« اروپا یا آمریکا | صفحه اول | بحث‌هایی در مورد پست قبلی »

16 شهریور 87

سرمقاله دنیای اقتصاد: با دلارهای نفتی چه کنیم؟ افزایش واردات درست

سرمقاله ام‌روز روزنامه

با دلارهای نفتی چه کنیم؟ این سوالی است که در این دو سال بسیار پرسیده شده و جواب‌های متنوعی هم دریافت کرده است. پاسخ این سوال به ‌این دليل چندان بدیهی و در دست‌رس نیست که شکل‌های مختلف مصرف دلارها مثلا واردات مواد غذایی و مصرفی یا تخصیص آن به بودجه دولت یا استفاده از آن در پروژه‌های عمرانی داخلی طیفی از مشکلات را ایجاد می‌کند که یک سر آن تشدید تورم و سر دیگر آن کاهش تقاضا برای تولیدات داخلی و در نتیجه افزایش بی‌کاری است. این تبعات اساسی باعث می‌شود تا راه حل‌های جای‌گزینی مثل عدم انتقال پول نفت به داخل اقتصاد و ذخیره آن در خارج از کشور مطرح شود. اگر بحث‌های اقتصاد سیاسی مساله و نیز جنبه شوک‌گیری بخشی از ذخیره احتیاطی منابع ارزی را کنار بگذاریم، این سیاست یک اشکال مهم دارد و آن پایین بودن بازدهی سرمایه‌گذاری در بازارهای بین‌المللی است. نرخ بازده‌این سیاست متناسب با نوع سرمایه‌گذاری صورت گرفته (مثلا اوراق با درآمد ثابت (Fixed Income) یا صندوق‌های سرمایه‌گذاری کم ریسک یا سبد سهام) چیزی بین 5/3 تا 8‌ درصد در نوسان خواهد بود. طبیعی است برای کسانی که ریسک‌های بالاتر را بپذیرند بازده‌های بیش از این حتی در بازار بین‌المللی هم قابل‌دست یابی است ولی معمولا دولت‌ها و موسسات بخش عمومی بنا به مقررات و ملاحظات خود- که حفظ اصل پول بیت‌المال است - از ورود به چنین حوزه‌هایی پرهیز می‌کنند. در مقابل به علت بالا بودن نرخ بازده نهایی سرمایه در کشورهای در حال توسعه از جمله ‌ایران؛ بسیاری از حوزه‌ها در داخل کشور - مثلا حوزه‌های مربوط به انرژی و معدن - وجود دارند که بازده‌های واقعی بیش از این رقم برای آن‌ها قابل‌تصور است و لذا اولویت بیشتری برای تخصیص منابع دارند. سوال مهم در واقعیت این است که هدایت دلارها به‌ ‌این بخش‌ها چه‌گونه باید صورت گیرد که کم‌ترین آسیب را وارد کند؟

یک سیاست جای‌گزین در این راستا تخصیص دلارهای نفتی به واردات «درست» است که کمتر مورد عنایت قرار گرفته است. اصولا چون در ذهنیت جاری سیاست‌مداران و روشن‌فکران کشور واردات در هر شکل آن به عنوان امر منفی تلقی می‌شود کمتر کسی حاضر می‌شود تا به طور جدی و شفاف از یک سیاست مبتنی‌ بر گسترش واردات دفاع کند. این در حالی است که کم‌تر کشوری در دنیا وجود دارد که از تجارت جهانی خودکفا بوده و بتواند راسا تمام خدمات و کالاهای مورد نیاز خود را با کیفیت و هزینه قابل ‌قبول تولید کند و لذا واردات جزو مهمی از مکانیسم طبیعی اقتصاد برای تخصیص بهینه منابع است. پس از این مقدمه فورا این سوال مطرح می‌شود که چه نوع وارداتی با این تعریف واردات «درست» یا «بهینه» خواهد بود؟ اگر در حد وسع یک مقاله کوتاه بپذیریم که ‌این نوع سیاست وارداتی باید معیارهایی مثل تورم زا نبودن، ضربه نزدن به تولید داخل و هدر ندادن منابع را ارضاء کند آن‌گاه می‌توانیم صرفا از حیث مثال دو گروه مهم از این واردات را فهرست کنیم.

1 - واردات کالاهای با فناوری بالا:
بسیاری از بخش‌های کشور نیازمند تجهیزاتی است که امکان تولید اقتصادی یا با کیفیت مطلوب آن در داخل وجود ندارد و در عین حال وضعیت کشور ما به لحاظ سطح برخورداری از این تجهیزات از وضعیت بهینه دور است. به عنوان مثال‌هایی از این کالاها می‌توان به هواپیمای مسافربری، خودروهای شخصی با مصرف پایین، تجهیزات پزشکی جدید، واگن‌های مترو و قطارهای تندرو اشاره کرد. فرض کنید در اثر پی‌گیری این سیاست بخش مهمی از دلارها صرف توسعه سریع‌تر شبکه مترو شهرهای بزرگ، خرید تجهیزات نوین برای پلیس راه‌های کشور، تجهیز ‌مدارس شهرستان‌های کوچک به رایانه و نظام‌های چندرسانه‌ای، تجهیز بیمارستان‌ها، تقویت ناوگان اتوبوس شهرهای بزرگ و مواردی از این دست شود. در این صورت وضعیت این بخش‌ها به لحاظ سخت افزار تا چندین سال دیگر به‌روز و ارتقا یافته خواهد بود. قطعا نیاز به ذکر این نکته بدیهی و قدیمی نیست که برای این که ‌این سرمایه‌گذاری‌ها بهره‌وری کافی داشته باشند باید سرمایه‌گذاری لازم در ‌تربیت نیروی انسانی و خدمات پشتیبان آن‌ها هم به صورت هم‌زمان صورت گیرد.

2 - واردات خدمات آموزش منابع انسانی:
دلارهای نفتی می‌تواند در یکی از پرسودترین بخش‌های اقتصاد یعنی ‌تربیت نیروی انسانی دارای تخصص‌های ویژه هزینه شود. واقعیت این است که وضعیت انباشت سرمایه انسانی در بسیاری از حوزه‌های استراتژیک در کشور ما از حد مطلوب دور است. از طرف دیگر دریافت آموزش کلاس جهانی در این حوزه‌ها گران و خارج از توان خرید متوسط افراد جامعه است. یک سیاست موثر برای هزینه کردن دلارهای نفتی می‌تواند این باشد که دولت گروهی از موسسات درجه یک آموزش حوزه‌های استراتژیک در دنیا (مثلا‌ مدارس بازرگانی، دانش‌کده‌های سیاست‌گذاری و روابط بین‌الملل، موسسات مطالعات توسعه و ...) را شناسایی و اعتباردهی کرده و سپس در یک برنامه گسترده بخشی از هزینه تحصیل هر ایرانی که بتواند شانس ورود به‌این مراکز معتبر را پیدا کند بپردازد. به طور طبیعی بخشی از دریافت‌کنندگان این خدمات پس از پایان تحصیل به کشور باز نخواهند گشت ولی بازده این نوع سرمایه‌گذاری برای کشوری مثل ما آن قدر بالا است که حتی اگر‌درصدی از افراد دریافت کننده آموزش به کشور بازگردند می‌توانند منشاء تحولات مهمی در نظام آموزشی و سیاست‌گذاری کشور باشند.

دو حوزه‌ای که در بالا به آن‌ها اشاره شد نمونه‌هایی از سیاست‌های مصرف دلارهای نفتی است که شرایط ذکر شده در ابتدای مقاله را برآورده می‌کنند. از یک طرف این نوع خدمات و کالاها رقیب داخلی ندارند و لذا صنایع داخلی ضربه نمی‌بینند. ثانیا دولت نیازی به تبدیل دلارها به ریال و یا افزایش پایه پولی و تحمل اثرات تورمی آن ندارد و ثالثا دلارها در حوزه‌هایی سرمایه‌گذاری می‌شود که تا سال‌های سال به بهره‌وری اقتصاد کشور کمک می‌کند و لذا صرف مصارف کوتاه‌مدت و گذرا نشده است. طبیعی است که زمینه‌های مصرف محدود به دو حوزه فوق نیست و می‌توان آن را توسعه داد.

به‌این نکته هم باید توجه داشت که پیشنهادهای فوق صرفا در سطح سیاست‌های کلان مصرف منابع ارزی است و در لایه عملیاتی پیاده‌سازی درست آ‌‌‌ن‌ها مستلزم تعبیه مکانیسم‌های قدرت‌مندی برای جلوگیری از رقابت بخش‌های دولتی در جذب هرچه بیشتر منابع به سمت خود و نیز نظام‌های تامین و تدارکات شفاف و سالم است. در غیر این صورت سیاست واردات بدون این مکانیسم‌ها صرفا به روشی برای هدردادن منابع و توزیع رانت تبدیل می‌شود



   نظرات

صالح :

آقا من مقاديري توضيح واضحات بدم اين جا. همه مون اين ها رو مي دونيم البته:
يك. توي ايران احتمالن راي دهنده ها درك درستي از "سرمايه گزاري هاي بين نسلي"، "منافع ِ آزادسازي ِ تجاري"، "بهره بري از منابعِ/فرصت هاي خارجي ِ سرمايه گذاري" و "تعامل هاي غير تجاري با غرب" ندارند. دولت ها هم. تعداد اندكي كارشناس افق هاي ناجور روندهاي جاري رو مي بينند. آزادي رسانه اي، امكان ساماندهي ِ سياسي و تجربه ي عمل سياسي ندارند. اثرگزار نمي شن. چه اتفاقي مي افته؟ دولت ها فرصت ِ پيش بردن سياست هاي نادرست ِ پوپليستي پيدا مي كنند. (من خيلي مطمئن نيستم كه واژه ي پوپليستي راست كار اينجا باشه ها! ولي به هرحال سنگ مفت گنجشك مفت!) حالت افراطي ش مي شه كابينه ي احمدي نژاد. توي چنين شرايطي خيلي از اقدامات اصلاحي شانس كمي براي عملي شدن دارند.
دو: يك مجموعه "انحراف از وضعيت هاي بهينه" توي اقتصاد وجود داره كه گاهي اوقات اقدامات ِ اصلاحي رو از اساس ناممكن مي كنه. به همين دليل، حتي اگر به هر دليلي بخشي از سياست هاي پيشنهادي اون رده ي كارشناسي مورد قبول ِ كابينه ها بيفته ( خدا رو چي ديدي؟!) پيش بردن اون ايده ها به واسطه ي انحرافات پيشيني با مشكل هاي جدي مواجه مي شه.
حالا از اين دو تا چيزي كه همه مي دونستيم چه استفاده اي مي كنم؟
ترجيحات ِ راي دهنده ها طوري ست كه اجازه ي عملي شدن به پيشنهاد دوم تو ( و يا پيشنهاداتي نزديك به اون رو كه بازدهي هاي آتي شون در نيروي انساني ِ آموزش ديده منعكس مي شه ) نمي ده. راي دهنده ترجيح مي ده به ايده ي صندوق مهر رضا راي بده تا تخصيص سرمايه براي فرستادن دانشجو به خارج از كشور. با توجه به مجموعه ي اطلاعاتي اي كه در دست ش اه، با تقريب خوبي رجحان ش كاملا عقلايي اه. به همين دليل قابل پيش بيني هم هست.اين از اين. واقعيت هايي مثل تحريم بازرگاني بين المللي(موردهواپيما، بخشي از سرمايه گزاري هاي زيرساختي(مثال:توربين ها)موردقطارها)و شبكه هاي تاثير گزار ِ سياسي/ اقتصادي ِ انحصارگر(مورد خودروي كم مصرف، ناوگان اتوبوس)يك سري انحرافهاي پيشيني هستند كه دست سياست گزار رو براي ترميم مي بندند. اين رو نمي گم كه ارائه ي پيشنهادهاي دقيق اي از اين جنس، كه به وضوح از كلي گويي هاي رايج بهتره، دركل خالي از فايده است. نه! اما مي گم كه باز هم بسياري از اين پيشنهاد ها امكان عملي شدن ندارند. من پيشنهاد سر راست تر از اين سراغ ندارم كه "يك كشور بد نيست اگه يه خط هوايي ملي ِ آبرو دار داشته باشه". درست يا نادرست! كاري با اين ندارم. اما چرا دولت ها مي آند و مي رند و همه هم اين رو بهشون گوشزد مي كنند و اوضاع همينه كه هست. هرسال دريغ از پارسال! احتمالن خرد شدن روي پيشنهاد ها لزومن نمي تونه كمكي به عملي تر شدن ِ اونها بكنه.

پ.ن: اگه هر كس ديگه اي از واژه ي "واردات درست" استفاده مي كرد ها، خدا مي دونست حامد قدوسي چه به سرش مي آورد. شانس آوردي كه تو خودت حامد قدوسي اي. البته من هنوز مطمئن نيستم كه {...} و {...} اجازه بدند آب خوش از گلوت پايين بره.

 

:

پیشنهاد دومت حتی از پیشنهاد اول بهتره. درحال حاضر مدارس عالی بسیار خوبی (بخوانید دانشگاههای درجه یک) در کشورهای حاشیه خلیج فارس درحال بازشدن هستند که می توانند بازده پیشنهاد دومت رو بیشتر کنند (احتمال بازگشت فارغ التحصیلان).

 

بشير :

خيلي عالي بود، اما به نظرم تقسيم بندي جامعي نبود، اگر واردات آموزش را صرفا به دانشگاهها محدود نمي كري و سيستمهاي آموزشي در مقاطع مختلف تحصيلي را مد نظر قرار مي دادي بهتر بود. اين شيوه فكري يكجور نخبه پروري را ترويج مي دهد، و امتيازات خاصي كه در اختيار نخبگان قرار مي گيرد، به نظرم سرمايه گذاري درست روي مهدكودكها از سرمايه گذاري روي دانشگاهها در دراز مدت مي تواند موثرتر باشد.

 

بشير :

خيلي عالي بود، اما به نظرم تقسيم بندي جامعي نبود، اگر واردات آموزش را صرفا به دانشگاهها محدود نمي كري و سيستمهاي آموزشي در مقاطع مختلف تحصيلي را مد نظر قرار مي دادي بهتر بود. اين شيوه فكري يكجور نخبه پروري را ترويج مي دهد، و امتيازات خاصي كه در اختيار نخبگان قرار مي گيرد، به نظرم سرمايه گذاري درست روي مهدكودكها از سرمايه گذاري روي دانشگاهها در دراز مدت مي تواند موثرتر باشد.

 

مهدي :

مطلب خوبي بود. اما در توصيه سرمايه گذاري ها يا واردات داخلي بايد به يك نكته توجه كرد و آن تقاضاي القايي يا آثار اين سياستها بر الگوي مصرف است. به عنوان مثال بيمه هاي درماني در ايران با چالشي مواجهند كه از ورود فناوري جديد ناشي شده. مثلا ورود امكانات مدرن تشخيصي باعث گسترش بي ضابطه استفاده از آنها (حتي در مواردي كه قبلا هيچ مشكلي نبوده) مي شود.
در هر حال فكر مي كنم سرمايه گذاري در توسعه ظرفيت توليد نفت و گاز و يا انرژي هاي نو و يا سرمايه گذاري در توسعه بخش ارتباطات و حمل و نقل توجيه بالايي داشته باشند.

 

Aydin K :

آقا ما داريم گندم و برنج و ... وارد مي كنيم! سرمايه گذاري در كشاورزي و روي آوردن به نوع مدرن آن، مهمتر از زمينه هاي ديگر است.
البته صنعت توريسم و رسيدگي به وضع اسفناك تربيت بدني، سلامت و بهداشت هم بايد در اولويتهاي نخست قرار گيرد.

 

ب ن ن :

حامد،
این پستت با بنیان «انتخاب آزاد» که پایه اکثر پستهای قبلی‌ات بوده خیلی نمی‌خونه.
من نفهمیدم معیار تفکیک واردات درست از غیر درست چی هست؟ کی گفته که واردات پفک لزوما کم بازده تر از واردات واگن مترو هست؟ اگه این طوره، واردکننده خودش تصمیم می‌گیره که عوض پفک واگن مترو وارد کنه.
اتفاقا معمولا افزایش واردات کالاهای مصرفی معمولا بعد از اینکه بازار داخلی از کالاهای سرمایه‌ای اشباع شد صورت می‌گیره.

دلیلت برای اینکه واردات کالاهای سرمایه‌ای تورم‌زا نیست هم برای من اصلا روشن نیست. شاید بخواهی استدلال کنی که چون واردات کالای سرمایه‌ای رشد اقتصاد رو افزایش می‌ده، با وجود افزایش نقدینگی، تورم خیلی بالا نمی‌ره. مشکل من با این استدلال اینکه تورمی که بعد از افزایش قیمت نفت تو کشورهایی مثل ایران رخ می‌ده به خاطر افزایش قیمت کالاهاو خدمات غیرمبادله‌ای (non-tradable ) هست. افزایش رشد تولید این نوع کالاها و خدمات هم لزوما خیلی با افزایش سرمایه‌گذاری رخ نمی‌ده. (اصولا تازمانی که بهره‌وری بالا نرفته باشه افزایش سرمایه‌گذاری فقط اتلاف منابع هست (مدل سولو را یادت بنداز))
پیشنهادت در مورد واردات آموزش نیروی انسانی هم مستلزم گسترش بروکراسی عریض و طویلی که مطمئنا آخرش منجر به رانت خواری‌هایی مشابه برنامه‌های موجود اعزام دانشجو به خارج می‌شه. هر دو نقد بالا هم همچنان در موردشون صدق می‌کنه.

 

مهدي :

پيشنهاد دوم به نظرم خوب نيست. شايد تعديل يافته و بهترش مي تونه اين باشه كه فضا را براي بازگشت تحصيل كرده هاي مقيم خارج از ايران به خصوص جوان تر ها آماده كنيم. ما در ايران به جز دانشگاه ها موسسات صرفا تحقيقاتي بسيار كم داريم. ايجاد مراكز تحقيقاتي و يا دانشگاه هاي بين المللي با الگو برداري از كشورهاي اروپايي و آمريكايي علاوه بر آن كه مي تواند بسياري از سرمايه هاي انساني ما را به داخل كشور جذب كند در بلند مدت حتي مي تواند باعث جذب نيروهاي انساني كارامد از كشورهاي همسايه و همزبان (مثل عراق افغانستان تركيه كشورهاي آسياي مركزي و ...) شود ضمن آن كه كمك مي كند تا فضاي اداره كشور و مديريت آن علمي تر و معقولانه تر شود.

 

مهدي :

اين سرمقاله ات واقعا نااميد كننده بود و مشخص بود كه توسط نيمه مهندس تو نوشته شده است نه توسط نيمه اقتصاد خوانده ات!
شايد يك مطلبي در پاسخت بنويسم.

 

محمد :

چرا یه عده فوق لیسانس فیزیک وریاضی رو به عنوان معلم دبستان با حقوق مکفی استخدام نکنیم؟؟البته شاید نیاز به تبدیل دلار به ریال باشه ولی خدایی ارزششو داره

 

امين :

آقا دمت گرم
بدون تملق مي گويم كه در بين تمام پاسخهايي كه كارشناسان تا بحال به اين سوال داده بودند اين جواب را معقولترين يافتم.
فقط يك نكته اضافه كنم كه مي شود سرمايه گذاري فراواني كرد براي راه اندازي دوره هاي مشترك علمي .
آيا واقعا نمي توان تر كيبي از اساتيد مطرح دنيا را به شورت ميهمان به ايران دعوت كرد كه پس از جندي موجب سرزريز دانش به داخل شود؟
آيا فرصتهاي مطالعاتي براي تحصيلات تكميلي و تورهاي علمي نمي توان داشت؟
به نظرم اينها را نيز مورد توجه قرار دهيد. ممنون

 

:

لطف می کنید روشن کنید که واردات با چه مکانیزمی باعث تورم می شود؟خنگ شدم؟:)

 

:

لطف می کنید روشن کنید واردات با چه مکانیسمی باعث تورم می شود.خنگ شدم؟:)

 

م :

سلام خسته نباشید .ببخشید من سوالی در رتباط با پست قبل داشتم اینجا دوباره مطرح میکنم
همسرم از یکی از دانشگاههای فرانسه بورسیه دکترا گرفته با توجه به اینکه گفتید ویزا برای همسر مشکلاتی داره میخواستم بدونم ممکنه ویزای همسر صادر نشه ؟یا فقط زمان بیشتری میبره ؟البته ما از دانشگاه در خواست کردیم در فرم دعوت نامه اسم من هم ذکر بشه.چقر احتمال داره ویزای هر دومون همزمان بیاد؟ضمنا من به تازگی باردار شدم این موضوع نکته مثبتی برای ماست یا منفی؟ضمنا من خودمم قصد ادامه تحصیل در مقطع فوق لیسانس دارم.با بچه اونجا امکان داره؟

حامد: سلام. من راستش چیزی راجع به فرانسه نمی دونم. وبلاگی هست که متعلق به دانش جویان ایرانی مقیم فرانسه و برای دادن اطلاعات برای دانش جویان جدید ایجاد شده. لطفا با آن ها تماس بگیرید.

http://www.etudfrance.ir/

 

مجید :

سلام

مثل ِ همیشه از مطالب ِ خوبتان بهره بردم.


با مقاله‌ای بسیار مهم و ضروری با عنوان ِ "مدیریت ِ شکوه‌مند ِ زمان" به روز هستم.

پایدار و سبز باشید.

 

:

آقا يك سوال: عربستان با 400 ميليارد دلار درآمد سالانه نفتي چكار مي كند؟ گاهي فكر مي كنم چقدر خوب شده كه درآمد عربستان را نداريم.

 

هادی :

سلام. یکی از سرمایه گذاریها هم به نظرم در IT باشه مفیده. دولت برای کاهش بروکراسی، آزادی و عدالت اطلاعاتی در بخشهای زیر مجموعه خود از قبیل وزرات خانه ها، ادارات و سازمانها بخصوص در بخشهای اقتصادی و بانکی می تونه بازده بیشتری بدست بیاره. فرصت برابر باعث رشد و توسعه کمی و کیفی بهتری میشه.

 

:

سلام
آقا حامد شما گفتید دلارهای نفتی را کجا خرج کنیم ولی نگفتید شکم این ملت با چی سیر بشه؟

 

:

شاید در این اواخر از زبان برخی متولیان اقتصاد و بازرگانی شنیده باشید که قرار است کالاهایی در حجم انبوه به کشور وارد شوند و از طریق شبکه توزیع با قیمتهای بسیار پایین در اختیار مردم قرار بگیرد. البته فارغ از تاثیری که این موضوع بر اشتغال و یا نابودی ذخایر ارزی و حتی ریالی کشور خواهد گذاشت باید ببینیم که دولت چه هدفی را دنبال می کند
روش دولت در این چند ساله آن بوده است که با دلارهای نفتی (توسط نهادهای اقتصادی عمومی و خصوصی) نارنگی پاکستانی و پرتقال مصری را وارد نموده و با درصدی سود دز جامعه به فروش می رسانده است ریال آن را هم مجدداض به خزانه واریز می نموده است تا مطالبات پیمانکاران پروژه های عمرانی را تسویه نماید. این سیاست به مهار قیمت کالاهای مصرفی در کوتاه مدت می انجامد اما با فوران نقدینگی همه میدانیم و دیدیم که چه اتفاقی افتاد.
به هرتقدیر همان طور که می دانید سیاستهای پوپولیستی این روشها را تجویز می کردند اما در مرحله بعد وقتی که متولیان خودشان به صورت شخصی تجربه می کنند که افزایش حجم نقدینگی کار درستی نبوده است و از سوی دیگر باید به این دسته از سیاستها ادامه داد اما در قالبی دیگر و مواردی از قبیل توزیع یارانه های و یا روش فوق اما این روش با توجه به اینکه به خروج بخشی از منابع ارزی (بجای تبدیل شدن آن به ریال) از چرخه اقتصاد می انجامد تا حدودی از شرایط تورمی خواهد کاست به شرط این که سیستم توزیع مناسب وجود داشته باشد و در درجه دومورود کالاهای مناسبی که جایگزی خارجی ندارند و یا همان طور که گفتیم اصل اشتغال اهمیتی نداشته باشد و سوم هم.... بنا به شرایطی دیگر که در این مجال نمی گنجد

 

آرمان :

شاید در این اواخر از زبان برخی متولیان اقتصاد و بازرگانی شنیده باشید که قرار است کالاهایی در حجم انبوه به کشور وارد شوند و از طریق شبکه توزیع با قیمتهای بسیار پایین در اختیار مردم قرار بگیرد. البته فارغ از تاثیری که این موضوع بر اشتغال و یا نابودی ذخایر ارزی و حتی ریالی کشور خواهد گذاشت باید ببینیم که دولت چه هدفی را دنبال می کند
روش دولت در این چند ساله آن بوده است که با دلارهای نفتی (توسط نهادهای اقتصادی عمومی و خصوصی) نارنگی پاکستانی و پرتقال مصری را وارد نموده و با درصدی سود دز جامعه به فروش می رسانده است ریال آن را هم مجدداض به خزانه واریز می نموده است تا مطالبات پیمانکاران پروژه های عمرانی را تسویه نماید. این سیاست به مهار قیمت کالاهای مصرفی در کوتاه مدت می انجامد اما با فوران نقدینگی همه میدانیم و دیدیم که چه اتفاقی افتاد.
به هرتقدیر همان طور که می دانید سیاستهای پوپولیستی این روشها را تجویز می کردند اما در مرحله بعد وقتی که متولیان خودشان به صورت شخصی تجربه می کنند که افزایش حجم نقدینگی کار درستی نبوده است و از سوی دیگر باید به این دسته از سیاستها ادامه داد اما در قالبی دیگر و مواردی از قبیل توزیع یارانه های و یا روش فوق اما این روش با توجه به اینکه به خروج بخشی از منابع ارزی (بجای تبدیل شدن آن به ریال) از چرخه اقتصاد می انجامد تا حدودی از شرایط تورمی خواهد کاست به شرط این که سیستم توزیع مناسب وجود داشته باشد و در درجه دومورود کالاهای مناسبی که جایگزی خارجی ندارند و یا همان طور که گفتیم اصل اشتغال اهمیتی نداشته باشد و سوم هم.... بنا به شرایطی دیگر که در این مجال نمی گنجد

 

مصطفی :

حامد جان،
اول از همه می خواستم به سوال یکی از نظر دهنده ها تاکید کنم که واردات اجناس مصرفی چه جوری باعث افزایش تورم میشه؟ به نظر میرسه که بر عکسش درست باشه. و میخواستم اضافه کنم که این واردات تکنولوژی هست که باعث تورم میشه. با این کار شما تعداد زیادی آدم رو استخدام می کنی و بهشون ریال میدی که برن خرج کنن که باعث تورم میشه.
به نظر من در پاسخ به سوالی که مطرح کردی باید یک مکانیزم بازار ارایه بدی. مثلا میتونی پول نفت رو بین همه تقسیم کنی و مردم خودشون تصمیم بگیرن چیکار کنن و دولت هم میتونه با تعیین عوارض گمرکی حساب شده جلوی نوسانات شدید تولیدات داخلی رو بگیره....

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007