« مشاهدات ینگه دنیا 2: پوپولیسم از نوع آمریکایی | صفحه اول | مشاهدات ینگه دنیا 4: تفاوت تحقیق اقتصاد و مهندسی »

7 فروردین 88

مشاهدات ینگه دنیا 3: کار تجربی

فضای فاینانس در اروپا توسط ریاضی‌دان‌ها و اقتصاددان‌های تئوری کار اشغال شده است. به این خاطر تصور یک دانش‌جوی دکترا از مقاله خوب چیزی است که یا باید پر باشد از مدل‌های عجیب تعادل عمومی و نظریه قرارداد در فضای زمان پیوسته و انتگرال‌های تصادفی و توپولوژی اندازه‌های ریسک و الخ و یا روش‌های پیش‌رفته اقتصادسنجی. تجربه من در آمریکا درست برعکس بود. البته دانش‌کده فاینانس آستین شاید کمی حالت حدی داشته باشد و لزوما نماینده جامعه دانش‌کده‌های آمریکا نیست ولی به عنوان یک دانش‌کده خوب (نه لزوما جزو لیگ هاروارد و ییل و ام آی‌تی) اطلاعات جالبی می‌دهد. این‌جا تعداد زیادی مقاله بازار کار (Job Market Talk) را گوش کردم که دست آخر پنج نفر از نویسندگان‌شان از آستین پیش‌نهاد کار گرفتند که خب موفقیت شغلی بزرگی است. چند تا از این مقاله‌ها هیچ مدل ریاضی نظری به آن معنی نداشتند و فقط مبتنی بر شهود اقتصادی درست و معقول بودند. روش‌های اقتصادسنجی‌شان هم واقعا از سطح درس مقدماتی اقتصادسنجی فراتر نمی‌رفت ولی توجه خیلی‌ها را جلب کرده‌ بودند. چرا؟ به نظرم به دو دلیل: یکی این‌که سوال تحقیق خیلی جالبی انتخاب کرده بودند که افراد برای شنیدن جواب آن مشتاق بودند. در واقع فرضیه‌ای را بررسی می‌کردند که هم رد و هم قبول آن اطلاعات مفیدی تولید می‌کرد. دوم این‌که موفق شده بودند برای رفع مشکل درون‌زایی (Endogenuity) که معضل همیشگی تحقیقات فاینانس است متغیر ابزاری (IV) درست و معقولی پیدا کنند و تست‌های پایداری لازم را هم به جا آورده بودند.

یک فایده خیلی مهم این دیدار یک ترمی برای من همین بود که ذهنیتم را نسبت به اهمیت و جذابیت کار تجربی خوب بسیار روشن‌تر کرد و عملا هم مسیر تزم را تحت‌الشعاع قرار داد. به گونه‌ای که این احتمال وجود دارد که مقاله بازار کارم به جای یک کار تئوریک مقاله‌ای تجربی باشد.

این داستان را هم به عنوان مکمل داشته باشید. یک دانش‌کده‌ای که من را به مناسبتی می‌شناخت ازم خواسته بود تا در مورد پروفایل یک متقاضی ایرانی نظر بدهم. به نظرم پیشینه قوی نداشت و توصیه‌اش نکردم. بعد از مدتی فرد رابط، ارزیابی دیگران را از آن فرد برایم فرستاد تا از نظر خودم بازخوردی دریافت کنم. دوست‌مان در دوره فوق‌لیسانس کار اقتصادسنجی از نوعی که تازگی در ایران رایج شده است انجام داده بود یعنی چیزی در مایه‌های پیش‌بینی قیمت نفت با استفاده از شبکه عصبی و منطق فازی و الخ (این عنوان ساختگی است) و بعد آن‌را مقاله‌ کرده بود. اتفاقا مسوول کمیته پذیرش آن دانش‌کده کارش اقتصادسنجی بود و یکی از دلایل رد کردن او را مقاله بی‌معنی (Absurd) ناشی از تزش ذکر کرده بود که علامتی بود که طرف مفاهیم پایه را به درستی نمی‌داند. خلاصه می‌خواهم بگویم کار اقتصادسنجی و تجربی وقتی خوب است که درست و تمیز و با رعایت اصول انجام شود و گرنه کار دم دست را هر کسی می‌تواند سر هم کند و اهل فن هم به یک نگاه زیرابش را می‌زنند.



   نظرات

احمد :

من فکر می کنم آخرش پیش بینی دوستانمان درست از کار دربیاید و شما به جای برگشتن به ایران در آمریکا بمانی.

در مورد آن بنده خدایی هم که رد شده، متاسفم. او فقط کارش را مطابق آنچه یادش داده بودند خوب انجام داده و گناهی نداشته که کارش مطابق دیدگاه جاهای دیگر دنیا نبوده. همانطور که شما تا آمریکا نرفته بودی تزت را اروپایی تعریف کرده بودی و حالا داری تغییرش می دهی.

حامد: مشکل آن بنده خدا این نبود که کارش با سلیقه آن جا سازگار نبود. مشکل این بود که کارش از اساس بی معنی بود. این خیلی با داستانی که من گفتم تفاوت دارد. در بحث تفاوت اروپا و آمریکا هر دو طرف کار جدی و درست می کنند.

 

:

پس مدرسه ما یه ترکیب محدب از دانشکده های اروپایی و آمریکایی هست احتمالا.

 

ترابي nicico :

سلام استاد
ولي خداوند ايران را سواي ديگر ممالك وبه جبر كامل آفريده توصيه مينمايم اگر قصد ادامه كار اقتصاد در ايران را داشتيد زياد به مطالب استاندارد توجه نفرماييد

 

:

این شبکه عصبی و فازی و نرون و نخاع و فرکتال و .. مشکلی جدی شده و تعجبم از اساتید گرانقدری است که این پایان نامه های غریب را در جلسات متعدد دفاع پروپوزال و سمینار میانی و نیمه میانی و یه چهارم میانی تصویب هم میکنند.

 

:

نمی دونم چطور استادی به خودشون اجازه می ده که درخواست نامه ی پذیرش یک نفر رو با شخصی به خاطر هم میهن بودن شون در میون بگذاره. به نظرم این خلاف رفتار آکادمیک و همچنین محرمانه بودن درخواست نامه است.

حامد: این کار کاملا عادی است. وقتی تا به حال هیچ ایرانی برای آن دانش کده درخواست نفرستاده است و دانش کده های ایرانی را نمی شناسند بسیار معمول است که از یک فرد محلی در مورد کیفیت محل تحصیل فرد و نرم نمرات سوال کنند.

 

مهدي :

خوشحالم كه كم كم داري به راه راست هدايت ميشوي و ميفهمي اين چرنديات رياضي گونه در ژورنالها، ارزشي ندارد و صرفا براي سرگرم شدن يك عده ادم اكادميك است.
چند بار حضوري و در وبلاگ انتخاب ازاد در اين باره بحث كرده بوديم. :)
در چرندبودن اين مدلهاي رياضي و مقالات پيچيده همين بس كه وضعيت بحران مالي فعلي را مقايسه كني با فضاي كار اكادميك چندسال اخير دنيا در اقتصاد و فاينانس

حامد: چیزی که من گفتم هیچ پیامدی برای تنزل ارزش کار تئوریک ندارد. فقط اهمیت کار تجربی را برجسته می کند. ما اگر می فهمیم که فرآیند بحران چیست به خاطر همین مقالات تئوریک سال های قبل است.

 

بشير :

سلام
آقا حامد انكدينگ قسمت پيوندت خيلي وقته كه خرابه و من نمي تونم اسم وبلاگها رو بخونم! خيلي از وبلاگها را آدرسشان را حفظ نبودم و از اينجا مي رفتم!!!!

 

مهدي :

كسي مخالفتي با ارزش كار تئوريك ندارد. بلكه مخالفت با آن نوع كار تئوريكي است كه فقط خوشايند يه عده رياضيدان نما است و غافل از فضاي واقعي اقتصاد است.

حامد: نگران نباش. فضای علم اقتصاد خودش مقاله مرتبط با دنیای بیرون را از مطالبی که بازی ریاضی صرف است کاملا تشخیص می دهد. مجددن؛ مطلب من هیچ پیامدی برای این که کارهای اروپایی لزوما از این نوع هستند نداشت. در واقع کامنت تو عمود بر مشاهده من بود :)

 

hirbod :

سلام حامد عزیز.

در تائید صحبت‌های شما، تجربه دو کارگاه یکی‌ در کانادا و یکی‌ در آلمان با عنوان تقریبا مشابه ¨مالیه و بیمه¨ و تفاوتهای ماهوی آنها من رو هم تحت تاثیر قرار داد. این دو کارگاه که هر دو توسط دانشکده‌های ریاضی‌ برگزار میشد (یکی‌ در مونترال و دیگری در ینا) . در مدل کانادای بخش خوبی‌ از هر بحث به ایده‌ها و داستانهای مربوطه میگذشت، ولی‌ در اروپا با وجود حرف در مورد ایدهای پشت ماجرا ریاضیات بیشترین بخش رو به خودش اختصاص میداد. همین باعث میشد که حتا من که کار ریاضی‌ کردم، دانشجو ریاضی‌ام و به ریاضیات علاقه دارم در کارگاه اروپایی بیشتر چرت بزنم و در کارگاه کانادای بیشتر گوش بدم. این رو برا دوستانی میگم که از ریاضیات مالی فقط ریاضیات رو دوست دارن(مثل خودم).راستی‌ سه نفر هم از موسسه تحت سرپرستی فیلیپویچ هم بودن، سه ریاضیدان توپ!!!

هیربد

 

صادق صادقی :

آید بهار و پیرهن بیشه نو شود
نوتر برآورد گل ، اگر ریشه نو شود
زیباست روی کاکل سبزت کلاه نو
زیباتر آن‌که در سرت اندیشه نو شود
منوچهر آتشی

نوروزتان مبارک
صادق صادقی

 

فروهر :

سلام
آقای دکتر عید شما مبارک
یه سوال داشتم ممنون میشم راهنمایی بکنید
من همدانشکدهای شما هستم و می خوام برای ادامه تحصیل در زمینه اقتصاد نفت مطالعه کنم چه رشته ای رو بهم پیشنهاد می کنید.
ممنون

 

:

با سلام
واقعا ممنون از این اطلاعات مهمی که می دهید
باید توجه داشت علم بدون تئوری معنی ندارد، یکی از وظایف اصلی علم، پیش بینی است و پیش بینی بدون تئوری و مدل امکان پذیر نیست. مطالعات تجربی برای اصلاح تئوریها ضروری است ولی حوادثی که اتفاق می افتند و تجربه می شوند هیچ ارزشی ندارند مگر اینکه از آنها برای ساخت تئوری که بتواند حوادث آتی را پیش بینی کند استفاده شود.
مدلهای فرکتالی فازی و شبکه های اصلی نیز مدلهای بسیار مفیدی می باشند اگر فلسفه استفاده از آنها را بدانیم و بدرستی از انها استفاده نمائیم
با تشکر

 

:

سلام
سال نو مبارک از مطلب شما مثل همیشه استفاده کردیم موفق باشید.

 

   ارسال نظر:

لطفن کدهای زیر را وارد کنید

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007