جواب هایی به کامنت های سیگار
چون برخی از کامنت های مطلب قبل جنبه نوعی مباحثه پایه ای داشت سعی می کنم به تعدادی از آن ها جواب های کوتاهی بدهم.
1) وقتی دولت برای بهداشت و درمان جامعه هزینه می کند حق دارد به روش هایی از این هزینه ها بکاهد
جواب: دولت حق دارد و باید از این هزینه ها بکاهد ولی نه به قیمت محدود کردن آزادی انتخاب شهروندان. مالیات سنگین روی سیگار نمونه ای از روش ها برای جبران هزینه اضافی است که مصرف سیگار به بخش بهداشت و درمان تحمیل می کند. ضمن این که مالیات اضافی برای نشستن در کافه سیگاری ها هزینه جدیدی را هم که ناشی از مصرف دود سیگار دیگران است برای فرد درونی می کند.
2) کافه ملک شخصی است ولی خدمتی که در آن ارائه می شود مربوط به عموم مردم است و شرایط اجتماعی بودن خود به خود محدودیتهایی را ایجاد می کندوگرنه مانند همسایه ما در آپارتمان طبقه بالاساعت 2 نیمه شب هم می توان با پتک گردو شکست
جواب: چرا کافه ای که با سرمایه شخصی فرد ایجاد شده است باید به میل یک اقلیت غیرسیگاری اداره شود؟ اگر هم سایه شما نیمه شب گردو می شکند صدای آن بدون این که خودتان بخواهید شما را آزار می دهد. اگر دود سیگار کافه سیگاری مثل از دریچه مشترک با خانه بغلی وارد خانه هم سایه می شد استدلال درست بود (یا مثلا اگر صدای موزیک کافه باعث آزار هم سایگان می شد) ولی وقتی افراد با اختیار خود وارد کافه سیگاری می شوند دیگر شرایط مثل مثال شما نیست.
3) نبايد ماليات از كافه يا قهوه خونه گرفت بايد از كسانى كه سيگار و قليون استفاده ميكنند حق بيمه بيشترى گرفت
جواب : مساله این است که نوع فرد (سیگاری یا غیرسیگاری) برای شرکت بیمه آشکار نیست و به دلیل مساله اطلاعات نامتقارن افراد می توانند تقلب کنند (اگر سیگاری یا قلیانی هستند خود را غیر از آن جلوه دهند) مالیات بر کافه های سیگاری یا قهوه خانه ها مکانیسمی برای تخصیص حق بیمه بالاتر به چنین افرادی است.
4) "51% مردم رای بدن که من نمیتونم در خونهام قرمهسبزی بخورم، من دیگه «حق» ندارم این کار رو انجام بدم." دقیقا این همون دموکراسی و یا دیکتاتوری اکثریت بر اقلیت ست. اگر این اصل زیر سوال ببرید خیلی از قوانین دنیا و سران دنیا پایه ی حقوقی خودشون از دست می دهند
جواب: حقوق بشر برای همین آمده است که این اکثریت نتوانند حق شما را برای خوردن قرمه سبزی در منزلتان پایمال کنند. دموکراسی لیبرال فقط خواست اکثریت نیست بل که محدوده مشروعیت تصمیمات اکثریت مقید به رعایت حقوق پایه انسان ها است.
5) پس با این حساب میشه یک قهوه خونه درست کرد که توی اون مردم بهم کارد پرت کنند چون هم صاحب قهوه خانه خودش خواسته هم افرادی که اومدن اونجا خودشون به اینکار علاقه دارند
جواب: اگر خود افراد راسا تصمیم بگیرند که به چنین قهوه خانه ای بروند من و شما چه حقی داریم که آن ها را از رفتن به ان جا منع کنیم؟ ضمنا فکر نمی کنید چنین تیپ قهوه خانه ای سال ها است که به شکل مختلف در دنیا وجود دارد و برخی جاها مثلا آن را "رینگ بوکس" یا "مسابقه اتومبیل رانی" یا "چوگان" یا "بانجی جامپینگ" یا "صخره نوردی" یا چیزهایی مثل آن می نامند؟
6) حال اگرطبق نظریه ای این دو نوع کافه ازهم جدا شود و شخصی خواست به کافه ای مراجعه کند و آدرس کافه ای که در آن از دود خبری نیست را نداشت چه کند؟ در به در بگردد که شاید در آن سوی شهر پیدایش کند...
جواب: این فرد بالقوه می تواند کافه ای برای خودش بیابد ولی وقتی داشتن کافه سیگاری را منع کنید فرد سیگاری هرگز نمی تواند کافه مورد نظر خود را بیابد و اجبارا باید به کافه غیرسیگاری ها برود. کدامش به تر است؟
7) استدلالت درسته! ولی یه ذره عجیب و غریبه! فکر کنم یه جاهایی عقل سلیم جامعه حق داره بر اساس علم روز و اثبات شده پزشکی تصمیماتی رو بگیره!
جواب: بلاخره درست است یا نه؟ عجیب و غریب بودن درستی یک استدلال را خدشه دار نمی کند. جامعه از کجا این حق را آورده که بر اساس علم پزشکی برای من تصمیم بگیرد؟ مگر خود من عقلم نمی رسد که برای زندگی و سلامتی ام چه کار باید بکنم؟
8) یک مسئله در بحث آزادی انتخاب هست و آن این هست که آدمها را در برابر کار (وضعیت) انجام شده قرار ندهیم. مثلا اگر که فردی وسط خیابان سوار تاکسی میشود تازه وقتی که وارد ماشین میشود متوجه میشود که مثلا کرایه 500 تومن است و او عملا تا حدی مجبور به ادامهی این انتخاب میشود در حالی که اگر تاکسی دارای علامتی بود که قیمت خود را مثلا با LED بالای سرش نشان میداد آدمها آن وقت حق انتخاب داشتند. در مورد کافه و رستوران هم به نظر من حد اجازه دخالت دولت در این مسئله این است که کافهها را مجبور کند که در مورد سیگاری و یا غیر سیگاری بودن کافه در همان دم در هشدار دهند
جواب: من هم موافقم که یک قانون مصالحه آمیز می تواند این باشد که هر کافه سیگاری باید با تابلو بزرگی چنین چیزی را اعلام کند ولی فرق کافه با تاکسی این است که فرد به محض ورود به کافه می تواند سیگاری بودن را تشخیص دهد و به سرعت خارج شود ولی در تاکسی به قول شما بعد از مصرف کالا است که متوجه موضوع می شود.
9) الان هم اداره دارو و غذا (FDA) برای بسیاری از مواد غذایی تصمیم می گیرد (خلاصه ای از کامنت نرگس)
جواب: بین دو چیز باید تفاوت قایل شد. یک حوزه قابل قبول برای دخالت دولت جایی است که کیفیت کالا پیش از مصرف قابل تشخیص نیست و ممکن است این کیفیت زمانی معلوم شود که کار از کار گذشته باشد مثلا اثرات نامطلوب دارو یا سرطان زایی رنگ های مصنوعی یا خرابی ترمز اتومبیل و آسانسور می تواند مثالی برای این موضوع باشد. این جا دولت حق دارد که به عنوان استاندارد گذار وارد عمل شده و کیفیت را برای مصرف کننده قابل مشاهده کند. در مورد کافه سیگاری چنین استدلالی مرتبط نیست چون فرد به خوبی می تواند کیفیت محصول (سیگاری یا غیرسیگاری بودن کافه) را از روی تابلو یا فضای داخل آن تشخیص دهد و نیازی به دخالت دولت نیست.

نظرات
:
کسی که توانایی و خاستش رو داشته باشه، کاری که می خواد رو انجام می ده. اگر بحث اینکه حق داره یا نه، باید با معیار بحث کنی، و البته استدلالت روی کسی که موافق معیارت نباشه بی تاثیره.
Anonymous - February 7, 2008 10:36 PM
:
كامنت ديگري هم بود كه از زاويهي كساني كه آنجا كار ميكنند ميگفت. كه بايد براي آنها هم حداقل ايمني محيط كار رعايت شود. كه يكي از شرايطش بدون دود بودن است.
اما خود اين قانون چرا بايد اين طور باشد نميدانم. اگر نبود ميشد گفت مثل گيبارها، كسي كه آنجا كار ميكند پذيرفته محيط و شرايطش را. اگر هم كسي نباشد، دستمزد آنقدر بالا ميرود كه پيدا شود.
ميدانم با اين استدلال شكل ميشود كلاً قانون كار را زير سؤال برد. اين دخالت دولت در شرايط كار دليل دارد. من نميدانم ;)
Anonymous - February 8, 2008 12:46 AM
صادق الحسینی :
در مورد پاسخ آخرت، این استاندارد گذار لزوما می تواند دولت نباشد. و هم به لحاظ عملی و هم نظری قابلیت اجرای بدون وجود دولت را دارد. مثلا NGO ها یا انجمن های حمایت کننده مصرف کننده یا استاندارد گذاری که معمول هم هستند و دولتی هم نیستند این وسط می توانند نقش بازی کنند و خیلی بهتر و با انگیزه های مشخص تر و هدفمند تری این کار را انجام دهند.
مرسی پاسخ ها خوب بود.
صادق الحسینی - February 8, 2008 11:17 AM
پسر فهمیده :
سلام! فرمودهاید: «دولت حق دارد و باید از این هزینه ها بکاهد ولی نه به قیمت محدود کردن آزادی انتخاب شهروندان!»
گمان میکنم این جواب یک مشکل داره و اون هم اینه که بحث براساس «آزادی فردی» بنا شده. به گمانام ارزش آزادی فردی در همهی فرهنگها یکسان نباشه. مثلن در فرهنگ ایرانی خودمان شاید بار ارزشی «انصاف و جوانمردی» خیلی بیشتر از بار ارزشی «آزادی فردی» باشه. در نتیجه وقتی به مفهوم آزادی فردی متوصل میشوید در واقع beg the question میکنید چون شاید برای طرف مقابل آزادی فردی یک اولویت نباشه.
من اینجور موقعها اغلب دوست دارم از جنبهی عملی به قضیه نگاه کنم. به دوستانی که از استدلال شما انتقاد کردهاند باید گفت که در نهایت سیگاریها یک جایی برای سیگار کشیدن پیدا میکنند. دولت هم بهتر است به جای ممنوع کردن این کار در کافهها، با همان روش افزایش مالیات بر سیگار یا کافههای سیگاری مقداری از هزینههای درمانی سیگار را تأمین کند. یک مثال میزنم. در کانادا ماریجوانا از سیگار ارزانتر است چون فراوان است و به دلیل ممنوعیت مالیات ندارد. حالا به نظر شما هزینههای درمانی سیگاریها بار بیشتری بر دولت تحمیل میکند یا هزینهی درمان مصرفکنندههای ماریجوانا؟
پسر فهمیده - February 8, 2008 07:44 PM
bashir :
اگر مساله را در حالتهاي حدي خودش بررسي كني هم احتمالا به جوابهاي جالبي مي رسي، مثلا خودكشي، آيا دولتها اجازه دارند كه جلوي خودكشي افراد را بگيرند ياخير؟ با تحليل اقتصادي حتي ممكن است خودكشي بعضي افراد خيلي هم اقتصادي باشد.(مثل بيماران لاعلاج) آيا دولتها مجازند كه جلوي تفكرات خاصي كه به تروريسم و جنايت منتهي مي شود بگيرند يا خير.
همينطور مواد مخدر، مي توان كافه هايي داشت كه در آنها استفاده از مواد مخدر آزاد باشد.
يك بحث ديگر هم هست فرض كن من در شهري زندگي مي كنم كه تنها يك كافه دارد و من حق انتخاب ندارم،آيا اين ستم نيست كه دود سيگار بخورم چون بعضيها دوست دارند سيگار بكشند؟
حامد: سلام. دقت کن که این جا بحث اصلا اقتصادی نیست و صرفا یک بحث فلسفی است.
در مورد سوال آخرت چرا فکر می کنی که چون تو دوست نداری دود سیگار بخوری صاحب یک مکان خصوصی حق ندارد بر اساس استانداردهای خودش به مشتریانش سرویس بدهد؟ به عبارت دیگر چرا فکر می کنی که حتما باید کافه ای وجود داشته باشد که برای تو جالب باشد؟ دقت کن که کافه از جنس ایستگاه قطار و بیمارستان و مدرسه نیست که بتوان گفت همه باید بتوانند از آن استفاده کنند. کافه یک خدمت خصوصی است. مگر قرار است همه چیز مطابق دل خواه ما شکل بگیرد و اگر آن طور نبود به زور قانون بقیه را مجبور به ارائه خدمت به خودمان بکنیم؟ این طرفش را هم ببین. تو از دود سیگار ازار می بینی و دولت کافه را مجبور می کند که سیگار کشیدن را در آن جا ممنوع کند. حالا خیل عظیم سیگاری ها همان استدلال تو را تکرار می کنند و می گویند چرا به خاطر راحتی یک اقلیت غیرسیگاری ما باید ساعت ها در کافه بدون سیگار سر کنیم؟ تا این جا دو طرف برابر هستند ولی قانونی که کافه را الزاما غیرسیگاری می خواهد حق داشتن کافه اختصاصی سیگاری را از ان ها می گیرد.
bashir - February 9, 2008 09:34 AM
ايراني :
سلام
در ارتباط با جواب به كامنت آخر:
من فكر مي كنم كه در اين مثال دوست داشتن شخص مطرح نيست بلكه مسئله ضرر داشتن است. شخص غير سيگاري با حضور در كافه سيگاري ها متضرر مي شود ولي براي شخص سيگاري بودن در كافه غير سيگاري ها ضرري ندارد، فقط خوشايندش نيست.
حامد: سلام. بلی ضرر دارد ولی چه کسی فرد را مجبور کرده که برود جایی که برایش ضرر دارد. اگر کافه سیگاری برایش ضرر دارد خوب کافه نرود. چرا بقیه را که مشغول کار خودشان هستند از حقشان محروم می کند؟ همه حرف این است که کافه یک دارایی خصوصی است. کسانی هم که داخل آن هستند با میل خود آمده اند. حالا یک عده از بیرون امر می کنند که شما حتما باید کافه تان را به میل ما سامان دهید. آخر به چه حقی؟
ايراني - February 9, 2008 12:47 PM
bashir :
1)در مورد آزادي خودكشي اظهار نظر نكرده اي. اگر خودكشي بايد غير قانوني باشد، خودكشيهاي تدريجي از نظر قانوني بايد چگونه باشند؟
2) در مورد سوال آخرم مقدار آزاديي كه از من گرفته مي شود اگر آنها سيگار بكشند چقدر است؟ توجه كن كه من در اين حالت از كافه رفتن محروم شده ام! مقدار آزاديي كه از آنها گرفته مي شود اگر سيگار نكشند چقدر است؟
فكر مي كنم به مساله مهمتري ميرسيم و آن اين است كه دامنه مالكيت خصوصي تا كجا حق تصرف در مالكيت خودش را دارد. احتمالا به نظر اكثر ليبرالها صد در صد حق تصرف دارد.
من فكر نمي كنم صرف مالكيت خصوصي تو هيچ مسئوليتي در قبال نيازهاي ديگران نداشته باشي. انسانها ربات نيستند كه كاملا به صورت اقتصادي عمل كنند . مثلا به نظر تو رانندگان تاكسي حق دارند كه در روزهاي باراني مردم را سوار نكنند تا قدرت چانه زني بالاتري كسب كنند؟(كاري كه در تهران مي كنند.) آيا دولت مي تواند آنها را جريمه كند يا خير؟
يا آيا در مواقع قحطي نانوايي ها مي توانند تعطيل كنند تا به قيمتهاي بالاتر و شايد فوق العاده اي دست پيدا كنند؟ آيا دولت حق دخالت در اين مورد را ندارد؟
البته من هم مرز اين موضوع را نمي دانم اما به نظرم نمي توان تحت عنوان مالكيت خصوصي به افراد اجازه انجام هر كاري راداد.
حامد: سلام
1) فکر می کنم نظر من در مورد عدم جواز دخالت جامعه در هر چیزی که به خود شخص مربوط می شود روشن است. اجازه بده راجع به مصداق هایش صحبت نکنیم.
2) بحثی که راجع به مطلوبیت کم شده از تو و دیگران مطرح کردی خیلی ریشه ای است. از دیدگاه یک مطلوبیت گرا (بنتامی ها) بلی ممکن است بتوانی جلو بروی چون آن ها روی جمع مطلوبیت جامعه کار داشتند. بعدها خصوصا در حوزه انتخاب اجتماعی دیدگاه های بسیار متفاوتی مطرح شد. یکی از مشکلات آن دیدگاه این است که نمی توان مطلوبیت را سنجید. چه کسی می تواند بگوید کاهش مطلوبیت توی غیرسیگاری از نشستن در کافه کم تر یا بیش تر از کاهش مطلوبیت فرد سیگاری ناشی از نکشیدن سیگار است؟ چه کسی می تواند این ها را بسنجد و تصمیم بگیرد؟ دقت کن برای مطلوبیت هیچ معیار بیرونی وجود ندارد.
3) موضع خود من این است که استدلال تو در مورد کاهش و افزایش مطلوبیت اساسا غیرمرتبط است چون اعتقاد من این است که کسی حق ندارد برای افزایش مطلوبیت خود جلوی رفتار دیگران را بگیرد تا وقتی این رفتارها وارد حیطه خصوصی او نشده اند. (فکر می کنم مثال های ورود به حیطه خصوصی کاملا روشن و متفاوت از بحث ما است: صدای بلند موسیقی هم سایه، دود کارخانه بغل دستی، آلودگی آب رودخانه و ...)
4) من نمی فهمم وقتی چیزی مال من است و بر سر استفاده از آن با عده دیگری توافق داریم چرا یک نفر سوم باید بتواند در ان دخالت کند؟ مجوز این دخالت از کجا می آید؟
5) مثال تاکسی و نانوا مثال خیلی خوبی نیست چون هر دو به شدت سوبسیدگیر دولت هستند. اگر این طور نبود من هیچ مشکلی با افزایش کرایه تاکسی در روزهای بارانی نداشتم. اصلا بگذار یک پست کوتاه بنویسم.
bashir - February 9, 2008 02:31 PM
:
یک نکته دیگر: چرا شما لیبرال ها ادعا می کنید که هر کسی حق دارد سعی کند منفعتش را بهینه کند، ولی وقتی مساله این می شود که عده ای که توانایی و قدرتش را دارند به سمتی ببرند که شما دوست ندارید، دم از حق می زنید؟ اگر ممکن است این معیار دلبخواهی حق که هر وقت دلتان می خواهد استفاده می کنید را بیان کنید!
حامد: فکر می کنم معیارش را بارها گفته ایم. هر کسی حق دارد منافعش را بهینه کند ولی نه به قیمت زیرپا گذاشتن حقوق دیگران بدون رضایت خودشان. اگر بهینه سازی منافع در همین چارچوب باشد من همیشه مدافع آن بوده ام و اگر از آن بیرون رود مخالف آن.
Anonymous - February 9, 2008 04:59 PM
:
در ضمن، از اینکه کامنت قبلی ام را پاک کردی ناراحت نشدم، فقط برای خودت بود که ببینی استدلالت چه مشکلی دارد. اگر قرار است روزی در ایران مسئولیتی بپذیری، مجبور خواهی شد با آن روبرو شوی. موفق باشی.
Anonymous - February 9, 2008 05:04 PM
:
سانسور شده ی کامنت حذف شده:
برای افراد زیادی این دیدگاه و استدلال مشکل دارد، چون منجر به نتایجی می شود که با اعتقادات اولیه آن ها سازگار نیست، مگر اینکه اعتقاداتشان را عوض کنند.
(امیدوارم در حدی باشه که نیاز به حذف نداشته باشه)
Anonymous - February 9, 2008 05:19 PM
آرين :
فکر می کنم جواب این بحث واضح تر میشه اگر همه به این سوال پاسخ بدن که به نظرشون آیا دولت در قبال جامعه مسولیت اخلاقی داره یا خیر!
چون به نوعی همه مثالهای مطرح شده مبتنی بر اینه که دولت رو صاحب اختیار در تشخیص درست و نادرست حتی مسایل شخصی آدمها میدونند...
آرين - February 9, 2008 06:35 PM
امین :
سلام
نه از روی احساس بلکه منطقا پاسخهایی را که داده ای تحسین می کنم. هرجند نکاتی دارم که در فرصت بهتری مطرح می کنم.موفق باشی
امین - February 10, 2008 01:50 PM
شهروز :
آیا شما می تونید یا اصولا باید این اجازه رو داشته باشید که به خودتون صدمه بزنید؟ مثلا به نظر شما باید مواد مخدر در دسترس عموم باشه؟ یا شما می تونید داروی خطر ناکی که over doze ش منجر به مرگ یا صدمه جدی بهتون میشه رو یه راحتی از داروخانه تهیه کنید؟
حامد: به نظر می رسد که شما مخالف چنین مواردی هستید در نتیجه خیلی علاقه مند هستم که بدانم که چرا شما فکر می کنید دیگران حق دارند برای من تصمیم بگیرند که نتوانم به خودم صدمه بزنم؟ در واقع مبنایی که شما را به این نقطه می رساند که جامعه حق دارد این محدودیت ها را اعمال کند چیست؟
شهروز - February 10, 2008 02:05 PM
:
>> اگر ممکن است این معیار دلبخواهی حق که هر وقت دلتان می خواهد استفاده می کنید را بیان کنید!
>>حامد:... هر کسی حق دارد منافعش را بهینه کند ولی نه به قیمت زیرپا گذاشتن "حقوق" دیگران بدون رضایت خودشان.
فکر می کنم از نظر منطقی تعریف اینکه یک معیار را بر اساس خودش تعریف کنیم کمی مشکل دارد! هر کسی حق دارد هر کاری بکند تا وقتی که حقوق دیگران را از بین نبرده است، فکر نمی کنم هیچ معنی قابل استفاده ای داشته باشد. مثال حدی زیاد است، کسی می تواند ادعا کند که نفس کشیدن تو حق مرا از بین می برد. (یا هر کار دیگری) اما یک مثال عملی، همین سیگار کشیدن! یا یک بسیجی می تواند ادعا کند که فلان کاری که عده ای می کنند حق او را برای زندگی در جامعه اسلامی از بین می برد.
حامد: سلام حق با شما است (البته نه آن حقی که دچار تعریف دوری است :)) من هم اندکی متوجه این محور هستم و در مطلب قبلی و در بند یک اشاره ای به آن داشتم. برایم جالب است ببینم آیا معیارهای روشنی ارائه شده است که مانع از این شود که به قول شما نفس کشیدن دیگران هم تجاوز به حق دیگری به حساب بیاید. من متاسفانه آگاهی از این ادبیات ندارم. اگر شما دارید ممنون می شوم راهنمایی کنید.
Anonymous - February 11, 2008 11:42 AM
:
راستش را بخواهید من هم اطلاع چندانی از ادبیات این موضوع ندارم.
(نظر شخصی من این است که خداوند حقوق را مشخص می کند، و جایی که کاملا سکوت کرده، توافق بین انسان ها است. این معیار حق است، ولی قوانین با قدرت نوشته می شوند. (کلمه قدرت با دید مثبت به معنی توانایی))
برای من هم جالب است که بدانم قسمت غیر توافقی حقوق مدرن چگونه معیاری دارد. حدس می زنم بر اساس اومانیسم کانتی است، ولی مطمئن نیستم. اگر دوست حقوق دانی هست خوشحال می شوم موضوع را روشن کند.
هدف من از سوال این بود که نسبت به استفاده شما از "حق دارد فلان کار را بکند" نقد کنم. به جای آوردن دلیل معقول می نویسید حق دارد.
موفق باشید.
Anonymous - February 12, 2008 09:37 PM
امید نقشینه ارجمند :
سلام.
الان دو مطلب جدیدتر نوشتهاید و شاید کسی این قسمت را نخواند. در هر صورت نظرم را مینویسم. در مورد این که دولت آیا حق دارد فلان کار را بکند بحث میتواند خیلی پایهای انجام شود: آیا فرد یا گروهی حق دارد بر جامعه حاکم شود و قانون بسازد و افراد خاطی را مجازات کند؟ محدوده عملکرد حکومت تا کجاست؟ در حکومت فعلی ایران از لحاظ نظری این حق مختص کسی است که اولاً با احکام اسلام آشنایی داشته باشد یعنی فقیه باشد و بهعلاوه شرایط عقیدتی و اخلاقی لازم را نیز داشته باشد، شیعه باشد، باتقوا باشد و... که در قانون اساسی هم همه ذکر شده است. محدوده حکومت هم احکام اسلام است. به نظر میرسد مدل مطلوب و مورد بحث شما چیزی است که به آن لیبرال دمکراسی گفته میشود که من تا کنون تعریف به لحاظ فلسفی قابل دفاعی از آن ندیدهام. با این وجود بر پایه تصوری که از آن دارم نظرم را میگویم.
آیا در مدل مطلوب شما دولت حق دارد برای ساختن مثلاً جاده مالکی را مجبور به فروش ملکش کند؟ فرض کنیم جواب شما مثبت است؛ این یعنی زیر پا گذاشتن مالکیت خصوصی در حالی آن مالکیت ذاتاً هیچ مشکلی ندارد. چنین دولتی آیا حق ندارد برای رسیدن به مصلحتی اجتماعی کافهای را از مالکش بگیرد و کاربری آن را تغییر دهد؟ مثلاً به کافهای که سیگار کشیدن در آن ممنوع است.
اصولاً فلسفه تشکیل دولت این است که انسان در زندگی اجتماعی سریعتر و کاملتر رشد میکند و زندگی اجتماعی نیازمند حکومت است. به عقیده من کسی که در جامعه زندگی میکند، جدای از دیدگاه الهی، مالک تمام و کمال نفس خود هم نیست. استفاده من از مواد مخدر دستکم موجب از بین رفتن یک نیروی سالم در اجتماع و تولید یک عضو انگل و خطرناک میشود. اگر تنها فرض کنیم سیگار خطرات فردی دارد باز هم با همین توجیه حکومت حق دارد آن را ممنوع کند. البته اگر هزینههای ممنوع کردن این کار بیش از مضرات آن باشد شاید چنین تصمیمی عاقلانه نباشد.
از اینها گذشته سیگار میتواند بر روی نسل آینده، که هنوز متولد نشدهاند، اثر منفی داشته باشد و برای دفاع از حقوق این افراد بهتر است با هزینههای کمتر محدودیت بیشتری برای گسترش سیگار به وجود آورد.
من بعید میدانم برای کسی که در جامعه زندگی میکند حریم شخصی به معنای کامل آن وجود داشته باشد.
جایی صحبت از حقوق بشر کردهاید. سؤالی برای مطرح است. آیا آن مواردی که به عنوان حقوق بشر در آن اعلامیه کذایی آمده است قابل مناقشه نیست؟ آیا هر چه در آن آمده لزوماً درست است و هر حقی برای بشر در آن آمده است؟ آیا مردم یک جامعه حق دارند بگویند ما برخی مفاد آن اعلامیه را نادرست میدانیم و معتقدیم مواردی از قلم افتاده است؟
امید نقشینه ارجمند - February 18, 2008 01:58 PM
شهروز :
در مورد این که حق داریم به خودمون صدمه بزنیم یا نه من نظرم اینه که حق نداریم. حالا اگه شما قائل به چنین حقی هستید پس حتما باید موافق آزادی فروش مواد مخدر و برداشتن اجبار آ موزش کودکان باشید! درسته؟ یه جور دیگه هم میتونید به مساله نگاه کنید: سیگاری ها از طریق هزینه های درمانی که سالانه از جیب بیمه های درمانی پرداخته میشه یه جورای دارن بار مالی به جامعه غیر سیگاری پرداخت کننده حق بیمه وارد میکنه. ثانیا دود سیگار رو نمیتونید صرفا به همون مکانی که توش سیگار میکشید محدود کنید.اگر موافق اعمال محدودیت رو کارخونه های تولید کننده گازهای گلخانه ای هستید در مورد سیگار چرا مقاومت میکنید؟فکر می کنم دولت ها حق دارن در برابر هر عملی که شهروندانش بتونن با اون کار به خودشون و دیگران صدمه بزنن اعمال محدودیت کنن!
دقت کنید که اینجا بحث سلیقه مطرح نیست.سیگار برای هر آدمی ضرر واضح و ثابت شده پزشکی داره.
شهروز - February 21, 2008 11:33 AM
Lofton316 :
Do you really think this is new thing? Your blog is really good to me, I read it to get useful info, but sometimes I'm bored to tears.
Lofton316 - April 9, 2008 11:50 AM