جامعه "شناس" یا ناظر اخلاق؟
خانم سمیه توحید لو دوست و هم کار قدیمی من است (و البته دوست قدیمی تر هم سر من مریم و هم سر دوست قدیمی تر من ایمان :) ) و اشتراکات فکری زیادی با هم داریم ولی نمی دانم چرا بخشی از تفکرات ایشان که در قالب نوشته هایش بروز می کند برای من قابل درک نیست. .
چند هفته پیش خانم توحیدلو پستی نوشت درباره "رفتار غیرعقلانی ایرانیان در استفاده از موبایل" و استفاده زیاد ایرانیان از اس ام اس و موبایل و نیز استفاده نسبتا متفاوت از شکل استفاده معمول آن در دنیا را مورد انتقاد قرار داده و توصیه کردند که "واقعا فرهنگ مدرن، پیش فرض هرگونه استفاده از ابزار و وسایل مدرن باید باشد!". من و چند دوست دیگر به شدت به این چارچوب فکری ایشان انتقاد کردیم. حرف من این بود که اولا این افراد هستند که برای استفاده از وسیله شخصی شان تصمیم می گیرند و خانم توحیدلو یا هر ناظر بیرونی دیگری اساسا اعتبار (Validity) و اطلاعات لازم برای قضاوت در مورد عقلانی بودن یا نبودن رفتار افراد را ندارند. ضمن این که ایشان ظاهرا برای ابزارها یک استفاده خاص تعریف می کنند و هر مصرفی غیر از روش قبلی را با برچسب غیرعقلانی مورد حمله قرار می دهند. در حالی که می دانیم که مصرف هر وسیله ای تابعی از است قیمت آن وسیله و انتخاب های دیگری که افراد دارند و سلیقه مصرف کننده و با تغییر این متغیرها در جوامع مختلف نوع و سطح مصرف هم ممکن است عوض شود. (ممنون از طفل شیرخواره بابت یادآوری). حرف آخر این بود که بنیان چارچوب ذهنی ایشان هیچ تفاوتی با کسانی که در جبهه سیاسی مقابل نقدشان می کند ندارد. هر دو نفر برای دیگران تعیین تکلیف می کنند.
پاسخ خانم توحیدلو این بود که ایشان صرفا توصیه می کنند و مثل طرف مقابل اجبار نمی کنند. ضمن این که گفتند که کار جامعه شناس هم همین جور نقادی ها (ارزشی) است. من بر اساس درک ابتدایی که از علوم انسانی مدرن دارم چنین وظیفه ای برای جامعه شناسی یا هیچ علم دیگری قایل نیستم و وظیفه دانش مند علوم انسانی را بیان درست واقعیات می دانم. به خانم توحیدلو پیش نهاد کردم که برای این که ببینیم واقعیت جامعه شناسی در دنیا به کدام نظر نزدیک تر است چند ژورنال معتبر جامعه شناسی را انتخاب کنند و اسامی مجموعه تصادفی از مقالات آن را بنویسند که موضوع روشن تر شود. خودم هم دست به کار شدم و سری به مثلا امریکن ژورنال آو سوسیولوژی زدم که تا جایی که می دانم جزو معتبرترین مراجع جامعه شناسی است. متاسفانه حداقل در این ژورنال معتبر مقاله ای شبیه به چیزی که خانم توحیدلو گفته بودند پیدا نشد و تقریبا همه مقالات از جنس به اصطلاح دوستان پوزیتیویستی بود.
گذشت و خانم توحیدلو مطلب دیگری نوشت که دیگر واقعا از فهم من خارج بود همان طور که می دانید طبق یک قانون قدیمی دختران ازدواج کرده حق شرکت در مدارس روزانه را ندارند و باید در کلاس های شبانه شرکت کنند. چند وقت پیش خواندم که وزارت آموزش و پرورش این قانون را لغو کرده و به متاهلین هم اجازه شرکت در مدارس معمولی را می دهد. به نظرم این اقدام قابل تحسین بود. چرا که ازدواج در سن جوانی امری غیرقانونی در کشور نیست و جزو حقوق افراد است. تحصیل هم جزو حقوق دیگر آن ها است. حال محروم کردن فردی از یک حق به خاطر استفاده از حق دیگرش کار عجیبی است که هیچ منطقی ندارد. خانم توحیدلو چند روز بعد در واکنش به این بخش نامه پست تندی نوشتند و ضمن چیدن یک سری مقدمات (که خود آن ها هم جای بحث فراوان دارد) دو حکم مهم صادر کردند. اول این که ایشان "به شخصه نمی پسندند داشتن تلفن همراه را برای دانش آموزان، چون فکر می کنند استفاده از هر وسیله ای سن خودش را می طلبد" و از آن مهم تر این که "دانش آموز دبیرستانی ازدواج کرده هم قرار باشد در کنار دیگر دانش اموزان سر یک کلاس بنشانند، تبعات خوبی ندارد". ضمنا اضافه کردند که " پیداست که عموما دخترانی که در سنین دبیرستان ازدواج می کنند متعلق به خانواده های با "سطح فرهنگی بالا" نیستند.". من دیگر این جا نمی توانستم چیزی بگویم چرا که ایشان حتی به توصیه کردن هم راضی نشده بودند و علنا از قانون قدیمی که اجازه حضور زنان متاهل در مدارس را نمی داد حمایت می کردند.
قصد من نقد این دو پست خانم توحیدلو نیست. وبلاگ است و همه ما ممکن است نظرات شخصی بنویسیم ولی برای من خانم توحیدلو که جزو دانش جویان خوب جامعه شناسی در ایران هستند (به طوری که با لیسانس فنی توانستند فوق لیسانس و دکترای جامعه شناسی قبول شوند) به نوعی نماینده بخشی از طرز تفکری هستند که در این مدارس آموزش داده می شود. تفکری که به صرف داشتن یک برچسب "جامعه شناس" و البته الگوهای فکری مثل علی شریعتی به جای بیان علمی واقعیت های اجتماعی و عرق ریختن و سختی کشیدن برای کشف پویایی های درون جامعه دچار توهم می شود و در مقیاس انبوه دست به "قضاوت" (از دید من بسیار خام و گاهی حتی بدون داشتن داده یا چارچوب تئوریک قابل قبول) و برچسب زدن های بی پروا راجع به رفتار طبقات مختلف می زند. مثلا به نسبت دادن دانش آموزان ازدواج نکرده به خانواده هایی فاقد "سطح فرهنگی بالا" دقت کنید. این ادبیات و این نوع برچسب زدن به بقیه و این نوع صحبت از سطح فرهنگی "بالا" و "پایین" ادبیات افراد عامی جامعه است و نه یک دانش جوی دکترای جامعه شناسی در به ترین مرکز آموزش جامعه شناسی در ایران (ماجرا من را یاد نوشته های اروپاییان درباره جوامع پیرامونی در عصر استعمار می اندازد). علاوه بر آن برای خانم توحیدلو نوشتیم (من و چند دوست دیگر) که ایشان بدون اطلاع دقیق از نحوه مصرف موبایل در کشورهای دیگر و شیوه درآمدزایی شرکت های خدمات دهنده چنین قضاوت هایی می کنند که حتی منطبق با واقع هم نیست. در ماجرای زنان متاهل هم ایشان به صرف این تصور که حضور این زنان "تبعات خوبی ندارد" به راحتی از پایمال شدن حق زنان دفاع می کنند (تصور کنید شانس یک زن تازه ازدواج کرده برای ادامه تحصیل اگر بتواند به مدرسه روزانه برود چه حد با الزام برای رفتن به مدرسه شبانه فرق می کند).
می دانم که همه جامعه علمی جامعه شناسی حتی در خود ایران هم این نیست. دوستان دیگری دارم که جامعه شناسی خوانده اند و به گونه ای کاملا متفاوت از ایشان می اندیشند و تحلیل می کنند ولی به هر حال خانم توحیدلو نماینده بخش دیگری هستند که تا جایی من می دانم چندان هم ضعیف یا کم سر و صدا نیست. به نظر من علم جامعه شناسی را به این سمت بردن آن را به شدت بی اعتبار و کم اهمیت می کند. این که جامعه شناس به افراد برچسب غیرعقلانی رفتار کردن بزند در حالی که افراد دارند کار خودشان را می کنند و حال خودشان را می برند نتیجه ای جز به حاشیه رانده شدن نظریات وی در متن واقعیت زندگی نخواهد داشت. البته این نوع تحلیل ها می تواند زینت بخش خروجی خبرگزاری هایی مثل ایسنا و فارس باشد. شاید یک دلیل این که گروهی از جامعه شناسان در ایران دائم شکایت دارند که دولت به حرف های آن ها گوش نمی دهد همین روی کردی باشد که در قبال مسایل دارند.
پ.ن: هر نظری که صرفا درباره شخص خانم توحیدلو و نه تحلیل نظریات باشد پاک می شود.

نظرات
طفل شيرخواره :
در مورد موبايل :بحث ديگري كه به نظر ميرسد جانشين شدن مكالمات تلفني به جاي صور ديگر ارتباط ( بدليل پرهزينه بودن در ايران) است.
طفل شيرخواره - June 24, 2008 11:38 AM
سمیه :
چرا نظرات پاک می شود قربان؟ چه اشکالی داره؟ ممنون که نوشتید . باید مفصل بنشینم به خواندن این پست و یاد گرفتن از ان ! شاید نکاتی هم به ذهنم رسید که می گویم.
سمیه - June 24, 2008 11:52 AM
Nikahang :
بشدت تایید میشود.
Nikahang - June 24, 2008 01:52 PM
رهی :
بحث بسیار جالبی است، و درگیری ذهنی من در رشته تحصیلی ام، هرجند که بی ربط به نظر می رسد. یکی از مسائل حل نشده ما در سیستم های طراحی و تولید محصول به خصوص در دنیای پزشکی این است که در بطن ماجرا، دیزاینر بر پایه این که فکر می کند جراح کارش را درست (غیر عقلانی) انجام نمی دهد، سعی می کند با ساخت وسایل قابل تر و پیجیده تر به کمکش برود. نتیجه؟ بیشتر از هشتاد درصد از ایده های بسیار های تک و نوآورانه که در نگاه اول کلی مشکلات جراحی را حل می کنند، از دانشگاه پایشان را بیرون نمی گذارند. و مساله غم انگیز این است که جراح همچنان به وسایل بهتر نیاز شدید دارد، و مساله در نیمی از موارد مرگ و زندگی و در باقی کم کردن آسیبهای جانبی جراحی است.
طولانی شد، ولی حرف اصلی این بود که این مشکل، به نظر فراگیرتر از حرفه ی جامعه شناسی است.
رهی - June 24, 2008 02:04 PM
بهاره :
البته منظور این پست بیشتر عدم قضاوت بدون تحقیق بوده است. در مورد موبایل برای دانش آموزان، تجربه شخصی ام این بوده که پدر و مادرها از در دسترس بودن بچه ها احساس آرامش بیشتر و بچه ها احساس امنیت بیشتر می کنند. بعلاوه هزینه مکالمات دانش آموزان و حتی شماره های مورد مکالمه، مدت زمان و خیلی آیتم های دیگر طبق تعرفه و براساس درخواست اولیا قابل کنترل است. و اتفاقا از مواردی است که نه تنها در سایر کشورها بلکه حداقل در طرح های تعرفه ایرانسل به آن توجه شده است.
البته قبول دارم که بچه ها شیطنت می کنند ولی بدون موبایل هم کافیست نخواهند به درس گوش بدهند! روشهای تدریس ما خیلی کسل کننده و غیرجذاب اند. 6-8 ساعت در روز روی نیمکت به حالت L نشستن و صاف به تخته نگاه کردن و معلمی سراسر سیاه پوش که می ترسد مبادا به افتادن تخته پاک کن از دستش بخندیم D:
در مورد حق تحصیل دختران ازدواج کرده در مدارس روزانه هم موافقم. آنچه خانم توحید لو نگران هستند (اطلاع دختران از مسایل زناشویی) بدون حضور دختران متاهل هم رخ می دهد. پس مسبب آنها نیستند. اصلا شاید حضور آنها مفید هم باشد و پاسخی به کنجکاوی بچه ها از همسالان خودشان باشد و بچه ها کمتر حاضر شوند ریسک کنند تا تجربه شخصی خارج از چارچوب خانواده داشته باشند. با چند کلاس آموزش و توصیه هم به آن دخترها می توان از آنها خواست که شرایط مدرسه را رعایت کنند. به هرحال کسی که ازدواج کرده عاقل دانسته شده دیگر!
هردو اینها (ممنوعیت موبایل، عدم حضور دختران متاهل) حذف صورت مساله اند.
بهاره - June 24, 2008 02:26 PM
بهاره :
در مورد سطح "بالا" و "پایین" حالا به همین ادبیات عامه خودم :) فکر می کنم حتی اگر به این نظر خانم توحیدلو معتقد باشیم باز هم سلب حق نمی کند. چون به هر حال کسی که از طبقه خاصی است مدرسه غیرانتفاعی بالاشهری نمی رود، مدرسه محل اقامتش می رود که تبعا بقیه دانش آموزان هم هم سطح خودش هستند و برعکس، حالا از هر دو طبقه می تواند دختران متاهل باشند.
بهاره - June 24, 2008 02:51 PM
Aydin K :
با سلام
به نظر من هم يك جامعه شناس بايد بيايد و تاثيرات متقابل عوامل مختلف و رفتارهاي موجود درون جامعه را از روي اطلاعات و مستندات كاملا واقعي تحليل كند و فراتر از آن نبايد عمل كرده و به امر به معروف و نهي از منكر بپردازد!
مسأله تعيين كردن خوب، بد و زشت مسأله ديگري است.
Aydin K - June 24, 2008 04:02 PM
:
جو فکری حاکم بر محیط ها در رشته های مختلف چنین نتایجی بوجود می آورد، فقط جامعه شناسی نیست. دگم ها در تمام رشته ها وجود دارند، ولی در رشته هایی که مستقیم با زندگی مردم ارتباط دارند بیشتر به چشم می آیند، از جمله جامعه شناسی و اقتصاد.
Anonymous - June 24, 2008 05:12 PM
ش :
در ماجرای پست موبایل که در وبلاگ سمیه مفصل بحث شد.
منتهی پست دختران ازدواج کرده از زیر چشم من گذشت و ندیدمش! وگرنه سمیه جان، زنده از زیر دست کامنتهایمان در نمی آمدی!
تنها بدی ای که حضور دانش آموزان متاهل می توانست داشته باشد در گذشته، ارائه اطلاعات اضافی به دانش آموزان عادی بود که امروز این استدلال بیشتر بسان یک فکاهی می ماند. چراکه آنکه حیا و مرز دارد، چه متاهل باشد و چه نباشد، مراعات می کند و آنکه ندارد یا ...، در هر حالتی چه مجرد چه متاهل سخن از این موارد گفتن برایش حرمتی ندارد. و شکر خدا که اطلاعات دانش آموزان ما اکنون آنقدر است که می توانند مادرانشان را درس بدهند! پس تنها دلیل جدا کردن دانش آموزان امروز بی است.
در مورد کلیت این پست و نقدش در مورد روند فکری جامعه شناسی، شکی نیست که جامعه شناسی که دستور العمل صادر می کند به جایی نمی رسد. حتی سیاست گذاری های احتماعی و ... بر اساس مشاهدات فراوان و بررسی علمی و کارشناسی پاسخ و واکنش جامعه به هر تصمیم و محرک است.
ش - June 24, 2008 05:29 PM
میرانی :
من فکر می کنم فارغ از اینکه کسی بخواهد به عنوان دانشمند، محقق یا هر عنوان دیگر در مسندی بالاتر بنشیند و قضاوت و حکمی بکند، بهتر است به این موضوع توجه کنیم که عملکرد کدام حالت در شرایط فعلی بهتر است.
آیا واقعاً بهترین حالت آزاد گذاشتن تمام حق انتخاب همه افراد است یا اینکه بعضی وقت ها به فراخور وضعیت می شود به عنوان یک عامل خارجی سیستم را به سمتی خاص و آگاهانه بایاس کرد.
یعنی اینکه می دونیم که هرکسی مثلا حق استفاده از موبایل و و سایل ارتباطی رو مطابق بودجه و خواست خودش داره، اما شاید بشه در بعضی شرایط به تشخیص خبرگان مثلا حوزه آموزش، استفاده از موبایل رو در مراکز آموزشی محدود کرد.
میرانی - June 24, 2008 05:32 PM
:
در مورد موبایل، خودم چندین بار از زبان آشنایانی که خارج از ایران زندگی میکنند، شنیده ام که چقدرفرهنگ استفاده از موبایل در جامعه ایران و بخصوص بین جوانان با سایر کشورها فرق دارد.
و در این مورد خودم نظراتی داده ام در باب علل این تفاوت:
مثلا یکی از دلایل بیشتر بودن اس ام اس به نسبت مکالمه بعلت کیفیت پایین شبکه تلفن همراه است. مثلا من میخواهم قراری با دوستم بگذارم، تا بیام شماره رو بگیرم و در دسترس باشه و موفق به ارتباط و صحبت بشم و وسط صحبت صدا قطع نشه و محل قرار درست شنیده بشه و . . . خیلی راحتتر یک اس ام اس میزنم. این امر حتی در احوالپرسیها هم صادق است!!
دلیل دوم استفاده زیاد از اس ام اس مثلا میتونه وجود دوستی های غیر مجاز (از نظر خانواده) بین دختر وپسرها هست که نمیخواهند خانواده شان از روابط آنها باخبر شوند. فرض کنید، دختری 2 ساعت پای تلفن و شب با دوست پسرش صحبت کند، آیا پدرش نمی آید بگوید داری نصفه شبی با کی اینقدر حرف میزنی؟ خوب اون هم میره زیر پتو تا خود صبح با دوست پسرش اس ام اس بازی میکنه، بدون اینکه کسی بفمهمه.
خلاصه کلام اینکه شرایط موجود نوع مصرف از یک وسیله را تعیین میکند و تفاوت دو جامعه کاملا میتواند روی فرهنگ استفاده از امکانات و وسایل تاثیر بگذارد. این مساله مصداقهای خیلی جالب و بیشتری هم میتونه داشته باشه (داره)، وقت کنم درباره اش مینویسم.
Anonymous - June 24, 2008 06:49 PM
سولوژن :
حامد جان!
اینکه حوزهی جامعهشناسی دقیقا چیست برای من خیلی روشن نبوده و نیست. اما فقط میخواهم به دو نکته اشاره کنم:
دیدگاههای پوزیتیویستی الزاما تنها دیدگان نیستند. به جملهی زیر که از مدخل sociology در ویکیپدیا کپی میکنم نگاه کن:
However, the positivist tradition is still alive and influential in sociology. In the U.S., the most commonly cited journals, including the American Journal of Sociology and American Sociological Review, primarily publish research in the positivist tradition.
هم از However استفاده میکند و هم از still. جالبتر اینکه مثالای که تو برای مجله آوردهای دقیقا شامل همین استثنا است. پس تعجب نباید کرد که نمونهبرداریی آماریات الزاما همهی حقیقت را نشان ندهد.
چند سطر بعد نیز داریم:
Throughout the development of sociology, controversies have raged about how to emphasize or integrate concerns with subjectivity, objectivity, intersubjectivity and practicality in theory and research. The extent to which sociology may be characterized as a 'science' has remained an area of considerable debate, which has addressed basic ontological and epistemological philosophical questions. One outcome of such disputes has been the ongoing formation of multidimensional theories of society, such as the continuing development of various types of critical theory. Another outcome has been the formation of public sociology, which emphasizes the usefulness of sociological analysis to various social groups.
در نهایت بگویم همهی اینها را از این آدرس زیر کپیکردهام:
http://en.wikipedia.org/wiki/Sociology#Twentieth_century_developments
سولوژن - June 24, 2008 08:00 PM
فیاض :
کامنت ها نشان میدهد که چقدر با شناخت این نگرش ضد برساختگرا فاصله داریم.
دوستان وارد بحث در رابطه با خوب بودن و بد بودن موبایل و رفتن دختران متاهیل به مدرسه شدند و این خلاف انتظاری است که نویسنده ی این پست دارد.
حامد: تو هم اشتباه کردی که اصلا وارد بحث مقایسه ی فرهنگ استفاده از موبایل در ایران با جاهای دیگر شدی("ایشان بدون اطلاع دقیق از نحوه مصرف موبایل در کشورهای دیگر و شیوه درآمدزایی شرکت های خدمات دهنده چنین قضاوت هایی می کنند که حتی منطبق با واقع هم نیست").فارغ از حرف های ما، اجتماع خود به خود نقش هر ابزاری را برای خود با توجه به آنچه هست مشخص کند.
نکته ی دیگر اینکه:
خانم توحیدلو در مورد موبایل توصیه جامعه شناسانه داشته اند،باشد، در مورد مدرسه دختران که دیگر کاملا از وجود یک دولت خیر اندیش و عملگر(نه توصیه گر) دفاع میکنند.بالاخره میخواهید قبول کنید که دولت نقش صفر در برآورده کردن آرزوهای ما دارد یا نه؟
خانم توحیدلو: هنوز نگران بد شدن ها هستید؟هنوز میخواهید جای جامعه فکر کنید؟ این نگرش از آنجا شروع میشود که حتی لیبرال ترین دوستان مااز سرمایه داری به دلیل خیر بودنش دفاع میکنند نه به خاطر اصالت ذاتی اش.آزاد گذاشتن جامعه هم چنین مقوله است.اصلا باشد: موبایل برای آن سنین خرابی به بار می آورد.که چه؟ میخواهید چه کار کنید؟ اصلا خرابی یعنی چه؟ منشاء این خیر و شر های اخلاقی را در ذهنتان بکاوید.
حداکثر کاری که از دست شما جامعه شناس بر می آید این بود که بگویید استفاده ی اینگونه از موبایل خلاف فلان ارزش اولیه اخلاقی است.بقیه داستان را واگذار میکردید.
فیاض - June 24, 2008 11:33 PM
پایین :
با شما موافقم و «objectivity» را در پژوهش و اظهار نظرهای آکادمیک ضروری می دانم.
فقط با این جمله نمی توانم موافق باشم، آن جا که می گویید:
«محروم کردن فردی از یک حق به خاطر استفاده از حق دیگرش کار عجیبی است که هیچ منطقی ندارد»
به جای تحلیل، مثال نقض می آورم: حق شهروندی من است که اگر شرایطش را داشته باشم کارمند دولت شوم. از طرفی حق من است که اگر شرایط اش را داشته باشم برای انتخابات ریاست جمهوری کاندیدا شوم. برای استفاده از حق دوم باید از حق نخست بگذرم و از شغل دولتی خود استعفا دهم.
هر دو حق من است، با این توضیح که انتخاب یکی، انتخاب دیگری را محدود می کند.
به نظرتان چنین چیزی الزامآ «عجیب» و «غیر منطقی» ست؟
پایین - June 25, 2008 01:50 AM
:
يك نكته در مورد حضور دختران متاهل در مدارس روزانه به ذهنم ميرسد: دولتها براي خودشان الگوهاي رفتاري فرهنگي و اجتماعي دارند و سعي ميكنند با ابزارهايي كه دراختيارشان است - از جمله قانون- آنها را نهادينه كنند. منع حضور دختران متاهل را شايد بتوان تلاشي ديد براي ايجاد هزينه بيشتر براي ازدواج در سنين پايين
Anonymous - June 25, 2008 06:24 AM
محمد :
خواندن دیدگاه حاکم بر جامعه شناسی در خلال پست شما بسیار جالب توجه بود. اما برای من عامی سوالی وجود دارد که امیدوارم به آن پاسخ دهید: صرف نظر از این مساله که هر انسان در فکر و عملکرد خود آزاد است، آیا اساسا معتقد هستید به اینکه عمل انسان ممکن است قبیح و نیک باشد؟ به عبارت دیگر به وجود شکلی از اخلاق (به معنای حقیقتی واقعی و نه زاییده نگرش افراد) قائل هستید؟
محمد - June 25, 2008 07:56 AM
:
جانا سخن از زبان ما میگویی!
متاسفانه این فکر نه تنها کم صدا نیست که بسیار هم پر سر و صدا است.
جای بررسی تجربی و مقایسه نتایج پر شده با شعار و استدلال های انتزاعی.
مطلبی مثل همان پست (سد ازدواج را بردارید سیل مدارستان را میبرد) نشانگر شالوده فکری این افراد است.
دیگر اینکه این سد تا حالا چه نتایجی به همرا داشته؟ این سیل چی هست؟ (خاطره تعریف کردن البته!) آیا کسانی که ازدواج نکردند به این علت است که فرهنگ بالایی دارند؟ بالا کجا هست؟ چرا اگر ازدواج در سن پایین از علایم بی فرهنگی است در اسلام هست؟ ....
اساسا اینها نیازی نمیبینند که برای اینطور دستورالعملهایی که پشت هم صادر میکنند دلیلی بجز تصور خودشان بیاورند. در همان پست دلیل ایشان (ظاهرا خوب نبودن) است!
این افراد یک چیزهایی را برای خودشان ارزشگذاری میکنند بدون اینکه اساسا به ریشه های آن یا نتایج حاصل از این دستوالعملها کاری داشته باشند.
در صورتیکه در بقیه دنیای پیشرفته علم با روی هم گذاشتن این تجربه ها به یک دستورالعملی ختم می شود.
اینجاست که همین دولت احمدی نژادی از مدعیان روشنفکری روشنتر میشود!
Anonymous - June 25, 2008 08:09 AM
بهنام :
شرمنده این اشتباه شد، صلاح دانستید اصلاحش کنید.
(جای بررسی تجربی و مقایسه نتایج پر شده با آمار و استدلال های انتزاعی.)
باید باشد
(جای بررسی تجربی و مقایسه نتایج پر شده با شعار و استدلال های انتزاعی.)
بهنام - June 25, 2008 09:16 AM
مجید :
من گاهی در شبکه های عربی برنامه هایی در زمینه ی تحلیل دارایی و پول می بینم که برخلاف ما برای همه ی اصطلاحات این رشته برابر گذاری کرده اند و به این وسیله نه تنها برای هر انگاره و مفهوم ناگزیر به روشنگری نیستند بلکه به حفظ فرهنگ و زبان خویش یاری می رسانند.
من آماده ام تا با شما برای برابریابی واژگان مدیریت دارایی یا همان Financial Management یاری برسانم. از شما هم صمیمانه خواهش می کنم به جای واژه هایی مانند آپشن و فاینانس از برابرهای پارسی ایشان مانند گزینه و پولی بهره بگیرید.
با درود
مجید ضیاسعیدی
مجید - June 25, 2008 09:46 AM
بهنام :
برادری که با یک تردستی منع ازدواج در سن پایین را از یک قانون عصر حجری تبدیل کردی به راهکار مدرن دولت برای جلوگیری از ازدواج در سن پایین!
خدمت شما عرض کنم که اینها نگران به اشتراک گذاشتن تجربیات زناشویی با دختران غیر متهل بودند (بقول خودشان تعریف کردن خاطرات!) حالا چهر روز که از ماجرا بگذرد حتما میخواهید بگویید که برداشتن این قانون هم از سیاستهای غلط احمدی نژادی برای تشویق ازدواج در سن پایین بوده! و احتمالا چند وقتی بعد هم حرفهای امثال خانم توحیدلو میشود روشنگری برای این اقدام غلط دولت در تشویق برای ازدواج در سن پایین!
دیگر اسلام و احکام اسلام و سیره حضرت و عایشه و... هم کشک!
ضمنا براد من این هزینه های غیر مستقیم را برای هدایت پدیده ها به کسی تحمیل میکنند که در آن رخ دادنش نقش دارد نه برای دختری که بیخبر از همه جا وادار به اینکار میشود! یکباره بفرمایید این دختر بچه ها چوب دو سر طلا هستند!
بهنام - June 25, 2008 11:59 AM
جعفر خيرخواهان :
همانطور كه لابد مي داني شاخه رو به رشد «اقتصاد رفتاري» و «اقتصاد تجربي يا آزمايشگاهي» به اثبات مي رساند كه انسانها هميشه عقلايي رفتار نمي كنند و اين مطلب در مورد استفاده از تلفن همراه هم مي تواند صدق كند.
بريده زير نوشته جيم هكمن برنده نوبل اقتصاد نيز از دخالت والدين كم بضاعت در رفتار بچه هاي خود حمايت مي كند
به نقل از وبلاگ گرگوري مانكيو در پست
Heckman on Ability Gaps
http://gregmankiw.blogspot.com/2008/06/heckman-on-ability-gaps.html
Experimental evidence on the positive effects of early interventions on children in disadvantaged families is consistent with a large body of non-experimental evidence showing that the absence of supportive family environments harms child outcomes. If society intervenes early enough, it can improve cognitive and socioemotional abilities and the health of disadvantaged children. Early interventions promote schooling, reduce crime, foster workforce productivity and reduce teenage pregnancy.
همچنين مطالعه كتاب زير نيز بسيار راهگشا است
Predictably Irrational, written by Dan Ariely
و اين مصاحبه گاردين با وي
Why we buy what we buy
http://www.guardian.co.uk/money/2008/may/20/consumeraffairs.economics
The question is: do we always choose what is right for us?
No, argues Dan Ariely
جعفر خيرخواهان - June 25, 2008 12:27 PM
یک فارغ التحصیل جامعه شناسی :
به نظر من ، آنچه که به عنوان جامعه شناسی معرفی می شود در مورد جامعه ما هیچ کاربردی ندارد
یک فارغ التحصیل جامعه شناسی - June 25, 2008 12:28 PM
پیمان :
هر تجویزی نوعی پایه نرماتیو داره . اینکه تجویزی صورت بگیره لازمه . ما برای زیستن باید نرماتیو باشیم . کاری که خانم وحید لو کردن همینه که به نظر من در مقام مشاور خیلی هم کارشون خوب بوده . یعنی یکسری دلمشغولی ها دارن . اون ها رو با فروض کنار هم قرار دادن و نتیجه گیزی کردن . حالا جنبه تکنیکال قضیه و این ها از حوزه من خارجه .
حالا باید دید قصد تبیین بوده یا تجویز . حتمی در تبیین باید پازیتیو بود .
پیمان - June 25, 2008 01:16 PM
ثاقب فرد :
ساتم حامد جان. دغدغه های بین جامعه شناسی و اقتصادی من را به سمت رشته برنامه ریزی رفاه در مقطع تحصیلات تکمیلی هدایت کرد و می دانم اگر دیالوگ بین اقتصاددانان به ویزه ار جنس پای بند به جریان عمومی اقتصاد و جامعه شناسان - حداقل آنهایی که بپذیرند پوزیتیویست ها- هم می توانند بخشی از علم جلمعهخ شناسی باشند بسیاری از مشکلات خط مشی گذاری عمومی را حل می کنند. از ااین پست شما خیلی خوشحالم.
ثاقب فرد - June 25, 2008 01:41 PM
علی شمس :
به نظر من مشکل از درک عمومی ایرانیان نسبت به علم ناشی میشود.
به نظر من خانم توحیدلو علم را و دانشمند بودن را به معنای سنتی-اسلامی آن درک کرده است که کسی که دانشمند بود فقیه و مرجع حساب میشد و باقی باید از او تبعیت میکردند. متاسفانه در تمام حوزههای علوم انسانی در ایران این دیدگاه جا افتاده است.
علی شمس - June 25, 2008 02:23 PM
تازیانه :
به نظرم باید بیشتر به انتقادی بودن جامعه شناسی توجه می کردید. علم با معیارهای شما در جامعه شناسی چندان مورد پذیرش نیست. اگر هم باشد یک نوع نگاه است و بس! ربطی هم به اموزه های دینی و ایدئولوژی ندارد.
تازیانه - June 25, 2008 04:37 PM
بهاره :
سلام مجدد! :)
امروز به نظرم رسید که تشویق به رفتار های اخلاقی هیچ بد نیست. حالا اگر فرد مشوق از گروههای مرجع باشد تاثیرش بیشتر هم هست. یعنی خانم توحیدلو می تواند به عنوان جامعه شناس ناظر اخلاق هم باشد، اما مواردی که برای توصیه انتخاب کرده اند یکی اش کاملا در حوزه خصوصی افراد است (نحوه استفاده از پیام کوتاه) و دیگری بنا بر پیش فرضهای ثابت نشده هست. منظورم این است که فکر نمی کنم کسی به توصیه اخلاقی در جایگاه خودش مخالف باشد ولی به موارد توصیه ها ایراد وارد است.
بهاره - June 25, 2008 06:40 PM
:
حامد سلام
من یکی از خوانندگان دائمی وبلاگت هستم. این تصویر از تو در ذهن من ایجاد شده که تو با هر نوع محدودیت و قیدی مخالفی چه در حوزه اقتصاد، چه در سیاست چه در فرهنگ و به قول خودت الخ. من کاری به حاکمان فعلی ندارم که چه انگیزه هایی برای اعمال محدودیت ها دارند، ولی نکته ای که می خوام در مورد اندیشه ات بدونم اینه که شما اصولا محدودیت و قید را در چه مواقع و مواردی قبول داری و لازم می دانی و باهاش مخالف نیستی؟
ممنون می شم اگر جوابمو بدی.
حامد: سلام. به باور من محدودیت صرفا زمانی مجاز است که عمل شخص به طور مشخص روی آزادی دیگران تاثیر بگذارد.
Anonymous - June 25, 2008 09:33 PM
بی دفاع :
قبلی مال من بود. سیستم ثبت اسمت مشکل داره.
بی دفاع - June 25, 2008 09:35 PM
:
یکی از ویژگیهای جامعه ایران تنوع بسیار زیاد فرهنگی است. انتظار من از یک مقاله جامعه شناسانه این است که بیان کند تلفن همراه چه کارکردهایی در بین ردههای سنی، خانوادهها، مشاغل مختلف و غیره دارد و عواملی که باعث چنین کارکردهایی میشود را روشن کند یا تبعات حضور/عدم ححضور دختران متاهل در مدارس روزانه را در سطوح مختلف شهری شرح دهد.
"حضور دختران متاهل در کلاسهای روزانه بدآموزی در پی دارد" را همانقدر عوامانه و سهلانگارانه میدانم که "دیگر چیزی از مسایل زناشویی باقی نمانده که دختران دبیرستانی از آن مطلع نباشند".
این که دولت چرا و چه سیاستی در این باب اتخاذ میکند کلا موضوع دیگری است. اما با نظر آقای "پایین" کاملا موافقام که غیر منطقی نیست که دولت در راستای اهدافاش میتواند نحوه احقاق حقوق افراد را تعیین کند (صرف نظر از این که آیا آن اهداف درست هستند یا این نحوه برخورد با موضوع درست انتخاب شدهاست یا خیر که باید جداگانه به آن پرداخته شود). به هر صورت حق ادامه تحصیل از کسی سلب نشده صرفا در مورد انتخاب مدرسه محدودیتهایی اعمال شده است.
نظر شخصی من این است که در جامعهای مانند ایران که تفاوتهای فرهنگی بین مردم و شهرهای مختلف زیاد است، به سختی میتوان قانون بهینه وضع کرد. شاید دولت فدرال در مورد ایران کارکرد بهتری داشته باشد.
Anonymous - June 26, 2008 12:55 AM
شادی :
در ادامه، در مورد نظر آقای "پایین" و جملهای که از شما نقل قول کردهاند، باید بگویم که دولت حق ندارد به خاطر منافع افراد یا سیاستهای اجتماعی کسی را از حقوق ابتداییاش (نظیر آزادیهای فردی، حق تحصیل و غیره محروم کند) اما حقوقی هستند که در شرایطی خاص به افراد داده میشوند، جزو حقوق اولیه افراد نیستند و میتوان شرایط دیگری در نظر گرفت که آن حقوق به افراد داده نشود یا از آنها گرفته شود. این حقوق ابدا شامل حقوق اولیه نمیشوند.
شادی - June 26, 2008 01:05 AM
آروين :
ببخشيد من يك سوال داشتم: تا آنجاييكه من ميدانم در قالب يك تعريف جهاني، همهي افراد زير هجده سال كودك محسوب ميشوند و همانطور كه در صورت ارتكاب به جرم از بسياري مجازاتها بري هستند، حق استفاده از خيلي از حقوق مسلم يك فرد بالغ مانند دخلوتصرف در اموال و غيره را هم ندارند. حالا سوال من اين است كه آيا حق ازدواج جزء اين حقوقي نيست كه استفاده از آن به بعد از هجده سالگي موكول شده است؟ ميخواهم بگويم اگر استفاده از اين حق در جاهاي ديگر دنيا هم به بعد از هجده سالگي موكول شده باشد، آنوقت ممنونيت حضور دختران ازدواج كرده در مدارس آنطور كه شما گفتهايد لزوما نقض يك حق به وسيلهي يك حق ديگر نيست، قاعدتا كودكان در جاهاي ديگر هم حق ازدواج (به معناي ارتباط رسمي دو فرد نه احيانا روابط آزاد افراد با جنس مخالف) ندارند (كمااينكه ايران بر اثر فشارهاي جهاني در اين مورد، مجبور به بالابردن سن "مجاز" براي عقد و ثبت رسمي ازدواج از نه سال به پانزده سال شد). البته من ميپذيرم اين مساله درحالي قابل تامل خواهد بود كه سن بلوغ كيفري دختران در قوانين ايران نيز به هجده سال تمام تغيير يابد و گرنه در قوانين فعلي بله، حق با شماست، ما در يك جا فرد را بالغ فرض ميكنيم (در ارتكاب جرم) و در جاي ديگر صغير و نيازمند تصميمگيري از سوي ديگران، ولي به نظرم توجه به اين نكته هم ضروري است كه اين ممنوعيت، كموبيش به پاييننگهداشتن ميزان ازدواجها در سنين پايين و خطرات پرشمار همراهش (اعم از عدم آمادگي براي پذيرفتن مسئوليتهاي زندگي مشترك در اين سنين كه قاعدتا بايد سرشان گرم بازي و شيطنت باشد و همچنين حاملگي در سنين زير هجده سال كه جزء حاملگيهاي پرخطر محسوب ميشود) نظر داشته است و سعي كرده است اجراي اين تصميم به صورت رسمي را چند سالي به تعويق بيندازد تا شايد دو نوجوان مورد بحث با چشمهاي بازتري براي آيندهشان تصميم بگيرند. به نظرم بحث اينكه بسياري از دختران در سنين زير هجده سال و خانوادههايشان، حتي در صورت تصميم به ازدواج هم به دليل ارزش تحصيل در جامعه، همهچيز را در حد قولوقرار نگه مي داشتند تا احيانا بعد از اتمام دبيرستان شكل رسمي بدان بدهند، به همان اندازهي معدود كساني كه ازدواج ميكردند و به كلاسهاي شبانه ميرفتند، مهم است. ميخواهم به اين نكته هم توجه بدهم كه لغو اين ممنوعيت به نوعي كاهش هزينهي ازدواج در سنين پايين است كه خب قاعدتا حتي از ديدگاه غيرارزشي اقتصادي هم قابل بررسي و احيانا انتقاد است:)
آروين - June 26, 2008 05:19 AM
آروين :
در ضمن، اين راهحل ممنوعيت آييننامهاي آموزشوپرورش از نظر من، شخصا، راهحل هوشمندانهاي در شرايط قوانين و مقررات ايران براي پايين نگهاشتن نسبي ازدواجها در سنين پايين بوده است. فكرش را بكنيد اگر قرار بود اصل قانون تغيير كند و سن مجاز براي ثبت رسمي ازدواج به هجده سال تمام تغيير يابد، چه مراجع عظامي كه در اماكن متبركه بست نمينشستند و چه كفنپوشيها كه به راه نمي افتد و وااسلاماها كه سر داده نميشد. اما با اين آييننامهي حداقلي، سياستگذار مربوطه از يك متغير اجتماعي نوظهور ديگر (ارزش نسبي تحصيلات در جامعه) و متغيري فرهنگي (نظر ناخوشايند و همراه با سوءظن نسبت به دوستيهاي صميمانهي دختران نوجوان با زنان متاهل) به نفع دستيابي به هدفش (پايين نگهداشتن ميزان ازدواجها در سنين پايين) استفاده كرده است بدون آنكه آن هزينههاي سرسامآور را متحمل شود. خلاصه اينكه من هر چقدر بيشتر فكر ميكنم، بيشتر از اين كه شما لغو چنين ممنوعيتي را قابلتحسين بدانيد، يكه ميخورم. اين گزارهي شما "محروم کردن فردی از یک حق به خاطر استفاده از حق دیگرش" در زمينهي موضوعي اين ممنوعيت و لغو آن قابل ترديد و انتقاد است چراكه در كمتر جامعهاي، كودك زير هجده سال را "فرد" به اين معنايي كه شما بكار بردهايد (يعني داراي حق استفاده از همهي حقوق مسلم يك فرد بالغ) محسوب ميكنند. آن بحث زنان متاهل و مدارس شبانه هم اساسا در اين بحث بلاموضوع است. تفكيك سني در آموزش و پرورش هيچ چيز جديد و خاصي نيست و قاعدتا در كمتر جايي از دنيا يك زن سي ساله با نوجوانان پانزده ساله سر يك كلاس مينشيند. شبانه و روزانه هم هيچ به معناي نصف شب و صبح سحر سر كلاس رفتن نيست (همانطور كه دانشجوي روزانه و شبانه هم در ايران هيچ معناي اينچنيني ندارد) بلكه صرفا تفكيك سني افراد براي آموزش مد نظر است. لازم به تاكيد نيست كه من به هيچوجه منالوجوه از موضع سميه براي انتقاد از لغو اين ممنوعيت دفاع نميكنم اما راستش در اين ذوق زدگي و تحسين شما هم كمي سادهانگاري، ناديده گرفتن ديگر متغيرها و پيامدهاي اجتماعي لغو اين ممنوعيت و تاحدي البته اگر صريح باشم، عوامزدگي مي بينم. آخر شما چطور ميتوانيد اينطور بيحرف پيش سياست تلويحي تشويق ازدواج در سنين پايين با كاهش هزينهي اجتماعي آنرا را قابل تحسين بدانيد؟
حامد: این نکاتی که می گویید را من صد در صد می فهمم و اتفاقا پیش خودم که داشتم نیت بانیان قانون را تحلیل می کردم به اولین چیزی که رسیدم همه این نکاتی بود که شما اشاره کردید (حالا نخواستم بگویم نیت لغو کنندگان آن هم درست عکس این بود تا این موانع رفع شود). عین حرف های شما درست ولی می دانید که من اندکی بیش از شما لیبرال هستم و نمی توانم چنین برنامه ریزی ها و مداخله هایی از طرف دولت را بپذیرم. تا وقتی ازدواج در سن زیر 18 سالگی قانونی است این زرنگ بازی ها برای تحمیل موانع به آن برای من قابل فهم نیست. در همه تحلیل تان یک چیز را هم اضافه کنید. همه جای دنیا روابط افراد بزرگ سال با زیر 18 سال جرم است (مثلا پولانسکی فیلم ساز محبوب من!) ولی روابط نوجوانان تحمل می شود. در واقع اگر آن جا ممنوعیت ازدواج زیر 18 سال وجود دارد به معنی منع عملی افراد از رابطه نیست. در جامعه مذهبی مثل ایران اجازه ازدواج زیر 18 سال به نوعی امکان بیش تر به افراد دادن است. البته واقعا نمی خواهم راجع به این مورد آخر بحث کنم. صرفا جهت تذکر و تکمیل تصویر تحلیل گفتم.
آروين - June 26, 2008 07:15 AM
آروين :
چه حرفي است آقا؟ از شما بعيد است، "در جامعه مذهبی مثل ایران اجازه ازدواج زیر 18 سال به نوعی امکان بیش تر به افراد دادن است" واقعا فكر مي كنيد ازدواج در ايران فقط امكان بيشتري به افراد ميدهد؟ واقعا تعهدات و مسئوليتهايي كه ازدواج (به خصوص در ايران) به هر دو طرف بار ميكند (آنهم در سنين زير هجده سال را) يكجا كنار ميگذاريد و به "امكان دادن بيشتر" فكر ميكنيد؟ شما حالتان خوب است برادر؟ باور كنيد اصلا نميخواستم بحث به اينجا بكشد اما اين تكجملهي آخرتان خيلي آشكار و ملموس نشان ميدهد كه چقدر از شرايط واقعي در ايران دور هستيد و چه راهحلهاي بيش از حد سادهانگارانه و بعضا عاميانهاي كه براي مسائل فرهنگي - اجتماعي (مسالهي ريشهدار فرهنگي - اجتماعي ممنوعيت روابط جنسي خارج از ازدواج) ارائه نميدهيد. از شما واقعا بعيد بود. يعني چون در ايران روابط خارج از ازدواج به لحاظ فرهنگي پذيرفته شده نيست، پس همه، اعم از نوجوان و بزرگسال بروند ازدواج كنند! واقعا خيلي ممنون بابت اين راهحال هوشمندانه و جامعالاطرافتان:)
حامد: برایم روشن بود که این پاسخ را می دهید ولی باز می دانید که من اندکی اگزیستانسیالیست هم هستم و خیلی دل نگران این چیزهایی که می گویید نیستم. این جا هم تینجرها در 14 -15 سالگی پارتنر پیدا می کنند، دو ماه هستند و دعوا می کنند و ضربه عاطفی می خورند و از درس عقب می افتند و خلاصه بچه بازی می کنند و بلاخره یاد می گیرند که بلوغ احساسی پیدا کنند. آدم ها با مسوولیت مواجه می شوند و رشد می کنند.
این که کسی با ازدواج چه مسوولیت ها و تعهداتی به عهده می گیرد به خودش مربوط است. به من و شما چه که بگوییم نه نه تو چون باید زیر بار مسوولیت بروی پس بهت اجازه نمی دهیم ازدواج کنی. بگذارید افراد خودشان تصمیم بگیرند. اشتباه می کنند؟ بکنند. در ازدواج دوم پخته تر عمل می کنند. (من شهرستانی و آذربایجانی و الخ هستم و به تر از شمای تهرانی معنای طلاق و جهیزیه و سنت و انگشت نما شدن زن مطلقه و غیرت و ناموس پرستی و هزار تا چیز دیگر از این جنس را در جامعه سنتی ایران می دانم. لازم نیست در جواب بعدی این نکات را راجع به جامعه ایران تذکر دهید. برای من همه این چیزها جزیی از تصمیم شخص است.)
من هیچ جا هم نگفتم همه بروند ازدواج کنند. این سبک استدلالتان از شما بعید بود. گفتم اگر کسی می خواهد ازدواج کند جلویش را نگیرید. هر کس هم نخواست به خودش مربوط است.
ضمنا من هیچ حرفی خلاف سیستم فکری ام نزده ام که ازم بعید باشد. من همیشه این حرف ها را می زنم. ولی همان طور که گفتم علاقه ای به این بحث ندارم. اجازه بدهید بعدا در جمع دوستانه بیش تر راجع بهش گپ بزنیم. البته اگر جی میل شما درست شده باشد!!!
آروين - June 26, 2008 07:44 AM
حسن :
خانم آروین طوری از حق حرف زدند که انگار با امری فرابشری روبرو ایم! این که در بیش تر کشورها افراد زیر 18 سال فلان حق رو ندارن، چه دخلی به ما داره؟ مگر حق در یک نظام تعریف نمی شه؟ چه درست، چه نادرست به هر حال این حق (حق ازدواج زیر 18 ساله ها) فعلا در کشور ما به رسمیت شمرده شده.
درضمن مگه با بالا بردن سن مجاز ازدواج از 9 سال به 15 سال کفن پوشی و وااسلاما گویی راه افتاد؟ خب 3 سال هم می گذاشتن روش و سرراست می کردنش 18 سال تمام. صدا و سیما هم که ماشالله تو این کارها خبره است، 4 تا میزگرد و برنامه ی آموزشی و سریال و انیمنشن می ساخت که ایهاالناس ازدواج زیر 18 سال کلی عواقب ناجور برا خودتون داره، عواقبی مثل حاملگی پرخطر، درصد بالای طلاق، درصد بالای شیوع بیماری های روانی مثل افسردگی و... تازه می شه یه آمارهایی هم به خورد ملت داد که مثلا درصد بالاتری از خیانت یا تعدد زوجات در مردان این خانواده ها در سنین بالاتر مشاهده شده است:)
حسن - June 26, 2008 08:11 AM
ف-گرامی :
جناب قدوسی
من هم با شما موافقم ونمی فهمم که چرا فرهنگ مدرن باید پیش فرض استفاده از هر گونه ابزارهای مدرن باید باشد.
بنظرم فرهنگ هر کشوری میتواند میزان استفاده از این ابزارها را مشخص کند.مثل این می ماند که بگوئیم چرا بعضی ها زیاد سوار ماشین شخصی میشن.
ف-گرامی - June 26, 2008 08:44 AM
بهنام :
"لغو اين ممنوعيت به نوعي كاهش هزينهي ازدواج در سنين پايين است "
اولا که ارواح عمع من سمیه و سمیه ها به همین دلیل که شما گفتی بحث سیل و سد را کردند! (اصلا خود متنشان هم جلوی چشم نیست که بخوانیم و ببینیم اینطوری نبوده و بخاطر حقارت اسلامی بوده)
دوما اینکه هزینه را به مسبب عمل تحمیل میکنند نه قربانی آن! این دوبار!
شما ها با نتایج این باورهایتان هم کار دارید یا قرار است فقط تیوری پردازی کنید؟!
بهنام - June 26, 2008 08:50 AM
:
سلام
ببخشيد كه در اين پست مزاحم ميشم. من مطالب شما را مي خوانم و البته تاكنون خيلي نظر براي مطالبتان نگذاشته ام. چون بيشتر مواقع لزومي به اين كار نمي ديده ام. ممكن بوده كه با بخش هايي از حرفهايتان موافق يا مخالف يا بي نظر بوده باشم و يا خود را در اندازه اي نمي ديده ام كه در باره موضوعي كه نوشته ايد با شما بحث كنم. با اين حال به قولي كه آن بالا گوشه سمت راست صفحه نوشته ايد سعي كرده ام وفادار باشم. بگذريم. در مورد مطلبي كه درباره آقاي رييس جمهور نوشته بوديد كه كارهاي دولت و نتايجش را پيشبيني(كلمه بهتري پيدا نكردم ببخشيد) كرده بوديد نظري گذاشتم كه واقعا منتظر جوابش بودم. نظر و سوالم را كه ممكن است كمي آن را خام نوشته باشم دوباره از جايش كپي مي كنم و اينجا قرار مي دهم اگر فكر مي كنيد ارزش دارد جواب بدهيد ممنون
سلام.
خوب مي گوييد كه تا اينجاي ماجرا را كاملا مي دانسته ايد چه مي شود. يعني اين كه مي توانيد بقيه را از اينجا به بعد را بگوييد چه مي شود? من خيلي زياد (دوست داشتن كه نه) مي خواهم بدانم آخر اين ماجرا چه مي شود. راستش من ابتداي امر اصلا فكر نمي كردم به اين بدي بشود. شما فكر مي كنيد از اين بدتر هم بشود? شما فكر مي كنيد اين آقا و اطرافيانش تا كجا پيش مي روند. راستي شما سال 84 قيمت الان نفت را پيش بيني مي كرديد؟ بحران غذا را چه؟ پيروزي اوباما؟ نه همه اينها را نمي خواهم فقط مي توانيد همين مساله آقاي رييس جمهور و رفتارش را بگوييد چه مي شود. ممنون
Anonymous - June 26, 2008 09:22 AM
ندا :
من مدت هاست که خواننده وبلاگ تان هستم. این پست تان کمی شگفت زده ام کرد! آیا شما بر این عقیده اید که دانش و ارزش هیچ جا به هم نمی رسند (یا اگر دانش «دانش» باشد نباید برسند)؟ آیا اصلا چنین چیزی ممکن است؟ آیا آدمی (جامعه شناس یا غیر آن) را گریزی از «ارزش» و داوری ارزشی هست؟
و البته در عصری که شما و همفکران تان حکم می رانید، شجاعت امثال خانم توحیدلو را باید ستود که حیثیت و پرستیژ علمی و روشنفکرانه خود را به پای دفاع از آن چه ارزش یا اخلاقی می پندارند (که این روزها هر دو گویا دمده شده است) حاضر اند هزینه کنند. بسیاری از کسانی که در طرف مقابل خانم توحیدلو (نوعی) می ایستند صرفا به خاطر نداشتن چنین شجاعتی است؛ نه این که توانسته اند ارزش و دانش را جدا کنند.
نمونه ی مصداقی اش هم این است که چه شما که از آزادی دانش آموزان در آوردن موبایل به مدرسه دفاع می کنید یا ایشان که مخالف است هر دو از یک موضع ارزشی دارید این حرف ها را می زنید.
ندا - June 26, 2008 09:46 AM
ندا :
منظورم از "هر دو از یک موضع ارزشی دارید این حرف ها را می زنید" این بود که هر کدام در یک موضع ارزشی ایستاده اید و حرف می زنید و هیج یک فارغ از ارزش نمیتوانید سخن بگویید.
ندا - June 26, 2008 09:49 AM
آروين :
به نظرتان چطور است به بچهي شانزده ساله هم حق دخل و تصرف در اموالش را بدهيم، چون يكبار كه همهي پسانداز و ارثيه و الخ را بستني قيفي خريد، دفعهي دوم ياد ميگيرد كه اينكار را نكند. بحث من اين است كه يا شما شخصا زير هجده سال سن را سن مناسبي براي تصميمات مهم و با پيامدهاي بلندمدت براي زندگي نميدانيد يا ميدانيد، اگر مناسب ميدانيد چرا در زمينهي مال و اموال از اين آزاديهاي سوپرليبرالي دفاع نميكنيد، اگر هم مناسب نميدانيد چرا پاي ازدواج كه ميرسد، چرتكهتان حسابش فرق ميكند و خيلي ساده به آزمون و خطاهاي خالهبازي بچهها ميرسد.
طرز استدلال بنده هم بعيد ميدانم اشكال خاصي داشته باشد، صريحترش هم ميكنم اگر خدا و بنده خدا بخواهد (در قالب يك پست درباب همين موضوع در وبلاگ خودم).
جيميل بنده هم درست است عجالتا، اما خب راستش ايميلهاي شمايي كه ايميل به زدن به دو نفر برايتان هزينه زاست و لذا به دليل «احساستان» از محتواي مشابه فلهاي ايميل ميزنيد، چندان دوستانه و مناسب گپوگفت به نظر نميرسد.
تند شديد، تند شدم (ميبخشيد).
حامد: با این لحنی که شما صحبت می کنید و این شیوه استدلال منطقی تان من ترجیح می دهم بحث را ادامه ندهم. اگر از چیزی دفاع می کنم آن چیز برای خودش مستقل است. اگر موضوع دیگری هم هست باید راجع بهش صحبت کرد. این جور کنایه زدن های ژورنالیستی در یک بحث علمی جالب نیست.
ببخشید.
آروين - June 26, 2008 11:02 AM
تازیانه :
آقای قدوسی کاش به این پست خانم توحیدلو که در جواب شما نوشته اند هم لینک می دادید. شاید فضای گفتگو را بهتر می کرد
http://smto.ir/?p=47
تازیانه - June 26, 2008 02:31 PM
داریوش :
در همین راستا:
http://warasigirl.blogspot.com/2008/06/blog-post_5074.html
داریوش - June 26, 2008 02:51 PM
محمود ارش :
با مشاهده ی کامنتها در این نظر استوار تر شدم که خانمها لااقل در جامعه ی کنونی ما اخلاق گرا تر هستند.و این شاید برمیگردد به محدودتر و اخلاقی تر بار آمدن آنها در جامعه ی هنوز کم و بیش سنتی ما و شاید علاقه ی ذاتی اکثر بانوان به حفظ وضع حال.باید قبول کرد که مردها عموما دنیادیده ترند و در قیاس واردتر. برخلاف زنها که بیشتر اهل استقراهستند.
ضمنا حامد جان سلام حالت چطوره؟نظرت درباره ی آذربایجان عوض شده یا نه؟!
محمود ارش - June 28, 2008 07:49 AM
hamlet :
یه موضوع بی ربط به بحث شما
شما چپ دست هستید که لیوان را اینگونه در آغاز صفحه در نظر گرفته اید؟
hamlet - June 28, 2008 09:03 AM
مانی ب :
سلام.
خب، این خانم می تونه «مددکار اجتماعی» خوبی بشه، اما همونطور که خودت گفتی، این حرفا هیچ ربطی به جامعهشناسی نداره. جامعهشناس هیچوقت معیاری برای اینکه «چگونه باید باشد» یا «چگونه بهتر است باشد» ندارد. کار او به تحقیق در «چگونه است» منحصر میشود.
مانی ب - June 30, 2008 12:50 PM
shahrooz :
agha shoma chera tahammole shennidane hich harfi ro nadarid?!
khob in baba ye nazari dade ke injoori be sollabe keshididesh!!
shahrooz - June 30, 2008 09:20 PM
واحه :
شرط اساسی برای انجام کار علمی اعم از خواندن و پژوهش کردن، فاصله گرفتن از قضاوت ارزشی برای درک بهتر واقعیت است. مشکل اساسی که در دانشگاههای ما در حوزه علوم انسانی وجود دارد غلبه و روا دانستن قضاوت ارزشی است به طوریکه که خانم توحیدلو هم اشاره کرده اند که کار جامعه شناس داوری ارزشی است.شما به نکته مهمی اشاره کردید و آن اینکه در موضع قضاوت بررسی کردن به نوعی قایل شدن به مرتبه دانشمندی بازمیگردد که در تعارض بارویکرد جدید به علوم انسانی به ویژه علوم اجتماعی و روانشناسی و رویکرد سازاییگرایانه است که از داوری ارزشی پرهیز نموده هر فرد یا جامعه را با مقتضیات خاص خود بررسی و شناسایی می نماید.
واحه - July 4, 2008 09:18 PM
واحه :
در پاسخ به کامنت آقای محمودارش: همه ما با نوشتن نظرمان داریم درگیر قضاوت اخلاقی می شویم برخی با غلبه وجهه شناختی برخی با غلبه وجه عاطفی و چون زیربنای تحلیل اخلاقی زنان و مردان متفاوت است احتمالا در غلبه عناصر شناختی و عاطفی یا مبنای استدلال اخلاقی هم تفاوت هایی دیده می شود.
واحه - July 4, 2008 09:32 PM
آشفته :
در جواب اين دوست عزيز كه گفته:"علم جامعه شناسي جديد در جامعه ايران هيچ كاربردي ندارد". بايد گفت همفكران ايشان اين موضوع را در مورد اقتصاد ايران قبلا مطرح كرده اند و اقتصاد ايران را از كليه اصول علم اقتصاد مجزا دانسته اند!نتايج مديريت اقتصادي همفكران ايشان را نيز مي توان در وضع كنوني اقتصاد ايران ديد.در زمينه جامعه شناسي هم انشالله به زودي نتايج مديريت جامعه شناختي با ديدگاه اين آقايان با طرحهايي مثل امنيت اجتماعي و ... به منصه ظهور خواهد رسيد!
آشفته - July 5, 2008 03:02 PM
ندا شبان :
در مورد ارزشگزاری درباره بالا یا پایین بودن سطح فرهنگی خانواده دختران متاهل دبیرستانی بیدقتی به خرج داده شده، ولی به این معنی نیست که نمیشه توصیفی از سطح فرهنگی این قشر داشت: دختران دبیرستانی متاهل عموما از خانواده های مذهبی هستن(علتش واضحه؟)، خانواده های مذهبی رو در سه سطح اقتصادی بالا،متوسط و پایین تقسیم بندی میکنیم،چگالی تعداد خانواده مذهبی در سطح متوسط و پایین اقتصادی به سطح بالا می چربه(باید ثابتش کنم؟)دقت کنین نمودار تعداد خانوارهای مذهبی بر حسب سطح اقتصادیه. برای اثبات رابطه مستقیم سطح فرهنگ در یک خانواده(در حد تعریف علمی که از اون میشه) با سطح اقتصادی دلایل خوبی در دسته،و اگه این رابطه رو در کنار نسبت آماری سطح اقتصادی خانوارهای مذهبی قرار بدیم تا حدی میشه توصیفی از سطح فرهنگی دختران متاهل دبیرستانی داشت. این توصیف به دو صورت قابل رد شدنه، اول اینکه مذهبی بودن اکثریت دختران متاهل دبیرستانی رو نپذیرید،دوم اینکه قبول نداشته باشید بیشتر خانواده های مذهبی دارای سطح پایین یا متوسط اقتصادی هستند. اگر به صورت دیگه ای هم میشه ردش کرد بگید لطفا.
ندا شبان - July 19, 2008 08:14 PM
sara :
salam khaste nabashin bebakhshin yekam man etelaat dar morede nahve darkhaste paziresh az yeki az daneshgahaye otrisho mikhastam.man haghighatesh inke lisanse modiryat saanati az yeki az daneshgahye geyrentefairo daram va mikham dobare hamin reshtamo baraye lisans to otrish bekhunam va kelas almani ham sabte nam kardam vali etelaate daghigio nemidunam va mikhastam bedunam ke aya zabane engelisi ham bayad bedunam ya inke almani kefayat mikone?va inke aya be sefarate otrish bayad beram vase inke karamo anjam bedam? ya inke moasese hast ke baram marahele paziresho begire ?
sara - July 30, 2008 03:04 PM
:
هو
سلام
اتفاقا من هم می خوام در همین باره تحقیق کنم چون این موبایل دیگه واقعا داره یه موذل میشه و بین بچه های همسن من(16) دیگه شده یه چیز اساسی ولی طرز استفادمون غلطه و ایکاش طرز درست استفاده کردن را یاد بگیریم نه موبایل هر چیز ذیگری غیر موبایل در ضمن خیلی لطف میکنید اگر کمکم کنید
Anonymous - December 13, 2008 05:30 PM
:
هو
سلام
اتفاقا من هم می خوام در همین باره تحقیق کنم چون این موبایل دیگه واقعا داره یه موذل میشه و بین بچه های همسن من(16) دیگه شده یه چیز اساسی ولی طرز استفادمون غلطه و ایکاش طرز درست استفاده کردن را یاد بگیریم نه موبایل هر چیز ذیگری غیر موبایل در ضمن خیلی لطف میکنید اگر کمکم کنید
Anonymous - December 13, 2008 05:30 PM
:
هو
سلام
اتفاقا من هم می خوام در همین باره تحقیق کنم چون این موبایل دیگه واقعا داره یه موذل میشه و بین بچه های همسن من(16) دیگه شده یه چیز اساسی ولی طرز استفادمون غلطه و ایکاش طرز درست استفاده کردن را یاد بگیریم نه موبایل هر چیز دیگری غیر موبایل در ضمن خیلی لطف میکنید اگر کمکم کنید
Anonymous - December 13, 2008 05:33 PM
sisivs :
امنیت اخلاقی..بودن یا نبودن؟.........مسئله ی خاصی نیست!
اگر دوست داشته باشم یا نه ... جامعه من جای تن فروشانی شده که گناه آنان برهنگی فرهنگ و تن نیست ! گناه آنان شاید غم بی غمی ٬ درد بی دردی ست ... شاید اگر هنوز کسی عاشق می شد قرن ما هم حافظ داشت ...
سکانس اول:
روسری سه سانتی ٬ تمام کفش (کفش کار دار شالیزار یا همون چکمه خودشون) به همراه نقاشی چهره...
ببخشید خانوم میتونم وختتونو بگیرم...
همیشه وقتی رژ صورتی می زنی می گی آره
.
آخه کی گفته به صورتای روشن تیره بیشتر میاد !
گرچه تمام انگشت اتهام من در نوشنه بالا به دختر ها نیست و شاید حتی اعتراضم به شکارهای زنجیره ای پسران بوده اما از اقلیت همیشه خوب آنان که دلشان را هرگز نفروخته اند عذرخواهی می کنم ...
معذرت می خوام فروغ - دنیا - آرینوئس - سعیده - ستاره - گندم - زهره - نسترن و ...
سکانس دوم :
ورت می دارم می ندازمت رو سینم و راس راس وسط جماعت را می رم
سرمم بالا می گیرم و زل می زنم به چشای رنگ و وارنگ آدم خوشگلایی که وسط آدانس جوییدنشون( آدامس جویدن در اینجا نمادی از پوچی انسان قرن می باشد ) یهو چششون می یفته به تو که رو سینم بالا پایین می ری
زل می زنم تو چشاشون که چه جوری از آدانس جوییدن یادشون می ره
بعدم رو می کنن به خوشگل بقلی که دیدی پسر لاترو مث خرس پشمای سینشو انداخته بود بیرون اه !
اما تو رو از رو سینه سوختم ور نمی دارم که بیفتم پای میچ و موچ کردن واسه صاب سگ پشمالو
که خانوم می شه چند دقیقه وختتونو بیگیرم ؟! ...........
گرچه تمام انگشت اتهام من در نوشنه بالا به پسر ها نیست و شاید حتی اعتراضم به عشوه های مسخره دختران بوده اما از اقلیت همیشه خوب آنان که در جمع به اصطلاح متجدد شده راه می روند و در مقابل نگاه تحریک آمیز نسبت به اعتقاد داشتن به شعور خود مقاومت می کنند عذر خواهی میکنم...........
معذرت میخام از علیرضا-حسین-امیر-شهروز-مصطفی-کامبیز-امین-شروین و...
--------------------------------------------------------------------------------
در جهانی که همه چارچوب ها و هنجار ها عوض شده من و امثال من عقب مانده و بی ارزش خوانده می شوند و پایبند بودن به اعتقادات جدید معیار ارزشمند بودن می باشد...
sisivs - March 11, 2009 10:51 AM
:
مي خواهم با شما مشاوره داشته باشم چون واقعا نياز به راهنمائي دارم ، راهم را گم كردم
Anonymous - November 8, 2009 08:11 AM