« مشاهدات ینگه دنیا: شماره 1 | صفحه اول | مشاهدات ینگه دنیا 3: کار تجربی »

6 فروردین 88

مشاهدات ینگه دنیا 2: پوپولیسم از نوع آمریکایی

پاداش 165 میلیون دلاری AIG صدای خیلی‌ها را در آورده است. اوباما که بدجوری عصبانی است و خانه نمایندگان هم در پی تصویب لایحه‌ای است که به پاداش‌های بالا بیش از 90 درصد مالیات ببندد که در عمل به معنی ممنوع کردن پرداخت پرداخت پاداش توسط بانک‌های خصوصی (و بنا به برخی روایت‌ها بانک‌های خصوصی که از طرح نجات استفاده کرده‌اند) است. همان گونه که مخالفان هم گفته‌اند کل رقم این پاداش‌ها در قیاس با نیازهای مالی موسسات مالی و کل گردش مالی اقتصاد آمریکا آن‌قدر ناچیز است که اصلا به حساب نمی‌آید و ماجرا بیش‌تر جنبه سمبولیک دارد. ولی ظاهرا این جنبه سمبولیک که بیش‌تر به منظور راضی کردن شهروندان (خصوصا شهروندان آسیب‌دیده از بحران که باید پست مفصلی از تجربه‌های گفت و گو با آن‌ها بنویسم) صورت می‌گیرد می‌تواند کار را بدتر کند. تا جایی که من فهمیدم رقم معقولی که دولتی‌ها برای دست‌مزد بانک‌داران صحبت می‌کنند چیزی حدود 250 هزار دلار در سال است که برای مدیران این صنعت بسیار ناچیز است. این رقم باعث می‌شود تا مدیران درجه یک که باید موسسات مالی را در این شرایط بحرانی نجات دهند بانک‌های آمریکایی را ترک کرده و یا به بانک‌های اروپایی و آسیایی بپیوندند و یا اصولا ترجیح دهند خانه‌نشین شوند و برای مدتی کتاب بخوانند. احتمالا کسانی که سال‌ها در مستند رده‌های بالا بوده‌اند و جمع دریافتی‌های چند ده میلیونی داشته‌اند آن‌قدر پول دارند که تا سال‌ها امور روزمره زندگی را بگذرانند و نیازمند این 250 هزار دلار نباشند (با فرض کردن این‌که ارزش استراحت و کتاب‌خواندن و سفر و گذران وقت با خانواده و یادگیری مباحث جدید و نوشتن خاطرات برایشان بیش از 250 هزار دلار در سال ارزش دارد که احتمالا دارد). به این ترتیب این راه‌حل‌ جزو آن‌هایی است که به اصطلاح Backfire می‌کند یعنی موضوع را بدتر می‌کند.

پ.ن: نوشته پویان را در مورد مرحوم دکتر نوربخش بخوانید. نوربخش هم یکی از آدم‌هایی بود که به نظرم برای این کشور خیلی زحمت کشید و طبق معمول به خاطر روی‌کرد تکنوکراتی‌اش مورد تقدیر قرار نگرفت. (قسمت آخر را به خاطر تذکر یکی از دوستان و جلوگیری از بحث‌های بعد حذف کردم).



   نظرات

حامد شیخ الاسلام :

عذر میخوام وزیر اقتصاد در زمان فوت دکتر نوربخش آقای مظاهری بودند .

 

:

سلام

اول اینکه مشکل فعلی، تا حدود زیادی، روانی است و ریشه در بی اعتمادی عمومی دارد و وقتی از این زاویه نگاه کنیم حتی مبالغ ناچیز اگر بی اعتمادی را تشدید کند عواقب بزرگی دارد. (ماجرای همان مثال مشهور مدیریت که می گوید بانک ها باید نیروی محافظ داشته باشند، حتی اگر این کار به لحاظ اقتصادی در مقایسه با خطر دزدی هزینه بیشتری داشته باشد.)

دوم اینکه، در آمریکا به طور کلی یک نوع فردمحوری کاذب وجود دارد که به نظر می رسد در بحران اخیر بسیار مورد توجه و انتقاد قرار گرفته است. مثلا در نوشته شما این پیشفرض هست که یک نفر که یک میلیون دلار در ماه می گیرد به طرز چشم گیری کارش از کسی که دویست و پنجاه هزار دلار می گیرد بهتر است و اگر او برود کارها به هم می ریزد. ولی دوره این حرفها گذشته است. آمریکایی ها چوب این حرف ها را در صنایع تولیدی خورده اند و بازار بسیاری از کالاها را از دست داده اند و اگر الان هم همان خط را ادامه بدهند در حوزه خدمات هم از میدان به در خواهند شد.

 

هامبورگی :

سلام ۀقای قدوسیٍ،
جای شمارادیشب در کمیتۀ انرژی انجمن مهندسین آلمان واحد هامبورگ که دز کارخانه ی آلومینیوم هامبورگ ، بزرگترین مصرف کنندۀ انرژی الکتریکی ایالت هامبورگ بر گزار شد، خیلی خالی کردم. این بحث پرداخت پاداش از محل کمک خای دولتی در آلمان و کلا اروپا هم خیلی معترض داره.برنامه ی دیشب Hart aber FAIR , تلویزیون آلمان هم راجع به همین موضوع بود.سوال من اینجاست که چه کسی بیشتر از مدیران مالی به ظاهر درجه ی یک آمریکا و اروپا ، مسئول بحران مالی جهانی سال 2009 است؟ آیا اگر این مدیران مالی برای پذیرفتن مسولیت وظایف شون، از چانه زدن سر دریافت پولی که به قول شما نیازی هم به دریافتش ندارند بیشتر اهمیت و ارزش قایل بودند امروز در گیر همین بحران بودیم؟ آیا عاقلانه تر نیست که کار حل این بحران رو بدست کسانی بسپاریم که در نظام ارزشگذاری شون کیفیت کار بر این چانه زدن بی هدف ، ارجعیت داره؟

 

:

Nice to see you are writing again. I think (and feel that you agree) that the big mistake was bailing out these big companies. People don't see how it is going to benefit them, they feel that this is a mess by rich (which although is partially true, has no importance, some call them greedy but well, who is not in states?) financial experts using their taxes; the real winners, if you look at the game for last decade are investors who took high risk and earned more than usual, and now are being rescued from consequences of their decisions. I agree with you that this is not just a fault of the management of these financial institutions, they were just responding to what investors were asking, but I can understand why people are objecting to bonuses (NOT income!) that is being paid to these managers when they need to fasten their belts. It maybe more logical and beneficial to have these people stay at these institutions, but sometimes people are ready to sacrifice some financial benefits for psychological feeling of fairness and justice. (utility function is not just financial benefits). Investors have immunity of being accused in capitalism, so politicians sacrifice managers.

 

:

you are such a douchebag...

 

مهدی ع :

1. اينکه اين مديران برای بقا خواستار حقوق کلان هستند کمی هم نشان دهنده اين هست که اينها به بقای اين شرکتها حتی با وجود کمک دولت اعتماد ندارند...
2. بخشی از اين مديران، مسوول خريد حباب گران قيمت و بی ارزشی هستند که ترکيدنش بحران کنونی را باعث شده،
3. اگر اندوخته کافی دارند و
دنبال مرخصی می گردنند بهتر است استفعا دهند... اينکه شرکتهای ديگر واقعا در پی شکار اين مديران می باشند.. با وجود وضع اقتصادی بحرانی بسياری از شرکتها کمی غير قابل باور می باشد... هم اکنون تعداد زيادی بانک کوچک ورشکسته شده اند که مسلما کارکنان شايسته ای داشتند که هم اکنون در حال رقابت برای پيدا کردن کار می باشند.. در کل من فکر می کنم بخش بانکی کمی بيشتر از نياز کل جامعه رشد کرده بود و اکنون مشکلی نيست که تعدادی از نيروهای اين بخش به بخشهای ديگر منتقل شوند.
4. هنگامی که لی آيوکوکا از دولت آمريکا برای نجات شرکت کرايسلر وام گرفت، حقوق خودش را به يک دلار در سال کاهش داد... چرا مديران اين بانکها از دولت انتظار فداکاری وحمايت دارند اما نمی توانند کارکنان خود را به کارکردن با درآمد متوسط وادار کنند.
==========
ولی در کل قبول دارم که صرف اينهمه هياهو برای رقمی که بخش ناچيزی از کل مشکل اصلی هست، ضرورتی ندارد.

 

سرزعیم :

چرا عنوان را پوپولیسم گذاشتی؟ آیا هرجا که با حقوق بالا مخالغت شود پوپولیسم است؟ پاداش برای عملکرد خوب است نه عملکرد بد. اصل قضیه کمک و صدقه ای است که دیگران (مالیات دهندگان داده اند) برای سرپا نگه داشتن بنگاه هایی که توسط این مدیران رده بالا!!!! گند خورده اند

 

:

شاید حرف شما شبیه این است که باید به مدیران باج داد تا وضع خرابتر نشود.
ولی باج دادن در کوتاه مدّت جامعه را حفظ می کند ولی اگر در درازمدّت به آن نگاه کنیم جامعه فاسد می شود.

 
 

:

Hamed, if you have time, take a look at this :
http://www.slate.com/id/2214407/

 

نامی :

راستش نمی‌دونم مخالفت با این پاداش‌ها پوپولیسم هست یا نه. ولی کاش در یک پست جدا توضیح بدید که اگر پاداش مدیران یک شرکت خصوصی همواره به راه باشد (صرف‌نظر از عمل‌کرد خوب یا بدشان) آن وقت چه بر سر انگیزه‌ی لازم برای خوب کار کردن می‌آید. راست‌اش به نظر من، وضعیت بعضی از این شرکت‌های خیلی بزرگ آمریکایی شبیه شرکت‌های دولتی ایرانی‌ست. مدیر آن قدر پول می‌گیرد که ظاهرن زیاد هم مهم نیست شرکت سرپا بماند یا نه. دوست داشتم نظر شما را هم بدانم.

 

پویا :

حامد عزیز، فکر نکنم این ها بتوانند حداقل انگلیس بیایند چون اینجا هم دولت بر سر این موضوع فشار زیادی آورده که مورد آخرش در مورد بانک سلطنتی اسکاتلند بود. اما موضوعی که مهم است و اشاره بهش نکردی این است که قرار داد این مدیران طوری است که پاداش جزئی از آن است و صورت قانونی دارد و هیچ دادگاهی نمی تواند آن را سلب کند. مثل وقتی که یک کارخانه ورشکست می شود ولی حقوق کارگر طبق قرار داد باید پرداخت شود. به همین دلیل هم هست که دولت ها راهی ندارند جز آنکه بر آن مالیات ببندند.

 

احمد :

در مسابقه پوپوليسم، هيچ کس به گرد پای اصلاح طلبان ايرانی هم نمیرسد!

 

سحر :

سلام
لطفن به من ایمیل بدید
من آدرس ایمیل شما روپیدا نکردم

حامد: ایمیل من سمت راست صفحه موجود است.

 

:

سلام
آقاي حامد عزيز
از اين پوپوليسم نوع وحشتناكترش را داخل مملكت خودمان زياد ميتوانيم ببينيم.
جايي كه سرمايه دار را كلا زالو تصور ميكنند و هنوز معلوم نيست اقتصاد اسلامي چقدرش از سوسياليسم و چقدرش از كاپيتاليسم بايد تركيب شود تا اين ملغمه به نتيجه برسد.
وقتي كه فساد اقتصادي، رانت خواري آقازاده ها، دخالت نهادهاي نظامي و امنيتي در اقتصاد بيداد كرده و بي كفايتي مسؤولان، ميلياردها دلار پول مملكت را به باد داده و تبديل به زباله ميكند ولي همان مسؤول به پاداش هاي دو ميليون توماني مديران و كارشناسان برجسته اين مملكت اعتراض كرده و آن را بي عدالتي ميداند.
خواهشمندم كمي هم از وضعيت داخل كشور و تحليل اوضاع اقتصادداخلي بنويسيد.

 

تنها :

سلام:
1-یک مدیر آمریکایی( که از نظر رفاه در آن حد است که در متن آمد) حاضر نیست در این شرایط به خاطر هم نوع های خودش از خود گذشتگی نشان بده!
2-برای یک مدیر آمریکایی وقتی کتاب خواندن و گذران وقت با خانواده معنادار میشود که ،بخاطر اوضاع بد جامعه، حقوقش به یک چهارم قبل کاهش پیدا کرده است.
3-.....
ولش کن. واقعا دنیا جای عجیبیه !

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007