« June 2009 | صفحه اول | August 2009 »

July 29, 2009

مقاله مطهری

از همه دوستان عزیز اصول‌گرایم دعوت می‌کنم این مقاله آقای مطهری (که ظاهرن پسر کوچک مرحوم مطهری است) را با دقت بخوانند. چندباره هم بخوانند. حرفی را که این سال‌ها و خصوصن این هفته‌ها به کنایه و آشکار به‌تان می‌گفتیم به صراحت زده است. اگر آن‌ قدر که وجدان دینی و اخلاقی شما به چیزهای دیگری حساس است نسبت به ظلم به آدم‌های بی‌صدا و بی‌پناه هم حساس بود شاید الان همه‌مان وضع بسیار به‌تری داشتیم. در این بین البته همه با هم مسوولیم که ظلم به افغانی‌ها و دختران کنکوری مناطق محروم و متهمین مناطق فقیرنشین را دیدیم و واکنش چندانی نشان ندادیم.

فرامرز هم رفت

مي خواستم دوباره بگويم مرد
چشم انتظار آمدنت هستيم
يكباره سرد شد تنم از سرديت
آيا بتي نمانده كه نشكستيم ؟!
...

شب‌های شعر و شور و حماسه
شب‌های تا صبح از شیعه گفتن

اما شما ها، شما‌ ها چه پستید،
یک عمر در حال خفتن

...

ما و سردار سرتيپ ها سنگين شده بوديم

اين دل لعنتي يك رابطه اي با زمين داشت

كه « عزرائيل » حيفش مي آمد

خدا شهيداني مثل ما داشته باشد !!

...

مردم وقتي به ‹انقلاب› مي رسند اشك مي ريزند ،
اما ‹ولي عصر› هنوز هم طرفدار دارد.
حتي ‹رپ› ها هم ‹ولي عصر› را دوست دارند !!

....
شما به ريش نداشته پدر « پارچه‌فروشتان » خنديده‌ايد … !!

آخر من خر... !

ببخشيد من عاشق … !!

اداي شتر درآوردم

كه خواب ترا ديدم:

پنبه دانه … !!
...

آسمان جلیم، باشد

جنس بنجلیم، باشد

لوطی و غریب و تنها

داش آکلیم باشد

بین این همه فضایل

ما فقط خلیم، باشد

عیدتان کلاغ ها خوش

ما که بلبلیم، باشد

شاعر این شعرها که خیلی‌ها اولین مواجه‌شان با دانش‌گاه را با شعر معروف "سلام تهران، سلام خانم هاشمی" اش شروع می‌کردند، آن بلبل بی‌قرار ام‌روز صبح رفت. عجب هفته نحسی

مرگ در چند قدمی است. قبلن تعداد دوستانم که دیگر نبودند به عدد انگشتان یک دست نمی‌رسید. مرگ چیزی بود مال داستان‌ها. دقیقن به همین معنی. حالا از حساب خارج شده است. کاش آن شش ماه پیش که تهران دیدمش بیش‌تر می‌دیدمش. چه کسی فکر می‌کرد آخرین بار باشد ...

July 28, 2009

کنفرانس‌های مجازی

ما دنبال راه‌اندازی منظم کنفرانس‌های علمی مجازی در حوزه اقتصاد و سیاست‌گذاری و مسایل مرتبط هستیم. سوالی که الان برای من مطرح است این است که بعد از اتفاقاتی که این چند وقت برای اینترنت افتاد آیا الان سرعت اینترنت‌های کابلی خانگی در حدی هست که بتواند به راحتی با آن صدا و تصویر یک پرزنتیشین (نه تصویر سخن‌ران) را منتقل کرد؟ می‌خواهم تخمینی داشته باشم از این‌که اگر قرار شد مثلن هر دو هفته یک‌بار کنفرانس‌هایی داشته باشیم که افراد از منزل یا دفتر یا کافی‌نت به آن وصل شوند و گوش کنند و در صورت لزوم هم سوال بپرسند چند نفر امکان فنی آن‌را خواهند داشت؟

در مقابل ممنون می‌شوم اگر کسانی هستند که تجربه برگزاری چنین کنفرانس‌هایی را هم داشته‌اند تجارب‌شان را در مورد پلت‌فرمی که استفاده کردند به ما منتقل کنند. طبعن راه جای‌گزین این است که جلسه مجازی در جایی برگزار شود که تجهیزات ویدئوکنفرانس داشته باشد و افراد فیزیکی آن‌جا حضور پیدا کنند. مشکل این راه‌حل گرفتن اتاق و هزینه‌های آن و غیره است. ترجیح می‌دهیم ارتباط کاملن توزیع‌شده و مستقیم بین سخن‌ران و شنونده‌ها باشد.

هر ایده‌ دیگری در این مورد دارید لطفن بگویید.

July 27, 2009

بازگشت مغزها؟

یکی از دوستان متن زیر را در مورد مجید زمانی نوشته است. مجید از خوانندگان این وبلاگ بود و با هم سر مسایل تخصصی چند بار ایمیل رد و بدل کرده بودیم. ظاهرن چند هفته پیش در محل کارش دست‌گیر شده است. متن را بخوانید.

من نگرانم. نگران دوست خوبی که چند هفته است در بازداشت به سر می‌برد و از دو هفته پیش خبری از او نداریم. مجید زمانی از دوستان خوش‌فکری است که همیشه از تخصص و انرژی خود در راه خدمت به ایران استفاده کرده و ذهن باز و اهمیتی که وی برای نظر مخالفین قایل می‌شود همیشه برای من مایه احترام بوده است. مجید مدرک مهندسی خود را از دانشگاه تهران گرفت و پس از آن برای ادامه تحصیل به آمریکا آمد و دو فوق لیسانس در مدیریت و توسعه از دانشگاههای شیکاگو و کلمبیا دریافت کرد. پس از پایان تحصیل در بانک جهانی به تحقیق مشغول شد و در گسترش همکاری‌های بانک با دولت ایران موثر بود. با وجود امکانات کاری بسیار خوب و حقوق بالا مجید به این شغل به عنوان فرصت تجربه اندوزی برای خدمت در کشور نگاه میکرد و پس از یک سال کار به ایران بازگشت. در بازگشت به ایران وی در مجمع مجالس آسیایی مشغول به کار شد و به تعامل بین نمایندگان مجلس شورای اسلامی ایران و مجالس سایر کشورهای آسیایی همت گمارد. علاوه بر این، در مدت دو سال و نیمی که مجید به ایران برگشته بود در طراحی و اجرای پروژه های تحقیقاتی و نظرسنجی نیز فعال بود. به طور خلاصه مجید نمونه کمیابی از بازگشت مغزها به ایران است که برای متخصصین ایرانی خارج از کشور امید به بازگشت و خدمت را زنده نگه می‌داشت. با این پس‌زمینه؛ خبر دست‌گیری و بازداشت مجید چند روز پس از انتخابات, بدون تفهیم اتهام یا مدرکی، مایه نگرانی فراوان است. از طرفی مجید در فعالیت‌های خود همیشه به کار تخصصی و علمی، تعامل با همه مسوولان و دست‌اندرکاران با نقطه نظرات مختلف و وارد نشدن به بازی‌های سیاسی تاکید می ورزید. از طرف دیگر نظرات منطقی و معتدل وی باعث نگران کننده‌تر بودن بازداشت وی میشود. برای مثال با وجود طرفداری مجید از کاندیداهای اصلاح طلب در انتخابات اخیر، وی از معدود افرادی بود که در بحث‌های تلفنی و ایمیلی پس از انتخابات به اهمیت مستدل بودن و قانونی بودن اعتراضات به نتایج انتخابات پافشاری می‌کرد. حالا مجید در زندان است و با وجود امید اولیه خانواده و دوستان به آزادی سریع او، الان بیش از دو هفته است که از او خبری در دست نیست و پی‌جویی‌ها نیز به جایی نرسیده. نمی‌دانم که چه کسی این متن را می‌خواند اما امیدوارم که در بین خوانندگان کسانی باشند که بتوانند از وضعیت مجید خبری بگیرند و به خانواده اش خبری دهند. اگر فردی متخصص به اعتدال و مسالمت‌جویی مجید که فرصت‌های خارج از کشور را برای خدمت به ایران کنار گذاشته نیز در نظام جمهوری اسلامی تحمل نشود، نمی‌توان امیدی برای حضور عمده نخبگان در ساختن آینده ایران داشت. دوستان، ما به امثال مجید در ایران خیلی نیاز داریم.

July 25, 2009

توضیحاتی در مورد نامه قبلی

چند وقت پیش عده‌ای از دوستان ما نامه‌ای را در راستای دعوت به تشکیل کمیته حقیقت‌یاب ملی تهیه کردند که با واکنش‌هایی رو به رو شد. ظاهرن چند نفر از تهیه‌کنندگان نامه پاسخ‌هایی به سوالاتی که در حین و بعد از تهیه نامه مطرح شده بود داده‌اند و توضیحاتی را در مورد شرایط فعلی ارائه کرده‌اند. می‌توانید این‌جا بخوانید.

July 24, 2009

علی فقط بگو این خبر دروغه

کسی از صحت این خبر اطلاع‌ داره؟

کسی تلفن ایران علی را داره؟

دارم دیوانه می‌شوم. نمی‌دانم چه بنویسم یا بگویم. فقط دعا می‌کنم راست نباشد.

کسی از علی خبر دارد؟

متاسفانه به نظر می‌رسد خبر دروغ نیست. ظاهرن تیمسار مهدی دادپی پدر علی دادپی عزیزمان در این حادثه درگذشته است. این را در مورد آن مرحوم بخوانید.

من باز دعا می‌کنم علاوه بر این خبر تلخ یک خبر جزیی روزنامه ایران درست نباشد که مصیبت از این که هست بیش‌تر نباشد. کاش یک کسی از خود علی به من خبر بدهد یا اگر موبایلش را دارد اطلاع بدهد.

با علی حرف زدم. خودش سالم بود ولی متاسفانه خبر مرگ پدرش را تایید کرد. خدا را شکر عجیب صبور بود.

باور می‌کنید؟ علی هفته قبل این و این را در مورد سوانح هوایی نوشته و حالا یک هفته بعد پدرش را که مدیرعامل همین خط هوایی بوده در یک سانحه دیگر هوایی از دست می‌دهد.

هزینه‌ها از جیب ملت

متاسفانه کابوسی که برای صنعت هوایی ایران منتظرش بودیم در حال بروز است. بویینگ‌ها و فوکر و ایرباس‌هایی که یک تا سه دهه پیش خریداری یا اجاره شده‌اند دیگر به پایان عمر خود نزدیک می‌شوند و حالا یا باید با ریسک بالا پرواز کنند و یا با هواپیماهای روسی جای‌گزین شوند. دقت کنید که این چندمین حادثه برای ایلوشین است. اگر اشتباه نکنم هواپیمایی که نزدیک کرمان افتاد و حامل نیروهای سپاه بود از این جنس بود، یک بار هم که بالای مشهد موتور از کار افتاد و با مهارت خلبان مسافرانش زنده ماندند و این هم که این بار. فکر کنم سانحه‌های دیگری هم برای ایلوشین داشتیم که به علت زیاد نبودن تعداد تلفاتش و یا نظامی بودن سرنشینانش خبرش خیلی در ذهن‌ها نمانده است.

هزینه‌هایی که بلندپروازی‌ها و دنیاستیزی‌های حضرات به جیب ملت تحمیل می‌کند کم‌کم خودش را آشکارتر نشان می‌دهد. امیدوارم فشار اجتماعی ناشی از حوادث کمی آن‌ها را به خودشان بیاورد. در جواب استدلال خسته‌کننده و عوامانه راننده تاکسی‌ها و فلافل‌فروش‌های عرب و ترک طرف‌دار ا.ن در سراسر دنیا مبنی بر این‌که این مرد "شجاع" در مقابل آمریکا ایستاده است فقط به این نکته اشاره می‌کنم که این مرد "شجاع"! با مجهزترین هواپیما پرواز می‌کند و در قلب آمریکا چندین تیم امنیتی حفاظتش می‌کنند تا گزندی بهش نرسد. هزینه ماجراجویی‌ها و خامی‌های او را ملت ایران باید بدهند. کار سختی نیست که آدم به هزینه دیگران "شجاعت" به خرج دهد. به قول کرباسچی: "شما می‌دانید که هر بار که شعار می‌دهید چند بچه فقیر در این کشور بدون شیرخشک می‌مانند؟"

من پیش‌نهاد می‌کنم که به جای این‌ همه پتیشن و امضای نه چندان موثر یک گروهی همت کنند و یک کمپین/لابی دسته‌جمعی برای لغو تحریم‌های بخش هوایی سیویل ایران در دنیا راه بیندازیم. طبعن هم فضای افکار عمومی و سیاسی روز دنیا و هم منافع اقتصادی بویینگ و ایرباس هم در این مسیر هم‌راه ما خواهد بود. استدلال هم این است که این تحریم‌ها فقط به ملت ایران آسیب می‌زند و بس و لازم است لغو شود. اگر بتوانیم چنین کاری بکنیم موفقیت اساسی کسب کرده‌ایم. موفقیتی که اعتبارش هم به جیب خودمان می‌رود.

July 22, 2009

کمی اقتصاد طیاره

بد نیست کمی هم بحث اقتصادی بکنیم.

یک مشاهده جالب در مورد قیمت بلیط در مسیرهای مختلف هوایی وجود دارد: قیمت بلیط از لندن به نیویورک "گران‌تر" از قیمت کل بلیط از وین به نیویورک از طریق لندن است. یعنی من اگر از وین بلیط به مقصد نیویورک بخرم باید در لندن تغییر هواپیما بدهم و سوار هواپیمایی بشوم که از لندن پرواز می‌کند. حالا پولی که من در کل برای این دو پرواز داده‌ام کم‌تر از پولی است که مسافر بغلی من که وسط راه (لندن) سوار شده است پرداخته است. در آمریکا هم همین موضوع در پروازهایی که از مبداء شهرهای کوچک به خارج از آمریکا ولی از طریق اتصال در هاب‌های مهم (مثلن آتلانتا) انجام می‌شود ممکن است دیده شود.

چه دلایلی به نظرتان می‌رسد که ممکن است باعث دنبال کردن این سیاست قیمت‌گذاری شود که طی آن اگر چیز اضافی دریافت کنی (یک پرواز اضافی از وین به لندن) کل قیمتی که پرداخت می‌کنی کم‌تر می‌شود؟ اجازه بدهید یک راه‌نمایی بکنم. شرکت هواپیمایی می‌گوید که اگر من با وسیله دیگری خودم را به لندن برسانم و بخواهم از آن‌جا سوار پرواز دومم بشوم کل بلیطم باطل است. یعنی فقط موقعی اجازه ادامه پرواز دارم که حتمن از بلیط پرواز اولی استفاده کرده باشم.

حدس‌های‌تان را بگویید تا طبق معمول استفاده کنیم.

مقررات‌زدایی (De-Regulation) از نرخ‌های بلیط در صنعت حمل و نقل باعث نوآوری‌های فراوانی شده است. یک فایده دیگرش هم کمک به جنصیط‌زدایی در لباس مهمان‌داران پرواز بوده است. در دهه هفتاد چون امکان رقابت در زمینه قیمت وجود نداشت شرکت‌ها سعی می‌کردند از طریق‌های دیگر (از جمله مهمان‌داران‌شان) مشتری جذب کنند. وقتی قیمت‌ها در دهه هشتاد آزاد شد دیگر لازم نبود از این اهرم استفاده شود و لباس مهمان‌داران بلندتر و معمول‌تر شد. هر چند که به نظر می‌رسد بخشی از میراث آن دهه هم‌چنان در خیلی از خطوط هم‌چنان باقی مانده باشد. برای دوستانی که در حوزه مطالعات زنان کار می‌کنند شاید این موضوع تحقیق جالبی باشد (اگر تا الان اشباع نشده باشد). بلاخره یک‌جا پیدا شد که اجازه دادن به فعالیت مکانیسم بازار باعث کاهش هویت جنصی در محیط کار شده است.

پ.ن: من دوباره دارم برای چهار ماه بر می‌گردم آستین. دقیقن به همان دلیلی که بالا نوشتم متاسفانه توقف در سمت رفت در لندن امکان‌ناپذیر شد ولی امیدوارم هفته سوم و چهارم آگوست دوستان را در نیویورک و شیکاگو و حوالی ببینم. دقیقن نمی‌دانم چه کسانی آن‌جا هستند ولی اگر از دوستان قدیمی و جدید کسی هست که مایل بود هم را ببینیم لطفن خبری به من بدهد.

July 18, 2009

سبزها در زمانه عسرت چه می‌کنند؟: بخش اول

فکر کنم همه به جمع‌بندی رسیده باشیم که کار پیش‌رو بلندمدت است و مردافکن و اندیشه‌سوز. باید ایده‌های‌مان را به اشتراک بگذاریم که چه طور در این زمانه جدید "موثر" و "آینده‌ساز" و "اخلاقی" رفتار کنیم.

اولین قدم من برای نیل به این اهداف و ساختن یک سبک زندگی جدید در زمانه عسرت، حذف کامل اخبار مربوط به احمدی‌نژاد و حامیانش از ورودی‌های ذهنم بوده است. در چهار سال گذشته احمدی‌نژاد و سوتی‌های خود و اطرافیانش آن‌قدر فضای ذهنی ما را پر کردند که فرصت نکردیم به هیچ چیز مهم‌تری بیندیشیم. از همین الان می‌توانیم بنشینیم و فهرستی از گاف‌های مورد انتظار در سال‌های آینده را هم تولید کنیم. بنا بر این نه دیدن این رفتارها در آینده مایه تعجب خواهد بود و نه تحلیل آن‌ها چندان مفید فایده. دلیل این‌که می‌گویم صرف انرژی برای تحلیل رفتار احمدی‌نژاد و اطرافیانش را بی‌فایده می‌دانم این است که این رفتارها نشان از هیچ واقعیت عمیقی نیستند. در واقع صرف برآمدن این جریان نشانه یک واقعیت مهم از ذهنیت مردم عادی جامعه بودند که از آن غافل بودیم و دریافتیم. تا این‌جایش پرداختن به آن مفید بود ولی ورای آن، بیش‌تر رفتارهای این جریان ماحصل نوسانات روزمره ذهن‌ها و شخصیت‌های ناپخته‌ و کوچک و تازه به دوران‌رسیده‌ای هستند که به ناحق بر منصب بزرگان تکیه کرده‌اند. از چنین شخصیت‌هایی خلق ماجراهای دو از انتظاری هم هیچ بعید نیست و ارزش‌شان هم در حد نویز یک سیگنال است. انگار بخواهیم که زیگزاگ‌های یک راننده ناشی و بدون گواهی‌نامه را تحلیل کنیم. به عنوان کسی که کمی اقتصاد می‌فهمم می‌توانم شهادت بدهم که اگر سیاست‌های اقتصادی این دولت را روی یک نمودار مفهومی ببریم هیچ الگوی مشخصی از آن بیرون نمی‌آید که ارزش تحلیل داشته باشد. طرف یک روز می‌رود وسط جمعیت در اسلامشهر و جو جمعیت می‌گیردش و یک چیز می‌گوید و فردا می‌رود در جلسه انجمن رانت‌خواران صنعتی و چیز صد در صد مخالف آن‌را می‌گوید. این وسط من ضرر کرده‌ام اگر بخواهم هیچ کدام از این حرف‌ها را جدی بگیرم و له/علیه آن چیزی بنویسم.

پیش‌نهاد مشخص من چشم‌پوشی کامل (Ignore) نسبت به تمام اخبار احمدی‌نژادی‌ها است. لازم نیست کاریکاتوریست‌ها و طنزنویس‌های ما هر سوژه روزه‌شان را حول محمود قرار دهند و از هزاران موضوع دیگری در بطن جامعه که ارزش پرداختن دارد غافل شوند. لازم نیست گفت و گوهای روزمره ما دائمن حول آخرین صحبت‌های او باشد و همه یادداشت‌های‌مان در تحلیل سیاست‌های دولت و الخ. در غیر این صورت ما تسلیم گردابی شده‌ایم که ذهن و روح‌مان را در تسخیر خودش گرفته است و به شکل منفی یعنی از طریق جلوگیری کردن از اندیشیدن به مسایل بنیادی و افق‌های بلند آینده آن را مسخ کرده است.

می‌گویید این‌ها سیاست‌هایی است که زندگی و سرنوشت کشور را تعیین می‌کنند و نمی‌شود نسبت به آن‌ها بی‌تفاوت بود. من می‌گویم اولن که کسی گوشش به نوشته‌های من و شما بده‌کار نیست که بخواهیم خودمان را اذیت کنیم و فکر کنیم با نوشتن و گفتن روی آن تاثیر می‌گذاریم. ثانین ما قرار است از اساس این دولت را به رسمیت نشناسیم. بگذاریم یک‌بار با خیال راحت هر کاری دلشان خواست بکنند و ایده‌های‌شان را تا نهایتش به اجرا برسانند. این هم بخشی از هزینه‌‌ای است که ما باید برای رسوا کردن این دولت بپذیریم.

می‌دانم مشکل است ولی نشدنی نیست. فقط همت و مقداری صبر و خویشتن‌داری می‌خواهد. من روزی که گیاه‌خوار شدم باورم نمی‌شد بتوانم مقاومت کنم و از لذت خوردن گوشت صرف‌نظر کنم. الان بعد یک سال دیگر کوچک‌ترین میلی به غذاهای گوشتی ندارم و اصلن وجود آن را حس نمی‌کنم. آدم با شرایط کنار می‌آید. بیایید قرار بگذاریم و طوری رفتار کنیم که انگار این شخص و دولتش وجود ندارند. به جایش کتاب‌ها و مقاله‌های مهم بخوانیم، در مورد سوالات پایه‌ای مربوط به کشورمان و مفاهیم و گفتمان‌های جدیدی که هنوز وارد جامعه ایران نشده‌اند به بحث بنشینیم، ترانه و فیلم‌های کوتاه تولید کنیم، در فضای رسانه‌ای و علمی و فرهنگی جهانی حضور پررنگ‌تر و عمیق‌تری داشته باشیم و خودمان را برای آینده این کشور آماده کنیم. اگر این کار را نکنیم فردا می‌آید و ما می‌بینیم که قد و قواره ذهن‌های‌مان را در حد ذهن احمدی‌نژاد پایین آورده‌ایم.

من این‌ها را از زاویه چشم یک خارج‌نشین نوشته‌ام و طبعن به این سمت بایاس است. خوب می‌شود یک نفر روایت داخل‌نشینش را هم بنویسد.

July 17, 2009

فصیح

اسماعیل فصیح درگذشت. روحش شاد باشد. من تقریبن تمام کارهایش را خوانده بودم، برخی خوب بودند و برخی متوسط ولی به نظرم "زمستان 62" شاه‌کار بود و عجیب است که خیلی هم در بین کتاب‌خوان‌ها شناخته شده نیست. شاید یک دلیلش جمع‌آوری/کم‌یابی آن در بازار باشد. هر چند همین که کتاب توانسته بود سال 66 چاپ شود واقعن برای من عجیب بود. همان قدر عجیب که مرد مرمرین وایدا در استدیوی دولتی لهستان ساخته شده بود. خلاصه این‌که اگر توانستید بخوانیدش. احتمالن لذت خواهید برد. ام‌روز به مریم می‌گفتم زمستان 62 روایتی دیگر از برشی از پرسپولیس مرجانه ساتراپی است با جزییات دقیق‌تر.

جنبش سبز و تولیدات علمی

آگاهان اعلام داشتند که اگر روند فعلی اتفاقات هفتگی و اضطراب دنبال کردن آن‌ها ادامه یابد نرخ تولید علم توسط محققان ایرانی مقیم خارج از کشور به سمت صفر و نرخ تولید مطلب در فیس بوک و توییتر و بالاترین به بی‌نهایت میل خواهد کرد.

July 15, 2009

نظریه بازی به زبان ساده قسمت دوم: بازی جبن (Chicken Game)

یک بازی هم‌زمان (Simultaneous) با دو بازی‌گر را در نظر بگیرید. فضای استراتژی برای هر بازی‌گر از دو عضو تشکیل شده است:{شجاعت، جبن}. در دنیای بیرون شجاعت معادل خالی نکردن صحنه و جبن معادل کنار رفتن است. مثال فانتزی‌اش هم دو راننده‌ هستند که از دو طرف به یک پل که فقط برای یک ماشین جا دارد نزدیک می‌شوند. هر راننده می‌تواند یکی از دو استراتژی {شجاعت، جبن} را انتخاب کند که معنی اولی گاز دادن برای ورود به پل و دومی به معنی ترمز کردن و اجازه دادن به ماشین مقابل برای عبور از پل است.

متاسفانه در این‌جا نمی‌توانم از گرافیک استفاده کنم و ماتریس بازی را ترسیم کنم. در نتیجه مجبورم ترکیب‌های مختلف استراتژی را بنویسم. در مدل کردن یک بازی ترکیبات مختلف استراتژی‌های بازی‌گران مختلف خروجی (Outcome) که بازی به آن نقطه می‌رسد را مشخص می‌کند. خوش‌بختانه در یک بازی دو در دو (یعنی با دو بازی‌گر و با حرکت هم‌زمان) تعداد این ترکیبات چهارتا بیش‌تر نیست و می‌شود سریع آن‌را احصاء کرد. پس از مشخص کردن خروجی‌ها باید مطلوبیت هر بازی‌گر از هر خروجی را مشخص کنیم.

طبیعی است که اگر هر دو بازی‌گر استراتژی شجاعت را انتخاب کنند با کله به هم می‌خورند و هر دو نابود می‌شوند. لذا این خروجی برای هر دو بسیار هزینه‌زا (مطلوبیت پایین) است. اگر یکی شجاعت و دیگری جبن را انتخاب کنند کسی که شجاعت را برگزیده مطلوبیت زیادی به دست می‌‌آورد و کسی که جبن را انتخاب کرده مطلوبیت کم‌تری ولی در هر صورت مطلوبیت این حالت از جنگ و برخورد دو طرف بیش‌تر است. نهایتن این‌که اگر هر دو جبن را انتخاب کنند هر دو حداقلی از مطلوبیت را به دست می‌آورند.

این بازی دو نقطه تعادل دارد که عبارتند از {شجاعت، جبن} و {جبن، شجاعت}. ترکیبات {شجاعت، شجاعت} و {جبن، جبن} تعادل نیستند چون یک بازی‌گر تمایل دارد تا یک از کله‌شقی بازی‌گر مقابل فرار کند یا از جبن او استفاده کرده و کله‌شقی پیشه کند. لذا بازی از این خروجی‌ها منحرف می‌شود.

سوال و ملاحظه مهم این است که اگر بازی روی ترکیب غیرتعادلی {شجاعت، شجاعت} بود چه کسی میدان را خالی می‌کند تا به تعادل {شجاعت،جبن} یا {جبن، شجاعت} برسیم؟ مثال دو راننده‌ای که هر دو به سمت پل می‌رانند و هر دو با چراغ دادن به طرف مقابل می‌گویند که قصد کنار رفتن ندارند را در ذهن بیاورید. تجربه می‌گوید بلاخره یکی کنار می‌رود و آن کسی است که بلاخره قانع می‌شود که طرف مقابل به هیچ وجه قصد کوتاه‌ آمدن ندارد. این جا است که بلوف زدن و ترمز و فرمان ماشین را کندن (به قول برادر حسین ش) و به سوابق کله‌شقی‌های گذشته حواله دادن و مانور نظامی (در روابط بین کشورها) و غیره اهمیت پیدا می‌کند.

توضیح: دکتر حسن ع استاد بزرگ استراتژی و سیاست و فلسفه و تاریخ و فراماسونری و غیره این بازی را به بازی جوجه ترجمه کرده و مرتبن از استراتژی جوجه صحبت می‌کنند که به نظر می‌رسد ترجمه مناسبی برای اصطلاح (Chicken (Out)) در این کانتکست خاص نباشد.

July 13, 2009

و رویای سبزی که شهر را خواهد گرفت

عجیب است. شاید هم نیست. الان یک ماه از آن روز شوم گذشته و من هر شب خواب آن‌چه اتفاق افتاد را می‌بینم. هیچ شبی نبوده که از این رویا/کابوس به دور باشم و هیچ لحظه‌ای نبوده که جایی راه بروم و به هر چیزی در این دنیا فکر کنم و ته ذهنم به این سوال فکر نکنم که چه می‌شود و چه باید کرد؟ تازه این من هستم که دور از آتشم و آن روزها آن‌جا نبودم و آن‌چه رفت را با چشم خودم ندیدم. می‌دانم که میلیون‌‌ها نفر بیش از من در این ماجرا فرو رفته‌اند و بیش از من رنج برده و می‌برند و فکر می‌کنند و رویا می‌بینند و شعر می‌گویند و سوال می‌کنند و سوال می‌کنند و دنبال جواب هستند.

بر خلاف ماجراهای قبل این یکی هرگز برای ما کهنه نخواهد شد. از این به بعد من هر چیزی بنویسم شک نکنید که در زمان نوشتنش تمام فضای ذهنم پر بوده از این عناصر این وضعیت در کوتاه‌مدت افسرده‌ و در بلندمدت رهایی‌بخشی که در آن هستیم. اگر از شادی بنویسم این طور بخوانید که قصدم آوردن مقداری نشاط به فضای خاکستر گرفته است و اگر از غم‌ها نوشتم بدانید که دارم هم‌دردی می‌کنم. ما به زبان نمادین عادت داشتیم از این پس همه چیز را با نماد سبز خواهیم نوشت و خواهیم خواند.

این آتشی که من می‌بینم دیگر سر خاموش شدن ندارد. هر قدر هم رویش را با خاکستر بپوشانند. به ترانه‌هایی که در همین مدت ساخته شدند نگاه کنید. بر خلاف چهار سال قبل، این دوره دوره شکوفایی خواهد بود.

July 04, 2009

نظریه بازی‌ها به زبان ساده: درس اول نقاط کانونی

چون ممکن است این تابستان به علت برخی مشکلات شخصی نتوانم دوره نظریه بازی را برگزار کنم سعی می‌کنم برخی مفاهیم پایه را این‌جا آموزش دهم. خب به‌ترین ابزار برای آموزش یک مفهوم مجرد استفاده از مثال‌های روزمره و دم دست مردم عادی است و من هم همین کار را می‌کنم. ابتدا تعریف برخی مفاهیم پایه:

الف) استراتژی: در یک بازی ایستا استراتژی به مفهوم مجموعه اعمالی است که بازی‌گر می‌تواند دنبال کند. مثلن فرض کنید وضعیت بدی در یک کشور پیش بیاید. استراتژی بازی‌گران می‌تواند دربرگیرنده مجموعه مقابل باشد : {بی‌تفاوت بودن، توجیه کردن و حتی هم‌راه شدن با وضع بد، ساکت نبودن}. اجازه دهید مثال دیگری بزنیم. فرض کنید من و شما قرار است هم‌دیگر را ببینیم و با هم کمی راه برویم. انتخاب‌های ما ممکن است شامل مکان/زمانی باشد که برای این راه‌رفتن دو نفری انتخاب می‌کنیم مثلن {انقلاب روز دوشنبه، انقلاب روز پنج‌شنبه، هفت تیر روز سه شنبه، ولی عصر روز سه شنبه}.

ب) ماتریس منافع: نکته مهم در یک بازی این است که مطلوبیت هر بازی‌گر فقط تابع استراتژی خود او نیست بل‌که تابعی از استراتژی انتخاب شده توسط او و بازی‌گر(ان) طرف مقابل است. به همان مثال قرار گذاشتن برای قدم زدن برگردیم. فرض کنید به خاطر مشکلات فنی تلفن خانه ما قطع باشد و ما نتوانیم با هم حرف بزنیم. من ممکن است از بین آن چهار استراتژی یکی را انتخاب کنم و شما هم همین طور. مثلن ممکن است من استراتژی "هفت تیر،سه شنبه" را انتخاب کنم و شما "انقلاب، دوشنبه" را. در این صورت هر دو ما مجبوریم تنها قدم بزنیم و حتی ممکن است توسط جوان‌های علاف آن محله اذیت شویم. ولی اگر تصادفن هر دو ما انقلاب دوشنبه یا ولی‌عصر سه‌شنبه را انتخاب کنیم، خب هم را می‌بینیم و گپی می‌زنیم و دیداری تازه می‌کنیم. لات‌های محل هم ممکن است چون ما دو نفر هستیم کم‌تر اذیت‌مان کنند.

تا این‌جا به این نتیجه رسیدیم که ترکیب استراتژی‌های مختلف مطلوبیت‌های مختلفی تولید می‌کند. متاسفانه چون من از استراتژی شما خبر ندارم (به علت قطع بودن تلفن) هیچ تضمینی نیست که ما لزومن ترکیبی از استراتژی‌ها را انتخاب کنیم که برای هر دو مان خوب باشد. به این در نظریه بازی‌ها شکست هماهنگی (Coordination Failure) می‌گویند. وقتی شکست هماهنگی اتفاق می‌افتد هر بازی‌گری تلاش خودش را می‌کند ولی منافع کلی تولید شده خیلی کم‌تر از حالتی است که استراتژی‌های آن‌ها با هم تقاطع می‌کرد.

پ) نقاط کانونی (Focal Point): تجربه عملی نشان داده است که انسان‌ها از ذهنیت‌های مشترکی برای هماهنگ کردن ضمنی استراتژی‌های‌شان استفاده می‌کنند. ترکیب استراتژی‌ها حول این ذهنیت مشترک نقاط کانونی بازی نامیده می‌شوند. مثلن فرض کنید در همان مثال قدم زدن، من نمی‌دانم که شما کی و کجا را انتخاب کرده‌اید ولی یادم می‌آید که مردی در شهر هست که شما به او علاقه دارید. این مرد برخی روزهای خاص مثلن می‌رود خیابان آزادی و راه می‌رود. یادتان می‌آید که دوست‌تان هم به این مرد علاقه دارد. بعد فکر می‌کنید که خب من می‌دانم که به این مرد علاقه دارم. دوستم هم می‌داند که من به او (مرد) علاقه دارم و نیز می‌داند که من می‌دانم که او هم به مرد علاقه دارد و نیز می‌داند که من می‌دانم که دوستم می‌داند که من به مرد علاقه دارم و الخ (این مفهوم در نظریه بازی دانش مشترک یا Common Knowledge) نامیده می‌شود. او هم همین فکر را در مورد من می‌کند. وقتی هر دو همین فکر را بکنیم شانس انتخاب مشترک استراتژی‌هایی که با قدم زدن مرد هماهنگ است بالا می‌رود. این می‌شود نقطه کانونی بازی بدون این‌که ما به هم تلفن زده باشیم.

پیش‌نهاد تحقیقات آینده: یک توضیح درونی برای پایدار شدن تعدادی از نقاط کانونی از بین مجموعه‌ای از نقاط کانونی ممکن

July 02, 2009

استانبول

اگر در این وضعیت سیاه نبودیم و مثلن تازه از جشن سبز پیروزی فارغ شده بودیم شاید متن‌(های) مفصلی می‌نوشتم در تشریح حسم نسبت استانبول و این‌که چرا این شهر در لیست معدود شهرهای عاشق‌کننده من قرار گرفته بود و هست. این‌که چه طور دریا و کوه و میراث‌های تمدن باشکوه در هم ریخته و تنوع فرهنگی و بین دو قاره بودن و مبارزه برای هویت و پیش‌رفت و الخ ویژگی‌های منحصر به فردی به این نگین مشرق‌زمین داده است. این که چه طور داشتن حداقل‌هایی از آزادی و تنوع و رنگ و ارتباط با دنیای بیرون باعث شده تا ملتی که درآمد و مشکلات معیشی‌شان کمابیش همان است که در ایران ما است به مراتب شادتر و آرام‌تر از ملت ما زندگی کنند و این‌که چه طور به دوستان ترکیه‌ای‌ام در هر دو سوی اقیانوس حسودی می‌کنم وقتی می‌بینم که روزشماری می‌کنند تا درس‌شان تمام شود و به جای شغل‌های پردرآمد آمریکای شمالی و اروپا برگردند کشور خودشان و با درآمد کم ولی امیدوار در کشور خودشان کار کنند. این‌ها را نمی‌نویسم چون نه حس نوشتنش است و نه خواندنش.

ولی این را می‌نویسم که دیگر از هفته قبل به این طرف خودم را جمع و جور کرده‌ام و یاد گرفته‌ام که با غربت کنار بیایم و بر نوستالژی‌هایم غلبه کنم. حالا دیگر وقتی از بالای تنگه به طرف آسیایی نگاه می‌کنم در خیالم تصور نمی‌کنم که از ابتدای اتوبان مدرس به زیبایی‌های دره عباس آباد و همه خاطره‌های کودکی‌ام خیره می‌شوم. وقتی پلیس‌ رانندگی‌شان توی بلندگو حرف می‌زند یاد خیابان ولی‌عصر و ترافیک خودمان نمی‌افتم. وقتی روی بالکن کنفرانس با متخصصان ترکیه‌ای حرف می‌زنم خودم را در موقعیت حرف زدن‌های موقع ناهار کنفرانس‌ها و کارگاه‌های‌مان در ایران نمی‌بینم. وقتی نیمه شب از فرودگاه به شهر خلوت و روشن می‌آییم خاطره‌های به خانه رفتن‌های سر سه ماه از فرودگاه امام برایم زنده نمی‌شود. می‌توانم وقتی دلم برای تهران تنگ شد به استانبول بیایم ولی فراموش نمی‌کنم که در نهایت واقعیت در استانبول هستم و نه در خیال تهران سرخوش‌کننده‌مان.

...

بیانیه

جمعی از دوستان از هر دو جناح بیانیه‌ مشترکی صادر کرده و خواستار تشکیل کمیته مشترک مورد توافق طرفین برای بررسی صحت انتخابات شده‌اند:

بسمه تعالی

مردم ایران، رهبران جریان‌های سیاسی ودولت‌مردان نظام جمهوری اسلامی ایران!

ما نگران کشور و ملت عزیزمان هستیم. ما جمعی ازدانشجویان‌، استادان دانشگاه و متخصصان ایرانی داخل و خارج از کشور با گرایشات مختلف سیاسی و مذهبی هستیم که با نگرانی و اندوه، از دست رفتن وفاق ملی ملت‌مان را نظاره می‌کنیم. معتقدیم در این زمان حساس با وجود اختلافات داخلی باید با هدف نجات کشور از تهدیداتی چون تفرقه و ناامیدی با مشارکت همدیگر به راه حلی عادلانه دست یابیم.

ما معتقدیم باید به حماسه‌ی حضور 40 میلیونی مردم برای تاثیرگذاری در سرنوشت خود، به عنوان یک افتخار ملی احترام گذاشت و از این مشارکت محافظت کرد. ما همیشه به این حضور و مشارکت نیاز خواهیم داشت.

به نظر جمعی از ما انتخابات ریاست جمهوری اخیر با تخلفات بسیاری همراه بود، به اندازه‌ای که حتی منجر به تغییر نتیجه شده است. عملکرد نادرست نیروهای دولتی، نظامی و انتظامی پس از انتخابات به ریختن خون هم‌وطنان و دستگیری‌های گسترده و بی‌قاعده منجر شده و چه بسا این برخوردها بخشی از طرحی جامع برای حذف جمهوریت از نظام جمهوری اسلامی ایران است.

گروهی از ما بر این باوریم که این انتخابات دچار خدشه‌ای جدی نبوده است و نیروهای نظامی و انتظامی در حد امکان با سعه صدر با معترضین برخورد کرده‌اند و خون‌های ریخته و خشونت‌ها در اثر تحریک و حضور گروه‌ها و افراد خودسر، هرج‌ومرج‌ طلب و بیگانگان نفوذی اتفاق افتاده است و اعتراضات پس از انتخابات بخشی از نقشه‌ی از پیش طراحی شده‌ی گروهی از افراد با نفوذ است که هدف آن بازپس‌گیری قدرت از نو وارثان است.

وگروهی دیگر جمعی هستیم که به هیچکدام از دو گروه بالا متعلق نبوده و فارغ از تحلیل ها و نظرات مختلف نگران وضعیت کشور و مردم در این شرایط هستیم.

اما با وجود این اختلاف‌ها ما معتقدیم که همه باید باهمراهی و همکاری هم در این روزهای سخت و برای رفع نگرانی‌های مشترک‌مان تلاش کنیم. در غیر این صورت نتیجه‌ی ناخواسته‌ی این اختلاف‌ها فروپاشی و ایجاد شکاف‌های عمیق اجتماعی است که فرصت نقش‌آفرینی را برای آینده‌ی کشور از همه‌ی دوست‌داران ایران می‌رباید و به بدخواهان و بیگانگان وامی‌گذارد.

مهم‌ترین نگرانی‌های ما شامل این موارد است:

خشونت‌های اخیر اعتماد عمومی به دولت و نظام را ضعیف کرده است و نتیجه‌ی آن شکاف‌های جدی در میان گروه های اجتماعی و خطر گسترش منازعات و درگیریهای داخلی است.
شرایط کنونی زمینه ساز حضور گروههای تروریستی و جدایی طلب خواهد شد که نه دغدغه‌ی ایران را دارند و نه ایرانی.
جدایی جمع بزرگی از نخبگان علمی و اقتصادی از دولت، قطعا زمینه‌ی رشد اقتصادی، علمی و فرهنگی کشور را از بین می‌برد.
ایران ضعیف شده در اثر اختلافات داخلی، در مقابله با تهدیدات خارجی بسیار آسیب‌پذیر خواهد بود.
جدایی بخش بزرگی از ملت و نخبگان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی از نظام، به تقویت گروه‌های تمامیت خواه می‌انجامد و آسیب جبران‌ناپذیری به رکن جمهوریت نظام خواهد زد.
موارد فوق برای ما و بسیاری از ایرانیان از گروه‌های مختلف سیاسی که همگی آرزومند ایرانی آزاد، مستقل و توسعه یافته هستند، بسیار نگران کننده است و براین اساس ادامه‌ی روند کنونی را به نفع هیچ کس نمی‌دانیم.

بدیهی است ریشه‌یابی این بحران و جست‌وجوی علل شکل‌گیری وضعیت موجود و راهکارهای حقوقی و قانونی لازم که مانع از تکرار وقایع مشابه شود، از وظایف مهم پس از بحران است و نباید پس از خروج از وضع موجود از آن غفلت کرد.

اما اکنون در راستای عمل به وظایف ملی، شرعی و قانونی خویش و با نظر به اصول متفاوت مدیریت در زمان بحران در مقایسه با شرایط عادی، پیشنهادات زیررا برای خروج از بن‌بست توصیه می‌کنیم. این پیشنهادات حداقلی و مرضی الطرفین، از تقاضاهای گروه‌های مختلف به منظور ایجاد درکی مشترک بر مبنای حقایق است و به باور ما می‌تواند گره گشای بحران فعلی گردد.

تشکیل یک کمیته مشترک و مورد قبول طرفین انتخابات با استفاده از ظرفیت‌های قانونی کشور، به منظور بررسی دقیق تمامی شکایت‌های انتخاباتی و ارایه‌ی گزارش کامل آن به ملت ایران بدون هیچ پرده‌پوشی و مصلحت‌اندیشی به نحوی که افکار عمومی قانع شده و شایعات بی‌اساس پایان یابند. این کمیته صلاحیت تصمیم‌گیری در مورد اقدامات جبرانی احتمالی را نیز خواهد داشت.
نفی کامل خشونت و پرهیز از هرگونه تحریک و شایعه پراکنی، درگیری خیابانی، تخریب اموال عمومی و اهانت به اعضا و رهبران گروه مقابل و جلوگیری از تجاوز به حریم خصوصی مردم.
آزادی فوری همه‌ی بازداشت شدگانی که در روزهای اخیر بدون طی مراحل قانونی دستگیر شده‌اند و مدرکی دال بر نقش فعال آنان در آشوب‌ها و اغتشاشات موجود نیست.
تشکیل یک کمیته‌ی مورد قبول طرفین به منظور بررسی دقیق دلایل خشونت‌های اخیر و ارایه‌ی نتایج این بررسی‌ها به طور کامل به ملت ایران.
تمکین کامل همه‌ی گروه‌ها به نتایج گزارش‌های فوق و پذیرش اشتباهات احتمالی حتی اگر نتایج با مواضع قبلی آن‌ها سازگار نباشد.
ما معتقدیم که با شفاف‌سازی و رسیدگی به مطالبات مردم می‌توان بر فضای پرتنش و بی‌اعتمادی امروز غلبه کرد و شکاف بین مردم و نظام را کاهش داد. ملت ما بحران‌های بسیاری را در طول تاریخ خود پشت سر گذاشته است و امیدواریم که با هوشمندی و دورنگری رهبران سیاسی از این بحران نیزبا قدرت و سربلندی بیرون آید.

ما می‌دانیم که این پیشنهادات نمی‌تواند خواسته‌‌های حداکثری گروه‌های درگیر را پاسخ‌گو باشد بلکه حداقلی است که می‌تواند زمینه‌ساز تعاملی سازنده و مشکل گشا باشد. ما به همه‌ی هم‌وطنان و رهبران سیاسی یادآوری می‌کنیم که حل بحران فعلی نیازمند خویشتن‌داری و کاهش انتظارات همه‌ی گروه‌های سیاسی است و بدون این فداکاری، همه‌ی گروه‌های سیاسی و از همه مهم‌تر کشور و مردم ایران بازنده‌ی این تحولات خواهند بود.

امضا کنندگان:

1- احسان افشاری: دکترای مهندسی برق، استاد مهندسی برق و کامپیوتر و فیزیک کاربردی دانشگاه کرنل، امریکا
2- افشین همت یار: استادیار دانشکده مهندسی کامپیوتر دانشگاه شریف
3- پدرام صفری: دکترا، مدرس دانشگاه هاروارد، امریکا
4- جهاندار رمضانی: دکترا، پژوهشگر زمین شناسی ایزوتوپی، انستیتو تکنولوژی ماساچوست، امریکا
5- حامد حاتمی: محقق و مدرس دانشکده‌ی ریاضی، دانشگاه پرینستون، دکترای علوم کامپیوتر، دانشگاه تورنتو، دارنده‌ی مدال طلای کشوری المپیاد کامپیوتر
6- حمید حفاظی: دکترا، استاد مکانیک و هوافضای دانشگاه ایالتی کالفرنیا، امریکا
7- حمیدرضا چیت ساز: دکترای علوم کامپیوتر، محقق پست دکترای بیوانفورماتیک
8- رضا نصیرزاده: عضو هیأت علمی سازمان مدیریت صنعتی
9- سلمان ابوالفتح بیگی: محقق پست دکترا، دانشگاه کلتک، امریکا
10- علی نقی مشایخی: دکترای مدیریت، استاد مدیریت دانشگاه صنعتی شریف
11- لیلی خاتمی: دکتری ریاضی، محقق پست دکترا، دانشگاه نورث:ایسترن، آمریکا
12- محسن حائری: دکترا، استاد مهندسی عمران، دانشگاه شریف
13- محمد فرشچی: دکترا، استاد مهندسی هوافضا، دانشگاه شریف
14- مسعود عارف نظری: دکترای روان شناسی، هیأت علمی واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد
15- احد هراتی: دکترا، مدرس دانشگاه
16- افشین همت یار: استاد یار دانشکده کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف
17- آرمان رحمیم: استادیار رادیولوژی دانشگاه جانز هاپکینز، امریکا
18- بهرام مومن: دکترا، استاد آمار و علوم محیطی دانشگاه مریلند، امریکا
19- بهزاد قدرتی: استادیار دانشگاه لولیا سوئد
20- بهنام نقش تبریزی: استاد دانشگاه استنفورد، امریکا
21- بیژن وثوقی وحدت: معاون دانشجویی دانشگاه و استاد دانشکده مهندسی برق دانشگاه شریف
22- پردیس مهدوی: دکترا، استادیار کالج پومونا، امریکا
23- پردیس مینوچهر: دکترا، مدرس زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پنسیلوانیا
24- حسن حدادپور: دانشیار دانشکده ی هوافضای دانشگاه صنعتی شریف
25- روح الله دهقانی فیروزآبادی: دکتری، استادیاد دانشکده هوافضا دانشگاه شریف
26- سیاوش پورکمالی: دکترای مهندسی‌ برق، استادیار دانشکده ی برق و علوم کامپیوتر دانشگاه دنور، امریکا
27- عباس افشار: دکترا، محقق، دانشگاه مریلند، امریکا
28- علی زواشکیانی: دکترای مدیریت دارایی های فیزیکی، مدیر آموزش مرکز مدیریت دارایی های فیزیکی ، دانشگاه تورنتو، کانادا، دانشجوی نمونه کشور
29- علیرضا فرجی: دکتری،عضو هیات علمی دانشکده برق دانشگاه کاشان
30- فرید آشتیانی: استادیار مهندسی برق، دانشگاه شریف
31- کاوه خجسته: دکترای فیزیک، محقق کالج دارتموت، امریکا
32- کورش درویش: دکترای مهندسی مکانیک، استادیار دانشگاه تمپل، امریکا
33- کیارش بازرگان: دانشیار دانشگاه مینسوتا، امریکا
34- محمد علی صفری: دکتری علوم کامپیوتر، استادیار دانشکده مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف
35- محمد فرشچی: استاد دانشکده هوا فضای دانشگاه صنعتی شریف
36- مهدی بهادری نژآد: استاد دانشکده مکانیک دانشگاه صنعتی شریف
37- ناصر پريز: دانشيار گروه برق دانشگاه فردوسي مشهد
38- نیایش افشردی: دکترای اخترفیزیک، استاد فیزیک، دانشگاه واترلو، کانادا
39- هادی سلماسیان: استادیار، دانشگاه اتاوا، کانادا
40- هژیر رحمانداد: دکترای مدیریت، استادیار دانشگاه ویرجینا تک، امریکا، مدال طلای المپیاد جهانی شیمی
41- یاشار گنجعلی: دکترای مهندسی برق ، استاد دانشگاه تورنتو، کانادا، برنده مدال برنز المپیاد جهانی انفورماتیک
42- علیرضا نوین زاده: استاد یار دانشکده هوا فضا دانشگاه صنعتی خواجه نصیر
43- احسان احسانی: کارشناس ارشد مدیریت عملیات و مدیریت زنجیره ی تأمین، مشاور مدیریت در نوآوری محصول
44- احسان هوشفر: دکترای مکانیک بلژیک
45- احمد جلیلی: دکترای طبابت، استاد دانشگاه پزشکی وین، اتریش
46- افرا علیشاهی: دکترای علوم کامپیوتر، دانشگاه تورنتو، کانادا، محقق فوق دکترا، دانشگاه سارلند، آلمان
47- افشین یزدی: دکترای مهندسی مکانیک از آمریکا، مهندس ارشد انرژی های تجدیدشونده
48- دكتر روح اله نجفي زاده: دكتري پزشكي عمومي از دانشگاه تهران، كارشناس ارشد آماری وزرات بهداشت، دانشگاه علوم پزشكي تهران
49- روبیل احمدی: کارشناس ارشد مهندسی برق، طراح دیجیتال
50- روح الله جعفری: دکترای مکانیک، دانشگاه میشیگان، آمریکا
51- فرید منعمی: متخصص کنترل و رباتیک، امریکا
52- محسن قاسمی: فوق لیسانس هوافضا، دانشگاه تربیت مدرس
53- محسن گودرزی: فوق لیسانس کامپیوتر از شریف
54- احمد کیارستمی: مدیر عامل و بنیان گذار شرکت فوتوموتو، آمریکا
55- افشین یزدی: دکترای مهندسی مکانیک، مهندس ارشد انرژی های تجدیدشونده
56- امیر امیرخانی: دکترا، داشگاه استنفورد، امریکا
57- امیر طوقا: دکترا، دانشگاه شهر نیویورک، امریکا
58- آرش صبحانی: آرشیتکت , موسیقی ساز و خواننده گروه کیوسک
59- بیتا نظام فر: دکترا, دانشگاه استفورد، امریکا
60- جلال ترابزاده: دکترا، استاد مهندسی مکانیک و هوافضا، دانشگاه کالیفرنیا، امریکا
61- حسن امیری: مهندس پروژه، شرکت مهندسی و مشاوره MACTEC، امریکا
62- حسین میرزاپور: کارشناس ارشد اقتصاد و مدیریت سازمان، رییس دفتر خصوصی سازی مراکز مطالعات دانشگاه شریف
63- رضا بانکی: دکترا، مشاور ارشد منابع آب، امریکا
64- رضا سلطانی: دکتری دانشگاه تورنتو، دانشمند ارشد علم مواد
65- سعید صارمی: دکترای فیزیک، انستیتو تکنولوژی ماساچوست، امریکا
66- سلمان محققی: دکترای مهندسی برق، مهندس ارشد تحقیق و توسعه، شرکت ABB، امریکا
67- سهرات محبی: خواننده گروه 127
68- صابر باقری نژاد: کارشناس نرم افزار در شرکت یوتیوب، آمریکا
69- عباس عسگری: کارشناس ارشد MBA دانشگاه شریف
70- عباسعلی احمدیان: کارشناس ارشد بیوتکنولوژی دانشگاه امیرکبیر
71- علی‌ تاجر: دکترای مهندسی‌ برق، دانشگاه کلمبیا، امریکا
72- علی خاکی فیروز: دکترای مهندسی برق و علوم کامپیوتر، محقق شرکت IBM
73- علی هاشمی نژاد اشرفی: دکترای مهندسی عمران، مهندس ارشد شرکت تورنتن توماستی، آمریکا
74- علیرضا شادمان: دکترای مهندسی صنایع، دانشگاه صنعتی شریف
75- فاطمه نجفی: لیسانس برق دانشگاه شریف
76- فرزام فتوت: دکترای مهندسی شیمی، دانشگاه مونترال، کانادا
77- مانا اوغلی خان: پزشک
78- مجید اسماعیلی فر: دکترای هوافضا، دانشگاه صنعتی شریف
79- محمد جواد صابریان: دکترای برق، دانشگاه سن دیگو، آمریکا
80- محمد صحرائیان: دکترای برق، آمریکا
81- مهدی میرزازاده: دو طلای کشوری المپیاد کامپیوتر و نقره جهانی المپیاد کامپیوتر
82- مهدی یحیی نژاد: دکترای فیزیک از انستیتو تکنولوژی ماساچوست، امریکا
83- نيوشا حسینی: دانشجوی دکترای مدیریت مالي دولتی، دانشگاه ايالتی نیویورک، امریکا
84- وحید هاشمیان: دکترا دانشگاه واترلو، کانادا
85- رهی یوسفی: کارشناس ارشد عمران دانشگاه شریف
86- حسین تاج میری: دکتری عمران دانشگاه صنعتی شریف
87- محمود موسوی: کارشناس ارشد صنایع دانشگاه صنعتی شریف
88- تکتم محمودی: دانشجوی دکترای دانشگاه لندن، انگلستان
89- حسن گلدانی مقدم: دانشجوی دکترای علوم کامپیوتر دانشگاه تورنتو، کانادا
90- حسین تهرانی: کارشناس ارشد دانشگاه شریف
91- حمید فروغی: دانشجوی فوق لیسانس مردم شناسی و توسعه دانشگاه علوم اقتصادی و سیاسی لندن، انگلستان، مدال طلای داخلی و برنز جهانی المپیاد ریاضی
92- حمیدرضا واعظی جزه: دانشجوی دکترای علوم کامپیوتر، دانشگاه سایمون فریزر، کانادا، نقره المپیاد کامپیوتر کشوری، قهرمان مسابقات جهانی ربوکاپ در 2005 ژاپن رشته شبیه سازی امداد و نجات
93- راحله میراسلامی: دانشجوی دکترای علوم آموزشی، دانشگاه ادینبرو، انگلستان
94- رضا بهروزی: دانشجوی دکترای بیوفیزیک، دانشگاه جانزهاپکینز، امریکا، مدال طلای کشوری و برنز جهانی المپیاد زیست شناسی سال 1379
95- ریحانه حفیظی: دانشجوی دکترای مهندسی عمران
96- سید مرتضی عمادی: دانشجوی دکترای مدیریت دانشگاه نورث وسترن، امریکا
97- شهریار بیژنی: دانشجوی دکترای کامپیوتر دانشگاه ادینبرو، انگلستان، عضو هیات علمی دانشگاه شاهد
98- طناز حسين زاده: دانشجوی دکترای مديريت، دانشگاه ويلفرد لوریه، کانادا
99- عطاا... تفقدی: دانشجوی دکترای بازاریابی، دانشگاه یوتا، امریکا
100- کیوان وکیلی: دانشجوی دکترای مدیریت استراتژیک، دانشگاه تورنتو، کانادا
101- مجید سعیدی: دانشجوی دکترای مهندسی نفت
102- محمد صدیقی: دکترای فیزیک، محقق، دانشگاه سینسیناتی، امریکا
103- محمد مشتری: دانشجوی دکترای بازاریابی، دانشگاه تیلبورگ، هلند
104- محمد نصیر: دانشجوی دکترا، دانشگاه کلگری، کانادا
105- هاشم سالاری: دانشجوی دکترا، دانشگاه کلگری، کانادا
106- هانیه موسوی: دانشجوی دکترای اقتصاد، دانشگاه آنتورپ، بلژیک
107- ابراهیم مظاهری: دانشجوی دکترای رشته بازاریابی و فروش دانشگاه کنکوردیا، کانادا
108- احسان امیری: دانشجوی دکترای کامپیوتر، دانشگاه سایمون فریزر کانادا
109- احسان فرشادی: کارشناس ارشد دانشگاه شریف
110- اشکان کیاست: دانشجوی دکترای مهندسی مکانیک و صنایع، دانشگاه تورنتو، کانادا
111- امين امين زاده گوهری: دانشجوی دکترای برق در دانشگاه برکلی، امریکا، مدال طلای المپیاد جهانی ریاضی سال ۱۳۷۹
112- امین میرزایی: دانشجوی دکتری عمران دانشگاه صنعتی شریف
113- امیر علی بازمونه: دانشجوی دکتری عمران دانشگاه صنعتی شریف
114- ایمان حاجی زاده: دانشجوی دکترای مدیریت عملیات، دانشگاه تورنتو، کانادا
115- آرش موسوی: دانشجوی دکترای سیاست گذاری علم و تکنولوژی، دانشگاه های شریف و ساسکس انگلستان
116- آیدین کیخایی: دانشجوی دکترای مهندسی‌ مکانیک، دانشگاه وسترن انتاریو، کانادا
117- بابک محمودی: دانشجوی دکترای اقتصاد دانشگاه کوئینز، کانادا
118- بابک محیط: دانشجوی دکترای مدیریت بهداشت، دانشگاه جانز هاپکینز، امریکا
119- بشیر سجاد: دانشجوی دکترای کامپیوتر دانشگاه واترلو کانادا، برنده مدال برنز المپیاد جهانی کامپیوتر ۱۹۹۷، عضو تیم روبات فوتبالیست دانشگاه شریف و قهرمان مسابقات جهانی ۱۹۹۹
120- پدارم صهبا: دانشجوی دکترای مهندسی صنایع، دانشگاه تورنتو، کانادا
121- حسام شایسته: کارشناسی دانشگاه شریف، دانشجوی دانشگاه فنی وین/ اتریش
122- حسن فاتحی: دانشجوی دکترای مهندسی کنترل، دانشگاه فردوسی مشهد
123- حسین جوشقانی: دانشجوی دکترای اقتصاد، دانشگاه شیکاگو، امریکا
124- رضا الله بدشتی: کارشناس ارشد دانشگاه شریف
125- رضا بهروزی: دانشجوی دکترای بیوفیزیک، دانشگاه جانزهاپکینز، امریکا، مدال طلای کشوری و برنز جهانی المپیاد زیست شناسی سال 1379
126- سارا بانکی: دانشجوی دکترای مدیریت منابع انسانی و رفتار سازمانی دانشگاه تورنتو ، کانادا
127- سارا سرخیلی: دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی برق، مشاور ارشد مهندسی، شرکت بوز آلن همیلتون، امریکا
128- سجاد بنابی: کارشناس ارشد دانشگاه شریف MBA، رتبه یک کنکور سراسری
129- سروش اصلانی: دانشجوی دکترای مدیریت و رفتار سازمانی، دانشگاه نورت وسترن، امریکا
130- سعید افشارنیا: دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی مخابرات، دانشگاه سایمون فریزر، کانادا
131- سعید حسن زاده: کارشناس ارشد اقتصاد شریف
132- سعید نوری: کارشناس ارشد MBA دانشگاه شریف
133- سید علی مدنی زاده: دانشجوی دکترای اقتصاد، دانشگاه شیکاگو، امریکا، مدال برنز المپیاد جهانی ریاضی
134- سید محمد حسین موسوی: دانشجوی دکترای مهندسی صنایع، دانشگاه استنفورد، امریکا، دارنده ی مدال برنز المپیاد جهانی ریاضی 2001
135- سید محمد صاحبکار: دانشجوی دکتری مکانیک دانشگاه تربیت مدرس
136- سید محمد صادق امامیان: دانشجوی دکتری سیاست گذاری تکنولوژی دانشگاه ادینبورو انگلستان
137- شراره تقی پور: دانشجوی دکترای مهندسی صنایع، دانشگاه تورنتو، کانادا
138- علی اخایی: دانشجوی دکتری برق دانشگاه شریف
139- علی شاهمیرزایی: دانشجوی دکتری سیاست گذاری تکنولوژی دانشگاه علامه
140- علی ملکی: دانشجوی دکتری سیاست گذاری تکنولوژی دانشگاه ادینبورو انگلستان
141- علیرضا عمادی: دانشجوی دکترای موسسه نفت، دانشگاه هریوت وات، انگلستان
142- فرهاد فرزبد: دانشجو دکترای مهندسی‌ مکانیک، انستیتو تکنولوژی جرجیا، امریکا
143- گلنار تاج الدین: دانشجوی دکترای مدیریت، دانشگاه یورک، کانادا
144- مجتبي خيري: دانشجوي دکتراي مکانيک، دانشگاه مک گيل، کانادا
145- مجتبی لشکربلوکی: دانشجوی دکتری مديريت استراتژيک، مدرس دانشگاه و متخصص تحليل های استراتژيک
146- محمد برزآبادی: دانشجوی دکتری دانشکده هوا فضای دانشگاه شریف
147- محمد حافظی: دانشجو‌ی دکترای فیزیک دانشگاه هاروارد، امریکا
148- محمد علی محمودزاده: دانشجوی دکترای برق، دانشگاه بریتیش کلمبیا، کانادا
149- محمد علی هنرور: دانشجوی دکترای برق، دانشگاه تورنتو، کانادا
150- محمد علیزاده عطار: دانشجوی دکترای مهندسی برق، دانشگاه استنفورد، امریکا
151- محمد کمالی: کارشناس ارشد عمران دانشگاه شریف
152- محمد کیهانی: دانشجوی دکترای مديريت راهبردی، دانشگاه يورک، کانادا، برنده جايزه برترین مقاله دانشجویی در کنفرانس سالانه انجمن علوم مديريتی کانادا در سال 2009
153- محمد محرمی: دانشجو دکترای علوم کامپیوتر، مدال نقره المپیاد جهانی کامپیوتر
154- محمد محمودی قیداری: دانشجوی دکترای دانشگاه پرینستون، آمریکا
155- محمد مروج فرشی: دانشجوی دکتری اقتصاد شیکاگو
156- محمد مصطفی فتوحی: دانشجوی دکترای هوافضا، دانشگاه صنعتی شریف
157- محمد وصال: دانشجوی دکترای اقتصاد، دانشکده ی اقتصاد لندن، انگلستان
158- محمدرضا آبادیان: دانشجوی دکترای هوافضا، دانشگاه صنعتی شریف
159- محمدرضا ذوقی: دانشجوی دکترا، دانشگاه علم و صنعت
160- محمود قندی: دانشجوی دکترای مهندسی پزشکی، دانشگاه جانز هاپکینز، امریکا
161- مرمر مهرآبادی: دانشجوی دکترای انستیتو تکنولوژی جورجیا، امریکا
162- مسعود طالبیان: دانشجوی دکترای مهندسی صنایع، دانشگاه کلمبیا، امریکا
163- مسلم کاظمی: دانشجوی دکترا، دانشگاه سایمون فریزر، کانادا
164- مصطفی موفق: کارشناس ارشد اقتصاد شریف
165- منصور ملکی: دانشجوی دکترای اقتصاد، دانشگاه استرلینگ، انگلستان
166- مهدی دلربایی: دانشجوی دکتری برق
167- مهدی صالحی: دانشجوی دکترای مکانیک، دانشگاه بریتیش کلمبیا، کانادا
168- مهدی لطفی: دانشجوی دکترا، دانشگاه کرنل، امریکا
169- مهرداد حافظی طرقبه: دانشجوی تخصصی رشته پزشکی داخلی، دانشگاه موناش، استرالیا
170- میعاد صالحی: دانشجوی دکترای مکانیک، دانشگاه صنعتی شریف
171- نازگل مشتاقی: دانشجوی دکترای مدیریت و مدرس دانشگاه فلوریدای جنوبی، امریکا
172- ناصر باقری: دانشجوی دکتری سیاستگذاری تکنولوژی دانشگاه علامه
173- نصیر زرین پناه: دانشجوی مقطع دکترای معماری، وین، اتریش
174- نوید غفارزادگان: دانشجوی مقطع دکترای سیاست‌‌گذاری عمومی، دانشگاه ایالتی نیویورک، آمریکا
175- یاسر میردامادی: دانشجوی مقطع فوق لیسانس، رشته مطالعات اسلامی، موسسه مطالعه تمدن‌های اسلامی، لندن
176- جلال صالحی مبین: دانشچوی دکتری عمران شریف، رتبه یک المپیاد دانشجویی
177- اوژن پرهیزکاری: دانشجوی دکتری مهندسی مکانیک دانشگاه امیرکبیر

به یاد سمیه

یک فکری هر جا که هستم رهایم نمی‌کند: پارسال همین روزها در مورد یک موضوع دو جا صحبت کردم. در لندن مهمان رضا بودم و در تهران مهمان مشترک سمیه و یکی دیگر از دوستان. الان رضا و سمیه هر دو دربندند بی آن‌که خبری از آن‌ها داشته باشیم.

گفته بودم که سمیه هم دوست و هم‌کار خودم بود و هم دوست هم‌سرم و هم هم‌سر دوست قدیمی‌تر خودم. در همه آن زمان‌هایی که ما خسته و بی‌انرژی و مایوس بودیم سمیه هم‌چنان در پی کار جدیدی بود. واقعن انرژی صادقانه او برای به‌بود اوضاع پایانی نداشت.

آن قدر در مورد دوستان‌مان چیزهای کوتاه می‌نویسیم تا حضرات حتی یک لحظه هم فکر نکنند که آن‌ها از یادها فراموشانند. دیر یا زود در جمع ما خواهند بود. هر جوری که از آن‌جا بیرون بیایند ما هم‌چون یک قهرمان - همان‌طور که هستند- ازشان استقبال خواهیم کرد.

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007