در باب رای به موسوی
در مطلب دو هفته پیش به اشاره همان استدلال رایج این روزها را تکرار کردم و آن اینکه در دور اول اهمیتی ندارد که به چه کسی رای بدهیم. مهم بالا رفتن تعداد رایها و کم شدن شانس برنده شدن احمدینژاد است. با این همه وقتی یک احتمال را در نظر بگیریم که ممکن است موسوی در دور اول برنده شود و بپذیریم که این احتمال برای کروبی نزدیک به صفر است (بر اساس نتایج چندین نظرسنجی نسبتن معتبر) شاید بهتر باشد که رایمان را روی موسوی متمرکز کنیم تا بر شانس پایان بازی در دور اول بیفزاییم.
علاوه بر استدلال عملگرایانه و موضعی (Ad-Hoc) فوق و بر خلاف اکثریت دوستان اقتصادی و لیبرال، من از ابتدا تصمیم به رای به موسوی داشته و دارم. این به معنی نفی برخی برتریهای تیم کروبی در قیاس با بخشهای متناظر در تیم موسوی نیست. کروبی کرباسچی را به عنوان معاون اول انتخاب کرده و کرباسچی قهرمان بی رقیب من در بین تمام مدیران اجرایی 30 سال گذشته بوده است. به لحاظ سیاستهای اقتصادی و فرهنگی هم برنامه کروبی طبعن به اصولی که من دوست دارم نزدیکتر است. بنا بر این در یک فضای انتزاعی و احساسی و مستقل از شخصیت دو نامزد شاید رایم به "برنامههای" کروبی باشد. ولی وقتی شانس "پیادهسازی" برنامهها را در نظر بگیریم رایم تغییر میکند.
روشن کنم که با همه امتیازاتی که به افکار و سانتیمنت معطوف به تیم کروبی میدهم در مجموع - و البته با نظر گرفتن دوباره فاکتور کلیدی "رای آوری" - من نقاط منفی میرحسین را آنقدر بزرگ نمیبینم که بخواهم او را بیتامل کنار بگذارم. برنامهها و سخنان میرحسین را به دقت دنبال کردهام و میدانم او به نسخهای از اقتصاد ملی - رفاهی معتقد است که شاید شبیهترینش را بتوان در افکار اقتصادی کسانی مثل عزتالله سحابی یافت. این شیوه به جد به حمایت دولت از صنایع پایهای معتقد است و آنقدر که باید روی اتصال به زنجیره اقتصاد جهانی و رویش اقتصادی ناشی از بازار آزاد جهانی تاکید ندارد. ضمن اینکه توجه ویژهای به وضع طبقات پایینتر دارد و پنهان نمیکند که تا حد زیادی از منافع این طبقات در مقابل طبقات بالا و صاحبان سرمایه دفاع میکند. بر خلاف تیم کروبی، تفکر موسوی به بازار به عنوان یک نهاد قدرتمند برای تخصیص بهینه باور ندارد و هر چند که دیگر کارکرد بازار را نفی نمیکند ولی به آن کمابیش عنوان یک شر لازم نگاه میکند. با قبول این تفاوتها در بنیان سیاستهای اقتصادی (که حدس میزنم در عمل تفاوت خیلی گستردهای با دور دوم خاتمی نخواهد داشت) من به خاطر توانایی و صداقت شخص موسوی و تیمش در مدیریت "هموارتر" کلیت جامعه میتوانم نهایتن از او حمایت کنم. طبعن بخشی از انگیزه اصلی این حمایت نه گفتن به احمدینژاد هم است.
برای اینکه موضعم را روشن کنم سعی میکنم از یک قیاس استفاده کنم. ابوالفضل فاتح یکی از افراد نزدیک به موسوی است که خیلی از بچههای فعال اوایل دهه هفتاد او را خوب میشناسند. به نظرم فاتح مثال خوبی از کلیت دولت موسوی است. فاتح کسی است که خبرگزاری ایسنا را با دست خالی و بودجه اندک بنیانگذاری کرد. وقتی ایده ایسنا مطرح شد خیلی از ما باور نمیکردیم بتواند پایدار باشد ولی با نیروهای داوطلبی شکل گرفت و ماند و در نوع خودش تاثیرگذار شد. میدانیم که ایسنا هیچ وقت یک خبرگزاری پیشرو و رادیکال نبوده است (حتی در قیاس با مثلن ایلنا) ولی حداقل در دوره فاتح کار خودش را به نسبت امکانات کمش خوب و شسته و رفته و تا حد خوبی اخلاقی انجام داد. مدیریت موسوی به نظرم کمابیش شبیه به مدیریت ایسنایی خواهد بود: به طور جد مقید به برخی چارچوبها ولی عقلانی و کارآمد و صادقانه در قالب همان چارچوبها. ممکن است چارچوبش چارچوب ایدهآل همه ما نباشد ولی چارچوب ابلهانه و نابودکننده و مضری هم نیست. از دید خودم که بنویسم میبینم که میتوانم - علیرغم همه تفاوتها در بنیانهای فرهنگی - با نهادهایی از این جنس به خوبی کار کنم و به فضای داخل آنهم احترام بگذارم و حتی با وجود برخی تفاوتها در سبک زندگی از معاشرت و کارکردن با این افراد لذت وافر ببرم. همین حس را نسبت به دولت آتی موسوی دارم. (شاید بعدن در مطلب مستقلی و از زاویه متفاوتی در مورد اینکه چه طور حضور موسوی سوم خرداد امسال زمزمه سرود "ممد نبودی" را به میان هزاران نفر از طبقه مدرن آورد. امری که شاید هیچ وقت سابقه نداشته است. من به جد بر این باورم که سالهای اوایل دهه شصت حاوی عناصر بسیار ارزشمندی بوده که متاسفانه در غبار مسایل دیگری گم شده است و کسی هم خیلی علاقهای به کشفو بازگویی آنها ندارد. موسوی نشانههایی از ارزشهای مثبت آن سالها دارد که من هنوز کاملن به آنها احترام میگذارم و اهمیت و ارزشش را در قیاس با وضعیت فعلی درک میکنم. ذکر این نکته برای روشنتر شدن موضع من نسبت به مساله لازم است).
از آن طرف به نظر من دوستان اقتصادی ما تا حدی وزن جهتگیری به سمت اقتصاد آزاد را در ارزیابی کیفیت نامزدها بیش از حد خودش بالا بردهاند. طرفداری از اقتصاد آزاد درجهای دارد و موسوی اگرچه به نسبت کروبی نمره 100 در آن ندارد ولی نمره صفر هم ندارد. باید تفاوت در این جهت را با تفاوتها در ابعاد دیگر روی هم گذاشت و تصمیم گرفت. اگر سیاستهای اقتصادی (و تا حدی حقوق بشری) مهم است تدبیر و عقلانیت و پختگی در سیاستگذاری حوزه های دیگر و اداره بوروکراسی هم در جای خودش بسیار مهم است. موسوی با در نظر گرفتن ویژگی شخصیتی - که نمونهاش را در مناظره دیشب به خوبی دیدیم - و جایگاه سیاسیاش به نظر من از این جهت در مجموع بهتر از کروبی عمل میکند. ضمن اینکه به نظر من جهتگیری موسوی به سمت بهبود وضع طبقات پایین در شرایط فعلی جامعه ما امر بسیار مفید و الزامی برای جلوگیری از بحرانهای بعدی است.
خلاصه اینکه من هم مثل دوستانم نگران فرشاد مومنیهای دور موسوی هستم ولی به این هم فکر میکنم که زنگنه و صفایی فراهانی و نعمتزاده و سید محمد بهشتی هم در تیم او هستند. بعد از این انحطاط عقلانی-اخلاقی چهارساله جامعه آمادگی یک هیجان دوباره از جنس برنامههای کروبی را ندارد و به بازسازی نظام حکومتگری بیش از هر چیزی احتیاج دارد که به نظرم موسوی در بین گزینههای حاضر از همه برای آن مناسبتر است. رای من به موسوی در همان نظام فکری قرار میگیرد که در آن نامه کذایی به خاتمی هم روی آن تاکید کرده بودم.

نظرات
ناهيد :
با توجه به شرايط موجود، هدف اصلي بايد رهايي از اين وضعيت بغرنج باشه و تنها راه رهايي، بالا بردن آرائ موسوي است.
ناهيد - June 4, 2009 01:02 PM
علی :
آفرین
مناظره دیشب هم من را قانع کرد که به موسوی رای بدم. هرچند امروز در جمع 200نفری کارگران کارخانه ما اول صبح همه از صحبت های جنجالی احمدی نژاد، هیجان زده شده بودند ولی خیلی ساده می شد حقیقت را به آنها قبولاند.
علی - June 4, 2009 01:47 PM
:
حامد برای من اصلا دلایلت قانع کننده نبود جز اینکه چون احتمال کروبی نزدیک به صفر است...
من فرض می کنم دلایلی را که برای موسوی برمی شمری بطور ضمنی مزیت او بر کروبی را داری ذکر می کنی.
1- صداقت را چطور اندازه می گیری که موسوی را صادق می خوانی و کروبی را غیرصادق؟
صداقت به نظر من خصوصا در مسائل سیاسی اصلا یک عامل برونزا نیست. وضعیت عملکردشون تعیین می کنه که تا چه حد صادق خواهند بود.
2-توانایی را بر اساس چه معیاری اندازه گرفتی که موسوی را تواناتر می خوانی؟
3- قاعدتا بقول تو باید وزن مسائل مثبت در هر نفر رو سنجید و انتخاب کرد. حالا تو واقعا فکر می کنی از لحاظ وزنی اختلاف از بعد پختگی و عقلانیت بین موسوی و کروبی از اختلاف بین سیاستگذاری اقتصادی و حقوق بشری اونها مثبت به نفع موسوی هست؟؟ من که اصلا اینجور فکر نمی کنم.
حمید
Anonymous - June 4, 2009 02:11 PM
s.s :
واقعاً شگفت انگیز بود که تیم کروبی را قبول داری و به موسوی رای می دهی و حتماً دم از اصلاح طلبی می زنی و چه خط کش جالبی را مثال زده بودی (ابوالفضل فاتح )؛ ایشون بسیار با آقای کرباسچی قابل قیاسه!!!!!!!! فکر نمی کنی اگه دور و بری های کروبی فکر می کردند که سید 2 برار شیخ رای دارد به ایشان می گفتنند که انصراف دهد؟ در این صورت که موسوی یا به دور دوم می رفت یا در دور اول پیروز بود!!!!! چه جایی به شیخ؟ تازه اگه به رای آوری است یعنی اگه رضایی رای آور بود به او رای می دادی؟ آخه این شد دلیل؟ یعنی فقط گذر از محمود دلیل قانع کننده ایی است؟ خواسته های دموکراسی خواهی چه؟ اهداف کدام یک لیبرال تر است؟ با این دلیل به پایه فکر می کنی بقیه جو گیر می شن؟ واقعاً متاسفم!!!!!!!
s.s - June 4, 2009 02:55 PM
:
مساله اصلي در اين يادداشت همانند نظر بسياري از دوستان که کم و بيش در سطح با فکر جامعه قرار مي گيرند، انتخابي است شايد نه بين بد از بدتر اما اصلا انتخاب خوب تر از خوب هم نيست. ترديد عظيمي در طرفداران اوليه موسوي مي بينم.
اميد وار بوديم با نگراني راي ندهيم. اما نمي شود. دوستاني مي گفتند کاش بيشتر از 4 نفر حق انتخاب داشتيم. دوستاني هم مي گويند در کل فرقي نمي کند. جريان پالان است و بس.
Anonymous - June 4, 2009 03:43 PM
:
ببخشید اقای قدوسی من حامی آقای موسوی هستم و شاید از اقتصاد چیز زیادی نفهمم. اما یکی از دلایل من برای رای دادن به آقای موسوی دقیقاً همین تکیه شون به اقتصاد دولتی است. و دلیلم هم وضعیت فعلی رکورد اقتصادی جهانه و فکر میکنم، حداقل برای یک دوره 4 ساله میتونه کمی وضعیت ایران را رونق بده.
البته، بیشک دیدگاه خامیه و دور از پایه علمی.
Anonymous - June 4, 2009 03:44 PM
تورج :
خیلی خوب نوشتید و تحلیل کردید جناب قدوسی. ممنونم.
با اجازتون لینک این مطلب رو تو فیس بوک میذارم.
تورج - June 4, 2009 03:55 PM
دختره :
جانا سخن از زبان ما می گویی البت بنده به خواب ببینم که این همه افتصاد سرم بشود.این کامنت برای قریب به اتفاق نوشته های شما معتبر است .آقا جان خیلی زور زدم مخالفت کنم با حرف هایت نشد اشکال از مغز بنده نیست من ذاتن مخالف ام اشکال از استحکام کلام شما است .
این روز ها فکر می کنم _ با فرض وجود لطف الهی _خدا خیلی به ما رحم کرده این چهار سال محمود می توانست چند برابر بد تر از این ها را به سر مملکت بیاورد با توجه به این ادب و منطق و جامع نگری ای که در نطق های انتخاباتی اش پیدا است .
دختره - June 4, 2009 04:32 PM
رهگذر :
مناظره دیشب باعث شد که رای من از ... به احمدی نژاد تغییر پیدا کنه ...
تا حالا اینقدر شجاعت توی یکی از رییس جمهورامون ندیده بودم.
رهگذر - June 4, 2009 04:50 PM
واکنش :
حامد عزیز، من واقعا جای عقلگرایی رو در جامعه خالی میبینم. من هم مثل تو فکر میکنم. به موسوی رای میدم چون احتمال رایآوری بیشتری از کروبی داره. بهعلاوه بعد از رای آوردن به راحتی میتونه برای اجرای برنامههاش با دیگران رایزنی بکنه. در بین مسؤولین قانونگذاری کشور (نمایندگان) موسوی حامیان زیادی داره.
واکنش - June 4, 2009 04:57 PM
فیاض خاک :
خیلی جاه طلبانه بود حامد جان.
متاسفانه تو خوب درک کرده ای که بازگشت به ایران برای یک اقتصاددان ممکن نیست مگر اینکه رابطه ی خوبی با نهاد دولت ایجاد کند.
...
کرباسچی می توانست به پشتوانه ی کروبی(همانطور که به پشتوانه ی هاشمی توانسته بود) سرمایه دار را در ایران عزت ببخشد و کلنگ ساخته شدن ایرانی نوین را بزند. می شد قانون کار را اصلاح کرد، میشد مالیات ها را اصلاح کرد. میشد طرح نیلی را اجراء کرد.
آنقدر که ناامیدید، آنقدر که خاتمی خسته مان کرد، همه راضی شده ایم که "فقط احمدی نژاد برود؛ ایران توسعه یافته پیشکش"
رویاهای من را به باد دادی با این نوشته ی بی منطقت. خستگی یک دنیا افتاده روی دوشم.
پس بگذار یک نا مردی هم بکنم: بحران اخیر آمریکا بی تاثیر نیست روی ذهن شما اقتصاددان های ایرانی. تو، صادق، غنی نژاد... در مورد تو که اختصاصا این را این مدت درک کرده ام. تو دیگر آنقدر ها هم حامی بازار نیستی. اگر اتفاقی افتاده، اگر استدلالی هست بگوئید تا ما هم بدانیم. آنقدر هم بی منطق نیستیم که حرف درست و حسابی را نفهمیم.
شاد باشی
فیاض خاک - June 4, 2009 04:59 PM
واکنش :
اما وای به حال وقتی که یک آدمی مثل کروبی رای بیاره. تمام ۴ سال وقتش به درگیری با مخالفینش میگذره. خودی و غیر خودی به سیاستهاش انتقاد دارن. و اون هم تحمل عقاید مخالف رو نداره.
واکنش - June 4, 2009 05:06 PM
علي س :
ممكن است برنامه هاي اقتصادي موسوي هم بعد از انتخاب (گوش شيطان كر!) تفاوت هاي زيادي با برنامه هاي تبليغاتي فعلي باشد. من بيشتر ياد تجربه قبلي (!) مي افتم. اوايل سال 1384 براي كاري به دانشكده اقتصاد دانشگاه شهيد بهشتي رفته بودم، آن موقع دكتر پرويز داوودي مدير گروه اقتصاد و دكتر شرافت جهرمي رئيس دانشكده بود. از يكي از دوستان شنيدم كه اين ها برنامه اقتصادي احمدي نژاد را تدوين مي كنند. با خودم گفتم: چه نيكو، چه شود (!)...چند ماه بعد هم شنيدم كه احمدي نژاد دكتر داوودي را كرده معاون اول (اولين معاون اول با دكتراي اقتصاد از آمريكا). با خودم گفتم كه حق به حقدار رسيد و اين آقا كه بيش از 20 سال سابقه تدريس (در سه مقطع) در يكي از معتبرترين دانشكده هاي اقتصاد كشور را دارد، احتمالاَ اقتصاد كشور را سر و ساماني خواهد داد. مخصوصاَ كه قيمت نفت هم يكراست ميرفت بالا. ولي الان؟!! اصلاَ پيداشون نيست...
علي س - June 4, 2009 05:14 PM
:
من هم به موسوی رای می دهم. متانت و جواب های معقولش، به خصوص آخرین قسمت حرف هایش تاثیر گذار بود. در ضمن با چارچوب هایش هم مشکل ندارم.
در مورد احمدی نژاد، کاش علت اینکه قسمتی از مردم در مقابل رقیب دوره قبلش با تمام پشتیبانی اصلاح طلبان و خیلی های دیگر باز به یک فرد کم شناخته ترجیح دادند رای بدهند را هم درک کنی. به گمان من در دور قبل هر کسی را مقابل حریفش می گذاشتی رای می آورد. به میزان مشارکت و میزان رای دوره های قبل ریاست جمهوری نگاه کن. در میان حرف های احمدی نژاد چیزی هست که چه درست و چه نادرست در ته دل مردم است و پاسخ درخورد و قانع کننده نشنیده است و همین است که رویشان اثر می گزارد. این قسمت از مردم در ایران هستند و خواهند بود، به این سوال این ها هم باید بلاخره پاسخ قانع کننده داده شود.
Anonymous - June 4, 2009 05:26 PM
:
ٌممنون حامد جان
صحبت های دیشب آقای احمدی نژاد و تاثیر اون رو در سطح جامعه در طول این یک هفته ی باقیمانده،به شکل بهتری از سوی مردم محک خواهد خورد و باید دانست در کوتاه مدت(شاید یکی دو روزه) تاثیر جذبی و تا حدودی سردرگمی را ایجاد کند اما برخورد بدون حاشیه ی آقای موسوی به نظر من به نفع او تمام خواهد شد، مردم احتیاج دارند که قدری از صحبت های چالشی و جنجالی دیشب فاصله بگیرند
در کل امیدوارم مدیر بحران پیروز رقابت باشد
Anonymous - June 4, 2009 05:44 PM
omid :
Dear Hamed
All I can say is I am so sorry, you made me so disappointed, so disappointed. Now you can see that a TV show can change even a clever mind and now we can recognize the real supporters of free market, Rule of law and individual right and liberty. maybe the economical crisis have changed your mind about economical liberalism. Maybe I am wrong and you are so educated and smart but I can not get your point!
omid - June 4, 2009 06:22 PM
:
2 نکته
1. اولا مزیت تمام شدن انتخابات در دور اول چیه؟ ما می دونیم که در کوران انتخابات اگر موسوی دور دوم برود از زمانی که کروبی انصراف بدهد بیشتر رای می آورد. پس چه اشکالی دارد دور دوم برود. تازه فکر کن شیخ انصراف بدهد و به دور دوم برود آنوقت چه؟
2. لذا رای تو در دور اول به کروبی و در دور دوم به موسوی برای نظام و حتی موسوی معنی دارد. معنی اولیه آن این است که تیم کروبی باید در دولت موسوی و افکار کروبی در دولت موسوی استفاده شود. لذا به نظر من کاملا معقول است براساس یک بازی بسیار ساده، بازیکن معقول تصمیم بگیرد که به کروبی سپس موسوی رای دهد.
Anonymous - June 4, 2009 06:31 PM
Mardavij :
از ایسنا به عنوان یک پروژهٔ موفق اقتصادی تعریف و تمجید میکنی یا یک رسانهٔ خوب؟ در مورد اول، باید امکاناتی که به آن تخصیص دادهاند چه بوده است. برای دومی، توصیه می کنم نوشتهای که خودت در مورد توهین ایسنا به افغانان نوشته بودی را مرور کنی.
Mardavij - June 4, 2009 06:36 PM
:
من با نظرت کاملا مخالفم هنوز تا روز رای گیری خیلی مونده اگریک نکته رو بشه از موسسه گالوپ در مورد نظرسنجی یاد گرفت خطایی بود که آنها در انتخابات آمریکا در سال 1948 انجام دادن و نظرسنجی رو 10 روز به رای گیری بستن و پیش بینی شون اشتباه ار آب در اومد.
Anonymous - June 4, 2009 07:19 PM
Mohammad :
حامد جان،
با بیشتر حرفهایت موافقم، ولی نتیجه گیری نهاییت را قبول ندارم. به نظر من، انتخابات دو کارکرد دارد: یکی انتخاب رییس جمهور که کارکرد طبیعی انتخابات است، و دیگر سیگنال دهی به رییس جمهور و همچنین به بخشهای غیر انتخابی حکومت درباره ی جهت افکار عمومی. اتفاقا به همین دلیل که تو گفتی (که احتمال انتخاب شدن کروبی بسیار کم است)، رای به کروبی برای من تنها به هدف اعلام مواضعم است، و به همین دلیل من خیلی نگران این که کروبی در عمل چه قدر میتواند رییس جمهور خوبی باشد نیستم.
Mohammad - June 4, 2009 08:32 PM
نیک نگار :
من برای کرباسچی احترام زیادی قائلم ولی این احترام بیشتر به علت کارهای بزرگی است که ایشان در تهران انجام دادند و نه تحقیق و مطالعه در نحوه مدیریت ایشان.
بهرحال وقتی شما هم ایشان را تائید میکنید ته دلم قزص میشود که بیراه نرفته ام.
نیک نگار - June 4, 2009 09:18 PM
روح شریر :
سلام دوستان عزیز.من عضو تازه وارد دهکده جهانی هستم و خیلی دوست دارم که هرچه زودتر دایره دوستی هامو در دنیای مجازی گسترش بدم.اولین پست بلاگ رو اختصاص دادم به مهم ترین بحث این روزها که گرم کننده هر محفلی است.با من همراه باشید.
روح شریر - June 4, 2009 09:30 PM
قاسم :
سلام بر حامد
از مطلبي كه نوشتي و حسن صداقتت ممنونم
يك نكته كلي:
كروبي (و در حالت خيلي بعيد رضايي) به هيچ وجه نبايدبه نفع موسوي كنار بكشه.به دو تا دليل:
اول اينكه به هر حال وجود سه تا جشم ناظر بيروني در دور اول خيلي تاثيرگذارتر از يك چشم نظارتيه.ريسك بازي كثيف رو خيلي افرايش ميده در نتيجه انتخابات به دور دوم كشيده ميشه. دوم اينكه اگه انتخابات به دور دوم كشيده بشه (موسوي و احمدي نژاد) در اين حالت باز هم ريسك بازي كثيف خيلي زياد ميشه چون منطقا اغلب كساني كه در دور اول به دو نامزد ديگه راي داده اند بايد به موسوي راي داده باشند.
(اگه قبل از شروع انتخابات دو نامزد ديگه يا يكيشون كنار بكشه ريسك تقلب در آرا براي طيف حاكم كمتر خواهد بود)
قاسم - June 4, 2009 09:49 PM
علی :
سلام حامد صحبتهای موسوی و رضایی رو دیدی ؟ فکر نمی کنی تفکر دولتی هنوز ته ذهن موسوی هست و همین به اقتصاد کشور ممکنه ضربه بزنه ؟آزادسازی و خصوصی سازی با ایت تفکر به کدوم سمت می ره؟
علی - June 4, 2009 09:57 PM
رامین انتظاری :
سلام حامد جان.
با توجه به تعاریفی که وحید از نوشته هاتون کرده و بخصوص شناختی که از خودتون دارم من یک سوال کلی دارم که اگه نظرت رو برام بگی ازت خیلی ممنون میشم.
البته که این علاوه بر سوال در واقع نظر شخصی خود من هم هست ..... آیا سیاست چیزی بجز آلت دست سرمایه داران نیست ؟ در واقع به نظر من سیاست یک سری ترفند ها و یا بازی هایی است بین سرمایه داران ، که حاصل این بازی ها همون سیایته و در واقع سیاست بدون قدرت که پشتوانش همون سرمایه ست اصلا معنایی نداره.....
خوشحال میشم اگه نظرت رو در این مورد برام بگی
قربانت
رامین
رامین انتظاری - June 4, 2009 10:15 PM
رامین انتظاری :
سلام حامد جان.
با توجه به تعاریفی که وحید از نوشته هاتون کرده و بخصوص شناختی که از خودتون دارم من یک سوال کلی دارم که اگه نظرت رو برام بگی ازت خیلی ممنون میشم.
البته که این علاوه بر سوال در واقع نظر شخصی خود من هم هست ..... آیا سیاست چیزی بجز آلت دست سرمایه داران نیست ؟ در واقع به نظر من سیاست یک سری ترفند ها و یا بازی هایی است بین سرمایه داران ، که حاصل این بازی ها همون سیایته و در واقع سیاست بدون قدرت که پشتوانش همون سرمایه ست اصلا معنایی نداره.....
خوشحال میشم اگه نظرت رو در این مورد برام بگی
قربانت
رامین
رامین انتظاری - June 4, 2009 10:15 PM
مهدی رباطی :
حامد احسنت
مدت ها بود که تحلیلی به این پختگی و زیبایی نخوانده بودم، سلامت باشی.
مهدی رباطی - June 4, 2009 10:22 PM
moji :
سلام. موسوي . نه حرفي براي گفتن نداره . ديشب كه جلوي احمدي نژاد دست و پاش رو گم كرده بود . امشب هم كه جلوي رضايي چيزي براي گفتن نداشت . ( البت چيزي كه خيلي مي گفت .) جلوي رضايي يك مقهور واقعي بود . من كه با دوستام برنامه رو ديدم همه نظرشون همين بود . بياييد اين دفعه ديگه خودمون باشيم و به كانديدايي كه منطقيه راي بديم . اصلا اين حرفت و قبول ندارم كه براي فرار از احمدي نژاد به موسوي راي بديم . تو كه ادعاي روشن فكري زيادي داري . در ضمن من معتقدم كه موسوي بدتر از احمدي نژاده . از حرف هاي ديشب احمدي نژاد هم بيشترش رو قبول دارم . نظرت در مورد صدق حرفاش چيه ؟ مگه تو دولت خاتمي و هاشمي اشرافي گري نبود ؟ اين بر همه واضحه كه دولت احمدي نژاد از نظر اقتصادي بهتر از خاتمي و هاشمي كار كرده . علت اينكه اين دوره اين همه مخالف داره بيشتر به علت تفكر بسيجي بودن و گشت ارشاد و ريش و يقه بسته و ... در كل مسايل فرهنگيه . اينم بهت بگم كه اينا كلا جز نسل سوخته به حساب ميان . انتخاب ما هم نه بين بد و بدتر بلكه بين بدتر و بدترين هست . البت به احمدي نژاد هم راي نمي دم . چون با سياستش از اين دست مخالفم و راي نمي دم . مي خوام به رضايي راي بدم ولي به اون هم زياد اطمينان ندارم . از خدا ميخوام كه من رو هدايت كنه. ولي از اونجايي كه من نبوغ خاصي تو سياست دارم مطمئنم كه موسوي راي نمياره . نظرت رو راجع به برنامه هاي رضايي هم بدونم بدم نميام.
moji - June 4, 2009 10:37 PM
moji :
سلام. موسوي . نه حرفي براي گفتن نداره . ديشب كه جلوي احمدي نژاد دست و پاش رو گم كرده بود . امشب هم كه جلوي رضايي چيزي براي گفتن نداشت . ( البت چيزي كه خيلي مي گفت .) جلوي رضايي يك مقهور واقعي بود . من كه با دوستام برنامه رو ديدم همه نظرشون همين بود . بياييد اين دفعه ديگه خودمون باشيم و به كانديدايي كه منطقيه راي بديم . اصلا اين حرفت و قبول ندارم كه براي فرار از احمدي نژاد به موسوي راي بديم . تو كه ادعاي روشن فكري زيادي داري . در ضمن من معتقدم كه موسوي بدتر از احمدي نژاده . از حرف هاي ديشب احمدي نژاد هم بيشترش رو قبول دارم . نظرت در مورد صدق حرفاش چيه ؟ مگه تو دولت خاتمي و هاشمي اشرافي گري نبود ؟ اين بر همه واضحه كه دولت احمدي نژاد از نظر اقتصادي بهتر از خاتمي و هاشمي كار كرده . علت اينكه اين دوره اين همه مخالف داره بيشتر به علت تفكر بسيجي بودن و گشت ارشاد و ريش و يقه بسته و ... در كل مسايل فرهنگيه . اينم بهت بگم كه اينا كلا جز نسل سوخته به حساب ميان . انتخاب ما هم نه بين بد و بدتر بلكه بين بدتر و بدترين هست . البت به احمدي نژاد هم راي نمي دم . چون با سياستش از اين دست مخالفم و راي نمي دم . مي خوام به رضايي راي بدم ولي به اون هم زياد اطمينان ندارم . از خدا ميخوام كه من رو هدايت كنه. ولي از اونجايي كه من نبوغ خاصي تو سياست دارم مطمئنم كه موسوي راي نمياره . نظرت رو راجع به برنامه هاي رضايي هم بدونم بدم نميام.
moji - June 4, 2009 10:38 PM
:
آقای قدوسی من به سختی می تونم باور کنم که این مطلب به قلم شما نوشته شده. پاراگراف اول اصلا اون عقلانیتی که همیشه در نوشته های شما وجود داشت رو نداره!! من نمی دونم چرا شما انقدر محافظه کارانه نسبت به اقتصاد آزاد صحبت می کنین! شاید نظرتون به کلی نسبت به توانایی های بازار عوض شده؟! اگه اینطوره چرا قبل از نوشتن این پست یه پستی اختصاص ندادین به تغییر دیدگاههاتون تا طرفدارای لیبرالیسم و تغییر و تیم کروبی تا این حد از این پست شگفت انگیز شما شوکه نشن؟؟ چرا الان اینو می گین؟؟؟ الان که ما با تمام توان و انرژی مون خواستار تغییریم، چرا می خوایین سستمون کنین؟؟ چرا همیشه با قلم زیباتون از اقتصاد آزاد دفاع کردین ولی الان که وقته نشون دادن ایمان واقعیه، خودتونو کنار کشیدین؟؟ آقای قدوسی چرا راضی هستین اقتصاد رو در عین انتخاب آزاد به دهن دولت بدین تا درسته قورتش بده که بعد از هشت سال از خصوصی سازی فقط یک خاطره باقی بمونه؟؟
آقای قدوسی من بر عکس شما فکر می کنم الان بهترین وقته اجرای برنامه کروبیه چونکه مردمه ما الان خواستار تغییر هستن. قبل از رخوت ناشی از دولتی شدن شدید اقتصاد باید به فکر بود. قبل از تنبلی بیشترمون.
Anonymous - June 4, 2009 11:06 PM
بابک :
به نظر من دلایل تون به دل نمی شینه!!مثله اینکه به یک مساله جواب می دیم ولی خودمون از جوابی که دادیم لذت نمی بریم!من برعکس فکر می کنم که با توجه به تیمی که دور و بر موسوی هستن و همه سهم خودشون رو می خواند، معلوم نیست چه کابینه ای در انتظار هستش؟!!!اینکه ایشون تو صحبت هاش تاکید می کنه بر تقویت پول ملی و از افزایش واردات می ناله به نظرم به حساسیت بچه ها و وزن دهی به اقتصاد آزاد ربطی نداره!!وقتی ایشون میگه که بدون اقتصاد قوی نمی تونیم اقتصاد رو انتشار بدیم، به نظرم باید حساس بود!در شخصیت این آدم و خوب بودنش تردیدی نیست!!
من هم برای امثال فراهانی احترام خاصی قائلم ولی اینها کار دارند تا به کرباسچی برسند!!اونم با اون قدرتی که قراره کروبی به کرباسچی بده!معاون اول!موسوی اگه می خواد تردیدها رو برطرف کنه حداقل در مورد معاون هاش باید صحبت بکنه یا نه؟
در ضمن به نظرم کسایی که اهل شلوغ بازی هستند مشارکتی ها هستند نه کسایی که دور کروبی جمع شدند.
بابک - June 4, 2009 11:21 PM
soghrat :
جناب آقای قدوسی
لطفا نظر مبارک رادر باب نقد بنده در باب رای موسوی تحت عنوان در باب رای به کروبی اعلام بفرمایید.
http://soghratezaman.blogfa.com/post-1.aspx
soghrat - June 4, 2009 11:27 PM
سیما :
سلام نظر شما جالب توجه بود
با اجازه تون لینکتونو گذاشتم توو پیوندام
سیما - June 4, 2009 11:34 PM
خسرو :
آقا حامد با حفظ احترامات
اول اینکه واقعیت اینه که ماها به جای اینکه ارزیابی کنیم اول انتخاب میکنیم بعد توجیه.
دوم اینکه برامون سخته همرنگ جماعت نباشیم. و کلن هم شدید تمایل داریم که عضوی از گروه برنده باشیم. برامون سخته که به یکی رای بدیم که احتمال داره فردای انتخابات بگن زیر 5 درصد آرا رو کسب کرده حالا هزار جور توجیه میکنیم.
سوم اینکه بالاخره ته ماجرا اینه که گفتن اینکه به موسوی رای میدم کلاس روشنفکریش به مراتب بالاتر از اینه که بگیم به کروبی رای میدیم
چهارم اینکه یه نگاهی به مقاله نبوی بندازید. به نظرم در بهترین حالت انتخاب موسوی بازگشت به دوران دوم خاتمیه که نتیجه اش هم معلومه به قول عبدی "دولت با رایحه خوش خدمت که زیر بته نیومده".
پنجم اینکه مخلصیم و دعاگو
خسرو - June 4, 2009 11:36 PM
:
Motasefam:( Man vaghean dark nemikonam aghaye moosavi chera inghadar haami daareh....Karoobi ba koli barnaameh va kadr-e ejraaee ghavi varede baazi shodeh,vali ignor mishe. Man ke ray--am ra tagheer nemidaham. Foghesh baazi be dore dovom keshideh mishavad, az chi negaranid?
Anonymous - June 4, 2009 11:38 PM
:
Dorood
in matlabi ke gofti daghighan masaleeiye ke chan rooz bood zehne mano mashghool karde bood va man ham dagighan tasmime khodamo gereftam va benazaram bayad be moosavi ray dad vali ey kash moosavi kami shojaat va serahate karoobio dasht
ya hagh
Anonymous - June 5, 2009 12:29 AM
:
من به مهدي کروبي راي خواهم داد.
دلايل ام را اين جا ليست مي کنم:
يک. هر چه صبر کرديم موسوي حرف دقيق بزنه، از کلي گويي دست برداره و مطالبات مشخصي رو مطرح کنه اين اتفاق نيفتاد که نيفتاد. آخرين اميدِ خيلي ها، نطق هاي تلويزيوني کانديداها بود که اون جا هم موسوي واقعآ در مقام يک عوام گراي محض ظاهر شد.
دو. من به کسي راي مي دم که من رو نمايندگي کنه و دغدغه هاي طبقه اجتماعي من رو مطرح کنه، اين يک دو دو تا چهار تاي ساده هست در هر انتخاباتِ حتي اندکي دموکرات. موسوي، ولي، ظاهرآ تمايل و کششي به طبقه متوسط شهري نداره، و هنوز ذهن اش و نگراني اش متوجه «مستضعفين» و «عدالت» و «مدرسه بسيج» ست. اگر نطق هاي موسوي که جمعه شب در شبکه يک سيما و دوشنبه در راديو پخش شد رو ديده/شنيده باشيد، حتمآ با من موافق هستيد که چه کساني رو مخاطب قرار داده بود.
سه. من حس تاسف عميقي دارم که بعد از گذشت ١٢ سال از دوم خرداد ٧۶، شعارهاي تشکل هاي وصل به اون جريان، از «جامعه مدني» و «قانون مداري» خاتمي در آن سال، و «حقوق بشر» و «مديريت علمي» مصطفي معين در ٨۴، به شعار گنگ و جهان سومي «عدالت» و شعار غير واقعي و آرماني «دفاع از مستضعفين» و «بازگشت به ارزش هاي انقلاب» در سال ٨٨ تقليل پيدا کرده. موسوي ابدآ نه از جامعه مدني مي گه، نه از حقوق بشر و نه از مديريت علمي. فقط گاهي يک گريزي به «قانون» مي زنه که براي اون هم هيچ راهکار عملي و شفافي رو توضيح نمي ده. موسوي، بر اساس چيزهايي که مي گه، هيچ نسبتي با برنامه هاي خاتمي و معين، و مطالبات جامعه مدني ايران نداره.
چهار. يکي از دلايلي که در چند ماه گذشته باعث مي شد موسوي نسبت به کروبي انتخاب بهتري باشه، حمايت اکثر تشکل هاي اصلاح طلب بود. حمايت سريع مشارکت و سازمان مجاهدين انقلاب کافي بود که آدم ديگه به کروبي فکر هم نکنه. ولي واقعيت اينه که حتي در همون بيانيه هاي اين دو حزب، دليل حمايت از موسوي شانس بيشتر اين آدم براي انتخاب شدن بيان شده، و نه مطلوب تر بودن اش. از طرفي، موسوي تلاش واضحي مي کنه خودش رو غير متصل به اين جريان ها يا هر جريان اصلاح طلب ديگه اي نشون بده. من فکر مي کنم اين دو تشکل عجله کردن، و اگر قرار بود الان انتخاب کنن، خيلي بعيد بود برن پشت سر موسوي. اشتباه بزرگ مشارکت اين بود که بدون اين که امتياز بگيره رفت پشت سر موسوي. کاري که تحکيم وحدت نکرد، و بعد از مذاکرات فراوان و دريافت حداقلي از تضمين ها، از کروبي حمايت کرد. اين رو هم اضافه کنم که جريان اصلاح طلبي ايران نبايد سرنوشت خودش رو به کسي گره مي زد که خجالت مي کشه خودش رو اصلاح طلب بنامه. اين دستپاچگي و عجله مشارکت و مجاهدين انقلاب اسلامي، عملآ از اين چيزي هم که بودن منزوي ترشون مي کنه.
پنج. موسوي خودش رو «اصلاح طلب اصول گرا» مي خونه: يکي به نعل مي زنه، يکي به ميخ. مي خواد هر دو طرف رو داشته باشه و خوب طبيعتآ مجبور خواهد بود به هر دو طرف اندکي باج بده. من نمي خوام کسي رو انتخاب کنم که به اصول گراها باج ميده. خاتمي هشت سال باج داد نتيجه اش شد احمدي نژاد. دقت کنيد حتي نشد ناطق نوري، شد احمدي نژاد. روش خاتمي با هر استانداردي که اندازه گيري کنيد، يک روش شکست خورده محسوب ميشه، مگر اين که هنوز اين قدر نوستالژي دوم خرداد برامون پر رنگ باشه که حاضر باشيم رسمآ حماقت کنيم ولي روش دولت خاتمي رو به نقد نکشيم. تازه خاتمي به لحاظ فکري آدم به روزي محسوب ميشه، که روش ها و تاکتيک هاش غلط بوده، ولي موسوي که اصلآ به لحاظ فکري هم «اسلام ناب محمدي» دغدغه اصلي اش ست. به اين فکر کنيد که در انتخابات رياست جمهوري آمريکا، يکي از نامزدها بياد بگه من هم دموکرات ام، هم جمهوري خواه! فکر مي کنيد جامعه چه واکنشي نشون ميده؟
شش. موسوي هنرمنده. اين باعث مي شه من بيشتر از کروبي دوست اش داشته باشم. به نظرم غير از هنرمند بودن، روحيه هنري هم داره، اين که آدمي ٢٠ سال بره در خلوت و سکوت، هيچي نگه، بعد از ٨ سال نخست وزيري، تمايل و کشش و تلاش ي براي به دست آوردن قدرت انجام نده، همه از يک روحيه هنري بر مي آد. روحيه اي که با بده بستان ها و خرد ورزي هاي رايج دنيوي ميونه اي نداره. اين دقيقآ چيزي ست که اين آدم رو، عليرغم جذاب تر شدن و احتمالآ شريف تر ماندن، براي کار جدي در بالاترين سطح مديريت کشور نالايق مي کنه. ما به يک آدم کاري، عمل گرا، و دنيا گرا نياز داريم. کسي که بتونه محاسبه کنه و براي پيشبرد اهداف امتياز بگيره.
هفت. موسوي رزومه کاري بسيار مبهمي داره. او در سال هايي نخست وزير ايران بوده که کمتر ايراني اي ميتونه بازگشت به آن سال ها را تصور کنه بي آن که تن اش بلرزه. چيزهايي در آن سال ها اتفاق افتاده که زيبنده انسان نيست. موسوي بايد توضيح بده که در آن سال ها چه مي کرده. بعيده موسوي نقش مستقيمي در بگير و ببندهاي دهه ۶٠ داشته باشه، ولي اگر با بسياري از آن خشونت ها مخالف بوده بايد اين را بيان کنه. اون نمي تونه از ما درخواست راي کنه، ولي از پاسخ گويي به پرسش هاي ما سر باز بزنه. او حتي ممکنه تغيير کرده باشه، ممکنه در آن زمان اندکي هم آلوده شده، ولي امروز مرد ديگري باشه، از نظر من در چنين حالتي هم شايد بشه به او راي داد، ولي به شرطي که از گذشته خودش اظهار ندامت کنه. چيزي که تاسف آوره اين که موسوي نسبت به دهه ۶٠ تعلق عاطفي داره و بر اساس چيزهايي که در اين چند ماه گفته رويا ي اش هم بازگشت به ارزش هاي آن دوران است.
هشت. کروبي در رزومه اش نمايندگي مجلس از همه چيز بيشتر به چشم مي آيد. بزرگترين مقامي که داشته به واسطه راي مستقيم مردم بوده، و رياست بهترين و جسورترين مجلس سي سال گذشته يعني مجلس ششم را به عهده داشته. موسوي اولين باري ست که در انتخاباتي شرکت مي کنه. کروبي بيشتر در بازي دموکراسي شرکت کرده و درک اش از سياست مدرن احتمالآ بالاتره.
نه. نمي تونم آدم هاي دور و بر کروبي را ناديده بگيرم. کروبي اگر انتخاب شه کرباسچي مي شه معاون اول اش. کرباسچي آدم کار است. کار جدي و به در بخور بدون اين که فلسفه بافي کنه. کروبي بسته اي است حاوي مهاجراني، سروش، کديور، ابطحي، قوچاني، زيد آبادي، عبدي، بابک احمدي، و ديگراني از همين طيف. دقت کنيد که کروبي عملآ متاثر شده از اين آدم هايي که نام بردم. کرباسچي اسمش ميشه معاون اول، ولي در عمل شک نکنيد که بالاتر از رييس جمهور، ميشه مرد شماره يک دولت. بد نيست کيفيت طرفداران کروبي را با کيفيت طرفداران موسوي مقايسه کنيم. در حال ي که غالب طرفداران موسوي دانشجوها و جوانان بيست تا بيست و پنج ساله هستند، دور کروبي بيشتر آدم هاي سرد و گرم چشيده، ميان سال، زندان رفته، و عمل گرا به چشم مي خوره.
ده. خاتمي يک سياست مدار تاريخ گذشته است. ارجاع ما ايراني ها به گذشته را درک نمي کنم. خاتمي هر چه بود و هر چه کرد دوران اش تمام شده. نوستالژي خاتمي و دوم خرداد داشتن محترم است. ولي اگر اين نوستالژي بخواد مبناي تصميم گيري براي آينده بشه واقعآ بايد نگران بود. امروز روز ديگري است. اين که خاتمي حمايت مي کنه، من را، بيش از ترغيب به موسوي، نگران مي کنه.
يازده. در بيشتر جاهاي دنيا، وقفه در رزومه کاري به شدت به اعتبار حرفه اي شخص لطمه مي زنه. اين که کسي بيست سال کار نکرده باشه و حالا براي شغلي درخواست بده، همه هم برن به حمايت اش، خودش هم باورش شه چه خوب که بيست سال نقاشي مي کردم. حالا هم که يک نسل عوض شده و کسي چيزي يادش نيست. اين يک فاجعه است به نظر من. موسوي بيست سال است که در عمل فقط کار هنري مي کنه، آخه کجاي دنيا چنين کسي مي تونه براي بالاترين رده شغل سياسي و مديريتي درخواست بده؟!
دوازده. کروبي به لحاظ فعاليت مرتبط، نقطه مقابل موسوي است. در همه اين سال ها فعال بوده، و بر خلاف موسوي که سه ماه است يادش افتاده که مي خواهد رييس جمهور ايران شه، از تير ماه ٨۴ فعاليت اش را براي انتخابات دهم آغاز کرده.
سيزده. از امتيازات موسوي زهرا رهنورده. اين رو قبول دارم، ولي يک نکته رو هم بايد اضافه کنم که شواهد حکايت از اين داره که موسوي و زهرا رهنورد تفاوت هايي با هم دارن و نمي شه به صرف همسري چون زهرا رهنورد داشتن، نتيجه گرفت موسوي گزينه بهتري براي پيش بردن جنبش برابري جنسيتي ايران باشه. به طور نمونه، در مراسم دوم خرداد، موسوي با بهانه سفر استاني شرکت نکرد، در صورتي که اون مراسم خيلي قبل تر از سفر اصفهان برنامه ريزي شده بود و موسوي احتمالآ به خاطر پيش بيني اش از تند روي هاي اون جمعيت بيست هزار نفري ريسک اين که طرفداري بخشي از مذهبي ها رو از دست بده در نظر گرفت. اين غير از دهن کجي به اون همه سياهي لشگر سبزپوش، نشون دهنده تفاوت هاي شخصيتي بين مير حسين و همسرش ميتونه باشه. اتفاقآ در مورد حقوق برابر، من همون يک وزير زن در کابينه، که کروبي قول اش رو داده، هرچند کلآ اتفاقي بيشتر نمادين خواهد بود، رو تاثير گذار تر مي دونم تا زهرا رهنوردي که به احتمال زياد بعد از انتخاب موسوي از حد مشاور خانگي رييس جمهور ايران فراتر نخواهد رفت.
چهارده. اين که تيم کروبي، از جمله عباس عبدي، با BBC فارسي مصاحبه، و حتي رييس ستاد کروبي در شيراز با عکسي کروات زده با BBC گفتگو مي کنه رو ابدآ نمي شه دست کم گرفت. در شرايطي که موسوي حتي مي ترسه با ملي مذهبي ها وارد ديالوگ بشه.
پانزده. در مورد برنامه هاي اقتصادي مطرح شده از سوي کروبي و موسوي، به نظر شما کدومشون به جذب سرمايه خارجي، و ايجاد احساس امنيت در سرمايه دارهاي داخلي بهتر کمک مي کنن؟ موسوي که مستقيم در برنامه جمعه شب، سرمايه دار رو خدمت گزار مستضعفين مي نامه، يا کروبي اي که در برنامه سه شنبه شبکه چهار ورود سرمايه خارجي به ايران رو غير از فايده اقتصادي، شامل ورود فرهنگ مديريتي غير ايراني و بهبود وضع مديريت داخلي مي دونه؟ با خودمون رو راست باشيم، در حوزه اقتصاد، دقيقآ چه فرقي هست بين احمدي نژاد و موسوي؟
شانزده. افسانه اي که از قبل از عيد شروع شد و دهن به دهن چرخيده و اين روزها طرفدارهاي موسوي هم خيلي ازش استقبال مي کنن اينه که حضور کروبي و موسوي با هم، شانس انتخاب احمدي نژاد رو افزايش ميده. اگر کمي در مورد قوانين مربوط به انتخابات آگاهي داشته باشيم، مثل برق مي فهميم که مطلقآ چنين چيزي نيست و به خاطر قانون پنجاه درصد به علاوه يک، که براي انتخاب شدن ضروري ست، مجموع آراي کروبي و موسوي و رضايي- و نه آراي کسي از اون ها که بيشتر طرفدار داره- است که تعيين مي کنه احمدي نژاد انتخاب مي شه يا اين که انتخابات به دور دوم مي ره. اگر آراي کروبي+رضايي+موسوي از پنجاه درصد بيشتر بشه، احمدي نژاد پيروز نمي شه. حالا اگر فرضآ کروبي به نفع موسوي هم کنار بره، آن وقت موسوي+رضايي بايد از پنجاه درصد بيشتر بشه که احتمال اش کمتره. اين افسانه رو همون «سبز پوش» هايي راه انداختن که باز مشابه بهمن ۵٧ و خرداد ٧۶ احساس رو بر خرد و منطق ترجيح مي دن، و عليرغم همه تجربيات اين سه دهه کماکان مي خوان از طريق «خلق حماسه» مملکت رو اداره کن.
هفده. همه نشانه ها حکايت از شکست احمدي نژاد داره. لازم نيست شروع کنم اين نشانه ها رو ليست کنم. الان موضوع اصلي رقابت بين کروبي و موسوي ست. حيفه حالا که موسوي تنها گزينه ما نيست، بدون فکر کردن و امتياز گرفتن به «جنبش سبز» بپيونديم. ميشه عقلاني تر بود و وارد اظهار نظرهاي پوپوليستي و غير علمي نشد. ميشه به کسي که حاضر نيست به ما امتياز بده، و بخشي از مطالبات مون رو محقق کنه راي نديم. اين کاملآ امکان پذيره. کروبي داره با ما معامله مي کنه، امتياز ميده، از ما راي مي خواد، در صورتي که موسوي مي خواد با درست کردن جنبش ي احساسي مفت مفت راي جمع کنه، بعد هم که شد رييس جمهور صداقت اش رو به رخ مون بکشه که به ما قولي نداده بود که ما انتظاري داشته باشيم. اين که کروبي کرباسچي رو مي کنه معاون اول، يعني داره به مردم امتياز ميده، اين که بيانيه حقوق شهروندي صادر مي کنه، در شرايطي که چنين چيزي مي تونه در تقابل با حاکميت قرارش بده، يعني اين که داره به ما امتياز ميده. مهم نيست کروبي چه تيپ آدميه، يا اين که تحصيل کرده نيست، يا اين که حرف زدن اش مثل آدم حسابي ها نيست، مهم اينه که احتمال بيشتري هست که ما رو به خواسته هامون براي داشتن جامعه اي مدرن نزديک کنه. کروبي بازي سياست رو ياد گرفته، اين اون آدم گذشته نيست، اين رو در عمل داره نشون ما ميده. در صورتي که موسوي، در عمل که هيچي، در کلام هم ذره اي تغيير نکرده.
Anonymous - June 5, 2009 04:36 AM
جواد :
مهمترين دليل براي راي دادن به كروبي اين است كه سطح توقع از كروبي خيلي زياد نيست و خودش هم چنين ادعايي ندارد، ولي تيم موسوي دقيقا دارند مثل دوم خرداد موج مردمي درست ميكنند كه بيشتر احساس است و خيلي سريع به سرخوردگي بعد از پيروزي منتهي ميشود، متاسفانه موسوي براي اهدافض برنامه مشخص ارائه نميكند و صرفا با انتقاد از احمدي نژاد ميخواهد راي بياورد و اين تكرار مجدد حوادث دور اول خاتمي را منجر ميشود.
من اگر ميدانستم با انتخاب خاتمي ، دور بعدي احمدي نژاد ميشود حتمابه ناطق راي ميدادم.
جواد - June 5, 2009 06:30 AM
آشنای دور :
سلام به حامد جان و دوستان عزیز
من تمام مطالب آقا حامد و اکثر مطالب دوستان رو خوندم
این که بین نامزدها کی بهتره،به نظر من در حین پیچیدگی، مساله خیلی ساده هست و نیاز به پاسخ دادن به دو سواله:
1- آیا دولت فعلی خوب عمل کرده؟
الف) اگر بلی هست که باید به همین دولت رای داد و اینکه تنها همین دولت می تونه در این چهار سال در مسیر قبلی خود به خوبی و با سرعت بیشتری پیش بره
ب) جواب خیر هست: اون هایی که به این مساله معتقدند که برای دونستنش تنها کافی با کارشناسان و اساتید اقتصاد، رشته های مالی، علوم سیاسی و جامعه شناسی به بحث بنشینند چون بالاخره حداقل هر کدوم چند تا تحقیق داشتند و اگر اهل حقیقت باشید خواهید دید که دولت فعلی در بررسی های انجام شده از سوی اساتید بزرگی در زیر چنین بوده است:
خبرگزاری ایلنا: نتایج پژوهش ۳۰ ساله مدیریت اقتصادی دولتها با هدف ارزیابی سیاستگذاری اقتصادی در ۹ دولت پس از پیروزی انقلاب اسلامی منتشر شد.
این پژوهش توسط تعدادی از اقتصاددانان برجسته کشور به سرپرستی دکتر عبدالرسول قاسمی، عضو هیأت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی صورت گرفته است.
در علم اقتصاد، برای حرکت کشور در مسیر پیشرفت و توسعه اقتصادی و نجات مردم از فقر و عقبماندگی و دستیابی به رفاه اقتصادی، دولتها باید ۵ هدف اقتصادی را دنبال کنند.
یک) افزایش تولید و رشد اقتصادی
دو) توزیع عادلانه درآمد و ثروت،
سه) ایجاد اشتغال کامل و کنترل بیکاری
چهار) تثبیت سطح عمومی قیمتها و کنترل تورم
پنج) تعادل تراز پرداختهای خارجی
و اما نتایج این بررسی با توجه به سایر عواملی همچون سطح دسترسی دولت ها به
و اما نتیجه:
ارزیابی کارایی دولتها در خصوص متغیر رشد اقتصادی بیانگر آن است که با توجه به امکانات در اختیار دولتهای مختلف، دولت چهارم بهترین عملکرد را داشته و دولتهای سوم و نهم با نتایجی نزدیک، حداقل کارایی را در ارتباط با رشد اقتصادی داشتهاند. پس از دولت چهارم، بهترین عملکرد در زمینه رشد اقتصادی متعلق به دولتهای هفتم و هشتم بوده و دولتهای ششم و پنجم در رتبه بعدی قرار داشتهاند. دولت نهم، در عملکرد رشد اقتصادی در همه سالها ناکارا عمل کرده
خوب می بینید که پاسخ معقولانه به سوال اول خیر خواهد بود
2- و اما سوال دوم:چه کسی از بین این سه نامزد بهتر خواهد بود؟
ما در موقعیتی نیستیم که یه بار دیگه بخوایم مملکت رو دست کسی بسپاریم که تجربه و عملکرد اون در شرایط بحران ضعیف باشه پس به کسی نیاز داریم که در شرایط بحران قبلاً امتحانش رو خوب پس داده باشه و اگر بخواهید به این سوال هم منصفانه و بدون در نظر گرفتن حواشی که هر نامزدی داره پاسخ بدید، از بین این سه نامزد مدیر دوران بحران رو انتخاب می کنید
آشنای دور - June 5, 2009 06:53 AM
کلاغ :
ممنون آقای قدوسی
من در وبلاگم و در فیس بوک به این مطلب لینک دادم.
کلاغ - June 5, 2009 07:01 AM
محمد :
خیلی نا امید شدم از تحلیلت!!من همیشه و از خیلی وقت پیش مطالبی رو که می نویسی دنبال می کنم و کمابیش موافق بوده ودر مواردی هم مخالف نظرت بودم. اما الان شدت مخالفتم بسیار زیاده چراکه ما که نباید صرفا برای انتخاب نشدن احمدی نژاد به چیزی که باور نداریم رای بدیم!پس سقف مطالبات چی میشه؟!نظر تو فقط کف مطالبات رو تامین می کنه و نه چیزی بیشتر!من به کروبی و تیم اجراییش رای می دم چون پشتش تمام کسانی هستند که برای جریان اصلاحات هزینه پرداخت کردن در ضمن با 100 صفحه برنامه تدوین شده وارد عرصه شدن!من به تغییر رای میدم.
محمد - June 5, 2009 07:17 AM
:
سلام ، جناب آقای قدوسی ،در مناظره رضایی و موسوی مشخص بود که موسوی هنوز با زمینه و رنگ و لعاب اقتصاد دوران جنگ وارد میدان شده و هیچ طرح مدونی برای حال حاضر کشور ندارد وحتی برای سئوالات رضایی جواب علمی و قانع کننده ای نداشت و گویا در حال حاضر فقط آمده که قدرت را بدست بگیرد و بعدا در مورد اداره مملکت فکر کند در حالی که به نظر می رسد کروبی و رضایی آماده تر وارد میدان شده اند.
به نظر شما این طور نیست؟
Anonymous - June 5, 2009 07:20 AM
لاتاری :
من اون چیزی که از موسوی دیدم ممکنه آدم خیلی خوبی باشه ولی اصلا در حد ریاست جمهور مملکت نیست روی هیچ مسئله ای تسلط نداره فقط از روی یک سری برگه بخونه وقتی بیاد روی کار مطمئنا خودش هیچ کاره است تو این 20 سال کجا بود یکی واقعا اگه برای مملکتش دلسوز باشه هیچ وقت سکوت نمی کنه!بنظر من هیچ کس بهتر از موسوی نمی تونستند برای کاندیدایی معرفی کنند که بتونه رای بیاره یه کم از اصلاحات حرف بزنه مردم هم حامی اش بشن کدوم اصلاحات؟ من یه استدلال درست بخاطر حمایت از ایشون ندیدم همه می گن به موسوی رای می دیم به چه علت؟تنها علتی که ما شنیدیم به این علت که 8 سال نخست وزیر بوده که نذاشته بود قحطی بشه اون موقع هر چی بود همه از ذخیره قبل از انقلاب بود هنوز ما مملکتمون نتونسته به سازماندهی قبل از انقلاب برسه بعد اون موقع می خواستیم مشکل داشته باشیم ..موسوی که رای بیاره خودش توانایی تصمیم گیری داره؟؟؟ همون آیی که اوردنش همونا مملکت اداره می کنند متاسفانه موسوی فقط مهره است
لاتاری - June 5, 2009 07:55 AM
:
فعلا منتظر می مونم تا آخر مناظره ها . ولی تا اینجای کار با وجودی انتقادهایی که به موسوی دارم اما ایشون رو از همه عملگرا تر و بدور از هیجانات و شعارهای نشدنی دیدم و همین طور با وجود صراحت کلام آقای کروبی اما فکر کنم ایشون زیادی دارن تند می رن و مطالباتی که مطرح می کنند عملی نیست با توجه به چارچوبهای قانونی . و تغییر قانون هم که بماند . اما آقای رضایی چطور آقای قدوسی شما که اقتصاد بلدید برنامه های ایشون رو جدا از کاریزمای ایشون چطور می بینید . من گرچه در اقتصاد زیاد وارد نیستم اما بنظرم برنامه های اقتصادی ایشون قابل تامله .
Anonymous - June 5, 2009 08:02 AM
ُS :
من به عنوان یه دانشجوی دکترای شریف که تو یه شرکت مهندسین مشاور هم پاره وقت کار می کنه به کروبی رای می دم. ببین اکثر پروژه های شرکت ما، یا مستقیم با خارجی ها طرفه یا غیر مستقیم به سرمایه گذاری خارجی ربط داره (مثل پروژه های نفت و پتروشیمی و ... در جنوب). من حداقل به طور خودخواهانه هم که بخوام رای بدم می دونم با اومدن موسوی چیزی در آینده کاریم تغییر نمی کنه ولی اگه استدلال ساده کروبی در مورد ایجاد امنیت برای سرمایه دار و در نتیجه سرمایه گذاری و در نتیجه اشتغال رو مد نظر قرار بدیم نه تنها من به عنوان مهندس بلکه تا تکنیسین تا کارگر ساده هم از این سیاست سود می برند. ببخشید که نتونستم به طور فنی تحلیل کنم و فقط یه استدلال شهودی داشتم.
ُS - June 5, 2009 08:55 AM
:
سلام
ممنون از تحلیلتون.
می خوام به اونایی که فکر می کنند از کروبی کاری برمیاد برخی رفتارهای کروبی رو یاد آوری کنم.
من آقای کرباسچی، ابطحی، مهاجرانی و ... رو خیلی قبول دارم اما وقتی قراره این افراد در تیمی با هدایت کروبی کار کنند به نظرم دیگه آدم های سابق نیستند.
من می خوام به دوستان برخورد کروبی با قانون اصلاح مطبوعات و تحصن نماینده در مجلس رو یادآوری کنم و کوتاه اومدن های آقای کروبی رو. من هنوز باور نمی کنم که آقای کروبی اونقدر عوض شده باشه که به کرباسچی و حجاریان فرصت عمل بده.
تو همین روزها وقتی روزنامه خود کروبی خبر سانسور حرفهای کروبی رو میده خودش تکذیب می کنه. چرا؟ چرا ناهماهنگی و چرا تکذیب؟
Anonymous - June 5, 2009 09:01 AM
پویا :
حامد جان. ابدا انتظار نداشتم. اصلا هم نمی خواهم جوابت را بدهم که یک داور بی طرف با مقایسه این متن تو با تمامی پست های دیگرت می فهمد که در این پست به همه اندیشه ات پشت کرده ای و فقط برای یک مصلحت.
من فقط در دور دوم و در صورت عدم وجود گزینه دیگر، موسوی را انتخاب می کنم. اینجوری می تونم وجدانم را راضی کنم.
پویا - June 5, 2009 09:05 AM
:
حامد عزیز در اشتباه هستید
اولا با توجه به اینکه در دور اول هیچ کاندیدایی 51% آرا رو نداره و رای احمدی نژاد کم نیست و به هیچ وجه از 40% کمتر نمیاد ، کافیه که رای مرحلۀ اول ما به غیر احمدی نژاد باشه، حالا به هر دلیلی. مثلاً دلیل من اینه که برنامه کروبی بهتره و رای من به کروبی احتمال دور دوم رفتن کروبی رو زیاد میکنه بدون اینکه به ضرر آقای موسوی باشه. چون این رای درصد آرا رو بالا میبره و حتی اگر فرض کنیم رای موسوی بیشتره، احتمال 51% شدن احمدی نژاد رو کم میکنه پس به نفع موسوی هم هست
ثانیاً کناره گیری نکردن کروبی تو این مرحله از روی لجبازی نیست و با جناب موسوی هماهنگ شده چون درصورت کناره گیری کروبی نصف آرای کروبی که متعلق به زاگرس نشینها و روستاها ست به نفع احمدی نژاد به صندوق ریخته میشه و این احتمال دور دوم رفتن موسوی رو کم میکنه
ثالثا به دلیل فوق دور دوم با کروبی و احمدی نژاد بهتر از موسوی و احمدی نژاد است. چون با شکست کروبی در دور اول معلوم نیست رای هاش به کدوم سمت بره ولی با شکست موسوی در دور اول از اونجا که آرای موسوی از طبقۀ شهری است و آگاهانه تر هست، با دو قطبی شدن انتخابات در دور دوم تماما به نفع کروبی ریخته میشه و شکست احمدی نژاد حتمیه ولی با حضور موسوی در دور دوم احتمال شکست احمدی نژاد کمتره
رابعا با توجه به اینکه رای به کروبی با توجه به برنامه و تیم بهترش در دور اول با هیچ حساب و کتابی به نفع احمدی نژاد نیست لذا بدون نگرانی به کروبی رای بدین و اگه واقعا آقای کروبی دور دوم نرفت رای به موسوی در دور دوم وظیفۀ همه طرفداران اصلاحاته
خامسا استدلال اصلی بر رای آوری موسویه که باید توجه کنیم تو هیچ نظر سنجی ای بالای 51% نیست و ضمنا رشد آرای کروبی بسیار قابل توجهه. مثلا با توجه به شور انتخاباتی شکل گرفته کافیست که یک سوم از تحریمیهای دور دوم خاتمی (15 میلیون) یعنی 5 میلیون بیان پای صندوق. با توجه به حمایت اپوزسیون و نیروهای رادیکال اصلاحات از کروبی رای اونها بطور آگاهانه و قطعی کروبی خواهد بود. پس آرای کروبی رو دست کم نگیرید، چون میتونه پدیدۀ این انتخابات بشه و حتی در غیر این صورت هم باز ضرر نکردیم چون در دور دوم موسوی رو داریم
سادساً روند مناظرات به نفع موسوی نیست و احتمالا کروبی و رضایی بهتر ظاهر میشن و با توجه به اینکه اغلب افراد مردد که تعداد میلیونی دارن در روزهای آخر تصمیم میگیرن، رای بالای کروبی دور از انتظار نیست
خلاصه اینکه رای به کروبی در دور اول با هیچ استدلالی به نفع احمدی نژاد تمام نخواهد شد لذا با رای به کروبی ضمن نه گفتن به احمدی نژاد، به برنامه و تیم خوب کروبی آری میگوییم و این در مقایسه با برنامه ها و تیم مبهم موسوی مطمئناً به نفع همه خواهد بود هر چند که هنوز معلوم نیست که رای موسوی بیشتر از کروبی باشه و در این صورت هم هیچ ریسکی مرتکب نمیشیم چون ضمن پایین کشیدن احمدی نژاد از 51% ، احتمال دور دوم رفتن هم موسوی و هم کروبی رو بیشتر میکنه
این استدلال کلی منه و لزوما پاسخ یک به یک به گزاره های نوشتۀ تو نیست
Anonymous - June 5, 2009 09:21 AM
منتقد احمدي نژاد :
انتقادات وارد به احمدي نژاد
1. روي آوردن به حركت هاي پوپوليستي و عوام گرايانه احساسي بدون تدوين نظام مدون براي توجه به مردم و مردم گرايي
2. مشكلات مردم را فقط مشكلات اقتصادي ديدن و عدم توجه به ديگر مشكلات مردم چه مشكلات فرهنگي، سياسي و اجتماعي
3. رفع مشكلات مردم به صورت مقطعي و با تزريق پول بدون توجه به ساختارهاي لازم كه منجر به رفع مشكلات به صورت موقتي و مقطعي مي شود و چون ساختار لازم براي آن در نظر گرفته نشده است، بلند مدت نخواهد بود.
4. بالا بردن سطح توقعات مردم و عدم در نظر گرفتن توانايي حكومت و دولت در دراز مدت براي تزريق پول مستقيم و دائمي به مردم
5. فاصله گرفتن از قاطبه نخبگان كشور و تكيه صرف بر مردم
6. مردم را فقط مردمي ديدن كه به اعتقاد دارند و به او راي داده اند و از او حمايت كردن، و عدم توجه به بقيه مردم و خواست هاي آن، در حالي كه رئيس جمهور بايد رئيس جمهور همه مردم باشد.
7. عدم اعتقاد به برنامه ريزي ها و مطالعات استراتژيك بلند مدت
8. خودرايي، اعتماد به نفس بالا و غرور كاذب و داشتن تفكر منجي گرايانه كه تنها او مي تواند تمام مشكلات مردم را حل كند و بقيه ناتوانند و نمي فهمند.
9. لجبازي و فدا كردن منافع ملي به خاطر اين لجبازي ها
10. مردم را به دوسته تقسيم كردن، كه يا مردم فقيرند و فقط بايد به آنها توجه كرد يا سرمايه دارند كه حتما زالو صفتند و باي حق مردم فقير را از اين سرمايه دارها گرفت.
11. توجه و تمركز بر دستاوردهاي زودگذر و عدم توجه به نتايج بلند مدت و آينده نگرانه اين دستاوردها
12. عدم توجه به قواعد مذاكره و ديپلماسي سياسي در سطح بين الملل براي پيشبرد اهداف ملي بدون ايجاد تنش
13. عدم اعتقاد به مديريت و سياست علمي و تكيه بر مديريت و سياست هياتي
14. هيجان زدگي، ماجراجويي و ريسك پذيري هاي بالا
15. بهره گيري از مشاوران افراطي و يكسونگر كه فقط در يك طيف قرار دارند.
16. عدم توجه به نخبگان در طيف هاي ديگر و نقادي هاي آنها
17. تحمل پذيري كم در مقابل انتقادات ديگران
18. اعتقاد به تئوري توطئه و اين كه منقدين دائم در حال توطئه بر عليه دولت او هستند
19. هزينه كردن از اسلام و انقلاب حتي براي توجيه اشتباهات خود
20. سياه نمايي تاريخ 24 ساله انقلاب و دولت هاي قبلي به دليل برخي از نكات منفي در دوره هاي قبل و نديدن نكات مثبت و خدمات دولت هاي قبلي
21. داشتن تفكر سياه و سفيد كه يك تفكر درست است و تفكر ديگر نادرست و راه ميانه اي بين اين دو وجود ندارد.
22. ايجاد درگيري و تنش بين خود و ديگران چه در سطح داخلي و چه خارجي
23. علاقه مندي بيش از حد به قهرمان جلوه دادن خود در سطح داخلي و خارجي
24. اعتماد و اعتقاد بيش از حد به مشاوران نزديك خود و چشم پوشي از اشتباهات آنها
25. انتساب تمام فعاليت ها و موفقيت ها و شكست هاي خود به ملت ايران
26. مصادره به مطلوب تمام پروژه ها و فعاليت هاي دولتهاي قبلي به خود
27. عدم توجه به دقت و صحت و سقم آمارهايي كه مي دهد و عدم توجه به مغالطات آماري
منتقد احمدي نژاد - June 5, 2009 10:16 AM
محمد كلانتری :
ديروز مطلبي در يك وبلاگ خوندم كه به نظرم واقعا درست بود. نوشته بود تيمي كه كروبي جمع كرده يك تيم جنجالي و پر حاشيهاس كه مسلما درگيريهاي زيادي دربارهشون به وجود مياد. و گفته بود از بين اينها شايد فقط دكتر نجفي بتونه از مجلس اصولگرا راي اعتماد بياره.
http://negaheno.wordpress.com/2009/06/02/karobi-or-mousavi/
محمد كلانتری - June 5, 2009 10:20 AM
آشنای دور :
چرا ما ایرانی ها اینقدر سیاسی هستیم و بهترین لحظات زندگیمون رو به جای اینکه هر کدوم سعی کنیم از اونی که هستیم و بلاقوه ی وجودمون رو بلافعلی کنیم که این می تونه نهایت سیاست واقعی هر فرد در زندگیش باشه اما از این هم داریم فاصله می گیریمو راستی می دونید امروز در تاریخ میلادی چه اتفاق مهمی افتاده؟!!!
آشنای دور - June 5, 2009 10:41 AM
:
فقط چند تا نکته رو که بخصوص هنگام خوندن کامنتهای دوستان به ذهنم رسید، مطرح میکنم:
1- دوستانی که متاسف هستند از اینکه گفتمان و شعارهای «جامعه مدني» و «قانون مداري» خاتمي در آن سال، و «حقوق بشر» و «مديريت علمي» مصطفي معين در ٨۴ تبدیل شده به شعار گنگ و جهان سومي «عدالت» و شعار غير واقعي و آرماني «دفاع از مستضعفين» و «بازگشت به ارزش هاي انقلاب»، باید توجه داشته باشند که بیشترین درصد کسانی که هدف شعارهای خاتمی و معین بودند و این ارزشهای برایشان مطرح بود، در انتخابات سال 84 کنار کشیدند (حدود 20 میلیون نفر) چون عجله داشتند در 4 سال و 8 سال به یک جامعه آرمانی برسند و نمیتونستند بیشتر صبر کنند! کاملا مشخصه که در این حالت، خواسته بقیه جامعه که در انتخابات شرکت کردند، میشه گفتمان غالب مطرح در جامعه.
2- خیلی از دوستان عنوان میکنند که کروبی تیم اجرایی قوی دارد و افرد پشت سرش تکنوکراتهای قوی هستند، افرادی که عنوان میشوند اینها هستند: کرباسچی، نجفی، مهاجراني، کديور، ابطحي، قوچاني، زيد آبادي، عبدي. بجز کرباسچی و نجفی که دیگران را اصلا نمیشه مدیر اجرایی یا تکنوکرات حساب کرد، بقیه از جمله عبدی و زیدآبادی و ابطحی و قوچانی همه در بهترین حالت سخنوران یا روزنامه نگاران خوبی هستند که حتی برای مدیریت فرهنگی هم مناسب نیستند. تنها کسی که میشه گفت برای مدیریت فرهنگی مناسبه، مهاجرانی است. در مورد کرباسچی هم که هم برای من و هم فکر میکنم برای خیلی از مردم "کرباسچی قهرمان بی رقیب در بین تمام مدیران اجرایی 30 سال گذشته"، نیست. بهرحال همه میدانند که در مدیریت کرباسچی فساد زیاد وجود داشته، درسته که کارهای زیادی هم کرده، اما تعداد کمی هستند که او را یک آدم کاملا درستکار بشناسند. درسته که میگیم اکثر (شاید اگه نگیم همه) مدیران اجرایی این مشکل را دارند و میدونیم که داستان برخورد با ایشون و تیمشون و جریان خنده دار محاکمه کرباسچی بخاطر لج طرف مقابل از حمایتهای ایشون از خاتمی بود و کسی کاملا پاک نیست و گر حکم شود که مست گیرند، باید هرآنکه هست گیرند، اما خوب نمیشه هم گفت که در دستگاه مدیریت او کسی دزدی نکرده و رشوه نگرفته و غیره. تنها معتقدیم که فقط نخورده و ببره، بلکه کار هم کرده، یعنی پنجاه پنجاه. وگرنه اصلا مدیر ایده آلی نیست (حتی نمیشه گفت که نحوه مدیریت ایشون کاملا درست بوده). میمونه نجفی که انتقادات بسیاری که بر مدیریت ایشون در زمانی که وزیر آموزش و پرورش بود رو کسی از یاد نبرده. دیگه نمیدونم تیم اجرایی قوی کروبی چه کسانی میتونند باشند؟
3- در اینکه مشارکت و کسانی که پشت موسوی هستند، سهمشون رو میخوان شکی نیست، ولی مگر بقیه نمیخوان؟ یعنی کرباسچی فقط و فقط بخاطر رضای خدا اومده پشت کروبی؟
Anonymous - June 5, 2009 11:50 AM
آرش :
حامد من فکر می کنم که از لحاظ اقتصاد سیاسی بهترین زمان برای به اجرا در آوردن تحولات اقتصادی است که کروبی از آن صحبت می کند. در هیچ زمان دیگری جامعه ما تا این اندازه آمادگی تغییر را نداشته و آرام سازی آقای موسوی ختم به این می شود که یک بار دیگر به نقطه ای باز گردیم که چهار سال پیش بودیم خرابکاری هایی که احمدی نژاد کرده است هم تهدید است هم فرصت اما فرصتی عالی برای تغییر همه چیز. راه کاری که می گوید الان باید جامعه ما آرام شود یک راه کار کحافظه کارانه است.
آرش - June 5, 2009 12:49 PM
محمد :
در جواب دوستان عزیزی که بعضا نظرات مثبتی نسبت به کروبی ندارند یا هرگونه انتقادی از وی دارند خواهش می کنم لینک های زیر راببینید.
http://360darje.blogspot.com/2009/06/blog-post_1503.html
http://360darje.blogspot.com/2009/06/blog-post_03.html
http://360darje.blogspot.com/2009/06/blog-post_04.html
محمد - June 5, 2009 01:59 PM
سعید پوردلیر :
حالا که همه داریم از بغض معاویه رای میدهیم و نه از حب علی خوب است باور کنیم که دموکراسی آمدن به رای مردم نیست. امکان برکنار کردن با رای مردم اوج دموکراسی است.
حامد جان یادم است می گفتی که طرفدار آدم اصلاح طلب عملگرای واقع بین میانه رو هستی.
نمیدانم مناظره ها را دیدی یا نه. اما من با دلایل رای دادن شما به موسوی موافقم.
سعید پوردلیر - June 5, 2009 02:01 PM
سقراط :
من هم صحبتی حول و حوش مطلب آقا حامد اقتصاد دان خودمان داشتم:اولا که خیلی خوش بین هستم که با افزایش کل رای، در دور اول کروبی و موسوی به دور دوم بروند و درآن مرحله دوباره بشود تصمیم گرفت بین این دو اما ...
این استدلالات شما در باب رای به موسوی نهایتا به همان جایی ختم می شود که عموم جمعیت هیجان زده اطراف موسوی (منظورم خیلی از گروهای بالنسبه جوانی است که کلا از آشنایی آنها حتی با اسم موسوی یک ماه و کمتر می گذرد که البته میتواند مهم نباشد) می گویند:
الف- احمدی نژاد رای نیاورد.
ب- کروبی خوب است ولی شانس موسوی بیشتر است.
ولی این قضیه بخت پایین کروبی، خیلی قابل دفاع نیست. چون موج ایجاد شده حول موسوی در این روزهای اخیر در میان قشر تحصیل کرده تا حدودی و در میان عموم، به سمت کروبی جریان یافته است. خصوصا بعد از فیلم مستند کروبی و به احتمال زیاد بعد از مناظره کلیدی کروبی با احمدی نژاد (شنبه شب)که بسیار دیدنی خواهد بود این روند انتقال تقویت خواهد شد.
بعلاوه این که توجه دوستان رو به مناظره رضایی و موسوی که انجام شد جلب می کنم: رضایی نشان داد که از لحاظ برنامه اقتصادی، کارتیمی و داشتن طرح هایمختلف اقتصادی و سر درآوردن از اقتصاد باز و بازار، باجی به موسوی نمی دهد. یعنی کل اون موارد اقتصادی که شما می فرمایید آقا محسن و تیمش باهمون دانش جعفری و غیره میتواند از عهده آن بر آید و حتی دغدغه اش را هم دارد. بالانس بین اقتصاد آزاد و اقتصاد دولتی و توجه به طبقات پایین رو هم بخوبی میتونه عملیاتی کنه و شاید هم با دستی باز تر و قدرتی بیشتر.
و اما نکته مهم اینکه چرا برای داشتن یک زندگی به قول عوام معقول با منفعتی متوسط و برنامه ای قابل اجراء و آسودگی خاطری قابل انتظار در 4 سال آینده آنهم زیر سایه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و مقتضیاتش، انتخاب کروبی بر موسوی ترجیح دارد:
علاوه بر مورد الف یعنی رای نیاوردن احمدی نژاد، مورد ب هم اضافه می شود یعنی داشتن تیم قوی حرفه ای که نه اهل توهمات ایدئولوژیک اسلامی از نوع احمدی نژادی هستند و نه در فضای انتزاعی روشنفکری خاتمیزه شده سیر می کنند و مدعی آنهم نیستند، نه به لحاظ باطنی و نه به صورت رسمی در قالب گفتارهای ترجمه ای و قالبی. امثال کرباسچی و نجفی و الویری در بعد اقتصاد نه بدنبال آزمون و خطای نظریات اساتید شریف خواهند بود و نه حماقت و بلبشوی وضع فعلی را ارائه خواهند داد.
اما شما دوست عزیز اقتصادی خیلی با تجرید مسئله انتخاب رئیس جمهور و بردن آن در قالب صرف اقتصاد برخورد کرده اید: ولی برتری کروبی بر سایر کاندیداها علاوه بر آن حد از طرح و برنامه که مثلا موسوی و رضایی اعلام کرده اند ویژگی دیگری است: کروبی با تکیه بر جایگاه و قدرت نفوذ سیاسی خود بستر ساز است برای رشد اقتصاد و کار فرهنگی و شبکه های اجتماعی.
مزیت عمده کروبی آن جایگاه کلیدی و موقیعت خاصی است که در ساختار نظام جمهوری اسلامی ایران دارد. شبکه در هم تنیده ای از ارتباطات و اطلاعات از مسائل و اسرار نظام و پیشینه مسئولان که کروبی به هر شکلی در آن تنیده و جزئی از آن شده است که به او قدرت جلو رفتن در محدوده ها و خط قرمز های را می دهد که موسوی یا حتی رضایی از آن برخوردار نیست. حتی خاتمی هم نبوده. ریشه و تبار درخت جمهوری اسلامی در کف کروبی است. تمام اجزاء نظام با کروبی حالتی از مدارا دارند. نامه کروبی به حسین شریعتمداری را خوانده اید. کسی با شریعتمداری و تیمش به این سبک در نمی افتد. حتی نکته جالب تر اینجاست که شنبه شب خواهید دید حتی احمدی نژادی که به قول منتقدانش در مناظره با موسوی (( وقاحت )) پیشه کرده رفتاری بسیار محتاطانه در مقابل کروبی خواهد داشت و کروبی با بی پروایی همیشگی حتی با وجود فرموده آقا درصورت تعرض احمدی نژاد، چگونه به کوفتن او در گوشه رینگ بوکس مشغول خواهد شد. احمدی نژاد به اطرافیان او خصوصا کرباسچی و مهاجرانی گیر خواهد داد و کلا همه اطرافیان او را به شیطان بزرگ احمدی نژاد یعنی هاشمی منتسب خواهد نمود و تحریک نیروهایش را از این طریق انجام خواهد داد. البته باید دید تا شنبه شب گروه افتراء کسب نموده از سوی احمدی نژاد شکایت خود را اینبار هم به محضر الهی می برند یا در همین زمین فکری به حالش می کنند؟
((البته از این ویژگی کروبی خیلی از محافل و افراد به عنوان ریش سفیدی تعبیر می کنند که غلط است چرا؟ چون که خیلی ها می خواهند دراین نظام ریش سفیدی کنند و ریش سفیدش را هم دارند ولی قدرت و حتی اجازه ورود به خیلی از جریانات و حوزه های قدرت را ندارند که بخواهند کاری از پیش ببرند و آن عده قلیل مجاز به ورود به محافل و سطوح عالیه قدرت نظام، اصولا انگیزه، شجاعت و جسارت این کار را ندارند !)).
بنابراین به نظرمی رسد بستر سازی سیاسی، دفاع ازحقوق عموم و اقلیت و در گیر شدن با موج های پرقدرت داخل نظام، بیشتر از عهده ناوشکن اتمی کروبی بر می آید تا ناوچه کلاسیک موسوی !
امرسامان دهی اقتصاد به هر شکلی، تا زمانی که رئیس جمهور این بستر را آماده نکند (حداقل بطور موضعی و محدود تاکتیکی حراست نکند ) و در طول این 4 سال درمقابل امواج مخالف نیاستد به هیچ کجا نخواهد رسید! اقتصاد که هیچ، فرهنگ هم به طریق اولی و صدالبته مسائل اجتماعی!
مردان این بار نیستند موسوی و یارانش !
نمی خواهیم که دوره خاتمی دوباره تکرار شود، پشت میزهای روشنفکری پر شود و اوضاع به دلخجستگی بگذرد و دوباره کار اصلاحی ریشه ای انجام نشود. تحول فضا و گفتمان جامعه هم که بقدرکافی در دوره خاتمی انجام شده و در دوره احمدی نژاد هم مشکلات آن در متن جامعه و نظام مشخص شد:
خاتمی و گروهش جبهه هوای جدیدی را در سپهر جامعه ایران وارد نمودند ولی به دلایل متعدد زمینی آماده و درختی کاشته نشد که طبیعتا نتیجه اش هم 8 سال بعد مشخص گردید. این گروه تا آخر هشت سال به این جریانات موج هوای جدید دلشان خوش بود، نه زمینی آماده کردند در این مدت، نه درختی کاشتند نتیجه این شد که در انتخابات 84 هیچ میوه ای در سبد خالی خود نداشتند و در سبد جامعه هم چیزی نگذاشتند. البته تغیر هوا بی شک دست آورد بزرگی بود ولی کافی نبود و باید در آن هشت سال به رغم مشکلات، باقی مراحل را هم می رفتند.
احمدی نژاد در سال 84 با شعارارتقاء معیشت و گستردن عدالت در بخش اقتصادی سبد جامعه، آنرا بدست گرفت که در پایان دوره اش علاوه براین که سبد خالی مانده، خود سبد یعنی ساختار پایه در حال سوراخ شدن و ضایع شدن است. چون علاوه بر این که او و تیمش در امر آماده کردن زمین یا کاشت درخت هیچ دانش و بینشی نداشتند تنها وقت شان صرف شد برای بد و بیراه گفتن به آن موج هوای ورودی در دوره خاتمی و بجای آن سعی داشتند موجی از توهمات خود را به عنوان هوای تنفس جدید جامعه جایگزین نمایند. آن جبهه هوای ورودی دوران خاتمی نکات خوبش و مثمر ثمرش و نقاط ضعفش خصوصا پس از دوره گزار 4 ساله احمدی نژاد مشخص شده است، حداقل به مقدار زیادی. حالا یک گروهی مثل کروبی و تیمش لازم است تا زمینی آماده کنند تا گروه های اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی و سیاسی به درخت کاری مشغول شوند و میوه اش را بخورند. همین ویژگی کروبی برای آماده کردن زمین و توان حراست از آن مهم است نه احیانا افکار رادیکال یا خاصیت ریش سفیدی!
پی نوشت: در ضمن دو مزیت دیگر کروبی
الف: انتظارمی رود کروبی با تجربه اندوخته در این چند ساله و روشن شدن بهتر خطوط و خصوصا بعد از عملکرد احمدی نژاد که بسیاری از مسائل را شاهد هر جائی کرد (مثل رابطه با آمریکا)، با تکیه بر آن پتانسیل توان و قدرت پنهان درداخل نظام و تدبیر جمعی تیمی، امکان زندگی بهتری رابرای زندگی ایرانیان در4 سال آینده فراهم کند.
ب: بعلاوه اینکه کروبی در عمل نشان داده است که رویکرد بهتر، دست باز تر و اراده محکم تری نسبت به حمایت از اقلیت ها و دیگران در خطر و گروههای حاشیه داشته و به احتمال زیاد نسبت به پذیرش نیروهای کار آمد دیگر جریانات و گروه ها در مجموعه خود بسیار باز تر از موسوی عمل خواهد نمود.
آن ایرادات دیگر که بعضی بر او وارد می کنند مثل مسن بودن، شیخ بودن و از این قبیل که مردود است!
سقراط - June 5, 2009 02:33 PM
مریم :
من شخصا به کروبی رای می دهم حتی اگر شانس ضعیفی داشته باشد که اینگونه نیست
آقای کروبی که 4 سال پیش اینقدر شناخته شده نبود نفر سوم بود تا چه برسد به الان که طرفدادان زیادی دارد.
دور اول هم به هر کسی غیر از احمدی نژاد رای بدهید ایشان نخواهد شد.
مریم - June 5, 2009 02:34 PM
:
توصیه می کنم یک نفر از قول من به این بابا احمدی نژاد بگه که اگه بخواد با این سبک خاله زنکی توام با پرخاش و عصبیت و ناتوانی در تسلط بر خود ادامه بده بهتره همراه باخودش یک روانپزشک حاذق به سایر جلسات مناظره ببره.بابا جان حتی افشاگری هم راه و روشی داره،اما ایشان طبق معمول غیر هوشمندانه ترین و خاله زنکانه ترین روش را انتخاب کردن ؛بعضی میگن مهندس موسوی جا خورده بود من به اون بنده خدا حق می دهم اگر دچار این حالت شده باشه.من هم اگر قرار باشد سر و کارم با یکی از همان موجودات زنجیر پاره کرده بیفتد مطمئنا جا می خوردم.البته ظاهرا این رفتار آقای احمدی نژاد باعث شده که مخالفان در اس ام اس ها از ایشان با تعابیری چون «محمود قرص اعصاب» یا «محمود قرص اعصابت یادت نره» از او یاد کنند.به هر جهت فراگیر شدن چنین تصویر و شعاری به نفع رییس جمهور نیست.
Anonymous - June 5, 2009 02:34 PM
مریم :
http://teribon.com/1388/03/14/gerami-2/
مریم - June 5, 2009 02:46 PM
نامی :
توصیه می کنم یک نفر از قول من به این بابا احمدی نژاد بگه که اگه بخواد با این سبک خاله زنکی توام با پرخاش و عصبیت و ناتوانی در تسلط بر خود ادامه بده بهتره همراه باخودش یک روانپزشک حاذق به سایر جلسات مناظره ببره.بابا جان حتی افشاگری هم راه و روشی داره،اما ایشان طبق معمول غیر هوشمندانه ترین و خاله زنکانه ترین روش را انتخاب کردن ؛بعضی میگن مهندس موسوی جا خورده بود من به اون بنده خدا حق می دهم اگر دچار این حالت شده باشه.من هم اگر قرار باشد سر و کارم با یکی از همان موجودات زنجیر پاره کرده بیفتد مطمئنا جا می خوردم.البته ظاهرا این رفتار آقای احمدی نژاد باعث شده که مخالفان در اس ام اس ها از ایشان با تعابیری چون «محمود قرص اعصاب» یا «محمود قرص اعصابت یادت نره» از او یاد کنند.به هر جهت فراگیر شدن چنین تصویر و شعاری به نفع رییس جمهور نیست.
نامی - June 5, 2009 03:08 PM
امیررضا :
سلام،
دوست دارم بیشتر راجع به استدلال «یکسره» کردن نتیجه در دور اول توضیح بدید. وقعا به نظر شما بردن در یک دور یا دو دور فرقی میکنه و آیا احتمالا پیروزی اصلاحطلبان در دور دوم تفاوتی میکنه؟
امیررضا - June 5, 2009 03:11 PM
nader :
Anonymous - June 5, 2009 04:36 AM kheili ali bood
nader - June 5, 2009 06:04 PM
:
به نظر میرسه که باید این احمدینژاد رو چهار سال دیگه هم تحمل کنیم. بعد از مناظره با موسوی به شدت رای احمدینژاد بالا رفت به طوری که با اختلاف دور اول رئیسجمهور میشه. این رو میشه هم از رفتار مردم توی کوچه پس کوچه فهمید و هم نتایج نظرسنجیهای انجام شده در روز بعد از مناظره. ظاهرا این ترفند افشاگری علیه هاشمی و خانوادش خوب جواب داده و جهت آرای خاکستری رو که به صورت آرام به سمت موسوی بود با شیب بالا به سمت احمدینژاد برده. متاسفانه امکان پاسخگویی از طرف اشخاصی که توی مناظره به اونها تهمت زده شده هم تا قبل از انتخابات وجود ندارد.
توی این مدت باقیمانده هم تقریبا مطمئن هستم که احمدینژاد ریزش آرای آنچنانی ندارد. مگر اینکه شُکی اتفاق بیافته مثلا توی مناظرههای باقیمانده با کروبی و رضایی خیلی خراب کنه که بعید به نظر میرسه.
دارم تلاش میکنم یک احساس مثبتی رو نسبت به احمدینژاد در خودم ایجاد کنم تا بتونم چهار سال دیگه تحملش کنم.
Anonymous - June 5, 2009 06:23 PM
محمود :
با عرض سلام و خسته نباشید.
به نظر من احتمال رای آوردن آقای کروبی اصلا نزدیک به صفر نیست بلکه بسیار بالا هم می تواند می باشد اگر همه مثل شما فکر نکنن.
با تشکر
محمود - June 5, 2009 06:25 PM
مجید :
بنظر من بسیاری از حرفها و رفتارهای آقای کروبی مصرف تبلیغاتی دارند و بعد از انتخابات به آنها عمل نمیکند حتمن یادتان هست که آقای کروبی با یک نامه دوخطی رهبری اصلاحیه قانون مطبوعات را در مجلس ششم به بایگانی سپرد
مجید - June 5, 2009 09:15 PM
:
ممنون تحلیل فوق العاده ای بود
Anonymous - June 5, 2009 10:30 PM
شهرزاد :
نگاهی گذرا به نظرات دوستان بیاندازید! آرای کروبی آن چنان هم که فکر می کنید کم نیست!
امیدوار باشیم، و فرصت تغییر را از دست ندهیم.
با اجازه ی فرضی(!) و برای روشن کردن برخی دوستان، از بعضی نظرات استفاده خواهم کرد.
به امید "تغییر برای ایران"...
شهرزاد - June 6, 2009 12:03 AM
:
حامد جان من هم یکی از بچههای موسسه هستم و درس خوانده اقتصاد، الان هم در آمریکا برای دکترا هستم، مدت هاست که خواننده مطالبت بودم البته چراغ خاموش، ضمن احترام به مطالب قبلیت، مطلب اخیرت رو فاقد انسجام دیدم، برنامه کروبی کاملترین و سازگارترین برنامهای است که تا به حال در انتخابات ایران عرضه شده، دلیلش رو تو پستهای مختلف بلاگ جدیدم گفتم اینجا:
http://360darje.blogspot.com/
اجرای حتا ۲۰% برنامه کروبی بهتر از اجرای ۱۰۰% برنامهٔ موسوی است، البته اگر بتوان روی حرفهای کلی و بدیهی موسوی اسم برنامه گذشت.
در مورد کروبی یه چند تا ایراد رو مطرح میکنند مثل حکم حکومتی، تحصن مجلس ۶، اشتباه بودن ملی کردن نفت،.... که من جواب اونا رو تو این پست دادم:
http://360darje.blogspot.com/2009/06/blog-post_03.html
کاش کسانی که این انتقادات کلیشهای به کروبی رو تکرار میکنند، یکبار زحمت میکشیدند مطلب من یا مطالب مشابه رو میخوندند و بحث رو از دنباله روی و احساس به استدلال میبردند. البته خواندن کامنتهای مطلب شما خیلی امیدوارم کرد که در مقابل موج احساسی برای موسوی چه موج عقلی برای کروبی داره ایجاد میشه، به بقیه دوستان طرفداران موسوی عرض میکنم که اگر استدلالی هست که ما را هم روشن بفرمایید، و گرنه باور کنید باقی ماندن بر سر رای و نظر یا تسلیم جو روز شدن یا تلاش برای همراهی با تیم برنده هیچ افتخاری نیست، شجاعت در پذیرش نظرهای منطقی جدید است مخصوصاً اگر اولین بار از شنیدن اونها حالمون بد شده باشه. من خودم در انتخابات قبل به معین رای دادم و اون موقع لحظهای هم به کروبی فکر نکردم، بعد دیدیم که کروبی تو ۱۱ استان اول شد، الان هم اگه موسوی به مرحله دو بره در برابر احمدی بهش رای میدم ولی تو مرحله اول رای ندادن به کروبی و فقط از ترس احمدی به موسوی رای دادن هیچ توجیهی نداره.
Anonymous - June 6, 2009 06:51 AM
ايمان :
من هم با نظر حامد كاملاً موافقم! در ميان برنامههاي اقتصادي نامزدها تنها به مير حسين مي توان دل خوش كرد با اينكه من خود شاگرد دكتر مومني بودم و براي او احترام زيادي قائل هستم ولي از انديشه هاي چپگرايانه و تأكيد بيش از حد بر خودكفايي مي ترسم تا جايي كه حتي ترديد داشتم به ميرحسن راي بدهم ولي بالاخره به اين نتيجه رسيدم براي جلوگيري از خودكشي اقتصادي در صورت ادامه سياستهاي دولت نهم به نظرات نهادگراها پناه ببريم!
ايمان - June 6, 2009 07:19 AM
Ali :
well said.
Ali - June 6, 2009 08:09 AM
soghrat :
چرا کروبی باید در مقابل احمدی نژاد لر بازی دربیاورد؟
کروبی در مناظره با احمدی نژاد باید لر بازی در بیاورد! یعنی مثل یک لر اصیل بایدعمل کند! مثل کوههای لرستان با صلابت باشد و با صراحت، شجاعت و سادگی طوری که در قالب فهم و حوصله عوام خصوصا عوام مذهبی مطالب را جا بندازد!
گرفتی آقاشیخ مهدی چی شد؟؟؟ آی رحمت بر اون شیری که در کوه های لرستان خوردی!
در مقابل این بازیگریعنی احمدی نژاد، شدیدا لر بازی در بیاورید، روشنفکری و آمار و کارشناسی وخوش تیپ صحبت کردن رو بگذارید کنار لطفا! عوام خیلی مهم هستند! ضربه خور احمدی نژاد همان مزیتش هست: عوام بازی و نقطه شکست او در حمله هایش: بی توجهی او به نقش مقام ولایت فقیه!
آقای کروبی باید متوجه باشد که در مناظره با احمدی نژاد باید به عوامانه ترین وجه با او برخورد کند. شیوه کوچه و بازاری. فوقش پایین شهری! با استمداد از دین و مقام ولایت. هدف رسوایی احمدی نژاد بر اساس ادعاهای خودش در درجه اول است و در درجه دوم رسوا شدن او در پیش گروه ارزشی ظاهر بین حامی او می باشد. این گروه عوام حامی بیشتر در طبقه پایین شهری و روستاها حضور دارند. عده ای قلیل حامی احمدی نژاد به غیر از اینها هم ازلحاظ مذاق فکری او را می پرستند. یک عده ای دور او هم دزدان رندی هستند که در لباس دین به ریش احمدی نژاد و ملت می خندند.
بنابر این آقای کروبی دنبال آمارگویی نرو یا حتی بحث کارشناسی !
چون هدف این مناظره طبقه دانشجو و عالم و آنهایی که می خواهند به تو یا موسوی رای بدهند نیستند بلکه همین گروه سطحی نگر ارزشی کوچه و خیابانی می باشند. باید مدام مثال های مختلف از کارها و گفتارها و اندیشه ها احمدی نژادی از عهد بستن دسته جمعی و در چاه جمکران انداختن تا سفره نفتی و سیب زمینی و دختر 16 ساله غنی ساز اورانیوم.
تنها شاه کلید مناظره و شکست احمدی نژاد قضیه ولایت فقیه و جایگاه اوست. باید براساس نقش ولایت کروبی افشاء کند که اتهام زنی احمدی نژاد علیه بقیه ناشی از روحیه آزادگی و ضد فساد نیست بلکه سیاسی و انتخاباتی و با هدف رای جمع کردن و مظلوم نمایی هست.
سئوال کلیدی و نقطه توقف احمدی نژاد از تاختن و گرد و خاک کردن این است که بالفرض کم کاری و فساد پس مقام عظمای ولایت در این بیست سال و قبل از آن امام چه کاره بوده اند.
اگر تو می گویی در سخنانت که حضرت علی به حاکم اهواز دستور داده آبروی شخص مفسد را ببر
آیا قبول داری که ولی امر تو آقای احمدی نژاد در حال حاضر مقام عظمای ولایت آیت الله خامنه ای هست یا نه؟
آیا ایشان به شما امر نموده اند که آبروی آقای هاشمی و ناطق نوری را ببری؟ فکر نمی کنم !
- بعد از مناظره احمدی نژاد و موسوی (بد اخلاقی و فاش شدن بهره برداری انتخاباتی از قضیه افشاگری فساد ها و نداشتن حجت شرعی)، تا حدودی آدمهای ارزشی و اصول گرای عاقل از اردوگاه احمدی نژاد خارج شدند و اکثریت جذب دیگر اردوگاه ها خصوصا رضایی می شوند. حالا می ماند آن هسته اصلی نیروهای احمدی نژادی که بین 5 تا 7 میلیون هستند ولی خیلی خطرناکند، خیلی متعصب و کور هستند، هر چه دلیل و سند در خراب کاری احمدی نژاد بیاوری به خرجشان نمی رود خود امام زمان بیاید بگوید به اینها که اشتباه فکر می کنید می گویند: ((نه امام زمان تقیه می کنند ما باید به جای آقا دست به عمل انقلابی اونهم به صلاحدید خودمان بزنیم)) از همه بتر همان طور که سلسله جنبان و الگوی فکری شان یعنی مصباح یزدی و مرشد عملی شان یعنی احمدی نژاد رفتار کرده اند وقتی چیزی را با تشخیص خودشان حق تشخیص دادند از دست زدن به هر عملی حالا هرچه می خواهد باشد ابائی ندارند و آن را عین ثواب می دانند. حالا این کار ها می خواهد تهمت، هتاکی، افتراء و هر عمل دیگری که شما تصور کنید می باشد. این گروه اقلیت به صورت اقلیت از بسیج گرفته تا همه ارگانها و سازمانها نفوذ دارد و خیلی با اعتقاد خشک دست به عمل می زند. بنابراین قانون و شرع و هر چیز خارج از ذهنیت آنها کشک است. چیزی معتبر است که داخل ذهنیت آنها معتبر باشد و نزد آنها تایید شده باشد. پس مناظره فقط می تواند از این عده آنهایی را که سر مرز هستند از ضلالت به در آورد. ولی باز هم غنیمت است.
بر اساس هر ملاکی که نگاه کنیم (خدایی، اسلامی، کارشناسی، علمی، زرتشتی و...)بطور کلی به احمدی نژاد و دولتش در این 4 سال دو ایراد عمده وارد است: احمدی نژاد و تیمش اصولا برای انتخاب شدنش در سال 84 تا همین حالا با هدف انتخاب مجدد از دو حربه به صورت همزمان و موازی استفاده می کند:
سلاح شماره یک احمدی نژاد: اتهام فساد از همه نوع به کلیه مخالفان خودش
سلاح شماره دو احمدی نژاد: اتهام کم کاری یا حتی عدم انجام کار مفید به مخالفان
در مقابله با این دو حربه اولا خیلی مهم است که بدانیم روی سخن و جمعیت مخاطب ما همان آدمهای متعصب احمدی نژادی هستند که یا جاهل هستند یا غرضی و نفعی دارند. باید این دو حربه را برای آنها از کار انداخت و نشان داد که بر خلاف آن چه آنها فکر می کنند آلت دست و بازیچه احمدی نژاد و گروهش هستند و این دو ادعا کاملا جنبه سیاسی، انتخاباتی و نفع گروهی دارد و این نفاق و حیله گری احمدی نژاد را توی روی خودش آشکار کرد:
چگونه؟
از طریق محور قرار دادن مقام ولایت و شخص آقای خامنه ای
- مگر احمدی نژاد و طرفدارانش و معتقدانش ادعا نمی کنند که به ولایت التزام عملی کامل دارند. ولایت مدار هستند. خلاصه برای ولایت جان می بازند و از همه مهمتر تشخیص، صلاحدید و نظر و عمل آقای خامنه ای یعنی مقام عظمای ولایت بر همه چیزها ارجح هست و لازم الاجراء هست.
خوب کروبی باید در اول بحث و تمام صحبت بگوید شما مقام عظمای ولایت را تا چه حد قبول دارید؟ آیا پایبند هستید به ولایت ایشان؟ آیا در هر امری که نظر و صلاحدید ایشان باشد نظر شما ارجح است یا نظر ایشان؟ آیا ایشان مسئول و ولی تمام مملکت ایران اسلامی نیستند؟ آیا شما باور ندارید که آقا یعنی مقام عظمای ولایت از همه مسوولان و مردم نسبت به اوضاع آگاه تر، حساس تر و در بر خورد با کجی و فساد صریح الهجه تر و اهل عمل تر هستند؟
خوب حالا که این طور است برای مقابله با اتهام فسادی که احمدی نژاد می زند باید گفت:
- شما می گویید که فلانی مثلا کرباسچی هزار مورد فساد مالی و اداری و غیره داشته یا دارد یا من کروبی و ...
اولا- از موعد مسئولیت کرباسچی یا مهاجرانی یا رفسنجانی که خیلی گذشته است شما همان وقت متوجه فساد اینها شدی؟ چرا همان زمان نگفتی؟
بعد که ریس جمهور شدید در طول این چهار سال چرا نگفتید؟ چرا به قوه قضاییه که زیر نظر مقام عظمای ولایت است شکایت نکردید؟ چرا به مسئول بازرسی ولی فقیه یعنی آقای ناطق نوری گزارش نکردی؟ چرا به شورای نگهبان گزارش نکردید تا حالا؟ به مجلس شورای اسلامی چرا؟ اصلا چرا مستقیم به خود مقام عظمای ولایت که ناظر و عامل به کلیه امور هستند شکایت نبردید؟
ثانیا خود مقام ولایت همین اخیرا فرمودند که من از همه بهتر به تمام امور مملکت آگاه هستم. همانطور که شایسته مقام ولایت هست هم در زمان ولایت امام خمینی و هم در زمان مقام عظمای ولایت حضرت آیت الله خامنه ای مجاری اطلاعاتی رسمی و غیر رسمی زیادی گزارش و اخبار مملکت و کنترل ها را انجام می دهند و ایشان از تمام امور جامعه و کم و کیف آن بخوبی آگاه هستند. مثلا یکی از کانال های آگاهی و کنترل ایشان دفتر بازرسی مقام رهبری هست که اتفاقا مسئولش هم همان آقای ناطق نوری هستند که شما با حرمت شکنی به ایشان و خانواده ایشان افتراء و تهمت زدید؟
اگر این موارد فساد و اتهام زیادی که شما به هر مخالفی که دارید می زنید درست بود ایشان خیلی مقدم تر از شما و صلاحیت دار تر ناظر و عامل تر از همه هستند الحمدالله که از طریق قوه قضائیه یا دفتر بازرسی آقای نوری و هر مجرای دیگر اسلامی و قانونی که صلاح می دانستند پی گیری می فرمودند. بنابراین اگر واقعا به ولایت فقیه التزام دارید باید از این جسارت و خطای که در محضر ایشون انجام دادید عذر بخواهید همچنین از پیروان صادق ولایت که دل آنها از این کردار شما آزرده شد. اگر هم بولایت اعتقاد ندارید که خود می دانید...
این که در شب انتخابات برای دشمن تراشی و اینکه انقادات وارد شده به خودتون رو که پاسخی براش ندارید به زمین دیگران بیاندازید به دیگران اتهام فساد می زنید چرا چهار سال چیزی نگفتید؟ چرا به شب انتخابات انداختید؟
هدف شما از این افتراء زدن و جنجال فقط گمراه نمودن عده ای از مردم پاک نیت ما بوده و هست که خوشبختانه خیلی از آنها با روشن شدن مقاصد شما آگاه شدند و خیلی زود بیزاری جستنداز این کردار و رفتار امثال چهره های ارزشی و اصول گرایی مثل آقای دکتر عماد افروغ و آقای دکتر خوش چهره و خیلی از وزیران و مدیران و معاونین وزارت خانه ها و دستگاه ها که ابتدا وارد دولت شما شدند بعدا چهره اصلی شما رادیدند زود آبرو و حیثیت خود را خریدند و از همکاری با شما سر باز زدند. که البته بعدا از طرف شما و مجموعه شما به شدت به آنها حمله شد همون افرادی که در ابتدا ارزشی و اصول گرا بودند و همراه شما با امام زمان پیمان بسته بودند به یک باره فاسد و کجراه و غیره نامیده شدند. کلا شما دشمن خاصی ندارید هر کس که خارج از افق فکری شما فکر کند و عمل کنددشمن شماست.
درمورد اتهام کم کاری و یا حتی عدم انجام کار مفید در دولت های قبل آقای کروبی باز باید فهرست وار بگوید:
که شما آقای احمدی نژاد دولت ها را در سه دوره یعنی زمان ریاست جمهوری آقای خامنه ای و نخست وزیری میر حسین، هاشمی و خاتمی متهم به کم کاری می کنید و برای دولت خودتان در هر کاری عدد و رقم عجیب و غریبی ادعا می کنید:
اولا- این عدد و رقمهای کارهای دولت خودتان گزارش های خلافی است که به شما رسیده یا شما نمی دانید یا غرضی دارید حتی دستگاه های زیر دست شما هم حاضر نیستند تایید کنند این عدد و رقم های شما رو مثلا چند نمونه گفتید که همان زمان که شما نرخ تورم رو 12 درصد اعلام می کردید ریس بانک مرکزی خودتان می گفت که خیر 30 درصد است برای همین هم هر کسی جلوی شما مقاومت می کرد اخراجش می کردید برای همین هم ریس بانک مرکزی را 4 بار در دولت خودتان عوض کردید. یا شما گفتید همین چند روز پیش که ما 5 کشتی ساختیم. دبیر انجمن کشتی سازی تکذیب کرده و گفته که فقط یک کشتی به صورت آزمایشی دولت به آب انداخته ولی موتور نداشته است.
ثانیا- در مورد دولت ها و کار کردشون دو تا مسئله مطرح می شه که باید با توجه به این دو بعد کار مفید اونها رو اندازه گرفت؟
1- هر دولتی چه مقدار درآمد داشته (در آمدها و وضعیت عایدی )؟
2- هر دولتی با چه مقدار مشکل مواجه بوده (هماهنگی با نیروهای دیگر قوا و رهبری) ؟
خوب دولت شما از اول انقلاب و حتی در تاریخ هشتاد ساله ایران که دولت به سبک جدید داشتیم بیشترین درآمد ها را داشته و کمترین مشکلات را داشته. منظورم از کمترین مشکلات یعنی این که به مدت 4 سال مملکت از کوچکترین ده تا وزارت عظیم نفت دست شما بوده و مجلس هم کاملا با شما بوده هر قانونی خواستیدو لایحه ای داشتید تصویب شده حتی در یکی دو مورد کوچک که مجلس می خواست جلوی شما را بگیرد با یک حرکت بی قانونی به مجلس اخطار قانون اساسی دادید!
خوب با بیشترین درآمد و هیچ مشکلی عملکرد شما چه بوده! حتی اگر این آمار و ارقام که دارید گزارش درست باشند باز هم وقتی به جامعه نگاه می کنیم به وضعیت مردم اصلا رضایت بخش که نیست باعث تاسف است.
و ازاین مهمتر این که در تمام این عرصه ها با درآمد و دست بازی که داشتید خیلی بیشتر می توانستید کار کنید. نه اینکه همه چیز را بوقت انتخابات موکول کنید. واگذاری سهام عدالت و غره را باید سه برابر مقدار موجود انجام می دادید و آنهم زودتر. افزایش حقوق کارمندان و بازنشستگان باید خیلی بیشتر از این مقدار باشد با درآمدی که شما داشتید.
در دو محوری که کروبی می تواند احمدی را مورد حمله قرار دهد همین بعد خراب کاری و کم کاری است:
خراب کاری در زمینه مراجع و روحانیت و جریان مشایی
خراب کاری در زمینه وضع اقتصادی و بگویید مردم عادی که ما می بیینم وضعشان خوب نشده هنوز گرانی هست و غیره.
و از همه بدتر این که شما با ادعا و خرج کردن از آبروی اسلام، تشیع، امام زمان، چاه جمکران که توهمات شما و همکارانتان بود همانطور که روحانیت بزرگوار نیز متذکر شدند شما بر اساس این ادعاها و در پشت این نقاب با وعده آوردن پول نفت بر سر سفره مردم سیب زمینی بین مردم پخش کردید. دولت شما دولت اتلاف منابع در اثر ندانم کاری بود.
کروبی باید بگوید که من یا دیگران ادعای انتساب به امام زمان و دیدن هاله نور و داشتن یک دولتی که از صدر اسلام پدیده ای بی نظیر بوده است ندارم (مصباح یزدی) . اصلا همه به جز شما فاسد، دروغ گو و خراب کار.
شما که ادعای ارزشی و اصولی و امام زمانی داشتی
- چرا با اطلاع از دروغ گوی کردان دروغگو امنیت مردم را سپردی به او؟
- چرا پول 280 میلیارد دلار نفت رو بهتر مصرف نکردی تا سهام مردم 5 برار این مقدار نباشد؟
- چرا اینقدر کم حقوق کارمندان و کارگران رو افزایش دادی؟
ما که ادعای نداشتیم و نداریم.
و در آخر حتی صریحا خطاب کند به مردم که من برای تغیر این وضع آمده ام. حتی صریحا به مردمی که اصول و ارزشها پابندند و پیرو مقام ولایت هستند هیچ بینه ای در رای دادن شرعی به آقای احمدی نژاد به خاطر این عملکرد ندارند و اگر میخواهند حتما به یک اصول گرا رای بدهند به آقای رضایی رای بدهند.
در ضمن از نکته های اثر گذار روی مخاطب عوام کوچه و بازار این است که آقای کروبی کارکشتگی و سابقه دار بودن خودش را برخ احمدی نژاد بکشد مثلا به این نحو که شما آقای احمدی نژاد ازکوچکترهای انقلاب محسوب می شی و ما وقتی در زندانهای رژیم شاه درسن40 سالگی بودیم شما یک جوان تازه رس بودید که درتیم فوتبال دانشگاهتان فوتبال بازی می کردید.
آقای کروبی خواهشا روشنفکر بازی در نیاورید. فقط عوامانه کامل صحبت کنید بااستناد به مثال های دینی و نقش ولایت: اینطور که شما می گی آقای احمدی نژاد پس مقام عظمای ولایت درمقابل این ماجراها چه نقشی داشته؟؟؟؟؟؟؟ خودتون رو به لر بازی بزنید شدیدا"
http://www.soghratezaman.blogfa.com/
soghrat - June 6, 2009 08:16 AM
آ :
سلام آقاي قدوسي
متاسفانه شما ايران نيستيد تا از نزديك ببينيد كه چه اتفاقاتي داره ميفته، موسوي در حكم كاپيتان يه تيمه و شعارهاي طرفداراش در همين حده. من حاضر نيستم به كسي راي بدم كه دكتر مومني تيم اقتصادي اش را هدايت ميكنه.
آ - June 6, 2009 08:48 AM
كورش :
سلام آقا حامد عزيز
مسلما با توجه به تحصيلاتي كه داريد و همچنين ذهن باز و پويايتان بايد هم چنين تحليل زيبايي بنويسيد.
اما...
با توجه به مطالبي كه عنوان كرديد من نتايج آرا را از همين الان به شما و دوستانتان اعلام ميكنم تا بعد از انتخابات با هم بحث كنيم.
بالاترين راي مربوط به
احمدي نژاد خواهد بود و بعنوان رئيس جهمور چهار سال ديگر مديريت اجرايي كشور را بعهده خواهد گرفت.
بعد از ايشان موسوي بالاترين راي را خواهد داشت كه با توجه به تبليغات ميلياردي كه برايش هزينه كردندو خودش مدعي است كه مردمي بوده اما همه ما ميدانيم كه اين بودجه هنگفت از كجا تامين ميشودبا تقلاهاي بسيار راي لازم را اخذ نخواهد كرد.
بعد از وي آقاي رضايي در رده سوم است.
و نفر آخر هم كروبي است كه در اين انتخابات نخودي حساب ميشودو در حدو اندازه هاي اين مسند نميباشد.
موفق باشيد
كورش - June 6, 2009 09:48 AM
حسین :
با عرض ارادت خدمت آقا حامد و دوستان عزیز.
بنده به عنوان یکی از حامیان آقای کروبی معتقدم افرادی که مثل شما از تیم آقای کروبی حمایت میکنن و با عملگرایی ایشون موافقن اما صرفا چون موجی مثل آقای موسوی در مورد آقای کروبی در جامعه وجود نداره نباید به کروبی رای ندن، به این معنا که انتخاب درست ما باید جدای از این موضوع باشه که طرفدارای کدوم حزب و فرد بیشتره.بنده معتقدم اگر از همون اول اینقدر نمیگفتیم که کروبی رای نمیآره و یا چون جامعه در جهت موسوی ما هم به ایشون رای میدیم شاید الان وضع شیخ اصلاحات این نبود.
پیروز باشید.
www.aalachigh.blogfa.com
حسین - June 6, 2009 10:49 AM
مهدی :
حامد جان،شما را چه می شود؟ چطور میتواند آن همه قدرت تحلیل و استدلالی که در شما سراغ داريم به چنين جمع بندی سردستی برسد واقعاً جای تعجب است. آيا شما چنين حس نوستالژيکی به سالهايي داری که حتی احمدی نژاد نيز زشتی آن را به رخ همه مي کشد.و البته اين يکی را درست می گويد بدون آن که بگويد در آن سالها چه می کرده است. لابد مشغول مبارزات دموکراتيک برای دفاع از حقوق مردم در مقابل دولت موسوی بوده است!!
آيا به نظر شما برنامه های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی کروبی شفاف تر، دقيق تر و پيش رو تر نيست؟ راستی نفهميدم اين طرح اين گزاره که احتمال رای آوری مسوی بيشتر است چگونه می تواند ما را به اين نتيجه برساند که بايد به وی رأی داد حتی اگر برنامه هايش را نپسنديم. من که هر جور فکر می کنم می بينم رای دادن به کروبی نه تنها شانس پيروزی احمدی نژاد را زياد نمی کند بلکه احتمالاً موجب افزايش احتمال شکست وی نيز می شود.
مهدی - June 6, 2009 11:10 AM
صفیه :
سلام.1-دوستانی که کروبی رو با برنامه و تیم قوی معرفی می کنن خوبه یه نگاهی به مناظره آقای کروبی با آقای رضایی بیندازند.در اون مناظره کروبی تقریبا هیچ حرفی برای گفتن نداشت و دایم به آقای رضایی می گفت من و شما نظرمون مثل هم هست.این تیم قوی نمی تونست آقای کروبی رو با برنامه های البته قویش طوری توجیه کنه که حداقل ایشان نقش سخنگویی این برنامه ها رو خوب اجرا کنه؟قبول کنیم اگرچه موسوی در مناظره ها عالی نبوده ولی از کروبی بهتر عمل کرده.
2-دوستانی که به روش آقای احمدی نژاد با تکیه به گذشته آقای موسوی ایشون رو تخطئه می کنن فراموش نکنند که خیلی از اصلاح طبان امروز از انقلابیون تندرو دیروز بوده اند.نمونه جریان روشنفکریش دکتر سروش هست که شخصا به ایشون علاقه مند هستم.پس بهتره عجالتا به من امروزی افراد توجه کنیم و نه من دیروز اونهابه خصوص وقتی که این من سیاسی دیروز محصول یک انقلاب ایدیولوژیک با تمام آقات مترتب بر آن بوده.
3-امیدوارم امشب کروبی پیروز بلامنازع مناظره باشه و همه "چیزهایی" رو که میرحسین نگفت بگه.
صفیه - June 6, 2009 12:49 PM
:
http://www.youtube.com/watch?v=iTeBwQJAsow&eurl
Anonymous - June 6, 2009 12:53 PM
:
http://alef.ir/1388/content/view/47174/
Anonymous - June 6, 2009 01:10 PM
امير110 :
سلام . يك باصطلاح لباس پيغمبر پوش اسم سايت شمارو دزديده و با اسم يك استكان داغ به نفع احمدي ناد درحال فعاليت است.
امير110 - June 6, 2009 01:34 PM
:
سلام آقای قدوسی،
من هم در انتخاب بین موسوی و کروبی استدلال مشابهی دارم. تنها نگرانی من امتناع آقای موسوی از اعلام کابینه است.(حتی چند عضوشاخص) امیدوارم مهندس موسوی ازمدیران موفقی که جزو حامیانش هستن از جمله افرادی که نام بردین در کابینه استفاده کنه...
Anonymous - June 6, 2009 02:22 PM
:
بعد از مناظره موسوی-احمدی نژاد به نظر می رسه که رای موسوی به شدت در تهران بالا رفته. به نظر سنجی تلفنی سایت رای ملت در 13 خرداد نگاه کنید.
Anonymous - June 6, 2009 03:36 PM
آزاده :
اگر به یاد داشته باشید 4 سال پیش تمام نظر سنجیهای اینترنتی و رسانه ای دکتر معین را برنده میدانستند، اماچه شد؟ احمدی نژاد با زبان عوام فهم صحبت میکند و عوام فریبی اش دارد اثر میکند و قصد کرده با همان استراتژی رفسنجانی-ستیزی که 4 سال پیش پیروزش کرد اینبار هم مسند خود را محکم کند و متاسفانه مردم ما نمیفهمند و سر از برنامه و آمارهای دروغین در نمی آورند و بدانیم که او ابزار قدرتمند صدا و سیما را برای تبلیغات در دست دارد.
اولویت همه ما در این زمان روشن کردن افراد عامی و متقاعد کردن آنها برای رای دادن به کسی غیر از احمدی نژاد است و چه بهتر اگر آن شخص موسوی باشد...
آزاده - June 6, 2009 03:45 PM
:
فراموش نکنیم که آقای کروبی که الان بسیاری از دوستان محو شعارهای تند و تیز و ساختارشکن! او شده اند، همان کسی است که در مجلس ششم با وجود رأی بسیار پایین به ریاست مجلس رسید تا جلوی تندروی ها رابگیرد و دیدیم که چه خوب اینکار را در قضیه اصلاح قانون مطبوعات انجام داد.
ایشون در اون زمان صریحا با تندرویها مخالف میکرد بخصوص با نظر کسانی مثل عبدی که شعار عبور از خاتمی رو مطرح میکردند، همچنین در جریان تحصن مجلس اصلا از نمایندگان پشتیبانی نکرد. حالا چی شده ایشون مظهر اصلاحات اونهم با شعارهای تند و تیزش شده؟ آیا غیر از این است که این شعارها صرفا جنبه تبلیغاتی دارند؟
(در مورد تیم اجراییش هم چندتا کامنت بالاتر توضیح دادم)
Anonymous - June 6, 2009 05:35 PM
:
در مورد دو مرحله ای/یک مرحله ای بودن انتخابات:
من بعید می دونم در این انتخابات دور اول کسی غیر از احمدی نژاد شانس رای آوردن داشته باشه. برای همین فکر می کنم این مساله بهتر بود فعلا باز نمی شد. هرچقدر درصد رای احمدی نژاد کمتر بشه احتمال دو مرحله ای شدن بیشتره. اینکه موسوی و کروبی همزمان به دور دوم بروند هم غیر ممکن به نظر می رسه، به نظر من احمدی نژاد بعیده که زیر 12 میلیون رای بیاره و با توجه به اینکه رضایی هم حداقل یک میلیون رای میاره باید بیش از 37 میلیون نفر در انتخابات شرکت کنند که فکر نمی کنم اتفاق بیافته.
در حالت خیلی بعیدی که موسوی/کروبی در دور اول انتخاب بشند هم من نمی بینم که با انتخاب شدن در دور دوم چه فرقی داره.
ولی برعکس تو من فکر نمی کنم که احتمال رای دوم آوردن کروبی نزدیک صفر هست. برای همین تو، با توجه به کامنت های بالا دلایل ترجیح موسوی رو بیان می کنم.
اول دلایل رای ندادن به موسوی که بالا نوشته شده:
1. اینکه به اندازه کافی اصلاح طلب/تندرو نیست.
بله، نیست. ولی کروبی هم نیست. این اعتراض بیشتر دلیلش کمتر تحویل گرفته شدن توسط موسوی هست. موسوی شعارهای تندی که قشر اصلاح طلب تندروه دوست داره نمی ده، و این بعد از 12 سال که این قشر مرکز توجه سیاست مدارهای اصلاح طلب بودند براشون خوش آیند نیست. ولی:
اول، یک رای شما با رای یک دهاتی یا هر کس دیگری در ایران فرقی نداره،
دوم، تعداد افرادی که در گروه شما هستند (طبقه متوسط به بالا و مرفه که آزادی های سیاسی/اجتماعی لیبرال و غربی براشون اولویت داره) زیاد نیستند، همان رای معین در دور قبل، به حدس من حداکثر 1.5 برابرش با احتساب تحریمی ها یعنی 6 میلیون رای. (رای خاتمی در با دوم 28 میلیون بود، میزان شرکت 67%، در زمان احمدی نژاد میزان شرکت دور اول 64%، برای همین بعید می دانم تعداد زیادی از افرادی که زمان خاتمی شرکت کرده بودند و انتخابات آخر رو تحریم کردند زیاد باشد، رای کروبی بر اساس شعار اصلاح طلبانه پیشرو نبود و معین تنها کاندیدایی بود که شعارهای مورد نظر را می داد) تمرکز بیش از حد اصلاح طلب ها در انتخابات بعداز خاتمی روی شما باعث شده که در هیچ انتخاباتی، شورا/مجلس/مجلس خبرگان و انتخابات ریاست جمهوری آخر پیروز نشدند. شما هم گروه قابل توجهی از شهروندهای ایرانی هستید ولی به هیچ وجه حتی نزدیک به اکثریت هم نیستید. باید یاد بگیرید که قرار نیست سیاست مداران فقط به خواسته های شما توجه کنند و بقیه را فراموش کنند. چنین رفتاری فقط باعث عکس العمل بقیه مردم می شود. باید یادبگیرید که کشور قرار نیست فقط در جهت خواسته های شما تغییر کند بلکه برآیند خواسته ها مردم مهم است. قسمت قابل توجهی از جامعه ایران مذهبی هستند، اگر نادیده گرفته شوند عکس العمل نشان می دهند و عکس العملشان هم شدیدتر است. طبقه کم درآمد و متوسط به پایین هم که مسائل معیشتی برایشان اولویت دارد هم کم نیستند. اگر شما خواسته های آنها را رعایت نکنید و بخواهید زور بگویید آنها هم خواسته های شما را رعایت نخواهند کرد. اگر همدیگر را در حد معقول رعایت کنیم به نفع هردو طرف است. در این راستا شعار فرمان 8 ماده ای امام که موسوی مطرح می کند و حریم خصوصی را به شدت محافظت می کند قابل توجه است، اینکه مثلا نیروهای انتظامی وسط عروسی یا جشن درون خانه ها دخالت نکنند. علاوه براین موسوی با توجه به حمایت مشارکت و اصلاح طلبان نیمه تندرو که برایش تبلیغ می کنند سعی می کند کمی بیشتر روی بقیه مردم تاکید داشته باشد، چون حزب مطرحی نیست که برای جذب این گروه ها برای موسوی تبلیغ کند.
2. در مورد اقتصاد و اینکه موسوی طرف دار اقتصاد دولتی است. فکر کنم موسوی صریحا گفت که باید خصوصی سازی به سرعت انجام شود و با تفسیر اصل 44 موافق است. (چیزی که موسوی با آن موافق نیست این است که مجمع و نهادهای غیر انتخابی به جای بیان جهت کلی شروع به تصویب قانون و جزئیات و یا بازتفسیر قانون اساسی به دلخواه بکنند که ربطی به مسائل اقتصادی ندارد.) در مورد دوران جنگ هم صریحا اعلام کرد که جنگ تمام شده و اقتصاد آن موقع مختص جنگ بوده و با اتمام جنگ اقتصاد جنگی هم تمام شده. در ضمن اینکه شعارهای پوپولیستی آوردن نفت سر سفره و سهام های عجیب غریب نمی دهد هم نکته مثبت است. به سایت رستاک مراجعه کنید و چهار سوالی که از کاندیداها مطرح شده را بخوانید. به نظر می رسد موسوی تنها کسی است که توجه دارد که درآمد نفت برای توسعه کشور استفاده شود، نه اینکه به جیب مردم برود و باعث تورم شود (هرچند بعد از انتقادات موسوی از رضایی رضایی هم به نظر می رسد طرحش را تا حدودی تعدیل کرده، ولی جالب است که در مناظره با کروبی، تفاوت طرحش را با طرح کروبی مطرح نکرد و نگفت تفاوت اساسی دارند.)
3. "موسوی برنامه ندارد." به کاتالوگ معرفی موسوی وسایت های حامی او مراجعه کنید تا ببینید که اینگونه نیست. برنامه هایش را قبول دارم که در تلویزیون زیاد شرح نمی دهد، ولی در طول مدت کم برنامه های تلویزیونی امکان ندارد که این طرح ها با جزیئیات بررسی شوند. حرف های کروبی و رضایی در ادعای برنامه داشتن هم حرف های کلی و تناقض دار است. انگار این برنامه ها همه خوبند و هیچ مشکل و سوء تاثیری ندارند و نحوه اجرای آنها هم ساده است. در یک کامنت دیگر ادعاهای متناقض در برنامه های کروبی و رضایی و مشکلات اجرای آنها بیان می کنم، هرچند فکر می کنم که کسی مثل حامد که اقتصاد خوانده خیلی بهتر از من می توانید این برنامه ها را نقد کند، هرچند اولویت رفتن احمدی نژاد است.
4. تیم موسوی معلوم نیست. تیم موسوی کاملا معلوم است. هسته مرکزی آن همان ستاد اصلی اوست. بهزادیان، زنگنه، محمدرضا بهشتی، علیرضا بهشتی، حیدریان، محمد بهشتی و علی عرب مازار و بسیاری از مدیران آبدیده دولت های قبل که در تیم موسوی و همراه او هستند. همین حضور آدمی مثل زنگنه که یک سر و گردن از هریک از افراد تیم کاندیداهای دیگر بالاتر است. این یک لیست غیر رسمی در یکی از سایت ها از گمانه زنی های درباره ی کابینه ی احتمالی موسوی است. (موسوی گفته قبل از انتخاب تیمی تعیین نخواهد کرد و این لیست فقط گمانه زنی افراد خارج تیم موسوی است.) تقریبا همه این افراد در حال حاظر حامی موسوی هستند و هر کدام کارنامه ی مشخصی در کار مدیریت و اجرایی در سطوح بالا مانند وزرات دارند. حالا شما گیر داده اید به اینکه کرباسچی در تیم کروبی هست. اینکه کرباسچی در تیم کروبی هست دلیلی نمی شود که در دولت موسوی نقشی نداشته باشد.
معاون اول: محسن رضایی - محمد هاشمی
سازمان تربیت بدنی: ناصر شفق
معاون اجرایی: محمد هاشمی
میراث فرهنگی: حسین مرعشی - علیرضا بهشتی
محیط زیست: فاطمه هاشمی
معاون برنامه ریزی: باقریان
وزیر کشور: عبدالواحد موسوی لاری
وزیر دفاع: امیر علی امیری
وزیر امور خارجه: صادق خرازی - حسن روحانی
آموزش و پرورش: مرتضی حاجی
علوم تحقیقات و فناوری: مصطفی معین - نجفقلی حبیبی
بهداشت و درمان: روح الله امینی
کشاورزی: کلانتری
وزیر نفت: کرباسچی
وزیر نیرو: بی طرف - زنگنه
بازرگانی: هدایت الله آقامیری
اقتصاد: فرشاد مومنی
راه و ترابری: احمد خرم
وزارت دادگستری: رازینی - شوشتری
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی: مسیح مهاجری - معادیخواه - مصطفی تاج زاده - عطریانفر
صنایع و معادن: نعمت زاده - بهزاد نبوی
اطلاعات: یونسی
وزارت کار: جهرمی
تعاون: راه چمنی
ارتباطات: غرضی
سازمان ملی جوانان: ابوالفضل فاتح
5. موسوی از خود نظر ندارد/ به مشارکت و بعضی های دیگر قول هایی داده است...
موسوی از اول گفته که حمایت از او به معنی این نیست که چیزی در مقابل بگیرند. در بیان نظراتش هم خیلی مواظب است چیزی نگوید که خودش قبول ندارد یا نمی تواند انجامش دهد. عجیب این است که عده ای از یک طرف می گویند طرفدار اقتصاد دولتی است و از طرف دیگر می گویند از خود نظری ندارد، از طرفی می گویند به می گویند به مشارکت قول هایی داده در مورد دولتش و از طرف دیگر می گویند اصلا اصلاح طلب نیست.
6. رای دادن به کروبی به جای موسوی سیگنال به حکومت است.
واقعا خنده دار است. دوره خاتمی آنقدر سیگنال دادید آخرش دید چه شد. این هم برمی گردد به همان مشکل خود محوری بیش از اندازه که در نکته اول گفتم. جوابش هم همان است که همفکران شما آنقدرها هم که فکر می کنید در جامعه زیاد نیستند. سیگنال شما هم گرفته شده و شکی در این نیست که حکومت می داند شما چه می خواهید و می دانند که درصد شما در جامعه چقدر است. نمی دانم چند نفر از شما این را می دانید ولی اگر درست یادم باشد میزان شرکت در انتخابات مجلس در تمام ایران به جز شهر تهران، ارومیه و کردستان (و شاید چند شهر دیگر) خیلی بالاست (بنابه آمار دفتر تحکیم وحدت) اینها زیر 40% هستند ولی بقیه شهرها و روستاها میزان شرکت به طور ثابت بالا 90% است.
به نظر من دلیل اصلی اینکه بعضی ها کروبی را ترجیح می دهند همان دلیلی اول است و بقیه بهانه است. چون عادت کرده اند در مرکز توجه باشند، چون یک شبه می خواهند راه صد ساله را یک شبه طی کنند، چون جو گیر می شوند و حافظه ی تاریخی ضعیف دارند، و بعد که شکست می خورند ناامید و مائوس می شوند و فراموش می کنند راه مردم سالاری راه طولانی است و تاریخ معاصر کشورها غربی را نمی دانند. چون نمی توانند ببینند که شعارهای کاندیداها چطور از زمان خاتمی به این ور تغییر کرده است و کشور از نظر فرهنگ و تفکر سیاسی به جلو رفته استو الان تمام کاندیداها حتی احمدی نژاد می گویند طرفدار آزادی بیشتر مطبوعات هستند. حالا که تمام توجه اصلاح طلبان رویشان متمرکز نیست احساس می کنند مورد بی توجهی قرار گرفته اند و به سوی مثلا کروبی که بیشتر نیازشان به مورد توجه بودن را ارضا می کند کشیده می شوند.
Anonymous - June 6, 2009 06:52 PM
:
اتفاقا من فکر می کنم این طرفداران کروبی هستند که دچار جو گرفتگی توسط موج سبز موسوی (و نه کروبی) شده اند و فکر می کنند که می توانند این را به سمت کروبی برگردانند و علاوه براین کروبی می تواند در مرحله دوم در مقابل احمدی نژاد پیروز شود و بعد از همه این ها می تواند برنامه هایش را اجرا کند. خاتمی با تمام رایی که داشت و پشتیبانی کامل تمام اصلاح طلبان نتوانست شعارهای کمتر از این را اجرا کند، خودتان بقیه اش را حساب کنید. همان طور که خاتمی گفت حکومت نباید احساس خطر و تندروی کند چون مانند تمام حکومت ها اگر احساس خطر کند فضا را تنگ می کند و نه تنها به چیزی شعارش داده شده اتفاق نمی افتد، بلکه ممکن است حتی برعکس شود. دولت امریکا در زمانی که از جانب کمونیست ها احساس خطر می کرد چنان برخوردهای شدیدی با افرادی که به چپ گرایش داشتند کرده است که معروف است (مثلا مک کارتیسم) یا دوران جنگ ویتنام. این ذات حکومت ها است که هرگاه سیستم احساس خطر کند فضای سیاسی/اجتماعی را تنگ می کند و آزادی را محدود. هر چقدر تغییرات با سرعت بیشتر بخواهند انجام شوند اصطکاک بیشتری ایجاد می کنند و باعث دیرتر به نتایج مورد نظر رسیدن می شود.
Anonymous - June 6, 2009 07:03 PM
:
حامد عزیز سلام.امروز اتفاقی از یک طریق ایمیل یکی از دوستان این یادداشت تو رو خوندم و از اینکه به وبلاگ تو خیلی کم سر میزدم افسوس خوردم،تبریک میگم خیلی خوبه خسته نباشی.
حامد عزیز در مورد کیفیت مدیریت موسوی نیازی نیست که فاتح در ایسنا رو نمونه بگیری و تعمیمش بدی.دوره مدیریش در زمان جنگ به ما میگه چه مدیریتی در انتظار ماست. اگر نمونه جدیدتری هم بخواهیم فرهنگستان هنر هست. ببینیم نسبت ورودی و خروجی این نهاد با امکانات مناسب چه بوده؟
ضمن اینکه در مدیریت فاتح در ایسنا باید نکات دیگری رو هم در نظر بگیری. اول اینکه زمان شروع ایسنا تنها رقیبش ایرنا بود که هنوز از طریق تلکس اخبارش مخابره می شد و سایت اینترنتی نداشت و در فضایی بی رقیب ایسنا به چشم اومد.دوم اینکه رویکرد دولتمردان وقت به ایسنا مثبت بود و به مثابه یک رسانه خودی ارتباط ویژه ای با ایسنا برقرار شد. سوم اینکه بعد از پیدایش سایت های خبری بیشتر و ورود رقبا،ایسنا جایگاه پیشینش را در فضای رقابتی از دست داد(یک غلط مصطلح داریم که سایت های خبری رو خبرگزاری مینامیم،خبرگزاری ویژگیهای دیگری داره)چهارم اینکه از نظر حرفه ای از ابتدا به ایسنا ایراداتی وارد بود که کم و بیش هنوز هم هست مثل تنظیم با غلط اخبار که حتی غلط املایی هم برخی اوقات وجود داشت و از مسائل فنی سایتش هم که نگو؛ همچنین کمتر به یاد داریم که ایسنا تونسته باشه رخداد خبری مهمی به یادگار بذاره که برای رسانه ای در این سطح ملی بده.پنجم هیچ گاه برای حفظ و تربیت نیروهاش برنامه ای نداره و مدام افراد یک حوزه خبری تغییر میکنن که در حوزه اطلاع رسانی یک ضعف عمده برای یک رسانه محسوب میشه.البته از ساختار شکنی و شکست انحصار ایرنا و واحد مرکزی خبر توسط ایسنا نباید غافل شد.
باز هم خسته نباشی
Anonymous - June 6, 2009 10:55 PM
Pouriya :
Jaleb bood Hamed , delam baraye gap zadan bahat tang shode
Pouriya - June 6, 2009 10:55 PM
:
سام غفارزاده
حامد عزیز سلام.امروز اتفاقی از یک طریق ایمیل یکی از دوستان این یادداشت تو رو خوندم و از اینکه به وبلاگ تو خیلی کم سر میزدم افسوس خوردم،تبریک میگم خیلی خوبه خسته نباشی
حامد عزیز در مورد کیفیت مدیریت موسوی نیازی نیست که فاتح در ایسنا رو نمونه بگیری و تعمیمش بدی.دوره مدیریش در زمان جنگ به ما میگه چه مدیریتی در انتظار ماست. اگر نمونه جدیدتری هم بخواهیم فرهنگستان هنر هست. ببینیم نسبت ورودی و خروجی این نهاد با امکانات مناسب چه بوده؟
ضمن اینکه در مدیریت فاتح در ایسنا باید نکات دیگری رو هم در نظر بگیری. اول اینکه زمان شروع ایسنا تنها رقیبش ایرنا بود که هنوز از طریق تلکس اخبارش مخابره می شد و سایت اینترنتی نداشت و در فضایی بی رقیب ایسنا به چشم اومد. دوم اینکه رویکرد دولتمردان وقت به ایسنا مثبت بود و به مثابه یک رسانه خودی ارتباط ویژه ای با ایسنا برقرار شد. سوم اینکه بعد از پیدایش سایت های خبری بیشتر و ورود رقبا،ایسنا جایگاه پیشینش را در فضای رقابتی از دست داد(یک غلط مصطلح داریم که سایت های خبری رو خبرگزاری مینامیم،خبرگزاری ویژگیهای دیگری داره)چهارم اینکه از نظر حرفه ای از ابتدا به ایسنا ایراداتی وارد بود که کم و بیش هنوز هم هست مثل تنظیم با غلط اخبار که حتی غلط املایی هم برخی اوقات وجود داشت و از مسائل فنی سایتش هم که نگو؛ همچنین کمتر به یاد داریم که ایسنا تونسته باشه رخداد خبری مهمی به یادگار بذاره که برای رسانه ای در این سطح ملی بده.پنجم هیچ گاه برای حفظ و تربیت نیروهاش برنامه ای نداره و مدام افراد یک حوزه خبری تغییر میکنن که در حوزه اطلاع رسانی یک ضعف عمده برای یک رسانه محسوب میشه.البته از ساختار شکنی و شکست انحصار ایرنا و واحد مرکزی خبر توسط ایسنا نباید غافل شد
باز هم خسته نباشی
Anonymous - June 6, 2009 11:03 PM
پوریا - ن :
آقا جالب بود؛ دلم برای گپ زدن باهات تنگ شده.
راستی پیش بینیت راجع به تعداد آرا فرق نکرده؟
پوریا - ن - June 6, 2009 11:04 PM
مهدی :
حامد جان نمیشه کمی سریعتر مطلب بذاری...؟امیدوارم تقاضای زیادی نباشه....
مهدی - June 6, 2009 11:18 PM
:
در مورد پیشنهاد امشب احمدی نژاد دو مناظره با کروبی که همه ی مسئولین دارایی و چگونه بدست آوردنشون رو اعلام کنند، فکر می کنم با این همه تاکیدی که احمدی نژاد داره بهتره که اعلام کنند تا این مساله برای همیشه حل بشه، این باعث می شه احمدی نژاد رای قابل توجهی از دست بده (در صورتی که ادعاهای فساد واقعیت نداشته باشه.)
Anonymous - June 6, 2009 11:27 PM
علیرضا :
مناظره بین کروبی و احمدی نژاد منو متقعاد کرد که با حامد موافق باشم و به موسوی رای بدم!
علیرضا - June 6, 2009 11:44 PM
گلی :
ای شیر شکوه غرشت را دیدند
آنها که به عزت تو می خندیدند
آن شب همگی به پای روشنگریت
جز "چیز" جواب دیگری نشنیدند
گلی - June 7, 2009 12:09 AM
:
سلام حامد جان
نمی دانم که این انتخابات چرا با باقی مراحلی که در این سی ساله انقلاب پشت سر گذاشته ایم فرق دارد؟ همه مسائلش و حاشیه هایش. احساس می کنم که با غیر واقع نمایی ها مرز حق و باطل را در هم آمیخته اند. اما چند نکته کوچک که موید نظرات توست:
بعضی از شروط برای ریاست جمهوری لازم است. و این اصلا به معنی نفی سایر شروط نیست. داشتن اطرافیان توانمند خوب است اما قابلیتها و سوابق اجرایی شخصی و یا قابلیت تحلیل فردی -مستقل از کارشناسان اطراف شخص - برای رییس جمهور ضروری است.
رییس جمهور برای یک دوره چهارساله انتخاب می شود و نه فقط برای پاسخگویی به احسساسات فروخفته مقطعی افراد و قطعا باید نقشی فراتر از یک تریبون اعتراض ایفا کند. تیم یک رییس جمهور باید برای اعتقاد به یک حرکت ملی با او همراهی کنند و نه برای شکل گیری یک اعتراض ضمنی ناشی از احساس عدم احقاق حقوق پایمال شده در گذشته. و برای رییس جمهور آینده مان صداقت، تسلط به خود، قابلیت تمییز مسائل و انگیزا توام با دوراندیشی و یک ادبیات قابل اعتنا از ضروریات است.
هر چند من هم با اطمینان تام و تمام به موسوی رای نمی دهم لکن در مقایسه با سایرین شروط لازم را به نحو پررنگ تری در موسوی می یابم.
ارادت
Anonymous - June 7, 2009 12:47 AM
علی :
این "تیم قوی" کروبی نمیتونستند پیش بینی کنند که احمدی نژاد میخواد چه کار کنه؟ آمار تورم بانک مرکزی با آماری که احمدی نژاد گفت فرق داره. این رو از تو سایت خود بانک مرکزی میشه فهمید!. کروبی چرا همین آمار های خود بانک مرکزی رو تو سر احمدی نژاد نکوبید؟! و اینکه احمدی نژاد در آمار هاش بعضی از اقلام اساسی را برای محاسبه نرخ تورم در نظر نگرفته، صحبت نکرد؟ تیم کروبی واقعا ضعیف بود .بعضی جاهای مناظره طوری بود که من فکر کردم تیم کروبی میخواد کروبی رو خراب کنه!!!
علی - June 7, 2009 05:36 AM
duman :
حامد عزیز تحلیلت کاملا اشتباهه، هرچند چیزی به انتخابات نمونده و ما به همون موسویش هم راضییم
اولا با توجه به اینکه در دور اول هیچ کاندیدایی 51% آرا رو نداره و رای احمدی نژاد کم نیست و به هیچ وجه از 40% کمتر نمیاد ، کافیه که رای مرحلۀ اول ما به غیر احمدی نژاد باشه، حالا به هر دلیلی. مثلاً دلیل من اینه که برنامه کروبی بهتره و رای من به کروبی احتمال دور دوم رفتن کروبی رو زیاد میکنه بدون اینکه به ضرر آقای موسوی باشه. چون این رای درصد آرا رو بالا میبره و حتی اگر فرض کنیم رای موسوی بیشتره، احتمال 51% شدن احمدی نژاد رو کم میکنه پس به نفع موسوی هم هست
ثانیاً کناره گیری نکردن کروبی تو این مرحله از روی لجبازی نیست و با جناب موسوی هماهنگ شده چون درصورت کناره گیری کروبی نصف آرای کروبی که متعلق به زاگرس نشینها و روستاها ست به نفع احمدی نژاد به صندوق ریخته میشه و این احتمال دور دوم رفتن موسوی رو کم میکنه
ثالثا به دلیل فوق دور دوم با کروبی و احمدی نژاد بهتر از موسوی و احمدی نژاد است. چون با شکست کروبی در دور اول معلوم نیست رای هاش به کدوم سمت بره ولی با شکست موسوی در دور اول از اونجا که آرای موسوی از طبقۀ شهری است و آگاهانه تر هست، با دو قطبی شدن انتخابات در دور دوم تماما به نفع کروبی ریخته میشه و شکست احمدی نژاد حتمیه ولی با حضور موسوی در دور دوم احتمال شکست احمدی نژاد کمتره
رابعا با توجه به اینکه رای به کروبی با توجه به برنامه و تیم بهترش در دور اول با هیچ حساب و کتابی به نفع احمدی نژاد نیست لذا بدون نگرانی به کروبی رای بدین و اگه واقعا آقای کروبی دور دوم نرفت رای به موسوی در دور دوم وظیفۀ همه طرفداران اصلاحاته
خامسا استدلال اصلی بر رای آوری موسویه که باید توجه کنیم تو هیچ نظر سنجی ای بالای 51% نیست و ضمنا رشد آرای کروبی بسیار قابل توجهه. مثلا با توجه به شور انتخاباتی شکل گرفته کافیست که یک سوم از تحریمیهای دور دوم خاتمی (15 میلیون) یعنی 5 میلیون بیان پای صندوق. با توجه به حمایت اپوزسیون و نیروهای رادیکال اصلاحات از کروبی رای اونها بطور آگاهانه و قطعی کروبی خواهد بود. پس آرای کروبی رو دست کم نگیرید، چون میتونه پدیدۀ این انتخابات بشه و حتی در غیر این صورت هم باز ضرر نکردیم چون در دور دوم موسوی رو داریم
سادساً روند مناظرات به نفع موسوی نیست و احتمالا کروبی و رضایی بهتر ظاهر میشن و با توجه به اینکه اغلب افراد مردد که تعداد میلیونی دارن در روزهای آخر تصمیم میگیرن، رای بالای کروبی دور از انتظار نیست
خلاصه اینکه رای به کروبی در دور اول با هیچ استدلالی به نفع احمدی نژاد تمام نخواهد شد لذا با رای به کروبی ضمن نه گفتن به احمدی نژاد، به برنامه و تیم خوب کروبی آری میگوییم و این در مقایسه با برنامه ها و تیم مبهم موسوی مطمئناً به نفع همه خواهد بود هر چند که هنوز معلوم نیست که رای موسوی بیشتر از کروبی باشه و در این صورت هم هیچ ریسکی مرتکب نمیشیم چون ضمن پایین کشیدن احمدی نژاد از 51% ، احتمال دور دوم رفتن هم موسوی و هم کروبی رو بیشتر میکنه
در نهایت اگر هیچ یک از این استدلالها شما را قانع نمی کند صرفا پای صندوق بیایید و به غیر احمدی نژاد رای دهید و تفاوتی نمی کند که موسوی ، رضایی یا رای سفید باشد. به این ترتیب بازی را به دور دوم میکشید و این بهتر از رای ندادن است
duman - June 7, 2009 06:31 AM
مهشيد :
نكته اي كه براي من خيلي جالب است اين است - آقاي احمدي نژاد براي تورم خود از چه شاخص هايي استفاده كرده است . شايد شاخص هاي جديدي براي تورم استفاده مي شود كه ما از آن بي خبريم .
مهشيد - June 7, 2009 06:33 AM
واکنش :
به نظرم آقای احمدینژاد فقط تورم ماه فروردین رو در نظر گرفته بودند و متوسط تورم سالانه رو حساب نکرده بودند. نمودارهای تورم در سایر کشورها رو از کجا آورده بود واقعا نمیدونم. اما خیلی حساب شده کار کرد. به نظرم عالی برای این مناظرهها آماده شده بود.
واکنش - June 7, 2009 06:48 AM
سروش :
سلام
با تمام احترامی که به نظر شما در مورد انتخابات دارم اما ایا قبول دارید که باید نظر اهل سیاست و کسانی که بزرگان عرصه علم سیاست هم هستند توجه کنید؟؟؟
دکتر سید جواد طباطبایی یکی بزرگترین دانشمند علوم سیاسی ایران است به باور دوست و دشمن
ایشان دلایل مخالفت خود با موسوی و دلایل حمایت خود از کروبی را در مصاحبه ای با روزنامه اعتماد ملی بیان کرده است
یا بهتر نیست این مصاحبه را کامل مطالعه کنید و بعد تصمیم بگیرید؟؟؟
سایت روزنامه اعتماد ملی:
http://roozna.com
می توانید روی pdf کلید کنید و متن را بخوانید
سروش - June 7, 2009 07:53 AM
سروش :
با تمام احترامی که به نظر شما در مورد انتخابات دارم اما ایا قبول دارید که باید نظر اهل سیاست و کسانی که بزرگان عرصه علم سیاست هم هستند توجه کنید؟؟؟
دکتر سید جواد طباطبایی یکی بزرگترین دانشمندان علوم سیاسی ایران است به باور دوست و دشمن
ایشان دلایل مخالفت خود با موسوی و دلایل حمایت خود از کروبی را در مصاحبه ای با روزنامه اعتماد ملی بیان کرده است
یا بهتر نیست این مصاحبه را کامل مطالعه کنید و بعد تصمیم بگیرید؟؟؟
سایت روزنامه اعتماد ملی:
http://roozna.com
می توانید روی pdf کلید کنید و متن را بخوانید
سروش - June 7, 2009 07:55 AM
علی :
دوستان محترم هیچ کدام به نکته مهم حامد با عنوان "عدم توان پیاده سازی" در مورد کروبی دقت نکردید. کمی بیشتر تامل کنید. تفکرات اقتصادی موسوی باب میل اقتصاد لیبرالی نیست. من خودم نگران از اقتصاد پوپولیستی هستم. حامد قدوسی که خودش از منتقدان اقتصاد پوپولیستی بود/است و در سال 81 مقاله ای در این زمینه نوشته و با توجه به شناختی که از او دارم مدافع طرح های اقتصادی موسوی نیست (اگرم باشد قطعا نه به طور کامل و با رضایت)
در فضای فعلی به این دقت کنید که تفاوت دیدگاه اقتصادی بین کروبی و موسوی -هرچقدر باشد- قابل قیاس بین تفاوت از دید شخصیتی-اقتصادی-فرهنگی- سیاست خارجی یکی از این دو با احمدی نژاد نیست. پس الان در مورد انتخاب بین موسوی و کروبی خیلی مجادله نکنید و به همان کروبی رای دهید.
علی - June 7, 2009 08:51 AM
حامد :
زمانی که آقای موسوی نسخست وزیر بودند بگیر و ببندی بود که بیا و ببین
وایشون اعتراضی هم نمیکردند به نظر من رای دادن به ایشون اشتباه هست
حامد - June 7, 2009 11:34 AM
واکنش :
من فکر کنم بازتر شدن فضای جامعه خیلی مهمتر از اقتصاد باشه. آیا جامعهی بستهای میشناسید که اقتصاد قوی داشته باشه؟
واکنش - June 7, 2009 12:09 PM
:
درباره ی توسعه اقصادی و آزادی سیاسی، به نظر به خوبی واضح است که وابستگی واقعی بین آنها وجود ندارد. کشور چین و روسیه (که کشورهای چندان آزاد سیاسی نیستند) در امروز، آلمان (نازی) و ژاپی (امراتوری) قبل از جنگ دوم جهانی کشورهایی با رشد اقتصادی نسبت به بقیه بالا بودند. توسعه اقتصادی بیش از اینکه به میزان آزادی سیاسی ربط داشته باشد به عقلانیت و اهداف حکومت ها بستگی دارد.
در مورد آزادی اقتصادی و آزادی سیاسی هم به وضوح رابطه هم جهت نیست. بیشتر شبیه این است که اگر این دو را روی نمودار امفقی و عمودی بکشید، همیشه وضعیت در داخل ربع دایره قرار می گیرد، به عبارت دیگر از یک جایی به بعد در مقابل هم هستند. مثلا کشور های اسکاندناوی که آزادی سیاسی بالایی دارند آزادی اقتصادی متوسط دارند، در مقابل کشورهایی مانند سنگاپور و هنگ کنگ که حداکثر آزادی اقتصادی را دارند، آزادی سیاسی خیلی کمی دارند.
از این روی داستان همجهتی آزادی سیاسی و آزادی اقتصادی بیشتر داستان پریان است تا واقعیت.
مراجع:
http://www.freedomhouse.org/template.cfm?page=1
http://www.freedomhouse.org/template.cfm?page=351&ana_page=342&year=2008
http://www.heritage.org/research/features/index/index.cfm
http://www.freetheworld.com/index.html
http://smye2002.univ-paris1.fr/program/paper/b5_lun.pdf
http://scottaaronson.com/blog/?p=342
Anonymous - June 8, 2009 06:56 AM
:
چیزی که مرا در مورد برنامه کاندیداها اذیت می کند این است که تمام کاندیداها انگار *فقط* یک سری سیاست کاملا درست و بدون هیچگونه ضرر وجود دارد و احمدی نژاد به خاطر رفتار غیرعاقلانه این ها را نمی فهمد و ما می آییم و این ها را انجام می دهیم و همه چیز گلستان می شود. این درست است که احمدی نژاد اشتباه های فجیعی به رغم توسعه های کارشناسان کرده است، در این حرفی نیست و اینکه هر کدام از این برنامه ها حتی در حد شعار هم احتمالا از کارهای احمدی نژاد به مراتب بهتر است. ولی مستقل از اینکه رفتن احمدی نژاد اولویت اول است، من با برنامه های کاندیداها دوتا مشکل دارم:
1. انگار این برنامه ها کاملا بدون تاثیر منفی هستند، هیچ مشکلی ایجاد نمی کنند، انگار قرار نیست رئیس جمهور هیچ تصمیم سختی بگیرد، و همه این مسائل را می شود بدون مشکل یکدفعه جلو برد و باهم تضاد ندارند، و با پول نفت می شود همه مشکلات را راحت حل کرد. مثال اصلی اش هم نحوه مصرف درآمد نفتی درمقابل مهار تورم است.
2. اینکه این برنامه ها چگونه اجرا خواهند شد کاملا مبهم است. شعار با برنامه که مشخص است که مراحل اجرایش چیست، مشکلاتش چیست، چه تاثیرات منفی دارد، چه مقایسه های هزینه-فایده شده است، ... خیلی فاصله دارد.
اگر احمدی نژاد رای نیاورد، بعد از انتخابات باید قبل از اینکه این برنامه ها را سعی کنند اجرا کنند به شدت این برنامه ها نقد بشوند و هزینه-فایده آنها مشخص شود.
Anonymous - June 8, 2009 10:10 AM
s :
فقط باید از احمدی خلاص شد و موسوی بهترین گزینست
s - June 10, 2009 02:48 PM
سینا :
به نظرمن آقای موسوی یکی ازبهترین کاندیدا برای ریاست جمهوری هستش وخودمنم به ایشون رای میدم تنها دلیلی که دارم اینه که ازهمه کاندیدای دیگه بهترمیفهمه وچون یک فرد واقعاتحصیل کرده هستش حتی ازاحمدی هم بهتر چیزی حالیش هست
سینا - June 10, 2009 04:17 PM
:
با سلام پیشگویی سید درست بود
او گفته بود اس ام اس ها قطع میشود و شد دقیقا مثل برنامه نود که امثال علی آبادیها دستور داده بودند که اس ام اس ها را قطع کنند اما چه کسی قالب تهی کرد علی آبادی بهرحال آنچه که در روز رای ریزی من دیدم در شهر مذهبی ری دال بر برنده شدن موسوی در مرحله اول است خوش شانس می باشد احمدی نژاد اگر
بدور دوم بکشد.
به نظر من محمد احمدی نژاد مشکل اصلیش نداشتن ادبیات سیاسی است و هالو فرض کردن دیگران ادبیات کوچه خیابانی در ادبیات سیاسی راه ندارد ادبیات شهرداری را کاری به ادبیات سیاسی جهان نیست .
ادبیات او باعث شد که ما را مردمی در سطح پایین بدانند و به ما بی احترامی کنند
مولایمان بارها و بارها در نوع ادبیات و ادب سخن فرمودند اما کو گوش شنوا ؟
سکوت رهبر انقلاب متاسفانه میتواند تاییدی بر او باشد که بطور حتم به ضرر کل نظام خواهد بود.
ما اجازه نداریم بگوییم انسانها نجس هستند
این آخرین نوع توهین است
این ادبیات در بازار سیاسی جهان جایی ندارد.
میتوانیم با دلیل و منطق بگوییم مانند نخست وزیر ترکیه که صهیونیست را قبول نداریم
چقدر ادبیاتش زیبا بود اعتراض کرد اما مودبانه
حالا ما برویم بگوییم این صهیونیستها را قبول نداریم آنها نجس هستند؟
ایا ما را مردمی عقب افتاده فرض نمیکنند
این ادبیات یک برنده دارد آنهم اسرائیل
ایشون فقط به نفع اسراییل
حرف زده آنهم با ادبیات اشتباه
به راحتی آرد به آسیاب آنها ریخته است.
من به مردم غزه احترام میگذارم و هر جا مرد و زن و غیر نظامی کشته شود باید جهان اعتراض کند این وحشی گری است
اما نگوییم برای اینکه انها مسلمان هستند
تحقیق کنید ببینید این آمارها را
آنها تشیع را نجس میدانند
آنها در جنگ ایران و عراق نیرو به کمک عراقیها فرستادند و 3500 اسیر ایرانیان فلسطینی بودند
آنها در سده های گذشته به تخریب بین الحرمین و حرمین
پرداختند
و.........
خدا رحمت کند امام خمینی را که فرمود
تاریخ معلم انسانهاست
چرا درس نمیگیریم
کجا ادبیات زشت و رکیک در طول تاریخ برنده داشته؟
در کدام میدان ورزشی فحاشی و تهمت و افترا برنده داشته
واقعا چرا؟
آقای احمدی نژد شجاعانه میگفتی که من خرج تبلیغات کردم
مردم که کور نیستند هر کدام از بنر های ضد آب دست کم شصت
هزار تومان هزینه دارد!
جناب احمدی نژاد افغانستان طبق آمار جهانی دو رتبه نسبت به ما بهتر شده است
ما به لحاظ تورم بین حدود 240 کشور جهان پنجم هستیم
واقعا چقدر روی تحمیق مردم سر مایه گذاری کردی؟
این سیاسیت کهنه انگلیس است
که روی بیسوادی مردم سر مایه گذاری کردی؟
هاله نور را گفتی که چی؟
ببینی مردم چقدر خرافه پرستند.
اگر قرار باشد هاله نوری باشد مطمئن باش دور عکس جوانهایی در قطعه شهدا را خواهد کرد که لیاقتش را داشته باشد
آقای احمدی نژاد از جمله افرادی بودم که هر چه میگفتی قبول میکردم سراغ امار نمیرفتم
اما برای خودم متا سفم که چهار سال طرفداری تو را کردم.
اگر رییس جمهور شوی که بعید میدانم
ایران را به جنگ و خونریزی
هدایت میکنی فقط با ادبیات
اشتباهات و چون انعطاف پذیری
نداری امید به اصلاح شما متاسفانه محال است.
جناب احمدی نژاد قول میدم اگر خدای ناکرده جنگی صورت بگیرد این طرفدارات که بعضی ها متعصب و دو آتیشه بودند
حاضر نیستند یک اسلحه دستشان بگیرند چون من محک کردم
طرفداران شما با تعصب که آفت تفکر است از شما حمایت کردند
آقای احمدی نژاد
متاسفم این حرف را میزنم
از ]ر زاویه نگاه کنی بازنده
هستی
دوران هیتلر بازی تمام شده است.
ایکاش نوشته مرا میخواندی
فقر را دسیسه کردی برای رای
اینکار را ابوبکر و عمر هم کردند
تخریب دیگران کردی برای آوردن
رای اینکا را ابوبکر و عمر هم کردند
و..
اما در اسلام اگر کاری با خلوص نیت نباشد ارزش آن صفر است.
عمر ها بودند که عثمان ها را آفریدند.
و همانا بودند که معاویه و یزید را ستون حکومت زدند.
و قران چه زیبا میگوید
خودتان با دست خودتان خود را به هلاکت نیندازید
و هر قومی مسئول کار و رفتار خودشان هستند
حواسمون جمع باشه ظلم برنده نمیشه
Anonymous - June 12, 2009 11:52 AM
:
bache ha in hame bahso gofto gooooo akharesh ahmadi nejad aval shod nemidooonam chera in hame daneshjoohamoon bahs kardan
Anonymous - June 13, 2009 09:03 AM
شیدا :
خدا رحم کنه این 4 سال رو با احمدی نژاد چه طور سر کنیم؟ مطمئن هستم که تولید در کشور از بین میره و ایران میشه بازاره محصولات چین و مصرف کننده آشغالهای چینی! بعدشم که میرسیم به جنگ با اسراییل خدا رحم کنه
شیدا - June 13, 2009 09:57 AM
الهام :
مردم تو رو خدا بلند شین
تو رو خدا ساکت نشینین
تا کی می خواین بهتون ظلم کنن
ما باید ظلم و سرکوب کنیم
مردم تو رو خدا...
تا زمان مناسب سبز بمونین
سبزها رو از دستتون باز نکنین.
مردم ساکت نشینین
الهام - June 13, 2009 06:51 PM
شیدا :
برای چی بلند بشیم، برای کی؟ فکر میکنید ابایی از این دارند که همه ما رو به گلوله ببندند تا خودشون سر قدرت باشند؟ کی اصلا تو این مملکت به نظر مردم اهمیت میده؟ در حال حاضر که طمع قدرت و ثروت هوش از سر عده ای برده و به خاطرش دست به هر کاری می زنند، فقط امیدوارم به حق فاطمه زهرا که امروز روز تولدش است دست همه خیانت کارها جلوی مردم واشه و رسوا بشند.
البته این انتخابات برای من درس بزرگی بود تا اگر دفعه بعد بهترین گزینه هم اومد دیگه بازی نخورم!
به نظر شما دیگه تو این مملکت امید و اعتمادی هست؟
شیدا - June 14, 2009 04:48 AM
:
به اميدى روزى كه ايران ازاد كردداز ظلم ستم
Anonymous - January 12, 2010 07:10 PM
:
به اميدى روزى كه ايران ازاد كردداز ظلم ستم
Anonymous - January 12, 2010 07:10 PM