« افسانه نفرین منابع | صفحه اول | بیانیه »

11 تیر 88

به یاد سمیه

یک فکری هر جا که هستم رهایم نمی‌کند: پارسال همین روزها در مورد یک موضوع دو جا صحبت کردم. در لندن مهمان رضا بودم و در تهران مهمان مشترک سمیه و یکی دیگر از دوستان. الان رضا و سمیه هر دو دربندند بی آن‌که خبری از آن‌ها داشته باشیم.

گفته بودم که سمیه هم دوست و هم‌کار خودم بود و هم دوست هم‌سرم و هم هم‌سر دوست قدیمی‌تر خودم. در همه آن زمان‌هایی که ما خسته و بی‌انرژی و مایوس بودیم سمیه هم‌چنان در پی کار جدیدی بود. واقعن انرژی صادقانه او برای به‌بود اوضاع پایانی نداشت.

آن قدر در مورد دوستان‌مان چیزهای کوتاه می‌نویسیم تا حضرات حتی یک لحظه هم فکر نکنند که آن‌ها از یادها فراموشانند. دیر یا زود در جمع ما خواهند بود. هر جوری که از آن‌جا بیرون بیایند ما هم‌چون یک قهرمان - همان‌طور که هستند- ازشان استقبال خواهیم کرد.



   نظرات

میثم :

چند روز پیش پستی گذاشتی به اسم "برای رضا و آقا سعید و بقیه" راستش اول "بقیه" را "سمیه" خواندم، اما دیدم نه بقیه نوشتی،دل خور شدم

 

اكبر :

حامد جان
براي اين عزيزان دعا مي كنم و از صميم قلب براشون آرزوي سلامت دارم. آفتاب خيلي پشت ابر نمي مونه.

يا حق

 

نثرما :

از خدا می طلبیم آزادی و رهایی عزیزان دربند را.
برای ماو دولت و نظام ما همین بس که جمع کثیری از مردم برای آزادی دربندان دست تضرع به سوی پروردگار عالم بلند کرده اند حق در جویبار این دعا هویداست.

 

محمد جواد شکری :

مطمئنم که سمیه خیلی زود دوباره بر ساحل سلامت آرام خواهد گرفت

 

:

دعا می کنم دوستانت هرچه سریعتر و بدون آسیب آزاد شوند.

 

:

سمیه با یکی از آشنایان من در اوین بود...

 

:

لطفا این نوشته را پاک کنید ولی سمیه (اگر سمیه وبلاگ نویس) باشد به یکی از آدم هایی که من می شناسم در اوین بود

 
 

رويا :

چند روزه چقدر دنبال ياد سميه و بقيه لابلاي نوشته هاي دوستان مي گردم اما كم ، كم ِ كم، پيدا مي كنم.
چه خوبه كه شما به يادشونيد. همه نگرانيم و همه چشم به راه.

 

:

چند روزه چقدر دنبال ياد سميه و بقيه لابلاي نوشته هاي دوستان مي گردم اما كم ، كم ِ كم، پيدا مي كنم.
چه خوبه كه شما به يادشونيد. همه نگرانيم و همه چشم به راه.

 

:

این رضا و سمیه کدوم رضا و سمیه هستند؟ همون دوستهایی که توی بی بی سی هستند؟

 

الفشین :

تاکید شما و دوستانتان بر اینکه" هر جور بیان بیرون" برام خیلی جالبه! اینجوری به نظر میرسه آرمان شما با انقلابیها متفاوته که حفظ جان را بر هر چیزی مقدم میدارید.

 

احمد :

متاسفم
دوستتون لابد رفته قاطي اوباش
من که به همسرم گفته بودم اين چند روزه از خونه خارج نشه
من که مردم با ديدن اين آدمهايي که مثل راه زنها چهره پوشونده بودند مي ترسيدم چه برسه به خانمها

به نظرم به پليس مراجعه کنيد اگر بي گناه است
ممکن است اشتباهي دستگير شده باشه و واقعا از اونا نباشه

 

سميه :

بسيار عالي

 

سمیه :

سمیه جان دوست دارم

 

سمیه :

سمیه جان دوست دارم

 

سمیه :

سمیه جان دوست دارم

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007