« مشاور بین‌المللی | صفحه اول | زنگ تفریح: گازسوز کردن خودروها »

25 دی 87

گزارش داوری

اولین گزارش داوری (Referee Report) جدی عمرم را تمام کردم. قبلا یکی دو بار به صورت تمرینی و برای کمک به استادان نوشته بودم ولی این دفعه قضیه واقعی بود و باید گزارش را روی سایت مجله آپ‌لود می‌کردم و احتمالا هر چه می‌نوشتم مستقیم دست نویسنده می‌رسد. کار واقعا سختی بود. سه روز تمام وقتم را گرفت. باید مقاله را بخوانی، منطقش را بفهمی، تمام معادلاتش را با جزییات‌شان چک کنی و یک جاهایی ساعت‌ها معطل شوی که بفهمی طرف چه کار کرده است (و بعد متوجه می‌شوی که کارش درست بوده است و اشکال تو بی‌مورد بوده است) و آخر سر هم ادبیات چند حوزه را چک کنی که ببینی آیا کارش به اندازه کافی جدید هست یا نه و اگر خط ادبیاتی هست که نویسنده آن‌ها را جا انداخته است یادآور شوی. از همه سخت‌تر این که دست آخر باید قضاوت کنی که مقاله رد شود یا قبول یا قبول مشروط. این جا دیگر وجدان آدم بدجوری بالای سرش می‌ایستد تا بی‌دلیل حق کسی را ضایع نکند. رفتم و از روی اینترنت نویسنده را پیدا کردم. از من خیلی باتجربه‌تر بود. بنا بر این باید هر حرفی که می‌زدم را ده بار چک می‌کردم که مطمئن شوم اشکالی که می‌گیرم درست است و از نفهمیدن من ناشی نشده است.

تنها چیزی که کمی خیالم را راحت کرد راهنمایی بود که روی سایت مجله موجود بود و به نویسندگان می‌گفت که بعد از دریافت گزارش داوری چه کنند. دو حالت تصور کرده بود و یک حالتش این بود که اگر داور احمق (Idiot) بود یعنی این که اصلا کار ما را نفهمیده بود چه کنیم. جواب این بود که به خودتان بگویید که حتما شما موضوع را خوب ننوشته‌اید که داور دچار بلاهت شده است. به خودم گفتم در بدترین حالت من یکی از داوران ابله می‌شوم و می گویم تقصیر تو بود که من نفهمیدم :) از شوخی گذشته وقتی راهنما را می‌خواندم به خودم می‌گفتم مجله چه قدر با خوانندگانش راحت است که این قدر واضح احتمال احمق بودن داور را هم وارد قضیه می‌کند. چیزی که در فضای علمی عصا قورت‌داده (ولی در واقع ضعیف) علمی ایران مشاهده نمی‌کنید.

به نظرم یکی از راه‌هایی که آدم می‌تواند تا حدی نشاط علمی‌اش را بعد از برگشتن به ایران حفظ کند همین درگیر بودن در فرآیند داوری مجلات و کنفرانس‌ها است که مجبورت می‌کند کمی مغز را در مورد جزییات به کار بیندازی و مقاله‌های سطح جهانی را نقد کنی که به تبع می‌طلبد که کمی هم در این سطح چیز بدانی. قطعا کار وقت‌گیری خواهد بود ولی شاید به ارزش علمی‌اش بیرزد.

تازه از این مقاله فارغ شده بودم که ایمیل جدیدی رسید. استاد دیگری دو تا مقاله فرستاده و گفته اگر وقت داری تا هفته دیگر برای کنفرانس داوری کن!



   نظرات

مهدی :

سلام سوال من زلجع به مدیریت ثروت شخصی بود جناب قدوسی من به کمک شما احتیاج دارم در خواستمو تو 2یا 3 پست قبلی بهتون گفتم لطفا کمکم کنین به کمکتون شدیدا احتیاج دارم
ارادتمند
مهدی

حامد: مهدی عزیز من نمی‌توانم کمکی بکنم. به ترین کاری که می‌توانم توصیه کنم این است که تا می‌توانید زندگی کارآفرینان موفق را بخوانید و ایده بگیرید. فراموش هم نکنید که موفقیت در کسب و کار نیازمند صرف وقت و خوابیدن پای کار است. ایده دیر آمدن و زود بار خود را بستن را فراموش کنید اگر می‌خواهید اخلاقی کار کنید.

 

پویا :

حامد عزیز، من درست نفهمیدم، مگه مجله اسم نویسنده را هم بهت داده بود؟ این زیاد معمول نیست.

حامد: پویا جان اصلا معمول نیست چون اسمش داوری بدون نام و نشان است ولی در عمل:
1) به آدم توصیه می‌کنند که قبل از ارسال مقاله به یک ژورنال تا می‌تواند آن را در کنفرانس‌ها ارائه کند تا هر ریفری بالقوه ای یک بار مقاله را شنیده باشد و با دیدنش تیتر مقاله یادش بیاید.

2) الان عصر اینترنت است. اسم نویسنده را حذف می‌کنند ولی تیتر مقاله یا موضوع آن را که حذف نمی‌کنند (گاهی تیتر را هم حذف می‌کنند) و خب کمی گوگل کردن موضوع را حل می‌کند.

می‌خواهم بگویم در عمل نویسنده داور را نمی‌شناسد ولی داور می‌تواند به راحتی نویسنده را بشناسد.

 

:

How stupid I was! I asked a question which could have been solved with little thinking.

 

Pouya :

Pouya has written the previous post

 

:

آقا من یه شهودی دارم که شکل فعلی داوری برای مجله‌ها نمی‌تونه زیاد دوام بیاره. برای این‌که معمولا (تقریبا همیشه) چیزهایی که داور می‌گه چندان مربوط نیست. علاوه بر این مسایل شخصی رو هم اگه توی فرآیند داوری در نظر بگیری، تصادفی بودن پذیرفته شدن مقاله‌ات توی یه مجله می‌ره بالا، شاهدش هم کم‌شدن پراکندگی ضریب تاثیر مجله‌ها (حداقل در شاخه‌ی ماست).
این روزها با انواع و اقسام ایده‌های وب‌دویی (احتمالا) می‌شه روش داوری سریعتر و کاراتری پیدا کرد. البته تاثیر مونوپولی مجله‌ها و مونوپولی پروفسورها رو توی پایداری روند فعلی نمی‌شه انکار کرد.
این یه تحلیل به زبون فیزیک. تو تحلیلی به زبون اقتصاد داری؟

 

کاساندرا :

قبلی منم.

 

محسن مومنی :

معمولاً توی کنفرانس‌ها گزارش‌های داورها پنج‌شش خط بیشتر نیست. اما در مورد ژورنال‌ها، یکبار یه مقاله داده بودم، ده دوازده صفحه گزارش فرستاده بودند که خیلی‌هاش هم درست بود.
در عمل من هم از گیرهایی که هر کدوم از داورها داده بودند، فهمیدم که اون‌ها کی هستند (ازم خواسته بودند که شش داور معرفی کنم و سه تا شون داوری رو انجام داده بودند)

اما به نظر من هم این طرز داوری اصلاً بخردانه نیست. یکی از دوستان در فیلدی کار می‌کرد که افراد خیلی کمی روش کار می‌کردند و در زمینه‌ی خاص مقاله‌ی اون فقط دو نفر دیگه کار می‌کردند. اون دو تا هم دو سه بار مقاله‌های دوست‌مون رو رد کردند و هر بار هم دلایلشون تکرار می‌شد. برای هر مجله‌ای که می‌فرستادیم نتیجه همون بود و داوری‌ها هم همون‌ها. و بالاخره هم دوست‌مون ناامید شد و زد به یه فیلد دیگه.

 

Navid :

خواستم پیشنهاد بدهم این دفعه لطفا از کارگاه مهارت‌های مشاوره مدیریت فیلمبرداری بکنید و فیلمش رو در اینترنت آپلود کنید تا مورد استفاده ی همگان قرار بگیرد. باشد که رستگار شوید!

 

نامی :

«به خودم می‌گفتم مجله چه قدر با خوانندگانش راحت است که این قدر واضح احتمال احمق بودن داور را هم وارد قضیه می‌کند.»

با جمله‌ی بالا موافق نیستم. حدس می‌زنم منظور از «احمق» بودن داور، نسبت دادن یک صفت عینی به شخص داور نباشه. احتمالن منظور اینه که اگر نویسنده\نویسندگان مقاله احساس کردند که داور «احمق» هست، باید چه‌کار کنند.

 

:

سلام آقای قدوسی ببخشید که اینو اینجا می ذارم. در رابطه با پست اثر بحران بر اقتصاد ایران شما فرمودین که کاهش قیمت نفت از طریق کسری بودجه باعث افزایش تورم می شه. ولی من فکر می کنم برعکس باشه و استدلالم هم اینه که درحالتیکه قیمت نفت بالا بود دولت در بالا بردن نقدینگی آزادی عمل بیشتری داشت و بی حساب و کتاب خرج می کرد ولی وقتی قیمت نفت پایین می آد آزادی عمل تا حدودی از دولت گرفته می شه چراکه بانک مرکزی در چاپ بی پشتوانه پول مقاومت می کنه و دولت مجبور می شه از هزینه ها کم کنه و نقدینگی هم بالطبع کم می شه و باید تورم کاهش پیدا کنه

 

Mohammadreza :

welcome to the new aspect of world of academic life. You are lucky if you can do it in 3 days. For some areas (such as theoretical computer science) and for some papers one has to spend many more days/hours. Once I spent more than two weeks (full time!) to referee a paper! Since I am equally guilty of writing such complicated papers you feel obliged to pay back!

 

سولوژن :

۱) وظیفه‌ی نویسنده است که مقاله‌اش را آن‌قدر خوب بنویسند که من خواننده/داور همه‌ی ایده‌های‌اش را خوب بفهمم. اگر کس‌ای بد می‌نویسد، مشکل اوست و نه من. یعنی حتی اگر ایده‌های یک مقاله کاملا درست باشند ولی خیلی رمزآلود نوشته شده باشد، مقاله را نخواهم پذیرفت و پذیرش‌اش را موکول می‌کنم به بازنویسی.

۲) بعید می‌دانم داوری‌کردن در دراز مدت خیلی کیف داشته باشد. کیفیت مقاله‌هایی که به داور می‌دهند به طور متوسط پایین‌تر از کیفیت مقاله‌های چاپ شده است (اگر فرض کنیم سیستم داوری درست کار می‌کند که معمولا کم و بیش درست کار می‌کند). در نتیجه داور مجبور است وقت‌اش را صرف چیزهایی بکند که می‌تواند برای‌اش مفیدتر باشند.

۳) شاید تنها فایده‌اش این باشد که گاهی مقاله‌های تازه از تنور در آمده‌ای دریافت می‌کنی. در ML (و احتمالا بیش‌تر گرایش‌های دیگر CS) چنین اتفاقی برای مقاله‌های کنفرانس می‌افتد و نه ژورنال (چون ژورنال‌ها معمولا روی مقاله‌های کنفرانس می‌آیند - تازه اگر بیایند). ولی از طرفی این مشکل هم هست که از نظر اخلاقی نمی‌توانی پی آن ایده‌ها را تا پیش از چاپ مقاله بگیری!

 

مهرناز :

کاملا حست رو می فهمم از پایان دادن یکی از هزاران اولینهای زندگی آکادمیک. این حسی که من هم از خوندن اولین مهمترین کتاب آکادمیک به زبان اصلی چندروز پیش داشتم. و حسی که کیف می کنه وقتی اینو مینویسه. احساس خوبیه.

 

سولوژن :

آخرین جمله‌ام در بند (۲) نیاز به تصحیح دارد: در نتیجه داور مجبور است به جای این‌که وقت‌اش را صرف کارهایی بکند که برای‌اش مفیدتر است، صرف خواندن مقاله‌های با کیفیت پایین بکند.

 

:

My supervisor is asked to referee in average 7-8 papers a week (in Physics). He isn't a particularly top researcher though, actually he has just recently been promoted to the "Professor" title. The more you get into the referee-ing process the better you realize that you cannot check and comment on every aspect of the papers. At the same time you have to be clever enough to directly point at the shortcomings and flaws immediately. You cannot spend ages on refereeing papers after all. I think my supervisor doesn't probably spend more than an hour on each paper, but I'm sure his comments come surprisingly intelligent to the authors. These all come with experience..

 
 

سروین :

آقای قدوسی! ما هم و خیلی ها هم از این کارها بسیار کرده ایم و انقدر ها هم موضوع هیجان انگیزی نیست. مخصوصن برای شما که انقدر همیشه از علم و کمالاتتان می نویسید و خیلی ها شاید اینجا را بخوانند و فکر کنند شما چه کار درستی در رشته ی خودتان هستید. من البته این احتمال را دادم و گفتم بروم پابلیکیشن هایتان (مقاله های چاپ شده ی شما) را ببینم و ببینم چه کرده اید. اما در کمال تعحب چیزی نیافتم!!! حالا این ریفری که برای یک مقاله کرده اید و احتمالن هم ریویو بوده است را چقدر فکر کردید کار مهمی است. بسیار بیشتر از چیزی که هستید ادعا می کنید متاسفانه.

حامد: خدمت شما عارضم که این وبلاگ چند جور مخاطب دارد. یک جورش که برای من خیلی اهمیت دارد همین آدم هایی هستند که بالا کامنت گذاشته اند و تجارب شان را نوشته اند و من ازشان یاد می گیرم. تجربه من می گوید بیان موضوعات معمولی و روزمره زندگی علمی و غیرعلمی باعث تحریک دوستان فرهیخته به بیان تجارب خودشان می شود که برای من خیلی مفید و ارزنده است.

گروه دوم مخاطبان جوان تر هستند که من سعی می کنم هر جزییاتی در زندگی آکادمیک می بینم با آن ها هم به اشتراک بگذارم.

نهایتا یک گروه اقلیت هم دوستانی مثل شما هستید. من که نمی توانم جلوی برداشت های نادرست و قضاوت های عجیب شما را بگیرم و به خاطر خوشامد شما ارتباطم را با مخاطب اکثریتی این وبلاگ قطع کنم. این را قبلا هم توضیح داده بودم. ضمنا با تلاش تان برای یافتن مقاله های منتشر شده یک دانش جوی دکترا در حوزه اقتصاد نشان دادید که چیزی از استانداردهای انتشار مقاله در این حوزه نمی دانید. برای این که بیش از این گم راه نشوید می گویم که در این حوزه "انتشار مقاله" در مجله جدی قبل از پایان دکترا تقریبا امر غیرممکنی است مگر این که فرد خیلی استثنایی باشد. تا جایی که من می دانم هنوز هیچ دوست ایرانی در هیچ دانش گاهی این کار را نکرده است.

 

مهدی :

سلام
من واقعا ممنونم که جوابم رو دادین رو حرفاتون فکر می کنم و دنبال یه کاری می گردم که با شرایطم بخونه من اهل عملم به شدت کار می کنم تا به هدفم برسم
با آرزوی بهترین ها
ارادتمند
مهدی

 

:

بسمه تعالي

حضور محترم ، فعال و زحمت کش استاد حامد قدوسی

با سلام و امتنان

صرف اينكه اطلاع از قبل اشتياق خواندن طرح را بيشتر مي كند توجه شما را به گزارشات و آمار سازمان تجارت جهاني (WTO) در اين زمينه جلب و در ادامه مختصر توضيحي از طرحم ارائه نموده و تقاضاي خود را طي نامه هاي آتي دقيقاً مطرح مي كنم .

صنعت گردشگري و جذب گردشگر در دنياي امروز پس از صنعت اكتشاف نفت و بهره برداري از آن و صنعت اتومبيل سازي سومين صنعت درآمدزاي جهان به شمار مي رود و چون انسان در توليد اصلي ترين منبع درآمدزايي خود (نفت) هيچ نقشي ندارد و نفت حاصل فرايند هاي بيولوژيكي طبيعي است اين منبع زوال پذير است پس نمي توان از آن به عنوان زيرساخت اقتصادي نام برد پس بعد از صنعت ماشين سازي ، گردشگري در رتبه دوم قرار دارد و با توجه به بحران اقتصادي كنوني جهان شركت هاي ماشين سازي بزرگ جهان مانند جنرال موتورز – كرايسلر – دايملر (مرسدس بنز) – بي . ا م . _ فورد و ... دچار انبوه مشكلات اقتصادي و تعطيلي و اخراج تعداد بالايي از كارگران خود و ركود گرديده اند و بي شك زودتر از آنچه كه سازمان تجارت جهاني (WTO) پيش بيني كرده است صنعت گردشگري را مي توان در رأس صنعت هاي درآمدزا و كم ريسك معرفي كرد و اين در حالي است كه شركت هاي بزرگ جهان براي بقا و حفظ بازار خود قصد دارند براي سالهاي آينده ميلياردها دلار صرف تحقيقات و طرح هاي توسعه محصولات خود در ديگر كشورها كنند .

( به طورمثال شركت آلماني دايملر مبلغ 14 ميليارد يورو تا سال 2010 بودجه تحقيقات در ديگر كشورها براي خود منظور كرده است )

كه اين خود عامل بزرگي براي رشد صنعت جهانگردي مي شود و مي توان چنين ارزيابي كرد كه گردشگري صنعتي پايدار است و با شتابي كه جهان به سوي زندگي ماشيني دارد اهميت خود را به زودي در زندگي فردي و اجتماعي بشر نمايان خواهد ساخت و طبق آمارهاي ياد شده از (WTO) تا سال 1999 بالغ بر 11 درصد كل اشتغال جهان را صنعت گردشگري تشكيل داده است و پيش بيني و محاسبات مربوط چنين است كه استخدام و به كارگيري در اين بخش نسبت به كل مشاغل تا سقف 43 درصد تا سال 2020 افزايش يابد و صنعت گردشگري را صنعت اول و سود آورترين صنعت جهان كند .

امروزه صنعت گردشگري به قدري در توسعه اقتصادي و اجتماعي كشورها اهميت دارد كه اقتصاد دانان آن را صادرات نامرئي نام نهاده اند و در اين بين ايران كه كشوري 4 فصل با طيف وسيعي از چشم اندازهاي زيبا كه حدود 20 جزيره در خليج فارس و با سابقه تمدني چند هزار ساله و با داشتن جاذبه هاي تاريخي مانند : تخت جمشيد – پاسارگاد – بي ستون – چغازنبيل – ارگ بم – تخت سليمانيه – نقش جهان – گنبد سلطانيه كه توسط كنوانسيون ميراث جهاني به ثبت رسيده است و نيز اماكن مذهبي و جاذبه هايي براي تورهاي كويرگردي و طبيعت گردي از جمله كشورهايي است كه پتانسيل بسيار مناسبي براي جذب گردشگران خارجي دارد و ايران را به لحاظ جاذبه هاي گردشگري در ميان 10 كشور برتر جهان قرار داده است .

لذا بر آن شديم شركتي بين المللي و چند مليتي سهامي عام تحت عنوان جهانگردي كه در 195 كشور جهان فعاليت كند طراحي و افتتاح كنيم و تحقيقات خود را در اين زمينه آغاز و در همين مراحل مقدماتي طرح ، حمايت دانشجويان دانشگاه شيراز – دانشگاه فردوسي مشهد و دانشگاه يزد را به طور جدي جلب نموده و براي تنظيم شركتنامه و اساسنامه و نام شركت و برنامه ريزي هاي بلند مدت سهامي عام و جذب سرمايه هاي خرد و كشف قدمي كه با آن بزرگترين فاصله را با صرف كمترين هزينه و انرژي طي كنيم . به نيروي فكر و انتقاد حضرتعالي در اين مجموعه نيازمنديم. لازم مي دانم به اطلاع برسانم كه جناب دكتر رضا رمضاني رئيس دانشگاه پيام نور آران و بيدگل جهت مشاركت و ثبت نامشان به عنوان يكي از سهامداران اوليه در اداره ثبت شركتها اعلام موجوديت نموده و جناب مهندس عباس عسگري ساری فارق التحصیل کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی دانشگاه صنعتی شریف مشاور و منتقد طرح مي باشند و دکتر ابالفضل عسگری استاد دانشگاه اهواز جهت همکاری اعلام آمادگی نموده اند خوشحال خواهيم شد كه در كنار ديگر اساتيد دانشگاه و دانشجويان ، اين شركت به همكاري و اعتبار نام شما نيز مزين گردد .

توضيحات تكميلي در رابطه با نحوه بي نظير جذب سهامداران ( كه براي خريد سهام به جاي وجه نقد مي توانند خدمات ارائه دهند ) و نوع فعاليت و حوزه فعاليت جهت اعمال نظريات كارشناسي و تغييرات و معرفي به همكاران مجدداً به محضرتان ارسال مي گردد.

شادیتان افزون

روزگارتان شیرین

رضا عسگری ساری

 

:

آقای قدوسی، پیشنهاد می کنم مطلبی درباره نقش فرهنگ در تصمیم گیری اقتصادی (خرد/کلان) به بحث بگذارید. کاری شبه وبری ;-)

 

امین :

آقای قدوسی،
لطف می کنید کمی بیشتر در باره نحوه نوشتن گزارش داوری توضیح بدید . (برای پروژه این ترم لازم شده )

 
 

   ارسال نظر:

لطفن کدهای زیر را وارد کنید

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007