« آموزش اقتصاد | صفحه اول | چرا ملی گرا نیستم؟ »

24 فروردین 87

اقتصاد مهندسی و نگاه مهندسی به اقتصاد

این پست به بحث قبلی مربوط است ولی از زاویه دیگر. اگر کامنت ها را بخوانید متوجه بحثی (قدیمی) بین پویا جبل عاملی و پویان مشایخ در مورد یکی از سرمقاله هایی که پویا در انتقاد از نگاه مهندسی به اقتصاد نوشته بود می شوید. من هر چند با همه گفته های پویا موافق نیستم (مثلا این نظر ضمنی اش که مهارت کمی اثر منفی در یادگیری اقتصاد دارد) ولی می توانم حسش را از اصل ماجرا درک کنم و اتفاقا با او خیلی موافق باشم: من هم به شدت مخالف نگاه مهندسی به اقتصاد هستم. کمی برایتان عجیب است ولی اجازه بدهید داستان را ادامه بدهیم.

پویان دو سه روز پیش نقدی بر یکی از مقاله هایی که دکتر کاظم اورعی (استاد گروه معدن دانش گاه تربیت مدرس) در مورد تورم نوشته بود نوشت. به لحاظ محتوایی من کاملا موافق نقد پویان هستم. روزبه هم که بعد از موفقیت بسیار چشم گیرش در کسب موقعیت استادیاری در دانش گاه ایالتی آریزونا و هم کار شدن با پریسکات (از مهم ترین چهره های سازنده اقتصاد کلان مدرن و نظریه چرخه های تجاری حقیقی) دوباره وبلاگ نویسی را شروع کرده است نقدی علمی و تفصیلی بر ادعاهای دکتر اورعی مطرح کرده است که توصیه می کنم حتما بخوانید.

پویان گفته بود که وقتی یک استاد معدن این چنین بی محابا در مورد اقتصاد کلان نظر می دهد نتیجه مقاله اش از این به تر نمی شود. من به خاطر کارهایی که در این یک سال اخیر در مورد اقتصاد منابع طبیعی و فلزات انجام می دهم دکتر اورعی را از روی مقاله هایش و کتاب اقتصاد برای همه اش می شناسم و می دانم که ایشان در واقع استاد معدن به معنی فنی قضیه نیست و بیش تر روی مباحث اقتصاد معدن کار می کند. در واکنش به پست پویان یک نفر از خوانندگانش هم به این نکته اشاره کرده بود که دکتر اورعی در واقع استاد "اقتصاد مهندسی" و "اقتصاد معدن" است و بر خلاف تصور پویان کاملا تخصص اقتصادی دارد.

بدون این که کاری به شخص دکتر اورعی داشته باشیم باید بگویم که این ماجرا اتفاقا علامت خوبی از تفاهم پویا و پویان است چرا که هر دو هم عقیده هستند که "نگاه مهندسی به اقتصاد بسیار خطرناک است". پویا به شکل آشکار و پویان به شکل ضمنی. بگذارید به این سوال بپردازیم: فرض کنیم آقا/خانم الف در دانش گاه دروسی مثل اقتصاد مهندسی، تحقیق در عملیات، اقتصاد معدن، کارآفرینی و چیزهایی مثل آن تدریس می کند. آیا دانش این فرد در این حوزه چارچوب فکری درستی برای نظر دادن در مورد "سیاست های اقتصادی" است؟ به نظر می رسد نه! چرا؟

جواب ساده است. در درسی مثل اقتصاد مهندسی یا اقتصاد معدن ما معمولا با موضوع "پویایی" و "انتخاب عامل ها" مواجه نیستیم. این نوع دروس معمولا برای یک بنگاه مطرح می شوند که یک مدیریت عقلانی تمامی پارامترهای آن را تحت کنترل دارد. هر چند از برخی مفاهیم اقتصادی مثل هزینه زمانی پول و تابع تقاضا استفاده می کنیم ولی در واقع (ضمنی) فرض می کنیم که جهان بیرون ثابت است و ما باید از بین گزینه های مختلف دست به انتخاب بزنیم و البته برای این انتخاب ها پارامترهایی مثل قیمت فروش محصول و یا ارزش فعلی سرمایه گذاری را محاسبه کنیم. جهان در این مسایل بسیار ساده و تحت کنترل است.

در مقابل پیام اقتصاد مدرن این است که ما در برابر هر سیاستی با عامل های عقلانی (فرد یا بنگاه یا سیاست مدار) طرف هستیم که هم انتظاراتی راجع به آینده دارند و هم در واکنش به اطلاعات جدید فورا واکنش نشان داده و تصمیمات خود را بروز می کنند. واکنش عامل ها به سیاست ها لزوما آن چیزی نیست که سیاست گذار علاقه مند است یا انتظار دارد بل که چیزی است که برای خود عامل بهینه است. تعامل رفتار عامل ها در واکنش به تکانه های سیستم (سیاست یا شوک) پویایی خاصی را بر سیستم اقتصادی حاکم می کند که ما در علم اقتصاد (خصوصا اقتصاد کلان و اقتصاد مالی) علاقه مند به درک آن هستیم. مطالعه تورم و سیاست پولی نمونه ای از این نوع مسایل است.

اگر مقاله دکتر اورعی را بخوانید جمله های جالبی در آن می بینید مثل "اگر از خزانه که منبع اصلی سرمایه است به عنوان محرک اقتصاد استفاده شود" و یا این جمله که "با سوق دادن بیشتر سرمایه به سمت تولید و اشتغال پایدار اقتصاد ایران شکوفا خواهد شد". پارادایم حاکم بر این جملات دقیقا پارادایم حاکم بر ذهن یک استاد اقتصاد مهندسی است که در آن "مدیر" شرکت و نه بازار منابع را تخصیص می دهد و تعیین هم می کند که منابع نه به فعالیت های "بد" بل که به سمت "تولید و اشتغال پایدار" سوق یابد. در مقابل یک اقتصاددان وقتی با مساله عرضه اضافی پول یا افزایش پایه پولی مواجه می شود فورا در ذهنش مفاهیمی مثل انتظارات، نرخ بهره، قیمت دارایی ها، مصرف، پورت فولیوی بهینه، عرضه نیروی کار، بازار کالا و تقاضای پول و واکنش این متغیرها به افزایش حجم پول و تاثیرات آن ها بر روی یک دیگر و نهایتا پویایی اقتصاد از حرکت از نقطه اولیه به تعادل نهایی شکل می گیرد.

حرف اولم را تکرار می کنم که نگاه مهندسی به اقتصاد بسیار خطرناک است وقتی معنی آن این باشد که اقتصاد را به شکل یک ماشین ساده کاملا تحت کنترل تصور کنیم که می توان آن را به هر شکلی هدایت کرد. فکر کنم پویا و پویان هر دو اتفاقا روی این موضوع خیلی توافق دارند. نگاه مهندسی به اقتصاد البته زمانی خیلی مفید خواهد بود که با درک رفتار عامل ها و تعادل نظام اقتصادی از دانش مهندسی برای مدل کردن پویایی های اقتصاد استفاده کنیم.

پ.ن: برای جلوگیری از سوءبرداشت این نکته را باید متذکر شوم که مطلب فوق به هیچ وجه کوچک ترین موافقتی با این نظر که "چون در اقتصاد با انسان های آزاد سر و کار داریم پس اقتصاد علم قطعی نیست و نمی شود مثل علوم طبیعی با آن برخورد کرد" ندارد. اقتصاد در جمعیت های بزرگ اتفاقا از قانون مندی های پایداری پیروی می کند و کار ما هم درک رفتار سیستم های پیچیده مبتنی بر این قانون مندی ها است و به همین علت هم ابزارهای علوم طبیعی بسیار برایمان مفید هستند. اگر بخواهیم آزادی انسان ها را به عنوان عدم پیروی رفتار آن ها از یک قانون مشخص (مثلا عقلانیت) تعبیر کنیم که بساط علم و مطالعه رفتار تعطیل است.

پ.ن 2: یک نکته تلخ قضیه این است که تعداد قابل توجهی از اساتید اقتصاد و حتی روزنامه نگاران اقتصادی در ایران اتفاقا به شدت "نگاه مهندسی" به اقتصاد دارند. با این که خودشان مهندسی نخوانده اند و مخالف سرسخت مهندس های اقتصادخوانده هستند. دارم سعی می کنم یک مقاله مستقل در این باره بنویسم.


   دنبالك

دنبالك اين نوشته:
http://www.maryammomeni.com/cgi/mt/mt-tb.cgi/706


   نظرات

پویا :

حامد عزیز، این پست دقیقا، کاملا، تماما و... همان مطلبی بود که من در آن سرمقاله می خواستم بزنم ولی نمی دونم ادبیاتم بد بود، یا چون خودم مهندسی نخوانده بودم دوستانی که مهندسی خوانده بودن در مقابلم جبهه گرفتن. امیدوارم که همه ما از این خطر مصون باشیم.
تو هم سیاستمداری ها! اون موقع که همه من را زیر ضربه گرفته بودن نمی شد این پست را بنویسی تا یکی از مهندسان هم همراه من بشه، یا الان فهمیدی این نگاه خطرناکه ;)

 

فیاض خاک :

من متوجه نمیشوم.مگر ما 2تا نگاه علمی داریم.
مگر شما در اقتصاد رفتار های جمعی و قاعده مند نمیسازید و بعد آن را وابسطه به شرایط اصلاح نمیکند؟
مگر نمیگویید "افزایش نقدینگی منجر به افزایش تورم میشود اما ..."
مگر فکر میکنید مهندسین چه کار میکنند؟ مهندس هم میگوید "مقاومت رفتار مقاومتی دارد اما در فلان شرایط از خود رفتار خازنی هم بروز میدهد" و تازه در انتها با همه قواعدی که میشناسد و هندبوک هایی که میسازد به آزمایشگاه اصالت میدهد.
برای عالم به علم اقتصاد هم رفتار جمعی یک جامعه تا آنجا که میشود باید قاعده مند شود تا بشود تحلیل کرد.اصلا مگر میشود درباره پاره هایی از رفتار های نا منظم و بی معنی(به لحاظ عددی) اظهار نظر کرد یا حتی درباره آن ها فکر کرد؟
نه آقا.اشتباه میکنید.فرقی میان نگاه مهندسی و نگاه اقتصادی و ریاضی و ... نیست.نگاه علمی(با راستی آزمایی پوپری یا حداقل کوئاینی) اگر باشد حاصل یکی خواهد بود.
مارکس با حماقت هایش که مهندس نبود که.بود؟
در تاریخ علم اقتصاد
هنوز نسبت اقتصاد دان های خرابکار چپ به لیبرال ها بزرگتر از یک است، بنا بر این اول بروید فکر کنید چرا این همه کسانی که نگاه مهندسی هم نداشتند و گوهر!! اقتصاد را هم در خود داشتند این همه شر و ور "مهندسی وار"(البته به قول شما) گفته اند!
اینکه در ایران چپ ها جملگی مهندسی خوانده بودند دلیل نمیشود همه چیز را گردن نگاه مهندسی بیاندازید.
همین حالا هم عباس عبدی با همه مهندس بودنش از مسعود نیلی بهتر قضیه توزیع مستقیم پول نفت را میفهمد.
آقا نیلی مهندس بودند که خرابکاری صندوق ذخیره ارزی را به بار آوردند(بله مثل اینکه بودند!)
آقای نیاک مهندس هستند که برای اجتناب از چاقی افراد توصیه میکنند بر همبرگر تکس ببندیم که ملت کمتر بخورند و خرج چاقی و مریضی شان گردن دولت نیافتد؟
حامد.ببین برای اینکه دوتا دوستت را با هم آشتی بدهی چطور اعصاب ما را خورد میکنی؟
آقایان پویان و پویا.شما اختلافتان جدی است.به حامد گوش ندهید.به دعوایتان ادامه بدهید.تازه داشت جالب میشد.آقای پویا گوهری در کار نیست.2جلد کتاب که بخوانی و دو سالی هم رویش غور کنی همه چیز دستت می آید.اگر 12 واحد آنالیز ریاضی که کلمه به کلمه اش حاصل 300 سال کار مداوم است را پاس کرده بودی اینقدر سخن از گوهر علم تازه به دوران رسیده ات نمیگفتی.
کاری ندارد که: من بارها این سخن را شما و از صادق الحسینی هم شنیده بودم: غیر از "پویایی عامل اصلی" دیگر چه نکته ای هست که یک مهندس نمیداند؟ این را که الان همه مهندس ها خواندند و یاد گرفتند و قول میدهند درنظرش بگیرند.دومی اش را بگویید:...

 

حامد قدوسی :

سلام فیاض. تو من را یاد جوانی این وبلاگ می اندازی آن موقع ها که همه هر چی داشتند رو می کردند. دمت گرم.

چون کامنتت طولانی بود مجبور شدم در وبلاگ خودم کامنت بزارم و زیر متنت جواب ندم.

ببین من در اصل مخالفتی باهات ندارم چون تقریبا همان چیزی که بهش اعتقاد دارم را نوشتی ولی برای تبرئه از اتهاماتی که بهم وارد کردی :) مجبورم توضیحاتی به رسانه ها ارائه کنم:

1) فکر نمی کنی پی نوشت شماره یک من دقیقا دارد همان نکته پاراگراف اولت را بیان می کند؟

2) مهندس تا وقتی که در سطح فیزیک دان عمل می کند دقیقا مثل اقتصاددان است. وقتی وارد طراحی می شود سیستمش به لحاظ سایبرنتیکی و آن طبقه بندی آبکی سطوح سیستم ها خیلی هوشمند نیست بنابراین قواعد فیدبک درونش خیلی راحت پیاده می شود. تنها نکته کوچک اقتصاد این است که هر چند پاسخ سیستمش مثل سیستم های مهندسی است ولی رفتار "رژیم شیفت" دارد. نمی دانم چه قدر با نقد لوکاس و بحث های متاخر کلان آشنا هستی. آن جا این تفاوت برجسته می شود. تو سیستمت مرتبا "مد" عوض می کند و وقتی سیاست اعمال می کنی تابع تبدیل سیستمت لزوما دیگر آن قبلی که در آزمایش های تجربی دیده بودی نیست. قضیه کمی پیچیده تر است (فکر کنم قضایای نقطه ثابت آن هم از نوع کاکوتانی اش به این خاطر بین اقتصاددانان طرف دار دارد که این ویژگی را خوب دربر می گیرد)

3) داری می گی خراب کار غیرمهندس زیاد داشتیم. فکر نمی کنی پ.ن شماره 2 دقیقا همین را می گوید؟

آقا بزار ما رفقامون را آشتی بدیم و به رشد نهال نازک اقتصاد لیبرال در کشور کمک کنیم. شرایط تاریخی - اجتماعی در وضعیتی نیست که بشود این اختلافات را ادامه داد و دعوا فقط به سود امپریالیسم تمام می شود :))

 

فیاض خاک :

بله درست است حامد جان.من به پی نوشت ها کم توجهی کردم.
من به طور جدی توصیه میکنم نگاه مهندسی صنایع را-با ضعف های بزرگی در تحلیل دانش مهندسی دارد- برای تحلیل نگاه مهندسی اصالت ندهید.این دانش به شدت نوپا و غلط است.
من توصیه میکنم به دوستانتان که مخابرات میخوانند(مخصوصا کسانی که مخابرات فرکانس بالا کار کرده اند)مراجعه کنید.درست مثل این داستان-که گفتید سیستم مد عوض میکند و تابع تبدیل دائما تغییر میکند و رفتار ما هم بخشی از مسئله میشود-آنجا وجود دارد و خیلی هم جدی است.
یعنی شکل آشفتگی فرکانسی که شما در محیط به دلیل خاصی ایجاد میکنی آنقدر شکل محیط را تغییر میدهد که قابلیت تحلیل را میگیرد و شما مجبورید تحلیل مجدد از مراتب بالاتر انجام دهید.
دانش مهندسی صنایع عمدتا نظر به مهندسی مکانیک و مهندسی شیمی دارد که تا حدود زیادی همان شکلی است که شما میگویید.

 

مینا :

آقای قدوسی من کاملا گیج شدم.الان دیگه نمیدونم چی می خوام بخونم .میدونم که برای فوق می خوام اقتصاد بخونم.ولی الان که لیسانسم نمی دونم برم رشته ام رو تغییر بدم برم مهندسی یا برم ریاضی کاربردی یا همین اقتصاد رو بخونم.خوشحال میشم نظرتون رو بدونم.

 

bashir :

بسيار جالب بود، چيزي كه من فهميدم اين بود كه در نظر نگرفتن "انتخاب عامل ها" خيلي خطرناك است، نه نگاه مهندسي به اقتصاد و استفاده از مفاهيم ساير علوم.
يعني فقط همين يك عامل وجود دارد؟

 

bashir :

اين گفته اصلا علمي نيست و فقط بر اساس حس خودم است.
در علوم مهندسي اشيا(Object) مشخص هستند و مشخصه هاي(Attribute)آنها نسبتا واضح است و بحث بر سر ارتباط اين اشيا و مشخصه هاي آنها بر هم است. اما در علومي نظير اقتصاد، اشيا (نظير بازار، جامعه، انتخاب عاملها و ...) و همچنين مشخصه ها (نظير GDP، TDI، ضريب جيني و ...)واضح نيستند و بيشتر با هوشمندي نرم اقتصاد دان تعريف مي شود و سپس باابزارهاي سخت مانند رياضي مورد مطالعه قرار مي گيرد، تا بهينگي تصميمها را تضمين كند.

 

Saleh Sahabeh Tabrizi :

Chaa'ee berizam ostaad?!? Saleh

 

صادق الحسینی :

به فیاض:
آقا قبلا هم بهت گفتم؛{حامد من محتوای همین سخنان را پرلعاب تر بارها به او گفته ام؛ اما کو گوش شنوا!!}
ما در محیط بنگاه و در اقتصاد خرد، به شدت به دید مهندسی، دید از بالا به پایین، دید مبتنی بر شناخت همه یا غالب عوامل، دید محیط بودن عقل مهندسی بر عوامل تولید و به چیزهایی شبیه به این نیاز داریم. و بنابراین اقتصاد در این معنا یک فن و یا علم است در کنار علم مهندس مکانیک و مهندس برق.
اما وقتی به سطح جامعه می آییم، قضیه کاملا متفاوت می شود، دیگر آن شناخت کامل در مورد موضوع مطالعه وجود ندارد. دیگر عقل اقتصاددان بر ساختار منطقی بهین یابی های فردی که هر کدام هرچند از منطق مشابهی پیروی می کنند، اما یادمان باشد این همان منطقی است که اقتصادان هم از همان استفاده می کند! بنابراین منطق فوقانی برای اقتصادان قابل تصور نیست. بنابراین حد نهایت کاری که اقتصاددان می تواند بکند، این است که سعی کند پیچیدگی ها را مدل کند و با ساده سازی های خود، بتواند رفتارها را توضیح دهد.
اگر از این بخواهد جلوتر برود،باز مشکلات جدیدتری بوجود می آیند؛ مشکلات ناشی از سیاستگذاری اقصتادی که حامد هم به آنها اشاره داشت.(زمان شناخت مسئله، زمان اجرای راه حل مورد نظر، زمان اثر گذاری سیاستی و ... ) که باز هم بر مشکلات پیش گفته خواهد افزود.
------
اما نکته مهم این نیست که کسی مهندسی خوانده یا اقتصاد، که این هم در پست حامد و در کامنت ها مورد غفلت قرار گرفت(برخی تعریفشان از مهندسی در اقتصاد با برخی دیگر متفاوت است) مثلا همانطور که حامد گفته است او و پویان نگاه مهندسی را "درک رفتار عامل ها و تعادل نظام اقتصادی از دانش مهندسی برای مدل کردن پویایی های اقتصاد استفاده کنیم." می دانند در حالی که پویا نگاه مهندسی را نگاه برساختگرای مبتنی بر مهندسی اجتماعی کل نگر می داند.
من هم فکر می کنم اگر مفاهیم روشن تر بشوند، اجتماع دوستان بسیار بیش از این است. و فیاض تماما اشتباه می کند! چرا که همه کسانی که در این بحث مشارکت داشتند، احتمالا نگاه مبتنی بر برساختگرایی اجتماعی را نمی پسندند اما معترفند که استفاده از دانش مهندسی در مدل کردن پویایی ها نه تنها کمک میکند که ضروری است. (اگر اینطور نیست، بیان بفرمایند){فکر کنم اختلاف آنجا به بیراهه رفت که به کاربرد ریاضی در اقتصاد گیرداده شد و بحث عملا منحرف شد؛ چرا که کاربرد ریاضی در اقتصاد هیچ ربطی به دید مهندسی ندارد}
{اینها را همه گفتم تا بحث ادامه دار شود و فیاض داغ کند و دوباره شروع کند و چای وبلاگت داغ شود و خودت هم احساس جوانی بکنی! هرچند که دیگر از تو گذشته است!:)}

 

فیاض خاک :

برساختگرایی و مهندسی اجتماعی هیچ ربطی به دید مهندسی ندارند.

 

نیما ف :

به نظر من دید مهندسی به اقتصاد و خرد گرایی برساختگرایانه دقیقا یکی هستند (من نمیگویم هایک میگوید در مقاله اقسام خرد گرایی).

 

واحه :

مساله زیربنای فلسفی حاکم بر تحلیل است ربطی به مهندسی و غیر مهندسی نباید داشته باشد.

 

:

چيزي كه باعث ميشه عميقا غصه بخورم اينه كه اين مطلب توي پرمخاطب ترين روزنامه اقتصادي كشور چاپ شده. و هيئت تحريريه اين روزنامه هم اقتصادي هستند. روزنامه هاي ديگه مثل همين مطلب روزنامه اعتماد هم اين قضاوت هاي سرسري رو از اقتصاد داشتن و قبلا مظالبشون چاپ شده.
جاي تعجبه كه از وقتي از در خونه ميايم بيرون با اين نوع تحليل ها سر و كار داريم.
فكر مي كنم اقتصاد بايد از دوران دبيرستان تدريس بشه كه حد اقل طرف با اصولش آشنا باشه.

 

:

سلام آقاجان
با عرض معذرت چون یک کمی مطلبم نامربوطه.
یه سوال. در رابطه با آموزش اقتصاد که مطلب نوشته بودی از ضرورت پرداختن به مباحثی مثل آنالیز حقیقی و .. گفتی.
خواهشا اولا اگر می توانی لیست کاملتری از مباحث ریاضی که مفید دوره های پیشرفته اقتصاد به خصوص گیم و اقتصاد اطلاعات است بیان کن. ثانیا من در میان انبوه کتابهای آنالیز ریاضی که گفته بودی گم شده ام. اگر خودت کتاب ترجمه شده خوبی خوانده ای که مفید می دانی معرفی کن. من کتاب ترجمه دکتر عالم زاده رامناسب دیدم. نظرت چیه؟
ممنونم.

 

فیاض خاک :

کدام کتاب دکتر عالم زاده؟
برای خواندن آنالیز حقیقی(که درس کارشناسی ارشد ریاضی است) باید ابتدا کتاب آنالیز رودین یا آپاستول(ترجمه دکتر عالم زاده) را بخوانید که اصلا آسان نیست.وقت گیر و گنگ است.پیش نهاد میکنم جزوه ی اساتید را پیدا کنید و با آن شروع کنید و بعد مطالب را با خواندن رودین مرتب کنید.
بعد از این آنالیز حقیقی بخوانید.
البته من دقیقا نمیدانم حامد چرا آنالیز حقیقی را پیشنهاد کرده.شاید کتابی ساده تر میشناسد که کلیات را بیان کرده.
به هر صورت خواندن آنالیز ذهن ریاضی شما را در حوزه ی کلکولس مرتب میکند.
حامد جان ببخشید اظهار فضل میکنیم.جوانی است دیگر؛ به قول شما هرچه داریم رو میکنیم.

 

به فیاض جان :

اقای فیاض اگر این طور است که شما می گویید بهتر نیست کلیه علوم دنیا را تعطیل کنند جای ان انالیز و مهندسی درس بدهند مشکل این است که شما تنها راه درک حقیقت را نظری می دانید پس علو می مثل روانشناسی چی؟؟؟ شما می گویید"اصلا مگر میشود درباره پاره هایی از رفتار های نا منظم و بی معنی(به لحاظ عددی) اظهار نظر کرد یا حتی درباره آن ها فکر کرد؟" این دقیقا می رساند که فقط راه وصول به حقیقت عدد است. به نظر من عدد یا اعداد یکی از راه ها است . در روانشناسی در حقوق حتی طب با اعداد به این مجموعه ی بزرگ علمی نرسیده اند
2- لایب نیتز که ریاضی تا ابد مدیون او است تا سن 21 سالگی ریاضی نخوانده بود و لیسانس فوق و دکترای حقوقرا در 20سالگی گرفت به ریاضی علاقه مند شد و در 30 سالگی (1676) حساب دیفرانسیل و انتگرال را ابداع کرد .
بهتر است طلقی های متفاوتی از راه های درک علم داشته باشیم و نسبت به رشته ی تحصیلی مان مثل ترم اولی ها تعصب نداشته باشیم(( رشته ها ناموس قیصر نیستند))
3- مهندس نگر ها روابط را در قالب توتبع بهتر درک یا کشف می کنند اما روابط انسانی را باید فراتر دید . اگر ریاضی و فیزیک به تنهایی کافی بود مطمئنا صحبت از امار که نقش پر رنگی در اقتصاد دارد یا فلسفه و روانشناسی به میان نمی امد
4- بعد از صحبت های پدرانه ام می خواستم از فیاض جان حامد جان پویا جان ......جان ها بخواهم یک رشته کتابهای ریاضی به زبان فارسی از پایه ی 0 تا سصح کاملا پیشرفته در سایت معرفی کنند چه خوب می شود اگر لینکدونی یا جایی این لیست را همراه با توضیحات و ((کدام را اول بخوان و کدام را اخر)) قرار بدهید( یا در کامنت ) تا هم از سردر گمی منه کم سواد در انالیز بکاهد( یکی میگه بارتل بخون اون یکی میگه انالیز دکتر احمدی نژاد را بخون!!!!!.......) هم از این بحث ها که رشته ی من بهتره اووووووووو رشته ی تو اشی هااااااا بکاهد.
من با bashir va حسینی موافقم متاسفانه با حامد کمی!!!

 

به فیاض جان :

اقای فیاض اگر این طور است که شما می گویید بهتر نیست کلیه علوم دنیا را تعطیل کنند جای ان انالیز و مهندسی درس بدهند مشکل این است که شما تنها راه درک حقیقت را نظری می دانید پس علو می مثل روانشناسی چی؟؟؟ شما می گویید"اصلا مگر میشود درباره پاره هایی از رفتار های نا منظم و بی معنی(به لحاظ عددی) اظهار نظر کرد یا حتی درباره آن ها فکر کرد؟" این دقیقا می رساند که فقط راه وصول به حقیقت عدد است. به نظر من عدد یا اعداد یکی از راه ها است . در روانشناسی در حقوق حتی طب با اعداد به این مجموعه ی بزرگ علمی نرسیده اند
2- لایب نیتز که ریاضی تا ابد مدیون او است تا سن 21 سالگی ریاضی نخوانده بود و لیسانس فوق و دکترای حقوقرا در 20سالگی گرفت به ریاضی علاقه مند شد و در 30 سالگی (1676) حساب دیفرانسیل و انتگرال را ابداع کرد .
بهتر است طلقی های متفاوتی از راه های درک علم داشته باشیم و نسبت به رشته ی تحصیلی مان مثل ترم اولی ها تعصب نداشته باشیم(( رشته ها ناموس قیصر نیستند))
3- مهندس نگر ها روابط را در قالب توتبع بهتر درک یا کشف می کنند اما روابط انسانی را باید فراتر دید . اگر ریاضی و فیزیک به تنهایی کافی بود مطمئنا صحبت از امار که نقش پر رنگی در اقتصاد دارد یا فلسفه و روانشناسی به میان نمی امد
4- بعد از صحبت های پدرانه ام می خواستم از فیاض جان حامد جان پویا جان ......جان ها بخواهم یک رشته کتابهای ریاضی به زبان فارسی از پایه ی 0 تا سصح کاملا پیشرفته در سایت معرفی کنند چه خوب می شود اگر لینکدونی یا جایی این لیست را همراه با توضیحات و ((کدام را اول بخوان و کدام را اخر)) قرار بدهید( یا در کامنت ) تا هم از سردر گمی منه کم سواد در انالیز بکاهد( یکی میگه بارتل بخون اون یکی میگه انالیز دکتر احمدی نژاد را بخون!!!!!.......) هم از این بحث ها که رشته ی من بهتره اووووووووو رشته ی تو اشی هااااااا بکاهد.
من با bashir va حسینی موافقم متاسفانه با حامد کمی!!!

 

به فیاض جان :

اقای فیاض اگر این طور است که شما می گویید بهتر نیست کلیه علوم دنیا را تعطیل کنند جای ان انالیز و مهندسی درس بدهند مشکل این است که شما تنها راه درک حقیقت را نظری می دانید پس علو می مثل روانشناسی چی؟؟؟ شما می گویید"اصلا مگر میشود درباره پاره هایی از رفتار های نا منظم و بی معنی(به لحاظ عددی) اظهار نظر کرد یا حتی درباره آن ها فکر کرد؟" این دقیقا می رساند که فقط راه وصول به حقیقت عدد است. به نظر من عدد یا اعداد یکی از راه ها است . در روانشناسی در حقوق حتی طب با اعداد به این مجموعه ی بزرگ علمی نرسیده اند
2- لایب نیتز که ریاضی تا ابد مدیون او است تا سن 21 سالگی ریاضی نخوانده بود و لیسانس فوق و دکترای حقوقرا در 20سالگی گرفت به ریاضی علاقه مند شد و در 30 سالگی (1676) حساب دیفرانسیل و انتگرال را ابداع کرد .
بهتر است طلقی های متفاوتی از راه های درک علم داشته باشیم و نسبت به رشته ی تحصیلی مان مثل ترم اولی ها تعصب نداشته باشیم(( رشته ها ناموس قیصر نیستند))
3- مهندس نگر ها روابط را در قالب توتبع بهتر درک یا کشف می کنند اما روابط انسانی را باید فراتر دید . اگر ریاضی و فیزیک به تنهایی کافی بود مطمئنا صحبت از امار که نقش پر رنگی در اقتصاد دارد یا فلسفه و روانشناسی به میان نمی امد
4- بعد از صحبت های پدرانه ام می خواستم از فیاض جان حامد جان پویا جان ......جان ها بخواهم یک رشته کتابهای ریاضی به زبان فارسی از پایه ی 0 تا سصح کاملا پیشرفته در سایت معرفی کنند چه خوب می شود اگر لینکدونی یا جایی این لیست را همراه با توضیحات و ((کدام را اول بخوان و کدام را اخر)) قرار بدهید( یا در کامنت ) تا هم از سردر گمی منه کم سواد در انالیز بکاهد( یکی میگه بارتل بخون اون یکی میگه انالیز دکتر احمدی نژاد را بخون!!!!!.......) هم از این بحث ها که رشته ی من بهتره اووووووووو رشته ی تو اشی هااااااا بکاهد.
من با bashir va حسینی موافقم متاسفانه با حامد کمی!!!

 

نگین :

چقدر بد توی ذوقم خورد !باز هم همون حس ول معطل بودن

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007