« اصل ارائه مطلب | صفحه اول | آموزش اقتصاد »

19 فروردین 87

یارانه نقدی، مطلوبیت و طراحی مکانیسم

الان از سفر برگشتم و دیدم که ظاهرا خبرهای رسمی از حرکت کردن به سمت نقدی کردن یارانه ها منتشر شده است. می خواستم بحث را درباره برنامه اول ادامه بدهم ولی اتفاقا این مبحث هم به موضوع مربوط است و می شود چند کلمه ای راجع به آن صحبت کرد:

1) چرا به لحاظ تئوریک پرداخت نقدی یارانه به تر از ارائه کالای یارانه ای است؟ یک مثال ساده: فرض کنید قیمت نان 100 تومان است و 200 تومان یارانه روی آن پرداخت می شود و فرد هم روزانه یک نان مصرف می کند. حال قیمت نان را واقعی می کنیم (300 تومان) و 200 تومان را نقدی به حساب فرد واریز می کنیم. درآمد او اکنون 200 تومان بیش تر شده ولی قیمت نان هم شده 300 تومان. اگر دقت کنید فرد می تواند با حفظ سید مصرف قبلی روی بقیه کالاها همان یک نان قبلی را بخرد (یعنی حداقل در وضعیت قبلی است) ولی می تواند کار دیگری هم بکند و آن این که 200 تومان را مثلا خرج مقداری پنیر کند و نان کم تری بخرد. اگر فرد این کار را بکند از تئوری ترجیحات آشکار شده می دانیم که این وضعیت را به حالت قبلی ترجیح می دهد. در حالی که در نظام یارانه نان مجبور بود فقط نان را دریافت کند و نمی توانست انتخاب کند که مثلا سوبسید کم تری برای نان دریافت کند و به جایش پنیر بخرد. به قول فرنگی ها "موهبت نقدی به از موهبت کالایی"

2) موضوع ممکن است یک استثنا داشته باشد ولی قطعا این استثنا نان یا بنزین نیست. اگر دولت ها علاقه مند باشند که در مصرف فرد مداخله کرده و با ملاحظات عمومی او را تشویق کنند که بیش از مقدار مورد نظر خودش مصرف کند ممکن است فقط یارانه کالایی پرداخت کنند. شیر و کتاب ممکن است مثال هایی از این موارد باشند که مثلا دولت علاقه مند باشد که هر شهروند حتما مقدار مشخصی شیر را در روز دریافت کند و می داند که اگر یارانه را نقدی پرداخت کند ممکن است برخی آن را به جای خرید شیر مثلا صرف خرید سیگار کنند. ولی این موارد اولا محدود است و ثانیا می توان در مورد مشروعیت برخی موارد آن (مثلا کتاب) تردید ابراز کرد. به این معنی که می شود پرسید که چرا دولت حق دارد که شهروندان را تشویق به مصرف یک کالا بیش از حد مورد علاقه آن ها کند و نیز از کجا حق دارد که منابع عمومی را صرف تشویق مصرف یک کالای خاص که مورد ترجیح یک گروه خاص (مثلا روشن فکران) است بکند.

3) نقدی کردن یارانه ها یک تاثیر مهم در بهینه سازی سرمایه گذاری بنگاه ها دارد. وقتی دولت کالای یارانه ای به تولیدکننده می دهد (مثلا آرد ارزان به نانوایی ها) آن وقت در بسیاری از تصمیمات بنگاه ها هم به صورت بوروکراتیک دخالت می کند. مثلا ممکن است در مورد این که نانوایی کجا تاسیس شود هم تصمیم بگیرد. نتیجه این می شود که گاهی در یک محله هیچ نانوایی یافت نمی شود و گاهی در یک کوچه تجمع نانوایی شکل می گیرد. اگر وضعیت قبلی لغو شود بنگاه ها راسا دست به بهینه سازی فردی می زنند. مثلا نانوایی ها ممکن است نان های متنوع تری ارائه کنند یا خدمات جدیدی را در آن ادغام کنند (مثلا تحویل نان تازه دم در) و غیره و یا با تشخیص درست مناطق دارای کم بود در آن جا سرمایه گذاری کنند.

4) اصولا دست کاری در قیمت باعث اختلال (Distortion) در تصمیمات مصرف کننده می شود. وقتی مثلا نان یا بنزین یارانه ای است فرد قیمت واقعی آن را حس نمی کند و بیش از حد بهینه مصرف می کند. به زبان ساده وقتی نان 300 تومان فروخته شود و فرد هم 200 تومان پول نقد در جیبش دارد نان هم به کالایی گران تبدیل می شود که فرد قدر آن را می داند.

5) اگر یارانه کالاها حذف شود چه تاثیری روی قیمت عرضه آن کالا در بازار می گذارد؟ در بازار رقابتی حذف یارانه عینا به مصرف کننده منتقل می شود و البته چون تقاضا کم تر می شود ظرفیت تولید بنگاه ها هم در تعادل کاهش می یابد (معنی اش این است که مثلا برخی نانوایی ها تعطیل می شوند و یا تعدادی از کارگران نانوایی بی کار می شوند). اگر تولیدکننده دارای قدرت بازار باشد موضوع کمی پیچیده تر می شود و به پارامترهایی مثل قابلیت جانشینی کالای گران شده با کالاهای دیگر در فرآیند تولید و کشش تقاضای مصرف کننده بستگی دارد ولی به هر حال همه افزایش قیمت به مصرف کننده منتقل نمی شود.

6) آیا هدف مند کردن یارانه ها صرفا با پرداخت نقدی ممکن است؟ نه لزوما. گاهی می توان با پرداخت یارانه به کالاهایی که گروه مصرف خاص دارند دریافت یارانه را هدف مند کرد. مثلا فرض کنید یارانه به کتاب پرداخت شود. آن وقت کسی که کتاب خوان نیست اساسا به سمت دریافت این یارانه نمی رود (چون باید بخشی هم از جیب خودش پرداخت کند). در مورد مواد غذایی هم این بحث مطرح است که اگر یارانه به کالاهایی پرداخت شود که عمدتا اقشار ضعیف آن را مصرف می کنند ممکن است بتوان بخش اصلی یارانه را به گروه هدف منتقل نمود (نان مثال تقریبی برای این موضوع است. با توجه به این که ثروت مندان معمولا از برنج در تغذیه استفاده می کنند یارانه نان بیش تر نصیب اقشار ضعیف می شود).

7) مفاهیم طراحی مکانیسم در این مبحث می تواند بسیار مفید باشد. یک مفهوم ساده می تواند این باشد که مکانیسم را طوری طراحی کنیم که فقط عامل های واجد شرایط در صف دریافت یارانه (نقدی و غیرنقدی) قرار گیرند و عامل های غیرنیازمند اصلا وارد صف نشوند. یک مثال ملموس (و احتمالا غیرعامدانه) صفی است که برای دریافت کالای یارانه ای در مقابل فروش گاه هایی مثل سپه در ایران شکل می گیرد. دریافت کالای یارانه ای نیازمند صرف زمان است و کسی که قیمت وقتش از حد مشخصی بالاتر است ایستادن در صف برایش غیربهینه است. حال آن که کسی که قیمت وقت پایینی دارد (و لذا واجد شرایط دریافت یارانه است) ایستادن در صف را بهینه می یابد. این مکانیسم البته به ترین گزینه (First Best) نیست چرا که وقت افراد در صف تلف می شود ولی این را می دانیم که وقتی افراد اطلاعات خصوصی در مورد نوع خود دارند چاره ای جز تحمل مقداری ناکارآمدی یا به قول معروف سوزاندن پول برای تفکیک نوع مطلوب از غیرمطلوب نیست.

8) سوال آخر و مهم این است که تاثیر حذف یارانه برخی از کالاهای اساسی روی سطح عمومی قیمت ها چیست؟ پاسخ این سوال حداقل برای من آسان و بدیهی نیست چرا که حذف یارانه باعث جا به جایی تقاضا از کالاهای یارانه دار به سمت بسیاری از کالاهای جای گزین می شود و لذا قیمت نسبی بسیاری از کالاها دست خوش تغییر خواهد شد. این که وضعیت جدید چیست نیازمند ساختن یک مدل مناسب تعادل عمومی برای اقتصاد ایران و بررسی پاسخ آن به شوک های از این نوع است که نمی دانم آیا کسی تا به حال این کار را انجام داده یا نه.


   دنبالك

ليست صفحاتي كه به اين مطلب ارجاع داده‌اند: یارانه نقدی، مطلوبیت و طراحی مکانیسم:

» در یک شب تاریخی؛یارانه ها پرید از طرف کلیک
شامگاه دوشنبه سوم تیر 87 محمود احمدی نژاد در پایان سومین سال ریاست جمهوری در برنامه ای تلویزیونی برنامه... [Read More]


   نظرات

:

با سلام؛
مطلب نوشته شده تنها به يک وجه نقدي کردن يارانه‌ها پرداخته که البته در اين زمينه موضوع خوب بسط داده شده است. ليکن مسئله اصلي در ايران اجراي چنين سياست‌هايي است. بسياري از اقتصاددانان از نحوه فعلي تخصيص يارانه‌ها تنها به اين دليل که سيستم شناسايي افراد واجدشرايط دريافت يارانه نقص فراواني دارد، موافقند يا حداقل در شرايط فعلي آن را بهترين راه‌حل مي‌دانند. نمونه بارز عدم امکان شناسايي گروه هدف، همين سهام عدالت است. با آنکه دولت در اين زمينه تبليغات فراواني داشته‌است، ليکن هنوز نتوانسته در گسترده قابل توجهي اين سهام را واگذار نمايد. لذا در اينکه پرداخت نقدي يارانه‌ها بسيار بهتر از تخصيص آن به کالاهاي خاص است، ترديدي نيست. بزرگترين مشکل در اين زمينه نحوه اجراي آن است.
با تشکر

 

بشیر :

یه سوالی که برای من پیش اومده اینکه ایا این کار خودش باعث افزایش تورم نمیشه؟؟

 

pat :

در راستای استدلالی که شما انجام دادید برای من سوال پیش آمد که با پرداخت نقدی یارانه ها، تمام مردم کشور درگیر یک مساله بهینه سازی می شوند، آیا مردم عادی از عهده این بهینه سازی بر می آیند؟
و آیا با توجه به حقایق جامعه، می توان مطمئن بود که این یارانه ها مسیر درستی در دست مردم طی می کنند؟

حامد: ببینید مردم در هر صورت بهینه سازی را انجام می دهند. این جزیی از رفتار روزمره افراد است. با تغیر یارانه بار محاسباتی جدیدی به مردم وارد نمی شود بل که فقط پارامترهای بهینه سازی (قیمت) عوض می شود.

دقت کنید که البته منظور این نیست که مردم یک مدل برنامه ریزی خطی را در ذهن خود حل می کنند. این مدل ها متافری برای توضیح رفتار عقلانی هستند.

 

مهدی :

به نظر من این طرح بیشتر از اینکه دنبال هدفمندسازی یارانه و کمک به اقشار هدف باشد، تلاش در جهت کسب کرسی ریاست در دوره ی بعدی است. با توجه به اینکه درآمدهای ارزی به طورغیرمنتطره ای افزایش یافت، بهترین فرصت برای مانور و جلب نظر عموم افراد می باشد.
آیابه این فکر کرده اند که اگر قیمت نفت کاهش یابد و مردم هم به یارانه نقدی عادت کرده اند، چه فاجعه ای رخ خواهد داد.
حالا این هم به کنار، شناسایی گروههای هدف چه مدتی جدای از هزینه ی آن طول می کشد.

 

:

در مورد شناسایی گروههای هدف، یک مساله مهم کشش قیمتی آن کالاست مثلا در مورد یارانه نقدی کتاب ؛ ممکن است با یارانه 10 درصدی یک عده خاص اقدام به خرید کنند اما اگر این یارانه 50 درصد شد خیلی ازان افرادی که در حالت قبل حاض به خرید کتاب نبودند در این حالت در مقایسه با قیمت معمول آن کتاب در بازار اقدام به خرید می کنند.
در جواب pat به نظر من مدلها برای توضیح و پیش بینی رفتارهای عمومی مردم هستند نه اینکه مردم عادی باید بر اساس مدلهای بهینه سازی رفتار کنند( اساس شکل گیری ریاضیات فازی هم به این دلیل بود که ریاضیات معمول قادر به توضیح رفتار همراه با عدم قطعیت و خطای انسانی نبودند)

 

فرزام :

سلام حامد عزیز و ممنون از اینکه در مورد این موضوع نوشتی. همانطور که گفتم دانش آکادمیک در حوزه اقتصاد ندارم و هیچ هم دوست ندارم تا به جای نقد علمی انشاء بنویسم. پس فقط از نوشتار خودت استفاده می کنم:
شما چند مزیت پرداخت نقدی یارانه ها را شمرده ای و در نهایت هم به لزوم به کار گیری یک مکانیزم مثلاً برای تشکیل صف اشاره کرده ای. اما این حالت ایده آل است و فکر می کنم ضروری باشد که واقعیت های اقتصادی ایران را هم دخیل کنیم تا بتوانیم واقع گرایانه در مورد این طرح موضع بگیریم. مثلاً توقع وجود یک مکانیزم کمی غیرواقع بینانه است. آن هم در پرداخت نقدی که احتمالاً به مکانیزم های پیچیده تری احتیاج دارد. حالا اگر واقعیت های ایران را هم در این نظریه دخیل کنیم آیا شما باز هم پرداخت نقدی یارانه ها را اقدامی مثبت می دانید؟

 

فرزانه :

ببینم آیا اینجا یک چیزی هست که من نمی‌فهمم؟ در حالت اول هر چقدر نان بخریم یارانه می‌گیریم یعنی اگر بیشتر نان مصرف کنیم بیشتر هم داریم از یارانهٔ نان استفاده می‌کنیم اما در حالت دوم به من یارانهٔ ثابتی داده می‌شه چه نان در سبد خرید من باشه و چه نباشه. تنها موردی که به این نکته اشاره کرد مورد ۶ بالا بود.

حامد: مشاهده درستی است. در واقع می توان پیامدهای آن را با این استدلال دنبال کرد. اگر یارانه به کالاهای مصرفی طبقه ضعیف تعلق بگیرد هر قدر بیش تر مصرف کنند بیش تر یارانه گیرشان می آید ولی اگر نقدی باشد مقدار یارانه ثابت است. این که تغییر سیستم چه اثراتی می گذارد قابل تامل است.

 

عباس :

به نظر من نقدي كردن يارانه ها طرح خوبي است و علاوه بر مزايايي كه شما ذكر كرديد مزاياي ديگري هم دارد نظير:
1- عدالت بيشتري در توزيع يارانه بين مردم ايجاد مي كند. به عنوان مثال الان براي بنزين دولت يارانه پرداخت مي كند در حالي كه افرادي كه ماشين ندارند هيچ سهمي نمي برند. حال در طرح جديد پول اين يارانه به آن ها داده مي شود و اين افراد مي توانند با توجه به ترجيحات خودشان در مصارف ديگر استفاده نمايند.
2- نقدي كردن يارانه باعث كاهش حجم فعاليت هاي دولت به ويژه د ر حوزه نظارت و كنترل مي شود. (منظور در نظام تامين، توليد، توزيع، نظارت در خصوص كالاهاي يارانه اي مي باشد.) مثلا در همان مثال نانوايي در وضعيت فعلي دولت بايد سهميه آرد هر نانوايي را تعيين كند سپس به ميزان مشخص به آنها تحويل دهد و بعد كنترل كند كه آرد در جاي ديگري مصرف نشود. از سوي ديگر نانوايي ها برخي از آرد خويش را با قيمت آزاد در بازار مي فروشند كه در طرح جديد كه آرد به نرخ واقعي تحويل شود اين گونه فعاليت هاي بازار سياه حذف مي شود و نانوايي ها هم هر قدر دلشان خواست مي توانند آرد بخرند.
3- به لحاظ مكانيزم اجرايي كه در يكي از نظرهاي فوق مطرح شد، من فكر مي كنم كه گرچه سخت است ولي قابل اجرا است. مثلا مي توان شبيه طرح كارت سوخت كه در سطح كشور اجرا شد به هر نفر ايران يك كارت يارانه داد و مبلغ يارانه به صورت ماهانه يا در دوره هاي مشخص به كارت شارژ كرد.
در پايان نكته اي كه مهم است طراحي همان مدل مورد اشاره شما در بند 8 است تا بتوان تغييرات قيمت روي كالاهاي ديگر را پيش بيني كرد.

 

عبدالله :

ممکنه دررابطه بامدل های تعادل عمومی و چگونگی این مدل سازی ها که در قسمت 8 گفتین بیشتر توضیح بدید؟

حامد: اگر فرصت شد چشم.

 

مسعود :

پرداخت نقدي زماني مي تواند هدفمند باشد كه تنها به نيازمندان واقعي اختصاص يابد. در صورتي كه همه افراد جامعه مشمول آن شوند به دليل كاهش سرانه آن كاركرد آن براي اقشار نيازمند بسيار كم مي شود. پيش نياز پرداخت يارانه مستقيم وجود نظام جامع اطلاعاتي در خصوص وضعيت افراد است. كه دو نهاد بيمه و ماليات در كشورهاي پيشرفته متصدي جمع اوري اطلاعات مالي افراد و تعيين افراد نيازمند اند اين دو نهاد در كشور ما از عقب مانده ترين سيستمهاي اداري برخوردارند و از اجراي اين وظيفه ناتوانند.

 

elnaz :

حرفات بی ربط نیس اما چرا به ما می گی به احمدی نژاد بگو که هم سازمان بودجه است و رییس واردات و صادرات. تازگی می خواد به جای اضافه حقوق به کارمندها سهام هم بده.
به ما هم سر بزنین. از شما چیزی کم نمی شه.

 

بهاره :

سلام. راستش با وجودی که به طور کلی پرداخت رایانه را به قول تو دستکاری می دانم ولی نسبت به پرداخت نقدی هم حس خوبی ندارم. در واقع اسم آن دیگر یارانه نیست بلکه کمک هزینه است. تجربه ما هم نشون داده کمک هزینه ها بعد از چند سال دیگر به قیمت واقعی نیستند. مثل کمک هزینه مسکن که یک زمانی 10000 تومان خیلی حساب می شده ولی الان با آن چادر زنانه هم نمی شود خرید چه برسه به یک سقف!
البته خوب است که قیمت ها واقعی شوند به شرطی که دستمزدها هم به سمت واقعی شدن حرکت کنند. دستمزد من نوعی با همتای خارجی (جدا از حق ماموریت و تسهیلات Expat بودنشان) اصلا قابل مقایسه نیست.
خلاصه می کنم این که قیمت بنزین و نان واقعی شود به معنی حل شدن کل مشکلات نیست و هنوز خیلی موارد هستند که قیمت مصنوعی دارند. نیروی کار یکی از آنهاست. که البته به مساله بهره وری نیروی انسانی و بازدهی بنگاهها و سیاستهای اشتغالزایی هم مربوط می شود و محدودیت های آن ها هم هست.
خلاصه من نه خوشحال شدم نه ناراحت!

حامد: یک نکته مهم را دقت کن. قیمت کالای مصرفی معمولا جهانی تعیین می شود. دست مزد به بهره وری محلی بستگی دارد. نمی دانم منظورت از واقعی شدن دست مزد چیست؟ به هر حال وقتی بهره وری نیروی کار در یک کشور متفاوت از کشور دیگر است (به علت تفاوت در انباشت سرمایه فیزیکی و غیره) نمی توان انتظار برابری دست مزدها را داشت ولی کالاها قیمت مشخص جهانی دارد.

نکته ای که در مورد بروز نشدن یارانه گفتی خیلی جالب بود.

 

بهاره :

جدا از بحث این پستت:
دیشب گفتگوی خبری تلویزون راجع به تورم از مردم سوال می کرد. رسما از زندگانی ناامید شدم. یک آقای جوان بچه به بغل می گفت "تقصیر خود مردم هست. اگر سوپری تخم مرغ را گران می دهد نباید بخرند. وقتی نخرند روی دستشان باد می کند قیمتها را مجبور می شوند بیاورند پایین" یکی دیگر از تاثیر تاکسی می گفت آن یکی از تاثیر بنزین می گفت و خلاصه ....
من یادت باشد بارها گفتم تا وقتی در مدرسه (دبیرستان) فصل اول کتابهای اقتصاد را به بچه ها یاد ندهند همین آش است و همین کاسه. اصول تحلیل اقتصادی را باید در مدرسه یاد بگیریم. روزنامه و مجله چندان در جامعه نفوذ ندارد. البته تلویزون هم به طور کلی خیلی موثر است ولی فعلا که از اموزش اصول اقتصادی "صحیح" در آن خبری نیست.

 

ناصر :

سلام اقاي قدوسي در مورد شماره 1 ميتوان گفت مصرف كننده از مطلوبيت حق انتخاب برخوردار ميشود و مطلوبيت حود را بالا ميبرد در مورد شماره 5 اصلا متوجه منظور شما نيستم ولي ميدانم اينكه حذف يارانه به مصرف كننده انتقال مي يابد يا به توليد كننده به كشش عرضه و تقاضاي"كل" بستگي دارد لطفا مورد 5 را بيشتر توضيح دهيد

 

کشتکار :

سلام
من یه سوال داشتم از حضورتون. این پرداخت نقدی یارانه ها باعث افزایش آهنگ رشد جمعیت نمیشه ؟

حامد: سلام. سوال خوبی است. فکر کنم باید مکانیسمی برای پرداخت به افرادی بالای سن خاص یا تعداد فرزندان تا سقف مشخص و مواردی نظیر آن تعبیه شود. به هر حال فکر کنم مکانیسم مناسب برای آن یک چالش است و می شود به آن فکر کرد.

 

محمد جواد شکری :

من فکر می کنم اگه نظام درستی برای پرداخت نقدی یارانه ها ایجاد شه و حداقل به درستی به دهک های پایین جامعه برسه و نه بقیه می تونه اثر بخش باشه؛ راستی میشه تو سی فون استفاده کنم؟؟

 

مهدی :

به این نکته هم توجه کنید که ارائه نقدی یارانه ها، حجم نقدینگی رو افزایش می ده و در کوتاه مدت موجب بروز تورم و افزایش قیمت ها میشه و همبن امر موجب کاهش بخشی از رفاهی می شه که به خاطر دادن حق انتخاب به مصرف کنندگان قرار بود افزایش پیدا کنه.

حامد: سلام مهدی جان. این خیلی روشن نیست که اثرات رفاهی قضیه چه می شود. چون درآمد همه بالا می رود و قیمت های ظاهری هم افزایش می یابد. به همین دلیل بود که گفتم نیاز به یک مدل تعادل عمومی محاسباتی داریم

 

bashir :

من خیلی خوشحالم که ظاهرا یک هم اسمم پیدا شده که توی این جا اظهار نظر کرده من تا به حال توی عمرم فقط یک نفر دیگر را از نزدیک دیدم که اسم من را داشته است.
بشیر بخشنده

حامد: من حداقل یک بشیر دیگر می شناسم که فامیلی اش با م شروع می شود.

 

هژیر :

فایده اصلی عملی شدن این طرح ممکن است در کم کردن تدریجی یارانه ها از طریق تورم باشد (50000 تومان به مرور بی ارزش میشود). در نتیجه به نوعی به برداشتن یارانه بدون وارد کردن شوک به جامعه می انجامد. جالب است که احمدینژاد, متولی ظاهری محرومین, دارد سیاستی را دنبال میکند که در نهایت کاملا بازار آزادی است!

حامد: نگاه جالبی بود و برای من تازگی داشت. ممنون.

 

بهاره :

حق با توست حامد من در به کاربردن کلمه "واقعی" دقت نکردم. ولی سوال مرا بزرگتر کردی؟ نوشتی "به هر حال وقتی بهره وری نیروی کار در یک کشور متفاوت از کشور دیگر است (به علت تفاوت در انباشت سرمایه فیزیکی و غیره)" قلا فکر می کردم برداشتم با تو یکسان هست ولی انگار یک چیزی را نفهمیدم. این که می گویی بهره وری نیروی کار متفاوت است را چه طوری مقایسه می کنی؟ یعنی بهره وری کل دو کشور را با هم مقایسه می کنی؟ پس تفاوتهای بهره وری فردی در محاسبه دستمزد چه می شود؟ منظورم این است که مثلا فردی با تابعیت کشور I با بهره وری فردی یکسان با نیروی کار خارجی در تابعیت کشور A وقتی در یک شرکت کار کنیم که در کشور I واقع است. (و بهره وری کل نیروی کار کشور I از A کمتر است) با وجود بهره وری فردی یکسان فرد I دستمزد کمتری دریافت کند؟ غم انگیزه!
منظور من تاثیر این دستمزد نیروی کار رایج در کشور I است که بر دستمزدهای فردی تاثیر می گذارد. البته این طور نیست که اصلا نتوان به دستمزد یکسان با A رسید. در موارد خاص که نیروی کار متخصص خیلی در یک زمینه در کشور میزبان کم باشد دستمزد حتی بیشتر از کشور A می تواند بشود (البته با چانه زنی و تهدید قدرت جذب رقبا!)
خلاصه این به نظر من مساله ایست. مخصوصا در مواردی مثل مهندسین خبره حوزه نفت، مخابرات، مسکن که من سراغ دارم. و مثلا نفتی ها جذب شرکتهای خلیج فارس می شوند و یا عمرانی ها برای مالزیایی ها و اماراتی ها کار می کنند یا مخابراتی ها برای عربستان.
به نظر من از این موضوع نمی شود گذشت و جواب "بهره وری پایین کل نیروی کار" به نظرم منطقی و منصفانه! نیست.
البته من که هنوز در حد خبرگی نیستم ولی خوب آدم باید عاقبت اندیش باشد دیگر
D:

 

تايگر :


از اونجا مه در كشور و ميهن عزيز ما پدر مالك همه چيز است .

با اين طرح ميل به توليئ شماره حساب هاي بيشتر براي دريافت يارانه مثلا ده سر نان خور به عبارتي ده دويست تومن مي كند ....

باعث افزايش دو برابري جمعيت ايران در ماه اول مي شود .

مگر اينكه شب جمعه از تقويم حذف شود و يا ...

 

Esmaeel :

salam, man Riazi mikhonam va eghtesad halim nist. harchand ye dars financial mathematics pass kardam.
amma hamishe be nazaram miad ke chera eghtesadanha nemian projeje tarif konan dar har sathi ke ye daneshjo betone be sorate kamelan elmi va na siasi va Roznamechi, betone Masale ra hal kone, masalan dar morede post shoma biad ba vojode tamae parametrha va sharayet in masale pole naghd be jaye yarane ra hal kone, mishe masalan kochik kochik kard masale ra . be har hal allo alam.

 

مهدي :

در جواب تايگر:
مشكلي نيست. كافي است حساب فقط براي افراد بالاي 7سال باز شود.

 

صادق الحسینی :

سلام
مطلبی در همین خصوص نوشتم.

 

نوید :

کلا خیلی پایه ای که یک نفر نان داغ دم منزل تحویلت بده ها!!

حامد: سنگین :)

 

علیرضا مجاهدی :

سلام حامد عزیز،
از یادداشتت استفاده بردم و تقریبا موافق هستم.
فقط دو سوال در ذهنم ایجاد شده که اگر به آن بپردازی ممنون میشوم.
یکی اینکه آیا تزریق این حجم پول نقد درست است؟ عواقبش تورم زا نیست؟ چون قبلا این پول در دل کالایی بود و تاثیر تورمی کمی داشت.
دوم آنکه جنبه روانی مسئله هم مهم است. مثلا کسی که تا دیروز نان را 100 تومان میخرده امروز 300 تومان بابت آن بپردازد حتی اگر در جیبش هم به همان نسبت پولش افزایش یافته باشد آیا در ایجاد تورم بی اثر است؟
و سوم آنکه (این یکی را آوانس بده چون گفته بودم دو سوال) در نتیجه موارد بالا اگر تورم ایجاد شود آیا دولت باید باز هم بیشتر پول به عنوان یارانه بدهد تا من نوعی باز بتوانم دو عدد نان بخرم؟ یا اینکه نه وتورم نان دوم مرا خواهد خورد؟
باتشکر
پ.ن: خواهشا فکری به تولید فید بکن

حامد: علی رضای عزیز سلام

در این که این سیاست در یک مقطعی باید بالا رفتن قیمت های ظاهری می شود شکی نیست. نکته این است که اولا این سطح چه قدر است و ثانیا اثرات رفاهی آن چیست؟ چرا که هر چند قیمت های ظاهری افزایش می یابد ولی پول موجود در جیب افراد هم بیش تر شده است و حداقل روی کاغذ وضع افراد به این دلیل نباید تغییر کند.

در مورد فید هم اتفاقا ام روز داشتم رویش چیزی می خواندم و سعی می کردم کاری بکنم. ممنون از تذکرت.

 

محمد :

مسأله این نیست که کسی ندونه مزایای نقدی (یا هدفمند) شدن یارانه ها رو.
مسأله اینه که اجرای این طرح هزینه های زیادی برای مجریش داره و هیچ سیاستمداری (در ایران و سیستم حکومتیش) ریسک اجرای اون رو نمی پذیره.
باید راهی برای اجرای اون پیدا کرد، وگرنه من فکر می کنم اکثر عقلای قوم می دونند که سیستم فعلی زمینگیر شده و تغییر اون اجباریه.

 

محمد :

مسأله این نیست که کسی ندونه مزایای نقدی (یا هدفمند) شدن یارانه ها رو.
مسأله اینه که اجرای این طرح هزینه های زیادی برای مجریش داره و هیچ سیاستمداری (در ایران و سیستم حکومتیش) ریسک اجرای اون رو نمی پذیره.
باید راهی برای اجرای اون پیدا کرد، وگرنه من فکر می کنم اکثر عقلای قوم می دونند که سیستم فعلی زمینگیر شده و تغییر اون اجباریه.

حامد: بحثتون کاملا درسته.

 

شهریار :

در مورد دوم، ظاهرا فراموش شده که نقش تعریف شده دولت ( و نه حکومت) در یک نظام دموکراتیک، نمایندگی مستقیم و یا چند سطحی (نماینده‌ی نماینده) از مردم است بنابر این تصمیم او برای تشویق یک کالای خاص (حتی اگر خواست آماری مردم به صورت تک تک نباشد) در واقع خواست کلان نگر مردم است (مردم ممکن است هر یک به شخصه انتخاب خاصی داشته باشند ولی ترجیح بدهند که انتخاب شخصی خود را به عوض یک انتخاب کلان نگر از سوی یک نماینده خیرخواه کنار بگذارند)

 

صادق الحسینی :

به حامد و علیرضا مجاهدی
1- این طرح مشخص نیست که مقدار پول موجود در جامعه را افزایش می دهد یا نه. چرا که مثلا وقتی شما نان را به جای 30 تومان 100 تومان می خری(البته این طرح فعلا صرفا یارانه های سوختی را شامل می شود نه کالاهای اساسی را ولی به هر حال)درست است که قیمت نان افزایش یافته ولی این افزایش به این دلیل بوده است که دولت قبلا این مابه التفاوت را (یا بخش اعظمی از آن را) به نانوا پرداخت می کرده.(دولت قرار نیست که پول جدیدی تزریق کند) و حال این ما به االتفاوت به جای اینکه به نان وا پرداخت شود، بین همه توزیع می شود. همین پس پول جدیدی در این مرحله خلق نمی شود و تورم پولی نخواهیم داشت. اما صرفا در مورد کالاهایی که قابل تجارت هستند(مثل بنزین) ما در صورت کاهش مصرف بیش از تولید داخلی، می توانیم مازاد تولید داخلی را صادر کنیم، که آن گاه باید گفت پولی که از تبدیل ارز خارجی به دست می آید، خلق پول است و این تورم پولی ایجاد می کند(باید مشخص شود که آیا اینقدر مصرف کاهش می یابد یا نه)
2- جبران رفاهی که بوسیله پرداخت نقدی به دست می آید، باید با توجه به دهک های درآمدی تجزیه و تحلیل شود. یعنی دهک 10 که بیشترین مخارج را دارد، با افزایش درصدی از تورم(طبق گفته بانک مرکزی 30 درصد) به شدت ضرر می کند، ولی دهک های پایین به شدت منتفع می شوند.(همچنین حجم یارانه ای که به دهک های پایین می رسد بسیار بیشتر از دهک های بالایی است. چراکه مثلا جمعیت دهک اول 20 برابر جمعیت دهک 10 است)

به بهاره
این طرح همانطور که می دانی، قطع کردن یارانه ها نیست که شما انتظار اصلاح دستمزد داشته باشید(اصلاح دستمزد که کار دولت نیست!) در این طرح کسری شما بابت قطع یارانه ها با سیستم پرداخت نقدی جبران می شود.(البته همانطور که گفتم بستگی به مخارج ماهانه اتان دارد)

دوباره به حامد
آقا تنها مسئله بغرنج که خود بخود حل نمی شود در این طرح، عدم مراقبت از اعمال دولت است. یعنی اگر آقای دکتر تصمیم بگیرند که فردا سیاست انبساطی پولی یا مالی دیگری اجرا کنند(مثلا نرخ بهره را دستکاری کنند، بودجه سال بعد را بترکانند ای امثالهم) می تواند موجودیت این طرح را به خطر بیاندازد. چرا که اگر این طرح در بستر انبساط پولی اجرا شود، احتمالا تورم بالا می تواند به نارضایتی شدید از این طرح بیانجامد و آنجاست که باید فاتحه این اقتصاد را خواند.(شاید وضعیتی شبیه به اردن پیدا کنیم که دوباره مجبور شدند یارانه ها را اعمال کنند)
(دیدم ظاهرا وقت جواب دادن نداری، اندکی دخالت بیرونی را لازم دیدم. البته این دخالت از نوع رالزی آن بود!! و در نظر غالب مجاز و در نظر من غیرمجاز)

 

علیرضا مجاهدی :

لام حامد جان
ممنون از توضیحت ولی جسارتا به نظرم تاثیر روانی به مراتب بیش از آنچیزی خواهد بود که روی کاغذ میتوان محاسبه نمود.
من فکر میکنم با توجه به اینکه بحث کاهش صفرهای پول رسمی کشور هم مطرح شده بود بد نباشد هر دو اینها همزمان صورت گیرند تا تاثیر روانی کمتری داشته باشد.
درست است که در اصل فرقی نمیکند و اتفاقا موافقم که در این حالت افراد بهتر تشخیص میدهند که مثلا یارانه چه کالایی را صرف چه کالای دیگری نمایند ولی همانطور که در ابتدای ایجاد پول واحد اروپایی یک تورم بالا ایجاد شد و مردم با عددهای کمتر پرداختی میتوانستند کالا بخرند در حالی که عددهای دآمدشان هم کمتر شده بود و ممکن است همان اتفاق در کشور ما نیز رخ بدهد در حالی که اینبار عکس آن است و با عددهای بیشتری همان کالا را میخریم.
البته توضیحات بنده در محضر شما جسارت است ولی فقط به منظور روشن شدن
ذهن خودم و یادگیری بیشتر مطرح کردم

حامد: علی رضای عزیز سلام.

آقا ممنون از نکات جالبی که مطرح کردی. جالب است که موضع من و دوست اقتصادخوانده دیگر (صادق) شبیه به هم نیست چرا که صادق معتقد است که هیچ تورمی ایجاد نمی شود و من معتقدم مقداری ایجاد می شود.

راستش این فاکتور اثرات تورمی برای من موضوع روشنی نیست و مطمئنم نیستم که چنین چیزی وجود داشته باشد (به لحاظ تئوریک می توان برخی تغییرات در برخی جهت ها داشت ولی با حجم پول و سرعت گردش پول ثابت نمی توان قیمت همه کالاها را زیاد کرد چرا که بلاخره حجم خرید مردم در طول زمان نمی تواند از حجم پول ضرب در سرعت گردش پول بیش تر باشد).

در مورد اروپا یک نکته قابل توجه است. در زمان تغییر واحد پول به یورو چون یورو پول درشت تری بود (مثلا تقریبا ده برابر شلینگ اتریش بود) نرخ های قدیمی خصوصا در جاهایی مثل رستوران ها در واحد بزرگ تر گرد شدند و جهش ناگهانی در قیمت های این تیپ موارد به وجود آمد. از این حیث قدرت خرید برخی اقشار کم تر شد. مثلا کارمندی که 10000 شلینگ می گرفت از فردا 1000 دلار می گرفت ولی مثلا جنس 4.5 شلینگی را احتمالا به0.5 یورو می خرید. من مطمئن نیستم که ما چنین اثری را در این رابطه داشته باشیم. با این همه تاکید می کنم که حرف من نفی این موضوع نیست که بلاخره به علت تغییر در قیمت های نسبی و جا به جایی تقاضا ممکن است برخی قیمت ها تغییر کند ولی مقدار دقیق آن نیازمند یک مدل محاسباتی است که من در اختیار ندارم

 

:

حامد جان سلام
از نوشته شما در مورد یارانه نقدی استفاده کردم. من کاملا موافق حذف کامل یارانه ها در یک پروسه زمانبندی مشخص هستم. اگر هم اثر تورمی هم داشته باشد که گریز ناپذیر است باید انجام شود چون رفتارهای اجتماعی ما در زمینه اسراف عمدتا ناشی از همین یارانه ها است. مثلا یارانه بنزین موجب تولید خودروهای پرمصرف و الگوی حمل و نقل غلط شده است. با پول یکسال یارانه بنزین و گازوئیل می توان کل صنعت حمل و نقل کشور را نوسازی کرد. یارانه انرژی مصرفی در ساختمان موجب ساخت واحدهای مسکونی و ... با پرت انرژی بالا در کشور شده است و اگر فکری جدی برای این موضوع نشود موجب هزینه های گزافی برای کشور می شود. کما اینکه مصرف گاز کشور در زمستان گذشته به اندازه مصرف گاز کل اروپا بوده است.
در صورت دریافت نقدی یارانه ها مدیریت مصرف به خانواده ها منتقل می شود و بار بزرگی از رو دوش دولت گرفت می شود.
همچنین موجب انتقال منابع به سوی جنبه های دیگر زندگی از قبیل مسافرت, مطبوعات, سینما, ورزش, لباس, بهداشت و ... می شود که موجب رونق آن بخشها و انتفاع دیگر صنوف کشور می گردد.

 

کشتکار :

سلام آقای قدوسی
من دانشجوی اقتصاد ام. دوست هم دارم که در آینده فایننس بخونم. داشتن اطلاعات در مورد فارکس برام مفیده؟ دنبال یادگیریش برم؟؟

حامد: سلام. راستش من هیچ رابطه ای بین چیزی که به فارکس معروف است و چیزی که در دانش گاه به اسم فاینانس درس داده می شود نمی بینم. قبلا هم در یکی دو پست توضیحات مفصلی در این رابطه داده ام.

 

:

ازارائه اين گونه مطالب ساده و علمي متشكرم

 

صادق الحسینی :

حامد جان من نگفتم که اصلا تورم ایجاد نمیشود! ای بابا حرف توی دهن ما می گذاری ها:)
من عرض کردم که تورم ایجاد می شود ولی اولا زیاد نیست و دوما لزوما در این طرح خلق پول جدید اتفاق نمی افتد. (ولی افزایش قیمت این کالاها خود بخود در CPI تاثیر خواهد گذاشت)
در پست خودم هم نوشته ام که طبق تحقیق بانک مرکزی این طرح 30 درصد تورم ایجاد می شود ولی احتمالا برای اقشار متوسط به پایین، پرداخت نقدی این تورم را کاملا جبران می کند و چون این تورم منشا پولی ندارد کاملا در سالهای بعد از بین خواهد رفت.

 

:

سلام
من با نقدی کردن یارانه به دلیل مزایای بسیار زیادش موافقم و فکر می کنم باید درصدی از درآمد کل کشور که در بودجه اختصاص به یارانه پیدا میکنه برای پرداخت اجرا بشه
چرا که با دریافت درصدی مشخص تورم نمی تونه ارزش اونو پایین بیاره و از حالت کمک هزینه خارج میشه الان به ذهنم نمیرسه که مشکل این طرح چی می تونه باشه اگه کسی میدونه کمک کنه

 

:

سلام
من با نقدی کردن یارانه به دلیل مزایای بسیار زیادش موافقم و فکر می کنم باید درصدی از درآمد کل کشور که در بودجه اختصاص به یارانه پیدا میکنه برای پرداخت اجرا بشه
چرا که با دریافت درصدی مشخص تورم نمی تونه ارزش اونو پایین بیاره و از حالت کمک هزینه خارج میشه الان به ذهنم نمیرسه که مشکل این طرح چی می تونه باشه اگه کسی میدونه کمک کنه

 

زهره ج :

به نظر من باید یارانه های بخش مصرف رو حذف و نقدی کرد و یارانه یکسری از بخشهای تولیدی رو تغییر نداد . مثلآ اگر یارانه سوخت بخشهای تولیدی برداشته شده و به این بهانه قیمت آجر و سیمان و شیشه و گچ و ... هم دو برابر شود مردم باید بجای دو تا نان قبلی یک نان بخرند و پول دومی را بعلاوه پولی که دولت بعنوان یارانه به آنها داده به اجاره بها اضافه کنند.
نکته دیگه اینکه اگر دولت یارانه را فقط به فقرا بدهد با اجرای این طرح و در نتیجه افزایش قیمت (که در خوشبینانه ترین حالت محدود به کالاهای یارانه ای میشود) کسانی که قبلآ کمی بالای خط فقر بودند هم به زیر خط فقر سقوط میکنند.

 

:

سلام :
اولا از طرح عمل شجاعانه نقدی کردن یارانه ها توسط جناب احمدی نژاد تشکر میکنم ، چراکه صدماتی که یارانه ها به کشور زده اند از صدها جنگ بیشتر بوده است .
لازم میدانم به چند نکته از نکات مثبت حذف یارانه ها اشاره شود .
رفع بیکاری ، رونق اقتصادی ، جلوگیری اسراف بی رویه نان و انرژی ،اصلاح شدن الگوهای مصرف ، جلوگیری از مهاجرت افغانیها به ایران برای اینکه سالانه نزدیک به 10 میلیارد دلار از این یارانه ها را این بیگانگان(3 میلیون افغانی ) مصرف میکنند ، بالارفتن کیفیت محصولات برای مثال ممکن است شمانان را با قیمت بالاتری بخرید ولی هر نانی را نخواهید خرید ، کاهش بیماریهای قند و چربی و ..... ، جلوگیری از قاچاق سوخت ، آرد و...... ، جلوگیری از رشد تورم برای اینکه ما فقط در یک مرحله تورم را خواهیم داشت و بعد از آن (به قول قدیمی ها مرگ یکبار و شیون یکبار)
در پایان درود برکسی که بتواند این ریشه بی عدالتی و ظلم ( دادن یارانه ها )را از جامعه ریشه کن کند .

 

:

سلام :
اولا از طرح عمل شجاعانه نقدی کردن یارانه ها توسط جناب احمدی نژاد تشکر میکنم ، چراکه صدماتی که یارانه ها به کشور زده اند از صدها جنگ بیشتر بوده است .
لازم میدانم به چند نکته از نکات مثبت حذف یارانه ها اشاره شود .
رفع بیکاری ، رونق اقتصادی ، جلوگیری اسراف بی رویه نان و انرژی ،اصلاح شدن الگوهای مصرف ، جلوگیری از مهاجرت افغانیها به ایران برای اینکه سالانه نزدیک به 10 میلیارد دلار از این یارانه ها را این بیگانگان(3 میلیون افغانی ) مصرف میکنند ، بالارفتن کیفیت محصولات برای مثال ممکن است شمانان را با قیمت بالاتری بخرید ولی هر نانی را نخواهید خرید ، کاهش بیماریهای قند و چربی و ..... ، جلوگیری از قاچاق سوخت ، آرد و...... ، جلوگیری از رشد تورم برای اینکه ما فقط در یک مرحله تورم را خواهیم داشت و بعد از آن (به قول قدیمی ها مرگ یکبار و شیون یکبار)
در پایان درود برکسی که بتواند این ریشه بی عدالتی و ظلم ( دادن یارانه ها )را از جامعه ریشه کن کند .

 

احمد :

سلام
اصلا نگران نباشید .این کشور ما جای چون و چرا ندارد .هیچ اصلی هم از اصول اقتصاد درست از آب در نمی آید.وضعیت فرهنگ و آموزش و پرورش و دانشگاهها و ..ببینید ، حالا نوبت یارانه است .به شما قول می دهم که طبقه ثروتمند که بر اساس هیچ در این کشور ثروتمند شده اند تمامی این کسری یارانه ها را از حلقوم طبقه فقیر بیرون بکشد .این تیر خلاص به طبقه متوسط وفقیراست.می گویید نه؟؟!!! صبر کنید خواهید دید.مگر نمی بینید به خودروهای وارداتی بنزین سهمیه ای نمی دهند اما مالیات چند صد درصدی می گیرند.آیا دولت پس از آزاد سازی حامل های انرزی حاضر است انحصار دردانه خودروسازیش را بشکند؟ آیا امکان انتخاب وسایل مصرفی را فراهم می کند؟آیا قیمت تمام شده تولید بنزین را اعلام خواهد کرد؟نه عزیز!!!قیمت های مواد غذایی در تهران و تورنتو کانادا همین الان یکسان است

 

احمد :

و جالب است که یکعده فورا موافق شدند.اقای ریس جمهور در دوسال اول مخالف افزایش پلکانی قیمت ها بود حالا چه شده که ناگهان مموافق آزاد سازی قیمت ها و طرح های بانک جهانی و صندوق بین الملی پول شده اند.دائما هم می فرمایند که مردم به اسراف کاری عادت دارند .آقایان اقتصاددان سری به حقوق دریافتی بازنشستگان معمولی نیروهای مسلح و معلمان و پرستاران و....بزنید و یا سری به حقوق دریافتی کارمندان دولت بزنید تا ببینید اصلا می توان زنده ماند تا اسراف کاری هم کرد!!!!دولت همین الان مصوبه قانونی خدمات کشوری را به رغم تصویب مجلس اجرا نمی کند و خیلی راحت جوابگو هم نیست و از اجرای عدالت بین کارمندان خودش عاجز است!!حال چگونه می خواهد عدالت را بین همه مردم جامعه برقرار کند و اگر نکرد چه کسی می تواند از دولت سئوال کند.آقایان نقش بر آب می زنید

 

حسین :

سلام جناب قدوسی در صورت امکان شماره تماستان را برای من ارسال کنید .
در حوزه اقتصادی سئوالات زیادی دارم که فکر می کنم شما می توانید به آنها پاسخ دهید.
متشکر

 

:

به آقایان که مخالف طرح نقدی کردن یارانه ها بودند اکنون ببینند که چه بلای بزرگی به سر تولید کنندگان آمده که ضرر اصلی در آینده نزدیک متوجه قشر ضعیف خواهد شد و بعلت کاهش نقدی نگی و رکود اخراج کارگران را بدنبال خواهد داشت و این یعنی فقر بیشتر ، اعتیاد بیشتر ، بیکاری ، و هزاران مشکل دیگر .
اگر این سرمایه که صرف دادن یارانه ها میشود به چرخه تولید برمی گشت علاوه بر رفع بیکاری میتوانست با رونق دادن به بازار موجب افزایش سهام شرکتها و اشتغال زایی کمک کند

 

حمید حیدرآبادی :

به آقایان که مخالف طرح نقدی کردن یارانه ها بودند اکنون ببینند که چه بلای بزرگی به سر تولید کنندگان آمده که ضرر اصلی در آینده نزدیک متوجه قشر ضعیف خواهد شد و بعلت کاهش نقدی نگی و رکود ، اخراج کارگران را بدنبال خواهد داشت و این یعنی فقر بیشتر ، اعتیاد بیشتر ، بیکاری ، و هزاران مشکل دیگر .
اگر این سرمایه ملی که صرف دادن یارانه ها میشود به چرخه تولید برمی گشت علاوه بر رفع بیکاری میتوانست با رونق دادن به بازار موجب افزایش سهام شرکتها و اشتغال زایی کمک کند.
خدا به این آقایان که به اصطلاح اقتصادان هستند عقل بدهد و به مسائل یکجانبه نگاه نکنند ، اینان اگر میتوانستند مثل بازی شطرنج به مسائل نگاه کنند و همه عواقب راببینند اینگونه اظهار نظر نمی کردند .
من خواهش می کنم اگر امکان دارد عواقب "رکود " و "تورم" را باهم مقایسه کنند و ببینید که رکود چه غول خطرناکی است .
خداوندا این ظلم آشکار(دادن یارانه ها) تا کی
حمید حیدرآبادی

 

زری :

ن زنی تنها هستم که ورقه سهام عدالت را پر کرده ام روزی که در منزل نبودم ورقه ای اوردهاند که من نبودم بگیرم و بپرسم که باید چه کنم اکنون مرا راهنمایی کنید که چه کنم و ورقه را به کجا ببرم تا سهام عدالت بمن پرداخت شود منتظر جوابم

 

فیضیه :

خب در مثال شما چند نکته ظریف در نظر گرفته نشده . مثلا همین مورد نان که میگویید . ترجیحات مصرف کننده چیست ؟ مطلوبیتهای آن کدامند ؟ آیا زیرساختهای تولیدی ما بگونه ایست که مصرف کننده با پول اضافه کالای داخلی را بخرد و بر رونق تولید بیافزاید ؟ اگر جواب آری بود بحثی نیست ! آیا احتمال نمیدهید این پول اضافه صرف خرید کالاهای ارزان چینی و هندی و... شود ؟

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007