امید
اجازه بدهید وسط این دعوا کمی روحیه به خودمان بدهیم.
قبل از انتخابات برای خودم دو گزینه متصور شده بودم:
1) موسوی رای بیاورد و رییس جمهور شود: در این صورت با خودم قرار گذاشته بودم که سریع کارم را تمام کنم و برگردم ایران که به جنگ فرشاد مومنیهای دور میرحسین بروم و کارهای خصوصی خودم را هم شروع کنم. حتی با احساس این که پیروزی 22 خرداد محتمل است پستی را در ذهن پرورانده بودم که به عنوان تبریک به موسوی اولین نقد اساسی به برنامههایش را بنویسم و بگویم همان که طور قرارمان بود: حمایت قبل از انتخابات، چماق نقد از فردای انتخابات.
2) مردم ایران کنار بکشند و باز احمدینژاد رای بیاورد: به قول یکی از دوستان در این صورت مردم ایران را به خدای بزرگ سپرده و زندگی جدیدی را از ابتدا این طرف شروع کنیم. بارها گفتهام که مشکل من آن روستایی که به خاطر وام 100 هزار تومانی به احمدی رای داده نیست. او آنقدر گرفتار زندگی است که فرصتی برای فکر کردن به دروغها و رفتارهای خجالتآور احمدینژاد ندارد و به صورت عقلانی به آن کسی رای میدهد که بلاخره 100 هزار تومان را به دست او رساند. مشکل من میلیونها ایرانی شهری بود که ممکن بود باز بنشینند و بعد از چهار سال زیر و رو شدن زندگی خودشان و وضع جامعه وجدانشان آن قدر به درد نیامده باشد که بخواهند این وضع را تغییر دهند. پیش خودم فکر میکردم زندگی و صرف عمر در چنین جامعه غیرحساس و غیرمسوولی ممکن نیست.
حال از قضای روزگار هیچ کدام از دو حالت فوق رخ نداده است و من دقیقن نمیدانم احساسم باید چه باشد. نه هنوز خبری از پیروزی موسوی است که جشن سبز بگیریم و نه مردم کنار نشستند تا احمدینژاد از مجرای این کنار نشستن دوباره رای بیاورد. ما در وضعیت جدیدی قرار گرفتیم. طبقه متوسط با تمام قدرت به صحنه آمده تا نه بزرگش را بگوید. به هر دلیلی - راست و دروغ - هنوز این حضور کافی نبوده است تا وضع فعلی را تغییر دهد.
حال ما ماندهایم و یک وضعیت جدید. رییس جمهوری که به اتکای رایهای تودهایاش میخواهد پروژه مخرب قبلیاش را با قدرت ادامه دهد و روشنفکران و درسخواندههایی که متحد شدهاند تا این وضعیت ادامه پیدا نکند. این دو سه هفته هیچ فایده ای هم نداشته باشد، این حسن عظیم را داشت که احساس اتحاد و قدرت تلاش جمعی را برای ماهایی که دیگر داشتیم به دل بریدن از این کشور فکر میکردیم به شدت تقویت کند. هر چند که از روز اعلام نتایج افسرده ام ولی بر خلاف قرار قبلیام با خودم، حتی اگر احمدی رییس جمهور شود دیگر از " آینده" این کشور قهر نمیکنم چون میبینم حداقل 13 میلیون نفر مسوولانه میخواهند اوضاع را تغییر دهند.
بعد از پایان گرد و خاک این انتخابات - که امیدوارم لبخند بر لبانمان بنشاند- کار ما تازه شروع خواهد شد. کاری که در صورت شکست در نقطه فعلی باید کرد این است که نگذاریم یاس ناشی از نتایج کوتاهمدت بر ما غلبه کند. این روزها را باید مبداء شکلگیری عظیمترین و مصممترین جنبش مختص طبقه متوسط - ولو هنوز در اقلیت عددی - در تاریخ ایران بدانیم. جنبشی که همیشه جایش خالی بوده است. ما از این به بعد در سرتاسر جهان متحدیم و صدا و برنامه خواهیم داشت. افسرده هستیم ولی پرامید هم باشیم. ما که به زیستن در تناقض عادت داریم.
پ.ن: نوشته بهاره آروین. جالب است که احتمالن هر دو بدون اطلاع از مطلب آن یکی تقریبن یک حرف را گفتهایم.
پ.ن2: این چند روز دائم نگران رضا جلاییپور عزیزمان بودم. متاسفانه خبر رسید که در هنگام خروج از کشور بازداشت شده است. رضا یکی از امیدهای بیبدیل آینده اندیشه اجتماعی در ایران است.

نظرات
سروش :
این خیلی خوب بود. بجا و درست
سروش - June 17, 2009 12:16 AM
میرزامویز :
سلام
اول لطفا نظر یک بابایی به نام "صفر ننه چی چی" را در پست سردرگمی پاک کن.
دوم اینکه اگر ملت ببازد بهتر است همان تصمیم دوم را بگیری. چوت مطمئن باش همین 13 میلیون اگر (این بار که با تمام قوایش به عرصه امده) بازی را ببازد، حداقل برای مدت یک نسل دیگر نه پای صندوق میرود و نه رای میدهد.
سوم اینکه عزیز من اصل حرفت در "سردرگمی" درست که باید چشممان را روی واقعیت جامعه طبقه پایین نبندیم. اما این روش طرح مسئله نشان از چشم بستن بر شواهد تقلب دارد! عزیز من تو هم که هنوز تحت سیطره و مسخ شده روابط ریاضیاتی خشک و خشنی!! به نظر من، روش و aproach یک بنده خدا که داشت از دیدگاه روانشناسی به سوال شما جواب میداد، میتواند ذهن را به حقیقت مسئله نزدیکتر کند. وقتی سیستم پیچید شد، کاراترین و خطاناپزیرترین ابزارها وروشهای کشف حقیقت، همان ساده ترین ابزارها و روشها هستند. چراکه سادگی آنها باعث میشود کمتر توسط خطاها و محرکهای دست سوم و چهارم تحت تاثیر قرار بگیرند.
میرزامویز - June 17, 2009 12:39 AM
میرزامویز :
راستی جتاب حامدخان
به نظرم پست "سردرگمی" را بهتر است تکمیل کنی و یک سردرگمی2 هم بنویسی.
در این سردرگمی 2 به نظرم کمی مخ بسوزان و به این فکر کن که اگر بالفرض انتخابات مجدد برگزار شود، اولا با اتفتقات اهیر چند درصد آرا به نفع کی میچرخد و در درجه بعد هر کاتدیدا چه کند که به نفع خودش بچرخاند اوضاع را! فکر میکنم این مطلب میتواند کمی جنبه عملی و کاربردی به "سردرگمی" شما بدهد.
میرزامویز - June 17, 2009 12:49 AM
Mostafa :
آقای قدوسی من واقعا نمیخواستام کامنت بگذارم ولی یک چیزی مینویسید که آدم شک میکند اصلا این مشکل کجاست؟ اول یک سالی پست سیاسی نمینویسی گفتم خوب لابد نگران آمدو رفت به ایران است حق دادم. بعد شروع کردی از کروبی ایراد گرفتن که ۳ نفر بیشتر دورش نیست و بهتر است کنار برود و نگفتی دوره میرحسین کیست. حالا امروز میگوی فرشاد مومنی بود. و نگفتی که اگر کروبی کنار برود کی میخواهد این قشر تحریمی را به میدان بیاورد. باز گفتم خوب حالا دنبال تبلیغ کسی است مهم نیست. بد وقتی مردم در خیابان بودند شروع کردی به کار علمی کردن انگار که ماست را طرف میگوید سیاه من باید اثبات کنم که سفید است. انتخابات شکلی باطل بود نیاز به علم عمار نداشت. گفتم یک فخر فروشی میکنید میخواهید جوگیر نشان داده نشوید. حالا آمدی میگوی اگر احمدینژاد ماند هم امیدوارم به آینده و خوشبینم انگار که کسی که اینطور تقلب میکند و همه را به کثافت میکشد آماده خاله بازی که شما امیدواری. میخواستم بگویم حالا امید تزریق میکند زورم آمد دیگر واقعا...
میتوانی بگوی مجبور نیستی وبلاگه مرا خوانی ولی من شما را میخوانم و اتفاقا وبلگتن را هم تاثیر گذر میدانم برای همین هم هست که به هم میریزم از این نشانی غلط دادنهای شما...
فونت فارسی نداشتم از غلطهای املای عذرخواهی میکنم
Mostafa - June 17, 2009 01:26 AM
1 :
از شما تقاضا مي کنيم اگر مذهبي هستيد يا سکولار اميدواريم در اين مساله با ما موافق باشيد که علما و مراجع در جامعه ايران صاحب نفوذند و اعتراض آنها موثر است.
به ليستي که در زير تهيه کرده ايم زنگ بزنيد و به طور مشخص درباره ی تقلب و تخلف در انتخابات اعتراض کنيد.
اين مساله در لايحه حمايت از خانواده جواب داد و ما بايد همه راه ها را برويم.
به خصوص دوستان مقيم خارج مي توانند خيلي موثر باشند و تاثير تماس تلفني آنها چند برابر است. از همين الان شروع کنيد و خواستار احقاق حق مردم بشويد.
ممنون از همه شما
آيت الله العظمي اردبيلي با کد قم 0251
7745291
آيت الله العظمي خامنه اي با کد قم 0251
7743232
7746666
دفتر رهبري تهران با کد تهران
6441200
آيت الله العظمي روحاني با کد قم 0251
7740322
آيت الله العظمي سبحاني با کد قم 0251
2915152
آيت الله العظمي سيد مجحمد رضا شاهرودي با کد قم 0251
7744327
آيت الله العظمي سيستاني با کد قم 0251
7836464
7836363
آيت الله العظمي صافي با کد قم 0251
6-7705511
آيت الله العظمي صانعي با کد قم 0251
7744010
آيت الله العظمي علوي گرگاني با کد قم 0251
7741132
آیت الله العظمي مکارم شيرازي با کد قم 0251
3-7743110
آيت الله العظمي نوري همداني با کد قم 0251
7741850
آيت الله العظمي وحيد خراساني با کد قم 0251
7740611
1 - June 17, 2009 01:42 AM
رهاورد :
حامد جان، من کاملا با تو موافقم. منهم خودم شرایطی بسیار مشابه با تو دارم و با خودم هم همین قرارها را گذاشته بودم. بخت یاری کرد و اینطور شد که من این دو هفته اخیر را در ایران سر کنم. همین مرا قانع کرد که این مردم توانایی اتحاد و جنگیدن برای یک مقصود مشترک را دارند و حتی اگر آن روستایی هم به خاطر مقداری پول اضافه یا سهام عدالت رایش را میفروشد این تقصیر من و امثال من است که در او تردید میکنیم. برایش وقت و انرژی صرف نمیکنیم که آگاه تر و با سواد تر شود.
دلم میخواست بودی و تجمع هاو الله اکبر گفتن های این چند روز را میدیدی. پیر و جوان، مذهبی و لاییک ،دارا و ندار هممه با هم و شانه به شانه هم میروند.
چه کسی فکر میکرد که دو میلیون نفر (به تخمین بی بی سی) از مردم تهران بتوانند بدون هماهمنگی قبلی و فقط با گوش به گوش رساندن دو روز متوالی جمع شوند و راهپیمایی در "سکوت" انجام دهند؟
رهاورد - June 17, 2009 01:51 AM
رهاورد :
ببخشید اینو یادم رفت:
http://sikhneveshteha.blogspot.com/2009/06/blog-post_16.html
رهاورد - June 17, 2009 01:54 AM
:
در مورد احتمال دستکاری در آرا، یک متخصص آمار در دانشگاه میشیگان آنالیزی بر اساس دادههای موجود انجام داد. لینک به مقاله و بحثهای مربوطه در slashdot:
http://science.slashdot.org/story/09/06/16/2137203/Statistical-Suspicions-In-Irans-Election
Anonymous - June 17, 2009 01:58 AM
Iran :
هموطن،
احمق ترين مردم كسى است كه از تاريخ درس نگيرد و تاريخ را تكرار كند به اميد گرفتن نتيجه ای جز آنچه گذشتگان گرفته اند.
مردم ما بايد خيلى بى شعور باشند كه دراین موقعیت هدفشان فقط برگرداندن رای موسوى يا هر كس ديگرى از اين نظام باشد.
الان ديگر با راى دادن نميتوان از شر ديکتاتورى و فاشيسم خلاص شد، الان بايد خون داد براي آزادى و دموكراسى.
آيا شما آمادگى داريد ؟ آيا موسوى يا کروبى يا هر كس ديگرى كه ادعا دارد حقش تضيیع شده و رايش مخدوش گرديده (كه حتمن هم همينطور است) حاضر است در راه آزادى و دموكراسى و نجات از دست فاشيسم مذهبى و دينى خون دهند ؟
هميشه جريان هاي صادقانه و برگرفته از دل مردم با هدايت هاي غلط ونفوذی به بيراهه رفته و بجاي منتهى شدن به دريا، به باتلاق منتهى شده است.
نگويید كه بايد به تدريج و به صورت نرم انقلاب كرد كه شما هم به احمق هاي تاريخ خواهيد پيوست.
انتخابات، موسوى و کروبى جرقه خوبى بودند تا اين رود خروشان ايجاد شود، ولى مطمئن باشيد كه اینان رهبران خوبى نيستند و نخواهند بود چرا كه خود برآمده و پايبند به اين نظام ديکتاتورى و فاشيستى هستند.
ديکتاتورى و فاشيسم مذهبى هرگز اجازه حركت نرم را نخواهد داد، بلکه فرصت فکر کردن و تدارک بیشتر برای سرکوب به دست دیکتاتورِ خواهد داد. الان كه رود خروشان در جريان است بايد سدها را شكست، نه دلخوش به جويبارى كوچك در آینده ای نامعلوم.
الان بیشتر از هر چیز نياز به رهبر و هدايت كننده ای دانا، شجاع، دلسوز، وطن و مردم پرست، آگاه به اصول دموكراسى و پايبند به راى و نظر مردم، داريم.
رهبر نه به اين معنى كه ديکتاتور ابدى و خودكامه ديگر، بلكه فقط به عنوان مدير و هدايتگراین جريان كه با انتخاب مردم باشد و فقط و فقط با ارده و راي همين مردم و در هر زمان قابل ازل يا انتخاب باشد.
آیا شما توان مديريت و رهبري اين جريان را داريد؟ آيا كسى با خصوصيات ذكر شده كه قابل اطمينان نيز باشد را ميشناسيد؟ بيایيد براي یک بار فقط یک بار هم كه شده جدى باشيم و اين حركت را کوچك و حقير نپنداريم و آغازگر راهى نو و نوين باشيم.
بیاييد بدون بازگشت به گذشته براي شروعی جديد، از همينجا قدم برداريم نه اينكه براي رهایى از حال (احمدي نژاد) به 20 سال قبل (موسوى) برگرديم.
بیاييد نگذاریم این رود خروشان متوقف و یا به بیراهه رود.
پاینده باد ایران و مردم ایران
جارِی و خروشان بادحرکت و پویش ملت ایران
درود بر آزادی
مرگ بر دیکتاتوری و فاشیسم
مرگ بر فاشیسم مذهبی
Iran - June 17, 2009 02:28 AM
:
من با این پست تو موافقم، قبل از انتخابات هم گفتم اگر حتی احمدی نژاد رای بیاورد باید بیشتر کار کرد که جلو خودسری او را گرفت. منم کاملا امیدوارم و بودم، همان آگاهی که باعث شده اکثریت در تهران به موسوی رای بدهند و اصلاح طلب باشند اگر در بقیه کشور هم گسترده شود همان تاثیر را خواهد گذاشت، متنها این برنامه ریزی می خواهد، زمان می خواهد، درک وضعیت می خواهد. من تمام عمرم به اصلاح طلب ها رای داده ام، کامنتی که گذاشتم که ما اکثریت نیستیم و اصلاح طلبی با شعار اکثریت کار نمی کند برای همین است، هر چه زودتر متوجه واقعیت ها بشویم بهتر می توانیم پیش بروم. انتخابات قبل را فراموش کرده ای؟ شوک بعدش را فراموش کرده ای؟ همان موقع هم من همین ها را گفتم. چقدر چوب بستن چشمم را به واقعیت باید بخوریم؟ با پنهان کردن واقعیت به جایی نخواهیم رسید. این آدم هایی که در خیابان ها کشته می شوند برای اینکه باور کرده اند باید پیروز انتخابات می شدیم. متاسفانه ما عجولیم، نمی توانیم صبر کنیم، یک شبه نمی شود ایران را درست کرد، یک بار رای می دهیم رای نمی آوریم سرخورده می شویم تحریم می کنیم، بعد پوستمان کنده می شود دوباره شرکت می کنیم. درک نمی کنیم که این یک روند است و به جلو می رود، یک بار در انتخابات شکست می خوریم، یکبار پیروز می شویم. بزرگترین دشمن ما چشم بستن روی واقعیت هاست.
Anonymous - June 17, 2009 02:34 AM
:
نمی دونم چه قولهایی بهت دادن که اینجا اومدی و مرتب تکرار می کنی که ما اقلیت هستیم یعنی کودتایی در کار نبوده. نمی دونم به چه قیمت خودت رو فروختی؟ یعنی تو بیشتر از آیت الله منتظری و آیت الله بیات و خود میرحسین می دونی؟
یعنی وقتی سایت الف ساعت ده ونیم آمار نهایی رو اعلام می کنه و بعد همون خرده خرده اعلام میشه تو برات طبیعیه؟
لابد کردان هم دکتراش رو از آکسفورد گرفته و تورم هم واقعا 15 درصده.
بترس از این رفتارت و بکش کنار. مردم خیلی راحت از گناه کسانی که با کودتاچی ها همکاری می کنند نمی گذرند. دلت رو به هوای وعده و وعید حکومتی ها خوش نکن.
Anonymous - June 17, 2009 02:45 AM
محمدحسین :
بسیار عالی. موفق باشید.
محمدحسین - June 17, 2009 03:02 AM
:
آقا/خانمی که من رو متهم به هم کاری با "کودتا"چی ها می کنید، توهم رو به نهایت رسوندید! فکر می کنید با تکرار کلمه "کودتا" کسی غیر خودتون رو فریب می دید؟ منطق شما خیلی شبیه منطق احمدی نژاد هست.
Anonymous - June 17, 2009 03:18 AM
یک خواننده :
عزیز من چرا اینقدر آشفته نویس شده ای. حتما لازم نیست که همه حرفهات درست بوده باشد. خیلی گنده تر از تو هم حدسهای نادرست یا ناسازگار داشتند.اگر خیلی وسواس داری یک مدت صبر کن ببین اوضاع چطوری میشه. فکر کنم لازمه مدتی ننویسی. نوشته هات داره به بی صداقتی میل میکنه.
یک خواننده - June 17, 2009 04:01 AM
irani :
Doostan tosie mikonam comment "karim" ra dar post ghabli bekhanid. Besyar ziba va manteghi neveshtand---zende baad karim
irani - June 17, 2009 04:01 AM
Hamid :
For a statistical argument regarding cheating in the recent election, see:
http://www.entekhabnews.us/portal/index.php?news=6435
Hamid - June 17, 2009 04:41 AM
جواد :
آقاي موسوي عزيز، به حرمت خونها و اشكهايي كه امروز بر زمين ريخته شد، به مظلوميت زنان و مردان پير و سالخوردهاي كه توان مقابله با نامردان را نداشتند، به نجابت و پاكي زنان و دختراني كه امروز مورد تهاجم و اهانت قرار گرفتند، به سرهاي شكسته، به بدنهاي كوفته، به لباسهاي خاكي، به چشمان اشك آلود، به حرمت همه اينها، امشب تو را به خدا واگذار ميكنم و از خدا ميخواهم كه تقاص مظلوميت تكتك آدمهايي را كه امروز توسط حاميان سبزپوش شما مورد تهاجم قرار گرفتند و به خاك و خون كشيده شدند، از شما بگيرد.
آقاي قدوسي توجيه نكنيد! وقتي اين به اصطلاح روشنفكران ظرفيت و جنبه دموكراسي را ندارند از بقيه چه انتظار است!!!
جواد - June 17, 2009 05:00 AM
انديشه :
آقا جواد اوني كه كتك زدروشنفكر نبوداوني كه كتك خورد روشنفكر بود. اوني كه كتك زد به كتك زدن عادت كرده اتوبوس هم آتيش زد آدم هم كشت اين رفتاري است كه فتوايش را از قبل گرفته. روشنفكر عقلاني عمل مي كند نه وحشيانه سالهاست با ترفند نفوذيهايشان در بين روشنفكران عادت كرده ايم.
انديشه - June 17, 2009 05:15 AM
Babak Mahmoudi :
Gol gofti aziz
Babak Mahmoudi - June 17, 2009 05:55 AM
علي س :
علي الحساب تا همينجا يك نتيجه اخلاقي (!) بدست آمده و آن اين است كه يك رئيس جمهور، زياد هم "تداركاتچي" نيست!! دروغ نگفتن، با آمار و ارقام بازي نكردن، رؤساي بانك مركزي را جابجا نكردن، تورم 30-40 درصدي را به جامعه سرازير نكردن، بيكاري و اعتياد را با برنامه هاي غلط زياد نكردن، با باتوم به جان ملت نيفتادن و ... از جمله كارهايي است كه يك رئيس جمهور مي تواند انجام ندهد. اين همان نيمه پُر ليوان بود كه زمان خاتمي ديده نميشد (حتي توسط خودش).
يك كوتاهي بزرگ هم در دوره خاتمي انجام شد و آن مكانيزه نكردن انتخابات و بهتر نكردن سيستم رأي گيري بود. الان تو كدام كشور پيشرفته، رأي گيري با يك صندوق پلاستيكي، شناسنامه و اثر انگشت انجام ميشه؟ تازه اثرانگشت بدرد چه كاري ميخوره؟ كسي مياد بررسي كنه كه 2 تا يا 20 تا اثر انگشت مال يك نفر هست يا نه؟ كُد ملي هم كه كلاس كار (!) است و طرف دلش خواست ميگيره، دلش نخواست هم نمي گيره. از من كه موقع رأي دادن كسي كد ملي نخواست. تا موقعي كه اين سوراخ سنبه هاي قانوني هست، مشاغل پردرآمدي مثل پركردن صندوق از آراي قلابي هم هست!!! امثال احمدي نژاد هم پُرقدرت تشريف دارند.
علي س - June 17, 2009 05:55 AM
نوری :
واقعا" سپاسگزارم.
در این روزها احساسات همه رقیق شده. دل ها شکسته.غرور جریحه دار شده.حتی در این رهگذر اعتقادات هم مصون نمانده. غــــمـــگـــیـــنــــم!
شدیدا" به هم دردی ، امید و عشق محتاجیم.
گرچه که من شخصا" به نتیجه این اعتراض امید ندارم.قدرت در دست گروهی اندک است که اتفاقا" بسیار هم زیر دندانشان مزه کرده و هیچ ابایی از به نابودی کشاندن این جامعه و به خاک و خون کشیدن مردمانش ندارند و از سالیان پیش سازماندهی برای مقابله با اتفاقات این چنینی را آغاز کرده اند.
بــه امــیــد روزهــای بــهــتــر
نوری - June 17, 2009 06:32 AM
امین ترابی :
حامد خان
من فکر میکنم که "بعد از پایان گرد و خاک این انتخابات" اگه لبخند پیروزی بر لبانمان ننشیند، یاس ناشی از نتایج این انتخابات هیچ وقت پاک نخواهد شد. دیگه این شور و هیجان برای تغییر رو توی مردم نخواهیم دید، دیگه نمیتونیم زنجیره انسانی از تجریش تا راه اهن شکل بدییم، دیگه ستاد من و ستاد ما نخواهیم دید. دیگه هر شهروند رو یک ستاد نخواهی دید.
حامد خان مردم الان قلبا مطمئن هستن که تقلب شده، تلاش مدنی اونها برای اعتراض هم داره سرکوب میشه. در یک راهپیمایی به اصطلاح ارام هشت نفر کشته شدن. چه جوری میخوای اعتماد مردم رو جلب کنی که دفعه ی بعد هم برای تغییر تلاش کنن؟
امید چیز خوبیه و منم دنبالش میگردم ولی این پست شما حداقل به من یکی امید نداد.
امین ترابی - June 17, 2009 06:36 AM
M :
سلام. آقاي موسوي بعد از دو روز جاروجنجال و دم تيغ دادن دانشجويان بدبخت مهمترين دليل خودشو تو نامه براي تقلب در انتخابات توهين به آقاي هاشمي در مناظرات يا استفاده احمدي نژاد از هواپيماي دولتي در زمان تبليغات مي دونه يا خانوم رهنورد اين دلايل رو مياره:
5 دليل زهرا رهنورد درباره تقلب در انتخابات باشكوه ملت ايران
خبرگزاري فارس: نزديك ترين و قديمي ترين همكار سياسي و همراه انتخاباتي ميرحسين موسوي در گفت وگويي با شبكه ماهواره اي دولت انگليس مهم ترين دلايل تقلب در انتخابات دهم رياست جمهوري را تشريح كرد.
به گزارش خبرگزاري فارس، زهرا رهنورد در تشريح بداهت پيروزي موسوي و وضوح تقلب در انتخابات گفت: " يك سري نقاطي هستند كه اصلا مشخص است كه خودش ملاك تشخيص نادرست بودن نتايجي است كه وزارت كشور اعلام كرده است. مثلا آذربايجان و ترك زبان ها هيچ وقت فرزند خودشان را نمي گذارند كه به كس ديگري راي بدهند. "
وي در ادامه اظهار داشت: " خود من لر هستم و موسوي هم بارها گفته من داماد لرستان هستم. بنابراين اهالي لرستان موسوي را نمي گذارند به آقاي احمدي نژاد راي بدهند. اين دو تا ملاك است و باقي موارد هم شبيه همين است. "
وي در پاسخ به خبرنگار بي بي سي كه پرسيد: " راي آقاي موسوي بر اساس برآورد هاي شما چهار به يك بوده است در قياس آقاي آقاي احمدي نژاد مستندات شما چيست؟ " اظهار داشت: " در شهرستان ها و تهران در واقع تجمع مردم حاكي از اين بود كه آراي موسوي بسيار بالاتر از آنكه اصلا قابل تصور باشد. هروقت طرفداران دو طرف حاضر مي شدند طرفداران احمدي نژاد درمقابل طرفداران موسوي در حد يك صدم بودند. "
وي همچنين با اشاره به گزارش هايي كه در روز انتخابات دريافت مي كرده گفت: " مرتب به ما گزارش مي شد كه نسبت حتي 5/4 به 1 بود. نسبت هاي موسوي به احمدي نژاد... "
وي همچنين اظهار داشت: همه مي شناسند كه آنهايي كه به احمدي نژآد راي دادند چه تيپ خاصي هستند و اول صبح رفتند راي خودشان را دادند و از ساعت 11 صبح تعرفه ها در دست مردم قرار نگرفت و مردم له له مي زدند براي اينكه تعرفه به ايشان داده بشود. حتي تا ساعت يازده ده و سي دقيقه و دوازده شب هم پشت در ستاد و محل هاي انتخابات جمع شده بودند.
وي در پايان اين گفت و گوي زنده با شبكه ماهواره اي دولت انگليس (بي بي سي) گفت: " ما نمي دانيم چگونه با اين صندوق ها عمل شده و راي ها چگونه دست برده شده و چه بوده فقط مي دانيم كه نسبت موسوي به احمدي نژاد 5/4 به 1 يا چهار به يك يا جاهاي ديگر ممكن است مثلا 3 به 5/1 باشد. "
واقعا جوونا با چه دليلي بايد از اين آدما که حداقل منطق و انصاف تو کلامشون نيست دفاع کنند. اگر اين هم فقط يک بازي براي حفظ قدرت آقاي هاشمي باشه چرا دوباره هزينشو ما بايد بديم؟
M - June 17, 2009 06:41 AM
امین :
من قبل از انتخابات احتمال زیادی به احمدی نژاد میدادم که حداقل در دور اول بیشترین رای رو بیاورد . حتی تا قبل از شروع مناظره ها رای خودم احمدی نژاد بود و فکر میکردم بیشتر روستاییان به او رای بدهند .
این چند روز یک شایعه پیچیده بود مبنی بر اینکه رای موسوی بیشتر از بیست میلیون است که من باور نکردم تا دیروز که شخصی که برای من حرفش موثق است و خودش هم از کارمندان فرمانداری کرمانشاه هست گفت که در کرمانشاه بیشتر از ۷۰ درصد به موسوی رای دادند . البته حق داری که باور نکنی و از نظر خودم این مسئله غیر باور هست که چطور وزارت کشور همچین تقلب آشکاری انجام داده .
امین - June 17, 2009 06:49 AM
من :
تا حدودی با نظرتان موافقم، اما یک چیز ذهن من را به خود مشغول کرده و آن این چند نفری است که در این روزها کشته شده اند، به آن ها و به خانواده هایشان چه بگوییم؟ آن ها را کشتند؟ آن ها را شهید کردند؟ آن ها چه شدند؟ آیا به خاطر اعتراض به نحوه برگزاری انتخابات (مثلا آزاد) باید چند نفر کشته شوند؟
این خون هایی که ریخته می شود ... جواب این ها را چه کسسی می دهد؟
من خیلی دوست دارم که فریاد اعتراضم را به گوش همگان برسانم و البته جسته گریخته می رسانم، اما می ترسم اگر بیشتر به خیابان ها بروم دیگر فردایی نداشته باشم. این یعنی امنیت؟ این یعنی دموکراسی؟
من - June 17, 2009 06:56 AM
:
موسوی این 13 ملیون رو هم به واسطه سابقه انقلابیش داشت مطمئن باش انتخابات هم دوباره بشه 7-8 ملیون به زور میاره
Anonymous - July 2, 2009 07:07 PM
:
این نظام استاد تکه تکه کردن و تفرقه انداختن است و مهمترین وظیفهء همهء ما ایجاد پیوند و مهر و آگاهی و همبستگی مردمی است که از هم پاشیده اند و دوست و دشمن را با هم اشتباه می گیرند.صبر می خواهد و کار طاقت فرسا و استقامت و ایثاری خیلی بالاتر از گذشتن از جان و مال. و دوری از تکبر و باور اینکه علت اینهمه سال حکومت فاشیستها بر ایران جهل کسانی است که فکر می کنند میدانند. باید دوباره اندیشید و دوباره شک کرد.
Anonymous - December 5, 2009 10:09 PM