بازارهایی با جمع صفر
ظاهرا برخی دوستان از توضیح مختصر پست قبلی در مورد بازی جمع صفر بودن بازار فارکس و تجارت آپشن قانع نشده اند. کمی بیش تر توضیح می دهم.
اصولا مبادله بازی با جمع صفر نیست. من اگر سیبم را با پرتقال شما تعویض کنم به این معنی است که هر دو از داشتن کالای جدید مطلوبیت بالاتری داریم که دست به مبادله می زنیم. در دنیای واقع به جای سیب و پرتقال انواع کالاهای دیگر را بگذارید: پول و وام بانکی و نیروی کار و دانش و منزل و اوقات فراغت و چغندر و غیره. در مثال دیگر وقتی شما به من وام می دهید یعنی مطلوبیت پول و بهره آن در دوره بعد برای شما بیش از داشتن پول نقد در دوره فعلی و مطلوبیت داشتن پول در دوره فعلی برای من بیش از مطلوبیت داشتن اصل و بهره پول در دوره بعدی است و گرنه مبادله ای صورت نمی گرفت.
این وسط برخی بازارها که خرید و فروش در آن ها روی تصاحب کالا نیست بل که صرفا داشتن یک موقعیت در بازار است ممکن است از قاعده بازی با جمع مثبت پیروی نکنند. یک مثال خیلی روشن و ساده بازی با جمع صفر (از دید پولی) ماشین های شرط بندی است که در آن حتما باید یک طرف بازنده شود تا طرف دیگر برنده شود و امکان ندارد تا همه در آن برنده باشند.
ببینم در بازار فارکس (ارز خارجی) و تجارت مشتقات مالی (مثلا اختیار معامله و قراردادهای آتی) چه اتفاقی می افتد. بازی گران این بازارها را به دو دسته اصلی می توان تقسیم کرد: فعالین در موقعیت فیزیکی و فعالین در موقعیت مالی. فعالین در موقعیت فیزیکی کسانی هستند که به علت اشتغال در یک کسب و کار دیگر نیازمند خرید یا فروش قراردادهایی در بازارهای مالی هستند. مثلا یک شرکت صادرات و واردات نیازمند مبادله دائمی ارزها در بازار ارز خارجی به منظور مدیریت جریان پرداخت ها و دریافت های خود است و یا یک شرکت نفت / مس / هواپیمایی / مواد غذایی و الخ نیازمند خرید یا فروش قراردادهای آتی مربوط به مواد اولیه یا محصول تولیدی خود به منظور مدیریت نوسانات و هم وار کردن جریان نقدی خود است. تا این جا هم بازار بازی جمع صفر نیست و در هر لحظه فعالین بازار با خرید یا فروش یک قرارداد به کس دیگری که علاقه مند به داشتن آن است وضعیت خود و او را به تر می کنند.
این وسط دسته دومی وجود دارند که اصطلاحا سوداگران (Speculators) بازار نامیده می شوند. فرق این گروه با دسته اول فعالین این است که سوداگران علاقه ذاتی به خرید و فروش قراردادهای مالی در بازار ندارند بل که صرفا با سرمایه گذاری در قرارداد کاغذی از تغییرات قیمت آن قرارداد در آینده سود می برند. در مثال ساده ای فرض کنید که قیمت قرارداد نفت برای تحویل در سه ماه آینده 100 دلار است و سوداگر بازار حدس می زند که به هر دلیلی قیمت آن فردا به 98 دلار کاهش پیدا می کند. پس دوست ما قرارداد نفت را به صورت فروش استقراضی (Short Selling) عرضه می کند و فردا 2 دلار سود می برد. انواع و اقسام مثال های دیگر برای این موضوع می شود ارائه کرد. گاهی نیز سوداگران این قدر منفعل نیستند و می توانند با دست کاری یا تحریک بازار کاری کنند که قیمت یک قرارداد افزایش پیدا کند (قبلا در مورد پیش گویی خود محقق کننده نوشته بودم) و آن ها از محل افزایش قیمت سود ببرند.
نکته مهمی که من روی آن تاکید داشتم این بود که این بازارها بازی جمع صفر هستند. یعنی در هر مبادله ای که کسی سود می کند یک نفر دیگر در آن بازار باید زیان کند. مثلا در همان مثال قرارداد آتی نفت برای این که دوست سوداگر ما 2 دلار سود کند باید کسی پیدا شود که روز اول قرارداد را به قیمت 100 دلار از او بخرد و فردای آن با قیمت 98 دلاری مواجه شود. یا فرض کنید نرخ مبادله دلار در مقابل یورو 1.3 است. سوداگری یک یورو می خرد و فردا که قیمت یورو بالا رفت آن را به 1.4 دلار می فروشد. حال اگر بازار تا ابد در این وضعیت بماند او سود خاصی نکرده چون ثروتش به یورو ثابت است و اگر دوباره قیمت به 1.3 برگردد سود کرده ولی در این بین کسی که یورو را به 1.4 دلار خریده بود 10 سنت ضرر کرده است.
البته موضوعات بحث برانگیز در این بین فراوان است. مثلا این که با توجه به نقدینگی و حجم عظیم بازار ارز خارجی و نزدیک بودن آن به بازار کارا آیا اساسا امکان سود بردن به شکلی که ادعا می شود در آن وجود دارد و یا همه بازار یک قمار ساده است که البته طرف برنده آن معمولا سوداگران بزرگ (مثلا بانک های سرمایه گذاری) که قدرت دست کاری بازار را دارند هستند. البته اگر کسی به تئوری های مالیه رفتاری معتقد و مسلط باشد و بتواند روان شناسی جمعی بازار را خوب بشناسد (کاری که کینز در آن بسیار خبره بود و از محل چیزی که خودش ساختن قصر در هوا می نامید بسیار ثروت مند شده بود) می تواند برخی رفتارها و واکنش های جمعی (خصوصا در بازارهایی مثل ایران) را حدس زده و بتواند روی موج های بازار سود خوب به دست بیاورد (در واقع ابطالی برای فرض کارآیی بازار).
این سوال هم مطرح است که که اگر کل ماجرا بازی با جمع صفر است چرا افراد در آن حضور دارند؟ (این برای بازار سهام هم صادق است و برخی مطالعات نشان گر بازده منفی فعالین خرده پا در این بازارها است). در این جا بحث مطلوبیت ذاتی ناشی از حضور در بازار (مثل لذت ناشی از شرط بندی) مطرح می شود که با وجود سود انتظاری صفر (و مطلوبیت انتظاری منفی برای عوامل ریسک گریز) مطلوبیت کل برای عامل ها مثبت است.
بد نیست این را مجددا متذکر شوم که بازی با جمع صفر بودن این بازارها دلیلی برای صدور حکم اخلاقی یا ممنوعیت قانونی برای فعالیت آن ها ایجاد نمی کند (برداشت بسیار غلطی که برخی دوستان از پست قبلی داشتند) و فقط ترجیح شخصی من این است که تا حد امکان در چنین بازی شرکت نکنم. همین.
پ.ن: سهامدار جزء به درستی تذکر داده که به علت وجود هزینه های کارگزاری در واقع این بازی حتی جمع صفر هم نیست و جمع منفی است.

نظرات
سهامدار جزء :
میدانم در کل بحث تغییری ایجاد نمیکند اما بازارهای مالی بازی با جمع منفی هستند نه جمع صفر. شما کمیسیون کارگزار را که از دو طرف کم میشود حساب نکرده اید.
حامد: حق با شما. اشتباه از من بود. این طوری که اوضاع حتی بدتر هم می شه :)) یک جایی یک بحثی راجع به این موضوع بود و یکی گفته بود البته بازار مالی بازی با جمع همیشه مثبت است ولی فقط برای کارگزاران :)
سهامدار جزء - February 24, 2008 08:22 PM
یه لحظه :
در این مورد با شما موافقم در ضمن من هم ترجیح می دهم در همچین بازیهایی شرکت نکنم.
یه لحظه - February 24, 2008 08:41 PM
فیاض خاک :
به نظرم فروگذاشتن این سوال که بالاخره وجود این بازی در بازار مطلوبیت ایجاد میکند یا نه(چه برای افراد و چه برای بازار) و صرفا بیان جمع صفر بودن آن خود نقد این بازی محسوب میشود.دو در نکن آقای دکتر.
یک نکته دیگر:برسی اینکه یک بازی جمع صفر محسوب میشود یا نه نیاز به نگاهی برون مجموعه ای دارد(برای روشن شدن ین واژه به داستان پارادوکس راسل و راه حل های ارائه شده برای بیان مجموعه عام نگاه کنید که در آنجا به طبقه بندی مجموعه ها اندیشیده شده است).منظورم این است که هرگز بازیگر از داخل بازی متوجه چیزی به نام جمع صفر بود یا نبودن نیست.حالا اگر پذیرفتیم که برای برسی چنین چیزی باید یک درجه از بازی خارج بود و نگاه از بالا داشت، آنگاه میتوانیم این سوال را مطرح کنیم که چند درجه اصولا میتوان از بازی ها خارج شد و آن ها را تحلیل کرد.ببخشید خیلی نا پخته است ولی آن وقت میتوان با نگاه دینی از خارج به مجموعه ی همه مجموعه بازی ها نگاه کرد و همه آنها را جمع صفر دید.
فیاض خاک - February 24, 2008 09:53 PM
Amirhesabdar :
Hamed e Aziz,
Hamontor keh khodat ham midani, ma digar dar Chicago ye gharneh 19 om nistim keh keshavarzeh Michigan , barayeh inkeh az khatareh soghoteh gheymatha dar maheh deroyeh Zorrathash khodesh ro hefazat bekoneh az Future Contrat estefadeh mikoneh. alan taghriban barayeh har 1 euro physical product hododeh 15 euro contract e future va Options vojood dareh .(Source:World federation of stock exchanges) va 99% moamelat beyneh Speculator ha anjam misheh keh bedoneh vojodeshoon keh hich market maker y vojood nakhahad dasht va bedoneh market maker ham market Liquid nakhahad bood.pas bedoneh in bazihayeh bajameeh sefr Market az beyn miravad. chon "Price less" khahad bood.
حامد: امیر جان سلام. ممنون از نکات خوبی که گفتی. حرف شما درست است و من هیچ مخالفتی با آن ندارم. ولی همه این ها توضیحی برای جمع غیرصفر (یا جمع منفی) بودن بازار ارائه نمی کند.
Amirhesabdar - February 25, 2008 12:33 AM
چند لحظه ... :
چند شب پیش شبکه یک فیلم " جان کیو " را نشان داد .در آنجا صاحب بیمارستان به یک بیماری که قدرت پرداخت هزینه درمان را نداشت می گفت: (( تو سهام و اوراق قرضه هم که نداری !؟ )) . جدا تا کی پشتوانه های مالی در ایران فقط ملک و املاک خواهد بود و مردم سرمایه های خود را تبدیل به دارایی های راکت خواهند نمود و چه زمانی داشتن سهام و اوراق قرضه تبدیل به یک فرهنگ خواهد شد?
چند لحظه ... - February 25, 2008 11:35 AM
bashir :
فقط مي خواستم نظر فياض خاك را تكرار كنم، به نظرم هر بازي ذي نفعاني خارج از بازي هم مي تونه داشته باشه، توي پست قبلي هم به كمك فنر بودن اين نوع معامله اشاره كرده بودم. به عنوان مثال فرض كن قيمت دلار ناگهان صعود بكنه، افراد شروع به فروش دلار مي كنند تا يوروي بيشتري صاحب شوند اين افزايش عرضه باعث جلوگيري از افزايش بيشتر قيمت دلار مي شه و به قولي تكان (jerck)سيستم رو كم مي كنه و افراد زيادي كه در بازارهاي ديگه كار مي كنند دچار صدمه نمي شوند!
حامد: آقا این موضوع بحث است. بزار پستی در بابش بنویسم.
bashir - February 25, 2008 03:30 PM
یک دوست :
یعنی هنوز نمی دونی همه بازارها دارای جمع صفرند؟ این که مختص فارکس و... نیست.
حامد: جدی؟ از کی تا حالا بازارها جمع صفرند؟ اگر مثالی در حد مقدمات اقتصاد لازم داری به مثال سیب و پرتقال اول پست مراجعه کن. اگر هم بیش تر دوست داری بدانی کمی مقدمات نظریه بازی ها بخوان که ببینی بازی های با جمع غیرصفر کلاس بزرگی از رفتارهای تجاری در بازار را شکل می دهد.
یک دوست - February 25, 2008 03:46 PM
:
Option is a zero-sum game? it is NOT, it is like insurance, they are not zero sum games. These markets reduce risk. And Forex is NOT a Zero -sum game.
Hamed: It is insurance if you have a position in physical (goods) market. Why Forex is not a zero-sum game?
Anonymous - February 25, 2008 06:11 PM
فیاض خاک :
ای بابا.این چه جور مثال زدن است.انگار بازار بسته شده است به همین سیب و پرتغال شما! باید کالاهای دیگری را هم فرض کنی تا نوسان ارزش سیب در مقابل پرتغال معنی داشته باشد.میبینی که در همین بازار سیب و پرتغال شما هم بازی جمع صفر شکل میگیرد. و اصلا عمدتا عوامل بازار(به جز در سر تولید کننده و مصرف کننده و حمل و نقل) بر همین اساس سود میبرند.اصلا مگر شما میتوانی فاینانسکارباشی و درگیر خرید و فروش های این شکلی که فقط هدفشان سود بیشتر مبتنی بر افزایش و کاهش قیمت های عمدتا به دلیل دستکاری عرضه و تقاضااست نباشی!
آقاشرمنده.شما رشته ات را اشتباه انتخاب کرده اید.شما یا باید مهندس میشدی و با تولید یک کالای واقعی خدمت میکردی یا اینکه در سر مصرف کننده یک جایی برای خودت پیدا میکردی.راننده کامیون هم بد نبود...حالا خیلی هم عیب ندارد.میتوانی یک استاد دانشگاه بشوی و روی واقعی این بازار سرمایه داری کثیف را بشناسی و به دیگران بیاموزی;)
...راستی.من با نصف حرف های خودم هم موافق نیستم.صرفا با همه قوا نقد میکنم.این توصیه خودت هم هست.
حامد، من آمدم مالزی بالاخره و دارم آی تی میخوانم.خلاصه "حامدز فن" تا کوالالمپور هم گسترده شده.
حامد: سلام فیاض جان. آقا بلاخره رفتی مالزی؟ و رفتی آی تی؟ وضعت خوب می شه. دست ما را هم بگیر بعدش. می توانم بهت بگویم کجا سرمایه گذاری کنی خوب است دلار یا طلا :))
آقا ولی من حرف تو را نمی فهمم. کی گفته فقط اول و آخر زنجیره بازی جمع مثبت هستند. در کل زنجیره ارزش از همان اولش که تحقیقات بازار باشد تا آخرش که خدمات بعد از فروش (یا حتی ریسایکل کردن) باشد همه دارند یک کالا (فیزیکی یا غیرفیزیکی) را به نفر بعدی منتقل می کنند که برای او مطلوبیت ایجاد می کند. همه بازی جمع مثبت است و هیچ فرقی بین تولید کالای فیزیکی یا انبارداری و توزیع و یا فروش آن وجود ندارد. در هر حلقه یک نفر چیزی را که نفر بعدی علاقه مند به داشتن آن است بهش می دهد و پول می گیرد. مطلوبیت کل هم در اثر مبادله بالا می رود (مفهوم منحنی قرارداد و هسته در تعادل عمومی حول همین امکان تبادل ها شکل می گیرد)
فیاض خاک - February 25, 2008 07:58 PM
فیاض خاک :
اوه اوه.عجب سوتی! جدا نمیدونستم.نخندید حالا.با ق یا غ حالا...
فیاض خاک - February 25, 2008 08:02 PM
:
حامد عزيز سلام.
البته بحث در اين مورد طولاني خواهد بود و اگر فرصتي شد خوشحال ميشم در اين مورد باهم صحبت كنيم تا من هم چيزهاي بيشتري از تو ياد بگيرم اما دو نكته در اينجا قابل بحث است:
1- يكي از اهداف فعالين اين بازارها به خصوص اوراق مشتقه مالي انتقال ريسك است. اگر ريسك را به عنوان يك كالاي نامطلوب در نظر بگيري كه نگه داشتن آن مطلوبيت را كم ميكند آنگاه وضعيت تحليل معامله متفاوت خواهد شد.
2- مطالب زيادي نوشته شده كه بازارها به هر دو جزء معامله كننده يعني پوشش دهندگان ريسك و سفته بازان نياز داره و بدون هر كدوم ديگري هم نميتونه منفعت ببره و به اصطلاح بازار ناكارآ ميشه. كارتبرتسون در اين مورد كمي بحث داره اما مقالاتي هم در اين حوزه هست.
حامد: سلام سعید عزیز
1) قطعا یکی از کارکردهای مهم این بازارها مدیریت ریسک است ولی به نظر من می رسد کسی که به قصد مدیریت ریسک در بازار فعال است بیش تر به ان گروه اول نزدیک تر است تا سوداگران. منظور من از سوداگر کسی است که مطلوبیت ذاتی از داشتن موقعیت بازار ندارد و فقط از حرکت قیمت سود می کند.
2) در بحث مارکت میکرو استکراچر بحث های فراوانی راجع به نقش سوداگران در کشف قیمت است (که در کامنت امیر حسابدار هم به آن اشاره شده). در این تردیدی نیست ولی این ماهیت جمع صفر بودن بازی را عوض نمی کند. در واقع من نمی خواهم بگویم که سوداگران هیچ کارکردی ندارند (در مطلب قبلی هم اشاره کردم که هم از حیث فراهم کردن نقدینگی و هم تصحیح قیمت مفید هستند) فقط تمرکز بحثم روی ماهیت بازی است.
Anonymous - February 25, 2008 08:35 PM
امیر حسین :
اولا که هنوز متن رو نخوندم وفقط تیتر رو خوندم و باید بگم که شرمنده این بازی که شما می فرمایید جمعش صفر نیست بلکه منفیه!!!؟؟؟
چرا؟؟چون شما اسپرد و کمیسونی که بروکر(کارگزار) می گیره رو حساب نکردی.
این از اولندش...
صبر کن تا بقیش رو بخونم تا جوابتو بدم.
قربانت
حامد: عزیز دل برادر شما هنوز متن را تا ته نخوانده چه طور کامنت می زاری و از کجا مطمئنی که حتما باید جواب بدهی؟ ثانیا ته مطلب را بخوانی می بینی که به بحث هزینه کارگزاری اشاره شده است. این که اوضاع را بدتر هم می کند.
امیر حسین - February 25, 2008 09:58 PM
امیر حسین :
خوب می بینم که آخر متن خودت اصلاح کردی و حامد صمدی گفته که جمع صفر نیست و منفیه.
اوکی؟؟؟
حالا که چی؟؟؟می گی چکار کنم؟؟؟..لول
برم خودمو بکشم که یکی دیگه داره ضرر میکنه وقتی من دارم سود می کنم؟؟؟؟..لول
امیر حسین - February 25, 2008 10:48 PM
امیر حسین :
عزیز دل برادر
اون اولندش جواب نبید بلکه یه نکته بید تا اینکه شما هر چه بیشتر از این بازی متنفر بشی...لول
در ضمن من کجا گفتم حتما مطمئنم که جوابتو می دم؟؟!!!
امیر حسین - February 25, 2008 10:51 PM
فیاض خاک :
ببین حامد منظورم این بود:
دربازار مثلا فارکس عده ای وارد یک بازی شده اند و اگر لذت خود بازی را در نظر نگیریم آنوقت انگار سود یکی به معنی ضرر دیگری است.خوب؟
و شما این را نمیپسندی.
حالا شما مدیریت شرکت های اقتصادی را در نظر بگیر:
مثلا تصمیم میگیرند که فلان کالا را با فلان جذابیت تولید کنند و به بازار بفرستند و در حالی که خدمت اضافه تری به مشتری ارائه نمیدهد. و مشتری را قانع کنند که کالای جدید زندگی بهتری برای او به ارمغان می آورد.در اینجا سود یک نفر به معنی متضرر شدن دیگری است چون خدمت اضافه ای در مقابل پولی که پرداخته دریافت نکرده.هرچند مختار بوده(کما اینکه در فارکس هم بوده).این داستانی که گفتم کمی هم واقعی است.در کانادا در ماه فبریه آمار خودکوشی به خاطر صورت حساب هایی که می آید و خرید هایی که انجام شده و عملا تغییر عمده ای در زندگی ایجاد نکرده بالا میرود.
منظورم این بود که در بازارهای امروزی بخش عمده ای از بازار بازی برد-باخت است و اصلا سرمایه دار شمای فاینانسکار را برای این بخش از بازی خود استخدام میکند.واگر نه بخش اخلاقی و ارائه دهنده خدمت که چندان پیچیده نیست.داستان شما داستان بازی با بازار است، نه تولید و ارائه خدمت.درست نمیگویم؟
فیاض خاک - February 26, 2008 07:02 AM
پیمان :
فیاض البته ممکنه جواب من جامع نباشه ولی همون گول خوردن خودش عین کالاست . به لحاظ نظری نمیتونی تفاوتی قایل بشی بین کالای ملموس و چیزی که اصلا وجود نداره ولی شخص فکر میکنه وجود داره .
پیمان - February 26, 2008 12:22 PM
باران بهاري :
با سلام،
اصولا علم اقتصاد يعني انتخاب ، يعني مبادله ، بدين ترتيب هر جا مبادله اي انجام شود در نهايت مطلوبيت تغييرمي كند و باعث تغيير رفاه اجتماعي مي شود. جمع بازي صفر الزاما به معني تغيير نيافتن مطلوبيت نيست.
باران بهاري - February 26, 2008 03:56 PM
داود :
کارگزار را هم بازیکن حساب کنید تا همان جمع صفر بشود!
داود - February 26, 2008 08:48 PM
:
Forex is not a zero - sum since it creates information.
Anonymous - February 27, 2008 05:00 AM
naser :
سلام یک اشتباهی که شما در مورد بازی جمه صفر یا منفی در بازار سهام کردید این بوده که عایدی سهام را فقط در درامد ناشی از تغییرات قیمت دیدید اما عایدی یک برگ سهام دو منبع دارد یکی عایدی بهره ای و یکی عایدی سرمایه ( ناشی از تغییرات قیمت) که اگر فرض کنیم سطح عمومی قیمت ها ثابت باشد جمع عایدی سرمایه یا همان capital gain صفر یا منفی است اما مجموع درامد یک برگ سهام مثبت است
حامد: سلام. به نظرتان در کل این متن من صحبتی از بازار سهام کردم؟ کل بحث من مربوط به بازار فارکس و تجارت آپشن بود.
نکته شما درست است و به این خاطر من بازار سهام را جزو بازی های با جمع صفر در نظر نگرفتم (هر چند سر نوع تحلیل مساله بحث است). آن مطالعاتی هم که راجع به بازار سهام است کل عایدی برای خریداران غیرحرفه ای را در نظر می گیرند و بعد نشان می دهند که با وجود بازده منفی باز افراد در بازار حضور دارند.
naser - February 27, 2008 12:45 PM
تازه وارد :
سلام من یه تازه واردم (البته یک ماهی میشه که به توصیه ی یکی از استادام (بهروز خدارحمی که جا داره اینجا ازش تشکر کنم )مطالب شما رو می خونم . فوق لیسانس حسابداری میخونم .خیلی دوست دارم تو بحثهای شما دوستان شرکت کنم . اما فکر می کنم اطلاعاتم کافی نیست ت
تازه وارد - February 27, 2008 04:33 PM
صادق :
سلام آقای قدوسی
من برای مطلب دو تا قبل ترتون یک کامنت گذاشتم و از شما خواستم اگه ممکنه چند تا منبع (کتاب یا سایت) در مورد اصول اقتصاد که به درد یک مهندس بخوره بگذارید. متاسفانه در لینک های خودتون چیزی پیدا نکردم. اگر ممکن هست راهنمایی کنید.
حامد: سلام. به نظرم به ترین کتاب مبانی اقتصاد دکتر نیلی است. کتاب های دیگر
اقتصاد خرد نسخه ساده واریان
پیش گامان اقتصاد توسعه
صادق - February 28, 2008 12:14 AM
bashir :
یک مساله دیگه این که اگر دو نفر در موقعیت مالی با هم معامله کنند، بازی با جمع صفر انجام می شه و اگر حداقل یکی از طرفین فعال در موقعیت فیزیکی باشه دیگه جمع صفر نیست، اما با توضیحی که امیر حسابدار در مورد 99 درصد معاملات داده کاملا حق با تو میشه!!!
bashir - February 28, 2008 07:59 AM
پرانتز :
با سلام شما ارزش زمان را بخصوص براي فعالين فيزيكي در نظر نمي گيريد در ضمن در مورد فعالين فيزيكي ارزش افزوده بر اساس يك خريد يا كالا ايجاد نميشود بنابراين حكم شما نمي تواند قطعي باشد
پرانتز - February 29, 2008 08:28 PM
بابک (پاپوش) :
من یک کمی ایراد دارم به این مساله بازارهای صفر.
مساله اینه که تو این نوشته فرض بر این هست که ارزش بازار همیشه در یک مقطع زمانی ثابت باشه در حالی که در عالم واقع بازار ها کاملا دینامیک عمل می کنند. خیلی وقتها سرمایه گذار یک پرتفوی سرمایه را هدایت می کند که شاید با ضرر دادن روی یک معامله امکان معامله برنده دیگری را به دست می آورد. اینطور که شما گفتید همیشه بازار تقسیم می شه به یک سری ورشکسته و یک سری برنده محض. تازه انگیزه ای هم که گفتید خیلی موثره ولی عامل اصلی نمی تونه باشه. به هر حال بررسی بازار به صورت منفرد به نظرم دور از واقعیت است. ما باید بازارها را در نظر بگیریم و همچنین معاملات را.
اصولان آن بخش از بازارها که فراتر از نیاز هاهستند حتما به دست سرمایه دارهااداره می شوندو انها همیشه به پرتفوی سرمایه شان نگاه می کنند، اساس معاملات هم همین است.
بابک (پاپوش) - March 10, 2008 03:00 PM
:
1-آیا می توان گفت جمع جبری امتیازها، همان ارزش افزوده حاصل از کاری ست که در اثر مبادله انجام شده است؟ یعنی اینکه بازی با جمع صفر بازی مفیدی (در مجموع و در سطح جمعی) نیست (مثلا برای سرگرمی است) و برعکس، بازی های با جمع مثبت به نوعی ارزش ساز هستند و اثر ماندگاری که از آنها می ماند به نوعی رشد محسوب می شود؟ (رشد یا منفعت جمعی حاصل از تقسیم کار یا ...) آیا این برداشت درست است؟
2-به این معنی، آیا می توان میزان "جمع خالص منفعت جمعی" بر جا مانده حاصل از مبادله سیب با پرتغال را تخمین زد/تعریف کرد؟ آیا این تعریف خوش تعریف است؟ آیا این تعریف می تواند صرفا اقتصادی نباشد و عینی باشد؟ (یعنی درباره رخداد و تغییری بیرونی باشد مستقل از تغییرات و مبادلات مالی انجلم شده)؟
Anonymous - March 18, 2008 07:33 AM