سردرگمی
هدف من در تمام پستهای چند روز مانده به انتخابات و بعد از آن این بود که به نحوی سعی کنیم در حد خودمان جلوی غلبه احساساتمان بر واقعیتهای جامعه را بگیریم. در نظرسنجی وبلاگ از یک جمعیت 300 نفری تقریبن هیچ کس باور نداشت که احمدینژاد میتواند در دور اول برنده شود. در حالی که خود من بر اساس برخی نظرسنجیها و شواهد احتمال مثبتی میدادم که این اتفاق بیفتد. حرف من این است: اگر احمدینژاد واقعن رای آورده باشد و ما با تصور دستکاری آرا خودمان را مشغول و راضی کنیم از درک یک مساله کلیدی در کشور محروم میشویم و این در بلندمدت بسیار مضر است. دوم اینکه قرار است حداقل ما ها از دایره اخلاق خارج نشویم. یک حوزه اخلاقی هم این است که با دلایل ضعیف اتهام دستکاری به حریف وارد نکنیم. نهایتن اینکه اگر رای موسوی همین قدر باشد و در تکرار یا بازشماری آراء هم دوباره به همین نتیجه برسیم آبروریزی بزرگی رخ خواهد داد.
با این همه احساس میکنم فضای جامعه با اتفاقات چندان روز گذشته چندان ملتهب شده که کار از این استدلالها گذشته است. علاوه بر اینکه ممکن است این نوشتهها توسط مخالفان اصلاحات مورد سوءاستفاده قرار گیرد. بنا بر این من فعلن تا مدتی نوشتن را متوقف میکنم و دعا میکنم که کشور از این گردنه بلا به سلامت عبور کند تا بعد دوباره جمع شویم و فکر کنیم.
پ.ن1: من به این فحش خوردن از دو طرف عادت دارم. از یک طرف باید بکوشی که طرف خودت را قانع کنی که غیرمنطقی رفتار نکند و از طرف دیگر دلت از حماقت و رذالت طرف مقابل پر از درد باشد. دوستان لطفن در قضاوتهایشان این قدر عجول نباشند. تا وقتی احمدینژاد قانونی یا غیرقانونی رییس جمهور ایران است من دیگر شرم دارم که پایم را در آن کشور بگذارم.
پ.ن2: در ماجرای نمودار فامیلهای احمدینژاد هشدار دادم که برخی از این افراد را خودم میشناسم و میدانم فامیل او نیستند. این نمودار با همه اشتباهاتش پخش شد و همین بهانهای به دست او داد تا مخالفانش را به دروغگو بودن متهم کند. بسیاری از استدلالهای مبنی بر اشکال در شمارش آرا هم از این جنس است. اگر با این استدلالها به دادگاه برویم در دقیقه اول محکوم میشویم.
پ.ن3: من طرفدار موضع موسوی هستم: تجدید انتخابات. به نظرم شکایت او به شورای نگهبان منطقیترین موضع ممکن بود. چرا که به نظر میرسد تخلف عمده در "فضای" برگزاری انتخابات و بسیج غیرقانونی میلیونها رای طبقات پایین به نفع احمدینژاد بوده و نه اشکالات فنی در شمارش و جمعبندی. آن نکتهای هم که گفتم فراموش میکنیم همین مشکل اتکاء به دموکراسی صرف در ایران است: 12 میلیون رایی که میتوان با 100 هزار تومان در سال خریدشان. رقم رایی بزرگتر از رای کل روشنفکران و درسخواندههای داخل و خارج. این مشکلی است که میتواند خودش را در هر انتخاباتی نشان دهد و کیفیت رای را به صفر برساند.

نظرات
:
با تو موافقم، ولی مطمئن باش اگر آقایان صادق بودند با اولین زمزمه های تقلب، خودشان پیشنهاد بازشماری آرا را می دادند. نه اینکه کار به نا آرامی های خیابانی بکشد و بعد تازه وعده رسیدگی به شکایات در ۱۰ روز را بدهند.
Anonymous - June 16, 2009 07:03 AM
نيلو :
با سلام
كاملا موافقم منطقي بود.
نيلو - June 16, 2009 07:09 AM
:
من متوجه میشم که شما چی میگید. ولی اینجوری به قضیه نگاه کنید: فرض کنید که در واقع تقلبی شده باشه، واقعا چه *نوع* مدرکی به عنوان مدرک قابل قبول میشه آورد؟ کی قضاوت میکنه که قابل قبول هست یا نه؟
نکته اینه که همیشه جرم ممکنه اتفاق بیفته ولی مدرکش مدتها بعد از وقوع جرم با تحقیقات زیاد کشف بشه. یعنی عدم وجود مدرک لزوما معنیش عدم وقوع جرم نیست. در مورد انتخابات، این مسئله حساستره چون با زندگی یه جمعیت سروکار داره.
گذشته از اینها، کل این قضایا بیشتر فکر میکنم یه بازیه سیاسی و اعتراض اصلی به اینه که سیستم انتخابات مشروعیت عقلی نداره چون قابل سوءاستفاده هست ومیتونه به بی طرفی پایبند نباشه.
Anonymous - June 16, 2009 07:12 AM
افسانه :
نگرانی شما قابل درک هست ، اما فکر کنم مقدار زیادیش به خاطر این هست که اینجا نیستید و جو را از نزدیک ندیدید . با مردم کوچه و خیابان صحبت نکردید ، درسته که این روش نظرسنجی نیست و اعتباری هم ندارد اما خیلی چیزها را به آدم نشون میده ، من بعید می دونم خیل عظیم تحریمی ها و کسانی که شاید فقط مهر دوره اول خاتمی توی شناسنامشون خورده بود اومده باشند که به احمدی نژاد رای بدن ، موندن ایشون به رای ما و امثال ما نیاز نداشت ماها اومدیم که اون بره ، یعنی حداقل تفاوت درصد مشارکت دوره قبل با این دوره +آرای معین و هاشمی و دست کم نیمی از آرای کروبی باید توی این دوره سهم موسوی و کروبی شده باشه یا نه؟
افسانه - June 16, 2009 07:14 AM
mbaholder :
1- نظرت درباره نتايج بنفورد چي بود؟ به دستت رسيد؟
2- ببين مهندس. اگر شرايط به اينجا رسيده به نظر من حداقل الآن نتايج انتخابات 50% دليلشه. عملكرد سيستم خيلي ضعيف و نسنجيده بود. همين تظاهرات ديروز رو اگه مجوز مي دادن مي تونست از يه شكست بزرگ به يه پيروزي بزرگ برا وزارت كشور و صدا سيما و نيروي انتظامي تبديل شه. يا اينكه نتايج تفكيكي رو تا آخرين لحظات اعلام نكردن دست كانديداها رو در ارائه شكايت مستدل در مهلت قانوني بست. يا اينكه رسانه ها رو نه از بعد از اعهلام نتايج كه حتي از قبل انتخابات محدود كردن بغضي تو مردم ايجاد كرد كه ديروز و امروز و فردا مي تركه...خس و خاشاك كه سر جاش بمونه...
در مورد تحليل آماري هم ممكنه اونا امارشون از ما بهتر باشه...من معتقدم احمدي نژاد مي تونست توي دور اول يا دوم راي بياره به طور صحيح...ولي اين بي تدبيريها كار رو به جايي رسوند كه الآن چيزي كه ازش به عنوان اخلاق و عقلانيت ياد مي كني هر روز كمتر از ديروز مي شه...
البته قطعا خود دولت هم از كاهش عقلانيت توي مجموعه ما سود مي بره...بهرحال اين بغضي كه ايجاد شده مي تونه سرمنشا تغييراتي بشه كه به ضرر هممونه...همه...
mbaholder - June 16, 2009 07:18 AM
مهدي :
حامد جان، تنها جمعيت حاضر در راهپيمايي ديروز، بيش از رأي اعلام شده براي موسوي بود. شواهد تقلب (اصلاً تقلب نبوده. اعلام رأي بوده) بسيار بيش از اوني هست که بشه انکارش کرد.
مهدي - June 16, 2009 07:19 AM
مقداد :
راست می گی.. توی شرایط بی اعتمادی نباید بهانه ای درست کرد.. خود ما ها هم گاهی متاثر از فضا تحلیل هامون جهت گیری پیدا می کنه.. از وقایع اخیر همه باید درس بگیرن
مقداد - June 16, 2009 07:25 AM
:
http://sibestaan.malakut.org/archives/2009/06/post_719.shtml
Anonymous - June 16, 2009 07:26 AM
بشير :
"در تکرار یا بازشماری آراء هم دوباره به همین نتیجه برسیم آبروریزی بزرگی رخ خواهد داد."
فكر نمي كني ممكن است جرياني موازي انتخابات واقعي توليد راي كرده باشد، اگر اين اتفاق افتاده باشد، چگونه مي توان پيگيري كرد؟ اگر صندوقها در فرصت مناسبي با صندوقهاي از قبل پر شده عوض شده باشد، و تركيب رايها در صندوقهاي جعلي با دقت زيادي مهندسي شده باشد چطور؟ اما در مجموع با تو موافقم. اگر واقعا اينچنين اختلاف طبقاتي و به موازات آن اختلاف در ديدگاههاي سياسي در كشور رخ داده باشد. باز هم نتيجه سياستهاي نادرست محمود است كه كشور را به سمت جنگ داخلي سوق داده است. ديروز به نظرم بالاي يك ميليون نفر در خيابان انقلاب و آزادي و خيابانهاي اطراف آن جمع شده بودند. خيلي وحشتناك بود. حكومت اكثريت با اين اقليت عظيم كه به آنها خس و خاشاك گفته و تحقيرشان كرده است چه كار مي خواهد بكند؟ ديشب تا صبح نخوابيدم از صداي فريادها، گلوله ها، واقعا چه اتفاقي دارد مي افتد؟
بشير - June 16, 2009 07:31 AM
قاسم :
حامد جان سلام
حتی اگه قضیه به این صورت باشه که احتمالا رای م.ا بیشتر بوده باید به این نکته توجه کنی که بخش قابل توجهی از این رای مربوط به افرادی بوده که یا بیسواد بوده اند و یا به زحمت می تونستند اسم ا.م رو بنویسند. سوال من اینه که این افراد چه تاثیری می تونند در پیشبرندگی یک جامعه داشته باشند. اتفاقا شاید بیشتر تاثیرشون در چنین مواقعی جلوگیری و ممانعت از حرکت جامعه به سمت اصلاح باشه.
البته کاملا به این نکته واقفم که دوستان از جهل این طبقه سو استفاده کرده اند
واقعا تناقض عجیبیه
قاسم - June 16, 2009 07:34 AM
بشير :
حامد لينك زير را هم ببين، اسم يك خانمي(Susan Hyde) هم كه در اين مورد تحقيق مي كند نوشته:
http://news.yahoo.com/s/ap/20090616/ap_on_re_mi_ea/ml_iran_fraud_allegations
بشير - June 16, 2009 07:34 AM
:
درک می کنم که در این وضعیت نمی خواهی بنویسی، ولی سعی کن نظر خودت را به موسوی برسانی.
Anonymous - June 16, 2009 07:38 AM
علي :
به نظرم كار درستي مي كني
مخصوصآ بعد از پست قبلت كه افتضاح بود
بازشماري آرا مطمئنن نتيجه اي نخواهد داشت چون در ده روز آينده 150 رسم الخط جديد اختراع مي كنن براي نوشتن نام دكتر... در ضمن صندوقها پلمپ نيستن ديگه و بازشماري بايد حتمآ زير نظر ناظرين بين المللي اتفاق بيفتد...
به هر حال متشكرم..ازينكه بعد از پست گذشته به نتيجه رسيدي كه ننويسي...خوشحال شديم
علي - June 16, 2009 07:40 AM
علي :
به نظرم كار درستي مي كني
مخصوصآ بعد از پست قبلت كه افتضاح بود
بازشماري آرا مطمئنن نتيجه اي نخواهد داشت چون در ده روز آينده 150 رسم الخط جديد اختراع مي كنن براي نوشتن نام دكتر... در ضمن صندوقها پلمپ نيستن ديگه و بازشماري بايد حتمآ زير نظر ناظرين بين المللي اتفاق بيفتد...
به هر حال متشكرم..ازينكه بعد از پست گذشته به نتيجه رسيدي كه ننويسي...خوشحال شديم
علي - June 16, 2009 07:42 AM
مهدی ک :
من فقط دعا میکنم که ایران به سلامت از این وضعیت خارج شود.
مهدی ک - June 16, 2009 07:46 AM
علي س :
دليل خيلي كَت و كلفتي وجود دارد كه نتيجه بازشماي آرا متفاوت خواهد بود و آن ميزان مشاركت است. اين دوره بيش از 10 ميليون نفر رأي دهنده جديد وجود داشت. آيا اكثريت اين افراد كه در سال 84 بي تفاوت بودند؛ آمدند تا به احمدي نژاد رأي دهند؟ رأي احمدي در دور دوم سال 84 حدود 17 ميليون بود. آيا مي توان باور كرد كه واقعاً 8 ميليون رأي به آراي ايشان اضافه شده؟
علي س - June 16, 2009 07:47 AM
مهناز :
فرمایش شما متین٬ منتها آیا واقعا شما هم برآورد می کردین که اختلاف آرا ده میلیون باشه یا حداکثر احتمال می دادین که احمدی نژاد ممکنه نهایتا ناپلئونی جلو باشه؟!.
احساس تون قابل درک و تقدیره منتها دم خروس هویداست و قسم حضرت عباس وزارت کشور مردوده.
مهناز - June 16, 2009 07:47 AM
:
من شاهد عینی هستم. دیروز بعد از راهپیمایی که صرف نظر از درست یا غلطش واقعا مسالمت آمیز و در سکوت برکزار شد، از یک پایگاه بسیج به مردم تیراندازی کردند،هیچ کس باور نمی کرد،ماها که کمی دورتر بودیم هنوز می خندیدیم که تیرها واقعی نیست ولی وقتی بدن های خونین روی دست ها بلند شد ....
من که فرار کردم ولی دیشب منطقه جنت آباد که اصلا مرکزیت نداره تو تهران از صدای گلوله ها که تقریبا هر یک ساعت یکبار تا 4 صبح به گوش می رسید دیوانه می شدم
چرا کسی به اینا نمی گه وقتی خونی ریخته بشه خونهای زیادی به جوش میاد؟
حقیقت مرگ بزرگتر از هر حقیقت دیگه ایه
تو رو خدا کسی کاری بکنه
Anonymous - June 16, 2009 07:49 AM
احمد :
بله بعد از اون پست افتضاحت، بهترین کار اینه که ساکت بشی.
تو در پست قبل مثل یک گزارشگر خارجی رفتار کردی که هیچ درکی از ایران، پدیده ای به نام کردان و متقلبی به نام احمدی نژاد و آمارهای سراسر دروغ اون نداره و صرفا می خواد با دست کشیدن به نقاط مختلف یک فیل در تاریکی ثابت کنه که نمیشه به فیل بودن اون اطمینان داشت.
درصورتی که مردم ایران این فیل رو بارها در روشنایی دیدن.
متاسفم برات حامد جان که با اون کارابلهانه لطمه جبران ناپذیری به حیثیت خودت وارد کردی.
احمد - June 16, 2009 07:52 AM
مهدي :
ادعاي تقلب به قول علما ادعاي ابطال پذيري نيست.
يعني نمي توان با بازشماري آرا ان را رد كرد. در ضمن ميتوان ادعا كرد كه راي ها را تغيير دادند. در نامه 8بندي ميرحسين به شوراي نگهبان فقط يك بند است كه با بازشماري آرا ميتوان در مورد آن اظهار نظر كرد. بقيه بندها در مورد تخلفات و روال غيردموكراتيك انتخاباتي است.
لذا به لحاظ كمي شواهد محكمي در دست نيست. ولي به لحاظ كيفي شواهد محكمي وجود دارد: مثلا چرا انتخابات تمديد نشد با اينكه در 2خرداد يادم ميايد تا 12شب مردم راي ميدادند. كسي كه 24 ميليون راي دارد از راي بيشتر بدش ميايد؟! چرا تعرفه ها در در برخي نقاط بايد كم بيايد؟! ادعاي ميرحسين اين است كه اقايان ميترسيدند مشاركت به بيش از 100% برسد و رسوا شوند.
وقتي 64% به احمدي نژاد و 85% كل مردم به نظام آري گفته اند چرا بايد اس ام اس چندين روز قطع باشد؟ از چه مي ترسند؟
دروغهاي مكرر احمدي نژاد از وي يك چوپان دروغگو ساخته كه به هرحرفش بايد شك كرد
خبر دروغ خبرگزاري ايرنا و طرفداران احمدي نژاد در مورد راي نامزدها در شهرهايشان چه توجيهي دارد؟!! مگر اينكه آقايان وزارت كشور به اين نتيجه رسيده باشند كه سوتي خيلي برگي دادند و بعد اصلاحش كردند.
" هاشمي با آن حد از کمبود محبوبيت و تحريم انتخابات از بين 27 ميليون راي دهنده 10 ميليون راي آورد. چه طور موسوي با 12 ميليون راي دهنده بيشتر (که بسياري از آنها فقط به خاطر گفتن راي منفي به احمدي نژاد به صحنه آمدند) و جو به شدت موافق جامعه و راي خاص در آذربايجان و ريزش اراي احمدي نژاد به سمت او فقط 13 ميليون راي مي آورد؟"
اين كامنت را وبلاگ پويان هم گذاشتم.
مهدي - June 16, 2009 07:58 AM
:
حامد از پست های اخیرت واقعا شاکیم. خواستم چیزی نگم اما نتونستم. من نمی فهمم من یا تو با چه اطلاعاتی می خواهیم صحت این انتخابات را نفی یا تایید کنیم؟ اطلاعات تولید شده در وزارت کشور آقای محصولی؟ اطلاعاتی که هر روز داره به شکل جدیدی مهندسی می شه تا گاف های روز قبل را پر کنه؟ تو فکر می کنی اظلاعات مربوط به شهرهای محل تولد که همراه نتایج اولیه آرا اول روی ایرنا، خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی، ظاهر شد از جایی غیر از وزارت کشور بود؟ تو فکر می کنی با باز شماری این انتخابات که صدر و ذیل اون پر از لجن و کثافت بسیج و اطلاعات و سپاه و وزارت کشور محصولیه می شه نتیجه "واقعی " را مشخص کرد که ممکنه مثلا منجر به آبروریزی اصلاح طلب ها بشه؟ ما به چه آماری توی این انتخابات می تونیم اتکا کنیم وقتی که ما هنوز تعداد واجدین شرایط را نمی دونیم (46،49، 51، ...)؟
این انتخابات از بیخ باطله نه تنها به دلیل عدم انعکاس واقعیات از نظر خیلی ها بلکه به دلیل فرایند تماما فاسد برگزاری اون. شمارش مجدد و راه حل های مشابه هم راه به ترکستان هست و کاندیداها هم به کمتر از ابطال این انتخابات نباید راضی بشند.
چیز دیگه ای که من ازش خیلی متعجب شدم اینه که با این شواهد می خواهی شورای نگهبان جمهوری اسلامی را متقاعد کنی. واقعا فکر می کنی شورای نگهبان دنبال حقیقت و واقعیت رای مرم هست؟ واقعا معتقدی شورای نگهبان دنبال اجرای قانون به معنای مصطلح اون هست؟
حامد جان بیطرف بودن بهترین استراتژی در یک بازار آزاد و کارا از حرف ها و ایده هاست ولی شاید از بدترین استراتژی ها در برابر کسانی هست که به طور سیستماتیک دروغ می گن و حقیقت را کتمان می کنند. کشور ما بر لبه یک پرتگاه قرار داره و شرایط به هر طرفی که بلغظه دیگه راه بازگشتی نخواهد بود. الان وقت بررسی و تحلیل های شبیه به این پست ها نیست. الان وقت کنار هم بودن، اتحاد و مقابله با ظلمه فجیعی هست که به این مردم مظلوم می شه.
Anonymous - June 16, 2009 08:14 AM
احسان :
پست قبلی مال من بود نمی دونم چرا اسمم حذف شد
احسان - June 16, 2009 08:16 AM
نارسیس :
با تحلیلهای شما موافقم به نظرم رای موسوی نهایتا یک تا دو میلیون با ایده ال فاصله دارد و ریزش اصلی برای رای کروبی و رضائی است که شاید با توجه به اینکه همه فهمیده بودند بین این دو نفر رقابت است رای خود را به آنها ندادند. از آشنایان خودم شنیدم که خانواده سپاهیش دوست دارند به رضائی رای دهند اما به موسوی می دهند اما مسئله خیلی عجیب برای من این است که رای احمدی نژاد از حد ایده الش که 17 میلیون بود خیلی بیشتر است البته به نظرم نوع تبلیغات او در این امر تاثیر زیادی داشت با چشم خودم دیدم که با ارتباط دادن موسوی به هاشمی پدرم را از رای به موسوی منصرف کرد و بی نهایت متعجب شدم که پدرم که همیشه از احمدی بد می گوید ساعت 9 شب رفت و به او رای داد و یا متاسفانه هواداران موسوی که تعداد بیشتری داشتند با نوع پوشش ظاهری خودش برخی خانواده هایی را که موافق ترویج چنین رفتارهایی نبودند از خود زده کردند این مسئله هم به عینه دیدم که مادر یکی از دوستانم تنها به این دلیل به احمدی رای داد .اما باز هم این فاصله عجیب است من خودم برد احمدی را با 50 تا 53 درصد پیش بینی می کردم
نارسیس - June 16, 2009 08:17 AM
:
به گزارش بی بی سی، در تظاهرات دیروز اول عده ای به بسیج حمله کرده اند و بعد آنها تیراندازی کرده اند. حقایق را برعکس جلوه ندهید.
Anonymous - June 16, 2009 08:21 AM
آرش :
آقای قدوسی عزیز. کسی از نامزد ها تا به حال درخواست باز شماری آرا را نکرده است و کسی معتقد نیست که تقلب تنها در شمارش آرا بوده است. نامه موسوی به شورای نگهبان این را به خوبی نشان می دهد.
بنا براین خوهشمندم لا اقل شما از روی نا آگاهی هیزم به آتش دشمن نریزید.
آرش - June 16, 2009 08:24 AM
نیما :
منهم با اطلاعاتی که از شهرهای کوچک ، روستاها و طبقه ضعیف دارم اعتقاد دارم احمدی نژاد برنده بوده (حالا شاید نه با این اختلاف)اما چند مسئله وجود داره:
1- بخش قابل توجهی ازاقبال زیاد مردم ذکر شده به دلیل اون افشاگریها بود. با توجه به اینکه جرم آدمهایی که نام برده شده در هیچ دادگاهی اثبات نشده و رهبری هم تا حالا هیچ موضعی در این مورد نگرفته ، قضیه مثل یه جور دوپینگ انتخاباتی است.
2- مدیریت بحران دولت و صدا سیما افتضاح بود. نگاه کنید به نطق ا.ن. بعد از پیروزی . شبیه زبون در آوردن یه بچه به بچه های دیگه بعد از باخت در یه بازی بود. به جای احترام به رای هواداران طرف مقابل که به هر حال اکثریت طبقه تحصیل کرده و متخصص رو تشکیل میدن،بیشتر تحریک کرد و لج اونا رو درآورد. این دولت اگه بخواد تحولی در پیشرفت کشور ایجاد کنه به این دسته از جامعه بسیار بیشتر از روستائیان نیاز داره.
3- اخبار یکسویه صدا و سیما در این سالها و عدم اجازه به مطرح شدن نظرات مخالف ، به شدت انباشتی از انرژی رو بوجود اورده که الان داره به این بهانه آزاد میشه.
4- کلا دو دسته گی ایجاد شده در بین مردم بدلیل جو انتخاباتی که خود ا.ن. و تیمش از همه در شکل گیریش موثرتر بودن ،بدترین دستاورد این انتخابات بود.
نیما - June 16, 2009 08:30 AM
:
شما را نمي شناسم، گاهي نظرات شما را در وبلاگتان مي خواندم و لذت مي بردم . شما را فردي صادق و بي طرف به حساب مي آوردم اما با اظار نظر اخير در باره آراي موسوي و ساير كانديدها به اين نتيجه رسيدم كه آنچه براي شما مهم است درآمد و آينده شغلي شماست. گوارا باد.
Anonymous - June 16, 2009 08:31 AM
:
علاوه بر شواهدی که آدم از دوروبریهای خودش داره که درست میگی و ممکنه به خاطر دور بودن ما از یه قسمتی از جامعه باشه برای من یه مقدار هم همون اطمینانیه که به کسایی مثل آقای خاتمی و موسوی کردم که بهشون رای دادم. اونا که تو این همه سال با همه سختیهاش به نظام وفادار بودن اطمینانشون به اون بخش نظام رو از دست دادن و دارن میگن تقلب شده. چرا من باور نکنم. و بعد یه طرف یه آدم دروغگو هست که من پشت هم دروغگو بودنش رو دیدهام.
Anonymous - June 16, 2009 08:32 AM
عليرضا :
من اگر بجاي دولت بودم و احمدي نژاد واقعا راي آورده بود ، همان روز اول كه اعتراضات بلند شد ، كميته اي از كانديداهاي معترض تشكيل ميدادم و جزييات آرا را در اختيارشان قرار ميدادم تا خود بررسي كنند . نه نيازي به درگيريهاي خياباني بود و نه تظاهرات و نه كشتن مردم و...
عليرضا - June 16, 2009 08:35 AM
sasan :
دایره اخلاق چیه دوست گرامی.؟
sasan - June 16, 2009 08:37 AM
جواد :
خدا شفات بده!
مسئله الان بازشماری آرا نیست!
تو که مثلا قشر فهمیده ای هنوز شرایط روز رو درک نمی کنی از بقیه چه انتظاریه!
وقتی 7 نفر رو بسیجیا می کشن وقتی جمعیت میلیونی می ریزن تو خیابون برای تفریح نمیان می خوان اوضاع عوض شه نه اینکه به بازشماری آرا راضی شن گرچه وقتی کار تا این سطح بالا می گیره دیگه خیلی چیزها جنبه تشریفاتی می گیره دیگه بازشماری آرا هم تشریفاتیه!
جواد - June 16, 2009 08:37 AM
:
شوک حاصل از نتایج به خاطر دروغی است که اصلاح طلبان از زمان خاتمی به خورد ما داده اند که ما اکثریت هستیم، در حالی که نیستیم. همین لینک
http://www.worldpublicopinion.org/pipa/pdf/may09/IranianPublic_May09_rpt.pdf
در سال 2008، 45% مردم محافظه کار هستند، 24% میانه رو، و فقط 18% اصلاح طلبند. همین دروغ را در مورد نارضایتی مردم از احمدی نژاد به خوردمان دادند، در حالیکه بنا به نظر سنجی
North American Foundation
http://www.terrorfreetomorrow.org/upimagestft/TFT%20Iran%20Survey%20Report%200609.pdf
در خرداد همین سال 59% مردم از احمدی نژاد راضی هستند و فقط 23% ناراضی هستند. در نظر سنجی قبلی هم 66% از احمدی نژاد راضی هستند. واضح است تبلیغاتی که بر مبنای نارضایتی عمومی مردم از احمدی نژاد پایه گزاری شده بود جایی نمی رسد.
شوک حاصل از نتایج شوک این است که با حقیقتی که نمی خواهیم روبرو شویم روبرو شده ایم. نظر سنجی های ایپسا هم همین را تایید می کند. راه اصلاح طلبی با این ادعا که اکثریت مردم حامی اصلاحات هستند تمام شد، این ادعا دیگر کار نمی کند. باید یاد بگیریم همراه با گروه های میانه رو دنبال منافع مشترک برویم. هرچه زودتر موسوی قبول کند باخته است، جلوی کشته شدن مردم بیشتری را به خاطر این دروغ ها گرفته است و فضا کمتر امنیتی و بسته خواهد شد.
Anonymous - June 16, 2009 08:48 AM
سانلی :
حامد
عقلانیتت به جای خود محترم. این استدلال تو نهایتا برای دفاع نکردن از برد موسوی کافی است.
از جان مردمت که می توانی دفاع کنی؟ برای جلوگیری از خونریزی بیشتر که می توانی بنویسی. آنهایی که دارند می میرند و کتک می خورند به چیزی بیش از دعای تو نیاز دارند.
سانلی - June 16, 2009 08:50 AM
:
ميگم حالا بذار براي يك دفعه هم كه شده آبروريزي بشه!اين همه آبروداري كرديم نتيجه چي شد؟
Anonymous - June 16, 2009 08:51 AM
مجید :
من موافقم. ولی دلایل محکمه پسند صرفا ابهاماتی که در تعداد آرای مثلا شمارش شده دیده میشود نیست بلکه میتوان تخلفات گسترده را مد نظر قرار داد. اگر قرار باشد استدلالهای موسوی و حامیان او, و همچنین دو کاندید دیگر نظر شورای نگهبان را جلب کند, به اندازه کافی مسئله وجود دارد به نظرم. اصلاحات باید با تمرکز, به صورت گسترده به همه مسائلِ قبلِ انتخابات, انتخابات, بعد انتخابات و شمارش آرا, نحوه اعلام نتایج و .... بپردازد.
مجید - June 16, 2009 09:03 AM
:
http://kingmagic.blogfa.com/post-550.aspx
Anonymous - June 16, 2009 09:06 AM
روزبه :
وقتی خود وزارت کشور گفته چیزی در حدود ۵۶ میلیون تعرفته رای به چاپ رسانده و ۴۲ میلیون رای دادند و کلی اخباز از کمبود برگه رای درمراکز مهم مخابره شده... این چگونه اتفاقی است؟ باز شماری آرا هیچ فایده ای ندارد چون رای ها ی احمدی نژاد موجود بود و هست! ثانیا طبق براورد من بیش از ۱ میلیون در راهپیمایی دیروز شرکت کردند و خیلی ها هم شرکت نکردند... چطور ممکن است احمدی نژاد در تهران رای نخست را بیاورد؟ حتی بیش از سال ۸۴ رای بیاورد.
من یکی از خواننده های وبلاگ شما بودم! اما بله! بهتر است شما چیزی ننویسید!
روزبه - June 16, 2009 09:07 AM
Alish :
حامد جان من باید بگم که واقعا از این طرز برخوردت با قضیه ناراحت شدم. واقعا یعنی الان اینجا وقت بحث آکادمیک و اقتصاد سنجیه؟ یعنی وقتی که تعرفهها تموم میشه و مردم رو از حوزه بیرون میکنند؟ وقتی که برای ناظران کارت صادر نمیکنند، وقتی که ناظران رو در رای شماری راه نمیدن، وقتی رهبری ۲ ساعت بعد از اعلام نتیجه رو تایید میکنه. تقلب هنوز به اثبات احتیاج داره. من متوجه نمیشم؟ یعنی اینها چیزی جز کودتا رو نشون میده؟
واقعا تو با این بحثها چه چیزی رو میخوای نشون بعدی؟ میخوای به شورای نگهبان ثابت کنی که تقلب شده. این نتیجه ایست که رهبری برای این انتخابات متصور شده و هیچ راه برگشتی از اون هم غیر از کاری که میرحسین میکنه نیست.
نتیجه این انتخابات یک شعبده بازی مسخره است که تنها راه برخورد با اون بی توجهی به اون است.
Alish - June 16, 2009 09:10 AM
:
man baraye avalin bar ray dadam va motmeyn bash be ahmadynejad ray nadadam
bavar kon agar borde bodan inghadr hol nabodan ke sary began rayisjomhor shode aval migoftan shoraye negahban tayid kone bad payame tabrik sader mikhardan
chizy ke mosakhase agar joloye in taghalob inbar gerefte nashe kase dige dafeye bad ray nemide kheyaleton takht va in tasof dare
Anonymous - June 16, 2009 09:10 AM
:
http://kazemia.persianblog.ir/post/256
Anonymous - June 16, 2009 09:16 AM
اميررضا :
سلام.تحليل جالبي را در وبلاگتون خوندم... ولي به نظر من تمام مشكلات از بي مسئوليتي يك نفر نشات ميگيره... و اون آيت الله خامنه اي هستش.در شرايط بحراني مثل اين انتخابات بايد به كميته صيانت از آرا ميدون ميداد و حتي خودشون در وزارت كشور نماينده ويژه مي گذاشت...
در پناه خدا باشيد.يا حق
اميررضا - June 16, 2009 09:20 AM
قاسمي :
گردنه بلا تعبير كاملا درستي است. قضيه به روشني وراي بحث انتخابات است و هدف هاي ديگري با اين نقطه عزيمت دارد پي گيري مي شود و موضوعي كه بسيار من را نگران مي كند اقليت بودن نوع نگاه شماست. شما حاضريد استدلال هاي طرف مقابل را بشنويد اما ديگران ذهن شان را كاملا بسته اند و فقط مي گويند ما مطمئن هستيم تقلب شده و هر سندي هم ارائه شود مخدوش است. چنين نوع برخوردي آن هم بين دانشجويان خيلي نگران كننده است. در ماجراهاي 18 تير كه دوران دانشجويي ما بود هم چنين اوضاعي بود. بي اعتمادي مطلق كه به نظرم نمي رسد فقط ناشي از عملكرد طرف مقابل باشد.
براي گذشتن از اين گردنه بلا دعا كنيد جداً.
قاسمي - June 16, 2009 09:33 AM
smhoseyni :
آقا حالا كه اين نظرات رو دادي، بگو ببينم چرا بعد از فتح خرمشهر جنگ ادامه پيدا كرد؟ چرا پياز گرونه؟ چرا آسفالت جاده ما چاله داره؟
تو كه اين نظرات رو ميدي، اينها رو چجوري توجيح ميكني؟
(واقعا فكر ميكنم بعضي وقتها سكوت كنيم بهتره)
هرچند من هم برايم خيلي سخت است كه باور كنم آن 10 ميليون نفري كه جديد آمدند راي بدهند،براي ماندن احمدي نژاد آمدند، ولي چه ربطي داره به روز ارتش؟
smhoseyni - June 16, 2009 09:38 AM
sm :
آن را که حساب پاک است ازمحاسبه چه باک است.
اگرواقعا تقلب نشده بود این موضع گیری را نمی کردند واز اول دستور بازرسی می دادند
sm - June 16, 2009 09:54 AM
گزینه :
برادر
بی خیال، اگه نگرانی اخلاقی داری یا از فحش خوردن از جاهلان! بیزاری، یه مدت ننویس، نمی گن مردی که، حدسیات رو توی این وضعیت می نویسی یک عده هم جوابتو می دن، تو از خیلیا که این جا برات کامنت های صد من یه غاز می زارن، بیشتر نمی دونی، پس ننویس، نمی گن لالی
گزینه - June 16, 2009 10:02 AM
ali :
نمی خواهی ننویسی ننویس. ولس حداقل اون جا که هستی به دنیا بگو دارن چه به سر مردم می آرن. قتل عام ها دیگه داره شروع میشه. به اون وری ها بگید.
ali - June 16, 2009 10:05 AM
شهاب :
وقتی اول پست امروزت رو خوندم میخواستم بیام و ازت بپرسم که چه راه حلی داری برای اینکه یک طرفه به قاضی نریم. ولی حالا که نظرات رو خوندم فقط میخوام بگم که اگه خوشحالت میکنه کاملا باهات موافقم. با تو و معدود آدم هایی که توی نظرات زیر این پست اعلام کردن که توی بدترین شرایط هم نباید استدلال رو کنار گذاشت کاملا موافقم.
شهاب - June 16, 2009 10:27 AM
آروین :
که شما "درحالیکه در نظرسنجی وبلاگتان از یک جمعیت 300 نفری تقریبن هیچ کس باور نداشت که احمدینژاد میتواند در دور اول برنده شودشما خودتان بر اساس برخی نظرسنجیها و شواهد احتمال مثبتی میدادید که این اتفاق بیفتد. آقای قدوسی میشود آدرس این احتمالتان را دقیقا بدهید برویم مثل آرای انتخابات حاضر بازبینیاش کنیم؟ نکن برادر من، نکن، احمدینژاد و کیهان درون آدم را بیدار نکن، آدم را روی دندهی افشاگری و مخلفاتش نینداز؛ آدم را وادار نکن بیاید آن ایمیلی که "با کمال میل" بر سر پیروز نشدن احمدینژاد در دور اول شرط بسته بودید را دستش بگیرد و هی بگوید بگم؟ بگم؟:) گذشته از شوخی و کنایه، صادقانه بگویید فکر نمیکنید شما هم به این مرض هایندسایت بایاسی (سوگیری پسنگری) که دوستتان نوید گفته بود، دچار شدید؟
آروین - June 16, 2009 10:35 AM
فاطمه :
"....من دیگر شرم دارم که پایم را در آن کشور بگذارم."
حامد عزيز اين جمله ات دلم را عجيب به درد آورد
"آن كشور" همين جايي است كه الان خانواده و دوستان خود شما در آن سر در گم هستند كه چه كنند تا كم ترين صدمه به مردم برسد.
فاطمه - June 16, 2009 10:41 AM
بشير :
آقا نتايج تفكراتت و تحليلهات را براي من و امثال من ايميل كن، تا توي وبلاگ فحش نخوري، و در عين حال ماها هم سعي مي كني كه به صورت منطقي وغير احساسي نقد كنيم.
بشير - June 16, 2009 10:44 AM
بشير :
آقا نتايج تفكراتت و تحليلهات را براي من و امثال من ايميل كن، تا توي وبلاگ فحش نخوري، و در عين حال ماها هم سعي مي كني كه به صورت منطقي وغير احساسي نقد كنيم.
بشير - June 16, 2009 10:44 AM
یه دوست :
خبر فوری:تجمع 26 خرداد در میدان ولی عصر با آرامش و سکوت و یک شاخه گل ساعت 17
توطئه بر هم زنندگان سکوت را خنثی کنید
با مخالفان مردمی درگیر نشده و تحت هر شرایطی از جمعیت جدا نشوید.
برای مقابله با موج سبزما" ایرنا:دعوت به تجمع حامیان احمدی نژاد در ساعت 15 در ولیعصر"
آقای مهندس موسوی با اعلام تجمع 26 خرداد در میدان ولی عصر از مردم خواستند که عظمت حضور پر صلابت و آرام خود را فردا در میدان ولی عصر به آشوب طلبان و جنگ طلبان داخلی و بین المللی نشان دهند.
وی ضمن اعلام آمادگی برای شرکتدر انتخابات مجدد خاطر نشان کرد که از آرای مردم تا آخرین توان خود صیانت خواهد کرد.
این خبر حاکی است که مردم امروز با نشان دادن شعور بالا و درک عمیق سیاسی خود بر هم زنندگان نظم و آشوب طلبان منافق را که خود را با "لباس شخصی" در بین جمعیت پنهان کرده بودند، طرد و توطئه آنان را عقیم گذاشتند.
این مسئله تا حدی بود که بغض آنها بدلیل عدم توفیق آنها در ایجاد در گیری و اغتشاش برای اطلاق توطئه براندازی و آشوب طلبی به راهپیمایان باعث شد تا ناشیانه از بالای ساختمانی در خیابان نوریاب نزدیک میدان آزادی به تیراندازی و مجروح و شهید کردن هموطنان شریف بپردازند.
در همین جا از این فرزندان فریب خورده حاکمان زر و تزویر و هم مذهبان غیر ایرانی مسلمان درخواست میکنم تا وجدان خود را قاضی کرده و بدور از هیاهوی زور گویان و تمامیت طلبان و دنیامداران بدانند که با فرزندان، برادران، مادران و خواهران خود چنین نکنند و آنها را به خاک و خون و نکشند و به کمک حاکمان تزویر و دنیا خواهانِ دوزخ مکان به ظاهر اسلامپرست مقام بسیج و ولایت را آلوده نساخته و به خود و به مردم بازگردند.
یه دوست - June 16, 2009 10:46 AM
:
چرا اگر نتيجه شمارش مجدد آرا صداقت و امانتداري دولت را نشان دهد،يك بي آبرويي خواهد بود.اگر اين اتفاق بيفتد. خب آدمهايي مثل من متوجه مي شوند كه استدلال درستي ندارند،كه فقط جامعه آماري خاصي را كه هم قشر و هم سطح او بوده اند در نظر گرفته اند، كه استدلال احساسي كرده اند، كه يك قشر و طبقه اي در كشور وجود دارد كه بسيار تاثيرگذار هستند ولي از چشم من و بسياري ديگر دور مانده اند و هيچ كاري براي ارتقاء سطح زندگي آنها انجام نشده كه از سطح نيازهاي مادي فراتر روند و فقط جلوي پاي خود را نبينند و راحت فريب نخورند. به نظرم اين درس بزرگي برايمان خواهد بود و يك چيزهايي را به ما نشان خواهد داد.البته اميدوارم نتايج به نفع موسوي باشد.
Anonymous - June 16, 2009 10:50 AM
ن :
نماز جمعه این هفته با رهبری است.احتمال دارد بخواهد معترضین را عده ای فریب خورده از سر غفلت اعلام کند و بعدش سرو ته قضیه را با یک راهپیمایی گسترده هم بیاورند.همان کاری که در 23 تیر 78 کردند.مطابق همان نقشه عمل خواهند کرد.اما این رویکرد اشتباه محض خواهد بود چون طرفین منازعه یک عده دانشجوی بی تجربه نیستند که راحت بشود نادبده شان گرفت.در میان طرفین منازعه اشخاص مهمی چون هاشمی و محسن رضایی و کروبی دیده می شوند،احمدی نژاد با بی عقلی سطح منازعه را خیلی گسترده کرد.البته احمدی نژاد پشتش به مهمترین بلوک قدرت در ایران یعنی سپاه پاسداران گرم است.اما با این حال ابعاد ماجرا به مراتب پیچیده تر از 18 تیر است.سخنرانی احمدی نژاد در میان طرفدارانش که مخالفان را مشتی همجنس باز و بزهکار خواند هم فقط نشان داد که احمدی نژاد در حد پست حساسی چون ریاست جمهوری نیست.پستی که مستلزم سطح بالایی ازحکمت،بصیرت،سنجیدگی و هوشمندی است.
ن - June 16, 2009 10:52 AM
نگار :
سلام
قبل از هر چیز باید به شما بگم که ما در قبال تک تک کلماتی که برای دیگران مینویسیم اخلاقا مسئولیم و حق نداریم مطالبی بنویسیم که اگرچه به ظاهر مستدل است ولی معنای ضمنی آن جبهه ناحق رو تقویت کند برای همین من هم میخوام با استدلال به شما جواب بدم چون من روانشناسی خوندم شاید راحت تر از شما بتونم دلایل رفتار مردم رو بگم و به نظر میرسه که شما رفتارهای انسانی رو که تحت تاثیر متغیرهای بیشماری قرار داره با روشهای ماشینی و شاید علم مدیریت و اقتصاد مقایسه میکنید ولی دلایل من اینه:
1- شما میگید احمدی نژاد واقعا رای آورده و این به دلیل دو قطبی شدن فرهنگ در ایرانه و ما میگیم که در علم رفتارهای انسانی ما علمی به نام آمار داریم که در آن مبحث نمونه گیری مطرح میشه و طبق این مبحث ما میتوانیم نمونه ای از جامعه را انتخاب کنیم که معرف جامعه باشد و سپس با محاسبه درصدی از خطا نتایج نمونه را با درصد بالایی از اطمینان به جامعه تعمیم دهیم یعنی جامعه را از روی نمونه برآورد میکنیم.من طرفدار هیچ کاندیدای خاصی نیستم ولی نمونه گیری ها نشان میدهد که این برآورد از آن میرحسین موسوی است.
2- حضور جمع کثیری که در انتخابات شرکت کردند خصوصا آنهایی که تا به حال رای نداده بودند نشان از تلاش مردم برای تغییر وضعیت موجود بود نه تثبیت حداقل این رو ماکه روانشناسی خوندیم بهتر میدونیم.
3- مردم تا ساعت 12 هنوز پای صندوق رای بودند جطوری همون موقع نتایجی اعلام شد که با نتایج فردا یکی بود ؟
4- چرا آرا رو به صورت کلان مطرح کردند نه خرد؟
5- شما که دیروز میدون آزادی نبودید پس مردمی که میان تو خیابون و از جانشون میگذرند به نظر شما مردم نیستن؟ اگه دو دستگی بین مردم بود پس طرفدارهای احمدی نژاد دیروز کجا بودند؟
6- اعتراضاتی که در سراسر کشور میشه رو نمیبینید؟ تبریز ، همدان ، مشهد ، شیراز و... البته لابد اینها هم مردم نیستند پس اگر دو قطبی فرهنگی بود کجایند آن مستضعفانی که با مرفهان بی درد بجنگند؟چرا ما باید همیشه خودمان را گول بزنیم؟
من به شما پیشنهاد میکنم که فقط از دیدگاه علمی که خوندید قضیه رو نبینید.
نگار - June 16, 2009 10:56 AM
محسن :
به عنوان کسی که خودم به میرحسین رای دادم و متاسفم برای خودم و این جماعت تحصیلکرده . با این نظرات فهمیدم:
1- همونطور که دوستان از رای پولکی روستائیان ناراضی هستند خودشون با جو کاذب میرن تو توهم پیروزی. حالا یکی با پول یکی با اینترنت و توهم نظرات دوستان و حرفای خاله زنکی
2- اگر میرحسین هم می اومد و همکارانشان همین ها می شدند دیکتاتوری وحشتناک تری در انتظار ملت بود
3- دلایل میرحسین برای ابطال انتخابات خنده دارترین دلایلی بود که می شد نوشت..چون در مناظره باختم پس انتخابات را باطل کنید.
4- از وقتی برادر خود من رو دم خونمون به بهانه اعتراض به اتش کشیدن سطل اشغال جلو خونه سبزپوشان کتک زدن حالم از هر چی میرحسینه به هم خورد. متاسفم برای خودم که به میرحسن رای دادم
5- بازی خطرناک با احساسات و هیجانها رو میرحسین شروع کرد و نتیجه اش همینه که یکی چون برادرش از نیروی انتظامی تیر خورده عصبی میشه و یکی مثل من که برادرم از سبزپوشان کتک خورده. مطمئنم من هم اگه ایران بودم همونطور که اونها با ناراحتی به نیروی انتظامی حمله می کردن من هم به اونها حمله می کردم تا تک تک طرفداران موسوی رو بادست خورم بکشم. اینه نتیجه ادعاهی تقلب آبکی و خنده دار تحصیلکردگان ممکلت که پز روشنفکریمون گوش فلک رو کر کرده
6- نکته جالب دیگه تو کامنت های به ظاهر غیرتی دوستان بیسوادی محض این نخبگان مملکت از قانون انتخابات و روال برگزاری اونه. نمی دونم تو این چند سال غیر از حرافی کار دیگه ای هم می کردین یا نه؟
و آخر اینکه لعنت خدا بر همه کسائی که اینطوری مردم رو تا حد جنون هبجانزده کردن و هنوز هم ادعای قانونمداری می کنن حتی اگه به ضررشون باشه.
محسن - June 16, 2009 11:00 AM
امین :
به نظر من مقاله زیر در سایت الف می تونه کمک کنه که موضع گیری های آقای موسوی را بهتر تحلیل کنیم.
http://alef.ir/1388/content/view/47534/
امین - June 16, 2009 11:01 AM
ن :
یک نکته در باره پست جدیدتان.در انتخابات قبلی که برگزار می شد در بسیاری موارد نتایج باب میل من نبود اما هیچ گاه حرفی از تقلب گسترده نمی زدم.دلیل ساده اش این بود که نتایج معمولا با مشاهدات میدانی هماهنگ به نظر می رسید.این اولین بار است که معتقدم اقدام به تقلب گسترده شده است.دست کم از نیمه دوم دهه هفتاد که انتخابات را زیر نظر می گیرم.نتایج نه در تهران،نه در شهرهای بزرگ و استان های آذری نشین با مشاهدات میدانی و آنچه در صندوق های رای در جریان بوده هماهنگ به نظر نمی رسید.البته خبر درست حسابی از روستاها ندارم.اما اطلاعات مربوط به شهرهای بزرگ و استان های آذری نشین را با حداقل بیست و شش نفر از دوستان چک کردیم،منتها از آنجا که متکی به مشاهده میدانی بود سند محکمه پسندی محسوب نمی شود.ای کاش اجازه داده می شد تا هواداران پای صندوق های رای از نماد نامزدهایشان استفاده کنند آن موقع میشد از طریق فیلمبرداری کامل صف های رای و مقایسه اش با نتایج رسمی به یک تخمین مناسب رسید.باز هم تاکید می کنم که این نخستین بار است که معتقدم تقلب گسترده صورت گرفته.به نظرم شیوه های نظارت باید تقویت شوند و مکانیزم های جدید صیانتی پیش بینی شود.ایجاد سازمان های رای در تشکلات سیاسی به طوری که قبل از هر انتخاب هر کس حساب تک تک آرای خود را در هر صندوق داشته باشد ایده بدی نیست.هر چند مستلزم شبکه های وسیع ارتباطی و امکانات عظیم است.
ن - June 16, 2009 11:09 AM
:
" در حالی که خود من بر اساس برخی نظرسنجیها و شواهد احتمال مثبتی میدادم که این اتفاق بیفتد."
جنابعالی که تو همه ی امور سررشته داری چرا زودتر نفرمودی؟ حتما یادتون هست که سنگ میر حسین رو به سینه زدید در حالی که دوستانتون طرفدار کروبی بودن، یادتون که نرفته؟!!!! مردم رو چی فرض کردی؟!!! تو هم مثل طرفداران احمدی نژادی مثل سایت الف!!! این مملکت بزدل نمی خواهد آقای قدوسی.
Anonymous - June 16, 2009 11:11 AM
ن :
منظور از عبارت «آن چه در صندوق های رای در جریان بوده» در کامنت قبلی در اصل این است « آن چه در صف های رای در جریان بوده» کلمه صندوق را اشتباهن به جای «صف رای» استفاده کردم که تصحیح می کنم
ن - June 16, 2009 11:14 AM
محمد :
جناب قدوسي !
درسته كه ادله قانع كننده اي براي تقلب وجود نداره ولي شهودي در جامعه وجود دارد كه نشان دهنده يك تقلب بزرگ و سازماندهي شده است. من هم موافقم كه در شرايط عادي ممكن بود محمود در دور اول يا دوم وقعا برنده باشه ولي متاسفانه بازي را به هم زدند و خواستند با يك تير چند هدف بزنند كه رسيديم به اينجا.هفت كشته بر اساس آمار رسمي.
در نتليج اعلام شده مواردي وجود دارد كه نمي شود پذيرفت واقعا نسبت به دور نهم چه اتفاقي افتاده كه ترجيح آذريها، تركها ، لرها، كردها، سني ها به طور كامل عوض شده است. اگر اين آقا اين همه محبوب قلوب است اين جو امنيتي وحشتناك براي چيست.
محمد - June 16, 2009 11:14 AM
اميد :
آقاي قدوسي عزيز، مي شود به جاي اين تحليل هاي بي وقت و پرهزينه تان براي اين ملت، وقت بگذاريد يك خط شعار بنويسيد كه لااقل بشود استفاده كرد؟ من نمي دانم كي قرار است روشنفكران جامعه ما، وقت شناس شوند؟
اميد - June 16, 2009 11:27 AM
اميد :
آقاي قدوسي عزيز، يادتان باشد كه الآن كه شما داريد تجزيه و تحليلهاي آكادميك خود را ارايه مي فرماييد ملتتان در خيابون ها دارند كشته مي شوند. اگر نمي توانيد با قلم خود آنها را ياري كنيد، از بيهوده نويسيهاي تخصصي خود دست برداريد.آفتاب روشن است اگر براي شما شك و شبهه اي وجود دارد به چشمهاي عوام ملتتان اعتماد كنيد باشد كه ضرر نزنيد و ضرر نكنيد.
اميد - June 16, 2009 11:33 AM
شريفي :
مرتضي تمدن استاندار تهران اظهار داشت: متاسفانه برخي حاميان افراطي ميرحسين موسوي روز گذشته در پايان راهپيمايي بدون مجوز خود با سلاح گرم و سرد به برخي مراكز دولتي، انتظامي و نظامي حمله كرده و باعث كشته شدن 7نفر و زخمي شدن 29 نفر و وارد شدن دهها ميليون تومان خسارت به اموال عمومي شدند.)))
اینکه کی رای آورده یا نه ، به جهنم!
وقاحت و بیشرمی و بیشرفی و دروغ تا کجا؟؟ !!
هزاران نفر از مردم خود دیروز دیدند که چه کسانی بعد از اتمام یک راهپیمایی آرام ، مردم را کشتند... !! الله اکبر...
شريفي - June 16, 2009 11:42 AM
مهدی بیرنگ :
واقعا دموکراسی یعنی این؟ آدم فقط خودش را ببیند.کسانیکه این جا نظر دادند دیگران را آدم حساب نمیکنندبنظرآنها بیسواد ها آدم نیست حق ندارند نظر بدهند چون دمکراسی را روشنفکرها(آنهم یعنی خودشان)فقط می فهمند.من از آذربایجان غربی (یکی از دو استانی که رای موسوی از احمدی نژاد بیشتر بود)از ارومیه مینویسم من و خیلی های دیگر وقتی دیدیم کسانی خودشان و طرفدارنشان دم از قانون و قانون مداری میزنند از دموکراسی حرف میزننداما وقتی همین قانون و دموکراسی به ضرر آنها میشود آنرا قبول نمیکنند.وقتی دیدم در همین ارومیه شیشه های ستاد احمدی نژاد را شکستند(البته این یک کار دمکراتیک است من بیسواد هستم و نمی فهمم)وقتی دیدیم با تحمت های نادرست وغیر دموکراتیک و پخش سی دی های آنچنانی آنهم در حد وسیع و جلوی ستاد احمدی نژاد بدون اینکه چیزی به آنها گفته بشود.وقتی دیدیم کاندیدای ما حرفی جز تخریب طرف مقابل برنامه ای جز قطع واردات وشعاری جز آزادی آنهم برای رای بیشتر ندارد رای مان عوض شد.این آدم حتی به طرف داران خودش هم اعتماد ندارد چون بسیاری از کسانی که مسئول صندوق و شمارش آرا بودند طرفداران دو آتشه خودش بودند اینجا بود که مطمئن شدیم در رای ندادن به او اشتباه نکردیم0 من دیدم در شنبه قبل از انتخابات مردم ارومیه چطور از احمدی نژاد استقبال کردند(در مقایسه با استقبال موسوی)من دیدم در شنبه بعد از انتخابات از اوایل صبح تا نیمه شب شادی کردند و در خیابان ها بودند.من دیدم و می بینم که چطور دشمنان ایران را شاد میکند.طرفدارانش هشت هموطن خودشان را.....بهتر است اینها گفته نشود. دلم خون است و حرفها زیاد اما کجاست گوش شنوا. اگر دمکراسی این است ما بیسواد ها دیکتاتوری را ترجیح مدهیم
مهدی بیرنگ - June 16, 2009 11:50 AM
نگین :
غلبه احساساتمان بر واقعیتهای جامعه؟ بر اساس برخی نظرسنجیها و شواهد ؟تصور دستکاری؟درک یک مساله کلیدی در کشور؟ این بار ما از شما میخواهیم که از حوزهی اخلاق خارج نشید و بدون استدلال و بررسی معتبر دم از مسالهی کلیدی و واقعیتهای جامعه نزنید.استدلال محکمهپسند واسه ما لازمه نه واسه همسایه؟ گفتن عبارات مبهم دربارهی جامعه آسونه،چه بسا قابل رد یا تایید قطعی هم نباشه، ولی بعید میدونم اخلاقیتر از اتهام با دلایل ضعیف باشه.
این چند پست اخیرتون شبیه برنامههای صداوسیما شده.
نگین - June 16, 2009 11:53 AM
نون - الف :
حامد جان عزيز
شما چون عالمي و تفكر منطقي داري دنبال دلائل قوي هستي. وگرنه ما در ايران تقلب و دروغ را بو مي كشيم و با شش حس خود مي فهميم. دوست عزيز آمار كروبي كم اعلام شده چون تعداد اعضاي فعال حزب اعتماد ملي بيش از آراء اعلامي ايشان است. آراي موسوي قلب شده چون ملت و مملكت از نتيجه انتخابات ماتم گرفته. حتي حاميان احمدي نژاد شاد نيستند اينرا به گوش خودم از خودشان شنيدم. ايران كه رسيدي از فرودگاه اين حس را خواهي ديد. تقلب شده جون كاركنان وزارت كشور گفته(قبل انتخابات) و مي گويند. چرا شنبه بعد از انتخابات كاركنان وزارت كشور را به ساختمانش راه ندادند.آمار و اطلاعات كه همه دست دولت و حاميانش است. از كجا آمار بياوريم كه اساس تحليل و استدلال آماري بشود.
آفتاب آمد دليل آفتاب
نون - الف - June 16, 2009 11:59 AM
:
با سلام
نظريات شما را در مورد انتخابات مطالعه كردم بسيار با آن موافقم. مخصوصا نظر شما در خصوص راي آوردن احمدي نژاد را قبول دارم.
طبق آمارهاي منتشر شده در حدود 19 ميليون نفر روستايي، 17 ميليون نفر ساكنان شهرهاي كوچك و 13 ميليون نفر ساكنان شهرهاي بزرگ واجد شرايط راي دادن بودهاند. اگر فرض كنيم 80 درصد از روستا، 60 درصد از شهرهاي كوچك و 35 درصد از شهرهاي بزرگ به احمدي نژاد راي داده باشندآنوقت يعني در حدود پانزده و نيم ميليون از روستا،8 ميليون از شهرهاي كوچك و چهار نيم ميليون از شهرهاي بزگ به احمدي نژاد راي دادهاند كه با احتساب ضريب مشاركت مردم كه 85 درصد است مجموع اراي احمدي نژاد تقريبا در حدود 24 ميليون نفر تخمين زده ميشود. و قطعا اگر در شمارش آرا هم تقلبي شده در اين حد اختلاف نبوده.
به نظر من تيم احمدي نژاد با برنامهريزي خوبي كه داشتند و سفرهاي استاني كه انجام دادند و همچنين حمله به هاشمي رفسنجاني كه متاسفانه اصلاح طلبان خودشان او را خراب كردند و دشمن او را خوب جلوه دادند توانستند در عين عدم صلاحيت، موفقيت خود را تكرار كنند. بايد واقعيت را پذيرفت. واقعيتي كه نتيجه آن تحمل درد تا 4 سال آينده است. تمام كارهايي كه اصلاح طلبان انجام ندادند آنها انجام دادند و نتيجه هم گرفتند.
من حتي نگران انتخابات بعدي هم هستم كه اين جريان به راحتي به كسي بازي نخواهد داد.
Anonymous - June 16, 2009 12:07 PM
:
بهلول بدروغ گفت فلان محل حلوا پخش می کنند.همه به آن طرف دویدند.بهلول با دیدن این منظره خودش هم شروع به دویدن کرد .از او پرسیدند تو چرا میدوی گفت آنها چنان می دویدند که من هم باورم شد. مورچه ای در یک فنجان آب افتاد فکر کرد دنیا را آب گرفته. چشمها را باید شست جور دیگر باید دید. دموکراسی احتیاج به تمرین دارد مثل همه چیزهای دیگر.تحمل دمکراسی سخت است.دو دوره خاتمی را تحمل کردیم دم نزدیم حالا چرا آقایان دموکرات ها این طوری میکنند. عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
Anonymous - June 16, 2009 12:19 PM
مجید :
http://i43.tinypic.com/2zfn87r.jpg
مجید - June 16, 2009 12:29 PM
یک ایرانی :
چقدر روشن فکر مستقل در این جامعه باید چوب استقلالش رو بخوره!!!!!واقعا ناراحتم از کامنتهایی که صداقت،انصاف وعقلانیت شما(حامد قدوسی) رو مضر میدونه!!؟به خوبی از کامنتها مشاهده میشود که بسیاری از دوستان این وبلاگ با پستهای شما و کمی خارج شدن از فضای احساسی ،پی برده اند که به گزینه "عدم تقلب" هم فکر کنند و حال همین مسئله باعث شده که بگویند اگر تقلب هم نشده باشه،ا.ن رئیس جمهور نیست و باید به هر نحوی به خیابانها ریخت و اعتراض کرد!!!
ایکاش کامنت ها باعث نمیشد که از نوشته ها و تحلیلهای شما برای مدتی محروم بشیم.
متاسفم.
یک ایرانی - June 16, 2009 12:31 PM
آزاده :
آيا از هر 10 نفر 6 نفر به احمدي نژاد راي دادند؟
اين با جوي كه تو جامعه مخصوصا" شهرهاي بزرگ حاكمه بعيد به نظر مي رسد!
تا انجايي كه من اطلاع دارم با طرح مبارزه با بد حجابي كه به صورت گسترده در اكثر شهرهاي بزرگ اجرا شد و لايحه خانواده محبوبيت ايشان بين خانم هاي جامعه هم خيلي پايين بود.
با روش مناظراتي كه در پيش گرفته بودند،احتمال راي آوردن ايشون بود ولي نا با اين درصد بالا.
آزاده - June 16, 2009 12:34 PM
الهه :
بسیار با نظرتون موافقم، ولی همون طور که گفتین متاسفانه الان مردم تمایلی به شنیدن حرف منطقی از هیچ کس ندارن.
من خودم الان تهران نیستم و تقریبا مطمئنم که تو شهر ما رای اول رو احمدی نژاد آورده بود.
شاید بشه به روش های تبلیغاتی فریب دهنده ی اون اعتراض کرد، ولی مردم فریب خورده بودند و این درد اصلی ماست.
مشکل اینه که دوستای معترض من فقط تهران رو می بینن و از رای شهرستان ها خبر ندارن
الهه - June 16, 2009 12:39 PM
یک ایرانی(تهران) :
کاش دوستانی که نظر میگذارند شهر محل سکونت خود رو هم بنویسند.این طور به نظر میرسه که اکثرا از تهران و دیگر شهرهای بزرگ ایران هستند.(به جزئ دوستانی که در خارج کشور به سر میبرند).
به نظر من خود این مطلب گویای بسیاری از جهت گیریهای ما در نظراتمان هست.
یک ایرانی(تهران) - June 16, 2009 12:39 PM
:
بسیار بسیار عالی بود.دقیقا با شما موافقم.متاسفانه باید پذیرفت درصد بالایی از رای دهندگان ایران چیزی بالغ بر 30 میلیون رای دهنده از ساکنین روستاهاوعشایر و شهرستانهایی با جمعیتهای کم هستند که با درصد بسیار بالایی از مشارکت به آقای احمدی نژاد رای داده اند.در واقع ایشان رییس جمهور روستاییان عشایر و شهرستانها و شاید با کمی بی انصافی رییس جمهور قشریترین و سطحی ترین لایه جمعیتی این سرزمین هستند.متاسفانه باید بپذیریم در کشوری زندگی می کنیم که هنوز با چلوکباب و امثالهم می توان رای بسیاری از مردمانش راخرید.بسیار واقعیت تلخیه.
Anonymous - June 16, 2009 12:42 PM
:
دوستان اين مطلب مرتبط با انتخابات را بخوانيد:
http://www.iranamerica.com/forum/showthread.php?p=24298#post24298
Anonymous - June 16, 2009 12:46 PM
مژگان :
برای کسی که قانون بازی رو رعایت نکرده می خواید با قانون متقاعدش کنید مصلمن اونها همین رو میخوان آقای موسوی آدم سیاست مداریه و مطمئنن با دلیل های کوچیک منطقی به بحث با آدم های غیر منطقی نمیشینه شما هم خودتو خسته نکن انگار جو اروپا خیلی ذهنت رو بسته کرده نسبت به ایران اینجا بحث آمار اقتصاد ریاضی و دلیل محکمه پسند نیست.
مژگان - June 16, 2009 01:07 PM
علي :
حامد، راي كروبي ملاك تقلب است. كروبي نزديك 50 هزار ناظر صندوق داشت؛ و با هر حسابي تعداد اعضاي ستادياش در كل كشورف از ميزان آراي اعلام شده براي او كمتر نيست. اين حداقل شواهد در مورد كروبي است؛ اين كه چقدر روشنفكر و نيروي اپوزيسيون و تحريمي سابق رفتند پشت ايشان و چقدر در ولايت خودش ميتوانسته راي داشته باشد ديگر به كنار.
شواهدي كه ستاد موسوي در مورد تقلب دارد هم بسيار است. از اخراج و تهديد ناظران گرفته، تا پر بودن صندوقهاي سيار پيش از شروع راي گيري.
ستاد كروبي هم شواهد فراواني دارد. يعني براي هر سه نامزد ديگر، تقلب محرز است.
خوش باشي
علي - June 16, 2009 01:12 PM
مهدی م :
http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=8941
اقای قدوسی به نظر من این قضیه بالاتر بودن رای حوزه های شهرستان کوچک بالای صد درصد و حتی 85 درصد خیلی جدی هست
مهدی م - June 16, 2009 01:20 PM
:
چرا شما اینقدر با شک و شبهه در مورد تقلب در انتخابات حالا به هر شکلی صحبت می کنید؟؟؟؟؟ من نمی گم ا ن طرفدار نداشت اما اصلا در حدی نبودند که ا ن با اختلاف نفر اول بشه . با یک آمار گیری صحیح مشخص می شه که موسوی از بیشترین رای برخوردار بود . لطفا در اظهار نظراتتان بیشتر دقت کنید
Anonymous - June 16, 2009 01:22 PM
ن :
دوستان عزیز که می گویید احمدی رای بالا در روستاها و شهرهای کوچک داشته،انگار متوجه نشدید که یکی از نکات غیر عادی انتخابات اخیر این است که منهای تهران و یکی دو شهر دیگر آرای احمدی نژاد در سایر کلان شهرها هم بسیار بالا اعلام شده.ما که حداقل جو کلان شهرها دستمان بود مطئنیم که این آراغیرواقعی است.از آرای قومیتی هم فاکتور بگیریم که چگونه چهار سال قبل نامزد گمنام و فاقد کاریزمایی مثل مهرعلیزاده فقط به دلیل مسائل قومیتی بیش از یک میلیون رای می اورد و چهار سال بعد کاندیدای شناخته شده ای چون موسوی با کاریزمایی به مراتب بالاتر تا این اندازه در این امر ناموفق است.به این ها یک داده حاشیه ای را باید افزود و آن هم شدت ترجیحات قومیتی در میان آذری هاست که بر حسب تجربه بسیار بالاست. این که مثلن بوشهری ها به یک نامزد همشهری رای کمتر بدهند شاید خیلی عجیب به نظر نرسد اما عین همین اتفاق اگر در باره آذریها،کردها یا لرها رخ دهد بسیار تعجب اور خواهد بود.بنابراین منظور از طرح بحث آرای قومیتی این نیست که هر قومیتی به شکل اتوماتیک وار باید به همشهری اش رای بیشتری بدهد بلکه منظور این است که ترجیحات قومیتی در رفتار سیاسی و غیرسیاسی برخی اقوام شدیدتر است و معمولن تابع الگوی مشخصی بوده و حال این الگو در انتخابات فعلی دیده نمی شود که بسیار تعجب آور و غیرعادی است.لطفن به من نگویید موج رضایت از عملکرد احمدی نژاد این الگو را به هم زده.بازهم تجربه به من نشان داده که در مورد برخی اقوام ترجیحات قومی حتا با بالاترین میزان سودرسانی ظرف یک بازه زمانی چهار ساله دچار دگرگونی عمیق نمی شود.چه رسد به این که چنین سودرسانی هایی هم اصلا در همان حد فرضی نبوده.البته همان طور گفتم موضوع اصلی که در باره اش مطمئنم همان رای کلانشهرهاست و بحث آرای قومیتی را در حاشیه آن مطرح کردم.نکته آخر این که کسانی که یک بار به کردستان سفر کرده باشند می دانند که احتمالش کم است که رئیس جمهور کنونی در آن منطقه حائز چنین رایی شود همان طور که بعید است که لرها این قدر کم به کروبی رای داده باشند.
ن - June 16, 2009 01:22 PM
:
يک پيشنهاد:
براي فهميدن تعداد واقعي راي آقاي موسوي، بخوان مردمي که به موسوي راي دادن فقط 2 باره راي بدن.
اون وقت ميشه فهميد که تقلب شده يا نه.
Anonymous - June 16, 2009 01:27 PM
:
يک پيشنهاد:
براي فهميدن تعداد واقعي راي آقاي موسوي، بخوان مردمي که به موسوي راي دادن فقط 2 باره راي بدن.
اون وقت ميشه فهميد که تقلب شده يا نه.
Anonymous - June 16, 2009 01:33 PM
محمد :
آقای قدوسی شما که شکایت به شورای نگهبان و شمارش دوباره آرا را مطرح می کنید آیا موافقید شکایت بردن به شورای نگهبان یعنی شکایت بردن از دزد پیش "شاه دزد" ؟!، آیا شما موافق نیستید که آقای جنتی حرف آخر را در شورای نگهبان می زند و همو قبلا تایید انتخابات را پیش از برگزاری آن اعلام کرده است؟! فکر می کنید اجازه می دهند نفر دیگری سرکار بیاید؟ اگر جوابتان مثبت است فقط می توانم بگویم متاسفم.
حداقل از دوست لندن نشینتان(حامی کروبی) بپرسید تا توضحات کاملتر از این را برایتان بدهند.
محمد - June 16, 2009 01:41 PM
اقتصاددان همداني :
تهراني هاي مغرور
خارج نشين هاي خوش نشين
براي همتون واقعان متاسفم
مكنه براي شما صدهزار تومان فقط صدهزار تومن پول بي ارزش باشه كه يه روزه تو بازارهاي تهراون دودش مي كنيد اما براي روستانشين ها صدهزار تومن صدهزار تومن نيست براي اونها اهميت دولت به روستايي هاست
اگه تظاهرات شما تهراني هاي مغرور ادامه يدا كنه و فكر كنيد راي شما يعني راي همه ايران و يا به عبارت ديگه ايران يعني تهران اگه رهبر نماز جمعه اين هفته رو برپا كنه همه از شهرستان مييام تا نشون بديم كه ايران فقط تهران نيست
صدهزار تومن احمدي نژاد به روستايي ها يعني آدم حساب كردن اونا
اقتصاددان همداني - June 16, 2009 01:55 PM
لیلا :
آقای قدوسی تو رو خدا نمک به زخممون نپاشین.وقتی این جور نوشته ها رو می خونم جگرم آتیش می گیره.آخه شا با استناد به کدوم شواهد احمدی نژاد رو رییس جمهور می دونید؟مگه گزارش محسن مخملبافو نخوندین؟میرحسین در واقع رییس جمهور شد اما ناگهان با یک کودتا روبرو شد.وقتی می بینم ایرانیانی در دنیا هستند که این قدر بی خیال و بی دغدغه اند گریه ام می گیره.اگه آقای احمدی نژاد 24 میلیون رای (یعنی یک اکثریت واقعا قاطع) آورده پس چرا کشور آشوب است.مگر سابقه داشته است؟مگر نخواندید که ساعت یک بامداد 23 خرداد بسیجی ها به خیابان ریختند و با شادی گفتند:دکتر 24 میلیون رای آورده! اینها یعنی چه؟
لیلا - June 16, 2009 02:02 PM
ناشناس :
دوست عزيز اگه انتخابات بدون تقلب بوده، چرا از شب انتخابات اس ام اس را قطع كردند؟ چرا از صبحش تو حوزه ها كلي صف بود؟ تعرفه كم اومد؟ چرا تا 12 شب تمديدش نكردن؟ چرا موبايلها قطع شد و هر زمان هم كه خبري ميشه، قطع ميشن؟ چرا فيس بوك و توييتر و يوتيوب فيلتر شده؟ چرا اينقدر سرعت اينترنت را پايين آوردن؟چرا با گاز اشك آور شبها حمله مي كنن؟
چرا اينقدر از مردم مي ترسن؟ چرااز ساعت 2 ظهر در ميدونهاي اصلي پليس حضور گسترده داره؟ چرا كلمه سبز را توقيف كردن؟ چرا جمعيت ميليوني ديروز در راهپيمايي را عده اي اغتشاشگر معرفي مي كنه؟ چرا رييس جمهور پيشين در جشن پيروزيش ميگه عده اي خس و خاشاك؟ چرا بدون هيچ دليلي 7 نفر را ديروز در آزادي به گلوله بستن؟ چرا اينهمه جوون را بازداشت مي كنند و اصلا معلوم نيست كجا بردنشون؟ چرا سربازها را تو پادگانها نگه ميدارن؟ با اين همه چرا، ميشه به سلامت انتخابات شك نكرد؟
ناشناس - June 16, 2009 03:08 PM
:
نکته بسیار مهم در مورد جمعیت رای دهنده در شهرهای کوچک و روستاها:
با مراجعه به مرکز آمار ایران و بررسی آمار جمعیتی در کشور ۳۹ درصد کل افراد کشور در روستاها و شهرهای زیر میلیون نفر جمعیت زندگی می نمایند (در حدود ۲۹ میلیون نفر). جمع نفوس بالای ۱۸ سال در سال ۱۳۸۵ در این مناطق در حدود ۱۹ میلیون نفر بوده است.
نکته مهم در مورد مهاجرت و اختلاف شهری و روستایی:
بعضی از دوستان طوری در مورد فقیر و غنی و یا روستا و شهر در کشور صحبت می نمایند به مانند آنکه در مورد دو کشور متفاوت حرف می زنند. به نظر نمی رسد در کشور ایران دو طبقه اجتماعی کاملا از هم جدا شکل گرفته باشد. کافیست از دوستان خود که در سالهای اخیر به شهر شما مهاجرت نموده اند بپرسید!
البته آمار مهاجرت را هم می توانید بررسی نماید.
Anonymous - June 16, 2009 03:13 PM
:
حامد،
لابد از مطرح کردن این دو پست آخرت هدفی داری ولی موارد زیر را در نظر بگیر:
١-چه طور دلیل محکمه پسندی میخواهی وقتی اطلاعات بطور مساوی در دست هر دو طرف نیست؟ مثل اینکه من یا تو که از آمار چیزی میدانیم در خانه خودمون عدد سازی بکنیم و بعد از همه بخواهیم که دلیل محکمه پسند ارایه بدهند که اعداد ما غلط هستند. یا باید آنهایی که رای مردم رو شمارش کردند اذعان کنند که دروغ گفته اند.
٢- بر اساس نظر سنجی خودت نتیجه با آرای اعلام شده خیلی تفاوت دارد اگر این نظرات رو بایاس شده حساب میکنی پس فایدش چی بود؟
٣-کدوم محکمه؟ شورای نگهبان؟ حرف آنهایی که به این انتخابات اعتراض دارند این است که شوارای نگهبان خود از عوامل اجرایی این سناریوست.
کار ما الان باید مخالفت و اعتراض مسالمت آمیز تا ابطال کامل این اتتخابات و رای گیری مجدد با حضور ناضرین بین المللی باشد.اگر هم پیش بینی و احساس تو درست باشه، راه ثابت شدنش این است. نه این که ملا نصرالدینی از اون هایی که دسترسی به اطلاعات ندارند بخواهی خلاف نظر اعلام شده را ثابت کنند. اگر همه به اطلاعات دسترسی داشتند اونوقت حرفت درست بود.
-اختای
Anonymous - June 16, 2009 03:15 PM
مهدی :
نباید از شکست موسوی ناراحت بود باید از وجود 20 میلیون عوام در کشور ناراحت بود
مهدی - June 16, 2009 03:38 PM
: :
اصلا مهم نیست که تقلب شده یا نشده. حکومت باید یاد بگیرد چطور انتخابات شفاف برگزار کند که جای بحث باقی نگذارد. وقتی دو طرف ماجرا قدرتشان زیاد باشه چاره ای جز شفافیّت برای بستن دهان بازنده نیست. میرحسین اتفاقا به نظر من همین را می خواهد وگرنه به جای تکرار انتخابات بر شمارش مجدد تاکید می کرد. هدف همه ما به نظر من باید تثبیت یک روش شفاف برگزاری انتخابات برای آینده باشد.
مهم این نیست که برنده کیست. مهم این است که دور بعد چطور برگزار می کنند.
طعم تلخ این دور باید مجبور کنه عوامل اجرایی رو که شفاف برگزار کنند از این به بعد. وگرنه فاتحه انتخابات خوانده شد. با این وضع مردم (لااقل یک سومشان) دیگر رای نمی دهند
: - June 16, 2009 03:41 PM
یه دوست :
اونهمه صف های طویل انتخاباتی، بیشتر از هشتاد درصد شرکت کننده در انتخابات، چه رایی در صندوق انداختند؟ اینطور که به نظر میاد ما اون کاغذ هایی را که دادند دستمون تا بندازیم تو صندوق توجهی به نوشته هاش نکردیم فقط اسم کاندیدمون را نوشتیم و انداختیم تو اون صندوق مثلا مهر و موم شده و سپردیم دست امانت دارانی که معتمدین ما بودند. شاید اگه روی اون کاغذ ها را یک نگاه کوچک می انداختیم می دیدم که نوشته شده رای موافق با برچیده شدن دموکراسی. شاید هم نوشته بودند(( آش به همین خیال باش)). شاید نوشته بودند تو فقط اسمی بنویس و بقیه کارها با ما. شاید نوشته بودند موافقت با اختلال در اینترنت و موبایل. شاید نوشته بودند موافقت با برچیده شدن و فیلتر شدن یک شبه ی سایت ها و وب ها ی مخالفین دولت از پیش تعیین شده .
واقعا روی اون کاغذ که انداختیم تو صندوق توضیحی چیزی نوشته شده بود و ما دقت نکردیم؟؟؟؟
شک می کنم که این انتخابات انتخابات چی بود؟ من بعداز سی سال رفتم پای صندوق که به چی رای بدم. به اینکه تا چند روز پیش در موج های سبز نمایش تبلیغاتی برای دموکراسی راه بیندازم و مردم را برای حضور در انتخابات سر ذوق بیاورم که به محض اتمام انتخابات همان جوان دیروزی که تابلوی دموکراسی بود امروز به باد کتک مامورین دولت گرفته بشود ؟؟؟ آیا نتیجه ی این انتخابات کودتایی بود برای تمدید حکومت چهار ساله ی دولتی یا کودتایی برای قهر مجدد نسلی که شوق آشتی با نظام در دلش جوانه زده بود؟؟؟
حوصله روده درازی هم ندارم. دلم می خواد ساعتها بنویسم ولی ...........چی بنویسم؟؟؟ بنویسم که باید قبول کنیم که همه چی تموم شد؟
با هزار مصیبت صفحه هایی فیلتر نشده پیدا می کنم و می بینم مثلا اعتراض کرده اند به این که انتخابات باید تکرار بشود و این نتیجه مورد قبول نیست. آیا واقعا تکرار انتخابات می تونه چاره ساز باشه؟؟
به نظر من که تجدید انتخابات فرضی محال است و اگر هم صورت بگیرد فاجعه ای بزرگتر از همین مصیبت.
فاجعه خواهد بود چون حالا ما با خیل عظیمی از مردم نا امید روبرو هستیم که اعتماد خود را به انتخابات به کلی از دست داده اند و کاری بسیار سخت و حتی غیر ممکن خواهد بود که بشود بار دیگر این ملت را پای آن صندوق ها کشید ملتی که با اونهمه شور و شوق اومدند پای صندوق این مزد را گرفتند حالا با روحیه باخته و دلی شکسته چه انتظاری می توانند از نتیجه آرا داشته باشند. به نظر من تکرار انتخابات هیچ چیز را عوض نمی کند جز این که از احمدی نژاد یک اسطوره حق به جانب بسازد
یه دوست - June 16, 2009 03:44 PM
مهدی ناجی :
حامد جان
در این چند روز با یکی از بزرگترین و درس آموزترین رخدادهای زندگیم روبرو بودم. و البته وبلاگ تو یکی از تاثیر گذارترین منابعی بود که با وجود حجم کمش بسیار از آن آموختم. برخورد علمی و معقولت را می ستایم و به تو تبریک می گویم.
مهدی ناجی - June 16, 2009 04:07 PM
فرزانه پارسایی :
سلام آقای قدوسی
شما البته روش فرار به جلو را مثل بعضی ها در پیش گرفته اید که من از هر دو طرف فحش می خورم
نه برادر من که به شما فحشی نمی دهم اما نوشته این پست با نوشته های قبلی تان اصلاٌ هم خوانی ندارد بیشتر خشم مردم از برخوردهای سرکوبگرانه و خس و خاشاک خواندن مردم و هل من مبارز گفتن کیهان است نه تقلب ...
روشنفکری تان ته کشیده بهتر است ننویسید
فرزانه پارسایی - June 16, 2009 04:30 PM
احسان :
حامد جان
کامنت های این پستت را خوندم و واقعا متاسف شدم. تو وقتی با وقت ناشناسی الان شروع به تحلیل انتقادی این انتخابات سر تا پا "بولشیت" (Bullshit) می کنی نتیجش همین می شه که یه سری از آدم ها با به اصطلاح "تحلیل" و "آنالیز" این بولشیت رای به پیروزی احمدی نژاد صادر می کنند. خاک بر سر ما اگر این انتخابات مسخره را جدی بگیریم. تحلیل های بعضی از دوستان اینجا از این انتخابات شبیه این هست که ما بشینیم با دقت و وسواس به تحلیل خبر های روزنامه کیهان بپردازیم و در مورد صحت و سقم اونها مخ بسوزونیم. "بولشیت" را اصلا نباید تحلیل کرد و اون را به هیچ وجه نباید جدی گرفت.
احسان - June 16, 2009 05:34 PM
امیر :
نظرات شما واقا بیطرفانه و در کمال عقلانیت است. از شما تقاضا میکنم باز هم تحلیلهایتان را ارائه بدهید.
امیر - June 16, 2009 05:34 PM
شورا :
حامد جان توصیه می کنم اطلاعات دو پست قبل را ذخیره کنی و حذفشون کنی. تا وقتی که اینجا باشن رسانه های حامی دولت می تونن ازشون استفاده کنن
شورا - June 16, 2009 05:50 PM
راغبي :
بياييد قبول كنيم
احمدي نژاد راي آورد به همان دليلي كه 4 سال پيش در تهران راي آورد.
او تعريفش از رئيس جمهوري
شهرداري كل ايران است.
به همين دليل در اين 4 سال با انجام سفرهاي استاني به فعاليتهاي عمراني تمام شهرها و روستاهاي ايران نظارت نمود و بودجه آنها را افزايش داد و قيمت نفت هم به او اين اجازه زا ميداد.
درنتيجه اگر 39 ميليون راي را به 3 دسته 13 ميليوني مربوط به مراكز استانها؛ شهرهاي متوسط و كوچك و همچنين روستاها تقسيم نماييم:
7+6=13راي مراكز استانها
8.5+4.5=13راي شهرهاي متوسط
9.5+3.5=13راي روستاها
25+14=39
در نتيجه احمدي نژاد با 25 ميليون در مقابل 14 ميليون راي موسوي براي بار دوم به عنوان شهردار كل ايران منسوب شده است.
ميدانم خيلي ناراحت كننده است اما بايد با واقعيت كنار آمد.
من خودم رايم موسوسي بوده پس لطفا فحش ندهيد
راغبي - June 16, 2009 05:54 PM
without :
آقای قدوسی من یک سوال از شما پرسیدم جواب ندادید،مجدد میپرسم،اگر کل آمارهای ذکر شده وزارت کشور عدد سازی باشد چه؟،شما فرض کرده اید که اعداد اعلام شده برای رایها مبتنی بر شمارش آرا است،حال اگر اساسا رایها در زیر زمین وزارت کشور باشد و آنها عدد تولیدی خود را اعلام کرده اند.میگوید که آمار کروبی پایین است،اصلا این خود من را مشکوک میکند که اینها اساسا عدد تولیدی آقای دکتر کردان را خوانده اند
without - June 16, 2009 05:58 PM
حسین :
نگاه علمی و اخلاقی ارزشمندترین ابزاریه که آدم هائی که فدرت تحلیل بالاتری دارند میتونند باهاش در مقابل عوام فریبی بایستند. من بخاطر کارم که مهندسی ساختمانه با ادم های مختلفی مواجهم. تو این چند روز که با کارگرائی که به احمدی نژاد رای داده بودند صحبت میکردم، می بینم اون ها هم دلایلی دارند که به نظر خودشون منطقیه ، ولی با کمی استدلال می شه استدلال غلطشون رو بهشون نشون داد و اون ها رو به فکر وا داشت. فکر میکنم اگه به آینده این مملکت علاقه داریم نباید خدای ناکرده با رفتار بی منطق و بدور از اخلاقمون تنها ابزارمون برای تاثیر گذاری روی کسائی که مثل ما فکر نمیکنند رو از دست بدیم.تجمع و اعتراضات مردم بایدحول اعتراض به جو سازی و عوامفریبی برای بسیج آرای طبقه ای از جامعه که قدرت تحلیل خوبی نداره باشه ، روشنگری طبقه تحصیلکرده باید راجع به عواقب سیاست های نسنجیده و رفتار نابخردانه شخصی در جایگاه رئیس جمهوره باشه، که براشون هزار و یک دلیل منطقی داریم نه پافشاری بر چیزی که نمیتونیم دلایل حقوقی محکمه پسندی براش ارائه کنیم.
حسین - June 16, 2009 06:05 PM
:
دوست خوب نتایج انتخابات بیراه نیست.گونی های برنج و حلب روغن و سهام عدالت وتراول چک و حق ماموریت و.. رو نباید میگفتیم انشالا که گربه است . اما. "سعی کن بهت تجاوز نشه ولی اگر شد ازش لذت ببر"پس بیایید همه با هم لذت ببریم.
Anonymous - June 16, 2009 06:19 PM
اختای :
راغبي عزیز:
این حرف زمانی درست است که اعتراضات خواستار این باشند که حکومت رای احمدی نژاد را باطل کند و موسوی را پیروز اعلام کند. و گرنه مغلطه است. اگر درست دقت کنید می بینید که خواسته های معترضین این است که انتخابات آنقدر شفاف باشد که جای اعراب برای کسی باقی نگذارد. نکته شما آنوقت ربط پیدا می کند.
اختای - June 16, 2009 06:20 PM
N :
محتشمی پور: آراء ۷۰ حوزه انتخابيه بيشتر از واجدين شرايط است
N - June 16, 2009 06:23 PM
N :
علی اکبر محتشمی پور، رييس کميته صيانت از آرا ستاد ميرحسين موسوی، روز سه شنبه درباره تخلفات درانتخابات رياست جمهوری افزود: مثلا در يک حوزه انتخابيه ۱۴۰ درصد از واجدين شرايط رای داده بودند و اين در حالی است که در تمام حوزههايی که اين اتفاق افتاده بود ۸۰ يا ۹۰ درصد رای آقای احمدی نژاد اعلام شده است يعنی بيش از ۱۰۰ درصد در اين حوزهها به آقای احمدی نژاد رای دادهاند.
N - June 16, 2009 06:26 PM
N :
علی اکبر محتشمی پور، رييس کميته صيانت از آرا ستاد ميرحسين موسوی، روز سه شنبه درباره تخلفات درانتخابات رياست جمهوری افزود: مثلا در يک حوزه انتخابيه ۱۴۰ درصد از واجدين شرايط رای داده بودند و اين در حالی است که در تمام حوزههايی که اين اتفاق افتاده بود ۸۰ يا ۹۰ درصد رای آقای احمدی نژاد اعلام شده است يعنی بيش از ۱۰۰ درصد در اين حوزهها به آقای احمدی نژاد رای دادهاند.
N - June 16, 2009 06:26 PM
Arash :
Salaam aaghaa Hamed
Az nazare ajibe shomaa bish az nataayeje ja'lie shakhsie Kamran Daneshju shegeft zadeh shodam, guyaa aslan az Iran va akhbaar e aan khabar nadaarid.
Arash - June 16, 2009 06:27 PM
:
سلام
به نظر من موضوع مورد اعتراض مردم دیگه موسوی نیست، اعتراض به زیر پا گذاشتن اصوله، این اعتراضات از نیاز به تغییر در وضعیت فعلی شکل گرفته و انتخابات و نتیجش بهانه ای برای شروع بوده، به نظر من ممکنه هیچ تفلبی هم در آرای موسوی اتفاق نیفتاده باشه. نکته اینه که ببینیم دولت منتخب قشر پایین جامعه موسوم به عوام! چه جوری داره با معترضین برخورد میکنه به جای اینکه ببینه حرفشون چیه! دانشجوهای دانشگاه های کشور برای مجازات کدوم جرم باید دستگیر شن، کشته شن یا چند روز هیج کس ندونه کجا هستن؟ انتخابات حاشیه است. چشم باز کنیم
Anonymous - June 16, 2009 06:34 PM
صفر زن ننت :
کير احمدی نژاد تو دهنت
صفر زن ننت - June 16, 2009 06:42 PM
:
حامد خان
من متاسفانه سواد تحلیل داده ندارم و نمیتونم با استدلال های مورد علاقه ی شما دلیل بیارم، ولی یه مسائلی هست که ذهن منو مشغول کرده
شما میگین که احتمال میدادین احمدی دور اول رای بیاره. احتمالا خود دولت هم که دو بار ظرف چهار سال کل ایران رو چرخیده و رای جمع کرده، میدونسته که رای زیادی داره...
چرا حالا این دولت که از رای خودش با این اختلاف خبر داره باید شب انتخابات اس ام اس ها رو قطع کنه؟
چرا باید سرعت اینترنت انقد کم بشه؟
چرا باید سایتهای طرفدار موسوی فیلتر بشه؟
چرا وقتی محصولی صبح انتخابات میگه که اولین اعلام شمارش آرا بعد از اذان صبح خواهد بود، ساعت یازده شب چندین تا سایت از جمله ایرنا و الف و فارس باید خبر پیروزی رو با دقت خوبی اعلام کنن؟
چرا در حالیکه تا ساعت یک بامداد نزدیک ده میلیون رای شمرده شده بود و تا ساعت ۵ صبح بیست میلیون رای شمرده شده بود، برای ده ساعت رای جدیدی اعلام نشد؟ چرا با همون سرعت قبلی رای ها اعلام نشد؟
چرا تعداد ارا به تفکیک شهرستان ها بلافاصله در اختیار مردم قرار نگرفت و چندین روز بعد بیرون اومد؟
چرا این فایل اکسل ظرف این مدت یه بار أپدیت شده؟
چرا وقتی که نزدیک بیست میلیون رای شمرده شده بود، حتی یه رای سفید یا باطله هم نداشتیم و مجموع ارای چهار کاندیدا برابر جمع کل بود؟
قطعا شما هم شنیدین که مجموع رای شهرستان ها با رای کل نمیخونه. شما هم قضیه ارای یزد رو شنیدین. این عکسی که نشون میده رای کل چهار میلیون زیاد شده ولی رای محسن رضایی چهارصد هزار تا کم شده رو حتما دیدین
من حاضرم به این تقلب تن بدم و احمدی نژاد رو چهار سال دیگه رئیس جمهور کشورم بدونم ولی برام خیلی دردناکه باور کردن اینکه ۲۴ میلیون از مردم من به احمدی رای دادن
راستی به نظر شما دلیل خروش این ملت چیه؟
Anonymous - June 16, 2009 06:42 PM
امین ترابی :
من باز یادم رفت اسمم رو بنویسم!
این قبلی من بودم. راستی بابت پیدا کردن دلایل محکمه پسند هم ازت تشکر کنم.
بعد از اعلام نتایج مطمئن بودم همچین کاری رو پیگیری میکنی.ممنون
امین ترابی - June 16, 2009 06:46 PM
:
دوستانی که خطاب به آقای قدوسی می نویسید که :"ظاهرا شما چون در ایران نیستید از هیچ چیز خبر ندارید!!!"
بر خلاف نظر دوستان من فکر میکنم که ایشان دقیقا چون در "شمال تهران"و یا دیگر شهرهای بزرگ مانند اصفهان و شیراز .. نیستند و در این جو احساسی قرار ندارند ،میتوانند تحلیلهای منصفانه ای رو ارائه کنند.
آیا فکر میکنید در روستاها و شهرهای دیگر ایران هم در حال آتش زدن اموال عمومی هستند؟آیا فکر میکنید آنجا هم همه سبز پوشیده اند و در حال اعتراض به نتایج انتخابات هستند؟
من که دیروز در یکی از همین روستاها بودم که به شهر هم بسیار نزدیک است،به واقع چیزی ندیدم!!!
Anonymous - June 16, 2009 07:24 PM
مجید :
آقای قدوسی! ما در اینجا با یک مساله سیاسی طرفیم نه یک مساله حقوقی.در سیاست هم استفاده از فرصتها مطرحه نه الزامن داشتن دلیل و مدرک.مثلن همه شاهد بودند که چطور ا.ن. با پیش کشیدن موضوع خانواده هاشمی و ربط دادنش به موسوی بدون ارائه هیچ دلیلی موفق شد حداقل 2 میلیون از آرای موسوی رو به سمت خودش بکشه.در اینجا هم مساله تقلب یا عدم تقلب نیست مساله اینه که فرصتی برای تحت فشار قراردادن ا.ن. و بعضی از بخشهای نظام بوجود اومده.اگه از این فرصت سیاسی درست استفاده بشه میشه امتیازهای خوبی برای جریان دموکراسی گرفت و همچنین دولت ا.ن. رو در موضع ضعف و انفعال قرارداد.ممکنه بگید اینکار اخلاقی نیست.خب نباشه.شما راه حل بهتری برای مقابله با موجودی مثل ا.ن. دارید؟
موضوع دیگه اینه که در انتخابات اونهم انتخاباتی که یکی از رقبا خودش مجری است اصل بر برائت نیست و باید عدم تقلب به اثبات برسه نه تقلب.
مجید - June 16, 2009 07:47 PM
مجید :
یه پیشنهاد: یکنفر اگه میتونه بیاد آمار این دوره رو با دوره قبل مقایسه کنه ببینه این 11 میلیون نفر که در این دوره اضافه شدن بیشتر مربوط به کدوم مناطقند
مجید - June 16, 2009 07:55 PM
لیلا :
من میگم یک احتمال دیگه هم وجود داره برای این خبط شمارش. ببینید تقریباً یک دقیقه طول میکشه تا من شناسنامه ام مهر شه، برگۀ رای گیری گرفته شه، بنویسم، بعد بندازمش تو صندوق. درسته؟ کمتر از این که نبود تفاصل زمانی من و نفر قبلی؟ بود؟
خوب دوازده ساعت، دوازده تا 60 تا میشه چقدر؟ 840 تا. درسته. حالا اصلاً بگیر هزار.
بعد چطوری میشه که از این صندوق: 800 تا احمدی نژاد، 600 تا موسوی، و 40 تا هم مجموع کروبی و رضایی در می یاد؟
من میگم امکان داره داخل صندوقها رایی وجود داشته. بعد اینها هم نگذاشتند بیشتر از از ساعت ده طول بکشه که مبادا مجع رایها بشه 60 میلیون و آبروریزی بشه براشون؟ هان؟
کسانی که پای صندوقها بودند میتونند نظرشون رو در مورد زمان رای گیری و فواصل بین هر رایی که داخل صندوق میریزه بهتر بگند. ضمن اینکه انتخابات خبرگان هم بود و نوشتن اون هم مدتی طول میکشه ولی فرض بر اینه که گرفتن شناسنامه، مهز زدن، انگشت زدن و اینها یک دقیقه طول بکشه
لیلا - June 16, 2009 08:12 PM
سمیه :
سلام
از اینکه وبلاگ بسیار خوبی دارید تشکر می کنم و خوشحالم که همیشه کسانی هستند که می تونن به دور از احساسات وقایع را تحلیل کنند.
اما یک مساله ای وجود داره که شاید برای شما که در ایرن نبودین قاب لمس نباشه و اون هم میزان علاقه ای بود که در مردم نسبت به آقای موسوی قبل از انتخابات ایجاد شده بود. جدا از شهرهای بزرگ در یکی دو روز آخر حتی توی شهرهای کوچک هم چنین اخباری شنیده می شد مثلاً ما یکی از فامیل هامون در یکی از شهرهای اطراف تهران زندگی می کنه که هفته قبل از انتخابات با هر کی صحبت می کرد می گفت می خواد به آقای احمدی نژاد رای بده ولی دقیقاً روز قبل از انتخابات این قضیه برعکس شده بود یا یکی از دوستانمون که در کاشان فامیل داره اکثر فامیل خیلی مذهبیشون که دور قبل به اقای احمدی نژاد رای داده بودن این دور را به آقای احمدی نژاد رای دادند. در خصوص این افراد یکی دو عامل خیلی اثر گذار بود یکی بحثی که بین مردم به سرعت پخش شد مبنی بر اینکه یکی از مراجع (آیت اله بهجت) فتوا داده اند که رای دادن به فردی که دروغگو است حرام می باشد. و دوم بروشورهایی که روزهای آخر پخش شد که در آن صحبت های زیادی از خانواده های شهدا و ... نوشته شده بود و ضمناً یک عکس از زمانی که آقای احمدی نژاد استاندار اردبیل بودن و آقای رفسنجانی رفته بودن اونجا که در این عکس نشون می داد که ایشان کنار آقای رفسنجانی ایستاده اند و قسمت از صحبتهای ایشان هم که در تعریف از آقای رفسنجانی بود نوشته شده بود. راستش را بخواهید سیاست آقای احمدی نژاد خیلی متمرکز بر مبارزه اش با افرادی مثل آقای هاشمی متمرکز بود و این بروشورها به مقدار زیادی این قضیه را خنثی می کرد.
راستش تعداد زیادی از بچه ها که اتفاقاً هم دانشگاهی های شما هم هستند در رسوندن این بروشورها به شهرهای کوچک خیلی اثر داشتند.
یک مساله دیگه که خیلی از ما می دیدیم شرکت افرادی بود که حتی دوم خرداد 76 هم رای نداده بودند خود من حداقل به طور مستقیم با بیش از 10 نفرروبرو شدم که می خواستند به خاطر اینکه آقای احمدی نژاد نیاد رای بدن
یکی دیگه از مسائل وضعیت حوزه های رای گیری بود شاید باورتون نشه که ما نزدیک 4:30 در صف بودیم که رای بدیم و در اونجا آمار گرفتیم و تقریباً از هر 50 نفر به زور یک نفر را می تونستی پیدا کنی که بخواد به آقای احمدی نژاد رای بده البته این را هم بگم که ما در غرب تهران و در یک مدرسه رای دایدم که انتظار میره این حد بالا ناشی از همین مساله باشه ولی به هر حال خود من با بیش از 20 نفر حتی از پایین شهر هم که چک کردم وضعیت مشابهی رامی گفتند.
شور و شوق دانشجوها و حتی بچه ها را هم نباید نادیده گرفت.
یکی دیکه از مسائل طرح روستا رفتن طرفداران آقای موسوی بود. قبول کنید که بالاخره بین روستاییان ما هم خیلی ها می فهمند که پولی که قبل از انتخابات بگیری به چه دلیله و فقط کافیه باهاشون حرف بزنی.
در شهرهای مذهبی هم طرفدارای زیادی را برای آقای موسوی می دیدی. یکی از دوستان هفته قبل مشهد بود و می گفت که تقریباً 50 درصد ماشین ها یه چیزی به ماشینشون جسبوندن و از بین اونها 50% رنگ سبز و 50% پرچم ایران زده اند. در شهر بسیار مذهبی مثل مشهد !!!
مجموع این مشاهدات و خیلی موارد شبیه به این باعث می شه که ما که در ایران بودیم این نتیجه را به هیچ وجه نپذیریم. ضمن اینکه لطفاً به طرز اعلام نتایج هم دقت کنید تا اونجایی که من به خاطر میارم دوره قبل که پای نتایج می نشستیم دونه دونه می گفتند فلان استان را نتایجش دراومد فلان مقدار شد. یادمه همیشه تهران دیرتر از بقیه آمارش درمیومد. ولی این دفعه جی؟
قبول کنین ممکنه نشه از آمار دلیل محکمه پسندی دراورد اما اینجا فراموش نکنیم که واقعیت چیست و انقدر ایده ال نباید نگاه کنیم و خودمون را با کشورهای پیشرفته مقایسه کنیم. بلکه روی شواهد باید تا حد زیادی جلو رفت. مثل همین قطعی پیام های کوتاه، کم کردن سرعت اینترنت و هزار ویک اتفاق دیگری که این روزها میفته. من درک می کنم که شما می خواهید کاملاً مستدل همیشه حرف بزنین اما اینجا ایرانه و تا رسیدن به اون مرحله هنوز راه زیادی در پیش هست. مجدداً از اطلاعات بسیار ارزشمندی که به ما می دهید تشکر می کنم.
سمیه - June 16, 2009 08:24 PM
سمیه :
سلام
از اینکه وبلاگ بسیار خوبی دارید تشکر می کنم و خوشحالم که همیشه کسانی هستند که می تونن به دور از احساسات وقایع را تحلیل کنند.
اما یک مساله ای وجود داره که شاید برای شما که در ایرن نبودین قاب لمس نباشه و اون هم میزان علاقه ای بود که در مردم نسبت به آقای موسوی قبل از انتخابات ایجاد شده بود. جدا از شهرهای بزرگ در یکی دو روز آخر حتی توی شهرهای کوچک هم چنین اخباری شنیده می شد مثلاً ما یکی از فامیل هامون در یکی از شهرهای اطراف تهران زندگی می کنه که هفته قبل از انتخابات با هر کی صحبت می کرد می گفت می خواد به آقای احمدی نژاد رای بده ولی دقیقاً روز قبل از انتخابات این قضیه برعکس شده بود یا یکی از دوستانمون که در کاشان فامیل داره اکثر فامیل خیلی مذهبیشون که دور قبل به اقای احمدی نژاد رای داده بودن این دور را به آقای احمدی نژاد رای دادند. در خصوص این افراد یکی دو عامل خیلی اثر گذار بود یکی بحثی که بین مردم به سرعت پخش شد مبنی بر اینکه یکی از مراجع (آیت اله بهجت) فتوا داده اند که رای دادن به فردی که دروغگو است حرام می باشد. و دوم بروشورهایی که روزهای آخر پخش شد که در آن صحبت های زیادی از خانواده های شهدا و ... نوشته شده بود و ضمناً یک عکس از زمانی که آقای احمدی نژاد استاندار اردبیل بودن و آقای رفسنجانی رفته بودن اونجا که در این عکس نشون می داد که ایشان کنار آقای رفسنجانی ایستاده اند و قسمت از صحبتهای ایشان هم که در تعریف از آقای رفسنجانی بود نوشته شده بود. راستش را بخواهید سیاست آقای احمدی نژاد خیلی متمرکز بر مبارزه اش با افرادی مثل آقای هاشمی متمرکز بود و این بروشورها به مقدار زیادی این قضیه را خنثی می کرد.
راستش تعداد زیادی از بچه ها که اتفاقاً هم دانشگاهی های شما هم هستند در رسوندن این بروشورها به شهرهای کوچک خیلی اثر داشتند.
یک مساله دیگه که خیلی از ما می دیدیم شرکت افرادی بود که حتی دوم خرداد 76 هم رای نداده بودند خود من حداقل به طور مستقیم با بیش از 10 نفرروبرو شدم که می خواستند به خاطر اینکه آقای احمدی نژاد نیاد رای بدن
یکی دیگه از مسائل وضعیت حوزه های رای گیری بود شاید باورتون نشه که ما نزدیک 4:30 در صف بودیم که رای بدیم و در اونجا آمار گرفتیم و تقریباً از هر 50 نفر به زور یک نفر را می تونستی پیدا کنی که بخواد به آقای احمدی نژاد رای بده البته این را هم بگم که ما در غرب تهران و در یک مدرسه رای دایدم که انتظار میره این حد بالا ناشی از همین مساله باشه ولی به هر حال خود من با بیش از 20 نفر حتی از پایین شهر هم که چک کردم وضعیت مشابهی رامی گفتند.
شور و شوق دانشجوها و حتی بچه ها را هم نباید نادیده گرفت.
یکی دیکه از مسائل طرح روستا رفتن طرفداران آقای موسوی بود. قبول کنید که بالاخره بین روستاییان ما هم خیلی ها می فهمند که پولی که قبل از انتخابات بگیری به چه دلیله و فقط کافیه باهاشون حرف بزنی.
در شهرهای مذهبی هم طرفدارای زیادی را برای آقای موسوی می دیدی. یکی از دوستان هفته قبل مشهد بود و می گفت که تقریباً 50 درصد ماشین ها یه چیزی به ماشینشون جسبوندن و از بین اونها 50% رنگ سبز و 50% پرچم ایران زده اند. در شهر بسیار مذهبی مثل مشهد !!!
مجموع این مشاهدات و خیلی موارد شبیه به این باعث می شه که ما که در ایران بودیم این نتیجه را به هیچ وجه نپذیریم. ضمن اینکه لطفاً به طرز اعلام نتایج هم دقت کنید تا اونجایی که من به خاطر میارم دوره قبل که پای نتایج می نشستیم دونه دونه می گفتند فلان استان را نتایجش دراومد فلان مقدار شد. یادمه همیشه تهران دیرتر از بقیه آمارش درمیومد. ولی این دفعه جی؟
قبول کنین ممکنه نشه از آمار دلیل محکمه پسندی دراورد اما اینجا فراموش نکنیم که واقعیت چیست و انقدر ایده ال نباید نگاه کنیم و خودمون را با کشورهای پیشرفته مقایسه کنیم. بلکه روی شواهد باید تا حد زیادی جلو رفت. مثل همین قطعی پیام های کوتاه، کم کردن سرعت اینترنت و هزار ویک اتفاق دیگری که این روزها میفته. من درک می کنم که شما می خواهید کاملاً مستدل همیشه حرف بزنین اما اینجا ایرانه و تا رسیدن به اون مرحله هنوز راه زیادی در پیش هست. مجدداً از اطلاعات بسیار ارزشمندی که به ما می دهید تشکر می کنم.
سمیه - June 16, 2009 08:24 PM
سمیه :
سلام
از اینکه وبلاگ بسیار خوبی دارید تشکر می کنم و خوشحالم که همیشه کسانی هستند که می تونن به دور از احساسات وقایع را تحلیل کنند.
اما یک مساله ای وجود داره که شاید برای شما که در ایرن نبودین قاب لمس نباشه و اون هم میزان علاقه ای بود که در مردم نسبت به آقای موسوی قبل از انتخابات ایجاد شده بود. جدا از شهرهای بزرگ در یکی دو روز آخر حتی توی شهرهای کوچک هم چنین اخباری شنیده می شد مثلاً ما یکی از فامیل هامون در یکی از شهرهای اطراف تهران زندگی می کنه که هفته قبل از انتخابات با هر کی صحبت می کرد می گفت می خواد به آقای احمدی نژاد رای بده ولی دقیقاً روز قبل از انتخابات این قضیه برعکس شده بود یا یکی از دوستانمون که در کاشان فامیل داره اکثر فامیل خیلی مذهبیشون که دور قبل به اقای احمدی نژاد رای داده بودن این دور را به آقای احمدی نژاد رای دادند. در خصوص این افراد یکی دو عامل خیلی اثر گذار بود یکی بحثی که بین مردم به سرعت پخش شد مبنی بر اینکه یکی از مراجع (آیت اله بهجت) فتوا داده اند که رای دادن به فردی که دروغگو است حرام می باشد. و دوم بروشورهایی که روزهای آخر پخش شد که در آن صحبت های زیادی از خانواده های شهدا و ... نوشته شده بود و ضمناً یک عکس از زمانی که آقای احمدی نژاد استاندار اردبیل بودن و آقای رفسنجانی رفته بودن اونجا که در این عکس نشون می داد که ایشان کنار آقای رفسنجانی ایستاده اند و قسمت از صحبتهای ایشان هم که در تعریف از آقای رفسنجانی بود نوشته شده بود. راستش را بخواهید سیاست آقای احمدی نژاد خیلی متمرکز بر مبارزه اش با افرادی مثل آقای هاشمی متمرکز بود و این بروشورها به مقدار زیادی این قضیه را خنثی می کرد.
راستش تعداد زیادی از بچه ها که اتفاقاً هم دانشگاهی های شما هم هستند در رسوندن این بروشورها به شهرهای کوچک خیلی اثر داشتند.
یک مساله دیگه که خیلی از ما می دیدیم شرکت افرادی بود که حتی دوم خرداد 76 هم رای نداده بودند خود من حداقل به طور مستقیم با بیش از 10 نفرروبرو شدم که می خواستند به خاطر اینکه آقای احمدی نژاد نیاد رای بدن
یکی دیگه از مسائل وضعیت حوزه های رای گیری بود شاید باورتون نشه که ما نزدیک 4:30 در صف بودیم که رای بدیم و در اونجا آمار گرفتیم و تقریباً از هر 50 نفر به زور یک نفر را می تونستی پیدا کنی که بخواد به آقای احمدی نژاد رای بده البته این را هم بگم که ما در غرب تهران و در یک مدرسه رای دایدم که انتظار میره این حد بالا ناشی از همین مساله باشه ولی به هر حال خود من با بیش از 20 نفر حتی از پایین شهر هم که چک کردم وضعیت مشابهی رامی گفتند.
شور و شوق دانشجوها و حتی بچه ها را هم نباید نادیده گرفت.
یکی دیکه از مسائل طرح روستا رفتن طرفداران آقای موسوی بود. قبول کنید که بالاخره بین روستاییان ما هم خیلی ها می فهمند که پولی که قبل از انتخابات بگیری به چه دلیله و فقط کافیه باهاشون حرف بزنی.
در شهرهای مذهبی هم طرفدارای زیادی را برای آقای موسوی می دیدی. یکی از دوستان هفته قبل مشهد بود و می گفت که تقریباً 50 درصد ماشین ها یه چیزی به ماشینشون جسبوندن و از بین اونها 50% رنگ سبز و 50% پرچم ایران زده اند. در شهر بسیار مذهبی مثل مشهد !!!
مجموع این مشاهدات و خیلی موارد شبیه به این باعث می شه که ما که در ایران بودیم این نتیجه را به هیچ وجه نپذیریم. ضمن اینکه لطفاً به طرز اعلام نتایج هم دقت کنید تا اونجایی که من به خاطر میارم دوره قبل که پای نتایج می نشستیم دونه دونه می گفتند فلان استان را نتایجش دراومد فلان مقدار شد. یادمه همیشه تهران دیرتر از بقیه آمارش درمیومد. ولی این دفعه جی؟
قبول کنین ممکنه نشه از آمار دلیل محکمه پسندی دراورد اما اینجا فراموش نکنیم که واقعیت چیست و انقدر ایده ال نباید نگاه کنیم و خودمون را با کشورهای پیشرفته مقایسه کنیم. بلکه روی شواهد باید تا حد زیادی جلو رفت. مثل همین قطعی پیام های کوتاه، کم کردن سرعت اینترنت و هزار ویک اتفاق دیگری که این روزها میفته. من درک می کنم که شما می خواهید کاملاً مستدل همیشه حرف بزنین اما اینجا ایرانه و تا رسیدن به اون مرحله هنوز راه زیادی در پیش هست. مجدداً از اطلاعات بسیار ارزشمندی که به ما می دهید تشکر می کنم.
سمیه - June 16, 2009 08:28 PM
میثم :
سلام ،
وقتی کسی مثل آقای قدوسی که می شناسیدش ،نظری مخالف نظر شما می ده ، تحمل نمی کنید و به کیهانی و ... بودن افکارش متحمش می کنید ، دیکتاتور بودن رو کجا تعریف می کنبد ...
میثم - June 16, 2009 08:37 PM
علي :
به عنوان نمونه اي از شواهد تقلب ميتواني اين را ببيني:
http://www.radiofarda.com/content/o2_truth_committee_iran_election_/1755708.html
علي - June 16, 2009 09:27 PM
Vahid YaminPour :
my friend
finally you showed your dirty real face. You are one of supporters of Ahmadi nejad. I suggest to stay in that counrty. New Iran wonot need to idiots like you.
Vahid YaminPour
Vahid YaminPour - June 16, 2009 09:53 PM
كيميا :
اول سلام
دوم نميدونيد متن كوتاهي كه در صفحه اصلي در مورد نظرات نوشته بوديد چقدر منو خوشحال كرد.ميخوام يه درد دلي بكنم.چند روزه دارم غصه اش رو ميخورم.توي يه وبلاگ گاهي نظراتي ميدادم كاملا مودبانه اما برخورد وبلاگ نويس وحشتناك بود.طوري كه انگار من يه ادم بي ادبم كه فحاشي كرده و همه ي نوشته هاي منو پاك كرد.چند روزه كه بابتش هم مبهوتم و هم غصه دار.
ميدونستم كه اين روزا وقت اين حرفا نيست ولي نوشته كوچيك شما سر درد دلمو باز كرد.ببخشيد
3منم سوالاي شما رو دايم از خودم و ديگران دارم.كه اين ادرس خيلي كمكم كرد:http://kazemia.persianblog.ir/post/256
جامعه شناسي و زندگي روزمرهدر ايران"
چهارم:بنظر منم شايد نشه با اراي موسوي ثابت كرد تقلب شده ولي با اراي كروبي ديگه ميشه.
پنجم:يه انتقاد اساسي به شما:
"رای کل روشنفکران و درسخواندههای داخل و خارج".اين درست نيست كه همه درس خونده ها بهتر ميفهمند ياراي طبقات پايين رو ميشه خريد.بين طبقات پايين هم خيليا رايشون رونفروختن.من باسوادايي هم ديدم كه نميفهميدن حتي اينو كه احمدي نژاد داره دروغ ميگه.
كيميا - June 17, 2009 12:20 AM
:
حامد جان، من همان ناشناسی هستم که آمده بودم التماس می کردم یک چیزی بنویسید که به ما هم دلداری بدهد و نوشته بودم که نظرسنجی هایی که برایشان از دید آماری اعتبار قائلم خبرهای بدی می دهند. جغد نیستم اما اجازه بدهید که اضافه کنم دوستان ما دچار خود صد در صد بینی شده اند که ظاهرا علاج پذیر هم نیست. اگر همه این اتفاقها بیفتد بنا بر این فرض که خودکارهای حوزه ها بعد از دو ساعت بی رنگ می شده اند حرفشان را تکرار خواهند کرد. اصولا این شایعه به همین منظور ایجاد شد. اگر روشنفکرهای ما فقط با خودشان در تماس نبودند، این اتفاق نمی افتاد. اگر تشخیص هایشان مبتنی بر نمونه های متشکل از کاربران اینترنت نبود می شد به علاج آن بیماری امیدوار بود. اگر به خودشان زحمت می دادند که یک نمونه آماری ده هزار نفری صحیح تهیه کنند و آن را بررسی کنند آن وقت می شد به درست کار کردنشان در زمینه های دیگر هم خوشبین بود. به هر صورت خوشحالم که هنوز کسانی وجود دارند که هیجان مانع تفکرشان نمی شود. مهر سمپادی شما هنوز هم سبز است
Anonymous - June 17, 2009 03:29 AM
:
For a statistical argument regarding cheating in the recent election, see:
http://www.entekhabnews.us/portal/index.php?news=6435
Anonymous - June 17, 2009 04:40 AM