« رشوه و بازی | صفحه اول | روزهایی که می‌گذرد »

23 شهریور 87

پيامدهاي فقدان آزادسازي : با نگاهی به بخش برق

سرمقاله ام‌روز روزنامه دنیای اقتصاد

ریشه شکاف در عرضه و تقاضا و در نتیجه قطعی مکرر برق چیست؟ ظاهرا بر اساس آمارها و اطلاعات موجود پاسخ اولیه که مساله را ناشی از کاهش بارش یا تخلیه غیربهینه آب سدها می‌داند، چندان معتبر نیست؛ چرا که سهم این بخش از کل تولید برق کشور اندک است. در واقع همان طور که می‌توان حدس زد، اصل ماجرا به کمبود ظرفیت‌سازی در بخش تولید - متناسب با رشد تقاضا - و نیز ضعف تعمیر و نگهداری زیرساخت‌های انتقال مربوط می‌شود که مهم‌ترین دلیل آن عدم تخصیص منابع مالی به بخش برق در بودجه دولت است.

به این ترتیب سوال اولیه به سوال ریشه‌ای‌تر دیگری ترجمه می‌شود و آن این که با توجه به این که برق هم کالایی اقتصادی و جذاب مثل انواع کالاهای دیگر است، چرا باید تولید آن متناسب با رشد مصرف رشد نکند؟ به هر حال رشد مصرف برق امری قابل پیش‌بینی است و تولید برق حرارتی هم دچار محدودیت ورودی‌های تولید (مثلا گاز یا مازوت) نبوده و نیست. در نتیجه این امکان وجود داشته است که از سال‌ها قبل متناسب با رشد مصرف ظرفیت‌سازی لازم در بخش عرضه صورت گیرد. اتفاقا بر خلاف بخش‌های دیگر اقتصاد، رشد مصرف برق عاملی پایدار و دارای خطای پایین برآوردی است؛ چرا که پیش‌رانه‌های اصلی آن یعنی جمعیت، شهرنشینی، درآمد سرانه و موارد مصرف برق مرتبا رشد می‌کنند و لذا خطای پیش‌بینی نمی‌تواند توجیهی برای آن باشد.

اگر در مساله دقیق شویم، به نظر می‌رسد که ریشه مساله فراتر از خطاهای مدیریتی و کارشناسی است و به یک محدودیت ساختاری بر می‌گردد. به عبارت دیگر اصل ماجرا نه صرفا در ضعف مدیریت فعلی – که البته می‌تواند یکی از عوامل درجه دوم باشد – بلکه در قوانینی است که طی سال‌ها خصوصا در زمان مجلس پنجم و سپس مجلس هفتم بر قیمت خدمات و محصولات دولتی و ساختار تامین مالی بخش‌های زیربنایی حاکم شده است. نگارنده به خوبی به خاطر دارد که مهندس بی‌طرف، وزیر نیروی دولت قبلی در اعتراض به مصوبه مجلس هفتم برای ثابت نگاه داشتن قیمت ظاهری برق و در واقع کاهش قیمت واقعی آن در شرایط تورمی، بیان کرد که با این نرخ‌ها سرمایه‌گذاری در بخش برق کاهش یافته و لذا از چند سال بعد باید منتظر شروع خاموشی‌ها بود. پیش‌بینی‌اي که متاسفانه به حقیقت پیوست.

اگر بخش برق کشور ما یک بخش مقررات‌زدایی‌شده (Deregulated) بود و قیمت آن بر اساس منطق بازار تعیین می‌شد، مدیریت شرکت توانیر می‌توانست چرخه تامین سرمایه برای ایجاد ظرفیت‌های جدید را راسا به سهولت فعال کند. می‌گوییم به سهولت چراکه به دلیل اطمینان از تقاضا در این بخش و پایین بودن ریسک بازار و کسب و کار در بخش تولید، سرمایه‌گذاری در بخش برق یک سرمایه‌گذاری مطمئن و جذاب است و لذا سرمایه فراوان داخلی و خارجی به این بخش سرازیر می‌شود. اگر قیمت برق واقعی بود، از یک طرف خود شرکت‌های برق به اندازه کافی مازاد مالی تولید می‌کردند که بخشی از سرمایه‌گذاری‌ها را با آن تامین کنند. از طرف دیگر جذب سرمایه از طریق وام‌های بانکی، مشارکت شرکت‌های سرمایه‌گذاری، انتشار سهام در بورس و یا عرضه اوراق قرضه (Bonds) برای پروژه‌های این بخش و بازپرداخت آن از طریق درآمدهای تولید بسیار عملی بود.

در مقابل وقتی منطق قیمت دست‌کاری می‌شود و برق با قیمتی بسیار پایین‌تر از قیمت واقعی (گاهی حتی پایین‌تر از قیمت تمام شده ظاهری) عرضه می‌شود، دیگر نه منابع مازاد وجود دارد و نه جذابیتی که سرمایه‌گذار بخش خصوصی را جذب کند. در نتیجه بخش نیرو باید گردن خود را پیش بودجه دولت کج کند و چانه بزند تا بتواند منابعی را برای پروژه‌های توسعه دریافت کند و اگر به هر دلیلی نسبت به این بخش در بودجه کم اعتنایی شود، توسعه ظرفیت‌ها در آن با مشکل اساسی مواجه شده و نتیجه این می‌شود که اکنون مشاهده می‌کنیم.

متاسفانه بخش برق تنها بخشی نیست که در معرض این فرآیند است. بخش آب و فاضلاب شهری نیز نمونه‌ای دیگر از بخش‌هایی است که با پدیده «سرکوب مالی» مواجه هستند و اثرات منفی این پدیده که در قالب عدم سرمایه‌گذاری در تعمیر و نگهداری زیرساخت‌ها بروز کرده است، در چند سال آینده به طور جدی ظاهر خواهد شد. اگر بخش برق در ایران آزاد و قیمت آن واقعی بود و اگر ابزارهای ساده تامین مالی در این بخش فعال بودند، آن وقت هیچ نیازی نبود که بعد از این همه سال برنامه سازندگی، برق پایتخت کشور قطع شود. البته سیاست‌مداران هوشمند می‌توانند همین قطعی ناخواسته برق را هم به فرصتی برای بیان واقعیت‌های ساختاری مساله و توجیه اذهان عمومی نسبت به قیمت واقعی محصولات دولتی و نهایتا الحاق بخش برق به بخش‌های رقابتی و تعادلی اقتصاد تبدیل کنند. درسی از واقعیت که به ‌رغم ناراحتی‌های فراوانی که به بار آورده است، به دلیل هم‌زمانی با طرح تحول اقتصادی دولت اتفاقا در زمان مناسبی رخ داده است.



   نظرات

علیرضا :

نظری را درج کردم که متاسفانه ارسال نشد . مجبور شدم در وبلاگم آنرا بیاورم

 

ُسیامک :

سلام آقا دفعه بعد تشریف آوردی تهران در مورد این موضوع باهات کلی حرف دارم!
از وقتی این اتفاق افتاده قضیه ESCO ها و توزیع پراکنده برق هم جدی تر شده اما بنا به دلایل مشابه که ذکر کردی هنوز تا اومدن روی کاغذ حتی کلی راه داره!

 

اسماعیل پ. :

تازه آقایان زور می زنند نیروگاهها را خصوصی کنند!!!! آخر کدام بخش خصوصی وارد بخشی می شود که مجلس قیمت آن را تایین کند!!!
مثل این می ماند بگوییم شما این کالا را تولید کن ولی به اون قیمتی که من می گم باید حتما بفروشی
نمی دانم کی این مردم میخواهند بفهمند که قیمت یک هیولا نیست یک سیگنال است اگر بخواهید به زور آن را پایین نگهدارید باید جای دیگر هزینه اش را بپردازید

 

ناصر :

سلام شما صنعت برق را از جهت عرضه تحليل كرديد مناسب ميبود كه اثرات تخصيص بهينه اي كه ناشي از واقعي شدن قيمت ها بود را هم بحث ميكرديد زيرا در صورت آزادي قيمت ها تقاضاي كاذب براي برق از بين ميرفت و به مشكل خاموشي كمك مي كند

 

:

با سلام، شما موضوع را از بعد رویکرد سرمایه گذاری دولت بررسی نموده اید. اما بعد دیگر آن شاید همان عمل به اصطلاح سرپوش گذاری باشد.یعنی اینکه دولت ها مسئول سیاست گذاری هستند و تصدی گری.حتی در همین شرایط هم دولت به عنوان مجری امر برق رسانی می تواند با اتخاذ سیاستهای مقتضی از شدت مشکل بکاهد.

 

محمود :

سلام
وقتی که سایت رستاک هم به پیسی می خوره چی رو چاپ می کنه؟ شاید من هنوز بعد از سه سال اقتصاد لیلازی رو نفهمیدم؟
http://www.rastak.com/showtext.php?id=1486

 

سعید :

سلام،
شما در مورد این زمین های 99 ساله نظری ننوشتین؟

 

:

نظرت تا حدی درسته چون دولت نمی تونه در برق سرمایه گزاری کنه حتی اگه تمام ثروت دنیا رو داشته باشه چون به علت تحریمها توانیر اجازه نداره LC بازکنه.

 

:

با سلام

در مورد نوشته علت اصلی رو درست بیان کردی. اما علت این همه خاموشی بی سابقه امسال خالی کردن بیش از حد سد ها بوده به علت ترس از سیل. در ادامه هم اینکه به قول مهندس بازرگان مشت محکم به دهن آمریکا زدن این حرفها رو هم داره.

به علاوه آزاد کردن نرخ برق لزوما تاثـیر مثبت نداره- به عنوان مثال در کانادا استان آلبرتا خصوصی سازی شده و استان انتاریو نه و هنوز بحث مفصلی برقرار هست.

 

ها يك دو سه :

آقاي قدوسي
وقتي جواب همه سوالات را با كليد طلايي بازار آزاد فكر ميكنيد پيدا كرده ايد ديگر چه نيازي داريد كمي در موضوع مورد مطالعه تحقيق كنيد؟
بايد بگويم اطلاعات شما از مقوله مورد بحثتان زير صفر است اما عجيب اعتماد به نفس داريد
جناب قدوسي بد نيست بدانيد سه سال قبل از اينكه جنابعالي اين مقاله عبرت آموز را بنويسيد با تاسيس بازار برق خريد برق از نيروگاهها به همان دستان نامرئي جادويي مقدس مورد نظر سپرده شده است.
آقاي محترم شما شديدا در زمينه اقتصاد برق بي اطلاع هستيد اما نميدانم چه دليلي دارد حتما در همه زمينه ها نظر بدهيد؟

حامد: سلام. متاسفانه شما استدلال مشخصی برای رد دلایل من ارائه نکرده‌اید و فقط کنایه زده‌اید. این یک واقعیت است که پروژه های توسعه در بخش برق کند شده‌اند. یکی به خاطر تحریم و دیگری به خاطر تاخیر در پرداخت حق‌الزحمه پیمان‌کاران یا شروع پروژه‌های جدید. دلیل تاخیر هم واکنش دیر بخش دولتی به رشد تقاضا در بخش برق است. نکته محوری من این است که برق هم کالایی مثل چغندر است. بخش فروش چغندر هیچ وقت با صف یا کم بود مواجه نمی‌شود چون انگیزه و ابزار توسعه ظرفیت دارد. در برق ماجرا سخت می‌شود چون منابع باید از دولت بیاید و بخش به صورت درون زا نمی‌تواند همه منابع را تولید یا جذب کند. اگر شما با این استدلال مخالفید لطفا دلایلتان را بیان کنید.

ضمنا هیچ جای بحث من ربطی به کارآیی نداشت که بحث آمریکا را پیش کشیده‌اید.

 

ها يك دو سه :

ضمنا لازم است بدانيد اكثر ايالات آمريكا داراي برق عمومي( غير خصوصي) و غير تفكيك شده و داراي ادغام عمودي هستند از قضا عملكرد و كارايي اين ايالات داراي برق عمومي بالاتر و قيمت برق آنها ژايين تر از آن ايالاتي است كه اقدام به آزادسازي بازار برق كرده اند.

 

ها يك دو سه :

برق ابدا كالايي مثل چغندر نيست يك خدمت ضروري براي رفاه و بهداشت شهروندان و توسعه اقتصادي است.
از قضا تامين سرمايه بر اساس منطق هزينه( و نه منطق قيمت كه در فضاي صنعتي مثل برق كه هر چه باشد رقابتي نميتواند باشد با اين قدرت بازاري بنگاهاي فعال در آن و نياز به برنامه ريزي توسعه كه منطق بازار به هيچ وجه صلاحيت تعيين آن را ندارد) با وجود عدم مقررات زدايي و عدم آزادسازي و عدم خصوصي سازي بهتر جواب ميدهد . شما ميخواهيد بگوييد چون قيمت برق بالا نرفته سرمايه گذاري كافي انجام نشده بسيار خوب اين ديگر چه ربطي به آزاد سازي و مقررات زدايي دارد؟
بنيادگرايان بازاري كه اقدام به آزاد سازي برق در آمريكا كردند اتفاقا مثل شما فكر ميكردند اما خيلي زود با رسوايي انرون و افزايش قيمت و كاهش كارايي نسبي حرفي براي گفتن ندارند.

حامد: "برق ابدا كالايي مثل چغندر نيست يك خدمت ضروري براي رفاه و بهداشت شهروندان و توسعه اقتصادي است." منطق این جمله چیست؟ چرا برق با چغندر فرق دارد؟ اگر برق ورودی تولید است چغندر هم ورودی تولید است. فرق برق با گرانول و روغن موتور و سیمان و پهنای باند اینترنتی چیست؟ چرا آن‌ها خصوصی و تا حد زیادی آزاد هستند؟

قیمت واقعی هر نهاده تولیدی هم سطح بهینه مصرف آن و محصولات جای‌گزین را تعیین می‌کند. تازه برق آب بهداشتی و فاضلاب نیست که بگوییم اگر قیمتش بالا برود ممکن است سطح بهداشت افت کند و بیماری شیوع پیدا کند و لذا با استدلال اکسترنالیتی قیمتش را یارانه‌ای کنیم. برق که گران شود مردم و صنایع معقول‌تر مصرف می‌کنند.

یک نکته را الان و پس از خواندن توضیحات جدیدتان متوجه شدم. کاربرد کلمه "مقررات زدایی شده" در متن من دقیق نبود. این‌جا حق با شما است. من منظورم واقعی شدن قیمت برق بود و چون اصولا مقررات‌زدایی در کشور ما فعلا معنی رها کردن قیمت زیر قیمت واقعی است آن را به کار بردم. بحث قدرت بازار و رقابت در صنعت و صلاحیت تعیین قیمت موضوع دیگری است که مستقل از موضع من و شما بحث مقاله اصلا آن نبود. در واقع می‌توان هم‌چنان صنعت مقررات دار به معنی دقیق کلمه داشت و قیمت آن را هم طوری تعیین کرد که بخش درون زا سرمایه‌گذاری کند. این‌جا حق با شما است. ممنون

 

ammar :

در جواب دوستي كه‌فرمودند كدام شركت خصوصي مايل به سيستم تعيين قيمت توسط مجلس است بايد گفت:همان شركت زير نظر آقايان براي همه ي اين صنعت كافي است

 

:

سلام حامد جان
3 سال پيش كه توي يكي از كلاس‌هاي تئوري بازي ديدمت بهت گفتم نظرت راجع به تجارت آزاد برق چيه !
حرفت رو راجع به قيمت دستوري برق مي‌پذيرم اما فكر نمي‌كني برق به عنوان يه كالاي با انحصار طبيعي است كه قيمت تمام شده واحد محصول با بزرگتر بودن توليدكنند كمتر ميشه؟ از طرف ديگه توليد محصول به لحاظ ملي توي مباني تقسيم رفاه اجتماعي بايد از سمت مصرف كننده و توليدكننده تواما بيشينه باشه(اگرچه بعضي‌ها حق رو به مصرف كننده ميدن!) پس اگر توليدكننده هاي خصوصي وارد اين صنعت بشن و قيمت هم در سازو كار بازار تعيين بشه، بازهم قيمت واحد محصول به علت كوچك بودن حجم بنگاه بالاتر از توليد دولتي اون در مياد؟ و اين به لحاظ ملي يعني هدر رفتن سرمايه!؟
موضوع رو حول محور برق لحاظ كنيم و وارد آزادسازي كالاهاي مشابه مثل راه‌اهن و مخابرات نشيم چطور منفعت ورود سرمايه‌گذار در سطح ملي در كالايي مثل برق را تعريف مي‌كني؟

 

:

مسئله قیمت ازاد یاسوبسیدی در مملکت ما یه کم جای بحث داره
قیمت کالاهای وابسته به انرژی باید تو کشور ما کمتر از قیمت جهانی باشه البته نه به دلیل سطح پایین دستمزد ها و اقتصاد بیمار وفاصله زیاد طبقاتی بلکه به این دلیل که دولت پولی بابت نفت که پایه انرژی هست پرداخت نمنیکنه بنا براین قاعدتا" سوبسیدی هم روی گاز و نفت وبرق مردم نمیده .. مگر اینکه دولت بخواد پول نفت زیر پای مردم را به قیمت جهانی محاسبه و از مردم بگیره که ظاهرا" در شرف همچین کاری هم هستن
اگر نفت یا مازوت یا گاز مورد نیاز یک نیروگاه برق به قیمتی پایین تر به نیروگاه داده بشه همین قیمت برق که الان هست میتونه کاملا" جوابگوی هزینه و سود نیروگاه باشه
مشکل اینجاست که دولت حتی برای خدمات عمومی هم حاظر نیست از پول فروش نفت بگذره و اینجا گره بوجود میاد
اصلا منظورم تایید اقتصاد سوبسیدی و دولتی نیست
منظور فقط اینه که مصرف مردم از منابع زیر زمینی خودشون یه جور حقه و کسی سوبسیدی پرداخت نمیکنه که ادعایی و منتی داشته باشه و دست اویزی برای گران کردن چندین برابر در اینده

 

:

مسئله قیمت ازاد یاسوبسیدی در مملکت ما یه کم جای بحث داره
قیمت کالاهای وابسته به انرژی باید تو کشور ما کمتر از قیمت جهانی باشه البته نه به دلیل سطح پایین دستمزد ها و اقتصاد بیمار وفاصله زیاد طبقاتی بلکه به این دلیل که دولت پولی بابت نفت که پایه انرژی هست پرداخت نمنیکنه بنا براین قاعدتا" سوبسیدی هم روی گاز و نفت وبرق مردم نمیده .. مگر اینکه دولت بخواد پول نفت زیر پای مردم را به قیمت جهانی محاسبه و از مردم بگیره که ظاهرا" در شرف همچین کاری هم هستن
اگر نفت یا مازوت یا گاز مورد نیاز یک نیروگاه برق به قیمتی پایین تر به نیروگاه داده بشه همین قیمت برق که الان هست میتونه کاملا" جوابگوی هزینه و سود نیروگاه باشه
مشکل اینجاست که دولت حتی برای خدمات عمومی هم حاظر نیست از پول فروش نفت بگذره و اینجا گره بوجود میاد
اصلا منظورم تایید اقتصاد سوبسیدی و دولتی نیست
منظور فقط اینه که مصرف مردم از منابع زیر زمینی خودشون یه جور حقه و کسی سوبسیدی پرداخت نمیکنه که ادعایی و منتی داشته باشه و دست اویزی برای گران کردن چندین برابر در اینده

 

MetFeeldved :

Hello! Depressing klooper for my english jer, buti particular nice re say gJ$)Kd!!!.

 

boyloalkUseks :

Hello! Base klooper notwithstanding my english jer, buti danged nice re say gJ$)Kd!!!.

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007