پروفسور؟
ایرانیانی که خارج زندگی می کنند و پس از مدتی برای انجام فعالیتهایی به ایران بر می گردند دو گروه هستند. گروه اول افرادی که سابقه "شفاف" دارند. مثلا دکتر احمد و محمود صدری یا دکتر علی میرسپاسی یا دکتر هادی و جواد صالحی اصفهانی یا دکتر هاشم پسران یا دکتر انوش احتشامی و یا بسیاری از رفقای خود ما از نسل استادان و پژوهشگران جوانتر. در مورد این افراد هم محلی که درس خوانده اند کاملا مشخص است و هم سوابق کاریشان خیلی محدود و قابل باور است. معمولا جای خوبی درس خوانده اند و بعد هم در چند جای بسیار محدود شغل های مشخصی داشته اند مثلا استاد یا مشاور شده اند. خروجی های علمیشان هم در مجلات معتبر و مشخص منتشر شده و قابل ردیابی و ارزیابی است. نکته آخر این که هیچ کدام از آن ها "لقب" و "سمت" عجیب و غریب و غیرقابل باور از جنس مرد سال و الخ ندارند.
در مقابل ایرانیانی هم داریم که وقتی دیده اند که اوضاع پول و پروژه در ایران بهتر از خارج است یک دفعه در سنین بالای 50 سر و کله شان پیدا می شود (یک اقتصاددانان معمولا این سوال اولیه در ذهنش جرقه می زند که اگر این آدمها در این سن و سال در آن طرف موفق بودند احتمالا نباید جذب بازار ایران می شدند ولی این فقط یک سوال اولیه است) این تیپ از افراد معمولا رزومه خیلی شفاف و مشخصی ندارند و بیش تر به سوابقی هم چون "مشاور پادشاه انگلستان" و "ریاست بانک جهانی" و "دست یار رییس جمهور بنین" و "رییس هیات مدیره میکروسافت" یا "استاد همزمان هاروارد و ام آی تی" اکتفا می کنند که هر چه نگاه می کنی می بینی این سوابق به قد و قواره و رزومه و قدرت تحلیل و کیفیت نوشته ها و صحبتهایی که می کنند نمی خورد. معمولاهم چند صباحی هستند و چند صد میلیونی پروژه می گیرند و بعد ناپدید می شوند. نکته بامزه این است که اکثر این بزرگواران در ایران حتما باید با لقب "پروفسور" خطاب شوند. من اسم نمی برم چون حتما ذهن خود شما فورا متوجه چندین و چند "پروفسور" از این قماش می شود. این ماجرای پروفسور برای من همیشه مایه خنده است. اصولا در اروپا هر کس که به عنوان هیات علمی رسمی استخدام می شود عنوان پروفسور دارد و لذا پروفسور بودن واقعا معنی دانشمند ریش بزی کچلی که در ذهن عوام علمی در ایران هست (مثلا پروفسور بالتازار!) را نمی دهد. در آمریکا هم که معنی پروفسور (استاد تمام) روشن است ولی چون فرهنگ آمریکای شمالی کمی کول است آدم ها کمتر در بند این عبارتها هستند و با اسم کوچک خطاب می شوند (حداقل دهها استاد آمریکایی که من داشته ام یا ملاقات کرده ام چنین رویکردی داشته اند).
یکی از رفقا لینکی فرستاده از مصاحبه روزنامه کارگزاران با یکی از پروفسورهای مشهور و مدتی غایب ایرانی به نام پروفسور صحراییان. این بنده خدا چند سال پیش آمد ایران و انجمنی به اسم تولیدگرایان تاسیس کرد و بعد هم مدعی این بود که خدای تئوریهای صنایع کوچک است و کتابی هم در این مورد نوشت. من هم که سال های 79-80 روی موضوع صنایع کوچک کار میکردم کتابش را با تیممان بررسی کردیم و دیدیم چیزی است در مایه های جمعبندی ادبیاتی که یک دانشجوی سال اول لیسانس انجام می دهد. گذشت و ایشان درست پس از ماجراهایی در ایران یک دفعه ناپدید شدند و حالا ظاهرا دوباره رجوع کرده اند. ببینیم دوست روزنامه نگار ما در روزنامه کارگزاران ایشان را چهگونه معرفی می کند:
"لباس استاد دانشگاه کرمان که لباسی کاملا سنتی و دستدوز است، یکی از افتخارات اوست. خودش میگوید که در "تمامی" مراسم علمی خارج از کشور بهویژه آمریکا این لباس که دیگر غبار کهنگی بر آن نشسته را بر تن میکند تا با زبانی گویا فریاد کند به ایران و صنایع دستی هنرمندانش عشقی جاویدان دارد (چای داغ: به عکس های سایت استاد مراجعه کنید تا صحت این ادعا را ببینید). «صحرائیان» اقتصاددان برتر سال 2001 و 2002 آمریکا، برنده جایزه نخست علم اقتصاد اکونومیست کاونسیل آکادمی علوم نیویورک به عنوان اولین اقتصاددان ایرانی، ارائه دهنده بهترین تئوری در ماهیت فلسفی صنایع کوچک، همچنین عضو برجسته انجمن اقتصاددانان آمریکاست. وی که خردادماه 87 به دعوت از «حسین هاتفی فارمد» معاون هنرهای سنتی و صنایع دستی کشور به همراه تعداد 25 نفر از سفیران خارجی مقیم تهران در مراسم بزرگداشت روز جهانی صنایع دستی ایران در تبریز حاضر شد، سرانجام پس از دو و نیم سال سکوت مطبوعاتی، تنها به عشق رونق روزافزون صنایع دستی حاضر به گفتوگو شد تا بلکه بتواند نظر برخی از مسئولان را نسبت به حمایت بیشتر از صنایع دستی برانگیزاند. این عضو اتحادیه صنعتی «نومدا» آمریکا که دارای مدرک دکترین نوین اقتصاد توسعه و مدرک دکترین اقتصاد پیپلیزم آمریکاست تاکنون بیش از 17 عنوان کتاب به زبانهای فارسی، آلمانی، انگلیسی و فرانسه تألیف کرده است و همچنان به عنوان عضو برجسته انستیتو تحقیقاتی irci و ecc اروپا و عضو برجسته تحقیقاتی سازمان ملل در خصوص پولشویی ایران و خاورمیانه به شمار میرود"
من فقط یک بار دیگر بخشی از این لقب ها را تکرار می کنم: اقتصاددانان برتر سال 2001 و 2002 آمریکا؟، ارائه دهنده بهترین تئوری در ماهیت فلسفی صنایع کوچک؟!، عضو برجسته انجمن اقتصاددانان آمریکا؟ٰ دارای مدرک دکترین نوین اقتصاد توسعه و مدرک دکترین اقتصاد پیپلیزم آمریکا!! (دوست روزنامه نگار احتمالا نمی دانسته که دکترین به معنی نظریه ای است که یک فرد ارائه می کند و مدرکی مثل مدرک فوق دیپلم نیست که کسی از جایی آن را دریافت کند). تا این جا گافهای روزنامه نگار بود. اجازه بدهید به رزومه پروفسور صحراییان بپردازیم.
1) ایشان همیشه خود را پروفسور معرفی کرده اند. باید پرسید که در کدام موسسه پروفسور هستند؟ قبلا در بحث مربوط به پروفسور پرویز پیران در مورد لزوم داشتن تعداد قابل توجهی مقاله در ژورنال های علمی برای کسب کرسی استادی صحبت کردیم. بنده نشانی از حتی یک مقاله علمی در رزومه ایشان نمیبینم. به لحاظ سوابق شغلی هم سابقههای ایشان پس از فارغ التحصیلی بیشتر به مناصبی مثل مدیریت کارخانه نان ماشینی، آموختن زبان انگلیسی و مدیریت شرکت سازنده تجهیزات اداری مربوط است. تا جایی که من می فهمم کسی با این نوع سوابق نمی تواند به راحتی پوزیشن پروفسوری در دنیا کسب کند.
2) ایشان مدعی است که جایی به اسم "شورای اقتصاددان آکادمی علوم نیویورک" ایشان را در سال 2001 به عنوان اقتصاددان برتربرگزیده است (و روزنامه نگار کارگزاران انتخاب شدن توسط یک نهاد محلی را به عنوان اقتصاددانان برتر آمریکا ذکر میکند). در زیر صفحه مربوط به این ادعا در سایت ایشان دو عکس قرار دارد که حداقل می توانست به عنوان سندی برای اعطای این جایزه مطرح شود ولی متاسفانه عکسها مربوط به دوستان ایشان در جلسهای مرتبط با سازمان ملل است که قاعدتا ربطی به ادعای مذبور ندارد. بلاگر چای داغ سعی می کند تا حد امکان صحبت ادعای فوق را راستآزمایی کند. بنابراین در سایت آکادمی علوم نیویورک به دنبال اسم ایشان می گردد ولی چیزی یافت نمی شود. در قدم بعدی در گوگل به دنبال اسم ایشان با املای انگلیسی که خودشان می نویسند می گردیم. نتیجه چندان امیدوارکننده نیست. طبعا این لزوما به این معنی نیست که ایشان دروغ می گویند بل که جامعه مخاطبان انتظار دارد برای چنین ادعای بزرگی (اقتصاددانان برتر آمریکا در سال 2001) مدرک معتبری ارائه شود که حداقل بنده موفق به یافتن آن نشدم و در بخش مربوط به مدارک سایت خودشان هم مدرکی برای آن نیست.
3) ایشان مدعی تالیف 17 کتاب به زبان های فرانسه و انگلیسی و آلمانی است. به بخش مربوط به کتابها در سایت خودشان سر می زنیم و صحت این ادعا را بررسی می کنم. بنده "کتاب" به زبان انگلیسی یا فرانسه در این بخش یا این بخش ندیدم. هر چه بود مجموعه کتاب هایی بود که توسط نشر معارف یا بقیه انتشارات های ایرانی چاپ شده بود.
4) ...
خب فکر کنم کافی است. طبیعی است که آقای مهدی صحراییان واقعا اهمیت خاصی ندارد که شخص ایشان مد نظر نقد ما باشد. نقد در درجه اول متوجه مخاطبانی است که چنین ادعاهایی را بی هیچ سندی می پذیرند و حتی با دیدن کیفیت خروجی علمی این افراد به زبان فارسی دچار تردید نمی شوند و در درجه دوم روزنامه نگارانی که بیش از آنکه به دنبال روشن کردن زوایای تاریک باشند خود در بسط این ادعاها مشارکت می کنند.

نظرات
مانی ب. :
سلام
خیلی جالب و خیلی بامزه بود. یاد یک «استاد ایرانی ساکن آمریکا» افتادم که در مورد رادیوزمانه گفته بود: این رادیو دارد تاریخ می سازد!
مهدی جامی از این که من سخن او را مورد تردید قرارداده ام و اعتبار و شأن او را ندیده و نشناخته نپذیرفته ام، یه کم ناراحت شده.
مانی ب. - August 24, 2008 11:21 AM
رضار. :
جالب بود. البته دکتر صحراییان از نظر علمی در سطح خوب و قابل قبولی قرار دارد ولی اینکه روزنامه کارگزارن ایشان رو برده در سطح اقتصاد دان برتر سال 2001 و 2002 و 17کتاب هم برایش نوشته خیلی عجیب است. خلاصه جای امیرکبیر به شدت خالی است که با این سنت لقب سازی مبارزه بکند. البته از کشوری که وزیراش دکترای آکسفورد میگیرد و وب سایتش اش بقول مانی ب. تاریخ ساز می شود زیاد نباید توقع دقت داشت.
رضار. - August 24, 2008 11:32 AM
رضا.ر. :
ببخشید از دوباره نویسی ولی حامد من این رو توی وبسایتش دیدم:
In its 2002 bi-annual congress, the New York Academy of Sciences Economist Council chose Dr. SAHRAEEAN as the Economist of the year 2001-2002 for his contribution in presenting the best theory in the characteristic Philosophy of SME’S, and awarded him the council’s first prize.
شاید ادعایش برای بهترین اقتصاد دان 2001 و 2002 تقریبا درست باشد.
رضا.ر. - August 24, 2008 11:40 AM
مهدي :
سلام حامد. از نوشته طولانيت و وقتي كه براي بررسي و سرچ سوابق اقاي صحراييان گذاشتي من اين نتيجه را ميگيرم كه الان ايران نيستي و رفتي!
حيف شد مي خواستم جزوه هاي ريل اپشن را بهت برسانم. انشالله دفعه بعد.
مهدي - August 24, 2008 12:03 PM
تابان :
سلام.
اینکه در همه ادوار تاریخ انسانهای اهل تقلب و غلو زیاد بوده اند که شکی نداریم. منتها نمی دونم چرا چند وقتیه این جور قضایا برات جالب شده اند؟!!!
بد نیست که با این جور ناراست نمایی ها برخوردی بشود ولی علت اینکه اخیراً بر این موضوعات متمرکز شده ای برام خیلی جالبه.
نکنه خدای ناکرده علمی که پیدا کرده ای، ابتلا به غرور رو به همراه داشته!
تا اونجایی که شما رو می شناسم، انسان فهمیده و معقول و با مطالعه ای هستی (وبرای همین میگم خدای ناکرده). اما فکر میکنم خیلی انصاف نیست که بندگان کم توان تر خدا رو هم اینطور بهشون بتازی. شاید به طرق دیگر هم بتوان در این وضعیت ناراستی تصحیح ایجاد کرد(موضوعی که می دونم از اهداف مهم شماست)
حامد: سلام. من به بندگان کم توان خدا نمی تازم. کم توان بودن هیچ عیبی ندارد (همه مان به نوعی کم توان هستیم) من از کسانی که ادعاهای گزاف پی پشتوانه می کنند درخواست مدرک و سند می کنم. فکر نمی کنم این کار غیراخلاقی باشد. به هر حال ممنونم از تذکرتان.
تابان - August 24, 2008 12:15 PM
آشنا :
آقا حامد عزیز ؛
در پست قبلی یه سئوالی از شما پرسیدم ، خوشحال می شم اگه پاسخ سئوالم را بدید .
" شما کی از ایران رفتید ؟"
حامد: چهار سال پیش همین موقع
آشنا - August 24, 2008 02:59 PM
پيكولو :
يك نكتهي حيرتانگيز در مورد تحصيلات آقاي دكتر اين است كه دانشگاه اعطا كنندهي مدرك دكتري و كارشناسي ارشد ايشان سابقهاي در گوگل ندارد:
Leopold Francisca University
آيا شما اطلاعي از چنين دانشگاهي در اتريش داريد؟
پيكولو - August 24, 2008 03:18 PM
صالح :
امروز سهميه ي گوگل ما مجاني بود، گفتم يه كم كمك ت كنم. بعد ماجرا كلي خنده دار از آب دراومد. اولش بدون كه اين آقا مدرس دانشگاه آزاد هم بوده يه مدتي به روايت ِ اين صفحه(بخش اخبار سايت ها):
http://www.abrarnews.com/politic/1385/850503/html/rooydad.htm
بعيد مي دونم طراح اون شعار 50 هزار تومن باشه، ولي اون موقع من براي اولين بار اسمش به گوشم خورد. حسابي گريبان پاره مي كرد در دفاع از اين طرح تو روزنامه ها. نمونه ش رو اين جا ببين، حامد:
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2005/06/050611_mf_diary6.shtml
حالا همه ي اين ها يه طرف،اون لوح ِ اقتصاد دان ِ شماره يك ِ دنيا بودن يه طرف. دوباره اين صفحه رو ببين:
http://www.sahraeean.com/economist-council.htm
اول اينكه اون كانالهاي بي بي سي و ان بي سي و دويچه وله و اين ها كه اون جا مي بيني ، احتمالا بايد اسپانسر هاي ماجرا بوده باشند كه اينجوري كنار هم رديف شدن. كه خوب كلي جوك اه براي خودش. اما خوب مساله اينه كه اين رو ايشون به عنوان سند Award هاشون رو مي كنه. ( چرا؟ توي سي وي ِ ايشون يه لينك هست توي بخش Award ها كه شما رو مي آره به اون عكس فتو شاپي ِ درب و داغون ِ آماتوري .!. امتحان كنين ) :)). حالا ماجراي اين Award چيه توي اون آكادمي. يه جايزه اي اه كه براي پيشبرد ِ حقوق بشر هر سال به بعضي دانشمند ها داده مي شه. براي ليست اون دانشمند ها اين جا رو ببينيد:
http://www.nyas.org/programs/award.asp
جالب اينه كه توي سال 2002 يك استاد ِ ايراني ِ دانشگاه فردوسي ( كه ظاهراالامر فيزيك هسته اي تدريس مي كنه ) جايزه رو برده. نشاني هم البته از آقاي صحراييان نيست. البته درسته كه كل ماجرا جوك و خنده ست ولي باور كن يك ستاد انتخاباتي توي دوره ي قبلي انتخابات مشنگ اين آقا بود و داشت به اظهار نظرات ايشون ارجاع مي داد و از اون آدرس مي آورد در دفاع از طرح 50 چوقي ِ كروبي. اين چيزي بود كه من خودم از نزديك باهاش مواجه بودم اون سال. اسم بيارم.؟.!.؟. بي خيال آقا .!. كلي خنديديم
صالح - August 24, 2008 04:23 PM
صالح :
برگشتي حامد؟
حامد: سلام صالح جان. مرسی از اطلاعات جدید. اره هفته قبل برگشتم
صالح - August 24, 2008 04:25 PM
روزبه :
آقا این پستت خیلی باحال بود:-)
هر کسی میتونه با پرداخت حق عضویت عضو انجمن اقتصاددانان آمریکا بشه!:-) البته «عضو برجسته» من نمیدونم چیه. تا جایی که من میدونم AEA چیزی به عنوان distinguished member نداره.
اون عنوان بهترین اقتصاددان سالش منو کشته!:-) اصلا این عنوان معنیاش چیه؟ یعنی چی که یه نفر «بهترین» اقتصاددان ساله؟ اصلا این آکادمی علوم نیویورک کجاست؟ کی هست؟ این عنوان به قدری مسخرهست که اگر کسی یه ذره جدی باشه (حتی اگر یه همچین جایی و همچین عنوانی و همچین جایزهای وجود خارجی داشته باشه) اصلا توی رزومهاش این رو مطرح نمیکنه. چون به قدری بیمعنیه که آبرو ریزیش بیشتر از اعتبارشه.
حامد جان
شما همین آلان از من نشان بهترین اقتصاددان جهان رو در سالهال ۲۰۰۵-۲۰۱۰ گرفتی! برو حال کن!:-)
کس دیگهای هم اگر نشان میخواد یه ایمیل بزنه:-)
روزبه - August 24, 2008 08:08 PM
saye :
خیلی کلاس بالاس . تونستم تا اخر بخونم .
saye - August 24, 2008 09:15 PM
سروش :
از این دست اخبار خیلی زیاده که متاسفانه تشخیص صحتش خارج از توان عوام و حتی بسیاری از با سوادان است
آب گل آلودی است که ماهیگیری رواج بیشتری هم خواهد گرفت
موفق باشی رفیق
سروش - August 24, 2008 09:54 PM
سهیل س :
"بهترین تئوری" ،D:
این احمقانه ترین اصطلاحی است که شنیده ام.
چطوری بعضی ها اینطوری میشن؟
سهیل س - August 24, 2008 10:02 PM
Ali :
Hi Hamed,
This post is really informative, giving people a good idea how academia works. Keep up the good work.
Ali - August 24, 2008 10:05 PM
majid :
Agha dastet dard nakoneh. Kam kam digeh vaghtehshe ke az in avamzadegiyhe elmi tu iran jologiri beshe. Vaghean ahmaghaneh hast in alaghbha va resume hayeh alaki. Behar hal bande kamelan ba in jor efshagariha movafegham va fekr mikonam ke agar in kar yekami ravaj beye koneh digeh kam kam in avamzadegi (hadeaghal baraye tu journalisti ke inharu mineviseh) az beyn bereh. movafagh bashid.,ajid
majid - August 24, 2008 10:16 PM
مهدي ش :
روزي رو ميبينم كه حضرات پستدار يا پست خواهي كه حتي گربهشان هم در شعاع كمتر از 2 كيلومتري دانشگاه ادرار نكردهاست، مدرك پروفسوراي ! افتخاري از ام آي تي رو كنند.
راستي حامد جان، تو با پديدهاي به نام آقا دكتر پروفسور ابراهيم ميرزايي راهبر، يگانه نجات دهنده ملت ايران (باور كن هميشه اين جوري خطابش ميكنند!) آشنايي داري. اگر نه، حتماً گوگلش كن و جريان اخذ مدرك پروفسوراي ايشان را هم مطالعه كن. تا 10 روز خوراك خنده داري.
مهدي ش - August 24, 2008 10:30 PM
پژوهنده :
راستی یک نکته با مزه در مورد آقای پروفسور دکتر کشف کردم الان!
ایشون هیچ مدرک دانشگاهی در اقتصاد ندارند ظاهرا! و زمانی که می خواستند به اداره مهاجرت در آمریکا مراجعه کنند؛ یک موسسه ارزشیابی مدارک تحصیلی خارجی مدرک ایشون رو دکتری علوم سیاسی ارزیابی کرده
!Doctor Rerum Politicarum یا Doctor of Political Science
جالب بود!
ببینید خودتون:
http://www.sahraeean.com/images/certificates_of_appreciation/src/5.jpg
پژوهنده - August 25, 2008 01:52 AM
یاسر :
حامدجان
لطقا رعایت حال خواننده را هم بکن. زوارمون در رفت از خنده
چاکس
حامد: :))
یاسر - August 25, 2008 02:43 AM
مریم :
چند وقت پیش جزوه ای رو خوندم در مورد ادمه تحصیل در اروپا کار شما و آقای فیضی، اون موقع save نکردم و الان یادم نمیاد کجا بود ولی مطمینم از طریق این وبلاگ بهش رسیدم؛ الان چطوری میتونم پیداش کنم؟
حامد: همین بغل در قسمت لینک ها
مریم - August 25, 2008 02:49 AM
روزبه دانشور :
آقا حامد پست خیلی تمیز و مرتبی بود. ممنون!
روزبه دانشور - August 25, 2008 03:04 AM
ehsan :
بسیار عالی . هم این پست و هم پست هرکولهای علمی بسیار بجا و آموزنده اند.
- البته هردو این پستها درمورد کسانی است که (یه) دکترایی (از خارج کشور) گرفته اند و ادعاهای گزاف می کنند. خوب است نوشته ای هم در مورد ادعاهای غیر واقعی افراد زیر دکترا بنویسید که ماشا الله در وبلاگستان هم فراوانند. (لیسانس ها و فوق لیسانس ها یی که متخصص هستند! دانشجو یانی که با گرفتن یک واحد درس مربوطه دانشمندان آن رشته را نقد می کنند! دانشجو یان دکترا ی بدون یک مقاله معتبر که دکتر ٬ استاد٬ و...خطاب می شوند و در مراکز معتبر سخنرانی دارند! به کنفرانسها دعوت (!) می شوند و در آنجا سخنرانی (!) می کنند....)
ehsan - August 25, 2008 04:42 AM
عليرضا :
سلام استاد
متاسفانه اين مشكل وجود دارد و من فكر ميكنم بدليل عدم ارتباط صحيح جامعه ما با دنيا است و مشكل خود كم بيني و عدم توجه به داشته هايمان است ايم مطلب را ميتوان در نوع نگاه شهرستانيها به مركز نشينان هم ديد در حاليكه با قدري باريك بيني ميتوان به موارد مشابهي از اين دست در بين مركز نشينان هم رسيد. من فكر ميكنم اين حق همه آدمهاي خود كم بين است كه اينگونه به بازي گرفته شوند
عليرضا - August 25, 2008 07:29 AM
واکنش :
این اصلا عجیب نیست که در مملکت ما این چنین اتفاقاتی میافتد. در خود وزارت علوم و شخص وزارت علوم به همین شکل از مجلس رای اعتماد گرفتند. در جامعهای که از دانش تنها به عنوان وسیلهی کسب وجهه و اعتبار استفاده شود، بهتر از این نخواهیم دید.
واکنش - August 25, 2008 08:05 AM
ناصر :
با حال بوداما اين ديگه چيه؟"ارائه دهنده بهترین تئوری در ماهیت فلسفی صنایع کوچک"
ناصر - August 25, 2008 11:51 AM
roozmare negar :
salam, agar edeye bishtari mesle shoma eda'aa haye injur "Prof." haa ro daghigh baresi konan va hata dar sathe weblog montasher konan kam kam momkene! hazineye injur ede'a haaye gazaaf bala bere. albate faghat "momkene!"
roozmare negar - August 25, 2008 02:15 PM
احمد صدری :
جناب آقای قدوسی
بلاگ ارزشمند شما را از دوستی دریافت و با کمال لذت خواندم. بنظر من چنین ارزیابیهائی در توسعه فرهنگ علمی در ایران بسیار موثر هستند. بازار تقلب و شیادی علمی آنچنان در ایران گرم است که هرچه از این دست مطالب نوشته شود بازهم کم است.
من سالهاست که از دوستان جوان خود خواسته ام که سایتی تشکیل دهند و در آن کتب و مقالاتی که به تقلب ترجمه و با اسمهای عوضی در ایران چاپ شده اند با اسمهای اصلی معرفی شوند. خوشبختانه در این عصر گوگل و ارتباطاط جهانی این کار نسبتاً آسان باعث خواهد شد که هم از مولف احقاق حق شود، هم کتاب در زمینه علمی و مکتبی و تاریخی خود قرار گیرد و هم رندان شرم کنند. وقتی هیچ هزینه ای بر تقلب تحمیل نشود باید انتظار داشت که برخی سنگ و گنجشک را مفت یافته از اینراه به سوی ترقی شغلی خود میانبر بزنند. . به تداوم وزارت آقای کردان توجه کنید. در هر جای دیگر دنیا چنین آدمی متقلبی را حتی از شغل معلمی دبستان هم اخراج میکردند. البته موضوع فردی نیست. اگر کوهی از شیادی علمی درایران نبود امثال این وزیر بی تدبیر (که از نوع رسوای تقلبش معلوم است از فرهنگ آکادمیک کاملا بیگناه است) را در اوج آن قله نمیدیدیم.
شما نشانه شناسی خوبی برای این فرصت طلبان از فرنگ برگشته ارائه داده اید والبته در راس این علائم همانا یدک کشیدن مدرک "پروفسور" است. بسیاری از مشکلات ما ناشی از ایزوله شدن بعد از انقلاب است ولی این یکی از یادگار دهه های قبل از انقلاب است. همه شارلاتانهای علمی خود را پروفسور نمینامند ولی این مقدار را همه بدانیم که هرکس به خود عنوان پروفسور داد بدون شک کلاهبردار است.
مخلص
احمد صدری
حامد: ممنونم از لطف شما آقای دکتر صدری.
احمد صدری - August 25, 2008 02:38 PM
جواد خراسانی :
سلام،بعداز جناب پیران پنبه صحرائیان را زدید.لطف کنید حالا که این باب را باز نموده اید،بعداز این آقایونی که می خواهند دستشان را به جایی (علمی یا سیاسی یا...)بند کنند،سراغ کسانی بروید که دستشان جایی بند بوده یا هست. و مثلا" در زمانی که وزیر یا وکیل بوده اند هم وظایفشان را انجام داده اند و هم دکترا گرفته اند بعد هم عضو هیئت علمی و صاحب کرسی دانشگاه و... شده اند. ممنون
حامد: سلام. به نظر شما چون کسی منصب رسمی ندارد حق دارد ادعای گزاف بکند و کسی هم حق پرسش از صحت آن را نداشته باشد؟ هم در مورد پیران و هم صحراییان من به سادگی پرسیدم ادعاهای آن ها بر چه اساسی استوار است. خوش بختانه به اندازه کافی از صحت ادعای سیاسیون پرسیده می شود. من پروژه ام شفاف سازی ادعاهای روشن فکران رانت خوار است.
جواد خراسانی - August 25, 2008 04:38 PM
محمد جواد شکری :
از این قبیل آدم ها تو ایران زیادن، باید یه جوری جلوشون ایستاد تا اینقدر ما ایرانی هایی که با شنیدن دو تا پروفسور و ... دست و پامون رو گم می کنیم رو به بازی نگیرن! مرسی دکتر جوون
محمد جواد شکری - August 25, 2008 10:23 PM
ناهید :
کشوری که وزیر برگزار کننده انتخاباتش ادعای مدرک آکسفورد بکند، دروغش مشخص شود و آب هم از آب تکان نخورد این مسایل عجیب نیست که نیست.
ناهید - August 25, 2008 10:46 PM
:
سلام بر حامد، در سرزمين ليلي پوت هر کس کلک و کشتي شکسته حقير خود را حداقل تايتانيک مي بيند و تعجبي ندارد!
Anonymous - August 26, 2008 05:51 AM
روزبه نيرومند :
سلام بر حامد، در سرزمين ليلي پوت هر کس کلک و کشتي شکسته حقير خود را حداقل تايتانيک مي بيند و تعجبي ندارد!
روزبه نيرومند - August 26, 2008 05:57 AM
شهریار :
به این شخص خاص که تقریبا هیچ اطلاع در مورد او ندارم کاری ندارم اما به طور کلی برای این جور آدمها بعضی وقتها از عنوان آدمهای "فست فودی" استفاده میکنم (شما بخوان هلههوله). آنها اول ذائقه مخاطب را تشخیص میدهند و بعد متعاقب با آن شکل و شمایل و لقب انتخاب میکنند (از کروات گرفته تا ترینها بودن) در نهایت هم همچون فست فودها کمتر چیزی اساسی ارائه میدهند.
بعضی از این آدمها حوزه خودشان را تشخیص میدهند و صرفا با برگزاری سمینارهای عمومی روزگار میگذرانند که اصولا چیز بدی نیست.
بد قسمتی است که وارد حوزههای تخصصیتر میشوند و پول بالا میکشند و آبروی صنف میبرند.
در نهایت هم همان بند 4 مهترین مسئلهای است که باید به آن توجه کرد.
شهریار - August 26, 2008 07:19 AM
:
با سلام و عرض خسته نباشید
مطلب بجا و حساب شده ای بود. چند وقتی است که به این فکر افتاده ام که دیگر قید علم و دانش را بزنم و بچسبم به زندگی (البته اگر بگذارن، که نذاشتن و ما از چاله در نیامده در چاه افتادیم (! ولی خدا را باید شاکر بود!!!).
این موارد و موارد مشابه بنده را در این مهم (ترک تحصیل) ثابت قدم تر می کند. (به همین مدرک فوق لیسانس کزایی که همه مان خوب می دانیم چیزی جز یک نام از آن نمانده بسنده کنم)
به نظر بنده باید بطور ریشه ای به این مسأله ی مدرک گرایی پرداخته شود و آن را از پایه اصلاح کرد، که بجا گفته اند: خشت اول گر نهد معمار کج. تا سریا می رود معمار کج...
و آنچه من در مورد آینده ایران می بینم این است که بزودی این دیوار کج فرو خواهد ریخت و صد البته به یاری اندیشمندانی چون شما.
من اولین باریست وبلاگ شما را مطالعه کردم ولی مطمئنا آخرین بار نخواهد بود.
به امید مطالب روشنگرانه ی آتی
پهلوان
Anonymous - August 26, 2008 09:03 AM
:
این نظر را در مورد مطلب "هرکول های علمی" هم داده بودم اما ظاهرا اینجا بیشتر تناسب دارد که تکرارش کنم:
به عنوان یکی از خوانندگان این وبلاگ اخیراً در پی مطالعه تبلیغات صورت گرفته از یک سمینار مشاوره سازمان در این سمینار شرکت کردم. پروفسور "نجاتی گیلانی" استاد دروه بود. این دوره قرار است در طی جلسات متعدد (25) جلسه مهارت های مشاوره را آموزش دهد. ایشان رزومه ای ارائه کرده است که می گوید صاحب 5 مدرک فول پروفسورشیپ و 4 مدرک دکترا از دانشگاههای انگلستان در رشته های مختلف است. با این وجود من با چند ساعت جستجو در اینترنت نتوانستن مقاله ای فارسی یا انگلیسی از وی بیایم سهل است یک کتاب هم نیافتم. با شرکت در سمینار اول هم بوضوح و بر اساس شواهد متعدد برایم مشخص شد که با یک شارلاتان علمی روربرو هستم کسی که اصلاً ادبیات دانشگاهی ندارد.پاسخگویی صریج و سریع به هر نوع سوالی فارغ از اینکه پروفسور قبلا با این موضوع برخورد داشته یا نه یا در مورد آن اندیشیده باشد از ویژگی های بارز شخص ایشان بود که مسلماً یک فرد با حداقل استانداردهای دانشگاهی چنین جراتی را به خود نمی دهد.
با اینحال تعداد زیادی از شرکت کنندگان از صحبت و اطوارهای وی استقبال می کردند و حتی به نظر می رسید که دارند یاد می گیرند چیزی که من را به تعجب وامی داشت.
به هرحال در برخورد با این مساله و با علم به اینکه چنین فردی علیرغم ادعای پیشینه دانشگاهی که برای خود پرداخته است صاحب چنین پیشینه ای نیست ولی در عمل ممکن است آموزه های وی برای شرکت کنندگان در چنین سمینارهایی که تجربه ای در این مسائل ندارند مفید باشد سکوت کردم و زیاد باصطلاح پاپیچ پروفسور نشدم.
البته کماکان برای خودم سوال است که در این شرایط واکنش صحیح چیست؟
Anonymous - August 26, 2008 09:55 AM
:
ضمن تشکر و تایید ایده شما، پیشنهادم این بود که نمونه ایی از رانتخواران مدعی روشنفکری که سطوح مدیریتی کشور را نیز در اشغال دارند، ارائه دهید. چون بی منصبان مدعی، ادعایشان بیشتر معطوف به همین صاحب منصبان مدعی است تا از روزنه منصب ایشان به کرسی ایی برسند و گند به همه چیز بزنند.
Anonymous - August 26, 2008 04:17 PM
:
برادر !
انتشارات ، خودش جمعه و دیگه "ها" لازم نداره .
Anonymous - August 26, 2008 09:41 PM
Hadi Salmasian :
Could you tell us more about who is giving these charlatans those multi-million projects? Is it the private sector, or the government? -h
Hadi Salmasian - August 28, 2008 06:13 PM
مازیار :
موقعی که از کروبی کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری سال 84 پرسیده شد شما طرح 50 هزار تومانیتان را از کجا آورده اید؟ ایشان گفت آقای دکتر صحراییان هم این طرح را تایید کرده اند !
مازیار - August 30, 2008 02:21 PM
مهراز :
آقای قدوسی ، بسیار عالی بود.متاسفانه وقتی جنسی خریدار زیاد داره ، تقلبیش هم زیاد میشه.
موفق باشی
مهراز - September 1, 2008 07:20 AM
Mehraz :
It seems he has a relationship with a person named Richard Luna as you can see his certificate among this professor certificates here:
http://www.sahraeean.com/images/certificates_of_appreciation/image7.html
Mehraz - September 1, 2008 07:37 AM
بردیا :
گفتی نظر مخالف بدیم ! خواستی که تعارف نکنیم ! خب ... من نمیدونم چرا این نوشته بنظرم بوی غرض ورزی میداد !!! .
بردیا - September 1, 2008 09:19 AM
رضا :
سلام حامد جان و ممنون از این پست ات .من خودم یک بار حضوری در خدمت این آقای شیاد بودم و کاش حرف هاش رو در وصف ایران باستان گرایی ایشون می شنیدید .
رضا - September 1, 2008 10:32 PM
آشنا :
سلام
بايد درباره دكتر صحرائيان بدانيد ايشان يك بار در ميزگردي خبري و اقتصادي براي اين كه مطالبش در مطبوعات كار شود بعد از پايان جلسه خواست تا خبرنگاران باشند و به آنها شخصا يك بسته بزرگ انواع لوازم آرايش و بهداشتي زنانه داد.
آشنا - September 2, 2008 09:15 AM
:
yeki az hamin sharlatan ha Full Professor Dr. Vafae hast too Sharif..Editor-in-Chief Scientica Iranica....
mige az University of Houston Ph.D. daram aslan esmi azash hich jayi nist.....
Anonymous - September 5, 2008 11:25 PM
:
ba tashakor az matnetoon mikhastam darbareye yeki az comment ha begam ke professor sadreddine nejatie gilani ashnayee'e nazdiki ba man daran , ishoOn az 14 salegi dar england tahsil kardan , va tamame madareke gofte shode haghighate mahz hastan . ishoOn be hich vajh ghabele moghayese ba in aghaye sahrayeean nistan . mamnoOn misham be oOn comment residegi beshe .
Anonymous - September 16, 2008 10:35 PM
: :
سلام آقاي قدوسي
ظاهرا شما انساني هستيد كه علاقه به روشنگري داريد، چون داريد با آبروي افرادي كار ميكنيد كه ممكن است تمام شفافگريهاي شما يا شركت كنندگان در سايت شما صحيح يا بي غرضانه نباشد، خواهش ميكنم كمي روي نوشتهها كنترل داشته باشيد يا عكسالعمل نشان بدهيد. اين حرفهاي زشت و بيمعني كه يك آدم بيسواد به خود اجازه ميدهد راجع به پروفسور نجاتي بگويد، واقعاً منو شرمسار ميكند از ايراني بودنم. چرا ما ايرانيها اينقدر بيچشم و رو هستيم يا چرا اينقدر فكر ميكنيم كه با وجود قرنها فقر علم مديريتي كه داريم، ميتوانيم در مورد سطح علمي ايرانيهايي كه در خارج تحصيل كردهاند و موفق هم شدهاند اينقدر راحت قضاوت كنيم و با سادهلوحي فكر كنيم كه چون به اينترنت دسترسي داريم، ديگر عقل كل شدهايم و ميتوانيم هر نكتهاي كه قرار است واقعيت داشته باشد را از اين راه اعتبارسنجي كنيم!!! اگر اين آقاي : اينقدر عالم و دانشمند هستند كه يك پروفسور را ارزشيابي كردهاند، خودشان نتونستند يك دوره آموزشي برگزار كنند كه حداقل 10 نفر شركت كننده داشته باشه يا چند تا پروژه بگيرند كه حداقل حقانيت خودشونو از اين راه اثبات كنند بجاي اينكه سعي كنند آدمهاي شناخته شده و موفق را زير سؤال ببرند؟!!!! من از طرف تمام كساني كه از روي ناداني يا احساس كمبود يا به جبران نفهميدن خود به يك استاد موفق ايراني در سطح جهاني اين حرفهاي بي اساس را زدهاند از تمام وجود عذر ميخواهم. اميدوارم از سايت شما توسط اين افراد كه دنبال مكان براي انتقام ميگردند سوء استفاده نشود.
حامد: سلام. من این آقای پروفسور را از نزدیک نمیشناسم ولی بعد از این ماجرا برای من هم ماجرا جالب شد. روی اینترنت فارسی پر بود از ادعا در مورد سوابق ایشان ولی هر چه جست و جوی انگلیسی کردم حتی یک مقاله از ایشان ندیدم. چه طور کسی میتواند این همه مدرک و سمت داشته باشد و هیچ نشانی از ایشان در اینترنت انگلیسی نباشد.
: - September 18, 2008 06:45 PM
A.Z. :
سلام
ميدانيد اگر يك استاد ايراني كه در خارج موفق شده به هر انگيزهاي وارد خاك ايران شود، چه مراحلي را طي ميكند؟ اول مورد استقبال و توجه قرار ميگيرد\ بعد توسط يك دنيا حسادت، مغزهاي منجمد شده، عقده، مخربها و بيكارها و ... در هم پيچيده ميشود، طوري كه آنچنان پوستي ازش كنده ميشود كه يا واقعاً بايد خيلي منفعت داشته باشد يا خيلي از جان و زندگي گذشته باشد كه باز هم بماند و ادامه بدهد. هميشه ميگويند بجز ايراني هيچكس ايراني را خراب نميكند. واقعاً اين حرف را قبول دارم. من از آن دسته كساني هستم كه پروفسور نجاتي را از نزديك ميشناسم و چندين بار در جلسات آموزشي ايشان در مراكز دولتي شركت كردهام و چندين مدرك ايشان را از نزديك ديدهام. وقتي اين حرفهاي بي اساس را راجع به ايشان در اين سايت ديدم رفتم و يكبار ديگر cd آموزشي ايشان را نگاه كردم. براي كساني كه ايشان را نميشناسند ويژگيهاي ايشان را خلاصه ميگويم تا حداقل يك ثانيه قبل يا بعد از اينكه قضاوت نابحق و كوركورانهاي در مورد اين استاد بزرگوار بكنند، به گناه و زشتي كار خود آگاه باشند:
1. قدرت تجزيه و تحليل بسيار قوي كه فقط از يك انسان بسيار تحصيلكرده و علمي و باتجربه بر ميآيد
2. منطق فكري و گفتاري بسيار قوي كه در هر بحثي قابل دفاع است
3. قدرت ديدن مسائل از بالا و درك كردن عمق، باطن و واقعيت مطالب
4. داشتن ايمان قوي، يك مؤمن واقعي به تمام معني و اعتقاد بي نهايت به عدالت خدا و نظم و هدفمندي جهان
5. هدايت در چارچوب منطق و دليل روشن
در ضمن اگر بيشتر ميخواهيد در مورد مرتبه پروفسور شدن در انگلستان بدانيد (كه فرق آن با استاد تمامي كه ما فكر ميكنيم چيست) ميتوانيد اين سايت را ببينيد:
http://en.wikipedia.org/wiki/Lecturer
A.Z. - September 21, 2008 09:41 PM
:
faghat mikhastam begam ke engelestan padeshah nadare ke moshaver dashte bashe!
Anonymous - September 23, 2008 07:10 AM
تینا دولتخواه :
مطلب بسیار سطح پایین شما را خواندم. شما بصورت غرض مندانه مطلب خود را به گونه ای نوشته اید و با لینک به مطالب و سایتها حتی سایت پروفسور صحرائیان خواسته اید ارجیف و چرندیات خود را واقعی و مستند جلوه دهید. می دانم که هیچ یک از نوشته های شما صحت ندارد. به طور مثال در ویکیپدیا لینک بود اما نگذاشته اید زیرا به نفع شما نبود. http://en.wikipedia.org/wiki/Mehdi_Sahraian
در ضمن لینک مربوط به مجوزها و تقدیر نامه های سایت را به جای مدارک به خواننده القا کرده اید. من نه شما را می شناسم نه دکتر صحرائیان را. اما می دانم که شما شخصی بیمار و رفتاری ناشایست از خود نشان داده اید. زیرا قصد فریب مخاطب را داشته اید.
تینا دولتخواه - October 7, 2008 02:17 AM
محمد :
چرا این لینک رو نگذاشتی؟ وبلاگ نویس دروغگو به تو میگن:
پس این همه مدرک چی هستند:
http://www.sahraeean.com/education.htm
حامد: تو بلاخره محمد هستی یا تینا؟ کامنت گذار دروغ گو. راستی تو آن جا خبری راجع به مرد علمی سال!!!! دیدی؟
محمد - October 7, 2008 02:22 AM
اسفندیار بسطامی :
سلام،
جالب نبود. امیدوارم چهره کریه و زشت شما وبلاگ نویس چای داغ نخورده بزودی بر همگان برملا شود. شاید که چننی روزی نزدیک باشد. با این حال برای شما طلب مغفرت و آمرزش می کنم. ولی می دانم که خداوند از سر تقصیرات شما بخاطر تهمت دروغ نمی گذرد. جای شما در قعر جهنم سوزان است.
با تشکر و امید رسوائی بسیار زود شما چای نخورده نا گرامی نا عزیز
اسفندیار بسطامی - October 30, 2008 02:21 PM
:
واقعا مرسی و از این همه زحمتت ممنون.فقط میتونم بگم در تمام مراحل زندگی موفق باشی
Anonymous - December 20, 2008 09:43 PM
حامد :
واقعا مرسی و از این همه زحمتت ممنون.فقط میتونم بگم در تمام مراحل زندگی موفق باشی
حامد - December 20, 2008 09:44 PM
:
حرفات احمقانه بود
Anonymous - January 31, 2009 09:31 PM
:
من بسیار متاسفم برای نسل جوان ایرانی که توسط شما احتمالا چریک یامنافق یا حتی وسیله مافیای بازار تهران دارید حقایق زحمات 30 ساله پیشکسوتان علم را که مورد ستم قرار گرفتهاند و ممنوعالتدریس شده وممنوعالخروج شده اند را به تمسخر میگیرید .من در گوگل نگاه کردم. قریب 12 صفحه یعنی 66 لینک برای صحرائیان امد.اغلب لینکها مجلات وخبرگزاری های خارجی از جمله ترکیه رادیو فرانس تایپیه و سایر بودند که از نوشته های صحرائیان کوتیشن گرفته بودند .از همه مهمتر دانشگاه 300 ساله اینسبروک اتریش که شما وجودش را انکار کرده اید دیگه برام شک نگذاشت که شما ماموریت دارید صحرائیان را خراب کنید. وانگهی در پائین wikipedia
یک لینک متخصصین سازمان ملل گذاشته اند که هدایت میکنه به تحقیق جنجال برانگیز صحرائیان در موضوع پولشوئی که سازمان ملل چاپ کرده اما در ایران ممنوع شده .از همه مهمتر خودش هرگز بنام پروفسور هیچ جا امضا نکرده و سایت او را هم چند دانشجو در اهواز بطور خودجوش درست کرده اند.البته به شما هم نمیشه ایراد گرفت چون پول گرفته ای تا صحرائیان را خراب کنی تا کسی دیگر به فکر تولیدگرائی که تو نمیفهمی چیه نروند و کماکان پول نفت در دست مافیا برود چین و بجایش شکلات و ابنبات و هندوانه بیاد...راستی یه وقتی برای وبلاگ نویس ها خیلی سمپاتی داشتم. اما حالا میبینم که اشتباه میکردم.صحرائیان دارد در فقر و مریضی میمیره بیچاره.
Anonymous - April 27, 2009 10:46 PM
:
شما روی هرچه دروغگو وضد وطن هست را سفید کردید.واقعا نسل جوان فرهیخته ایران اینست واینگونه لجن مالی میکند پیشکسوتان علمی خودش را.من رشته زمین شناسی در همان دانشگاه خوانده ام.دکتر صحرائیان با دکتر حسین نمازی همکلاس بود.قبل از انقلاب در دانشگاه کرمان و دانشکده اقتصاد کرج درس میداد.دکتر شرکارئیس سازمان برنامه خاتمی افتخار میکرد که دانشجوی صحرائیان بوده.صحرائیان از دوره جوانی در اتریش وطن پرست بود. چندین مرتبه به زندان رفت.علت ممنوع التدریس شدنش فقط این بود که در سال 1380 با نوربخش مناظره کرد در کانال 2 واسناد دزدی موتلفه را علنی کرد.حالا شما جوانهای مثلا حزب اللهی که مخالف کروبی هستید میخواهید صحرائیان را لجن مال کنید چون یه روزی از کروبی حمایت کرده.اینهمه دروغ و افترا و تهمت که چی بشه.که جمعیت موتلفه به شما بگویند به به.واقعا نا امیدم کردید از هرچه حزب اللهی است.یکبار نوشتید فرارکرده در روزنامه هاتون که دروغ بود.حالا هم لجن پراکنی. خوب دیکه جهان سومی عقب افتاده یعنی همین دیگه.
Anonymous - June 8, 2009 05:40 PM
علیرضا :
جناب اقا حامد قدوسی سلام
یادته تو سرشاخه شرکت هرمی واست ویژن بودی ودنبال اقای ابوال...دم تکون میدادی .شما یک گروه وبلاگ نویس بودید.سر دوستانت کلاه گذاشتی و 800 میلیون از بچه های مردم گرفتی بنام گلدکوئیست و رفتی خارج.حالا داری از استادان مملکت انتقام جوئی میکنید چون هرگز نتوانستی دانشگاه رو تموم کنی .راجع به دکتر صحرائیان و بقیه استادان که اسم بردید لا اقل کتابهاشون تو کتابفروشیهای تهران است و در گوگل هم که میزنیSahraian سوابقشون میاد.همین حالا هم سایت دانشگاه دولتی شیراز اسمشو بعنوان استاد پایان نامه کارشناسی ارشد زده.لا اقل صدها دانشجوئی که سر کلاسهاش بودن وقبل و بعد از انقلاب زیر دستش تربیت شدند چرندیات تو و رفقاتو باور نمیکنند. اما بگو ببینم تو با اینهمه ادعا واون رفقات که تورو تایید کردند چه کار کردید برای این مملکت و اصلا توانستید دانشگاه رو تموم کنید .جز اینکه سر بچه های مردم در گلدکوئیست و واست ویژن کلاه گذاشتید چه کارنامه مثبتی دارید.چون اگه درس خوانده بودید به استادان پیشکسوت توهین نمیکردید .میدونی چرا . چون درس خواندن در دانشگاه به ادم حالی میکنه که فوق لیسانس و دکترا گرفتن چقدر زحمت داره.حالا هم چون صحرائیان از حق احمدی نژاد در برابر مافیا دفاع کرده دیگه همه بر علیه او شمشیر از رو بستن .چرا چون احمدی نژاد به فقرای جامعه هم سرزده.بهت توصیه میکنم برو یه کالجی و یه درس بخون . این وبلاگ نویسی سفارشی برات اینده نمیشه.
علیرضا - June 8, 2009 06:46 PM