« جواب هایی به کامنت های پست قبل | صفحه اول | مبحث اقتصادی در تلویزیون »

11 دی 87

اقتصاد سیاسی مدیریت ریسک

پارسال که قیمت فلزات خیلی بالا بود در یک جلسه مشاوره به مدیران یکی از شرکت های بزرگ معدنی شرکت توصیه کردم که از ابزارهای مدیریت ریسک برای کاهش خطرات ناشی از کاهش قیمت در آینده استفاده کنند و نمونه های متعددی از این ابزارها را هم معرفی کردیم. پاسخ مدیران این بود که منافع استفاده از این ابزارها برای ما نامتقارن است. اگر الان هزینه کنیم و محصولات را با قراردادهای آتی پیش فروش کنیم و یا برای کاهش ریسک آپشن بخریم ممکن است قیمت فلز بالا برود و از بابت استفاده از این ابزارها سرزنش شویم ولی اگر آن ها را نخریم و قیمت پایین بیاید کسی ما را به خاطر کاهش قیمت جهانی فلز سرزنش نخواهد کرد. به نظرم این توضیح بسیار قابل تامل و معقول است.

ام سال همان دوستان را دیدم و نیمی به شوخی و نیمی جدی پیش نهاد پارسال را یادآوری کردم و گفتم اگر آن موقع مقدار بهینه ای از ابزارهای مدیریت ریسک را خریده بودید الان وضع تان به تر بود. جواب دادند که پارسال که بهت گفتیم که چرا نمی خواستیم این کار را بکنیم.

به نظرم تحلیل مساله مدیریت ریسک در شرکت های بزرگ بخش معدن و انرژی ایران از زاویه مسایل انگیزشی موضوع جذابی است. بسیاری از شرکت های بزرگ این حوزه یا دولتی هستند و یا اگر مشمول خصوصی سازی اصل 44 قرار گرفته اند هم چنان تحت چارچوب ها و مقررات دولتی عمل می کنند. بنا بر این هم چنان آن مساله انگیزه ها وجود دارد و مدیران تمایلی ندارند که به طور جدی از ابزارها استفاده کنند.

علاوه بر آن یک بحثی که مخالفان به کارگیری این ابزارها در شرکت های بزرگ ابراز می کنند این است که شرکت لازم نیست به نیابت از سهام داران نوسانات درآمد را مدیریت کند چون سهام داران خود قادرند از طریق تنوع بخشی و خرید خانگی ابزارهای مدیریت ریسک این کار را انجام بدهند. هیچ کدام از این دو شرط در ایران به آن قدرت برقرار نیستند. نه آن قدر تنوع داریم و نه سهام دار خرد قادر است در سطح فردی مدیریت ریسک کند. بنا بر این اتفاقا موضوع برای شرکت های ما حتی جدی تر هم هست.

ما در داخل این ابزارها را نداریم ولی در سطح بین المللی قراردادهای فراوانی وجود دارد که تا جایی که می دانم مشکل شرعی آن ها هم حل شده است.



   نظرات

:

سلام
تا حدی این موضوع رو که اشاره کردید درست است ولی مطمئن نیستم که اگه کل پکیج قراردادهایی که لازم داریم برای این کار رو تو ایران داشته باشیم باز هم مدیران به این موضوع فکر نکنن
مثلا همین مدیران به بهای تمام شده مواد اولیه شون حساس هستن و بازار هم این مورد را تا حد خوبی توی محاسباتش در نظر میگیره

 

:

سلام. من امروز سر کلاس تئوری بازیها برای اولین بار با شما آشنا شدم. جالبه که شخصیت سر کلاس امروزتان با آنچه که از مطالب سایت بر می ّآید جقدر تفاوت داره. البته ما ایرانیها عادت داریم در هر جایی اون یکی خودمون باشیم. این هم هنری است نزد ایرانیان و بس. ولی از آشنایی با شما و اینکه در این سن اینقدر موفق هستید بسیار خوشحالم و...
راجع به مطالبتون می خواهم این رو بگم که (که البته حقش بود سر کلاس می گفتم)، وقتی نیمی از مدیرهای ما (که سر کلاس شما بودند) از درک این مساله که نصف میانگین جند تا عدد نباید بشه بزرگترین عدد(20)، عاجزند (شما هم با تعجب خط کشیدید) یا اینکه یک مدیر ارشد با کلی سرمایه شرکت زیر دستش (فکر کنم فهمیدی کدوم رو می گم) یک جنس 56 تومانی را 120 تومان قیمت میذاره، یا اون یکی که کلاس رو با سر جالیز اشتباه گرفته بود و سیب رو با ولعی تمام نشدنی به عشق ترک کلاس بعد از ناهار گاز می زد، قیمت رو می ذاره 2500 تومان و افتخارش اینه که مدیره!!!!بعد تازه بعد حل مساله هم بحث می کنه که شما را قانع کنه، خوب چه انتظاری داری که جمعی!!!! از مدیران بفهند که راجع به ابزار چی میگی.. داشتم به این موضوع فکر می کردم که جایی دارم کار می کنم که به قول شما بهره وری من از پولی که به عنوان حقوق به من می دن کمتره چون جای دیگه ای نمی رم (نقل به مضمون از شما) و جالبه که این حقوق رو این مدیران به من می دن.در هر صورت موفق باشی و پیروز

 

:

آقای قدوسی
من کامنت قبلی شما را خواندم ؛اما نمی دونم چرا حرفهای شما برای من قابل هضم نیست ؛ اگر واقعا ایران اینقدر کارشناسان و مدیران باهوش داره پس چرا اینقدر اوضاع کشور افتضاحه !! مشکل کار کجاست !
پا در هر جایی که می گذاری این ضعف مدیریتی را می توانی کاملا احساس کنی و از آن رنج ببری ؛ من که جایی را سراغ ندارم که بگوئیم در این قسمت ما بهتر از کشورهای دیگر هستیم .
درست است که در کشورهای در حال توسعه جای کار زیاد است و بهتر می شه در این جور جاها کار کرد اما بازارهای مالی در ایران با کشورهای توسعه یافته فرق زیادی دارد و بیشتر مدل بندیها در ایران پاسخ نمی دهد .
در دانشگاه ما که هر کی کار درست بود از ایران رفت و چند نفری هم که باقی ماندند کسانی هستند که بار علمی زیادی ندارند اما بخاطر موقعیتشان پول خوبی را به جیب می زنند پس چه جایی بهتر از ایران برایشان

 

در هیمن نزدیکی :

آقای قدوسی
من کامنت قبلی شما را خواندم ؛اما نمی دونم چرا حرفهای شما برای من قابل هضم نیست ؛ اگر واقعا ایران اینقدر کارشناسان و مدیران باهوش داره پس چرا اینقدر اوضاع کشور افتضاحه !! مشکل کار کجاست !
پا در هر جایی که می گذاری این ضعف مدیریتی را می توانی کاملا احساس کنی و از آن رنج ببری ؛ من که جایی را سراغ ندارم که بگوئیم در این قسمت ما بهتر از کشورهای دیگر هستیم .
درست است که در کشورهای در حال توسعه جای کار زیاد است و بهتر می شه در این جور جاها کار کرد اما بازارهای مالی در ایران با کشورهای توسعه یافته فرق زیادی دارد و بیشتر مدل بندیها در ایران پاسخ نمی دهد .
در دانشگاه ما که هر کی کار درست بود از ایران رفت و چند نفری هم که باقی ماندند کسانی هستند که بار علمی زیادی ندارند اما بخاطر موقعیتشان پول خوبی را به جیب می زنند پس چه جایی بهتر از ایران برایشان هست!

 

محمد :

آقا اين كلاسي كه كامنت دوم توضيح داده، كلاس باحالي بوده، برگزاري اين دوره(نظريه بازي ها!!!) برا اون آدما چه فايده اي داره؟؟ البته قطعا مفيده ولي خب به هزينه فرصت برگزاري همين دوره برا يه عده آدم حسابي مي ارزه؟؟

 

:

Dear Hamed,Salaam
About your second point that says we are wasting our time working here out of Iran. First of all, I have to say I understand what you are saying, and I think you are not the only one who thinks we could have better position in our home country at least because of the language; forget about culture and social matters. Most of us had a position of a manger before coming here and start just as a student.
I also think being a prof and just do your thing without looking outside of the university is not a real challenge. Going back to Iran and try to do what has been tried several times and this is the current situation of Iran, is not a challenge either.
The CHALLANGE is to grow up here and try to use it for sake of making Iran a better country.
Regards,
Hamed Hendizadeh

 

:

اگه يادتون باشه تو چند تا پست قبلي گفته بوديد اگه نقت رو هم با قرادادهاي آتي فروخته بوديم ديگه دردسر بالا پايين شدن قيمت رو نداشتيم (فكر كسي پيشنهاد داده بود) حالا اگه شرايط بازار فلزات هم مثل نفت شد بايد پيشنهاد دهنده رو اعدام كنيم به همون جرمي كه گفته بودين

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007