« فینکس | صفحه اول | مشاهدات ینگه دنیا 2: پوپولیسم از نوع آمریکایی »

3 فروردین 88

مشاهدات ینگه دنیا: شماره 1

در آمریکا حداقل دو نوع شهر وجود دارد:

1) شهرهای کوچک ولی زنده با سبک زندگی اروپایی مثل آستین و برکلی و بوستن و دیویس و پالو آلتو که پر است از پیاده‌رو (به قول کاوه) و کافی‌شاپ و اتفاقات فرهنگی و سینمای آلترناتیو و موزه نقاشی و اتوبوس و دانش‌جو و ... در برخی از این‌ شهرها حضور مظاهر فرهنگ عامه آمریکایی مثل مک‌دونالد و وال‌مارت رسما ممنوع است.

2) شهرهای آمریکایی‌تری که از لحظه‌ای که وارد می‌شوی همه‌جا پر است از مرکز فروش ماشین دست دوم و انواع خدمات وام و تبلیغات حل کردن مشکلات وام‌های پرداخت نشده و عکس‌های وکلای ورشکستگی و ریل استیت و برگر کینگ و تاکو بل و تبلیغ دوره‌های ام‌.بی.ای و مراکز خرید. وقتی می‌گویم پر است واقعا منظورم این است که پر است یعنی در سرتاسر مرکز شهر به تناوب فقط همین چیزها را می‌بینی.

طبقه‌بندی فوق جامع نیست و مثلا شهرهایی مثل نیویورک و سان‌فرانسیسکو و شیکاگو که ترکیبی از دو فاکتور قبلی است را در بر نمی‌گیرد ولی برای شخص من زندگی در آن شهرهای نوع دوم که انگار کل فضای شهری‌اش حول مسابقه مصرف (در برخی موارد مصرف بر پایه توهم نسبت به درآمد آینده) شکل گرفته است بدون هیچ تردیدی غیرممکن است.



   نظرات

:

actually that is why they say the ivory league and intellectuals do not comprehend the issues main street individuals are facing!

 

mitra :

mesal e shahrhaye no'e dovvom , kojaha mishe?!

 

navid :

key miaai in var? montazerim ha.

 

ammar :

حامد جان طاقت نياوردي‌ها. البته خوب کاري کردي.

 

رویا :

وای یه شهرهایی هم هست که از اون مدل اول هستن به همین خاطر نمی‌تونی ازشون غر بزنی ولی انقدر کوچیکن که از هرچیز خوبی یه دونه دارن. کلا یه خیابون و یه دونه سینما و ...

 

:

دیترویت و دیتون و اینا رو هم اضافه کن به عنوان نوع سوم!

 

:

salam az neveshtahton khili khosham aomad ....mitonam dar web logam az shoma link bezaram?

 

جهانگرد :

سلام
دسته بندی خوبی بود. من هم اگر بخواهم انتخاب کنم شهر ارام اروپایی را به امریکایی پر از تبلیغ که نفس کشیدن را از ادم سلب می کند ترجیح می دهم

 

:

حامد جان: اين جور طبقه بندی خيلي جالبه. البته شهرهای بزرگ آمريکا (نيويورک، لس آنجلس) بيشتر مثل تهران هستن هم ميدون آزادی دارن هم اقدسيه هم منيريه هم جودايه هم جردن!
من به گروه اول بولدر (کلرادو) و ان آربر (!) رو اضافه ميکنم. به گروه دوم هم آتلانتا، سن خوزه، ميامی و هيوستون. يکی از دوستامون هم که گروه سومی برای شهرهای داغون (مثل ديترويت و ديتون) اضافه کرده. منم به گروه سوم راچستر و تروي (نيويورک) و سين سيناتي رو اضافه ميکنم. ميمونه گروه چارم مثل ايتاکا، وست لافايت (اينديانا) و شمپين (ايلينوي)

 

مهدي :

مصرف...
درسته. زندگي در چنان فضايي زياد جالب نيست. ولي چه ميشود كرد اقتضاي اقتصاد مدرن همين زندگي مصرفي است. در ضمن جور شهرهاي نوع اول را هم شهرهاي نوع دوم ميكشند.

 

:

There is another type which I call Roostaa-shahr i.e. huge ranching communities! you don't wanna live there either!

 

یگانه :

خوب بود. برای من که هنوز به آمریکا سفر نکرده ام و در این باره هم تا کنون با دوستان حرفی نزده بودم، جالب بود که بدونم شهرهایی از دسته اول اصلا در آمریکا وجود داره. گرچه ظاهر به کنار، باید جنس شهر رو با مدتی زندگی کردن تجربه کرد.

 

آواز آسمان :

سلام دوست... از شهر های نوع دوم هم چند مثالی می زدی خوب تر بود .... کلا خیلی جالب بود

 

فرمون :

حامد جان

کل این نتیجه گیری هایت در طول چه مدت بود؟ آیا تمام این شهر ها را که نام بردی دیده ای؟

اگر به همه این شهر ها رفته باشی، پس بطور متوسط حدود یک هفته یا ده روز در هر شهری اقامت داشتی... پس تمام این نتیجه گیری ها بر اساس یک اقامت یک هفته ای است.

اینکه مشاهده یک هفته ای برای چنین نتیجه گیری هایی کافی است یا نه، قضاوتش باشد با خواندگان پست هایت.

حامد: فرمون جان اجازه بده نتیجه گیری ها را خلاصه کنیم:
1) شهرهایی از نوع اول وجود دارد.
2) شهرهایی از نوع دوم وجود دارد.
3) شهرهایی غیر از دو نوع قبلی وجود دارد.
4) من علاقه ای به زندگی در شهرهای نوع دوم ندارم.

مستقل از این که من چند روز کجا بوده ام آیا شما دلایل منطقی برای رد چهار مورد قبلی داری؟ مورد چهارم ترجیح شخصی است و قابل رد و قبول نیست. سه مورد اول صور وجودی است و فقط یک مثال برای اثبات آن کفایت می کند. شما باید دلیل بیاوری که در بین هزاران شهر آمریکایی هیچ شهری از نوع اول یا نوع دوم یا نوع سوم وجود ندارد. فراموش نکن که در منطق و ریاضیات اثبات وجود یک چیزی بسیار بسیار راحت تر از رد آن است چرا که برای اثبات وجود صرفا یک مثال کفایت می کند که به نظر می رسد یافتن مثال برای سه نوع شهر فوق در آمریکا بسیار راحت است.

ضمن این که آدم ها کتاب می خوانند و فیلم می بینند و با آدم های دیگر حرف می زنند و لذا لازم نیست حتما شش ماه جایی زندگی کنند تا چیزهای زیادی راجع به آن بدانند بل که در یک سفر کوتاه ترکیب شدن با موارد قبلی می توانند چیزهای زیادی را بفهمند. علم بشری راه های زیادی برای فشرده کردن زمان کسب تجربه و رسیدن به جمع بندی معرفی کرده است.

 

فرمون :

حامد جان

از اینکه جواب کامنت مرا دادی متشکرم. ولی من اگر جای شما بودم بجای اینکه شهر ها را تقسیم بدی کنم محله ها را اینطور که شما تقسیم بندی کردی تقسیم بندی میکردم نه شهر ها را.

بعد از سالها زندگی در امریکا و مشاهده شهر های مختلف به نشر من هر شهر امریکایی چه کوچک و چه بزرگ همه خصوصیت هایی را که در پستت اشاره کردی دارند ولی در محله های مختلف و بسته به اینکه در کدام قسمت شهر باشی میتوانی یکی از آن خصوصیات را مشاهده کنی.

به نظر من نباید بر اساس خصوصیات یکی از محلات هر شهری، کل شهر را به یک دسته خواص نصبت داد.

حامد: فرمان جان ممنون از پیش‌نهاد محله. ایده معقولی به نظر می‌رسد و من هم با ذکر کردن شهرهای بزرگ گروه سوم عملن داشتم به این ترکیب اشاره می‌کردم. من فقط یک ملاحظه دارم و آن این‌که برای این‌که شهری عناصر گروه اول را به اندازه کافی داشته باشد باید هم سایز آن از یک حدی بزرگ‌تر باشد و هم در آن مراکزی مثل دانش‌گاه‌های خوب وجود داشته باشد. راستش با تجربه‌ای که من در اروپا داشته‌ام و مشاهداتم از آمریکا کمی برایم سخت است که بپذیرم که مثلا یک شهر صد هزار نفری که فاقد یک دانش‌گاه مطرح و زنده است لزوما آن فضای روشن‌فکری مورد علاقه من را داشته باشد چرا که تشکیل این فضا "جرم بحرانی از علاقه‌مندان و موسسات فرهنگی" می‌خواهد که در خیلی از شهرهای کوچک و متوسط موجود نیست.
به همین دلیل هم تاکید می‌کنم که شهرهای بزرگ بیش‌تر به آن ایده ترکیبی که هر دو توافق داریم نزدیک‌تر هستند چون جرم بحرانی برای هر چیزی فراهم است.

 

:

فرمون خان. چه اشکال دارد در مجموع بر اساس محله‌های یک شهر به آن برچسبی داد؟

 

:

به نگارنده کامنت بالا

اشکالش در این است که برچسب مربوطه دقیق نخواهد بود. به عنوان مثال به تهران چه جور برجسبی خواهید داد؟ در نظر بگیرید که تهران شامل بازار، توپخانه، دروازه دولت، خیابان مولوی، میدان گمرک، تجریش، شهرک غرب شهرک اکباتان میدانهای یک تا چهار تهرانپارس، فرمانیه، قیطریه، و چندصد محله دیگر است... حالا تهران چه جور شهری است؟ مدرن؟ قدیمی و سنتی؟

تهران مثل شهرهای اروپایی پر از بلوار و میدان است و مثل شهرهای امریکایی پر ای مرکز خرید. مترو دارد و در عین حال تو بعضی محله ها گاو و گوسفندو مرغ و خروس نگه میدارند.... حلا تهران چه جور شهریست؟

همینطور هم شهرهای کشورهای دیگر محله های متفاوت و حتی ضد و نقیض دارند.

حامد: به پاسخ من به کامنت دوم فرمان مراجعه کنید.

 

parsa :

واسه خودم عجیبه که با وجود این همه اصطلاحات جدید ...با این پست ها بیشتر حاااال میکنم تا حرف های تقریبا تکراری به آن سید بزرگوار !!!!

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007