آقای خاتمی امیدمان به شما است
ظاهرا برخی دوستان نمیخواهند بگذارند ما سرمان به درس و مشقمان باشد و از وبلاگ و سیاست به دور باشیم. کامنتهایی میگذارند و برداشتهایی از مطلب میکنند که آدم مجبور میشود جواب بدهد:
1) من طرفدار خاتمی هستم و در حد خودم برای آمدنش تلاش کردم. الان هم امیدوارم خاتمی در انتخابات برنده شود که اگر نشود در تصمیمات آینده زندگی من تغییرات مهمی رخ خواهد داد. نگرانی من این است که با شعارهایی بیاید که نتواند پیروز شود یا با تیم ضعیفی بیاید که نتواند توفیق اجرایی مناسب داشته باشد.
2) دولت خاتمی به لحاظ اقتصادی موفق بوده است. نیازی به یادآوری آن نیست. فقط بدانید که بخشی از همان مردان/زنانی که آن موفقیتها را ایجاد کردند الان از خاتمی دلخور هستند و ممکن است این بار همراه او نباشند. نگرانی من این بود که حتی نسبت به دفعه قبل با چهرههایی غیراجراییتر ظاهر شود.
3) خاتمی لزوما سخنران خوبی نیست. من چندین و چند بار پای سخنرانیهایش در ایران و خارج بودهام. حوصله مخاطب را سر میبرد و به نکات ملموس و انضمامی اشاره نمیکند. این را باید به او متذکر شد. تیپ صحبتهای خاتمی برای مدتی جذاب است و بعد از آن کشش خود را از دست میدهد.
4) من اگر باشد در ذهنم خاتمی را با کسی مقایسه کنم و او را به الگوبرداری از رفتار آنها توصیه کنم کسانی را در ذهن میآورم که در قد و قواره خود خانمی یا بالاتر از او هستند از جمله آقای هاشمی. حتما شوخی میکنید که موقع نوشتن این مطلب رقیب فعلیاش در ذهنم بوده است.
5) خوشحالام که سالها است که خط سیاسیام روشن است: تکنوکراسی عملگرایانه اصلاحطلبانه. هر وقت در هر انتخاباتی و هر جایی مطلبی نوشتهام از این جریان فکری دفاع کرده و میکنم.
6) مگر به نقد شفاف معتقد نیستیم؟ بگذارید صریح و گزنده نقد کنیم و جوابهای دیگران را هم بشنویم. در این نقد احترام کسی را هم که زیر پا نگذاشتیم. اینکه دیگران آن را بازچاپ میکنند دیگر مسوولیت ما نیست چرا که ما وبلاگی هستیم با مسوولیت محدود.
7) نکته آخر اینکه به نظر من نباید نگران تعدد نامزدهای قوی اصلاح طلب بود. با محاسبات ریاضی میشود نشان داد که به طور میانگین این موضوع میتواند باعث بالا رفتن درصد مشارکت در انتخابات و تعداد رایها شده و با دو مرحلهای کردن انتخابات نهایتا به نفع اصلاحطلبان تمام شود.
مرخصی باز تمدید میشود مگر اینکه کامنتها پر زور باشند :)

نظرات
کاوه یونسی :
درود بر شما
خانه ات آباد و تلاشت پر ثمر
کاوه هستم از اهواز خوشحال میشم که تبادل لینک کنیم البته با اجازه شما. از دوستان مهدی محسنی هستم (جمهور)
کاوه یونسی - February 12, 2009 05:23 PM
پویا :
حامد عزیز سلام. دو روز پیش در وبلاگ پارسا این نظر را گذاشتم که البته بیشتر مربوط به پست قبلی ات بود ولی با نوشته ی تازه ات همچنان آنطور فکر می کنم. به نظر من تا حدود بسیار زیادی نقد دوران رفسنجانی به نوعی نقد دیدگاه شما هم هست. گفتمآن نظر را برایت در اینجا بگذارم:
-------
پارسا جان من تعجب می کنم که شما چه شباهتی میان نوشته ی خودت و حامد دیده ای؟! شما به نظر من بدرستی به لزوم تغییر ساختارهای سیاسی و جهت گیری های سیاسی حکومتی برای انجام پذیر بودن اصلاحات اقتصادی اشاره کرده ای. در حالیکه حامد عزیز خواسته که به نوعی انجام اصلاحات اقتصادی را مستقل از اصلاحات سیاسی معرفی کند. و حتی اصلاحات سیاسی را به نوعی دغدغه ی روزنامه نگاران و روشنفکران قلمداد کرده است. آنهم در کشوری که اقتصادش تا بن به رانت خواری های سیاسی و روابط و جناح های سیاسی وابسته است. در کشوری که بزرگترین کارفرما و سیستم عمده ی توزیع کالاها، نهادها و شخصیت های حکومتی هستند. به نظر من تنها شباهتی که میان نوشته ی شما و حامد وجود دارد این است که هر دو به مناسبت کاندید شدن خاتمی نوشته اید. تز حامد در نهایت به دوره ی رفسنجانی خواهد انجامید که اتفاقا عدم اصلاحات در ساختار سیاسی به فربه شدن رانت خواری و بزرگتر شدن شکاف طبقاتی انجامید.
-----------
شاد باشی
پویا
پویا - February 12, 2009 06:01 PM
mehrnoosh :
نظرتون در مورد تعدد کاندیداهای اصلاح طلبان جالب بود، به نظر من هم اگر انتخابات به مرحله دوم کشیده بحث خاتمی پیروز میشه از طرفی کروبی هم چون آدم پوپولیستی هست ممکنه بعضی از طرفدارهای احمدینژاد رو به سمت خودش بکشه.
mehrnoosh - February 12, 2009 06:40 PM
:
اگه طرفدار خاتمی هستی . به نظر من الان وقت تبلیغ است نه چیزهای دیگر. می تونی این بجث ها را از راه دیگه ای که خودت بهتر از من می دونی به ستاد خاتمی منتقل کنی . آدم از امثال شما روشنفکرها تعجب می کنه . به اسم طرفدار با مخالفانش همنوایی می کنین . تو ستاد معین هم کسانی بودند که به اسم طرفدار بهش فحش می داغدند
Anonymous - February 12, 2009 07:17 PM
آیدین ک :
سلام
تو هم با اين مرخصيها، جماعت و به خصوص دنياي سياست را سر كار گذاشته اي!
در مورد این مطلبت عرض شود که، اي كاش جناح اصلاح طلبان و يا دوم خردادیها(هر اسمي كه مي توان گذاشت)، يك انتخابات داخلي سراسری به دور از نظارت استصوابي را برگزار مي كردند و (يا حداقل چیزی مشابه به يكcaucus علني ) . با اینکه مطمئنا خاتمی برنده می شد، ولی یک لیست از افراد دارای اولویت جهت عضویت در کابینه آینده نیز به دست می آمد.
اینطوری یک تمرینی هم می شد تا اتفاقات مسخره 76 تا 84 دوباره تکرار نشود.
آیدین ک - February 12, 2009 08:58 PM
دخترو :
ینی تبلیغه این؟
دخترو - February 12, 2009 09:11 PM
دخترو :
ینی تبلیغه این؟
دخترو - February 12, 2009 09:12 PM
خواننده :
برادر، با لزوم داشتن برنامه کسی مخالفت نداره ولی عجیبه با توجه به این که سن و سالی نداری ولی نوستالژی هاشمی داری، مبهم صحبت می کنی، به کدوم مدیریت ها اشاره می کنی که صلاحیت اجرایی نداشتند یا داشتند؟ در ضمن باید در نظر داشت که مردان سیاسی با شعار تغییر بنیادی، از جمله دو رئیس جمهور قبلی به خصوص در جامعه ایرانی، ناگزیر از ارسال پیام های نمادین اند که تعویض مدیریت های قبلی هم نمونه ای از این کارهاست.
خواننده - February 12, 2009 09:36 PM
نریمان :
آقای قدوسی خوشحال باشید که کیهان هم مطالب شما را به عنوان یکی از همکاران روزنامههای زنچیرهای درج کرده است!
اینجا میتوانید ببینید:
http://alef.ir/content/view/40859/
نریمان - February 12, 2009 09:48 PM
:
دوست عزیز سلام
چرا دوباره در مورد مطلب درد سر دار می نویسی؟
آیا کامنت های گاز سوز کردن خودرو ها رو فراموش کردی؟
اگه یکهو به جرم طرفداری از آقای خاتمی توسط مردم محاکمه بشی و به عنوان مسئول کاندیداتوری آقای خاتمی در دادگاه تاریخ به لعن و نفرین محکوم بشی خوشت میاد؟
آخه آدم یک بار به دنیا میاد و یک بار زندگی میکنه و در این یک بار زندگی فرصت های زیادی در اختیارش قرار میگیره همونطور که دراختیار آقای خاتمی بود. واقعا فکر میکنی ایشون عوض شده؟
مثلا چه اتفاقی براش افتاده که بخواد سراغ تغییر یا به قول شما تدبیر بره؟
مگه غیر از اینه که همه چیز کاملا خوب پیش میره؟
رادیو و تلویزیون رو مگه نمی بینی که همه چیز هزار برابر بهتر از دوران آقای خاتمی است؟
مگه آقای احمدی نژاد به خاطر خراب کاری های آقای خاتمی در 8 سال دوره ریاست جمهوری اشت رئیس جمهور نشد؟ مگه مردم به این خاطر از شرکت در انتخابات صرف نظر نکردند که آقای خاتمی و همراهانشان واقعا افتضاح به بار آوردند؟
الان ایشان می خواهند چه چیزی را نشان بدهند؟ که می توانستند بهتر باشند ولی کم فروشی کردند؟ این به نظر من یعنی عذر بد تر از گناه! یعنی این که اصلاح طلبان 8 سال بی ارزش از ملت ایران را به هدر دادند. با شعار ها پوچ و توخالی شان.الن می خواهند بیایند بگویند که نه! ما میتونستیم بهتر هم باشیم ؛ نگاه کنید ما این ها رو هم بلدیم. من به نظرم اگر کسی از دوران دولت قبلی بخواهد کاندید بشود حداقلش باید تمام طرفدارانش باید خیلی رسمی و خیلی شفاف از مردم ایران به خاطر 8 سال سر کار گذاشتن عذر خواهی بکند. از این که امید آن ها را نا امید کرده و باعث شدند که امثال افراد نالایقی که الان خودشان اعتقاد دارند مملکت را به این روز برسانند.
ضمن این که اگر خیلی از مردم به آقای خاتمی رای دادند راستش را بگویم به این خاطر بود که ایشان از وزرا و اعضای دولت آقای رفسنجانی بود نه به این خاطر که خوب حرف میزدند.حداقل خیلی از مردمی که من می شناختم. فکر میکردیم که اصلاحات ایشان را دنبال خواهند کرد ولی دیدیم که حتی به گرد پای سایه او هم نرسید.
راستش من آقای احمدی نژاد را از ایشان صادق تر می دانم چون حداقل با کسی تعارف نمی کند و کار خودش رو انجام میدهد. حتی اگر کارش ... باشد.
Anonymous - February 12, 2009 10:40 PM
:
واقعیت اینه که اصلاح طلبان آنقدر در وضع بدی هستند که هر کاری می کنند. هنوز هم از انتخابات دور قبل درس نگرفته اند. اشکال رای نیاوردنشان خودشان بودن نه کس دیگری. حالا هم چنان مستعصل شده اند که خاتمی را مجبور کرده اند که بیاید در صحنه، چون نه کسی را دارند که مردم به او رای بدهند، نه می توانند در ساختار سیاسی ایران بازی کنند. پیش بینی من این است که اصلاح طلبان شکست خواهند خورد. این ها هنوز هم درک نمی کنند که چرا معین رای نیاورد، چرا کروبی انقدر رای آورد، چرا رفسنجانی در مقابل احمدی نژاد چنان شکست سنگینی خورد (هر چند با انتخابات مجلس و خبرگان نشان داد که هنوز هم در سیاست ایران جایگاه موثر دارد.) اصلاح طلبان هنوز متوجه نشده اند، هنوز اشتباهاتشان را بازنگری نکرده اند، هنوز ارتباطشان را با بدنه مردم بازسازی نکرده اند، هنوز تیم مدیریت قوی ندارند، هنوز نمی توانند یک فرد قوی جدید معرفی کنند (و مجبور می شوند رئیس جمهئر قبلی را مجبور کنند بیاید و از خودش مایه بگزارد).
اصلاح طلبان راه زیادی باید طی کنند که دوباره در سیاست ایران بتوانند تاثیرگزار بشوند. این دوره زمانش نیست. باید خیلی از این ها که شعور سیاسی لازم را ندارند و هنوز مانند بچه رفتار می کنند غربال شوند. اگر از دوره ی قبل درس گرفته بودند می توانستم به آن ها امیدوار باشم، ولی کافی تحلیل هایشان را از انتخابات دوره قبل بخوانی تا متوجه بشی که هنوز باید تنبیه شوند. چیز بدی هم نیست. شکست سنگین باعث بازنگری سخت تر می شود و علل شکست را بیشتر جستجو می کنند. فکر نمی کنم شکست انتخابات امسال توانایی نابود کردنشان را داشته باشد، برای همین نگران نیستم. فقط امیدوارم این شکست های پی در پی باعث شود به خودشان بیایند و بی خود تمام دلایل شکستشان را به دیگران نسبت ندهند.
از طرف دیگر تجزیه شدن دو گروه اصول گرای افراطی و اصول گرای عمل گرا چیز خوبی است. باعث می شود که مرکز سیاسی قوی شود. فاصله اصول گرایان عملگرا با کارگزاران و اصلاح طلبان عملگرا زیاد نیست. مرکز قوی تر برای کشور مفید است و می تواند در آینده باعث همکاریشان شود. اصولگرایان عملگرا هنوز توانایی تاثیر گزاری در حکومت را دارند. طیف احمدی نژاد نمی تواند به این راحتی ها ادعا کند که این ها خودی نیستند. با خرابکاری هایی هم که در این 4 سال کرده اند قسمتی از محق بودن و شعارهای خود را از دست داده اند.
از نظر من دو اتفاق بد ممکن است در این دوره بیافتد. احمدی نژاد دوباره رای بیاورد، و احتمال این در صورتی که یک اطلاح طلب و احمدی نژاد به دور دوم بروند بیشتر است، و دیگری اینکه که در این 4 سال چنان خرابکاری کرده باشند که هرکسی هم که رئیس جمهور شود نتواند کاملا تبعاتش را مهار کند و کاسه سر او خراب شود.
در ضمن، با شناختی که از تو دارم به زودی مجیور می شوی این مرخصی را کوتاه کنی و درگیر مسائل سیاسی روز کشور بشوی. :)
Anonymous - February 13, 2009 02:33 AM
مجتبا :
سلام. امان از سیاستزدگی؛ آن هم در دو معنای آن (زده از سیاست و زده شده توسط سیاست!). بگذريم. فیالحال تحقق آرزوی شما به دو معجزهی عظيم نياز دارد. يکی اين که محمود احمدینژاد، رئیس جمهور بعدی نشود و دو ديگر سيد محمد خاتمی از بيخ آدم ديگری بشود. اما، در مقام قياس، وقوع معجزهی دوم محتملتر از اولی است.
در عين حال چون معجزهی دوم بدون معجزهی اول اثری را به همراه ندارد، فلذا بهتر است وقت گرانبهای خود را بيش از اين مصروف قضايا نکنيم و تا اطلاع ثانوی از سياست، زده شويم!
مجتبا - February 13, 2009 10:05 AM
نیک :
سلام حامد خان. من فقط برای پر زور کردن کامنتها این را می نویسم. چون دوست دارم همیشه بنویسی.
اه چیه درس؟ اینهمه آدم درس خوندن به کجا رسیدن؟ آخرشم میشی دکتر دیگه... رقیب فعلی خاتمی هم دکتره دیگه!! چندشت نمیشه؟؟ :)))
نیک - February 13, 2009 02:07 PM
پویان محمدی :
درود
در حقیقت امدم بد بیراه بگم ولی قانع شدم
موفق باشید
پویان محمدی - February 13, 2009 06:46 PM
حسین :
لطفا بند 3 را تعدیل بفرمایید قبل از اینکه دوباره سر از کیهان و رجانیوز در بیاورد !!
حسین - February 13, 2009 07:27 PM
:
تکنوکراسی عملگرایانه اصلاحطلبانه لیبرال!
Anonymous - February 13, 2009 10:34 PM
صريح الدوله :
خط سياسي مشخص: تکنوکراسی عملگرایانه اصلاحطلبانه. تكنوكراسي عملگرايانه چيزي شبيه دولت هاشمي (شايد هم تيم اجرايي خاتمي) را به ذهن متبادر مي كند ولي بيشتر از اين چيزي نمي گويد. واژه اصلاح طلبانه هم موضع گيري مشخصي نيست چراكه اگر از موضع يك رفرميست ايراني صحبت مي كنيد خود شاخه ها و انشاقاق هاي فكري گوناگوني دارد يعني اينكه اگر اصلاح طلبيد مشاركتي حجارياني (طرفدار ولايت مشروطه فقيه) هستيد؟ مجاهديني هستيد يا كروبيني (طرفدار ولايت بي قيدوشرط فقيه)؟ يا طرفدار نافرماني مدني به سبك آقاي گنجي؟
ولايت فقيه را قبول داريد يا نه؟ اصولاً نظام فقاهتي را در اداره سياسي كشور صاحب صلاحيت مي دانيد يا نه؟ از "دموكراسي ليبرال" كه مدعاي تضمين حقوق و ازادي هاي فردي تك تك افراد جامعه را دارد دفاع مي كنيد يا طرفدار دموكراسي پوتيني هستيد؟ اگر پاسخ مشخص خود را به اين سوالها داشتيد آنگاه صاحب "خط سياسي مشخص" هستيد.
مي دانم كه پاسخ به اين سوالها آن هم براي كسي كه مي خواهد زندگي و حرفه اش را در اينده نزديك در ايران دنبال كند محذوريت دارد اما پس لطفاً ديگر ننويسيد "خط سياسي مشخصي دارم" كه حتي با پروژه شفافيت و وضوح گفتار كه در مورد خاتمي دنبال مي كنبد اندكي "مغايرت" دارد.
صريح الدوله - February 14, 2009 07:00 AM
علی :
دوست عزیز هم این متن و هم متن خاتمی ناامیدمان نکنید
بسیار کلی بود
چالش ها از زمانی شروع می شود که مصداقی صحبت کنیم!
اون موقع است که می فهمیم خاتمی تنها کسیه که می تونه همه را راضی نگه داره!
علی - February 14, 2009 12:15 PM
:
سلام،
۱. خوش شانس هستید اگر ۳۰ سال دارید و "سالها هست که خط سیاسی مشخصی دارید". و چه قدر خوب بود اگر دولتمردان ما هم به یک خط فکری ایمان میداشتند ، مهم نیست که سالها به آن ایمان داشته باشیم، اما حد آقل باید در هر لحظه خط فکری مشخصی داشت، و به آن پایبند!
۲. خط فکری مشخص یعنی دقیق تر از کلی گو یی هایی مانند اصلاح طلبی، چه چیز را اصلاح طلبی مینامیم. احمدی نژاد، خاتمی، گنجی، هاشمی، رجوی، نیروها ی اپوزیسیون همه خود را طرفدار اصلاحات مینامند! و قبول میکنند وضع کنونی خوشایند نیست، حال یکی روند را هم زیر سوال میبرد، دیگری چهار چوب را، و دیگری ...
۳. تکنوکرات مگر الزاما عملگرا نیست؟
۴. راستی اون میل بغل صفحه هنوز فعاله ؟
۵.آقا امیدوارم این ۳ ماه کنسل شود، .... ۳ ماه این وبلاگ رو نخوندن سخته!
Anonymous - February 14, 2009 01:49 PM
حسين درخشان :
عزيز دل!
مگر همين شماي تكنوكرات عملگرا نبودي كه در انتخابات قبلي از معين حمايت كردي و لينك به معين راي مي دهيم را بغل وبلاگ چسباندي؟ بعد از انتخابات هم همه نوشته ها را پاك كردي كه مبادا ...
البته تجربه اندوزي بخش مهمي از زندگي جوان است ولي حداقل اين دفعه مواظب باش كه ترمز نبري و باز دوباره پشيمان شوي!
ارادتمند
حسين درخشان - February 14, 2009 03:57 PM
الوندایراندوست :
چرا شما از نسل اول انقلاب حمایت می کنید به فکر نسل دوم باشید. عمر کسانی که افتخارشون انقالب بوده گذشته برای این که نوبت نسل سومی ها برسه باید الان ریاست جمهوری به نسل دومی ها برسه نسلی که افتخارش جنگه
الوندایراندوست - February 14, 2009 05:56 PM
:
هدفتان ارائه ی یک نقد منصفانه و منطقی بود ولی یادتان رفت که اینجا از خیلی چیزها سوء استفاده می شود و نا خواسته طعمه ی کیهان و رجا شدید.آقای خاتمی آسایشش را رها کرده واز آبرویش مایه گذاشته تو را به خدا بهانه دست مخالفانش ندهید.آن هم وقتی جبهه ی مقابل نکات منفی شان را چنان توجیه می کنند ونکات مثبتشان را بزرگ نمایی که رسما به شعور مخاطب توهین می شود.اینقدر آرمانگرا برخورد نکنید.اینجا هیچ وقت اتفاق مثبتی نمیفتد همبن که اوضاع خراب تر نشود کافی است.درست است آقای خاتمی به خیلی از حرف هایش عمل نکرد ولی بعد از او آمدند کسانی که به حرف هایشان عمل کردند و نتیجه اش این است که می بینید.
Anonymous - February 14, 2009 07:43 PM
علیرضا مجاهدی :
سلام حامد جان،
دعوتت میکنم پست اخیرم را بخوانی. مایلم از نقطه نظرات کارشناسانه ات در خصوص آن استفاده کنم.
علیرضا مجاهدی - February 14, 2009 08:27 PM
boyuck :
من خودم طرفدار خاتمی هستم و در انتخابات هم عضو ستادش میشم ولی حرفهای شما رو قبول دارم معتقدم خاتمی باید به ابهمات جواب بده مخصوصآ در حوضه اقتصاد و معیشت مردم،
نرخ بهره وضعیت نهادهای منحل شده و خیلی چیزهای دیگه والا همه میدونن اگه خاتمی بیاد وضعیت حوضهه های نشر و هنر و فرهنگ و تعامل با دنیا
و. . . بهتر میشه
با تشکر
boyuck - February 14, 2009 09:49 PM
محمدمرتضی ساجدیان :
بله مردم عاقل شدندکه هنوز فرق احمدی نژاد و هاشمی را حس نمی کنند. لالایی بسیاز زیبا می خوانی.
محمدمرتضی ساجدیان - February 14, 2009 09:53 PM
سپهر سارونه :
میشود بگویی چه طوری میشود به لحاظ ریاضی ثابت کرد «دو مرحلهای کردن انتخابات نهایتا به نفع اصلاحطلبان تمام شود.»؟ چون به لحاظ جامعهشناختی به این آسانی نمیشود!!
سپهر سارونه - February 15, 2009 10:29 AM
حمید :
سلام
از این نوشته ات تشکر می کنم باز هم ملتمس دعا که باشی و مرخصی نروی به واقع جریان اصلاحات به نقدهای جدی تری نیاز دارد بخصوص در این چند ماه تا آبدیده شود مخلص نگاه انتقادی ات هستیم
آقا میشه مطلب سفارش بدیم؟ لطفا دقیقا منظورت از این که انتخابات با چند کاندیدای اصلاح طلب برگزار بشه بهتره چیست؟
حمید - February 15, 2009 11:59 AM
هملت :
هرچند که من از محافظه کار ها متنفرم ولی در دودوره قبلی هم به خاتمی رای ندادم و الان خوشحالم از این موضوع
بعد از آن هم تصمیم گرفتم که دیگر رای ندهم
البته این دو پست آخر شما هم خیلی جذاب و دلنشینه و قابل تامل ولی تاثیری در نظر من مبنی بر شرکت در انتخابات و رای دادن به خاتمی نداره
هملت - February 15, 2009 01:15 PM
شهریار :
حامد جان سلام
راستش عبارت اگه کامنت ها پر زور باشند حریف طلبی خوبی بود ;) حالا ببینیم چه پیش می آید.
راجع به تکنوکرات عملگرای اصلاح طلب به یک کنایه اکتفا می کنم جون به نظرم محصول تعجیل در نوشتن است نه تبیین دقیق خط سیاسی! تو که اهل اقتصاد هستی بهتر می دانی که خط سیاسی ناظر بر موضع گیری های اساسی تری مانند جاگیری در طیف لیبرالیسم تا سوسیالیسم است (مگر آن که معتقد باشی دنیا یکرنگ شده!)
حالا می روم سر چندتا انتقاد اساسی از حضور آقای خاتمی تا شاید تحریک شوی بیشتر بنویسی و بی تعارف بگویم از نوشته هایت برای بیشتر اندیشیدن استفاده کنم:
1. مبهم حرف زدن آقای خاتمی یکی از اصلی ترین ایرادهای اوست ولی در مقابل الزامی نیست که از او توقع مصداقی حرف زدن داشته باشیم بلکه لازم است بخواهیم تا موضع گیری کند و در قبال مسایل اساسی (رویکرد سیاسی، اقتصاد کلان، روابط بین الملل، اتحاد استراتژیک نظامی, تکثر قومی و امنیت اجتماعی). اگر بخواهم حرفت را به سخنی دیگر بیان کنم می گویم آقای خاتمی اگرچه کسوت اندیشه بیشتر به ژنده پوشان ماننده است اما در فهم اندیشه ها و بکارگیری کلمات فکری روشن دارد. اگر همچنان می خواهد یک نظام سیاسی را (هر چه باشد) مقدس بخواند و ریشه جامعه مدنی را مدینه النبی بیابد یعنی در اندیشه سیاسی مرد تفنن است و دل به امید جدیت او بستن خیالی است خام (این نکته را از این جهت می گویم که مدافع حضور او هستی).
2. تاریخ به عقب بازنمی گردد یعنی حرکت ارتجاعی به خاتمی هفتاد شش سعی بی فایده است و رنج بیهوده. آقای احمدی نژاد تصویر تمام نمای سیاست های آقای خاتمی است در آینه عمل (حتا اگر دلیل تقلب در انتخابات را اقامه کنیم عذر بدتر از گناه است چراکه وزارت کشور آقای خاتمی مجری انتخابات بود و این یعنی بی عرضگی). بنابراین گام نخست آقای خاتمی در تبلیغات لازم است ناظر بر این مهم باشد که وی چه تفاوتی کرده است که تضمین دهد ما را پس از هشت سال به انتخابات هشتاد و چهار بازنگرداند.
3. به اعتقاد من ما در ایران دچار یک سردگمی تئوریک هستیم. اگر توقع داریم پیشرفت کنیم نیاز به یک پشتوانه تئوریک داریم.یک نظریه سیاسی (به معنای دقیق کلمه) که تاثیرش انسجام اعمال سیاسی باشد. این نظریه بایستی دست کم تکلیف ما را درهفت موضوع روشن کند:
الف: ارتباط هویتی ایران امروز با ایران باستان.
ب. ارتباط هویتی / حقوقی ایران امروز با سنت اسلامی
پ. ارتباط مبانی حقوق (سیاسی) در ایران با مبانی حقوق مدرن
ت. تعیین تکلیف آزادی های قومی
ث. موضع گیری اقتصادی با قابلیت تطبیق با تئورهای اقتصاد غربی (بویژه روند جهانی شدن اقتصاد)
ج. موضع گیری در روابط بین الملل
چ. موضع گیری سیاسی در ایجاد تعادل در منطقه (مرز توازن نظامی)
اصلاح طلبی ما فاقد چنین پشتوانه نظری است به همین علت در تصمیمات عملی که مصادیق موارد فوق هستند همواره چندپاره عمل کرده است (بی تردید این انتقاد به اپوزیسیون و راست میانه هم وارد است اما ظاهرا تکلیف راست افراطی ایران در این موارد بسیار روشن است)
4. یک ایراد عمده ی آقای خاتمی در ردای رهبر سیاسی یک جنبش، عدم پرورش نیروهای کارآمد و رهبران بالقوه است. فهرست های انتخاباتی اصلاح طلبان در انتخابات اخیر معنایی جز قحط الرجال نمی دهد. این تجربه را پیش از این جبهه ملی و نیز نهضت آزادی از سرگذارنده اند. اگر رهبران سیاسی صرفا بر انبوه پیروان خویش بیافزایند و از پرورش رهبران غافل شوند عرصه را برای موج سوارن و تندروهای پوپولیست هموار کرده اند. آقای خاتمی غیر از دلجویی از مدیران اجرایی بایستی به حمایت از چهره های مجرب و توان مند برای تبدیل شدن به رهبرهای آینده نه چندان دور همت بگمارد وگرنه آزموده را بازهم خواهیم آزمود بی آنکه بیاموزیم.
5. آقای خاتمی اگر می خواهد با جدیت در انتخابات شرکت کند لازم است کاراکتر اشک ها و لبخندها را کنار بگذارد. بابت آنچه نتیجه مستقیم سستی وی در تصمیم گیری است پند آموزد و از برنامه صحبت کند و از اهداف قابل سنجش. وگرنه احترام او در کسوت یک انسان شریف مستدام اما چهره سیاستمدارش در جامعه غیرمدنی ما لجن مال خواهد (ارجاع به آنچه در دوره اصلاحات با کاندیداتوری آقای هاشمی کردند در مجلس و سکوتی که آقای خاتمی کرد در برخورد اغیار با مهاجرانی و دیگران)
از این که وبلاگت مکان مناسبی است که جدی تر بیاندیشم و با وسواس و هوشیاری نظر بدهم از تو ممنونم :)
شهریار - February 15, 2009 04:47 PM
hadi :
ba salam . sit khobi dari vali chera az tablighaghat baray kasb daramad toye webloget estefade nmikoni .ba har click binande bar roye tablighat u 80 toman be too porsant talogh migori forsat talaeiyo az dast nade man ke mahi 500 toman az ein rah dar miaram albate bastegi betalash u ham dare . age bavaret nmishe emtehanesh majaniye . age khasty be id man pm bede ta adrese sitesho behet bedam
hadi - February 16, 2009 01:51 AM
مسافر :
الآن وقت تبليغه نه نقد !!
اگر طرفدار خاتمي هستيد تا خرداد تبليغ كنيد ...
بعد از اون اگر لازم شد فرصت براي نقد زياده ...
مسافر - February 16, 2009 12:34 PM
:
مایه تعجب است دولت خاتمی یا احمدی نژاد یا هاشمی یا موسوی یا رجائی در چه زمینه اقتصادی موفق بوده اند در خرج کردن پول نفت ؟ در این شکی نیست آیا طی 100 سال گذشته یک سال از تولیدات صنعتی مان 10 میلیارد دلار ارز وارد کشور کرده است صادرات چین 1150 میلیارد دلار است و از ما 3 میلیارد دلار چین با شعار صادرات نمکند خاتمی پدر تولید کنندگان کشور را سوزاند نرخ ارز راطی 4 سال آخر ثابت نگهداشت جهت اینکه واردکنندگان ناراحت نشوند بعد دستمزد کارگران را سالانه 25 درصد اضافه کرد نتیجه اینکه چین میلگرد را کیلوئی 250 تومان میفروشد ولی برای ذوب آهن خودمان 500 تومان در می آید به نظر شما ورشکستگی تمام صنایع فقط طی همین 3 سال انجام شده و دولت قبلی هیچ نقشی در آن ندارد یادمان نمیرود که کفگیر دولت خاتمی به ته دیگ رسیده بود و در آخرین مصاحبه گفت دولت بعدی حقتان را می دهد . و دولت بعدی شانس آورد که قیمت نفت بالا رفت ما الان در موقعیت سال 1990 روسیه قرار داریم هر شخصی که رئیس جمهور شود فرقی نمیکند یک عمل جراحی بدون بیهوشی در انتظار کل ملت ایران است .
داستان فروش نفت و اداره مملکت وارد سکانس آخر میشود برای اداره کشور سالانه 200 میلیارد دلار نیاز است واین فقط از طریق تولیدات صنعتی امکان پذیر است آزموده را آزمودن خطاست
Anonymous - February 16, 2009 03:02 PM
:
بزار کمی در مورد چیزهایی که نوشتی دقیق بشیم:
گفتی که تکنوکرات عملگرای اصلاح طلب هستی. لیبرال بودنت هم که روشن است. تنکنوکراتی به این معنی که فکر می کنی که در کار متخصصین به خصوص اقتصاددانان نباید غیر اقتصاددانان دخالت کنند. عملگرایی یعنی اینکه دنبال نتیجه عملی هستی، نه شعارهایی آرمانگرایانه که مثلا با آمدن دولت جدید جمهوری اسلامی را می شود زیر و رو کرد، برای همین حتی اگر در خیلی موارد فکری با تندروهای اصلاح طلب همفکر هم باشی می دانی به این زودی ها این آرمانها تحقق نمی یابند. اصلاح طلبی یعنی با وضعیت موجو مخالفی ولی راه را اصلاح تدیجی می دانی، نه براندازی و انقلاب (و این تنها چیزی هست که اصلاح طلبان در آن مشترک هستند.) هم از نظر اقتصادی و هم از اجتماعی لیبرال هستی (چیزی که خیلی ها نمی فهمند که این دو چندان به هم ربط ندارند، مثلا در آمریکا جمهوری خواهان لیبرال اقتصادی هستند ولی از نظر فرهنگی و اجتماعی محافظه کارند و دموکرات ها از نظر اقتصادی دولت گرا هستند و از نظر اجتماعی لیبرال). در یک کامنت دیگر بحث به چه کسی بهتر است رای داد را ادامه می دهم.
" مسافر :
الآن وقت تبليغه نه نقد !!
اگر طرفدار خاتمي هستيد تا خرداد تبليغ كنيد ...
بعد از اون اگر لازم شد فرصت براي نقد زياده ..."
دوست عزیز اتفاقا زمان انتخابات زمان این است که انسان ارزیابی کند و رای بهد به چیزی که فکر می کند بهتر است، نه اینکه مثل گوسفندان به هرکه یک عده گفتند و جو به راه انداختند رای بدهد!
در ضمن حامد به نظر می رسد که این دوستان طرافدار خاتمی فشار زیادی به تو آورده اند که مجبور شدی پست دوم را بنویسی. چندجای این دو پست با هم تناقض آشکار دارد. به نظر می رسد دوستان اصلاح طلب هم بیشتر از از این اصول گرایان نقد جدی را بر نمی تابند. مطمئن این ها هم اگر در حکومت مستقر می شدند و قدرت را واقعا در دست داشتند بعد از گذشت مدتی مانند این ها دیگر اجازه ی نقد کردن را هم نمی دانند.
Anonymous - February 16, 2009 10:38 PM
:
(نکته آخر اینکه به نظر من نباید نگران تعدد نامزدهای قوی اصلاح طلب بود. با محاسبات ریاضی میشود نشان داد که به طور میانگین این موضوع میتواند باعث بالا رفتن درصد مشارکت در انتخابات و تعداد رایها شده و با دو مرحلهای کردن انتخابات نهایتا به نفع اصلاحطلبان تمام شود.)
چرا فکر می کنی تعدد نامزدهای اصلاح طلب میتواند باعث بالا رفتن درصد مشارکت در انتخابات و تعداد رایهابشه؟؟؟ حامدجان شما که مهندسی خوندی دیگه چرا این حرفو می زنی؟؟!!
واقعا عجیبه!! حیف که برچسب کیبورد فارسی ندارم تا با استدلال و مفصل بهت ثابت کنم...
Anonymous - February 16, 2009 11:14 PM
محمد :
با سلام من می خوام یه مقاله علمی پژوهشی بنویسم خوشحال می شم با شما کار کنم ایمیلم رو براتون گذاشتم اگه مایلید با من تماس بگیرید
محمد - February 16, 2009 11:58 PM
مسافر :
دوست عزيز جناب 2 نقطه !
روي صحبت من با كساني است كه خود را بعنوان يك طرفدار خاتمي قبول دارند !
من ِ نوعي اگر خودم رو بعنوان طرفدار قبول دارم قطعاً به اون مرحله از عقل و شعور و درايت رسيدم كه كانديدايي رو بعنوان كانديداي اصلح (نسبت به بقيه!) انتخاب كردم و مثل گوسفند! اسير جوسازي محيط نشدم ... براي همينم ادعاي طرفداري دارم ..
شما فكر ميكنيد چند درصد مردم جامعه ما به اصطلاح روشنفكرن و به قول شما مثل گوسفند اسير جوسازي ها نميشن ؟
اين انتقدات در اين مقطع زماني جز اينكه ديد مردم رو از اين كه هست كورتر كنه هيچ سودي نداره ..
فقط كار رو براي جناح مخالف ساده تر ميكنه ..
همونطور كه تركش هاي مطلب قبل رو در روزنامه وزين! كيهان مشاهده فرموديد !
من مخالف نقد نيستم ..
ادعا هم نميكنم كه كار خاتمي كامل و بي نقص بوده ..
همونطور كه خود ايشون هم چنين ادعايي ندارند ..
و اگر خبرها رو دنبال كرده باشيد حتماً مشاهده كرديد كه ايشون خودشون به نكات منفيشون واقفن ..
بحث من اينه كه الآن فرصت مناسبي براي نقد نيست ..
حالا شما ميتونيد تا 22 خرداد نقدنامه پخش كنيد تا ملت روشن شن !
مسافر - February 17, 2009 09:34 AM
متتی :
هر کس خدمتی کرده وظیفه اش در قبال مملکتش را انجام داده و طلبکار ملت نیست. بنابراین باید گذشته ای را که منجر به حال داغانمان شده نقد کرد، و البته منصفانه! امیدوارم با توجه به اینکه اصلی ترین مسئله دغدغه اقتصادی هست شما اهالی اقتصاد به ارائه راهکارهای صریح و نقدهای شفاف ادامه بدید.
متتی - February 17, 2009 10:03 AM
یک حسابدار :
آقای قدوسی سلام مدت زیادی است که به وبلاگ شما سر میزنم واز مطالب مرتبط با فاینانس کمال استفاده رابرده ام ولی ایکاش وبلاگتان را سیاسی نمیکردید والبته بفرمایید که کدام عملکرد اقتصادی آقای خاتمی ستودنی بوده است چه اینکه ایشان در زمان اعتصاب سراسری فرهنگیان شریف ایشان به صراحت اعلام کردند که من وعده اقتصادی نداده ام
یک حسابدار - February 17, 2009 08:02 PM
تفت :
آقای قدوسی سلام
یه سوال کارشناسی از خدمتتون داشتم.برای برآورد تقاضا یک محصول با استفاده از مدل های اقتصادی چه مدلی رو پیشنهاد می کنید؟اصلا از چه مدل هایی می شه در این زمینه استفاده کرد؟یه کم بنده رو راهنمایی می فرمایید؟ ممنونم
تفت - February 18, 2009 07:17 AM
:
"روي صحبت من با كساني است كه خود را بعنوان يك طرفدار خاتمي قبول دارند !
من ِ نوعي اگر خودم رو بعنوان طرفدار قبول دارم قطعاً به اون مرحله از عقل و شعور و درايت رسيدم كه كانديدايي رو بعنوان كانديداي اصلح (نسبت به بقيه!) انتخاب كردم و مثل گوسفند! اسير جوسازي محيط نشدم ... براي همينم ادعاي طرفداري دارم .."
دوست عزیز،
هم در بین طرفداران خاتمی و هم در بین مخالفان او کسانی یافته می شوند که مانند گوسفند رفتار می کنند. فکر می کنید چطور باید تبلیغ کرد؟ تبلیغ همین است که برای ما هم توضیح بدهید که چرا بهتر است که به خاتمی رای بدهیم. (من معنی اصلح بودن را نمی فهمم و فکر نمی کنم اهمیتی هم داشته باشد.) لطف کنید توضیح بدهید که چر فکر می کنید باید به خاتمی رای داد.
من فکر می کنم که مقدار زیادی از رای های معین در انتخابات گذشته (از جمله خود اینجانب) و خیلی از تحریمی ها به خاطر رفتار گوسفندی و جو گیری مان و ترسمان بود. اگر شما ادعا ارید که دلایل خوبی برای اینکه رای دادن به خاتمی بهترین گزینه است دارید لطفا با ما هم درمیان بگزارید.
در ضمن، لطفا از این گفته ها که: اگر خاتمی انتخاب نشود یا اگر احمدی نژاد دوباره انتخاب شود قیامت می شود بپرهیزید. همه ما می دانیم این طور نیست. تفاوت ها اساسی هست، ولی قیامت نیست. این گفته های احساسی جلوی تصمیم گیری عاقلانه را می گیرد. اگر احمدی نژاد هم دوباره انتخاب شود 4 سال دیگر مجبوریم تحملش کنیم. قرار نیست هر وقت خواسته ی ما اتفاق نیافتاد داد و بی داد کنیم و بگویم همه چیز تمام شد. به نظر می رسد خیلی بچگانه است.
Anonymous - February 18, 2009 07:44 AM
سپیده :
من کاری به نقدی که کردین ندارم چون این نقدها به خاتمی وارده گرچه به نظر من هم با این حجم تخریب علیه خاتمی وقت این نقد الان نیست. اما خواهشی که من داشتم اینه که شما یا کسایی که از اقتصاد سررشته دارن درباره ی اقتصاد در دوره ی خاتمی و مقایسه اش با دوره ی احمدی نژاد بیشتر بنویسین. این موجی که راه افتاده که می گن خاتمی تو 8سالش هیچ کاری نکرد یا وضعیت اقتصادی همین بود نیاز به جواب داره. جوابی که برای مردم عادی قابل فهم باشه
سپیده - February 18, 2009 02:24 PM
:
سلام. با بخش عمده حرفهایتان به ویژه در پست قبلی موافقم. آنقدر که مدام در حال خواندنش با خودم می گفتم کاش یکی این حرفها را به گوش آقای خاتمی برساند.موفق باشید
Anonymous - February 18, 2009 05:35 PM
آزاده سادات :
سلام. با بخش عمده حرفهایتان به ویژه در پست قبلی موافقم. آنقدر که مدام در حال خواندنش با خودم می گفتم کاش یکی این حرفها را به گوش آقای خاتمی برساند.موفق باشید
آزاده سادات - February 18, 2009 05:36 PM
:
آقایان بحث کردن را کنار گذاشته و خدا را شکر کنید
تا مملکت ویران نشده همه برای موفقیت این سید بزرگوار تلاش کنید
زنده باد ایران، زنده باد خاتمی
Anonymous - February 18, 2009 10:18 PM
:
A question irrelevant to this post. What do you think about 'too big
to fail' argument in states? I feel that it is undermining open market
principles. When a company becomes too big to fail, state interferes
to avoid the consequences for the system as whole spending tax payer
money. If company becomes too big to fail and government is forced to
bail it out ... I feel that this not consistent with market
principles. Now that you are in states can you write something about
it and what your colleges there think about it? Thanks
Anonymous - February 19, 2009 04:51 AM
:
azize dele baraadar. to chera inghadar harfhaye zedo naghiz mizani?
mage shoma naboodid ke vazir haye aamozesh va parvareshe khatami ro dar noghteye nangi bar doroaane riasat jomhorie onn ghalamdaad mikardi.
ziaad negaraan nabash, vaghti ke bargahsti majbooret mikonand poshte share afraadi ke azashon shayad khoshet nayad ham namaaz bekhooni. maa belakhare asle darvin ro naakhodagah dar zehn darim... baraye survival har kari mikonim...
Anonymous - February 19, 2009 05:14 AM
امين جمي :
آقاي قدوسي سلام .
به نظر من عملكرد خاتمي در دوران خودش خوب بود . هر چند كاستيهايي داشت كه منجر به بعضي عقب نشينيها شد ! ولي من معتقدم با راي دادن به خاتمي در دوره آتي ، آينده روشني براي ايران و ايراني ترسيم خواهيم كرد . من اميدوارم تمام ملت ايران دست به دست هم دهيم و با استفاده از موقعيت دولت اصلاحات دهم ، كشور را به مسير خود هدايت نماييم .
به اميد ربقراري دموكراسي واقعي در ايران عزيز !
حق يارتان !
امين جمي - February 19, 2009 05:46 AM
:
گفته بودی در مورد حق مولف چیزی خواهی نوشت. گفتم یادآوری کنم! :)
Anonymous - February 19, 2009 06:11 AM
:
حامد جان سلام،
به نظر می رسد مشکل خاتمی و احمدی نژاد و .... نیست. واقعیت اینجاست که مشکل اصلی ملت (که تلاش می شود به امت تبدیل شود)است، ما میدانیم چه نمی خواهیم ولی هرگز تصویر مشخصی برای آنچه می خواهیم نداریم،این ضعف در سخنرانی ها و حتی مبارزات ما نیز به خوبی مشخص است.ما نمی دانیم و یا نمی خواهیم بدانیم که سیاست شطرنجی است که نیاز مند تعریف دقیق هدف و تعیین استراتژی است نه یک مبارزه تن به تن که هدف فقط شکست حریف مقابل باشد.
بی تجربگی سیاسی اصلاح طلبان در دوره 8 ساله نه تنها سبب عدم حفظ و حراست رای مردم ( و به تبع آن اعتماد ایشان شد)، زحمات افرادی را که در راه اصلاحات قدم برداشتند را نیز تیره و تار کرد.اگرچه تکنوکرات هایی که اکنون به نام کارگزاران در عرصه سیاسی مملکت فعال هستند، توان مدیریتی و قدرت تصمیگیری خود را مدیون تجربه های سالهای جوانی ابتدای انقلاب وفرصت پدید آمده در مدیریت آزمون خطادر بحران های آن زمان و جنگ هستند ولکن استفاده به موقع از این تجربیات در زمانهای مورد نیاز و حتی برای نسل های بعد هزینه فرصتهای از دست رفته را جبران کرده است. بهتر است اصلاح طلبان نیز از تجربه گرانقیمت بدست امده خود به نفع مصلحت عمومی استفاده نمایند.تا شاید این بازی باخته را به برنده-برنده تبدیل نماید. نقطه بحرانی آنجاست که در صورت کوچکترین و ضعف و شکستی ابن بار نه پروژه اصلاحات که جسد آن برای مدتهای طولانی از ساختار سیاسی و اجتماعی کشور حذف خواهد شد. و این مهم زمانی جای تاسف خواهد داشت که بدانیم مردم ایران سابقه ایی بس طولانی در تطبیق یافتن با شرایط و محیط دارند و بر خلاف شعار های آزاد منشانه، سالهای سال هرگز لب به شکایت نخواهند گشود، حتی به قیمت نابودی فرهنگ و اعتقادات خود...
Anonymous - February 19, 2009 07:28 AM
مارکس :
اگر آقای خاتمی تشریف نیارند و همون سیستم روزنامه نگاریشان را ادامه بدهند به نظرم بهتره چون اساساً کدخدا؟؟ اینفدر ری.ه که هر کی بیاد و رای بیاره جرم این چهار سال کدخدا هم می افته گردنش. در ضمن حتما نباید در انتخابات رای داد تا اعلام نظر کرد و در تعیین سرنوشت شریک شد می شه رای نداد و سرنوشت را از سر نوشت
مارکس - February 19, 2009 12:08 PM
مهدی رباطی :
www.tadbeer.ir
موسوی می آید و ریییس جمهور آینده ایران است ان شا الله ، شما هم آن ور دنیا نشسته ای و برایت فرقی نمی کند تقی باشد یا نقی.
خاتمی یک بار آمد و دیدیم چه شد...
مهدی رباطی - February 19, 2009 11:00 PM
:
" در ضمن حتما نباید در انتخابات رای داد تا اعلام نظر کرد و در تعیین سرنوشت شریک شد می شه رای نداد و سرنوشت را از سر نوشت"
فکر کنم کسی نمانده که نتیجه این رفتار تحریمی های در دوره ی قبل را متوجه نشده باشد. اگر درک سیاسی نداریم و می بینیم که تصمیماتمان چه نتیجه ای داشته حداقل سکوت کنیم و مزخرف نگوییم.
Anonymous - February 19, 2009 11:51 PM
مارکس :
"فکر کنم کسی نمانده که نتیجه این رفتار تحریمی های در دوره ی قبل را متوجه نشده باشد. اگر درک سیاسی نداریم و می بینیم که تصمیماتمان چه نتیجه ای داشته حداقل سکوت کنیم و مزخرف نگوییم.", و من هم فکر کنم که هیچ احمقی(البته دور از جون احمق ها)نیست که نتیجه ی حضور میلیونی مردم همیشه در صحنه ی ایران را در دوم خرداد و سال 18 خرداد به یاد نیارد. نتیجه ی پر شور آن را در 4 تیر برداشت کردیم. ریاست جمهوری نهایتا در 10 درصد امور کشور دخالت دارد ان هم اگر سر سپرده ی بزرگان باشد. بهتر است در مملکتی که 50 تا نهاد مثل مجمع تشخیص مصلحت و شورای کوفت و مجمع زهر مار تصمیم می گیرند دل به یک رییس جمهور پیپ کش ندهیم. دوره ی روشنفکری همراه با عبا و ..... گذشته.
مارکس - February 20, 2009 09:42 AM
a.a :
یکباره بگو بدرد نمیخوره نیاد دیگه!!؟؟
a.a - February 20, 2009 11:08 PM
salehi :
با سلام
می خواستم بدونم مایل به تبادل لینک هستید
در صورت تمایل بفرمایید تا تبادل لینک کنیم
شاد و موفق باشید
www.takro.net
salehi - February 21, 2009 09:03 AM
salehi :
با سلام
می خواستم بدونم مایل به تبادل لینک هستید
در صورت تمایل بفرمایید تا تبادل لینک کنیم
شاد و موفق باشید
www.takro.net
salehi - February 21, 2009 09:03 AM
:
یه نگاه به این بندازید:
http://www.washingtonpost.com/wp-dyn/content/article/2009/02/19/AR2009021903332.html?nav=hcmodule
خیلی بامزه است. فکر کنم احمدی نژاد هم همین کار رو خواهد کرد!
Anonymous - February 22, 2009 06:26 AM
حسين :
با سلام. بهتر از نقاط ضعف هم ديده شود. مشكل را در لينك زير ببينيد:
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8712040497
حسين - February 22, 2009 03:45 PM
آرزو :
امیدت به خدا باشد نه این مردک تزویر کار و دورو و نامرد
آرزو - February 22, 2009 06:07 PM
:
سلام آقای قدوسی نظرمو ارسال کردم ولی ظاهرا نرسیده
خوشحالم که سکوت "یک لیوان چای داغ" کمتر از 3 ماه طول کشید وبا حمایت از آقای خاتمی شکست
امید وارم همه شعور وجسارت شما رو تو این شرایط داشته باشن
Anonymous - February 22, 2009 06:24 PM
Muhammad :
واقعا جای تاسفه که بعد از سابقه دوره مدیریتی بسیار ضعیف از خاتمی ، باز هم سنگ او را به سینه میزنی
واقعا جای تاسف داره
Muhammad - February 23, 2009 12:27 AM
محمد :
واقعا جای تاسفه که بعد از سابقه دوره مدیریتی بسیار ضعیف از خاتمی ، باز هم سنگ او را به سینه میزنی
واقعا جای تاسف داره
محمد - February 23, 2009 12:28 AM
:
" و من هم فکر کنم که هیچ احمقی(البته دور از جون احمق ها)نیست که نتیجه ی حضور میلیونی مردم همیشه در صحنه ی ایران را در دوم خرداد و سال 18 خرداد به یاد نیارد. نتیجه ی پر شور آن را در 4 تیر برداشت کردیم. ریاست جمهوری نهایتا در 10 درصد امور کشور دخالت دارد ان هم اگر سر سپرده ی بزرگان باشد. بهتر است در مملکتی که 50 تا نهاد مثل مجمع تشخیص مصلحت و شورای کوفت و مجمع زهر مار تصمیم می گیرند دل به یک رییس جمهور پیپ کش ندهیم. دوره ی روشنفکری همراه با عبا و ..... گذشته."
فکر می کنم فقط دو عده اند که نمی توانند درک کنند که دوران خاتمی چقدر بهتر از دوران احمدی نژاد بود: مذهبی های تندرو (که فکر می کنند دوره ی احمدی نژاد بهتر است) و دموکراسی و حقوق بشر خواهان تندرو (از بس تندرو هستند نمی توانند تفاوت در زندگی مردم را متوجه بشوند و فقط به دنبال اهداف و خواسته های خودشان هستند که فکر می کنند فقط با یک انقلاب دیگر یا حملی نظامی کشور بیگانه یا چیزهای شبیه به این قابل دسترسی است.) نتیجه رای دادن در دوم خرداد این بود که ناطق انتخاب نشد و نتیجه رای ((ندادن!)) در انتخابات دور قبل این بود که احمدی نژاد انتخاب شد ( البته عوامل دیگر هم دخیل است.) برای آدم های عادی مثل من که تندرو مذهبی نیستم و تندروی حقوق بشری نیستم که همه چیز به این مسائل وابسته باشد زندگی در این 4 سال با آن 8 سال تفاوت واضح دارد. اگر نمی توانید درک کنید که چقدر تفاوت بین این دو وجود دارد همان بهتر که رای ندهید. خاتمی با تمام عیب هایش حداقل حداقل حداقل خرابکاری های احمدی نژاد را انجام نداد.
Anonymous - February 23, 2009 01:47 AM
:
کسانی که می گویند باید به خاتمی رای داد لطف کنند توضیح بدهند که رای دادن به خاتمی چه تاثیری در زندگی من نوعی دارد. من به احمدی نژاد رای نمی دهم ولی هنوز قانع نشده ام که چرا باید به خاتمی رای داد. آیا رای دادن به او بهترین کاری است من می توانم انجام دهم؟ چرا مثلا به موسوی (یا کروبی) یا یک اصول گرای میانه رو و عملگرا رای ندهم؟
احساس من این است که جبهه ی مشارکت و اطرافیان آن خاتمی را مجبور کردند که در انتخابات شرکت کند چون مثلا در دولت کروبی یا یک اصول گرای میانه رو و عملگرا نقشی نخواهند داشت و صحنه تاثیر گزاری خارج خواهند شد. واضح است که برای من کوچکترین اهمیتی ندارد که حزبی که این همه اشتباه می کند برای مدتی از صحنه سیاست حذف شود تا وقتی متوجه اشتباهاتش نشده رای نیاورد.
Anonymous - February 23, 2009 01:55 AM
محشن مجیدی :
سلام مهندس
مطمئن باشید خاتمی پیروز می شود.بدرود
محشن مجیدی - February 23, 2009 07:06 AM
شیوا :
اخه الان وقت این حرف هاست؟!! اقا یه چیزی نگو که بعضی از اونایی که می خاستن به خاتمی رای بدن با این حرف های تو نظرشون عوض شه (نمی گم میرن به احمدی نژاد رای می دن می رن به یکی که کمتر بهش انتقاد باشه مثلا قالیباف رای می دن)
شیوا - February 23, 2009 08:33 AM
:
یعنی اینجا یک نفر هم پیدا نمی شود که بتواند توضیح بدهد چرا می گوید باید به خاتمی رای داد؟
"اخه الان وقت این حرف هاست؟!!"
بله، دقیقا الان! وقت این حرف هاست. فکر می کنید تبلیغ کردن یعنی شیره مالیدن سر آدم ها که به کسی که شما دوست دارید رای بدهند؟ می خواهید برای خاتمی تبلیغ کنید، بفرمایید به من بگویید که چرا ادعا می کنید رای دادن به خاتمی بهترین گزینه من نوعی است؟
Anonymous - February 24, 2009 02:29 AM
علیرضا هاشمی :
سلام دوست عزیز
علیرضا هستم مقیم ژاپــن
از وبلاگ زیبای شما بازدید کردم.
از اطلاعات خوبی که میدی ممنون
موفق باشید
علیرضا هاشمی - February 24, 2009 04:54 AM
کورش اسلام زاده :
سلام
پرشین بلاگرز «خبرخوان اروپا» («گرافیکی» و «تکست»)؛ و «لیست و فید وبلاگهای فارسی اروپا» را ارائه کرده است.
از پرشین بلاگرز و «خبرخوان اروپا» که شما نیز در آن حضور دارید بازدید فرمائید.
http://persianbloggers.blogspot.com/2009/02/europe-p.html
کورش اسلام زاده - February 24, 2009 10:15 AM
خاتمی :
آیا می خواهید به هم وطنان خود که در حال فریب خوردن از موسسات اعزام دانشجو هستند کمک کنید؟
آیا کسی از دوستان یا اقوام خود را می شناسید که در فکر ادامه تحصیل در مالزی یا هند و اکراین و.... باشد؟
فقط با دادن ادرس این وبلاگ به انها شما می توانید کمک بزرگی به اینده ان هم وطن عزیز بکنید
خاتمی - February 24, 2009 11:53 AM
aref :
http://www.nytimes.com/2009/02/24/us/24bags.html?_r=1&partner=rss&emc=rss
aref - February 24, 2009 12:03 PM
:
يك سئوال به نظر شما اين بار خاتمي در هنگام ثبت نام گريه مي كند يا مي خندد !؟
Anonymous - February 25, 2009 06:41 AM
:
سلام آقای قدوسی، خوشحالم که گذرم به وب لاگت افتاد. کامنتم هم کم زوره کم زوره که یه وقت از مرخصی بیرون نیای! ولی به امید روزهایی که دوباره بنویسی من هم گاهی بیام و بخونم
Anonymous - February 25, 2009 09:31 AM
مارکس :
(((((خاتمی با تمام عیب هایش حداقل حداقل حداقل خرابکاری های احمدی نژاد را انجام نداد.))) اگر استدلال شما برای رای دادن این است پس چرا میر حسین نه، کروبی نه و خیلی های دیگه هم می توانند آزادی های گربه ای زمان خاتمی را به وجود آورند. در ضمن می شه بفرمایید چه دلیلی داره که چون شما زمان خاتمی راحت بوده ای همه ی دنیا رو به نداشتن درک سیاسی محکوم می کردی تا به محبوبت رای بدن. در ضمن حد اقل ها رضایت سطحی ایجاد می کنه و این باعث می شه ابلهان جلوه ی شاهی یابند. خدا پدر احمدی مژاد را بیامرزه انگار بیش از همه به درد محبوبیت خاتمی خورده و ذهن طرفداران خاتمی را شست و شو داده تا مذهبی های تند رو و حقوق بشری های به قول شما تند رو
مارکس - February 25, 2009 10:49 AM
:
mishe mohasebate riazit roo neshoon bedi..
chera chert migi age eslahtalaba mesle dafe ghabl bian ahmadi kheili rahat tar mibare..
ahmadi haddeaghal 10-15 milyoon ray dare. har rooz ham dare safar mire ray jam mikone...baz shoma eslahtalab mesle entekhabate ghabl darid gooli midi..aslan entekhabat 1000 marhale bazam ahmad barande mishe age eslahtalaba mottahhed nabashan va shoro be safarahaye ostani nakonan..
hame bayad poshte kahtam vaysan o dobare otooboos roo vardare bere mesle dovvom khordade 76 soraghe ray jam kardan, hamin o bas,,va ella ahmadi rahat mibare
...
Anonymous - February 26, 2009 09:10 AM
.... :
همین که یه مدتی گند زد توی ایران بسه دیگه انتخاب شدنش محاله بیخودی سعی نکن ادمی که نمیتونه درست سخنرانی کنه و با حرفاش حوصله همه رو سر میبره نمیتونه از پس اداره کشور دربیاد . بهتره مثل این چند سال بازم بره توی لونش قایم شه
.... - February 26, 2009 02:20 PM
:
نامه آقاي احمدي نژاد به رئيس مجلس را كه شنيديد يا آزاد سازي كامل حاملهاي انرژي يا هيچ . اميدوارم كه آزاد سازي حاملهاي انرژي قبل از انتخابات انجام شود راننده هايي كه كازوئيل 5/16 توماني ميزدند چه عشق حالي خواهند كرد وقتي كازوئيل 250 توماني بزنند ماشين سواراني كه بنزين 100 توماني ميزدند چه عشق حالي خواهند كرد وقتي بنزين 400 تومانني بزنند و صاحبان خانه هاي ميليوني چه عشق حالي خواهند كرد وقتي قيمت خانه هايشان به يك سوم تنزل كند و كارگران چه حال خواهند شد وقتي سال آينده شغلشان از دست بدهند آرام آرام خودمان را براي بزرگترين ركود تاريخ ايران آماده كنيم بعد از آزادسازي حاملهاي انرژي بعد از 100 سال استفاده از سوپسيدها خودمان براي كار كردن از نوع چيني اش آماده كنيم درود بر آقاي احمدي نژاد
Anonymous - February 26, 2009 04:28 PM
ابوذ :
حامدو!
يه پيشنهاد!
هر هفته يك پست آپلود كن! به اين شيوه كه فقط توش عنوان موضوع رو مشخص كن؛ مثلاً بگو خاتمي، هاشمي، انتخابات و غيره و ديگر هيچ! بعد جامعه كامنتگذارانَت خودشان ميدونند از اين محمل به وجود آمده چگونه بهره برداري نمايند؛
تو برو خود را باش!
ابوذ - February 26, 2009 08:13 PM
عارف :
http://www.ft.com/cms/s/0/f9076e2c-03a4-11de-b405-000077b07658.html?nclick_check=1
تحریم های اتحادیه اروپا و تحریم موسسات...
شریف تحریم میشود.
عارف - February 27, 2009 07:56 AM
عارف :
http://www.ft.com/cms/s/0/f9076e2c-03a4-11de-b405-000077b07658.html?nclick_check=1
تحریم های اتحادیه اروپا و تحریم موسسات...
شریف تحریم میشود.
عارف - February 27, 2009 08:16 AM
حكيم :
حامد عزيز:
اگر چه با انتظاراتت از يك كانديد رياست جمهور موافقم كه حتما با برنامه عملي و كابينه پيشنهادي بيايد اما چند نقد هم دارم:
1- كجاي دنيا يك نفر دوباره بعد از هشت سال مياد كانديد رياست جمهوري ميشه؟ فرصت كافي نبود؟
2- خاتمي بابت ترمزي كه روي انتظارات مردم در هيجده تير زد بايد جواب بده اون اهل تغيير واقعي نيست.
3- كرباسچش الگوي شما شده ريس ستاد تبليغات كروبي كسي كه مردم بهش در انتخابات قبلي نه گفتند.
4- خاتمي چه چيزي را ميتواند يا ميخواهد تغيير دهد؟ قانون مطبوعات يادتان هست خاتمي فرستاد مجلس كروبي آن زمان رئيس مجلس بود گفت آقا گفتند صلاح نيست تاييد شود! پس تعطيل.
حالا چه چيزي عوض شده ايا ميشه دوباره تاييد بشه؟
5- با خصوصي سازي چي گير مردم بدبخت مياد؟ مردم زابل ميشن كارمند اون بانك خصوصي كه شما عاشقشي؟
مشكل درامد نيست توزيع درآمد مشكل دارد.
توسعه اجتماعي از طريق خصوصي سازي و ... داستان دارد بدون آزادي فقط فاصله طبقاطي زياد ميشود (حداكثر ميشيم برزيل يا عربستان) كه آن هم كمك ميكند به ديكتاتوري
براي همين توسعه در ايران به بن بست ميخوره چون آزادي و توسعه اقتصادي لازم و ملزوم هم هستند فكر نكن بدون آزادي واقعي توسعه پايداري اتفاق ميافته.
6- خلاصه اگه خاتمي بياد احمدي نژاد جرش ميده با تبليغات و راي سازي و ... آقا هم نظرش نيست.
خاتمي كاراكتر رهبري بيشتر داره تا مديريتي كه مد نظر تو است به درد رهبر حزب و مملكت بيشتر ميخوره تا رياست جمهوري و تداركات چي
7- تمام اين شرايطي كه گفتي مثل اهل عمل بودن و تكنوكرات و ... در قاليباف هم هست! لااقل تكراري نيست.
حكيم - February 28, 2009 09:16 AM
:
حامد سلام:
همیشه این سوال تو ذهن من بال بال می زنه که چرا دانشمندان بیشتر یک جنبه موضوع را برسی می کنند؟
چرا فراگیر فکر نمی کنند؟
چرا خودت به خاتمی پیشنهاد شعار تک قطبی تدبر را دادی؟
من پیشنهاد می کنم رئیس جمهور با شعار فراگیر و جامع وارد میدان بشه
شعار تدبر با آزادی
شعار تدبیر با تغییر
شعار تغییر با تدبر در کنار آزادی
یه شعاری که تمام جنبه های انسانی و اقتصادی را در بر بگیره
نیاز جامعه ما هم اقتصاد است هم آزادی های اجتماعی
همه توان خود را در سازندگی کشورمان شکوفا کنیم
در ها را محکم بکوبیم تا باز شوند.
و بخواهیم و بجوییم تا به دست آوریم.
Anonymous - February 28, 2009 07:29 PM
:
حامد سلام:
همیشه این سوال تو ذهن من بال بال می زنه که چرا دانشمندان بیشتر یک جنبه موضوع را برسی می کنند؟
چرا فراگیر فکر نمی کنند؟
چرا خودت به خاتمی پیشنهاد شعار تک قطبی تدبر را دادی؟
من پیشنهاد می کنم رئیس جمهور با شعار فراگیر و جامع وارد میدان بشه
شعار تدبر با آزادی
شعار تدبیر با تغییر
شعار تغییر با تدبر در کنار آزادی
یه شعاری که تمام جنبه های انسانی و اقتصادی را در بر بگیره
نیاز جامعه ما هم اقتصاد است هم آزادی های اجتماعی
همه توان خود را در سازندگی کشورمان شکوفا کنیم
در ها را محکم بکوبیم تا باز شوند.
و بخواهیم و بجوییم تا به دست آوریم.
Anonymous - February 28, 2009 07:31 PM
رضا عسگری ساری :
حامد سلام:
همیشه این سوال تو ذهن من بال بال می زنه که چرا دانشمندان بیشتر یک جنبه موضوع را برسی می کنند؟
چرا فراگیر فکر نمی کنند؟
چرا خودت به خاتمی پیشنهاد شعار تک قطبی تدبر را دادی؟
من پیشنهاد می کنم رئیس جمهور با شعار فراگیر و جامع وارد میدان بشه
شعار تدبر با آزادی
شعار تدبیر با تغییر
شعار تغییر با تدبر در کنار آزادی
یه شعاری که تمام جنبه های انسانی و اقتصادی را در بر بگیره
نیاز جامعه ما هم اقتصاد است هم آزادی های اجتماعی
همه توان خود را در سازندگی کشورمان شکوفا کنیم
در ها را محکم بکوبیم تا باز شوند.
و بخواهیم و بجوییم تا به دست آوریم.
رضا عسگری ساری - February 28, 2009 07:32 PM
:
آفرین بر عقل و انصافت. هم پست قبلی هم این پست. این همه درک و هوش صد آفرین دارد.
Anonymous - February 28, 2009 11:04 PM
Kamyar :
http://i42.tinypic.com/bivtig.gif
Kamyar - March 2, 2009 01:23 AM
کورش اسلام زاده :
سلام
ژورنالیستها در پرشین بلاگرز؛
خبرخوان (تکست و گرافیکی)، لیست و فید ژورنالیستها ارائه شده است.
http://persianbloggers.blogspot.com/2008/11/journalism-p.html
شما را به بازدید و استفاده از 19 خبرخوان تخصصی موجود دعوت میکنیم.
کورش اسلام زاده - March 2, 2009 10:32 AM
:
با سلام
انديشمند گرامي
جناب آقاي قدوسي
ضمن تبريک به خاطر وبلاگ خوب شما يک سوال از شما دارم چند روز قبل هنگام جستجو در اينترنت در وبلاگ جناب آقاي سهام الدين بورقاني مطلبي درباره مصاحبه جناب آقاي بورقاني با جناب آقاي دکتر پرويز پيران،يادداشتي از شما در پاسخ به مطلب مذکور خواندم.واما سوال بنده آيا شما نوشته ها وگفته هاي ديگر اساتيد جامعه شناسي در ايران را مطالعه کرده ايد که از به روز نبودن دانش اقاي پيران صحبت مي کنيد بنده چون خود در دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي درس خوانده ام وبه دليل حضور در مطبوعات کمتر استادي را در ايران ديده ام که مطالب وتحلليل هاي به روز شبيه آقاي پيران ارائه دهد.البته اين موضوع که دانشگاههاي کشور ما هم همانند کل کشور دچار رکود وعقب ماندگي وياس وبي ميلي است درست است ولي بنا به اصل نسبي بودن امور ودر مقايسه با بسياري از اساتيد ديگر در کشور دکتر پيران از فعال ترين وبه روز ترين اساتيد است شما ظاهرا اساتيد فسيل شده در دانشگاههاي علامه - تهران- ملي - تربيت مدرس- تربيت معلم- شاهد ووو را نديده ايد که دکتر پيران را به روز نمي دانيد. من قصد دفاع از ايشان ندارم ولي معتقدم بايد در قضاوتها نسبي بودن امور توجه کرد و همه جوانب را در نظر گرفت. اقاي پيران اتفاقا در قامت يک روزنامه نگار هم مطالب خوبي در تحليل علت عدم موفقيت کودتا عليه چاوز در سال1382 يا 1383 در مقايسه با کودتاي 28 مرداد در روزنامه مرحوم نوروز نوشت يا اينکه مطلب خوبي در پاييز سال 1384 در تحليل وضع جامعه پس از انتخابات در مجله چشم انداز ايران نوشت يا مطلب بسيار جالبي در مجله مرحوم شده آفتاب. نکته مهم اين است که ايشان جسارت بيان عقايد- هرچند غلط- خود را دارند وبه عنوان يک روشنفکر فعاليت مي کنند. حال آنکه شما به بنده يک مقاله کاربردي وروشن کننده اذهان عامه مردم ويا حتي متخصصان جامعه از مثلا اساتيد دانشگاه تربيت مدرس يا تربيت معلم يا... به بنده نششان بدهيد. مابايد قدر احساس مسوولبت آقاي پيران وامثال ايشان را بدانيم.
با عذرخواهي از شما بنده شديدا مايل به خواندن پاسخ شما هستم.
Anonymous - March 2, 2009 01:27 PM
سيد شمس الدين قائم مقامي :
آقاي قدوسي مطلب در باره آقاي پيران را بنده ارسال کردم.
سيد شمس الدين قائم مقامي - March 2, 2009 01:29 PM
vahid yari :
سلام
1- انتخابات در ایران ، انتخاب بین بد و بدتر است
2- کشوری که بهترین هاش خیلی زود متوجه میشند که اینجا جاشون نیست، و اونهایی که می مونند اصولاً چیز زیادی نمی فهمند، چهره موفق می خواد از کجا بیاره
3- دموکراسی در کشوری که طبقه متوسط نداشته باشه اصلاً معنی نمیده که بخوایم در مورد انتخابات بحث کنیم
4- موافقم با تأکیدی که روی عملگرایی داری، به نظرم فیلتر شدن یا حتی بودن یا نبودن خیلی از این وبلاگ ها و روزنامه ها و... دغدغه های توده ملت ایران نیست. توده ملت ایران کسانی هستند که هر روز دوبار در مترو آبگیری میشن و به تمام رجالی که می شناسند ...... میگن
رأی دادنشون هم فریاد بعد از فشاره
5- نگاه کنیم به آدم هایی که سرکوب می کنیم. همین مدیریت دانشگاه آزاد. بیشترین فشار در کشور رو تحمل می کنه و بهترین نتایج رو ارائه میده
6- این کشور نمی تونه برای تربیت مدیران آینده برنامه ای داشته باشه، چون امثال من و شما برای اهداف این نظام مدیریت نمی کنه. کسی هم که برای این اهداف مدیریت می کنه یا مغز نداره یا قلب. و کسی که اینها رو نداشته باشه مدیریتش تربیت نمی خواد
7- به مرخصی ادامه بدید، پیشنهاد می کنم مسیرتون رو طوری انتخاب کنید که به انتخابات ارتباطی نداشته باشه! چون هیچ چیز واقعاً تغییر نمی کنه
vahid yari - March 3, 2009 12:11 AM
رضا :
شفاف اما منصف باقی بمان
برای پیروزی آقای خاتمی تلاش کنیم
رضا - March 3, 2009 01:30 PM
ثمين :
به هر حال كيهان عزيز برداشت خاص خودش رو انجام داده به ستون خبر ويژه روز چهارشنبه 4 مارس مراجعه كنيد
ثمين - March 4, 2009 08:11 AM
یاسین :
یک غلط املایی کوچک در متن هست که ب نیست اصلاح شود، این قسمت:
"کسانی را در ذهن میآورم که در قد و قواره خود خانمی یا بالاتر از او هستند"
یاسین - March 5, 2009 12:57 PM
خاتمی :
با سلام
کتاب و سی دی راهنمای تحصیل در کشور مالزی منتشر شد
علاقه مندان به این وبلاگ مراجعه کنند.
خاتمی - March 5, 2009 02:13 PM
پرسشگر :
من نمی فهم وقتی هیچ آمار معتبری در زمینه گرایش مردم به کاندیداها وجود نداره، چه جوری می شه با محاسبات ریاضی نشان داد که انتخاب دو مرحله ای می شود و به نفع اصلاح طلبان هم تموم می شه؟ زمانی که کاندبداهای مقابل هنوز مشخص نیست یا حتی احتمال انصراف آقای خاتمی به نفع آقای موسوی وجود داره، این محاسبات بر چه اساسی قرار انجام بشه؟ ممنون می شم روشنمون کنی
پرسشگر - March 6, 2009 01:32 AM
:
"اگر استدلال شما برای رای دادن این است پس چرا میر حسین نه، کروبی نه و خیلی های دیگه هم می توانند آزادی های گربه ای زمان خاتمی را به وجود آورند. در ضمن می شه بفرمایید چه دلیلی داره که چون شما زمان خاتمی راحت بوده ای همه ی دنیا رو به نداشتن درک سیاسی محکوم می کردی تا به محبوبت رای بدن. در ضمن حد اقل ها رضایت سطحی ایجاد می کنه و این باعث می شه ابلهان جلوه ی شاهی یابند. خدا پدر احمدی مژاد را بیامرزه انگار بیش از همه به درد محبوبیت خاتمی خورده و ذهن طرفداران خاتمی را شست و شو داده تا مذهبی های تند رو و حقوق بشری های به قول شما تند رو"
اتفاقا سوال من هم همین است. چرا خاتمی؟
نه دوست عزیز، مثل خیلی دیگر از مردم ایران در زندگی من فقط از زمان احمدی نژاد بهتر بوده.
Anonymous - March 6, 2009 02:03 AM
:
کسانی که تحریم را تبلیغ می کنند، لطفا توضیح بدهید که رای ندادن چه سودی دارد؟ با رای ندادن چه به دست می آید؟
(این را بفهمید که ما نه حوصله ی یک انقلاب و مصیبت های بعدش را داریم، نه اینکه چند سال کشور در حال جنگ باشد (که تنها فایده اش این است که تمام زیر ساخت ها بمب باران می شوند، کلی انسان بی گناه می میرند، ...) ما حوصله ی این برنامه ها را نداریم. اگر نمی توانید به هیچ وجه در این کشور زندگی کنید و نمی فهمید که یک رییس جمهور عاقل تر چقدر در زندگی ما تاثیر می گزارد بروید جای دیگری زندگی کنید چون در این کشور حداقل تا ده سال دیگر به آرزوهایتان نزدیک هم نخواهید شد. بی خود حرف مفت نزنید. هر کسی که در این کشور زندگی کرده باشد می فهمد که این سیستم چقدر از زمان انقلاب و بعد جنگ تا کنون وضعش بهتر شده است. هر کسی که کمی انصاف داشته باشد این را می فهمد. )
Anonymous - March 6, 2009 02:14 AM
:
کسی پیدا نشد که یک جواب هم به سوال من در مورد اینکه چرا رای دادن به خاتمی به نفع من نوعی است بدهد. همین نشان می دهد که چقدر از این رای های خاتمی گوسفندوار است.
من می خواهم زندگی بهتری داشته باشم، طبیعتا رایم را باید به کسی بدهم که این را بهینه می کند. برای این شرایط زیر مهم اند:
1. از طرف شورای نگهبان رد صلاحیت نشود.
2. باید رای لازم را بیاورد.
3. باید بتواند در این سیستم حاضر کار کند. (و این یعنی حکومت احساس خطر از طرفش نکند.)
4. کسی باشد که در حالت عادی وضعیت کشور را به سوی بهتر شدن ببرد.
من فکر می کنم خاتمی حداقل در دوتا این مسائل مشکل دارد. از طرف دیگر این خاتمی بود که گفت یکی از من یا موسوی کاندیدا می شویم. و موسوی کاندید شد. و این گفته خود خاتمی است که فکر می کند که نباید کاندیدا شود ولی به خاطر نظر جمع کاندیدا شده است (به عبارت دیگر به خاطر فشار جبهه ی مشارکت و اطرافیانش.) از نظر من تنها دلیل کاندیدا شدن خاتمی این است که مشارکت نمی تواند به خود بقبولاند که از کسی مانند موسوی یا کروبی حمایت کند به خاطر اینکه برای خود چنان جایگاهی قائل هستند که باید حتما در مرکز قرار بگیرند و کنترل را در دست داشته باشند.
Anonymous - March 6, 2009 02:25 AM
:
"نکته آخر اینکه به نظر من نباید نگران تعدد نامزدهای قوی اصلاح طلب بود. با محاسبات ریاضی میشود نشان داد که به طور میانگین این موضوع میتواند باعث بالا رفتن درصد مشارکت در انتخابات و تعداد رایها شده و با دو مرحلهای کردن انتخابات نهایتا به نفع اصلاحطلبان تمام شود."
حامد از تو انتظار می رود که چنین حرفی تو خالی نزنی. بیشتر شبیه این مزخرفات مشارکتی هاست که می خواهند فقط توجیه کنند که آمدن خاتمی ضرر نمی رساند، اول می گفتند که بیشتر بودن کاندیداها به نفع اصلاحطلبان است، این آواخر می گویند نظر سنجی کنیم هر کی بیشتر طرفدار داشت بماند بقیه انصراف بدهند. واقعا از کسی که کمی ریاضی می داند بعید است کلمه ریاضی را در چنین جمله ای بیاورد که برای عوام اعتبار جمله اش را افزایش دهد. اگر واقعا چنین محاسباتی کرده ای لطفا اینجا بگزار ما هم متوجه بشویم و گرنه بهتر است این را هم مانند آن یکی جمله ات درست کنی.
Anonymous - March 6, 2009 02:30 AM
زوربا :
حامد چه طور دلت میاد به نفع خاتمی تبلیغ بکنی . ببین احمدی نژاد اون قدر خوبه که حسین درخشان میتونه از توی زندان برات کامنت بذاره .
زوربا - March 6, 2009 11:37 PM
هادی :
با یسری از حرفات موافق نیستم
ولی منم معتقدم باید از خاتمی حمایت کرد
دلیلش رو نوشتم اگه دوست داشتی بیا بخون
هادی - March 7, 2009 08:06 AM
tahseen :
مماشات با ازادی؟انهم با یک ویترین توخالی؟نه رفیق!
tahseen - March 7, 2009 02:43 PM
حسين علاقه :
سلام
حرفات حرف حسابه. كاملا قبول دارم. اطرافيان آقاي خاتمي هنوز همان آدم ها هستند. تنها فرق ماجرا آن است كه اعتماد ايشان به حرف حساب مديراني كه از آنها نام بردي بيشتر شده. و البته بعض اين مديران هم به اردوگاه جناب كروبي پيوسته اند.
من هم اميدوارم خاتمي واقعا تنها بر مسائل اجرايي تمركز كند و شعارهايش هم بر اين مبنا باشد، توقعات سياسي ايجاد نكند كه هر چه بكارد برداشتش شايد از ديگران باشد و نفرينش براي ما.
تو اگر صداي بلندتري داري اين را داد بزن.
اما اين بحث انحرافي را مطرح نكن كه توسعه سياسي مقدم است يا اقتصادي. بگو الان بايد به خواست مردم توجه كرد. بازارها را به سمت تشويق سرمايه گذاري برد و درآمدها را تبديل به ثروت كرد.
و دست روي نقاط حساس نگذاشت.
بگو كه اي كاش همسايگان تركمان را بهتر مي شناختيم.
هم خوب مسلماني مي كنند و هم خوب مملكتداري.
حسين علاقه - March 8, 2009 02:09 PM
دانیال :
سلام حامد جان.
پست قبلیت خیلی ها رو به فکر انداخت، من نظر خودمو میگم، آقای خاتمی آدم بی نظیریه، میتونه رییس جمهور خیلی خیلی خوبی هم باشه، اما شرط اول یک کار خوب، حتی در حد یه واحد کوچیک صنعتی هم که باشه، داشتن تیم اجرایی قوی و کارآمده.
اینکه آقای خاتمی اگه با همون تیم قبلی بخواد مملکت رو در حوزه ی قانونی که اختیار داره مدیریت کنه، یقینا بهتر از احمدی نژاده، اما با انتظار ما از کسی که اصلاح طلبه مغایرت داره و راحت بگم، فاتحه ای بر اصلاحاته.
پس به دوستانی که با این نظر مخالف بودن تاکید میکنم، وظیفه ی همه اینه که جلوی تکرار اشتباهات رو بگیرن، هر کسی به زعم خودش و حال این به مذاق همه هم خوش نیامد که نیامد. گفتن از ما...
ایشالا همیشه شاد و تندرست و پیروز باشی، ممنون از تعهدت به این مملکت. ممنون
دانیال - March 9, 2009 07:56 AM
:
از این مشارکتی ها به هیچ وجه خوشم نمی آید، حتی می توانم بگویم حالم به هم می خورد. کافی است آدم به این نوشته های خودشان در شایت مشارکت رجوع کند. تا دیروز داد می زدند که آمدن خاتمی و بیشتر شدن کاندیداها به نفع اصلاحطلبان است، امروز می گویند موسوی با خاتمی رقابت نمی کند چون شخصیتش این گونه نیست. (رجوع کنید به سایت مشارکت)
در دو دوره ی ریاست جمهوری خاتمی اصلاحطلبان دو ابزار اعمال قدرت داشتند. یک، اینکه رای مردم را داشتند، که به خاطر ترس از اینکه ممکن است نتوانند کنترل کنند از آن استفاده نکردند، و دوم، فشار خارجی به جمهروی اسلامی. مثلا تحصن در مجلس. واضح است که من هم اگر جای هر کسی در جناح راست بودم فکر می کردم که اینها خائن هستند و برای رسیدن به قدرت حاضرند حتی به کشور از بیرون فشار وارد بشود. به جای اینکه بنشیدند و به بقیه افراد داخل نظام که قدرت دارند توضیح بدهند که فلان کار به نفع کشور است، سعی کردند با زوری که نداشتند برنامه ی خودشان را پیش ببرند، به خاطر تکبری و غرور که این همه رای آورده اند.
من که سیاست مدار نیستم، می فهمم که مثلا بلفی به بزرگی اینکه اگر لوایح دوگانه تصویب نشود استعفا می دهم تو خالی است همان طور که جناح راست فهمید، تنها فشار آن فشار خارجی است که هر کسی این کار را بکند به راحتی خائن اعلامش می کنند. کسی که این را نفهمد و وعده بدهد که در صورت عدم تصویب استعفا می دهد در صورتی که واضح است نمی تواند سیاست سرش نمی شود.
پارادوکس امروز اصلاحطلبان این است که بر اساس تجربه دیگر نمی توانند ادعاهای دفعه پیش را کنند چون مردم می دانند نمی توانند انجام دهند و از اداره کشور و بهتر کردن وضع مردم می مانند، و از طرف دیگر اگر بگویند (چنانکه در سخنرانی های اول خاتمی بعد از اعلام کاندیدا بودنش هست) که فقط کشور را می شود بهتر اداره کرد، بله می شود، به نظر من راست های عملگرا می توانند از اصلاحطلبان هم بهتر اداره کنند چون درگیری و اصطکاک کمتری ایجاد می کنند. اصلاحطلبان هم می خواهند رای طرفداران جمهوری خواهی و حقوق مدنی را از دست ندهند، هم رای اکثریت مردم که به معیشت بسیار بیشتر اهمیت می دهند را حفظ کنند. این پارادوکس در سخنرانی های بعدی خاتمی هم واضح است. همین مساله نخواهد گذشت که صریح برنامه اعلام کنند، چون به ابهام نیاز دارند.
طرفداران تحریم هم بدانند که تحریم کوچکترین نفعی به حالشان ندارد. آدمی که عقل داشته باشد، اگر ببیند که رای ش می تواند به مقدار محسوس وضعیت زندگی اش را بهتر کند رای می دهد.
Anonymous - March 10, 2009 12:24 AM
صالح :
سناريو: ( زمان: نيمه ي دوم ارديبهشت) خاتمي به نفع ِموسوي مي ره كنار ... به كي راي بديم؟!؟
صالح - March 10, 2009 12:27 AM
:
در ضمن، احمدی نژاد رای آورد چون مردم به او رای دادند. برگزار کننده ی انتخابات همین دولت اصلاحات بود. بسیج و ... برایش تبلیغ کردند، ولی این مردم بودند که رای دادند. شهرستان ها را نمی دانم، ولی سر تمام میدان های اصلی پایتخت نشستند و با مردم بحث کردند که رای دادن به احمدی نژاد بهتر است و خیلی از مردم هم قبول کردند، وقتی که استراتژیست های مشارکتی در زیر خروار شکست های پی در پی انتخابات پیشین له شده بودند و نمی دانستند چه کار می توانند بکنند. اگر مدیریت افتضاح احمدی نژاد نبود، کوچکترین امیدی به پیروزی آنها در این انتخابات وجود نداشت. تا این فهمیده نشود که مردم، بین رفسنجانی که می شناختند و احمدی نژادی که نمی شناختند به رفسنجانی رای ندادند به جایی نخواهیم رسید.
Anonymous - March 10, 2009 12:31 AM
:
مير حسين هم آمد حال با توجه به اين ، شرايط بازي چه گونه مي شود ؟
Anonymous - March 11, 2009 09:28 AM
moosavi :
http//:www.bayya.tk
moosavi - March 11, 2009 09:29 AM
نظرسنجی :
شرکت در نظر سنجی
http//:www.irbours.tk
نظرسنجی - March 11, 2009 09:32 AM
نظرسنجی :
شرکت در نظر سنجی
http//:www.irbourse.tk
نظرسنجی - March 11, 2009 09:34 AM
moosavi :
www.baaya.tk
موسوی آمد
moosavi - March 12, 2009 02:08 PM
:
در طول این چهار سال تنها سیاست مداری که جلوی خودکامگی احمدی نژاد توانسته بایستد، لاریجانی رئیس مجلس است.
من دلم می خواهد رفسنجانی و خاتمی و موسوی و کروبی و لاریجانی و قالیباف و روحانی با هم بنشینند و کنار بیایند. رفسنجانی که ریئس تشخیص مصلحت و خبرگان هست. مثلا خاتمی قرار بشود که رئیس جمهور بشود، موسوی وزیر علوم یا فرهنگ یا معاون اول یا حتی نفت. لاریجانی وزیر خارجه، ... هیچ کدام از این آدم ها کم آدمی نیستند. همه هم که به فکر کشور و در چارچوب قانون اساسی هستند. ولی خوب، چنین آرزوهایی ساده اتفاق نمی افتد. بلاخره بعضی برای کشور برنامه دارند که به خواسته هاشان برسند، اگر این آدم ها با هم همکاری کنند به آرزوهایشان نمی رسند، طبیعی است که نگزارند که چنین بشود. خدا یاریمان کند و از دست این خودپرست ها که مثل مگس های دور شیرنی هستند نجاتمان بدهد.
Anonymous - March 13, 2009 12:52 AM
توماس جفرسون: :
اگر کشوری توقع داشته باشه که هم نادان باشه و هم آزاد
چیزی رو انتظار داره که نه بوده و نه هیچ وقت خواهد بود
توماس جفرسون: - March 13, 2009 11:37 PM
:
خوب! اين هم از خاتمي. حالا قهرمان نابود سازي بخش خصوصي داره مياد تا اصل ٤٤ را اجرا كنه!! موسوي را ميگم. به قول مهران مديري به به به به. چرا ساكتي جناب قدوسي؟؟
Anonymous - March 17, 2009 08:11 PM
م...ا.ممما مع.ی..ن مجتبی :
سخنان شما فوق العاده خوب است من اگر رییس جمهور بودم شما را می کردم معاون خودم یادم باشه برای ریاست حمهوری با شما مشورت کنم اما چه کار کنم اقای خاتمی را دوستشون دارم با تشکر از شما دانشمند بزرگ کشورمان شاد شاد باشید به نظر شما دوره بعد رای می اورند از خدا می خواهم باران را با یاران باران بر ما بباران با تشکر از شما به ایمیام پیغام بده
م...ا.ممما مع.ی..ن مجتبی - July 9, 2009 07:22 PM
دوست :
اقای خاتمی فرد بزرگی بود که حالا در نبودش به عنوان رءیس جمهور کمبودش را احساس می کنیم
دوست - November 5, 2009 08:26 PM