مالیات بر بطری
در شرایطی که مردم کشور ما در قبال محیط بسیار غیرمسوولانه رفتار میکنند بطریهای پلاستیکی دارد در عمل تمام باقیمانده محیط زیست را میبلعد. سری به تنگه واشی بزنید و وضعیت را با ده دوازده سال پیش که هنوز دشت بکری بود مقایسه کنید تا عمق فاجعه را دریابید. آینده این روند را هر کسی میتواند بفهمد. در نتیجه روشن است که باید برای این تهدید اساسی مناظر طبیعی راهی اندیشید.
طبق معمول راهحلهای فرهنگی - و آموزش از کلاس اول ابتدایی و همه ایده های بامزه این طوری - بیشتر به درد کاغذ میخورد. ما به مکانیسمی نیاز داریم که خیلی سریع جواب بدهد و طبعا این مکانیسم اقتصادی است. به نظرم یک راه حل موثر کاری است که برخی کشورهای دنیا انجام میدهند. مالیات اضافی روی بطری پلاستیکی و پس دادن آن در صورت برگرداندن بطری. حالا سیاست را برای ایران کمی محلیتر کنیم. اولا بطری آب کالای لوکس است و لذا مالیات بستن روی آن اثر خفیفی روی رفاه دارد. از طرف دیگر این مالیات باید این قدر سنگین باشد که مشوق لازم را ایجاد کند. قیمت بطری آب الان چیزی حدود 200 تومان است. روی آن مالیات میبندیم و میکنیمش 350 یا 400 تومان. خیلی دور از ذهن نیست که بخشی از کسانی که این قدر بیمسوولیت است که بطری آب را در کنار دریا و قله کوه رها کند با 150 تومان اضافی انگیزه برای بازگرداندن آن پیدا نمیکند. ولی ما در این ایران یک مکانیسم دیگر داریم و آن هم بیکاری است. لازم نیست صاحب بطری آن را به محلهای جمعآوری برگرداند بلکه این کار برای کسانی که قصد کسب درآمد داشته باشند جذاب خواهد بود. بابت هر بطری 150 تومان به فرد بپردازید و ببینید که از فردا یک تک بطری رها شده هم در هیچ منطقهای از ایران که قابل دسترسی باشد پیدا نخواهد شد. دولت هم بودجهای برای این کار نمیدهد. مصرفکنندگان قبلا هزینه آن را پرداختهاند و البته هر کس که مسوولیتشناس بوده این پولش را پس میگیرد. کافی است سر راه برگشت آن را به هر مغازهای که جزو طرح جمعآوری بطری است پس بدهد.

نظرات
dr mari :
همین مونده که بهای آشغال رو هم بپردازیم. کاش قید می فرمودید که اول حقوق افراد رو کمی افزایش یدهند.بعد توقع داشته باشند
dr mari - October 17, 2008 06:35 PM
بشير :
از طرز فکر زيبايت ممنون، بسيار لذت بردم! البته نمي دانم که مدلهاي مشابهي ديده اي يا نه!
بشير - October 17, 2008 06:44 PM
فرزانه :
دقیقاً چطور باید روی بطری مالیات وضع کرد؟ مغازهدار چه انگیزهای دارد که عضو طرح جمعآوری بطری شود وقتی با این کار نه تنها قیمت نوشابهاش به مقدار قابل توجهی از نوشابهٔ همکارش که عضو طرح نیست (اگر که عضویت در طرح اختیاری باشد) گرانتر و مشتریهایش کمتر میشوند بلکه مجبور است با کودکان زبالهجمعکن طرف شود که دیدهایم برای مغازهدارها نوعاً نامطلوب است. هزینهٔ این تفاوت باید از جیب مجری طرح پرداخت شود.
ضمناً هزینهٔ ایجاد زیرساخت بازیافت زباله و تولید کالا از مواد بازیافتی را در نظر نگرفتید.
مالیات میتواند روی مواد اولیهٔ بطریها وضع شود تا کارخانههای سازندهٔ بطری به استفاده از مواد اولیهٔ بازیافتی، شرکت در ساخت زیرساختهای بازیافت، یا جایگزین کردن پلیمر آلودهکننده با مواد دیگر ترغیب شوند.
راستی فاصلهٔ مجازی در چای داغ مبارک باشد. «امروز»هایت را هم میبخشم ؛)
فرزانه - October 17, 2008 07:07 PM
جام طلا :
اول از همه اینکه، اگر در تهران زندگی کنید، در مییابید که دیگر آب معدنی کالای لوکس نیست، وقتی شیر آب را باز میکنید بیشتر از زمانیکه وارد استخر شده اید، بوی کلر به مشامتان میرسد و بینی تان از بوی کلر میسوزد، دیگر آب معدنی کالای ضروری میشود برای حفظ باقیمانده سلامتمان!!!
دوم اینکه، الان هم شهرداری به این کسانی که بطری پلاستیکی و اینها جمع میکنند، پول میدهد یعنی از آنها میخرد. اصلا یکسری را استخدام کرده، می آیند تمام کیسه زباله ها را باز میکنند و از داخل آنها بطری در میآوردند و با خود میبرند، اما اینها نمیروند در کنار دریا و اینها جمع کنند، چرا؟ شاید چون شهرداری آنجا بهشان پول نمیدهد یا اینقدر بطری مثلا در تهران هست، که دیگر اینها نمیصرفد مثلا برایشان بروند درکه و بطری جمع کنند.بنابرین مکانیسم بیکاری کار نمیکند، اما مکانیسم بطری پر در مقابل بطری خالی مثل زمانیکه شیشه پر در مقابل شیشه خالی بود، شاید کار کند، اما به شرطی که لازم نباشد بطری سالم بازگردانده شود، چون همین الان هم بطریهای سالم وارد چرخه دوباره استفاده میشوند و توی آنها مثلا آب زرشک و آب لیمو و سرکه خانگی و اینجور چیزها فروخته میشود و این کاملا بر بهداشت جامعه اثر سوء دارد.
جام طلا - October 17, 2008 07:12 PM
:
جرا مالیات، اونم به این زیادی، که معلوم نیست آخرش سر از کیسه ی کی در میاره و برای چی خرج میشه؟
اگر قرار سیاست تنبیهی باشه چرا جریمه کردن کارایی نداره؟
Anonymous - October 17, 2008 08:03 PM
س :
با سلام
لطفا راجب طرح جديد ماليات بر ارزش افزوده در ايران بنويسيد.
يعني مردم بيچاره علاوه بر ماليات بر درآمد بايد ماليات بر ارزش افزوده هم پرداخت كنند!؟
س - October 17, 2008 09:10 PM
samane :
سلام. ميشه راجع به قانون ماليات بر ارزش افزوده كه باعث تعطيل شدن بازارها شد يه مطلب بنويسد؟
هيج خبري تو وبلاگ هاي اقتصادي نيست
samane - October 17, 2008 09:59 PM
نوید :
با توجه به اینکه هزارویک نوع بطری پلاستیکی هست (سایزهای مختلف، کارخانه های مختلف) بهتر است دولت اجرای این طرح را به خود کارخانه ها بسپارد که اسم آن از مالیات به وثیقه تغییر می کند. برای نوشابه و شیر شیشه ای این سیستم تقریبا در ایران انجام می شود که نمی دانم چرا برای بطری های ماشعیر این سیستم وجود ندارد. یادمه یک زمانی هم "نون خشکی- نمکی" ها در کوچه های شهر می گشتند و این پلاستیک های اضافی را جمع می کردند می شود این طرح به کمک همان سیستم "نمکی" انجام داد.
نوید - October 17, 2008 10:57 PM
مهندس خسته :
محلی کردن این سیاست چگونه صورت گرفت؟ چون این چیزی که شما توضیح دادید بی کم کاست در کشورهای دیگر انجام میشود؛ حتی ان بخش راجع به بیکارهایی که بطری ها را جمع می کنند...
مهندس خسته - October 17, 2008 11:25 PM
دال :
در كپنهاگ اگر با قوطي آبجو در دست در يكي از خيابان هاي مركز شهر راه برويد كسي (آشغال جمع كني) پشت سرتان مي آيد يا حواسش به شماست كه هر وقت قوطي را زمين انداختيد جمع اش كند و تحويل شهرداري دهد. به ازاي هر قوطي كه تحويل دهد (دقيق يادم نيست) يك يا دو كرون دانمارك درآمد دارد. اين پرداخت از جيب دولت انجام مي شود به همه دلايلي كه ممكن است يك دولت رفاه دست به چنين كاري بزند. به گمان ام اين طرح از نوع دولتي اش (يعني همين جوري كه در دانمارك برپاست) قابل اجراست وگرنه با توجه به نكته اولي كه فرزانه به آن توجه داده است شكست مي خورد.
دال - October 18, 2008 12:02 AM
عطيه :
بخشی از کسانی که این قدر بیمسوولیت است که بطری آب را در کنار دریا و قله کوه رها کند با 150 تومان اضافی انگیزه برای بازگرداندن آن پیدا نمیکند.= بخشی از کسانی که این قدر بیمسوولیت هستند که بطری آب را در کنار دریا و قله کوه رها کنند با 150 تومان اضافی انگیزه برای بازگرداندن آن پیدا نمیکنند.
ولي تكليف بازيافت و سيستم بازيافت اين بطري ها را معلوم نكرديد. بر فرض هم كه يك مغازه دار يا حالا فروشنده يا حتي توليد كننده با فرض عدم از دست دادن مشتري، راغب به شركت در انجام چنين سياستي بشود، مرحله بعد كه بايد اين بطري ها بازيافت شوند چي؟ ممكن است مغازه دارها براي خلاصي از شر اين بطري ها و دردسرهايش آن ها را در راه هاي غير بهداشتي استفاده كنند.
مدتي طرح جمع اوري زباله هاي خشك از طرف شهرداري انجام ميشد و حتي اين بطري هاي پلاستيكي را جداگانه از ساير زباله هاي خشك دريافت ميكردند و خوبي طرح هم در اين بود كه به درب منازل مي آمدند و زباله هاي خشك و بطري هاي پلاستيكي را جمع آوري ميكردند اما مثل اينكه مدتي است اين طرح انجام نمي شود. اما نميدانم چرا مشابه آن را براي مناطقي مثل كوه و دريا و ...چنين طرحي ندارند.
در ضمن بطري هاي آب الان در ايران جزء كالاهاي لوكس نيستند اما اگر باز هم براساس مدل و آمار ثابت كنيد كه كالاي لوكس هستند خوشحال مي شوم.
عطيه - October 18, 2008 02:04 AM
:
اما در مورد معضل بيكاري: فكر نميكنم مثلا يك فرد در روز شانسي بيشتر از يافتن 50 عدد بطري داشته باشد و مسلما اين مبلغ چندان وسوسه انگيز اي براي يك فرد نخواهد بود. به نظرم مبلغي نخواهد بود كه مثلا افراد ترغيب به جمع اوري اين بطري ها بشوند و ...
Anonymous - October 18, 2008 02:13 AM
نوید :
تاثیر افزایش قیمت "آب" بر تقاضا چی می شه؟ اگر فرض کنیم آدم هایی که آب رو می خرند و آدم هایی که بطری رو برمی گردنند فرق دارند، این کار به ضرر تولید کننده ها و کم شدن جذابیت کل صنعت می شه..
نوید - October 18, 2008 02:46 AM
:
من نمیدانم که در اروپا چه مقدار برای بطری پول میگیرند ولی در کانادا که فقط ۵ سنت میگیرند که میشود ۵۰ تومان و با همین مقدار هم خیلیها در کانادا حاضر هستند این کار را بکنند. لازم نیست اینقدر قیمت رو ببری بالا!!
ولی مهمترین نکته اینه که فکر کن چنین کاری رو بکنند میری مغازه شیر بگیری برای بقیه پول بهت دو تا بطری خالی میدان ؛)!! حداقل تو مشهد که این کار را خواهند کرد :)
Anonymous - October 18, 2008 03:33 AM
عنایت :
سلام. به مساله فوق العاده مهمی اشاره کرده ای. واقعا مدتهاست باعث عذاب روحی منه. اگه برای پیگیری قصه ایده ای به نظرت رسید و برای عملیاتی شدن اون کمک خواستی من با تمام توان در خدمتم.
عنایت - October 18, 2008 05:18 AM
امير :
كليت طرح يعني به كارگيري يك مكانيزم خودانگيزشي اقتصادي در مقابل وراجي در ضرورت كار آموزشي و الخ براي حل مشكل ضايعات كاملا معقول به نظر مي رسد . در مورد نحوه ي اجراي طرح فكر مي كنم عوامل نهادي مخالف را در نظر نگرفته اي منظورم مقاومت هاي مختلف از قانون گذاري تا اجراست.نهادهايي مثل شهرداري يا محيط زيست مي توانند با طراحي مكانيزم تشويقي ساده افرادي كه الان در شهرها همين كار را مي كنند به انجام اين كار تشويق كرد.
امير - October 18, 2008 07:01 AM
مرتضي :
دو ايراد در زمينه طرح مي توان وارد كرد:
اولاً مغازه دارها انگيزه اي براي بازپس گيري بطري ها ندارند. اين موضوع بيشتري دغدغه سياستگذار است تا مغازه دار. ضمن آنكه مي توان حالات متعددي را فرض كرد كه تعداد بطريهاي وارد شده به يك مغازه از كل بطريهاي خارج شده از آن بيشتر باشد و سپس بايد به اين مدل هزينه هاي جمع آوري، نگهداري،انبارداري و مسائلي از اين دست را هم افزود. البته يك راه حل اين است كه بطري ها به خود شهرداري تحويل داده شوند كه به صورت سازماندهي مي تواند از طريق ايجاد كيوسك توسط شهرداري دنبال شود.
ثانياً بايد نرخ ماليات را نيز به نحو درستي تعيين كرد. بعيد نيست وقتي 75 درصد قيمت خود آب معدني را ماليات بگيريم چه بسا شركتهاي توليد كننده آب معدني كه هزينه تمام شده بطري آب براي آنها بسيار كم است،خود اقدام به عرضه آنها به شهرداري نموده و در مقياس وسيع بدون اينكه آبي مصرف كنند و يا هزينه جابجايي آب بدهندو يا هزينه طراحي، توسعه، شناسايي،استخراج و مسائلي از اين دست را بدهند از اين محل سود كسب كنند. به عبارت ديگر نرخ ماليات بايد حداكثر برابر با قيمت بطري باشد.
مرتضي - October 18, 2008 07:05 AM
:
نتيجه اين طرح را چنين پيش بيني ميكنم:
تعدادي كارگاه بطري سازي درست مي شود و فقط بطري زباله مي سازد و آن ها را مستقيما تحويل دولت مي دهد و پولش را ميگيرد. عجب بيزنس پرسودي!!!
Anonymous - October 18, 2008 09:39 AM
Aydin K :
مشكل كه فقط بطري نيست جناب!از نايلون و پلاستيك پفك و چيپس و زهرمارهاي ديگر بگيريد تا ليوانهاي يكبار مصرف و نخاله هاي ساختماني و ... آنقدر آت-آشغال ريخته مي شود(و البته مي ريزيم!) كه حد و حساب ندارد! از طرف ديگر اگر مراكز صنعتي كمي رعايت فاضلاب و پسابها و ديگر آلودگي هاي جوي خود را بگيرند مردم هم انشاءالله فكري به حال زباله هاي توليدي خود خواهند كرد! البته سازمان حفاظت محيط زيست هم فعلا فقط از دست ازدياد گراز و گرگ در طبيعت نالان بوده و در حال صدور مجوز شكار گراز براي خارجي ها است...
Aydin K - October 18, 2008 09:41 AM
شهریار :
آموزش باعث تغییر هنجار و بالا رفتن هزینه اجتماعی انداختن بطری در طبیعت میشود بنابر این آن را دست کم نگیرید. هزینهای که شما میخواهید به صورت مالیات بر بطری بگذارید به هر حال اندازههای محدودی دارد و در نتیجه نتایج آن نیز محدود خواهد بود. بسیاری حاضرند این هزینه را به هر دلیل تحمل کنند و یا در واقع به صورت یک هزینه نویز اصلا توجهی به آن نمیکنند. روش صرف اقتصادی مخصوصا با اندازههای محدود آن و مخصوصا با واژهگزینی ملایمی همچون «مالیات» اگر چه به هر حال کاربرد خاص خود را دارد ولی تنهایی جواب نمیدهد، همانطور که روشهای آموزشی تنهایی هم جواب نمیدهند.
در ضمن این روشها را هم میتوان مد نظر داشت که در کنار روشهای بالا استفاده کرد:
فکر کنم جریمه در شهر باعث تغییر آدمها در فضای غیر شهری هم خواهد شد. بنابر این اگر کسی در شهر به خاطر این کار جریمه بدهد در غیر شهر هم عادت آن را حفظ خواهد کرد.
در حال حاضر کسانی هستند که زبالههای خشک را جمع آوری میکنند اما برد عملیاتی آنها کاملا محدود است چون فکر کنم که مکانیزم پاداش دهی آنها به گونهای است که فقط آدمهایی با سطح اقتصادی خیلی پایین این کار را میکنند . اگر که بطریهای خالی PET ارزش اقتصادی خاصی داشته باشند (که این مسئله را یک مکانیزم دولتی باید راه بیاندازد) ممکن است مدلهای کسب و کار شرکتی و گسترده نیز به میدان بیایند که بتوانند محدوده عملیاتی بزرگی داشته باشند (این روش حداقل خوبی که دارد این است که عملیاتی شدن آن تقریبا قابل محاسبه است)
پاداش مادی فقط نباید به صورت هزینه برگشتی برای یک بطری باشد . میتوان متصور شد که آدمهایی که بطریهایشان را برمیگردانند یک بلیط بخت آزمایی با پاداش کلان دریافت میکنند، آن وقت ممکن است که خیلیها راغب شوند که این کار را به انجام برسانند.
آخر سر هم بالا برویم پایین بیاییم در آخر سر یک شاخص مبهم که ما عموما آن را به نام فرهنگ عمومی میشناسیم مهمترین نقش را بازی خواهد کرد. شاخصی که به نظر من به طور خاصی با میزان امید ما به آینده و همچنین حس مالکیت ما بر فضاهای ملی در ارتباط است (حتی اگر چه این دو تا هم خودشان کاملا مبهم باشند).
در ضمن اقشار مختلف اجتماع میزان آموزش پذیری و یا مسئولیت پذیری و همچنین سطح واکنش به مشوق متفاوت دارند و تغییرات جمعیتی در این قشرها به طور اساسی در مسائلی همچون مورد بالا نمود خواهد داشت.
آموزش باعث تغییر هنجار و بالا رفتن هزینه اجتماعی انداختن بطری در طبیعت میشود بنابر این آن را دست کم نگیرید. هزینهای که شما میخواهید به صورت مالیات بر بطری بگذارید به هر حال اندازههای محدودی دارد و در نتیجه نتایج آن نیز محدود خواهد بود. بسیاری حاضرند این هزینه را به هر دلیل تحمل کنند و یا در واقع به صورت یک هزینه نویز اصلا توجهی به آن نمیکنند. روش صرف اقتصادی مخصوصا با اندازههای محدود آن و مخصوصا با واژهگزینی ملایمی همچون «مالیات» اگر چه به هر حال کاربرد خاص خود را دارد ولی تنهایی جواب نمیدهد، همانطور که روشهای آموزشی تنهایی هم جواب نمیدهند.
در ضمن این روشها را هم میتوان مد نظر داشت که در کنار روشهای بالا استفاده کرد:
فکر کنم جریمه در شهر باعث تغییر آدمها در فضای غیر شهری هم خواهد شد. بنابر این اگر کسی در شهر به خاطر این کار جریمه بدهد در غیر شهر هم عادت آن را حفظ خواهد کرد.
در حال حاضر کسانی هستند که زبالههای خشک را جمع آوری میکنند اما برد عملیاتی آنها کاملا محدود است چون فکر کنم که مکانیزم پاداش دهی آنها به گونهای است که فقط آدمهایی با سطح اقتصادی خیلی پایین این کار را میکنند . اگر که بطریهای خالی PET ارزش اقتصادی خاصی داشته باشند (که این مسئله را یک مکانیزم دولتی باید راه بیاندازد) ممکن است مدلهای کسب و کار شرکتی و گسترده نیز به میدان بیایند که بتوانند محدوده عملیاتی بزرگی داشته باشند (این روش حداقل خوبی که دارد این است که عملیاتی شدن آن تقریبا قابل محاسبه است)
پاداش مادی فقط نباید به صورت هزینه برگشتی برای یک بطری باشد . میتوان متصور شد که آدمهایی که بطریهایشان را برمیگردانند یک بلیط بخت آزمایی با پاداش کلان دریافت میکنند، آن وقت ممکن است که خیلیها راغب شوند که این کار را به انجام برسانند.
آخر سر هم بالا برویم پایین بیاییم در آخر سر یک شاخص مبهم که ما عموما آن را به نام فرهنگ عمومی میشناسیم مهمترین نقش را بازی خواهد کرد. شاخصی که به نظر من به طور خاصی با میزان امید ما به آینده و همچنین حس مالکیت ما بر فضاهای ملی در ارتباط است (حتی اگر چه این دو تا هم خودشان کاملا مبهم باشند).
در ضمن اقشار مختلف اجتماع میزان آموزش پذیری و یا مسئولیت پذیری و همچنین سطح واکنش به مشوق متفاوت دارند و تغییرات جمعیتی در این قشرها به طور اساسی در مسائلی همچون مورد بالا نمود خواهد داشت.
پینوشت: بطریهای PET به غیر از مشکل آلودهسازی طبیعت مشکل دیگری هم دارند و آن این است که حجم بسیار زیادی را میگیرند نسبت به وزن مخصوصا خالی آنها) و مشکل به صرفه بودن حمل و نقل دارند
شهریار - October 18, 2008 10:05 AM
شهریار :
با عرض معذرت از اشتباه ویرایش بالا
شهریار - October 18, 2008 10:07 AM
کاساندرا :
اینجا هم در تجمعهای بزرگ و پرنوش! از همین ایده استفاده میکنن و البته بیشتر بچههای دوازده سیزده ساله لیوانها رو جمع میکنن.
کاساندرا - October 18, 2008 10:45 AM
مصطفی :
حامد جان اینکه می گی بطری آب یه کالای لوکسه خیلی برام جای سواله ... شاید تو تهران یه کالای لوکس باشه ولی مثلاً تو خیلی از شهرهای شمالی اینطور نیست! و افزایش قیمت این کالا به شدت روی رفاه افراد تاثیر میذاره
مصطفی - October 18, 2008 12:36 PM
مجید :
یعنی واقعا به راحتیه گفتنشه؟!
الان چه کشورهایی این طرح رو پیاده کرده اند و جواب موفقیت آمیز گرفته اند؟!
اما موضوع مهم این است که به این مهم بیندیشیم و حالا چه با این شیوه اقتصادی یا شیوه های دیگر در این رشته و سایر تخصص ها به فکر طرح ها و پیشنهادهایی باشیم.
خیلی پست خوبی بود.موفق باشید.
مجید - October 18, 2008 01:06 PM
علیرضا :
شما جزو معدود کسانی هستید که پس از گفتن مشکل راه حل هم می دهید که قابل ستایش هم هست. صمن اینکه آدم را سر ذوق می آورد که اظهار نظر کند.
بهر حال فکر می کنم راههای بهتر و راهتری هم باشد . مثلا دولت به تولید کنندگانی که مواد اولیه محصولات تولیدی خود را از بطریهای یک بارمصرف می گیرند. معافیت مالیاتی ده ساله و برق مجانی بدهد.
آنوقت مکانیسم جمع آوری با فرض اینکه شهرداریها قیمتی بر زباله های ظروف یکبار مصرف وضع نکنند، توسط این گروه از تولید کنندگان راه اندازی می شود.
علیرضا - October 18, 2008 02:05 PM
:
معلومه که تو ایران زندگی نمیکنی!
Anonymous - October 18, 2008 02:37 PM
مسعود :
سلام بر آقای دکتر عزیز.
راستش اگر از ترفند 150تومان جایزه وپاداش بابت هر بطری استفاده بشه:
1)پولش رو باید طبق معمول دولت بپردازه!که این فکر نمی کنم زیاد جالب باشه.مگر اینکه راهکاری برای تامین این بودجه ارائه بشه!
2)به دلیل فرهنگ بالای مردم ایران وکم بودن تعداد بیکاران!حساب کنید از فردای اون روزی که اعلام بشه 150تومان بابت هر بطری پرداخت میشه چه دعوا وجاروجنجالی سر 1بطری ایجاد میشه.
به نظر من اگر بنگاه های را برای جمع آوری این بطری ها دولت در نظر بگیره وراهکاری برای پرداخت هزینه این بنگاه ها در نظر بگیره خیلی بهتره!
مسعود - October 18, 2008 02:55 PM
سعيد :
سلام ايدهخوبيه. البته روي مصرف اين كالا هم بسيار تاثيرگذاره. چون ممكنه فردي حاضر نباشه 400 تومان بخاطر آب بپردازه. هر فردي هم كه جداگانه نميتونه براي دريافت ماليات بره. شايد اگر رقمش كم هم باشه (مثلا 50 تومان)با اين مكانيزم كار بكنه.
سعيد - October 18, 2008 03:39 PM
حامی :
پیشنهادی جالب اما غیرِ قابلِ اجرا در ایران؛ شما فکر کنید با این فسادِ اداری که وجود دارد اختصاص و صرفِ چنین بودجهای سر از کجاها در خواهد آورد. من همچنان فکر می کنم تنها راهِ مقابله کارِ فرهنگیست، تا آنقدر تکرار شود تا کسانیکه بر ماشینهایِ چند ده و چند صد میلیونی سوار هستند، "زبان بفهمند" و زبالههایِ خود را از شیشه به بیرون پرتاب نکنند؛ بعد هم زبالههایِ کنارِ جاده را بر فرضِ نزدیک به محال، با این مدیریت، جمع کردیم با آنهایی که همراهِ باد به درونِ درهها رفتهاند چه کنیم؟ زمین هم دیگر قادر به تحمل و هضمِ "حاصلِ حیاتِ انسان" نیست.
حامی - October 19, 2008 09:32 AM
سمیرا :
سلام.
می خواستم نظرتون را برای یک ایده ی جدید در مورد موضوع پایان نامه بدونم.یک سری تحقیقات انجام دادم. دوست داشتم راهنمایی بشم بیشتر. عنوانی دوست داشتم موضوع ناب باشه. کمی راهنماییم می کنید. تفاوتی هم ندارد که در کدام مقوله بگنجد.
ممنونم می شوم.
سمیرا - October 19, 2008 11:01 AM
س :
خسته نباشید عالی بود
س - October 19, 2008 11:02 AM
:
Professor: So due to the constant spending, the country has ended up in billions of dollars of debt.
Brainiac: Well why don't we just print billions of dollars more money?
Professor: Because that imbalance would put us further in debt.
Brainiac: Why? Is the ink expensive?
Anonymous - October 19, 2008 11:21 AM
داود :
شما یک نکته را فراموش کرده اید:هزینه مالیات نمیتواند از قیمت زباله بیشتر باشد.
اگر یک بطری نو نود تومان باشد(قیمت واقعی در همین حد است) این طرح شما به مشکل بر میخورد و شما نمی توانید بیشتر از نود تومان مالیات بگیرید چون در این صورت افرادی بطری نو را کمی کثیف میکنند و به شما تحویل میدهند تا مثلا صد و پنجاه تومان بگیرند.
در ضمن این طرح شما در مورد زباله های دیگر چه راهکاری ارایه میکند.
در مورد کیسه های نایلونی و ظروف یک بار مصرف و قوطی کنسرو و هزاران چیز دیگر!
فرض کنیم قیمت یک کیسه نایلونی کوچک پنج تومان باشد آیا کسی پیدا میشود برای سه تومان برود در ارتفاع چهار هزار متری کیسه نایلونی جمع کند؟
به هر حال فکر نمیکنم این روش مشکلی را حل کند و احتمالا همان کارهای بامزه فرهنگی کارگشا تر خواهند بود.
در کوهستان و در مسیرهایی که تنها کوهنوردان حرفه ای رفت و آمد میکنند شما شاهد چنین صحنه هایی نیستید و این مشکل تنها در مسیر هایی قابل مشاهده است که مردم برای تفریح به آنجا میروند.چرا؟
چون کوهنوردان حرفه ای در این مورد کاملا توجیه هستند.
داود - October 19, 2008 12:50 PM
iVahid :
شدیدا موافقم! البته نه با مالیات ۱۰۰٪ اما با درصد پایینتر به نظر من کاملا جوابگوه.
سر فرصت میشینم و خوبی و بدیهای این طرح رو میشمرم. کامنتها خیلی جالب بود و کلی بحث رو بازتر میکنه.
iVahid - October 19, 2008 04:01 PM
جمشيد اسدی :
دوست عزيز
نکته جالبی در مورد ماليات مطرح کرديد! خوشحالم که جوان های ايرانی تنها به دنبال مارکسيسم نيستند. ادامه دهيد و آزادی خواهی را تقويت کنيد.
جمشيد اسدی
www.AssadiOnline.com
جمشيد اسدی - October 19, 2008 08:09 PM
خواننده :
طرح جالبیست محلی بودنش هم همان است که پس دادن بطری بابت دریافت مالیان پرداخت شده در شان و شئون بعضی ها نیست پس میاندازیم دور و پول میدهیم تا جمع کنند ( البته خود من هم از جمع کردن ابایی ندارنم احتمالا در چند روز آینده مجبور شم این کار را بکنم .) اما یک سوال آن پول اضافی که به جمع کننده داده میشود . واسطه بین مراکز جمع آوری و رباله دانی چقدر هزینه بردار است ؟ این وسط چیزی کم نمیآید؟ اگر بخواهد باز یافت شود چی ؟
خواننده - October 19, 2008 09:30 PM
omid :
what if the plastic bottle producing company, instead of selling the bottles to mineral water company, sell them to government.let's say they spend 5 tomans on each bottle and sell it 150 tomans to government!!!
omid - October 19, 2008 11:02 PM
سامان :
با سلام
لطفا در باره مالیات بر ارزش افزوده کمی توضیح دهید
راستی خوشحال میشم به وب ما هم سر بزنید و اونو با نام وبلاگ تخصصی حقوقی لینک کنید به ما اطلاع بدید تا ما هم شما رو لینک کنیم
سامان - October 19, 2008 11:27 PM
سامان :
با سلام
لطفا در باره مالیات بر ارزش افزوده کمی توضیح دهید
راستی خوشحال میشم به وب ما هم سر بزنید و اونو با نام وبلاگ تخصصی حقوقی لینک کنید به ما اطلاع بدید تا ما هم شما رو لینک کنیم
سامان - October 19, 2008 11:27 PM
مهدی ع :
می خواستم همانطور که برخی از دوستان ديگر اشاره کرده اند، تاکيد کنم که چنين طرحی (افزودن قيمت بازيافت) حداقل در کانادا اجرا می شود. دولت پول بطری توليد شده را از توليد کننده می گيرد و او هم به نوبه خود مجبور هست که از مصرف کننده اين هزينه را دريافت کند. البته همه برای گرفتن پول بطری آنرا بر نمی گردانند (من خودم تا حالا اينکار را نکرده ام و بيشتر بطری های شير و نوشيدنی را به سطلهای زباله مخصوص پلاستيک وشيشه بر می گردانم).
يک مساله ديگر هم استفاده از آب معدنی هست. به عقيده من آب تهران در اغلب مناطق کيفيت و طعم خوبی دارد و کمی بی انصافی هست که ملت چنين آبی را شايسته آشاميدن نمی دانند. اگر واقعا کسی اين آب را نمی آشامد، شايد بهتر باشد که دولت اينهمه هزينه صرف تصفيه اين آب نکند.
توی شهر ما توی کانادا (ونکوور) هم آب شهری بسيار با کيفيت هست، اما برخی (از ديدگاه من، تازه به دوران رسيده ها) تمايل به استفاده از آب بطری دارند که نهادهای اجتماعی و دولتی با تبليغات تلوزيونی سعی می کنند اين عادت را تغيير دهند. حتی برخی از دانشکده های دانشگاه ها هم مانع نصب ماشين اتوماتيک فروش آب معدنی شده اند.
مهدی ع - October 20, 2008 04:58 AM
آرش :
اگه قیمت CRV بیشتر از هزینه ساخت بطری باشه شک نکن که از یه هفته بعدش همه می زنن تو کار ساختن بطری خالی! ولی به نظر من همون در حد 10 - 20 تومن هم باشه برای زباله جمع کن ها با صرفه است که جمعشون کنن مخصوصا الان که کلی روی هم تلنبار شده. تو آمریکا که 5 سنته و 5 سنت هیچی نیست کلی ها از تو سطل آشغال بطری جمع می کنن!
آرش - October 20, 2008 06:47 AM
محدث :
سلام منهم مطلبي در اين خصوص سال گذشته نوشتم به اين ادرس
http://samh412.persianblog.ir/post/121/
محدث - October 20, 2008 07:57 AM
mehdi :
gheimat e tolid e yek botri pet dar bad tarin sharayet (botri e 1.5 litri)hade aksar 65 toman tamam mishe. taze age profilesh o khodet nazani o bekhai bekhari
mehdi - October 20, 2008 12:22 PM
Mohammadreza :
I know you know that this idea is not new.
To all others that have questioned the feasibility of this program:
Here in Alberta (in Canada) and many states this system is in effect. Not only for bottled water but for every other bottle (plastic/glass/paper). There is a surcharge paid at the time of purchase. There are certain locations (not where you bought the bottled water from) called bottle-depot to which you take all these empty bottles/boxes and they'll return full or part of that surcharge. Works very well. I'm all for it and it must be implemented in Iran too.
Mohammadreza - October 20, 2008 10:52 PM
قاسم :
یک-نمیتوان بیشتر از قیمت تولید یک بطری بر بطری به این صورت مالیات بست وگرنه تمام بطریسازان بطریهای خود را مستقیمن به جمعاور کنندهی بطریها خواهند فروخت.
دو- خرید بطریها نباید چندان گران باشد چون در این صورت لنجلنج بطریی مصرف شده از کشورهای همسایه مخصوصن دبی وارد ایران میشود و به جمعاور کنندهی بطریها فروخته خواهد شد.
راهکارت زیباست٫ اما به نظر میآید باید پردازش بیشتری روی آن انجام شود. باید مالیاتی مستقیم روی تولید از مواد اولیه بطری بست که هزینهی تولید از مواد اولیه را بالا برد٫ آن چنان که تولید از پردازش مواد ضایع به صورت قابل توجهی بیشتر باشد. همکاریای منطقهای نیز در این مورد باید بین کشورهای منطقه بوجود آید
قاسم - October 21, 2008 10:14 AM
:
دوباره میفرستمش٫ گویا قبلی چاپ نشد. اگر چاپ شد٫ این یکی را دوباره چاپ نکن.
یک-نمیتوان بیشتر از قیمت تولید یک بطری بر بطری به این صورت مالیات بست وگرنه تمام بطریسازان بطریهای خود را مستقیمن به جمعاور کنندهی بطریها خواهند فروخت.
دو- خرید بطریها نباید چندان گران باشد چون در این صورت لنجلنج بطریی مصرف شده از کشورهای همسایه مخصوصن دبی وارد ایران میشود و به جمعاور کنندهی بطریها فروخته خواهد شد.
راهکارت زیباست٫ اما به نظر میآید باید پردازش بیشتری روی آن انجام شود. باید مالیاتی مستقیم روی تولید از مواد اولیه بطری بست که هزینهی تولید از مواد اولیه را بالا برد٫ آن چنان که تولید از پردازش مواد ضایع به صورت قابل توجهی بیشتر باشد. همکاریای منطقهای نیز در این مورد باید بین کشورهای منطقه بوجود آید
Anonymous - October 21, 2008 10:15 AM
مهدی ع. :
به گمانم مکانيزم اين کار اينطور هست که کارخانه سازنده بطری در محل ساخت بطری، مستقل از هزينه ساخت بطری، مجبور هست مبلغی را به دولت بپردازد و در عوض آنرا از مصرف کننده يا خريدار بطری دريافت کند، اما نمی دانم چطور دولت از ساخت بطری بدون پرداخت عوارض جلوگيری می کند.
مهدی ع. - October 22, 2008 08:30 PM
اشکان :
کاش میش شما وزیر اقتصاد می شدید؟ راستی چرا از شما در این بحران مالی کمک نمی گیرند؟!!!!!!
اشکان - October 24, 2008 08:18 AM
اسماعيل توكتي :
انباشت زباله وبطري خالي در جوي ها مايه ننگ ملتي است كه احترام به طبيعت فرهنگ نياكان او بوده . راه حل خوبي است بعلاوه جريمه براي هر آنكه بر طبيعت ظلم ميكند
اسماعيل توكتي - October 24, 2008 08:52 PM
anti utopiaist :
داستان ، داستان خود خواهی بشر است...
anti utopiaist - October 24, 2008 09:00 PM
علی :
سلام.حق با شماست به خدا این مناظر طبیعی مال همه است مال آیندگانی که هنوز نیامدند.همه ی آبشارها غارها ساحل دریا دشتهاوکوهها ودیگر جاهایی که روزگاری زیبا بودند پرشده از غرور و خودخواهی ما آدمها.
علی - October 24, 2008 10:46 PM
:
تعداد نظرات زیاد بود و وقت خوندن همه نظرات رو نداشتم
1- ایدت خوب بود
2- یک سوتی بزرگ داره و اون هم این که قیمت تمام شده بطری پت یک و نیم لیتری تقریبا 90 تومان است بنابراین ...
Anonymous - October 25, 2008 03:12 PM
:
به نظر من این یکی از بهترین راه حل های ممکن برای این مساله در ایرانه البته به نظر من یک مالیات کم در حد 30 40 تومان هم جواب میده. به نظر من تبلیغات و آگاهی دادن در این زمینه خیلی مهم است. این یک لینک در زمینه مصرف است به نظرم جالب اومد. وقت داشتین همه سریش رو ببینین:
http://ca.youtube.com/watch?v=EUeMVt3stAo&feature=user
Anonymous - October 31, 2008 01:17 AM
مير شرح بينهايت :
http://www.sarmayeh.net/ShowNews.php?21110
با سلام
به جناب اقاي قدوسي و خانواده محترم
خوشحال از بابت اشنايي با وبلاگ شما
و خورسند از خواندن مطالب مفيد ان
د رمورد تميزي و رعايت نكردن نظافت شهري و اجتماعي كه به شكلي نمادبي فرهنگي و نوعي نابهنجاري نيز هست
با ماليات بستن بعيد است درست شود
چون هميشه بايد از زور استفاده نمود
يا اموزش و فرهنگ سازي به صورت گسترده لازم دارد
مطلب مفيد شما در روزنامه سرمايه تاريخ 11/8/87
با لينك زير http://www.sarmayeh.net/ShowNews.php?21110 چاپ شده است
موفق با شيد ...
مير
مير شرح بينهايت - November 1, 2008 02:09 PM
:
اینطوری کلی وقت تلف میشه!!! باید از فردا علاوه بر صف خرید توی صف پس دادن هم بایستیم... مگه فروشگاه ها چقدر فضا دارند که آشغال هم نگه داری کنند!
Anonymous - November 21, 2008 04:10 PM
فرهنگ :
نتونستم تحسین نکم.
یه چند تا از طرحها اجرا بشه، مردم یاد میگیرن، جاهای دیگر هم کارای مشابه میکنن.
فرهنگ - November 22, 2008 10:41 PM
شیما :
البته این هزینه اضافی انگیزه خوبییه واسه تمییز شدن محیط, اما جا داره که بگم تولید کنندگان پلاسیک قبل از شما به این فکر افتادنو یک چرخه تولیدی نه چندان کوچک ایجاد شده که طی این پروسه اول رفتگرا هر چی پلاستیکه من جمله بطری هارو جمع کرده تحویل زباله خران داده و از این طریق به تولیدی هایی که مجوز بازیافت دارن میرسه و بعد پروسه تولید دوباره به دست شماها میرسه !!!!!اما چون 1 کم طولانی هست طول میکشه و محیط کثیف میشه و چون با اون سرعتی که کثیف می شه تمیز نمیشه....
درمورد مالیات بر ارزش افزوده بگم که اونقدرا هم که فکر میکنین بد نیست چون از این طریق بازاریها هم مجبور می شن تا مالیات بدن و همه مالیاتو از قشر کم درامد یعنی کارمندا نگیرن یعنی مشارکت در مالیات در ثانی اینم اصلا بد نیست که درامد مالیات جای نفت و بگیره تا ما هم از این بلای سیاه خلاص شیم............
شیما - January 27, 2009 11:06 PM
Blogging To The Bank 2010 :
However, if you are still doubtful, you can opt to read more about ClickBank using the "Learn More" button.
Blogging To The Bank 2010 - July 31, 2010 07:00 AM