را نگاه می کنم. بلاخره این کتاب هایی که می گویید در اینترنت هست باید جایی در قفسه یکی از کتاب فروشی ها یافت شود. اگر آدم 10 کتاب فروشی بزرگ و معتبر شهر را سر بزند و همان کتاب هایی که پارسال دیده را دوباره ببیند چه نتیجه ای باید بگیرد؟ آیا کتاب های جدید به شیوه ای جدید توزیع می شوند؟

4) در مورد کتاب هفته موافق هستم. ایران که بودم مشتری ثابتش بود.

 

somy :

منظورتون از این که "مکانیسم بازار اجازه تولید این تیپ کتاب ها را نمی دهد " یعنی چی؟
نداشتن مخاطب کافی؟ سوددهی کم تر در مقابل کتاب های امتحانی؟ نداشتن نویسنده ی درست و حسابی در داخل کشور؟
سوال دیگه اینه که اگه مشکل ما تلفیقی از این ها باشه دولت دقیقاً چه طور باید مشکل رو حل کنه.
برنامه ریزی دراز مدت؟
در شرایط ناپایدار سیاسی و اجتماعی و اقتصادی فعلی این کار به نظر امکان ناپذیره.
شاید تنها راه عملی ممکن برای نسل ما پناه بردن به همون کتاب های زبان اصلی باشه.
شما خودتون چرا برای شروع یک کتاب با همین ویژگی هایی که گفتید در زمینه ی تخصص خودتون نمی نویسید؟
ریسک بالا؟ نبود ناشر علاقه مند برای چاپ کتابتون؟ نداشتن اطلاعات یا توانایی کافی برای نوشتن کتاب؟
یا حتی نبود مخاطب؟

 

سولوژن :

در مورد ۳: آیا اعتقاد داری که کتاب‌های تخصصی لازم است تالیف یا ترجمه شوند در حالی که شاید پانصد خواننده هم نداشته باشند؟

در مورد تکامل، یک مشکل کمینه این است که خیلی از کتاب‌های درباره‌ی تکامل (علم برای عوام؛ و نه برای زیست‌شناسان) خیلی خداپسندانه(!) نیستند.

 

:

متاسفانه تولید و نشر کتاب در حال حاضر مثل تولید فیلم در سینما ها شده که تقربا همه از یک موضوع متعارف که مد شده استفاده می کنند (احتمالا به خاطر ترس از گیشه).هرچند که من از کتاب های ترجمه شده خیلی لذت نمی برم(مخصوصا در اقتصاد) ولی فکر می کنم بهترین راه کمک خواستن از مترجمین خوب باشه که وزن بیشتری به اینگونه کتابها بدهند.

 

شهریار :

این احساس را دارم که بازار کتاب ما (ترجمه) اصولا هیچ ارتباط منطقی با جو کتابهای تو بورس جهانی ندارد و خیلی کتابهای اساسی (و جریانت متناسب با آنها) ممکن است کلا به فضای ما راه پیدا نکند.

به هر حال خیلی دوست دارم که یک چیزی مشابه بالاترین برای کتاب داشته باشیم (اختصاصی)، شاید اگر مهدی در بالاترین را یک کم هل بدهیم این کار را بکند.

من که شخصا در بحث کتاب به توصیه آدمها توجه ویژه دارم.

 

:

به سايت دانشگاه تهران (http://www.ut.ac.ir) هم سري بزنيد، در قسمت پيوندها، بر روي جستجو در كتابخانه ديجيتال كليك كنيد و و جستجو و الخ؛ ايضا جستجو در همه دانشكده هاي دانشگاه تهران هم به وسيله گزينه اعمال محدوديت در همان صفحه قابل دسترسي است. البته خود كتابخانه مركزي خيلي غني تر است؛ به ويژه در كتب فارسي چراكه كتابخانه مركزي دانشگاه تهران يكي از پنج كتابخانه اي در ايران است كه وزارت ارشاد يك نسخه از كتب تازه منتشر شده (در حوزه هاي وسيع و متنوع دانشگاهي) را برايشان ارسال مي كند (يكي ديگرشان كتابخانه آستان قدس است، كتابخانه ملي و غيره)

 

ندا :

کانون پرورش فکری, فکر می کنم از زمان نوجوانی ما کتاب تازه ای چاپ نکرده و خیلی هنر کند همان ها را تجدید چاپ می کند! تازه بعضی های شان هم دیگر پیدا نمی شود که برای بچه های مان بخریم!

 

مسعود :

به نظر من قسمت مهمی از این موضوع همان مکانیزم بازار است. چطور است که همه چیز پیشرفت کرده و دگرگون شده ولی مکانیزم بازار نه در حوزه کتاب بلکه در بسیاری از زمینه ها هنوز سنتی است. این موضوع منحصرا در ایران نیست و در کشور های توسعه یافته هم به راحتی دیده می شود. مکانیزم سنتی بازار برای مبادله تعداد محدودی از کالا ها و گروه خاصی از کالاهای غیر تخصصی کارامد است نه برای بازار که تنوع کالاهای آن نسبت به قبل، انفجار گونه است و تخصص مشتری در امر خرید بالا است. من روی این حوزه در حال تحقیق هستم و شاخه ای از حوزه طراحی مکانیزم ها است. امیدوارم طی چند ماه آینده نتایج جالبی برایتان ارائه کنم.

 

:

علي شهاب: راستش را بخواهيد من از خواندن اين مطلب و کامنت هاي اش احساس کردم که شايد دوستان خيلي از فضايي که در ميان جوانان و نوجوانان هم سن و سال من اطلاع نداشته باشند. من حرف حامد را در مورد مکانيسم بازار کاملا قبول دارم.من در مورد مشاهدات خودم حرف مي زنم. در ميان هم سن و سال هاي من علاقه به مطالعه به شکل عجيب و غريبي پايين است و تازه آن هايي هم که به مطالعه علاقه دارند بيشتر دنبال ادبيات هستند تا خواندن کتاب هاي جدي عاوم انساني. يادم هست که در دوران تحصيل هر وقت مي خواستم راجع به يک موضوع جدي با بچه ها حرف زبنم سريع موضوع عوض مي شد و به سمت مسائل عامه پسندانه تري مثل فوتبال مي رفت. من واقعا دليل اين عدم علافه را هم نمي دانم. در مورد بچه هاي الان مي شودگفت که شايد بازي هاي رايانه اي، تلويزيون، اينترنت و ... باعث جابه جايي اولويت آن‌ها از مطالعه باشد، ولي در مورد دوستان من که بايد علاقه هاي شان سال‌ها پيش شکل گرفته باشد چطور؟
شايد يک علت عدم علاقه ايراني ها به خواندن مطالب جدي اين باشد که ما از بچگي ياد مي گيريم که خودمان را در هر زمينه اي کارشناس بدانيم و هيچ وقت هم دنبال سنجش اعتبار عقايدمان نباشيم. به هر حال کتاب نخواندن (يعني مشکلي فراتر از کتاب جدي نخواندن) فاجعه اي فرهنگي است که دارد در کشورمان اتفاق مي افتد و مطمئنا پايان خوبي هم نخواهد داشت. در مورد اولويتهاي اين دولت هم فقط يک مثال بزنم که در دوران رياست مدير منصوب اين دولت در دانشگاه اميرکبير، کانون کتاب دانشگاه (که جايي است پر از کتاب‌هاي جدي علوم انساني) به بدترين نقطه دانشگاه منتقل شد که از ديد دانشجويان تا حد امکان دور بماند و يک وقت باعث گمراه شدن آن‌ها نشود!

 

ابراهیم رضائی :

جرا کتاب خوب چاپ نمی شود؟
1- تولیدکننده بدنبال حداکثر کردن سود خود است و بازدهی سرمایه گذاری در بخش کنکور بیشتر است.
2- در بخش دانشگاهی اساتید عمدتا تمایل دارند از جزوه های قدیمی خود برای تدریس استفاده کنند.و کمتر بدنبال مطالعه ومعرفی آن به دانشجویان هستند.
3- بخش مصرف کننده که دردانشگاهها باشند در اقتصاد دست کم 20سال از مراکز معتبر جهانی عقب هستند .
4- کارهای تحقیقی عمدتا به هم شباهت دارند (از نظر متن) و بیشتر آنهافقط از نظر اسم موضوع با هم متفاوتند.

 

حورا لواسانی :

کتاب به دست گرفتن من هم همین طوری شروع شد. دوازده ساله بودم که یک روز گنجه ای پیدا کردم که پر بود از کتاب های پدرم که فیزیک و زیست و جغرافیا و هندسه را همان طور که شرح دادید، توضیح می دادند. حتی کتاب های درسی پدرم را هم کنار کتاب های خودم نگه می داشتم و با هم مقایسه شان می کردم.

 

ک :

حامد، به نظر من استاندارد ترجمه در ایران آن قدر پایین است که من خواندن به زبان انگلیسی
( با وجود دشوارتر بودن اش) را ترجیح می دهم.

 

سمیه :

سلام برادر! واقعا همینطوره که می گید. یادمه زمان ما از همون قصه های خوب برای بچه های خوب گرفته، تا هزار یک مجله خوب وجود داشت. نمی دانم سوره، سروش،انواع رشدها، برهان و چند تا مجله دیگه که الان جایشان را به یک سری نشریات ... داده اند. اصلا ظاهرا کتاب خواندن در دوران مدرسه دیگر از مد افتاده متاسفانه!
راستی درمورد بحث دوم، من کاری کردم در اصفهان و ایلام و تا حدودی عسلویه. درباره تاثیر ویژگی های فرهنگی و اجتماعی بر توسعه منطقه (بیشتر صنعتی). نتایج جالبی داشت خدا وکیلی. کار برای سازمان گسترش بوده، چاپ نشده امیدوارم برسم و بتونم جمع و جورش کنم برای چاپ! اما قرار است پایان نامه ام مطالعه تطبیقی - تازیخی تاریخ اخیر از منظر اقتصاد اجتماعی باشه. احتمالا کلی به راهنماییهای شما نیاز داشته باشم!

 

بشیر :

فکر کنم حق با شماست، من هم مشکلی اینجوری برای خواهرها و برادرهام دارم، من وقتی بچه بودم مشترک کانون پرورش بودم، سالی 400 تومان پدرم می داد و هر کتابی که توی رده سنی من چاپ میشد کانون برامون می فرستاد هر ماه و چه قدر خاطرات خوشی دارم از بسته های کتابی که پدرم از اداره آخر ماه برام می آورد به اضافه انتشارات فاطمی یک سری کتاب داشت از آیزاک آسیموف که تاریخ علم رو به زبان ساده بیان می کرد، و فکر کنم حدود 50 جلد بود البته جلدهاش کوچک بودند، فکر کنم برای احاطه کلی بر علم تجربی در حد یک نوجوان چیز خوبی باشه کلا انتشارات فاطمی برای نوجوانها و کودکان کتابهای بسیار خوبی داره و من برای خواهرها و برادرهام از کتابهای اونجا استفاده می کنم.

 

:

حامد عزیز، سایت آدینه‌بوک رو هم ببین، بدک نیست.
adinebook.com
من هنوز هم کتاب آشتی با ریاضیات رو یادمه. که بیچاره امحا شد یک دفعه :-)

 

پ :

آقا حامد سلام
خب به جای اینکه دولت رو وارد قضیه کنیم میشه تدبیری چید که پای دولت از آموزش کنار بره . احتمالا مشکلات حل میشه . البته نه لزوما به خواست ما . در واقع شرایط کنونی نوعی شرایط ساختگیه که میشه امید داشت با برطرف کردن قیدهای زاید مثل دخالت دولتی وسیع ، به حالت اصلی برگرده که حدس میزنم شبیه تر باشه به اونچیزی که مد نظر شماست البته دلیلی هم نداره لزوما یکی باشه !

:)

 

:

سایت kettab .ir بخش کتاب نما در سمت راست مفید است بخصوص اگر از تنظیمات و جستجوی پیشرفته استفاده کنی

 

:

سایت ketab .ir بخش کتاب نما در سمت راست مفید است بخصوص اگر از تنظیمات و جستجوی پیشرفته استفاده کنی

 

الهام :

گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من
آنچه جایی نرسد فریاد است...

 

فرازی :

مهندس جان،این مطلب را امروز دیدم و با خود تکرار کردم: جانا سخن از زبان ما می گویی...
بازار کتاب رو به روی دانشگاه همه چیز بود غیر از بازار به معنای امروزی آن(market). وعده گاه بود، تلاقی و تعاطی افکار بود، احساس، شور، فهم و ادراک بود، و هرچه بود ریال در آن یا بی نقش بود یا آخرین نقش را داشت. امروز اما پول و سود ِ عاجل، حرف اول را در همه ی شئونات ما می زند و کتاب فروشیهای رو به روی دانشگاه نیز از این امر در امان نمانده. افسوس.

 

:

سلام حامد(مثل سالها قبل)مدتی با اصغر نوشتهاتو میخونیم یادم میاید ما از بچگی کتابخوان بودیم اما الان دیگه کمتر کسی کتاب میخونه اما اسرا (دخترم) داستان هم مینویسه امیدوارم در اینده وضع بهتر بشه راستی به مریم جون هم سلام برسانید تطفا"

حامد: سلام مسی (مثل سال های قبل). خیلی خوشحالیدم این جا دیدمت. داستان های اسرا را برامون بفرست. به اصغر هم سلام مبسوط برسان دخترات را ببوس.

 

پویان :

سلام

من اول دبیرستان رو که تموم کردم تصمیم کرفتم ریاضی بخونم از طریق مجله ی راه المپیاد و ماهنامه ریاضیات به کوشش دکتر تابش و دیگران با یک سری منابع قدیمی آشنا شدم. من اندیمشک( شمال خوزستان) زندگی می کردم و همواره نگران اینکه اگه تهران بودم چه امکاناتی می داشتم. پدرم دو تا کتاب از انقلاب برام تهیه کرد 1) اصول و فنون ترکیبیات 2) نظریه ی گراف ها.
تا اینکه کنکور و دانشگاه من رو ساکن تهران کرد. اولین هفته که رفتم انقلاب( قدم زنان از امیرکبیر). دنبال کتابی در زمینه ی نظریه بازی ها بود.

دست خالی برگشتم.

 

بهاره :

فقط در حوزه مسایل علمی نیست که کتاب خوبی پیدا نکردی. من برای دختر دایی 4 ساله ام هر چی کانون را جستجو کردم جز دو سه کتاب خوب پیدا نکردم. در حالی که وقتی من بچه بودم پر بود از کتابهایی که واقعا دغدغه فهم بچه را داشت. از آن کتابهای کاردستی و پرورش خلاقیت هیچ خبری نیست. کتابها شبیه مشق های سال اول ابتدایی شده اند، خیلی کلیشه ای و به نظر من مسخره! راستی از ریاضیات خود مطمئن شوید را من هم خوانده ام. بابام خریده بود! D:نوستالژی! یک کتاب علوم (منطبق با سرفصل مدرسه) هم خود آموزش پرورش چاپ کرده بود که آن هم خیلی جالب بود. الان مبتکران خوب است ولی در کتابهای آن هم سایه کنکور هست. کتابهای مبتنی بر بازی و ریاضی ندیده ام (آها راستی یک کتابی بود اسمش یادم نیست ولی در مورد جبر بود و اشتباهات رایج در جبر را با مساله اصلاح می کرد، اشتباهاتی که حتی معلمهای ما مرتکب می شدند. به نظر من که به همه بچه های اول دبیرستان باید یک نسخه از آن را بدهند.
کتاب دانشگاهی؟ خیلی وقته فهمیدم هیچی به درد بخور پیدا نمی شه! کسی پیدا کرد به من هم خبر بدهد. البته الان اسم یه تا کتاب را در لیستم دارم می خواهم بروم ببینم فقط وصله پینه ترجمه های دانشجویی است یا واقعا به کار من (واقعا برای کارم احتیاج دارم) می آید؟! امید چندانی ندارم که به جز مقایسه تعاریف چیز به درد بخوری پیدا شود.

 

:

در مورد این حرفتون " پیش خودم فکر می کردم که اگر ما یک سری کتاب پایه ای و عامه فهم خوب در باب علوم انسانی داشتیم که مقدمات علمی و متدولوژیک جامعه شناسی و روان شناسی و اقتصاد و مردم شناسی را بهمان یاد می داد آن وقت مردم فرق بین یک تحقیق معتبر " کاملن موافقم همیشه فکر کردم شاید بین رشته ای خوندن بتونه به رشد برخی رشته ها از جمله جامعه شناسی کمک کنه حتی در مورد اقتصاد هم همین طور ، یکی که بخواد جامعه شناس خوبی بشه باید اقتصاد رو هم خوب بخونه و شاید بالعکس !
لینک دادم بهروز باشید .

 

s :

این همه حرفی که زدی یعنی چه؟ خلاصه بگو
اینارو خواهش می کنم داخل سایت بنویس خلاصه!!!!

 

s :

سلام این همه حرفی که زدی یعنی چه؟ خلاصه بگو
اینارو خواهش می کنم داخل سایت بنویس خلاصه!!!!
تشکر

 

:

اقای پ تو این کاره

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007