« اسلایدهای همایش مدیریت و مقاله منابع پایان پذیر | صفحه اول | آپشن سفر »

30 آذر 87

نفرین منابع؟

با وجود همه ادبیاتی که راجع به نفرین (Resource Curse) منابع هست من تمایل دارم تا به برخی نتیجه گیری ها از این فرضیه حداقل در سطح منطقه خودمان باور نداشته باشم. نفرین منابع می گوید کشورهایی که دارای منابع طبیعی فراوان (مثل نفت یا مس) هستند در مقایسه با کشورهایی با درآمد سرانه مشابه خودشان سطح پایین تری از توسعه یافتگی نیروی انسانی و نهادها دارند. این به نظرم چندان عجیب نیست. اگر کشور الف مجبور شده باشد تا با اتکا به صادرات و تولید به سطحی از درآمد سرانه برسد و کشور ب صرفا با فروش منابع طبیعی؛ احتمالا کشور الف مجبور بوده تا وضعیت خیلی خوبی در نهادها و نیروی انسانی داشته باشد تا بتواند این سطح از درآمد را تولید کند.

نکته ای که برای من کم تر قابل باور است ربط دادن وضعیت فعلی به داشتن منابع و به عبارت دیگر طرح این فرضیه است که "ما اگر نفت نداشتیم وضع مان به تر بود". این را من خیلی تردید دارم. مشاهداتی از منطقه خودمان باعث می شود تا این تردید را داشته باشم. توزیع نفت در بین کشورها تابع خصوصا زمین شناسی است که تقریبا هیچ ربطی به خصوصیات فرهنگی و نهادی و کشاورزی و غیره کشورها ندارد لذا اگر یک گروه از کشورها را در یک منطقه داشته باشیم که در یک دوره زمانی در برخی از آن ها نفت کشف شده و در برخی دیگر نه ؛ آن وقت می توانیم یک نمونه عالی از دو گروه دارای تفاوت در این متغیر داشته باشیم. شبیه به مفهومی که در روش Regression Discountinuity استفاده می شود.

درآمد سرانه فعلی کشورهای نفت خیر عرب (عربستان؛ کویت؛ امارات؛ عراق؛ قطر؛ لیبی و ...) را کشورهای هم سایه آن ها ولی بدون نفت قابل توجه (اردن؛ سوریه؛ یمن؛ مراکش؛ مصر؛ سودان و ...) مقایسه کنید. اینترنتم افتضاح است و نمی توانم عددهای مشخص تری ارائه کنم و یا کشورهای آسیای میانه را به لیست اضافه کنم ولی فکر کنم نمونه عرب ها گویا باشد.

در غیاب مازاد قابل توجه تولید شده در بخش هایی مثل صنعت و کشاورزی (ایران اواخر قاجار؛ افغانستان فعلی) کشور عقب مانده به لحاظ نهادها ممکن است در تله فقر قرار گیرد و تا مدت طولانی از آن بیرون نیاید. درآمد منابع طبیعی امکانات فراوانی برای سرمایه گذاری اولیه در نیروی انسانی؛ نهادهای مدرن؛ زیرساخت های فیزیکی (جاده و راه آهن و ...) و امنیت (ارتش) فراهم می کند که پایه رشد های بعدی (حتی بدون نیاز به درآمد منابع طبیعی) را ایجاد می کند.



   نظرات

بهمن :

منهم با شما موافقم که مسئله به این سادگی نیست و "نفرین منابع" نمیتواند به تنهائی ریشه همه بدبختیها باشد و یک بعدی نگری است آنها ئیکه اینرا میگویند. مسئله خیلی پیچیده تر است.

 

Navid :

ایران یک تفاوت عمده با کشورهای غیر نفت خیز منطقه داره اونهم پتانسیل بسیار زیاد ایران برای درآمد زائی از صنعت توریزم هست. نخست وزیر سابق مالزی اخیرا گفته بود که اگر اصفهان دست من بود براش درآمد بیشتر از درآمد سالانه ی نفت ایران می ساختم. شاید از این لحاظ بشه ایران با مصر و مالزی و ترکیه مقایسه کرد که تا حد زیادی وابسته به درآمد صنعت گردشگریشون هستند. به نظر من اگر نفت در ایران کسف نمی شد الآن ایران به سمت جذب توریست برای فرار از فقر پیش رفته بود.

 

:

به نظر من حرف شما تا حدودی درسته، یک حرف کلیشه‌ای دیگه که مدام گفته می‌شود این است که: "در کشورهایی که درآمد نفتی هنگفتی دارند، و عموماً درآمد نفت را دولت مصادره می‌کند، دولت نیازی به پاسخگویی و تسلیم شدن در برابر خواست‌های مردم نمی‌بیند.
وابستگی اقتصادی دولت به مردم در کشورهای غیرنفتی، سبب می‌شود که دولت خود را موظف بداند، خواسته‌های آن‌ها را اجرا کند و هماهنگ با تغییرات فکری آن‌ها پیش برود و تابع آن‌ها باشد، که در اقتصاد مبتنی بر نفت این امر وجود ندارد." که به نظر من، نمی‌توان به آسانی به این سخن اتکا کرد، چون معمولاً خواسته‌های جامعه در دولت (نفتی/غیرنفتی) تبلور و تجلی خود را می‌یابند و همین مقایسه‌ی کشورهای عربی، یا آسیای میانه یا مقایسه‌ی خود ما و افغانستان می‌تواند نظر ما را نسبت به این رای واقع‌بینانه‌تر کند.

با این وجود، مسائلی که درباره‌ی شروع تجدد و تجددگرایی در ایران مطرح شده هم، قبل از صادرشدن نفت و به وجودآمدن اقتصاد نفتی بوده است و نمی‌توان رابطه‌ی معناداری بین توسعه‌ی انسانی نفتی و مدرنیت در ایران یافت.
توسعه‌ی انسانی مبتنی بر نفت، سرعت رشد را افزایش می‌دهد، اما این رشد هم می‌تواند در جهت تجدد و هم می‌تواند در خلاف جهت تجدد باشد.
چنانچه جامعه‌‌ای بخواهد در تخالف با تجدد حرکت کند، نفت این خواسته‌ی او را نفی نمی‌کند، بلکه به آن سرعت نیز می‌بخشد.
بنابراین رشد زیرساخت‌ها، نیروی انسانی، نهادها و امنیت، به نظر من، لزوماً منجر به رشد در جهت تجدد نمی‌شود، بلکه می‌تواند به رشد گسترده در تخالف با تجدد هم بشود.

 

مهرناز :

در همین رابطه داشتم فکر می کردم اگر ایران از تجربه غرب که به این نتیجه رسیدن که مصرفگرایی داره منابع طبیعی رو از بین میبره و به سمت انرژی سبز رو آوردند استفاده کنه؛ یعنی به عبارت دیگراز اشتباه اونها یاد بگیره و تکرارش نکنه و از تکنولوژی سبزی که غرب بدست میاره استفاده کنه، چه بسا که جلو هم بیوفته. در واقع این عقب افتادگی در این مقطع به دردش می خوره تا اشتباه اونهایی که جلوتر ازش بودند رو تکرار نکنه.

 

مهرناز :

در همین رابطه داشتم فکر می کردم اگر ایران از تجربه غرب که به این نتیجه رسیدن که مصرفگرایی داره منابع طبیعی رو از بین میبره و به سمت انرژی سبز رو آوردند استفاده کنه؛ یعنی به عبارت دیگراز اشتباه اونها یاد بگیره و تکرارش نکنه و از تکنولوژی سبزی که غرب بدست میاره استفاده کنه، چه بسا که جلو هم بیوفته. در واقع این عقب افتادگی در این مقطع به دردش می خوره تا اشتباه اونهایی که جلوتر ازش بودند رو تکرار نکنه.

ببخشید اگر دوبار میفرستم. هیچ جا پیامی نمیاد که بگه پیامم رفته یا نه.

 

واکنش :

اگه نفت نداشتیم قطعا وضعمون بهتر نبود اما لااقل دلمون هم نمی‌سوخت که این همه ابزار توسعه داریم و استفاده نمی‌کنیم.

 

واکنش :

آقای Navid عزیز
من فکر نمی‌کنم به نسبت سایر کشورهای منطقه، ایران بتونه از توریسم درآمد سرانه‌ی بیشتری کسب کنه. اردن به عنوان یک کشور ۵ میلیونی داری یکی از عجایب ۷گانه‌است. عراق با وسعت و جمعیت کمتر دارای یکی از عجایب ۷ گانه و شهرهای قدیمی زیادیه(البته عراق نفتخیزه). کشورهای آسیای مرکزی هنوز بافت قدیمی سمرقند و بخارا و بلخ رو حفظ کردند، البته بیشتر به دلیل توسعه نیافتگی تا عقلانیت. مراکش و یمن و مصر و سوریه و تونس هم به نسبت جمعیت‌شون پتانسیل جذب توریسمشون زیاده. ایران استثنا نیست.

 

:

نفت يك ثروت خداداي است و نمي تواند بد باشد! مشكل دقيقاً از زماني ايجاد مي شود كه درآمدهاي نفتي به جاي سرمايه گذاري صرف هزينه هاي جاري مي شوند. اگر اين رسم در ايران پايه گذاري نشده بود، نامزدهاي انتخاباتي قول آوردن پول نفت را سرسفره ملت(!) نمي دادند. يك زماني در اين مملكت نادر شاه افشار، قانون "يا سر يا ماليات" را وضع و با شدت هر چه تمامتر اجرا مي كرد(خوب يا بدش بكنار)، الان كار به جايي رسيده كه وقتي مجلس اجراي قانون ماليات بر ارزش افزوده را به دولت تكليف مي كند، زرگر جماعت ( كه هميشه عادت كرده اند لاي پر قو بخوابند) قهر مي كنند(!) و به همين سادگي اجراي يك قانون منتفي ميشود. اين اتفاق فقط در يك جامعه نفت زده و نفرين شده مي تواند بيفتد. نفرين واقعي نفت همين است

 

بابک :

حامد عزیز اول از همه باید بگم من خوب متوجه جمع بندی آخر مطلبت نشد. اما به هر درسته که این حرف درسته که ما الزاما به علت نفرین منابع به یمشکل مواجهه نشدیم ولی این نفت سبب خیلی از اتفاقات تو کشور شده، نمی تونیم منکر این بشیم که عدم توسعه سیاسی کشور به علت نفت هستش، و به نظرم همین عدم توسعه یافتگی سیاسی هم هستش که داره مانع توسعه اقتصادی میشه. پس این نفت رو لطفا دست کم نگیر!!

حامد: بابک جان من کاملا متوجه نکته ات هستم ولی می خواهم به این نکته هم تذکر بدهم که این هم به صورت پیشینی بدیهی نیست که اگر نفت نبود ما لزوما همین سطح از درآمد سرانه را هم داشتیم.

 

آيدين ك :

مردمان خاورميانه به خصوص ايراني ها در برابر طبيعت و ديگر اتفاقات تسليم هستند و معمولا اين را به ماوراء الطبيعه نسبت مي دهند.

 

مریم :

سلام
من این وبلاگ رو اولین باره میبینم. خیلی خوبه

 

سعید :

با پارا گراف دوم زیاد موافق نیستم.
بدیهی است که نفت تابع شرایط فرهنگی نیست. اما شرایط اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی تابعی از درآمد بدون پاسخگویی و نا شفاف و نوسانی نفت هست.

یک اشاره کوتاه می کنم که خودت تا آخرش را میدانی :
کشف نفت - در آمد های کوتاه مدت سلطان - مهاجرت مردمروستایی و عشایر برای کار در صنعت نفت - پیدایش یک فرهنگ جدید - رقابت سیاسی برای استفاده از منابع نفت.

بی نیازی دولت به پول مالیات و ایجاد شکاف بین مردم و حاکمیت.

حامد: سعید جان بحث من تاثیر روی فرهنگ و نهادها نبود. در آزمایش تجربی وقتی می خواهی تاثیر یک عامل را بسنجی آن عامل باید مستقل از بقیه متغیرها باشد و گرنه دچار خطاهای اقتصادسنجی می شوی. مستقل بودن توزیع نفت در خاورمیانه از شرایط فرهنگی اجتماعی خیالمان را راحت می کند که این شوک تصادفی بوده و لذا حالا می توانیم دو گروه نفت خیز و غیر نفتی در همان منطقه را به لحاظ درآمد سرانه مقایسه کنیم و ببینیم که کشورهای نفتی درآمد سرانه های خیلی بالاتر دارند.

 

سعید :

ای کاش یک تحقیقات دانشگاهی یا همچین چیزی چاشنی این موضوع می کردی ببینیم یافته های قبلی بر چه دلالت دارند.
آخه این موضوع زیاد درباره اش نوشته شده. اما مستند و تحلیلی کم دیدم.

 

منصور :

مساله نفرین منابع و ادبیات آن یکی از رویکردهای توضیح عقب ماندگی کشورهای دارای منابع فراوان طبیعی است که شواهد زیادی برای تایید آن می توان ارائه کرد. یک مثال ساده برای توضیح این پدیده، دو نفر با شرایط و قابلیت های کاملا یکسان(مثلا دو برادر) را در یک مقطع زمانی مثلا 18 سالگی در نظر بگیرید که در واقع یک سن سرنوشت ساز برای تعیین مسیر کلی زندگی است. حال به یکی از آنها ثروت بسیار بالا بدون زحمت بدهید و بعد از ده سال دوباره قابلیت ها و برتری های فردی آنها را بررسی کنید. از لحاظ آماری احتمال کسب قابلیت ها و مزیت های فردی که این ثروت را به او داده اید خیلی پایین تر از فردی است که بر اساس تلاش خودش به موفقیت رسیده. نکته جالب اینکه میزان استفاده غیر بهینه از ثروت باد آورده بستگی به سطح ادراک اولیه فرد از لزوم سرمایه گذاری بر قابلیت های فردی دارد. مثلا در مورد کشور نروژ بعضا گفته می شود چون مقطع زمانی که شروع کرد به استخراج نفت به سطح خوبی از توسعه نهادها و ادراک در زمینه نحوه استفاده از منابع رسیده بود و نفت یک محرک توسعه شد ولی در کشورهای نفتی در حال توسعه زمانی نفت را پیدا کردند که فقط به فکر روش مصرف آن بودند و نتیجه جز پسرفت چیزی نبود.
حامد: مثال شهودی ساده شما ناقص است. این همان چیزی بود که من با مثال کشورهای عربی سعی کردم نشان دهم. کشورهای عربی با شرایط مشابهی شروع کردند ولی کشورهایی که نفت دارند درآمد سرانه به مراتب بالاتر از برادران و هم سایگان غیر نفتی شان دارند.

مشکل مثال شما (و سوء برداشتی که من سعی کردم در این پست به آن بپردازم) این است که برادر ثروت مند ممکن است به خاطر پول زیادی که دارد بتواند از هاروارد فوق لیسانس بگیرد ولی برادر فقیرتر نتواند حتی خرج تحصیل در دانش گاه دولتی ایران را تامین کند. لذا ده سال بعد گر چه برادر فقیرتر سخت کوش تر بوده ولی برادر ثروت مند به خاطر ثروت اولیه توانسته به نوعی از سرمایه انسانی و فیزیکی دست یابد که او را در سطحی بسیار بالاتر قرار دهد.

جمع بندی کنم که مثال شما فقط یک بعد (تنبلی و سخت کوشی) را نگاه می کند ولی اثر خود ثروت را حذف می کند. مثال کشورهای عربی (و هم چنین کشورهای نفت خیز و معدن دار آسیای میانه و امریکای لاتین) نشان می دهد که برادر نازپرورده به خاطر این ثروت اولیه تا سال ها وضعش به تر از آن یکی برادر است.

 

منصور :

البته اینکه برادر ثروت مند تصمیم بگیرد با پولش از اکسفورد پذیرش بگیرد و روی خودش سرمایه گذاری کند جای تردید است و به نگاه راهبردی او و فضای رقابتی جامعه بستگی دارد. در بسیاری موارد این پول خرج نیازهای کوتاه مدت می شود که نه تنها قابلیتی برای فرد ایجاد نمی کند بلکه به تنبل شدن کمک می کند. البته در مورد اختلاف سطح توسعه یافتگی کشورهای عربی می توان توضیحات دقیق تری ارائه کرد.

 

حمزه :

با سلام و خسته نباشید
یک سوال داشتم : شما که در زمینه اقتصاد و مدیرت مالی صاحبنظر هستید . نظرتان راجع به سرمایه گذاری در network marketing چیست.
به من مثل خیلی از جوانهای ایرانی پیشنهاد سرمایه گذاری در این زمینه شده است. موقعیت وسوسه انگیز هم است. سود سالانه 96% را برای من و امسال من پیشنهاد داده اند.
آدرس شرکت مورد نظر
www.plninterest.com
لطفا در این زمینه اگر وقت دارید برای من و دیکگر هموطنانتان بیان کنید. با تشکر.
این مساله خیلی فوری و فوتی است.
با تشکر

 

بابک :

مرسی از جوابی که دادی، ممنون از کامنتی که رو کامنتم دادی!!!
در ضمن این مقاله ای رو که قراره تو دانشکده ارائه کنی هنوز نخوندم!!و فکرم نمی کنم با این وضع درس ها بشه بخونمش! اما میام تا هم ببینمت، هم اینکه شاید تو جلسه ارائه چیزی دستگیرم بشه.آقا دوستان شدید بر روی برنامه یک شنبه شما تبلیغ می کنند!دارن پارتی بازی می کنن، هم دانشکده رو بیشتر تحویل دارن میگیرن.

 

بابک :

منظورم هم دانشکده ای بود!!

 

امیرحسین صادقی :

درموردنفرین منابع باید بگویم درست است که کشورهای نفت خیزویا کلی ترکشورهای خام فروش دچاربیماری هلندی هستند اما همه این کشورها اینطورنیستندمثلا انگلستان نروژوحتی هلند دارای ذخائرنفتی هستندولی آنها کشورهای پیشرفته ای هستندوبه نظرمن بیشترمشکل به بافت مدیریتی کشورها برمی گردد.این کشورها قالبا تصورمی کنند واقعا ثروتمندهستند ولی این ثروت نیست بکه رانت است.دراصل این کشوربدلیل سومدیریت اقتصادشان دردست کشورهای دیگراست .شما ببینیدکشورهای غربی دریک موقع قیمت نفت را برای تضمین عرضه درآینده بالا می برند نفت فروشان احساس پول داری می کنند وقتی غرب به رکود می رود وقیمت نفت یا پایین می آیدیا پایینش می آورندآه ناله شان بالا می رود این یعنی چه یک نوع استعماراست دیگر.به قول دکترطبیبیان درکنفرانش درآمدهای نفتی واشتغال دردانشگاه آزادخمینی شهروقتی قیمت نفت بالا می رود اولین اتفاق این است که مدیران خودرای می شوندواز مشاوره گرفتن از دانشمندان معاف می کنند وبعد هرکاری دلشان می خواهد می کنند.
پس بهتراست بگوییم مدیران نفرین شده نه منابع نفرین شده .هرچه ازدوست رسدنیکواست

 

غریبه :

سلام
من از دوستانی که معتقدند عدم توسعه سیاسی ناشی از نفت است خواهش میکنم استدلال معتبر برای حمایت از مدعا ارائه کنند.ملن مقایسه کنند چرا عدم توسعه سیاسی را به باهوشی افراد جامعه یا به توانایی و مهارت بالای اقلی از افراد در کنترل اکثریت افراد جامعه ربط نمی دهند؟
همچنین چرا در مورد توسعه سیاسی بجای محور قرار دادن موضوع قدرت باید نفت را محور قرار داد؟ مگر قبل از کشف و بهره برداری منابع نفتی حتی مختصر نشانه ای از یک مدل سیاسی در حال پیشرفت قابل ردیابی است؟_ که کشف نفت ان را منحرف یا متوقف کرده باشد؟
اگر کسی ادعا کند که اتفاقن وجود نفت و منابع نفتی باعث سرعت گرفتن و افزایش روابط بین المللی و از ان طریق شیوع اندیشه های نو و همینطور تقویت ارتباطات علمی واجتماعی در ایران شد چگونه میتوان نظر وی را رد کرد؟

 

سينا :

با سلام و آرزوي موفقيت
مقاله اي با عنواني شبيه از دكتر طبيبيان در سايت رستاك ديده بودم كه خيلي مفصل بود

 

بابک :

دوست عزیز که با عنوان غریبه اومدی و نظر دادی. فکر کنم یکی از کسانی که باید توضیح بده من هستم.
هیچ چیز ضعیف تر از این نیست که بخواهیم دلیل توسعه نیافتگی سیاسی رو فقط نفت بدونیم، خیلی چیزای دیگر تاثیر کذار هستش. اما نفت نقش بسیار تاثیر گذاری رو داره.
البته این قدرتی رو هم که تو میگی به نظر من به دلیل نفت هستش که بوجود اومده.
من با اینکه همیشه نسبت به مشروطه و ملی شدن صنعت نفت با تردید نگاه کردم ولی می تونیم یکی از حرکت های توسعه یافتگی سیاسی رو جنبش مشروطه دونست.
از طرف دیگه مگه چند ساله که توسعه یافتگی سیاسی در کشورهای خاورمیانه شروع شده که ما بتونیم به قیل از اکتشاف نفت ارجاع بدیم؟
یک نکته دیگه هم اینکه جریان های روشنفکری در ایران بعد از بازگشت دانش آموختگانی که فتحعلی شاه به فرانسه فرستاده بود شروع شد و وقتی که دارالفنون راه افتاد، نه اینکه نفت در ایران کشف شد.
همین نفت هستش که باعث شده دولت بخواد یارانه نقدی بده و بیشتر از قبل مردم رو به خودش وابسته کنه و این یعنی همون قدرتی که گفتی.
این نظر من بود مطمئنا بهش ایراد هم وارده. ممنون که نظر دادی، خوشحال میشم جوابتو بدونم

 

بابک :

دوست عزیز غریبه. فکر می کنم یکی از کسانی که باید جواب بده من هستم. اول از همه که ممنون نظرات رو خوندی.
این خیلی ساده اندیشانه هستش که بخواهیم تنها دلیل عدم توسعه یافتگی سیاسی رو نفت بدونیم. ولی نفت نقش مهمی رو توی این مساله بازی می کنه. همین قدرتی که تو ازش حرف زدی، زاییده ی همین نفت هستش و نفت داره این قدرت را تقویت می کنه. یه چیز جالب، ببین هر وقت قیمت نفت کاهش پیدا کرده روند توسعه سیاسی تو کشور ما سریع تر شده(نیاز به بررسی بیشتر داره).
با اینکه مشروطه و ملی شدن صنعتی نفت برای من همیشه با تردید همراه بوده ولی جنبش مشروطه دقیقا زمانی اتفاق افتاد که خبری از نفت نبود، ما می تونیم مشروطه رو یک جنبش در جهت توسعه یافتگی سیاسی بدونیم. از طرف دیگه توسعه یافتگی سیاسی کشور همراه با جریان روشنفکری بود که دانش آموختگان از فرهنگ برگشته در کشور راه انداختند. پس زمان آشنایی ما با جریانات فکری غرب فرستادن دانش آموزان به فرنگ و راه اندازی دارالفنون و ترجمه کتاب های غربی بود نه اکتشاف چا های نفت.
مثلا شما طرح تحول رو ببین، چون دولت نفت داره به پشتوانه اون می خواد یارانه ها رو نقدی کنه، این مساله وابستگی مردم به دولت رو افزایش می ده و این همون قدرت هستش که بهش اشاره کرده.
این جواب من بود، دلیلی هم نداره درست باشه، خوشحال میشم نظرت رو بدونم و البته این موضوع دامنه اش خیلی وسیع تر از این هستش

 

بابک :

کامنت رو نشون نمیداد من فکر کردم نیومده، دوبار نوشتم!!

 

فرمان :

حامد جان این مساله را بیش از حد ساده کردی. پارامترهای دیگری هم دخیل هستند که در اینجا ذکر نکردی. بنابراین به نظر من نتیجه گیری که کردی خیلی عجولانه و نادقیق است.

 

امیرحسین صادقی :

دوست غریبه شما می وتنوانیدمقاله دکترطبیبیان وسخنرانی دکترمردوخی درانجمن اقتصاددانان ایران را دروبلاگ من به آدرس amirhs914.blogfa.comبخوانی اساتیدمذکوربخوبی توضیح داده اند که چگونه این امرموجب عدم توسعه سیاسی می شود ولی بایدبگویم که روابطدرعرصه علوم انسانی بسیارپیچیده است وما شاید نتوانیم تمام متغیرهای توضیحی را واردمدل مان بکنیم وما هم ادعا نداریم که نفت توسعه نیافتگی را توضیح می دهد همان طورکه نداشتنش هم توضیح نمی دهد

 

کیوان :

اینکه فکر کنیم بدون نفت وضعیتمون بهتر میبود چندان معتبر نیست. ولی اینکه نفت مسبب عدم توسعه یافتگی سیاسی و اقتصادی در بسیاری از کشورهای وابسته به نفت شده به نظر من ساپورت علمی قابل توجهی داره. در مورد تفاوتهای مشاهده شده در رشد اقتصادی کشورهای صادرکننده نفت هم تحقیق های خیلی زیادی وجود داره که به طور خاص در حوزه institutional economics خیلی به این موضوع پرداخته شده. اما در مورد مثالی که زدی ترجیح میدم که کمی داده های موجود و نتیجه اقتصادسنجی رو ببینم و بعد نظر بدم. به نظرم عجیب میاد که این مسئله از دید این همه محقق برجسته در این حوزه دور مونده باشه و به راحتی از کنارش رد شده باشن.

 

واکنش :

با عرض معذرت از حامد قدوسی. می‌دونم که کار خوبی نیست که جای شما جواب برخی کامنت‌ها رو بدم. اما گاهی نمی‌تونم جلوی خودم رو بگیرم.
کیوان عزیز؛ حرف شما کاملا درست است. کشور‌های صادرکننده‌ی نفت مشکلات اقتصاد کلان بسیاری دارند. از نظر آماری داشتن نفت و توسعه نیافتگی اقتصادی، فرهنگی و ... همبستگی خیلی زیادی دارند. اما توجه کنید که همبستگی آماری نشان‌دهنده‌ی هیچ نوع رابطه‌ی علت و معلولی نیست. گاهی اوقات تنها یک تصادف ساده باعث شده که داده‌های آماری همبستگی زیادی را نشان دهد. مثلا اگر در اروپا این تحقیق انجام شود، توسعه‌ی اقتصادی کشورهای اروپایی نفت‌خیز، بسیار بیشتر از سایرین است. در حالی که در خاورمیانه این‌طور نیست. شاید این موقعیت فرهنگی کشور‌های خاورمیانه است که باعث عدم توسعه یافتگی آن‌ها در بعضی زمینه‌ها شده است و نه نفت‌خیز بودنشان. نفت خیز بودنشان یک اتفاق مستقل است که رخ داده است و آن‌ها به طور اتفاقی به صادرکنندگان نفت تبدیل شده‌اند.

 

الاله :

این مسلمه که درامد ناشی از صادرات نفت باید برای نیروی انسانی سرمایه گذاری بشه اما اولین منابعی که نیروی انسانی رو جذب و براون سرمایه گذاری میکنن ادارات و سازمان ها هستند که باتوجه به فساد اداری که ما در ایران شاهدش هستیم(یعنی دومین کشور در دنیا)چنین چیزی عملا امکان پذیر نیست!بعدهم مطمئنا اگر منابع نفتی ایران کشف نشده بود وضعیت ما بهتر از این نبود
واما در مورد صنعت توریسم باید یاداوری کنم که این مبحث وابسته به خیلی فاکتورهاست تا چرخه ی درستی داشته باشه که از مهمترین اونها سیاست و روابط کشور با سایر کشورهاست...

 

صادق الحسینی :

به قول حامد به عنوان حافظ منافع نفرین منابع سکوتم در مورد این هتک حرمت عمیق خیلی زیاد بوده!
ولی سرم شلوغ بود و وقت کافی نداشتم.
به هر حال چند نکته
1- اول که حامد همانطور که حضوری هم بهت گفتم از کامنت ها پیداست که دوستان متوجه قضیه نیستند. بنابراین خوب بود تعریف بدیهی و اولیه نفرین منابع که همانا رابطه منفی میان رشد و منبع درآمدی است را ذکر می کردی، قطعیت اش را بیان می کردی و بعد گزاره ای که به آن نقد داری را مطرح می کردی. هنوز هم فکر می کنم که باید این کار را در متن پستت انجام دهی
2- در مورد کشورهایی که ذکر کردی اولا همه نفت دارند، ولی مقدار نفتشان متفاوت است. ثانیا بحث در نفرین منابع معرفی کانال های مشخصی است که از طریق کانال های اقتصاد سیاسی و یا کانال های اقتصادی و اجتماعی سبب اثر منفی نفت بر رشد اقتصاد بلندمدت و میان مدت می شود
3-بحث تله فقر و اینها هم که با به میان امدن مباحث اقتصاد سیاسی عملا بی معنی شده اند و به آنها اعتنای چندانی نمی شود، به هیچ وجه توضیح دهنده این که نفت می توانست خوب عمل بکند نیست.
4- در ضمن کشورها در موارد بسیاری با هم تفاوت دارند، تفاوت حتی در جمعیت و میزان وسعت و.... هم مهم است. ولی در نمونه هایی همانند نمونه مقاله تورویک و همکاران که بیش از 100 کشور بررسی شده اند، همه کشورهایی که ذکر کرده ای هستند و همچنین کشورهایی که منبع ندارند، در آنجا هم رابطه میان منابع و رشد منفی به دست می آید و تورویک این ادعا را هم که تو رد کرده ای بیان می کند و معتقد است که نبود منبع به نفع کشورهای دارای منابع فراوان بوده است
5- در مورد کامنت های برخی دوستان مبنی بر این که کشورهایی مثل نروژ هلند و انگلیس و کانادا و آمریکا هم منابع فراوان دارند هم جواب وجود دارد. در همه این کشورها نفت پس از ایجاد نهادهای قوی کشف شده است. مقاله گیلفیسون در این خصوص روشنگر است که در وبلاگ مصیبت منابع هم ترجمه کرده ام
6- ولی بطور کلی عرض کنم که اثر نفت در نبود نهادها قوی به شدت مخرب است. اما ممکن است در کوتاه مدت موجب بوجود آمدن یکسری رفاه مصنوعی شود اما در بلند مدت سبب می شود که نه تنها نهادهای این کشورها با مشکلات جدی مواجه شوند،و رشد نکنند، بلکه روند توسعه و رشد کشورها را هم تضیعف می کنند. ولی اگر این کشورها نهادهای خوبی داشتند حتی نفت و هر منبع طبیعی می تواند مفید عمل کند
7-راستی این کلیشه مزخرفی که مدام تکرار می شود مبنی بر این که این حرف ها کلیشه شده است، عجب چیز مبتذلی است!و عجب کلیشه بزرگتری!
مرسی

 
 

:

حامد عزیز، اتفاقا پایان نامه فوق من در مورد این مطلب بود ... من با یک استاد فرانسوی ام با روش همبستگی غیر خطی به این نتیجه رسیدیم که یافته های که ادعا می کرد نفرین نفت وجود دارد با یافته های ما تناقض داشت ... برای نمونه سطح بهداشت و آموزش در این کشورها با افزایش درآمد نفت بالا رفته بود .. نکته مهم این هست ... نفت و در آمدهای نفتی زمینه های پایه ای توسعه اقتصادی رو فراهم میکند ولی شکوفایی و رونق واقعی اقتصاد از این حاصل میشود که با برنامه ریزی درست از این درآمدها استفاده شود. ....

 

:

حامد عزیز، اتفاقا پایان نامه فوق من در مورد این مطلب بود ... من با یک استاد فرانسوی ام با روش همبستگی غیر خطی به این نتیجه رسیدیم که یافته های که ادعا می کرد نفرین نفت وجود دارد با یافته های ما تناقض داشت ... برای نمونه سطح بهداشت و آموزش در این کشورها با افزایش درآمد نفت بالا رفته بود .. نکته مهم این هست ... نفت و در آمدهای نفتی زمینه های پایه ای توسعه اقتصادی رو فراهم میکند ولی شکوفایی و رونق واقعی اقتصاد از این حاصل میشود که با برنامه ریزی درست از این درآمدها استفاده شود. ....

 

لیلا :

خوب به هر حال تاثیر داشته باید به مسئله منطقی نگاه کرد . وقتی ما نفت داریم باید در کنارش صادرات غیر نفتیمان را هم بالا ببریم یا اینکه ارزهایی که از درامد نفت وارد کشور می شود را صرف درست کردن زیر ساختها کنیم.به عنوان مثال از درامد نفتی برای کارهای تولیدی استفاده کنیم نه این که با استفاده از آن مصرف را بالا ببریم.

 

saber :

be nazar man agar keshvarerman be aieenhaie eslami be dorosti amal kon zemn hefze arzeshhamun ba hame dusti kone va az hame baraie manafe mardom estefade kone in keshvar badaz modati arezuie har ensani khahad bud

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007