رشوه و بازی
یک راه برای اینکه تمایل به رشوهگیری در ماموران کم شود. گونههایی از این راهحل ظاهرا در برخی کشورها اجرا میشود.
"رشوه دادن جرم نیست. رشوه گرفتن جرم است. اگر رشوه دهنده بتواند پرداخت رشوه به مامور رشوه گیرنده را اثبات کند تمام پولش را پس میگیرد ولی کاری که مامور برایش انجام داده {چه قانونی و چه غیرقانونی) انجام شده تلقی میشود. این بازی یک تعادل دارد و آن اینکه هیچ ماموری رشوه نمیگیرد. "
حل بازی با استقراء معکوس: مامور رشوه گیرنده به استراتژی در اختیار رشوه دهنده در دوره آخر فکر میکند. اگر رشوهدهنده به دادگاه نرود پولش رفته و اگر به دادگاه برود میتواند پولش را پس بگیرد. پس استراتژی شکایت برایش بهینه است. اگر مامور رشوه بگیرد مقدار الف گیرش میآید. اگر فرد شکایت کند کل شغلش را از دست میدهد و زندانی میشود. مامور میداند که فرد قطعا شکایت خواهد کرد پس اگر رشوه بگیرد قطعا شغلش را از دست میدهد. استراتژی تعادلی این است که مامور رشوه نمیگیرد و بازی در مرحله اول تمام میشود. اگر بازی مسیحی و شیر را سر کلاس نظریه بازی خاطرتان هست این بازی به آن خیلی شبیه است.
ملاحظات: طبیعی است که بازی فوق وقتی فقط یک تعادل دارد که رشوه دادن قابل اثبات باشد و دادگاههای ضد رشوه سریع و ارزان عمل کنند و غیره. اگر دادگاه رفتن هزینه (فرصت و پول) داشته باشد دریافت مبالغ پایین رشوه همچنان میتواند تعادل باشد. مثلا اگر رشوه مربوط به جریمه رانندگی 10 هزار تومان بوده و هزینه فرصت دادگاه رفتن 100 هزار تومان، آن وقت برای رشوهدهنده استراتژی سکوت بهینه بوده و مامور رشوه را میگیرد. اگر هزینه فرصت برای افراد مختلف متفاوت باشد مامور ممکن است در قبال عاملهای متفاوت استراتژی متفاوتی را دنبال کند. مثلا از یک آدم ثروتمند که هزینه فرصت وقتش بالا است رشوه بگیرد چون میداند که او دادگاه نمیرود ولی از آدم با درآمد کمتر رشوه نگیرد چون میداند دادگاه رفتن برای او بهینه است.
نتیجه حقوقی: نظام قضایی ما از قدیمالایام به شدت اصرار دارد که هر خطاکاری را (طبعا با تعریف خودش) به شدت تنبیه کند. گاهی لازم نیست همه خطاکاران را تنبیه کرد. گاهی باید به گروهی از خطاکاران انگیزههایی داد که در نتیجه آن اساسا جرم از ابتدا شکل نگیرد. بازی فوق نمونهای از این ماجرا است.
پ.ن: سر صبح منتظرم تا نتیجه یک شبیهسازی تمام شود و شکل را بگذارم وسط مقاله و بفرستم. دوستی ایمیلی میفرستد و سوالی میکند. بعد ایده این پست از وسط سوالش بیرون میآید. بعد من دارم فکر میکنم که مقالهای بنویسم با عنوان "مثالهایی در باب این که گاهی تنبیه نکردن خطاکار برای جامعه بهینه است" و برای یک همایش حقوقی داخلی (خارجی نه چون قطعا این چیزها را میدانند) بفرستم.

نظرات
نوید :
جالب بود :)
نوید - September 11, 2008 11:39 AM
آرمان :
سلام
من هم موافقم حتی میتوان این موضوع را به تمامی گذشته ها هم تسری داد. بدینصورت که هر کس زودتر آمد و گفت درستکار و آن دیگری خطا کار است.
چه شود؟؟؟
آرمان - September 11, 2008 02:17 PM
حسام :
پلیس ایران چند سال پیش پروژهای با نام «نظارت همگانی ناجا» با شعار «پلیس خود باشید» آغاز کرد که در راستای آن هزینه شکایت را بسیار پایین آورد و این هزینه در حد یک تلفن به شماره ۱۹۷ و ثبت یک شکایت کتبیست. من خودم دوبار موضوع رشوه را از این طریق پیگیری کردم و به جواب رسیدم. هرچند پول رفته به جوی باز نمیگردد ولی این مرکز برخورد شدیدی با پرسنل خلافکار نیروی انتظامی میکند در حد اخراج! به نظر من همین مکانیزم باعث کاهش چشمگیر رشوهگیری در نیروی انتظامی شده است. هرچند بسیاری از مردم هنوز از این مکانیزم آگاهی ندارند اما به نظر میرسد مأموران نیروی انتظامی به حد کافی از این موضوع وحشت دارند.
حسام - September 11, 2008 05:43 PM
حسام :
پلیس ایران چند سال پیش پروژهای با نام «نظارت همگانی ناجا» با شعار «پلیس خود باشید» آغاز کرد که در راستای آن هزینه شکایت را بسیار پایین آورد و این هزینه در حد یک تلفن به شماره ۱۹۷ و ثبت یک شکایت کتبیست. من خودم دوبار موضوع رشوه را از این طریق پیگیری کردم و به جواب رسیدم. هرچند پول رفته به جوی باز نمیگردد ولی این مرکز برخورد شدیدی با پرسنل خلافکار نیروی انتظامی میکند در حد اخراج! به نظر من همین مکانیزم باعث کاهش چشمگیر رشوهگیری در نیروی انتظامی شده است. هرچند بسیاری از مردم هنوز از این مکانیزم آگاهی ندارند اما به نظر میرسد مأموران نیروی انتظامی به حد کافی از این موضوع وحشت دارند.
حسام - September 11, 2008 06:38 PM
فرشاد :
این طرحت را اگه توی روزنامه ها چاپ کنی حتما لایحه می شه می ره مجلس. معاون حقوقی رییس جمهور و وزیر کشور مشتری های اول ین سیستم هستند، فقط کافیه بگن رشوه را به کی دادن.
البته می شه بازی تکراری را طوری طراحی کرد که تعادل لو دادن نباشه.
حامد: :) در مورد بازی تکراری حق با شما است.
فرشاد - September 11, 2008 07:07 PM
:
حسام جان، شعار پروژه «نظارت همگانی ناجا»، «پلیس خود باشید» نبود، «این بار شما پلیس ما باشید» بود(:
Anonymous - September 11, 2008 07:07 PM
پنجره چوبی :
خیلی جالب بود.
بازی!
خیلی از مشکلات ما با همین بازی های ساده قابل حل اند
افسوس که ما را مجالی برای تفکر و ظرفیتی برای پذیرش آن وجود ندارد.
پنجره چوبی - September 11, 2008 09:43 PM
:
این روش به نظر موثر و کارا میاید ولی از طرفی هم میتواند شبکه های غیر قانونی موجود را پیچیده تر کند.
مثلا تصور کنید که که کسی یا ماموری رشوه میگرد ولی از طرف دیگر با یک شبکه مافیایی هم در ارتباط باشد و با انواع روش های مافیایی خود شخص رشوه دهنده (و حتی خانواده اش) را تحدید کنند و یا حتی مورد ضرب و شتم قرار دهند که شکایت نکند.
با اینکار شبکه جنایی جامعه پیچیده تر میشود... یه اصطلاح ابرو دست میشود ولی چشم کور می شود.
حامد: توضیح خوبی بود. ممنون
Anonymous - September 12, 2008 01:08 AM
:
در کل و با اعمال برخی ملاحظات با نتیجه شما و این بازی موافقم.به نظرم همانطور که کسی قبل از این در بخش نظرات با اصطلاح شبکه مافیایی به آن اشاره کرده جای بحث باقی می ماند که آیا قوه قضاییه به حد کافی عادلانه رفتار می کند یا نه؟ شاید این بازی بیشتر از کاهش جرم به نفع قضاتی تمام شود که با حمایت شبکه های قدرت از متخلفین رشوه های کلان می گیرند و این بازی تنها بر قدرت این شبکه ها و فساد بیشتر قوه قضاییه بیافزاید.
با این حال کاملا موافقم که ما در تشدید مجازات جرم ارتشاء همواره ناموفق بوده ایم و نمونه های آن هم پیش از انقلاب و هم پس از انقلاب قابل طرح و بررسی است.
حامد: ممنون از توضیح. به نظرم اضافه کردن خود قوه قضاییه به ماجرا موضوع را جالبتر میکند.
Anonymous - September 12, 2008 07:18 AM
:
طرحی مشابه همین طرح در نیروی انتظامی اجرا می شد، به این صورت که از طرف حفاظت فردی مامور می شد که در درون یک گشت نفوذ کند و افراد را به گرفتن رشوه تشویق کند، در یک مورد در مشهد تمام کسانی که رشوه گرفته بودند اخراج شدند و کسانی که رشوه نگرفته بودند به جرم این که کسانی را که رشوه گرفتند، را لو نداند، منتظر خدمت شدند.
Anonymous - September 12, 2008 07:47 AM
سمیه :
سلام.یه حرف بی ربط به این پست!میشه در مورد ادامه تحصیل در ایران و خارج از کشور یه مقایسه ای بکنید.(در مقطع دکتری بالاخص)ممنون
سمیه - September 12, 2008 08:41 AM
نیم نگاه :
مساله هم در پست "با دلارهای نفتی چه کنیم" و هم در "رشوه و بازی" این است که فرضیات این پیشنهادهای شما، در حال حاضر محقق نشده و به نظر هم نمی رسد به راحتی محقق بشود! بنابراین باید راه حل های دیگری پیشنهاد کنید، یا به فکر راه هایی برای محقق شدن فرضیات تان باشید. هزینه ی شکایت الان برای هر کسی بالا است، و اتفاقا برای کسی که ثروتمند نیست (که تبعا اکثر مردم را تشکیل میدهد) بالاتر است، چون باید از وقت و پولی که باید صرف خرج زندگی اش بشود بزند و صرف دویدن دنبال شکایت بکند، همچنین سیستم اداری آن قدر کند و فاسد و غیرشفاف هست که برای هر دو پیشنهاد شما مشکلات عمده و اساسی ایجاد کند و آن ها را بی اثر کند یا به ضد خودشان بدل کند. حرف های شما جالب است اما بیشتر نشان دهنده ی این است که توی فضای تئوریک خوب می توانید مانور بدهید اما چون مدتی است به طور جدی درگیر زندگی در فضای واقعی جامعه نشده اید تجربه ی زیسته تان از آن کم است و بنابراین حداکثر تا این حد می توانید واقع بین باشید که بگویید "این فرضیات باید برقرار باشد" و فکر نمی کنید که تحقق این فرضیات در حال حاضر در جامعه ما چه قدر دور از واقع هستند!
حامد: سلام. مستقل از اینکه من چه قدر فرضیاتم واقعی هست و در دنیای واقع هستم یا نیستم به نظرم چارچوب نگاهی که به مساله دارید از اساس اشتباه است. هر کار نظری در علم اقتصاد مجبور است تا فرضیاتی ولو غیرواقعی داشته باشد تا بتواند مدلی ساده ولی شهوددهنده خلق کند. قدم بعدی است که این مدل را به عنوان بنچمارک واقعیت استفاده میکنیم و سعی میکنیم ببینیم تفاوت دنیای واقع با مدل چیست و چه طور میشود با آن برخورد کرد.
مثلا در همین مساله من دارم یک ساختار حقوقی پیشنهاد میکنم که احتمالا متفاوت از زاویه نگاه فعلی است. اگر چارچوب من به لحاظ منطق درونی جذاب باشد ممکن است توجه سیاستمداران را جلب کند و سوال بعدی البته این میشود که خوب چه چیزهایی در واقعیت هست که مانع از عملی شدن آن میشود. آیا هزینه بالای شکایت است؟ شاید بهتر باشد دادگاههای تخصصی و ارزان شکایت از رشوه گرفتن تاسیس کنیم؟ شاید باید مکانیسم آنلاینی درست کنیم که افراد مستندات رشوه را با آن ارسال کنند؟ و دهها راه دیگر.
برای تغییر در اوضاع ابتدا باید خارج از غبار واقعیتهای کهنه افقهای جدیدی را دید و بعد برای عملی شدن آن فکر کرد. فایده این بحثهای ولو دور از جزییات واقعی روشن شدن این افق است.
نیم نگاه - September 12, 2008 11:27 AM
mohamad :
البته ایده ی جالبی مطرح کردی اما این ایده یک سوراخ اساسی دارد فرض کن یک رشوه دهنده لازم است برای مدت مدیدی خلافی را تکرار کند مثلا برج سازی می خواهد برای تمامی برجهایش اجازه ی بیشتر از حد مجاز طبقه بگیرد برای این کار به مامور اجازه دهنده رشوه میدهد تا این اجازه را بدو بدهد و از جایی که میخاهد برای برج بعدی و برجهای بعدی نیز این کار را تکرار کند نمیخواهد همبازی خود را یعنی مامور رشوه گیرنده را از بازی خارج کند پس هیچ گاه ازو شکایت نمیکند. باز هم میگویم این ایده ایده ی خوبی است و درصد قابل توجهی را تحت پوشش قرار میدهد
حامد: حق با شما است. در شرایطی که بازی تکرار شونده باشد تعادلهای دیگری بروز میکند.
mohamad - September 12, 2008 11:30 AM
یاسر میردامادی :
حضرت حامد خان قدوسی سلام.
تحیت و درود من را پذیرا باشید. این طرفها رد شدید به ما هم سری بزنید.
ی.م
حامد: سلام خدمت حاج یاسر عزیز. آقا لندن برای ما خاطرهانگیز شد با بودن شدن جذابتر شد. امیدوارم زودتر خدمت برسیم.
یاسر میردامادی - September 12, 2008 01:04 PM
بهاره :
به محمد: خوب این مثالی که زدید (عدم شکایت رشوه دهنده) می شود همین وضع فعلی دیگر پس عملا پیشنهاد حامد یا اعلام موارد رشوه را بالا می برد یا تغییر نمی دهد. در هر حال پشنهاد او موجب عدم شکایت نمی شود.
بهاره - September 12, 2008 01:23 PM
بهاره :
به نیم نگاه: اتفاقا حامد در این پست درست روی مشکل بسیار رایجی گذاشته است. اصولا در تعریف رشوه به پولی گفته می شود که برای انجام کار غیر قانونی به مامور رشوه داده می شود. آن قدر این موضوع رایج شده که الان برای انجام کار قانونی هم از ما طلب رشوه می شود. پس حامد حداقل موضوع خوبی را مطرح کرده است. دوم این که شما مساله هزینه بالای شکایت را مطرح کردید. حتی از همین دیدگاه هم پیشنهاد او وضع را بهتر می کند چون باز هم هزینه شکایت را برای کسی که مجبور به پرداخت رشوه شده کمتر می کند. پس باز هم وضع اعلام موارد شکایت با طرح او بهتر می شود. در هر حال بهتر شدن ارائه قانون بهتر نتیجه کار اوست و کم کردن بروکراسی شکایت وظیفه دادگستری.
بهاره - September 12, 2008 01:29 PM
بهاره :
واضح است که هزینه شکایت برای رشوه دهنده کمتر می شود چون خودش در دستگاه قضایی تنبیه نخواهد شد (برخلاف قانون فعلی که هر دو طرف تنبیه می شوند).
اگر قرار شد قانونی تغییر کند نباید عطف به ماسبق شود و گرنه نظم جامعه بهم می خورد. (هر قانونی که باشد از شکایت رشوه گرفته تا وام مسکن! من که شخصا ندیده ام هیچ وقت از عطف به ماسبق شدن راضی باشم)
بهاره - September 12, 2008 01:40 PM
شهریار :
با این روش میتوان رشوهی منفی داد. یعنی هر جا که کار آدم گیر کرد میتوان کارمند اداره را تهدید کرد که میروم و میگویم که به تو رشوه دادم.چون هزینهاش برای فرد مدعی پایین است و برای کارمند بالا مجبور میشود که کار فرد مورد نظر را انجام دهد. من خودم کسی را در شهرداری میشناسم که با همین روش تهدید شد و چون بر درستی کارش اصرار کرد تخفیف درجه پیدا کرد.
البته به نظر میرسد که بتوان اندکی قوانین مسئله را اضافه کرد تا این حالتها را هم پوشش بدهد.
حامد: خب البته باید برای شکایت مستند کافی هم ارائه کرد و گرنه ماجرا به اتهام بدون سند تبدیل میشود. این طوری کسانی که بالقوه ارباب رجوع هستند میتوانند همواره صاحبان مسند را تهدید کنند (ولو اینکه واقعا کاری هم نداشته باشد).
شهریار - September 12, 2008 02:52 PM
پویا :
حامد جان. اگر بازی یک بار انجام نشود و بازی تکراری باشد این تعادل حاصل نمی شود. در بسیاری از ادارات دو طرف اصولا با هم کار می کنند و بازی یک بار انجام نمی شود. مهندس نقشه کشی را در نظر بگیر که برای تایید نقشه هایش همیشه محتاج شخص رشوه گیرنده در سازمان مهندسی است. در این حالت شاید مجازات دو طرف بهینه باشد.
حامد: پویا جان حق با تو است. البته به لحاظ تئوریک بازی باید بینهایت بار تکرار شود و گرنه اگر دفعات تکرار بازی محدود باشد رشوهگیرنده میداند که برای رشوه دهنده شکایت در آخرین مرحله بهینه است و کل مکانیسم تهدید و همکاری بازی فرو میریزد. ولی از این شوخی تئوریک به نظرم نکتهای که میگویی جالب توجه است.
پویا - September 12, 2008 03:49 PM
نارنجی خانوم :
رشا و ارتشا همیشه گریبانگیر جوامع بوده از متمدن تا جهان سومی. هرچند شدت و گستردگیش متفاوته ولی به هر حال مشکلیه که توی کشور ما مخالفاش خیلی کمتر از جاهای دیگه هستن. چون تنها را ه به نتیجه رسیدنه!
نارنجی خانوم - September 12, 2008 04:06 PM
amir :
جناب قدوسي عزيز
باسلام و آرزوي توفيقات بيشتر براي شما
مدتي است كه تصميم گرفتم كه فوق ليسانس رو در رشته اقتصاد در س بخونم به چند دليل: ( من ليسانس مهندسي عمران دارم والان هم يه شغل دولتي ...)
1) علاقه مندي شخصي به مباحث اقتصادي و پيدا كردن علت خيلي از نوسانات اقتصادي در زمينه بازار پول وسرمايه
2) احساس ميكنم اين رشته در كنار رشته خودم در طرز فكر و نحوه زندگي من وعلاقه منديهام موثره
اما...اين چند مورد زير كه بهش اشاره ميكنم منو تو تصميمم مردد ميكنه:
ميخوام اگه بشه اين سوالات رو در وبلاگتون به بحث بگذاريد ونظر خودتون يا لينك هايي كه بتونه منو راهنمايي كنه بهم راهنمايي كنيد( قبلا پست هايي رو تقريبا مرتبط در وب لاگ شما ديدم وخوندم)
1) آيا ميتونم درآمدي بيشتري باخوندن اقتصاد كسب كنم؟(در خارج وداخل ايران اوضاع رو بگيد) مثلا درداخل( خارج )از ايران كسي فوق عمران داره موفقتره به لحاظ درآمد وكار يا كسي كه فوق اقتصاد ومهندسي با هم داره) : ميدونم كه جواب قطعي نميشه داد يه جواب نسبي
2) برا كسي كه تصميم داره در خارج از ايران زندگي وكارو تحصيل كنه كدام رشته ميتونه درآمد بيشتري كسب كنه ؟( علوم اقتصادي يا ادامه تحصيل در رشته خودم ) بعد از گرفتن فوق ليسانس منظورمه
3) به نطر شما كسي كه ميخواد خارج از ايران ادامه تحصيل بده ومدتي اونجا باشه از كدوم مقطع تحصيلي بياد برا ادامه ؟ (بعد از فوق يا قبلش؟)
4) كلا زندگي و كار در خارج از ايران مثلا در اروپا يا كانادا رو شما توصيه ميكنيد؟(منظورم اقامت دايمي هستش)
5) ايا به نظر شما امكان تحصيل همزمان در دو رشته تحصيلي اقتصاد وعمران در مقطع فوق ليسانس هست؟( در داخل وخارج را بگوييد)
6) آيا برا ادامه تحصيل در شرايط تحصيلي من رشته فني يا اقتصاد ميتونم از بورس تحصيلي استفاده كنم ؟
يه پست راجع به بازار فاركس بنويسيد البته قبلا يه اشاره كوتاهي فكر كنم داشتيد توصيه شما راجع به ورود به اين بازار چيه؟
ضمنا اين مطالب رو هر چند به پست جاري مربوط نبود اينجا دادم تا شايد بقيه هم دوباره توجهشون جلب بشه و دوباره راجع به اين موضوع بحث كنيم
حامد: امیر عزیز من بخشهایی از این سوالات را قبلا بحث کردهام و بخشهایی از آن هم برایم اولویت ندارد لذا بعید میدانم در آینده نزدیک راجع به آنها بنویسم ولی شاید بقیه دوستان بخواهند راجع به آن بحث کنند.
amir - September 12, 2008 06:04 PM
بهاره :
شهریار و پویا حالت های جالبی را مطرح کرده اند.
بهاره - September 12, 2008 06:37 PM
بهاره :
کامنت ناشناس (بعد از کامنت پنجره چوبی) را هم خواندم فکر نمی کنم پیشنهادت اوضاع را برای فرض او بدتر کند چون چه سیستم رشوه دهنده را تشویق به شکایت بکند و چه نه آن گروه مافیایی! می تواند رشوه دهنده را از شکایت منصرف کند. حالا چه سیستم سیتم فعلی باشد یا فرد را تشویق به شکایت کند، فرقی به حال رشوه دهنده در حالت مافیای رشوه گیرنده! نمی کند.
حداقل می شود امید داشت که برای هر کار جزئی غیرمافیایی بشود شکایت کرد.
باز هم البته کامنت شهریار و به خصوص پویا را به نظرم باید توجه کرد. جدا جواب در این حالتها چیست؟
حامد: شاید نکته او این باشد که با وجود مافیا اصولا مکانیسم تهدید به شکایت بیاثر میشود و بازی پیشنهادی من تعادل را عوض نمیکند.
بهاره - September 12, 2008 07:01 PM
بشیر :
سلام
می بینم که عقیده ات راجع به اخلاق عوض شده
به بند شماره دو این پستت نگاهی بیانداز
http://chaay.ghoddusi.com/2005/11/post_5.html
راه حلی که دادی با عقیده ات درباره اخلاق در تناقضه!
حامد: سلام. من دقیق نکته تو را نگرفتم. چرا این دو موضوع را متناقض میبینی؟ میشود بیشتر توضیح دهی؟
بشیر - September 12, 2008 07:16 PM
بهاره :
با فرض رشوه گرفتن قاضی از مافیا(کامنت ناشناس بعد از کامنت نیکو): چه شود!!!!
حامد: آره ماجرا خیلی جالب میشود.
بهاره - September 12, 2008 07:18 PM
نوید :
برعکسش چی؟ یعنی قانون این باشد که "اگر مامور اثبات کند که رشوه گرفته نه تنها رشوه را می تواند نگاه دارد بلکه سه برابر میزان رشوه به جریمه ی فرد اضافه کند به طوریکه یک سوم مبلغ اضافه شده هم به عنوان پاداش گزارش رشوه به مامور پرداخت شود" این طوری: 1- افراد می دانند که مامور برای طمع و گرفتن یک سوم بیشتر رشوه قطعا رشوه ی آنها را گزارش می دهد و آن ها مجبورند حتی چند برابر بیشتر جریمه بدهند. 2- به نظر می آید برای مامور «در لحظه» آسان تر باشد که اثبات کند که رشوه گرفته تا با راهکار پیشنهادی شما افراد بخواهند به دادگاه بروند و اثبات کنند که دادگاه کلی بیراکراسی و هزینه ی اضافی هم دارد. 3- اگر کسی به علت غفلت از قانون پیشنهاد رشوه دهد یک چیزی هم گیر بیت المال می آید!
نوید - September 13, 2008 03:50 AM
سوال :
در صورتي که تعداد رشوه دهنده ها زياد باشد چي ميشه؟
سوال - September 13, 2008 10:53 AM
Razoo :
فکر می کنی خارج فقط اروپا و امریکا و کانادا و این جور ممکالک استعمارگر می شه؟ نه جانم! می تونی مقاله ت رو برای یک همایش خارجی بفرستی که این چیزا را نمی دونن، مثلا برای یک کنفرانس میانماری، زیمبابوه ای، کره شمالی یی(!) و از این جور ممالک عیر استعماری. فقط پیدا کردن همایش حقوقی معتبر توی این جاها کمی چالش برانگیز هستش.
Razoo - September 14, 2008 07:24 AM
بشیر :
سلام
ماجرای اخلاقی زیستن ربطی به نتایج عینی نداره، و بنابراین شاید با مجازات نکردن یک طرف خطا بتوان از تکرار خطا جلوگیری کرد اما از نظر اخلاقی اون محکومه و باید مجازات بشه.
این مثال شاید این قدر این تناقض توش شدید نباشه، اما فرض کن که قاتل زنجیره ای وجود دارد که می توان با استفاده از مهارتها و اطلاعات وی جان انسانهایی زیادی را که در خطر یک حمله تروریستی هستند نجات داد، آیا اخلاقی است که در قبال استفاده از وی از جرمش در گذشت؟
حامد: سلام. من راستش خیلی معتقد نیستم که "مقررات اجتماعی" و "اخلاق" ربطی به هم دارند. در واقع قایل به تاثیر اخلاق بر مقررات اجتماعی نیستم چون اخلاق برایم امری به شدت فردی و انفسی است و مقررات اجتماعی صرفا توافقهایی برای حفاظت از حقوق افراد. بنا بر این من دلیل اخلاقی برای مجازات یا عدم مجازات رشوه دهنده/گیرنده نمیبینم. بحث کاملا بر اساس منافع اجتماعی است.
بشیر - September 14, 2008 03:48 PM