« افسانه حسابی | صفحه اول | ... »

23 فروردین 88

باغ ارغوان

داریوش عمر طولانی و پرطرب برایت آرزو می‌کنم با این نواهای قدیمی دور از دست‌رس که برای‌مان فراهم می‌کنی و خاطره شب‌ها و روزهای از دست رفته و تکرار نشدنی را زنده می‌کنی. اگر اهل طرب هستید این آهنگ باغ ارغوان سراج را از دست ندهید. بقیه آهنگ‌ها هم در وبلاگ ملکوت.

چه می‌شد اگر حسام‌الدین سراج به جای همه کارهای نه چندان سرخوشی‌انگیز سال‌های اخیر یک آلبوم دیگر از جنس نینوای یک و همین باغ ارغوان بیرون می‌داد.

حیف که همه ‌دل‌خوشی‌‌ام باید به ته‌مانده‌ شاه‌کارهای آن روزهای شعر و شور و حماسه (به قول فرامز عزیز که آرزوی سلامتی‌اش را در این روزهای بیماری داریم) باشد. خیلی سعی می‌کنم که این قدر نگاهم به گذشته نباشد و از آینده لذت ببرم. چه کنم که در این آینده خاکستری هیچ خبری از جنس آن سال‌های اخلاص نیست ...

ولش کنید. از آهنگ غم‌گین شوید و لذت ببرید.



   نظرات

zeitgeist :

در وبلاگستان فارسی‌ هیچ مطلبی از زیتگاست ندیدم
zeitgeist
www.zeitgeist.com

 

zeitgeist :

در وبلاگستان فارسی‌ هیچ مطلبی از فیلم زیتگاست ندیدم
zeitgeist
www.zeitgeistmovie.com

 

:

اي كه مي پرسي نشان عشق چيست ؛ عشق چيزي جز ظهور مهر نيست

عشق يعني مهر بي چون و چرا ؛ عشق يعني كوشش بي ادعا

عشق يعني مهر بي اما و اگر ؛ عشق يعني رفتن با پاي سر

عشق يعني دل تپيدن بهر دوست ؛ عشق يعني جان من قربان اوست

عشق يعني خواندن از چشمان او ؛ حرفهاي دل بدون گفتگو

انتظار.....

 

:

سلام حامد جان
کمتر از یکسال است که با تو و وبلاگت آشنا شده ام و هر بار وارد وبلاگت شدم لذت بردم.
راستش اصلا اهل کامنت گذاشتن نیستم اما این بار که از نینوای سراج و باغ ارغوانش صحبت کردی نتوانستم چیزی ننویسم. راستش فکر نمی کردم انسان مدرنی چون حامد قدوسی اهل باغ ارغوان باشد.
باغ ارغوان و آثار گذشته سراج مانند شمس الضحی دارای حال و هوایی است که فکر نکنم سراج حتی اگر بخواهد هم باز بتواند آن حال و هوا را تکرار کند.
این حال و هوا بر می گردد به فضای صداقت و پاکی که در یک برهه کوتاه در این مملکت جریان داشت و دیگر اثری از آن نیست. کاش می شد باز در چنین فضاهایی نفس کشید.
کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش
کی روی ره ز که پرسی چه کنی، چون باشی

 

حق پرست :

انسان است و تضادهایش. چه می توان کرد.

 

داریوش یزدی :

سلام دوست عزیز راستش را بخواهی نمی خواهم در باره‌ی مطالب این صفحه‌ات چیزی بنویسم. 3 سال پیش مطلبی نوشته بودی تحت عنوان کافی‌شاپ روشن‌فکران و من امروز به‌طور اتفاقی آن را دیدم. راستش را بخواهی حرفت مرا به یاد عوامی انداخت که چون نمی‌توانند خودشان را به سطح خواص برسانند آن‌ها را مسخره می‌کنند. من هم به اندازه‌ی تو از ادا و اصول‌هایی که در آن جاها در می‌آورند بدم می‌آید اما نام آن مکان را مکانی روشن‌فکرانه نمی‌گذارم. روشن‌فکر هم مثل هر چیز دیگر تعریف خاص خود را دارد که آن مکان‌ها و آدام‌های‌اش هیچ ارتباطی به تعریف روشن‌فکری ندارد. نام واقعی آن مکان‌ها کافه‌‌های خرده‌بورژواها است نه روشن‌فکران و فکر می‌کنم هرکسی که کم‌ترین اطلاعی درباره‌ی روشن‌فکری و بورژوازی داشته باشد از تضاد این‌دو هم با خبر است. دوست عزیز با کمال احترام باید بگویم هرچند ظاهراً وبلاگ‌ات با وبلاگ‌های عامیانه متفاوت است اما شما هم هم‌چون فردی عامی دو مفهوم متناقض را با یک‌دیگر خلط کرده و یکی را جای دیگری به‌کار برده‌اید. کتاب در دفاع از روشن‌فکران نوشته‌ی سارتر و ترجمه‌ی رضا سید حسینی راهی است برای آشنایی بیش‌تر با روشن‌فکری.

 

بهار :

با آقای داریوش یزدی کاملن موافقم."عوام چون نمی توانند خودشان را به خواص برسانند آن ها را مسخره می کنند."

 

negin :

اقای قدوسی الان دوساله که شما در قسمت درباره ی خودم((سی سال دارید وموقتا در وین هستی))!!!حالاهمسرتان مریم که مسلما نباید عوض بشه.ولی بقیشو به روز کن لطفا

 

علی :

سلام
احتمالا تا حال به این فکر کردی که موسیقی کلاسیک ایرانی بیشتر محزون و خلسه آور است ولی موسیقی کلاسیک اروپایی تحریک کننده و اکتیو است. احساس اولیه من آن است که این موسیقی خلسه آور شرقی بخشی از علت یا معلول اوضاع آشفته اجتماعی فرهنگی است.

 

مجنون :

سلام چرا غم؟ چرا غصه؟
افسوس گذشته و ترس از آینده یعنی خراب کردن حال. عزیز دم غنیمت دان که عالم یک دمست
سری به این تازه وارد بزنید خوشحال میشم. مرسی

 

مجنون :

سلام چرا غم؟ چرا غصه؟
افسوس گذشته و ترس از آینده یعنی خراب کردن حال. عزیز دم غنیمت دان که عالم یک دمست
سری به این تازه وارد بزنید خوشحال میشم. مرسی

 

اسماعیل :

سلام آقای قدوسی....من حدود یک سال و نیمه که به وب لاگ شما سر میزنم...و مطالب اقتصادی تون رو میخونم..
اگه وقت کردید به وبلاگ منم سر بزنید...نوشته های یک دانشجوی اقتصاد که از موسیقی هم دور نیست.
من شما رو با اجازتون لینک کردم.

 

اسماعیل :

سلام آقای قدوسی....من حدود یک سال و نیمه که به وب لاگ شما سر میزنم...و مطالب اقتصادی تون رو میخونم..
اگه وقت کردید به وبلاگ منم سر بزنید...نوشته های یک دانشجوی اقتصاد که از موسیقی هم دور نیست.
من شما رو با اجازتون لینک کردم.

 
 

حسین علاقه مندان :

سلام آقا حامد،
نینوا که گفتی تکرار شدنی نیست، چون نیلوفرانه هم نیست و چون سپیده محمد رضا، زمانه چیزهای دیگر می خواند و همین است که حسام الدین ما کمی خارج می خواند.
ولی خودش چه انسان شریفی است؛ خوش برخورد و گرم.
دستمریزاد، مرا بردی به شبهای سخت و طولانی معماری که فقط با صدای سراج گرم می شد. (خیلی احساسی شد!!)

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007