بت های روشن فکری / موسیقی
به تجربه فراوان دیده ام که به جنگ بت های دروغین روشن فکری در جامعه ایران رفتن خطر بسیار بزرگی است. انگار روشن فکران و مخالفان حرفه ای قداستی دارند که هر چه گفتند و کردند غیرقابل اعتراض است. اگر فی المثل یک مقام سیاسی ادعایی بکند که از دید نفر دیگری با عقل سلیم نخواند و او بخواهد با نشان دادن تناقض های منطقی یا ناهماهنگی آن با واقعیت ها دروغ او را افشاء کند به شدت محبوب می شود ولی اگر پرویز پیران ادعایی در حد استاد تمامی دانش گاه پرینستون بکند کسی حق ندارد بدون غسل و وضو و اثبات حسن نیت در باب صحت ادعای او سوال کند. هر از چند گاهی واکنش ها به برخی مطالب برای من آن قدر ناامیدکننده می شود که می خواهم بی خیال قضیه شوم. این بار هم همین طور بود. الان آمدم چیز دیگری بنویسم که دیدم در بالاترین به این مطلب لینک داده شده و بنده خدایی نظر داده که "هنوز معلوم نیست که نویسنده مطلب خودش دانشجوی دکتری هست یا نه ". به این ترتیب معلوم می شود که در جامعه ایران برای پرسش از صحت ادعاها (در حد رجوع به گوگل و روزمه فرد) نیاز به مدرکی در حد دکترا به بالا است. بنده هم از فردا ادعا می کنم که دکترای زبان شناسی از ام ای تی دارم و چون بعید می دانم کسی در بین خوانندگان چنین مدرکی داشته باشد کسی حق اعتراض ندارد!.
حالا برای این که این جا فقط به اعتراض خلاصه نشود چند موسیقی جدید که دوستان لطف کرده و برایم فرستاده اند این جا می گذارم. همه این موسیقی ها در بازار نایاب هستند و ظاهرا ناشر هم علاقه ای به انتشار مجدد آن ندارد و لذا حقوق مالکیت معنوی تولیدکننده آن ها نقض نمی شود.
اجرای متفاوتی از ساری گلین (ممنون از آرمن).
سرود وطنم با صدای گلریز (ممنون از علی نعمتی شهاب)
بخش اول و دوم کاست نی نوای یک سراج (ممنون از عبدالله گدازگر)
لینک بخش اول و دوم کاست گل هزار بهار افتخاری (اگر نشنیده اید اکیدا توصیه می کنم بشنوید. این جزو اولین کارهای افتخاری بود که به یاد علی شریعتی خوانده شده بود و ده سال مجوز نداشت و نهایتا اواخر دوره خاتمی منتشر شد).

نظرات
Morteza :
سلام حامد
متاسفانه هر کس رو به نقد بکشی هزاران کفن پوش پیدا میشند. یا کسی رو نقد نکن اگر هم کردی بی خیال کفن پوشای بی منطق شو. اونایی که واقعا خواننده وبلاگتن با نوشته هات حتا اگر هم ندیدنت تو رو شناختند. میدونم حب و بغض نداری و نگرانیهات نگرانی خیلی های دیگه هم هست. خوش و موفق باشی.
Morteza - March 25, 2008 11:56 PM
:
سال نو مبارک. اینم هدیه عیدت:)
Uzun ince bir yoldayım
Gidiyorum gündüz gece
Bilmiyorum ne haldeyim
Gidiyorum gündüz gece
Dünyaya geldiğim anda
Yürüdüm aynı zamanda
İki kapılı bir handa
Gidiyorum gündüz gece
Kırkdokuz yıl bu yollarda
Ovada dağlarda çöllerde
Düşmüşüm gurbet ellerde
Gidiyorum gündüz gece
Şaşar Veysel iş bu hale
Kah ağlaya kah güle
Yetişmek için menzilde
Gidiyorum gündüz gece
Anonymous - March 26, 2008 12:16 AM
پرستو :
سلام حامد.
مي دونم كه عصباني كننده است اين برخوردها؛ ولي فكر كنم با نوشتن ها و نقد كردن ها اوضاع بهتر بشه به مرور. تصورم اينه كه بين خواننده هاي امروز وبلاگ تو هستن كسايي كه فردا خودشون با علامت سؤال به دست برن سراغ چند تا بت...
ممنون كه مي نويسي.
پرستو - March 26, 2008 12:39 AM
faezeh :
سلام و سال نو مبارک!
وقتی آقای زاهدی وزیر علوم و تحقیقات و فن آوری مرد علمی سال از موسسه(تقلبی)کمبریج باشد و این را در رزومه اش هم با افتخار بنویسد چرا بقیه نه.
faezeh - March 26, 2008 01:21 AM
بهروز :
حامد جان سلامتي و سربلندي تو و همسر گراميت را در سال جديد آرزومندم
به خاطر دارم كه جايي خواندم " به چشمانت بياموز كه هر كس، ارزش ديدن ندارد" من هم با عاريه گرفتن از آن، از تو مي خواهم كه به ياد داشته باشي كه "هر نقدغير منصفانه اي، ارزش ناراحت شدن ندارد"
بهروز باشي
بهروز - March 26, 2008 05:12 AM
نوید :
یه سوال داشتم شما فیس بوک دارید؟ با توجه به یک عکسی که دارید و اینکه هیچ فعالیتی ندارید گفتم شاید تقلبی باشه و یکی داره از نام شما سواستفاده می کنه که پروفایل مردم دید بزنه.
نوید - March 26, 2008 05:57 AM
روزبه :
حامد
اول از همه بگم با همه اونچه که توی پستت نوشتی موافقم. ولی یه انتقاد به پستت دارم. به نظر من پاراگراف آخر که درباره دکتر نیلی و مشایخی نوشتی ربطی به نکته اصلی پستت نداشت. با وجودی که به نظر من آنچه نوشته بودی کاملا مشاهده درست و بهجایی بود. ولی لزومی به مطرح کردنش نبود. لطمهای که مطلبت زد این بود که تمرکز خوانندهای رو که به این دو اسم حساسه کاملا از رو شخصیت اصلی پست (پیران) به روی مشایخی و نیلی برگردوند. تا حدی که خیلیها در کامنتشون اصلا اصل موضوع رو کنار گذاشتند و شروع کردند به بد و بیراه گفتن به مشایخی و نیلی. اینها لزوما طرفدارها و یا شاگردها و سینه چاکهای پیران نبودند. مخالفان مشایخی و گروهش بودند. یعنی شاید اصولا با حرفهای توی درباره پیران موافق میبودند. ولی پارگراف آخر یکهو داغ دلشونو تازه کرد!:)
اضافه کردن پارگراف آخر پستت رو مخدوش کرد. به نظرم جاش اونجا نبود. و اصولا مشایخی و نیلی و آدمهایی مثل اونها نیازی به این جور مقایسهها ندارند.
روزبه - March 26, 2008 06:03 AM
bashir :
به چه چیزهای جالبی گیر می دی، خوشم اومد، اما ما توی شریف هم به نظرم بت پرستی داریم. من خیلی دیدم که آدمها تحت تاثیر جو طرفدار یک استاد می شوند یا مخالف اون. یعنی خیلی ساده آدمها رو امام حسین می کنند یا یزید و با یک مدل خیلی ساده در باره اونها تصمیم گیری می کنند.
امیدوارم که سال خوب و خوشی برای تو و خانواده ات باشه
ممنون از آهنگها!
bashir - March 26, 2008 06:31 AM
:
سلام.لینکهای آهنگ افتخاری کار نمیکنند!این پیام رو میده:
کاربر گرامی صفحه مورد نظر بنا به دلایل گوناگون از قبیل منقضی شدن تاریخ آن و یا حذف شدن از سیستم ، یافت نشد.
Anonymous - March 26, 2008 06:32 AM
:
سعدیا عاشق صادق ز بلا نگریزد
سست عهدان ارادت ز ملامت برمند
---
وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم
که در طریقت ما کافریست رنجیدن
Anonymous - March 26, 2008 11:43 AM
hadi :
عیدتون مبارک.نه فقط باغ بزرگان جمالی دارد--کلبه ما فقرا هم صفایی دارد
hadi - March 26, 2008 12:59 PM
وحید :
سلام سال نو مبارک !
سخن حقه . جلسه ی نقد ترنج بود با حضور محسن نامجو ، تا یکی بلند می شد با کلی معذرت خواهی پیشاپیش و عرق شرم رو پیشونیش یه چیزی بگه ، ... " هوووووو ... "
اینطوری بود که هر چی شنیدیم تعزیف بود و گل و بلبل و ...
نیاز آدم به پرستش هم خب حقیقتیه واسه خودش !!
وحید - March 26, 2008 02:02 PM
ايمان آزاد :
من يك دو سالي است با وبلاگ شما آشنا شدم و استفاده زيادي كردم مطالب خوبي داريد من به تازگي در مقطع كارشناسي ارشد توسعه اقتصادي و برنامه ريزي فارغ تحصيل شدم به وبلاگ من هم دوست داشتيد سر بزنيد شما از پيوند هاي وبلاگ من هستيد
ايمان آزاد - March 26, 2008 03:01 PM
:
بله لینکهای افختاری برای من هم کار نمیکند
Anonymous - March 26, 2008 03:13 PM
Saleh :
LINK E EFTEKHARIT BARAAYE MAN HAM PANCHAREH YE JOURAEI HAMED KHAAN
SALEH
Saleh - March 26, 2008 03:33 PM
بهار :
سلام عیدتون مبارک.
من به نقدی که بر ادعای آقای پیرنیا کردید، احترام می گذارم و حقیقتش وقتی بار اول تو وبلاگتون دیدمش خوش حال شدم که کسی به خودش جرات داده و این تابو رو شکسته. از واکنش های منفی جمعیت اینترنتی ایرانی دلسرد نشوید لطفا. برای اینکه به نظر من این جامعه، یک آنسامبل مناسب از همه طیف های جامعه ایرانی نیست. بعلاوه شما که اهل تحقیق و دانش هستید، چرا با تعداد داده های اندک حکم کلی می دهید؟( این سوال را قدری با لحن شوخی بخوانید لطفا)
با احترام،
بهار
بهار - March 26, 2008 03:47 PM
بهار :
سلام و عید شما مبارک.
من به نقدی که بر ادعای آقای پیران کردید، احترام می گذارم و حقیقتش وقتی بار اول تو وبلاگتون دیدمش خوش حال شدم که کسی به خودش جرات داده و این تابو رو شکسته. از واکنش های منفی جمعیت اینترنتی ایرانی دلسرد نشوید لطفا. برای اینکه به نظر من این جامعه، یک آنسامبل مناسب از همه طیف های جامعه ایرانی نیست. بعلاوه شما که اهل تحقیق و دانش هستید، چرا با تعداد داده های اندک حکم کلی می دهید؟( این سوال را با لحن شوخی بخوانید لطفا)
با احترام،
بهار
بهار - March 26, 2008 03:48 PM
هژیر :
Take it easy Hamed jaan, people who have more extreme and emotional views tend to be more vocal (leave comments, write , etc), but this is not an unbiased sampling of your audience. For example the major voices of Iranian -American community may seem to be supports of MKO or monarchy, yet a recent random sample survey of Iranian Americans (done in Berkeley), suggests that the large majority are far from these two groups in their political association, and may be closer to NIAC position.
هژیر - March 26, 2008 07:03 PM
عليرضا :
سلام حامد جان.
متاسفانه در هر جمعيتي چنين آدمهايي پيدا مي شود. كه فقط به فكر ايراد گرفتن از ديگران هستند. آن ها به جاي نقد منصفانه، ديگران را خراب مي كنند. اينان هيچگاه خودشان را در آينه نگاه نمي كنند!!!
عليرضا - March 26, 2008 07:42 PM
Aydın :
سلام
زیاد جدی نگیر! یادمان نرود در(و یا متعلق به) مملکتی هستیم که در آن به جای دلیل و منطق آوردن، معمولا به روایت و قال و یقول و مدرک و ... استناد می شود.
در ضمن آهنگ "ساری گلین" آنقدر زیبا است حتی اگر ترانه آن به جای ترکی، ارمنی باشد.
با تشکر و عرض تبریک سال نو
Aydın - March 26, 2008 08:21 PM
داريوش :
دقيقاً میفهمم چه میگويی. ولی من خودم دارم به خودم حساس میشوم برای پالايش زبان. برای کم کردن از بار عاطفیاش. میدانی یکی از دلایل حساسيت نشان دادن مردم وقتی که رگهای گردنشان میزند بيرون در دفاع از محبوبشان، اين است که بعضی اوقات زبان طرف مقابل تند و تلخ و گزنده است. کم پيدا میشوند که اولاً در برابر زبان تلخ و گزنده صبوری کنند و ثانياً استفاده از زبان درشت را روا بدانند. از جمله برای خود من، وقتی کسی چيزی را نقد میکند و با زبان خشنی با نقد آن میرود، برای من جای پرسشی باقی میماند. هميشه یک احتمال «سوء نيت» میدهم (به درست يا غلط). ولی پالايش کردن زبان به هر حال مهم است. و يک نکتهی ديگر اينکه فراموش نکن که اين بتها، همه جا هستند. درجاتاش فرق میکند فقط. پس زياد جدی نگير اين دعواها را:
هين تو کارِ خويش کن ای ارجمند
زود کايشان ریشان خود بر میکنند!
داريوش - March 27, 2008 01:23 AM
مصطفی :
عیدت مبارک دکتر ...
مصطفی - March 27, 2008 06:24 AM
:
سلام
حالا خوبه اون بغل نوشتی قول بده با من موافق نباشی!!! عیبی نداره بگذار به حساب حرف گوش کن بودن خواننده هات که نمی خواهند موافقت باشند!!!
Anonymous - March 27, 2008 10:58 AM
Jean :
ذکر چند نکته رو ضروری دونستم:
اول از همه که حامد عزیز زیادی به خودت عزت گذاشتی و ادعاب بت شکنی و افشای حقیقت کردی! گرچه برای اکثر جماعتی که اینجا رو می خونن یا لااقل اینجا لینک میدن این جور آرتیست بازیهای ژورنالیستی باب طبع هست و بس، واسه همین هم یا خیلی راحت خریدارش می شن یا مخالفش. من نه این بابایی که ازش حرف زدی می شناسم نه اگر هم می شناختم برام مهم بود که چطوری خواستی بت شخصیت دروغینش رو بشکنی. چیزی ظریفتر اما اینجا نهفته است و این رویکرد تو هست عزیز. اگر کسی کمی معنای جدیت در خوانش و جدیت در بحث رو بفهمه چندان براش سخت نیست که متوجه بشه حامد قدوسی بیشتر چیزی شبیه به یک شومن هست. این رو که می گم نه به خاطر اینکه ناراحتت کنم یا بخوام شخصیتت رو خراب کنم، تنها چیزی که از راه دور از خوندن این وبلاگ دستگیرم شده رو بیان می کنم. یادمه چند وقت پیش در جواب کسی که تحلیلی کرده بود بابت نوشته هات جواب داده بودی که خیلی ممنون که انقدر خوب از راه دور تحلیل می کنی. و من در جوابت می گم که اتفاقا از این راه دور خیلی خوب میشه تحلیل کرد، مخصوصا وقتی با نوشته های یک نفر طرفی که حول مسائل گسترده ای هم دور می زنه. من شاید عقیده داشته باشم حاکد قدوسی سواد خوبی تو زمینه کاری و تخصصی اش داره، اما باز هم معتقدم که حامد قدوسی میل شدیدی به نمایشگری داره و بازار تا به آفرینش. و شاید این نکته کلیدی رو فهمیده که کلید فتح ذهن کاهل و آماده خواه ِ اکثریت مردم همین نمایشگری و روش برخورد ژورنالیستی ِ . طبخ اغذیه ای زود هضم برای معده خوانندگان سرسری خوان ِ وبلاگش، گرچه مسلما قصدم همه نیست، نمونه آماری من تنها همین تعدادیه که کامنت می گذراند که به گمانم نمونه خوبیه.
دیگر اینکه اون کسی که ادعای بت شکنی داره اگر خودش قرار باشه آفریننده بت های جدیدی باشه خیلی پدیده خطرناک تری خواهد بود. مسئله افشای حقیقت رو بهتره با کاری که باچند خط نوشته کردی خلط نکنی. آشکار هست که هزاران هزار نوع از این ادعاها هرروز در جامعه ما میشه، مسئله اینه که چرا حامد قدوسی تنها برخی رو نشانه میره و برخی رو کاملا نادیده می گیره. البته واضحا من انتظار ندارم که حامد عزیز اینجا در وبلاگش به سبک کیهان هر روز افشاگری تازه ای بکنه اما برای من تا حدی روشنه که اینکار یا کاملا از روی هوسه، یا کمی مخلوط با مسائل شخصی، یا هم سناریوهای دیگر، اما نه مطمئنا اون چیزی که تو این پست اشاره کردی بهش.
من بارها و بارها شیوه برخورد خودت رو با قضایا و آدمها اینجا تو وبلاگت دیدم. بر خلاف اون شعار ژورنالیستی که بالای سر در وبلاگت گذاشتی که کاملا بوی مصنوعیت میده و شعار، برخوردت لا اقل در جواب دادن به کامنتها چیز دیگری رو نشون میده. بگذار من بگم شاید از دید من بهترین جایگزینش می تونه چی باشه: قول بده اگه با من موافق نیستی یه چیزی بگی چون وجود مخالف همیشه لازمه اما خوب فرض بر اینه که من بیشتر می فهمم و می دونم مگر رفیق از آب در بیای.
من بارها دیدم که اینجا در جواب آدمها خودت بهشون برچسب می زنی، کاملا از دید یک دانای کل جواب می دی، یا بصورت خیلی کودکانه ای مثلا میگی: اگه بهتر از مشایخی جونم هست خوب بگین! کو؟ کجاست؟ یا از رفقا و همسنگرها کمک می خوای که جبهه رو حفظ کنن.
حامد عزیز، قبل از هر بت شکستنی، یا همراه با اون، لازمه بتهایی خیلی جدی تر و غول آساتر رو بشکنی. برای من بعنوان خواننده اینجا، تقریبا ثابت شده که حامد قدوسی هم از بت سازی و بت پرستی بدش نمی یاد، اما بت هایی که خودش دوست داشته باشه و بپسنده.
Jean - March 27, 2008 11:37 AM
جواد رف :
سلام حامد جان. یه لطفی بکن اگه وقت کردی در مورد این خبر یه توصیحی بنویس که اصلا چنین چیزی امکان داره یایا نه:تورم در زیمباوه 100 هزار درصد
لیتک خبر:
http://www.tiknews.org/display/?ID=58219&page=40
جواد رف - March 27, 2008 11:59 AM
محسن :
حامد خان
وظیفه خطیر و اساسی هر روشنفکری نقد بی محابا و خرد کننده هر چیزی است که بدل به بتهای دهنی جامعه میگردند. از این منظر باید تنهایی و تلخکامی را تنها دستاوردهای روشنفکری دانست.
محسن - March 27, 2008 01:11 PM
مهدی :
سلام حرف بهروز قیافه ی از خود راضی و بی نهایت متکبرشو بیاد من میاره بهروز نباشید
مهدی - March 27, 2008 03:58 PM
:
من دکترای زبانشناسی از ام آی تی دارم ادعاتو تکذیب میکنم
Anonymous - April 3, 2008 07:33 PM