« ما مردمانیم | صفحه اول | بانک داری در ایران »

14 مرداد 87

دزدی ادبی در دانش گاه

در دانش گاه های دنیا یک لغت ترسناک وجود دارد به اسم دزدی ادبی (plagiarism) که دانش جویان بدجوری از آن می ترسند. طبق تعریف دایره المعارف حقوق آمریکا دزدی ادبی به معنی "عمل تخصیص دادن خلاقیت ادبی یک نفر دیگر یا گزیده ای از آن یا متن ناشی از آن گویی که خود (آقا/خانم دزد) آن را خلق کرده است". در دانش گاه وین نرم افزاری وجود دارد که همه متون علمی تولید شده (مثلا تزها) به آن داده می شود و نرم افزار چک می کند که آیا پاراگراف هایی از متن هست که عینا از یک متن دیگر برداشته شده باشد و به آن ارجاع داده نشده باشد. چنین عملی به سختی مجازات می شود. مجازاتی که حتی ممکن است منجر به اخراج از دانش گاه شود.

سال 81 جایی از من دعوت کرده بودند تا درسی در مورد مدیریت رشد شرکت ها بدهم. با توجه به این که موضوع برای اولین بار در ایران تدریس می شد و کتاب استاندارد جذابی هم برای آن نمی شناختم دست به کار شدم و از مجموعه ای از کتاب ها و مقالات (و ضمنا از پایان نامه فوق لیسانس یکی از دوستان با اجازه خودش) یک جزوه درسی کامل آماده کردم. نمی دانم چه کسی بعدا لطف کرد و بدون اجازه یا هماهنگی با من کل اسلایدها را به صورت نرم افزار پاورپوینت روی یک سایت عمومی قرار داد. من هم ماجرا را زیاد جدی نگرفتم. گذشت و چند روز پیش به تصادف فهمیدم که یکی از اساتید محترم یکی از دانش گاه درسی در همین رابطه تدریس می کند و اسلایدهایی که به اسم خودش در این درس استفاده می کند عین اسلایدهای بنده بدون حتی یک خط تغییر در متن یا رنگ یا فونت و غیره است. خوش بختانه این آقای استاد بدشانس وب سایتی هم برای درسش دارد و لینک اسلایدها هم روی سایت وجود دارد.

سال ها پیش به خانمی که آن موقع دانش جوی دکترا بودند و الان استاد دانش گاه هستند سفارش یک گزارش مشاوره ای دادیم. چند روز بعد گزارش آماده شد و ما از سرعت عمل ایشان در حیرت ماندیم. چون باید متن را ویرایش می کردم جملاتش خوب در ذهنم مانده بود. بعدا که مقاله دکتر نیلی در کتاب اقتصاد ایران را خواندم دیدم متنش چه قدر برایم آشنا است! چند ماه پیش هم خانمی که دانش جوی فوق لیسانس دانش گاه علم و صنعت بودند با من تماس گرفتند و گفتند که برای یک تحقیق درسی به متن پایان نامه فوق لیسانس من احتیاج دارند ولی به علت محدودیت های احمقانه حاکم بر کتاب خانه های ما نمی توانند به راحتی آن را مطالعه کنند. من هم متن کامل پایان نامه را برایشان ارسال کردم. ایشان چند هفته بعد ضمن تشکر گزارش پروژه خود را برایم ارسال کردند که 90 درصد آن کپی پست کامل پایان نامه بود! از ایشان توضیح خواستم و ایشان خیلی خون سرد جواب دادند که من که متن تو را منتشر نکردم این فقط یک پروژه دانش جویی بود و قابل این حرف ها را نداشت. همین! یک ماه پیش به آقایی که در حال دفاع از پایان نامه فوق لیسانس است سفارش یک گزارش سیاست گذاری را دادم. متن را آماده کرد و وقتی آن را خواندم به نظرم رسید که مقدمه ای که نوشته کمی بی ربط است. در گوگل سرچ کردم و دیدم که عین متن یک سایت فارسی را به عنوان مقدمه و فصل یک گزارشش کپی کرده است. خلاصه داستان طولانی است.

این درست است که ما قانون جدی حقوق مولف خصوصا برای آثار خارجی در کشور نداریم و این درست است که مثلا در عرف رایج در کشور این عمل چندان عجب نیست که کسی متن یک کتاب استاندارد درسی را اسلاید کند و درس بدهد. حتی این هم چندان عجیب نیست که اسلایدهای یک درس خارجی را فارسی کند و استفاده کند. به هر حال هر چند همه این کارهایی که می کنیم در اساس نامتناسب با اصل حقوق مولف است ولی فعلا تحمل می شود. چیزی که حتی در این عرف بی اعتنا به حقوق مولف به شدت ناپسند است برداشتن متن فارسی یا اسلایدهای یک نفر به صورت کامل و استفاده از آن به اسم خود است. من اسم این آقای دکتری که این کار را کرده است هنوز ذکر نکرده ام چون فکر کردم شاید عذر قابل قبولی داشته باشند. مثلا ممکن است ایشان سفارش تهیه یک سری اسلاید را به یکی از دانش جویانشان داده باشند و این فرد سر استاد را کلاه گذاشته باشد یا مثلا ممکن است کسی اسلایدهای من را به اسم اسلایدهای باز و رایگان به ایشان داده باشد و الخ. به هر حال به او ایمیل زده ام و منتظر توضیح هستم. اگر توضیحشان قابل قبول نبود آن وقت اسمشان را افشاء خواهم کرد. در این افشاء من نفعی ندارم. سال ها است که آن درس را درس نمی دهم و کلا از این فضا بیرون آمده ام و کارراهه جدیدی برای خودم در پیش گرفته ام. تنها انگیزه ام مشارکت در جنبش مبارزه با بی شعوری است که محمود پیش نهاد می کند.

پ.ن: آقای استاد ایمیل زدند و توضیح دادند که این اسلایدها را دو سال پیش یک دانش جوی فوق لیسانسشان به اسم خودش به ایشان داده است و ایشان نمی دانستند که این دانش جو دزدی ادبی کرده و گرنه به او نمره نمی دادند! در ایمیل شان هیچ نشانه ای از تاسف یا عذرخواهی از این که حقوق من نقض شده نبود و اتفاقا خوش حال بودند که فهمیده اند تهیه کننده اسلایدها من بوده ام! به هر حال فرض می کنیم توضیح شان قانع کننده بود.


   دنبالك

دنبالك اين نوشته:
http://www.maryammomeni.com/cgi/mt/mt-tb.cgi/743


   نظرات

ابوذ :

نمیدانم چرا وقتی از سر این طیف که گفته ای : "متن یک کتاب استاندارد درسی را اسلاید کند" سپس "اسلایدهای یک درس خارجی را فارسی کند" و ... تا سر دیگر آن که خودت در آن نشسته ای : "از مجموعه ای از کتاب ها و مقالات و پایان نامه"، صدای آژیر قرمز وجدانم چندان تغییر آهنگی نمیدهد. شاید چون تصورم این است که از محصول نهایی 98% کار را فردی که کار اوریجینال کرده است، انجام داده و به نظرم ترجمه و تلخیص کلاً کار چندان با ارزشی نیست. شاید به نظرم فردی که حاضر شده 98% کار را بدزدد حق ندارد که به کسی که 2% کار را دزدیده است خرده بگیرد.

این مسئله دامنه اش بسیار گسترده تر است و این دزدی در سراسر زندگی ما جاری شده و فاسدمان کرده است، به طوری که با وجود نرم افزارهای متعد اوپن سورس فراوان در هر حیطه، کسی به خودش زحمت شیفت کردن از ویندوز و آفیس را نمیدهد و همه ما خودمان را در اموال بیل گیتس شریک میدانیم.

ولی به نظرم برای شروع، قبل از سنگسار کردن رفق، موضوع ایضاح مفهومی شود و بحث شود که واقعا مرزها کجاست. به عنوان مثال -حتی اگر نویسنده چاره ای غیر از قبول کردن هم نداشته باشد- خوب است وقتی کتابی را ترجمه میکنیم با یه ای-میلی چیزی از نویسنده اش اجازه بگیریم. در مورد این موضوعی که نوشته ای هم خوب است دوستان بحث کنند که مرزهای بی شرفی کجاست و گام اول را همهگان برداریم؛ باشد که رستگار شویم

 

:

Hamed jaan!
man projeye darse narm afzaare 2 ro ke modathaa roosh kaar karde boodam, yeki az doostaanam gharz gereft ke negaah kone va komaki baashe baraash baraaye paayaan naameye doreye lisansesh. 2 maah pishesh bood va pas nadaad. ba'd az 2 maah ke haazer shod behem pas bede, goft "baa ejaaze at ye copy'sh ro negah daashtam!!"

chand maahe ba'd tavasote yeki az bache haa khabardaar shodam ke kole projeye mano be esme payan naameye doreye lisansesh be ostaadesh tahvil daade!!!!

age behesh migoftam, migoft: "khodet daadi ke behem komaki baashe!!"

YANI TOO IRAN ASLAN FARGHI BEYNE KOMAK GEREFTAN AZ YE MATLABE ELMI VA COPY KARDANESH VOJOOD NADAARE!!!!

hamin shakhs vaghti ghabl az emtehaane yeki az dars haa behem goft ke javaabe so'aalaato behem beresoon va man goftam " man hichvaght in kaaro nemikonam.", khodesh va doostaanesh be sheddat ta'ajob kardan va be man goftan:"to khejaalat nemikeshi hamchin javaabi midi?" !!!!

INAM MOZOO'E DOVOM KE TOO DANESHGAAH HAAYE IRAN TAGHALOB BE SHEDDAT MARSOOME VA KASI KE HAAZER BE HAMCHIN KAARI NEMISHE MORTAKEBE AMALE KHEYLI ZESHTI SHODE!!!!


(bebakhshid ke baa Penglish neveshtam, man fonte farsi nadaaram)

 

Aydin K :

تا زماني كه ايراني جماعت به نرم افزار (منظور فقط حوزه كامپيوتر نيست) ارزشي قايل نشود، متاسفانه وضع بدتر از اينها هم خواهدشد.

 

علیرضا مجاهدی :

سلام
موضوع جالبی است که کمتر به آن پرداخته میشود. علیرغم همه اینها به نظرم راه حل خیلی خوبی که وجود دارد همان ذکر منبع است. به هر حال همه کس که همه چیز را نمیدانند و از نظر من خیلی هم خوب است که از دانش و متون یکدیگر برای تکمیل کردن محتوی و غنی سازی آن استفاده کنیم و خیلی هم بهتر است که حتما ارجاع بدهیم به منبع اصلی.
دو سود دارد یکی اینکه متن غنی میشود و دیگر اینکه خواننده متوجه میشود که نگارنده چقدر برای این کارش مطالعه نموده است.
اگر هم کسانی چنین کارهایی میکنند به نظر خود من ناشی از ضعف دانش است و نشانه کامل بی سوادی.
اساتیدی در دانشگاه مثل آقای دکتر روستا همه اسلایدها و متونشان را در اختیار دانشجو قرار میدهند چون میدانند بعد از انتشار دیگر بیات شده است و دانشی که آنها در ذهنشان دارند به روز تر خواهد بود و اساتیدی هم داشته ام که همه سوادش همان چند اسلاید بوده و از دانشجویان هم به عنوان تکلیف خواسته است برایش کتابی را اسلاید کنند!
بگذریم. زیاده گویی کردم.
ولی چقدر خوب بود ما هم چنین دیتا بیسی داشتیم که میشد حداقل خودمان برای خودمان بدانیم که چندبار و در کجاها از نوشته های ما استفاده شده است تا بیشتر به آن ابعاد نیز پرداخته شود تا دانشمان احاطه بیشتری پیدا کند.
به هر حال پر حرفی کردم و عذر میخواهم. ممنون که اشاره فرمودید. ممنون تر میشوم به جای ذکر مصیبت با هدایت شما راه حلی برایش بیاندیشیم و گرنه کم و بیش با آن آشنا هستیم. مهم آن است که جلوی آن گرفته شود. به روش انگیزشی نه به جبر و زور البته.

 

سهیل :

فقط یک مثال:
استاد محترم درس گرافیک کامپیوتری ما، که تا همین ده سال پیش هم آمریکا زندگی می‌کرده، اسلایدهای چندتا استاد دانشگاه آمریکایی رو ورداشته، اسم‌شون رو از صفحه‌ی اول حذف کرده، و اسم خودشو به جای مؤلف گذاشته! جالبیش اینجاست که بعضی از اسلایدها رو خودشم نمی‌دونه که چی هستن، و ازشون رد میشه، و جالب‌تر اینکه، حتی اینقدر اهمیت نداده به این قضیه، که توی properties این فایلها،‌اسم مؤلف اصلی هنوز هست!

 

سیامک :

همین مثلا دکتر سلیمانی وزیر ارتباطات احمدی نژاد کتابی نوشته است که دقیقا ترجمه مرجع هشتم آن است! خودظ را مولف جا زده است مردک کلاه بردار!

 

سیامک :

همین مثلا دکتر سلیمانی وزیر ارتباطات احمدی نژاد کتابی نوشته است که دقیقا ترجمه مرجع هشتم آن است! خودش را مولف جا زده است مردک کلاه بردار!

 

علي شهاب :

خوب اين قضيه سر دراز دارد. در مورد نرم‌افزارهاي رايانه‌اي فكر مي‌كنم كه شايد در حال حاضر چاره‌اي نداريم. چون از يك طرف نرم‌افزارهاي اوپن سورس معمولا خيلي از قابليت‌هاي نرم‌افزار اصلي را ندارند (مثلا آفيس‌هاي اوپن سورس اغلب با زبان فارسي مشكل دارند) و از طرف ديگر، سطح درآمد ما آن قدر غير واقعي است كه قيمت يك نرم‌افزار اوريجينال شايد از حقوق يك ماه‌مان هم بيش‌تر باشد. اما قضيه در مورد كتاب و مقاله و اسلايد و ... فرق مي‌كند. به نظرم آدمي كه دست به چنين كاري مي‌زند در ارزش‌هاي اخلاقي‌اش دچار تضادي جدي است. براي من ديدن اجازه‌نامه نويسنده در ابتداي كتاب‌ها عجيب و باور نكردني است! چرا؟ شايد دولتي بودن همه چيز اين جا را هم خراب كرده كه ما در همه امور به دنبال راحت‌ترين راه حل هستيم كه اگر مجاني باشد و اگر زحمت نداشته باشد چه بهتر!
فكر مي‌كنم دليل‌ اصلي چنين اتفاق‌هايي حداقل در محيط آكادميك اتكاي عجيب و غريب سيستم آموزشي ما به تحقيق‌هاي بدون هدف و صرفا نمره‌بياور است. جالب اين جاست كه اساتيد هم با اين كه از اين موضوع خبر دارند، اما سعي مي‌كنند از اين كارهاي جماعت دانشجو و محقق (!) سودي ببرند. و همين مي‌شود كه اين دور باطل ادامه پيدا مي‌كند.
دو نمونه در اين زمينه ذكر مي‌كنم. به نظرم مورد دوم‌اش فاجعه است:
1- استادي داشتيم كه در ابتداي ترم يك كتاب لاتين را بين بچه‌ها تقسيم مي‌كرد كه ترجمه كنند. لابد بعدا هم مي‌خواست كتاب را به اسم خودش چاپ كند!
2- دو دانشجوي دكتراي يك دانشگاه معتبر صنعتي را در حال صحبت ديدم. موضوع صحبت اين‌جا بود كه يكي‌شان مي‌خواست يك مقاله خارجي را در پايان‌نامه‌اش كپي پيست كند و استاد مربوطه اجازه نداده بود. حالا جناب دكتر بعد از اين چنان از اين موضوع عصباني شده بود كه ...

 

:

جلسه نقد وبلاگ گروه بارانی ها روز یکشنبه ٢٠ مرداد ماه ساعت ۵ الی ٧ بعد از ظهر در فرهنگسرای دانشجو واقع درپارک شفق یوسف آباد برگزار می شود.

از تمامی دوستان و علاقمندان دعوت می شود در این جلسه حضور بهم رسانند.

 

سارا :

یک مورد باور نکردنی که من هنوز هم بعد از چند سال در حیرتم از آن:
خانمی در یکی از دانشکده‌های دانشگاه شریف تز فوق لیسانسش در ادامه‌ی کار یکی از دانشجویان قبلی بوده که در یک گروه با یک استاد راهنمای مشترک کار می‌کردند. ایشان تز فوق‌لیسانس دانشجوی قبلی را به طور کامل کپی کرده، یک فصل ۱۰-۱۵ صفحه‌ای به ته آن اضافه می‌کند و به عنوان تز خودش از آن دفاع می‌کند، از ترم بعد هم به عنوان دانشجوی دکتری با یکی از اساتید همان دانشکده شروع به کار می‌کند.
من که در آن موقع خودم در حال نوشتن تز فوق بودم گستاخی آن دانشجو و گیجی (در حالت خوش‌بینانه) یا ... آن استاد را تقریبا نمی‌توانستم باور کنم. به خصوص که از استادهای معروفی است که کلی ادعا دارند ...

 

نیم نگاه :

بی زحمت قبل از جنبش مبارزه با بی شعوری، یک جنبش مبارزه با «سمبل کاری» راه بیندازید!جنبش ضدسمبلیسم مثلا. والبته دانشجویی که این کارها را می کند حتما به استادش اقتدا کرده: الناس علی دین ملوکهم! (این را همیشه یکی از استادهامان می گوید)

 

فیاض خاک :

حامد جان، درست. اما جمله ی آخر ایراد دارد.
باید در انتقادهایمان اصالت نفع شخصی را وارد کنیم،بطور جدی و فقط به خاطر یک جنبش یا نهضت یا هرچیز دیگری وارد موضوعی نشویم.
جایش هست و حق توست که واضح بگویی: اگر آن آقا اسلایدها را برندارد آبرویش را میبرم، چون نتیجه ی زحمات من را استفاده کرده و حقش را به هر ترتییبی به جا نیاورده.
این را از این بابت میگویم که به نظرم کل نهضت های اصلاحی تاریخ ایران از عدم وجود نفع شخصی یا عدم اعتراف به آن رنج برده.
جسارت نشود.

 

hossein :

حامدجان غصه مخور! چای بخور.
بر سر جوی نشین و گذر عمر ببین.
این خاک عجیب سفله پرور است.
بگم باز؟

 

بهمن :

حامد جان ايراني جماعت اينجوري بزرگ ميشن. وقتي استادي 70٪ از كارش كپي است چه انتظاري از دانشجويش بايد داشته باشيد.در كشورما كه توليد علم وجود ندارد و هميشه منتظر كشورهاي ديگر هستيم كه براي توليد علم،زمان ، عمر، انرژي و ... هزينه كنند و كار ما كپي و ترجمه دستاوردهاي آنهاست ، بيشتر از آن نبايد انتظار داشته باشيد. البته با اينكه بايد روزي جلو اين كار را بگيريم كاملا موافقم.

 

:

با درود بر شما

این متن شما مرا به یاد خاطره ای انداخت . برای تعیین سیاستگزاری های یک بخش از فعالیت مجموعه ای که دران کار میکردم قرار بود پیشنهادهای دو نفر از اعضا جلسه بررسی شود که یکی از انها من بودم . یکروز قبل از تشکیل جلسه پیشنهاد ها جمع اوری شد و درست در لحظه تشکیل جلسه به من اطلاع داده شد که نوشته های ارائه شده توسط شما مفقود شده است . انهم درست پنج دقیقه قبل از تشکیل جلسه . نسخه ای همراه داشتم و تصمیم گرفتم همان را به بحث بگذارم . نفر اول گزارش خود را ارائه داد در مقابل چشمان حیرت زده من و کلمه به کلمه متنی که من ارائه داده بودم . این نمونه اش را دیده بودید؟ دزد و دزد زده رودرروی هم و با چنان وقاحتی ارائه میداد که بیشتر شوکه بودم تا شاکی .
اما نمیدانم چرا نوبت به من که رسید فقط به یک جمله بسنده کردم ( اینقدر پیشنهادات ما شبیه به هم است که ترجیح میدهم فقط روی همین موضوع بحث کنیم . و کار موازی انجام ندهیم ) . انقدر او را حقیر دیدم که حتی در خور مقابله هم ندانستم بیچارگی اورا .
باز هم باید بدون تردید بگوییم مقابله با افراد دردی را دوا نمیکند باید به فکر پایه ریزی و نهادینه کردن راهکارهای اساسی باشیم .


 

مرتضی :

شاید ذکر یک خاطره خالی از لطف نباشد(اگر چه خاطرات در این زمینه فراوان است):
روزی یکی از همکاران به من مراجعه کرد و گفت که پایان نامه اش را در زمینه بیمه می خواهد انجام دهد و از من پرسید که آیا می توانم کمکش کنم. من به خاطر تخصص نداشتن معذور شدم ولی شاید به سه هفته نکشید که دیدم همکار عزیز با تز صحافی شده خود به من مراجعه کرد و گفت که دفاع کردم!. مثل روز روشن بود که تز کاملاً از جایی کپی برداری شده. من فقط نگاهی به عناوین مآخذ تز انداختم و دیدم که از قضا دو مقاله اش به زبان آلمانی است(یعنی همان عنوان مقاله، نام نویسنده و موارد دیگر). از دوستم پرسیدم که آیا به زبان آلمانی هم مسلط است؟ جواب داد خیر....

 

گلنار جعفری :


ببخشید نمیدانستم بدون اسم متن را ارسال کرده ام جناب قدوسی . جعفری هستم که بسیار از کارگاه اموزشی مهارت های مشاوره در مدیریت که توسط شما اداره میشد استفاده کردم . سپاس ویژه از شما و دست اندرکاران ان برنامه پربار . منتظر ادامه ان نشست هستم .

 

minerva :

لینک شدید .
از مطالبتون واقعا استفاده کردم . ممنون .

 

شهریار :

یک جمله‌ی طنز هست که می‌گوید "اگر از یک نفر کپی کنی دزدی کردی، اگر از چند نفر کپی کنی تحقیق (research) کردی"
به این موارد دزدی آشکار کار ندارم اما شاید با جزئی‌نگر‌تر کردن در موارد دیگر بشود مسئله را به کانال دیگری انداخت. در همین راستا یک مطلب در وبلاگم نوشته‌ام:
http://www.logosoftime.org/shahryar/?p=189

 

احمد :

با تشکر از شما به نکته های جالب و ارزشمندی اشاره نموده اید . زیاد به مباحثی که باعث آزرده خاطر شدن خود و ببینندگان می شود نپردازید . موقعی که سیاره ما به سیاره میمونها تبدیل شده است ( ریاست جمهوری ... ) باید رفت و زبان میمونی را فرا گرفت به امید موفقیت روزافزون انسانهاو ...

 

:

نکته کپی کردن نیست که دوستان بالا استباه گرفته اند، نکته عدم ذکر این نکته است که این قسمت کار خود فرد نیست، و گرنه قسمت اعظم اکثر مقالات و تزها ذکر نتایج و اطلاعاتی است که قبلا وجود داشته.
احساس می کنم این کامنت ها بیشتر شبیه حرف های آدم های نشسته در تاکسی است تا ...

 

امید :

سلام. خسته نباشین. راستش تو دانشگاه تبریز تو درس زبان تخصصی استاد ما، ما رو مجبور کرده بود تا براش مقاله بنویسیم(مقاله باید انگلیسی و به فرم مقالات ژورنال های خارجی می بود.) ما هم مجبور شدیم برای موضوعاتی که با انهااشنایی نداریم و باید در موردشان یه مقاله در عرض یه ماه بنویسیم، از چند تا مقال هی خارجی کپی کنیم، جالبتر اینکه این استاد تا حالا چند تا مقاله ی توی ژورنال های خارجی چاپ کرده که همون مقالات تغییر یافته ی مقالات کشکی ماست. تو رو خدا استاد رو حال می کنین.هنوز این استاد سابق ای ریاست دانشگاه رو هم داره!!!

 

احمد :

متاسفانه همين چند پند روز پيش يك پاورپوينت آماده رو دانلود كردم و دركمال ناآگاهي به استادم تحويل دادم . و اوهم نمره خوبي به من داد .
با خواندن مطلب شما خجالت زده شدم . ( واي خاك وچوكم بكنن )
تا اين استاد هاي آماده پذير و الكي مدرك گرفته به دانشگاه ها راه پيدا مي كنن امثال من هم فرصت شيطانيوخباثت داريم .

 

:

سلام
آقا کجاش رو دیدی؟
من یه مورد میشناسم که دانشجوی ارشد بدبخت تز رو اماده کرد بعد استاد مربوطه مقاذیر متنابهی از اون اطلاعات رو از تز ایشون کپی و در تز همسرش پیست میکنه
بعد اون بنده خدا هم در کمال ناباوری تجدید دوره میشه
به همین راحتی

 

میلان :

هنر را از که آموختی؟
اتفاقا من کاملا برعکس فکر می کنم. کپی برداری هم یک هنر است. ذوق و شوق می خواهد. خلاقیت می خواهد. همچنین انسانیت. می تونم افراد بسیاری نام ببرم که بسیار موفق تر از دیگرانند. اگر می تونی بیا جلو.

 

الف :

كار فوق ليسانس بنده هم شد تز دكتري يه بنده خداي مستحقي در دانشگاه آزاد اسلامي! البته با اطلاع و همكاري استاد عزيز مشتركمان. بقيه الطاف اين عزيزان در حق بنده بماند... (عددسازي و چاپ مقاله پر از ادعاهاي دروغ با استفاده از نتايج كار بنده و ...)

 

بهاره :

سلام! خوب من اصولا در مورد گزارش یا تحقیق دادن به دیگران آدم خسیسی هستم. بیشتر به همین دلیل که حوصله دردسرهای عواقب این چنینی اش را ندارم. از کجا معلوم پس فردا مجبور نشوم اثبات کنم که کاری نوشته من بوده نه کسی که کپی کرده! (مثل فیلمهای اف بی آی می شود) اوه! ترجیح می دهم دوستان کمتر ولی با دردسر کمتری داشته باشم. (فکر کنم تا حالا به غیر از اساتید فقط به شما مشق هایم را فرستادم. آن هم البته خودخواهی من است به نوعی که شاید فید بک آموزنده ای بگیرم) ولی با این حال من هم بی نصیب نماندم و در طول مدتی که برای یک شرکت مشاوره کار می کردم رئیس مستقیم من بدون ذکر نام من کار مرا به نام خودش به روسای اصلی ارائه می کرد. خیلی فرقی ندارد. وجدان چیز خوبی است انگار نایاب شده. بنده خدا یکی از بچه های کلاس می گفت کتابی را ترجمه کرده و به استادش داده و استاد بی رحم در چاپ کتاب نه تنها اسم او را در عنوان نویسنده دوم نیاورده که یک خط تشکر هم ننوشته. من البته دیگر نمی نمی دانم چی را باور کنم!
درسته بچه ها خیلی کپی پیست می کنند تا جایی که برخی اوقات حتی زحمت ترجمه یا تلخیص را هم نمی دهند و همان طور انگلیسی سرهم بندی می کنند. آن هم بدون ذکر منبع. یک دلیل آن را من فشار اساتید در ارائه مطالب و گزارشهای متعدد برای همه دروس می دانم. وقت نمی کنیم عملا که روی یک کاری درست وقت بگذاریم آن هم وقتی معیار ارزیابی وجبی باشد. مساله نمره و اینها هم که مزید بر علت.

جنبش مبارزه با بی شعوری، چه اسم خنده دار تلخی.
موافقم که همدیگر را تنها نگذاریم که فرد معترض اتهام حساس بودن یا عدم انعطاف بهش نخورد. این برچسب حساس بودن از آن مواردی است که انگیزه اعتراض را می خشکاند.

 

بهاره :

آبروی دانشکده ما رفت!

 

محمدرضا :

بابا این که چیزی نیست سر دفاع فوق لیسانس یکی از دوستان من بک دفعه یکی از داورها گفت که متاسفانه اقای مهندس یک مقاله از طرف یکی از دانشجویان دکترا برای من امده که اطلاعات ان دقیقا مشابه کار شماست نظرتون چیه؟ ایشون هم جواب داد بعله اقای دکتر این اطلاعاتو از من گرفته... البته اسمی از ایشون تو مقالش نبرده بود..

 

:

با سلام به اقای قدوسی
با توجه به اهمیت موضوعی که به آن پرداخته اید و با اجازه شما قصد دارم پاراگراف اول مطلب شما را در وبلاگ دانشجویان مدیریت اجرایی سازمان مدیریت صنعتی درج کنم اگر مخالفتی دارید خواهشمند است اعلام کنید.
از مطالب جالب شما استفاده کردم.به امید موفقیت بیشتر

 

مرد نفتي :

سلام
مطلب جالبي است. البته جاي تامل دارد.مي توانيم از چند منظر به اين مساله نگاه كنيم. يكيش همين منظري است كه شما پرداخته ايد و بسيار هم كار زشت و ناپسندي است كه آدم كار يكي ديگه رو برداره و بدون رعايت حقوق معنوي به نام خودش چاپ كنه. اما از طرف ديگه، ارائه مطالب اصل(مخصوصا روي وب) كمك فراواني به گردش اطلاعات در جهان ميكنه. به نظر من، منطقي نيست كه به دليل امكان سوء استفاده بياييم جلوي اين جريان اطلاعات رو بگيريم. براي پيشگيري از اين كار راههاي ديگه اي هم هست. يكيش اينه كه استادا خودشون آدمايي باشن كه به شدت از اين كار جلوگيري كنند. البته آدماي با سواد و پخته خودشون به درجه اي رسيدن كه از اين دست كارا براشون تابو باشه.
به هرحال خوشحال شدم كه مطلب شما رو خوندم. برا خودم يه تلنگر بود.
به مرد نفتي هم سر بزن. اگه مايل بودي تبادل لينك مي كنيم.

 
 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007