جمع بندی ملی گرایی و مرخصی چای داغی
ممنون از همه دوستان بابت بحث ها. به نظرم برای پایان یک سوال را باید پاسخ داد: اگر از دید تو ملی گرایی یا وطن پرستی و مفاهیمی نظیر آن (من این جا با بی دقتی صحبت می کنم و گرنه می توان بین این مفاهیم تمیز قایل شد. مثلا به قول دوست عزیزم مانی ب بین وطن پرستی و وطن دوستی فرق است) همگی اموری عاریتی و غیراصیل هستند پس برای معتقدین به این موضوع (از جمله خودت) چه توجیهی برای تلاش در جهت بهبود وضعیت وطن یا تلاش برای بسط فرهنگ ملی و موارد آن وجود دارد؟ آیا این یک تناقض نیست؟
من از پاسخ برخی دوستان کمک می گیرم. از دید من وطن من هیچ برتری خاصی بر جای دیگری ندارد و لذا به لحاظ اخلاقی هیچ الزامی برای این تلاش ها نمی بینم. با این همه در یک تصمیم گیری "عمل گرایانه" و مبتنی بر تحلیل هزینه فایده تلاش ها به این نتیجه می رسم که "یکی" از به ترین گزینه ها برای کارکردن وطنم است چون بهره وری من برای کارکردن در آن جا بالاتر است و خاطرات و نوستالژی ها و فرهنگ مشترک هم زندگی من را در آن جا لذت بخش تر می کند. این تصمیم صرفا در یک محاسبه "عقلانی" و نه "اخلاقی" برای انتخاب تمرکز تلاش ها گرفته می شود. به همین شیوه من نوعی ممکن است مثلا چنان از شعر مولانا یا موسیقی خراسانی لذت ببرم که تصمیم به توسعه آن بگیرم. این یک "گزینش" توسط خود من است و طبعا هیچ کسی نمی گوید که افراد باید در سبد انتخاب های فردی شان از حق انتخاب فرهنگ محلی محروم شوند. بلاخره به تصادف هم شده (که فقط تصادف نیست و ما همه بایاس ذهنی داریم) بخشی از سبد سلایق فرهنگی فرد با محیط زندگی اولیه اش اشتراک خواهد داشت.
به عنوان جمع بندی این را بگویم که تفاوت این دید با دیدگاهی که عشق به وطن و فرهنگ ملی و هویت را دارای اولویت یا اصالت یا واجد ارزش اخلاقی می داند این است که این دومی معتقد است که سبد انتخاب های انسان "باید" به طور پیشینی (Ex Ante) پر از این عناصر باشد در حالی که دیدگاهی که من از آن طرف داری می کنم می گوید که سبد انتخاب ها پس از وقوع (Ex Post) "می تواند" اتفاقا حاوی این عناصر باشد و البته در مورد خیلی ها مثلا کسی مثل مادر ترزا کاملا خالی از آن باشد.
هر چند ربطی به بحث ما ندارد ولی حالا که صحبت مادر ترزا شد این مقاله را که دکتر آرش نراقی چند ماه پیش ترجمه کرده بود را ببینید. شاید خوشتان بیاید.
اصلا حالا که صحبت این بحث ها شد بخش اول و دوم از مقاله استاد ملکیان را درباب اگزیستانسیالیسم هم ببینید بد نیست. یکی از به ترین جمع بندی هایی بود که تا الان خوانده بودم.
من در دو ماه آینده چندین پروژه دانش گاهی و غیردانش گاهی مهم دارم که برای انجام آن ها مجبورم تا حد امکان از فعالیت های دیگرم بکاهم تا تمرکزم را روی کارهای اصلی حفظ کنم. فکر می کنم مجبور باشم وبلاگ نویسی را هم به مدت دو ماه یعنی تا آخر خرداد ام سال تعلیق کنم. در پایان این دو ماه اگر عمری باقی بود برمی گردم.
یکی از این پروژه ها همان برنامه آموزش مهارت های مشاوره مدیریت بود که در تیرماه برگزار خواهد شد و می توانید آگهی آن را از این جا و این جا بخوانید. دقت کنید که تاریخ جدید هفته دوم تیرماه است و نه اردیبهشت.
مدرسه تابستانی اقتصاد و فاینانس شریف ام سال هم برگزار خواهد شد و امیدوارم ام سال سخن رانان بیش تری داشته باشیم. من قصد نداشتم که دیگر نظریه بازی را تکرار کنم و احتمالا چیز دیگری می گویم ولی عده ای از دوستان علاقه مند به تکرار این دوره هستند. اگر تعداد علاقه مندان به حد نصاب برسد این دوره را هم برگزار می کنم. خبر کلاس های مدرسه تابستانی را همین جا اعلام می کنم.
خوش بختانه وبلاگ های اقتصادی دوباره حسابی فعال شده اند. مثلا روزبه ، علی دادپی، پویان مشایخ، محمدرضا فرهادی پور، حجت قندی ، سعید اسلامی
موسسه قبلی ما یعنی همان موسسه مطالعات پیش رفته وین ام سال سیستم امتحان ورودی را حذف کرده و فقط از طریق درخواست پذیرش گزینش می کند. یک ماهی هم برای فرستادن درخواست وقت باقی است. اگر علاقه مند هستید اقدام کنید. در مورد این موسسه در راهنمای ادامه تحصیل اقتصاد توضیحات کافی داده شده است.
اگر مثل من به دنبال کردن مقالات علمی فارسی علاقه مند هستید حتما این سایت را جزو اولویت هایتان قرار دهید. من که در چند ماه اخیر چیزهای زیادی از آن گرفته ام.
باقی بقایتان

نظرات
پویان مشایخ :
رییس کل وبلاگستان اقتصادی! ننویسی ما هم تعطیل میکنیم.
پویان مشایخ - April 17, 2008 03:15 AM
امین :
حامد جان ببخشید من مثل اینکه دیر اومدم . به این نکته فکر کن .اگر هر ایرانی مثل شما این گونه فکر کند احتمال می رود که مشکلاتی برایش پیش آید( انسانهای سایرکشور ها لزوما این طور فکر نکنند) .از ای رو به نفع همگان است که نوعی قرارداد میان مردم وجود داشته باشد. این قرارداد مبنای نظام اخلاقی می شود (منظورم ملی گرایی است) .اگر بعدهادیده شد که این قرارداد محدود کننده و یا غیر عقلانی است آن قرداد فسخ و یا عوض خواهد شد . (اقتباس از فلسفه در عمل ادم مورتون)
در ضمن دلمون براتون تنگ میشه .
امین - April 17, 2008 06:49 AM
امین :
حامد جان ببخشید من مثل اینکه دیر اومدم . به این نکته فکر کنید .اگر هر ایرانی مثل شما این گونه فکر کند احتمال می رود که مشکلاتی برایش پیش آید( انسانهای سایرکشور ها لزوما این طور فکر نکنند) .از ای رو به نفع همگان است که نوعی قرارداد میان مردم وجود داشته باشد. این قرارداد مبنای نظام اخلاقی می شود (منظورم ملی گرایی است) .اگر بعدهادیده شد که این قرارداد محدود کننده و یا غیر عقلانی است آن قرداد فسخ و یا عوض خواهد شد . (اقتباس از فلسفه در عمل ادم مورتون)
در ضمن دلمون براتون تنگ میشه .
امین - April 17, 2008 06:49 AM
بهاره :
:) موفق باشید
بهاره - April 17, 2008 08:50 AM
:
به امید برگشتنت! :)
موفق باشی.
Anonymous - April 17, 2008 11:56 AM
آرین :
از اسم و تعریف و بزرگ شدن رگهای گردن که بگذریم... این مفهوم سرخوشی که به زیبایی خودت شرحش دادی.. چیزی است که به سختی در جایی غیر از "وطن" به دست می آید...
http://chaay.ghoddusi.com/2005/07/post_75.html
آرین - April 17, 2008 12:03 PM
مینا :
سلام
من دانشجوی اقتصاد دانشگاه اصفهان هستم ( مقطع کارشناسی) .خوشحال میشم ایمیل من را هم به لیست اضافه کنید .
ممنون
مینا - April 17, 2008 12:08 PM
saman :
از مطلب مربوط به ناسيوناليستي شما واقعالذت بردم نكته كوچكي را مي خواستم بگوييم كه ممكن است براي تفكر بيشتر مفيد واقع شود .فكر نمي كنيد اين نقطه سقوط ما به كره خاكي اتفاقي نيست .همه ما با كساني كه در يك شهر يا در يك كشور بدنيا آمدهايم صفات مشترك بي شماري داريم براي همين هركسي نسبت به كشورش احساس تعلق بيشتري ميكند با اين وجود هرگاه در اين دنيا وقت خود را هدر ندهيم و فضايل اخلاقي اصيلي مانند فداكاري وايثارو..كسب كنيم به نحوي كه اين فضايل در مايه روحيمان نفوذ كند آنگاه با افراد ديگري صفات مشترك خواهيم داشت كه لزومآ هموطن ما نيستندو لذا با آنها احساس قرابت بيشتري ازهموطنانمان مي كنيم
saman - April 17, 2008 12:13 PM
farhad :
دیر رسیدم گویا! ولی نظرم را می نویسم:
با بیش تر آن چه ملی گرایی -آن هم از نوع ایرانی اش- خوانده می شود، مخالفم. (چون به نظرم مثلاً کورش و داریوش موجودات قابل افتخاری نبوده اند. چرا اصلن کسی کشورگشایی و ادمکشی می کرده تا بعد افتخار کند که به متصرفاتش آزادی مذهبی می داده است؟!) ولی به یادداشت شما هم نقدی دارم . به نظر می رسد پایه های یادداشتت این دو گزاره است: (که عجیب است که بیشتر منتقدین نقدی به این دو گزاره نداشته اند)
الف) وجود من بر ماهیت و هویتم مقدم است و خلاف این اصولاً توهینی است به من. (که خود تقریری از مبنای اگزیستانسیالیسم است)
ب) حقیقت متفاوت از کارکرد مثبت است و من در این بین به حقیقت اولویت می دهم. کارکرد مثبت دلیلی بر اخلاقی بودن نیست.
هر دو گزاره به نظر من مغشوش و سست اند .
الف) تقدم وجود بر ماهیت شما و تصویر "انسان اصیل و خودساخته" هیچ مبنای علمی و دلیل منطقی ندارد. چه دلیلی وجود دارد که نشان دهد تأثیر عواملی چون محیط و وراثت قابل حذف هستند؟ مثال سکونت در منزل متعلق به فروید چه نسبتی دارد با تأثیر محیط و وراثت؟ انسان اصیل طبق تعریف همه رفتارهایش را خودش انتخاب کرده است که به نظر من یک الگوی تیپیک تخیلی است، اگر نیست یک نمونه انسان اصیل که فراتاریخی و فرامکانی و فرامحیطی و فراوراثتی بوده اسم ببرید، لطفاً؟!
ب) من کلاً با این کلمه ی حقیقت مشکل دارم و به نظرم آدم دقیقی چون شما هم باید از به کار گیری چنین کلمات مبهم و خفه کننده ای اجتناب کند. ضمن این که تصویر شما از اخلاق هم به نظرم مخدوش است. چه کسی ثابت کرده که اخلاق یک مجموعه متجانس و سازگار است؟ بسیاری از اعمال و اندیشه ها می توانند از جهتی اخلاقی و از جهت دیگری غیراخلاقی باشند. مثال: "ترور اسرائیلیان توسط فلسطینی ها" که از جهت آدمکشی بودن ( به دلیل نقض حق حیات) غیراخلاقی و از جهت دفاع از جان خود و خانواده ی خود(به دلیل دفاع از حق حیات) اخلاقی اندف همچنین بیشتر اخلاقیات مطلقآً حسن و قبح پیشینی ندارند مثل راستگویی که همیشه خوب نیست و گاهی تقیه بهتر است. بنابراین به نظر من کلمات گنده ای مثل اخلاق و حقیقت را باید کنارگذاشت. چرا کارکرد مثبت در جوامع که ترجمه ی دیگری از آرامش، کاهش رنج و افزایش لذت انسان ها می تواند باشد متفاوت از اخلاقی بودن است؟ ملی گرایی چرا در تاریخ جوامع به وجود آمده است؟ اگر علت این باشد که کارکردهای مثبتی داشته به همین دلیل دفاع از آن اخلاقی است. (البته من ملی گرا نیستم چون "اخلاق گرا" نیستم.)
farhad - April 17, 2008 12:13 PM
مهدی :
حاضرم سر تعطیلی دوماهه وبلاگ باهات شرط ببندم. اینکاره نیستی!!
مهدی - April 17, 2008 02:59 PM
مصطفی :
اگه دو ماه ببندی، دیگه باز کردنش برای خودت هم سخت میشه ... به هرحال من منتظر مدرسه تابستانیت هستم :)
مصطفی - April 18, 2008 08:11 AM
:
hamed salaam
ye soale ye kam birabt..ammma barabt
be nazare too Amoo Sibilooo ha nazareshoon dar morede entekhabate amric chie...bebin age Barac entekhaab beshe ye siah shode reyis jomhoor..
ammo sibiloo ke mige hame kara zire sar e englisi hast chi dare bege..
akhoonda chi daran baraye goftan ....migan dar amric azadi vojood nadare..be siah ha zolm mishe
ye chi binvis
Anonymous - April 18, 2008 10:16 PM
:
ye soale kilidi..
midooni koroosh aslan vojood nadashe..teh great cyrus hamash sakhte o pardakhte masihast ke mikahstan baraye bible evidence peyda konan
....ammooo sibil sekte nakoen ye vaght
man 100 dollar jayeze midam be kesi ke ye madrak e tarikhi biare (gheyre old testiment o turah) va heroodoot...ke koroosh vojood dashte
Anonymous - April 18, 2008 10:18 PM
سولوژن :
موفق باشی! (:
سولوژن - April 19, 2008 04:51 AM
محمد :
خيلي حيفه كه ننوبسيد.
محمد - April 19, 2008 10:17 AM
دانیال :
سلام حامد جان ،
از مطلب ملی گرا نیستمت خیلی استفاده کردم .
بحث جدیدی تو ذهنم باز شد و تا حالا هم درگیرشم .
امیدوارم تو این مدت به همه کارات به شکل کارا،موثر و بهره ور برسی .
یه دعای مهندس صنایعی برای بهترین حامد دنیا.
مخلصم
دانیال - April 19, 2008 01:03 PM
دانیال :
سلام حامد جان ،
از مطلب ملی گرا نیستمت خیلی استفاده کردم .
بحث جدیدی تو ذهنم باز شد و تا حالا هم درگیرشم .
امیدوارم تو این مدت به همه کارات به شکل کارا،موثر و بهره ور برسی .
یه دعای مهندس صنایعی برای بهترین حامد دنیا.
مخلصم
دانیال - April 19, 2008 01:05 PM
:
سلام
ما رو زياد منتظر نذاريد
هميشه پيروز باشيد.
Anonymous - April 19, 2008 04:23 PM
واحه :
جناب قدوسی
در روان شناسی صنعتی سازمانی مبحثی به نام "نشانگان فرسودگی شغلی" وجود دارد که به علائم، عوامل، تبعات و راهکارها می پردازد. ایده ای به ذهن من رسی که چون مطالعه دقیق اقتصادی ندارم اینجا مطرحش می کنم. آیا چیزی به نام" نشانگان فرسودگی اقتصادی" در حوزه اقتصاد قابل بررسی و تعریف نیست؟
به ویژه این که روانشناسی در حوزه های روانشناسی یادگیری و روانشناسی اجتماعی انگار نوعی تحلیل هم ساز اقتصادی در مباحث اقتصادی وجود دارد.
واحه - April 19, 2008 08:02 PM
saleh :
hamin kaar haa ro mikonin keh mardom miran khaanevaadeh ye sabzzz mikhounan o seriaal nigaah mikonan be jaaye weblog khoundan. dar be dar emoun kardi doktor! haalaa kojaa berim chizzzz bekhounim
saleh
saleh - April 20, 2008 09:36 AM
ناصر :
سلام خيلي بده كه 2 ماه نيستي اما خوب عيبي نداره. منم سعي ميكنم وبلاگم هميشه اپ باشه. يه سوالم داشتم مدرسه تابستونه براي عموم افراده يا فقط دانشجوهاي شريف؟ اگه براي عموم افراده چه كسايي ميتونن بيان؟
ناصر - April 20, 2008 12:35 PM
ناصر آسیابانی :
به نام خدا
سلام علیکم
وبلاگ انجمن علمی گروه اقتصاد کشاورزی دانشگاه تهران با مطالب متنوع و خواندی به روز شد:
نگاهی به اتفاقات اقتصادی سال 86
اقتصاد بیمار جهانی
انواع حمایت ها از بخش کشاورزی
...
...
...
ضمناَ لینک های به روز شده ی وبلاگ را هم حتماَ بخوانید
یا مولانا علی
ناصر آسیابانی - April 20, 2008 07:17 PM
آريايي :
نژاد برتر نژاد آريايي
آريايي - April 21, 2008 04:22 PM
:
سلام
نمیدونم من یکی چرا اصلا با این جور بحثاتون حال نمیکنم.نگاه تو رو خدا یکی نوشته نژاد برتر نژاد اریایی
حالا رگ و ریشه خودش بر میگرده به مغول ها
از کجا معلوم شاید منم اصالتم برسه به کندی یا تیمور خان لنگ
در عوض خیلی حال میکنم با این مطالب اقتصادیت.مثل بازی با جمع صفرو نرخ بهره و اربیتراژو از این چیزا
یه خواهش دارم ازت:
اگر امکان داره بگو توی ایران اقتصاد به چند گروه تقسیم میشه؟گرایش های فوق اقتصاد چیه؟ایا فاینانس هم زیر مجموعه اقتصاده ؟یعنی اول باید لیسانس اقتصاد بخونی بعد برای فوق بری فاینانس؟در مورد رشته مهندسی مالی و مدیریت مالی اطلاعات داری؟و ایا تو ایران فاینانس هم درس میدن؟خدایی قاطی کردم یکی میگه مهندسی و مدیریت مالی با فاینانس همه یکی هستند اون یکی مبگه هر کدوم یه رشته جدا
اگر امکان داره در مورد اینا یه توضیحی بدی ممنون میشم.و در مورد این که فاینانس اصلا چی هست؟
ببخشیدا خدایی قاطی کردم از بس چرندیات شنیدم
Anonymous - April 21, 2008 11:32 PM
:
به امید اینکه هر چه زودتر برگردید
Anonymous - April 22, 2008 06:34 PM
محسن :
سلام و احوالپرسی.
آقای قدوسی چراایمیل شما رو نمیتونم پیدا کنم اینجا؟ یه سئوالی ازتون داشتم که میخواستم با ایمیل براتون بفرستم.
محسن - April 23, 2008 12:57 PM
سید محمد حاجی میرزایی :
آقای حامد خان:
ان شا الله در برگشت ،این سخنان وزیر اقتصاد در تودیعش را یک بررسی اقتصاد دانانه بفرمایید.
ممنون
سید محمد حاجی میرزایی - April 23, 2008 09:40 PM
:
سلام جناب قدوسي! راستش من شاعرم و از اقتصاد چيزي سر در نمي ارم ولي تو يه شعري هم گفتم
كمي از اقتصاد بايد گفت
از هرآنجه مباد بايد گفت
با اينكه تازه و اتفاقي با وب شما آشنا شدم اين مباحث رو دوست دارم چون طنزنويس هم هستم و به نظر من حتي در طنز هم ميشه علمي نوشت و گفت يا برعكس
اگه وقت كردين كه گمان نمي كنم به من هم سري بزنيد
هم انگشت ششم هم خرچنگ قورباغه
Anonymous - April 23, 2008 10:29 PM
مرتضي آخرتي :
من همون شاعرم كه اسمم يادم رفته بود به كجا مي برد اين پرت حواسي ما را؟! مرتضي آخرتي
مرتضي آخرتي - April 23, 2008 10:33 PM
چراغعلی :
آقای قدوسی عزیز: " از آمدنت نبود گردون را سود.... وز رفتن تو جاه و جلالش نفزود."
با این آخرین شاهکارت که جدا ری........... به همه دست آوردهای فیلسوفان و متفکران قبل از سقراط تا اخرینش هیدگر. با یه جارو همه دانش روانشناسان و اندیشمندان مدرن را به سطل آشغال حواله کرده اید. دست مریزاد.
راستی حتما که با شاه بیت علم اقتصاد که رابطه بین عرضه و تقاضاست اشنایی دارید. هشت سال قبل که جرج بوش وارد کاخ سفید شد قیمت هر بشکه از نفت خام 27 دلار بود و الان کمتر از هشت سال بعدش به بالای 115 دلار رسیده
اینکه در این هشت سال تقاضای نفت مثل همه کالاهای دیگر اندکی بالا رفته شکی نیست ولی حتما که عرضه هم بالا رفته و اگر هم فرض کنیم که عرضه اصلا بالا نرفته ارزش یه بشکه نمی بایستی اینهمه بالا رفته باشه مگر بخاطر دست کاری ها و نقشه و حیله های شرکت های بزرگ نفتی. اگر این "علم" اقتصادی است که اینهمه وقت ات را برای ازبر کردنش صرف کرده اید باید بشما متاسف شد.
چراغعلی - April 24, 2008 06:51 AM
چراغعلی :
اقای قدوسی: راستی یادم رفت که به شما پیشنهاد کنم که کتابهای لئو اشتراس را بخوانید که در مورد اینکه ایا یهودی ها باید در فرهنگ های دیگر اسیمله شده و یا فرهنگ و دین و وطن خودشان را داشته باشند نظرشان اینه که حتی در لیبرال ترین دموکراسی های جهان هم هیچ اطمینانی نیست که بعدا یهودی ها را مورد تبعیض قرار ندهند و به یهودی ها توصیه می کند که نه باید در فرهنگ های اروپایی ذوب شوند. با اینکه احتمالا هزاران کتاب و نوشته در باره تفاوت و عدم هم آمیحنگی مردم نوشته شده است ولی من کتاب US and Them . Understanding Your Tribal Mind by David Berreby و کتاب Liars, Lovers and Heroes: What the New Brian Science Reveals About How We Become Who We are by Caltech scientist Steven R. Quartz and UC-San Diego scientist Terrence j. Sejnowski و کتابهای Howard Bloom را بخوانید As Margaret Mead said." Killing real people is forbiden; but folks beyond the boundaries of our own superorganism are not really people, are they.?"
چراغعلی - April 24, 2008 07:09 AM
حسینی مقدم :
ظاهرا خیلی دیر اومدم که همه دارند می رن!
من پس از اینکه یکی از دوستان این ادرس رو معرفی کردند مدتی بصورت خواننده از مطالب ارزشمند استفاده می کردم.
جای این مطلب هم در بین اساتید اقتصاد خالی بود...
اقتصاددانان عاشق انگیزهها هستند. آنها دوست دارند که درباره انگیزهها خیال پردازی کنند، تعمیم شان بدهند مطالعه و بالا و پایین شان کنند. یک اقتصاددان به نوعی اعتقاد دارد که دنیا هنوز نتوانسته مشکلی بیافریند که او نتواند حلش کند، به شرط اینکه دستانش برای طراحی یک انگیزه مناسب باز گذاشته شود.
حسینی مقدم - April 24, 2008 09:07 AM
گرامی :
جناب قدوسی-با سلام
نوشته بودید از دید من وطن هیچ برتری خاصی بر جای دیگری ندارد
که البته اگر به انسان بیندیشیم شاید حق با شما باشد.
اما من ملاک عملکرد ها وگزینش های شما را در نوشته هایتان ندیدم.
بر چه اساسی انتخاب می کنید:
منافع شخصی ؟
حق وباطل؟
ویا هرچه پیش اید خوش اید.
اگر توضیح دهید متشکر می شوم.
گرامی - April 24, 2008 09:54 AM
:
agha ghabl az raftan ye feed reader bezar bizahmat ke oomadanet ro befahmim. tarjihan google :p
Anonymous - April 24, 2008 05:54 PM
:
www.3gate.blogfa.com
Anonymous - April 24, 2008 11:34 PM
sahba alasti :
http://www.leithjb.net/blog/2008/04/23/ridvan-greetings-from-prime-minister-gordon-brown/
sahba alasti - April 25, 2008 12:06 AM
قربانعلی :
اقای دکتر قدوسی عزیز: این برادر من چراغعلی آدم خیلی با سوادی تشریف دارند که مکتب را تازه گی ها تمام کرده اند و کتاب " تاریخ نادری" را هم تا نصفه خوانده اند. ایشان از خدمت جنابعالی یه سئوال ساده اقتصادی کرده اند که بعد از 24 ساعت جوابی نگرفته اند. ما فکر می کردیم که جواب اینگونه سوالات ساده برای شما مثل خوردن اب راحت باید باشد و از اینکه تا بحال جوابی دریافت نکرده ایم نگران حال شما شدیم. لطفا از وضع سلامتی خودتان ما را با خبر کنید که بیش از این نگران تان نباشیم و اگر برای پاسخ فرصت بیشتری لازم دارید اصلا خجالت نکشید و صاف و ساده تقاضای وقت بیشتر کنید. قربان شما قربانعلی
قربانعلی - April 25, 2008 05:06 AM
حامد :
سلام حامد جان. ممنون ازت واسه سایت خوبت. اول اینکه من تا حد زیادی با مطلب ملی گرایی تو موافقم. بقیه اش رو مدتیه که فکر خودم رو هم درگیر کرده. واسه همین نمی تونم بگم صد در صد باهات موافقم. اما یه چیزایی نوشتی که باید روش فکر کنم.
دوم اینکه قبلا هم اینجا بهت گفتم -و تو هم اومدی وبلاگ من اظهار لطف کردی- که من فیزیک خوندم. بعد لیسصانس و فوق لیسانس حسابداری. البته هنوز دارم می خونم. چند وقت پیش با اکو فیزیک آشنا شدم، ولی متاسفانه به خاطر فشار بیش از حد کاری نتونستم دنبالش برم. حالا که مطلب تو رو در مورد اون کنفرانس و رقابت فیزیک دانا و اقتصاد خونده ها خوندم، اول خواستم ازت بخوام که احیانا سایت یا کتابی بهم معرفی کنی و بگی چه مطالبی از فیزیک و ریاضی رو باید دوباره بخونم، ولی روم نشد. باخودم گفتم بذار اول کمی خودم زحمت بکشم، بعد بیام سراغت. بدم نمیاد اگه بتونم پایان نامه ام رو در این مورد بردارم.
دیگه عرضی نیست. ارادتمند حامد.
حامد - April 25, 2008 01:40 PM
طه :
سلام یک سوال از خدمتتان دارم از روز اول که وبلاگتان راه اندازی شده تاالان سی سال دارید مگه بزرگ نمیشید!!!
طه - April 26, 2008 10:03 AM
اروچعلی :
اهای شما اقتصاد تانان: کجائید و چرا به سوال ساده برادرم چراغعلی تا بحال جوابی نداده اید.؟ آهای پروفسور دکتر پویان مشایخ
که برای هر سوالی مثل خروس جنگی وسط می پریدی و می خواستی که طرف مقابلت را تکه پاره کنی. چرا پرهات ریخته و جربزه بیرون آمدن از مرغدانی را نداری.؟
کجاست آن تئوری های بازی شما و آنهمه فرمولهای ریاضی تان.؟ حتما که دارید از خودت تان خجالت می کشید که برای یه لقمه نان تا بحال اینهمه دری وری نوشته بوده اید. قربان شما اروجعلی برادر چراغعلی و قربانعلی
اروچعلی - April 26, 2008 09:23 PM
بهروز :
به هيچ يار مده خاطر و به هيچ ديار
که برو بحر فراخ است و آدمي بسيار
بهروز - April 28, 2008 08:02 AM
test :
test
test - April 29, 2008 08:16 AM
مژگان :
سلام همیشه وبلاگتون رو میخونم اگر میشه زود بیایید منتظر مدرسه تابستانی هستم راستی کاش میشد هنگام آپ شدن وبلاگ یک ایمیل به تمام خواننده ها ارسال میشد با تشکر
مژگان - April 30, 2008 09:38 AM
:
بهترین تحلیل های اقتصادی و سیاسی را در این سایت خواهید دید.و بخوانید در مورد کسانی که کشور عزیزمان ایران را چه کردند و به کجا می برند.
Anonymous - April 30, 2008 10:29 AM
امیر حسین تحقیقی :
سلام وبلاگ خوبی داری و خوب هم فعالی
سربزن تازه نفس هستیم و دوره آزمایشی آن را شروع کرده ام
به وبلاگ کودکی هام هم سر بزن
www.kodakiham.blogfa.com
ممنون موفق باشی
امیر حسین تحقیقی - April 30, 2008 11:24 AM
:
به طه
نخير جناب طه از اون روزي كه سي ساله شدند نوشتند سي سال
عددسن تغيير كرد به سي سال اگه توجه كردي باشي!
Anonymous - May 1, 2008 08:08 AM
زهرا عرب :
دیشب از دیدنتان خوشحال شدم. خوب باشید همیشه
زهرا عرب - May 2, 2008 03:52 PM
deeplue :
سلام حامدخان
مي خواستم بدونم با توجه به منطق اقتصادي و اعتقادات مذهبي تان مسئله "گرانفروشي" را چگونه تحليل مي كنيد؟
آيا اصولا با منطق آزادي بازار و منطق عرضه و تقاضا مناسبتي دارد؟
متشكرم
deeplue - May 3, 2008 05:18 PM
حمید :
از توصیه های وبلاگی ای که کردی ممنونم
حمید - May 4, 2008 04:25 PM
باران بهاري :
سلام،خيلي وقته مطلب نمي نويسيد.
باران بهاري - May 5, 2008 01:15 PM
ياسر ميردامادي :
سلام حامد جان آن دكتري كه آن روز در حدمت شان بوديم اسم اش چخ بود و وبلاگش چه؟
وفا
ياسر ميردامادي - May 6, 2008 09:28 AM
سمیرا :
ما جه کار کنیم که به نوشته های شما عادت کردیم ؟ دو ماه مرخصی یه ذره زیاد نیست؟
نوشته های شما آدم مجبور به فکر کردن میکنه و این حسن بزرگیه!
سمیرا - May 7, 2008 10:00 AM
m :
nemidoonam motale' hastid ya na! ke:
shahre ketab e markazi vaghe' dar khiaban e hafez e shomali, nabsh e zartosht, dar hale hazf shodan hast,..
bana be moshkelati ke bar sare jaa o makan dar sazman e ITC shahrdari darad.. dar e sahre ketab ta avakhere ordibehesht maah baste mishvad.
che kesi pasokhgoo e jama'at e farhang doost va in kaastiha khahad bood!!!
khahesh mikonam, dar gozareshat va khabarha e khodetoon in matlab ro begonjanid, ta hame ba ham dar sadad e raf'e in moshkel bar-aayim..
vay az khesarat e mali o ma'navi e in hame ketab o CD o mahsoolat e farhangi hame yekja!!
m - May 12, 2008 07:23 AM