« مشاهدات ینگه دنیا 8: جویندگان طلا و حافظان محیط‌ | صفحه اول | باغ ارغوان »

20 فروردین 88

افسانه حسابی

جست و جوی من در گوگل اسکالر به دنبال املاهای مختلف محمود حسابی چیز دندان‌گیری به بار نمی‌آورد. با این همه نظر دادن در مورد این‌که آیا حسابی شخصیت علمی مهمی داشته است را به دوستان فیزیک‌دان واگذار می‌کنم. (نیما جان؟). چیزهایی هم که ازش در خاطرات معاصرانش خوانده‌ام (مثلن خاطرات علی‌اکبر سیاسی) چندان مثبت نبوده است. با این همه مساله من شخص محمود حسابی نیست مساله من قشر تحصیل‌کرده‌ای است که به طرز خستگی‌ناپذیری افسانه‌ها یا اغراق‌هایی که در مورد او گفته می‌شود را برای بقیه ارسال می‌کند.

به عنوان مثال‌ (به خلاصه): وقتی دکتر حسابی کار خودش را به عنوان استاد در دانش‌گاه پرینستون شروع می‌کند (واقعن استاد پرینستون بوده؟) در کشوی میزش یک دسته چک سفید امضاء شده می‌یابد (دقت دارید که یکی از توهمات ثابت جامعه ایران این است که در غرب به استادان چک سفید می‌دهند) و فکر می‌کند که به اشتباه در آن‌جا جا مانده است. سعی می‌کند برگرداند و با این پاسخ مواجه می‌شود که نه این را این‌جا گذاشته‌ایم که اگر شما آخر هفته نیاز به وسیله‌ای داشتید لنگ نمانید!

من بارها این داستان مضحک را توسط ایمیل دریافت کرده‌ام و همیشه از خودم پرسیده‌ام که آیا ارسال‌کننده از خودش نپرسیده که؟
1) هر سازمانی برای هر فعالیتی بودجه مشخصی دارد. این منبع نامحدود برای حسابی از کجا آمده است؟
2) پژوهش‌گر داستان ما قرار بوده آخر هفته چه چیزی بخرد؟ میکروسکوپ اتمی یا شتاب‌دهنده؟ ظاهرا دانش‌گاه‌ها آخر هفته تعطیل هستند ولی بقالی دیوید و شرکا که در آن خیابان بغلی دانش‌گاه پرینستون که کافه‌های خوبی دارد (رجوع به پست قبل) حتمن آخر هفته‌ها از این جور وسایل می‌فروخته که حسابی می‌توانسته برود و بخرد. ضمن این‌که ظاهرن کارپردازی هم در کار نبوده است. خود محقق شخصن چک کشیده و با تامین‌کننده حساب می‌کرده است. گاهی وقت‌ها هم نسیه حساب می‌کرده است.
3) ...

حالا این روزها هم این ماجرای هفت‌سین حسابی خوراک سایت‌ها و ایمیل‌ها شده است که برای هر کسی که با گفتمان فکری و شکل بیان احساسات غربی‌ها (آن هم کسی مثل اینشتن با تربیت آلمانی - یهودی) آشنا باشد بسیار غیرقابل باور و ساختگی می‌نماید. در واقع عناصر این داستان کاملن در چارچوب شناختی-ارزشی-گفتاری فرهنگ ایرانی تدوین شده و بعد به شخصیت‌های غربی نسبت داده شده است. ولی در همین تعطیلات در ده‌ها سایت نقل شده و در ایمیل‌ها چرخیده است.

همان طور که گفتم مساله من انگیزه تولیدکننده این داستان‌ها نیست که کاملن قابل فهم است. افسوس عمیق من از جذابیت این داستان‌ها برای تحصیل‌کردگان جامعه ما است. آیا این نشانه کوچکی از کم‌بود علاقه/دست‌‌یابی به کتاب‌ها و مقالات اصیل و ضد افسردگی فکری (Anti Mind Numbness) در جامعه ما است و یا ضعف بنیادی تفکر انتقادی/تحلیلی بین قشر تحصیل‌کرده و یا نبود Role Model‌های به‌تر و واقعی‌تر برای رجوع کردن؟

پ.ن: نوشته سیما را در این مورد هم بخوانید.

پ.ن2: شاید لازم است مجددن روشن کنم که من نه قصد و نه صلاحیت نظر دادن در مورد شخص دکتر حسابی و عمل‌کردهای او را دارم. لطفا دوستان بحث را به این سمت نکشانند.



   نظرات

:

این افسانه ها همه و همه ریشه تو داستان سراییهای پسر دکتر حسابی داره که باباش رو تبدیل کرده به یک منبع در امد! کل سال کارش اینه که بره این ور اون ور داستان بگه پول در بیاره. بعد خوب برای این که داستانهاش قدیمی نشه هر سال یک خاطره جدید هم می سازه. تا چهار پنج سال پیش هر سال یک کتاب به کتابهایی که دکتر از حفظ بودند اضافه می کرد. (جدی ها. یک سال تو یک جلسه ای گفت حافظ و شاهنامه و بوستان رو حفظ بوده بعد تو تلویزیون یک عطار هم اضافه کرد مثلا) حالا کتابهایی که در شان حفظ شدن توسط دکتر حسابی باشه تموم شده، داستانهای جدید رو می کنه. خدا به چهار پنج سال بعد رحم کنه :))

 

سهامدار جزء :

من هم چند ماه پیش چنین سرچی کردم (در ISI) اما حتی یک مقاله معتبر به انگلیسی از ایشون ندیدم. ظاهراً چند مقاله به فرانسه دارند.
کتاب "استاد عشق" را که ورق بزنی از عدم دقت نویسنده در تنظیم (جعل؟) تاریخ روده بر میشوی. مثلاً نوشته استاد در تاریخ 1925 مدرک مهندسی گرفتند و در راه آهن فرانسه مشغول به کار شدند. دو صفحه بعد استاد را درحالی که در سال 1927 مدرک دکترای فیزیک بعد از مدتی کار در راه آهن فرانسه دارند، تصویر میکند!! (نقل به مضمون). دوستی این کتاب را داد که در گنجینه کتابخانه عمومی تورنتو قرار دهم، گفتم :"محال است".

 

بهمن :

این رو هم دیدی؟

http://bahramshakerin.blogfa.com/post-169.aspx

 

:

There used to be a radio program in Iran on Thursday afternoons called "goftegoo" (I think it started in early 1370s Persian calendar). The host would dedicate each program to interviewing a scientist. The series kicked off with three interviews with Dr. Hesabi. I think his main contributions were in services he provided in establishing various university majors, technical infrastructures, etc for the first time in Iran, rather than his own research and innovation. Also, he himself talked about his memory of meeting Einstein. I think it was something along the lines of him meeting Einstein, having a discussion with him, and being humbled by the whole experience. Maybe finding the tape/record of that program help clear some confusions.

 

Nargess :

That was me, Nargess. I do not know why it showed me as anonymous.

 

مهدی :

آی خدا خیرت بده! ما بعضی وقت ها یه دروغ رو اون قدر می گیم که خودمون هم باورمون می شه.
در مورد خود انیشتین هم البته همچین ابهاماتی کم نیست. یعنی انیشتین هم خیلی بیشتر از اندازه واقعی اش به عنوان نماد مغز بشریت معروف شده و فیزیکدانان بزرگتر از اون توی رشته خودش و حتی معاصر با خودش هم کم نبودند.

 

:

سلام حامد من مقاله ویکیپیدیا را نگاه کردم املاء آنجا
Hessaby
هستش ولی باز مقاله ای ندارد
تنها جایی که اسم ایشان در فیزیکال ریویو آمده است در گزارشی از کنفرانسی در مونترال در 1947 است. من فکر نمی کنم تراژدی در این است که ایشان یک فیزیکدان معمولی و خوب بوده است، بلکه در این است که بعضیها نمی توانند به آدمها احترام بگذارند مگر آنکه ایشان فوق بشری بوده باشند. برای محمود حسابی بعنوان یکی از اولین اساتید دانشگاه تهران و اولین نسل دانشگاهیان معاصر احترام قائلم..

 

اسماعیل :

جالب بود....من رو به فکر کردن واداشت....و تامل بیشتر در مورد دکتر حسابی.
من با اجازه شما رو لینک کردم....یه وب اقتصادی و موسیقیایی دارم.

 

آيدين ك :

سلام

مسلما اغراق زيادي در مورد حسابي شده؛ ولي بايد اين را هم در نظر داشت كه درصد باسوادي آن دوران(مشروطه و ابتداي عصر رضاخاني) زير پنج درصد بوده! و معلوم است جايگاهي كه حسابي در ميان ايراني ها داشته(و الان هم دارد، اكو مي شود!) از جايگاه اينيشتين در جامعه پيشرفته آلمان هم رفيع تر بوده است!

 

زمانی :

برای آن کامنت‌گزار بی‌نامی که به دنبال اسنادی بودند تا ابهامات را برطرف کنند:
دکتر حسابی با مجله‌ی کیهان فرهنگی هم مصاحبه کرده است. الان مجله در دسترس‌ام نیست ولی زمان انتشار باید دهه‌ی شصت و یا حداکثر اوایل دهه‌ی هفتاد باشد؛ آن وقتی که که «کیانی»ها در کیهان فرهنگی بودند. شاید یافتن‌اش از نوار آن مصاحبه راحت‌‌‌‌تر باشد

 

سهیل :

به این میگن یک پست حامد قدوسیانه! روحش شاد
;)

 

سلام :

مثل دکتر حسابی و فیزیک و آن دوران شبیه دکتر مشایخی ما و مدیریت و دهه 60 و 70 است. چطور برای آن نسل مدیریت خوانده در غیاب آدم های تحصیل کرده دیگه و اینترنت مشایخی یه غول بود ( و الان همه داریم بهش احترام می ذاریم و باید هم بذاریم)، حسابس هم همین طور بوده.

 

Yeganeh :

وای اتفاقا امروز یک ای میلی برام اومد جالب بود واقعا .... .... به این جمله توجه کنید .... توی ایمیل نوشته شده بود:

آقای دکتر برای مهمانان توضیح می دهند که این کاسه 10هزارسال قدمت دارد. آب نشانه ی فضاست و نارنج نشانه ی کره ی زمین است و این بیانگر تعلیق کره زمین در فضاست. انیشتین رنگش می پرد عقب عقب می رود و روی صندلی می افتد و حالش بد می شود. از او می پرسند که چه اتفاقی افتاده؟ می گوید : "ما در مملکت خودمان 200 سال پیش دانشمندی داشتیم که وقتی این حرف را زد کلیسا او را به مرگ محکوم کرد اما شما از 10هزار سال پیش این مطلب را به زیبایی به فرزندانتان آموزش می دهید. علم شما کجا و علم ما کجا؟!"

ما ایرانیها کی میخوایم واقعا چشممون رو باز کنیم ... و ببینیم الان کی هستیم ؟

 

mahmoud :

لطفأ در مورد افراد بزرگواري همچون پرفسور حسابي نهايت دقت و مطالعه را بفرمائيد و بعد اعلام نظر بفرمائيد . ما نبايد توقع داشته باشيم كه سايت هاي خارجي كه تحمل ديدن افراد بزرگي نظير ايشان را ندارند به تعريف و تمجيد بپردازند . براي كسب اطلاعات بيشتر سري به موزه خانوادگي ايشان واقع در خيابان فرشته بزنيد . متشكرم

 

meity :

We the Iranians suffer from a culture of exaggeration and extremism in any context! You have elaborated on one example which is a very great contribution in debunking a mythology in regard to Dr. Hessabi’s budget in Princeton. However, I firmly believe the most important independent variable that has shaped the backwardness of our culture is the religion of Islam. Lengthy discussions on greatness and supernatural abilities of the twelfth imam; who does not even exist, considering a backward and outdated conscript (Quran) as a miracle, and millions of other superstitious exaggerations has generated certain norms and values of constructing extreme, nonexistent realities which project themselves in other events as well. Therefore, I conclude we don’t need Ganjis, Montazeris and Mohajeranis to tell us how to reduce the smell, but we need somebody to show us the flush handle!! Thanks a world.

 

فیاض خاک :

آقا جان ایراد از شماست.
شما درد عمومی را درک میکنی و اما در تعجبی که چرا قشر تحصیل کرده هم اینگونه اند.
حامد جان! کمی این واژه ی تحصیل کرده کهنه به نظر نمیرسد؟ چرا شاگرد اول های تحصیلکرده(که نوعا دوستان شما هستند)باید خیلی درک اجتماعی و اقتصادی خوبی داشته باشند؟ خواندن برق یا ریاضیات و مهندسی چه قابلیتی به این افراد میدهد که چنین چیز هایی را درک کنند؟ وقتی درست در جامعه و خانواده عکس اینها را یاد میگیرند و هیچ محرکی هم نیست که به عکس آن فکر کنند و اتفاقا عقده های ملی ایجاب میکند که چنین چیز های را بپذیرند.

 

محمدرضا :

یادمه هر وقت پدرم می گفت این ایرج حسابی خالی می بنده همه یه جوری نگاش می کردن که انگار داره کفر میگه.

 

:

فکر می‌کنم قسمتی از قضیه هم به خاطر اینه که ما در یکصد سال گدشته هیج نقطه روشنی در علم دنیا نداشتیم بنابراین برای جبران این کمبودها تلاش می‌کنیم تا با ساختن این قبیل داستان‌های جعلی این کمبود ملی رو جبران کنیم.

من هم این ایمیل دکتر حسابی به مناسبت نوروز رو گرفتن و جالب این بود که یه عکس هم همراه داشت که گویا عکس دکتر حسابی در جوانی و انیشتین بود. ولی بعد از یه کم جست و جو معلوم شد که عکس هم تقلبی بوده و مربوط به گودل بود:
http://en.wikipedia.org/wiki/Kurt_G%C3%B6del

 

احمد :

همه اين حرفا زير سر پسر دکتر حسابی میباشد!
ايشان چند وقت ديگر ادعا میکنند که نظريه نسبيت، قوانين نيوتن و... توسط پدر گراميشان ارائه شده!

 

محسن :

نگاه نقادانه شما به همه چیز ستودنی است. اما به هرحال او فردی بوده که اسناد قابل استنادی از تاسیس دانشگاه تهران و اولین نقشه های مهندسی واقعی از جغرافیا و راههای ایران به دست خودش هنوز وجود داره.موزه و منزل مسکونی ایشون هم کاملا قابل تامل هست.آدم کاملا میتونه به نبوغ و دقت نظرش پی ببره. اما اینکه در موردش ممکنه یه سری اغراقهایی هم بشه کاملا طبیعیه. در دورانی که ما اصلا رشته فیزیک نداشتیم یا از مهندسی خیلی سر در نمی آوردیم یه نفر از آمریکا(مهم نیست پرینسوتن یا جای دیگه) میاد و خیلی کارها رو با شرایط سخت شروع می کنه. همین خودش ارزش تقدیر فراوونی داره. این جور اغراقها در مورد خیلیها از کسانی که شما هم قبولشون دارین به طرز وحشتناکی همین الان هم تو ایران هست. کلا ما ایرانیها علاقه داریم همه چیز رو باید سریعا تو ذهنمون مطلق کنیم و تحمل پیچیدگی خاکستری دیدن رو نداریم.

 

مجی :

سلام. حالتون خوبه ؟
باید به یاد داشته باشیم که این ( ایرج حسابی ) ها در کشور ما رو به افزایش است که برای رسیدن به اهدافشان و منافعشان پروفسور حسابی ها را درست می کنند . باید مراقب باشیم و با رسوا کردن آنها نگذاریم به منافعشان برسند .

 

Majid S :

My Mom was his student in Tehran U and she says he is was the most knowledgable prof that they had. He was very good in mathematics and the work he was doing good research by himself and without PhD students back in 1340's.
The fact that he established Tehran U in Reza shaah era should be enough to respect his vision forever.
That being said, you should not believe in all the bullshit that Iraj Hessabi is making here and there. I think he has some serious personal issues!!!

 

:

I called Princeton Archive Center and They told me no such person ever taught here in Princeton !!!!!!! and They double checked it with different sources.


Best
Nazgol

 

:

ba salam, man tazegi ye tahghigh raje be Dr. Hesabi anjam dadam ke hanoz takmil nashode vali ye ghesmatesho baraton migam:

esmi ke dr. Hesabi azash toye maghalash estefade miakrde be in sorat neveshte mishe:
"M. HESSABY"
mitonid in maghalasho peida konid:
"CONTINUOUS PARTICLES" chap shode dar:
"Proc Natl Acad Sci U S A. 1947 June; 33(6): 189–194".

baad az inke natayeje tahghigham kamel tar beshe ye maghaleye kotah raje behesh minvisam.

be nazare man doros nis ke bedone tahghighe kamel az ye nafar ke dar hade khodesh baraye iran zahmat keshide intori gofte beshe.

chape maghale dar reshtehaye paye mesle fizik kare sakhtie va man motmaenam ke Dr. hesabi maghalehaye bishatri dare. dar har hal kesaii hastan ke omreshono roye in chiza gozashtan va mamolan hadafeshon etelaye keshvar bode va doros nis raje beheshon intori harf bezanim. age dos darid behem email bezanid va man maghalasho baraton email mikonam.

mhfd39 dar yahoo

 

حامد :

نميدونم تو كجا منافعت به خطر افتاده و بيچاره حسابي بي زبون رو با منافعت در تعارض ديدي كه شروع به تخريبش كردي . حيفه نكن اين كار رو ! لاقل به يه آدم زنده گير بده تا بتونه جوابتو بده .

حامد: راستش تازگی‌ها درس فیزیک داشتم و روح دکتر حسابی استادمون بود و بهم نمره نداد. علاوه بر اون یه برج دارم می‌سازم که پسر خاله حسابی که شهردار منطقه است نامه تراکمم را امضاء نمی‌کنه. اینه که تصمیم گرفتم تخریبش کنم. تو ایده دیگه‌ای داری؟

 

:

Another note for Nazgol khanom:
fek mikonam Dr. Hessaby ostade moshtarake Tehran va daraye ye position toye Princeton bodan. Safheye avale maghalii ke behesh erja dadam neveshte:
"UNIVERSITY OF TEHRAN AND PRINCETON UNIVERSITY"

 

محمد رضا جعفرزاده :

دوست گرامی ‏
به طور کاملا اتفاقي یادداشت شما را در خصوص مرحوم پروفسور حسابی خواندم. من يک استاد دانشگاه در ‏ایران با بيست سال سابقه کار هستم. وظيفه خود دانستم اين چند کلمه را در پاسخ جواناني بنويسم که دلشان ‏برای پيشرفت علم و دانش در کشورشان مي سوزد و از هوچيگری های بيهوده گريزان هستند. عزيزان من ‏ايران ما بعد از يک دوره رکود طولاني علمي در استانه بيداری است. در شرايطي که هميشه ماديات در همه ‏جا و از جمله در ايران حرف اول را ميزند تقدير از بزرگاني که سالها با قناعت و مناعت طبع عمر شريف ‏خود را برای عزت و سربلندی مملکت و تربيت نسل آينده گذرانيده اند کاربدی نيست. بديهي است که ما تا ‏سالها بعد هم از داشتن افرادی که در شاخه های علمي سرآمد باشند محروم هستيم. اصولا پيشرفت علمي ‏حاصل تلاش خستگي ناپذير چند نسل متمادی است. فراموش نکنيد گفته نيوتن را که گفت من بر شانه غولها ‏ايستاده ام و منظورش لايبنيتز و بزرگان قبل از خودش بود. بضاعت علمي ما همين است که هست با ‏بزرگنمایی به هيچ جا نميرسيم همانطور که تا به حال هم نرسيده ايم اما با توهين به همين شخصيت های پاک ‏هم مطمئن باشيد که کار درستي انجام نداده ايم و بيش از پيش دلسردی ايجاد کرده ايم. بله دکتر حسابي ‏ميتوانست در پرينستون بماند و استاد آنجا بشود همانطور که امروزه هم کم نيستند اساتيد پرتوان ايراني که در ‏دانشگاههای امريکا و اروپا ويا مراکز تحقيقاتي مهم دنيا مشغول بکار هستند. اين ايرانيان شريف آبروی ما ‏در خارج از کشور هستند اما بزرگتر از آنان امثال دکتر حسابي ها هستند که با شجاعت در برابر نفس ترقي ‏طلب ايستادند و با فروتني جواناني را تربيت کردند که چه بسا در آينده، پيشرفت و ترقي علمي را در همين ‏آب و خاک توسعه دهند. بياييد به عوض سرزنش و تحقير بزرگانمان از روش و منش آنان درس بگيريم و به ‏فکر ساختن ميهني آباد و آزاد باشيم تا در زمينه های علمي هم به واقع به جايگاه شايسته ای برسيم.‏

 

:

من فکر میکنم دوستانی که اینجا جو زده شدند وبلافاصله با این پست حامد به کوبیدن شخصیت دکتر حسابی پرداختن هم کم از اون دست تحصیلکرده هایی ندارند که داستان های اغراق آمیز در مورد ایشون رو باور می کنند!! اولا که موضوع پست حامد مستقیما در مورد شخصیت حسابی نیست در مورد تحصیلکرده های کوته فکر هست، اگرچه با دید منفی نسبت به دکتر پست نوشته شده. دوم این که یک مرد علمی قابل احترام حتما باید 100 مقاله علمی داشته باشه تا شماها باورش کنید؟ همین که این همه به تربیت یک نسل پرداخته و در توسعه دانشگاه تهران زحمت کشیده آن هم حدود نیم قرن پیش که دیپلم گرفتن شاهکار بود کافی نیست؟؟ سوم این که دوستانی که انقدر راحت همه چیز رو در مورد دکتر خالی بندی می دونند چرا تحقیق بیشتری نمی کنند؟ چرا به موزه اش سر نمی زنند؟ چرا نمی گردنند دقیقا مصاحبه اش را بخوانند و... و وقتی این کارها را نکرده اند با یک تلفن زدن به دانشگاه یا یک ایمیل یا...سریع حکم صادر می کنند و شخصیت در نوع خودش تاثیر گذار را نفی می کنند؟ حسابی نه یک اسطوره است و نه یک فرد معمولی. حسابی شخصیتی است علمی با خدماتی ارزشمند برای جامعه علمی کشور که در تاریخ اسمش به نیکی ثبت شده. حال این که این ملت به درستی از یادگارهای به جا مانده از وی استفاده کند به درستی وی را به جهانیان معرفی کند و ... بر عهده این مردم است نه شخصی که سالیانی است استخوانهایش نیز پوسیده است.

 

سیامک :

پست قبلی برای من بود نمیدونم چرا اسم رو ثبت نکرد

 

:

I think that recent email was the April's lie (dorooghe 13). It was too ridiculous to be true.

 

باشو :

آدماهمینند، وقتی به ظاهر مردند فراموش می شن مثل اینکه هرگز نبوده اند. اگه حسابی رو از تاریخ ایران حذف کنی چند سال به عقب بر می گردی؟ برای بزرگداشت او حتی اگر تنها یک افسانه باشد به کجا مالیات می دهی یا از کدام سواستفاده ی او آسیب دیده ای؟

 

:

آی که من چقدر لجم گرفت از این ای میل هفت سین و شونصد بار هم برام فرستادنش . من نمیدونم چرا یکهو این داستان در اومد ؟ مثل یک بنده خدایی که تا مرد شعرهاش در اومد . در صورتیکه وقتی فارسی نثر هم حرف میزد جای فعل و فاعلش درست نبود !!!ا

 

sole :

بیشک بسیاری از مطالب بالا ناشی داستانسرایی فرزند دکتر حسابی ناشی میشودکه از این طریق کسب اعتبار مادی و معنوی نظر ایشان است.
اما در مورد نحوه تحقیقات در کشورهای غربی و امریکا اگرچه اغراق زیادی صورت میگیرد ولی باید متوجه بود که در امریکا از هیچ نکته کوچکی که بتواند بر روند کار و زندگی جامعه تاثیر مثبت بگذارد نادیده نمیگذرند و هیچ نکته کوچکی که باعث ناراحتی و ایجاد مشکل جزیی بشود نیز نادبده انگاشته نمیشود. در امریکا همه چیز با تساهل و تسامح همراه است به جز دو مورد فوق الذکر.
ارزش برای آدمی و بها دادن به ارزش والای انسان فراتر از همه نکات دیگر.

 

Majid S :

Check this link out about his publications:
http://en.wikipedia.org/wiki/Mahmoud_Hessaby

 

محمد :

روياي آدما رو ازشون نگير مگر وقتي روياي بهتري جايگزين ميكني !!

 

:

همه صحبتها درست، ففط این متر مقاله منتشر شده خیلی نامربوطه. دکتر نیلی توی گوگل اسکلار چقدر هست؟

 

ابوذ :

به نظر دل به دل راه دارد؛ شمارۀ آخر مجله فيزيك هم نواختن استاد اختصاص دارد :
http://www.magiran.com/magtoc.asp?mgID=1274

 

مانا :

ما ملت همیشه محتاج قهرمان بودیم، حالا قهرمان سیاسی، قهرمان ورزشی، قهرمان علمی ... مخصوصا که یه بابایی هم بیاد و مدام بادمون کنه. کی دوست داره بترکه؟

 

:

اين آدرس يه مقايسه اي كرده بين دكتر حسابي و كامران وفا براي خوانندگاني كه مطلب شما را مي خونن فكر مي كنم به درد بخور باشه

http://bahramshakerin.blogfa.com/post-169.aspx

 

بشیر :

من فکر می کنم ما به بت شکنهایی مثل حامد به شدت احتیاج داریم، باید یاد بگیریم خودمون و عقایدمون رو هر چند یک بار مورد بازنگری قرار بدهیم و از تقدیسها و برداشتهای افراطی که در درستی، باهوشی، مهم بودن و .... خودمان داریم، دست بکشیم. اما از طرف دیگر این جریان نباید به تحقیر خودمان و فرهنگمان منجر شود بلکه با یک ادبیات منطقی و عقلانی بتوانیم صحبت کنیم.

 

حامد غلامی :

بیچاره ملتی که هیچ افتخاری غیر از آش رشته و کله پاچه و سیراب شیردون ندارن و مجبورن قهرمانهای خیالی درست کنن تا بتونن خودشون رو از همه دنیا بالاتر بدونن.
چند دفعه شنیدید که ایرانها در آمریکا بالاترین مقامها و مسولیت ها رو دارن؟
و چند دفعه شنیدید که دبی رو ایرانیها ساختن؟
و چند دفعه......؟

 

js :

* HESSABY M, MODEL OF AN INFINITE PARTICLE, JOURNAL DE PHYSIQUE ET LE RADIUM 18 (5): 323-326 1957
* SOUCHAY P, HESSABY A, CONFIRMATION ET NATURE DES FAIBLES ACIDITES DES ACIDES PERIODIQUE ET TELLURIQUE, BULLETIN DE LA SOCIETE CHIMIQUE DE FRANCE 20 (6): 614-621 1953
* HESSABY A, SOUCHAY P, ETUDE DES PERIODATES ET TELLURATES DE LITHIUM, BULLETIN DE LA SOCIETE CHIMIQUE DE FRANCE 20 (6): 606-614 1953
* SOUCHAY P, HESSABY A, EXISTE-T-IL DES SELS BASIQUES DARGENT, BULLETIN DE LA SOCIETE CHIMIQUE DE FRANCE 20 (6): 599-606 1953
* Hessaby M, Theoretical Evidence for the Existence of a Light-Charged Particle of Mass Greater than That of the Electron, Physical Review, Vol. 73, Issue 9, p. 1128 (1948). APS
* Hessaby M, Continuous Particles, Proceedings of the National Academy of Sciences of the United States of America, Vol. 33, No. 6, pp. 189-194 (1947). JSTOR
* Hessaby M, Continuous Particles, Proceedings of the American Physical Society, Minutes of the Meeting at Montreal, June 19-21, 1947, Physical Review, Vol. 72, No. 6, p. 536 (1947). APS

 
 

سعید :

شخصیت حسابی بیشتر از این جهت اهمیت دارد که در شرایطی رشد علمی کرده که در ایران زمینه زیاد فراهم نبوده و بخصوص خدمات علمی او در تاسی و تقویت دانشگاهها مهم بوده است.
************
با بشیر موافقم.
***********

 

بابک :

اقا میشه خواهش کنم راجع به این مقاله جذیذ گنجی "نگاهی به بحران اقتصادی آمریکا " یه چیزی بنویسی. تو این جور مقاله ها یک سری ارجاعات و نقل قول ها هست که من غیرمتخصص نمی دونم قبولشان کنم یا نه

 

بابک :

آقا میشه خواهش کنم راجع به این مقاله جدی گنجی تو سایت زمانه یه چیزی بنویسی. تو این جور مقاله ها یک سری نقل قول و ارجاعات هست که من غیرمتخصص نمی دونم باید قبولشان کرد یا نه

 

:

ايراني ها هميشه به افراد قهرماني نياز داشته اند كه عقب ماندگي خودشون رو در سايه اونها جبران كنند. چون اين افراد هم زياد نيستند مجبورا شخصا به توليد اونها اقدام كنن

 

پري :

به نظر من تخريب يک شخصيت علمي به هر دليل يک گناه نابخشودني است حتي اگر برخي از مطالب مربوط به زندگي دکتر حسابي اغراق يا دروغ باشد نيز بر ارزش کار علمي او و خدمتش به جامعه هلمي ما نمي کاهد به قول شاعر:تو در او همان عيب ديدي که هست زچندين هنر چشم عقلت ببست؟

 

Reza :

Man ham daghighan az greftane in emailhaye mozakhraf az doostane dakhele iran halam grefteh misheh!Reza

 

مهدي :

من خيلي خوشحالم كه شما هم به اين موضوع پرداختي. افسانه حسابي آنقدر بزرگ شده است كه هيچ چيز حقيقي تر از آن به نظر نمي رسد. البته اين موضوع بيش از آنكه به دكتر حسابي مربوط باشد برخاسته از تفكر كساني است كه حسابي و مانند آن را سفره مناسبي براي خود ديده اند. همانطور كه ابوذ(!) هم لينك داده مجله فيزيك در شماره پياپي 100 به اين موضوع كاملا پرداخته است و احمد شريعتي در يادداشتي به تناقض هاي بي شماري در داستان زندگي دكتر حسابي اشاره مي كند.
پيروز باشي

 

مهدي :

من خيلي خوشحالم كه شما هم به اين موضوع پرداختي. افسانه حسابي آنقدر بزرگ شده است كه هيچ چيز حقيقي تر از آن به نظر نمي رسد. البته اين موضوع بيش از آنكه به دكتر حسابي مربوط باشد برخاسته از تفكر كساني است كه حسابي و مانند آن را سفره مناسبي براي خود ديده اند. همانطور كه ابوذ(!) هم لينك داده مجله فيزيك در شماره پياپي 100 به اين موضوع كاملا پرداخته است و احمد شريعتي در يادداشتي به تناقض هاي بي شماري در داستان زندگي دكتر حسابي اشاره مي كند.
پيروز باشي

 

:

با ادای احترام فراوان به روح بزرگ استاد دکتر حسابی و جهت جلوگیری از ملوث شدن شخصیت ایشان با چنین خزعبلاتی

نمونه بسیار باحالی از توانایی نژاد ایرانی در خیالپردازی ، شر و ور نوشتن ، صادر نمودن ذرت های خاله زنکی وصد البته سفره پهن کردن با استفاده از اسم دکتر حسابی بخت برگشته (یکی از معدود چهره های موفق علمی تاریخ معاصرمان) به قصد نا امید کردن آخرین معتقدان به فرهنگ ایرانی (به جای سر هم کردن چنین چرندیاتی برای نشان دادن قدرت فرهنگ ایرانی دست کم به عنوان یک ایرانی احترام چنین آدمی را نگه دارید، نمونه مشابهی از این شاهکار های ادبی را قبلا در مطلبی که در خصوص اثبات ایرانی بودن آقای اوباما نوشته شده بود دیده ایم )

انیشتین سر سفره هفت سین دکتر حسابی

در زمان تدریس (تا جایی که یادم است دکتر حسابی تنها به عنوان دانشجوی دکترا به پرینستون تشریف برده بودند نه به عنوان استاد) در دانشگاه پرینستون دکتر حسابی تصمیم می گیرند سفره ی هفت سینی برای انیشتین و جمعی از بزرگترین دانشمندان دنیا از جمله "بور"،"فرمی"، "شوریندگر" و "دیراگ" (اگر منظور ایشان پروفسور پل آدرین موریس دیراک کاشف نوترون است باید گفت که ایشان لوکاسیان پروفسور دانشگاه آکسفورد بودند واصلا در پرینستون نبودند که بخواهند استاد آنجا باشند و دعوت شوند. نیلس بوهر هم استاد دانشگاه سلطنتی کپنهاگ بود وجز یکی دو سخنرانی هیچ وقت به مدت طولانی به پرینستون نرفت، انریکو فرمی هم استاد دانشگاه شیکاگو بود نه پرینستون، اون یکی هم بنده خدا اروین شرودینگر است نه "شوریندگر" و ایشان هم دست کم استاد پرینستون نبود. به نظر میرسد این رفیق ما همینجوری لای یک کتاب فیزیک را باز کرده (البته کاشکی حداقل باز کرده بود که اسم این بدبخت ها را درست مینوشت) واسم دانشمندان بزرگ هسته ای را مستقیم کپی کرده داخل افسانه اش. کاشکی حداقل اینقدر به شعور خواننده احترام می گذاشت که زحمت بکشد یک سر به ویکیپدیا بزند وچهار تا اسم جور دربیاورد) و دیگر استادان دانشگاه بچینند و ایشان را برای سال نو دعوت کنند. آقای دکتر خودشان کارتهای دعوت را طراحی می کنند و حاشیه ی آن را با گل های نیلوفر که زیر ستون های تخت جمشید هست تزئین می کنند و منشا و مفهوم این گلها را هم توضیح می دهند(اندازه کارت ها چقدر بوده که جای نوشتن منشا آنها را هم داشته؟). چون می دانستند
وقتی ریشه مشخص شود برای طرف مقابل دلدادگی(جیگرتو بخورم دلبر!) ایجاد می کند. دکتر می گفت: "برای همه کارت دعوت فرستادم و چون می دانستم انیشتین بدون ویالونش جایی نمی رود تاکید کردم که سازش را هم با خود بیاورد.(اولا اینشتین فقط گاهی آنهم خیلی آماتور و محض تفریح ویولن میزد و اصلا اینجور نبود که بی ویولنش جایی نرود، دوما ایشان به شدت به موقعیت استادی شاگردی پایبند بود واصلا در محیط های آکادمیک از این شالوده شکنی ها نمیکرد و آدم محافظه کاری بود، سوما مگر اینشتن مطرب سر کوچه یا پسر خاله فرخ مامانمان است که نامه بنویسیم ویولنش را هم بیاورد؟ چهارما خجالت نمی کشیدی می گفتی چند تا شیرین کاری و تقلید صدا هم آماده کند. دروغ که حناق نیست این همه گفتی اینم روش، پنجما خیلی باحال میشده متن دعوت، خدمت آقای اینشتین و ویولن محترم!!! یا بدون ویولن تشریف نیاورید!!! اونم به یه استاد اونجوری ) همه سر وقت آمدند اما انیشتین 20دقیقه دیرتر آمد و گفت چون خواهرم را خیلی دوست دارم (مطمئنید خواهرش هم با او زندگی میکرد؟ تا جایی که من خواندم سالهای اقامت در آمریکا کاملا تنها بود) خواستم او هم جشن سال نو ایرانیان را ببیند. من فورا یک شمع به شمع های روشن اضافه کردم و برای انیشتین توضیح دادم که ما در آغاز سال نو به تعداد اعضای خانواده شمع روشن می کنیم (جدا؟ شما هم میکنید؟ یا تابه حال اصلا شنیده اید؟) و این شمع را هم برای خواهر شما اضافه کردم. به هر حال بعد از یک سری صحبت های عمومی انیشتین از من خواست که با دمیدن و خاموش کردن شمع ها جشن را شروع کنم. من در پاسخ او گفتم : ایرانی ها در طول تمدن 10هزار ساله شان (یک مساله،اولا با در نظر گرفتن گل و گشاد ترین تخمین ها و شواهد، کل تاریخ مدون بشر از ابتدای تمدن حداکثر حدود 6800 سال است و قدیمی ترین آبادی های بشر آنهم در ناحیه میاندورود که ساکنانش سامی ها بودند و نه ایرانی ها حدود 6400 سال قدمت دارد. مگر آنکه ما بخواهیم تاریخ را دوره قبل از عصر پارینه سنگی و از دوره نئاندرتال ها شروع کنیم و کمترین پاره سنگی را تمدن حساب کنیم که این دیگر تاریخ نمی شود و تازه آنجوری هم نئاندرتالها از 50000 سال قبل آنهم بیشتر در اروپا ساکن بوده اند. دوما باز هم اگر بخواهیم از دور و دراز ترین آثار هند واروپایی ها شروع کنیم و تمام سوابق تاریخی آنها را حتی در اروپا هم به حساب ایرانی ها بگذاریم باز میشود حداکثر 5500 سال. حتی پررو ترین وشوونیست ترین تاریخدانان ایرانی هم قبول دارند که اولین آثار آریا ها به حدود 2250 سال قبل از میلاد برمی گردد. تازه اگر عیلامی های سامی – قفقازی را هم ایرانی حساب کنیم باز هم قدیمی ترین آثار تمدن ایرانی در بهترین حالت به 4500 سال قبل میرسد و اگر اولین حرکت های آریایی ها به فلات ایران را هم "آغاز تاریخ ایران" حساب کنیم حداکثر به عدد 4200 سال میرسیم. من نمیدانم این چه دردی است که تاریخ ما باید حتما ز ابتدایی ترین آثار سکونت غارنشینان و صحرا نوردان حساب شود تا به عدد 10000 سال برسیم؟ مگر چه گلی به سر همین 2500 سالش زده ایم؟) حرمت نور و روشنایی را نگه داشته اند و از آن پاسداری کرده اند. برای ما ایرانی ها شمع نماد زندگیست (شما هم شنیده اید؟ شاید من ایرانی نیستم!) و ما معتقدیم که زندگی در دست خداست و تنها او می تواند این شعله را خاموش کند یا روشن نگه دارد."

آقای دکتر می خواست اتصال به این تمدن را حفظ کند و می گفت بعدها انیشتین به من گفت: " وقتی برمی گشتیم به خواهرم گفتم حالا می فهمم معنی یک تمدن 10هزارساله چیست. ما برای کریسمس (کی ما می فهمیم که کریسمس فقط عید تولد مسیح است نه آغاز سال نو؟ تازه همان درخت کریسمس هم جزئی از آداب مردم جهان است وبه اندازه نوروز ما محترم) به جنگل می رویم درخت قطع می کنیم و بعد با گلهای مصنوعی آن را زینت می دهیم اما وقتی از جشن سال نو ایرانی ها برمی گردیم همه درختها سبزند و در کنار خیابان گل و سبزه روییده است."(ایوالله)

بالاخره آقای دکتر جشن نوروز را با خواندن دعای تحویل سال آغاز می کنند (دعای تحویل سال فارسی است یا عربی؟) و بعد این دعا را تحلیل و تفسیر می کنند. به گفته ی ایشان همه در آن جلسه از معانی این دعا و معانی ارزشمندی که در تعالیم مذهبی ماست شگفت زده شده بودند. بعد با شیرینی های محلی(شیرینی محلی پرینستون؟ یا شیرینی ایرانی؟) از مهمانان پذیرایی می کنند و کوک ویلون انیشتین را عوض می کنند و یک آهنگ ایرانی می نوازند. (مطمئنید دکتر حسابی ویولن هم میزد؟) همه از این آوا متعجب می شوند و از آقای دکتر توضیح می خواهند. ایشان می گویند موسیقی ایرانی یک فلسفه، یک طرز تفکر و بیان امید و آرزوست. انیشتین از آقای دکتر می خواهند که قطعه ی دیگری بنوازند. پس از پایان این قطعه که عمدأ بلندتر انتخاب شده بود انیشتین که چشمهایش را بسته بود چشم هایش را باز کرد و گفت" دقیقا من هم همین را برداشت کردم و بعد بلند شد تا سفره هفت سین را ببیند.

آقای دکتر تمام وسایل آزمایشگاه فیزیک را که نام آنها با "س" شروع می شد توی سفره چیده بود (یک مساله کوچک، شاید مثلا سمنو همه جا گیر نیاید ولی دیگر سبزه و سیب و سرکه وسکه و سیر که گیر می آمد بابا، این دیگر چه مسخره بازی است که سفره هفت سین را با لوازم آزمایشگاه و چمن بچینند و تازه بخواهند آن را به عنوان مظهر تمدن به کسی مثل اینشتین هم معرفی کنند ) و یک تکه چمن هم از باغبان دانشگاه پرینستون گرفته بود. بعد توضیح می دهد که این در واقع هفت چین یعنی 7 انتخاب بوده است (اینو دیگه از کجا در آورد بابا این دیگه کیه). تنها سبزه با "س" شروع می شود به نشانه ی رویش. ماهی با "م" به نشانه ی
جنبش، آینه با "آ" به نشانه ی یکرنگی، شمع با "ش" به نشانه ی فروغ زندگی و ... همه متعجب می شوند و انیشتین می گوید آداب و سنن شما چه چیزهایی را از دوستی، احترام و حقوق بشر و حفظ محیط زیست به شما یاد می دهد. آن هم در زمانی که دنیا هنوز این حرفها را نمی زد و نخبگانی مثل انیشتین، بور، فرمی و دیراک این مفاهیم عمیق را درک می کردند.(چقدر هم درک میکردند که همین اینشتین ضرورت تحقیق در زمینه سلاح هسته ای را به رییس جمهور آمریکا گوشزد میکند و خود فرمی هم مغز متفکر تیم سازنده اولین سلاح هسته ای بود) بعد یک کاسه آب روی میز گذاشته بودند و یک نارنج داخل آب قرار داده بودند.(این یکی را که دیگر فکر نمی کنم قبل از این خودش هم شنیده باشد!) آقای دکتر برای مهمانان توضیح می دهند که این کاسه 10هزارسال قدمت دارد.(!!؟!؟؟!) آب نشانه ی فضاست و نارنج نشانه ی کره ی زمین است و این بیانگر تعلیق کره زمین درفضاست.(جدا تا به حال همچین چیزی را شنیده اید؟ من تخم مرغ را دیده ام ولی نارنج دیگر خیلی با حال است) انیشتین رنگش می پرد عقب عقب می رود (بگیر منو نیفتم) و روی صندلی می افتد و حالش بد می شود. از او می پرسند که چه اتفاقی افتاده؟ می گوید : "ما در مملکت خودمان 200 سال پیش (اگر منظورتان گالیله است که اولا اون بدبخت ایتالیایی بود نه آلمانی (مملکت خودمان!!) ثانیا گالیله مال حدود 400 سال قبل و در بدترین حالت 320 سال قبل از تاریخ حدودی تحصیل دکتر حسابی در پرینستون بود نه 200 سال بابا، رحم کن به تاریخ) دانشمندی داشتیم که وقتی این حرف را زد کلیسا او رابه مرگ محکوم کرد اما شما از 10هزار سال پیش این مطلب را به زیبایی به
فرزندانتان آموزش می دهید. علم شما کجا و علم ما کجا؟!"(بریم غاز بچرانیم رو هم میگذاشتی با حال بود)

خیلی جالب است که آدم به بهانه ی نوروز، فرهنگ و اعتبار ملی خودش را به جهانیان معرفی کند. (بله کاملا موافقم ولی نه با دروغها و شروور هایی مثل این )

خاطرات مهندس ایرج حسابی (مطمئنید؟ )

ویراسته به همت م.احمدی

یک ایرانی عاشق ایران

 

:

Dr Hessabi was a good manager and initiator.He was not really a scientist. He contributed nothing to the science and physics. Just show me one paper from Dr. Hessabi, just one paper! However, he initiated some projects in Iran, which should be appreciated, because they were copies of the projects in western world at that time, such as HAVASHENASI!

Iraj Hessabi is a real sharlatan! He is a true sharlatan!

 

مجید :

سعی کنید که از افراط در هر زمینه ای پرهیز کنید.
دوست من اگر دیگران در تعریف از پروفسور زیاده روی می کنند، شما درستشو پیدا کن و برای ما هم بنویس.
به هر حال استاد حسابی یکی از معدود مفاخر ما در دوران معاصر هستند.
یادمان باشد که در تمام دنیا کلی میگردند تا برای ملتشان پیشینه ای پیدا کنند مثل دانمارکیها که به وحشیگری واکینگها افتخار می کنند.

 

:

یک سال سیزده به در پروفسور حسابی انیشتین، نیوتون، لایبنیتز، پو‌ئنکره و دیگر دانشمندان معاصر و غیرمعاصر را دعوت کرد تا سیزده را وسط چمنهای محوطه دانشگاه پرینستون به در کنند.

وقتی آنها رسیدند دکتر حسابی شروع به درست کردن جوجه کباب کرد. انیشتین محو درست کردن جوجه کباب شده بود و پس از مدتی گفت: این ذغالها خورشید هستند و سیخ مثل زمین است که دور خودش می چرخد. اکنون می فهمم که نیاکان شما ده هزار سال پیش منظومه شمسی را با تقریب خوبی مدل کرده بودند.

بعد از صرف نهار دانشمندان دو گروه شدند و گل کوچک بازی کردند و دکتر حسابی بعد از یک-دو با انیشتین با یک ضربه سهمگین دروازه حریف را باز کرد. در این زمان انیشتین گفت اکنون تفاوت فوتبال تکنیکی کشوری با تمدن ۱۰ هزار ساله را با فوتبال خشک کشورهای تازه به دوران رسیده غربی می فهمم و به ایران لقب برزیل آسیا داد.

عصر موقع خوردن میوه، پروفسور حسابی گیتارش را دست گرفت و آهنگ «اگه یه روز بری سفر» را زد که اشک در چشمان انیشتین حلقه زد و گفت به یاد روزهای اولیه مهاجرتم به آمریکا افتادم و اکنون تفاوت موسیقی فاخر ایرانی با وحشی‌بازی که تحت نام موسیقی در غرب عرضه میشود می فهمم.

بعد از پایان مراسم، انیشتین خواهرش و دکتر حسابی را به یک کلاس خالی برد و گفت دلم می خواهد خواهرزاده ام خون ایرانی در رگهایش جریان داشته باشد.

در تمام طول مراسم بقیه مهمانان (به جز انیشتین) مثل سیاهی لشکرها فقط با هم حرف میزدند و پروفسور حسابی در شان خود نمی دید با کسی جز انیشتین حرف بزند.

از خاطرات دکتر ایرج حسابی پسر پروفسور حسابی

 

:

امان از ایرج حسابی، این اسم را به خاطر بسپارید: ایرج ، ایرج ، ایرج ، ایرج ...

 

:

بهتر بوداين نارسائي فرهنگي را بدون ذكر نام دكتر حسابي عنوان مي كردي تا خدشه در شخصت اوايجاد نشود

 

بهمن :

****مهم

بچه ها یه نگاهی به این نامه بکنید، متن جالبی داره. به دکتر سعید حنایی کاشانی نوشته شده است.

http://bahramshakerin.blogfa.com/post-172.aspx

 

بهمن :

http://bahramshakerin.blogfa.com/post-172.aspx

یک نگاهی به این لینک بکنید. جواب به دکتر حنایی کاشانی

 

:

با درود

چند تا نکته به نظرم رسید که بهتره خدمت دوستان عرض کنم:

اول به این دوست

م.احمدی
یک ایرانی عاشق ایران

که خودشون رو عاشق ایران می دونن و به راحتی تاریخ میهن خودشون رو زیر سوال می برن و با وجود چنین عاشق هایی اتفاقاتی که برای میهن عزیزمون در تاریخ افتاده اصلا عجیب نیست.
نشانه های تاریخی زیادی وجود داره که وجود تمدن در این منطقه (فلات ایران)رو از سال چند هزارسال پیش ثابت می کنه:
مثلا شهرسوخته که متعلق به 7000 سال پیشه و اشیا یافت شده در لرستان امروزی که قدمتی 12000 ساله دارن و دوست عاشق !!! می تونن برن در موزه ایران باستان و اونها رو ببینن و یا اگه زحمتشون نیست کمی راجع به عشقشون مطالعه کنن !!!
در ضمن حتی اگر به گفته ایشون تاریخ ما 2500 سال یا کمتر هم باشه بازهم در بزرگی و شکوه ما نسبت به غربی ها تردیدی نیست و این رو مورخان غربی هم تایید کردند.
این دوست عاشق بهتره تاریخ هرودوت (دشمن ایران زمین) رو زمانی که ارتش هخامنشی از لحاظ نظم و آرایش ستایش می کنه بخونن تا عشقشون رو بیشتر بشناسن!!
و همچنین گفته های گزنفون دیگر مورخ بزرگ غربی
اسنادی هم که در آرشیو واتیکان موجوده براین ادعا ها مهر تایید می زنن.

قبول دارم که این تمدن با شکوه ازبین رفته و ما هرگز وارثان خوبی برای نیاکان پرافتخارمون نبودیم.

در مورد اقا حامد هم باید بگم که اگه سنشون نمی رسه از بزرگترها بخوان براشون توضیح بدن که مرد سال علمی جهان در سال 1990 کی بوده و اینو هم بهشون بگن که اصولا مقاله های آی اس آی چند ساله به وجود اومدن و آیا معیار خوبی برای ارزیابی علمی کسانی مثل پروفسور حسابی هستند یا خیر
هرشخص روباید در زمان و مکان خودش بسنجیم.
این هم از اون حرفاست که مثلا چون اسم دکتر حسابی داخل فلان سایت نیست پس ایشون کوچک هستند خب با این اوصاف چون در زمان کوروش هم پیکان نبوده پس الان از اون موقع جلوتریم !!!

متاسفم برای اون دوستانی که داشتن مقاله در سایت های امروزی رو برای مقایسه افراد استفاده می کنند و با این اوصاف میگن دکتر حسابی درحد فیزیکدان های فعلی ماهم نیستن !!!
و توجه نمی کنن که اگر دکتر حسابی نبود آیا ما دانشگاه و علم فیزیک و غیره داشتیم یا خیر؟
اگه بخواهیم با امروز مقایسه کنیم میشه گفت که پورسینا هم از پزشکان امروز کمتر می دونسته اما بهتره شرایط زمانی و مکانی رو هم درنظر بگیریم.

بهتره یاد بگیریم که منصف باشیم و خاکستری ببینیم.

 

شهریار :

حامد جان باز هم یک نگاه منتقدانه ی تو کلی حرف نگفته را بازگو کرد ... هرچند همچنان برای من جالبه که چرا در مقام تحلیل مشاهدات برنمی آیی؟! راستش دیدن پدیده بسیار با ارزش هست ولی با این وضع کامنت ها شاید بد نباشه قدری هم در چرایی چنین پدیده ای بحث کنی!
با این مقدمه یک مصادره به مطلوب می کنم از این پست و آن را به یک درد مزمن پیوند می زنم:
من برای ایران نگرانم چون در هیج نوشته و نظر و نگاهی هیچ امیدی به آینده ایران پیدا نمی کنم! حالا اگر به این سخن خطر کنی که ما باید به فکر ایرانی باشیم که جزو 5 کشور اول دنیا باشد یا فکر می کنند از قماش احمدی نژاد هستی! یا دیوانه یا یکی از این ایده آلیست هایی که هیچی از واقعیت نمی دانند. جالب تر آن که هیچ کدام به خود زحمت نمی دهند که بپرسند در چند دهه یا چند قرن می خواهی ایران جزو 5 کشور اول دنیا باشد. این خیال بکل خیال خام است!!!
حالا ربط این درد به پست تو در اینه که: ما مردم مغروری هستیم (این برداشت شخصی منه) و همواره دوست داریم سری در بین سرها باشیم ... برای همین هم هست که گاهی به صورت های ابلهانه در تاریخ نگاه می کنیم و کشفیات جدیدی از تاریخ عرضه می کنیم که بر پایه وهن است و خیال... حالا در مورد علوم جدید متاسفانه از آنجا که ایرانیان سهمی نزدیک به صفر دارند و انگشت شمار نخبگان ایرانی هم از طریق موسسات غیرایرانی کسب افتخار می کنند، بازار پر رونقی برای متاع تحریف و دروغ پردازی ایجاد می شود.
اینجاست که تلاش برای تاسیس نخستین دانشگاه (احتمالا مهم ترین عنصری که می تواند راه پیشرفت را هموار کند) در برابر گپ زدن های دوستانه با انشتین رنگ می بازد و هم میهنان عزیزما نیز از بیش از ارسال (فوروارد) ایمیل هایی از این دست حاضر نیستند زحمتی برای کشورشان متقبل شوند.
و از همین روست که این نگاه ربطی به تحصیل کردن ندارد به زعم من این یک سرخوردگی تاریخی است که همانند میراث کهن نسل به نسل در میان ما ایرانیان منتقل می شود.
پی نوشت: تاکید من بر ایران و ایرانیان از آن روست که برای من چارچوب مساله محدوده ایران است و در مورد غیر ایرانیان نه دانش دارم، نه تجربه و نه انگیزه! بنابراین طرح این صحبت به این معنی نیست که غیرایرانیان این گونه نیستند یا هستند!

 

:

سلام حامد جان
من حق مطلب رو در اين مورد نمي دونم. لذا اظهار نظر مستقيمي نمي كنم.اما اين نوشته من را ياد دو تا نقل قول انداخت:

1- " بدا به حال ملتي كه قهرمان نداشته باشد."
2-" بدا به حال ملتي كه به قهرمان نياز داشته باشد."

 

شهریار :

توجه دوستی که در پاسخ به اقا/خانم م. احمدی کامنت گذاشته را به نکان زیر جلب می کنم:
1. تاریخ قلات ایران ربطی به تاریخ کشور ایران ندارد... در واقع تاریخ برای ایران از دوران هخامنشی آغاز می شود، تاریخی که تا امروز هم امتداد یافته و یک کلیتی به نام ایران را در طول بیش از دوهزارسال تداوم بخشیده است.
2. هرچند هرودوت یونانی بوده است اما بکار بردن لفظ دشمن ایران زمین دور از انصاف است. در نوشته های هرودت غرض ورزی بسیاری وجود دارد اما دقت کنید که آشنایی ما با نامی نظیر کوروش و داریوش مرهون همین گونه نوشته هاست وگرنه (تا جایی که سواد من قد می دهد) در نوشته های ایرانیان از داریوش و کوروش نامی نیست تا زمانی که خاورشناسان غربی در همین سده های اخیر خط میخی ما را خواندند و ما را درباره تاریخ گذشته خود آگاه تر کردند.
3. صفت غربی برای گزنفون صفت دقیقی نیست چون در دنیای باستان این تفکیک امروزی غرب و شرق وجود نداشته است.
4. تمدن ایران دستخوش دگرگونی های بسیاری شده اما همچنان امیدواریم که این تمدن مضمحل نشده باشد و ایرانیان بتوانند با جلوگیری از روندانحطاط این تمدن کهن را همچنان زنده، زاینده و رو به پیشرفت هدایت کنند.
5. اگر دکتر حسابی در حد فیزیکدان های فعلی ما نباشند مایه ی بسی مباهات است هم برای ما هم برای دکتر حسابی که اخلاف ایشان توانسته اند توان علمی خود را فراتر از اسلاف برند.
6. تردیدی نیست که زحمات دکتر حسابی در دانشکده فیزیک بسی ذی قیمت است ولی این دلیل محکمی برای این که ایشان در زمره فیزیکدانان تراز اول جهان باشند نیست (و صد البته در این قیاس ای اس ای و گوگل اسکالر بسیار معتبرتر هستند) و فکر نمی کنم در میان کسانی که نظر انتقادی داده اند کسی باشد که آرزو کند ای کاش دکتر حسابی اصولا به دنیا نمی آمد!
7. آیا از نظر شما حشر و نشر با انشتین یک امتیاز برجسته یک شخصیت اثرگذار است یا تلاش برای بنیان گذاری دانشکده؟

پی نوشت: قصد من دفاع از م. احمدی نیست اما خواندن این کامنت انتقادی در پاسخ به وی و دعوت به منصف بودن باعث شد که نکات فوق را در مقام انتقاد بنویسم. امیدوارم همه دوستان شاد و پیروز باشند

 

مهدي :

در پاسخ به دوستي كه گفته: " هرشخص روباید در زمان و مکان خودش بسنجیم."

حرف شما كاملا صحيح است اما در مساله دكتر حسابي (و يا نمونه هاي مشابه) اشكال كار در اينه كه (به دلايلي) به يك فرد كارها و فعاليت هايي را نسبت مي دهند تا او را نسبت به زمان خودش بسيار متمايز نشان دهند. شكي نيست كه دكتر حسابي فعاليت هاي بسيار نيكي در اين كشور انجام داده اند اما چرا بايد داستان هاي دروغ بسياري درباره يك نفر مطرح شود. درضمن بهتر است ملاك داوري درباره افراد، خصوصا در زمينه علم، فعاليت هايشان باشد نه جوايز و القابي كه به آنها تعلق مي گيرد. من نمي دانم "مرد علمي سال جهان" يعني چه كسي؟ و چه كساني اين القاب را اعطا مي كنند و ملاك داوري آنها چيست؟
به خاطر دارم كه هفته نامه "همشهري جوان" يك بار پرونده اي درباه اين عناوين و القاب منتشر كرد و در آن عنوان شده بود كه بعضي از اين القاب را موسساتي اعطا مي كنند كه در قبال اين خدمت خود پول دريافت مي كنند. ماجراي دانشگاه آكسفورد را كه حتما به خاطر داريد!
(مطلب منتشر شده در همشهري جوان را نتوانستم پيدا كنم، اگر كسي به آن دسترسي دارد لطف كند و به آن ارجاع دهد).

 

:

شما راجع به افرادی که قهرمان سازی می کنند نوشتید ولی نکاتی به ذهنم رسید شاید کمی بی ربط باشد. نه خیلی البته: من هم موافقم که اسکولار متر خوبی نیست، مثلا کامران وفا (با همون اسپل سایت مربوطه-معاصرتر بودن آقای وفا بماند) هم تو گوگل اسکولار نیست اساسا و خیلی های دیگه. با این نظر که درباره آقای حسابی گاهی اغراق شده کاملا موافقم. در عین حال به نظر من هم نقشی که در پیشرفت علم در ایران داشته و جریانی که در زمان خودش ایجاد کرده و شخصیتش وجه مهم تر ماجرا بوده اند. معتقدم هرچیز در ظرف خودش معنا پیدا می کنه و واقعا چند ایرانی هم دوران با حسابی داشتیم که بیشتر از او مقاله در مجلات خارجی داشتند. بماند که از بسیاری شخصیت های علمی و دانشگاهی مطرح دنیا در دوران حسابی هم حتی یک مقاله نمیشود پیدا کرد و در اون دوران این شهوت مقاله نویسی هنوز به این شدت زبانه نکشیده بود و بساط محفل های گفتگوی علمی داغ تر بود...
راستی جمله معروفی هست که دوستش دارم متاسفانه یادم نیست گوینده اش را: "گاهی گول خوردن بهتر از اعتماد نکردن است".

 

کاوه :

راستی قبلی من بودم، فکر کنم به خاطر "پیش نمایش بینی" ناشناس ثبت شدم. گرچه آشنای کسی در این دور و برها هم نیستم ولی ناشناسی نسبی را بر مطلق ترجیح می دهم...

 

م :

کاوه٬
مقاله‌های کامران وفا را در گوگل‌-اسکالر هم می‌توانید پیدا کنید. فکر می‌کنم املای اسمش را به انگلیسی اشتباه نوشته‌ای که نتیجه‌ی درست نگرفته‌ای. اسم را به این صورت وارد کن:
cumrun vafa
مثلا:

http://scholar.google.ca/scholar?hl=en&lr=&q=cumrun+vafa&btnG=Search

 

مجتبی :

سلام
داداش برو درت رو بزار
آخحه اشولاش تو سگ کی هستی که در باره دکتر حسابی و خاندانش اظهار نظر کنی
مگه تو خالی میبندی که پسر باباتی کسی چیزی میگه

 

محمدرضا :

این کامنتا هم داستانیه ها ... داستان سیزده بدر با حال بود ... یه کم روش کار بشه میشه باوروندش به ملت ... آقا قدوسی ... شمام انگار کفر گفتی ... این مجتبی که بدجوری عصبانیه ... دوستی هم که مشایخی و حسابی رو مقایسه کرده بود حرفش قابل تأمله ... فقط باید بچه هاشونم مقایسه کرد ... آقا ایرج و آقا فرشادو می گم ...

 

احمد :

سلام آقای قدوسی
با توجه به اين که شما، هم در ايران و هم در غرب دانشجو بوده ايد، لطفاً مطلب اين لينک را بخوانيد و در صورت صلاحديد نظر دهيد و يا اگر ممکن است پستی در اين ارتباط بنويسيد:
http://sharifi123.blogfa.com/post-88.aspx
با تشکر

 

رضا فتوحی :

من نمی دونستم خواننده های اینجا هم اینجورین!!!!
من تاحالا کلی به خودم مغرور بودم که مثلا بلاگای خاص را می خونم. ظاهرا افتخاری نداره!

 

:

درود بر همه دوستان

درمورد آقای شهریار باید بگم که
اولا تاریخ ایران زمین از زمان مادها شروع میشه و نه از زمان هخامنشیان

دوما تاریخ فلات ایران کاملا به ایران مربوط میشه چون اگه بخواهیم ایران امروزی رو در نظر بگیریم که میشه گفت تاریخش از زمان قاجاره ولی همه می دونیم که تاریخ کشور ما قدیمی تر از این حرفهاست و برای این می تونید کتاب تاریخ ایران مشیرالدوله رو بخونید که دقیقا از ابتدای مادها شروع کردن و نه از زمان هخامنشیان
و در هردو صورت از کشورهایی که امروزه ادعای تمدن می کنند (و البته متمدن هستند) قدمت تاریخمون بیشتره.

نکته درگه اینکه مقاله آی اس آی اصلا ملاک معتبری برای افرادی که در گذشته دانشمند بودن نیست کما اینکه بسیاری از دانشمندان جهان که پیشتر زندگی می کردن که مقاله آی اس آی ندارن چون اصولا این موضوع چند ساله که مطرح شده و شما می تونید در مورد بسیاری از دانشمندان جهان (نظیر انیشتین، جان هاپکینز و ...) این موضوع رو تحقیق کنید.

در مورد گزنفون هم ایشون غربی هستن و بهتره بدونید که غرب و شرق از گذشته کاملا مطرح بوده و یونانی ها (که به معنای واقعی دشمن فرهنگی ما بودن) جنگ ماراتن رو نماد ایستادگی غرب در برابر شرق می دونن (به نظرم بهتره کمی تاریخ بخونین بعد در این رابطه صحبت کنین چون این موضوع غرب و شرق کاملا بدیهیه و همیشه وجود داشته)

درمورد هرودوت هم اصلا اینطور نیست که ما کوروش و داریوش رو بخاطر اون بشناسیم چون تاریخ ها و کتیبه های زیادی وجود داره که بودن اونها رو اثبات می کنه و درسته که این کتیبه ها رو غربی ها ترجمه کردن اما ربطی به هرودوت نداره و اگه شما گوشه ای از کتابهای هرودوت رو خونده بودین متوجه میشدین که دوست ماست یا دشمن ما
همچنین هم حشر و نشر با انیشتین و هم ساختن دانشگاه افتخار امیزه و تردیدی در این که دکتر حسابی نخستین و تنها شاگرد ایرانی انیشتین بوده وجود نداره و این مایه مباهاته چون هرکسی اینو میدونه که حتی یک استاد خوب به راحتی با دانشجوهای ضعیف کار نمی کنه و باید دانشجوی قوی و باسوادی باشی که بتونی با یه استاد خوب کارکنی و قطعا درمورد انیشتین هم این موضوع صادقه (البته اگه انیشتین رو هم بخاطر نداشتن مقاله آی اس آی از جایگاهش پایین نیارین)
اما در مورد فیزیکدان های امروز هم کاش برتر از دکتر حسابی بودن اما هرگز اینطوری نبوده و نیست. امیدوارم یه روزی این اتفاق بیفته و اما اگرهم این اتفاق بیفته دلیل کوچک شمردن دکتر حسابی نیست

در پاسخ به دوستمون که لقب مرد سال علمی رو با القاب دانشگاه آکسفورد مقایسه کردن هم باید بگم که مرد سال علمی چیزی شبیه به جایزه نوبل است و دکتر حسابی بخاطر ایرانی بودن و مسائل سیاسی جایزه نوبل رو نگرفتن و شایسته نیست که القاب دیگه ایشون رو زیر سوال ببریم و مطمئن باشید اگه این لقب خریدنی بود الان خیلی ها اونو داشتن اما هرگز هیچ ایرانی ای این لقب را نداشته
جای تعجب داره که به راحتی مردی رو که اینهمه خدمات به کشورمون کرده رو تخریب می کنیم و پاسخ نیکی رو اینگونه می دیم.
متاسفم که ما همیشه باید ازیه طرف بام بیفتیم و قدر داشه هامون رو نمی دونیم همونطور که از گذشتمون و افتخاراتمون چیز زیادی نمی دونیم.
قبول دارم که درمورد ایشون اغراق شده اما یاد بگیریم که همه رو خاکستری ببینیم نه اینکه یک روز به عرش برسونیم و روز بعد به فرش
بهتره تحقیق کنید و ببینید آیا دیگران هم با نوابغشون این کارها رو می کنن؟

نخبه کشی تا کی؟

 

مهدي :

"...تردیدی در این که دکتر حسابی نخستین و تنها شاگرد ایرانی انیشتین بوده وجود نداره..."
دكتر حسابي با تمام افتخاراتي كه داشته اند هيچ گاه شاگرد اينشتين نبوده اند.

 

:

سلام. من بالاخره موفق شدم وب لاگ شما رو بخونم. فکر کنم جزء اقلیتی از ابناء بشر هستم که شما رو پیش از وب لاگتون زیارت کردم D:

از اونجا که بحث حاشیه ای در مورد کارهای علمی دکتر حسابی بود من هم جستجو کردم و اینا رو پیدا کردم:

http://prola.aps.org/abstract/PR/v73/i9/p1128_1
-----------------------
[BOOK] Theory of infinitely extended particles

M Hessaby - 1977 - Tehran University Press

---------------------
http://www.pnas.org/content/33/6/189.citation

اولی رو من دسترسی نداشتم. ولی سال و موضوعش به دکتر حسابی میخوره. دومی کتابی در دانشگاه تهرانه که نشون میده بی نهایت بودن ذرات از بیخ افسانه نیست. سومی هم نشون میده که دکتر حسابی به پرینستون افیلیت بوده. صفحه جستجو رو هم میذارم شاید چیزای دیگه ای هم از توش پیدا بشه:
http://scholar.google.com/scholar?q=+hessaby+OR+hessabi+OR+hesaby+OR+hesabi&hl=en&lr=&as_ylo=1850&as_yhi=1990&start=40&sa=N

البته بحث شما بیشتر در مورد دروغ بودن حرفهای ایرج حسابی ه. ولی به نظر میاد بعضی آدمهای دیگه تو این فرصت دارن کل شخصیت دکتر حسابی رو زیر سوال میبرن

 

وحید خدابخشی :


آخر ساعت درس يك دانشجوي دوره دكتراي نروژي ، سوالي مطرح كرد: استاد،شما كه از جهان سوم مي آييد،جهان سوم كجاست ؟؟ فقط چند دقيقه به آخر كلاس مانده بود.من در جواب مطلبي را في البداهه گفتم كه روز به روز بيشتر به آن اعتقاد پيدا مي كنم. به آن دانشجو گفتم: جهان سوم جايي است كه هر كس بخواهد مملكتش را آباد كند،خانه اش خراب مي شود و هر كس كه بخواهد خانه اش آباد باشد بايد در تخريب مملكتش بكوشد. پروفسور محمود حسابي

 

:

به نظر من ، همونطور که حامد عزیز اشاره کرده این ربطی به دکتر حسابی یا شخصیت ایشون نداره . این خاصیت همه ما ایرانی هاست ... البته این ایرج هم کم مقصر نیست . ولی من خودم احترام زیادی برای تمام تحصیل کرده های کشورم قائلم .

 

مهدي :

ديدن اين لينك هم شايد خالي از لطف نباشد:
http://www.3pand.com/1388/01/21/post_1036.html

 

علی :

موضوع جالبیه.این قضیه چک را در نشریه دانشگاه یزد دیده بودم.اما من هم مانند خبلی از دیگران باور کردم .تنها دلیلم هم این بود که شابد در گذشته و در اروپا دانشگاه ها اینجوری به محققین احترام می گذاشتند.حالا می فهمم که باید بیشتر از اینها به مطالب موجود در زمینه های مختلف فکر کنم و ابتدا انرا تحلیل وسپس بپذیرم.

 

علی :

موضوع جالبیه.این قضیه چک را در نشریه دانشگاه یزد دیده بودم.اما من هم مانند خبلی از دیگران باور کردم .تنها دلیلم هم این بود که شابد در گذشته و در اروپا دانشگاه ها اینجوری به محققین احترام می گذاشتند.حالا می فهمم که باید بیشتر از اینها به مطالب موجود در زمینه های مختلف فکر کنم و ابتدا انرا تحلیل وسپس بپذیرم.

 

شهریار :

سلام به دوست عزیز (متاسفانه من اسم شما را نمی دانم)
از نقد شما ممنونم. چون به من کمک کرد که قدری دقیق تر در مورد مباحث مطروحه تامل کنم. من به هیچ وجه قصد کشدن شما، دکتر حسابی یا نخبه های دیگر را ندارم... حوزه ی مطالعاتی من هم جامعه شناسی نیست که بخواهم در مورد این که بدانم آیا این شیوه نقد کردن نخبه ها در همان رفتار جامعه نخبه کشی است یا نه. آنچه نوشتم برداشت من از وضعیت ایران است و حالا که این موضوع برای شما هم جالب است می خواهم برداشت هایم را با تفصیل بیشتری بیان کنم:
1. در مورد تاریخ ایران لازم است ابتدا ایران را تعریف کنیم. به نظر من تاریخ یک کشور یا ملت محدود به گستره سرزمینی نمی شود. وگرنه از کوچ اقوام پیش از تاریخ تا امروز ما احتمالا به ازای هر قرن باید یک ایران داشته باشیم. یعنی اگرچه تعریف ایران در حوزه جغرافیای خاصی معنا می یابد ولی قبض و بسط اراضی تحت سلطه نباید تغییری در کلیت مفهوم ایران ایجاد کند. به همین قیاس از روی قومیت و تبارشناسی هم نمی توان تعریفی برای ایران ارایه داد (فکر کنم که واضح است و نیاز به اقامه برهان ندارد) پس برای تعریف ایران من قایل به وجود یک درک جمعی در بین مردمان ساکن یک سرزمین هستم که باور داشته باشند که در یک کشور واحد زندگی می کنند. وگرنه ما ایران به زور شمشیر سالهای بسیار تحت استیلای غیرایرانیان بوده است... از همین حیث هرچند مادها اولین حکومت بزرگ در فلات ایران بودند اما مفهوم ایران با بنیانگذاری امپراتوری هخامنشی میسر گشت و نظام ساتراپی یک شیوه حکومت داری بود که هخامنشیان بر آن پایه توانستند مفهومی از حکومت مرکزی واحدی به نام ایران ارایه کنند. این مفهوم (مسامحتاً) در ذهن مردم به همان هویت تبدیل شد. این مفهوم ایرانی بودن بود که در پس هر شکست باعث شد تا ققنوس ایران سر از خاکستر بر کند. چه پس از شکست ما از اسکندر و سلطه سلوکیان، چه پس از شکست ایران از اعراب و تبدیل شدن ایران به بخشی از امپراتوری اسلامی زیر نگین خلیفه، چه پس از شکست از تنگ چشمان تتار و به خاک افتادن ما پس از دوران مغول و تیمور همواره این مفهوم توانست به حیات سیاسی خود ادامه دهد تا بدانجا که در تاریخ معاصر با تشکیل حکومت صفویان یکبار دیگر کشور مستقل ایران تشکیل شد و از آن زمان تا امروز همچنان به عنوان یک کشور مستقل به حیات سیاسی خود ادامه می دهد. . من متاسفانه کتاب مشیرالدوله را نخوانده ام با سپاس از یادآوریتان لطفا اگر اشاره ای به شکل گیری مفهوم ایران پیش از هخامنشیان و بویژه در دوره مادها دارد ارجاع بدهید حتما مطالعه خواهم کرد.
2. در مورد تاریخ اقوام ساکن در فلات ایران بخشی از حوزه تمدنی پیش از تاریخ است که همانند دیگر تمدن های آن زمان بیشتر متعلق به کل بشریت است تا یک تمدن دیگر و در این مورد تمدن ایران. چرا که این اقوام کوچ نشین در جهان پیش از تاریخ هنوز به آن پایه از بالندگی نرسیده بودند که بتوانند مفاهیمی فراتر از وابستگی خونی و قبیله ای تولید کنند. به علاوه دستاوردهای این اقوام در تمدن های بسیاری مورد استفاده قرارگرفت به همین دلیل پیوستگی معنا داری (که در عین حال مختص تمدن ایرانی باشد) بین اقوام پیش از تاریخ با مفهوم ایران مشاهده نمی شود.
3. تا جایی که من اطلاع دارم مفهوم غرب و شرق از مفاهیم جدید است چرا که در قرون وسطی تقسیم بندی مسیحیت و اسلام وجود داشته و در پیش از آن هم هیچ تمدنی دید چندان وسیعی از زمین و پراکندگی اقوام نداشته است. بدین اعتبار قایل شدن تمییز میان غرب شرق در دوره باستان اگرچه با مفاهیم امروزی سازگار است ولی از نظر زمانی مفهوم دقیقی نیست. اگر هست لطفا توضیح دهید که مرز غرب و شرق در دوران باستان کجا بوده و ضابطه تمییز این مرز چیست؟
4. در مورد شناخت داریوش و کورش بسیار ممنون می شوم اگر منابع دست اول ایرانی (نه بازخوانی و ترجمه کتب خاورشناسان غربی) از بعد از اسلام تا قبل از جنگ ایران و روس که از کوروش و داریوش در آن ها سخن گفته باشند را معرفی کنید (من هرچه گشتم فقط اسامی اساطیری را یافتم). در مورد کتیبه ها هم که تکلیف روشن است چون ایرانیان نتوانستند خطوط میخی و پهلوی را قبل از فرنگی ها بخوانند.
5. در مورد هرودوت: وی یک مورخ یونانی است که مثل اکثر مورخین (بویژه در دوران قدیم) با حب و بغض فراوان می نوشته است و تردیدی نیست که بسیاری از نوشته های وی با واقعیت فاصله بسیار دارد. اما به نظر من ما بجای آن که هرودوت را دشمن بخوانیم می توانیم کتاب او را مطالعه کنیم و با مطابقت دادن با دیگر مواد تاریخی که در اختیار داریم از واقعیت های که هرودوت از پیشینه ایران ارایه کرده استفاده کنیم و بر اکاذیب وی هم خط بطلان بکشیم. دشمن بودن یا نبودن او باعث نمی شود که این سند با ارزش تاریخی را به هیچ انگاریم. دقت کنید که در تاریخ هرودوت نام شاهنشاهان ایرانی و شیوه حکومت آنها آمده و فرنگیان به کمک همین متون توانستند کتیبه های باستانی ایران را بخوانند. در واقع ما با دشمن خواندن هرودوت یک مرجع تاریخی را از دست می دهیم و نمی دانم که چه چیزی در ازای آن بدست می آوریم؟
6. درمورد حشر و نشر با انشتین هم موضع خودم را قبلا گفته ام و اینجا تاکید می کنم که برای من مایه ی بسی تاسف است که ما در ایران تا به این حد به زوال خو کرده ایم که نشست و برخاست یا حتا شاگرد بزرگان بودن برایمان کفایت می کند و بیش از این توقع بزرگ بودن نداریم. برای من بزرگ بودن آدم ها در آن چیزی است که تولید می کنند یا عملی که انجام می دهند وگرنه نام همه ی آشنایان و شاگردان دانشمندان پرآوازه را نیز می بایست بر لوح های زرین می نوشتند.
7. در مورد آی اس آی، فرمایش شما متین که مقاله های قدیمی را نمی توان آنجا یافت ولی دوست من ارجاع به مقالات هم یکی از شاخص های معتبر است. زمان دکتر حسابی هم آنقدر دور نیست که بگوییم به سبب گذر زمان ،دیگران به مقاله های ایشان ارجاعی نمی دهند. به همین دلیل برای من همچنان پایگاه ای اس ای از نشست و برخاست با انشتین و دیگر فیزیکدانان نامی جهان معتبرتر است.

پی نوشت: خیلی از این که این نوشته طولانی شده عذرخواهی می کنم.

 

عباس :

سلام
راستش من عادت ندارم بی حساب و بی مطالعه نظر بدم بنابراین در مورد دکتر حسابی قضاوتی نمیکنم اما دو نکته زیر رو عرض میکنم:
1- اینکه برخی از دوستان سعی کردند تعداد مقالات ایشون رو اون هم در ISI بشمرند !!! از همون کارهایی هست که اخیرا مد شده در ایران و باید سعی کنیم فراموشش کنیم.
2- در مورد استدلالهایی که در متن اصلی اومده (قضیه چک سفید) باید بگم که صرف نظر از حقیقی بودن یا نبودن این ماجرا به نظر من بزرگترین مشکل تحقیقات در کشورهایی مثل ما دقیقا همینه. من خودم در سوییس کار تحقیقاتی کردم و حقوق چند ماهم رو زودتر از موعد از رییسم گرفتم بدون اینکه حتی یک رسید امضا کنم!!!!

 

روزبه :

ببخشید چند سئوال برای کامنت‌گزارن
۱- مرد علمی سال چه جور جایزه‌ایه و به چه کسانی و بر اساس چه معیاری اهدا میشه؟
۲- نهاد اهدا کننده این جایزه کجاست؟ وبسایت داره؟
۳- به ما گفتند سال ۱۹۹۰ این جایزه به دکترحسابی اهدا شده. برندگان جایزه در بقیه سالها چه کسانی بودند؟ مثلا مرد علمی سال ۱۹۹۲ چه کسی بود؟ مرد علمی سال ۲۰۰۸ چه کسی بود؟ کسی می‌دونه؟
ممنون

 

Majid S :

Roozbeh:
Man az tarafdar haaye
doktor am va az post e hamed narahat hsodam. vali:
Oon mard e elmi e saal ham alaki bood. az in jaahaa ke pool midi oona ham barat ye certificate mifrestan. mese hamoon ke vazir e oloom (zahedi) migoft dare. ghazie ham zir e sar e in Iraj hessabi bood ke kheyli karay e avazi kardeh.

 

:

مجید
ممنون از پاسخی که دادی. من فقط نمی‌فهمم «طرفدار» دکتر حسابی بودن یعنی چی؟ مگه دکتر حسابی تیم فوتباله؟
چیز دیگه‌ای که نمی‌فهمم اینه که از کجای پست حامد ناراحت شدی؟
دکتر حسابی مرد بزرگی بوده. خدماتی که به نهادینه کردن آموزش نوین علمی در ایران کرده و نهادهایی که بنیاد گذاشته(مثل هواشناسی) در ۱۵۰ سال اخیر نظیر نداشته. حامد هم منکر اینها نیست. حامد فقط به اغراق و غلو در دستاوردهای علمی دکتر حسابی در فیزیک انتقاد داره. دکتر حسابی یک فیزیکدان باسواد بوده. ولی اون نابغه‌ای که در ایران ازش ساخته شده که نظریات بنیان براندازش اینشتن رو به تحسین واداشته و این نظریات در دانشگاههای معتبر دنیا تاسیس میشه نبوده. حرف حامد هم همینه. این کجاش ناراحتی داره؟

 

:

من واقعا متاسفم از اظهار نظر این نویسنده و اینکه باید برای اطلاع ایشان بگم که قرار نیست تمام مقالات دنیا از ۵۰ سال پیش تا الان در موتو رهای جستجو پیدا بشه.
من خودم ۳ سال پیش یه مقاله ای دادم که فقط کمتر از ۶ ماه آن بود و بعد برداشته شد.
اگه به تحصیلات دکتر حسابی شک دارید می تونید راجع به ایشون از دانشگاههایی که تحصیل می کردن استعلام بگیرید اینکه با مراجعه به سایت دانشگاه برای همه مقدور است.

 

:

با درود فراوان

خدمت دوست عزیزم شهریار باید عرض کنم که تاریخ ایران از ابتدای مادها شروع میشه و شما می تونید کتاب مشیرالدوله رو تهیه کنید و ببینید که خیلی مفید و مختصر نحوه ی شکل گیری ایران رو شرح داده. این کتاب همه جا در دسترسه و فقط کافیه 2-3 فصل اولش رو مطاله کنید.
در مورد هخامنشان هم یک نکته رو توجه داشته باشید واون اینکه اونها امپراطوری نبودند و بلکه پادشاهی بودند. این دو از اساس متفاوت هستند. چرا که امپراطوری (بطور مثال امپراطوری روم و امپراطوری عثمانی) اصولا به این معنی است که یک حکومت مرکزی وجود داره و این حکومت تعدادی توابه داره و حقوق شهروندی و قوانین برای این توابع و مرکز یکسان نیست و در واقع کسانی که مربوط به مرکز امپراطوری میشن دارای حقوق بیشتری هستند و سایر ممالک به نوعی مستعمره هستند و ناگزیر باید قوانین مرکزی رو اجرا کنند. اما در پادشاهی اینگونه نیست و اگر مطالعه فرموده باشید مثلا در زمان داریوش اول تمامی ساتراپی های ایران حقوق یکسانی داشتند و به قوانین محلی و فرهنگ هرکدوم توجه و احترام زیادی میشده همونطور که به مصری ها اجازه میدهند سنتهای خود رو حفظ کنند و تاریخشون همم به دستور داریوش بزرگ جمع آوری میشه.
در مورد شرق و غرب هم باید بگم تقریبا با همین شکل و شمایل امروزی این موضوع وجود داشته و تفاوتهای فرهنگی شرق و غرب همیشه مورد توجه بوده و افلاطون هم در کتاب ها و آثارش به این موضوع توجه کرده که یک نمونه از اونها کتاب جمهوری است و نیز در نظریاتش هم به تفاوتهای شرق و غرب اشاره می کنه .(معمولا غربیهای یونان رو نماد تمدن غرب و ایران وچین رو نماد تمدن شرق می دونن)
در مورد هرودوت هم من منکر زحمات ایشون نیستم اما منظورم این بود که ایشون هم بزرگی و شکوه ایران باستان رو ستودن و به نظر من حیفه که ما این شکوه رو نادیده بگیریم.
درمورد حشر نشر با بزرگان هم حرف شمارو قبول دارم که این کافی نیست اما به هرحال اینکه مثلا یک استاد بزرگ شمارو قبول داشته باشه و بپذبره قابل ستایش است اما اصلا کافی نیست.
در مورد آی اس آی هم شما اگه تحقیق کنید می بینید که دانشمندان بزرگتر از دکترحسابی هم مقاله آی اس آی نداشتند و این از بزرگی اونه کم نمی کنه و به نظرم نباید اینگونه و بخاطر رفتار نادرست فرزندشون ایشون رو ترور شخصیت کرد.
و فکر می کنم نوشته دوستمون وحید خدابخشی هم مطلب آموزشی جالبی داره.

 

:

سلام ، در سال هاي 1370 و 71 كه پروفسور حسابي در جامعه علمي و دانشگاهي ايران مورد تجليل قرار گرفت ، دكتر منصوري استاد فيزيك دانشگاه شريف با بيان اينكه در مورد مرحوم هشترودي اغراق صورت گرفته و ايشان در حد و اندازه تعريف و تمجدهايي كه مطرح مي شود نسيت ، از جامعه علمي ايران خواست تا نسبت به دكتر حسابي اين طور برخورد نكنند ضمن آنكه ايشان از مرتبه علمي و جايگاه ايشان با قدرت دفاع كرد.
به نظر مي رسد هشدار ايشان در آن برهه زماني جاي تامل داشت تا دانشگاهيان و اهل علم نسبت به فرهيختگان خود با افراط و تفريط برخورد نكنند.

 

پارسا :

نوشته ی حامد 1 طرف...اظهار نظر ها 1 طرف...
فکر کنم دختر من هم اگر اینترنت تا 20 سال دیگر (که او 12 ساله بشود ) وجود داشته باشد ...او هم نظر خواهد داد یا خواند.

 

maryam :

وجود چنین غولها هم باعث می شه داشمندهای متوسط که می تونن ناثیر گذار هم باشند کمرنگ می شن ..........

 

علی :

آقا به نظر من همه ما داریم یک چیزی را اشتباه می کنیم. ملت ما به قهرمان احتیاج نداره، ملت ما به شهید احتیاج داره به آدمی که بشه راجع به اون هر چی گفت ولی خودش نباشه که هیچی بگه. علت اینکه یک ادمی مثل کامران وفا و یا هزار تا دیگه از این آدم ها که توی قسمت های مختلف علمی کشور دارند کار می کنند هیچوقت قهرمان نمی شوند همینه.

 

:

اين سايت رو هم ببينيد!!
www.narina.ir

 

عطيه :

ولي فكر كنم شما هم از افراد علمي ايراني كه خيلي دوستشون داريد همينطوري طرفداري ميكنيد ها.
من خوشبختانه اين ايميل رو دريافت نكردم. كاري به شان و رتبه علمي آقاي حسابي ندارم چون فيزيك خوانده نيستم اما ميدونم برخلاف خيلي از آدمهاي باسواد علمي حال حاضر همين مملكت و حتي فيزيكدانهاي فعلي و زنده اين مملكت براي مسايل علمي ايران زحمات زيادي كشيد. ايران رو دوست داشت. فرار رو بر قرار ترجيح نداد در حاليكه اگر يه دانشمند عادي و يه تحصيلكرده صرف علم فيزيك هم بود، ميتوانست با زندگي در خارج از ايران به نسبت ايران در همون زمان زندگي بهتري و شرايط بهتري رو تجربه كنه. گرچه موافقم كه ايشان واقعا اون دانشمندي كه ما ايراني ها ازشون ساختيم نيستند. يعني از لحاظ علمي.

اما فكر كنم منظور شما از اين نوشته در مورد زودباوري افرادي است كه به نظرتون ديگه اونها نبايد اين افسانه ها رو باور كنند يعني افراد تحصيلكرده و ... كه فكر كنم از نظر شما اين افراد اكثرا هم شامل تحصيل كردگان دانشگاه شريف ميشوند و ... حالا ميشه اين سوال رو از شما پرسيد كه واقعا تحصيل در شريف و تحقيق هاي متنوع و روزهاي علمي پر از تحقيق و ... چه مزيتي براي انسان و ذهنش و شعورش و فهمش ايجاد ميكنه كه شما اينقدر متوقع هستيد؟؟ بهتره بپذيريد اون آدمهاي تحصيل كرده و حالا حتي شريفي خوانده ها هم از بطن همين مردم عادي اين سرزمين هستند كه در شرايط نابرابر آموزشي كشور ما به دليل مثلا روزي 10-12 ساعت درس خواندن در دوران نوجواني در دانشگاهي قبول شدند كه خودتان هم ميدانيد با دانشگاه هاي عالي دنيا قابل مقايسه نيست، فقط در يك كشور جهان سومي به نام ايران برتر هست چون منابع مالي و نيروي انساني اي كه به اين دانشگاه تزريق ميشه با دانشگاه هاي ديگه اين كشور برابري نميكنه بنابراين طبيعي است كه خروجي و بازدهي هم به نسبت بالاتر باشه. حالا از چنين آدمي كه فقط به واسطه بهتر تست زدن بيشتر منابع در اختيارش بوده تا تحقيق و پژوهش كنه، انتظار نميرود كه ذهنيت و منش رفتاري و كرداري يه نيروي انساني به نسبت بالاتر و فهميده تر نسبت به جامعه اي كه در اون رشد كرده داشته باشه.

 

alireza :

all of these legend came from his(dr hesabi)laier son.

 

sepideh :

شاید حرفهایی که گفته شد صحیح باشه شاید هم نه در هر صورت من اطلاعاتی ندارم که بتونم با استناد بهشون صریح نظر بدم منم استاد عشق رو خوندم اما سعی کردم درس بگیرم تا همه چیز رو اینقدر دقیق تفتیش کنم! اما با توجه به رشته ی تحصیلیم و آدمهای اطرافم احتمال این که ضریب هوشی یه تیز هوش به قدری بالا باشه که بتونه با سرعت خیلی بالا مدارج علمی رو طی کنه هست واینقدر حیرت انگیز نیست+ما نوابغی در علوم تجربی داریم که در بیست و یک سالگی دکترا گرفتن البته در این شکی نیست که ما ایرانیا راجع به همه چیز بدون دانش کافی پروفسوریم!!!!!اما بد نیست انقدر سرمایه های مملکتمون رو به سخره نگیریم چون کسی اجازه ی اظهار فضل داره که خودش تونسته باشه نه ده تا فقط وفقط 1 دکترا گرفته باشه و بعد اینقدر راحت همه رو زیر سوال ببره یعنی این همه ظرفیت پذیرش دکترا توکشور رفته بالا که همه ی این جمع دکترای دارن!!!البته تو بی منت کردن سرمایه های ایرانیمون!

 

MahGol :

kheili neveshteye lezzat bakhshi bood.

 

واکنش :

به هر حال حسابی از نظر ایرانیان به مراتب بهتر از انیشتن، ویتکناشتاین و خدا است و این تفکر ریشه در چیزی شبیه نژادپرستی یا بوم پرستی یا خودپرستی ایرانیان دارد که آن هم ریشه در بسته بودن فضای فرهنگی ایران و تبلیغ این نوع خودپرستی در رسانه‌های داخلی دارد. یکی از اصول مورد قبول ایرانیان این است که همیشه دیگران حق ما را خورده‌اند وگر نه ما سلطان جهانیم. چند باری نزدکان از من سوالاتی پرسیده‌اند که از پاسخ من نتیجه بگیرند دانشجویان ایرانی در فرانسه(از جمله خود من) از همه‌ ملیت‌ها بهتر بودند و من هر بار ناامیدشان کردم.

 

واکنش :

به هر حال حسابی از نظر ایرانیان به مراتب بهتر از انیشتن، ویتکناشتاین و خدا است و این تفکر ریشه در چیزی شبیه نژادپرستی یا بوم پرستی یا خودپرستی ایرانیان دارد که آن هم ریشه در بسته بودن فضای فرهنگی ایران و تبلیغ این نوع خودپرستی در رسانه‌های داخلی دارد. یکی از اصول مورد قبول ایرانیان این است که همیشه دیگران حق ما را خورده‌اند وگر نه ما سلطان جهانیم. چند باری نزدکان از من سوالاتی پرسیده‌اند که از پاسخ من نتیجه بگیرند دانشجویان ایرانی در فرانسه(از جمله خود من) از همه‌ ملیت‌ها بهتر بودند و من هر بار ناامیدشان کردم.

 
 
 

:

آیا به نظر شما اینکه استاد تنها شاگرد ایرانی انشتین بوده اند هم دروغ و ساخته و پرداخته یک ذهن است ؟
یا نه حقیقت است اما به نظرتان چندان مهم نمی آید؟
هر چند از این جامعه ی یا فوتبال زده و یا هالیوود زده بیشتر از این انتظار نمی رود.
بهتر است حداقل خودمان چشم دیدن خودمان را داشته باشیم.

 

:

من نظرات همه رو خوندم و موندم بايد بخندم يا گريه كنم.
خيلي جالبه كه براي اين كه زياده گويي هاي بعضي ها رو رو كنيم خودمون هم از اون ور بيفتيم و به همه ثابت كنيم كه هيچ فرقي با اوني كه مي خواستيم حرفشو رد كنيم نداريم ، فقط جهتامون بر عكس هم ديگه است.
به اميد روزي كه اون قدر شعور داشته باشيم تا براي درست و با حال نشون دادن خودمون حداقل حقايق اثبات شده رو زير سوال نبريم

 

مجید :

سلام
خوب نظر شما را خواندم،باید گفت که حساب ایرج حسابی از محمود حسابی جداست. برخی از چیزهایی را که ایشان گفته اند، می توان درست نپنداشت، اما چیزهایی که دکتر حسابی را گرامی کرده است:
نخست: این بود که ایشان بزرگان را به زشتی یاد نمی برد، چون شیوه ی اهل خرد این نیست.
دوم: ایشان بنیاد کارهایی را در ایران گذاشت که اگر آن کارها دیرتر انجام می شد، شاید همانند شما در خاک ایران به این آسانی نمی توانستید به زندگی و دانش آموزی بپردازید.
سوم:ایشان هیچگاه استاد پرینستون نبوده است و همیشه از ایشان به نام تنها شاگرد ایرانی آلبرت اینشتین نامبرده می شود که زیر نظر ایشان به پژوهش پرداخت و فرضیه ی بی نهایت بودن ذره ها را ارائه کرد که البته اثبات نشده است. البته آنزمان مانند اکنون دادن مقاله چندان زیاد نبود،برای نمونه ماکس پلانک تنها سه مقاله دارد.البته شرح حال دکتر حسابی را در سایت دانشگاه تهران ببینید نه در گوگل اسکالر، چون همه چیز را نمی شود در گوگل اسکالر یافت که البته این هم از توهم های شماست. این هم پیوندش:
http://www.ut.ac.ir/en/main-links/dr-hessaby.htm
و برای دیدن نامه مقاله های حسابی:
http://en.wikipedia.org/wiki/Mahmoud_Hessaby

 

مجید ضیاسعیدی :

سلام دو تا نظر فرستاده بودم. دومی را بفرست. چون اولی برای شما نبود و از ورد اشتباهی کپی شد.

 

آتوسا :

یه مثال ساده: اگر من بگویم شما بد هستید، کسانی که شما را نمی شناسند چه واکنش عاقلانه ای می توانند داشته باشند؟ باید به حرف های من استناد کنند یا درباره شما تحقیق کنند؟ پاسخ روشن است.
پس نباید به خاطر اغراق هایی که درباره دکتر حسابی می شود شخصیت والای ایشان را زیر سوال ببرید.
خواهش می کنم این نگرش و فرهنگ را بیاموز و بپذیر که بدون علم کلامی را نباید گفت. به خصوص که به نظر می رسد تحصیلات دانشگاهی دارید.
من تنها چند مورد از خدمات این بزرگوار را برایتان فهرست می کنم تنها کافی است کمی پژوهش کنی تا درستیشان را بدانی
1 اولین راه سازی مدرن و علمی در ایران
2 ایجاد مرکز مدرن تعقیب ماهواره ها در شیراز
3 تاسیس سازمان انرژی اتمی ایران
4 رییس هیات مدیره و نخستین مدیر عامل شرکت ملی نفت ایران(بزرگ مردی همچون دکتر مصدق ایشان را به این سمت گماردند)
5 وزیر فرهنگ در دوره دکتر مصدق
6 راه اندازی اولین فرستنده ی رادیو در ایران
7 ساخت اولین دستگاه رادیولوژی در ایران
8 تاسیس موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران
9 تدوین اساس نامه و تاسیس موسسه ملی استاندارد ایران
10 راه اندازی مرکز تحقیقات اتمی دانشگاه تهران
11 ایجاد اولین ایستگاه هواشناسی کشور

 

همايون :

از اينكه عكس گودل را بجاي ايشان در كنار انيشتين جا زده اند بر من روشن است. اما دوستان قدري مواظب فرهنگ نخبه كشي خودمان هم باشيم و بدانيم در بين ايرانيان چننين بزرگواراني زياد بوده اند، هستند و خواهند بود. چطور انگليسي ها به دزدان دريا ييشان افتخار مي كنند و ما اين گونه هموطنانمان را كوچك و زبون ميكنيم. آقاي حسابي يك استاد دانشگاه كه بوده است. پس بياييم همه ما به همديگر افتخار كنيم و به پتانسيل هاي همديگر توجه داشته و نه به نقاط ضعف و اشباه ها كه همه اشتباه و خطا دارند و تمركز بر روي خطاها دردي را دوا نخواهد كرد. موفق باشيد.

 

alimajidi :

خیلی خوب بود

 

محمد كلانتری :

اين كامنت دوني شما هم به فروم بحث تبديل شد. اساسا شما چيزي راجع به خود حسابي نگفتين جز اينكه شك دارين مقاله مهمي داشته باشه، ولي اينجا درباره تاريخ ايران بحث ميكنن! من نميدونم شما كدوم تحصيل كرده‌ها رو ديدي، ولي اساسا مردم ايران همشون تحصيل كرده‌ان! اينجا همه دانشگاه ميرن، ولي كيفيت اونقدر پايين هست كه از بن و اساس تحصيلات مورد نظر «حاصل» نميشه. نميشه انتظار داشت در دانشگاه‌هاي اينچنيني، مردم شك كردن و اصول فكر كردن و بررسي مسائل رو ياد بگيرن. اينها همون مردم عادي‌اند كه يه عنوان «مهندس» اول اسمشون اومده.

 

محمد كلانتری :

اين كامنت دوني شما هم به فروم بحث تبديل شد. اساسا شما چيزي راجع به خود حسابي نگفتين جز اينكه شك دارين مقاله مهمي داشته باشه، ولي اينجا درباره تاريخ ايران بحث ميكنن! من نميدونم شما كدوم تحصيل كرده‌ها رو ديدي، ولي اساسا مردم ايران همشون تحصيل كرده‌ان! اينجا همه دانشگاه ميرن، ولي كيفيت اونقدر پايين هست كه از بن و اساس تحصيلات مورد نظر «حاصل» نميشه. نميشه انتظار داشت در دانشگاه‌هاي اينچنيني، مردم شك كردن و اصول فكر كردن و بررسي مسائل رو ياد بگيرن. اينها همون مردم عادي‌اند كه يه عنوان «مهندس» اول اسمشون اومده.

 

مهمان :

ببين گلم بي سوادي حسودي هر چي هستي
من خودم به شخصه اين مطلب رو از زبان خود پسر دكتر حسابي جناب آقاي مهندس ايرج حسابي شنيدم
پس سنديت دارد
مگر اينكه شما بگويي خود دكتر حسابي و فرزندشان درغگو هستند

 

انجمن فرزانگان کویر :

با سلام خوشحال خواهیم میزبان شما در وبلگ انجمن فرزانگان کویر باشیم و پذیرای اندیشه های شما جهت توسعه این دیار و در صورت صلاحدید معرفی این وبلاگ به دوستانتان

 

:

1-حسابی بین صدهزار دانشمند دهه 1980تا1990 میلادی هم نبوده است چه برسد به تبادل نظربا دیراک وشرودینگر این یعنی اینکه من به خدا قسم می خورم که یک استادمعمولی در دانشگاه معمولی کشور فنلاندهم به درستی ومنصفانه خودش را ازحسابی خیلی بالاتر می دونسته 2-حسابی شاگردشاگردشاگردشاگردشاگرداینشتین هم نبوده است چه برسد به شاگردی اینشتین 3-حسابی کی وکجا ودر چه منبع معتبری به عنوان مرداول علمی جهان در سال1990 انتخاب شده است واگر انتخاب شده است مرد اول علمی جهان در سال 1991 که بوده است ودر سال1989 هم همینطور به جرات می توانم بگویم این بزرگترین دروغ تاریخ بوده است که حسابی مرد اول علمی جهان درسال1990 شده است

 

:

بگذارید حقیقتی بزرگ را برایتان بگویم که متاسفانه تمام منابع خبری ایران وتمام رسانه های صوتی وتصویری ایران وتمام کتابهای درسی ایران در طی سالیانی دراز با تمام تلاش وهمت خود کوشیده اندکه به نحوی این حقیقت بزرگ را از بین ببرند حداقل در ذهن مخاطبان ایرانیشان ودقیقا عکس این حقیقت بزرگ رابا اغراق گویی وداستان سرایی به خرد اینگونه مخاطبان اجباریشان داده اندوبه این امید نشسته اند که تا قیامت انسان نابغه ای مثل من ظهور نکند تا پته اشان را روی اب بریزد اما خوشبختانه باید بگویم این رویایی توهمی بیش نیست برای خارج شدن از این مقدمه باید بگویم لطفا کتاب فیزیک رشته ریاضی فیزیک پیش دانشگاهی سال 1381هجری شمسی راملاحظه بکنید تابه بزرگترین دروغ تمام قرون واعصار پی ببریددر این کتاب در پشت جلدش نام این محمود حسابی را می بینید با کلی دروغ ومزخرف که درباره اش گفته انداولین دروغ این است حسابی به قران قسم هیچگاه شاگردشاگردشاگردشاگردشاگرداینشتین هم نبوده است چه برسد به خوداینشتین ودومین دروغ هم این است که گفته اند این حسابی با شرودینگر و فرمی و دیراک و بورن ونیلز بوهر تبادل نظر داشته اند دقت کنید گفته اند تبادل نظر داشته اند من می خواهم بدانم چطور افرادی مثل ماکس بورن و نیلز بوهر که هر دویشان یکی از بنیانگذاران اصلی مکانیک کوانتومی و از برندگان جایزه بزرگ نوبل فیزیک به دلیل کشفیات بزرگشان در معادلات اساسی فیزیک بوده اند و از قضا به دلیل شرایط سنی اشان جای پدر حسابی بوده اند با یک فیزیکدان فوق العاده معمولی در سطح کشورهایی چون فنلاند و رومانی وبلغارستان والجزایر به نام حسابی تبادل نظر داشته اند فردی مثل دیراک ریاضیدان و فیزیکدان نابغه انگلیسی و برنده جایزه نوبل فیزیک به همراه اروین شرودینگر وبسیاری جوایز معتبر علمی وغیرعلمی دیگر و دارنده عنوان پروفسوری ریاضیات دانشگاه کمبریج که روزگاری نیوتن عهده دار ان بود واستاد فیزیک دانشگاه فلوریدای امریکا وبرنده مدال پلانک بود و بنیان گذار مکانیک کوانتومی نسبیتی بودوبسیاری کشفیات بزرگ دیگر چه چیزی نمی دانسته که باید از حسابی گاگول می پرسیده است واقعا عجیب وخنده دار است وسومین دروغ مربوط به برتراند راسل می باشد که ایشان تقریبا به جای پدر بزرگ حسابی می باشد واز قضا باز هم برنده نوبل ایا از خود نمی پرسید برای چه اسامی برندگان جایزه نوبل رادر کنار حسابی اورده اندواما چهارمین دروغ این است که گفته اند حسابی از طرف جامعه علمی جهان به عنوان مرد اول علمی جهان در سال 1990 میلادی شناخته شده اند به خداوندی خدا قسم می خورم اساسا همچنین چیزی وجود ندارد ویا اگر هم وجود داشته باشد اصلا ارزش ندارد چون اگر ارزش داشت مثل برندگان نوبل اسامی شان مثلا در سایت ویکیپدیا وجود داشت و یا مثل مدال کوپلی انگلیس اسامی شان در ویکیپدیا وجود داشت این را بگویم اسامی برندگان جایزه کاملا کم ارزش ومعمولی مدال گوتری انگلیس هم در سایتهای اینترنت وجود دارد اما هیچ خبری مربوط به مرد اول علمی جهان شدن حسابی وجود ندارد پس ای مطلب یا کاملا دروغ است یا در صورت واقعیت اعتبارش در حد صفر است یعنی این عنوان از سوی نهاد ارزشمند ومعتبری به حسابی داده نشده است وبعلاوه مرد های اول علمی جهان در سالهای 1989و1991 چه کسانی بوده اند من که نتوانستم پیدا کنم از منبع معتبری پس نتیجه می گیریم حقیقت فراتر از ان چیزی است که فکر می کنید و بعضی هاش در عالم خارج وجود دارند مثل دیراک وبعضی هاش تخیلی اند مثل حسابی بیایید درست بیندیشیم

 

:

بگذارید حقیقتی بزرگ را برایتان بگویم که متاسفانه تمام منابع خبری ایران وتمام رسانه های صوتی وتصویری ایران وتمام کتابهای درسی ایران در طی سالیانی دراز با تمام تلاش وهمت خود کوشیده اندکه به نحوی این حقیقت بزرگ را از بین ببرند حداقل در ذهن مخاطبان ایرانیشان ودقیقا عکس این حقیقت بزرگ رابا اغراق گویی وداستان سرایی به خرد اینگونه مخاطبان اجباریشان داده اندوبه این امید نشسته اند که تا قیامت انسان نابغه ای مثل من ظهور نکند تا پته اشان را روی اب بریزد اما خوشبختانه باید بگویم این رویایی توهمی بیش نیست برای خارج شدن از این مقدمه باید بگویم لطفا کتاب فیزیک رشته ریاضی فیزیک پیش دانشگاهی سال 1381هجری شمسی راملاحظه بکنید تابه بزرگترین دروغ تمام قرون واعصار پی ببریددر این کتاب در پشت جلدش نام این محمود حسابی را می بینید با کلی دروغ ومزخرف که درباره اش گفته انداولین دروغ این است حسابی به قران قسم هیچگاه شاگردشاگردشاگردشاگردشاگرداینشتین هم نبوده است چه برسد به خوداینشتین ودومین دروغ هم این است که گفته اند این حسابی با شرودینگر و فرمی و دیراک و بورن ونیلز بوهر تبادل نظر داشته اند دقت کنید گفته اند تبادل نظر داشته اند من می خواهم بدانم چطور افرادی مثل ماکس بورن و نیلز بوهر که هر دویشان یکی از بنیانگذاران اصلی مکانیک کوانتومی و از برندگان جایزه بزرگ نوبل فیزیک به دلیل کشفیات بزرگشان در معادلات اساسی فیزیک بوده اند و از قضا به دلیل شرایط سنی اشان جای پدر حسابی بوده اند با یک فیزیکدان فوق العاده معمولی در سطح کشورهایی چون فنلاند و رومانی وبلغارستان والجزایر به نام حسابی تبادل نظر داشته اند فردی مثل دیراک ریاضیدان و فیزیکدان نابغه انگلیسی و برنده جایزه نوبل فیزیک به همراه اروین شرودینگر وبسیاری جوایز معتبر علمی وغیرعلمی دیگر و دارنده عنوان پروفسوری ریاضیات دانشگاه کمبریج که روزگاری نیوتن عهده دار ان بود واستاد فیزیک دانشگاه فلوریدای امریکا وبرنده مدال پلانک بود و بنیان گذار مکانیک کوانتومی نسبیتی بودوبسیاری کشفیات بزرگ دیگر چه چیزی نمی دانسته که باید از حسابی گاگول می پرسیده است واقعا عجیب وخنده دار است وسومین دروغ مربوط به برتراند راسل می باشد که ایشان تقریبا به جای پدر بزرگ حسابی می باشد واز قضا باز هم برنده نوبل ایا از خود نمی پرسید برای چه اسامی برندگان جایزه نوبل رادر کنار حسابی اورده اندواما چهارمین دروغ این است که گفته اند حسابی از طرف جامعه علمی جهان به عنوان مرد اول علمی جهان در سال 1990 میلادی شناخته شده اند به خداوندی خدا قسم می خورم اساسا همچنین چیزی وجود ندارد ویا اگر هم وجود داشته باشد اصلا ارزش ندارد چون اگر ارزش داشت مثل برندگان نوبل اسامی شان مثلا در سایت ویکیپدیا وجود داشت و یا مثل مدال کوپلی انگلیس اسامی شان در ویکیپدیا وجود داشت این را بگویم اسامی برندگان جایزه کاملا کم ارزش ومعمولی مدال گوتری انگلیس هم در سایتهای اینترنت وجود دارد اما هیچ خبری مربوط به مرد اول علمی جهان شدن حسابی وجود ندارد پس ای مطلب یا کاملا دروغ است یا در صورت واقعیت اعتبارش در حد صفر است یعنی این عنوان از سوی نهاد ارزشمند ومعتبری به حسابی داده نشده است وبعلاوه مرد های اول علمی جهان در سالهای 1989و1991 چه کسانی بوده اند من که نتوانستم پیدا کنم از منبع معتبری پس نتیجه می گیریم حقیقت فراتر از ان چیزی است که فکر می کنید و بعضی هاش در عالم خارج وجود دارند مثل دیراک وبعضی هاش تخیلی اند مثل حسابی بیایید درست بیندیشیم

 

:

بگذارید حقیقتی بزرگ را برایتان بگویم که متاسفانه تمام منابع خبری ایران وتمام رسانه های صوتی وتصویری ایران وتمام کتابهای درسی ایران در طی سالیانی دراز با تمام تلاش وهمت خود کوشیده اندکه به نحوی این حقیقت بزرگ را از بین ببرند حداقل در ذهن مخاطبان ایرانیشان ودقیقا عکس این حقیقت بزرگ رابا اغراق گویی وداستان سرایی به خرد اینگونه مخاطبان اجباریشان داده اندوبه این امید نشسته اند که تا قیامت انسان نابغه ای مثل من ظهور نکند تا پته اشان را روی اب بریزد اما خوشبختانه باید بگویم این رویایی توهمی بیش نیست برای خارج شدن از این مقدمه باید بگویم لطفا کتاب فیزیک رشته ریاضی فیزیک پیش دانشگاهی سال 1381هجری شمسی راملاحظه بکنید تابه بزرگترین دروغ تمام قرون واعصار پی ببریددر این کتاب در پشت جلدش نام این محمود حسابی را می بینید با کلی دروغ ومزخرف که درباره اش گفته انداولین دروغ این است حسابی به قران قسم هیچگاه شاگردشاگردشاگردشاگردشاگرداینشتین هم نبوده است چه برسد به خوداینشتین ودومین دروغ هم این است که گفته اند این حسابی با شرودینگر و فرمی و دیراک و بورن ونیلز بوهر تبادل نظر داشته اند دقت کنید گفته اند تبادل نظر داشته اند من می خواهم بدانم چطور افرادی مثل ماکس بورن و نیلز بوهر که هر دویشان یکی از بنیانگذاران اصلی مکانیک کوانتومی و از برندگان جایزه بزرگ نوبل فیزیک به دلیل کشفیات بزرگشان در معادلات اساسی فیزیک بوده اند و از قضا به دلیل شرایط سنی اشان جای پدر حسابی بوده اند با یک فیزیکدان فوق العاده معمولی در سطح کشورهایی چون فنلاند و رومانی وبلغارستان والجزایر به نام حسابی تبادل نظر داشته اند فردی مثل دیراک ریاضیدان و فیزیکدان نابغه انگلیسی و برنده جایزه نوبل فیزیک به همراه اروین شرودینگر وبسیاری جوایز معتبر علمی وغیرعلمی دیگر و دارنده عنوان پروفسوری ریاضیات دانشگاه کمبریج که روزگاری نیوتن عهده دار ان بود واستاد فیزیک دانشگاه فلوریدای امریکا وبرنده مدال پلانک بود و بنیان گذار مکانیک کوانتومی نسبیتی بودوبسیاری کشفیات بزرگ دیگر چه چیزی نمی دانسته که باید از حسابی گاگول می پرسیده است واقعا عجیب وخنده دار است وسومین دروغ مربوط به برتراند راسل می باشد که ایشان تقریبا به جای پدر بزرگ حسابی می باشد واز قضا باز هم برنده نوبل ایا از خود نمی پرسید برای چه اسامی برندگان جایزه نوبل رادر کنار حسابی اورده اندواما چهارمین دروغ این است که گفته اند حسابی از طرف جامعه علمی جهان به عنوان مرد اول علمی جهان در سال 1990 میلادی شناخته شده اند به خداوندی خدا قسم می خورم اساسا همچنین چیزی وجود ندارد ویا اگر هم وجود داشته باشد اصلا ارزش ندارد چون اگر ارزش داشت مثل برندگان نوبل اسامی شان مثلا در سایت ویکیپدیا وجود داشت و یا مثل مدال کوپلی انگلیس اسامی شان در ویکیپدیا وجود داشت این را بگویم اسامی برندگان جایزه کاملا کم ارزش ومعمولی مدال گوتری انگلیس هم در سایتهای اینترنت وجود دارد اما هیچ خبری مربوط به مرد اول علمی جهان شدن حسابی وجود ندارد پس ای مطلب یا کاملا دروغ است یا در صورت واقعیت اعتبارش در حد صفر است یعنی این عنوان از سوی نهاد ارزشمند ومعتبری به حسابی داده نشده است وبعلاوه مرد های اول علمی جهان در سالهای 1989و1991 چه کسانی بوده اند من که نتوانستم پیدا کنم از منبع معتبری پس نتیجه می گیریم حقیقت فراتر از ان چیزی است که فکر می کنید و بعضی هاش در عالم خارج وجود دارند مثل دیراک وبعضی هاش تخیلی اند مثل حسابی بیایید درست بیندیشیم

 

:

تمامی 2 تا مطلب جداگانهبالا را من نوشتم و باز می خواهم این بار کوتاه تر اما بازهم مفید و با تیزهوشی خاصی مطالبی واقعی وحقیقی را به اطلاع خوانندگان برسانم ضمنا باید بگویم من به خاطر اینکه تحصیلات دانشگاهی در دانشگاههای در پیت ایران از صنعتی شریفش گرفته تا امیرکبیرش رامایه ننگ خود می دانستم وبه دلیل اینکه بهترین دانشگاههای ایران یعنی شریف وتهران وامیرکبیر درمیان هزارتا دانشگاه برتر دنیا قرار ندارندونخواهند داشت فقط در کنکور شرکت کردم و تمامی تستها را با بی خیالی سیاه کردم وبعدش دیگران را تماشا کردم ودر ته دل به حماقت وبدبختی شان می خندیدم اما با تمامی این حرفها باید بگویم اطلاعات من وشعور وهوش واگاهی و حقیقت بینی وتیزهوشی من از تمامی استادان دانشگاههای شریف وتهران وامیرکبیر که همگی حتی در مقابل دانشگاه درپیت اسلو اروپای شمالی هم در پیت اند اگر بیشتر نباشد کمتر هم نیست (با ارفاق)وباید بگویم که برای اینکه به درستی حرف من پی ببرید بروید در سایت ویکیپدیا و اگر کمی انگلیسی سرتان می شود به انگلیسی اسامی فیزیکدانان کشورهایی چون بریتانیا(عشق من)والمان و امریکا وفرانسه واتریش وسوئدوایتالیاوسوئیس را سرچ کنید وببینید که به اسامی ای چون سر ایزاک نیوتون(بزرگترین دانشمندتمام قرون واععصار وتکسوار عرصه علم)وجیمزکلرک ماکسول و مایکل فارادی ورابرت بویل وتوماس یانگ ورابرت هوک ولردکلوین وجان دالتون وجیمز زول وادموند هالی وسر هنری کاوندیش والکساندرگراهام بل وگالیلئوگالیله و گئورگ اهم والبرت اینشتین و هاینریش هرتز وماکس پلانک و ورنر هایزنبرگ و یوهانس کپلر و بلیز پاسکال و شارل کولن واندره ماری امپر و پیر لاپلاس و گیلوساک واگوستین فرنل و لودویگ بولتزمن و دوپلر و اروین شرودینگر و لئونارد اویلر و اندرس انگستروم و جوزف هانری و جان باردین و شریفر و برادفورد شاکلی و فایمن و ادوارد ویتن وغیره را می بینید که هر کدامشان به مراتب و به میزان فوق العاده بیشتری از گاگولهایی چون حسابی ابداعاتی بزرگ و معادلات بزرگ واساسی ای را در فیزیک پایه گذاری کرده اند و با دیدن این حقیقت ان فکر کپک زده تان و اغفال شده اتان روشن می شود و می فهمید که حسابی کجا و دانشمندان بسیار زیاد غربی کجا وبه خوبی می فهمید که نسبت حسابی به دیراک درست مثل نسبت قطره می ماند به اقیانوس و گاگولی مثل حسابی عددی نیست

 

:

در جواب کسی که اسمش اتوسا است باید بگویم که ایشان اولا چهار پنج تا نظر اخر را که من نوشتم را با دقت بخوانند و بعد در مورد این حسابی اظهار نظر بکنند تمامی افتخارات به نظر خودتان بزرگی که برای حسابی نوشته اید مربوط به ایران است و بس این یعنی اینکه من هم قبول دارم که محمود حسابی بزرگترین دانشمند قرن بیستم ایران بوده اند اما دقت کنید فقط ایران نه کشورهایی مثل انگلستان و امریکا و المان وغیره به عبارت دیگر این اقای حسابی دارای هیچ نظریه بزرگی و حتی معمولی ای در سطح جهانی نیستند ودر فیزیک قرن بیستم حتی یک ویرگول به نام حسابی نامگذاری نشده است در حالی بزرگانی مثل پل ادرین موریس دیراک که به دروغ در منابع صوتی وتصویری و نوشتاری ایران گفته اند که با حسابی تبادل نظر داشته اند چند تا از معادلات یا کشفیات فیزیک به نامش نامگذاری شده است و در ضمن اقای دیراک بنیانگذار مکانیک کوانتومی نسبیتی بوده اند و برنده جایزه نوبل فیزیک هم شده اند اما در مورد حسابی وضعیت کاملا متفاوت است. اگر کشور انگلستان بخواهد در منابع اطلاع رسانی خودش درباره افتخارات و کارهای بزرگ دیراک مطلب بنویسد ایا انها می نویسند که مثلا ایشان دانش اموزانی را درس داده اند یا اینکه می نویسند ایشان یک شبکه رادیویی را در لندن یا بریستول انگلیس تاسیس کرده اند یا اینکه از ان دست افتخاراتی که شما برای حسابی به ترتیب نوشته اید می نویسند مطمئن باشید این گونه نمی نویسند و برای دانشمند بزرگی در حد واندازه های دیراک این گونه مطالب کوچک اصلا افتخاری محسوب نمی شود چونکه این گونه افتخارات بین المللی و جهانی نیستند و سودی به حال کشورهای دیگر ندارد و فقط به درد کشور مادری خود دانشمند می خورد بنابراین باید بگویم در مورد پل دیراک مثلا اینگونه می نویسند 1- برنده جایزه نوبل فیزیک به همراه اروین شرودینگر 2- برنده قدیمی ترین و یکی از با ارزش ترین مدالهای بین المللی انگلستان به نام مدال کوپلی 3- یکی از معدود بنیانگذاران مکانیک کوانتومی 4- بنیانگذار مکانیک کوانتومی نسبیتی 5- ارائه دهننده یکی از بزرگترین معادلات در تاریخ فیزیک به نام معادله دیراک 6- ارائه دهننده تابع دلتای دیراک و براکت دیراک 7- برنده مدال ماکس پلانک 8- برنده مدال رویال انگلستان 9- معرفی مدل اتمی جدید به همراه اروین شرودینگر 10- دارنده مقام پروفسوری لوکاسیون ریاضیات دانشگاه کمبریج که روزگاری سر ایزاک نیوتن(بزرگترین دانشمند تمام قرون واعصار)و چارلز بابیج(مخترع اولین کامپیوتر برنامه پذیر جهان و به همراه الن ترینگ ملقب به پدر علم کامپیوتر) این مقام بزرگ را عهده دار بوده اند 11- اولین فیزیکدانی که موجودیت پوزیترون را پیشگویی کرد و به ماهیت پاد ماده پی برد و بسیاری از کشفیات و افتخارت بزرگ دیگر که نیازی به نوشتن زیادی نیست و تا همین حد هم برای رساندن مفهوم مطالب نوشتاری ام کفایت می کند پس این را بدانید که فردی مثل حسابی فقط وفقط در سطح ایران دانشمند بزرگی بوده است و در سطح جهانی در هیچ زمینه ای از فیزیک اثری کوچک هم از ایشان نیست و نظریه بی نهایت بودن ذرات ایشان هم فکر نکنید که برای نخستین بار توسط حسابی مطرح شده است بلکه دویست سیصد سال قبل از ایشان شاید هم زمانی قبل از ان هم دانشمندان کوچک وبزرگی در مورد بی نهایت بودن ذرات اظهار نظر کرده اند ومطالبی را نوشته اند اما هیچ کدام از این نظرات هنوز اثبات نشده اند و اگر هم محمود حسابی فیزیکدان بزرگی بود می توانست این نظریه بی نهایت بودن ذرات را که همه گفته اند را اثبات کند در غیر اینصورت که بدون اثبات کردن نظریه ای در فیزیک همه ما انسانها می توانیم نظریه پرداز باشیم اما در اثبات عاجز باشیم این را بدانیم اینشتین و دیراک و بورن و شرودینگر و هایزنبرگ و پلانک و رادر فورد و فرمی و جوزف جان تامسون و سر جیمز چادویک علاوه بر اینکه در فیزیک نظریه پردازی می کردند بلکه بسیاری از نظریاتشان را به روش ریاضی ثابت می کردند و این است فرق بین یک فیزیکدان کاملا معمولی با یک فیزیکدان بزرگ پس بیایید بدون تعصب فکری کورکورانه و وطن پرستی افراطی و ملیت پرستی و خود پرستی وخودخواهی بیش از حد و اغراق گویی و دروغ گویی برای رسیدن به منافع شخصی و فرو نشاندن عقده های درون و بدون گفتن مطالب تخیلی و توهمی درست بیندیشیم و دچار وهم و خیال این چنینی نشویم که مثلا حسابی با دیراک و شرودینگر به یک اندازه بزرگ بوده اند و حتی از شرودینگر و اینشتین هم بزرگتر بوده اند بلکه باید درستش را بگوییم و بگوییم که حسابی در سطح بعضی از استادان معمولی دانشگاههای مثلا کشوری مثل بلغارستان بوده اند

 

يه شريفي :

سلام آقا دستت درد نكنه بالاخره من يه مطلبي كه الان چند ساله تو دلم مونده بود رو يه جا خوندم داستانهاي ساختگي چرندي كه هميشه به ديده طنز بهشون نگاه كردم و از همه بدتر اين كه در طول ساليان دراز دقيقا مثل اون جريان قورباغه پخته باور ذهني شما رو تغيير ميدن و ديگه اصلا نميتوني بگي بابا من ميفهمم اينقدر دروغ نگيد.

 

:

بدون هیچ مقدمه ای شروع می کنم. تمامی کسانی که در این وبلاگ به دفاع از این محمود حسابی و پسر شارلاتانش پرداخته اند یا واقعا نمی دانند یا اینکه می دانند و نشان می دهند که نمی دانند و یا اینکه مجبورند ندانند و بخواهند در توهمات و تخیلات و دل خوشی های کوچک خود خوش باشند با چه زبانی بگویم بروید کمی وقت بگذارید ودر اوضاع واحوال کشورهایی چون بریتانیا و امریکا و فرانسه و المان و کشورهایی مانند اینها تحقیق کنید و این کشورها را از نظر علم و دانش و داشتن چه تعداد دانشمندان طراز اول مطالعه کنید تا بفهمید این کشورها بنیانگذاران اصلی تمدن مدرنی هستند که در حال حاضر به راحتی در ان زندگی می کنید و از تمامی اختراعات و کشفیات بزرگ دانشمنمدان انگلیسی و فرانسوی و المانی استفاده می کنید بون اینکه بدانید این همه مواهب از کجا امده است و چه کسانی برای ایجادشان از چاک کونشان عرق ریخته است و چشم هایشان کور شده است و به راحتی از گاگولهایی چون حسابی برای اعتراف نکردن به برتری غرب دفاع کرده اید و حقیقت را نا دیده گرفته اید بیایید دینمان را به دانشمندانی مثل نیوتن/فارادی/ماکسول/گالیله/کوپرنیک/اینشتین ودیگرانی این چنین ادا کنیم

 

:

با سلام خدمت تمامي کساني که نظر دادن و دکتر حسابي رو به عبارتي يک دانش آموز در حد 5 دبستان دونستند. البته اين مشکل در ايرانيان از زماني بوجود امد که عربها به ايران حمله کردند و نژاد ايراني رو با نژاد پست عربي قاطي کردند. حالا چرا اينو مي گم چون غيرت از ميون ايرانيا رخت بر بسته. هر دانشمند ايراني رو بايد خراب کنيم و کوچکترين دانشمندانه دنيا که خودشون اقرار کردند که علم رو از دانشمندان ايراني همچون کاشاني و ابوعلي سينا و بيروني و صدها دانشمند ايراني بدست آوردن بکنيمشون علامه دهر و کم مونده که در برابرشون سجده هم بکنيم.تا چه زماني ما مي تونيم خاک بريزيم رويه نوابغمون و اونا رو دفن کنيم. اصلا چرا در ماه يک تيکه زمين به اسم دکتر حسابي مي کنن؟؟؟ براي شما که از همه مخ تر هستين در دستشويي هاي اروپا و آمريکا هم اندازه ي يک کف زمين به اسمت مي کنن. اميدورام ناراحت نشي ولي من به ايراني بودنم به دانشمندانم و به دکتر حسابي افتخار مي کنم و کوچک ترين حرفي رو در قبال نفع اون قبول نمي کنيم.
در آخر هم سخن زيباي انيشتن رو مي گم که گفت:در رساله­ی پایانی عمر خود با عنوان : دی ارکلرونگ"، یعنی : بیانیه" ، که در سال 1954 ( =1333ش ) آن را در آمریکا و به آلمانی نوشته است اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح می­دهد و آن را کامل­ترین و معقول­ترین دین می­داند. این رساله در حقیقت همان نامه نگاری محرمانه­ی اینشتین با آیت­الله العظمی بروجردی (فوت 1340 ش = 1961 م) است که توسط مترجمین برگزیده­ی شاه ایران و به صورت محرمانه صورت پذیرفته است. رو مد نظرتون قرار مي دم که :انیشتین در این کتاب همواره از آیت­الله بروجردی با احترام و بارها به لفظ "بروجردی بزرگ" یاد کرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ "حسابی عزیز"...
حال اگر دوست دارين بگين همه اينا دروغه ولي اگر بگن ادولف هيتلر يک آدم بسيار دانشمند بوده همتون به به و چه چهتون شروع ميشه.
ننگ بر ايراني بي غيرت

 

يک ايراني :

با سلام خدمت تمامي کساني که نظر دادن و دکتر حسابي رو به عبارتي يک دانش آموز در حد 5 دبستان دونستند. البته اين مشکل در ايرانيان از زماني بوجود امد که عربها به ايران حمله کردند و نژاد ايراني رو با نژاد پست عربي قاطي کردند. حالا چرا اينو مي گم چون غيرت از ميون ايرانيا رخت بر بسته. هر دانشمند ايراني رو بايد خراب کنيم و کوچکترين دانشمندانه دنيا که خودشون اقرار کردند که علم رو از دانشمندان ايراني همچون کاشاني و ابوعلي سينا و بيروني و صدها دانشمند ايراني بدست آوردن بکنيمشون علامه دهر و کم مونده که در برابرشون سجده هم بکنيم.تا چه زماني ما مي تونيم خاک بريزيم رويه نوابغمون و اونا رو دفن کنيم. اصلا چرا در ماه يک تيکه زمين به اسم دکتر حسابي مي کنن؟؟؟ براي شما که از همه مخ تر هستين در دستشويي هاي اروپا و آمريکا هم اندازه ي يک کف زمين به اسمت مي کنن. اميدورام ناراحت نشي ولي من به ايراني بودنم به دانشمندانم و به دکتر حسابي افتخار مي کنم و کوچک ترين حرفي رو در قبال نفع اون قبول نمي کنيم.
در آخر هم سخن زيباي انيشتن رو مي گم که گفت:در رساله­ی پایانی عمر خود با عنوان : دی ارکلرونگ"، یعنی : بیانیه" ، که در سال 1954 ( =1333ش ) آن را در آمریکا و به آلمانی نوشته است اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح می­دهد و آن را کامل­ترین و معقول­ترین دین می­داند. این رساله در حقیقت همان نامه نگاری محرمانه­ی اینشتین با آیت­الله العظمی بروجردی (فوت 1340 ش = 1961 م) است که توسط مترجمین برگزیده­ی شاه ایران و به صورت محرمانه صورت پذیرفته است. رو مد نظرتون قرار مي دم که :انیشتین در این کتاب همواره از آیت­الله بروجردی با احترام و بارها به لفظ "بروجردی بزرگ" یاد کرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ "حسابی عزیز"...
حال اگر دوست دارين بگين همه اينا دروغه ولي اگر بگن ادولف هيتلر يک آدم بسيار دانشمند بوده همتون به به و چه چهتون شروع ميشه.
ننگ بر ايراني بي غيرت

 

مهدی قربانی :

سلام دوستان.ممنون از این همه لطف.به هر حال دوستان اگه قبول کنیم که همه چیز از ما شروع شده باید ان رو قبول کنیم که چیزی نیستسیم.من 18/9/88 ارائه دارم موضوع منم اقای حسابی هستند.حرف ها و نقد هاتون خیلی کمکم می کنه.دعام کنبد.مطمئن باشید که همینطوری نمی رم جلو بعضی چیزایی که درآوردن!! رو بگم به تحقیق می رم.دعام کنید.

 

hearing aids :

Great blog, how about links exchanging? Please contact me asap, Thanks.

 

:

من واقعا برای تو متاسفم.واقغا فکر میکنی با این چرندیات میتونی چهره استاد حسابی رو مخدوش کنی یکی از بزرگترین دانشمندان ایران زمین رو. من به همه عزیزان پیشنهاد میکنم کتاب استاد عشق رو مطالعه کنند.در پایان امیدوارم نویسنده در پیشگاه خدا -استاد و ملت ایران شرمسار شود. ان شا الله

 

بابک :

لطفاً این صفحه را لایک کنید:
--------------------------
http://www.facebook.com/MHessaby?sk=info
=========================
دکتر محمود حسابی یکی از مفاخر ایران هستند که جایگاهشان به دلیل خالی‌بندیهای پسر ایشان ایرج حسابی در خطر قرار گرفته است.
--------------------------
دکتر محمود حسابی یکی از مفاخر ایران هستند که جایگاهشان به دلیل خالی‌بندیهای پسر ایشان ایرج حسابی در خطر قرار گرفته است.

دکتر حسابی از کسانی بودند که ایران راه‌اندازی دانشگاه تهران، فرهنگستان زبان فارسی و خدمات مهم دیگر را مدیون به وی است.

اما ایشان استاد دانشگاه پرینستون نبودند. مرد علمی سال دنیا نبودند. دوست صمیمی انیشتین نبودند. ده تا دیوان شعر را حفظ نبودند و ... و خلاصه هزار تا خالی‌بندی دیگر نبودند.

ایشان اصولاً در فیزیک جهان جایگاه خیلی بالایی نداشتند و تنها برای یکی دو جلسه در پرینستون به دیدن انیشتین به عنوان دانشجو رفتند.

شاید و به احتمال بالا دکتر حسابی میتوانست واقعاً استاد دانشگاه پرینستون و همکار انیشتین شود و چهره علمی معتبرتری در سطح فیزیک دنیا باشند اما ایشان ترجیح دادند یا ناچار شدند به ایران برگردند و به ایران خدمت کنند. همه فارغ التحصیلان دانشگاه تهران به نوعی مدیون ایشان هستند و خدمات ایشان به علم ایران بسیار بالاتر از آن است که اگر استادی در خارج کشور بودند.

ما اینجا از آقای مهندس حسابی پسر دکتر حسابی میخواهیم که از نشر بزرگنماییهای بیمورد در خصوص پدرشان دست بردارند و نسبت به باز پس گرفتن اکاذیبی که برای فروش بیشتر کتابشان، سخنرانیهای بیشتر و جذابتر و یا جلب توجه کرده اند اقدام کنند. ایشان تنها پسر دکتر حسابی هستند و حق ندارند که آبروی یکی از مفاخر علمی کشور را چنین در معرض خطر قرار دهند که عده ای دیگر حتی حقیقت را هم در خصوص ایشان باور نکنند.

در هیچکدام از نوشته‌های مستند و مصاحبههایی ضبط شده‌ای که از محمود حسابی باقی مانده است چنین ادعاهای عجیبی از قول ایشان ذکر نشده است. حتی خودشان هم خیلی سریع از روی بحث جایزه مرد علمی سال جهان رد میشدند چون گویا از اینکه چنین ادعای کذبی به نام ایشان نوشته شود رضایت نداشتند.

----------------------
کلیدها: محمود ایرج حسابی حسابي
Iraj Mahmood, Mahmud, Hesabi, Hesaabi, Hessaby, Hesaby

 

بابک :

لطفاً این صفحه را لایک کنید:
--------------------------
http://www.facebook.com/MHessaby?sk=info
=========================
دکتر محمود حسابی یکی از مفاخر ایران هستند که جایگاهشان به دلیل خالی‌بندیهای پسر ایشان ایرج حسابی در خطر قرار گرفته است.
--------------------------
دکتر محمود حسابی یکی از مفاخر ایران هستند که جایگاهشان به دلیل خالی‌بندیهای پسر ایشان ایرج حسابی در خطر قرار گرفته است.

دکتر حسابی از کسانی بودند که ایران راه‌اندازی دانشگاه تهران، فرهنگستان زبان فارسی و خدمات مهم دیگر را مدیون به وی است.

اما ایشان استاد دانشگاه پرینستون نبودند. مرد علمی سال دنیا نبودند. دوست صمیمی انیشتین نبودند. ده تا دیوان شعر را حفظ نبودند و ... و خلاصه هزار تا خالی‌بندی دیگر نبودند.

ایشان اصولاً در فیزیک جهان جایگاه خیلی بالایی نداشتند و تنها برای یکی دو جلسه در پرینستون به دیدن انیشتین به عنوان دانشجو رفتند.

شاید و به احتمال بالا دکتر حسابی میتوانست واقعاً استاد دانشگاه پرینستون و همکار انیشتین شود و چهره علمی معتبرتری در سطح فیزیک دنیا باشند اما ایشان ترجیح دادند یا ناچار شدند به ایران برگردند و به ایران خدمت کنند. همه فارغ التحصیلان دانشگاه تهران به نوعی مدیون ایشان هستند و خدمات ایشان به علم ایران بسیار بالاتر از آن است که اگر استادی در خارج کشور بودند.

ما اینجا از آقای مهندس حسابی پسر دکتر حسابی میخواهیم که از نشر بزرگنماییهای بیمورد در خصوص پدرشان دست بردارند و نسبت به باز پس گرفتن اکاذیبی که برای فروش بیشتر کتابشان، سخنرانیهای بیشتر و جذابتر و یا جلب توجه کرده اند اقدام کنند. ایشان تنها پسر دکتر حسابی هستند و حق ندارند که آبروی یکی از مفاخر علمی کشور را چنین در معرض خطر قرار دهند که عده ای دیگر حتی حقیقت را هم در خصوص ایشان باور نکنند.

در هیچکدام از نوشته‌های مستند و مصاحبههایی ضبط شده‌ای که از محمود حسابی باقی مانده است چنین ادعاهای عجیبی از قول ایشان ذکر نشده است. حتی خودشان هم خیلی سریع از روی بحث جایزه مرد علمی سال جهان رد میشدند چون گویا از اینکه چنین ادعای کذبی به نام ایشان نوشته شود رضایت نداشتند.

----------------------
کلیدها: محمود ایرج حسابی حسابي
Iraj Mahmood, Mahmud, Hesabi, Hesaabi, Hessaby, Hesaby

 

essay writing service :

My only purpose at this website is to see people who are employed by the best essay writing service. I am very tired of writing custom papers permanently!

 

essay writing service :

This is problematical to create the smashing custom written essay. But the essay writing services would do it really easily and quickly.

 

Sample Research Paper :

How many college students use Writing research paper services? I guess that busy college students can do it.

 

buy an essay :

this topic is very good topic and I know that the students have to buy essays or essay writing to know more only about that from writing service.

 

   ارسال نظر:

لطفن کدهای زیر را وارد کنید

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007