استاد پرینستون
تنظیم کننده مصاحبه دکتر پرویز پیران در ویژه نامه عید روزنامه اعتماد گفته که "به رغم اينکه دانشگاه پرينستون امريکا به دليل خدمات ارزشمندش به رشته جامعه شناسي، او را به عنوان «استاد تمام» مي شناسد، در دانشگاه علامه طباطبايي استاديار است".
من اولین باری که آقای دکتر پیران را دیدم همین موضوع را خاطرنشان کرد و البته آن موقع گفت که در آمریکا "دانش یار" است ولی در ایران به او سمت استادیاری داده اند.
مصاحبه را که خواندم برایم جالب شد که ببینم دانش گاه پرینستون به اعتبار چه فعالیت هایی به ایشان درجه "استادی تمام" داده است. اول سری به گوگل اسکولار زدم. بالاترین رقم ارجاع به مقاله های ایشان "سه" عدد بوده است. تا جایی که ذهن من یاری می کند معمولا رقم ارجاع به مقاله های مشهور استادان دانش گاه هایی در حد پرینستون معمولا در حد چند صد به بالا است.
سری هم به رزومه ایشان زدم. بنا به اعلام خودشان از زمان فارغ التحصیلی در سال 1979 تا الان کلا 7 تا مقاله کار کرده اند که روشن نیست چند تا از آن ها در ژورنال های داوری شده (Refereed) چاپ شده است. در روزمه ایشان اثری از حضور در دانش گاه پرینستون به چشم نمی خورد.
تا جایی که دانش ناقص من می گوید برای رسیدن به رده های بالاتر از استادیاری در دانش گاه های آمریکا فرد معمولا باید دوره پنج ساله آزمایشی را طی کند و وقتی با موفقیت Tenured شد و کار علمی را ادامه داد کم کم به مراتب دانش یاری و استادی هم می رسد. من هر چه نگاه می کنم در روزمه ایشان اطلاعاتی مبنی بر سپری کردن زمان طولانی لازم برای رسیدن به مرتبه دانش یاری در دانش گاه های آمریکا را نمی بینم.
شاید هم کلا تحلیل من اشتباه است و ایشان مدعی نیست که مثلا قرارداد تدریس با درجه استادی در دانش گاه پرینستون به ایشان اعطا شده است بل که این دانش گاه ایشان را در حد استادی معتبر می داند مثل خیلی از افراد در کشور ما که فوق لیسانس دارند ولی بقیه ایشان را در حد "دکتر" قبول دارند و دکتر صدایشان می کنند و کم کم هم همه جا جا می افتد که ایشان را دکتر فلانی خطاب کنند چون کم تر از آن کسر شانشان است. در این صورت برایم جالب است که بدانم چه کمیته ای چنین تصمیمی را می گیرد و بر اساس چه خروجی علمی؟
اگر کسی توانست از دکتر پیران توضیح این ماجرا را جویا شود لطفا به من هم اطلاع دهد تا این جا اطلاع رسانی کنم.
ما به لحاظ کیفیت تحصیلات در رشته مدیریت کسی در حد دکتر مشایخی در ایران نداریم. ایشان با این که فارغ التحصیل ام ای تی است و احتمالا خیلی راحت می توانسته عضو هیات علمی یک دانش گاه درجه یک شود مستقیم برگشته ایران و کارهای اجرایی و آموزشی کرده است و طبعا از کار علمی محض دوره افتاده است. هر سال هم حداقل یک بار می رود آمریکا و گاهی جایی درسی می دهد یا کار علمی مشترک با اساتید فعلی ام ای تی انجام می دهد ولی تا به حال نشده که ببینیم جایی خودش را معرفی کند که "استاد مدعو دانش گاه ...". خیلی ساده برای این که نیازی به این حرف ها ندارد و کارش را می کند.

نظرات
Roya :
دو تا نکته:
- به جز اینکه توی رزومه اثری از دانشگاه پرینستون نیست بقیهاش میتونه نقض بشه. حداقل تو ریاضی دانشگاههایی مثل پرینستون کاملا ممکنه که یه آدمی رو که خیلی کار درسته، تازه کار به عنوان استاد تمام استخدام کنن و نه مراحل استادیاری و دانشیاری رو طی کرده باشه نه مقالهاش هنوز مدتی ازش گذشته باشه که ارجاع شده باشه.
- ولی یه نکته خیلی عجیبتر اینه که کسی از سال ۱۹۷۹ تو ایران استاد باشه و همچنان استادیار بمونه. تا جایی که من دیدم حداقل تو دانشگاه شیراز، خیلی معیارهای مشخصی و امتیازبندی و اینا وجود داره که اگه مقاله بنویسی و درس بدی یه ذره ذره هم شده توش جلو میری.. تنها دلیلی که من میتونم ببینم اینه که کسی دکترا نداشته باشه که با توجه به اینکه درست موقع انقلاب برگشته اصلا بعید نیست. با درجه زیر دکترا تو سیستم ایران فقط میشه تا استادیاری بالا رفت.
حامد: سلام رویا جان. ممنون از تذکری که دادی. من نمی دانستم چنین حالت استثنایی وجود دارد ولی اگر در مورد ایشان چنین می بود ما حداقل باید شاهد انتشار یکی دو مقاله از ایشان در یک ژورنال معتبر بودیم که الان پس از گذشت سال ها ارجاع به آن به شدت بالا بود.
Roya - March 19, 2008 07:41 PM
مجید سزاوار :
شاید هم چون دکتر مشایخی فامیل همسر شماست به لحاظ کیفیت تحصیلات در رشته مدیریت کسی در حد دکتر مشایخی در ایران نداریم
حامد: کاری ندارد. اگر کسی داریم لطفا معرفی بفرمایید.
مجید سزاوار - March 19, 2008 08:16 PM
:
The exceptional circomstances that Roya is mentioning is completely traceable and I have not seen a single case that you can get tenured position without either tenure-track duration or extensive publication/patent record in a relevant industry.
Anonymous - March 19, 2008 08:54 PM
نوید :
این پرینستون هم خیلی گلابی بوده ها!
من یک نفر رو می شناسم که بدون طی مراحل استادیاری و دانش یاری به یکباره به عنوان استاد MIT استخدام شد. آن هم "جی فارستر" بود.. بقیه استادهایی که به رشته من نزدیکند همه پوست از کله شان کنده شده تا استاد شوند :)
نوید - March 19, 2008 09:56 PM
:
"Refereed" is the correct spelling.
Anonymous - March 20, 2008 02:10 AM
:
سلام
یکی از استادهای دانشکده ما هم 22 سال بعد از گرفتن دکترا بدون اینکه هیچ وقت استادیار یا دانشیار باشد با درجه استادی استخدام شد. البته قبل از آن در مراکز تحقیقی بزرگی کار می کرد و تعداد مقالاتی که چاپ کرده بود از یک استاد اصلا کمتر نبود و بلکه خیلی بیشتر هم بود. منظور اینکه استاد شدن بدون طی مراحل عادی غیرممکن نیست؛ ولی به نظر می رسد که استاد پرینستون باید مقاله های زیادی در ژورنال های خوب داشته باشد و به هر حال حتما از آن طریق قابل ردگیری است. با تمام احترام ایشان به مدت 20 سال (از 1979 تا 1999) مقاله انگلیسی ندارند (رجوع به رزومه) و اگر در سال فارغ التحصیلی (1979) دانشیار نشده باشد بعید است که دانشیار یا استاد دانشگاهی در جای انگلیسی زبانی باشند.
ماشاالله "غیاث آبادی ها همه ناموس پرستند".
عیدت مبارک همشهری
Anonymous - March 20, 2008 04:07 AM
پرویز :
سیستم اسم گذاشتن سایتت ایراد داره؟
قبلی من بودم. -پرویز
پرویز - March 20, 2008 04:09 AM
:
سلام و نوروز مبارک! ممکنه دلیل این دشمنی غریب با دکتر پیران رو توضیح بدی؟ به دفعات و به دلایل مختلف تا حالا به ایشان حمله کردی! من فکر نمی کنم این روش جوانمردانه ای برای نقد باشه. یعنی در یک وبلاگ خصوصی که احتمالن شخص مجالی برای دفاع از خود پیدا نمی کند.
حامد: توسکای عزیز سلام و نوروز مبارک.
سوال خوبی است. ببین من هیچ مشکلی فردی با ایشان ندارم. نه استادم بوده نه رییسم و ... چند باری هم که فردی با ایشان برخورد داشتم به من محبت داشته اند.
دلیل نقدهای من بت (به گمان من دروغینی) است که حول شخصیت ایشان (و کسانی مثل مرحوم حسین عظیمی) شکل می گیرد ولی وقتی از نزدیک با ایشان کار می کنی و کارهایشان را دقیق دنبال می کنی به نتیجه کاملا متفاوتی می رسی. این استادی پرینستون هم از ان ادعاهای عجیب بود. ضمن این که بنده به ایشان ایمیل زده ام و خواهش کرده ام که نظرشان را بگویند.
برای این که منظور من را از بت های (به گمان من دروغینی) مثل پیران متوجه شوید ایشان را مقایسه کنید با کسانی مثل مسعود نیلی و حسین بشریه و جواد کاشی و ... که بی ادعا کار می کنند و در کار خودشان کاملا جدی و دقیق هستند. راجع به رفتار حرفه ای دکتر پیران حرف زیاد دارم که ترجیح می دهم این جا بحث نکنم.
Anonymous - March 20, 2008 11:58 AM
:
قبلی من بودم توسکا
Anonymous - March 20, 2008 12:02 PM
خواب بزرگ :
مبارک باشد جناب
خواب بزرگ - March 20, 2008 01:01 PM
babak :
hamed jaan ye soual dashtam
shoma midanid ke dr piran dar in modat dar iran che mikardeh?
az nazaryeh eishan khabar dari?
حامد: سلام بابک جان. تقریبا چیزهایی از فعالیت علمی و تجاری ایشان و تلاش هایشان برای ارائه یک نظریه برای ایران می دانم. چون جامعه شناس نیستم نمی توانم قضاوتی روی کیفیت فعالیت هایشان داشته باشم ولی قاعدتا این فعالیت ها باید جای معتبری منتشر شده اند تا برای جامعه علمی قابل پذیرش باشند و دانش گاه پرینستون هم بر اساس آن لقب استادی به ایشان بدهد.
babak - March 21, 2008 12:49 AM
ساجدی :
اگر منظورتان از کیفیت تحصیلات،دانشگاه محل تحصیل باشد که امثال دکتر الوانی هم جاهای خوبی درس خوندند(MIT)،اما اگر سواد و تخصص مدیریتی را میگویید ، فکر میکنم باید کمی دقیقتر صحبت کنید و بگویید مثلا در فلان گرایش دکتر مشایخی باسواد تر از بقیه است...
حامد: سلام و ممنون از نکته تان. فکر کنم روشن است که آن تعریض به رفتار دکتر مشایخی صرفا مثالی بود برای تکمیل مطلب قبلی و موضوع محوری برای من نیست (و هیچ وقت موضوع جذاب و اهمیت داری هم نخواهد بود) که بخواهم سر این که چه کسی کجا درس خوانده پافشاری کنم یا با بقیه بحث کنم. از جهت اطلاع دکتر الوانی دانش گاه کالیفرنیای جنوبی درس خوانده اند و نه ام آی تی.
ساجدی - March 21, 2008 08:02 AM
ساجدی :
اگر هم فقط از روی تعصب روی دانشگاهتان این حرف را میزنید باید بگویم که اینگونه تعصب ورزیدنها در شان شما نیست !!
ساجدی - March 21, 2008 08:08 AM
درای :
این هم جالبه: Scientific Board Member, Journal of Political Economy, 1988-Present.
یعنی همونی که در شیکاگو چاپ میشه؟
درای - March 21, 2008 10:35 PM
مجيد يوسفي :
جناب آقاي قدوسي
سلام
بنده هفت ترم در سال هاي نخست دهه هفتاد شاگرد ايشان بودم. به جهت تسلط و اشراف به جامعه شناسي شهري و صنعتي به نظرم بي نظير بود. عمده مقالات ايشان در مجله اطلاعات سياسي و اقتصادي منتشر مي شد و مي شود. در مجلاتي كه پيرامون شهرنشيني در ايران منتشر مي شود عمدتا مقلات علمي از ايشان به وفور منتشر شده است.
در دوره هاي دانشگاهي من به آگاهي و گستردگي ايشان كسي را نمي شناسم. يكي از مشكلات ايشان هم اين بود كه هميشه با رياست دانشگاه و مديريت دانشگاه مشكل داشت و نظام دانشگاهي را بر نمي تافت. در سال هاي اوايل دهه هفتاد در دانشگاههاي آسياسي جنوب شرقي تدريس ميكرد. و سه طرح بزرگ در شهرداري تهران در دهه هفتاد و هشتاد متعلق به ايشان است. ايشان در سالهاي جواني استاد دانشگاه ايلي نويز امريكا بوده اند و در مباحث سياسي هم عضو كنفدراسيون يا دانشجويان چپ در اروپا بودند. براي اطلاعات بيشتر از دكتر احمد اشرف و دكتر عبدالعلي رضايي جويا شويد.
با سپاس
حامد: آقای یوسفی عزیز سلام و سال نو مبارک.
خیلی ممنون از اطلاعاتی که دادید. بلی بنده می دانم که ایشان در بین دانش جویان جامعه شناسی محبوب هستند (یا شاید بودند چون اواخر نظرات انتقادی زیادی از همین دانش جویان هم شنیده ام). ممنون که این جزییات را ذکر کردید. من البته برخی از آن طرح های بزرگ ایشان در شهرداری را مطالعه کرده ام و شاید بعدا س فرصت باید راجع به محتوا و میزان تخصص بودن آن ها صحبت کنیم.
ارادت
مجيد يوسفي - March 22, 2008 12:10 AM
ابوذ :
1- گرگ منکیو هم 2 سال بعد از اینکه پی اچ دی گرفته استاد تمام شده تو هاروارد. چی فک کردی؟ گل شبدر چه کم از ...
2- اون مجلة "اقتصاد سیاسی" یه مجله داخلی است که 2 بار آن هم فقط در محل انتشارات آن نشریه به چشم بنده خورده است.
ابوذ - March 22, 2008 12:20 AM
مهدي :
جالب اينجاست كه همون سه تا ارجاعي هم كه به ايشون شده در اصل autocitation هستند و اگر اشتباه نكنم هيچ كس ديگري به ايشون ارجاع نداده. فكر ميكنم براي اين جور جستجو ها استفاده ار موتور ISI بهتر باشه. آقاي مجيد يوسفي مجله اطلاعات سياسي و اقتصادي كه سهله اگه تو وال استريت ژورنال هم بنويسي اسمشو نميزارن peer review!!! با تشكر مهدي
مهدي - March 22, 2008 06:42 AM
:
http://www.guardian.co.uk/science/2008/mar/21/medicalresearch.usa
Anonymous - March 22, 2008 09:07 AM
علی :
آیا واقعا دکتر مشایخی و دکتر نیلی بی ادعا هستند؟ آن چیزی که در ظاهر به نظر می رسد کاملا بر خلاف نظر شماست!
علی - March 22, 2008 12:57 PM
عطیه وحیدمنش :
بی ربط به نوشته :
نوروز و سال نو برای تو و مریم خانوم یک عالمه مبارک
امیدوارم سال خوبی داشته باشید .
عطیه وحیدمنش - March 22, 2008 02:16 PM
مجيد يوسفي :
جناب مهدي عزيز
من اطلاعات مصاحبه كننده را تاييد نكردم به عنوان يك دانشجوي پيشين اطلاعات جديدي از ايشان ارائه دادم.
مجيد يوسفي - March 22, 2008 02:17 PM
محمد جواد شکری :
بنظرم مشایخی یه استثنا هست! مثلا دکتر نیلی که خیلی از ایشون پایین تره ادعاش خیلی بالاتره!!! همسرتون فامیل دکتره؟؟؟
محمد جواد شکری - March 22, 2008 10:58 PM
مهدي :
مجيد جان
بله متوجه بودم چي گفتين خواستم متذكر بشم داشتن مقاله در ژورنالي كه داوري نميشه و تقريبن عمومي به حساب مياد ملاك خوبي نميتونه باشه. اجازه بدين فراتر برم و بگم تازه چاپ كردن مقاله در خيلي از ژورنال هايي كه داوري هم ميشن الزامن به معني كار خوب نيست. خدا بركت بده به اينترنت و اين همه مجله ريز و درشتي كه سر تا سر دنيا داره چاپ ميشه: يه خورده همت كني بالاخره مطلبت رو به يكي غالب ميكني. ولي به من بگو از اين همه استاد با كرامت كه داخل كشور داريم و ماشالاه فعلا دعوا سر اينه كه تو كاروليناي شمالي درس خوندن يا جنوبي چند تا شون تو مجله هايي در رديف ساينس، nature،..كار مستقل داشتن؟ ميدوني، سيستم ناكارامد اموزش عالي ما فقط هوچي گري رو بلده تا بي سوادي و بي كفايتي خودش رو فراموش كنه( چون نميتونه بپوشونش). مث اخبار كردن دانش اموزان المپيادي و داروي ايدز و از اين دست شامورتي بازي ها. معمولا هم يه آقا يا خانومي كه تمام سال هاي جوونيش وزير و وكيل بوده و الان به مقتضاي زمان تريپ علمي حال ميكنه مياد ميشه رئيس چنين اركستري و چون اين ادما مايه علمي ندارن(چون هيچوقت براش وقت نذاشتن) اين شلوغ بازي هابه نفعشونه چون كسي نيمتونه دستشونو بخونه. ببخشيد دلم خيلي پر بود روده درازي كردم. حامد در اين جا بيشتر به اقتصاد مي پردازه ولي فكر كنم مجلس ميطلبه يك جلسه در باب وضيعت اموزش عالي و تحقيقات در ايران منبر بره!
مهدي - March 23, 2008 07:32 AM
نهیب سکوت :
سلام حامد جان
سال نو مبارک
با آرزوی سالی سرشار از محبت، سلامتی و سرافرازی
ایام به کام
نهیب سکوت - March 23, 2008 09:50 AM
m4ndm :
از طریق 7 سنگ با شما آشنا شدم .خوشحالم :)
m4ndm - March 23, 2008 06:24 PM
سهیل :
شکی نیست که دکتر مشایخی یکی از بهترین استادای مدیریت ایرانه و وجودش برای ایران غنیمته. اما متاسفانه جمله ای که درباره ایشون گفتی اگر نگیم که درست نیست، حداقل مناقشه برانگیزه! و مهمتر از اون اونطور که بعدا در جواب نظرات گفتی شبیه یک تعریض تمثیلی هم نیست.
گرچه من هم مثل تو علاقه ای به ورود به این بحث ندارم، اما اگر بحث کیفیت تحصیلات باشه ما دکتر سپهری، دکتر شربت اوغلی، دکتر الوانی، دکتر آذرهوش و ... رو داریم و اگر بحث توانمندی علمی هم باشه که بازهم دکتر آذرهوش یا دکتر الوانی رو داریم.
گرچه همونظور که خودت هم گفتی این موضوع نه محور بحث بوده و نه اهمیت چندانی داره اما یه که برام سئوال میشه که چرا اصلا از چنین qoutationای استفاده کردی؟
حامد: سلام سهیل. مثال دکتر مشایخی - یا اگر دوست داری مثلا دکتر آذرهوش - را از این حیث آوردم که فرق کسی که هر جایی که می نشیند تعریضی به سمت های خارجی اش (چه قدر معتبر؟) می زند و کسی که هیچ وقت ندیده ایم به این جور چیزها تکیه کند را در ذهن بیاورم.
سهیل - March 23, 2008 10:26 PM
مرتضی :
چگونه می توان تدوین و اجرای برنامه های بی سر و تهی را که جنابان نیلی و مشایخی و طبیبیان و امثالهم طراحی کردند را به حساب ادعاهای پوچ آنها نگذاشت؟ باز صد رحمت به امثال پیران که حداکثر باعث عصبانیت ما از دست اراجیفشان می شوند چرا که حداقل مسیر زندگی اقتصادی جامعه ای را به هدر نمی برند! دوستانی که حامد سنگشان را بد جور به سینه می کوبد همانهایی هستند که در طی چمبره خود بر نهادهای آموزشی کشور(موسسه عالی آموزش و برنامه ریزی)چیزی جز یک مشت مهندس اقتصادی نادان و پر ادعا به یادگار نگذاشتند و زمانی که امسال عظیمی عذر انها را خواستند دست به افتتاح دانشکده اقتصاد و مدیریت شریف زدند! آیا این خود تاییدی بر این ادعا نیست که ایشان چنان بزرگ شده اند که نمی توانند در قالب هیچ دانشگاه دیگری هیچ رئیسی را بالای سر خود نبینند؟
حامد: مرتضی عزیز سلام. نمی دانم چرا از دست تیم موسسه نیاوران این قدر عصبانی هستید ولی اطلاعات تاریخی که می دهید چندان موثق نیست. اولا راجع به برنامه های توسعه خصوصا برنامه اول و سوم باید با دقت بیش تری صحبت کنیم. ثانیا دانش کده اقتصاد شریف قبل از آمدن دکتر عظیمی تشکیل شده بود. این دانش کده سال 79 افتتاح شد (و طبعا قبل از آن کارهایش انجام شده بود) و مرحوم عظیمی سال 81 رییس موسسه شد. . ثالثا فرض کنیم که ایشان در اعتراض به مرحوم عظیمی موسسه را ترک کردند - که به نظر نمی رسد چنین چیزی اساسا واقعیت داشته باشد - آیا این که کسی نخواهد در موسسه ای که تحت خط مشی و مدیریت کاملا متفاوت با ایده آن ها فعالیت می کند کار کند نشان گر ادعا است؟ مثلا اگر کسی در مرکز پژوهش های مجلس بود و مثلا رییس جدیدی امد که تفکرات دیگری داشت و کارشناسی آن جا را ترک کرد شما اسم آن را ادعا می گذارید؟
مرتضی - March 24, 2008 05:28 AM
مملی :
گمون می کردم اینجا فقط قراره چای داغ عرضه کنی؛ اینکه از آب زیپو هم بدتر بود برادر. من نفهمیدم حالا خراب کردن این بابا و کاسه لیسی برای دکتر مشایخی چه ربطی به اینهمه ادعای شما برای کار علمی و برخورد علمی داره؟ حامد قدوسی ظاهرا هیچوقت نمی تونه از چمبره این بازیهای ژورنالیستی خودش دور بشه و حتی در ظاهر به ادعاهاش عمل کنه. حالا که دیگه وبلاگی داری که لااقل روزی چند صد بازدید کننده داربهتره حتی به حرمت اونا یکم به اون چیزی که ادعا می کنی نزدیکتر بشی. بهتره یکم حریم انسانها رو نگه داری و لااقل طبق گزاره مسخره ای که دادی کمی مانند دکتر مشایخی از ادعا کم کنی و به کیفیت اضافه کنی.
حامد: سلام. من کسی را خراب نکردم یا به کس توهین نکردم. بخشی از چای داغ دادن هم پرداختن به این ادعاهای عجیب در کشور ما است. دلیل آوردن مثال دکتر مشایخی هم روشن تر از این است که نیازی به توضیح داشته باشد.
مملی - March 24, 2008 11:32 AM
:
من معمولا در اینگونه مباحثات شرکت نمی کنم اما این لینک را دوست خوبی برای من فرستاد و حالا که دیدم، خوشحالم که خواندم و نظرم را نیز می گویم. به نظر من ما در ایران دچار مصیبتهای بزرگ هستیم که مهمترینشان کسر امید و کمبود هدف و و شاید (!) نادانی است. مهمترین جلوه اش آن نیست که مرحوم عظیمی یا پرویز پیران را بت می کنیم؛ جلوۀ بارزش آن است که همه چیز را بت می کنیم، مثلا اگر بُتی به نام پرینستون وجود نداشت، کسی نمی توانست خود را بدان منتسب کند! و ... و همینطور است همه ی بتهایی که در این گمگشتگی و جستجوی ایمان ِ گم شده، به سراغشان می رویم. خسته نباشد
Anonymous - March 25, 2008 01:02 AM
الف.میم :
وبلاگی خواهم ساخت . . .
پــــر ز خاکستــر گرم . . .
وبلاگ اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی و . . .
نویسندگان : «الف.میم» دانشجوی ارشد اقتصاد شریف
«بهاره آروین» ، دانشجوی دکترای جامعه شناسی (دانشگاه تهران)
الف.میم - March 25, 2008 06:20 PM
مهر :
هياهويي براي هيچ، واقعا هدف شما مشخص کردن دروغ يا زشتي آن بوده، هنوز هم دنبال فيلم فارسي هستيم.
مهر - March 25, 2008 10:42 PM
:
هياهويي براي هيچ، واقعا هدف شما مشخص کردن دروغ يا زشتي آن بوده؟ هنوز هم دنبال فيلم فارسي هستيم
Anonymous - March 25, 2008 10:44 PM
هادی نیلی :
چه حیف و چه شرمآور برای روزنامهنگاری ِ ایرانی که این حداقل فعالیت روزنامهنگارانه (یعنی راستآزمایی ادعاها) رو هم اینطور ازش شونه خالی میکنه!
هادی نیلی - March 25, 2008 10:44 PM
هادی نیلی :
ضمناً؛ بهتره اون قسمت از متن رو که کپی کردهای، از نظر ک و ی فارسی تصحیح کنی.
هادی نیلی - March 25, 2008 10:54 PM
هاجر :
"استاد" بودن در دانشگاه های خارج از ایران دو حالت داره یکی به صورت پست ه یکی به صورت سلسله مراتبی مثل ایران. در اروپا حالت پست بودن خیلی شایع تره. کسی کافیه در دوره دکترا و پست دکترا کارهای بزرگی کرده باشه که بتونه برای پست استاد کامل در دانشگاهی تقاضا بده یا حتی دانشگاه این تقاضا رو به استاد بده.
در ایران استاد کامل شدن فقط به صورت سلسله مراتبی امکان داره که هر استادی باید امتیازات لازم رو برای رفتن به مرحله ی بعدی پیدا بکنه. پست اداری داشتن در دانشگاه در هر سال امتیاز بزرگی محسوب میشه که هیچ ربطی هم به کار علمی نداره. مقالات و کتابهای چاپ شده و تعداد دروس کارشناسی ارشد و دکتری ای که استادی ارائه میکنه همه امتیاز دارند. وقتی استادی به میزان لازم امتیاز کسب کرده باشه و این امتیاز ها به تایید گروه رسیده باشه (که خودش البته مساله ای هست!) میتونه برای ترفیع تقاضا بکنه و اگر تقاضا نکنه یا امتیازی هم کسب نکنه میتونه تا آخر عمر استاد یار باقی بمونه.
خلاصه ی حرف من اینه که استاد شدن تو ایران کار راحت تریه از این حرفها و سخت تریه باز هم از این حرفها. اینکه کسی استاده میتونه به معنی این باشه که خیلی خیلی کارش درسته یا اینکه به شدت "به دنبال" شه. کسی رو میشناسم در دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران که عرض ده سال استاد کامل شد با یک طومار از کتاب های تالیفی و ترجمه ای که به مفت هم نمی ارزیدند و کسی که بعد از دکتری ش یعنی پنج سال پیش حداقل 20 مقاله peer reviewed داره که بیشتر از نصف اونها journal هستند و تئوری داده ستانده ی پویا رو بسط بزرگی داده با مدلی که قبل از کار ایشون تنها برای آمریکا و انگلستان انجام شده بوده و با وجود تمام تلاششون نتونسته ند به جایی بقبولانند که از این مدل برای ایران حتی بدون هزینه استفاده بشه.
در دوران دکتری شون در انگلستان text book چاپ کردن ولی الان استادیار هستند و مطمئنم شما حتی اسمشون رو هم نمیدونید!
هاجر - March 26, 2008 02:29 AM
مرتضی :
به حامد:
حق با شماست. حتما افرادی که اصولی در زندگی دارند هنگامی که عقایدشان با کسی نخواند در نهایت راه به جدایی می برند و از گروه جدا می شوند. اما دو نکته وجود دارد: اولاً آیا به غیر از موسسه نیاوران جای دیگری هم نبود که اساتید گرامی(نیلی و دار و دسته) آن را قبول داشته باشند؟ ثانیاً آیا کس دیگری به غیر از همین دار و دسته معروف را می شناسید که توانسته باشند این چنین دانشکده ای را برای خود افتتاح نمایند؟.
بد نیست به این سوال هم جواب بدهیم که آیا همین اساتید شبه روشنفکر هم به غیر از عقیده خود آرای کس دیگری را تابیده اند؟ لطفاً یکی از اساتیدی را که در دانشکده فوق خلاف نیلی و همکاران فکر می کند به اینجانب و بقیه معرفی فرمایید؟ آیا همین ها نمی تواند بیانگر حداقل نوعی خود بزرگ بینی در اساتید فوق باشد؟ در ارتباط با برنامه های توسعه هم که فکر نمی کنم نیازی به بحث باشد وقتی گزارشهای متعدد آن حاکی از تسلط فکری ارباب فوق بوده است. از همه بدتر اینکه گزارشهایی که این دوستان پس از اجرای برنامه نوشته اند در حالی که تقریباً برای همه عیان شده بود که این برنامه ها مسیر انحرافی اقتصادایران را تشدید بخشیده، بسیار جالب و و البته دردناک است. استاد ارجمند طبیبیان آنها را نقطه روشنی از حرکت رو به اعتلای اقتصاد ایران می خواند و مدعی است که می توان همچنان بر سندان فوق کوبید. مدارک و شواهد زیادی هست اگر لازم بدانید بیاورم.
مرتضی - March 26, 2008 05:24 AM
:
تا جاییکه من دیدم دکتر مشایخی و نیلی و امثالهم همچین هم آدمهای بی ادعایی نیستند!حالا اینکه شما داریداینقدر براشون نوشابه باز می کنیدباید دیدچه نقشه ای داری؟ احتمالا برای کرسی استادی شریف دندون تیز کردی نه علامه! ای وای از اون روزی که گذر پوست به دباغ خونه بیفته.....
حامد: عقل هم خوب چیزی است.
Anonymous - March 28, 2008 12:09 AM
ندا :
سلام،سال نو مبارک!
میخواستم بدونم چرا شما هرچند وقت باید به کسی گیر بدی؟
دفعه آخری که سر زدم احمد سیف موضوع بحث بود!!!
حامد: سلام سال نوی شما هم مبارک. شما چند وقت به چند وقت سر می زنید؟
ندا - March 28, 2008 11:23 PM
مجید عینیان :
با دکتر نیلی کلاس داشته ام، شاید به گونه ای حرف بزند که گویی همه چیز را او می داند و دیگران نمی دانند (که البته بیشتر مواقع فکر می کنم بنده خدا حق دارد،) ولی هیچ گاه ندیده ام از خودش تعریف کند و یا کاری را انجام شده و معتقد است درست بوده (مثل برنامه ها) خیلی به خودش ربط دهد.
در ضمن فکر نمی کنم کار حامد توهین محسوب شود. وگرنه من هم ادعای اقتصاددان بودن می کنم و شما حق «توهین» ندارید!!
مجید عینیان - March 29, 2008 02:01 AM
:
من هم به نظرم بيخودي واسه خوشآمد چهار تا آدم، با سرٍ پر باد ميري تو شكم پيران و دستمال مشايخي را هم لابد به قصد قربت!! ميزني.
Anonymous - April 2, 2008 04:16 PM
:
اين نكته رو عرض كنم كه اون موقعي كه آقاي دكتر مشايخي در دانشگاه ام آي تي درس مي خونده ، اين دانشگاه در بين دانشكده هاي مديريت رتبه بالايي نداشته و الان جزو 5 دانشكده اول مديريت هست .پس نمي شه در مورد كيفيت آموزشي اون دانشگاه براي آقاي دكتر اظهار نظر كرد.
از طرف ديگر دوست عزيز، من به عنوان كسي كه چند سالي هست با آقاي دكتر دارم كار اجرايي و آموزشي مي كنم مي دونم كه ايشان فقط تئوري پرداز و مدرس خوبي هست . در عمل در سازمانهاي بزرگ كاري انجام نداده . به رزومه ايشون هم كه نگاه كني هر جا فقط يك سال بوده و رفته !! ايشون استاد خوبي هست ولي بقيه چيزها رو بايد منصفانه تر بيان كرد.
اگر هم عقيده داريد كه ايشون چرا تو وزارت نفت و ... كارهاي اجرايي ميكنه پس آدم قوي هست ، شايد نفوذ برادر ايشون به عنوان يكي از سرداران ارشد سپاه هم بي تاثير نباشه .
در كل وبلاگ خوبي داري . كلي مطلب ياد ميگيرم ، ولي در مورد افراد محتاطانه نظر بده . متشكر
حامد: اولا که همان موقع کسانی مثل فارستر و شاین در ام آی تی بودند و لذا همان موقع هم دانش گاه بسیار معتبری بود. ثانیا این جا اصلا بحث کار اجرایی و غیره نیست بحث پناه بردن به آن القاب است. ثالثا این که فکر کنم بدانید که من دکتر را خیلی به تر از هر کس دیگری می شناسم و می دانم که برادرشان اساسا نقشی در این مسایل ندارند.
Anonymous - April 12, 2008 06:12 AM
jam :
با تشکر از حسن توجهات
jam - January 27, 2009 07:58 PM
علی دلخوش :
دوست عزیز سلام
نمیدانم چقدر با دکتر پیران بودی یا نه باهاش درس داشتی یا نه و چقدر میشناسیش-من شایدخیلی کارنداشته باشم اونجا یا تو ایران به استاد چی میگن معلومه اینجا چه خبره پس انتظاری نیست حال که اینجوریه کی حرف هست که به وقتش میشه گفت اگر گوشی باشد شنوا. اما بی شک استاد عزیزم پیران در زمینه های شهرسازی و معماری+جامعه شناسی سیاسی و صنعتی+ توسعه و ....... دیگه سرآمده میدونی چرا چون به معنای واقعی جامعه شناس و جامع نگر هستند میدونید جامعه شناسی از دل فلسفه بیرون اومد و کسی که دارای ذهن مفهومی و تبیینی باشه میتونه برای علوم آن حوزه نظریه بده لذا دکتر طرح هایی مثل شهدار مدرسه+ شورایاریهای محلات و انتا.... طرح دیگر و ماندگارش هست که از ایشان هست و واقعا تئوری پردازندمن شاگرد ایشان بودم در دانشگاه علامه همیشه حرفشان برای من حکم مواد خامی داشت که از ان در مسایل مختلف بهره میبردم و نگاه من رو تشکیل میداد مثل تعریفی که از مشارکت مدنی و اجتماعی آزادانه شهروندان ارائه دادند و خیلی های دیگه شک نکنیم یکی از نوادر ما هستند و به نظر من کمتر از پورفسور سمیعی نیست چون ما به علوم انسانی و جامعه شناسی اهمیت نمیدیم کافیه دولتمردان ما به ایشان و امثالهم فرصت بدن تا ببینن. مگر در شورای شهر زمان خاتمی همین شورایاریها ماندگار نشد که الان از آون تز استفاده میکنن و پوزشو دارن میدن. حالا ایشان چه تو ایران استاد یار باشه یا نباشه که البته سر جایش مهمه ولی از نظر ایشان خدمت به ایران و ایرانی و مدنی شدن ماها مهمه ولی ای دل غافل.......!!!!!هنوز من از ایده هایی که از ایشان آموختم در کارم تو بهزیستی کمک میگیرم و آرزو دارم همیشه شاد و سلامت باشن .
مثل خودت دوست عزیز
علی دلخوش مدیر عامل شرکت مطالعاتی و فرهنگی و هنری اریا توان دانشگر
علی دلخوش - October 12, 2011 02:19 PM
WORKMANMolly22 :
A lot of specialists argue that home loans help a lot of people to live the way they want, just because they are able to feel free to buy needed things. Moreover, different banks give consolidation loan for young and old people.
WORKMANMolly22 - January 3, 2012 08:25 AM
seo packages :
Site optimization contains numbers of various procedures. In other hand our seo firm with optimization issues can help any businessman!
seo packages - January 20, 2012 03:57 PM
buy resume :
Yeah indeed very considerate for the students it was pleasant to read about this topic! If you need to get a great job firstofall you need resume writer. Study and don't forget - if you have to work and study at the same time, there areprofessionals who are ready to assist you with your resume when you under time compression and looking for a great job.
buy resume - January 20, 2012 05:43 PM
plagiarism checker :
I think it's alluring, because it boast a very academic-focussed attitude. Preserving the honestness of the academic system seems to be a antecedence, although candidly curse recompensed ads for such a service seems a flimsy response. When the firm is known by your friends who were exhilarated with the results of the combination, about this topic . But don't foreget always to use plagiarism checker run them through this plagiarism detection system for absolute checking and make sure that your material is authentic.
plagiarism checker - February 2, 2012 02:44 AM
thesis :
Whatever path you decide relating, there is always someone to tell you that you are wrong. There are every time difficulties nascenting which termt you to think that your critics are veracious . But our service will assist you at any time to write your article. I advise youdissertation service that will assist you in your school life. We will help you to uprise and become a prosperous classman!
thesis - February 2, 2012 03:14 AM
thesis writing service :
A thesis search paper is a project for which a student performs the most extensive research possible and integrate it into a single drudgery, usually filling 50 to 150 pages. So maybe buy dissertation will favor you.
thesis writing service - February 3, 2012 05:19 PM