عوارض برای تخصیص بهینه
در ایران هر پولی که بابت هر چیزی گرفته شود داد مردم و ستون خوانندگان و صفحات اجتماعی روزنامهها را در میآورد. مثالهایش فراوان است: پول بابت تحصیلات دانشگاهی؛ بابت پارکینگ؛ بابت آب و برق و گاز؛ بابت حمل زباله؛ بابت استفاده از خدمات شهری و ... حتی یک خوانندهای (که به احتمال زیاد گذری بوده) در پای مطلب مالیات بطری گله کرده بود که همین مانده است که بابت زباله هم پول بدهیم! حوصله نداشتم که جواب بدهم که بلی دوست عزیز باید بدهیم. ناهار مجانی که نداریم به کنار؛ آشغال مجانی هم نداریم!
به نظرم یک دلیل برای این اعتراضها این است که پول گرفتن از مصرفکننده را "صرفا" به عنوان مکانیسمی برای تامین مالی دولت میبینند و وقتی آنرا با کیفیت خدمات مقایسه میکنند به نظرشان غیر عادلانه میرسد. حال آنکه پولی کردن مصارف فقط برای این نیست که پولی را به خزانه دولت اضافه کند. گاهی این پولها آن قدری نیست که سرجمعشان به جایی برسد. ماجرا این است که در خیلی موارد باید پول گرفت تا
1) رفتار مصرف را کنترل کرد
2) در زمان تخصیص منابع محدود به متقاضیان بیشمار؛ منبع را به بهترین مصرفکننده تخصیص داد.
مثالهایی از این کارکرد عوارض/مالیات/شهریه زیاد است. در برخی کشورهای اروپایی مدتی است که شهریه اندکی برای تحصیلات دانشگاهی وضع شده است و لغو این سیاست یک محور مهم تبلیغات انتخاباتی احزاب چپ و گاهی پوپولیست است. در عمل شهریههای جمعشده گاهی کمتر از 5 درصد بودجه آموزش عالی را شکل میدهد و معلوم است که جنبه کسب درآمدی آن بسیار کمرنگ است. هدف فقط این است که کسی که نمیخواهد جدی درس بخواند جای دیگری را در دانشگاه اشغال نکند. این پول تا حدی جلوی صفر بودن هزینه را میگیرد.
در پذیرش دانشگاهها از مکانیسم مشابهی استفاده میشود. درخواست پذیرش یا پولی است و یا در برخی مدارس آنچنان مدارک سنگینی از داوطلب خواسته میشود که کلی هزینه دارد. همین جلوی صفر بودن هزینه ارسال درخواست و در نتیجه تقاضای غیربهینه را میگیرد.
به عنوان مثال آخر حراجهای فرکانسی را هم میشود از این زاویه دید. یک طیف از فضای فرکانس در هر منطقه جغرافیایی باید به یک متقاضی (مثلا یک شرکت حمل و نقل یا رادیوی محلی یا خدمات دهنده اینترنت و ...) تخصیص داده شود. نکته این است که تعداد متقاضیان بالقوه بیش از پهنای باند مجاز است و لذا باید بین آنها انتخاب کرد. مزایده؛ فرکانس را به بالاترین قیمت پیشنهادی تخصیص میدهد و این یعنی کسی که آن فرکانس برایش بالاترین ارزش را داشته آن را تصاحب میکند.
حالا اگر همین بحث برای مورد مشابهی در ایران طرح شود قطعا کلی سر و صدا میشود که آسمان خدا را هم پولی کردهاند و دارند میفروشند!
من کمتر دیدهام که مسوولان در زمان اخذ عوارض یا افزایش آن به چنین استدلالی متوسل شوند و توضیح دهند که این روش یک مکانیسم کارا برای تخصیص مناسب است و نه دکه تامین پول برای دولت.

نظرات
رضا :
من با نظر و ایده شما موافق هستمم اما خوب مردم حق دارند، فکر میکنند اینهمه پول نفت چی میشه؟ چرا باید برای هر چیزی پول داد در حالیکه همه موقع گرفتن رای شعار می دهند که پول نفت را به مردم می دهیم یا اینکه هزینه فلان را کم می کنیم و غیره
دوم اینکه واقعا چقدر از این هزینه ها صرف بهینه سازی از آن نوعی که شما می گوئید شده است؟
دیگر اینکه مردم بر اساس تجربه می دانند که این هزینه های ظاهرا جزئی در آنیده بیشتر شده و اصل موضوع اگر بهینه سازی مصرف باشد فراموش می شود. این هزینه تبدیل می شود به حق دولت که باید از ملت گرفته شود.
خیلی موارد دیگر هم میتوان مطرح کرد که بیشتر آنها را مردم در موچه و خیابان و تاکسی و اتوبوس می گویند.
فقط نمی توان از دیدگاه بهینه سازی مصرف به این نوع مساول نگاه کرد.
رضا - November 2, 2008 02:44 PM
بهاره :
خوب! اعتراف می کنم که من فکر می کردم پول اخذ شده باید صرف بهتر کردن کیفیت مورد شود ولی الان بند دوم اصلا درباره بهتر کردن کیفیت با چگونگی استفاده از آن پول صحبت نمی کند بلکه صرفا بهینه کردن تخصیص است نه بهینه کردن کیفیت. اما با این احتساب که پول اخذ شده درصد کمی از کل هزینه است مساله بهینه کردن کیفیت موضوعیت نخواهد داشت.
بهاره - November 2, 2008 03:19 PM
سهامدار جزء :
در کانادا خدمات درمانی رایگان است و هزینه آن طبیعتاً از پول مالیات پرداخت میشود. دوستی اعتراض میکرد که همسرش کار میکند و کلی از او مالیات میگیرند. وقتی توضیح میدادم که این مالیات کجا میرود و چگونه خرج میشود و خدمات درمانی را مثال زدم، این دوست محترم گفت: "همسرم که کار هم نمیکرد، من باز هم کارت خدمات درمانی رایگان داشتم!!"
سهامدار جزء - November 2, 2008 03:27 PM
Aydin K :
اگر دولت مثل شركتي باشد كه هيات مديريت كننده آن بر اساس دموكراسي تعيين شود، حرفهاي شما كاملا صحيح است.
حامد: راستش من هر چه فکر میکنم ربطی بین دموکراسی و این موضوع نمیبینم. در توتالیترترین جوامع هم اگر فضای فرکانس به بالاترین قیمت عرضه شود از دید اجتماعی بهینه است.
Aydin K - November 2, 2008 03:35 PM
همین نزدیکی ها :
به نظر من بحث ایران بکلی با کشورهای دیگه فرق می کند و معمولاً اصولی که در خارج از کشور وجود دارد در ایران مصداق ندارد . شاید در خارج از کشور هدف از دریافت پول مواردی که شما اشاره کردید ، باشد . اما در ایران آن قدر مسائل مهم تر وجود دارد که دیگه جایی برای مواردی که شما اشاره کردید ، وجود ندارد . در ایران اگر پول می گیرند مطمئنا هدفشان پر کردن جیب خودشان است .
همین نزدیکی ها - November 2, 2008 05:36 PM
مری :
نظر شما کاملا درست است ولی متاسفانه در ایران اعتماد بین مردم و دولت از بین رفته و این باعث شده که طرفین در صورت انجام کار درست هم با سوء ظن به هم نگاه کنند.(و این عدم اعتماد بدترین چیز برای یه کشوره)
مری - November 2, 2008 06:23 PM
محمد :
ظاهرا منظور بلاگر اين بوده كه اگه پول خورده هم بشه بازهم چون وضع اون، به هموار شدن تقاضا كمك ميكنه مفيده. ها؟
محمد - November 2, 2008 06:42 PM
عرفان :
اول سلام و ممنون از این کاری که میکنید.
همونطوری که میدونید هدف اصلی از گرفتن مالیات تخصیص بهینه بین افراد جامعه که باعث کاهش شکاف طبقاطی شده ودر حقیقت ضریب جینی را به سمت 0 هدایت می کند .
اما در کشور عزیزمان ایران این تخصیص به درستی صورت نمیگیرد و در نتیجه خود عاملی برای بیشتر شدن شکاف طبقاطی می شود چرا که پرداخت یارانه ها هدفمند نیست و در ضمن پردات های انتقالی صورت می گیرد که دلیل آن برای کسی روشن نیست . دولت در این زمان متوجه میشود که نمی تواند مخارج خود را با استفاده از خالص مالیت انجام دهد و کار تورم زایی مثل استقراض از بانک مرکزی یا برداشت از صندوق ذخیره ارزی میکند.
در نهایت همه با سیستم مالیاتی موافق هستند ولی نوع دریافت مالیات و تخصیص آن در ایران بسیار با مشکل مواجه است که این موضوع باعث دید منفی نسبت به مالیات شده است .
در نهایت من با طرح هدفمند شدن مالیات در ایران مواقفم .
نظر شما چیه ؟
عرفان - November 2, 2008 07:28 PM
دلسوز :
مگه اول وبلاگت نگفتی که "من اگر پاسخی ندادم این طور تعبیر کن که موافق نظرت بودم." پس چرا به این بنده خدا که مخالفش بودی جواب ندادی؟
دلسوز - November 2, 2008 07:33 PM
:
به نظر من گزاره هاي اين پست "وضعيت زمينه اي" اقتصادي ايران را نديده گرفته است. در نتيجه تعميم ناروايي بدست داده است."در در ایران هر پولی که بابت هر چیزی گرفته شود داد مردم و ستون خوانندگان و صفحات اجتماعی روزنامهها را در میآورد....". پيشنهاد ميكنم محاسبه اي بشود تا دريابيم نهايتن در اين اقتصاد چه كسي به چه كسي "يارانه" ميدهد؟
Anonymous - November 2, 2008 08:56 PM
:
به نظر من طرح مسئله سواري مجاني نيز موضوعيت ندارد و معلوم نيست چرا وارد ماجرا شده است.ان مجاني و اين مجاني فقط مشترك لفظي اند و ارجاع به مطلب واحدي ندارند.
Anonymous - November 2, 2008 09:04 PM
آیدین ک :
بله، ارتباطی میان دموکراسی و موضوع پولی کردن مصارف وجود ندارد.
ولی حامد گرامی، منظور من محق بودن مردم در نشان دادن واکنشهایی بود که در برابر مالیات و عوارض نشان می دهند؛ وگرنه هر کسی کارتون رابینهود را ببیند می داند، باید مالیاتی گرفته شود؛ و البته دلیل مالیات گرفتن داروغه را هم می داند!!
آیدین ک - November 2, 2008 09:13 PM
:
معنی "بهترین مصرف کننده" خیلی گنگ نیست؟ من نتیجه ای که میتونم بگیرم اینه که "پولدارترین مصرف کننده" همیشه "بهترین مصرف کننده" هستش.
وقتی که درآمد چندانی برای دولت از بابت مالیات، شهریه و... وجود نداشته باشه نمی تونم مخالفت خاصی نشون بدم. ولی تو مثال بطری که قبلا گفتید، اگه 50 تومن هم مالیات برای هر بطری بگیرن در سال کلی پول میشه، درست نمی گم؟(لااقل اونقدری میشه که یه عده به فکر سود کردن از این جریان بیفتن)
Anonymous - November 2, 2008 09:23 PM
Sina :
دوست من، کشور من ایران اصلا در حال حاصر چندین و چندین گام از مسائل کلاسیک اقتصادی بدور است. وقتی میگم ایران یعنی کل جغرافیای ایران. فقر و ضعف مالی شدید و وضعیت بسیار سخت زندگی در استانهای دیگر رو تو لمس نمی کنی. نسخه اقتصادی، سیاسی و اجتماعی ایران بسیار دردناک و مصییبت وار خواهد بود. من هم در خارج از کشور زندگی می کنم و کاملا با ایده تو آشنا هستم و موافقم البته از دید یک شهروند که مالیات پرداخت میکنه.
Sina - November 2, 2008 09:31 PM
Sina :
توضیح پیام قبلی من:
من اگر چه حدود 2 سالی است در خارج از کشو زندگی میکنم اما بخش اعظم خاونواده من در امیدیه، اهواز، شوش و ... زندگی میکنن کسی هم خبر نداره که اونجا ها چه میگذره به مردم و ...
Sina - November 2, 2008 09:35 PM
:
يكشنبه: نمايندگان به کليات طرح اصلاح مواد 35 و 55 قانون انتخابات رياست جمهوري اسلامي ايران راي مثبت دادند. علت موج سازي هاي زرگري روشن شد.
Anonymous - November 2, 2008 10:57 PM
پوريا :
دمت گرم حرف مرا زدي، به نظر من برخلاف يکي از پستهاي قبلي در مورد ربط بيجاي همه مسائل به فرهنگٰ در اين مورد واقعا اين مساله فرهنگي است. و بايد از مدرسه به بچهها عدم توقع سواري مجاني را ياد داد. من در اقناع تحصيل کرده ترين آدمها (خصوصا اگر گرايش چپ داشته باشند) به سختي موفقيتي کسب کردم.
پوريا - November 3, 2008 06:06 AM
:
درسته که تو ایران صدای مردم راجع به گرفتن هر پولی در میاد ولی چقدر ادامه داره؟ مردم خیلی راحت خیلی چیزها رو فراموش می کنند چه درست و چه نادرست. ولی نکته ای که هست اینه که بعضی از پول گرفتن هاهیچکدوم از دلایل بالا رو نداره.. چرا من باید برای پرادخت قبض تلفن به بانک کارمزد بدم؟ یا چرا بانکهای تجاری ما که از سرمایه مردم در حسابهای جاری بدون پرداخت سود استفاده میکنند برای تمام خدماتشون کارمزد میگیرند؟ از کارمز های جدید بانک مرکزی که خبر داری؟؟ ایا تو کشوری مثل ما که هیج جیز شفاف نیست و خیلی وقت ها منابع صرف مالیتها یا عوارض مشخص نمیشه عامه مردم حق ندارن به همه چیز با عینک بدبینی نگاه کنند؟
Anonymous - November 3, 2008 07:19 AM
مسعود :
حامد جان، بر خلاف اکثر موارد، آنقدر به وضوح اشتباه میکنی که روشن کردن موضوع برایم سخت است.
آخه دوست عزیز، پول بدیم به مکانیزمی که کارآمدیش به شدت زیر سواله؟!! مکانیزم پیشنهادی شما اینه؟ فقط پول بدیم؟! پول بدیم تا حیف و میل بشه و دولت فخیمه به گند ترین روش پولا رو حروم کنه؟ تاکید میکنم حروم میکنه. ایکاش دزدی میکرد. چون در آن صورت حداقل کسانی خوشبخت می شدند! دولت درصد بالایی از منابعش را ضایع میکند و از درصد کمی از آن بهتر استفاده می کند چون دزدی می کند و در صد بسیار کمی از آن صرف کارهای واقعا درست می شود.
در مورد تخصیص فضای فرکانس هم کمی تخصصی تر صحبت نمایید. از کجا تحقیق کرده ای که فهمیده ای در توتالیتر ترین دولت ها هم این انتخاب بهینه است؟
مثال نقض آشکار آن در همین ایران است که شرکت های شبه دولتی و الکی پولدار می آیند پهنای باند فرکانسی را می خرند و هیچ غلطی هم با آن نمی کنند و فرصت پیشرفت دیگران را هم می گیرند.
ظاهرا یادتان رفته است دیدگاه سیستمی را باید لحاظ کرد و تحلیل مکانیزم ها را باید درون فضای مکانیزم محیطی شان انجام داد نه اینکه صرفا خود مکانیزم ها را مستقل و بدون و لحاظ وابستگی ها ---اثبات؟!--- کرد.
ببخشید که کمی تند گفتم. هر از گاهی لازم است!!!
مسعود - November 3, 2008 07:33 AM
مسعود :
راستی یک تجربه مفید:
به عملکرد جمعی مردم به عنوان نتیجه یک خرد جمعی باید دقت کرد نه به دلایل فردی آنها. چه بسا دلایلی که مردم به زبان می آورند اشتباه باشد ولی کارشان صحیح باشد!
یعنی مردم عادی کار صحیحی را به دلیل غلط انجام می دهند. همانطور که کار های غلطی را به دلایل صحیح انجام می دهند!
به طور خلاصه نباید تحلیل رفتار مردم را فقط مستند به دلایلی که آنهااظهار میکنند کرد، بلکه باید متوجه فاصله بین عمل و حرف ایشان نیز بود و نیز به دلایل مخفی ولی تاثیر گذار تصمیم گیری ها نیز توجه کرد.
مسعود - November 3, 2008 07:57 AM
بهاره :
در مورد فضای فرکانسی و به طور خاص کامنت مسعود در مورد پولدارتر بودن شرکت خریدار،این طوری ها هم نیست، سازمان تنظیم مقررات وظیفه نظارت بر فضاهای فرکانسی را برعهده دارد (در سطح بین الملل هم ITU) و می تواند در قراردادها شروطی را تعیین نماید. طبیعتا اگر مورد خاصی را در ایران می شناسید باید دقیق تر بنویسید.
بهاره - November 3, 2008 08:38 AM
:
همه حرفهات درست. اما در کشوری که شفافیت اقتصادی به هیچوجه وجود نداره و فساد اداری بیداد میکنه، مردم حق دارن به هرگونه پول گرفتن دولت اعتراض کنند، هرچقدر هم که مالیات باشه یا مکانیزمی باشه که قراره سودش به خود مردم برسه. حتی اگه توی اون مورد خاص هم واقعا سودش به مردم برسه، مردم اعتماد ندارن و این رو باور نمیکنند و بنظر من هم کاملا حق دارند. پس نگو که چه ربطی به دموکراسی داره.
در مورد اون مثال پهنای باند رادیویی هم کاملا با نظر مسعود موافقم. به بهاره هم میگم که سازمان تنظیم مقررات نمیاد به شرکت فلان آقازاده اعتراضی بکنه یا برای اون شرط و شروط بگذاره در جهت سالم کرن فضای رقابت یا هرچیز دیگری، چون خود اون سازمان هم جزئی از همین نظام اداری فاسد است.
Anonymous - November 3, 2008 09:51 AM
:
سلام
در مورداین که پولی کردن بعضی کالاها، گاهی اوقات جواب میدهد کاملا موافقم.
مثالی که بصورت عینی خودم دیدم همین شهریه دانشگاه هاست.
مثلا در دانشگاههای دولتی دانشجویان شبانه بدلیل شهریه دادن در تمامی زمینه ها(اگرمیانگین بگیرن)موفق ترند.ازکارهای علمی گرفته الا آخر.
Anonymous - November 3, 2008 10:36 AM
نیما ف :
با اجازه حامد جان من میخوام مثالی بزنم که قضیه کمی روشن تر بشه:
چند وقت پیش به طور اتفاقی داشتم تلویزیون نگاه می کردم،گزارش راجع به کشاورزی در کرمان بود و نشون میداد که دولت از یکی از نواحی نزدیک شهر ماهان از زیر زمین آب رو بوسیله لوله به چندین کیلومتر آنطرفتر برده بود که روستایی ها بتونن کشاورزی کنن .کشاورز روستایی حین تشکر از نماینده مجلس برای فراهم کردن آب مجانی می گفت که چغندر قند می کارند و به کارخانه قند به قیمت دولتی می فروشند.
اما... قیمت آب در یک منطقه کویری از یک کشور خشک چقدر باید باشد؟ قیمت علامتی برای تخصیص منابع است ، اگر این علامت اشتباه باشد منابع هم گمراه میشوند. آقای کشاورز با آب مجانی ،لوله های مجانی و بسیاری سوبسید های پیدا و پنهان دیگر در نهایت شکری را به بازار می دهد که بهای تمام شده اش چند برابر قیمت جهانی است. اما اگر قیمت واقعی این نهاده اخذ می شد یا کسی سراغ آن آب گرانقیمت نمیرفت (که حداقلش این بود که سفره های زیرزمینی خالی نمیشد) یا اگر کسی میرفت لابد میتوانسته بازده زیادی از آن منبع کسب کند(بهترین مصرف کننده همینه) و سرمایه گذاری وی یک تخصیص درست می شد.قیمتگذاری منابع اعم از آب ،فرکانس و... شاید داد خیلی ها را دربیاورد ولی مانع از بروز عوارضی می شوند که با گذشت زمان علاجشان سخت تر میشود. چرا که محصول ،تکنولوژی و کلاً انتخاب ها با نگاه به قیمت تعیین می شوند. ببخشید که طولانی شد.
نیما ف - November 3, 2008 10:40 AM
دکتر فاوست :
{بی ربط به این پست}
در راستای یکی از نوشته هات که الان حالش را ندارم پیدا کنم اینجا را دیده ای؟
http://dhm.ir/Default.htm
سایتی که ملت توی اون نظراتشون را درباره خدمات جاهای مختلف بیان می کنند.
دکتر فاوست - November 3, 2008 11:02 AM
مسعود :
من با این سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی آشنا هستم. درون آن کار کرده ام و همچنین به عنوان یکی از مدیران چند تا از شرکت های خصوصی که مثلا باید این سازمان از نظر منابع رادیویی بر آن نظارت کند کار کرده ام و می کنم.
متاسفانه نمی توان اسم شرکت های مزخرفی که با پول ملت این مجوز ها را خریده اند و هم اکنون بخش بزرگی از فضای فرکانسی را در اختیار دارند و هیچ-تاکید می کنم هیچ- کاری هم با آن نمی کنند نام برد.
بسیاری از مدیران ارشد این سازمان حتی از مبانی فکری و بینش های فنی-اقتصادی که بر اساس آن باید فعالیت کنند هم آگاهی ندارند.
جناب آقای خسروی، مدیر عامل این سازمان یکی از مخالفان نامدار خصوصی سازی در مخابرات و دادن پروژه اینترنت پر سرعت به شرکت های خصوصی است. اما اکنون این مخالف نامدار خودش سکاندار سازمانی شده است که در راس فعالیت های خصوصی سازی مخابرات است!!!
این سازمان سالانه 750 میلیون تومان از شرکت ها می گیرد و به آنها اجازه (!) ارائه خدمات ماهواره ای می دهد، اما در قبال این پولی که میگیرد، به بسیاری از تعهدات مهم خود عمل نمی کند. دقت کنید سالانه 750 میلیون، یعنی هر روز شمسی 2 میلیون تومان بابت کاری که نمی کند!
به تازگی طرحی در این سازمان مطرح شده است که قرار است بر مبنای آن ارتباطات بی سیم باندهای فرکانسی License free را که در همه دنیا رایگان و بدون مجوز است پولی کنند!!!
مسعود - November 3, 2008 05:49 PM
مسعود :
در ضمن نیما نیز نظری داشت مبنی بر اینکه مکانیزم پیشنهادی حامد در ابتدا دچار نوساناتی است ولی به مرور زمان به سمت بهینگی میل میکند. آیا مطمئن هستید؟ از کجا معلوم که این مکانیزم به نقطه بهینه مثبت برسد؟ شاید به نقطه ای برسد که فساد در آن کاملا نهادینه شده است. شاید هیچ وقت به تعادل نرسد و همیشه نوسان کند (لطفا دیدگاه های نظریه بازی ها را لحاظ کنید)
به هر حال هیچکدام از این ها دلیل نمی شود که در کوتاه مدت، توده مردم از دادن پول بی دلیل یا با دلیل به دولت احساس شعف و شادمانی کنند...
مسعود - November 3, 2008 05:59 PM
masoud :
بحث شما بیشتر در مورد مکانیزم هایی که یک طرف آن دولت وجود دارد مطرح است. در ایران طرف دولت آنقدر بد بازی می کند که هیچ معامله موفق و دراز مدتی نمی توان با آن داشت.
masoud - November 3, 2008 06:16 PM
:
In kesayi ke migan "iran ba baghiyeye jaha fargh dare ... az eghtesade classic doore..."
akhareshan
Anonymous - November 3, 2008 06:56 PM
داود :
بطور کلی در قیمت گذاری کالاهایی که در هنگام شکست بازار (مانند تولید کالاهای عمومی )
تولید میشوند این مشکل وجود دارد.
قابل توجه بعضی دوستان که کامنت گذاشتند:
در مورد بعضی از کالاهای عمومی کاراترین روش اعمال تبعیض کامل قیمت است .یعنی اگر مکانیسمی وجود داشت (شاید در بعضی مواقع وجود داشته باشد)که بشود ترجیحات مصرف کننده را آشکار کرد باید حداکثر قیمتی که مصرف کننده حاضر است بپردازد از او گرفت.
داود - November 4, 2008 12:20 AM
شهریار :
این حالتی که شما گفتهاید تقریبا برای هر منبع محدود مشابه پول هم میتوان آن را تعمیم داد و دلیلی ندارد که این منبعی که ما بنابر محدودیت (و احیانا تجدید پذیری آن) مصرف و یا کاربرد یک منبع محدود دیگر بهینه میکنیم الزاما پول باشد.
مثالهایش هم میتواند این طور باشد:
1-هر کس متناسب با اندازه سالهای سنش / سالهای پرداخت مالیات / ... میتواند از فلان منبع استفاده کند
2-هر کس متناسب با تعداد امتیازاتی که در بالاترین آورده میتواند لینک جدید در بالاترین پست کند
-3 هرکس توی قرعه کشی شانس بیشتر داشته میتواند ...
-4....
البته قبول دارم که پول یکی از بهترین و منعطفترین و فراگیرترین این شاخصهای تخصیص است ولی قبول کن که در اقتصادی که عامه مردم سلامتش را قبول ندارند (حالا به حق و یا ناحق) و آدمهای پولدار (کسانی که میتوانند راحتتر و بیشتر پول پرداخت کنند) دارای شاخص واضحی از کارایی اجتماعی و اقتصادی نیستند، راحت نمیتوان از عامل پول برای کنترل و یا تخصیص بهینه منابع محدود استفاده کرد و عاملهای حتی بی ربط گاه بهتر ( مخصوصا از دید اجتماعی بهتر) عمل میکنند.
شهریار - November 4, 2008 08:08 AM
شهریار :
این حالتی که شما گفتهاید تقریبا برای هر منبع محدود مشابه پول هم میتوان آن را تعمیم داد و دلیلی ندارد که این منبعی که ما بنابر محدودیت (و احیانا تجدید پذیری آن) مصرف و یا کاربرد یک منبع محدود دیگر را بهینه میکنیم الزاما پول باشد.
مثالهایش هم میتواند این طور باشد:
1-هر کس متناسب با اندازه سالهای سنش / سالهای پرداخت مالیات / ... میتواند از فلان منبع استفاده کند
2-هر کس متناسب با تعداد امتیازاتی که در بالاترین آورده میتواند لینک جدید در بالاترین پست کند
-3 هرکس توی قرعه کشی شانس بیشتر داشته میتواند ...
-4....
البته قبول دارم که پول یکی از بهترین و منعطفترین و فراگیرترین این شاخصهای تخصیص است ولی قبول کن که در اقتصادی که عامه مردم سلامتش را قبول ندارند (حالا به حق و یا ناحق) و آدمهای پولدار (کسانی که میتوانند راحتتر و بیشتر پول پرداخت کنند) دارای شاخص واضحی از کارایی اجتماعی و اقتصادی نیستند، راحت نمیتوان از عامل پول برای کنترل و یا تخصیص بهینه منابع محدود استفاده کرد و عاملهای حتی بی ربط گاه بهتر ( مخصوصا از دید اجتماعی بهتر) عمل میکنند.
شهریار - November 4, 2008 08:31 AM
:
من اطلاعات کمی از علم اقتصاد دارم. با این حال می خواستم بدونم چطور ممکنه کشور آمریکا هم بزرگترین وارد کننده نفت باشه و هم بزرگترین صادر کننده نفت. اگر میشه مطلبی در رابطه با علت این قضیه بنویسید.
Anonymous - November 4, 2008 09:49 AM
:
من منظور از اینکه "هدف فقط این است که کسی که نمیخواهد جدی درس بخواند جای دیگری را در دانشگاه اشغال نکند" را درست نفهمیدم . اگر مثل همیشه بخوایم یه بعدی به قضیه نگاه کنیم و درست درس خواندن رو با سنجه نمره خوب آوردن و پیشرفت آکادمیک بسنجیم این گذاره می تونه منطقی باشه اما روی دیگه این داستان مهارتهای غیر آکادمیکی هست که در طی دوران تحصیل حاصل میشه. فکر نمی کنم این مهارتها هم خیلی کوچک و بی اهمیت باشن. همیشه به خاطر دارم که در دوران لیسانس، چقدر همون جو بسته و عقب افتاده دانشگاه در ایران اخلاق و منش بچه ها رو تحت تاثیر قرار می داد و چقدر بعد از چهار سال همه آدمهای متفاوتی بودیم. گمان نمی کنم این فایده اونقدر کم اهمیت باشه که بخوایم نادیده بگیریمش و بقول تو هزینه رو افزایش بدیم. همونطور که گفتم چون توی توابع مطلوبیت و تحلیلهای اقتصادیت اغلب این متغیرهای فرهنگی – اجتماعی وجود ندارند لذا غالب تحلیلها و نتیجه گیریهات کاملا یک بعدی و انتزاعی از کار در می یاد. یادمون باشه که حتی در مدلهای بسیار پیچیده اقتصادی که رفتارها و عوامل بیشتری بررسی می شن خیلی خیلی به ندرت در پایان به خودشون اجازه می دن که بر اساس مطالعه شون یک راهکار سیاست گذاری ارائه بدن و یا سیاستی رو نقد کنن. حالا تو به چند خط تحلیل ساده می شینی و راهکار ارائه می دی، می فهمم که می خوای اقتصاد رو به زبان عامیانه توضیح بدی اما گاهی اوقات هم به جای ساده سازی بیشتر ساده انگاری می کنی، این تفاوتیه که هنوز خیلی ها در اقتصاد متوجهش نشدن. یکی از اهداف علم اقتصاد ساده سازی روابط پیچیده حاکم هست نه ساده انگاریش.
در مورد هزینه ای که دانشگاهها برای درخواست پذیرش می گیرند باز هم به نظرم ساده انگاری کردی. تا جایی که من با چند نفر از کادر دانشگاه صحبت کردم و تا جایی که تجربه خودم می گه دانشگاههای آمریکای شمالی سعی می کنن از هر مجرایی برای کسب درآمد استفاده کنن، در مورد اروپا نمی دونم اما در اغلب دانشگاههای آمریکا و کانادا بیشتر خدماتی که از سوی دانشگاه ارائه میشه (نظیر مسکن دانشگاهی، رستورانها و غذاخوریهای داخل دانشگاه ، کتاب فروشی دانشگاه و ...) به مراتب گرونتر از بیرون دانشگاه هست. همینطور هست هزینه ای که مثلا دانشگاه برای اجاره لباس در جشن مراسم فارق التحصیلی می گیره که بسیار نزدیک به قیمت خرید اونه! به نظرت این هم مکانیزمی برای بهینه کردن شرکت کنندگان در این مراسم هست، من دوستان زیادی می شناسم که به خاطر این هزینه ها سر از شرکت در این مراسم باز زدن که به نظر خیلی مسخره می یاد.
شرکت در مقاطع بالای تحصیلی نظیر فوق یا دکترا تصمیمی به اندازه کافی مهم هست که نیازی به هزینه ای 50 دلاری برای بهینه کردنش نباشه. کسانی که اونقدر مصمم به ادامه تحصیلات آکادمیک هستن معمولا نیازی به چنین مکانیزمهایی ندارن، به گمون من حتی نبودن این هزینه ها مقدار انتخابهای این افراد رو زیاد می کنه که ذاتا پدیده اقتصادی مطلوبیه، و از اونجا که سیستمهای پذیرش دانشجو تا حد زیادی شبیه به سیستمهای قرعه کشی هست باعث میشه تا این افراد شانس بیشتری در ورود به دانشگاه داشته باشن چون در واقع پیش بینی شانس پذیرش بجز موارد حدی کار بسیار دشواریه برای کسانی که کارنامه نسبتا خوبی دارند. در ضمن، از اونجایی که روز به روز تعداد دانشجویانی که از کشورهای در حال توسعه با وضع مالی بد در دانشگاههای آمریکای شمالی تحصیل می کنند افزایش پیدا می کنه (که اغلب هم دانشجویان خوبی هستن)، این هزینه ها ضد مشوقهای قوی برای این افراد هست که توانایی مالی محدودی برای هزینه کردن دارند. اگر پیش بینی احتمال پذیرش با درصد بالایی امکان پذیر بود شاید این هزینه ها به نتیجه ای بهینه منتهی می شد اما غیر قابل پیش بینی بودن اونها (مگر در موارد قلیلی نظیر افرادی با کارنامه اکادمیک خیلی بد یا خوب) باعث میشه تا نتیجه حاصل از اعمال این هزینه ها اتفاقا بسیارغیر بهینه باشد.
Anonymous - November 4, 2008 10:57 AM
:
یک مدل خیلی ساده اقتصادی می تونه نشون بده هزینه پرداختن برای درخواست پذیرش از دانشگاه می تونه خیلی هم غیر بهینه باشه.
فروض: احتمال پیش بینی نتیجه پذیرش برای متقاضی ها چندان کار ساده ای نیست و از اونجا که رتبه دانشگاهها جز در موارد حدی بسیار به هم نزدیک هست، افزودن یک انتخاب هم به انتخابات قبلی امکان دریافت پذیرش رو به حدی غیر بدیهی افزایش می ده. در اینجا کارنامه اکادمیک متقاضی کاملا بزونزا فرض میشه و از اونجایی که هزینه نگرفتن پذیرش از هیچ دانشگاهی معمولا بالاست (نه تنها از نظر مالی (چون برای برخی به معنای برگشتن مثلا به کار قبلی پر در آمدشون هست که البته باز هم قابل بحث است چون با یک مدرک بالاتر سود مورد انتظار این درآمدها در آینده کاملا هزینه چند سال تحصیل رو پوشش می داد) بلکه از نظر ذهنی هم)، معمولا خود عامل اقتصادی سبدی رو از میان دانشگاهها انتخاب می کنه که بیشترین شانس قبولی رو براش داشته باشه.
با چنین صورت مسئله ای، توانایی افزودن حتی یک انتخاب بیشتر (با توجه به زیاد بودن تعداد این انتخابها و توزیع کیفیتی بسیار فشردشون) به این سبد ، احتمال قبولی و لذا مطلوبیت فرد رو چه از نظر ذهنی و چه مالی افزایش می ده (بماند تمام اکسترنالیتی که عاید جامعه هم می شود). به عنوان مثال، فردی به کارنامه آکادمیک متوسط تصمیم به پذیرش گرفتن داره و بر اساس اطلاعاتی که جمع می کنه (که به وفور در این بازار وجود داره) به این نتیجه می رسه که اگر توزیع کیفیت انتخابهاش چیزی شبیه توزیع نرمال باشه (مثلا دو سه دانشگاه رده بالا (این رده بالا بر اساس کارنامه آکادمیک فرد تعریف شده، می تونه برای کسی ده دانشگاه برتر و برای کسی دانشگاههای رده شصت تا هفتاد باشه)، شش – هفت دانشگاه متوسط و دو-سه دانشگاه رده پایین( بعنوان تضمین کننده پذیرش یا بک-آپ))، می تونه شانس پذیرشش رو بیشینه کنه.
شاید این سوال پیش بیاد که با چنین صورت مسئله ای فرد باید تعداد بسیار زیادی دانشگاه رو انتخاب کنه چون این تضمین کننده بیشینه شدن احتمال پذیرش است. با اعمال یکسری فرض نظیر محدودیت زمانی، محدودیت مالی، غیر خطی بودن احتمال پذیرش در فضای تعداد انتخابها و ...) می شه این جواب رو کنار گذاشت.
اکنون، میشه دو سناریو در نظر گرفت: یکی که در اون عامل اقتصادی ما قید بودجه پایینی داره که پیشاپیش به حدش رسیده (و همونطور که در ادبیات اقتصاد کار به تفصیل ازش صحبت شده امکان قرض گرفتن هم نداره)، و دوم عامل اقصادی که قید بودجه چندان سفت و سختی نداره و حالا حالاها این قید به حد تساوی نمی رسه. با چند معادله ساده میشه نشون داد که برداشتن هزینه پذیرش در هر دو حالت نتیجه ای از نظر اجتماعی بهینه است (اگر در ابتدا یک تابع انتخاب اجتماعی تعریف شده بود، برداشتن این مکانیزم هزینه پذیرش جوابی میده که مقدار تابع رو نسبت به حالت پیشین بیشتر می کنه که از نظر اجتماعی یک بهبود پرتو هست).
برای بهتر بودن نتایج گمونم نیاز به فرضی هم در زمینه این هست که افزایش رقابت که باعث پایین اومدن احتمال پذیرش برخی افراد میشه اگر باعث بشه افراد تواناتر جای اونها رو بگیرن و اونها رو به رده های پایینتر دانشگاهی هل بدن باز هم از نظر اجتماعی مطلوب هست. حتی میشه فرض کرد این امر می تونه شانس پذیرش افراد دیگه رو تغییر ندهو ظرفیتهای پذیرش دانشگاه رو زیاد کنه که چندان فرض غیر واقعی نیست.
ادعا نمی کنم که این مدل جواب قطعی این صورت مسئله هست، و مسلما مدلی که در عرض 20 دقیقه اونهم ساعت 3 صبح بعد از 10 ساعت سر و کله زدن با کدهای برنامه نویسی نوشته شده چندان خالی از اشکال نیست. برای خودمم جالب بود و ضمنا می خواستم بگم داستان به این راحتی که میگی نیست.
Anonymous - November 4, 2008 11:39 AM
بابک :
جامد جان می دونی اولین اتفاقی که تو این موارد میفته چیه؟ اگه مساله با آحاد مردم سر و کار داشته باشه که یه عده پیدا میشن و شروع می کنن به دور زدن سیستم و اصطلاحا پیچوندن پرداخت پول، مثل کاری که برای مترو و اتوبوس می کنند.(حالا فرق نداره که پول بلیط زیر 100 تومان هم باشه) اگه هم مساله خاص تر بشه شروع می کنن به پیدا کردن یک تبصره ای و بندی تا این ماجرا کنسل بشه!این تو خون ایرانی هاست!!اون بی اعتمادی رو هم که خیلی از دوستان اشاره کردن، خیلی جدی تر هستش!!!
در ضمن یک سوال به نظرت میشه رفتاری که مردم در انتخابات انجام می دهند رو با استفاده از ساختار انتخابChoice structure مدل سازی کرد؟به نظرم با این روش تمام اتخاباتی که به دور دوم می کشه، نشون می ده که رفتار انتخاب کننده ناسازگار هسنش!!!فعلا دارم روش کار می کنم
موفق باشی
بابک - November 4, 2008 09:54 PM
آرمان :
من راجع به تفاوت سطح علمی بین دمدارسو دانشگاهها در ایران و اروپا خیلی چیزها شنیدماینها در مشکلات سیاستگذاری و کج فهمیهای عمومی مردم ما چه تاثیری دراند
من به شخصه فکر می کنم که کمبود هاوناکارآمدی آموزشها خیلی بد هستند و خطرناک.
حتی قاجاریه هم به سبب ناکارآمدی نظام آموزشی برای ایران دردسرها آفریدند.
و اگر نبوددارلفنون مشروطه هم نبود و....
آرمان - November 7, 2008 08:26 AM
حامد :
سلام حامد جان.
من با این طرح پولی شدن موافقم. مثلا بطری های تجدید نا پذیر. اما مشکل اینه که تو ایران کارایی لازم رو در اکثر موارد نداره. مثلا در دانشگاه اکثرا شهریه ای که می گیرن از خر جی که واسه دانشجو می کنن بیشتره، نه 5%. بعد هم به اون دانشجو مدرکی می دن، معادل مدرک رسمی وزارت علوم. مثلا در دانشگاه تهران یا امیر کبیر دارن این کارو می کنن.
یا حق پارکی که از ماشین ها توی خیابون می گیرن، اما سال به سال هیچ پارکینگی به شهر اضافه نمی شه. قاعدتا خیابون فروشی نیست و متعلق به همه است. اگه پولی واسه تخصیص بهینه یک منبع محدود گرفته می شه، باید صرف توسعه اون منبع محدود بشه.
حامد - November 7, 2008 11:09 AM
یک نفر :
یک مثال جالب دستگاههای خودپرداز است. اوایل که کارتهای بانکی و دستگاههای خودپرداز راه افتاده بود برای مردم جالب بود و پای هر دستگاهی میرسیدند کارتشان را میگذاشتند و موجودیشان را میگرفتند. این باعث میشد سرمایهگذاری که برای شتاب شده بود صرف بازی مردم شود. برای کنترل این رفتار کارمزدی صد تومانی برای آگاهی از موجودی حساب از طریق خودپردازی غیر از خودپرداز بانک صاحب حساب گذاشتند. به طرز عجیبی مراجعات کاهش یافت.
یک نفر - November 7, 2008 07:27 PM
مسعود :
تا آنجا که من می بینم، همیشه در برابر دستگاه های عابر بانک صف است. اگر هم صف نباشد یعنی دستگاه خراب است یا پول ندارد.
اگر وافعا آمار صحیحی از این موضوع دارید لطفا ارائه نمایید.
توجه کنید از وقتی که سود بانک ها به صورت دستوری از طرف دولت کم شد حرکت های اینچنینی (به زعم من در پوشش توجیهاتی نظیر کنترل رفتار مصرف کننده) از سوی بانک ها زیاد شده است. نمونه دیگرش اینکه برای حساب عابر بانک شما یک حداقل موجودی در نظر گرفته اند و شما نمی توانید پول خود را از حسابتان تا آخر بردارید. از طرف دیگر این نوع حساب عابر بانک ها اکثرا از نوع سرمایه گذاری بدون سود هستند و بابت حقوق کارمندان استفاده می شوند و کارمندان نمیتوانند حساب خود را ببندند. بنابر این مثل این است که هر فرد علاوه بر مبلغی که بابت تهیه عابر بانک پرداخت کرده است و علاوه بر سودی که به بانک بابت حسابش می رساند، مبلغی نیز به خاطر حداقل موجودی اش همیشه به بانک داده است! اگر این مبالغ را ضربدر تعداد میلیونی دارندگان عابر بانک کنیدرقم قابل توجهی خواهد شد.
راستی یادم رفت بگویم، وقتی 100 تومان از حساب شما کسر شود به معنی این است که دیگر نمی توانید 5000 تومان را از حسابتان توسط سیستم عابر بانک بردارید. چون اکثر باجه ها اسکناس های 5000 تومانی دارند...
مسعود - November 8, 2008 09:45 AM
:
To Anonymous, Nov 4, 10:57 AM
Hamed is talking about universities in some European countries. In North American
universities, (undergraduate) students tuition is the second main source of revenue for the university (after donations).
You have to pay an annual $40,000 as tuition to get the Harvard experience, but only 500 Euros in a semester is enough to get you into a public German university. This amount of money is certainly affordable by many, and only discourages the ones who value what they expect to get out of university (including all the “non-academic” aspects you mentioned) even less than 500 Euros per semester.
Anonymous - November 8, 2008 10:40 AM
:
به موضوع ظریفی اشاره کردید که دراصل موضوع با شما اختلاف نظر ندارم.
دلیل این تفکر یا انتظار در میان توده مردم اینست که اطلاع رسانی در مورد زندگی شهر نشینی کافی نیست. تلویزیون های کنترل شده در نظام سیاسی ایران این فضا را ایجاد نمیکنند تا در این گونه مسائل بحث و گفتگو شود. در یک نظام سیاسی اجتماعی سالم، احزاب وجود دارد، سندیکاهای کارگری و کارمندی یافت میشود، نماینده گان مجلس وکلای واقعی مردم هستند که با انتخاب آنها به قانونگذاری راه یافته اند و جامعه بر اساس سیاست منسجمی به پیش میرود.
در چنین سیستمی مطبوعات آزاد که نبض جامعه محسوب میشوند هر خطایی را بزیر ذره بین برده و وسائط ارتباط جمعی سمعی و بصری نیز در شناسایی چالشها و ارائه نسخه های لازم نقش بسزائی دارند. همه این امور باعث میشوند که روابط دولت و مردم بر پایه ای کاملن متفاوت از آنچه که در ایران امروز میگذرد بنا شود.
وقتی حکومت خود را در مقابل مردم پاسخگو نداند و قدرت خود را بر پایه دلارهای نفتی که ثروت بی چون چرای این ملت است استوار کند، مردم دلزده میشوند و هر پولی که برای تسهیل و نگهداری سرویسهای شهری از طرف دولت طلب شود، در نظر آنها ناحق و زور جلوه میکند.
در وبگردی شبانه به دنبال بحث فریدمن بودم که از سایت شما سر درآوردم و برخی دیگر از نوشته هایتان را نیز خواندم.
پیروز باشید
Anonymous - November 14, 2008 02:17 AM
آرش :
فقط چند تا نکتهدر مخالفت با شما یکی این که دولت ایران در مقابل پولی که ازمن میگیره هیچ پاسخگویی نداره و مکانیزمی هم نداره 2 اگه یه جای دیگه ول مالیا از همه چی می گیرن مردمش حق دارن اعتراض کنن به شیوه خرجش ما کی تونستیم جلو ول خرجی دولت تو لبنان و فلسطسنو عراق رو بگیری و چه نتیجه ای داشته 3 تو ایران هم همه این پولا از راه های دیگه از مردم گرفته میشه مثل فروختن ماشین 50 سا قبل به قیمت بنز اخرین سیستم به روزو خط تلفن همراه و این حرفا که هیچ استانداردی هم نداره
آرش - November 17, 2008 03:54 PM
آرش :
موضوع بعدی اینه که پولی که من میدم نصیب کی میشه؟ سما میدونین؟ به نظر شما این پول و همه پولایی که تا حالا تو سیستم بوده با توجه به لیاقت تقسیم شده؟ 5 مگه پرداخت حقوق تو ایران مثل بقیه کشور ها(ساعتی 6 -7 -8 دلار حداقل) هست؟ 6 فرصت های پول در اوردن تو ایران با بقیه کشور ها قابل مقایسه نیست و یه روز به علت یه موضع گیری سیاسی و تحریم بعدی ممکنه هزار تا صنعت از بین بره ولی هیچ کی پاسخگو نیست نتیجه ای که من میگیرم اینه که یارانه ای که در ظاهر داده میشه می تونه یه قسمتی از این مشکلات رو بپوشونه و دولت یه چیزی هم بده کار میشه
آرش - November 17, 2008 04:02 PM
:
شما فکر می کنید دولت ما چه کسانی هستند دولت خود ما مردمیم .
سینا جان اگه از نظر شما ایران از نظر اقتصادی بدور از کشورهای دیگر است :اول اینکه ما 30ساله که انقلاب کردیم بعداز اون هزار مشکل دیگه ما تازه داریم خودمونو پیدا می کنیم.دوم اینکه چرا خودتون به جای شعارهای پوچ به اقتصاد ایران کمک نمی کنید که از بقیه کشورها عقب باشه.
خواهش میکنم به جای حرف زدن سعی کنید عمل کنید.
Anonymous - May 14, 2009 09:44 AM
:
شما فکر می کنید دولت ما چه کسانی هستند دولت خود ما مردمیم .
سینا جان اگه از نظر شما ایران از نظر اقتصادی بدور از کشورهای دیگر است :اول اینکه ما 30ساله که انقلاب کردیم بعداز اون هزار مشکل دیگه ما تازه داریم خودمونو پیدا می کنیم.دوم اینکه چرا خودتون به جای شعارهای پوچ به اقتصاد ایران کمک نمی کنید که از بقیه کشورها عقب باشه.
خواهش میکنم به جای حرف زدن سعی کنید عمل کنید.
Anonymous - May 14, 2009 09:45 AM
:
شما فکر می کنید دولت ما چه کسانی هستند دولت خود ما مردمیم .
سینا جان اگه از نظر شما ایران از نظر اقتصادی بدور از کشورهای دیگر است :اول اینکه ما 30ساله که انقلاب کردیم بعداز اون هزار مشکل دیگه ما تازه داریم خودمونو پیدا می کنیم.دوم اینکه چرا خودتون به جای شعارهای پوچ به اقتصاد ایران کمک نمی کنید که از بقیه کشورها عقب باشه.
خواهش میکنم به جای حرف زدن سعی کنید عمل کنید.
Anonymous - May 14, 2009 09:47 AM