« کاتین | صفحه اول | نظریه بازی‌ها و انرژی »

15 آذر 87

تجاربی از یک همایش

احتمالا دوستان زیادی از موضع شدیدن منفی من نسبت به تحصیل (و نه پژوهش) در رشته‌های میان‌رشته‌ای اطلاع دارند. منطقم هم به طور خلاصه این است که آموزش این رشته‌ها ملغمه‌ای است از مباحث مختلف که هیچ کدام عمق لازم را پیدا نمی‌کند و وقتی کسی پس از تحصیل رشته مشغول به کار پِژوهشی می‌شود ابزارها/روی‌کردهای پیچیده‌ای را به کار می‌گیرد که صرفا در حد مقدمات با آن آشنا است و در نتیجه در بسیاری اوقات کارش بسیار ضعیف و دارای خطاهای فراوان خواهد بود.

این هفته در یک کنفرانس مربوط به جمعیت‌شناسی و مهاجرت بودم. کمی روی این حوزه متمرکز شده‌ام تا مقاله "اختیار مهاجرت و انباشت سرمایه انسانی" را جلو ببرم (بر خلاف انتظارم این مقاله تفریحی مورد استقبال چند نفر آدم معروف قرار گرفت و من هم تصمیم گرفتم خیلی جدی رویش کار کنم). راستش در ایران کارهای جمعیت‌شناسی دیده بودم و آن‌ها را بسیار ابتدایی و ضعیف یافته بودم ولی آن‌را به شرایط ایران ربط داده بودم. متاسفانه در این همایش دقیقا مقاله‌ها و نظراتی شنیدم که تکرار کننده همان خاطرات بود. گوشه‌هایی را نقل می‌کنم.

1) این مقاله را چند نفر از چند مرکز مهم نوشته بودند. ایده این بود که از طریق نگاه کردن به جمعیت و مساحت کشور مقصد و مبدا نرخ مهاجرت را پیش‌‌بینی کنند. برای این کار از مدل بسیار قدیمی جاذبه استفاده کرده و فقط توان جمعیت را متغیر گرفته بودند و نهایتا دیده بودند که برخی متغیرها معنی‌دار و برخی غیرمعنی‌دار هستند. (چند اسلاید آخر فایل مال این مقاله نیست).

کامنت من به ارائه‌دهنده: اولا لازم است یک مدل تئوریک بسازید که رابطه بین جمعیت و مساحت و مهاجرت را توضیح دهد. تا جایی که من یادم هست جمعیت از یک طرف پراکسی اقتصاد مقیاس است و از طرف دیگر اگر بر مساحت تقسیم شود شاخص چگالی جمعیت است که خودش پراکسی از محدودیت منابع است. لذا جمعیت در دو جهت متضاد اثر دارد. بدون یک مدل تئوریک ساده ما نمی توانیم از یک رگرسیون ابتدایی چیز زیادی نتیجه بگیریم. مضاف بر آن و مهم‌تر این‌که شما بسیاری از متغیرهای کلیدی در مهاجرت مثل تفاوت دست‌مزد یا تفاوت شاخص کیفیت زندگی و متغیر موهومی مهاجرپذیر بودن کشور مقصد را در رگرسیون وارد نکرده‌اید و جمعیت احتمالا دارد برخی از این متغیرها را نمایندگی می‌کند. اگر این متغیرهای کلیدی را وارد مدل کنید چه بسا معنی‌دار بودن و اندازه ضریب متغیر جمعیت بسیار تغییر کند.

پاسخ استاد: خب همه داده‌های من موجود است. شما می‌توانید به عنوان یک گسترش این کار بقیه را هم وارد کنید!

دو روز بعد سر ناهار من قضیه را برای استادانم تعریف کردم و دقایقی داشتیم به دوستمان می‌خندیدیم. چرا؟

در یک مقاله جدی امپریکال که مدل تئوریک خیلی پیچیده نداشته است هم‌واره بیم خطاهایی مثل متغیر حذف شده (Omitted Variable) و درون‌زایی یا خودگزینش (Endogeneity/Self Selection Bias) می‌رود. بنا براین محقق کلی تست اضافی انجام می‌دهد تا مطمئن باشد نتایجی که گزارش می‌کند در واقع مربوط به این متغیر است و نه اثرات دیگری که در نگاه اول ظاهر نمی‌شود. از جمله این‌که چندین تست پایداری (Robustness Test) را گزارش می‌کند که در آن تک تک توضیحات رقیبی که ممکن است به ذهن برسد را بررسی می‌کند و یا با اضافه کردن/کنترل متغیرهای دیگر از این که رابطه مشاهده شده به آن متغیر اولیه مد نظر مربوط بوده اطمینان بیش‌تری پیدا می‌کند. همه این کارها برای این است که احتمال گزارش نادرست را به حداقل برسانند (طبعا هیچ وقت صفر نمی شود). مثلا این مقاله را که من ام‌روز خواندم و واقعا لذت بردم را بخوانید و ببینید چه قدر تست انجام می‌دهد.

دلیل خنده طولانی ما هم این بود که این نوع تست‌های اضافی "توسعه" مقاله نیستند بل‌که جزیی الزامی برای علمی بودن نتایج است. به قول یکی از استادان اگر این طور باشد پس باید این مقاله ادواردو شوارتز که دو هفته پیش این‌جا ارائه کرد تبدیل به 15 تا مقاله شود چون تمام این گسترش‌ها در داخل آن آمده است.

خواستم تجاربی از مقاله‌های دیگر که تازه این مقاله پیش‌شان جایزه نوبل می‌گرفت را بنویسم که دیدم خیلی طولانی می‌شود. فقط یک موردش را بگویم که دوستان درصد ازدواج بین خارجی‌ها/داخلی‌ها در کشورهای مختلف اروپا را بررسی کرده و هی کشورهای مختلف را بر این اساس طبقه کرده و حرف‌هایی می‌زدند. در یکی دو اسلاید آخر بود که تازه یادشان افتاد که این درصد را باید بر درصد جمعیت خارجی در آن کشور تقسیم کنند تا راجع به یک شاخص معنی‌دار حرف بزنند. خوش‌حال هم بودند که رگرسیون نشان می‌دهد که هر قدر درصد جمعیت خارجی بیش‌تر باشد درصد ازدواج خارجی/داخلی از کل ازدواج‌ها هم بیش‌تر است!! غیب گفتی دوست من.

نتیجه‌گیری: آقا جان رشته‌های بین رشته‌ای مثل همین جمعیت‌شناسی و مطالعات شهری و مطالعات زنان و مطالعات توسعه خیلی مهم و جذاب هستند (من هم دوست دارم وقتی بزرگ شدم یا خلبان شوم یا جراح قلب و یا در یکی از این حوزه‌ها کار کنم) ولی جان من اول بروید در یک رشته حسابی پدر مادر دار و جدی و عبوس و سخت‌گیر و ریشه‌دار و فاقد ان‌جی‌او بازی و اکتیویسم و سازمان ملل و الخ (مثلا اقتصاد یا روان‌شناسی یا فلسفه تحلیلی یا آمار ریاضی) دکترا بگیرید و یک چند تا کار جدی تولید کنید و از آدم‌های مو از ماست بیرون‌کش این حوزه‌ها کتک فکری بخورید و آب‌بندی شوید بعد وارد تحقیق در حوزه‌های بین‌رشته‌ای شوید. آن وقت است که از ارتفاع خیلی بالا به موضوع (البته نه به آدم ها) نگاه می‌کنید و می‌توانید این حوزه‌ها را ده‌ها متر تکان دهید. حالا من این را یک روزی گفتم.



   نظرات

Esmaeel :

man 100% ba in paragraphe akhareton movafegham makhsosan ba in:
از آدم‌های مو از ماست بیرون‌کش این حوزه‌ها کتک فکری بخورید.

 

نسرین :

خب با توجه به همه پیش شرطهایی که آوردی حرفت درسته. یعنی اگه بخوای دهها متر جابجایی ایجاد کنی و عمیق بشی و ... ولی خب شریعتی توی کلاس ما همیشه می گفت بشر مدرن داره به سمتی میره که همه چیزو (هرچه بیشتر و متنوع تر و همگراتر) داشته باشه. البته این نقل به مضمونه ولی منظورش همین بود.
مثلن من واقعن دلم می خواد فمینیست اکتیویست آکادمیست و فیزیسیست بشم. و دیدم واقعن امکان داره. الان این برنامه های SIP
spevial individualized program
من حتا می تونم چند تا واحد نجوم هم پاس کنم.
مگه کلن قراره علم چند کیلومتر جابجا بشه؟ خب یه تعداد کمی هم برن جابجا کنند بسه دیگه.بذار بقیه حالشو ببرند.

 

داريوش :

برادر، پرهيز داشتم از اين‌که مستقيم وارد بحث شوم ولی می‌نویسم این را تا بعداً شفاهی درباره‌اش صحبت کنيم. من با کليت حرف‌ات موافق‌ام. يعنی دقت‌ورزی نظری بسيار لازم‌تر است تا غوطه‌خوردن در رشته‌های (و ميان-رشته‌-بازی‌های جذاب و پر هيجان)، اما نگاه‌ات فوق‌العاده نخبه‌گرا و از بالا-به-پايين است. گاهی اوقات حتی لحنی - تلويحاً - تحقيرگر هم دارد. خلاصه می‌کنم که اين موضع را بايد روشن و دقيق تقرير کنی. می‌شود بيشتر درباره‌اش حرف زد. ولی چنان‌که گفتم من از اساس با تو موافق‌ام که خيلی‌ها عادت به پخته‌خواری و «فست فود»ِ فکری کرده‌اند و تن به تازيانه‌ی انديشه‌ی انتقادی و جدی نمی‌دهند (اين خودِ من و شما را شامل نمی‌شود؟). اين آغاز را داشته باش تا بعد. f

 

علی شمس :

حامد جان سلام, به نظر من مقاله ی سست در هر حوزه ای وجود دارد و اساساً ربطی به بین رشته ای بودن و نبودن موضوع جندان ارتباطی ندارد. حوزه های بین رشته ای البته بیشتر پتانسیل کار سست دارند چرا که چارچوب های تحقیق هنوز در آنها جامد نشده. به نظر من کمی تند رفتی و با وجود اینکه مثالهایی که می زنی درست و به جا هستند, نمی تونی همچین نتیجه کیری داشته باشی.

 

مصدق :

به نظرم بهتر بود که ترجیحا بین Endogeneity و Self Selection Bias از "یا" استفاده نمی کردی. شاید به نظر برسه که این دو تا دقیقا یک مفهوم را در اقتصادسنجی دارن ولی به هیچ عنوان اینطور نیست و این دو پدیده دو مبحث کاملا متفاوت هستند.

 

واکنش :

الان در دو دانشگاه در ایران رشته ی ریاضی مالی ایجاد شده و سرفصلی که طراحی کردند و به تصویب وزارت علوم رسیده، ملغمه ای از ریاضیات و اقتصاد خرد و آمار و مکانیک آماریه. به نظر من اگر این برنامه اجرا شه، آدم های تربیت شده هرگز به هیچ دردی نمی خورند. تنها شاید به خاطر اسم این رشته کار پیدا کنن. از نظر من این رشته باید بر پایه ی ریاضیات از نوع فرایند تصادفی و معادلات دیفرانسیل تصادفی باشه و در کنارش دروس توصیفی از اقتصاد و آمار و برنامه نویسی چاشنیش بشه تا این افراد با تکیه به ریاضیاتی که یاد گرفتند در آینده و محیط کار هر چیزی اعم از اقتصاد، آمار و برنامه نویسی که بدان نیاز دارند یاد بگیرند. مهارت ریاضی ورزی چیزی نیست که آموختن آن را در طول دو سال بتوان با کارهای دیگر تقسیم کرد. گواه من این همه ریاضیدان مالی هستند که در جهان مشغول کارند.

 

سهیل س :

خواستم در جواب یک کامنت که گفته شد:
مگه کلن قراره علم چند کیلومتر جابجا بشه؟
جواب بدم: بسیار بسیار زیاد، و بعلاوه در حوزه های خیلی زیادی که هر کدومشون احتیاج به تخصص دارند (این خصوصا در علوم زیستی بارزه). کلا نیاز بالقوه به دانشمندها زیاد خواهد بود. برداشت من اینه که نیاز به تحصیلات تکمیلی رو به افزایشه و درصد آدم های یک جامعه که دانشمند باشند، روز بروز رشد می کنه (بر حسب نیاز و نه تورم فارق التحصیل ها).

 

سهیل س :

آیا فیزیک از روانشناسی علم تر نیست؟

یا اینکه پسوند علم داشته باشند(مثل علوم اجتماعی) کافیه برای جدی / اصیل بودن؟ (بقول تو حسابی پدر مادر دار و جدی و عبوس و سخت‌گیر و ریشه‌دار بودن)

اگر این قضیه ی اصالت نسبی باشه، آیا فیزیک و ریاضی از همه علم تر نیستند؟

 

محمد :

از قلم افتادن جامعه شناسی به عنوان یک رشته عبوس و سخت‌گیر و ریشه‌د به حساب شتاب نوشتن گذاشته می شود. در ضمن این رشته ها اغلب پدر داشته اند تا مادر!

 

پرستو :

خب بستگي به هدف ها و انگيزه هاي آدم ها داره. شايد يكي هدفش اين باشه كه حوزه هايي از علم رو "ده ها متر جلو ببره" يكي ديگه بخواد چيزكي ياد بگيره براي اين كه توي اكتيويسم بهتر "بازي" كنه. تو كه آدم ليبرالي هستي..

 

:

سلام. حامد جان از این یاد داشتت خیلی لذت برد. اما آیا شما جمعیت شناسی را دانشی بین رشته ای فرض کردید؟

 

علیرضا :

سلام:
نتیجه اخلاقی پاراگراف آخر: کتک استاد گله هر کی نخوره .... .

 

:

Man be tore kolli ba mazmoone neveshte'at mokhalefam.
Research Method tu har reshte'ee agar eshtebah be kar bere ya zaeef bashe be natayeje khandeadr khatm mishe!
Az een maghalehaye khandedar masalan tu dandoonpezeshki ham didam! ba eeb hesab labod dandoon pezeshkha ham bayad avval bian Amare Zisti bekhoonan ke pedar madar dar bashe, baad beran dentistry bekhoonan!

Be alave tahghigh dar reshtehayi mesle eghtesad ya ravanshenasi mesle een mimoone ke ye chah ro hey amigh koni, amma yeki ham bayad bashe een chah ha ro be ham mortabet kone. een kare reshtehaye interdisciplinary-e.

Osoolan maghalat dar reshtehaye interdisciplinary hatta agar az nazar research method va test-ha va ... zaeef bashan, baz ham momkene betoonan arzeshmand bashand. Chon ye maghaleye zaeef ke ye mozooee dar ravanshenasi ro be ye mozooee dar , finance mortabet mikone, mitoone baese ijade jarraghe'ee dar zehne ye motakhasese finance ya ravanshenasi beshe ke "e! pas baazia ham eenjoori be ghazie negah mikonand!" baad oon motakhases-ha mitoonand tahghigahte pedar madar dar anjam bedan tu field-e khodeshoon.

Pas az maghaleha va pajoohesh tu reshtehaye interdisciplinary karkardihayi tavagho mire ke motafavet az reshtehaye tak discipline. Banabar een meyarhaye ghezavatemoon darbareye maghalat ham bayad ba tavajoh be karkard bashe. (albatte shayad baazi az maghalat hatta hamin karkarde haddeaghali ro ham nadashte bashan va be tore kolli ashghal bashan! amma be har hal een karkard noketeye mohemmie ke bayad behesh tavajoh kard)

Shakki ham nist ke maghalehaye ghavi va ba motakki be estefadeye dorost az test-ha, statistics, math, va research method ham bayad dar reshtehaye interdisciplinary ta oonja ke momkene morede tavajoh gharar begirand.

(PS: dar zemn az manzare falsafeye elm ke tu elm boodan eghtesad va be khosoos ravanshenasi badjoori shak o tardid hast! vali varede een bahs nemishim ;) )

 

:

تازه باهاتون آشنا شدم از همون ماجرای کاغذ پرینت شده گوشه کابینت اینبار سر جستجو در مورد ارائه پاورپوینت
اونهم خوب بود
ببخشید دیگه کمی از تاریخ عقبم
موفق باشید

 

   ارسال نظر:

لطفن کدهای زیر را وارد کنید

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007