« مرخصی سه ماهه | صفحه اول | آقای خاتمی امیدمان به شما است »

20 بهمن 87

آقای خاتمی ناامیدمان نکنید!

آقای خاتمی عزیز به خودتان هم گفتم، این‌جا تکرار می‌کنم. درست دوازده سال پیش این موقع‌ها بود. شب احیای سال 75 که در آن هوای سرد ساعت‌ها کف کوچه شهید رجب‌بیگی نشستیم و سخن‌رانی شما را در باب "علی و آزادی" گوش کردیم و دل‌های‌مان پر از امید شد که این چنین آدمی قرار است به زودی نامزد انتخابات شود. شدید و بردید و ما هوایی شدیم و آن شد که شد.

از آن طرف یادم هست که درست یک سال بعد از شروع کارتان بود که دیداری با غلامحسین کرباسچی داشتیم. روز 17 آذر سال 77 بود و شما روز قبلش در دانش‌گاهی سخن‌رانی کرده بودید. کرباسچی در میان بهت ما به وضوح گفت که از شما ناامید شده است. گفت که با این نوع حرف زدن و این جور شعارها نمی‌شود مملکت را اداره کرد که مملکت‌داری آدم عمل می‌خواهد و نه سخن‌ران جمع‌های هیجانی دانش‌جویی. آن موقع حرفش را نفهمیدیم و مخالفش بودیم. چند سالی گذشت تا فهمیدیم چه‌قدر عمیق رمز ماجرا را بیان کرده بود.

این دو خاطره را گفتم تا اصل حرفم را بزنم که اگر شما ام‌روز همان سخن‌رانی 12 سال پیش را بکنید دیگر هیچ امیدی در دل‌ها بر نمی‌انگیزد. آقای خاتمی آن روزها تمام شد. آدم‌ها واقع‌بین شده‌اند و سیاست‌های ملموس طلب می‌کنند. فرق رییس جمهور و سرمقاله‌نویس روزنامه را خوب می‌فهمند و من نمی‌دانم شما چرا هنوز اصرار دارید که در قامت رییس جمهور مورد نیاز این روزها ظاهر نشوید. به همین خاطر هم نگران بودم که نکند فردا دوباره با همان صحبت‌های همیشگی قدیمی به میدان بیایید و این را نوشتم.

خاتمی عزیز مردم این قدر کلی‌گویی راجع به آزادی و مردم‌سالاری و کرامت انسانی و کانت و فارابی شنیده‌اند که گوش‌شان پر پر پر است. بیش این خسته‌ و دل‌زده‌شان نکنید. بیایید و کارهایی که در دور گذشته نکردید را شروع کنید و نشان دهید که همانند سلف دور پیشین خود می‌توانید یک کشور ضربه دیده از جنگ را تحویل بگیرید و با چهره‌ای متفاوت تحویل دهید. شعار و سخن‌رانی و نظریه‌پردازی و معلمی فلسفه سیاست و اخلاق را به اهلش واگذار کنید که نه مقام شما قرار است این باشد و نه صادقانه و بی‌تعارف شما آدم برجسته این حوزه‌ها هستید.

همان چیزی باشید که مردم در شما کشف کردند: مرد صداقت و سلامت نفس و آقازادگی و ملایمت و متانت. به همین‌ها تکیه کنید و به سرمایه این‌ خصوصیات ارزنده، آدم‌های توان‌مندی را که در این سال‌ها و حتی سال‌های دولت شما خانه‌نشین شدند را جمع کنید و همت کنید که امور روزمره مردم را به‌سامان کنید. نمی‌توانید این کار را بکنید مگر این‌که ستون اصلی تیم‌تان را این بار بر خلاف دفعات قبل از مردان عمل و تجربه و تدبیر بچینید. به برخی اطرافیان‌تان گفته‌ام و دیده‌ام که به‌تر از من می‌دانند که بزرگ‌ترین ضربه‌ها را به شما کسانی زدند که نمی‌توانستند و نمی‌توانند یک موسسه غیرانتفاعی کوچک و یک کلاس درس و یک جلسه معمولی را به خوبی اداره کنند و در دولت شما به مقامات بالا و کلیدی رسیدند و چرخ امور را قفل کردند یا حداقلش این‌که چیزی را عوض نکردند.

آقای خاتمی می‌دانم این حرف‌ها به مذاق شما و اطرافیان‌تان خوش نخواهد آمد ولی باور کنید مملکت‌داری کار روزنامه‌نگار جماعت آن هم روزنامه‌نگار مملکت ما نیست. روزنامه‌نگاران و حلقه مدیران دوران ارشاد و جوان‌های دفتر تحکیم سابق را بفرستید بروند سراغ کارهای خودشان و به جایش بروید و از مدیرانی که به جای حرف زدن کار کرده‌اند و نشان‌ داده‌اند که ظرافت مملکت‌داری و تندنرفتن و چانه‌زدن و اداره کردن و نیروها را به کار کشیدن و سرمایه جذب کردن و طرح بزرگ تمام کردن را بلدند دور خود بچینید. شاید ندانید یا شاید هم می‌دانید که چه قدر از این تیپ مدیرانی که بخش مهمی از موفقیت‌های دولت‌تان را مدیون آن‌ها هستید را آزرده‌اید که هیچ ابایی ندارند که در هر مجلسی دل‌خوری و ناامیدی‌شان را از رفتار شما بیان کنند. وقتش است که دل‌جویی کنید و همش قماری دگر در دل‌شان بیندازید.

سید بزرگ‌وار! از تریبون خطابه‌های گنگ و دوپهلو و متناقض پایین بیایید و گول تشویق اطرافیان‌تان را نخورید. به جایش این بار به مردم وعده‌های مشخص و روزمره بدهید. بگویید چه طور چرخ سرمایه‌گذاری در نفت و گاز و پتروشیمی را دوباره راه می‌اندازید؟ با قیمت نفت و بنزین و نان چه می‌کنید؟ به آن‌هایی که از کمیته امداد ماهیانه می‌گیرند چه خواهید داد که اندکی به‌تر زندگی کنند و برای سرمایه‌گذاران بزرگ چه چیزی فراهم خواهید کرد که بتوانند کار کنند؟ چه کار خواهید کرد که خاموشی‌ها دوباره برنگردد؟ در بخش توریسم چه می‌کنید؟ با باقی‌مانده واگذاری‌ شرکت‌های دولتی چه خواهید کرد؟ برای مدیریت دانش‌گاه‌ها چه فکر نویی دارید؟ ناوگان هوایی را چه طور نوسازی می‌کنید؟ نظرتان در مورد برنامه‌های شهردار فعلی تهران چیست؟ کسری بودجه آموزش و پرورش را از کجا تامین می‌کنید؟ بزرگ‌راه تهران شمال را آخر سر چه خواهید کرد؟ تکلیف پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانی چه خواهد شد؟ برای تربیت مدیران آینده چه برنامه‌ای دارید؟ ...

من اگر جای شما باشم این بار در مورد آزادی مطبوعات و گسترش احزاب و جامعه مدنی حرف نمی‌زدم. چرا که هم می‌دانم که ظرفیت‌ها و محدودیت‌ها چیست و هم می‌دانم که مردم دیگر به امید این جور چیزها رییس جمهور انتخاب نمی‌کنند. صد البته می‌دانم که اعضای ستادتان دوست خواهند داشت که شما دائم از این چیزها بگویید چرا که کار و حرفه‌شان این است و با انتخاب نامزد ریاست‌ جمهوری و معاون اولش در انتخابات 84 نشان دادند که چه قدر از شناخت واقعیت‌های اداره کشور و انتظارات مردم دور هستند. ولی من اگر بودم کمی از این حصار تنگ فراتر می‌رفتم و از همین فردا جلسه می‌گذاشتم و هر روز 5 تا مدیر موفق خصوصی و دولتی سابق و فعلی را دعوت می‌کردم که مفصل و صریح بگویند در عرصه‌های مختلف در عمل چه باید کرد و از همان‌ها برای خودم یارگیری می‌کردم. حتی شاید تدبیر به خرج می‌دادم و جهت‌گیری سیاسی-فرهنگی‌ام را کمی ملایم می‌کردم که بتوانم آدم‌های اجرایی قوی از آن طرف طیف و حتی برخی مدیران فعلی را هم در تیم خودم بیاورم و کابینه "تدبر ملی" را وعده بدهم. کاری که در دولت قبل نکردید.

آقای خاتمی من اگر نامزد انتخابات بودم به مردم وعده می‌دادم که وزیر صنایع‌ام را از مدیران موفق بخش خصوصی انتخاب خواهم کرد. این‌که یک دانش‌مند با دید جهانی را وزیر آموزش و پرورش می‌کنم که نظام آموزشی متناسب با استانداردهای قرن جدید ایجاد کند. اعلام می‌کردم که می‌خواهم همت کنم و در دولتم شکل‌گیری نسل جدیدی از دانش‌گاه‌های خصوصی برتر از دانش‌گاه‌های دولتی را پایه‌ریزی کنم. می‌گفتم که می‌خواهم تعداد اپراتورهای خصوصی موبایل را به 7 تا و تعداد بانک‌های خصوصی را به 20 تا برسانم. می‌خواهم تکلیف انحصار صنعت خودرو را یک‌سره کنم. می‌خواهم در آخر دوره‌ام سالی 10 میلیارد دلار سرمایه خارجی در بخش غیرنفت جذب کنم. می‌خواهم نرخ ارز را واقعی کنم. می‌خواهم نرخ بهره بانکی را سرجایش برگردانم و توضیح می‌دادم که چرا این کارها به نفع مملکت و مردم است.

آقای خاتمی مخاطب شما طبقه متوسط درس خوانده‌ای است که در این سال‌ها به حاشیه رفته است. بهبود نسبی فضای کتاب و سینما و مطبوعات دستاورد طبیعی و سهل‌الوصول دولت شما خواهد بود. روی این‌ چیزها تکیه نکنید. بگویید و رد شوید. حرف‌هایی از جنس اصلاح بوروکراسی و اقتصاد بزنید که این مخاطب اثر آن را در بلندمدت زندگی‌اش بفهمد و برایش منطقی و عملی جلوه کند. حرف هایی که در این آدم‌ها شور و امید جدیدی برای مشارکت در ساختن کشور خلق کند. آقای خاتمی در نقش اوباما ظاهر نشوید. با شعار تغییر نیایید. با شعار تدبیر بیایید. فراموش نکنید که برای خیلی از ما‌ها پیروزی شما یا رقیب‌تان در این شفاف‌ترین و قطبی‌ترین انتخاب تمامی سال‌های گذشته، نقطه عطفی در زندگی خواهد بود. سخت ممنونیم که از راحت خود گذشتید و خطر کردید ولی شما را به خدا ناامیدمان نکنید.

پ.ن2: مرخصی سه ماه دیگر تمدید می‌شود.



   نظرات

علیرضا عبادت :

ای کاش اینبار آقای خاتمی این حرفها را متوجه بشه و کسی یا کسانی باشند که توجیهش کنند.

 

Behrooz :

"فراموش نکنید که برای خیلی از ما‌ها پیروزی شما یا رقیب‌تان در این شفاف‌ترین و قطبی‌ترین انتخاب تمامی سال‌های گذشته، نقطه عطفی برای تعیین تکلیف‌شان با این کشور است." خیلی خیلی خوب نوشتی حامد جان. اما چه طور می توان این دیدگاه را به خاتمی رساند؟ حتما راهی وجود دارد، چراکه اکنون این یک خواست عمیق است.

 

علی :

با سلام
دعوت به عملگرایی درست ولی محدود کردن "عملهای لازم" به "بانک خصوصی، اپراتور موبایل، ناوگان هوایی و بزرگراه تهران شمال" با چه منطقی؟
تکنوکراتهای محترم فراموش نکنند که جامعه ایران باید یک فکری هم به سیستم فرهنگی-سیاسی خود بکند. اولا کالاهای فرهنگی(یک کتاب و فیلم خوب) و سیاسی(آزادی) هم به نوبه خود نیاز شهروندان است. ثانیا کنش متقابل با حوزه های دیگر جامعه دارد.

 

:

مگه وزیر نفت خاتمی کی بود؟ وزیر برق خاتمی کی بود؟ وزیر اقتصاد رییس بانک مرکزی رییس برنامه ریزی خاتمی کی بود؟ جوان های تحکیم بودن؟؟ خاتمی بنده خدا اسمش بد در رفته ولی بویژه در دوره دومش - همون دوره ای که بیشتر انتقادها بهش می شه- بیشتر وقتش رو گذاشت رو اقتصاد و خیلی هم موفق بود. مگه تورم زمان خاتمی چقدر بود؟ مگه بانک های خصوصی کی این قدر توسعه یافتن؟ مگه ارز رو کی تک نرخی کرد؟ و هزار مگه ی دیگه؟

 

لیلا :

یادداشت بسیار منصفانه ای بود.

 

... :

اي كاش اي كاش اي كاش...

 

:

اساسا انتظار بی خودی است. آقا بسازید و بفهمید شرایط آزادی نداریم که آنکه دلمان می خواهد بیاید. زور نزنید عوض شود

 

tardid :

خیلی نوشته ی خوب و دقیقیه. موفق باشید.

 

پیمان :

حامد جان، چند سوال

۱. گفتی سلف خاتمی (رفسنجانی) موفق بود، آیا در آن زمان برای موفقیت و آزادی عمال اقتصادی وزارت فرهنگ و اطلاعات (میرسلیم،فلاحیان) به افراطیها واگذار نشد که منجر به آن فجایع و قتلها و سانسور شدید شد. آیا همان روش را توصیه می کنی برای "تدبیر"؟

با نفوذ سپاه در ارکان اقتصادی کشور هر نوع اصلاح و "تدبیر" اقتصادی منجر به کشاکش قدرت خواهد شد مگر اثلاح ساختار سیاسی و افزوده شدن نقس رئیس جمهور و اثلاح سیاسی، پس حرف از آزادی و دموکراسی و اصلا ساختار قدرت در این شرایط مقدمۀ اصلاح اقتصادی است و نه معلول آن، اینطور نیست؟
۳. خاتمی در کدام پست مدیریتی و اقتصادی از اعضای تحلیم یا روزنامه نگاران استفاده کرد، بر عکس افرادت مثل حجاریان،علوی تبار،آقاجری و،،معتقدند خاتمی هیچ ارتباطی با آنها در دور وم نداشت، لطفا مصداقی مطرح کن.

 

مصطفی :

آقای خاتمی،
اگه میخوای مثل سلف پیشین خودت بشی تو رو خدا اصلا نیا.

حامد جان،
رو چه حسابی گفتی که "بهبود نسبی فضای کتاب و سینما و مطبوعات دستاورد طبیعی و سهل‌الوصول دولت شما خواهد بود"؟

تاکید بر مسایل اقتصادی بدون توجه به سیستم سیاسی دربرگیرنده ی اون خیلی اشتباه خواهد بود. خاتمی باید به اصلاحات سیاسی ادامه بده، با جدیت.

 

بی نام :

On 8th of February, WikiLeaks released 6500+ US Congressional reports to the public.

http://wikileaks.org/

 

:

من ترجیح می دهم به قالی باف یا یک اصول گرای عملگراتر رای بدهم. خاتمی نه توان، نه پشتوانه ی مقابله با کسانی که وضعیت را به این شکل درآورده اند را ندارد. تنها سرمایه خاتمی در دور پیش هم رای مردم و پشتیبانی مردم بود، و در عمل نشان داد که نمی تواند/نمی خواهد از آن استفاده کند. (به خاطر خطرهایی که برای نظام ممکن است ایجاد کند.) علاوه بر این، فکر می کنم که مردم از بخور بخورهای خاتمی و رفسنجانی به قدری پر است که دیگر به آنها رای نمی دهند. (فکر می کنی مردم چرا رفتن این قدر به اخمدی نژاد در مقابل رفسنجانی رای دادند؟) آقای خاتمی مرد خوبی است، ولی به درد سیاست و ریاست جمهوری ایران نمی خورد. ما به آدمی نیاز داریم که هم زبان مردم عادی (و نه طبقه متوسط! که طبقه متوسط درصد غیرقابل ملاحظه ای را در ایران تشکیل می دهد. خوشحال می شوم کسی آمار بدهد که چند درصد از جامعه طبقه متوسط است) را بفهمد، آدم سالمی باشد، و توانایی اداره کشور را هم داشته باشد.

 

ادامه ی کامنت بالا :

>بخور بخورهای خاتمی و رفسنجانی به قدری پر است

منظورم دوره ی خاتمی و رفسنجانی بود. حامد عزیز می دانم تو از این حرف خوشت نمی آید، ولی این چیزی هست که مردم کاملا احساس می کنند. شعار احمدی نژاد هم بر همین اساس بود، مبارزه با همین مدیران دوره ی خاتمی و رفسنجانی که این همه رای آورد. (بماند که یک عده دیگر نزدیک به سپاه چقدر در این دوره خوردند.) با شعار بازگردان آنها بعید می دانم رای بیاورد.

 

:

سلام آقای قدوسی،
حالا که از مرخصی، مرخصی گرفته اید، خوب نیست ما زیاد درباره نوشته تان تند قضاوت کنیم ولی من فکر می کنم شما نقش آزادی و انسانیت را در نوشته تان کم رنگ نشان داده اید. برای درک اهمیت آزادی، لازم نیست بهترین استاد دانشگاه در رشته خودتان باشید و به دلایل عقیدتی اخراجتان کنند یا سالها زندانی سیاسی باشید یا کتابهایتان را خمیر کنند یا به جرم اظهارنظری فلسفی تکفیر و مهدورالدم اعلام شوید، کافی است یک روز این وبلاگتان را مسدود کنند، تا بدانید ارزش آزادی از ارزش سد و پل که سهل است از ارزش کل وطن نیز بیشتر است.

من فکر می کنم به جای توصیه برای ساخت و ساز، باید از آقای خاتمی خواست که همه تلاش خود را بکند تا در هر خانواده ایرانی حداقل یک نفر "الفبای" اقتصاد آزاد را بداند.

در سرتاسر تاریخ معاصر، ناآگاهی مردم ایران از الفبای اقتصاد و نقش دولت در آن، منجر شده است که آنها توده وار به دنبال عوامگرایان و دجالان راه بیفتند و به دیکتاتورها فرصت بروز و قدرت پایمال کردن آزادی و انسانیت را بدهند.

 

:

آخر و عاقبت نخبه كُشي در جامعه به پديده قحط الرجال منتهي مي گردد كه در آن بزرگان نظام هر چقدر دور خود مي چرخند، جز همين يك نفر را-كه آن هم نان ظاهر آراسته اش را مي خورد- پيدا نمي كنند. سؤال اصلي مي تواند اين باشد كه چرا دو تا (به اصطلاح) جناح سياسي جامعه نمي توانند حتي يك چهره جديد و موفق رو كنند؟؟

 

مهرنوش :

حامد جان سلام
حرف‌هايت را به گوش خاتمي برسان. از محمدرضا جلايي‌پور بخواه كه اين كار را بكند. بيا اين‌قدر بگوييم تا بشود.

 

:

حامد عزیز
فکر می کنم مصاحبت با دوست لندن نشین (یار سابق خاتمی و رفیق فعلی کروبی) تاثیر زیادی روی نظراتت داشته است. همه مباحثات اقتصادی که گفتی درست، ولی به قول یکی از دوستان اگر فقط یک روز ببینی وبلاگت را بسته اند آیا تغییراتی در نوشته های بالا نخواهی داد؟!

 

:

چنانچه آغاز کردی....!!!
من که دیگه رای نخواهم داد به ایشون...هر چی هم که بگه ،هر چی....میدونم که فقط میگه.

 

سعید :

با درود
تنها چیزی که می‌توانم در مورد نوشته‌ی شما بگویم این است که نوشته‌ای خوب ولی احساسی است. خاتمی مردم چنین کاری نیست.
او چگونه می خواهد وزیر آموزش و پرورشی «دانشمند» و «آشنا به استانداردهای جهانی» انتخاب کند بدون نظر مقام معظم رهبری؟
آیا او جرأت دارد که در مقابل این مقام معظم بایستد؟ یا کار صحیح را پیش ببرد؟

خیر عزیز! خاتمی توان این کار را ندارد و شکست او در مقابل احمدی نژاد، افتضاحی تاریخی خواهد بود و پس از آن ...

 

درنای کاغذی :

خیلی باهات موافقم!
اما تو هم بهتره واقع بین باشی، خاتمی این آدمی که تو میخوای نیست و نمیتونه بشه!!

 

adel :

سلام
مثل همان روزنامه نگاران دور و بر خاتمی می نویسی که دغدغه های اقتصادی دارد. خوب است از فراز قله دوردست پایین بیایی و کمی روی زمین سیاست و مدیریت ایران قدم بزنی برادر.

با نکات نقد شده در مورد کارآمدی خاتمی موافقم

 

:

دوست عزیز
یادداشت شما را خواندم ولی شما هنوز هم فکر می کنید آقای خاتمی 20ملیون رای دارد و این آقای خاتمی همان کسی است که آزمایش 20ملیون رای قبل را پس داده اند و بر همگان آشکار است
آیا حریف بلامنازع ایشان به راحتی حاضر است انتخابات سالم برگزار کند؟!!!
من که فکر می کنم این جدال باختی جز از میدان به در کردن اصلاح طلبان برای همیشه نیست.اصلاح طلبانی که حتی عرضه ی مدیریت انتخابات مجلس قبل را نداشتند و من خود از نزدیک شاهد این ماجرا بودم.

 

رضا :

بهتر نیست توو امثال تو کاملا دست از این مملکت بکشین؟؟

 

حسام الدین :

درود بر شما دوست عزیز. خیلی زیبا و شیوا و رسا نوشتی. همان سخنانی که در ذهن هم نسلان شما است. من هم دردم همین سخنان بوده و هست. امید که سید بشنود و اجرا کند والا این بار ابروی خود را به خطر انداخته است.
اصلاح طلب بی برنامه از محافضه کار با برنامه مضرتر و مهلک‌تر است.

 

سعید :

اگر چنین چیزهایی هم بگوید فکر می‌کنید چند درصد کسانی که به او رای داده بودند می‌پذیرند و باور می‌کنند که جناب تدارکاتچی حاضر است پای آنها بایستد ؟ آن هم در حالی که 8 سال این دست و آن دست کرد و مجلس و حمایت مردمی را در دروه قبل با خود داشت.

البته این به اصطلاح اصلاح طلب ها چاره ای ندارند جز این که در مورد گنده کاری های احمدی نژاد بزرگنمایی کنند و او را بزرگترین خطر موجود بدانند.
زهی خیال باطل!

من (نمی گویم مردم یا همه) ارزش رای خودم را محفوظ می دارم و از ترس اژدها به مار غاشیه پناه نمی‌برم.
ارزش تک رای من بیشتر از آن است که برای مشروعیت دادن به نظامی استبدادی و در یک نمایش از پیش باخته به هدر رود.
موفق باشید

 

منصور :

مطلب درستی را اشاره کردید. ولی آن مظروفی که شما به آن اشاره کردید در ظرف خاتمی نمی گنجد. اگرچه فردی صادق و مردمی است ولی بیش از آنکه فن مملکت داری و ادراه امور را به خوبی بداند مرد خطابه و امور فرهنگی است. چه بهتر بود اگر به میرحسین اجازه می داد می آمد.

 

علی اصغر رمضان پور :

یادداشت خوبی بود واگرچه در برخی جزییات با تو هم عقیده نیستم اما د این بازار کلی گویی که بر رسانه ها و اظهار نظر های سیاستمداران ایران حاکم است صراحت یادداشت تو دلنشین است.

 

جهانگرد :

سلام
دوست عزیز واگاه
این بار اقای خاتمی باید دست یاری به سوی مردم دراز کند و بدون برو برگرد از مردم کمک بخواهد تا پشتش را محکم کنند و حمایتش کنند تا بر انها که مافوق رئیس جمهورند پیروز شود واز انان حق مردم را بگیرد به مردم باید اطمینان دهد که خواسته های انان را براورده می کند بله حق باشماست نباید خاتمی را با دولت وحکومت سخیف فعلی مقایسه کرد باید خاتمی را با هشت سال خودش مقایسه کرد واز او خواست تا کاری را کند که در ان هشت سال نکرد وکارهایی را که در ان هشت سال کرد اصلاح کند باید کمر ببندد وکمر ببندیم برای جنگی سرد یا شاید هم گرم داخلی مگر 18 تیر یادمان رفته مگر قتلهای زنجیره ای فراموش مان شد مگر ترور حجاریان را می شود به خاطر نیاورد خاتمی با طیفی روبروست که امدن او را به صلاح ندانستند ودر دوران ریاستش دست به ترور وخون الودند واز هیچ جنایتی دریغ نداشته وندارند . او را حجه الاسلام خاتمی واحمد اقای خاتمی که عربده کش سیاسی بیت معظم است را ایه الله می خوانند. نباید فراموش کنیم خاتمی نیاز به کمک مردمی و پشتیبانی مردمی دارد واگر مردم واقشار روشنفکر و فرهنگی برای او بپا خیزند او محفوظ تر و موفق تر کار خواهد کرد والا در شکست های احتمالی او شریک خواهیم بود

 

شهرام معینی :

به قول یکی از نظر دهندگان نوشته زیبا و شیوایی بود و البته بهره ای از درستی نبرده است
1.پوپر که ابزار ابطالپذیری را برای سنجش علمی بودن گزاره ها ارائه کرد می گوید رفتن به سراغ این ایده مربوط به دوران جوانی او در احزاب چپ است او می دید علم معنایی نامتعین دارد هم یک فیزیکدان مدعی علمیت است و هم حزب کمونیست آموزه های خود را فلسفه علمی می داند و ...من شخصا مدتهاست فکر می کنم چگونه می توان ورای شیوایی منطقی برای توصیه سیاسی-مدیریتی کلان یافت زمانی فکر میکردم هوش برای این امر کافی است اما مشکلات زیادی در به کار گیری این ابزار وجود دارد
2.اما اکنون کمترین توصیه ای که به توصیه کنندگان می توانم بکنم این است که برای توصیه های خود دنبال مبنای نظری باشند این نکته ای است که به عباس عبدی هم در پاسخ به نقدش در مورد آمدن خاتمی یادآور شدم و او عملا آنرا پذیرفت دستکم امروزه باید بدانیم که زمان آن گذشته که یک فرد کمی فکر کند !و بعد نظری روی هوا در مورد اینکه مثلا خاتمی چه باید بکند بدهد اینگونه توصیه های بدون مبنا می تواند صد جور باشد یکی بگوید امیدوارم خاتمی این دوره گول اطرافیانش را نخورد و به جای سخنرانی عمل کند (در حالی که سخنرانی یکی از مهمترین اعمال یک رییس جمهور درهمه دنیاست)یکی بگوید امیدوارم خاتمی این دوره گول تکنوکراتها رانخورد و به فکر مستضعفان باشد و پای درد دل آنها بنشیند و سومی بگوید امیدوارم این دوره خاتمی گول اقتصاددانان را نخورد و به جای توسعه اقتصادی به دنبال توسعه فرهنگی برود و الی آخر
3. اما اگر به جای این توصیه های وعظ مانند بگوییم در کشوری چون کشور ما مبانی نظری در مورد کارکردهای یک نیروی مدرن راهیافته به قدرت چه می گوید آنوقت مقدمات ارائه نظر یا توصیه درست و علمی فراهم می شود برای درک کاری که خاتمی باید بکند آشنایی نسبی با مبانی نظری توسعه اقتصادی در یک کشور پیرامونی (اثرات سرریز همگرایی و...)از یکسو و مبانی نظری گذار به دموکراسی از سوی دیگر حداقل پیش شرط است
4. خلاصه کنم به جای ارائه توصیه و حتی توصیه مدلل به دنبال توصیه دارای مبنای تئوریک باشیم

 

يك دوست :

سلام
شما هم مثل اين تلويزيون هاي خارجي هستيد كه فقط از دور داريد ... من هم شخصا آقاي خاتمي را خيلي دوست دارم ولي باور كنيد اينكاره نيست . يكبار هم كه شده كلاه خود را قاضي كنيد و عملكرد 8 ساله ايشان را مورد بررسي قرار دهيد . انصافا از آقاي احمدي نژاد خيلي خيلي بهتر بوده ولي با اين وضعيت اقتصادي و بيكاري و تورم و ... آقاي خاتمي نمي تواند انتظارات مردم را برآورده كند . سخنران بسيار خوبي است ولي در عمل فردي تو خالي ...

 

عنایت :

امیدوار کننده بود. ممنون.

 

واحه :

آقاي قدوسي عزيز بسيار صادقانه نوشته ايد. من با شما در بسياري موارد موافقم و معتقدم آقاي خاتمي نيز در ميان گفته هاي اخيرش كم و بيش به نوعي به اين ها اشاره كرده است. اين كه از هم اكنون با مديران گفت و گو كند پيشنهاد بجايي است مشكل كاري دوره ي آقاي خاتمي برخي مديران و افراد حلقه پيرامونش بودند چنان كه از اشتباهات آن دوره ارايه تصوير شيطاني از آقاي هاشمي بود چيزي كه نه روا بود و نه به جا. من ميان نوشته هاي برخي از دوستان همان مطلق گرايي را مي بينم كه در ميان هواداران دولت نهم يا انديشه آقاي مصباح. جهان نسبي و آدميان هم نسبي اند خدمات و زحمات شان هم. ولي بياد داشته باشيم كه هاشمي سليقه زندگي مردم را ارتقا داد و اين از نظر جامعه شناسي خدمت بزرگي بود.
بهر حال نوشته شما حرف بسياري از مايي است كه دوره دانشجويي مان با آمدن آقاي خاتمي رقم خورد. منصف اگر باشيم هم كاستي ها و هم برتري هايش را مي فهميم.

 

پارسینه :

مطلب شما در سایت پارسینه منتشر شد

 

:

Hamed jaan,

I have written something different but with some similar ideas and terms.

Wish you all the best.

Parsa.S

 

:

حامد جان، این نوشته تشویقم کرد که مطلبی کوتاه در همین مورد روی وبلاگم بنویسم:
http://beshkar.blogspot.com/2009/02/blog-post.html#links

 

پسر شاهزاده :

خاتمی آمد...!!!

 

:

حامد جان نوشته بسیار خوب و پخته ای بود. خواستم ازت تشکر کنم. امیدوارم گوش شنوایی هم برایش باشد.

 

مهدی قندی :

حامد جان نوشته بسیار خوب و پخته ای بود. خواستم ازت تشکر کنم. امیدوارم گوش شنوایی هم برایش باشد.

 

monzavi :

khatami fereshteye nejate

 

:

عزیز من داستان خیلی ساده است آقای خاتمی طی 4 سال آخری قیمت دلار را ثابت نگه داشت وحقوق کارگران را هر سال 20 درصد اضافه کرد و این یعنی واردات .ورود کالای خارجی حالا ما کسی را میخواهیم که دلار را 2000 تومان بکند تا جلوی واردات بطور اتوماتیک گرفته شود و واحدهای تولیدی شروع به فروش بکنند هر کسی در این جهت حرکت بکند صادق است .یادمان باشد 70 درصد نمایندگان کره ژاین و ... نماینده تولید کنندگان هستند نه نماینده بازاریان و دانشجویان
برای واردات 60 میلیارد دلاری باید 60 میلیارد دلار صادرات داشته باشی نه 5/1 صادرات میلیارد دلار سال آینده برای ملت و دولت و فعالین سیاسی سال خیلی خیلی خیلی بدی خواهد بود 40 میلیارد دلار کسر بوجه خواهیم داشت
قیمت گازوئیل 5 برابر میشود وقیمت دلار ثابت خواهد ماند یعنی 50 درصد دیگر واحدهای تولیدی کارگرانشان رااخراج خواهند کرد
داستان سال 1388 داستان زندماندن کسانی است که نان بدست آورده اند و داستان مرگ کسانی که کار خود را ازدست می دهند.

 

محمود :

هر کسی از ظن خود شد يار من! دوست عزيز شما هم مثل آقای خاتمی حرفهای قشنگ زده ايد؛ اما حرفهای دل خودتان را؛ حرفهايی که رشته تخصصی شماست: اقتصاد. تصور می کنيد که اگر اقتصاد درست شود همه چيز خودبخود درست می شود. می دانيد در همسايگی شما در همين شهر وين اتريش که من هم چند سالی را آنجا گذراندم مردی زندگی می کرد و می انديشيد و می نوشت به نام کارل پوپر. می دانم می شناسيد و به همين خاطر هم می خواهم نقل قولی از آن برايتان بازگو کنم.
پوپر می گفت: «ما بايد همچنان دمکرات بمانيم و در پی آزادی های اجتماعی باشيم، حتی اگر معلوم شود که ديکتاتوری به لحاظ اقتصادی موفق‌تر است. ما اجازه نداريم آزادی را برای آش عدسی بفروشيم. اما پيداست که دمکراسی موفق‌تر است؛ آن هم به دليل يک اصل انسانی: دمکراسی موفق‌تر است، چون قوة ابتکار بشری و قدرت خلاقيت انسان، ذاتاً با آزادی رابطه‌ای تنگاتنگ دارد. تنها زمانی که ما آزادنه بتوانيم سخن بگوئيم و گفت‌وگو کنيم، قادريم افکار راهنمای خود را کشف و کامل کنيم. اگر در جامعه‌ای مدرن، خلاقيت و قوة ابتکار سرکوب شود، اقتصاد چنين جامعه‌ای هم رو به انحطاط می‌گذارد. اتومبيل بنز در درجة اول نمادی است که با کار و خلاقيت و ابتکار می‌توان به‌چيزی دست يافت. بنابراين بحث تنها بر سر موفقيت اقتصادی نيست، بلکه امکان انجام کاری، رسيدن به هدفی و داشتن ابتکار است. و برای دستيابی به اينها، نياز به دمکراسی داريم. ثروت يکی از ثمرات آزادی است و ابتکار؛ از همه مهمتر، نتيجة آزادی بيان است». اين نوشته ی کارل پوپر را با ترجمه خسرو ناقد چند سال پيش در جايی خواندم و در گوشه ای از کامپيوترم ضبط کردم و البته در اعماق ذهنم.

 

مهران حیدرزاده :

ْ«آقای خاتمی آن روزها تمام شد. آدم‌ها واقع‌بین شده‌اند و سیاست‌های ملموس طلب می‌کنند.»

بیخیال! واقع‌بین؟ شوخی می‌کنی؟ باور کن اگه کروبی قول ماهی 100 هزار تومان بده حتما رأی میاره!

 

حامد :

مشکل اینجاست که ما هنوز می خواهیم این حضور خاتمی را با حضور 76 مقایسه کنیم. نه او مرد آن سالهاست و نه جامعه ان جامعه است. خاتمی هوشمند تر از آن است که راه جدیدی پیدا نکند. تاریخ این را خواهد گفت.

 

:

مگر این‌که ستون اصلی تیم‌تان را این بار بر خلاف دفعات قبل از مردان عمل و تجربه و تدبیر بچینید

please pay attention that there are many expereinced and professional women in Iran too.
Ajib Nist ke ma hanouz andar khame yek kouche hastim!

 

:

مگر این‌که ستون اصلی تیم‌تان را این بار بر خلاف دفعات قبل از مردان عمل و تجربه و تدبیر بچینید

please pay attention that there are many expereinced and professional women in Iran too.
Ajib Nist ke ma hanouz andar khame yek kouche hastim!

 

:

سلام به همه .........دوستی این طور نظر داده بود
................

شما هم مثل اين تلويزيون هاي خارجي هستيد كه فقط از دور داريد ... من هم شخصا آقاي خاتمي را خيلي دوست دارم ولي باور كنيد اينكاره نيست . يكبار هم كه شده كلاه خود را قاضي كنيد و عملكرد 8 ساله ايشان را مورد بررسي قرار دهيد . انصافا از آقاي احمدي نژاد خيلي خيلي بهتر بوده ولي با اين وضعيت اقتصادي و بيكاري و تورم و ... آقاي خاتمي نمي تواند انتظارات مردم را برآورده كند . سخنران بسيار خوبي است ولي در عمل فردي تو خالي ...........

من میخوام بگم که رییس جمهور این مملکت جز برای رفاه مردم و کم کردن تورم و بهبود وضع اقتصادی و و علا ج بیکاری جوانها کاری مهمتری هم داره که باید انجام بده ؟ ؟خوب اگه همه این ها در وضعیت خوبی باشند احتیاجی به خاتمی و امثال او نبود و یک ادم معمولی با سواد ابتدایی هم میتونست مملکت رو اداره کنه ......

یه چیز دیگه با سواد فقهی نمیشه مملکت داری کرد .

یادمه اوایل ریاست جمهوریش بود که اقای خاتمی رفت به پاریس 48 ساعت پشت کاخ الیزه منتظر بود تا شیراک اجازه ملاقات داد ..........این یعنی چی ........یعنی بی حرمتی به 70 میلیون ایراانی.....


از رسوایی هایی هم که تو ایتالیا بالا اورد که نگو و نپرس ابروی روحانیت رو برد...
جالب اینجاست الان که کاندید ریاست جمهوری شده هواداراش یه جورایی میخوان به ملت بقبولونن که اون فیلم ساختگی بوده ..........

 

:

ایده آل نگری را کنار بگزاریم. قرار نیست ایران بهشت شود، همانطور که آن طرف آب بهشت نیست. هیچ کشوری یک شبه پیشرفت نمی کند، نکرده است. ده ها اگر نه صد ها سال طول می کشد. این قدر عجول نباشید. مهم این است که وضعیت کشور به مقدار محسوسی بهتر شود.

در سر کار آمدن این آقای احمدی نژاد و وضعیت فعلی کشور، آدم های جوگیر و ناعاقل که به شعارهای تو خالی او رای دادند، تحریمی ها که شعور سیاسی در حد چغندر هم ندارند، و اصلاح طلب های بی کفایت که مردم را از خود گریزان کردند همه مقصرند. سیستم قدرت در ایران طوری نیست که خاتمی بتواند تاثیر بگزارد. فرشته نجات نیست، یک آدم خوب است که حتی اگر عاقل تر هم شده باشد در این سیستم توانایی تاثیر گزاری موثر را ندارد. نگزاشتند، نمی گزراند. تحریم هم ابلهانه ترین کاری است که آدم می تواند بکند. مگر از این دوره ی آقای احمدی نژاد کم لذت برده اید؟ با تحریم چیزی درست نمی شود، ته دلتان این است که آمریکا بیاید حمله کند و حکومت را سرنگون کند، بهشت می شود. احتمال این که آمریکا حمله کند خیلی بعید است، سرنگونی نظام هم که تقریبا حرفش را هم نمی زنند، و تازه اگر همه ی این ها شد، یک 8 سال درگیری در حد عراق را باید تحمل کنید. واقعا در عقل تحریم گران باید شک کرد.

به آدمی رای بدهید که فکر می دانید می تواند اوضاع کشور را به مقدار محسوس بهتر کند. این قدر عجول نباشید!

 

B :

totally agree...

 

boyuck :

سلام
بسیار زیبا بود امیدوارم آقای خاتمی اینبار قویتر ظاهر بشن.
در ضمن من با اجازتون لینکتون کردم

 

:

akharesh nafahmidam khane neshin haro bayad biaran ya ona ke dar rase kara boodan tahala!!! kesai ke tahala post o magham dashtan ya male nasle ghablan ya kesai ke didim kari nakardan!!!

 

... :

بهتر از خاتمی کی رو سراغ داری؟

 

:

حرفهات برام جالبه، چون دقیقا حرفهای 4 سال پیش خودمه. ولی الآن بعد از چندین سال که در غربت مشغول تحصیل هستم، به این نتیجه رسیدم که رمز موفقیتشون در اداره کشور، داشتن مرد عمل نیست. بلکه اداره کشور توسط روزنامه نگارها و روشنفکرانه. مثلا همین آقای اوباما، واقعا چقدر سابقه کاری داره؟ مثلما مک کین خیلی بیشتر مرد عمل بود، ولی اوباما روشنفکرتره و همین برای اداره کشور کافیه. چون میتونه با ایده هاش همه رو دور خودش جمع کنه و کشور رو بسازه.
راستش رو بخوای من هیچ وقت توی وبلاگها "ارسال نظر" نمیکنم،(چون برام تایپ فارسی خیلی سخته و از فینگلیش نوشتن هم متنفرم!) اما این پستت برام جالب بود و مهم.
چون یکی از دغدغه های خودم هم یه زمانی همین بود.

 

ندا فضلي :

حكايت من و عاشقي سينما
بي پولي در روزگار سينما

 

علی :

هر که دل در گرو ایرانی بهتر دارد خاتمی را با همه ابراداتش به احمدی نژاد و احمدی نژاد ها برتری خواهد داد

 

مهدی رباطی :

احسنت حامد، یک بیست بهت می دهم.

 

:

خوشحالم که نا امیدمون نکرد

 

محسن :

نکته اینجاست که اگر خاتمی انتخاب نشه همین دوست فعلی سرجاش میمونه خوب مسلما با این وضع موجود هیچ کس چنین چیزی رو تحمل نمیکنه.
خاتمی شاید مشکل زیاد داشت ولی خوبی هاش برای کشور بیشتر بود.
اصلا شما مقایسه کنید بین دوستمون و آقای خاتمی کدوم بهتر کشور رو اداره میکرد؟؟؟

 

Kambiz :

حامد جان مقاله ت زیبا بود، ولی یکـی از عوامله بدبختیه ایران "نفت" است. که هر کس با هر سواد و معلوماتی به خود اجازه میدهد که "رییس جمهور" شود. و هر جا کم آورد از پول نفت هزینه میکند تا کم کاری های خودرا جبران کند! کاش نفتمان تمام میشد،آنوقت نظر شما عملی میشد. وزیر دانشمند. رییس جمهور دانشمند؛یعنی به قول شما افراد تحصیل کرده و باسواد امور کشور را به دست میگرفتند. در مورد آقای خاتمی هم با شما موافقم ؛مردم با هشت-ده سال پیش فرق کرده اند؛باید برنامه مشخص تحویل دهند.

 

:

البته جناب آقای خاتمی می توانند از (فرصت مقایسه) هم استفاده کنند !

 

سيد مهدي :

من كاملا با نظر سعيد موافقم بايد واقع بين بود خاتمي بيشتر براي اداره ي دانشكده علوم اجتماعي يا فلسفه مناسب است كار اجرايي مردان اجرايي مي خواهد نه سخنران فلسفي ما دنبال آدمي مثل كرباسچي باشيم

 

:

در مدل های فرآیند رهبری اقتضایی سه عامل اصلی باعث اثربخشی رهبری می شوند: Context, Followers, Leaderمن با این بخش که هیچ چیزی را نباید با دوم خرداد 76 مقایسه کرد موافقم. تمام ارکان مدل تغییر کرده اند، هم افراد جامعه تغییر کرده اند و مطالباتشان متفاوت است، از همه مهم تر با حضور 4 ساله احمدی نژاد کانتکس تغییر کرده است. باید با این جور نوشته ها به خاتمی گفت که خودش هم باید تغییر کند و حرف هایش را عوض کند تا بتواند رای بیاورد. اگر رای نیاورد ...

 

نادر :

فکر می کنم مقاله دکتر برقعی در مورد مدرنیته و مدرنیسم (؟) به روشن شدن بحث کمک کند.

 

dana :

با سلام
تحلیل جالبی بود. من هم حرفهایی در همین مورد داشتم. مقاله ی "چهار سال جوک" من را بخوان.

 

محسن :

منطق کلام کاملا درسته ولی من فکر می کنم خاتمی بدبخت اگر فلک باهاش سازگاری می کرد و منتفعین از وضعیت انحصاری و ملوک اطوایفی اقتصاد ایران اجازه می دادند عملش تا درصد بالایی مطابق همین منطق می بود.
اما در مورد ضرورت و امکان شعارهایی که باید توی این دوره مطرح بشن کاملا و کاملا و کاملا باهات موافقم.

 

mehrnoosh :

نوشته خوبی‌ بود ولی‌ به نظرم قدری بی‌ انصافی کردید. خاتمی مدیران جوان و تازه کاری روی کار نیورد دوست عزیز، مدیر نفت که زنگنه با اون همه سابق بود، وزیر صنایع یا ارشاد و ... همه آدمهای با تجربه بودند . در بعضی‌ از نظرها گفت شده خاتمی کاری نکرد. بنظر من این نهایت بی‌ انصافی هست و این جور حرفهای بی‌ پایه مثل "خاتمی هیچ کاری نکرد" یا "خاتمی مرد عمل نیست" رو خیلی‌ از شبکه‌های خارج از ایران مثل صدای آمریکا یا بقیه شبکه‌های سیاسی و رقیبان اصلاح طلبان آنقدر تکرار کردن که دیگه بقول معروف مردم شستشوی مغزئ پیدا کردند. در صورتیکه اگر حتا به آمارهای اقتصادی که توسط موسسات معتبر دنیا درباره ایران وجود داره نگاه کنید می‌بینید با وجود قیمت پایین نفت کشور ما رشد اقتصادی ۶ تا ۵/۶ رو داشته و علاوه بر این مازاد بودجه هم داشتیم که بخشی به دلیل سیاست تنش زدایی خاتمی و افزایش سرمایه گذریها در ایران بوده، در تمام حوزه‌ها هم به همین ترتیب می‌شه گفت حرکت رو به جلو بوده البته نقص‌های زیادی هم در کار بوده که بخشی از جانب خود تیم خاتمی و بخشی هم به دلیل ساختار پیچیده حکومت در ایران بوده (به هر حل ولی‌ فقیه و بقیه رو از یاد نبرید).من به هیچ وجه نمیگم خاتمی خیلی‌ خوب کار کرد من هم بهش نقد‌های زیادی دارم ولی‌ خوبه که از مسیر انصاف خارج نشیم و اینرو هم توجه داشته باشیم که اگر احمدی نژا خدای نکرده انتخاب بشه نه تنها باید فاتحه اصلاحات و آزادیهای سیاسی و اجتماعی رو بخونیم بلکه فکر می‌کنم ۴ ساله دیگه تبدیل میشیم به یه کشور فقیر و عقب افتاده که تنها قدرتش داشتن بمب اتمی‌ هست.

 

:

Avalin chizi ke khatami bayad tozih bede ine ke dar dore 8 gablish vagean chi mikhast bokone, chi kard, alan chi mikhad bokone va chetor (ba tavajoh be tajrobe doreye gablesh va joziat kafi). Ta vagti inaro roshan nakone ray nemidan.

 

:

بسیار زیبا مالیده اید.

 

دیوژن :

سلام . خیلی دقیق و خردورزانه بود.امیدوارم نکته های دقیقتان به نظر ایشان هم رسیده شود

 

:

سلام.بایدعرض کنم اگر مدیران دوره خاتمی اهل اسراف بودند مردم هم وضع معیشتی خوبی داشتند ولی درزمان احمدی نژادظاهرامدیران بی بهره ازخوان نعمت الهی ایران بودنددر عوض مردم فشار اقتصادی راتحمل کردندپس ثروت ناشی فروش نفت 100دلاری کجا رفت خدامی داند .البته همان مردم عوام خواستند که رئیس جمهورفقیرپرورداشته باشند .

 

حمیدرضا :

سلام آقای قدوسی
خیلی خوب بود
کاملا موافقم
باید یک جوری مطلب را به ایشان رساند.

 

گ :

آقای عزیز وابستگی اوضاع اقتصادی و سیاسی به مطبوعات آزاد نیاز به کنکاش زیادی ندارد. بی جهت مطبوعات را پایه ی دموکراسی نمی دانند. جریان آزاد اطلاعات جلوی رانت خواری و کم کاری را می گیرد. اگر نظارت مطبوعات نباشد هیچ دستگاه دولتی قادر نخواهد بود تمام فعالیت های اقتصادی بدنه حکومت را کنترل کند. اگر خاتمی تدبیر نکرده بود یا هشت سال دوام نمیاورد یا از طرف بیشتر مردم محکوم به ترسویی یا عدم تندروی نمی شد. توجه کنید که بیشتر مردم عراق از اوضاع اقتصادی در زمان صدام راضی بودند. یا نهایت توسعه اقتصادی در خاورمیانه نتیجه اش امارات است. خلاقیت و تولید نیاز به جریان آزاد اطلاعات دارد. وانگهی هیچ مملکتی با عوض کردن یک وزیر درست نمی شود، ذهنیتهای بسته باید تغییر کنند.

 

فاطمه :

فکر نمی کنم این گند کاری های احمدی نژاد رو بشه به این راحتی ها تو 4 سال جمع کرد حتی به نظر من یکی دو سال دیگه تازه اثار بعضی شاه کار های آقا خودشو نشون میده یعنی در زمان ریاست جمهوری رئیس جمهور جدید مثلا خاتمی! اون وقت جناه مخالف و مردم همه چیز رو می ندازن گردن رئیس جمهور جدید!

 

مجتبي :

ممنون از نوشته هايت

 

:

یا رحمان
آقای قدوسی عزیز
سلام، نقد منصفانه شما را خواندم و خوشحالم که دید یک اصلاح طلب معتدل را مطالعه کردم.
واقعیت این است که ما نیز با همین نقطه نظرات شما منتهی در فالبی دیگر موافقیم.
بپذیریم که خاتمی با همین دیدگاهها است. دوستان و یارانش هم همین ها هستند.
هنوز خاطره تلخ خیلی چیزها در اذهان است.
خاتمی هرچه باشد از یک گروه است که تکنوکرات نیست، احمدی نژاد هرچه هست یک تکنوکرات است ولی از بین این طیف شاید نا... آن.
خاتمی را همانطور که گفتید باید مدیران اجرایی کارآزموده همراهی کنند نه یاران ... .
از سید محسن سیدین هم ممنونم که وبلاگ شما را به ما معرفی کرد.
به امید دیدار

 

محمد امین :

بن نظرم بی انصافی کردید . حرف خاتمی ظرفیت سازی برای توسعه سیاسی به عنوان پیش شرط توسعه اقتصادی بوده که در دنیا هم تجربه شده . هنوز یاد و خاطره رخدادهای بد سیاسی و اقتصادی سال های سازندگی از خاطرمان بیرون نرفته است . ما نمیخواهیم به آن سالها برگردیم.

 

:

با حرفهاتون در مورد عملگرا بودن موافقم اما با اینکه خاتمی کاری نکرد اصلا موافق نیستم. من نه تحلیلگر سیاسی ام نه اقتصاد دان. اما به عنوان یک شهروند عادی حضور خاتمی در صحنه در زندگی روزمره تغییر ایجاد کرد. یک نمونه کوچیکش اینکه به گفته سال بالایی های دانشگاه صنعتی ما قبل از ۷۶ پسر ودختر نمی تونستند دو نفری وسط دانشکده بایستند و یک سوال علمی از هم بپرسند اما رفتار ورودی های ۷۶ اونا رو به کلی متعجب کرده بود. لطفا سوءبرداشت نشه که همه چیز در این موارد خلاصه می شه. می خوام بگم که چقدر فشار پنهان برداشته شد که ناگهان جو این همه عوض شد. در سطوح دیگه هم همین طور بود. خاتمی به مردم یادآوری کرد که باید با اونها با احترام رفتار بشه.
به نظر من اگر امروز زنان بیش از قبل به دنبال حق و حقوقشون هستند اگر این همه روزنامه آمد و بسته شد و حالا خیلی ها می دونند که توی مملکت آزادی سیاسی وجود نداره از برکت حضور خاتمی بود. به هر حال صدایی بلند شد که خفه بشه. قبلش که صدایی بلند هم نمی شد.
اون چیزی که می تونه ما رو از این بدبختی امروز نجات بده آگاهی مردم عادی هست. مردم روستاها و شهرهای کوچیک که قسمت زیادی از جمعیت رو تشکیل می دن. کم اینکه حتی انقلاب هم نتونست برای مردم نا آگاه مملکت ما خوشبختی بیاره. حضور خاتمی در آگاهی مردم خیلی اثر داشت هر چند که هنوز راه زیادی برای رفع این نا آگاهی داریم.

و خاتمی این بار گفته که با شعار توسعه اقتصادی میاد نه توسعه سیاسی.

 

امیر حسین :

با سلام
جناب قدوسی
از نوشته رسا و بیان شیوای شما که نظر و عقیده بسیاری از تحصیلکردگان و افراد دانشگاهی کشورمان است متشکرم .
اما چند سوال از حضورتان دارم امیدوارم با دقت علمی و بدون گرایشات سیاسی جواب دهید
1- ایا ساختن وآباد کردن کشوری مانند ایران بدون حداقل بستر های اجتماعی و سیاسی و توجه به کرامت انسانی و حقوق بشر امکان پذیر است ؟
2- ایا کسانیکه توانایی ساختن ایرا ن را از نظر علمی ، فنی و مالی دارند حاضرند بدون توجه به بستر اجتماعی و فضای فرهنگی ایران آستین همت بالا بزنند و بسازند
3- به نظر شما چرا ایرانیهای خارج از کشور که تا حدودی اکثریت انها مصداق افراد سوال دوم اینجانب هستند به ایران بر نمی گردند ؟ چرا انها در زمان سلف آقای خاتمی بر نگشتند ؟
4- ایا کسانیکه بعنوان نخبه علمی ، اقتصادی و فنی از ایران خارج می شوند وبر نمی گردند بخاطر جو فرهنگی و اجتماعی ایران نیست ؟
5- ایا رییس جمهور باید بستر ساز توسعه اقتصادی باشد یا خود و ( دولتش ) توسعه اقتصادی را بوجود بیاورد ؟ در صورت مثبت بخش خصوصی کجای این ماجرا قرار دارد
6- از نظر جنابعالی وظایف ذاتی یک دولت حداقلی چیست؟

با بهترین آرزوها
امیر حسینی

 

مسافر :

به شخصه با نظراتتون موافق نيستم
اين مواردي كه شما ذكر كرديد از آن دسته شعارهاي پوچي هستند كه دولت مهرورز! كنوني هم با اين شعارها روي كار آمد و اين هم نتيجه اش!!
مطمئن باشيد اگر خاتمي با اين شعارها هم پا به عرصه بگذارد به او اجازه تحقق آنها را نخواهند داد...
پس بهتر است حداقل آزادي، آبرو و اعتبار بين المللي از دست رفته مان را از او طلب كنيم...

اما در صورتيكه تمايل داريد متن شما به دست ايشان برسد مي توانيد از سايت ياري يا وبسايت محمد علي ابطحي استفاده كنيد...

www.yaari.ir
http://www.webneveshteha.com/weblog/

موفق باشيد

 

222 :

ok دمت گرم

 

leila :

امیدوارم دوم خردادی ها هوشیارتر عمل کنند و به جای حرکات نمادین و گل دادن و سرود ای ایران و یار دبستانی سر دادن حرف های اساسی بزنند.

 

arash :

دوست عزیز جناب قدوسی
نوشته خوب و جانانه شما رو خوندم.من عقیده دارم ما از روز اول اشتباه کردیم که روی ایشون بیش از توان و ظرفیت فکری و باور ذهنیش طلب کردیم و در واقع خواستیم ایشونو تو لباس قهرمانمون ببینیم.لباسی که واقعن به تن ایشون گشاد بود و اساسن به نظرات ما ایمان نداشت.شاید ایراد از قحط الرجال ما یا رویا پردازی هامونه .باور کنیم که تنها خودمونیم که می تونیم به داد خودمون برسیم.تا اون بلوغو پیدا نکنیم مسلمن باید منتظر بازی خوردنای دیگه هم باشیم.ی روز با لبخند و ژستای قشتگ بچه خوش تیپ خانواده یکروزم با عوامفریبی های ....

 

ندا :

عجیبه که خیلی از این کامنتا به خاتمی انتقاداتی وارد می کنن که صد مرتبه شدیدتر و بدترش به احمدی نژاد وارده. عجیبه، مگه این 4 سال رو ندیدن؟؟ یا هیچ خبری رو تو این 4 سال نخوندن؟؟!
مطلب بسیار خوبی نوشتین. کاش خاتمی هم بخونه این مطلب رو!

 

فرزانه :

سلام
الان در ایران نزدیکای صبحه

چون گفتید به فلسفه علاقه دارید و وب من مایه های فلسفی داره براتون پیام گذاشتم. در پرو فایلم مشخصاتم هست.

 

:

باز جوگیر شدی حامد. برو یه نگاهی به نوشته های دور و بر و 27 خرداد و 3 تیر خودت بنداز، بد نیست. نمیدونم چه حکمتیه که آدمایی که بیشترین اصرار رو به "واقع بینی" و "شعار ندادن" دارند، بیشترین تغییر مواضع 180 درجه ای رو هم خودشون دارند.

این هم یه فاز جدید افراطه، منتها این دفعه اسمش رو گذاشتن :"عملگرایی و اصلاحات اقتصادی".اما پشتش همون افراط و بی تحملی و مطلق گرایی قبله : " فقط همینی که ما میگیم درسته، غیر از این هم باشه اسباب ناامیدیه".

یه نگاهی هم به سیر تغییرات اون نامه ای که دو سه ماه پیش از طرف دانشچوهای شریف هم دوره ی ما برای خاتمی داده شد هم بنداز. یه سری از همین حرف هایی هم جوگیری توش زدن، بعد دیدن هیچ کس نامه رو امضا نکرد (عده ی کمی امصا کردن)، مواضع رو تعدیل کردن!

راستی کیهان هم cite کرده نوشته ات رو! آقا تبریک! (;

 

سرتوماس :

باز جوگیر شدی حامد. برو یه نگاهی به نوشته های دور و بر و 27 خرداد و 3 تیر خودت بنداز، بد نیست. نمیدونم چه حکمتیه که آدمایی که بیشترین اصرار رو به "واقع بینی" و "شعار ندادن" دارند، بیشترین تغییر مواضع 180 درجه ای رو هم خودشون دارند.

این هم یه فاز جدید افراطه، منتها این دفعه اسمش رو گذاشتن :"عملگرایی و اصلاحات اقتصادی".اما پشتش همون افراط و بی تحملی و مطلق گرایی قبله : " فقط همینی که ما میگیم درسته، غیر از این هم باشه اسباب ناامیدیه".

یه نگاهی هم به سیر تغییرات اون نامه ای که دو سه ماه پیش از طرف دانشچوهای شریف هم دوره ی ما برای خاتمی داده شد هم بنداز. یه سری از همین حرف هایی هم جوگیری توش زدن، بعد دیدن هیچ کس نامه رو امضا نکرد (عده ی کمی امصا کردن)، مواضع رو تعدیل کردن!

راستی کیهان هم cite کرده نوشته ات رو! آقا تبریک! (;

 

سار و سرو :

این‌ها که گفتید می‌شود قالیباف نه خاتمی!

 

:

حامد جان سلام

خيلي متعجم كه چگونه از خاتمي انتظار داري با يك سخنراني اعلام حضور در انتخابات كل مشكلات اسلام و مسلمين و ايران و عقب ماندگي هاي تاريخي ان را به شكل كاملا اجرايي ! تحليل و چاره عملي و نه تئوريك كند ! كه اگر چنين نكرده مايه ناميدي است و بعد از اين نااميدي احتمالا يادداشت بعدي شما در لزوم تحريم انتخابات - بخوانيد راي اوردن مجدد احمدي نژاد- خواهد بود
فكر نميكني بهتر بود كمي صبر مي كردي تا ببيني شايد احتمالا اين بنده خدا كه در اين شرايط كه از همه سو باران بلا مي بارد ، احتمالا برنامه‌اي چيزي را پس از اين اعلام حضور اعلام كند
به نظرم اين يادداشت كلي شماهم از قماش همان فلسفه بافي‌ها و نسخه پيچي‌هاي كلي و انتزاعي است كه فكر مي كنند با يك يادداشت روزنامه‌اي يا پست وبلاگي مي شود مشكلات ساختاري ، بين المللي اقتصادي و صنعتي ايران را كه عقب ماندگي هاي عميق تاريخي و بنيادين است حل كرد.
درحقيقت شما به همان دامي افتاده‌ايد كه از آن انتقاد مي كنيد

والسلام

 

محمد علیزاده :

حامد جان سلام
معمولا نوشته های شما را می خوانم و از آنها لذت برده و استفاده می کنم. اما اینبار به دو دلیل واضح با نوشتار نسبتا تند و صریح شما مخالفم.
1- به طور معمول هر انسانی عادت دارد درباره پدیده ها در مقایسه با نزدیکترین موضوع و پدیده در دسترس قضاوت نماید. از همین رو به طور طبیعی روح متن شما اگر چه به صراحت بیان نشده است، اما مقایسه بین احمدی نژاد و خاتمی است. در دو سر طیف شما احمدی نژاد مظهر عملگرایی است و خاتمی مظهر مدیریت غیر عملگرا. بر اصل این مقایسه و نقد آن ایرادی وارد نیست. اما مقایسه شما جامع نیست. تمرکز شما صرفا بر تعدادی شاخص است. دوست داشتم حداقل شما با ملاحظه افزایش قیمت نفت در چهار سال اخیر و مقایسه نرخ رشد محدود ایران با سایر کشورها نفتی نتیجه عملگرایی کور را نیز ببینید. دیدن بسیاری از جنبه های توفیق دوران خاتمی هنری است که به طور معمول در شما دیده ام اما نمی دانم چرا اثری از آن در این متن نیست:
نکته 1- به سبب ماهیت کارم با بسیاری از مدیران بنگاه های اقتصادی در تعامل هستم. اگر چه دوران خاتمی همواره با چالشهای داخلی موااجه بوده ایم، اما دو موقعیت ممتاز امکان رشد را فراهم نموده بود، اول روحیه امید به آینده که نشاط و پویایی را در جامعه گسترانده بود و دوم کاهش تدریجی دخالت دولت در امور بنگاه ها و رفتار مبتنی بر برنامه که امکان برنامه ریزی موثر را برای آنها فراهم نموده بود. در همین خصوص توصیه می کنم سخنرانی مهندس زنگنه در کنفرانس مدیریت را ملاحظه کنید. از نظر مهندس زنگنه به جز یکی دو سال اول دولت خاتمی، رشد و تکامل را در امتداد دولتهای قبلی به وضوح می توان مشاهده نمود.
خوشبختانه شما در شریف درس خوانده اید و با بسیاری از دانش آموختگان این دانشگاه چه در ایران و چه در خارج در تعامل هستید، لطفا نرخ مهاجرت نخبگان در طی چهار سال اخیر با پیش از آن را مقایسه نمایید. آیا در این قشر هیچ کور سویی از امید به آینده دیده اید.
به نظر شما اگر دولت بعد از خاتمی، اگر فقط کمی محترم تر تر بود امروز ما آثار مثبت دوران خاتمی در عرصه های اجتماعی، فرهنگی و بین المللی را فراموش می کردیم؟ طبیعی است که نباید انتظار داشته باشیم در یک نظام غیر دموکراتیک توتالیتر نهادینه کردن یک رفتار و فرهنگ آسان باشد. در واقع اگر دولت بعدی در امتداد دولت قبل و تکامل یافته آن بود امروز همگان تحسین گر خاتمی و اندیشه والا و دوراندیش او نبودیم.
2- اما نکته دوم:
احتمالا رفتار های نابخردانه ابراهیم اصغرزاده را در شورای شهر همه به خوبی به خاطر دارند. برخی با به به و چه چه جسارت او را تحسین می گفتند و نقدهای او را وارد. اما نتیجه کار چه شد، شورای شهر منحل شد و در انتخابات شورای شهر مردم هیچ انگیزه ای برای همراهی و رای دادن به اصلاح طلبان آن روز نداشتند.
متن شما را که خواندم ناخودآگاه اگر چه شان شما را بسیار فراتر از اصغر زاده می دانم اما یاد او و اظهاراتش افتادم. حامد جان یادمان باشد گفتار شما نقد رئیس جمهور نیست بلکه نقد کاندیدای ریاست جمهوری است. نتیجه نقد تخریبی می تواند عدم توفیق در انتخابات و تحمل یک دوره 4 ساله رقت بار دیگر باشد. تا آنجایی که از توان و تحمل خود آگاهم برای من و بسیاری چون من تحمل آن سخت و دشوار است. من هم با بسیاری از نظرات طرح شده خوانندگان پرشمار وبلاگ شما موافقم که خاتمی خاتمی است و احتمالا تغییر زیادی در او نمی توان یافت ولی یقینا تیم امروز او با تیم آن روز تفاوت های بسیاری دارد. خاتمی با خود امید به آینده را خواهد آورد.
صراحت را در نقدمان حفظ کنیم، اما با ایده های نو او را یاری کنیم. همه به دیدن روزهای خوب آینده امید واریم.

 

محمد علیزاده :

حامد جان سلام
معمولا نوشته های شما را می خوانم و از آنها لذت برده و استفاده می کنم. اما اینبار به دو دلیل واضح با نوشتار نسبتا تند و صریح شما مخالفم.
1- به طور معمول هر انسانی عادت دارد درباره پدیده ها در مقایسه با نزدیکترین موضوع و پدیده در دسترس قضاوت نماید. از همین رو به طور طبیعی روح متن شما اگر چه به صراحت بیان نشده است، اما مقایسه بین احمدی نژاد و خاتمی است. در دو سر طیف شما احمدی نژاد مظهر عملگرایی است و خاتمی مظهر مدیریت غیر عملگرا. بر اصل این مقایسه و نقد آن ایرادی وارد نیست. اما مقایسه شما جامع نیست. تمرکز شما صرفا بر تعدادی شاخص است. دوست داشتم حداقل شما با ملاحظه افزایش قیمت نفت در چهار سال اخیر و مقایسه نرخ رشد محدود ایران با سایر کشورها نفتی نتیجه عملگرایی کور را نیز ببینید. دیدن بسیاری از جنبه های توفیق دوران خاتمی هنری است که به طور معمول در شما دیده ام اما نمی دانم چرا اثری از آن در این متن نیست:
نکته 1- به سبب ماهیت کارم با بسیاری از مدیران بنگاه های اقتصادی در تعامل هستم. اگر چه دوران خاتمی همواره با چالشهای داخلی موااجه بوده ایم، اما دو موقعیت ممتاز امکان رشد را فراهم نموده بود، اول روحیه امید به آینده که نشاط و پویایی را در جامعه گسترانده بود و دوم کاهش تدریجی دخالت دولت در امور بنگاه ها و رفتار مبتنی بر برنامه که امکان برنامه ریزی موثر را برای آنها فراهم نموده بود. در همین خصوص توصیه می کنم سخنرانی مهندس زنگنه در کنفرانس مدیریت را ملاحظه کنید. از نظر مهندس زنگنه به جز یکی دو سال اول دولت خاتمی، رشد و تکامل را در امتداد دولتهای قبلی به وضوح می توان مشاهده نمود.
خوشبختانه شما در شریف درس خوانده اید و با بسیاری از دانش آموختگان این دانشگاه چه در ایران و چه در خارج در تعامل هستید، لطفا نرخ مهاجرت نخبگان در طی چهار سال اخیر با پیش از آن را مقایسه نمایید. آیا در این قشر هیچ کور سویی از امید به آینده دیده اید.
به نظر شما اگر دولت بعد از خاتمی، اگر فقط کمی محترم تر تر بود امروز ما آثار مثبت دوران خاتمی در عرصه های اجتماعی، فرهنگی و بین المللی را فراموش می کردیم؟ طبیعی است که نباید انتظار داشته باشیم در یک نظام غیر دموکراتیک توتالیتر نهادینه کردن یک رفتار و فرهنگ آسان باشد. در واقع اگر دولت بعدی در امتداد دولت قبل و تکامل یافته آن بود امروز همگان تحسین گر خاتمی و اندیشه والا و دوراندیش او نبودیم.
2- اما نکته دوم:
احتمالا رفتار های نابخردانه ابراهیم اصغرزاده را در شورای شهر همه به خوبی به خاطر دارند. برخی با به به و چه چه جسارت او را تحسین می گفتند و نقدهای او را وارد. اما نتیجه کار چه شد، شورای شهر منحل شد و در انتخابات شورای شهر مردم هیچ انگیزه ای برای همراهی و رای دادن به اصلاح طلبان آن روز نداشتند.
متن شما را که خواندم ناخودآگاه اگر چه شان شما را بسیار فراتر از اصغر زاده می دانم اما یاد او و اظهاراتش افتادم. حامد جان یادمان باشد گفتار شما نقد رئیس جمهور نیست بلکه نقد کاندیدای ریاست جمهوری است. نتیجه نقد تخریبی می تواند عدم توفیق در انتخابات و تحمل یک دوره 4 ساله رقت بار دیگر باشد. تا آنجایی که از توان و تحمل خود آگاهم برای من و بسیاری چون من تحمل آن سخت و دشوار است. من هم با بسیاری از نظرات طرح شده خوانندگان پرشمار وبلاگ شما موافقم که خاتمی خاتمی است و احتمالا تغییر زیادی در او نمی توان یافت ولی یقینا تیم امروز او با تیم آن روز تفاوت های بسیاری دارد. خاتمی با خود امید به آینده را خواهد آورد.
صراحت را در نقدمان حفظ کنیم، اما با ایده های نو او را یاری کنیم. همه به دیدن روزهای خوب آینده امید واریم.

 

فرزانه :

شايد اگه مي دونستي كيهان چي جوري از نوشته هات سو استقاده مي كنه.....اينجا رو خونديد؟http://www.kayhannews.ir/Detail.aspx?cid=7267

 

سهند :

آقای قدوسی، بسیار عالی بود.

 

بابک :

من قربون اون قلمت برم که حرف دل ما رو زدی!آقا به خدا ما خاتمی رو دوستش داریم. اما خاتمی باید قبول کنه که یک سری اشتباهات داشته، خاتمی باید قبول کنه که یک سری از حرف هاش دیگه جذابیت قبل رو نداره، خاتمی باید قبول کنه که یک سری از کارها رو نمیشه در چارچوب این قانون اساسی انجام داد.
به خصوص از اون قسمتی که در مورد روزنامه نگارا نوشته بودی لذت وافر نصیبمون شد.
اما یه چیزی یادت نره، این مجلس مجلس ششم نیستش، این مجلس باید وزیران رو تایید کنه حامد جان.
البته اگه خاتمی یک کم واقع بین باشه می تونه از سد اون ها هم بگذره.
اگه خاتمی با رای بالا، رای بیاره اونوقت هر نماینده ای ریسک قرار گرفتن مقابل خاتمی رو قبول نمی کنه، نا سلامتی دو سال دیگه دوباره انتخابات مجلس هستش، به هر حال صندلی مجلس هم برای بعضی ها از همه چیز مهم تره!فقط کافیه که خاتمی از این موضوع غافل نشه!

موفق باشی

 

:

به سبک عاشقانه!
حامد جان, عزیزم سلام!
من درک می کنم که هر کسی به پایگاهی برای مطرح شدن و زندگی کردن در آینده نیاز داره, و شما هم با قالیباف نزدیکی فکری بیشتری داری, و احساس امنیت بیشتری زیر چتر اصولگراهای ولایت مدار می کنی, به هرحال ایرانی هستیم و دیکتاتور پسند, ولی نیاز نبود از خاتمی ایراد بگیری و بری تا رجا نیوز و کیهان:
http://www.rajanews.com/detail.asp?id=24619
برادر من! من هیچی از خاتمی نمی خوام؛ از تو هم رزومه ام تو رشته ام کمتر نیست اگه خدا قبول کنه! و این همه ادعا ندارم که مثلا باید چنین و چنان کنه سید... اومد که قدمش روی چشم, یه رای خودمو می دم, براشم تو تهران و دهات آشنا فعالیت می کنم, و ترجیح می دم رای کوچه و بازارو براش جمع کنم تا امثال خودم و خودت و بعض این کامنتی هات, روشنفکرهای پرهای و هوی بی خاصیت. اگه عرضه داشتم تو این سه سال, نه این 11 سال , نه این 30 سال یه الترناتیو می تراشیدم بعد دورش سینه می زدم که آی رای ندید یا انتقاد دارم یا... درک کنید یکی جونشو گرفته کف دستش, و زندگی راحتو ول کرده به عقل ناقصش برای آینده ما اومده وسط دعوای یک عده دزد و شیاد, بعد تو وایسادی میگی مسالتن! به لحاظ شرعی اول پای راستتو باید بذاری؟! ای بابا! تازه سعی کردم نگم اونور آبی اندازه کوپنت ذرت پرت کن که نشی سوژه تخریب کثیف ترین روزنامه ی ایران. ناراحت که نشدی؟! انتقاد سازنده کردم!

 

:

سعی کردی منصف باشی ولی نشد . کرباسچی که داری ازش حرف می زنی می تونی طرف کیه؟؟ کروبی !!!! میشناسیش ؟؟ کرباسچی و دار و دسته اش ( همون قوچانی اینا رو میگم ) طرف بادند . الان هم باد طرف کروبی می وزه . در مورد گوش مردم هم باید بگم که اصلا پر نیست . چون یک گوششون دره و اون یکی دروازه . نفهمیدی هنوز اینو؟

 

بابک :

من نمی دونم مردم چرا فکر می کنند که وقتی خاتمی کاندید شد و ما هم ازش حمایت می کنیم، باید دیگه اونو معصوم بدونیم. همین کارا بود که باعث شد، بعد از خاتمی نتیجه انتخاب مردم این جوری بشه. خاتمی محبوب ماست، دوستش داریم ولی دلیل نمیشه که از هر کار اشتباهیش حمایت کنیم. من نمی دونم بعضی ها چی میگن؟

 

مانیا :

سلام
کاش بشه واقعا این ها رو بخونه!
کاش بشه اشتباه نکنه!
کاش حالا که اومده درست اومده باشه
یا حق

 

طلوع :

سخن چون از دل بر آید لا جرم بر دل نشیند.
آقای خاتمی عزیز آیا واقعا میشه سرنوشت از سر نوشت؟

 

:

این دوره از انتخابات بسیار سخت و سرنوشت ساز است. و خاتمی باید یک مبارزه استراتژیک را سازمان دهی کند.من برای او یک پیشنهاد دارم که می تواند موجی از اراده و امید را در دل مردم و حامیانش ایجاد کند.خیلی ساده است او به جایه اینکه مسولان دولت اصلاحات را بعد از انتخات مشخص کند این کار را قبل از انتخابات انجام دهد.ابتدا یک هیئت گزینش برای استان ها را تشکیل دهد. سپس در یک فراخوانی افراد تحصیل کرده متخصص و اصلاح طلب را در هر استان فراخوانی کند.هیئت گزینش وظیفه دارد افراد برتر را به عنوان منتخبان هر استان انتخاب کنند. تمام مدیریت اینده هر استان از کانال این منتخبان
خواهد بود. در مرحله دوم منتخبان هر استان باید هیئت گزینش تشکیل دهند و منتخبان شهرها را تشکیل دهند.اکنون اقای خاتمی یک شبکه ی متخصص با انگیزه و مردمی در اختیار دارد که میتواند به کمک انها در انتخابات پیروز شود و همچنین مردم می توانند مسولان اینده شهر خود را بشناسند و قائدتا امید و اعتماد در دلهایشان بیشتر خواهد شد. زیرا شخصیت این افراد نمادی از اراده ی تجلی یافته ی خاتمی خواهد بود.
از طرف دیگر این کار باعث ایجاد یک فضای تحرک نشات امید و رقابت میان جوانان و تحصیل کرده گان خواهد شد .که این کار فضای سکون را خواهد شکست و ضعف رسانه اصلاحات را جبران خواهد کرد و شخصیت مردمی خاتمی را اثبات خواهد نمود

 

سهیل :

خاتمی همین است که هست شما اشتباه می کنی اگر خاتمی انتظار داری کاری بکند که در وجودش نیست.

 

lili :

گ.ر ننش

 

آرزو :

مرگ دموکراسی یعنی بازگشت دایناسورها و دایی ناصرهای تاریخ گذشته

 

saeid :

من هم موافقم. ای کاش خاتمی همان خاتمی باشد اما با یک تیم قوی تر و عمل گرا تر.
باید واقع بین بود هرچند تکرار تلخی است دیدن این چهره های تکراری.

 

:

shotor dar khab binad panbe dane
...
shotor jan dir shod az khab barkhiz
shoghal ayad ya gorg
ey khake zar khiz
ze Eslami gozar
Jomhoori Raha kon
boro kohhane sag khorde dava kon

 

همراه :

سلام
شما به اصطلاح روشنفكران كه شناخت عميقي از دين و جامعه ديني (آنچه بايد باشد نه آنچه هست) نداريد، مرتب به بيراهه رفته ايد و خواهيد رفت. فضاي ذهني شما، قبله دل شما را به سمتي قرار داده است كه آمال خود را در اينجا هرگز نخواهيد يافت. لااقل به همان سمت رويد و دو روزه عمر خود را خوش باشيد و بگذاريد دينمداران واقعي به مرور جامعه ديني خود را بسازند به آن سان كه الگوئي براي ملت هاي عالم در مقابل ليبرال دمكراسي باشد. (لطفاً مغالطه نكنيد و شرايط امروز و جامعه امروز را آن جامعه مطلوب دينمداران مپنداريد).
محمود نامي از كارل پوپر مطلبي زيبا در خصوص آزادي و اقتصاد گذاشته بود كه حقيقتاً عميق است. پوپر مي گويد بگذار آزاديمان را داشته باشيم و آنرا فداي اقتصاد نكنيم.
و ما مي گوئيم بگذار جامعه امان را مطابق ملاك هاي دينمان بسازيم و آزادي ليبرالي شما و اقتصاد ليبراليتان و رشد و توسعه اتان به سبك الگوهايتان تماماً بطور كامل ارزاني خودتان.
هرگز به آمال خود نمي رسيد. چه با خاتمي چه بي خاتمي حتي اگر چند صباحي ديگر چون آن 8 سال شود.

 

میم :

آقا رو باش! توی این وانفسای کاپیتالیسم متاخر(!) تازه یاد خصوصی سازی افتاده. عزیزم خصوصی سازی و جهانی سازی به عنوان مدل توسعه مرد. فاتحه!

 

mehrnoosh :

دوستان لطفا کمی‌ حواستون جمع باشه که همچنان که این روز‌ها همه جا بحث از ناقص‌های خاتمی هست ، احمدی نژاد با سیاست‌های غلط اقتصادیش داره عملا کشور رو به فنا میده و با در آمد ارزی معادل کل درامد ۱۶ ساله رفسنجانی و خاتمی صندوق ذخیره ارزی رو خالی‌ کرده، تورم رو به ۳۰ درصد رسونده، عملا به گفته مجلس با کسری بودجه ۴۰ هزار میلیارد دلاری رو برو هستیم، حالا بگذریم از بلا‌هایی‌ که سر دانشجوها و استاد‌های دانشگاه‌ها و روزنامه ها و غیره آورده، و کلی‌ چیز‌های دیگه. مطمئن باشید خاتمی با برنامه به میدان خواهد آمد و حتم داشت باشید که پس از آن ۸ سال و دیدن این ۴ سال خیلی‌ پخته تر شده. به هر حال صبر کنید تا برنامه شون رو ببینید. این مطلب بسیار خواندنی از ابراهیم نبوی رو از دست ندید:

http://www.doomdam.com/archives/000569.php#more

 

mehrnoosh :

دوستان لطفا کمی‌ حواستون جمع باشه که همچنان که این روز‌ها همه جا بحث از ناقص‌های خاتمی هست ، احمدی نژاد با سیاست‌های غلط اقتصادیش داره عملا کشور رو به فنا میده و با در آمد ارزی معادل کل درامد ۱۶ ساله رفسنجانی و خاتمی صندوق ذخیره ارزی رو خالی‌ کرده، تورم رو به ۳۰ درصد رسونده، عملا به گفته مجلس با کسری بودجه ۴۰ هزار میلیارد دلاری رو برو هستیم، حالا بگذریم از بلا‌هایی‌ که سر دانشجوها و استاد‌های دانشگاه‌ها و روزنامه ها و غیره آورده، و کلی‌ چیز‌های دیگه. مطمئن باشید خاتمی با برنامه به میدان خواهد آمد و حتم داشت باشید که پس از آن ۸ سال و دیدن این ۴ سال خیلی‌ پخته تر شده. به هر حال صبر کنید تا برنامه شون رو ببینید. این مطلب بسیار خواندنی از ابراهیم نبوی رو از دست ندید:

http://www.doomdam.com/archives/000569.php#more

 

امين جمي :

سلام .
خواهش مي كنم كمي با چشمان باز به اوضاع بنگر . در زمان هاشمي ، با پيشرفت آنچناني روبرو نبوديم كه باعث افتخار بشه ولي در دولت خاتمي از نظر اقتصادي كه شما مد نطرت است عالي كار كرديم : عسلويه از سال 77 شروع شد و تا 84 با پيشرفت معجزه واري برخوردار بود . فرودگاه امام ، پتروشيمي هاي ماهشهر ، همين تكنولوژي و صنعت هسته اي ، توسعه اتوبانها و راههاي كشور ، عمليات مترو در كلانشهرهاي ايران و دهها مورد ديگر . در حوزه فرهنگي و اجتماعي و سياسي هم بد نبود (‌هر چند دادستاني و برخي مراكز نظامي عليه اقدامات دولت خاتمي قدم برداشتند ) . وزرا و مديران دولت خاتمي از كاربلدترين و زبده ترين كارشناسان بودند . بازار بورس و بانكها در اين دوره همواره در رونق بودند . و به اينها اضافه كنيد كاهش شديد قيمت نفت . در ضمن روابط با كشورهاي جهان نيز از سطح بالايي برخوردار بود و از اجماع جهاني عليه ايران جلوگيري شد .
حق يارتان !

 

parsa :

.

paiane nazar

 

elika aminian :

سلام


آقای قدوسی، من برای شما یک ایمیل به همین ادرسی که این بغل گذاشتید فرستادم، نمیدونم لطف می‌کنید که جواب بدید یا نه، اگر نه،‌ می‌شه لطفا بهم بگید!

ممنونم

 

شهرزاد :

سلام

به روزم با مقاله ی" کهن گرایی (آرکاییسم) در آثار محموددولت آبادی" و منتظر حضورو نظرارزشمندت.

شاد باشی و سرافراز

 

سعید :

فرد لایق. مناسب. قابل اعتماد =خاتمی

 

:

سلام دوستان از اقای احمد نزاد بهت گیر نم اید

 

نور :

آقای خاتمی یک شخصیت سنگین و با وقاری بود که توانست ایران را در هشت سال بخوبی رهبری کرد .
اگر در چنین موقعیتی که اقای احمدی نزاد که تمام نظام هفتاد ساله حکومت داری را به هم ریخته و شخصیتهای غیر کارامد را در تمام مملکت بکار گمارده است و ایران در نظر تمام اذهان جامعه جهانی به تروریست پرور؟معرفی کرده است نیاید بهتر است و سنگینی خود را حفظ کند که مردم ایران همچنان اورا دوست دارند .

 

حسن :

با با شما ملت چند بار باید پایتان در یک چاه برود .
خاتمی تدارکچی ! که دستور سرکوب دانشجویان را داد و با بی عرضگی تمام کار کرد وهرگز برای مردم کاری نکرد جز حرفهای هشت من نه شاهی ! بازهم خاتمی ؟ انتخابات را تحریم کنید در جهت سرنگونی رژیم بر آیید . این راه حل واقعی است . در این رزیم رفرم پذیری امکان ندارد ویک تعارف با خود ویک خود فریبی است . این را سی سال است که تجربه کرده ایم ولی بازهم خود را فریب میدهید؟

 

:

تمام بضاعت نظام در کارآمد بودن جهت اداره جامعه در دوران آقای خاتمی با جمله من یک تدارکاتچی بیش نیستم به منصحه ظهور رسید.مشکل در ساختارهای تعیین شده برای اداره جامعه است نه افراد اگر یک بار دیگر اندیشمندان ما قانون اساسی را مرور کنند میفهمند که بازنگری در آن یک ضرورت اجتناب ناپذیر است.بدنبال یک فرشته نجات با اسب سفید نباشید.خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نخواهد داد مگر آنکه خود خواهان تغییر باشند.

 

علی :

یک کشور 70 میلیونی رو یک نفره نمیشهه اداره کرد اگر از اقای خاتمی میخواهید کاری انجام بده باید ما مردم هم پشتش باشیم.

 

:

مامطمئنيم كه دوستداران وياران هميشگي جناب اقاي خاتمي يعني قشر جوان وتحصيل كرده وروشنفكر جامعه يك بارديگر با حضوردرپاي صندوقهاي راي حماسه ديگري رقم مي زنند امايادت باشد اقاي خاتمي به حرفهايي كه مي زنيد جامه عمل بپوشانيد

 

كاظم :

مامطمئنيم كه دوستداران وياران هميشگي جناب اقاي خاتمي يعني قشر جوان وتحصيل كرده وروشنفكر جامعه يك بارديگر با حضوردرپاي صندوقهاي راي حماسه ديگري رقم مي زنند امايادت باشد اقاي خاتمي به حرفهايي كه مي زنيد جامه عمل بپوشانيد

 

پوریا سلیمانی :

سلام حامد جان
نظرات شما خیلی عالی است و زمانی تحقق می یابد که آقای خاتمی ریس جمهور آینده باشند که این امر فقط در صورتی محقق می شود که خاتمی با رای بسیار بالایی در انتخابات پیروز شود (خودت دلیلشو می دونی) .
حالا دیگه وظیفه ی ماست که تلاشمون رو بکنیم و از دوستانی که نظر داده اند انتظار دارم یه کمی روشنفکرانه تر با قضیه برخورد کنند

 

Johnny Davis :

Unbelieveable truth but bunch reality

 

:

سلام
حامد جان از آنجائيكه نظراتم در اين باب خيلي مفصل شد مجبور شدم آنها را در وبلاگم بگذارم. يه نگاهي به اين پست در وبلاگم بنداز ...
http://eyewitness.blogfa.com/post-18.aspx

 

:

ba salam khahsh mikonam hame nazare mano bekhoonan.na tanha man balke hameie adamaie tahsil karde ino midoonand khatami age kandid shode namikhad mese ghablan edame bede hatman ba ghateieaiate balayi pa be arse mizare va ino bedoonin ke harki behtar az ahmadi nejad ast va age motalee konin moto vaje mishavid ke hich gah ba aghayede osoolgarayi va mohafeze kari namishavad keshvar ra edare kard na tanha dar iran balke dar har keshvari (nemooneie an dar amrica ke boosh yek mohafez kar bood)harki iman dashte bashe mifahme ke in azadi hast ke ensan ra be darajate balayi miresanad chon emam khomeini baraye azadi irane jangid na inke mikhast yek hokoomati dige mese shah ro be vojood biare.hamin faghat khastam begam ke age dinetan ra va irano doost darin be khatami ray bedin bebakhshid ke saretoono dard avardam .bishtar fek konid va az rooye taasob ray nadahid zira taasob door az kherad ast.khodahafez

 

مهدی بیرنگ :

هر کسی با این شروط می تونه انتخاب خوبی باشه دیگه احتیاجی به خاتمی نیست مخصوصا که امتحانش رو هم پس داده.بهتر به هر نامزد انتخابات که دلش برای ایران و اسلام می زنه اینها را توصیه بکنی مخصوصا به رییس جمهور فعلی.

 

محمدمحمدی :

اوامدپرده وپر بگشایید دوستان دست در دست یکدیگر نهیم وباحمایت از خاتمی کشورمان را نجات دهیم.راستی این خبر رو اعلام کنید که مردم خود را برای استقبال از خاتمی در روز16اسفند در شیراز اماده میکنند.شیرازی خاتمی یادت نره

 

:

جناب اقاي حتماً كتاب در سنگر ازادي فردريش فون هايك را بخوانيد. اقتصادرقابتي فقط در فضاي كاملاً آزاد و دموكراتيك ايجاد ميشود. نه با بكار گيري افرادي كه به آزادي اعتقاد ندارند.

 

:

"جناب اقاي حتماً كتاب در سنگر ازادي فردريش فون هايك را بخوانيد. اقتصادرقابتي فقط در فضاي كاملاً آزاد و دموكراتيك ايجاد ميشود. نه با بكار گيري افرادي كه به آزادي اعتقاد ندارند."

نشان داده شده که این گزاره اشتباه است. هنگ کنگ و سنگاپور بیشترین آزادی اقتصادی را دارند ولی از نظر آزادی اجتماعی حدودا در سطح کشورهایی مانند ایران هستند. خلاف این موضوع هم برقرار است، یعنی کشورهای اسکاندیناوی که از نظر آزادی اجتماعی بالاترین رتبه را دارند، از نظر آزادی اقتضادی در میانه قرار دارند. این توهمات را کنار بگزارید. وابستگی دارند، ولی خیلی کمتر از چیزی که فکر می کنید.

 

نراقي :

كيرم توي دهنتون

 

:

فراموش نکنیم که پیشرفت یک کشور در گرو ارزش نهادن به سرمایه های آن کشور است وبزرگترین سرمایه مشارکت ملت ومردم در تصمیم گیریهاست وتا زمانی که احساس ارزشمندی واثرگذاری در توده مردم شکوفا نگردد هیچ اقتصادی بالنده نخواهد بود واین مهم وابسته به آزادی دادن به تمام اقشار جامعه برای ابراز مواضع خود در قبال مسئولین است که پس از سالها در دولت آقای خاتمی تاحدی نمود داشت .

 

سید علی :

بنده سال 88 را سال اسهال ملی و استفراق اسلامی اعلام می کنم.باطعم احمدی نژاد یا خاطمی بازیانت شده!

 

نیلو :

سلام حامد عزیز

همه اینها که نوشتی خوب و بجاست اما ...
اما گمانم یادت رفته اینجا ایران است و گاهی ممکن است خیلی چیزها میلیارد میلیارد گم شود و چه رسد به رای ...
اما گمانم باز یادت رفته که این مردم سالهاست عادت کرده اند به صدقه خوری ...

 

منصف :

خودتو بي خودي خسته نكن . خاتمي رو هر كارش بكني هموني كه بوده هست و عوض نميشه پس بهتره انصراف بده و خيال همه رو راحت كنه

 

مهدی :

در دولت احمدی نژاد خیانت هایی به کشور و مردم ایران شد که فکر نمی کنم ایران در طول عمر خود تا به حال چنین حاکم درو غگو ومنافق و دیکتاتوری را به خود دیده باشد من فکر می کنم نه تنها مردم از وجود چنین موجودی رنج می برند بلکه زمین هم از اینکه این فرد روی اون راه میره در عذابه. شاید شما خواننده عزیز این حرفهای من رو به حساب تعصبات شخصی یا خصومت شخصی با این فرد بزنید ولی اینچنین نیست .از زمانی که این فرد وارد نظام ایران شد خرابی های عظیمی به وجود ﺁورد که این مشکلات به دلیل نادانی وی بود .هدف او درست کردن این کشور نبود او می خواست خود را مطرح کند که برای این کار از ترفند های کودکانه استفاده کرد به این صورت که کارهای دولت های قبلی(دولت ﺁقای هاشمی و دولت ﺁقای خاتمی) را زیر سوال برد و شروع به تخریب شخصیت ﺁنان کرد و مردم ساده لوح گمان کردند که رابین هوت ایران پیدا شده و چه کار های مثبتی برای مردم انجام خواهد داد .من چند مورد رو فقط از ذهنتون می گذرانم اگر دروغ بود ادامه اون رو دیگه نخونید :به نظر شما طرح و مجوز ساخت ماده کراک رو چه کسی به ﺁزمایشگاههایی که در داخل تهران فعالیت میکنند داده است٬ بله این طرح رو یکی از کسانی که ﺘﺌوری های دولت نهم را می نویسد به دولت اراﺌﻪ داد ودولت نیز پذیرفت با این هدف که کشور در مدت کوتاهی از وجود معتادان به تریاک و هرویین پاکسازی شود(از اون کارهای احمقانه )یعنی با از بین بردن معتادان می خواستند کشور را پاکسازی کنند غافل از اینکه بیشتر جوانان ونوجوانان حتی من شنیدم که تعدادی از کودکان هشت نه ساله به کراک معتاد شده اند وکسانی که قبلاً معتاد به مواد مخدر بودند کمتر به این ماده روی ﺁ وردند ودرصدی از جوانا ن به این صورت فنا شدند. با دادن طرح هایی مثل افتتاح صندوق مهر رضا نه تنها این صندوق کمکی به جوانان نکردند بلکه باعث شد با دادن این طرح هیچکدام از بانک ها دیگر به جوانان وام ازدواج ندهد .طرح دیگر طرح کا هش قیمت ها بود که همه شاهدند با دادن این طرح، قیمت همه اجناس چند برابر شد ما در دولت های قبل افزایش قیمت را در دو زمان خاص شاهد بودیم یکی اول سال و دومی در پایان سال که بسیار ناچیز بود واگر تولید کننده یا فروشنده قصد گرانفروشی داشت با او بر خورد می شد ولی الان می بینیم که در یک روز یک بار صبح افزایش قیمت داریم یک بار بعد از ظهر و یک جنس را در دو مغازه با قیمت متفاوت می بینیم البته قصد من توهین به کا سبان نمی باشد شاید اگر من هم به جای ﺁنان بودم ومی دیدم یک ﺁماتور اختیار این مملکت را به دست گرفته از این ﺁب گل ﺁلود نهایت استفاده را می کردم. یکی دیگر از طرح ها ، طرح مبارزه با مفاسد بود که نه تنها فساد در جامعه کاهش پیدا نکرد بلکه فساد به مراکز دولتی نیز نفوذ کرد که نمونه ﺁن تجاوز رییس دانشگاه زنجان به یکی از دانشجویان ،تجاوز رییس ستاد اقامه نماز توسیرکان به یکی از کارمندان زن،دستگیری یکی از فرماندهان ارشد نیروی انتظامی در خانه فساد،کودک ﺁزاری وتجاوز به کودکان توسط یک قاضی و...اینها نمونه های خیلی کوچک بودند،شاید هزاران اتفاق مشابه رخ داده که این موارد انگشت شمار فاش شده است.تا بحال شده که وزرا و صاحب منصبان در دولت نهم را با دولت های قبلی مقایسه کنید می دونستید ﺁقای کردان قبل از اینکه به وزارت کشور بیاد و رسوا بشه در سازمان فنی وحرفه ای ده میلیارد تومان اختلاص کرده بود و با میانجی گری ﺁقای احمدی ﻧﮊاد اون رو ندید گرفتند می دونستید اون شارلاتان رو ﺁورده بودند تا در رأی گیری به نفع ﺁقای احمدی ﻧﮊاد در ﺁرأ مردم دست ببره ، می دونستید مدیر عامل شرکت ایران خودرو قبل از این که به این سمت منصوب بشه به عنوان یکی از مدیران نالایق شناخته شده بود.خلاصه بگم تمام وزیران و مدیران در دولت نهم یا از اقوام ﺁقای احمدی ﻧﮊاد هستند یا از هم بازی های دوران کودکی ا و .با شروع به کار دولت در سال 84 اگر می دیدند مدیری قبلاً طرفدار ﺁقای خاتمی بوده او را از ﺁن سمت کنار می زدند و مدیر باب طبع خود را جایگزین وی می کردند که در این امر حتی به مدیران مدارس هم رحم نکردند و ﺁنها را عزل کردند.(ما در دولت های قبل با عوض شدن دولت فقط شاهد تغییر وتحول در هیات دولت بودیم که من حتی یادمه در سال 76 ﺁ قای خاتمی چند تا از وزرای رییس جمهور سابق را تغییر نداد) من یکی از کسانی هستم که قبلاً حد اقل روزی 2 ساعت کتاب غیر درسی می خواندم ولی الا ن به دلیل مشکلات اقتصادی دیگر حتی قادر به خواندن درسهایم هم نیستم من یکی از شاگرد اول های دانشگاه بودم ولی به برکت وجود این نادان ( احمدی نژاد)دو ترم متوالی مشروط شدم ٬مجبورم کار کنم تا کمک خرج پدرم باشم پدری که قبلا با روزی 8 ساعت کار کردن بهترین زندگی را داشت ولی الان با وجود داشتن شغل دوم وسوم قادر به تامین معاش خانواده نیست من مجبورم کمک خرج او باشم.در دولت احمدی نژاد به دلیل به وجود ﺁمدن مشکلات اقتصادی سن ازدواج حدوداً 10 سال افزایش یافت که ان شاً الله در اون دنیا نتواند جوابگوی جوانان باشد.در دولت وی هر کس کوچکترین انتقادی کرد خیلی بی سر صدا وبه طور وحشیانه ای او را نا بود کردند .یک نمونه یکی از اقوام خود بنده بود که در تهران در یکی از تاکسی ها انتقاد کوچکی کرده بود غافل از اینکه راننده تاکسی از سر بازان ﺁقا می باشد به مدت 11 ماه خبری از این شخص نبود وکسی نمیدانست جریان چیست و او کجاست تا اینکه پس از یازده ماه با پارتی بازی خانواده اش فهمیدند که او به عنوان مجرم سیاسی در یکی از زندان های کر دستان به سر می برد (اگر به یاد داشته باشید در دوران ﺁقای خاتمی ،ایشان مشغول سخنرانی در بین مردم بودند که دو نفر از اراذل شروع به هتاکی کردند که در اخبار همان شب این صحنه از تلویزیون پخش شد و ﺁقای خاتمی گذشت کردند )واقعاً در این چهار سال چه بر سر ایران و ایرانی ﺁمد.

 

... :

نه قصد پاچه خاری دارم نه قصد تخریب ،هیچ فکر کردید هر کس توی این مملکت کاره ای شد چقدر از مال بیت المال برای خودش سرمایه گذاری کرد به طوری که تا ده نسل بعد از خودش می تونن صفا کنن ،یک نمونه خیلی کوچیک ﺁقای کروبی که ادعا می کنه کارخانه خودرو سازی پروتون در شهر بروجرد از مال بیت المال نیست ارث بهش رسیده واقعا شما باور می کنید که این کارخانه ارث بهش رسیده باشه ، در نظر بگیرید این ﺁقا بشه رییس جمهور بعد از چها ر سال متوجه می شیم که سر قفلی ایران رو با مردمش واگذار کرده اون موقع چه شود. به نظر من تنها کسی که از قدرتش سو استفاده نکرد ﺁقای خاتمی بود به نظر شما ﺁقای خاتمی چرا دزدی نکرد اون که راحت می تونست این کار رو بکنه مثلاًًًً یک ملیارد دلار از پول نفت رو بر می داشت زیر بار هم نمیرفت مثل احمدی ﻧﮊاد می اومد از تو تلویزیون اعلام میکرد این حرفها همش شایعه است ماست مالی می شد می رفت پی کارش .اکه دقت کرده باشید معمولا ﺁقایون بعد از کناره گیری از مقامشون (اونهایی که به قول خودشون زمانی که قدرت داشتند اونقدر ساده زندگی می کردند) یک شبه ملیاردر میشن حالا اینهمه مال و ثروت رو از کجا بدست ﺁوردند دوست دارم ان شأالله سه چهار سال بعد از شکست احمدی ﻧﮊاد در ایندوره یکی بره از اموالش ﺁمار بگیره اون موقع می فهمید که من چی میگم .حالا من جواب این سوال رو که چرا خاتمی دزدی نکرد رو بدم ؟ خاتمی به این دلیل دزدی نکرد که به مملکتش ،به هموطناش ،به اصولش ،به اعتقاداتش، به ایمانش و خلاصه بگم به همه چیز پایبند بود ﺁقای خاتمی منبع درﺁمدش از اداره کردن چند روزنامه است البته حقوقی هم دریافت می کند که همه ﺁن را خرج کار های فرهنگی می کند .این شخص نه تنها در دوران ریاست جمهوریش به فکر بالا بردن سطح علمی و فرهنگی جامعه بود بلکه الان هم در این راه از سرمایه ودسترنج خود هیچگونه دریغی ندارد . تو انتخابات قبلی که به ضرر ﺁقای کروبی در رای مردم دست بردند به نظر من اگر ﺁقای خاتمی به جای ﺁقای کروبی بود راحت می توانست حقش را بگیرد چون نقطه ضعفی نداشت .ﺁقای کروبی اگه اعتراضش رو ادامه می داد خیلی از کارهاش رو میشد به همین دلیل بی خیال شد

 

tdv,cd :

من دیگه طاقت ندارم دیروز صبح با صدای شلیک گلوله از خواب بیدار شدم با همون حالت و سر و ضع ﮊولیده به بیرون رفتم ترسیده بودم صحنه وحشتناکی بود دختر همسایه مون" حمیده شهرابی " رو جلوی چشم مادرش به ضرب گلوله کشته بودند .حمیده دختری مجرد بود که سی سال سن داشت وبا مادرش وناپدری زندگی می کرد حمیده در شرکت پتروشیمی اراک کار می کرد دختر بسیار نجیبی بود دیروز صبح مادرش به قصد خرید نان حمیده رو تا سر ایستگاه سرویس شرکت همراهی کرده بود که این شاهد این صحنهٔ وحشتناک شده بود . ماجرا از این قرار بود که یکی از برادران سپاهی که می گویند دو تا زن هم داشته چند ماهی بوده که در شرکت به حمیده گیر داده بوده و می خواسته با حمیده رابطه بر قرار کنه که حمیده مخالفت می کرده حمیده این موضوع رو به حراست پتروشیمی گزارش می کنه غافل از اینکه بچه های حراست همه از جنس اون قاتلند یعنی همشون سر باز ﺁقا هستند وقتی اون نامرد میفهمه که حمیده داره با موقعیتش بازی میکنه دست به این عمل ننگین میزنه .من نمی دونم تا کی توی جامعه باید شاهد این جریانات باشیم

 

نام چه فرقي مي كند :

سلام
آقاي خاتمي نمي دونم اين مطلب رو مي خونيد يا نه ولي من مدتها با حميده دوست بودم حميده همان دختري است كه با شليك گلوله روز 28 اسفند ماه 87 در اراك كشته شد آن هم به دست يك سپاهي ديوانه واقعا ملت ايران بدبخت ترين مردم هستند چرا كه يك سري سپاهي ديوانه و از خدا بي خبر رئيس اين مملكتند آقاي احمدي نژاد سرت را بالا بگير سپاهيهايي كه سنگشان را به سينه مي زني مالك جان مردم هستند.
آقاي خاتمي اين فقط يك اتفاق نبود توهين به انسانيت و آزادگي بود.

 

:

خدا رحمتش کنه خانم شهرابی دختر بسیار پاک ونجیبی بود نزدیک سه سال در برابر بی منطقی هاوتهدیدهای آن از خدا بیخبر نه گفت و در راه اعتقاداتش مقاومت کرد و بالاخره در راه همان اعتقادات پاکش( نه گفتن به زر وزور وتزویر)جان باخت و همه دوستان وآشنایانش را متاثر کرد.

گیرم این باغ گلاگل بشکوفد رنگین
به جه کارآیدم ای گل به جه کارم بی تو

 

:

حميده جان هرکي ندونه من که همه جريان رو مي دونم خيلي سخت است که است که ديگه نيستي امروز روزنامه ايران داستانت رو نوشته بود خوندمش آخرش نوشته بود که اون موسوي لعن الله شده تهديدت مي کرد چرا به من يکي نگفتي چرا چرا چرا چرا چرا
واي واي واي بر ما که دوستانش بوديم و از ناراحتيش خبر نداشتيم واي بر ما

 

jahandar :

مطمئنا در انتخابات پیش رو بار دیگر این ملت حماسه ای دیگر خواهد آفرید و انشاالله فارغ از اینکه چه کسی از صندوقهای رای بیرون بیاید خروجی آن هموار کننده راه این مردم صبور در تحقق آرزوهای تاریخی خویش که همانا عزت و سربلندی میهن عزیزمان ایران است باشد


آزادى ايجاد تشکلهاى مستقل معلمان, مسکن٬ رفاه اجتماعى, برابرى زن و مرد در تمام سطوح, استخدام رسمى معلمين حق التدريسى, يک نظام آموزشى آزاد و مدرن, معلم- دانش آموز- اتحاد عليه تبعيض معلمان کشور اتحاد اتحاد معلم ميرزمد٬ سازش نميپذيرد!

من اميدوارم تمام ملت ايران دست به دست هم دهيم و با استفاده از موقعيت دولت اصلاحات دهم ، كشور را به مسير خود هدايت نماييم . به اميد ربقراري دموكراسي واقعي در ايران عزيز !


مي خواهم معلم بمانم و خود را در خدمت ارتقاي انديشگي دانشجويان عزيز ميهن مان قرار دهم.


می‌خواهم معلم بمانم حتی اگر از گرسنگی بمیرم حاضر نیستم جوانان ما بی‌سواد بمانند. من خواهشی که از هموطنان عزیزم دارم اینه که حالا که انتخابات دوباره نزدیک است به یکی‌ری بدهند که میلیونها همشهریهمون رو از فقر نجات بدهد این همه نفت تولید می‌کنیم و اینهمه بدبختیم میگن دورهٔ شاه هم همین رو میگفتند پس این انقلاب برای چی‌بود . من فکر می‌کنم نکنه ما ملت ایران یه گناهی کردیم که اینهمه جزاش رو اینهمه سال پس میدیم.

من کاری ندارم رئیس جمهور کی‌خواهد بود تنها دعا که دارم این است که‌ای کاش وضع ملت بهتر بشه و بجای اینکه اینقدر با دنیا در بیوفتیم به داد این ملت گرسنه که یک کیلو گوشت نمیتونن بخرند برسیم.

می‌خواد آخوند باشه،احمدی باشه یا هر کی‌دیگه خدا الهی ازش نگذر اگر به نجات این مردم بی‌چاره نرسه.

خودشون توی قصرها نشستند و مردم حتی نمی‌تونن اجارهٔ یه اتاق کوچک رو بدهند.آخه انصاف کجاست.

دوستان تو را بخدا من بد میگم، خوشحال میشم یه خط برام ایمیل بفرستین و من معلم خسته را یه صفای بدین.

فدای هموطن و به امید روزی که رهبران ما به فکر ما بیفتند.

http://www.youtube.com/watch?v=3hW049-6PRs&feature=PlayList&p=3BAFA955500BFFEF&playnext=1&playnext_from=PL&index=23

jahandar.haj@gmail.com

 

صمد :

اميدوارم روزي برسه كه همه مردم با شكم سير بخوابن بقيه پيشكش

 

سهيلا :

از خاتمي متنفرم

 

علی :

تا کی تقصیر رو سر این اون بگذاریم یه کم به خودمون بیایم

 

ساناز :

خاک تو سرتون لیاقت شما همینه

 

:

خاتمی دروغ نمی گفت، خاتمی شجاع بود،از حقوق مردم دفاع می کرد،دروغ نمی گفت،مردم کشورش را خاشاک حساب نمی کرد.

 

123456 :

4سال دیگه معلوم می شه که مردم از کی متنفرند حتی شما سهیلا خانم .

 

سبزاندیش :

موجیم که آسودگی ماعدم ماست

 

مجتبی :

درود من تسلیم نمیشوم.
من دروغ نمیشوم.
من .... نمیشوم.
به امید ازادی ایران و ایرانی.

 

داریوش :

درود.
خاتمی دروغ نمی گوید- کروبی دروغ نمی گوید-میر حسین دروغ
نمی گوید.
ولی شجاعتشان محدود است.
به امید شجاعت وحضور سبز
در روز قدس.
یا حقگ

 

:

آقای خاتمی از شاگردان دکتر بهشتی بوده ومرد شاد ومحترم است
دوره ایشان ارزانی وفراوانی بوده ودر سیاست خارجی هم موفق بوده است .تنش هم در جامعه وجود نداشت .اگرهم اشتباهی داشته طبیعی است کی نداشته ؟

 

رضا :

هر ملتی لیاقت کسانی را دارند که به آنها حکومت می کنند

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007