« مشاهدات ینگه دنیا 4: تفاوت تحقیق اقتصاد و مهندسی | صفحه اول | مشاهدات ینگه دنیا 6: دفاع بد از بازار آزاد »

13 فروردین 88

مشاهدات ینگه دنیا 5: کتاب‌فروشی‌ها

تجارب عمیقن لذت‌بخش ناشی از چرخیدن بین هزاران کتاب‌ در موضوعات مختلف و ورق زدن دور میز کتاب‌های جدید و کتاب خواندن‌های طولانی و متمرکز حین چای خوردن در کتاب‌‌فروشی‌های غول‌پیکر این‌جا نشان می‌دهد که زندگی کردن در کشوری که زبان رایجش را خوب نمی‌دانی و نمی‌خواهی/نمی‌توانی یاد بگیری و لذا کتاب‌فروشی‌های زنجیره‌ای آلمانی‌اش به هیچ کارت نمی‌آید چه‌قدر می‌تواند کاهنده مطلوبیت باشد. در بارنز اند نوبل و بوک پیپل این‌جا همان حسی را دارم که وقتی از خرید کتاب از کریم‌خان یا شهر کتاب نیاوران برگشته‌ام و دلم می‌خواهد تا صبح بنشینم و کتاب‌های جدید را بخوانم.



   نظرات

Hirbod :

finally, you slip as well....

 

: :

تجارب عميقاً و نه عميقن!

 

: :

تجارب عميقاً و نه عميقن!

 

کاساندرا :

بعد از این که یه تعطیلات دوهفته‌ای رو توی انگلیس و به‌خصوص لندن گذروندم تازه فهمیدم که چقدر زبون ندونستن روم تاثیر داشته. دارم له‌له می‌زنم برای این‌که کارم اینجا تموم شه و برم یه کشور انگلیسی‌زبان.

 

مجید :

سلام

از نوشته هایت لذت بردم . تجربه زیسته شما در غرب برای من که غرب را بیشتر مطالعه کرده ام - تا ببینم- بسیار مفید است . در این باره بیشتر بنویسید.

 

فرمان :

با اظهار نظر حامد موافقم... فقط مشکلی که من دارم این است که کتاب خوب که ارزش خواندن داشته باشد راحت پیدا نمی شود. ... به عبارت دیگر کتابهایی که افرادی نظیر هنا مانتانا نویسنده اش باشند زیاد است و من هم اصلا حوصله مطالعه آنها را ندارم.

 

khodadad :

Maa amadim injaa o shomaa raftid aanjaa?

 

moji :

سلام. واقعا چرخیدن دریک کتابخانه بزرگ واقعا لذت بخش است.

 

:

hey, I did not know you are in the States. If you are still here and you come around DC area plz let me know. I like to meet with you. Simba! :)

 

parsa :

Die Armere Deutsch Sprache :(

 

Yeganeh :

I know exactly what you mean ... being in the book stores ... the smell of the books ... Economic books ....wow

:)

 

freshteh :

همه آن قسمتهایش را ول کنید بچسبید به اینکه می توانید روی موکتهای کف کتاب فروشی ها ولو شوید ، حتی دراز بکشید و کتابی را بخوانید و کسی نیاید و چیزی نگوید و هر قدر خواستید کتابی رابخوانید . اصلا صبح بروید تا شب کتاب را تمام را تمام کنید اگر کسی چیزی گفت !

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007