« مشاهدات ینگه دنیا 7: در ستایش چای‌خانه‌های کاری | صفحه اول | افسانه حسابی »

18 فروردین 88

مشاهدات ینگه دنیا 8: جویندگان طلا و حافظان محیط‌

ام‌روز بعد از کلاس اقتصاد منابع طبیعی پیش‌نهاد کردم که دسته‌جمعی برویم ناهار تا بیش‌تر با هم آشنا شویم. موقعی که غذاها را کشیدیم معلوم شد که نصف جمعیت گیاه‌خوار است (من هم از تابستان پارسال گیاه‌خوار شده‌ام). به شوخی و جدی گفتم معلوم می‌شود بین گیاه‌خوار بودن و علاقه‌مندی به اقتصاد منابع رابطه مثبتی وجود دارد که بحث باز شد و یکی از بچه‌ها که در مکزیک محیط‌زیست خوانده است تعریف کرد که یک سوم کلاس‌شان گیاه‌خوار بودند که به نسبت استانداردهای آن‌جا رقم خیلی بالایی است. حالا تصور کنید یک مشت اقتصاددانان با این مشاهده مواجه شوند. چه تئوری‌پردازی‌ها که در باب رابطه علی و درون‌زایی و خودگزینشی و الخ بین گیاه‌خواری و محیط‌زیستی بودن که پرداخته نمی‌شود.

هدفم از بیان این مشاهده تک نمونه‌ای - که قابلیت و انگیزه استنتاج آماری ندارد - نگاه کردن به تفاوت‌هایی است که بین دو فرهنگ دیده‌ام. قبلن هم گفتم که با این‌که فاینانس می‌خوانم ولی متاسفانه یا خوش‌بختانه هیچ علاقه‌ای به کار در وال استریت و بانک‌ها و امثال آن ندارم و فکر می‌کنم بعد یک هفته دچار دپرسیون می‌شوم. این سفر یک خوبی بزرگ برایم داشت و آن‌ این‌که در مسیرم مبنی بر تمرکز روی اقتصاد و فاینانس منابع طبیعی و انرژی محکم‌تر شدم و شبکه ارتباطی‌ام هم با آدم‌های فعال در این حوزه توسعه پیدا کرد. الان دیگر تقریبن مطمئن هستم که در آینده سر و کارم با مشاغلی که هدف از آن صرفا ساختن پول از طریق یافتن دارایی‌های با قیمت‌گذاری غلط است نخواهد بود و امیدوارم بتوانم بخشی از وقتم را در همین حوزه مسایل محیط‌زیست و منابع کار کنم (آن بخش دیگر را هم "دوست" دارم در فاینانس توسعه و سرمایه انسانی و فاینانس شهری کار کنم. فعلا که یک مقاله‌ام در کنفرانسی مربوط به "مهاجرت" پذیرفته شده است که برای شروع بد نیست). شاید برای ناظران بیرونی کمی عجیب به نظر برسد که یکی رشته‌اش فاینانس باشد و در اقامت یک ترمی در گروه فاینانسی که یکی از به‌ترین‌ها در زمینه مسایل سرمایه‌گذاری است هیچ کلاسی در این حوزه برندارد و با هیچ کس حرف نزند ولی در عوض از دانش‌کده اقتصاد درس‌های اقتصاد توسعه و اقتصاد منابع بردارد و با آن آدم‌ها رفت و آمد کند. چه کنیم که به قول کاوه عزیزم "من و تو را هر کاری بکنند آخرش سر از مسایل توسعه در خواهیم آورد. به‌تر است خودمان را گول نزنیم"

من فاینانس را فقط به این دلیل انتخاب کردم که بنا به توصیه رییس سابقم در سازمان ملل که یک اقتصاددان خوب پاکستانی بود فاینانس درگیری نزدیک‌تری با مساله تخصیص منابع کم‌یاب که موضوع مرکزی توسعه کشورهای فقیر است دارد و لذا دید عملی به‌تری فراهم می‌کنم. الان بعد از گذشت تقریبن دو سال می‌بینم که حرفش کاملن درست بود و از انتخابم و چیزهایی که یاد گرفتم راضی هستم ولی مشکلم این است که در درون جامعه فاینانس آدم‌های کمی هستند که دغدغه‌ها و علایق علمی مشترک داشته باشیم و لذا مجبورم دوستان کاری‌ام را از بیرون دانش‌کده‌های بیزنس پیدا کنم.

به شوخی و جدی برای یکی تعریف می‌کردم که تفاوت بیزنس اسکول و دانش‌کده اقتصاد را می‌توان در آگهی اتفاقاتی که در هم‌کف و آسانسورها می‌زنند دید. خلاصه آگهی‌های هم‌کف دانش‌کده اقتصاد این است که "اگر می‌خواهید دنیا را تغییر دهید در این جلسه به ما بپیوندید. ورود صرفا با تی‌شرت آزاد است" ولی آگهی‌های بیزنس اسکول حول این خلاصه می‌شوند که "اگر می‌خواهید یک شبه پول‌دار شوید حتمن با لباس رسمی در جلسه سخن‌رانی ما که با صرف غذا هم‌راه است حضور به هم‌ رسانید". در این بین دانش‌کده‌های اقتصاد منابع فکر کنم نهایت این طیف هستند. در تعطیلات بهاری این‌جا چند روزی را در دانش‌کده اقتصاد منابع برکلی و دیویس گذراندم و از روحیات متفاوت استادان و فضای توسعه‌محور هر دو دانش‌کده حسابی کیف کردم. خیلی دوست دارم تا زودتر فرصتی شود تا حضور بیش‌تری در فضای اقتصاد منابع داشته باشم. اگر جواب این ایمیل لعنتی که منتظرش هستم برسد شاید در آینده خبرهای جدیدی در این رابطه دادم.

آیا این نوشته‌های پراکنده به معنی دور شدن تدریجی‌ام از دوستان اقتصاددان ارتودوکس است؟ یا علایم غلبه مجدد علایق روشن‌فکری ماقبل اقتصاد خواندن که همیشه اقتصاددانان را نسبت به خلوص اعتقادی و تعهدم به فیلد دچار تردید می‌کرد است؟ نمی‌دانم. هر چه هست برای من اقتصاد منابع لذت‌بخش است. خیلی بیش‌تر از کار کردن در هج فاندها.



   نظرات

Meysam :

as long as you think the way you think, you are an economist

 

Romer :

You are not going to be an economist even if you go to Berkeley

 

پویان مشایخ :

یدفعه مثل فریبرز رییس دانا بگو ما یه مشت قماربازیم دیگه! این حرفها عوامفریبیه مردم! گوش به حرفهای این حامد ندین!

 

ابوذ :

مهر اول کی ز دل بیرون شود؟

 

:

من به موضوع چگونگي همخواني توسعه و حفاظت محيط زيست علاقه مندم.اميدوارم از نتايج فعاليتتون مارو بي بهره نگذاريد

 

:

من به موضوع چگونگي همخواني توسعه و حفاظت محيط زيست علاقه مندم.اميدوارم از نتايج فعاليتتون مارو بي بهره نگذاريد

 

:

اقتصاددان گیاهخوار = اژدهای مهربان

 

? :

I was wondering why did you become vegetarian?

 

حق پرست :

سلام حامد عزیز
لینکهایت به زبان ماشین است و نمی توانم بخوانمشان. اگر هنوز آدرس وبلاگ من در لینکهایت وجود دارد لطفا آن را تصحیح کن.
WWW.blog.haghparast.org
با تشکر

 

بشير :

ببينم جايي نيست كه آگهيهايش اينجوري باشد:
اگر مي خواهيد دنيا را تغيير بدهيد و خودتان هم از اين راه پول و پله اي به جيب بزنيد به اين كنفرانس بياييد؟

 

:

گويا در روزگار وصل به سر مي بريد:
هر كسي كو دور ماند از اصل خويش
باز جويد روزگاروصل خويش

 

حسین :

در مورد دیدگاههای اقتصادی مهندس موسوی نمی خواهید چیزی بنویسید‍؟

 

مهدي :

خوشم ميايد كه داري قدم به قدم و پله پله از حرفهاي قبلي ات كوتاه ميايي. ولي در ضمن براي اينكه نگويي اشتباه كردي يه سري توجيهاتي مي تراشي!
بابا من كه از اول گفتم تو به درد فاينانس نميخوري!

حامد: خوشم می آد که در مورد چیزهایی که اطلاع دقیق نداری این قدر با قاطعیت نظر می دی :))

 
 

پارسا :

as it seems I should say bye to HAMED AMRIKAI :(
Dear Hamed if there is something more special in YENGE DONYA please kindly infrom me... or I'll stay here.
I still enjoy reading your reports.

 

kimia :

man ham daghighan hamin toram va harfe shoma ro kamelan mifahmam

 

arash :

kheyli matlabe jalebi bud vaghaean estefade kardim. faghat mitunam begam ke vaghtamo ba khundane in mataleb tabah kardam .
mamnun

 

پنگول :

بابا خیلی تو(:)الافی مگه کار و زندگی نداری؟

 

علي علي :

گياه خواري ديگه چه صيغه اي؟
چرا نظم طبيعي را به هم مي زنيد؟

يكي از بچه هاي اقتصاد شريف

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007