بحثهایی در مورد پست قبلی
دوستان لطف کردند و نقدهای خوبی درباره مقاله دیروز ارائه کردند. چون موضوع مهم است به نظرم ارزشش را دارد که من سعی کنم بحث را بیشتر باز کنم و توضیحات بقیه را هم بشنویم تا به جمعبندی برسیم.
1) نقد اول: این پیشنهاد تو خلاف اصلی کلی انتخاب آزاد است. به قول صالح اگر کس دیگری این اصطلاح "واردات درست" را به کار میبرد این بنده حقیر جورابش را بادبان می کردم (به قول ابراهیم نبوی) و حالا رفقای ما همین کار را در مورد من خواهند کرد که واقعا هم میکنند.
من متوجه این نقد هستم و به نظرم به طور مبنایی درست است ولی توجه داشته باشیم که پیشنهاد در فضایی با یک سری قید ارائه شده که انتخاب آزاد مصرفکننده در آن حضور ندارد و ضمنا باید سه شرط تورمزا نبودن، ضربه نزدن به تولید داخل و ایجاد منافع بلندمدت در آن رعایت شود. مساله این است که ما یک درآمد نفت برونزا در اقتصاد داریم که در وضعیت ساختاری فعلی به صورت نقدی (دلاری) بین مردم توزیع نمیشود تا هر مصرفکنندهای شخصا تصمیم بگیرد که چه چیزی برایش بهینه است. من فکر میکنم بر اساس آن سه معیار گفته شده پیشنهاد مقاله میتواند یک انتخاب بهینه در فضای ممکن جواب یعنی از بین چهار گزینه 1) ذخیره دلارها در خارج از کشور 2) تبدیل دلار به ریال و وارد کردن آن به صورت ریالی در بودجه کشور 3) واردات کالاهای مصرفی 4) واردات کالاهای سرمایهای باشد.
2) نقد دوم: به علت برخی محدودیتهای تجاری و بورکراتیک پیشنهادها غیرقابل اجرا است.
در مواردی این نقد درست است. مثلا در مورد بحث واردات هواپیما حتی اگر تصمیم بگیریم که دلارها را صرف این کار کنیم تحریمها مانع کار میشوند. با این همه دامنه محدودیتها شامل همه گزینههای تحت این پیشنهاد نمی شود. مثلا هنوز هم میتوان چند صد میلیون دلاری کنار گذاشت و برای مدارس مناطق محروم رایانه و تجهیزات آزمایشگاهی و کمک آموزشی خرید.
در مورد ارسال دانشجو به خارج این نقد درست است که هم بوروکراسی درست میشود و هم احتمالا بخش مهمی از پول به کسانی میرسد که لزوما بهترین نیستند. ولی باز من در فضای بهینه دوم (Second Best) فکر میکنم. اگر فرض کنیم خرج تحصیل هر دانشجو به طور متوسط صد هزار دلار باشد با یک میلیارد دلار بودجه نفتی میتوان ده هزار نفر را در رشتههای منتخب بورسیه کرد که اگر فقط هزار نفر آن ها برگردند و آدم قابلی باشند میتوانند تکان مهمی ایجاد کنند. یک میلیارد دلار کم تر از یک درصد درآمد یک سال نفت است.
یک پیشنهاد جالب را هم یکی از دوستان ارائه کرده بود که به جای اعزام دانشجو این پول را صرف واردات استادان درجه یک و برگزاری مدارس تابستانی و تورهای علمی و ... کنیم که به نظر عملی و بسیار مفید میرسد. این پیشنهاد از این زاویه عملیتر از پیشنهاد من است که وقتی قرار باشد یک استاد درجه یک در یک رشته دعوت شود ملاحظات خیلی کمتر از وقتی است که قرار است یک دانشجو به خارج اعزام شود.
یکی دو نفر از دوستان پیشنهاد توسعه مدارس ابتدایی و موارد مثل آن را داشتند که منطبق با چارچوب کلی پیشنهادهای من نیست. بهبود کیفیت نظام آموزش ابتدایی مستلزم پرداختهای ریالی است که خلاف جهتگیری پیش نهادی مقاله است.
3) نقد سوم: روشن نیست که این پیشنهاد تورمزا نباشد.
من خیلی این نقد را متوجه نمیشوم. دلارهای نفتی وقتی تورمزا میشوند که به صورت ریالی وارد بودجه دولت شده و حجم نقدینگی را زیاد کنند. از تجربه بیماری هلندی هم میدانیم که این نقدینگی معمولا متوجه بخشهای تبادلناپذیر اقتصاد میشود که حتی با واردات نمیتوان آن را تخفیف داد. این اتفاق زمانی رخ میدهد که دولت دلارها را به بانک مرکزی فروخته و در مقابل ریال دریافت کند و لذا به علت افزایش پایه پولی بانک مرکزی نقدینگی در جامعه افزایش یابد.
پیشنهاد مقاله دقیقا با توجه به این موضوع بود که باید راهی پیدا کرد که دلارها وارد چرخه پولی اقتصاد داخلی نشوند. یک راهش این است که همان بیرون بمانند و یک راه هم این که به کالا تبدیل شده و وارد شوند. من این طور میفهمم که اگر دلارها به کالا تبدیل شوند (چه سرمایهای و چه مصرفی) چون حجم نقدینگی ثابت مانده ولی عرضه کالا در بازار زیاد شده قیمت تعادلی کاهش مییابد و ماجرا هیچ وقت تورم زا نمیشود. در واقع برای من روشن نیست که با فرض ثابت بودن همه چیزهای دیگر اگر ما یک میلیارد دلار درآمد نفتی اضافه را اتوبوس و لوازم یدکی بخریم و به ناوگان حمل و نقل شهرهای بزرگ اضافه کنیم چرا باید تورمی در جامعه ایجاد شود. شاید البته نکتهای هست که من متوجهش نیستم.
4) سرمایهگذاری سختافزاری تا وقتی بهرهوری عوامل بالا نرفته باشد لزوما رشد را زیاد نمیکند.
من البته تخصصی در بحث اقتصاد رشد ندارم و اطلاعاتم ابتدایی است ولی تا جایی که از مدلهای رشد پایه (مثل سولو) در خاطرم هست اقتصاد روی یک مسیر رشد قرار میگیرد تا به نقطهای برسد که دیگر انباشت سرمایه بیش از آن باعث افزایش رشد نمیشود مگر این که ضریب بهره وری زیاد شود. در طول این مسیر رشد انباشت سرمایه اتفاق میافتد. ما مطمئن نیستیم که همه بخشهای اقتصاد ما درست به آن نقطه رسیده باشند. مثلا بخش حمل و نقل شهری را فرض بگیریم. تقریبا با حس عمومی میتوان فهمید که اگر خطوط مترو بیشتری اضافه شود بهرهوری حمل و نقل در تهران افزایش مییابد. این جا سرمایهگذاری صرفا سختافزاری (توسعه خطوط و واگنهای مترو) بدون هیچ تغییری در سایر عوامل میتواند وضعیت را بهتر کند. البته قبول دارم که چون ما در اینجا اطلاعات دقیقی از ساختار تولید و بهره وری بخشهای مختلف نداریم واقعا نمیتوانیم دقیقا بگوییم کدام بخش میتواند با انباشت سرمایه بیشتر رشد کند و لذا ممکن است بخشی از پیشنهادهای مقاله از این معیار سربلند بیرون نیاید.
علاقهمند هستم تا نظرات دوستان را داشته باشیم.

نظرات
:
:)
Anonymous - September 8, 2008 12:10 PM
64 :
http://profs-against-plagiarism.blogspot.com/2008/09/blog-post_1309.html
64 - September 8, 2008 02:03 PM
nazil :
http://1fathi.com/
In site neveshtehaye sar dare weblog shoma ra ...estefade karde?copy karde?ya....
حامد: نه ایشان قبلا در این مورد با من صحبت کردند.
nazil - September 8, 2008 05:47 PM
صادق الحسینی :
سلام
حامد من الان پست قبلی رو هم خوندم. در کل موافقم با بحثت ولی خب در مورد پاسخت به نقد اول، فقط پیچوندی بحث رو و این نقد به نظر من کاملا وارده. خصوصا این که کار رو با این شرط هایت خراب تر کردی! تورم زا نبودن که نمی فهمم در مورد چه وارداتی مصداق داره!، بعد هم تامین منافع بلند مدت، و ضربه نزدن به تولید داخلی هم کلیشه هایی است که اگر در حوزه اقتصاد سیاسی در نظر گرفته شود، خب بی معناتر از قبل می شوند. خصوصا این که باید توجه کنی منافع گروه های فشار در توجیه ضریه به تولید داخلی و غیره در حوزه های مختلف کاملا باید منظور شود و اگر اینطور شود شرط هایت همه بی اثرند.
بطور کلی اگر واردات رو توجیه می کردی خیلی درست تر بود.
خصوصا بحث اموزش و بکار گیری اساتید خارجی خیلی خوب بود...
حامد: سلام صادق. در مورد تورم به بحث با ب ن ن مراجع کن (کامنتهای هشت و نه) ولی در مورد ضربه نزدن به تولید داخل درست است که بحث گروههای فشار مطرح هستند ولی موضوع بیکاری هم ماجرای مهمی است. اثر ضدصنعتی و ضدکشاورزی بیماری هلند اثرات رفاهی دارد و به نظرم نمیتوان ساده از کنار آن گذشت.
صادق الحسینی - September 8, 2008 05:49 PM
صالح :
سلام عليكم!
هنوز من حاشيه دارم، دكتر جان! من بايد بيشتر روي نكته ي يكم ام و گيومه هاي اول و چهارم ش تاكيد مي كردم. مساله ي پيشنهاد سياست گزاري روي عدد و رقم هاي گنده ي ثروت ملي(!) يك چيزه، مساله ي امكان بالقوه ي اخذ راي عمومي بر مبناي ِ اون چيز ديگه اي اه. تا اطلاع ثانوي، راي دهنده با رييس جمهوري صفا مي كنه كه پول نفت رو بكنه كوبيده بياره سر سفره ي ايتام. بعدش هم خودش و رفيق بوليويايي ش برن بنشينن سر سفره كنار ايتام نوش جان كنند. (البته برخي كارشناسان معتقدند كه افطارِ اون شب مرغ بوده نه كوبيده). چرا اين رجحان هست؟ خوب اين خودش اول شب اصفهونه. شما هم خودت واردتر از همه. ولي به هر حال اين رجحان وجود داره. بحث هم بر سر دارايي ِ يك ملت اه. نمي شه از "چالش راي ِ عمومي" ش به اين سادگي ها گذشت.از اونجايي كه اين ايده ها قابليت ِ توده پسند شدن ندارند، به كار بستن اونها و پي گرفتنشون به مدت طولاني امكان پذير نيست. دو تا مثال بزنم.؟.
يك. فرداشخص شخيص ِ جمهوري اسلامي مي آد تو تلويزيون مي گه كه من از امروز هيچ مشكلي با توريست هاي ِ اروپايي و چيني/ژاپني و امريكايي ندارم و از فردا مي خوام اعتبار دهي ِ دلاري بكنم براي هر آنكسي كه مي خواد در زير ساخت توريزم سرمايه گذاري بكنه. اصلن مي خوايم حال ِ شيوخ ِ امارات رو از فردا بگيريم. مشهد رو تبديل مي كنيم به ام القري شهرهاي مذهبي. كلي جاده و فرودگاه و قطار مي زنيم. توي تهران هم جيگركي ِ گوگوش مي زنيم. ( فرض: اونقدر پولدار هستيم كه همه ي اين كارها رو بكنيم)
دو. فردا شخص ِ شخيص جمهوري اسلامي مي آد مي گه كه بچه هاي شريف و فني + علوم پزشكي تهران/ايران + حقوق و علوم سياسي ِ تهران + هنر هاي زيباي تهران رو قراره كلهم اجمعين بفرستيم خارج. چرا.؟. چون بالقوه امكان باسواد شدن شون بيشتر از بقيه ست. مي رن درس مي خونن. بعدها مي آن و همه تون رو باسواد مي كنند. براتون پروژه رديف مي كنند. مديريت تون مي كنند والخ.
يك راي دهنده ي ميانه كدوم يك از اين دو تا بيشتر دوست داره: مورد يك يا دو؟ البته يك پيش فرض وجود داره كه اين دو تا پيشنهاد اصلن از طرف ِ اون شخص ِ شخيص اعلام عمومي بشه. چون الان "به سرعت در حال ابر قدرت شدن" هستند، احتمالن فرصتي براي اين خرده ريزه كاري ها ندارند. ولي بالاخره فرض اه ديگه. ماليات كه نداره. فرض ِ مفت اه! منظور ِ من اينه كه وقتي به اين بحث مي رسيم خيلي ها تاثير گزاري ِ ادوار ِ سياسي ( مي تونيد بخونيد ( تغييرات در) رجحان هاي راي دهنده ها) بر " مانايي" و "پيشرفت" ِ اين سياست گزاري ها رو فراموش مي كنند.
دعا بريز!
صالح - September 8, 2008 06:13 PM
صالح :
علاوه كنيد ... دولت استاد وارد نمي كند . دولت دانشگاه خارجي وارد نمي كند. حتي در دولتي ترين سيستم هاي دانشگاهي ي اروپا چنين چيزي وجود نداره. دانشگاه هاي قد و نيم قد با هم ديگه بده بستون مي كنند. البته نه اينكه ايده از اساس كار نكنه ها. هنوز جاي تامل داره. قديمي هم هست اين ايده. زمان ِ وزارت ِ دكتر معين آقاي دكتر راغفر روي چنين طرحي كار كرده بود و حتي يك طرح ِ پيشنهادي هم ( كه يك جورايي به زنجان مرتبط بود. اگه كسي سرنخي داره.) ظاهرالامر نهايي مي شه. بعد عمر وزارت آقاي دكتر معين قد نمي ده. (توضيح: دوره ي وزارت اول ِ ايشون) تازه قبل تر از اون ها هم زمان ِ شاه (كه همه چيز ارزون بود) يك چنين طرحي با كمك امريكايي ها انجام شد. (مدرسه ي عالي ِ بازرگاني (علامه ي كنوني) يه خط و ربطي با هاروارد داشته.) اما واردات ي استاد و دانشگاه چندان چيز ِ قابل توجيهي نيست. اون هم توسط دولت.!.
حامد: سلام صالح جان و ممنون از توضیحات مکمل. من به طور اصولی با حرفت موافق هستم.
صالح - September 8, 2008 06:27 PM
صالح :
اون "ي" بعد از "واردات" توي جمله ي آخر، حاصل هم نشيني با رفقاي افغان و تاجيك ه :))
صالح - September 8, 2008 06:31 PM
ب ن ن :
حامد جان
برای اینکه اثر تورمی روشنتر بشه توجه کن که بنابه تحلیل تو اگر دولت پفک هم وارد کند روی تورم نباید اثر بگذارد و سرمایهای بودن کالای وارداتی ربطی به اثر تورمی نداره و اصولا اثر تورمی به خاطر عدم واردات هست. (تو کامنتم زیر پست قبلی توضیح دادم که میشه استدلال کرد که واردات کالای سرمایهای موجب رشد میشه که در نتیجه تورم علیرغم افزایش نقدینگی خیلی بالا نمیره. گویا تحلیل تو ارتباطی با این مکانیسم نداره.)
دقت کن که حتی اگر دولت این دلارهای اضافه رو به بانک مرکزی نفروشه (که فکر کنم از لحاظ قانونی ملزم به این کار هست ولی خب قانون رو میشه عوض کرد!) و درعوض به بخش دولتی یا حتی خصوصی منتقل کنه (توزیع سوبسید برای واردات) به شرط اینکه این بخشها با این دلارها کالای سرمایهای وارد کنند، اونوقت نقدینگی ریالی که این بخشها باید به بانک مرکزی میدادند و در عوضش دلار میگرفتند که بتونند کالاهای سرمایهای وارد کنند، حالا میتونه به مصرف موارد دیگهای، مثل خرید کالاهای غیرمبادلهای، برسه.
اصولا اینکه دولت دلارها رو به بانک مرکزی بفروشه و ریالهای حاصله رو به بخش خصوصی یا دولتی بده، به شرط اینکه این بخشها حتما با این یارانهها کالای سرمایهای وارد کنند، یا اینکه دلارها رو به صورت مستقیم در اختیار این بخشها برای واردات کالای سرمایهای قرار بده، تفاوت خاصی نداره. در حالت دوم هم ریالها دوباره به بانک مرکزی برمیگرده تا صرف خرید دلار از بانک مرکزی بشه. در هر دو حالت بخشهایی که این سوبسیدها رو دریافت میکنند، منابع ریالی رو که باید برای خرید کالاهای سرمایهای مصرف میکردند، حالا میتونند صرف خرید کالاهای غیرمبادلهای بکنند و در نتیجه قیمت ریالی کالاهای غیرمبادلهای بالا خواهد رفت.
مساله تورم یک مساله حسابداری نیست که با تغییر رویه حسابداری حل بشه. مساله حتی صرف افزایش قیمتها هم نیست (اگر قیمت تمام کالاها و خدمات به صورت همزمان و با نسبت دقیقا مساوی بالا بره، غیر از ضرری که دارندگان پول نقد متحمل میشوند، با روزآمد کردن نظام پرداخت تقریبا میشود جلو تمام ضررهای دیگر رو گرفت.) مساله اصلی به هم خوردن «قیمتهای نسبی» است. در نتیجه تازمانی که درآمدهای نفتی به اقتصاد برگردند (چه به صورت ریالهای خریداری شده از بانک مرکزی و چه سوبسیدهای دلاری مستقیم برای واردات) قیمت نسبی کالاهای مبادلهای و غیرمبادلهای بهم میخورد و مردم، بالخصوص قشرهای کمدرآمد که سهم کالاهای غیرمبادلهای از سبد مصرفشون بالاست، فشار تورم رو احساس میکنند.
حامد: سلام و ممنون ب
ببین ماجرای قیمتهای نسبی را موافقم. تو بدون هیچ مداخله پولی در اقتصاد مقداری کالا را به صورت فیزیکی اضافه میکنی. در نتیجه قیمت نسبی آن بخش کاهش پیدا میکند. حالا آن کالا میتواند برنج یا اتوبوس باشد. این جا ما دقیقا نمیدانیم که کشش قیمتی تقاضا چه قدر است و چه قدر از این کاهش قیمت توسط افزایش تقاضا در همان بخش جذب میشود و چه قدر متمایل به بخشهای دیگر میشود که مهمترینش بخش کالاهای غیرقابل تبادل است.
چیزی که من هنوز نمیفهمم اثرات رفاهی ماجرا است. هر دو قبول داریم که نگرانی حسابداری اصلا بحث ما نیست. من نمیفهمم که چرا افزودن بر موجودی کالاهای فیزیکی به صورت برون زا باید باعث کاهش رفاه شود. درست است که ممکن است قیمت نسبی یک بخش بالا برود ولی از طرف دیگر کاهش قیمت در بخش وارد شده اثرات مثبت رفاهی دارد. البته تصریح کنم که قبول دارم که نتیجه نهایی تابع تعادل عمومی جدیدی است که ما چون تابع مطلوبیتها برای بخش های مختلف را نداریم نمیدانیم ذهنی در مورد آن قضاوت کنیم.
ب ن ن - September 8, 2008 07:31 PM
ب ن ن :
در مورد اثر سرمایهگذاری روی رشد باید بگم که کامنت من زیر پست قبلیات به صورت مستقیمی به موضوع «انتخاب آزاد» برمیگرده. واضحه که برخی بخشهای خاص اقتصاد و شاید حتی کل اقتصاد هنوز به اشباع سرمایهگذاری نرسیده باشند و کنشگرهای اقتصاد حاضر باشند که از مصرف فعلی کم کنند و در عوض با سرمایهگذاری بیشتر به مصرف آیندهشون اضافه کنند. اما این انتخاب کنشگر اقتصاد هست که چقدر مصرف و چقدر سرمایهگذاری بکنه. اگر سرمایهگذاری واقعا سودده باشه، حتی اگه پفک هم وارد کنیم، کنشگرهای اقتصادی پفکها رو میفروشند و در عوض واگن مترو وارد میکنند. اما اگر کنشگر مختار بین وارد کردن پفک و واگن مترو، پفک رو ترجیح میده معلوم میشه که بهروری اقتصاد هنوز کشش سرمایهگذاری بالاتر رو نداره. دقت کنیم که منظور از بهرهوری، بهرهوری مهندسی نیست که با وارد کردن پیشرفتهترین تجهیزات بتونیم افزایشش بدیم. منظور بهروری اقتصادی هست. درنتیجه تازمانیکه مثلا قیمت مسافرت با مترو کنترل شده باشه و یا برق صنعتی به صورت نامرتبی قطع و وصل بشه، وارد کردن واگن مترو و یا فلان کوره القایی ذوبمس، از نظر اقتصادی بهرهوری پایینی داره.
همونطور که تو کامنت قبلیام زیر پست قبلی هم نوشته بودم، اتفاقا دادههای واردات نشون میدن که افزایش واردات کالاهای غیرسرمایهای معمولا بعد از افزایش کالاهای سرمایهای رخ میدن. به این معنا که بعد از افزایش قیمت نفت و فراهم شدن منابع جدید، اول سرمایهگذاری بالا میره ولی بعد از یکی دو سال که دیگه خیلی فرصتهای خوب سرمایهگذاری باقی نمونده، واردات کالاهای مصرفی افزایش پیدا میکنه.
حامد: .
ببین در مورد مساله رشد من کاملا نکته را متوجهم و موافقم. اگر همه قیمت ها آزاد بود طبعا تمایل کنشگران به انتخاب سرمایهگذاری یا مصرف علامت درستی از بازده نهایی و ترجیحات بین دورهای آن ها بود ولی اکثر پیشنهادهای من متوجه بخشهایی که قیمت لزوما در آن ها علامت نمیدهد. مثلا بخش حمل و نقل عمومی یا بهداشت و درمان و آموزش و پرورش دولتی. به همین خاطر هم بود که اشاره کردم که شاید بخشی از آن بخش ها واقعا به سطح بالای انباشت رسیده باشند و برخی دیگر و برای این کار نیاز به مدلهای تخمین بهرهوری عوامل داریم (خیلی رنج میبرم که این قدر برنامه ریزانه و مهندسانه حرف میزنم ولی متاسفانه وقتی در برخی بخشها مکانیسم قیمت مرده است مجبوریم دست به این کار بزنیم تا وقتی که قیمت شروع به کار کند).
ب ن ن - September 8, 2008 07:32 PM
محمد :
آقا من با کامنت ب ن ن خیلی حال کردم.
محمد - September 8, 2008 08:51 PM
ب ن ن :
حامدجان
در مورد اثر تورمی بالارفتن درآمد نفت:
نکته اصلی همین تغییر قیمت نسبیه که با هم توافق داریم. همونطور که گفتی اینکه اثر این تغییرات نسبی روی قیمت سبد مصرف چطور خواهد یود بستگی به کشش تقاضا داره و نمیشه به صورت تئوریک پیشبینی کرد که چی میشه. اما همونطور که قبول کردی برای افزایش نقدینگی قابلاستفاده در معامله کالاهای غیرمبادلهای خیلی تفاوت نمیکنه که پفک وارد کنیم یا واگن مترو. در نتیجه اثر تورمی واردات واگن مترو مشابه (و حتی بیشتر از) واردات پفک خواهد بود (به هرحال کالاهای مصرفی مبادلهای میتونند جانشین کالاهای مصرفی غیرمبادلهای باشند، در حالیکه برای کالاهای سرمایهای مبادلهای اینطور نیست.)
در مورد اثر رفاهی هم میشه گفت از اونجایی که سهم کالاهای غیرمبادلهای در سبد مصرفی دهکهای پایین بالا است، واردات کالاهای مبادلهای سرمایهای به ضرر اونها تموم میشه. البته طبیعتا دهکهای بالاتر که از کالاهای مبادلهای بیشتر استفاده میکنند سود خواهند برد، ضمن اینکه درآمدشون هم در نتیجه دسترسی به «پروژههای عمرانی» ، که بواسطه افزایش درآمدهای نفتی شروع میشن، بالاتر میره.
دقت کنیم که افزایش درآمد حاصل از صادرات نفت با افزایش درآمد حاصل ازصادرات مثلا کشمش تفاوت داره. برای افزایش تولید کشمش عوامل تولید داخلی بهکار میره و به عنوان مثال به دلیل افزایش استفاده از کارگران در تولید انگور، دستمزد کارگران بالاتر میره. اما افزایش درآمد نفتی معمولا محتاج استفاده بیشتر از عوامل تولید نیست. در نتیجه افزایش درآمد نفتی تاثیر در افزایش دستمزدها و یا فعالیت سایر بخشها نداره. در نتیجه مکانیسمهای بازار در بازتخصیص عوامل تولید خیلی کارا نیست.
در مورد تخصیص مهندسانه منابع:
خیلی برای من روشن نیست که تخصیص مهندسانه منابع به صورت کارآمد، اون هم در شرایط سیاسی ایران چطور ممکنه. تا زمانیکه مکانیسم این تخصیص روشن نشه، حدس من اینه که تنها وسیلهای برای رانتخواری خواهد بود.
ب ن ن - September 9, 2008 06:34 AM
امیر :
چرا نرویم دنبال یک راه حلی مثل نروژ؟اختلاف نفت حدودن شصت دلاری که در بودجه لحاظ میشود و نفت صد دلاری که میفروشیم این روزها میشود حدودن چهل میلیارد دلار در سال.ظرف چهار سال میتوانیم صد و شصت میلیارد دلار سهام شرکتهای غربی را بخریم.بعد میتوانیک سهام مدیریتی را بگیریم در دست.بعد میتوانیم فناوری و سرمایه خارجی از طریق شرکتهای خودمان وارد کشور کنیم بعد میتوانیم...به نظرم بهتر از واردات باید باشد
امیر - September 9, 2008 07:34 AM
مهدي :
اين هم جوابي به مهندس حامد:
http://www.donya-e-eqtesad.com/Default_view.asp?@=120892
مهدي - September 9, 2008 08:12 AM
:
سلام حامد جان
يه نکته جالب . اين پيشنهاد تو در مورد سرمايه گذاري علمي با آوردن استادها و ...، مدتي است که به طور جديدر کشورهاي حاشيه خليج فارس داره دنبال ميشه. از شهر دانشگاهي دوبي تا شعبه دانشگاه هايي مثل بيزنيس اسکول لندن تا اين آخري که يکي از استادي معروف دانشگاه کنکورديا در مونترال رفت اکچري را در دانشگاه عربستان سعودي راه انداخت يا حتا از فارغ تحصيلهاي خوب ايراني که شنيدم در دانشگاه کويت مشغول به کار شده و آفر هاي با حاليکه براي استخدام ميدن.... همه نشان از اين نکتست. نکته اينجاست که سالهاست شاهد عملکرد جالب عربهادر
تجارت (دوبي ) و مديا (الجزيره) و دانشگاهي (دوبي و عربستان سعودي ) هستيم ولي هنوز ميگيم چيزي حاليشون نيست!
Anonymous - September 9, 2008 08:34 PM
صادق الحسینی :
من هنوز هم بحث تورم را متوجه نشدم. به نظرم هر دو اشتباه می کنید:
1- اولا افزایش کالاهای غیر قابل مبادله ای نظیر زمین و مسکن که کالای سرمایه ای هستند در محاسبه شاخص قیمت ها(سی پی آی) نمی آید و در ادبیات به آن تورم پنهان می گویند پس ربطی به موضوع تورم ندارد. و هنوز من نمی فهمم وارداتی که موجب افزایش تورم بشود یعنی چی؟ در وارادات قاعدتا یا پولی از جامعه خارج می شود که ضد تورمی است یا پولی که قرار است وارد شود وارد نمی شود. که این هم از تورم بیشتر جلوگیری می کند. باید یک جواب مشخص به این بدهی. "ب ن ن " هم که در مورد واردات خیلی مغشوش حرف زده، یا حداقل من نمی فهمم، مثلا این یعنی چی!! :
" دقت کن که حتی اگر دولت این دلارهای اضافه رو به بانک مرکزی نفروشه (که فکر کنم از لحاظ قانونی ملزم به این کار هست ولی خب قانون رو میشه عوض کرد!) و درعوض به بخش دولتی یا حتی خصوصی منتقل کنه (توزیع سوبسید برای واردات) به شرط اینکه این بخشها با این دلارها کالای سرمایهای وارد کنند، اونوقت نقدینگی ریالی که این بخشها باید به بانک مرکزی میدادند و در عوضش دلار میگرفتند که بتونند کالاهای سرمایهای وارد کنند، حالا میتونه به مصرف موارد دیگهای، مثل خرید کالاهای غیرمبادلهای، برسه. "
در حالی که اصلا اینطور نیست، اگر دلار به واردات اختصاص یابد، ریال جدیدی خلق نمی شود و از همان ریال هایی که در جامعه وجود داشته به دست بانک مرکزی و دولت می رسه پس نقدینگی جدید خلق نمی شه، و چطور می شه ادعا کرد که این تورم رو افزایش می ده!! حتی با چه مبنایی این لزوما(لزوما) منجر به تغییر قیمت های نسبی یا خرید کالاهای غیرقابل مبادله می شه؟!
این حرف ها به نظرم ایرادات اساسی دارند...
2-در مورد بحث بیماری هلندی، ببین وقتی ارز کشور شما بعلت وجود دلارهای نفتی تقویت می شود،(اگر ارز در خارج از اقتصاد نگهداری نشود، در صندوقی یا در سرمایه گذاری در دیگر کشورها) واردات خواهی نخواهی افزایش و صادرات کاهش می یابد. بحث بیماری هلندی خیلی به بحث تو مربوط نمی شه. چون در هر صورت پول شما تقویت خواهد شد.(هرچند که برخی از اقتصاددانان بحث بیماری هلندی را کلا در کشورهای نفتی مهم و معنی دار نمی یابند)
در مورد کامنت اخر ب ن ن تا جایی که من می فهمم، بحث افزایش قیمت کالاهای غیرقابل مبادله در شوک های نفتی که یکی از عوارض بیماری هلندی دانسته می شود، به این دلیلی که در این کامنت ها گفته شده نیست، بلکه به این دلیل است که در مورد کالاهای قابل مبادله امکان واردات وجود دارد، پس قیمت اینها با واردات کنترل می شود ولی در مورد غیر قابل مبادله ها به دلیل نبود امکان واردات قیمت ها به شدت افزایش پیدا می کنند.
3- در کل احساس می کنم بحث های این پس خیلی منحرف شده اند و ...
صادق الحسینی - September 9, 2008 10:30 PM
ب ن ن :
صادقالحسینی
کالاهای غیرمبادلهای تنها زمین و مسکن نیستند. اکثر تولیدات خدماتی مانند حمل و نقل درونشهری، خردهفروشی، آموزش ، بهداشت و درمان و ... (بالخصوص در کشورهای مثل ایران) جزء کالاهای و خدمات غیرمبادلهای ( non-tradable) هستند. اتفاقا سهم کالاهای غیرمبادلهای در سبد مصرفی خانوار که برای محاسبه (CPI) بکار میره بالاتر از سبد تولیدکنندگان که برای محاسبه (PPI) بکار میره هست.
نکته اینجاست وقتی منابع دلاری زیاد بشن، قیمت نسبی کالاهای مبادله در برابر کالاهای غیر مبادلهای بالا میره، در نتیجه قیمت سبد مصرفی خانوار، که کالاهای غیرمبادلهای توش زیاده، بالا میره. دقت کنیم که همونطور که گفتی هیچ افزایشی در کل ریالی که در گردش هست رخ نداده. با اینحال چون ریال کمتری صرف واردات خواهد شد ، ریالهای اضافی قیمت ریالی کالاهای غیر مبادلهای رو بالا میبرندو سبد مصرف کننده دچار تورم میشه.
من توضیح دادنم خیلی خوب نیست، امیدوارم که این دفعه روشنتر بوده باشه.
حامد: سلام ب و ممنون مجددا.
ببین من فکر کردم که منظور را متوجه شدم ولی با این بحثهای جدید هنوز موضوع برایم روشن نیست. بگذار روی یک مثال ساده جلو برویم. فرض کن فقط دو کالا در اقتصاد داریم و دو واحد هم نقدینگی داریم و قیمت تعادلی هر کالا هم یک است. سرعت گردش پول را هم واحد بگیریم.
M=2 , P1=P2=1 , P1+P2=M
حال فرض کن از آسمان (در واقع توسط این درآمد دلاری برونزا) یک واحد دیگر از کالای الف وارد اقتصاد میشود. طبیعی است که قیمتهای نسبی به هم میخورد. ولی چون حجم نقدینگی داخل اقتصاد ثابت است داریم
2P'1+P'2=2
برای اینکه P'2 از حالت قبل بیشتر شود باید P'1 خیلی پایین برود. یعنی آن جزء باید از یک کوچکتر شود تا P'2 از یک (یعنی قیمت قبلی) بیشتر شود. این حالت خیلی خاص است. مثلا اگر تابع تقاضا خطی باشد این اتفاق نمیافتد.
طبیعی است که اگر برای فاینانس این واردات حجم پول یعنی دو واحد قبلی زیاد میشود به راحتی قیمتها بالا میرفتند ولی در این چارچوب را من نمیفهمم. تا این را همه میفهمیم که قیمت نسبی کالای دو به کالای یک بالا میرود ولی این برایم روشن نیست که قیمت نسبی کالای دو (مبادله ناپذیر) به دستمزد هم بالا برود و رفاه را کم کند.
یک جملهای در نوشتهات هست که برای من روشن نیست. میگویی ریالهایی که صرف واردات میشدند الان به سمت بخشهای مبادله ناپذیر میروند. به نظرم چنین اتفاقی رخ نمیدهد. اقتصاد در همان ستینگ قبلی هست فقط یک سری کالا که قبلا هم جزو لیست واردات نبودند از آسمان میآید. مردم دلار میخریدند و سیب وارد میکردند. الان با دلار اتوبوسی وارد کردهایم که قبلا وارد نمیشد و مردم همچنان مشغول واردات سیب هستند. به نظرم تغییری از این حیث در ساختار نقدینگی رخ نمیدهد ولی این که قیمت حمل و نقل کم شود و بقیه ماجرا چرا. ولی آنهم آخرش به آن مثال منجر میشود.
ب ن ن - September 10, 2008 03:15 AM
صادق الحسینی :
سلام
ب ن ن
1- درسته من بخشی از کالاهای غیرقابل مبادله که سهم زیادی هم در سبد خانوار دارند را عرض کردم و نگفتم که کالاهای غیرقابل مبادله فقط اینها هستند.
2-در کامنت اشتباها نوشته ای قیمت کالاهای قابل مباده با افزایش دلار ها نسبت به غیرقابل مبادله ها بالا میره که حامد بهتره درستش کنه.
بله درسته که قیمت غیرقابل مبادله ها در صورت افزایش دلارها نسبت به قابل مبادله ها افزایش می یابد.(که البته نه به خاطر افزایش نقدینگی که به خاطر کاهش صادرات کالاهای قابل مبادله به دلیل تقویت پول ملی است) خب این افزایش قیمت نسبی چه ربطی به تورم دارد؟ هیچ
صرفا می توان گفت رفاه یکسری از اقشار کمتر و رفاه یکسری دیگر بیشتر شده. همین. که البته این کاهش رفاه هم می تونه با واردات جبران بشه تا حدی (که البته بستگی به کالای وارداتی کشش تقاضای اون و ... داره)
3- در مورد ریال های اضافی هم که حامد توضیح داده، لزوما این ریال ها از واردات منحرف نمی شوند که فرض کنیم به سوی کالاهای غیرقابل مبادله می روند.
صادق الحسینی - September 10, 2008 12:20 PM
بشیر :
من فکر می کردم وارداتی که حامد از آن حرف می زند، واردات محدود به همان دو قلم است در نتیجه واردات محدود، تنها نسبت قیمت این کالاها به سایر کالاها تغییر می کند نه نسبت قیمت کالاهای غیر مبادله ای به مبادله ای تا در نتیجه این همه تبعاتی که ب ب ن ذکر کرده بوداتفاق بیافتد، یک سوال هم داشتم چرا نمی توان کالاهای غیر مبادله ای را وارد کرد؟ بیشتر چیزهایی که ب ن ن به عنوان کالای غیر مبادله ای نام می برد، اگر به صورت مستقیم هم قابل واردات نباشند می توان زنجیره تامین آنها را وارد کرد، مثلا شرکتهای ساختمان سازی خارجی اجازه تولید مسکن در کشور داشته باشند، اجازه سرمایه گذاری در بخش حمل و نقل را داشته باشند یا از آنها خریداری شود و ....
بشیر - September 10, 2008 05:13 PM
jinus :
salam dooste aziz.aghe emkan dare kami dar morede MBA benvisisd baramoon.mikhastam bedoonam baraye ma ke lisanse mohandesi ra tamam kardim khoondanesh che mazayaii dare .dar morede khoondane MBA dar farance nazare shoma chist?khahesh mikonam hatman matlabi dar in mored benvisis.zira be shedat be etelaate shoma ehtiaj daram.merci
حامد: سلام. من راستش بعید میدونم این کار را بکنم چون موضوع جالب و اولویتداری برایم نیست. در اینترنت سایتها و فرومهای فراوانی در این زمینه وجود دارند که قطعا با مراجعه به آنها اطلاعات زیادی به دست میآورید.
jinus - September 10, 2008 07:05 PM
ب ن ن :
حامدجان
مثال تو با مساله سبد مصرفی فرق داره. مثال تو داره به قیمت تمام کالاها ضربدر قیمتشون نگاه میکنه و نه قیمت کالاهای مصرفی ضربدر قیمتشون. برای اینکه موضوع روشنتر بشه، فرض کن که در مثالت فقط کالای ۲ توی سبد مصرفی باشه، در اون صورت همونطور که گفتی p2 بالا خواهد رفت که در نتیجه تورمی که با سبد مصرفی محاسبه میشه بالاتر خواهد رفت.
همونطور که در کامنتهای قبلی هم گفتم تمام استدلالهای من برای این بوده که نشون بدم افزایش قیمت سبد مصرفی ممکنه. اینکه حالا قیمت سبد بالا میره یا نه بستگی به کششهای مصرفی و کشش تابع تولید داره. ولی نکته اینجاست که پیشنهاد تو برای افزایش واردات کالاهای مبادلهای سرمایهای اثرش روی تورم قیمت سبد مصرفی، حداقل به اندازه اثر تورمی واردات مخلوطی از کالاهای مبادلهای مصرفی و سرمایهای هست، سیاستی که بارها صورت گرفته و اثر تورمیاش رو نشون داده.
درباره اینکه بنابر پیشنهاد تو تنها کالاهایی وارد میشن که قبلا وارد نمیشدن، بنابراین اثری بر قیمت سایر کالاها ندارند باید بگم که مشکل این استدلال به همون مشکل «انتخاب آزاد» بر میگرده. (به نظرم مساله «انتخاب آزاد» مشکل اصلی پیشنهاد تو هست، و به قول صادقالحسینی کامنتهای من بحث رو از مشکل اصلی منحرف کرده) اگه این کالاهای که وارد خواهند شد قبلا وارد نمیشدند، نشانه خوبی هستند که وارد کردن اونها از نظر اقتصادی (دوباره تاکید میکنم اقتصادی و نه مهندسی) بهرهور نبودند. صدالبته که اگر ما کالاهای وارد کنیم که بدرد نمیخورند، اثری بر بقیه اقتصاد ندارند (درست مثل اینکه تمام دلارهای اضافی رو خارج از اقتصاد نگهداریم!) اثری هم بر تورم نخواهند داشت. ولی اگر کالاهایی وارد کنیم که ربطی به بقیه اقتصاد داشته باشن از نظر تئوری ، تورم ممکنه و از نظر تجربی هم دیدیم که اتفاق میافته.
صادقالحسینی
ممون از اینکه اشتباه کامنت قبلیام رو پیدا کردی. همونطور که از بقیه جمله معلوم بود عبارت درست اینه :«وقتی منابع دلاری زیاد بشن، قیمت نسبی کالاهای غیرمبادله در برابر کالاهای مبادلهای بالا میره، در نتیجه قیمت سبد مصرفی خانوار، که کالاهای غیرمبادلهای توش زیاده، بالا میره.»
ربط افزایش قیمت نسبی کالای غیرمبادلهای به تورم که با محاسبه قیمت سبد مصرفی خانوار بدست بیاد، وقتی که نسبت کالاهای غیر مبادلهای در سبد مصرفی خانوار بیشتر از کل کالاها باشه، هیچ نیست. به توضیح بالا درباره کامنت حامد مراجعه کن.
درباره جبران کسری رفاه اقشار کمدرآمد از طریق واردات بیشتر، دقت کنیم که کالاهای مبادلهای جانشین کالاهای غیرمبادلهای نیستند بلکه بین این دوتا رابطه مکملی برقراره. از طرف دیگه تخصیص منابع تولید از کالاهای مبادلهای به غیرمبادلهای زمانبره. برای همین هم نمیتونیم با وارد کردن مثلا سیب منابعی رو که صرف تولید سیب میشدن خیلی راحت صرف تولید کالاهای غیرمبادلهای مثل آموزش بکنیم. علاوه بر این دقت کن که رابطه مکملی بین کالاهای مبادلهای و غیر مبادلهای باعث میشه که تقاضا برای کالاهای غیرمبادلهای توسط اقشار پردرآمد که دسترسی بیشتری به درآمدهای نفتی دارند بالا بره و هزینه رفاهی واردات رو برای اقشار کمدرآمد بیشتر کنه.
بشیر
در مورد اثر تورمی وارد کردن تعداد محدودی کالا، به قسمت آخر توضیحم برای حامد مراجعه کن. در مورد وارد کردن کالاهای غیرمبادلهای، همونطور که گفتی میشه دامنه کالاهای مبادلهای رو گسترش داد. اما برطرف کردن موانع این کار خیلی راحت نیست.
در انتها باید بگم که به نظرم اگه میخوایم بحث درباره پیشنهاد حامد رو ادامه بدیم، بهتره در مورد مساله «انتخاب آزاد» باشه، چون بحث مفصلی در مورد تورم کردیم و لااقل به نظر من الان موضوع روشن شده و صحبتها فقط داره تکرار میشه.
ب ن ن - September 11, 2008 07:03 AM
:
حامد جان،
واردات اجناس مصرفی باید باعث کاهش قیمتها بشه (عرضه ی بیشتر قیمت کمتر). ولی واردات تکنولوژی -که تو پیشنهاد کردی- تورم رو بالا میبره. با واردات تکنولوژی شما تعداد زیادی آدم رو استخدام می کنی و بهشون ریال میدی که برن خرج کنن که باعث تورم میشه.
به نظر من در پاسخ به سوالی که مطرح کردی باید یک مکانیزم بازار ارایه بدی. مثلا میتونی پول نفت رو بین همه تقسیم کنی و مردم خودشون تصمیم بگیرن چیکار کنن و دولت هم میتونه با تعیین عوارض گمرکی حساب شده جلوی نوسانات شدید تولیدات داخلی رو بگیره....
Anonymous - September 11, 2008 05:53 PM
آرش :
آقا بحثتون بسیار جالب و مفیده خسته نباشید. یادمه دکتر درگاهی یه بار حرف بامزه ای زد گفت تو اقتصاد ایران اگر یک کاری رو بکنید تورم بالا بره بر عکس همون کار رو هم کنید بازم تورم بالا میره! به قول معروف از تو حرکت از من برکت!!!
آرش - September 12, 2008 11:35 AM