« نانوایان و تاکسی داران مظلوم ترین اصناف | صفحه اول | تضاد علایق من با مشاغل فاینانس »

22 بهمن 86

یک خاطره، همایش اقتصاد ایران و نظرسنجی مهاجرت نیروی متخصص

1) صادق خاطره ای از آقایی که با یک طرح جامع قرار است برای هفت میلیون نفر اشتغال ایجاد کند نوشته است. من هم از این تیپ خاطرات فراوان دارم. یک بار در کنفرانسی راجع به مسایل شهری بودم و نفر بغل دستی ام یک نفر مهندس معمار با تجربه بود. نمی دانم چه طور صحبت به آن جا رسید که آقای مهندس شروع کرد به انتقاد از شهردار وقت (ملک مدنی) که به حرف متخصصان گوش نمی کند. قضیه این بود که ایشان طرحی حاوی 100 پیش نهاد برای بهبود وضعیت شهرداری ارائه داده بودند و شهردار آن را جدی نگرفته بود. یکی از طرح ها مثلا این بود که روز سیزده به در شهرداری سبزه های مردم را جمع آوری کند و با پردازش آن کود درست کند و از این طریق ضمن جلوگیری از آلودگی شهر به ایجاد اشتغال و درآمدزایی هم کمک کند (توجیه همیشگی این نوع پیش نهادها). من سعی کردم نظر مخالف خودم را بیان کنم و بگویم که اولا شهردار تهران باید به کارهای خیلی مهم تری مثل اصلاح نظام مالی شهرداری و جذب سرمایه خارجی و تدوین طرح جامع شهر و ایجاد شهرداری الکترونیکی و سامان دادن شرکت های وابسته و الخ بپردازد و مساله جمع آوری سبزه های مردم واقعا موضوعی نیست که وقت شهردار صرف آن شود. ضمن این که این طرح (و کلی از طرح های دیگر ایشان) نیازمند سرمایه و آموزش و سازماندهی است و معلوم نیست که به ترین محل صرف منابع شهر باشد. متاسفانه مثل اکثر موارد این چنینی ایشان نه تنها از توضیحات من قانع نشد بل که به شدت هم ناراحت شد و من هم به این فکر کردم که دانش پایین از مبانی ابتدایی اقتصاد و مدیریت در کشور ما باعث می شود که حتی یک نفر دارای مدرک فوق لیسانس و تجربه طولانی کار در شرکت های مهندسی چنین طرح هایی بدهد و انتظار داشته باشد مسوولان هم آن را جدی بگیرند.

2) صحبت از دانش و درک پایین از مکانیسم های اقتصاد بین برخی مهندسین شد (که خودش قصه طولانی است) غم انگیزتر این که بدفهمی از مکانیسم های پایه اقتصادی گاهی حتی در بین روزنامه نگاران اقتصادی هم دیده می شود. پویان لینکی به نوشته ای در روزنامه اعتماد (من به اشتباه قبلا نوشته بودم اعتماد ملی) داده است که واقعا جای توجه (و تعجب فراوان) دارد. من هر چه این مقاله چاپ شده در این روزنامه را می خوانم حتی یک پاراگراف پیدا نمی کنم که بر اساس منطق درست نوشته شده باشد. ببینید شما پیدا می کنید؟

3) دانش کده اقتصاد دانش گاه ایلی نوی قصد دارد تا اولین کنفرانس اقتصاد ایران را برگزار نماید. خبر این کنفرانس کمی قبل تر منتشر شد ولی اعلامیه نهایی آن اخیرا تنظیم شده است. کنفرانس در آذرماه سال بعد برگزار می شود. این جا می توانید وب سایت کنفرانس و دعوت به ارسال مقاله را مشاهده کنید.

4) دوستان من در گروه مطالعات ایران دانش گاه ام آی تی مطالعه ای را بر روی مهاجرت نیروی متخصص در ایران انجام می دهند که بخشی از آن از طریق یک نظرسنجی آن لاین صورت می گیرد. اگر بتوانید چند دقیقه وقت صرف کنید و به سوالات پاسخ دهید به این مطالعه علمی کمک کرده اید.

راستی کسی از بارسلونا یا مادرید این جا را می خواند؟


   دنبالك

دنبالك اين نوشته:
http://www.maryammomeni.com/cgi/mt/mt-tb.cgi/671


   نظرات

نيكخواه :

آقاي قدوسي لطفا اصلاح كنيد كه اين مطلب براي روزنامه "اعتماد" است نه "اعتماد ملي".

حامد: ممنون از توضیحتان. من اصلاح کردم.

 

وحید وحیدی مطلق :

شاید مهم تر از دانش و درک پایین مهندسین استعداد یا گرایش آنها به هیجانی عمل کردن و پرهیز از تامل است که موجب شتابزدگی در ارائه طرح و پیشنهاد توسط آنها می شود. آنها در مصاف بین ارضای خواسته های معرفتی و غیر معرفتی انسان که به ترتیب منجر به ظهور دانش و فنآوری می شود طرف نیازهای غیر معرفتی را گرفته و خود را از فرصت نقد تحیلی و آزمون تجربی حدس ها و فرض هایی که به عنوان راه حل ارائه می دهند محروم می کنند.

 

محمدرضا فرهادی پور :

در ایران سه دسته هستند که در تخریب جامعه ایران گامهای اساسی بر داشته و می دارند: یک- مهندسین. 2- پزشکان. 3- .... مهندسین صنایعی که اکنون در موسسات اقتصادی شاغل شده اند برای مثال موسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی. چنان آنجارا تخریب کرده اند که دیگر امیدی بدان نیست. پژشکان هم در ساختار سازمانی سازمان تامین اجتماعی چنان گندی زده اند که هیچ امیدی بدان نیست. پزشکان در این سازمان مهمترین تصمیمی گیرندگان سیاستی هستند اما واقعا چیزی از اقتصاد و مفاهیم مالی و سرمایه گذاری های صندوقهای بیمه نمی دانند اما همه چیز در اختیارشان است.مدتهاست که مطلبی در مورد این جماعت نوشته ام اما بدلیلی نتوانسته ام آن را منتشر کنم. پزشکان اکنون به سراغ شهرداری تهران آمده اند و آنجا هم دارد از وجود گندزننده آنها بهره مند می شود.

 

عطيه :

نوشته شما من را ياد يكي از آقايان همكلاسي ام انداخت كه از رشته مهندسي كشاورزي آمده بود (غير مرتبط) و بايد كلي واحد خرد و كلان پيش نياز پاس مي كرد، اما با اعتماد به نفس كامل يك دفترچه (از اون دفترچه فيلي ها كه بچه بوديم تويش نقاشي ميكشيديم :))آورده بود كه سمت راستش مشكلات اقتصادي ايران را مطرح ميكرد و سمت چپش راه حل اين مشكلات را مطرح كرده بود. البته اين دفتر فقط دو صفحه اش پر شده بود!(راست و چپ)

 

يک انسان معمولي :


طرح جالب طراحي دستگاه‌هاي مکانيزه توسط شهرداري براي مبارزه با شغل‌هاي کاغذ (ايده خودم):
اين دستگاه داراي يک صفحه تاچ‌اسکرين است. بر روي آن يک ليس "روزنامه، فال حافظ، دود اسفند، ‌گل
نمايش داده مي‌شود.
نحوه‌ي استفاده:
راننده مي‌تواند با انتخاب گزينه مورد نظر (مثلاً دود اسفند) سپس انداختن سکه يا کشيدن کارت اعتباري، دود از دستگاه خارج مي‌شود. در اين حين راننده دستش را از پنجره اتومبيل بيرون آورده و روي دستگاه مي‌گيرد.

 

يک انسان معمولي :

مي دانم وقتش را نداريد
ولي اي کاش آي‌دي ياهو مسنجر مي‌داديد!
ايميل کفايت نمي‌کند!!!

 

محمد :

چه جوريه به يك دانشگاه در آمريكا اجازه برگزاري همايش در باره ايران داده شده.

 

الهام :

قلمتان را دوست دارم

سبز باشید

 

:

در كل اين موضوع كه مديران در سطوح ارشد و نهادي سازمانها مي بايد امور كلان و راهبردي را مد نظر قرار بدهند كاملا قابل دفاع است ولي پيش بيني سازوكاري (و نه طرح و پروژه) براي جلب نظرات تاكتيكي و بهبودهاي خرد در حوزه هاي مختلف، از قضااز مواردي است كه كمتر به آن پرداخته شده است،گله آن دوست معمار هر چند به صورت درستي مطرح نشده بود ولي به دغدغه اي اشاره دارد كه بايد به آن پرداخته شود و آن بسترسازي براي شنيدن صداهاي كوچك در راستاي تحولات بزرگ است

 

عنايت :

مطلب اعتماد واقعا افتضاح بود. باعث خجالت است. بايد اظهار تاسف كرد كه مطالبي كه در تاكسي گفته ميشود در تيراژ وسيع بصورت مكتوب در اين سطح از حماقت منتشر مي شود.

 

:

سلام
این طرح جمع آوری سبزه ها فوق العاده بود! مردم از خنده!

 

mehrnoush :

bebakhshid,man emaile shoma ro mikhastam,yeseri soal rajebe reshte eghtesad daram.merc

 

shadi :

سلام. يعني اين آقاي معمار بايد با هزينه شخصي ايده اش رو اجرا مي كرد؟ منظورم اينه كه اين جور ايده كجا بايد مطرح بشه؟ بالاخره يه فكره.
مثلا ژانويه در انگليس NGO هاي محيط زيست از مردم خواسته بودند كه كارت هاي تبريكشون رو براي بازيافت در سطلهاي مخصوص اين كار بريزند. به اين جور ايده ها رو بايد سازمانهاي خصوصي كمك كنند؟

 

بهاره :

شادی جان
NGOاز اسمش معلوم است یک سازمان مردمی که معمولا غیرانتفاعی هستند. این خیلی فرق می کند با اینکه ما از دولت یا شهرداری متوقع باشیم و یا آنها را تشویق کنیم که بین اینهمه طرح اولویت دار و ضروری ظرفیت مالی و اجرایی شان را صرف چیزی کنند که به نسبت فرصتهای دیگر کم ارزش است.
اینجا از دید من مساله خصوصی و دولتی بودن نیست. مساله این است که از امکانات و فرصتها چه طور استفاده کنیم و با چه ملاکی مدیریت را به چالش بکشیم. این آقا چون ایده ای به ذهنش رسیده روی آن متعصب است و اصلا بهش برخورده که ایده اش با دلیل رد شده و ناراحتی اش از رد شدن ایده اش بوده نه از اینکه سبزه ها بی سر و سامان می مانند!

 

باران بهاري :

با سلام، ممنون از سايت پر بارتان .يك پيشنهاد دارم كه مربوط به نظر دادن به اين كامنت نيست.و آن اينكه با كمك شما و افراد مطلع در سايتتان مطلبي در مورد "اخلاق كسب و كار" بنويسيد و علت اينكه در اين زمينه در ايران كاري انجام نشده را بيان كنيد.

 

:

سلام
به نظر من شما کاملا یک جانبه نگاه می کنید و با انتظار درک یک طرف از دانشی که دارید نقشی که هر کارشناس و مهندس باید داشته باشد را درجایی نا به جا بالا می برید و در جایی نا بجا پایین می کشید. من با این نگاه سعی می کنم در موارد بالا نکاتی انتقادی که به ذهنم رسید ذکر کنم.
1. به نظر من متخصص کاری به این ندارد که محدودیت های مدیریتی برای اداره یک سازمان چیست و فقط راهی را می رود که جلوی رویش قرار گرفته، اینکه برای پذیرفته شدن طرحی جزئی مجبور است برود رئیس را ببیند مشکل سیستم است نه اینکه آقای متخصص! و مشکل از اصل به مدیران و طراحان این سیستمی بر می گردد نه یک متخصص خلاق، چه بسا یک طرحی بر اثر این که مدیر نمی تواند آن را درک کند و بفهمد که طرح ارائه شده می تواند راه حلی برای مسائل روبروی خود او باشد آن را دور بریزد.
2. من درباره درجه ارزش اقتصادی مقاله مذکور و درجه درک اقتصادی سردبیر روزنامه اعتماد با شما موافقم ولی سوال میکنم: به نظر شما بهتر است همه افراد اقتصاددان باشند یا اینکه هر کسی فقط بفهمند هر فرد و هر چیز جای خودش باید باشد و مثلا بفهمند هر کسی نمی تواند مقاله اقتصادی بنویسد و هر کسی نمی تواند بر صفحه اقتصادی مدیریت کند.
من فکر می کنم اصلاح طلبان دچار این مشکل هستند نه اینکه لزوما نیاز به یک دانش اقتصادی بالاتری باشد که بتوان اصلاحاتی انجام داد.

موفق باشید.

 

مهدی (غ) :

پست قبلی از مهدی (غ)!

 

:

ميشه يه كتاب به من معرفي كنيد كه نظريه بازي ها رو توضيح داده باشه؟
منظورم كتابيه كه براي يه آدمي كه تحصيلاتش در رشته اقتصاد نبوده قابل فهم باشه.

 

يه لحظه :

اطلاعات خوبي بود ممنونم .
کنفرانس اقتصاد ايران!!!!!!

 

سولوژن :

برای من خواندن این دو کامنت بسیار جالب بود:

۱) "شاید مهم تر از دانش و درک پایین مهندسین استعداد یا گرایش آنها به هیجانی عمل کردن و پرهیز از تامل است که موجب شتابزدگی در ارائه طرح و پیشنهاد توسط آنها می شود. آنها در مصاف بین ارضای خواسته های معرفتی و غیر معرفتی انسان که به ترتیب منجر به ظهور دانش و فنآوری می شود طرف نیازهای غیر معرفتی را گرفته و خود را از فرصت نقد تحیلی و آزمون تجربی حدس ها و فرض هایی که به عنوان راه حل ارائه می دهند محروم می کنند."

و

۲) "در ایران سه دسته هستند که در تخریب جامعه ایران گامهای اساسی بر داشته و می دارند: یک- مهندسین. 2- پزشکان. 3- ...."


برای شما نبود؟!

 

بهزاد :

داشنجو مدیریت از تهران هستم ازتون میخوام تحلیل خودتون از اثرات ازادسازی نرخ ریال در برابر دلار را بیان کنید و بگوئید که ایااین کار با توجه به اقتصاد تقریبا صد در صد دولتی ایران اثرات مشابهی با انچه که در هند اتفاق افتاد داره یا نه..بابت اینکه کامنتم با مطلب پست همخوانی نداشت معذرت میخواهم

 

بهزاد :

کاملا در مزخرف بودن تحلیل باهاتون موافق هستم اما فکر می کنم این گزارش به جای پرداختن و تحلیل یک اسیب اقتصادی باید همانطور که از نام صفحه بر می اید به یک معضل اجتماعی می پرداخت;معضی اینکه مردم ایران متاسفانه به پذیرفتن تورم سالیانه (سابق سالیانه بود الان در طی سال چندین بار شاهد تورم هستیم) عادت کرده اند و گویی این اتفاق و حادث شدن ان به این شدت در هر سال به یک عادت عمومی تبدیل شده و برای هیچکس جای این سوال باقی نماده است که چرا؟

 

چند لحظه :

سلام ؛
نمي دانم آيا در جريان بودجه سال 87 قرار گرفته ايد يا نه به نظر مي رسد يك افزايش تورم بي سابقه در شرايط مبتلا شدن اقتصاد ايران به بي بيماري هلندي را بايد انتظار داشته باشيم .

 

چند لحظه :

سلام ؛
نمي دانم آيا در جريان بودجه سال 87 قرار گرفته ايد يا نه به نظر مي رسد بايد در انتظار تشديد بيماري هلندي در سال آينده باشيم.

 

امیررضا پدرام :

من خوشحال شدم که وبلاگتون رو خوندم

 

:

سلام خدمت آقا حامد گل!
واقعاً قصد نداری آپ کنی؟

 

ش :

برای اولین بار به طور جدی مطالبتان را می خوانم.
راستی چقدر "جدا" می نویسید! فکر کنم مصوبه نحوه نگراش جدید در ایران هم تاکید بر جدا نوشتن کلمات دارد. اما خوب خواندن بعضی کلمات کمی سخت بود.

 

صادق :

سلام
همان طور که گفتید:"دانش پایین از مبانی ابتدایی اقتصاد و مدیریت در کشور ما" باعث اتفاقات بدی می شود.
اگر ممکن هست در بخش لینک ها و یا جزوات وبلاگ سایت ها و یا منابع مرتبط که می توانند این مبانی ابتدایی را به یک دانشجوی مهندسی آموزش دهند اضافه کنید.
با تشکر

 

عليرضا :

سلام، خوشحالم كه اين موضوع رو مطرح كرديد، اين از اون مواردي هست كه بسيار و در مواضع مختلفي شاهد اون بوده و البته همچون همه متضرر شدم. ولي اميدوارم به جز اين كامنت كه بيشتر خاطره اي تلخ با چاشني لبخند است ، به طور كامل و از ديدگاه حرفه اي ، موانع و راهكارهاي آن را بيان كنيد. راستي من طرفدار هر دو تيم بارسا و رئال هستم، والبته مثل هميشه در خدمت ... .

 

saied morvarid :

سلام.اقای قدوسی من دنبال یک مقاله از مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای هستم متاسفانه زبانم اونقدر خوب نیست که بتونم سریعا مقاله های مختلف را ترجمه کنم.مقاله ی خوبی سراغ دارید که من یک بار ترجمه بتونم یک دید کلی نسبت به موضوع داشته باشم.

 

عمار :

استاد كجايي ؟
چرا نمي نويسي ؟

 

علي صدري :

سلام حامد جان

من مدتهاست كه با سايت شما آشنا شدم و معمولا مطالب جالبت را مي خوانم و تا بحال خيلي استفاده كردم.

من را ببخشيد كه اين comment ربطي به پستت ندارد.

من فارغ التحصيل موسسه مديريت و برنامه ريزي هستم. بنده در سمينار نظريه بازي كه در پنجمين كنفرانس بين المللي مديريت ارئه داديد شركت كردم و خيلي علاقمند شدم كه در مقطع دكترا در زمينه كاربرد نظريه بازيها در R&D كار كنم(چون قصد دارم ان شاالله در رشته مديريت سيستم و بهره وري ادامه تحصيل دهم!!!) مي خواستم اگر امكان دارد يكسري مرجع، مقاله و ... در اين زمينه به من معرفي كنيد و اگر ايده و يا موضوعي مرتبط با اين موضوع در حد يك تز دكترا در ذهنتان است به من معرفي كنيد،‌خيلي ممنون مي شوم.

مرسي

 

عليرضا :

از بابت شوخي متأسفم، شايد خيلي به جا نبود!!!

 

پویان مشایخ :

این دنیای اقتصاد هم مقاله پرتی چاپ کرده از خانه صنعت و معدن. مثل اینکه سریال چاپ اینگونه مقالات تمامی ندارد!

 

دیفراستمن :

دوست عزیز
متاسفانه چیزی که به مهندسین ما در دانشگاهها یاد داده میشود، یک مهندسی فنی محض است و در آن چیزی به نام طراحی مهندسی - اقتصادی دیده نمیشود. نتیجه چنین ساختاری میشود اینکه طرحهای مهندسی ما بدون بک آپ اقتصادی به اجرا برده میشوند و غالبا توجیه اقتصادی لازم را به همراه ندارند. اشکال از ساختار آموزشس ماست وگرنه مهندسی که قبلا چیزی در مورد اقتصاد نیاموخته است، طبیعی است که در این مورد آگاهی کامل و کافی را نداشته باشد.

 

payam :

salam
man dar morede tahsil dar oonja azatoon soal daram.lotfan age maghdoore baratoon rahnamaee konin be Emailam MAil bezanin
honarir@yahoo.com

 

مجتبی لچینانی :

میدانم به مطلب بی ربط است ولی نظر شما را می خواهم.
من یک لیبرال و هوادار اقتصاد ازاد و رقابتی هستم ولی در شرایط فعلی با خصوصی سازی بنگاه های دولتی به شدت مخالفم دلایلم را در زیر شرح میدهم.

۱. اکثر اموالی که به ظاهر به دولت تعلق دارند (به خصوص بنیاد ) صاحبانی دارند که اموالشان در ابتدای انقلاب غصب شده اسمش را هر چه بگذارید باز هم ماهیت عمل فرقی نمی کند.

۲. خوصوصی سازی بنگاه های دولتی در شرایط فعلی منجر به رقابت نمی شود بنگاه های دولتی معمولا به باندهای مافیایی که قرت بسیار زیاد سیاسی ونظامی دارند واگذار می شود این باند ها رقبای خود را ابتدا با موانع قانونی واگر نشد با زور اسلحه از میدان بیرون می کنند رقابت سالم اقتصادی در چنین فضایی غیر ممکن است به عبارت دیگر در اقتصاد ایران کسانی که قدرت سیاسی نظامی بیشتری دارند موفق ترند.

۳. معمولا این باندها ارزش واقعی بنگاه های دولتی را نمی پردازند در بسیاری موارد بنگاه را حتی ارزانتر از ارزش زمینش از دولت میخرند در خرید هم رقابتی در کار نیست و مزایده در ایران صرفا کاری صوری برای بستن دهن مردم است.

۴.پول حاصل از فروش منابع ملی صرف مردم نمی شود خزانه به مردم تعلق ندارد در کشوری که بیش از ۴۰ میلیارد دلار در عرض ۲ سال گم می شود و دولت هم هیچ توضیحی نمی دهد تعلق خزانه به مردم جوکی بیش نیست.(اگر به عدد شک دارید میزان خروج ارز از کشور بابت واردات را با موجودی ذخیره ارزی کشور جمع کرده و از میزان فروش نفت کم کنید به همین عدد می رسید).

۵. خصوصی سازی حتی منجر به افزایش بهره وری هم نمی شود درست است که افراد به دنبال سود بیشتر هستند ولی این باند ها با جلوگیری از ورود هر نوع رقیبی با کم کردن کیفیت و بالا بردن قیمت سود خود را افزایش میدهند حتی اگر رقابتی هم باشد رقابت بر سر کم کردن کیفیت است نمونه اش را در صنعت موتور سیکلت به وضوح شاهد بودیم.

یک مثال میزنم:

فرض کنید بخواهند ایران خودرو را خصوصی کنند اولا این شرکت متعلق به محمود خیامی است نه دولت و بنیاد .بعد اگر بخواهند بفروش برسانند اقایان و اقا زاده ها ان را به یک دهم قیمت(خودم میدانم غلو کردم)می خرند و به هیچ کس هم اجازه رقابت در خرید را نمی دهند باقدرتی هم که دارند مانع واردات خودرو خواهند شد . بعد همین نظارت نیم بند دولتی وموسسه استاندارد را هم حذف کرده وبا پایین اوردن کیفیت به قیمت بازی کردن با جان مردم سود خود را بالا میبرند . شکایت هم هیچ فایده ای ندارد چون دستگاه قضایی و پلیس به جای این که در خدمت جامعه باشد در خدمت انهاست . همین طور رسانه های دولتی.به نظر شما همین دولت ناکار امد ایران خودرو را اداره کند بهتر نیست.

پ ن ۱: من اقتصاد دان نیستم از دوستان اقتصاد دان میخواهم که این نوشته را بی رحمانه نقد کنند.

پ ن ۲: بشمارم برایتان افراد کار افرین وتجار شریفی که به علت این که رقیب تجاری اقایان بودند زندانی یا اعدام شدند.

 

juli :

salam man az farance mikhanam vali kheili dar barselon va madrid zendeghi kardeam.va har 2 mah anja miram alabte aghe vaght beshe.

 

:

حامد عزيز سلام اميدوارم خوب باشي . من عليرغم نظر شما كه نوشته بودي دوره ما تمام شده نظر ام نيست براي بسا آوردن اهداف بايد فعال بود و هيچكس و هيچ گروهي با نشستن در خانه به اهداف اش نرسيده . بهرحال با اين ديد من از مشهد در اين دوره كانديداي مجلس شدم و اميدوارم كه بتوانم موفق باشم و در همجا دنيا هم معمولا اقتصادي ها بيشتر از بقيه در پارلمان فعال هستند . بهرجهت اگر صلاح دانستيد طوري مرا به دوستانتان معرفي كنيد. در ضمن من يك وبلاگ كاملا اقتصادي هم درست كردم كه ادرسش در بالا است. موفق باشي

 

محدث :

آدرس مطلب بالا حذف شده بود

 

بهاره :

کجایی؟ اسپانیا؟

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007