Turn Off
فکر کنم همه اشتباهات کوچک میکنیم و من شخصن معتقدم که نباید در مورد خیلی از خطاها سخت گرفت (شاید چون خودم از نوع خطا زیاد مرتکب میشوم). از طرف دیگر برخی اختلاف نظرها (مثلن با دوستان چپ درست و حسابی) ممکن است حتی منجر به دعوا و کتککاری بینمان شود ولی ذرهای از احترام من نسبت به فرد مقابل کم نمیکند. این وسط یک چیزهایی هست که من را عمیقن تحت تاثیر قرار میدهد و وقتی از کسی ببینم دیگر به هیچ وجه نمیتوانم رابطهام را - حداقل به صورت عمیق و واقعی - با او ادامه بدهم. وقتی به شبکه دوستان مورد علاقهام که کم هم نیستند نگاه میکنم میبینم که در کمتر موردی چنین چیزهایی ازشان دیدهام. نمونههایی از رفتارهای غیراخلاقی که بدجوری حالم را میگیرد:
- تقلب در مصاحبه تلفنی پذیرش دانشگاه از طریق جا زدن کسی دیگر
- خرید بیمه بعد از دزیده شدن چیزی و پس گرفتن پول آن از بیمه
- هر قسمی از نژادپرستی خصوصن از نوع ضد عرب و ضد افغانی
- نخریدن بلبط ماهیانه مترو با این محاسبه که هزینه انتظاری پرداخت جریمه کمتر از قیمت بلیط است
- پس ندادن تعمدی جنسی که به اشتباه پولش دریافت نشده است
- پورسانت گرفتن و دادن
- نسبت به مسایل اساسی جهانی و مشکلات اساسی صریحن رویکرد I Don't Care داشتن (بیشتر در مورد خارجیها)
- معتقد بودن به اینکه "برای زن بهتر است که ... "
- گفتن جملاتی از این دست که "ما ... بودیم این اعراب به ما حمله کردند و ... شد"
- ادعاهای فراوان چپی داشتن ولی با پول مفت نهادهای غربی زندگی راحت داشتن و خوش گذراندن
- گرفتن پناهندگی سیاسی در اروپا با مدارک و داستانهای دروغین
زندگی در جامعهای که پر است از این نوع ویژگیها دیگر برایم به اندازه قبل آسان نیست. بعضیها به من اعتراض میکنند و میگویند که از جامعهای که مردمش گرفتار مشکلات فراوان مادی هستند انتظار رعایت این نوع اخلاقیات (از دید برخی بورژوازی) غیرواقعبینانه است. یک جایی از کتاب "رویای پدر من" اوباما هست که مادرش از دست پدر دوم اندونزیاییاش به خاطر تقلبهایی از این دست شاکی است. اعتراض که میکند میشنود که توی آمریکایی نازپروده چه میفهمی که من اندونزیایی فقیر با چه مصیبتی زندگی کردهام. مادرش در مقابل به باراک نوجوان یادآور میشود که پدر واقعیاش با اینکه از سرزمینی فقیرتر (کنیا) آمده بود ولی هیچ وقت اصولش را زیرپا نگذاشت. دوست دارم لیستهای شماها را هم ببینم.

نظرات
:
آدم هایی که رویکرد متعصبانه ضد مذهبی دارند! برای من آدم مذهبی متعصب قابل درکه اما کفر متعصبانه و همراه با خشونت نیست!
Anonymous - May 12, 2009 09:59 PM
Antileftist :
آقا منظورت از چپ درست حسابی چیه؟
آدم درست حسابی که چپ نمیشه
Antileftist - May 12, 2009 10:47 PM
مجید جعفرزاده کسیانی(بی نام)l :
سلام هم وطن و هم قلم گرامی! خوشحال میشم اگه سری به بوفالوها در تابوت عشق زده و نظری بفرمایید! شاد سالم و سرفراز باشید!
مجید جعفرزاده کسیانی(بی نام)l - May 12, 2009 11:03 PM
:
با بیشترشون موافقام غیر از..
- پس ندادن تعمدی جنس..
بستگی داره از کجا خریده شده باشه
- معتقد بودن به اینکه زن..
بابا گلی به گوشهی جمالت! البته این حرف رو باید جلوی خانومها زد ولی در باطن نباید بهش باور داشت.
- با پول مفت نهادها زندگی کردن..
با سیاست و چپ و راستش کاری ندارم، ولی اگه مفته حالتو ببر. دردت چیه؟
خوبه دانلود غیر قانونی فیلم از اینترنت رو نیاوردی والا شدیدا باهات دشمن میشدم.
Anonymous - May 12, 2009 11:45 PM
:
در مورد این بابای اوباما من با بابای اندونزیایاش موافقام. به نظرم وقتی که به تبادلات بین شخص و جامعه نگاه کنیم، هر کسی کاری رو انجام میده که جامعه به اون نشون داده. البته ادارک آدم هم مهمه ولی اون یک خصوصیت شخصییه و نباید به کسی تحمیل بشه. اگه تو خوبی به این دلیله که جامعه تو رو به شکلی خوبی بار آورده و یا تو هم نسبت به تجربههای زندگی ادراک مثبت داشتی. اگه یارو بچه تو فقر و کمبود بزرگ میشه و یاد میگیره با جامعه دشمن باشه تو حق نداری چیزی رو بهش تحمیل کنی. اتفاقا اون هر حقی رو داره که هر بلایی میخواد سر جامعه بیاره. بالاخره مگه جامعه بهش چی داده که اون بخواد بهش برگردونه؟
Anonymous - May 13, 2009 12:01 AM
روزبه دانشور :
۱) کپی وقیحانهی انواع فیلم و نرمافزار
۲) بعدش آوردن توجیههایی بدتر از خود عمل زشت کپی
روزبه دانشور - May 13, 2009 12:21 AM
:
لیبرال های که تعصب شدیدی به فرهنگ غربی دارند و باور دارند که با تفکر و اندیشه به این نتیجه رسیدن که بهتر است و هیچ گونه نقدی را بر نمی تابند،
افرادی که فکر می کنند کاپی رایت وحی منزل است و تاریخچه پدید آمدن و گسترده شدن آن را نمی دانند،
کسانی که ادعای روشنفکری دارند، ولی هیچ کاری جز طبعیت از سنت حاکم در غرب نمی کنند،
...
Anonymous - May 13, 2009 01:01 AM
:
لیبرال های که تعصب شدیدی به فرهنگ غربی دارند و باور دارند که با تفکر و اندیشه به این نتیجه رسیدن که بهتر است و هیچ گونه نقدی را بر نمی تابند،
افرادی که فکر می کنند کاپی رایت وحی منزل است و تاریخچه پدید آمدن و گسترده شدن آن را نمی دانند،
کسانی که ادعای روشنفکری دارند، ولی هیچ کاری جز تبعیت از سنت حاکم در غرب نمی کنند،
...
Anonymous - May 13, 2009 01:01 AM
:
تظاهر. افرادی که با تو در محکوم کردن این رفتارهای غیراخلاقی همصدا هستند (ظاهر را حفظ میکنند) ولی در عمل با تفسیر دلخواهی که از ماجرا میکنند، توجیه میتراشند و خودشان را از قاعده مستثنی میکنند. اگر بلیط ماهیانهی مترو در جیبمان نیست، «نباید» هم حرفی در نکوهش نخریدن بلیط بزنیم.
Anonymous - May 13, 2009 01:51 AM
کاوه :
نسخه آمریکایی من:
1) اشتباه پرکردن فرم های مالیات برای پرداخت کمتر (و توجیه های زشت تر از خود عمل)
2) استفاده از اینترنت وایرلس همسایه
3) دستکاری جعبه تقسیم کابل تلوزیون برای دریافت کانال های بیشتر بدون پرداخت پول ماهیانه
4) خرج کردن بیش از حد از کارت های اعتباری و پرداخت نکردن آنها پیش از ترک همیشگی آمریکا
5) خریدن لباس از فروشگاه ها و پس دادن آنها بعد از استفاده در مهمانی مورد نظر
کاوه - May 13, 2009 02:42 AM
پیمان :
۱) خانواده هایی که هم پدر و هم مادر ایرانی هستند ام بچه ها نمی توانند فارسی/زبان قومی صحبت کنند.
۲) ایرانیان خارج نشینی که نسبت به داخلیها دیدِ از بالا دارند.
۳) ماشین آخرین مدل خریدن با کردیت کارت برای خودنمائی در حالی که شغل ثابت هم ندارند.
۴)آیرانیهائی که با آمدن به خارج سریع اسم خود را عوض می کنند و مسیحی می شوند.
۵)پناهندگی سیاسی گرفتن الکی، الکی موقعیت درون ایران را وحشتناک نشان دادان برای مظلوم نمائی
پیمان - May 13, 2009 05:52 AM
علي نعمتي شهاب :
من ميخواهم به چيزهايي اشاره كنم كه رعايتشان جزو اصول اوليه اخلاقي است ولي ...
1. دروغ، دروغ و دروغ: وقتي كسي توي رويم ميايستد و دروغي ميگويد كه خودم و خودش ميدانيم، متحير ميمانم.
2. اعتماد به نفس زياد از حد: من واقعا ماندهام اين اعتماد به نفس ايرانيها چرا اينقدر زياد است؟ چرا ما تلاش ميكنيم و به خود حق ميدهيم در هر موضوع مربوط و غيرمربوطي كه تخصصاش را هم نداريم دخالت كنيم و اظهارنظر كنيم؟ من البته فكتي ندارم كه آيا آدمهاي ديگر كشورها هم اينطور هستند يا نه، ولي واقعا اين موضوع در ايران همه جا ـ از محل كار تا دانشگاه ـ آزاردهنده است.
3. حسادت: كافي است كسي از ما بالاتر باشد تا سعي كنيم نابودش كنيم. فضاي كاري در ايران بسيار آلوده است. من در ميمانم وقتي كسي در پايينترين سطوح دانش و حتي تجربه، به خودش حق ميدهد آدمي را كه سالها از او جلوتر است زير سؤال ببرد.
4- باور به اينكه عامل ايجاد مشكلات ما ديگران هستند و ما بايد از آنها انتقام بگيريم: نشد، نگذاشتند، نميگذارند و ... برايتان آشنا نيست؟
5- باور به اينكه هر كاري ديگران براي من ميكنند وظيفهشان است و هر كاري من ميكنم لطف است!
6- معتقد بودن به اینکه "برای زن بهتر است که ... " هم كه متأسفانه كاملا دارد عرفي ميشود.
7- و خيلي چيزهاي ديگر ...
علي نعمتي شهاب - May 13, 2009 06:59 AM
:
be ghole ABTAHI TOPOLE too ya shemordan balad nisti ya aslan zendan naboodi
too ham hatman ya DOOST nadari ya aslan IRANI nisti ;D
Anonymous - May 13, 2009 08:15 AM
Aydin K :
با بندهاي شما موافقم
و اينها هم موارد مورد نظر من هستند كه در ليست شما نبود:
- نسخه اخلاقي پيچيدن براي ديگران و رعايت نكردن آن توسط نشخه پيچ محترم
- نگاه ارباب و رعيتي
- اعتقاد به سنتراليسم و اينكه همه بايد فرهنگ و زبان يكسان داشته باشند
- عدم رعايت كپي رايت
- نخريدن كتاب و تمايل به قرض گرفتن آن/ صرفا به اين خاطر كه پول ندهد!
- دروغگويي و خالي بندي در مورد تجربه و دانش كاري
- تظاهر و ريا
- استفاده شخصي از امكانات عمومي و دولتي
- بوق زدن و از چراغ قرمز رد شدن / چه عابر و چه سوار
- صف را رعايت نكردن
- رعايت نكردن فرهنگ آپارتمان نشيني
- ريختن آشغال پلاستيكي و ... در طبيعت
Aydin K - May 13, 2009 08:16 AM
سرور :
متشکرم بابت مکتوب کردن احساسي که از برخي رفتارها به آدم دست ميده. با همه موارد شما موافق هستم به ويژه بازهم ميکم به ويژه بندي که مربوط به زنان بودو متاسفم از نظر آقايي که گفته اينها را بايد ظاهراگفت وباطنا اعتقاد نداشت. ديگه حالمونو بهم زدن انقدر گفتن زنها بايد اينجور باشند اونجور نباشند. علاوه بر موارد ذکر شده مي خواستم آدم هايي را هم به ليست اضافه کنم که از بقيه بابت برخي اشکالات انتقاد مي کنند ولي خودشون همان کار را با گردن افراشته انجام مي دهند مثلا خيابان يک طرفه خلاف مي روند اگر ديگري را دراين حال ببينند باران ناسزا سر مي دهند
سرور - May 13, 2009 09:34 AM
:
سلام،
فكر مي كنم ريشه همه ناراستي هاي انسان در اعمال و رفتارشان يه اين بر مي گردد كه تا چه اندازه صداقت محور هستند و منافع خود را بر ديگران به هر قيمتي مقدم مي دانند و اين تا حد زيادي متاثر از تربيت خانوادگي و تاثيرات فرهنگي جامعه است ولي با اين وجود نمونه هايي مي توان يافت كه در اين محيط ها انسان هاي آزاده و پايبند به اصول انساني رشد كرده اند.
آشنايان ره عشق در اين بحر عميق
غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده (حافظ)
Anonymous - May 13, 2009 09:58 AM
Yeganeh :
همین الان از اتاق رییسم اومده بودم بیرون و خیلی ناراحت بودم ... چون اشتباههای مسخره ای توی گزارشم کرده بودم ... و این وب لاگ رو باز کردم که بخونم ... شوکه شدم .. که جمله اولش اینطوری شروع شد ... خیلی ها اشتباه های کوچک می کنند و ...!
جالبه ... این مواردی رو گفتین ... به نظر من .. چیزی رو که خیلی دوست دارم توی آدمها ببینم .. و دوست دارم خودم هم این ویژگی رو داشته باشم .. داشتن طبع بلند هست .. یعنی بزرگ بودن ... آزاده بودن ...انسان بودن نه به خاطر تایید کسی به خاطر لذت بردن از خودت از افکارت .. از بودن خودت ...
Yeganeh - May 13, 2009 10:11 AM
:
يك مورد ديگر: پذيرفتن تدريس يك در س توسط استادي كه خودش مي داند هيچ سررشته اي از آن ندارد.
گرفتن كار مشاوره توسط مشاوري كه خودش مي داند هيچ تخصصي در زمينه مشاوره اي موردنظر ندارد
و... اين موارد جزو اخلاق حرفه اي (Professional ethics( محسوب مي شوند.
نكته اي كه قابل اشاره است كمك حامد قدوسي به اصلاح عرف اخلاقي در جامعه ايراني بصورت پركتيكال است. زايتگايست جديد جامعه ايراني بايد خلق شود و اخلاق جامعه ايراني كه بعضي ها معتقدند بدلايل مختلفي منحط شده است بايد اصلاح گردد. زنده باد نهضت اصلاح زايتگايست
Anonymous - May 13, 2009 10:17 AM
بشير :
1) نژاد پرست بودن به هر شكل آن اعم از اين كه رنگ بوي مذهبي داشته باشه، يا نه.
2) منافع بزرگ ديگران را فداي منافع كوچك خود كردن، از كارهايي كه در رانندگي ديده مي شه به عنوان مثال آقايي براي زودتر رسيدن با از منتها اليه چپ به راست مي پيچه و ساير عملياتهايي كه تمام دوستان آشنايي دارند. تا آقايي كه براي اين كه ماجراجويي جنسي بكنه شخصيت يك آدم ديگر رو لگد مال مي كنه و يا خانمي كه براي اين كه احساس شخصيت و اعتماد به نفس كنه، كساني رو عاشقش خودش نگه مي داره و خلاصه جاهايي كه خودخواهي با كم عقلي زياد مخلوط مي شود.
بشير - May 13, 2009 11:44 AM
مرتضي :
كساني كه به بهانه تك بودن تغيير را نمي پذيرند و سيستم را مقصر مي دانند!
مرتضي - May 13, 2009 12:19 PM
احسان :
این ها به ذهنم رسید:
دعوای زن و شوهر در ملا عام
زود با یک نفر خودمونی شدن
وراجی در یک سخنرانی و فقدان درک از نارضایتی ، خستگی مخاطبان و بی ثمر بودن بحث
دروغ گفتن
بد قولی های فراوان
بی رگ بودن
احسان - May 13, 2009 01:05 PM
مازندرانی :
سلام
از شما دعوت می کنم تا وقت بزارید و برنامه مستند منطقه آزاد که از شبکه سوم سیما که در حدود ساعت 10:30 تا 11:15 شب به مدت 10 تا15 دقیقه یخش می شه رو نگاه کنید و ما رو از نظرات خود بهره مند کنید
منتظر نظرات شما هستیم
مازندرانی - May 13, 2009 01:23 PM
:
1-Belief in this idea that they are all the same, there is no difference between these people
2- Apathy and being indifference about the topics which have lots of effects on their own life
3- Being arrogant about their past and think that their country have everything for development except technology or money, especially for Iranians
4- Peoples idea about their depth of knowledge which makes them needless of using or listening others opinions and their believe that they are very center of world and attentions
Anonymous - May 13, 2009 01:39 PM
امین نایبی :
تحت تاثیر قرار گرفتم
مخصوصا اون داستان پورسانت رو !
مگه آدم بابت بازاریابی پول می ده یا می گیره ؟
اصلا این بازاریابی همش کشکه !!!!
امین نایبی - May 13, 2009 02:03 PM
امین نایبی :
"هر قسمی از نژادپرستی خصوصن از نوع ضد عرب و ضد افغانی"
به این میگن نژاد پرستی نرم !!!
;)
امین نایبی - May 13, 2009 02:08 PM
ammar :
گرچه شايد دقيقا مربوط نباشد:
سرنوشت من همینه!
دنیا از قانونهای سختتر ازما پیروی میکنه!
رگ گردنت برای چیزای الکی بزنه بالا!
رفتار آدمهایی كه فكر می كنن خیلی حالشون خوبه!
ان شاء ا... بز بود!
گریه پشت سر مسافر!
ammar - May 13, 2009 02:40 PM
شیدا :
اس ام اس هاي عاشقانه جديد
کیست که غربت رفته را یاد کند / دل غربت زده را شاد کند
مینویسم این سخن از بهر دوست / تا بداند این دلم در فکر اوست . . .
نبض لحظه رو نگه دار نذار عشقمون بمیره / نذار ضربه های ساعت ، منو از تو پس بگیره
عقربک های زمونه ، خستگی سرش نمیشه / نگو برمیگردی فردا دل که باورش نمیشه . . .
گفت بنویس میمانم ، نوشتم میروم ، این غلط املائی مرا ویران کرد
و حالا باید روزی 100 مرتبه از روی تنهائی بنویسم . . .
چه زیباست نوشتن ، وقتی میدانی او میخواند
چه زیباست سرودن ، وقتی میدانی او میشنود
و چه زیباست دیوانگی به خاطر او ، وقتی میدانی او میبیند . . .
با آبی عشق پر کشیدن زیباست / در لحظه غم ، تو را سرودن زیباست
منظورم از این ترانه میدانی چیست ؟ / یعنی که همیشه با تو بودن زیباست . . .
مینویسم ( د ی د ا ر )
تو اگر با من و دلتنگ منی ، یک به یک فاصله ها را بردار . . .
عشق یعنی با غم الفت داشتن / سوختن با درد نسبت داشتن
عشق در یک جمله یعنی انتظار / انتظار روز رجعت داشتن . . .
خواهم ز خدا که بی وفایم نکند / غرق گناهم ولی رهایم نکند . . .
عشق را وارد دعای خود کن ، زیرا دعا زیباترین گفتگوی عاشقانه با خداست . . .
کسی آرام میآید نگاهش خیس عرفان است
قدم هایش پر از معنا ، دلش از جنس باران است
کسی فانوس بر دستش ، بسان نور میآید . . .
نه یادم میکنی نه میروی یاد / به نیکی باد یادت ای پریزاد
مرا کردی تو ای دوست فراموش / فراموشی ست رسم آدمیزاد . . .
دوستان خرده گرفتند که چرا دل به تو دادم / باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرائی ؟!؟
سحر که برگ گل تر شد ز شبنم / نسیم ، آهسته زلفش ریخت بر هم
بیاور عطر زلفش سوی فایز / مرا فارغ کن از غم های عالم . . .
همه با یار خوشند و ما به غم یار خوشیم
کار سختی است ولی ما به همین کار خوشیم . . .
ای کاش دلم اسیر و بیمار نبود / دربند نگاه او گرفتار نبود
من عاشق و او ز عشق من بی خبر است / ای کاش دل و دلبر و دلدار نبود . . .
اندر دل من بدین عیانی که توئی / وز دیده من بدین نهانی که تویئ
وصاف تو را وصف نداند کردن / تو خود به صفات خود چنانی که توئی . . .
در عشق تو از بس که خروش آوردیم / دریای سپهر را به جوش اوردیم
چون با تو خروش و جوش ما در نگرفت / رفتیم و زبان های خموش آوردیم . . .
عاقبت یک روز مغرب محو تماشای مشرق میشود
عاقبت غربی ترین دل نیز عاشق میشود
شرط میبندم زمانی که نه زود است و نه دیر
مهربانی حاکم کل مناطق میشود . . .
اوج نیازم در به در نگاهته / آرامش درون من دیدن روی ماهته . . .
بیا ای گل که از روی چون گلت در بهار من پیدا شد
بیا کز بوی تو ای گل هزار انگیزه پیدا شد . . .
در اوج یقین اگر چه تردیدی هست / در هر قفسی کلید امیدی هست
چشمک زده ستاره در شب یعنی / تو چمدان ماه ، خورشیدی هست . . .
امروز مرا بخوان که فردا دیر است / این خواب عجیب ما چه بی تعبیر است
فردا که ببینمت دگر عشقی نیست / فردا دل من از آشنائی سیر است . . .
به شب نالم ، شب شبگیر نالم / گهی از بخت بی تدبیر تالم
بنالم چون پلنگ تیر خورده / گهی چون شیر در زنجیر نالم . . .
هزار گل تقدیم به آینه شکسته ای که لبخند تو تو را هزار بار تکرار میکند . . .
ادبیات عشق :
جذاب ترین کلمه : آشنائی
متین ترین کلمه : دوستی
آرام بخش ترین کلمه : محیت
پاک ترین کلمه : وجدان
تلخ ترین کلمه : تنهائی
زشت ترین کلمه : خیانت
سخت ترین کلمه جدائی
و زیباترین کلمه : تو . . .
به سه دوست صمیمی میگم که تحویلت نگیرن !
غم و حسرت و نتهائی . . .
عشق اگر عشق تو و عاشق اگر من باشم
آنچه هرگز نرسد ، روز جدائی باشد . . .
بی دل و خسته در این شهرم و دلداری نیست
غم دل با که توان گفت که دلداری نیست
رو مداوای خود کن ای دل از جای دگر
کندر این شهر طبیب دل بیماری نیست . . .
٫٬¤×،٪×()٫¤٪×،٬٬>>؛:*
میدونی این یعنی چی !؟
یعنی به طور عجیبی دوست دارم !
اي دوست دلت هميشه زندان من است
آتشكده عشق تو از آن من است
آن روز كه لحظه وداع من و توست
آن شوم ترين لحظه پايان من است
اشكي كه بيصداست پشتي كه بيپناست دستي كه بسته است پايي كه خسته است دل را كه عاشق است حرفي كه صادق است شعري كه بيبهاست شرمي كه آشناست دارايي من است ارزاني شماست
شب براي چيدن ستاره هاي قلبت خواهم آمد .بيدار باش من با سبدي پر از بوسه مي آيم و آن را قبل از چيدن روي گونه هايت ميکارم تا بداني اي خوبم دوستت دارم
به من ميگفت : آنقدر دوست دارم که اگر بگويي بمير مي ميرم . . . . . . . باورم نمي شد . . . . فقط براي يک امتحان ساده به او گفتم بمير . . . ! سالهاست که در تنهايي پژمرده ام کاش امتحانش نمي کردم
هميشه انقدر ساده نرو و مگذر لااقل نگاهي به پشت سرت کن…! شايد کسي در پي تو مي دود و نامت را با صداي بي صدايي فرياد ميزند…! و تو… هيچ وقت او را نديده اي
آرزوم بي تو محاله لحظه هام بي تو سواله
بي تو مقصد خيلي دوره راه عشقم بي عبوره
من نمي خوام تو خيالم بگمت عاشقت هستم
دوست دارم که راستي راستي حس کنم تو رو تو دستم
عشق بها دارد ... من و تو بودیم و یک دریا عشق ، حالا من هستم یک دنیا اشک ... آری ... عشق بها دارد !!!
چه زيباست بخاطر تو زيستن وبراي تو ماندن وبه پاي تو سوختن وچه تلخ وغم انگيز است دور از تو بودن براي تو گريستن وبه عشق ودنياي تو نرسيدن ای كاش ميدانستي بدون تو وبه دور از دستهاي مهربانت زندگي چه ناشكيباست
می دانم روزی با تن خسته و خیس ، سوار بر قطرات درشت باران بر ناوادنهای چشمم فرود می آیی در میان انبوه مژگانم میزبان خواهم بود و در آن لحظه چشمانم را برای همیشه می بندم تا دیگر دوریت را حس نکنم
دستانم تشنه ی دستان توست شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم با تو می مانم بی آنکه دغدغه های فردا داشته باشم زیرا می دانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت
شنيدم که شمشير يکي را دوتا مي کند بنازم به شمشيرعشق که دوتا رايکي مي کند .
ما هميشه صداهاي بلند را ميشنويم، پررنگ ها را ميبينيم، سخت ها را ميخواهيم. غافل ازينکه خوبها آسان ميآيند، بي رنگ مي مانند و بي صدا مي روند
دلیل آفرینش انسان عشق بود وخدا انسان را عشق افرید چون عشق بود و در قلب انسان عشق را نهاد تا عشق شود پس باید قدر ایننعمت الهی (قدرت عشق) را دانست
هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند
زندگی مثل یه جاده است ، من و تو مسافراشیم ، قدر لحظه ها رو بدونیم ، ممکنه فردا نباشیم .
دوستت دارم کمتر از خدا و بیشتر از خودم چون به خدا ایمان دارم و به تو احتیاج!!
دوستت دارم اما نه به اندازه ي بارون ، چون يه روز بند مياد . دوستت دارم اما نه به اندازه ي برف ، چون يه روز آب مي شه . دوستت دارم اما نه به اندازه ي گل ، چون يه روز پژمرده مي شه . دوستت دارم به اندازه ي دنيا ، چون هيچ وقت تموم نمي شه
هیچ وقت گریه نکن چون هیچکس لیاقتش رو نداره ! اون کسی هم که داره طاقتش رو نداره !
سلامتي اوني که دوسش دارمو نميدونه
سلامتي اوني که دوسم داره و نميدونم
اي آسمان به سوز دل من گواه باش
كز دست غم به كوه و بيابان گريختم داري خبر كه شب همه شب دور از آن نگاه
مانند شمع سوختم و اشك ريختم؟
با خون غم نوشتم غربت مکان ما نيست / از ياد بردن دوست ، هرگز کار ما نيست . . .
زنده باد آن کس که گاهي يادي از ما ميکند / از خجالت ما غريبان را غرق دريا ميکند
حال ما ميپرسد و از مهرباني هاي خود / اين دل رنجور ما را عطر گل ها ميکند . . .
جفايت با وفايت هر دو نيکوست / تو را هر جا که باشي دارمت دوست . . .
گويند سلام طلائي ترين کليد براي صعود به تالار آشنائي هاست
پي صميمي ترين سلام تقديم تو باد . . .
زدي تيري به قلبم رد نکردم / جدائي را تو کردي ، من نکردم . . .
در انتظار ديدنت به دشت غم نشسته ام / رها نکن دل مرا بيا که دل شکسته ام . . .
شايد نشود به گذشته بازگشت و يک آغاز زيبا ساخت ، ولي ميشود هم اکنون
آغاز کرد و يک پايان زيبا ساخت . . .
مرا از ياد ميتواني ببري ، اما از خاطر من نميتواني بروي . . .
به دريائي گرفتارم که موجش عالمي دارد / که من با دل و دريا و موجش عالمي دارم . . .
يادت هميشه سبز است در خلوت خيالم / خوبم به خوبي تو ، هرچند نپرسي حالم . . .
يک نخ از جامه ارحام تو ما را کافيست / رشته مهري از آن عالم بالا کافيست
گر راضي شوي از من ، همه روزم به شادابي ست / گر نامه ام شود از سوي تو امضا کافيست
در غمگين ترين لحظات زندگيم شادم که کسي نميداند که چقدر غمگينم . . .
زندگي چيدن سيبي است که بايد چيد و رفت / زندگي تکرار پائيز است بايد ديد و رفت . . .
شلوار چهار سالگيت رو بپوش ! ببين چقدر تنگ شده برات
اندازه همون دلم تنگ شده برات !
يه زغال بر ميدارم و دورت ميکشم و مينويسم
اين بي معرفت دنياي منه !
عصري است غروب آسمان دلگير است ، افسوس براي دل سپردن دير است
هر بار بهانه اي گرفتيم و گذشت ، عيب از من و توست ، عشق بي تقسير است
بر سنگ مزارم بنويسيد
اشفته دلي خفته در اين خلوت خاموش / او زاده غم بود که از خاطر دوستان گشت فراموش . . .
هر دو بالم را شکستي باورم را پس بده / مانده خالي خالي هستي ام را پس بده
دفتر شهر را پر پر کن اما خوب من / اشک هاي بيت بيت دفترم را پس بده
به کم نور ترين ستاره ها قانع باش ، چرا که چشم همه به سوي پر نور ترين ستاره هاست
نه از قايق نه از قايق مينويسم ، نه از زخم شقايق مينويسم
به ياد لحظه هاي با تو بودن ، به ياد آن دقايق مينويسم . . .
محبوب ترين فرد کسي است که هم خود با نشاط است
هم به ديگران نشاط ميبخشد . . .
در تنور عاشقي سرد مکن ، در مقام عشق نامردي مکن
حرف مردي ميزني مردانه باش ، در سراي عاشقي افسانه باش . . .
سکوت يعني يه حرف که رو دلمه ، يه اسم که رو لبمه ، يه شرم که تو چشامه
و يه ارزو که تو قلبمه ، سکوت يعني .......
اين اس ام اس رو ميفرستم براي همه خوب ها که سخت مشغول شطرنج
زندگي هستند و نميدونند که ما ، مات رفاقتشون هستيم . . .
بگذار نگاهت را لمس کنم
.
عاشق حرير مخملي نگاهتم
.
باران نگاهت از ابر تنم ميريزد
.
ماه يادگار نيم رخ توست
تکرار همه چيز توي دنيا , خسته کننده است
اما تو مثل نفسي
تکرارت تضمين زندگي منه
عشق يعني اينکه وقتي ميخواي برسونيش ? راديو پيام رو روشن کني
و ببيني کدوم مسير پر ترافيک تره !
شیدا - May 13, 2009 02:41 PM
:
سلام
با نژادپرستی چه ازنوع مذهبی و چه قومیش مخالفم و با انسانهای نزادپرست
با تعیین جایگاه برای انسانها و گفتن بهتر است که چه برای مرد و چه زن مخالفم .
با اندیشمندان خام اندیش مخالفم .
با انسانهای قدر نشناس و حراف صرف مخالفم .
با سنجش انسانها به وسیله مرزها و کشورها و شهرها و قومیت ها و زبان و .... مخالفم .
با بی فکران الکی خوش مخالفم .
با پدر باراک اوباما مخالفم چون اخلاقیات در چارچوب یکی سری شرایط تعریف می شه و وقتی شرایط بسیار ناهنجار باشه درصد خطای انسانها هم به همون میزان بالا میره خصوصا در جوامع امروزی و تسلط قوانین جامعه بر زندگی فردی افراد .
با انسانهایی که به محض بالا رفتن پست و مقام عوض می شن مخالفم .
Anonymous - May 13, 2009 02:56 PM
:
کار اشتباهی رو با این توجیه انجام دادن که"وقتی همه این کارو می کنن، من چرا نکنم(یا برعکس)"
Anonymous - May 13, 2009 03:01 PM
Samira :
- سیاست ورزی در روابط دوستانه و تلاش پنهانی برای تنظیم روابط دوستان در شبکه
- پشت سر کسی حرف زدن (وقتی عقیده خودت درباره شخص غایب رو بیان میکنی شاید قبول کنم، مثلا بگی فلانی به نظر من بی ادبه؛ ولی نقل قول دروغ از یک نفر دیگه رو اصلا نمیتونم تحمل کنم).
- بی احترامی به طبیعت.
- زرنگ بازی در تمام امور زندگی.
- مردانی که به حقوق مساوی در خانواده پابند نیستند. همچنین پسرانی که به خواهرشون زور میگن.
- زنانی که پسرانشون رو مستبد بار میارن. همچنین زنانی که معتقدند زیردست آفریده شده اند.
- تعصب، به خصوص مذهبی و آنتی مذهبی.
Samira - May 13, 2009 05:41 PM
آنتی حامد :
"ادعاهای فراوان چپی داشتن ولی با پول مفت نهادهای غربی زندگی راحت داشتن و خوش گذراندن" شما با پول باباتون رفتید غرب یا پول یونیدو؟؟ البته میدونم که زندگی راحت و خوشحال در غرب نداشتید که شامل این جمله بشه!بمیروم برای اون شکمت که بعد از رفتن به اروپا شش برابر شد با این همه سختی!!!
حامد: من که ادعای چپی ندارم بنا براین کل موضوع منتفی است و نیازی هم به پاسخ به مابقی نیست. دفعه بعد بیشتر دقت کن.
آنتی حامد - May 13, 2009 06:28 PM
:
کسانی که به خود اجازه می دهند در هر زمینه ای که تخصصشان نیست نظر بدهند ولی وقتی بقیه در زمینه تخصص انها نظر می دهد شکایت می کنند،
کسانی که ادعای صاحب نظر بودن دارند، ولی چیزی جز تکرار جملات کتاب های درسیشان نمی گویند و توانایی تفکر انتقادی را ندارند،
...
Anonymous - May 13, 2009 06:40 PM
سهامدار جزء :
از این استدلالات متنفرم:
- از فروشگاه فلان جنس برمیدارم چون صهیونیست است یا نفت ما را ارزان میخرد.
- از فروشگاه جنس را به قصد یکبار استفاده و پس دادن بر میدارم.
- یهودی ها همه دنیا را روی انگشت میچرخانند.
سهامدار جزء - May 13, 2009 07:40 PM
hasan :
حامدجان به نظرم قانون مداري بيش از حد هم ميتونه مضر باشه مثلا حداكثر سرعت در جاده هاي اصلي جنوب انتاريو صد كيلومتردر ساعته ولي اكثر راننده هاترجيح ميدن حدود صدوبيست برن واين موضوع بارهاباعث شده پشت من چراغ بزنن وسبقت هاي عوضي ازم بگيرن مثال ديگش هم همين محجوبيت قانوني بيش ازحد خاتميه كه اصلاحات روبه نابودي كشوند
hasan - May 14, 2009 12:56 AM
shadi :
-گفتن جملاتی از این دست که "ما ... بودیم این اعراب به ما حمله کردند و ... شد"
momkene tozih bedid chera in jomle "gheyre akhlaghi" ast?
shadi - May 14, 2009 01:53 AM
ماجد :
حامد جان، این پورسانت رو من نفهمیدم مشکلش چیه؟ یا احیانا منظورت رو از پورسانت نفهمیدم.
ماجد - May 14, 2009 08:30 AM
تنها :
سلام:
من از خودم بیشتر از هر چیز دیگری بدم می آید.
تنها - May 14, 2009 12:07 PM
شیوا :
اونایی که تو خانواده های بسته سیاسی مذهبی بزرگ شدن
شیوا - May 14, 2009 12:38 PM
شیوا :
اونایی که تو خانواده های بسته سیاسی مذهبی بزرگ شدن و به همون شیوه قصد ادامه زندگی دارن
شیوا - May 14, 2009 12:43 PM
شیوا :
اونایی که تو خانواده های بسته سیاسی مذهبی بزرگ شدن و به همون شیوه قصد ادامه زندگی دارن
شیوا - May 14, 2009 12:44 PM
بهاره :
1- کسانی که راست راست در چشم آدم نگاه می کنند و دروغ می گویند (آن قدر که انگار در فیلم extremely dangerous هستی! خدا نصیب نکند.)
2-همان 1.
3. آدمهای حسودی که حسادتشان را به عمل برسانند، حتی در چیزهای جزئی. از نمره گرفته تا زندگی شخصی و ....
4. کسانی که در کلام آزار دارند (خشونت کلامی پنهان).
بهاره - May 14, 2009 01:25 PM
misagh :
ادم هایی که یک لیست محکم از ضد اخلاقیات دارند و بر اساس این لیست روی دیگران قضاوت می کنند...
ولی خوب بود نوشتت دوست عزیز. لبخند...
misagh - May 14, 2009 02:21 PM
Arash :
قبل از صحبت راجع به اخلاق های خوشایند و نا خوشایند که صرفا عرفی، عادتی، مذهبی یا ... هستند ما باید تکلیف خودمون رو نسبت به فلسفه اخلاق مطرح کنیم و راجع به اون تصمیم گیری کنیم. کاری بس دشوار است ولی بیایید راجع به مبانی احکام اخلاقی صادره بحث کنیم. من اینو دوست دارم یا ندارم! خوب که چه؟ چه چیزی باعث میشه که فکر کنی تو درست فکر می کنی؟
Arash - May 14, 2009 06:11 PM
shadi :
dobare umadam begam ke jomleye "ma in budim, arab..." momkene dorost ya na dorost bashe. harchi fek mikonam chize gheyre akhlaghi'ei toosh nemibinam. mage begam neshaneye nejad parastie ke momkene bashe, momkene nabasheh. mishe begi chera be nazaret in jomle gheyre akhlaghie?
shadi - May 15, 2009 12:58 AM
ميثم :
خوب، من هم از خودم خندهام گرفت هم دلام براي خودم سوخت، من ميتوانم يك سياهه براي شما بنويسم از اخلاقي كه هيچوقت براي هيچكس نميپسندم، اما خنده و دلسوختهگيام از آنجاست كه همهي آنها، همهي آن اخلاق، همان اخلاق كسيست كه مثلن بهترين دوستام است، ... چرا و چهگونهاش را نميدانم، يا ميدانم و مفصل است و ... بگذريم، گفتم كه بگويم اين هم شايد بشود،
ميثم - May 15, 2009 01:56 AM
متين :
آدم هایی که رویکرد متعصبانه ضد مذهبی دارند! برای من آدم مذهبی متعصب قابل درکه اما کفر متعصبانه و همراه با خشونت نیست!"
اين اولين کامنتگذارت رسما خداست! خيلي خندوند مارو.
اينو هم بدون که بهتره هيچ وقت از چيزي مطمئن نباشي. با "turn off" کردن، آدم خيلي راحت ميشه ولي خيلي چيزها رو هم ديگه نميبينه. اگه نديدي برو فيلم "Crash" رو ببين. اگه ديدي دوباره ببين. لازمته. هيچ وقت از برتر بودن خودت مطمئن نباش. دنيا بازيها داره برات!
متين - May 15, 2009 12:18 PM
:
1.فضولی. به خصوص این مدلیش که یه سوال بپرسی و بخوای از توی جواب اون سوال، از یه نکته دیگه ای سر در بیاری که نمی خواستی مستقیم بپرسی.
یا اینکه یه سوالو چندبار با فاصله زمانی بپرسی تا ببینی طرف احیانا دروغ نگفته باشه(در موردی که فضولی محض بخوای بکنی و واقعا مساله به تو ربطی نداشته باشه)
2. این آدمایی که روشنفکرن و خیلی با کلاسو اینا اما کافیه از دست یکی حرصشون بگیره. دست همه خاله زنکای دنیا رو از پشت می بندن.
3. اعتقاد به این که ازدواج بی برو برگرد هندونه در بستس
4. اعتقاد به این که تو یه آدم خاصی و خدا یا حالا طبیعت بهت لطف خاصی داره و یه جورایی از بقیه آدما سری(که من خودم متاسفانه یه ذره ازم تعریف کنن یه همچین حسی بهم دست می ده و بعدش از خودم چندشم می شه)
Anonymous - May 15, 2009 07:31 PM
بهروز :
1: با پول مردم و پارتی بازی و بند و بست با دزدان به اتریش آمدن و بعدا پز دادن و وکیل مدافع همان دزدانی که سرمایه دارشده ولی فرهنگ و شعور و دورنمای یه دلال الاغ را حمل می کنند بودن
2: از معنویات حرف زدن و مصطفی ملکیان را خواندن ولی از سیستم سرمایه داری فاشیستی نئو کان ها دفاع کردن.
3: بقدر افراطی ساده لوح و زودباور و سطحی نگر بودن بطوریکه بعد از هشت سال سواری دادن به خاتمی بازهم ازش دفاع کردن.
4: بخاطر خود شیفتگی -- نه الزاما منفعت طلبی-- فقط به " چنین است ها" پرداختن و" چنین باید ها" را فراموش کردن.
بهروز - May 16, 2009 06:50 AM
مژگان :
مردها و زن هایی که فکر می کنن دخترها در هر ارتباطی دنبال ازدواج هستند
مژگان - May 16, 2009 09:31 AM
:
سلام.تازه واردم پس بااجازه. راستش چیزایی که شما گفتین باضافه خیلی موارد دیگه که شما نگفتین و بقیه گفتن شده مصداق زرنگی .حالا شما دریاب حال و روز ماهایی که میون اینهمه زرنگ گرفتار شده ایم
Anonymous - May 16, 2009 09:58 AM
:
دمت گرم و سرت خوش باد. باريك بيني شما واقعا آدم را غافلگير مي كند.
Anonymous - May 16, 2009 06:17 PM
دوست افغانی :
salam
چون احساسات ضد افغانی گفتی این کامنت رو برات گذاشتم.
این برای من سوال است و فکر می کنم از نظر اقتصادی هم شما می تونید تحلیل کنید که چطور در ایران افرادی از مهاجرین که چند دهه در ایران بودند و حتی تحصیل کردند اجازه اشتغال ندارند؟ در حالیکه می تونند از نظر هزینه فایده به نفع جامع ه باشند. آیا این نوع نگاه عقلانی است یا اینکه یک مهاجر زاده سیاه پوست بتونه تا جایی که توانایی داره پیشرفت کنه؟ امیدوارم با نگاه علمی که در شما سراغ دارم به موضوعاتی از این دست هم بپردازید.
دوست افغانی - May 17, 2009 12:00 PM
حسین علاقه :
سلام
با تمامی بندها موافقم، اما بندی که در مورد زنان است به نظرم جای باز شدن دارد.
این از آن دسته هایی است که آدمها ظاهرا در جامعه ایرانی دو جور در موردش حرف می زنند که هر دو از یک نظر شبیه است و کلی و البته ناکارآمد.
نتیجه دسته اول موجودی است که نقشش به خانه خلاصه می شود (اگر نقشی باشد) و دسته دوم خانه هایی که از وجود واقعی زن- مادر خالی است چون زنان باید تمامی مدارج تحصیل را طی کنند و وقت آن ندارند که گاهی با فرزندان خود هم کلام شوند.
من با وجود آنکه در علم خود نمی بینم که بیش از این در مورد زن و مرد بنویسم اما به طور شهودی هر دوی این نگاهها را باطل می دانم. از نگاه دینی هم با وجود علاقه اولیه متاسفانه تصور روشنی ندارم.
در هر شکل شهودا تصور می کنم جامعه ای که زنان را به مردانی از جنس دیگر فرو بکاهد در معرض خطراتی خواهد بود که اولینش سستی هسته خانواده است. نه زن قرار است مرد باشد و نه به عکس. چه در خانه و چه خارج از آن.
وقت داشتی نظر بدی خوشحال میشم.
کی میای ایران
حسین علاقه - May 17, 2009 01:17 PM
پژمان :
با این نوشته، کم و بیش تعاریفت را از بنیانهای اخلاقی که به آنها اعتقاد داری بیان کرده ای.
نکته ای که به نظرم رسید، این بود که این تعاریف شاخه های منشعب شده ای از اصول بزرگتر و کلی هستند که در هر جامعه ای و هر فرهنگی، نکوهیده است، فقط در جوامع مختلف با توجه به شرایط جامعه، جنبه های مختلفی از آنها مورد توجه قرار می گیرد و مذموم است.
مثلاً با در نظر گرفتن "دروغ" و "خود بزرگ بینی" به عنوان دو نکته منفی اخلاقی، بسیاری از مواردی که در بالا نوشته ای به زیر شاخه های آنان مرتبط است و اگر آنها را از رفتارهای یک شخصیت حذف کنی، بسیاری از موارد بالا از آن شخصیت سر نخواهد زد.
از نقطه ای که وارد زیر شاخه ها می شویم، جا برای سختگیرانه تر دیدن یا آزادانه تر دیدن هر شاخه باز می شود و آنجاست که عوامل تربیتی و اجتماعی به میدان می آیند که زیر شاخه هایمان را تعریف کنند.
مثلاً اینکه با کمی سختگیرانه تر دیدن لیست بالا، می توان کپی و دانلود غیرقانونی فیلم و موسیقی را به آن اضافه کرد. حالا ممکن است کسی که در آمریکا بزرگ شده و زندگی کرده، این کار برایش یک نکته منفی اخلاقی- تا حد جیب بری- تلقی شود ولی آنکه در ایران و عراق و پاکستان بزرگ شده، برای خوراک فرهنگی اش، کاری جز این نمی داند و با یک نگاه از بیرون به هر دو آنها، می توان رفتار هر دو را توجیه پذیر دانست.
با این حال نوشته جالبی بود و در حقیقت کدهایی بود که هر کداممان انواعی از آن در آستین داریم تا با آنها دیگران را قضاوت کنیم.
شاد باشی
پژمان - May 17, 2009 03:03 PM
:
خودتون توجه دارید که لیستتون چقدر تیپیکال یه آدم اروپایی معمولیه؟ نه یه ایرانی معمولی، نه یه غربی خیلی روشنفکر، یه اروپایی معمولی که یکم از آمریکایی ها آگاه ترن.
Anonymous - May 18, 2009 05:31 AM
مهدی :
هیچ رفتاری مادامی که در برابر قانون جاری قرار نگرفته است نکوهیده نیست. ترجیهات و عقاید شخصی ما با محکی به نام اخلاق نباید ارزشگذاری بشوند. عقیده ( حتا نژاد پرستی) تا زمانی که به جرم تبدیل نشود ( مثل آزار ترک های مقیم آلمان) به کسی اجازه قضاوت نمیدهد. دزدی و تقلب در امتحان جرم است. اما اینکه ما دوست داریم با آدم های هم مسلک خودمون در ارتباط باشیم که روشن است...
مهدی - May 19, 2009 06:02 AM
:
این که آدم، از این روش ها حالا اسمش تقلب، زرنگی یا هرچیزی هست ، آگاه باشه خیلی خوبه . اگه هدف از تهیه لیست این دست فعالیت ها همینه ، ok. ولی این که شما خوشت نیاد یا من خوشم بیاد و این داستان ها دیگه خاله زنک بازیه!
هرکس به فکر بیشینه کردن مطلوبیت هاشه. اگر شما این کار رو نمی کنید یا بلد نیستین! که این نیست.یا مطلوبیتت بیشینه نمی شه حتما. به عبارتی مطلوبیبتون با اون ادمی که این کار رو میکنه احتمالا فرق داره. نه؟
Anonymous - May 27, 2009 08:40 AM