« جمع بندی ملی گرایی و مرخصی چای داغی | صفحه اول | کمک هزینه کارگاه مشاوره مدیریت »

25 خرداد 87

...

واقعا تعجب می کنم از دوستانی که از کارهای احمدی نژاد تعجب می کنند و حقیقتا و صادقانه نمی توانم درکشان کنم. این سریالی است که قسمت به قسمتش از همان سه سال پیش مثل روز روشن بود. کم تر شده بود که چیزی را مثل این مورد پیش بینی کنیم و عینا در واقعیت محقق شود. برای من هیچ کدام از کارهای احمدی نژاد به اندازه سر سوزنی عجیب نیست بل که اتفاقا او به شدت سازگار و قابل پیش بینی و مطابق با چارچوب فکری اش عمل می کند. شاید به همین خاطر است که هیچ علاقه ای ندارم که هیچ چیزی راجع به سیاست های دولت او بشنوم و بگویم و بنویسم. یکی از خسته کننده ترین کارهای دنیا برایم شنیدن اخبار (سوخته و تکراری) سیاست های جدید دولت مهرورز در محافل دوستانه و تحلیل ها و افسوس های مرتبط با آن است. باور من این است که به قول خارجی ها There is nothing deep here. این بازی خرد می گذرد. ذهن و روان تان را درگیرش نکنید. به افق های بلندتر فکر کنید.


   دنبالك

دنبالك اين نوشته:
http://www.maryammomeni.com/cgi/mt/mt-tb.cgi/727


   نظرات

سمیه :

به به از مرخصی خوش امدید. دلمان باز شد برادر!
راستی اگر کسی چیزی می نویسد نه از این روست که انتظارش را نداشته باشد، به خاطر این است که تلاش می کند شاید جماعتی که نمی دانند آگاه کند و یا حتی شاید به این دلیل می تواند باشد که اندک تاثیری بر ایشان گذارد. خلاصه اینکه نمی شود مثل دور از جان ... نشست و نگاه کرد به حرکات سازگار او. می شود؟

 

صالح :

فاجعه هر چقدر هم قابل پیش بینی و روتین باشه باز باید فریادش زد!

 

:

سلام
خوشحالم كه دوباره برگشتي.

 

:

سلام.
خوب مي گوييد كه تا اينجاي ماجرا را كاملا مي دانسته ايد چه مي شود. يعني اين كه مي توانيد بقيه را از اينجا به بعد را بگوييد چه مي شود? من خيلي زياد (دوست داشتن كه نه) مي خواهم بدانم آخر اين ماجرا چه مي شود. راستش من ابتداي امر اصلا فكر نمي كردم به اين بدي بشود. شما فكر مي كنيد از اين بدتر هم بشود? شما فكر مي كنيد اين آقا و اطرافيانش تا كجا پيش مي روند. راستي شما سال 84 قيمت الان نفت را پيش بيني مي كرديد؟ بحران غذا را چه؟ پيروزي اوباما؟ نه همه اينها را نمي خواهم فقط مي توانيد همين مساله آقاي رييس جمهور و رفتارش را بگوييد چه مي شود. ممنون

 

رضا ميرزاابراهيمي :

سلام حامد
خوشحالم كه برگشتي. از بس سرزديم و توديوار خورديم خسته شديم. ضمنا از زحمتي كه براي من و دوستم فريد كشيدي ممنونم.

 

عليرضا :

ممکن است پیش بینی هات درست از آب درآمده باشد ولی عمراً شدت پیش بینی ات هم درست از آب درآمده باشد...
ولی جداً دوست دارم بدانم شدت عمل رییس جمهور هم منطبق با حدس و گمانهای شما است... من شخصاً هر آنجه برای چهارسال پیش بینی کرده بودم (به جز آزادی اجتماعی) در سال اول دیدم...

 

جام طلا :

شما فکر نمیکنید افقهای بلند بخاطر همین اقدامات کاملا!!! قابل پیش بینی دیگه وجود خارجی ندارند؟ بلندترین افقمان شاید یک هفته باشد.

 

:

و هر چیزی هم که سر مردم بیاید حقشان است...
می خواستند به احمدی نژاد رای ندهند و یا انتخابات را تحریم نکنند.

 

:

خسته نباشيد،خوشحالم كه برگشتيد.

 

عباس :

بالاخره از مرخصی برکشتی. عقر به خیر

 

:

پس ايشون طبق پيش بيني هاي شما حركت مي‌كنند كه به اين حال و روز افتاده ايم؟! مي‌شه روزهاي خوبي برا آينده پيش بيني كنيد ؟

 

محسن مومنی :

حامد جان!
مشکل فقط سیاست‌های دولت نیست که چیزهای زودگذری است. مشکل حاکم شدن دوباره‌ی ارزش‌های قدیمی‌ای است که به‌وضوح می‌توان دید به این زودی‌ها رفتنی نیستند و مدام دارند خودشان را بازتولید می‌کنند. مسائلی مطرح می‌شوند که باعث می‌شوند، به کل نسبت به درستی بعضی مسائل که مدت‌ها تلاش شده بود به عنوان ارزش تثبیت شوند و ما را به جهان پیرامون پیوند دهند، در میان مردم ما به تردید نگریسته می‌شوند.

 

فاطمه :

مطمئن باش اگر سیاستها ی دولت در زندگی مان تاثیری نداشت ما نیز به مانند تو هیچ گاه نه به آن فکر می کردیم و نه چیزی می گفتیم ولی متاسفانه در لحظه لحظه زندگی امروزمان اثری از او را می بینیم ،، در محل کار، در دانشگاه ، در خیابان،تورم 20 درصدی آیا تاثیری در زندگی نمی گذارد که به آن نیندیشیم ، آیا 3 برابر شدن قیمت خانه می گذارد که جوانانمان به افق های بلند تر بیندیشند تازه ما تنها باید دعا کنیم که جنگ نشود ، افق بلندتر پیش کش ....
ما هم همه اینها را پیش بینی می کردیم ولی هرگز فکر نمی کردیم که در واقعیت به این راحتی عملی شود ،رژیمی که به خاتمی اجازه نفس کشیدن نمی داد به این راحتی کشور را دو دستی به یک احمق بسپارد ...

 

:

دوباره وبلاگ نويسي اتان مبارك!


به هر حال وقتي كه اين سياست ها در روزمره زندگي ما تاثير گذار است، نميشود بي خيال از كنار آن گذشت. حتي اگر به صورت علمي هم به ماجرا نگاه كنيد بالاخره بايد مثلا فكر كنيم كه اگر نرخ بهره به شكل دستوري كاهش يابد چه اثراتي خواهد داشت؟؟ (فارغ از اينكه چه كسي اين سياست را پيشنهاد يا اجرا مي كند) به هر حال هر كسي كه در كشور ما در اين مقام تصميم گيري قرار بگيرد، ‌تصميماتش مستقيما بر روي زندگي افراد تاثير ميگذارد؛ فرقي نميكند كه آقاي خاتمي باشد يا آقاي احمدي نژاد. انسان ها به انچه كه به زندگي اشان مستقيما مربوط ميشود حساس خواهند بود؛ چه در مقام اقتصاددان (تحليل گر سياست ها؛ سياستگذار و ...) چه در مقام يك فرد عادي.
اگر هم منظورتان از افق هاي بلندتر؛ انتخابات اتي رئيس جمهوري است، كمي از لحاظ سياسي سفرهاي استاني را براي خودتان (در ذهن اتان) تحليل كنيد و ببينيد مثلا افق هاي بلندتر چند سال ديگر خواهد بود؟ (اضافه كنيد به ماجرا نگراني تورم و مسكن و ... كه ممكن است فرصت تفكر به افق هاي بلند مدت را ندهد)
البته پيش بيني اينكه از اين به بعد چه خواهد شد خيلي هم سخت نخواهد بود؛ نيازي هم به مدل هاي رياضي و ... نيست

 

واکنش :

اتفاقا به نظر من می‌شه پیشبینی کرد که چه کارهایی ممکنه انجام بده. اما همه‌ی اونها رو فرصت نمی‌کنه و از همین هم ناراحته. به هر صورت بهتره که راجع به عواقب تصمیم‌های این دولت صحبت بشه. هر دولت دیگه‌ای هم که بیاد با توجه به سطح پایین تخصص در ایران احتمال اتخاذ تصمیمات عجیب بالاست. بنابراین این بحث‌ها برای روشن کردن اذهان عمومی لازمه.اما نه در جمع دوستان.

 

mina :

خيلي خوشحالم كه برگشتيد.

 

واکنش :

مشت نمونه‌ی خرواره. اگه دولت ایران اینه به خاطر اینه که مردمش هم در مجموع بهتر از این نخواستند. مردمی که به راحتی با وعده‌های بی‌معنی و ساده خام می‌شن،‌ هر دولتی ممکنه بیاد بالای سرشون. انتخابات بعدی هم همین آش و همین کاسه. این مردم باید خودشون رو عوض کنند تا دولت بهتری داشته باشند.

 

ابوذ :

من هم از زمانی که این برادرمان در زمان شهرداری تهران به فکر اشتغال در کشور بود و به عنوان نمونه برای اشتغال زایی در تهران کانسپتی به نام پارکبان را اختراع نمودند، که مثلا در هر 50 متر در خیابان ولی عصر یکی از این افراد قراردادند، آگاه شدم که ایشان سودای گرانی در سر میپرورانند. با یکی از این به اصطلاح پارکبانها که صحبت میکردم همان زمان، میگفت شهرداری به ما گفته میخواهیم برای جوانان اشتغال ایجاد کنیم، من هم که لیسانس دارم فرم پر کردم. حالا من را آورده اند اینجا گوشة خیابان به پارکبانی؛ من که نمی مانم ولی تا کار بعدی پیدا شود هستم.
مرحلة بعدش که که دیگر مطمئن شدم طرف چه کاره است زمانی بود که معلوم شد یخشی از 300 میلیارد منابع مالی شهرادی که بی فاکتور معلوم نیست کجا خرج کرده است را برای ساخت و توسعة اطراف حرم حسین ابن علی در کربلا صرف کرده است. به دانش عمومی من هم جداً چیزی با گذشت این زمانهااضافه نشد.از وضعیا مملکت ولی یک چیزی است که در برآمد نتابج رفتار این آقا تأثیر گذار بود و من در فهم آن به غایت تا به امروز عاجزم :
این وسط خامنه ای در حال انجام چگونه فعالیتی است؟ او را چه میشود؟ به هر حال برای بقا و تداوم قدرت طولانی مدت خودش هم شده باید کاری کند، نه؟

 

ملیحه :

ضمن عرض خوشامدگویی به شما و آرزوی توفیق روز افزون، در دنیایی که برای پیشرفت و ترقی رو به جلو حتی ثانیه ها هم مهمند، وجود چنین دولتی طاقت فرسا و جانکاهه هر چند که من هم معتقدم وقتی عصبانیت و حرص خوردن تاثیری بر قضیه نمی ذاره باید بی تفاوت شد.

 

haghighat goo :

vaaghean movaafegham. there is nothing deep here. kheyli khoshhaalam az in kaar haayi ke ahmadi nejad mikone. in haghe mosalame mardomie ke behesh ra'y daadan :D TAMAAME IN CHIZAA MESLE ENERGY E HASTEYI HAGHE MOSALAME MARDOMIE KE BEHESH RA'Y DADAN. :))

 
 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007