بیانیه
جمعی از دوستان از هر دو جناح بیانیه مشترکی صادر کرده و خواستار تشکیل کمیته مشترک مورد توافق طرفین برای بررسی صحت انتخابات شدهاند:
بسمه تعالی
مردم ایران، رهبران جریانهای سیاسی ودولتمردان نظام جمهوری اسلامی ایران!
ما نگران کشور و ملت عزیزمان هستیم. ما جمعی ازدانشجویان، استادان دانشگاه و متخصصان ایرانی داخل و خارج از کشور با گرایشات مختلف سیاسی و مذهبی هستیم که با نگرانی و اندوه، از دست رفتن وفاق ملی ملتمان را نظاره میکنیم. معتقدیم در این زمان حساس با وجود اختلافات داخلی باید با هدف نجات کشور از تهدیداتی چون تفرقه و ناامیدی با مشارکت همدیگر به راه حلی عادلانه دست یابیم.
ما معتقدیم باید به حماسهی حضور 40 میلیونی مردم برای تاثیرگذاری در سرنوشت خود، به عنوان یک افتخار ملی احترام گذاشت و از این مشارکت محافظت کرد. ما همیشه به این حضور و مشارکت نیاز خواهیم داشت.
به نظر جمعی از ما انتخابات ریاست جمهوری اخیر با تخلفات بسیاری همراه بود، به اندازهای که حتی منجر به تغییر نتیجه شده است. عملکرد نادرست نیروهای دولتی، نظامی و انتظامی پس از انتخابات به ریختن خون هموطنان و دستگیریهای گسترده و بیقاعده منجر شده و چه بسا این برخوردها بخشی از طرحی جامع برای حذف جمهوریت از نظام جمهوری اسلامی ایران است.
گروهی از ما بر این باوریم که این انتخابات دچار خدشهای جدی نبوده است و نیروهای نظامی و انتظامی در حد امکان با سعه صدر با معترضین برخورد کردهاند و خونهای ریخته و خشونتها در اثر تحریک و حضور گروهها و افراد خودسر، هرجومرج طلب و بیگانگان نفوذی اتفاق افتاده است و اعتراضات پس از انتخابات بخشی از نقشهی از پیش طراحی شدهی گروهی از افراد با نفوذ است که هدف آن بازپسگیری قدرت از نو وارثان است.
وگروهی دیگر جمعی هستیم که به هیچکدام از دو گروه بالا متعلق نبوده و فارغ از تحلیل ها و نظرات مختلف نگران وضعیت کشور و مردم در این شرایط هستیم.
اما با وجود این اختلافها ما معتقدیم که همه باید باهمراهی و همکاری هم در این روزهای سخت و برای رفع نگرانیهای مشترکمان تلاش کنیم. در غیر این صورت نتیجهی ناخواستهی این اختلافها فروپاشی و ایجاد شکافهای عمیق اجتماعی است که فرصت نقشآفرینی را برای آیندهی کشور از همهی دوستداران ایران میرباید و به بدخواهان و بیگانگان وامیگذارد.
مهمترین نگرانیهای ما شامل این موارد است:
خشونتهای اخیر اعتماد عمومی به دولت و نظام را ضعیف کرده است و نتیجهی آن شکافهای جدی در میان گروه های اجتماعی و خطر گسترش منازعات و درگیریهای داخلی است.
شرایط کنونی زمینه ساز حضور گروههای تروریستی و جدایی طلب خواهد شد که نه دغدغهی ایران را دارند و نه ایرانی.
جدایی جمع بزرگی از نخبگان علمی و اقتصادی از دولت، قطعا زمینهی رشد اقتصادی، علمی و فرهنگی کشور را از بین میبرد.
ایران ضعیف شده در اثر اختلافات داخلی، در مقابله با تهدیدات خارجی بسیار آسیبپذیر خواهد بود.
جدایی بخش بزرگی از ملت و نخبگان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی از نظام، به تقویت گروههای تمامیت خواه میانجامد و آسیب جبرانناپذیری به رکن جمهوریت نظام خواهد زد.
موارد فوق برای ما و بسیاری از ایرانیان از گروههای مختلف سیاسی که همگی آرزومند ایرانی آزاد، مستقل و توسعه یافته هستند، بسیار نگران کننده است و براین اساس ادامهی روند کنونی را به نفع هیچ کس نمیدانیم.
بدیهی است ریشهیابی این بحران و جستوجوی علل شکلگیری وضعیت موجود و راهکارهای حقوقی و قانونی لازم که مانع از تکرار وقایع مشابه شود، از وظایف مهم پس از بحران است و نباید پس از خروج از وضع موجود از آن غفلت کرد.
اما اکنون در راستای عمل به وظایف ملی، شرعی و قانونی خویش و با نظر به اصول متفاوت مدیریت در زمان بحران در مقایسه با شرایط عادی، پیشنهادات زیررا برای خروج از بنبست توصیه میکنیم. این پیشنهادات حداقلی و مرضی الطرفین، از تقاضاهای گروههای مختلف به منظور ایجاد درکی مشترک بر مبنای حقایق است و به باور ما میتواند گره گشای بحران فعلی گردد.
تشکیل یک کمیته مشترک و مورد قبول طرفین انتخابات با استفاده از ظرفیتهای قانونی کشور، به منظور بررسی دقیق تمامی شکایتهای انتخاباتی و ارایهی گزارش کامل آن به ملت ایران بدون هیچ پردهپوشی و مصلحتاندیشی به نحوی که افکار عمومی قانع شده و شایعات بیاساس پایان یابند. این کمیته صلاحیت تصمیمگیری در مورد اقدامات جبرانی احتمالی را نیز خواهد داشت.
نفی کامل خشونت و پرهیز از هرگونه تحریک و شایعه پراکنی، درگیری خیابانی، تخریب اموال عمومی و اهانت به اعضا و رهبران گروه مقابل و جلوگیری از تجاوز به حریم خصوصی مردم.
آزادی فوری همهی بازداشت شدگانی که در روزهای اخیر بدون طی مراحل قانونی دستگیر شدهاند و مدرکی دال بر نقش فعال آنان در آشوبها و اغتشاشات موجود نیست.
تشکیل یک کمیتهی مورد قبول طرفین به منظور بررسی دقیق دلایل خشونتهای اخیر و ارایهی نتایج این بررسیها به طور کامل به ملت ایران.
تمکین کامل همهی گروهها به نتایج گزارشهای فوق و پذیرش اشتباهات احتمالی حتی اگر نتایج با مواضع قبلی آنها سازگار نباشد.
ما معتقدیم که با شفافسازی و رسیدگی به مطالبات مردم میتوان بر فضای پرتنش و بیاعتمادی امروز غلبه کرد و شکاف بین مردم و نظام را کاهش داد. ملت ما بحرانهای بسیاری را در طول تاریخ خود پشت سر گذاشته است و امیدواریم که با هوشمندی و دورنگری رهبران سیاسی از این بحران نیزبا قدرت و سربلندی بیرون آید.
ما میدانیم که این پیشنهادات نمیتواند خواستههای حداکثری گروههای درگیر را پاسخگو باشد بلکه حداقلی است که میتواند زمینهساز تعاملی سازنده و مشکل گشا باشد. ما به همهی هموطنان و رهبران سیاسی یادآوری میکنیم که حل بحران فعلی نیازمند خویشتنداری و کاهش انتظارات همهی گروههای سیاسی است و بدون این فداکاری، همهی گروههای سیاسی و از همه مهمتر کشور و مردم ایران بازندهی این تحولات خواهند بود.
امضا کنندگان:
1- احسان افشاری: دکترای مهندسی برق، استاد مهندسی برق و کامپیوتر و فیزیک کاربردی دانشگاه کرنل، امریکا
2- افشین همت یار: استادیار دانشکده مهندسی کامپیوتر دانشگاه شریف
3- پدرام صفری: دکترا، مدرس دانشگاه هاروارد، امریکا
4- جهاندار رمضانی: دکترا، پژوهشگر زمین شناسی ایزوتوپی، انستیتو تکنولوژی ماساچوست، امریکا
5- حامد حاتمی: محقق و مدرس دانشکدهی ریاضی، دانشگاه پرینستون، دکترای علوم کامپیوتر، دانشگاه تورنتو، دارندهی مدال طلای کشوری المپیاد کامپیوتر
6- حمید حفاظی: دکترا، استاد مکانیک و هوافضای دانشگاه ایالتی کالفرنیا، امریکا
7- حمیدرضا چیت ساز: دکترای علوم کامپیوتر، محقق پست دکترای بیوانفورماتیک
8- رضا نصیرزاده: عضو هیأت علمی سازمان مدیریت صنعتی
9- سلمان ابوالفتح بیگی: محقق پست دکترا، دانشگاه کلتک، امریکا
10- علی نقی مشایخی: دکترای مدیریت، استاد مدیریت دانشگاه صنعتی شریف
11- لیلی خاتمی: دکتری ریاضی، محقق پست دکترا، دانشگاه نورث:ایسترن، آمریکا
12- محسن حائری: دکترا، استاد مهندسی عمران، دانشگاه شریف
13- محمد فرشچی: دکترا، استاد مهندسی هوافضا، دانشگاه شریف
14- مسعود عارف نظری: دکترای روان شناسی، هیأت علمی واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد
15- احد هراتی: دکترا، مدرس دانشگاه
16- افشین همت یار: استاد یار دانشکده کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف
17- آرمان رحمیم: استادیار رادیولوژی دانشگاه جانز هاپکینز، امریکا
18- بهرام مومن: دکترا، استاد آمار و علوم محیطی دانشگاه مریلند، امریکا
19- بهزاد قدرتی: استادیار دانشگاه لولیا سوئد
20- بهنام نقش تبریزی: استاد دانشگاه استنفورد، امریکا
21- بیژن وثوقی وحدت: معاون دانشجویی دانشگاه و استاد دانشکده مهندسی برق دانشگاه شریف
22- پردیس مهدوی: دکترا، استادیار کالج پومونا، امریکا
23- پردیس مینوچهر: دکترا، مدرس زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه پنسیلوانیا
24- حسن حدادپور: دانشیار دانشکده ی هوافضای دانشگاه صنعتی شریف
25- روح الله دهقانی فیروزآبادی: دکتری، استادیاد دانشکده هوافضا دانشگاه شریف
26- سیاوش پورکمالی: دکترای مهندسی برق، استادیار دانشکده ی برق و علوم کامپیوتر دانشگاه دنور، امریکا
27- عباس افشار: دکترا، محقق، دانشگاه مریلند، امریکا
28- علی زواشکیانی: دکترای مدیریت دارایی های فیزیکی، مدیر آموزش مرکز مدیریت دارایی های فیزیکی ، دانشگاه تورنتو، کانادا، دانشجوی نمونه کشور
29- علیرضا فرجی: دکتری،عضو هیات علمی دانشکده برق دانشگاه کاشان
30- فرید آشتیانی: استادیار مهندسی برق، دانشگاه شریف
31- کاوه خجسته: دکترای فیزیک، محقق کالج دارتموت، امریکا
32- کورش درویش: دکترای مهندسی مکانیک، استادیار دانشگاه تمپل، امریکا
33- کیارش بازرگان: دانشیار دانشگاه مینسوتا، امریکا
34- محمد علی صفری: دکتری علوم کامپیوتر، استادیار دانشکده مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف
35- محمد فرشچی: استاد دانشکده هوا فضای دانشگاه صنعتی شریف
36- مهدی بهادری نژآد: استاد دانشکده مکانیک دانشگاه صنعتی شریف
37- ناصر پريز: دانشيار گروه برق دانشگاه فردوسي مشهد
38- نیایش افشردی: دکترای اخترفیزیک، استاد فیزیک، دانشگاه واترلو، کانادا
39- هادی سلماسیان: استادیار، دانشگاه اتاوا، کانادا
40- هژیر رحمانداد: دکترای مدیریت، استادیار دانشگاه ویرجینا تک، امریکا، مدال طلای المپیاد جهانی شیمی
41- یاشار گنجعلی: دکترای مهندسی برق ، استاد دانشگاه تورنتو، کانادا، برنده مدال برنز المپیاد جهانی انفورماتیک
42- علیرضا نوین زاده: استاد یار دانشکده هوا فضا دانشگاه صنعتی خواجه نصیر
43- احسان احسانی: کارشناس ارشد مدیریت عملیات و مدیریت زنجیره ی تأمین، مشاور مدیریت در نوآوری محصول
44- احسان هوشفر: دکترای مکانیک بلژیک
45- احمد جلیلی: دکترای طبابت، استاد دانشگاه پزشکی وین، اتریش
46- افرا علیشاهی: دکترای علوم کامپیوتر، دانشگاه تورنتو، کانادا، محقق فوق دکترا، دانشگاه سارلند، آلمان
47- افشین یزدی: دکترای مهندسی مکانیک از آمریکا، مهندس ارشد انرژی های تجدیدشونده
48- دكتر روح اله نجفي زاده: دكتري پزشكي عمومي از دانشگاه تهران، كارشناس ارشد آماری وزرات بهداشت، دانشگاه علوم پزشكي تهران
49- روبیل احمدی: کارشناس ارشد مهندسی برق، طراح دیجیتال
50- روح الله جعفری: دکترای مکانیک، دانشگاه میشیگان، آمریکا
51- فرید منعمی: متخصص کنترل و رباتیک، امریکا
52- محسن قاسمی: فوق لیسانس هوافضا، دانشگاه تربیت مدرس
53- محسن گودرزی: فوق لیسانس کامپیوتر از شریف
54- احمد کیارستمی: مدیر عامل و بنیان گذار شرکت فوتوموتو، آمریکا
55- افشین یزدی: دکترای مهندسی مکانیک، مهندس ارشد انرژی های تجدیدشونده
56- امیر امیرخانی: دکترا، داشگاه استنفورد، امریکا
57- امیر طوقا: دکترا، دانشگاه شهر نیویورک، امریکا
58- آرش صبحانی: آرشیتکت , موسیقی ساز و خواننده گروه کیوسک
59- بیتا نظام فر: دکترا, دانشگاه استفورد، امریکا
60- جلال ترابزاده: دکترا، استاد مهندسی مکانیک و هوافضا، دانشگاه کالیفرنیا، امریکا
61- حسن امیری: مهندس پروژه، شرکت مهندسی و مشاوره MACTEC، امریکا
62- حسین میرزاپور: کارشناس ارشد اقتصاد و مدیریت سازمان، رییس دفتر خصوصی سازی مراکز مطالعات دانشگاه شریف
63- رضا بانکی: دکترا، مشاور ارشد منابع آب، امریکا
64- رضا سلطانی: دکتری دانشگاه تورنتو، دانشمند ارشد علم مواد
65- سعید صارمی: دکترای فیزیک، انستیتو تکنولوژی ماساچوست، امریکا
66- سلمان محققی: دکترای مهندسی برق، مهندس ارشد تحقیق و توسعه، شرکت ABB، امریکا
67- سهرات محبی: خواننده گروه 127
68- صابر باقری نژاد: کارشناس نرم افزار در شرکت یوتیوب، آمریکا
69- عباس عسگری: کارشناس ارشد MBA دانشگاه شریف
70- عباسعلی احمدیان: کارشناس ارشد بیوتکنولوژی دانشگاه امیرکبیر
71- علی تاجر: دکترای مهندسی برق، دانشگاه کلمبیا، امریکا
72- علی خاکی فیروز: دکترای مهندسی برق و علوم کامپیوتر، محقق شرکت IBM
73- علی هاشمی نژاد اشرفی: دکترای مهندسی عمران، مهندس ارشد شرکت تورنتن توماستی، آمریکا
74- علیرضا شادمان: دکترای مهندسی صنایع، دانشگاه صنعتی شریف
75- فاطمه نجفی: لیسانس برق دانشگاه شریف
76- فرزام فتوت: دکترای مهندسی شیمی، دانشگاه مونترال، کانادا
77- مانا اوغلی خان: پزشک
78- مجید اسماعیلی فر: دکترای هوافضا، دانشگاه صنعتی شریف
79- محمد جواد صابریان: دکترای برق، دانشگاه سن دیگو، آمریکا
80- محمد صحرائیان: دکترای برق، آمریکا
81- مهدی میرزازاده: دو طلای کشوری المپیاد کامپیوتر و نقره جهانی المپیاد کامپیوتر
82- مهدی یحیی نژاد: دکترای فیزیک از انستیتو تکنولوژی ماساچوست، امریکا
83- نيوشا حسینی: دانشجوی دکترای مدیریت مالي دولتی، دانشگاه ايالتی نیویورک، امریکا
84- وحید هاشمیان: دکترا دانشگاه واترلو، کانادا
85- رهی یوسفی: کارشناس ارشد عمران دانشگاه شریف
86- حسین تاج میری: دکتری عمران دانشگاه صنعتی شریف
87- محمود موسوی: کارشناس ارشد صنایع دانشگاه صنعتی شریف
88- تکتم محمودی: دانشجوی دکترای دانشگاه لندن، انگلستان
89- حسن گلدانی مقدم: دانشجوی دکترای علوم کامپیوتر دانشگاه تورنتو، کانادا
90- حسین تهرانی: کارشناس ارشد دانشگاه شریف
91- حمید فروغی: دانشجوی فوق لیسانس مردم شناسی و توسعه دانشگاه علوم اقتصادی و سیاسی لندن، انگلستان، مدال طلای داخلی و برنز جهانی المپیاد ریاضی
92- حمیدرضا واعظی جزه: دانشجوی دکترای علوم کامپیوتر، دانشگاه سایمون فریزر، کانادا، نقره المپیاد کامپیوتر کشوری، قهرمان مسابقات جهانی ربوکاپ در 2005 ژاپن رشته شبیه سازی امداد و نجات
93- راحله میراسلامی: دانشجوی دکترای علوم آموزشی، دانشگاه ادینبرو، انگلستان
94- رضا بهروزی: دانشجوی دکترای بیوفیزیک، دانشگاه جانزهاپکینز، امریکا، مدال طلای کشوری و برنز جهانی المپیاد زیست شناسی سال 1379
95- ریحانه حفیظی: دانشجوی دکترای مهندسی عمران
96- سید مرتضی عمادی: دانشجوی دکترای مدیریت دانشگاه نورث وسترن، امریکا
97- شهریار بیژنی: دانشجوی دکترای کامپیوتر دانشگاه ادینبرو، انگلستان، عضو هیات علمی دانشگاه شاهد
98- طناز حسين زاده: دانشجوی دکترای مديريت، دانشگاه ويلفرد لوریه، کانادا
99- عطاا... تفقدی: دانشجوی دکترای بازاریابی، دانشگاه یوتا، امریکا
100- کیوان وکیلی: دانشجوی دکترای مدیریت استراتژیک، دانشگاه تورنتو، کانادا
101- مجید سعیدی: دانشجوی دکترای مهندسی نفت
102- محمد صدیقی: دکترای فیزیک، محقق، دانشگاه سینسیناتی، امریکا
103- محمد مشتری: دانشجوی دکترای بازاریابی، دانشگاه تیلبورگ، هلند
104- محمد نصیر: دانشجوی دکترا، دانشگاه کلگری، کانادا
105- هاشم سالاری: دانشجوی دکترا، دانشگاه کلگری، کانادا
106- هانیه موسوی: دانشجوی دکترای اقتصاد، دانشگاه آنتورپ، بلژیک
107- ابراهیم مظاهری: دانشجوی دکترای رشته بازاریابی و فروش دانشگاه کنکوردیا، کانادا
108- احسان امیری: دانشجوی دکترای کامپیوتر، دانشگاه سایمون فریزر کانادا
109- احسان فرشادی: کارشناس ارشد دانشگاه شریف
110- اشکان کیاست: دانشجوی دکترای مهندسی مکانیک و صنایع، دانشگاه تورنتو، کانادا
111- امين امين زاده گوهری: دانشجوی دکترای برق در دانشگاه برکلی، امریکا، مدال طلای المپیاد جهانی ریاضی سال ۱۳۷۹
112- امین میرزایی: دانشجوی دکتری عمران دانشگاه صنعتی شریف
113- امیر علی بازمونه: دانشجوی دکتری عمران دانشگاه صنعتی شریف
114- ایمان حاجی زاده: دانشجوی دکترای مدیریت عملیات، دانشگاه تورنتو، کانادا
115- آرش موسوی: دانشجوی دکترای سیاست گذاری علم و تکنولوژی، دانشگاه های شریف و ساسکس انگلستان
116- آیدین کیخایی: دانشجوی دکترای مهندسی مکانیک، دانشگاه وسترن انتاریو، کانادا
117- بابک محمودی: دانشجوی دکترای اقتصاد دانشگاه کوئینز، کانادا
118- بابک محیط: دانشجوی دکترای مدیریت بهداشت، دانشگاه جانز هاپکینز، امریکا
119- بشیر سجاد: دانشجوی دکترای کامپیوتر دانشگاه واترلو کانادا، برنده مدال برنز المپیاد جهانی کامپیوتر ۱۹۹۷، عضو تیم روبات فوتبالیست دانشگاه شریف و قهرمان مسابقات جهانی ۱۹۹۹
120- پدارم صهبا: دانشجوی دکترای مهندسی صنایع، دانشگاه تورنتو، کانادا
121- حسام شایسته: کارشناسی دانشگاه شریف، دانشجوی دانشگاه فنی وین/ اتریش
122- حسن فاتحی: دانشجوی دکترای مهندسی کنترل، دانشگاه فردوسی مشهد
123- حسین جوشقانی: دانشجوی دکترای اقتصاد، دانشگاه شیکاگو، امریکا
124- رضا الله بدشتی: کارشناس ارشد دانشگاه شریف
125- رضا بهروزی: دانشجوی دکترای بیوفیزیک، دانشگاه جانزهاپکینز، امریکا، مدال طلای کشوری و برنز جهانی المپیاد زیست شناسی سال 1379
126- سارا بانکی: دانشجوی دکترای مدیریت منابع انسانی و رفتار سازمانی دانشگاه تورنتو ، کانادا
127- سارا سرخیلی: دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی برق، مشاور ارشد مهندسی، شرکت بوز آلن همیلتون، امریکا
128- سجاد بنابی: کارشناس ارشد دانشگاه شریف MBA، رتبه یک کنکور سراسری
129- سروش اصلانی: دانشجوی دکترای مدیریت و رفتار سازمانی، دانشگاه نورت وسترن، امریکا
130- سعید افشارنیا: دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی مخابرات، دانشگاه سایمون فریزر، کانادا
131- سعید حسن زاده: کارشناس ارشد اقتصاد شریف
132- سعید نوری: کارشناس ارشد MBA دانشگاه شریف
133- سید علی مدنی زاده: دانشجوی دکترای اقتصاد، دانشگاه شیکاگو، امریکا، مدال برنز المپیاد جهانی ریاضی
134- سید محمد حسین موسوی: دانشجوی دکترای مهندسی صنایع، دانشگاه استنفورد، امریکا، دارنده ی مدال برنز المپیاد جهانی ریاضی 2001
135- سید محمد صاحبکار: دانشجوی دکتری مکانیک دانشگاه تربیت مدرس
136- سید محمد صادق امامیان: دانشجوی دکتری سیاست گذاری تکنولوژی دانشگاه ادینبورو انگلستان
137- شراره تقی پور: دانشجوی دکترای مهندسی صنایع، دانشگاه تورنتو، کانادا
138- علی اخایی: دانشجوی دکتری برق دانشگاه شریف
139- علی شاهمیرزایی: دانشجوی دکتری سیاست گذاری تکنولوژی دانشگاه علامه
140- علی ملکی: دانشجوی دکتری سیاست گذاری تکنولوژی دانشگاه ادینبورو انگلستان
141- علیرضا عمادی: دانشجوی دکترای موسسه نفت، دانشگاه هریوت وات، انگلستان
142- فرهاد فرزبد: دانشجو دکترای مهندسی مکانیک، انستیتو تکنولوژی جرجیا، امریکا
143- گلنار تاج الدین: دانشجوی دکترای مدیریت، دانشگاه یورک، کانادا
144- مجتبي خيري: دانشجوي دکتراي مکانيک، دانشگاه مک گيل، کانادا
145- مجتبی لشکربلوکی: دانشجوی دکتری مديريت استراتژيک، مدرس دانشگاه و متخصص تحليل های استراتژيک
146- محمد برزآبادی: دانشجوی دکتری دانشکده هوا فضای دانشگاه شریف
147- محمد حافظی: دانشجوی دکترای فیزیک دانشگاه هاروارد، امریکا
148- محمد علی محمودزاده: دانشجوی دکترای برق، دانشگاه بریتیش کلمبیا، کانادا
149- محمد علی هنرور: دانشجوی دکترای برق، دانشگاه تورنتو، کانادا
150- محمد علیزاده عطار: دانشجوی دکترای مهندسی برق، دانشگاه استنفورد، امریکا
151- محمد کمالی: کارشناس ارشد عمران دانشگاه شریف
152- محمد کیهانی: دانشجوی دکترای مديريت راهبردی، دانشگاه يورک، کانادا، برنده جايزه برترین مقاله دانشجویی در کنفرانس سالانه انجمن علوم مديريتی کانادا در سال 2009
153- محمد محرمی: دانشجو دکترای علوم کامپیوتر، مدال نقره المپیاد جهانی کامپیوتر
154- محمد محمودی قیداری: دانشجوی دکترای دانشگاه پرینستون، آمریکا
155- محمد مروج فرشی: دانشجوی دکتری اقتصاد شیکاگو
156- محمد مصطفی فتوحی: دانشجوی دکترای هوافضا، دانشگاه صنعتی شریف
157- محمد وصال: دانشجوی دکترای اقتصاد، دانشکده ی اقتصاد لندن، انگلستان
158- محمدرضا آبادیان: دانشجوی دکترای هوافضا، دانشگاه صنعتی شریف
159- محمدرضا ذوقی: دانشجوی دکترا، دانشگاه علم و صنعت
160- محمود قندی: دانشجوی دکترای مهندسی پزشکی، دانشگاه جانز هاپکینز، امریکا
161- مرمر مهرآبادی: دانشجوی دکترای انستیتو تکنولوژی جورجیا، امریکا
162- مسعود طالبیان: دانشجوی دکترای مهندسی صنایع، دانشگاه کلمبیا، امریکا
163- مسلم کاظمی: دانشجوی دکترا، دانشگاه سایمون فریزر، کانادا
164- مصطفی موفق: کارشناس ارشد اقتصاد شریف
165- منصور ملکی: دانشجوی دکترای اقتصاد، دانشگاه استرلینگ، انگلستان
166- مهدی دلربایی: دانشجوی دکتری برق
167- مهدی صالحی: دانشجوی دکترای مکانیک، دانشگاه بریتیش کلمبیا، کانادا
168- مهدی لطفی: دانشجوی دکترا، دانشگاه کرنل، امریکا
169- مهرداد حافظی طرقبه: دانشجوی تخصصی رشته پزشکی داخلی، دانشگاه موناش، استرالیا
170- میعاد صالحی: دانشجوی دکترای مکانیک، دانشگاه صنعتی شریف
171- نازگل مشتاقی: دانشجوی دکترای مدیریت و مدرس دانشگاه فلوریدای جنوبی، امریکا
172- ناصر باقری: دانشجوی دکتری سیاستگذاری تکنولوژی دانشگاه علامه
173- نصیر زرین پناه: دانشجوی مقطع دکترای معماری، وین، اتریش
174- نوید غفارزادگان: دانشجوی مقطع دکترای سیاستگذاری عمومی، دانشگاه ایالتی نیویورک، آمریکا
175- یاسر میردامادی: دانشجوی مقطع فوق لیسانس، رشته مطالعات اسلامی، موسسه مطالعه تمدنهای اسلامی، لندن
176- جلال صالحی مبین: دانشچوی دکتری عمران شریف، رتبه یک المپیاد دانشجویی
177- اوژن پرهیزکاری: دانشجوی دکتری مهندسی مکانیک دانشگاه امیرکبیر

نظرات
میثم :
آقای قدوسی "افشین همت یار" دو بار شمرده شده 2 & 16 اصلاح کنید لطفا
میثم - July 2, 2009 07:31 AM
میثم :
"افشین یزدی" به همچنین، 47 & 55
میثم - July 2, 2009 07:36 AM
:
رضا بهروزی هم دوبار نوشته شده
Anonymous - July 2, 2009 07:45 AM
امین ت :
حامد خان! واقعا با بیانیه میشه به جنگ کسانی رفت که اسلحه دست میگیرن و به مردم تیر مستقیم میزنن؟ توی مملکتی که روزنامه ها تعطین و سایت ها فیلترن و اینترنت ذغالیه و تلویزیون حکومتیه و مجوز تظاهرات داده نمیشه و اس ام اس ها قطعه و زندان ها پر... فکر میکنین چند نفر بیانیه میخونن؟
انقد بیانیه بدن که بیانیه دان شان پاره شود.
حامد خان من این روزها به این فکر میکنم که راه مبارزه با این سیستم چیه؟ جوابی ندارم هنوز ولی بعید میدونم بیانه باشه
امین ت - July 2, 2009 08:01 AM
مصطفی :
«گروهی از ما بر این باوریم که این انتخابات دچار خدشهای جدی نبوده است و نیروهای نظامی و انتظامی در حد امکان با سعه صدر با معترضین برخورد کردهاند و خونهای ریخته و خشونتها در اثر تحریک و حضور گروهها و افراد خودسر، هرجومرج طلب و بیگانگان نفوذی اتفاق افتاده است و اعتراضات پس از انتخابات بخشی از نقشهی از پیش طراحی شدهی گروهی از افراد با نفوذ است که هدف آن بازپسگیری قدرت از نو وارثان است.»
هر جوری فکر میکنم، نمیفهمم این دسته از امضاکنندگان چرا باید نگران باشند. گروهی که آنها بر حقش میپندارند، الآن قدرت را در دست دارد و میتوانند «گروهها و افراد خودسر، هرجومرج طلب و بیگانگان نفوذی» را سر جایشان بنشانند.
خوب است که بتوانیم روی مواضع و نگرانیهای مشترک تکیه کنیم، امّا اگرر اصل مسأله را انکار کنیم، دیگر چه نقطهٔ اشتراکی میماند؟
به این لیست بلندبالای آدمهای تحصیلکرده نگاه میکنم و با خودم میگویم واقعاً چند نفرشان معتقدند «نیروهای نظامی و انتظامی در حد امکان با سعه صدر با معترضین برخورد کردهاند».
نمیتوانم این را بفهمم. برایم توجیه ناپذیر است.
مصطفی - July 2, 2009 08:51 AM
حدیس :
تجمعاین همه انسان متعهد و فهیم در جای خود قابل ستایش است و جای قدر دانی دارد اما حکومتیان نظرشان رفع یک سوتفاهم ساده نیست آن ها درحال تثبیت یک نظام جدیدهستند از نمونه های جهانی و تعلیمات خارجی هم بهره می برند و از تمام امکانات اطلاعاتی و نظامی و انتظامی استفاده می کنند.مردم هم با دست خالی حتی فاقد کمترین سازمندهی و تشکل هستند. در این شرایط چه باید کرد؟ فکر نمی کنم نصیحت کاری از پیش ببرد
حدیس - July 2, 2009 09:03 AM
:
cherte mahze...
alan behtrain forsate ke raft soraghe naghde TAGHADDOSSE nezam va shakhse Khamenei...choon khodesh alanan oomade va koshtane mardom o taghallob dar entekhabat ra tahrik karde..
bayad be afrade momen fahmoond o neshoon daad ke hasabeshoon roo ba Seyed Ali joda konan..
alan behtarin vaghte agahi dadane...na mastmali kardan..
Anonymous - July 2, 2009 09:31 AM
Mardavij :
بیانیهٔ چرندی است. بخشی از ایرادات آن را در نظرات پای لینک بالاترین نوشتم:
http://balatarin.com/permlink/2009/6/30/1640651
کلاً بیانیهٔ چرند امضاکردن بسیار بدتر از سکوت است.
Mardavij - July 2, 2009 10:37 AM
Soheyl :
فرق شماره 13 و 35 رو میشه توضیح بدید؟! ایرانی بازی اینجاهم؟!!
Soheyl - July 2, 2009 11:45 AM
ب ن ن :
۱) مهمترین ایراد این نامه تشکیک در عاملان و بانیان خشونت های اخیر در ایران است. نویسندگان، نه تنها فجایع رخ داده در خیابانهای تهران را محکوم نمی کنند، بلکه بلافاصله بعد از اشاره بند دوم نامه به اینکه عده ای معتقدند که «عملکرد نادرست ... به ریختن خون ...منجر شده» در پاراگراف بعد اظهار می کنند که به نظر عده ای از امضا کنندگان «نیروهای نظامی و انتظامی در حد امکان با سعه صدر با معترضین برخورد کرده اند». نامه مزبور نه تنها به لوس کردن جنایات رخ داده در بازخوانی اتفاقات اخیر می پردازد، بلکه در لیست پیشنهادات نیز بلافاصله پس از «نفی کامل خشونت» بر «پرهیز از هرگونه تحریک و شایعه پراکنی» تاکید کرده اند که کاملا منطبق بر سیاست اعمال سکوت قبرستانی توسط حکومت کودتاست. بی شک نتیجه «عملی» پیشنهاد این نامه مبنی بر «تشکیل کمیته ی مورد قبول طرفین به منظور بررسی دقیق دلایل خشونت های اخیر» نیز تنها مشابه گزارش هفته پیش مجلس شورای اسلامی خواهد بود که به گمراه کردن اقشار غیر سیاسی ایران، بالخصوص در شهرستان ها، مبنی بر بی تقصیر بودن حکومت ایران در خشونت های اخیر تهران منجر خواهد شد.
ب ن ن - July 2, 2009 01:46 PM
ب ن ن :
۲) نویسندگان این نامه، با حداقل ۵ مورد تاکید، مهمترین مشکل پیش روی کشور را «تهدید وفاق ملی» و «اختلافات داخلی» عنوان کرده اند. این لحن که دقیقا منطبق بر ادبیات عاملان کودتای فعلی و موید رویکرد ایشان است، وضعیت فعلی ایران را وارونه جلوه می دهد و برخورد خشونت آمیز نیروهای حکومت با مردم را به صورت اختلاف مردم با مردم یا شاید درگیری طبقاتی مطرح می کنند. این نامه با طرح کاملا اشتباه «مساله» فعلی ایران، که به باور ما ظلم و دروغ بی حد حاکمیت فعلی نسبت به مردم ایران می باشد، قطعا منجر به گمراه کردن مخاطبان و راه حل های بی فایده و مضر خواهد شد.
ب ن ن - July 2, 2009 01:46 PM
ب ن ن :
۳) نویسندگان این نامه با تاکید بر «عملگرایانه» بودن رویکردشان، دعوت به امضای آن نموده اند. نتیجه «عملی» این نامه ، بالخصوص با توجه به قصد نویسندگانش به نشر آن در رسانه های دست راستی وابسته به حکومت کودتا، تنها تحت فشار قرارگرفتن بیشتر میرحسین موسوی و توجیه جنایات رژیم برای بدنه حامیان حکومت خواهد بود. نویسندگان این نامه با تاکید بر «کاهش انتظارات» سعی در تحت فشار قراردادن میرحسین موسوی دارند که تمامی اطرافیان موثرش از فردای روز انتخابات در بازداشت و شرایط نامعلوم به سر می برند (و پروژه «اعترافات» برخی از ایشان نیز کلید خورده است) و در برابر فشارهای سهمگین حکومت در شرایطی کودتایی مقاومت می کند. از سوی دیگر نشر تقاضای تشکیل «کمیته» ای برای «بررسی دقیق دلایل خشونت های اخیر» در رسانه های دست راستی با امضا جمعی از تحصیل کردگان خارج از کشور، تنها به توجیه جنایات اخیر برای مخاطبان این رسانه ها که در اثر اخبار این جنایات تاحدی نسبت به حکومت دلزده شده اند خواهد شد. از یاد نبریم که توجیه و یا نامعلوم جلوه دادن عاملان جنایات گذشته، بالخصوص قتل های زنجیره ای و فاجعه کوی دانشگاه، شرایط را برای جنایات فعلی مهیا ساخته است.
ب ن ن - July 2, 2009 01:48 PM
ب ن ن :
مهم ترین دست آورد اتفاقات اخیر شکست اخلاقی حکومت و شفاف شدن فضای سیاسی ایران بوده است. از آنجائیکه امضا کردن این نامه کم هزینه بوده، ممکن است تعداد امضاهای این نامه، بالخصوص توسط تحصیل کردگان اصلاح طلب، زیاد باشد. بنا به دلایل مصرح در بالا، نتیجه «عملی» این نامه توجیه اخلاقی حکومت و عدم شفافیت فضای سیاسی خواهد بود، و خون های به ناحق ریخته در هفته های اخیر را پایمال خواهد کرد.
ب ن ن - July 2, 2009 01:49 PM
toos :
ننگ بر تو و بقيه بی شرف هايی که اين بيانيه ننگين را امضا کردند
شما از همون جنس هوشنگ امير احمدی پست هستيد
ننگ بر شما
toos - July 2, 2009 02:18 PM
امید :
سلام و درود
با این بیانیه موافقم ضمن اینکه باید حواسمان باشد از برقراری خلافت عدل اسلامی که ایده مصباح است با ریاست جمهوری مادام العمر احمدی نپاد با کار فکری فرهنگی جلوگیری کنیم. بله البته در ارامش
لطفا بیانیه موسوی را لینک کنید
امید - July 2, 2009 03:08 PM
حسام :
از دید من افرادی که این بیانیه را امضا کرده اند و یا به آن امید دارند یا بیش از حد خوش بین هستند یا اینکه چاره ای جز خوش بینی ندارند.
متاسفانه کار از این مسائل گذشته است. اقلیتی با تقلب و زور و سرکوب و ارعاب قصد سلطه همیشگی بر کشور را دارد و چنین سازوکارهایی اصولا نه تنها مورد قبول و در راستای اهداف این اقلیت نیست بلکه آنها تمام سعیشان نابودی چنین مواردی است.
اگر چه به خودی خود نوشتن این نامه و امضا کردن آن دلیل بر دلسوزی این دوستان است ولی امیدورام آنها هم بدانند با چه افرادی طرف هستند. افرادی که ابزار کارشان رعب افرینی و سرکوب هست. افرادی که پشتوانه شان تشکیلات نظامی اطلاعاتی وامنیتی هست. افرادی که حقیقت را از همان ابتدا به مسلخ برده اند.
نزاع فعلی نزاع بین دو گروه که به اصول مبارزه مدنی پایبند هستند نیست. این نزاع بین مردمی که به شیوه مدنی به احقاق حقشان روی آورده اند و عده ای که حق مردم را با تقلب سرکوب و ارعاب صاحب شده اند می باشد. نوشتن و امضا کردن چنین نامه هایی مدت هاست که اعتباری در این نزاع ندارد.
در ضمن این را هم اضافه کنم که تهیه کنندگان اصلی این نامه افرادی هستند که از لحاظ گرایش فکری و سیاسی اقلا در گذشته نزدیک قرابت زیادی با گروه اقلیت فوق الذکر داشته اند.
حسام - July 2, 2009 03:27 PM
احسان :
حامد جان
فقط این را بگم که خیلی خوشحال شدم وقتی فهمیدم خودت این بیانیه را امضا نکردی. یک حرف بس است...
احسان - July 2, 2009 04:22 PM
:
دستتون درد نکنه آقای قدوسی.فقط اسم بعضی ها دو بار تکرار شده.تصحیح بفرمایید.
Anonymous - July 2, 2009 04:37 PM
محمد (استرالیا) :
با نظرات ب ن ن کاملا موافقم. این بیانیه فاقد درکی جامع از اوضاع داخلی ایران است و مشکلات را تا سر حد یک بازی ساده دوطرفه در میان آحاد ملت تنزل داده است. البته این عدم درک درست از اوضاع داخل ایران در میان قالب خارج نشینان مساله جدیدی نیست، اما شخصا انتظار متنی به مراتب قویتر از بیانیه ای داشتم که عنوان "نامه ای از سوی نخبگان ... ایرانی" به یدک می کشد. این نامه به من هم (که البته خارج نشینم) عرضه شد که از امضای آن امتناع کردم چرا که بر این باور بودم و هستم که این بیانیه نه تنها برداشتی درست از اوضاع ایران ارائه نمی کند، بلکه هیچ گونه اثر مثبتی در جهت بهبود اوضاع ایران ندارد و بیشتر به یک show off شبیه است. ضمن آن که معتقد بودم امضای این نامه بیشتر در جهت رفع عقده کمک کردن به مردم (داخل) ایران خواهد بود تا یک کمک واقعی و موثر. امید که هرکدام از ما (خصوصا خارج نشینان اعم از نخبه و غیر نخبه) راه مشخص نقش موثر داشتن در پیشرفت ایران عزیز را پیدا کنیم.
محمد (استرالیا) - July 2, 2009 05:07 PM
:
من با متن بیانیه به دلایل زیر موافقم.
1-این بیانیه توانسته است در سایتهای با گرایشهای مختلف سیاسی چاپ شود و این خود اثر گذاری بیشتری به آن می دهد
2- متن نسبتا متعادل بوده و این ضریب نفوذ بیشتری به آن می دهد. این برخلاف نامه های سرگشاده دیگری است که اصولا بر فرض این است که دیدگاه یک گروه را حق مطلق و گروه دیگر را باطل مطلق می پندارد و این لحن گفتار سبب می شود که نه تنها در بدنه گروه (روشنفکرانشان) اثری نداشته باشد بلکه منجر به لج بازی بیشترهم شود
3- ما ایرانیان مخصوصا قشر تحصیل کرده در محافل روشنفکری بسیار داد از گفتمان می زنیم، مثلا معتقدیم که دعوای بین چریکهای تامیل و دولت سریلانکا باید پشت میز مذاکره حل شود یا مساله فلسطین و اسراییل راه حل نظامی ندارد، و... اما وقتی که نوبت به کشور خودمان می رسد احساسات جای منطق را می گیرد تا جایی که طرف مخالف را حتی در فضای مجازی نیز نمی توانیم تحمل کنیم چه برسد به این که مذاکره و گفتگو کنیم. این مورد اخیر شامل خیلی اشخاص من جمله نویسنده این کامنت هم می شود. این نامه را در راستای ایجاد جوی منطقی تر می بینم.
Anonymous - July 2, 2009 07:21 PM
هژیر :
توجه به مخاطب و امضا کنندگان این نامه در درک هدف و مکانیزم تاثیرگذاری اون کلیدی است که متاسفانه در نقدهای موجود تا اینجا کاملا مورد اغفال قرار گرفته است. مخاطبین این نامه مردم محافظه کار عادی در درون ایران هستند. برای این مخاطب نامه فوق, با وجود تناقض با مواضع دولت (هیات مورد توافق طرفین, آزاد کردن زندانیان و غیره) تاثیر گذار است چرا که توسط عده ای از محافظه کار در دانشگاهها حمایت شده است و منطقش با نگرانیهای این گروه همخوانی دارد. نگرانیهای نامه و درخواستهای آن هم به همین دلیل بر اساس موارد مشترک بین طرفداران کاندیداهای مختلف تنظیم شده و هرچند حداقلی است, در هیچ مورد به تحکیم مواضع تندروها کمک نمیکند. نگرانیهای دیگری که دوستان در نقد خود اشاره کردند نمیتواند نقطه آغازین تعاملی بین افراد منطقی از هر دو جناح باشد.
هژیر - July 2, 2009 07:34 PM
هژیر :
نکته کلیدی دیگر اهمیت تعامل بین افراد منطقی در بین دو جناح است. در اینکه گروهی در درون دولت اهمیتی به این تعامل نمیدهند و با آن مخالف است شکی نیست. اما بدنه محافظه کاران در جامعه مردمی معمولی و منطقی هستند که برای حرف حق اهمیت قایلند و برای آینده ایران نگرانند. اگر نظرات این گروه توسط اصلاحطلبان درک نشود و آنها به خاطر رایشان به احمدینژاد تخریب شوند, توانایی تندروهای جناح اقتدار برای جلب همراهی این گروه در سرکوب و برنامه های دیگر به شدت افزایش می یابد. نظر این محافظه کاران در مورد انتخابات که در ابتدای نامه خلاصه شده واقعیتی است که نباید نادیده گرفته شود هرچند که ممکن است ما با آن مخالف باشیم.
هژیر - July 2, 2009 07:45 PM
حسام :
آقای هژیر احتمالا شما هم به دلیل دور بودن از فضای ایران همچنان دعوا را بین اصولگرا و اصلاح طلب و تندروها و میانه رو ها می دانید. باید بگویم الان نزاع بین مردم و تمامیت خواهان هست. تمامیت خواهانی که نه در قالب یک جناح سیاسی بلکه صرفا در قالب یک تشکیلات زورگوی اطلاعاتی امنیتی قابل تعریف هستند. و هدفی جز سلطه همیشگی و به هر قیمت ممکن بر ایران و سرنوشت ایرانیان ندارند.
مشکل این نامه مخاطب آن و یا افکار تهیه کنندگانش و امضا کنندگانش نیست. بلکه تقلیل دادن معضل کنونی ایران به اختلافات داخلی و عوض کردن صورت مسئله ای هست که روبروی ما قرار گرفته است.
علاوه بر این از محتوای نامه چیزی که به درد مردم عادی و روشنگری برای آنها بخورد دیده نمی شود. مگر اینکه آن فرد عادی را به گمراهی بکشد که این مسائل الان ایران یک جنگ و جدال سیاسی هست که حالا امکان دارد یک طرف تقلب کرده یا بیش از حد از زور استفاده کرده یا اینکه طرف مقابل زده زیر قواعد بازی.
از دید من تنها فایده این نامه این است که 200 نفر نخبه با گرایش های فکری متفاوت متفق القول زیر نامه ای را امضا کرده اند. ولی محتوای نامه بسیار متفاوت از واقعیتی هست که ما در ایران باهاش روبرو هستیم و آن را حس می کنیم.
حسام - July 2, 2009 08:00 PM
سر توماس :
نامه ای که دوستان قبل از انتشاز این نامه در رد و انتقاد ازش منتشر کردند رو خوندم. یک مشکل بنیادی این اون متن اینه که هیچ راه حل جایگزینی مطرح نمیکنه و در در ایده ال گرایی و شعار و محکوم کردن تند باقی میمونه. در حالیکه یک فلسفه وجودی نامه ای که نامه ای که امضا شد، اینه که حرف متفاوتی بزنه که شاید عملی تر باشه و از یک راه دیگه منشأ اثر بشه. من خودم شخصا هیچ شکی در کودتا بودن خیلی از این وقایع اخیر ندارم وخیلی اونها رو جنایت میدونم، اما فکر نمیکنم اینکه ما گزینههای مختلف رو موازی در نظر بگیریم، لطمه ای به موقعیت الان بزنه. مشکل اصلی که الان هر حرکت اعتراضی داره خفه میشه اینه که هیچ حمایتی از طرف محافظه کاران معقول تر و معتدل تر ازش نمیشه. این نامه شاید یه قدم در جهت جلب این حمایت باشه.
دیدگاههایی که این منتقدان این نامه مطرح میکن از چندین کانال تا به حال مطرح شده. به نظرم خیلی غیر واقع بینانه و غیر منطقی است که بگیم تنها با یک نامه (اینکه بالا اومده)، کل اون محکوم کردن های خشونت ها زیر سوال میره. این نامه امتحان کردن یه شیوه متفاوته بدون اینکه قبح تقلب واو خشونت ها رو ندیده بگیره. به صراحت داره میگه "به نظر جمعی از ما انتخابات ریاست جمهوری اخیر با تخلفات بسیاری همراه بود، به اندازهای که حتی منجر به تغییر نتیجه شده است. عملکرد نادرست نیروهای دولتی، نظامی و انتظامی پس از انتخابات به ریختن خون هموطنان و دستگیریهای گسترده و بیقاعده منجر شده و چه بسا این برخوردها بخشی از طرحی جامع برای حذف جمهوریت از نظام جمهوری اسلامی ایران است." پس اگر کسی جزو این گروهه میتونه نامه رو امضا کنه. در عین حال ایجاد رابطه و زبان مشترک با محافظه کاران معقول رو هم یکی از الویت هاش قرار میده.
سر توماس - July 2, 2009 08:20 PM
زهرا :
سلام
این افراد خیلی مختلف و پراکنده اند! روند امضای این نامه چه جوری بوده؟
زهرا - July 2, 2009 09:13 PM
آرش :
من پس از چند خط خوندن این مطلب حوصله بقیه اش را نداشتم. با توجه به کامنتهای دوستان معتقدم بیانیه ای خوب برای زمان بن بست است که در حال حاضر ما به بن بست نرسیدیم. ببرهای تامیل یا اسراییل و فلسطین به بن بست رسیدند. ما در شرایطی هستیم که می توانیم مطالباتمان را افزایش بدیم
آرش - July 2, 2009 10:34 PM
ب ن ن :
به هژیر: اولا هم «تعیین هیات مورد توافق طرفین» عین حرف شورای نگهبان بود و هم آزاد کردن زندانیانی که «مدرکی دال بر نقش فعال آنان در آشوب ها و اغتشاشات موجود نیست» عینا حرفی است که وزیر اطلاعات گفت. اتفاقا تمام برنامه های این نامه کاملا با حرفهای تندروترین بخش جناح راست مطابق است و هیچ کمکی به تغییر ذهنیت افراد به گمان شما «میانه رو» جناح شما نمی کند. چیزی که شما در این بیانیه فراموش می کنید این هست که این حرفها در خلا گفته نمی شود. وقتی در شرایط فعلی تشکیل هیات مورد توافق بی معناست، تکرار این حرف از جانب شما، تنها کمک به مواضع تندروانی هست که ادعا دارند، علارغم دعوت از نمایندگان موسوی، موسوی حاضر به همکاری با ایشان نشده است. اما نقطه ضعف اصلی این نامه در تکرار مواضع وزیر اطلاعات در مورد بازداشت شدگان هست: وقتی وزیر اطلاعات با تکرار عین حرف شما و آزاد کردن عده ای از بازداشت شدگان، سناریو اعتراف گیری را کلید می زند، تکرار حرفهای او به معنای توجیه عملکرد وزارت اطلاعات و کمک به پروژه دولت کودتاست. ثانیا، من شخصا در مورد سه تن از این امضا کنندگان دست راستی در این لیست، آشنایی دارم. این افراد، نه تنها بویی از «میانه روی» نبرده اند، بلکه متعلق به تندروترین گروههایی هستند که همواره در پی زمینه سازی تئوریک برای فجایع رخداده در هفته های اخیر بوده اند. شما واقعا از خودتان سوال نمی کنید، که چرا این افراد با این سوابق دراین شرایط این نامه را امضا کرده اند؟
ب ن ن - July 2, 2009 11:13 PM
ب ن ن :
به بی نام: نوشته اید که «معتقدیم که دعوای بین چریکهای تامیل و دولت سریلانکا باید پشت میز مذاکره حل شود یا مساله فلسطین و اسراییل راه حل نظامی ندارد، و... اما وقتی که نوبت به کشور خودمان می رسد احساسات جای منطق را می گیرد» کسی مخالفتی با مذاکره در شرایط برابر ندارد. مشکل اینجاست که صحبت از مذاکره در شرایطی که تمامی اعضای موثر ستادها در بازداشت به سر می برند و جو کودتایی سراسر کشور را گرفته، به جز لطیفه ای که اتفاقا از طرف کودتاچیان هم مدام تکرار می شود به چیز دیگری نمی ماند.
ب ن ن - July 2, 2009 11:15 PM
ب ن ن :
به سرتوماس: نوشته اید که «این نامه امتحان کردن یه شیوه متفاوته بدون اینکه قبح تقلب واو خشونت ها رو ندیده بگیره.» اولا که این شیوه لااقل در ده سال گذشته بارها و بارها تکرار شده و بی فایدگی اش عیان گشته است. راه پیشنهادی شما کاملا مشابه استراتژی اصلاح طلبان پس از فاجعه کوی دانشگاه و تعطیلی فله ای مطبوعات است که با عنوان مضحک «آرامش فعال» از سوی گروههای «اصلاح طلب» دنبال شد. بسیار دردناک است که بسیاری از سران اصلاح طلب که در بازداشت به سر می بند، در حقیقت نتیجه عملی ناایستادگی خود در برابر فاجعه گوی را پس از ده سال می بینند. اتفاقا آنچه که شیوه ای جدید و متفاوت در این بیست سال گذشته است، روش ایستادگی و مقاومت موسوی است. ثانیا، حتی با فرض اینکه معترضان به این نامه راه حلی ارائه نداده اند، دلیل بر درست بودن رویکرد امضا کنندگان این نامه نیست. ای بسا که بی عملی بسیار بهتر از اعمال ضرر آفرین است. ثالثا، اگر شما واقعا به دنبال برنامه عملی هستید بند های آخر بیانیه اخیر میر حسین موسوی، راهکارهای بسیار بهتری از رویکرد صدبار امتحان شده و شکست خورده این نامه که طبق معمول تقاضای «کاهش انتظارات» دارد، پیشنهاد می کند.
ب ن ن - July 2, 2009 11:15 PM
ب ن ن :
به سرتوماس و سایرینی که بدنبال راهکارهای عملی هستند: بخش آخر بیانیه اخیر میرحسین موسوی (به تفاوت بند آخر در مورد دستگیرشدگان و بند این نامه در این مورد دقت کنید):
گروهی از نخبگان بر سر آنند که گرد هم آیند و با تشکیل جمعیتی قانونی صیانت از حقوق و آرای پایمال شده مردم در انتخابات گذشته را از طریق انتشار مدارک و اسناد تقلبها و تخلفهای انجام گرفته و نیز رجوع به محاکم قضایی پیگیری کنند و نتایج آن را مستمرا به اطلاع عموم مردم برسانند. اینجانب نیز به این جمع میپیوندم. این گروه اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی را در دستور کار خود خواهد داشت و علاوه بر آن در این مرحله مطالبات زیر را دنبال خواهد کرد:
- توقف برخوردهای امنیتی، فوق امنیتی و نظامی با مسائل انتخاباتی و بازگشت کشور به فضای طبیعی سیاسی
- اصلاح قانون انتخابات به نحوی که امکان تکرار تقلبات گسترده را از بین ببرد و بیطرفی نهادهای مجری و ناظر را تضمین کند
- رعایت اصل 27 قانون اساسی در مورد آزادی تجمعات
- آزادی مطبوعات و رفع توقیف از آنها
- فعالیت مجدد سایتهای خبری مستقل
- ممنوعیت مداخلات غیرقانونی دولت در فضای ارتباطی، نظیر اینترنت، پیامهای کوتاه، و جلوگیری از قطع ارتباطات تلفنی و شنود مکالمات مردم و هر گونه تجسس دیگر
- توقف برخوردهای یکجانبه، افترا، دروغپردازی و اهانت در رسانه رسمی کشور
- برخورداری از کانالهای مستقل تلویزیونی در خارج و داخل کشور
- صدور مجوز برای تشکیل جمعیتهای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی
- آزادی همه دستگیرشدگان سیاسی، ابطال پروندهسازیهای جعلی امنیتی و دخالت ندادن پروندههای جاری در برخورداری آنها از حقوق اجتماعی
ب ن ن - July 2, 2009 11:19 PM
rahman :
قانون اساسی اول انقلاب که فروردین 58 تهیه شد یک حکومت جمهوری عادی بود که حتی تلاش در ایجاد جامعه ای اسلامی هم داشت. چند ماه بعد این قضیه ولایت فقیه توسط آقای منتظری پیش کشیده شد و پیشنهاد داد آن نظریه فقهی آقای خمینی در باب ولایت فقیه بیاید و بشود مبنای ان قانون اساسی که قبلا در فروردین 85 به تصویب ملت رسیده بود.
بازرگان گفت: که این قبای ولایت فقیه که شما دوختید فقط به تن همین آقای خمینی راست می آید!
و بله آن شد که نباید می شد. به جای حکوت عدالت دینی حکومت طبقه روحانی ایجاد شد. آنهم نه همه روحانیون! یک فرد! که بنا به قانون اساسی در مقام ولایت مطلقه فقیه هر کاری که به مصلحت امت اسلام بداند انجام می دهد!
بنابراین آقای خامنه ای بسیار قانونی عمل می کند!
انتخابات که سهل است ولی فقیه به قول آقای آذری قمی از فقهای قبلی حتی می تواند نماز را تعطیل کند!
پس اگر قانون اساسی را قبول داریم باید گردن بگذاریم !
rahman - July 2, 2009 11:24 PM
دوست راه دور :
حامد جان با توجه به نگاه واقع بينانه و غير احساسي تو خيلي مشتاقم راجع به بحث اعترافات ا.م نظر بدي. با توجه به ابهامات دوطرف
دوست راه دور - July 2, 2009 11:49 PM
kimi :
merci az to.. Merci az to
kimi - July 2, 2009 11:58 PM
محمد :
متاسفانه اوضاع طوری شده که هوچی گری و فحش و تظاهر به عصبانیت شده نشانه ی فهم و درک.
کسانی که به این نامه حمله می کنند، چرا حرفی از ایده ها و برنامه های خودشون نمی گن. نشستن و قرقر کردن و اربده کشیدن که هنر نیست. فکری دارید بگین. اگر هم فکرتون اینه که انقلاب کنیم و بریم صدا و سیما رو بگیریم من حرفی در جواب ندارم. تشکیل کمیته ی بی طرف که موسوی و کروبی وزن خوبی توش داشته باشن می تونه یکی از دست آورد های تظاهرات-هایی باشده که متاسفانه داره صرفا یک احساس افساردگی برامون به جا میذاره. اگه هدف قابل دسترس تر دیگری دارید خوب بگید! چرا داد و بیداد می کنید فقط؟
محمد - July 3, 2009 12:23 AM
سارا :
من با محتوای نامه موافقم. به نظرم با جنجال نمی شه مسایل را حل کرد و باید از راه منطقی مشکلات را حل کنیم. مخصوصا ماها که خودمون را روشنفکر و تحصیل کرده می دانیم.
سارا - July 3, 2009 12:45 AM
بی نام :
به نظرم با جنجال نمی شه مسایل را حل کرد تا کی باید با شلوغ بازی کارمون را جلو ببریم. مگر شعار ما (طرفداران موسوی) قانون مداری نبود؟ پس چی شد؟
بی نام - July 3, 2009 12:57 AM
:
سلام به دوست عزیز «ب ن ن» و دیگر دوستان
من نامه فوق را امضا کردم هرچند بعد از جنایات حکومت ابدا امضای آن برایم ساده نبود (به دنبال نامم در لیست نگردید که نام بالا، به دلایل بدیهی، مستعار است!) من البته در جریان تهیه متن نامه نبودم ولی در اینجا فقط به چند نکته کوتاه که دلیل من برای امضای نامه است اشاره میکنم:
۱) پیشنهاد تشکیل کمیته مشترک و مورد قبول طرفین، علیرغم آنچه دوستان مدعیاند هیچ ربطی به کمیتهای که شورای نگهبان تشکیل داد ندارد. دوستان خیلی راحت از «مورد قبول طرفین» میگذرند و موضوع را به سادگی تحویل میکنند! به نظر من تفسیری که از این بند میشود بسیار نزدیک به آن چیزی است که خود آقای موسوی در نامه آخرش به شورای نگهبان گفت. کمیته پیشنهادی شورای نگهبان را کی موسوی و کروبی قبول کردند؟ با چه منطقی پیشنهاد این نامه را تحویل دادهاید به کمیته شورای نگهبان؟! برای اینکه کلیگویی نکرده باشم. پیشنهاد موسوی را در پایان به صورت نقل قول آوردهام.
۲) تشکیل کمیته بالا دقیقا برخلاف نظر سلطان فقیه است. مگر ایشان نگفت که فراتر از روالهای قانونی موجود نخواهد رفت و عملا تصمیم انتخابات را به شورای نگهبان واگذار کرد؟ حالا سوال من از شما این است: وقتی جناب سلطان چنین صراحتی دارد و شما نامهای پیش رو دارید که نظر ایشان را تقریبا صریح رد میکند و به علاوه طرفداران ایشان هم آن نامه را امضا میکنند و در رسانههای خودشان هم منتشر میکنند، آیا چنین نامهای را امضا نمیکنید؟ دیگر چطور میخواهید ایده ظالمانه «فصل الخطاب» بودن نظر ایشان را، در این وضعیت اسفبار خبررسانی، به چالش بکشید؟ بله اگر من هم تریبون صداوسیما داشتم و بدون دغدغه میتوانستم سخنان تشویشگونه خیلی از نزدیکان سلطان را در آنجا پاسخ بدهم که معلوم است از آن استفاده میکردم! ولی به قول خودتان در خلا که زندگی نمیکنیم.
۳) من با بعضی از نظراتتان موافقم به خصوص در این مورد که نامه موضع روشنی در مورد خشونتهای اخیر، که به نظر من خیلی از انتخابات مهمتر بود، ندارد. ولی دوست عزیز توجه نمیکنید که نامه به صراحت بیان میکند که موارد «حداقلی» و مورد توافق طرفین در اینجا ذکر شده؟ معلوم است که اگر نامه قضاوت مشخص من و شما را در مورد جنایات داشته باشد و به خصوص خشونت وحشیانه ۳۰ خرداد را، به درستی، به سخنرانی تاریخی روز جمعه حضرت سلطان پیوند دهد، دیگر نه امکان انتشارش در رسانههای داخل کشور میماند نه متنی مورد توافق طرفین خواهد بود که از طرف مقابل هم کسی آن را امضا کند.
با همه این اوصاف هیچ حرکت مثبتی در این اوضاع بدون نقص نیست. بله موافقم قسمت مربوط به آزادی زندانیان میتوانست متفاوت باشد و کماکان امضای دوستان مخالف با نظر ما را نیز جذب کند ولی من باز به نظرم باید به دوستانی که زحمت تهیه نامه را کشیدهاند «خسته نباشید» گفت.
قسمت پایانی از نامه موسوی به شورای نگهبان را در زیر ببینید:
«لذا اینجانب ضمن تأکید مجدد بر ابطال انتخابات به عنوان مناسب ترین راه برون رفت از معضل ایجاد شده و بازسازی اعتماد عمومی و صرفاً برای اینکه راهی نیز جهت رسیدگی از طریق یک هیأت حکمیت ملی گشوده بماند و اعتراض قانونی مردم در مرجعی مورد رسیدگی قرار گیرد که بتواند مورد اجماع ملی و وفاق عمومی بوده و رأی آن مورد قبول عموم رأی دهندگان و مایه اطمینان خاطر مردم باشد، پیشنهاد می کنم که موضوع به حکمیتی شرعی و قانونی و مستقل که مورد اتفاق نامزدها و حمایت آن دسته از حضرات آیات و مراجع عظام تقلید که حل و فصل موضوع را پیگیری نموده اند، باشد ارجاع داده شود.»
Anonymous - July 3, 2009 01:30 AM
:
به ب.ن.ن
در مورد راهکارهایی که موسوی ارایه کرد:
1-اگر مدرک مستدل آوردن باید اولویت داشته باشه چرا ایشون ازشب انتخابات خودشون رو رییس جمهور خواندند و داد تقلب و مهندسی نتایج سردادند بدون مدرک قابل استنادی. اتفاقا آوردن دلیل و مستدل حرف زدن یکی ازموارد اصلی این نامه است
2-این نامه های یکجانبه بارها و بارها بی اثری خودشون رو اثبات کرده اند. مهم نیست که ما مدام حرف قشنگ ، ایده ال گرایانه،و هیحان برانگیزبزنیم. مهم این است که ازتوی این حرفها چیزی در بیاید. که حداقل این نامه با ترکیب امضا کنندگانش تضمین کرد که همه گروههای سیاسی بتوانند دسترسی بهش داشته باشند. متاسفانه نامه های یک طرفه حتی اگر کاملا منطبق بر واقعیات باشند چنین اثری ندارند.
3- ایستادگی و سرسختی بدون تکیه بر منطق و ارایه مدارک مستند راه به جایی نمی برد و فقط باعث تقویت مواضع مخالفان ایشان و ریزش موا فقان می شود.
4- اینکه تعدادی از اعضا ستاد آقای موسوی در بازداشت هستند، دلیلی بر دنبال نکردن روش مستدل و گفتگو نیست.
Anonymous - July 3, 2009 01:35 AM
سلمان :
ببخشید! برای کامنت آخر که دلایل امضای نامه را نوشتم میتوانید از نام «سلمان» برای پاسخ استفاده کنید!
سلمان - July 3, 2009 01:36 AM
:
به آرش
ایکاش کل نامه را می خواندی بعد جواب می دادی.
اتفاقا هدف من از امضا کردن نامه این بود که قبل از اینکه به بن بست برسیم از رویکرد منطقی تبعیب کنیم. اینکه می بینیم و دیدیم که دعوای بین چریکهای تامیل و دولت سریلانک یا مساله فلسطین و اسراییل حل نمی شود این است که گروهها ی درگیر ابتدا هرکدوم فکر می کردند که می توانند امتیاز از طرف مقابل بگیرند و نهایتا کار به جایی کشید که همه می بینیم. امیدوارم که به اون مسیر کشیده نشیم.
Anonymous - July 3, 2009 01:54 AM
شورا :
من قبول ندارم که در یک نامه باید دو جناح به هم نزدیک بشن. هر کس مواضع خودش رو داره و بر مبنای همون هم بیانیه می ده. آیا این نامه برای مردم بوده یا برای حکومت؟ اگه برای مردم بوده که من موافق نیستم که اکثریت مردم محافظه کارن. خیلی از مردم عادی حتی اگه به دولت فعلی رای دادن دلیلش ناآگاهی یا سیاست های پوپولیستی دولت بوده نه محافظه کاری خودشون و این نامه به نظر من نه به زبون این عده نوشته شده، نه آگاهیشون رو افزایش می ده. این مردم عادی استادهای دانشگاه محافظه کار رو هم بعید می دونم بشناسند که روی حرف اونها حساب کنند. اگه مخاطب حکومت بوده که می شه گفت یک کار کاملا سیاستمدارانه نه سیخ بسوزه و نه کباب بوده و به همین دلیل برش مناسب رو نخواهد داشت. پیشنهاد هم همون طوری که گفتم اینه که این دو گروه از هم جدا می شدن و هر کدوم با ادبیات خودشون حرف خودشون رو می نوشتن (البته اگر به تاثیر گذاری بیانیه اعتقاد داشتن). با این روش حداقل بعضی از واضحات در این نامه که از زبان عده زیادی هست انکار نمی شد.
شورا - July 3, 2009 02:03 AM
هژیر :
ب ن ن: گفتی که: "اولا هم «تعیین هیات مورد توافق طرفین» عین حرف شورای نگهبان بود و هم آزاد کردن زندانیانی که «مدرکی دال بر نقش فعال آنان در آشوب ها و اغتشاشات موجود نیست» عینا حرفی است که وزیر اطلاعات گفت. اتفاقا تمام برنامه های این نامه کاملا با حرفهای تندروترین بخش جناح راست مطابق است"
این حرف کاملا با حقایق در تناقض هستش. لطفا جملاتی را که از شورای نگهبان و وزارت اطلاعات عینا این معنا را میآورند نقل کنید. با این استدلال شما "آزادی همه دستگیرشدگان سیاسی" نیز که آقای موسوی بیان کرده آب به آسیاب وزارت اطلاعات میریزد چرا که آنها میگویند ما هیچ دستگیری سیاسی نداریم و همه دستگیریها به خاطر صدمه به اموال عمومی و الخ میباشد!
بعضی شواهد دیگر بر تناقض این نامه با مواضع تندروها در درون سیستم این است که 1- کار جمع آوری امضا در میان اصولگرایان کاملا مشکلتر از این روند در میان طرفداران موسوی/کروبی بود 2- هیچ کدام از نهادهای خبر رسانی درون حکومت (فارس, ایرنا...), با وجود قول مساعد اولیه, در انتها به چاپ نامه اقدام نکرد. در حالی که تمامی گروههای خبری اصلاح طلبان نامه را انتشار دادند و بی بی سی به تحلیلش پرداخت.
اگر شما داده های به این شفافی رو ندیده بگیری و همینطوری حرفهای کلی در مورد همراهی نامه با تندرو ترین گروههای مملکت بزنی زبان من و هر کس دیگری که با منطق و داده بحث میکند از قانع کردن شما قاصر خواهد بود.
هژیر - July 3, 2009 02:49 AM
هژیر :
حسام: گفتی " باید بگویم الان نزاع بین مردم و تمامیت خواهان هست."
این نکته کلیدی میباشد, اگر قبول کنیم که اکثریت مطلق مردم (مثلا 85-90%) الان خود را در مقابل تمامیت خواهان میبینند, این نامه محلی از اعراب ندارد و ضررش بیش از منفعتش است. احتمالا این اکثریت در تهران (یا قسمتهای میانه به بالای شهر) به وجود آمده باشد, اما در مورد اکثریت مردم ایران گزاره فوق با داده ها همخوانی ندارد. برای مثال:
1- مستقل از نتیجه واقعی انتخابات که احتمالا هرگز معلوم نخواهد شد, گزارشات نمایندگان موسوی/کروبی از صندوقهای سالم (قسمتی از این داده ها در همین سایت جمع آوری شد) حاکی از رای قابل توجه احمدینژاد در بیشتر کشور دارد.
2- اطلاع رسانی در کشور توسط دولت کنترل کامل شده و بیشتر مردم خارج از تهران از فجایع اتفاق افتاده در تهران خبر ندارند. حتی اخبار تهرانیها هم از ما خارج نشینان کمتر است. لذا مسیر دیدن واقعیتها و مخالف شدن با تمامیت خواهان پر دستانداز است.
وارد کردن بخش بزرگتری از مردمی که به طور عادی فقط از تلویزیون ایران اطلاعات میگیرند به بحث نگرانیها برای کشور از اهداف مهم این نامه است.
هژیر - July 3, 2009 03:04 AM
BA :
be Hajhir e aziz va baghie doostan ke dast be name neveshtaneshoon khoobe:
lotf konin az masir e asli door nashin..
ma ba yek dictatorie mazhabi va afradi ke tarafdareshan taraf hastim..
bebinin ma ye seri adame khar mazhabi darim ke mo'taghed hastan hame badi tarikh az oonjayi shoroo shod ke Fateme Zahra beyne dar o divar koshte shod va khelafat be ali naresid..ba'd ham emam hossein oon joori too karbala halak shod..ba Shie' be in khari ke nemishe barkhorde manteghi kard...Alan Khamenie ham fekr mikone ke hamoon ali e tanhast o ba ye seri afrade aghaliat bayad be aksariat zoor bege...in harfe khodeshe...bebin innafundamentalist haye mazhabi hastan ke hame ja hastan...az taleban ta zionist ha ta evangelica ha..
inna nabayad ghodrat dasteshoon bashe..
oon angal hayi mesle Behbahani o Mahsooli o Kordan noon be nerkhe rooz khoran..farda ham risheshoon roo mitarashan o mian zire beyraghe Reza Pahlavi shoar midan...moshkel inne ke ma ye bar baraye hamishe begim Dictatorie Mazhabi natijash hamine..
moshkel hamin Velayat e Faghihe..
alan vaghteshe ke be rishe bezani...bahse rast o chap nist...bahse inne ke in kahr mazhabi hayi ke Vafate Fateme roo tabdil kardan be shahadat alan ham vazifashoon midoonan ke har joor beshe Ideology khodeshoon roo bechoopan eb baghie be har esmi...
ma ye bar baraye hamishe bayad ba inna tasvieh hesab konim..alan az loone oomdan biroon vaghteshe...
BA - July 3, 2009 08:24 AM
BA :
be Hajhir e aziz va baghie doostan ke dast be name neveshtaneshoon khoobe:
lotf konin az masir e asli door nashin..
ma ba yek dictatorie mazhabi va afradi ke tarafdareshan taraf hastim..
bebinin ma ye seri adame khar mazhabi darim ke mo'taghed hastan hame badi tarikh az oonjayi shoroo shod ke Fateme Zahra beyne dar o divar koshte shod va khelafat be ali naresid..ba'd ham emam hossein oon joori too karbala halak shod..ba Shie' be in khari ke nemishe barkhorde manteghi kard...Alan Khamenie ham fekr mikone ke hamoon ali e tanhast o ba ye seri afrade aghaliat bayad be aksariat zoor bege...in harfe khodeshe...bebin innafundamentalist haye mazhabi hastan ke hame ja hastan...az taleban ta zionist ha ta evangelica ha..
inna nabayad ghodrat dasteshoon bashe..
oon angal hayi mesle Behbahani o Mahsooli o Kordan noon be nerkhe rooz khoran..farda ham risheshoon roo mitarashan o mian zire beyraghe Reza Pahlavi shoar midan...moshkel inne ke ma ye bar baraye hamishe begim Dictatorie Mazhabi natijash hamine..
moshkel hamin Velayat e Faghihe..
alan vaghteshe ke be rishe bezani...bahse rast o chap nist...bahse inne ke in kahr mazhabi hayi ke Vafate Fateme roo tabdil kardan be shahadat alan ham vazifashoon midoonan ke har joor beshe Ideology khodeshoon roo bechoopan eb baghie be har esmi...
ma ye bar baraye hamishe bayad ba inna tasvieh hesab konim..alan az loone oomdan biroon vaghteshe...
BA - July 3, 2009 08:25 AM
Mardavij :
به هژیر،
من از دیدنِ نام برخی افراد در این پای این نامه تعجب کردم (از برخی از آنها بعید میدانستم که چنین مزخرفاتی را امضا کنند). حدس زدم شاید دلیل امضایشان این بوده است که تو در توزیع نامه نقش داشتهای و آنها هم با اعتماد به تو متن نامه را به دقت نخواندهاند و بدون توجه کافی به محتوا آن را امضا کردهاند. کامنتهای فعلی تو در اینجا و مصاحبهات با بیبیسی این حدس قبلی مرا (در نقش تو در جمعکردن امضاها) تأیید کرد. کاری به این ندارم که انگیزهات چه بوده است، مشارکت فعال تو در نوشتن این نامه و امضاجمعکردن برای آن، در بهترین حالت، تحلیل بسیار غلط تو را از وضعیت حاضر نشان میدهد.
Mardavij - July 3, 2009 02:31 PM
:
میشه احساساتی بودن، تحت هیجان قرار گرفتن را از نحوه پاسخ دادن و انتخاب لغات دوستان مخالف دید. اینجاست که به مرد آویج باید گفت "ادب مرد به زدولت اوست"
Anonymous - July 3, 2009 03:37 PM
:
برادر من مرد آویج من نمی دونم که چرا یکی باید به خودش اینقدر اطمینان داشته باشه که عمل تعداد زیادی آدم دیگه که همه تحصیل کرده هستند و با فکر کاری رو انجام داده اند رو مزخرف بدونه. این یقین در مسا یل اجتماعی از کجا می آید؟ نه اینست که از جهل ناشی می شود؟ این ترکیب یقین بر گرفته از جهل همراه با ادبیات تحقیر کننده من رو یاد یکی از کاندیداهای ریاست جمهوری انتخابات دهم می اندازه!
Anonymous - July 3, 2009 03:51 PM
:
با سلام
همانطور که در بیانیه اومده این بیانیه یک درخواست حداقلی از تمام گروههاست ولی انصافا نسبت به بیانیه هایی که زباد شده این روزا طیف بیشتری از هموطنها رو در بر می گیره.
من خودم این بیانیه رو امضا کردم چون معتقدم از جاده تهران قم کسی انتظار نداره به رشت برسه یعنی:
با خشونت نمی شه علیه خشونت مبارزه کرد.
با انحصار نمی شه علیه انحصار طلبی مبارزه کرد.
خواسته با ناخواسته احمدی نژاد یک واقعیت درون کشورمااست و چه بخواهیم چه نه فعلا حداقل 15 میلیون طرفدار داره شایدم بیشتر ما ازدست احمدی نژاد عصبانی هستیم خیلی زیاد اما آیا می توان او و طرفداراش رو حذف کرد حتی اگه بشه این کار درسته؟
هموطنای من کی و کجا سراغ داریم که ملتی با برادرکشی و حذف یکدیگه دوام داشته.
ما به احمدی نژاد و بخشی از حکومت منتقدیم چون اونا در این 30 سال خیلی از ما رو ندیدن اما به خاطر ایرانمون راضی نشیم به تفرقه تو کشورمون . ما پای خواسته هامون وامیستیم. ما با حرکت مدنیمون به حکومت نشون می دیم که جواب خواسته مدنی جواب مدنیه.
Anonymous - July 3, 2009 09:49 PM
محمد :
آقا (یا خانوم) مردویج:
به هژیر گفتی "حدس زدم شاید دلیل امضایشان این بوده است که تو در توزیع نامه نقش داشتهای و آنها هم با اعتماد به تو متن نامه را به دقت نخواندهاند و بدون توجه کافی به محتوا آن را امضا کردهاند."
شما بقیه رو مثل خودت فرض کردی. این نامه هم یکی از بهترین کار هایی بود که در این آشفته بازار شد.
مذخرف هم طرز صحبت شماست. تحلیل شما خیلی عمیقه؟ نتیجه-ی عملیش رو بگو اینجا که ما یاد بگیریم و دستورات شما رو دنبال کنیم.
محمد - July 3, 2009 11:22 PM
ب ن ن :
پاسخ های کوتاه:
به محمد: پاسخ شما در مورد پیشنهاد عملی به صورت مفصل در پاسخ به سر توماس و کامنت بعدی داده شده بود. شما بهتر است به جای متهم کردن دیگران به «نشستن و قرقر کردن و اربده کشیدن» نقطه نظرات مخالفان این نامه رو بخوانید.
به سارا: من خیلی متوجه نشدم چرا شما اعتراض به ظلم آشکار را «غیر منطقی» و منوط کردن این اعتراض به «بررسی کمیته حقیقت یاب» «مورد توافق طرفین» آنهم در شرایطی که تشکیل چنین کمیته ای لطیفه ای بیش نیست را حرکتی «منطقی» می دانید؟
به بی نام : اصولا در شرایطی که همه در زندان به سر می برند و مقدمات محاکمات کذایی و اعتراف گیری ها و اتصال به بیگانه در جریان است، اعتراض به کودتا، جنجال نیست. بیان حق است.
ب ن ن - July 4, 2009 01:22 AM
ب ن ن :
به دوستی که نامش به دلایل بدیهی مستعار است:
۱) در مورد پاسخ موسوی به شورای نگهبان، که تنها در انتهای پاراگراف آخر، آنهم به قصد خنثی کردن سیاست شورای نگهبان، موضوع «حکمیت» را پیش می کشد، بقیه آن نامه بلند تماما بیان دلایل لزوما ابطال انتخابات هست. بنابراین این نامه تفاوت بنیادینی با پاسخ موسوی دارد. در ضمن من بندهای آخر پیشنهادات آخرین بیانیه موسوی را هم گذاشتم که کاملا با تمامی مواد نامه ای که شما امضا کرده اید فرق دارد.
۲) همونطور که شما هم تایید کرده اید، ما در خلا زندگی نمی کنیم. به طور مثال اینکه شورای نگهبان روزها پس از تایید صریح رهبر، صحت انتخابات را تایید کرد، نشانی از مخالفت ایشان با نظر رهبر نداشت. اعمال سیاسی تنها در قالب شرایط معنا می یابند. وقتی کسانیکه به صورت آشکار از کشتار مردمی که اعتراضشان را به صورت مسالمت آمیز بیان می کردند، دفاع تئوریک می کنند، پای این نامه را امضا می کنند، به باور من شما باید در مورد نتایج «عملی» این نامه بازنگری کنید.
۳) در انتها باید بگویم که اساسی ترین دلیل و انگیزه من برای مخالفت با این نامه، جنایات مرتکب شده توسط رژیم کودتاست. به باور من مساله انتخابات هم اکنون مساله ثانویست. بالفرض که واقعا آقای احمدی نژاد ۲۴ میلیون رای داشتند. آیا این رای به ایشان اجازه می دهد که در شب انتخابات و پیش از حتی آغاز رای شماری در بسیاری از شعب، اعضای فعال ستاد موسوی و کروبی را دستگیر کنند؟ و سپس مردمی را که به مسالمت آمیز ترین نحوه اعتراضشان را ابراز می گردند، تعرض کرده، کثیری را به خاک و خون بکشند؟ «حداقل» مورد قبول هر انسان آزاده ای باید شامل اعتراض به این «ظلم» باشد. این حرف، نه سخنی احساسی، بلکه رویکردی «عملی» است که برآمده از شکست ده ساله سیاست های آشتی جویانه با «قاتلان» زنجیره ای و «عاملان» فاجعه کوی است.
بر این اساس من با احترام به تلاشهای متولیان این نامه، آن را به شدت مضر و تداوم رویکردی شکست خورده و به بن بست رسیده می دانم
ب ن ن - July 4, 2009 01:25 AM
ب ن ن :
به سلمان: ۱) مدارک مستند موسوی برای تقلب انتخاباتی در بیانیه های ایشان منعکس شده است.
۲) اثر اصلی «عملی» این نامه چند جانبه هرگز فراتر از توجیه جنایات رژیم برای مخاطبان «الف» و «سحر نیوز» نخواهد بود. لطفا به بند سوم پاسخم به دوستی که نامش به دلایل بدیهی مستعار است، مراجعه کنید.
۳) به بند ۱ مراجعه کنید.
۴) اینکه شما از آقای موسوی در شرایطی که اعضای ستادشان بازداشت هستند، چیزی بیشتر از نکاتی که تاکنون مطرح کرده است، طلب می کنید، مانند این است که متهمی را در دادگاه از حق دسترسی به وکیل محروم کنید و آن وقت «ضعف» دفاعیه اش را تقصر وی بدانید. لطفا به این مثال دقت کنید، و سرسری از آن نگذرید.
ب ن ن - July 4, 2009 01:27 AM
ب ن ن :
به هژیر: ۱) «آزادی فوری همه بازداشت شدگانی که در روزهای اخیر بدون طی مراحل قانونی بازداشت شده اند و مدرکی دال بر نقش فعال آنان در آشوب ها و اغتشاشات نیست» دقیقا منطبق بر سخنان وزیر اطلاعات هست که گفته:"کسانی که به نحوی در جریان اغتشاشات اخیر در زمینه تصمیم گیری نقش داشتند بازداشتند تا تکلیف آنها مشخص شود. این افراد منجر به حضور مردم در خیابان ها شدند. گروه دیگر از عناصر ضد انقلاب بودند که از شرایط موجود سوء استفاده کرده اند، این افراد دستگیر شده و آزاد نخواهند شد."آقای محسنی اژه ای روز دوشنبه، 8 تير، در حاشيه جلسه شورای اداری استان قم با اشاره به گروه سوم از بازداشت شدگان که آنها را مجری برنامه های شبکه های سازمان یافته نامیده، گفت:"عناصر اصلی این بخش دستگیر شده و بخشی از مردمی که تحت تاثیر جو ایجاد شده قرار گرفته و توسط پلیس دستگیر شده بودند، آزاد شدند و یا به زودی آزاد می شوند."
نکته ات در مورد «سود استفاده» ممکن وزارت اطلاعات از حرف موسوی در مورد آزادی زندانیان سیاسی با تغییر جرم آنها به «آسیب به اموال عمومی» بیشتر به یک لطیفه می ماند. آقایان تاج زاده، امین زاده، میردامادی، بهزاد نبوی، قوچانی و ... بیش از هر تجمع و آسیبی به اموال عمومی بازداشت شده اند. شما در متن نامه تان به صورت مشخص درخواست آزادی را منوط به «عدم وجود مدرکی دال بر نقش فعال آنان در آشوب ها و اغتشاشات» می کند و همسو با وزارت اطلاعات، اعتراضات مسالمت آمیز مردم را «آشوب و اغتشاش» می نامید و از سوی دیگر با پیشنهاد تلویحی اینکه عده ای از بازداشت شدگان «نقش فعال» در «آشوب و اغتشاشات» داشته اند به توجیه پیشاپیش محاکمات و پروژه های اعتراف گیری برای مخاطبان دست راستی می پردازید.
۲) این که عده ای از طرفداران موسوی -کروبی حاضر به امضا این نامه شده اند، دلیلی بر درست بودن آن نیست. جمع کثیری نیز مخالفت خود را پس از آگاهی از مندرجات نامه ابراز کرده اند، و گروهی از ایشان، امضا خود را پس گرفته اند که متاسفانه شما همچنان به انتشار نامه با امضا ایشان ادامه می دهید، من الجمله در همین پست حامد، اسامی افرادیکه چهار روز پیش امضایشان را پس گرفته اند همچنان هست. در مورد انتشار نامه در «الف» و «سحر نیوز» و نشریات به اصطلاح «معتدل» دست راستی و نه نشریاتی نظیر «فارس» بدیهی است که نامه شما به درد توجیه اعمال حکومت کودتا برای مخاطبان این رسانه ها بوده است، و متصور است که نشریاتی نظیر «فارس» پس از بررسی دوباره متوجه شده باشند که مخاطبان ایشان اصولا «توجیه» هستند. در مورد کار شدن خبر توسط رادیو زمانه ، بی بی سی و ... روشن است که این رسانه ها وقتی که جمعی با عنوان «نخبگان» که نمایندگی ایشان را فرد خوشنام و برجسته ای همچون شما بر عهده دارند، نامه ای امضا کنند، این خبر را پوشش خواهند داد. من از این پوشش خبری نتیجه نمی گیرم که این نامه لزوما به حرکت «اصلاح طلبان» کمک کرده است. اصولا اصلاح طلبان و نشریاتشان در چنان محاقی در این روزها به سر می برند که قابلیت پوشش چیزی را ندارند.
۳) من حرفهای کلی نزده ام. (افسوس که اتهام «حرف کلی» عینا مشابه پاسخ شورای نگهبان و وزارت کشور به معترضان است.) من به صورت مشخص، موارد کاملا روشن نامه را مورد نقد و اعتراض قرار داده ام، شما متاسفانه به جای پاسخ دادن به انتقادات معترضان، سعی در تصویر ایشان به صورت افرادی که هر کسی که «با منطق و داده بحِث می کند» از «قانع کردن ایشان قاصر است.» اگر هم اشاره ات به بند آخر کامنتم به شما که از شما پرسیدم که «این افراد، نه تنها بویی از «میانه روی» نبرده اند، بلکه متعلق به تندروترین گروههایی هستند که همواره در پی زمینه سازی تئوریک برای فجایع رخداده در هفته های اخیر بوده اند. شما واقعا از خودتان سوال نمی کنید، که چرا این افراد با این سوابق دراین شرایط این نامه را امضا کرده اند؟» هست، اگر علاقه مند باشید می توانم اسم این سه نفر را به صورت مشخص اینجا بیان کنم و حرفها و عملکردهای گذشته و حال ایشان را (که برای بسیاری از دانش آموختگان شریف آشناست) مطرح کنم تا «همراهی» شما و این «تندروان» و میزان «نخبگی» ایشان مشخص تر شود.
ب ن ن - July 4, 2009 01:31 AM
محمد :
اربده کشی هم شده بالا حاجی. شما که اینو به خودت گرفتی برو بالا رو بخون که ببینی.
گفتی: "به دوستی که نامش به دلایل بدیهی مستعار است:..."
فرق اسم مستعار با "ب ن ن" واقعا خیلی زیاده. ایول به شما که اینقدر شجاعی.
محمد - July 4, 2009 04:24 AM
محمد :
خوب گفت که نرود میخ آهنید در سنگ.
آقا یا خانم ب.ن.ن، گفتی "گر علاقه مند باشید می توانم اسم این سه نفر را به صورت مشخص اینجا بیان کنم". عزیز دل من. این که شما دوست داری این کار رو بکنی یا برای من و خیلی ها هیچ اهمیتی نداره. شما مثل اینکه خودت رو زدی به خواب. تو نامه به صراحت نوشته شده که این نامه نظرات هر دو طرف رو شامل میشه. از کسی که فکر می کنه تقلب شده و رئیس جمهور عوض شده (که شلوغ-کار هایی مثل تو میگن بهش کودتا). تا کسایی که گفتن اوضاع گل و بلبله (احتمالا مثل کسایی که فکر می کنی مثل شرلوک هلمز اسمشون رو کشف کردی). برای این شما 3 تا که هیچی، 170/2 یعنی 85 تا اسم هم بگی معنی خاصی نمی ده. حالا شما دوست داری بحث رو بکشی به جای دیگه تلاشتو بکن، این رو حقشو بهت میدیم.
محمد - July 4, 2009 08:22 AM
غولوم :
هم ولایتی ها کار از اینها گذشته اگر همین تعداد فردا بدون مجوز از وزارت کشور بیایند وتز فکریشون را در جلوی مجلس شورای اسلامی بیان کنند ماموران لباس شخصی بلائی که سر خانم ندا آقا سلطان آوردند بر سرشان خواهند آورد و آب از آب تکان نمی خورد ( یک جانباز بسیجی از طایفه خس و خاشاک )
غولوم - July 4, 2009 10:19 AM
:
اين بيانيه شرم آور طراحی شده توسط کسانی است که بعد از مشاهده اين حجم اتفاق در اين چند هفته اخير ، از درک ماهيت ماجرا عاجزند. صرف استاد دانشگاه يا محقق بودن يا داشتن مدال المپياد لزوماً درک و يا حتی صلاحيت اظهار نظر سياسی نمی آورد. ايشان يک تلفن به يکی از بستگانشان در ايران زده تا بفهمند گوشت و خون مردم واقعيت را چگونه می فهمند. هر چند بعضی آقايان هدفشان از اين ژست روشنفکرانه ، حفظ امکان رفت و آمد ، "خدمت" علمی در دانشگاه های داخل، و نرنجاندن خاطر محترم وزارت علوم دولت "قانونی" آينده است . با پوزش بسيار از دوستانی که احتمالاً متن را نخوانده يا نفهميده امضاء کرده اند.
Anonymous - July 4, 2009 10:44 AM
BA :
ye soal az Hazhir o baghie:
dooste man kojaye kari in bisharafa az hamoon tarfand e ghadimi e Safsate ke tanha chize khar mazhabi haye shie' hast daran estefade mikonan ke began NEDA roo engilisiha o mousavi o mardom koshtan o margesh mashkookeee!!!!!!!
Bebin BNN o Ehsan o Mostafa bahat harf zadan ghablan....tahlile masaele akhir kheili sadast...Systems Dynamics ham nemikhaad....bebin ye seri khar mazhab shie' sho'be Taleban Tehran o nooche haye moos moos kone door o varesh KODETA kardan..dige hamoon velayate motlaghe faghih ke hamash azash migoftan kamel shod...
aslan rast o chapi namoonde...aghlaniati nist....Agha hast o noochehash ke ya khar mazhab hastan ya manafeshoon eghteza mikone dooresh moos moos konan....
Hazhir Hazhir, too dige chera????
BA - July 4, 2009 10:52 AM
:
ای کاش تو عنوان این نامه از نخبه استفانه نمیشد. متاسفانه این امر باعث شد خیلی ها یاد عقده های فروخفتشون بیفتن. خوب شما هم اگه استعدادشو داشتی مدال می گرفتی. هر کسی در حد خودش. حالا خیلی اشکال نداره.
و اینکه نابغه جان اگه میخواستن بیان و برن که بدون نوشتن نامه مشکلی نداشتن!
شما هم اینجا همراه این رفیق پینگلیش-نویست بنویس تا خسته شی.
Anonymous - July 4, 2009 11:30 AM
:
اظهار پشیمانی یکی از امضاکنندگان:
http://www.facebook.com/note.php?note_id=122409174368&ref=nf
Anonymous - July 4, 2009 11:46 AM
محمد :
با كامنتاي ب ن ن خيلي حال كردم.توي اون پستي كه در مورد چگونگي هزينه درآمدهاي نفتي نوشته بودين هم كامنتاي فوق العاده اي داشت.
محمد - July 4, 2009 12:19 PM
بینام :
دوستی صحبتهای زیر رادر مورد نامه مطرح کرده بود که برای بحث اینجا مناسب است:
موارد زیر برداشت های شخصی من نسبت به نامه است و با توجه به این که من هیچ گونه مشارکتی در نوشتن آن نداشتم ممکن است این برداشت ها کاملا نادرست باشد. به هر حال صحبت من کلا در مورد روش بکار گرفته شده در این نامه و روش های شبیه به آن است. نکاتم را در چهار بخش تشریح می کنم:
1- محتوای نامه:
دو نکته اصلی در این نامه وجود دارد. اولا در این نامه وجود دو گروه با دو نظر مخالف نسبت به انتخابات به رسمیت شناخته می شود. منتقدین معتقدند که این نامه به " لوس کردن جنایات رخ داده در بازخوانی اتفاقات اخیر" می پردازد. به نظر من به رسمیت شناختن وجود افرادی که معتقدند تخلفی صورت نگرفته لزوما به معنای قبول نظرشان نیست. این نامه با این که حضور چنین تفکری را به رسمیت می شناسد قضاوتی در مورد درستی یا نادرستی نظراتشان ارائه نمی دهد. طبیعتا ثمره به رسمیت شناختن این گروه، به رسمیت شناخته شدن ما در اثر انتشار این نامه در وب سایت های محافظه کار است.
نکته دوم (اصلی)، مربوط به پیشنهاد برای تشکیل کمیته پیگیری موضوع است. منتقدین نامه فرض می کنند هر گونه کمیته ای که برای پیگیری این موضوع تشکیل شود لزوما ساختاری نامتعادل و به نفع گروه تمامیت خواه خواهد داشت. من با این فرض موافق نیستم. به نظر من بهترین زمان برای تشکیل عادلانه ترین کمیته (اعم از حقیقت یاب، آشتی ملی، بحران و ...) اتفاقا در زمان اوج فشار بر گروه تمامیت خواه است. حس من این است که با گذشت زمان و استقرار دولت و سرخوردگی مخالفان از این زمان بهینه فاصله می گیریم.
2- مخاطب نامه:
من فکر می کنم مخاطب این نامه قشر منصف جناح محافظه کار است. نه موسوی و نه من و نه خوانندگان این جا. می دانیم که هر چند عده ای با شارلاتان بازی نام انقلاب مخملی بر حرکت گروه هوادار موسوی گذاشتند اما باید این حقیقت را قبول کرد که عده ای دیگر هم - بدون شارلاتان بازی و از روی سادگی - این موضوع را باور کردند. دسترسی به این افراد برای قشر روشن فکر کتابخانه نشین و عاشق کاپوچینو همیشه مشکل بوده است. به هر حال کسانی در این میان باید با باور اشتباه این افراد تعامل کنند. تنها راه این کار گفتگو با این قشر است و یکی از راه های این کار نوشتن نامه و چاپ آن در مجاری متصل به این قشر است. البته قبول دارم ضریب نفوذ چنین نامه هایی چندان هم بالا نیست و باید کارهای بهتری کرد، اما طبیعتا با ننوشتن و امضا نکردن نامه موضوع نیاز به صحبت با این قشر مردم از بین نمی رود.
3- ساختار نامه:
نامه ها می توانند تند یا آرام باشند. به نظر من کاربرد نامه های تند بیشتر درون گروهی است و زمانی که یک نفر نامه تندی به گروه مقابل می نویسد بیشتر می خواهد با تهیج افراد گروه خود به گروه مقابل ضربه بزند. اما کسی که نامه آرام می نویسد با همراه کردن گروه مقابل به تقویت نسبی موضع اش می پردازد. همانطور که نامه آرام می تواند موجب سردی هم گروهی ها شود نامه تند هم می تواند به عصبانیت گروه مقابل منجر شود.
4- تبعات جنبی احتمالی نامه:
منتقدین نامه معتقدند که این نامه با هر نیتی که نوشته شده ممکن است موجب ضربه زدن به موسوی و معترضین به انتخابات شود. آن ها می نویسند: " بنا به دلایل مصرح در بالا، نتیجه «عملی» این نامه توجیه اخلاقی حکومت و عدم شفافیت فضای سیاسی خواهد بود، و خون های به ناحق ریخته در هفته های اخیر را پایمال خواهد کرد." بهتر است کمی مسیر علت و معلولی این استدلال را روشن کنیم. این نامه در دو صورت ممکن است چنین تاثیری بگذارد. اول با سرد کردن موسوی و تشویق او و طرفدارانش به عقب نشینی و دوم در اثر پخش گزیده ای و ناجوانمردانه قسمت های خاصی از نامه در صدا و سیما و استفاده جناح محافظه کار از این نامه به عنوان چماق علیه موسوی. به نظرم احتمال مورد اول بسیار ناچیز است و عکس العمل های منتقدین به ادبیات و محتوای آن، این موضوع را نشان می دهد. ضمن این که به اندازه کافی، نامه های تند از تمامی شخصیت های سیاسی و فرهنگی موجود است که برای سرد نشدن شان کافی باشد. اتفاق دوم هم به نظر من، با توجه به اخلاق صدا و سیما، چه این نامه وجود داشته باشد و چه نداشته باشد همیشه ممکن است. یعنی برای این که چیزی الم کنند و جناح موسوی را بکوبند به نامه ای با امضای دانشجویان خارج از کشور نیازی نیست. شاید استفاده بکنند اما لزوما احتیاجی ندارند.
در انتها باید اشاره کنم که نظرات منتقدین این نامه و نکاتی که ذکر می کنند همگی دغدغه های مشترک همه ماست و طبیعتا در برابر 1) پس گرفتن حق پایمال شده شهروندان در جریان انتخابات 2) حق پایمال شده افراد زندانی و خانواده های قربانیان و خون های ریخته شده و 3) حمایت از رهبران این اعتراض ها اعم از موسوی و کروبی نباید سستی کرد. موضوع بحث ما نحوه پس گیری این حقوق، گستره زمانی مورد نیاز برای احیای این حقوق، نحوه مینیمم کردن هزینه های اجتماعی و نحوه نهادینه کردن هر گونه تغییر حاصل در فرآیندها و ساختارهای کشور است. مطمئنا هر راه حل بهتری که توسط منتقدین نامه برای احیای این حقوق ارائه شود با حمایت افراد بیشتری همراه خواهد شد و خیلی از امضا کنندگان این نامه ممکن است نظرشان را در راستای حمایت از آن روش بهتر تغییر دهند.
بینام - July 4, 2009 03:18 PM
د :
سلام
خیلی متاسفم که به دلیل شرایط خاص کشور، همه افراد باید موضع سیاسی داشته باشند، در حالیکه در بیشتر کشورها افراد نخبه علمی در کارهای سیاسی نیستند.
در پاسخ به این پرسش که : اگر این نامه نه، پس چه کار باید کرد" باید گفت لطفا هیچ!
چه کسی گفته که همه افراد فارغ از اینکه در مسائل سیاسی صاحب نظر باشند یا نه، باید اظهار نظر کنند؟ و اصولا چرا هرکسی دوست دارد ساز خودش را بزند و فکر کند که بیشتر از بقیه می فهمد؟ این جنبش در حال حاضر (خوشبختانه) رهبر دارد و به اندازه کافی افراد دلسوز آگاه. امیدوارم در اظهار نظرهای بعدی (منظورم به صورت نامه، بیانیه و…) با چند فرد آگاه و منتسب با رهبران جنبش مشورت کنید و بعد اقدامات خودسرانه بکنید.
امروز دوستی متنی فرستاد از محسن سازگارا که به نظزم جالب آمد:
"باز باید تأکید بکنیم، سؤال اول از این جهت مهمه که در جنبشی که پیش رو داریم، ما الان یک رهبر داریم؛ اونهم آقای مهندس موسویه. هرکس، هر نظر، هر عقیدهای داره، باید برای خودش محترم بدونه، کنار بگذاره، سر عقیدهش رو هم بگیره، احتیاج نداره رها بکنه؛ ولی در این حرکتی که داریم، پشت سر آقای موسوی بایسته؛ که او هم پشت سر ملت ایستاده و میگه که من رأی شما رو پس میگیرم. الان نه کسی حق داره جلوتر از آقای موسوی حرکت بکنه و نه خیلی عقبتر از او. نه کسی حق داره بگه مردم از حقتون بگذرید، برید خونه بنشینید؛ نه کسی حق داره مثلاً بگه من میرم، میزنم، دعوا میکنم، جنگ میکنم، یا کارای دیگه میکنم. آنچه که رهبری جنبش داره میکنه، باید پشت سرش حرکت کرد، ازش دفاع کرد و همونجوری که عرض کردم، من هم مثل هزاران نفر دیگه، خودم رو یک حلقه میدونم، یک حلقهٔ بسیار ناچیز از این زنجیر بزرگ دمکراسی و اون چیزی که بضاعتم بوده، دارم در اختیار این زنجیر میگذارم. خیلی کسها بضاعت بیشتر از من داشتند و دارند و اونها هم در اختیار گذاشتند."
د - July 4, 2009 05:15 PM
علي :
من با نخوتي كه پشت كلمات اين نامه هست كاري ندارم. با تحقيري كه نسبت به شعهور مردم درش هست كاري ندارم، با توجيههاي خلاف واقعي كه از چند هزار كيلومتر آن طرفتر درباره آگاهي مردم نسبت به آن چه كه بر خودشان گذشته ميشود كاري ندارم، چيزي كه ميخواهم بگويم صرفا اين است كه در روز شنبه خونين كه به گواهي دوستان پزشكمان در بيمارستانهاي تهران شمار كشتهها از 150 نفر كمترذ نبوده، بنده افتخار اين را داشتم كه يكي از امضا كنندگان اين نامه را به همراه دوست بسجي ديگرش روي موتور هزار تشخيص دهم...
علي - July 4, 2009 08:50 PM
علامه بهمن آبادی :
اگر دست بدست هم بدهيم و انتخابات رياست جمهوری را هم مانند مجلس خبرگان و مجلس شورا و شوراها ببريم ، کشور بصورت يکدست در اختيار ما قرار ميگيرد و در يک طرح ضربتی ، رفسنجانی و خاتمی و سران دوم خرداد را دستگير کرده و بسرعت اعدام می کنيم و چنانچه اعتراضی از سوی مردم صورت گرفت ، با بريدن سر چند نفر در خيابان ها مردم را به خانه ها ميفرستيم و ............
علامه بهمن آبادی - July 5, 2009 03:55 AM
:
Inke ba hameye dalayel va shavahedi ke baraye taghalob voojood dare, nazare kasani ke cheshmmeshoono bastan ta taghalob ro enkar konan be rasmiat beshnasin, kheili tohin amize! va ageh neshondahandeye na-agahie nevisande haye name nadoonim, hadafeshun zire alamat so'ale bozorgi mire.
Anonymous - July 5, 2009 08:41 AM
:
مهدي كروبي: ماجرايي كه در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري روي داده است آنچنان روشن و اشكار است كه همه نسبت به ان آگاه هستند حتي اگر شما به شهر و يا روستايي برويد ساكنان انجا داستان هاي بسياري درباره اين انتخابات دارند كه براي شما نقل كنند بنابراين دفاع كردن از انچه روي داده است جز اينكه اعتبار گوينده را زير سوال ببرد نفع ديگري ندارد . http://www.etemademelli.ir/published/0/00/49/4971/
Anonymous - July 5, 2009 08:47 PM
venus :
طبق نظرسنجی اکثر کسانی که با آگاهی به موسوی رای دادند مخالف نظام و انقلاب و اسلام هستند . اینرا همه میدانند خودشان هم میگویند. حالا چند بحث منطقی: میگویید احمدی نژاد دروغگوست! ولی بعد از انتخابات مشخص شد کی دروغ گفته: بورس جهانی اعلام کرد بورس تهران بالاتر از سایر بورسهاست. این حرف طرفداران کاندیداها نیست حرف سازمان جهانیه.(البته اگر آقای موسوی این سازمان را قبول داشته باشند) خب اینجا حق با احمدی نژاد بود
.موسوی با تکرار مدام کلمه قانون گوشمان را کر کرده بود بعد از انتخابات عمل به قانونش را دیدیم. میگفتند بازشماری آرا کنیم میگفت نه ابطال. میگفتند قانونی عمل کن میگفت نه ابطال..این یعنی قانون گریزی. یعنی عین دیکتاتوری. امامی که اینقدر ازش دم میزد برای کسب آرا میگوید وقتی میبینی کاری میکنی که آمریکا و دول استکبار از تو طرفداری میکنند بدان راه باطل رفتی. موسوی و طرفدارانش به این امید دارند که اگربا آمریکا مسالحه کنیم دیگر دنیا بهشت است ولی خدا در قرآن کریم سوره محمد آیه 35 میفرماید: شما ای اهل ایمان در کار دین سستی روا مدارید و از ترس کافران را بر صلح دعوت مکنید
.ماجرای دروغگو بودن احمدی نژاد:سعید حجاریان عضو شورای مرکزی اصلاح طلبان پس از افشاگریهای احمدی نژاد به موسوی میگوید اینقدر بگو احمدی دروغگوست که اگر گفت ماست سفید است مردم باور نکنند و این خبرهای فساد ما را نیز دروغ بپندارند.
حال یک سوال: اصلا موسوی فرشته الهی, آیا تا بحال از خودتان پرسیدید چرا فرقه ضاله بهاییت بطور رسمی از موسوی حمایت کرد. نه انگار طرفداران موسوی فقط دوست دارند فقط اعتماد به رسانه های بیگانه کنند. اعتماد به شایعات کنند بدون کوچکترین تحقیق. عده ای که اصلا رسانه ایران را نمی بیند که نکند یکموقع درمقابل اظهارات منطقی در مورد تقلب در انتخابات نظرشان عوض شود.ماجرای خس و خاشاک را همه میدانیم اینقدر این شایعه را که رئیس جمهور طرفداران موسوی را خس و خاشاک نامیده گسترش یافت که صدا و سیما دوباره فیلم سخنان رئیس جمهور را گذاشت و آنها را متوجه کرد که هر حرفی را با تحقیق بپذیرید.
موسوی خود میدانست که رای نمی آورد زیرا تمام مراکز نظرسنجی داخل و خارج کشور, حامی موسوی و حامی احمدی نژاد همه و همه از رای بالای 60% احمدینژاد خبر داده بودند. برای همین آقای خاتمی 3 روز قبل از انتخابات با هیئت آمریکایی در مورد چگونگی سازماندهی اغتشاشات دیدار کرد(سند در وزارت اطلاعات موجود است. فارس نیوز خبرگزاری وابسته به سپاه افشا کرد). آخر من هم اگر اینقدر هزینه کرده بودم سکته میکردم. ولی بهتره به خاطر اسلام به خاطر خودمان آتش جهنم را به این ارزانی نخریم. به جای پافشاری برچیزی که به خاطر تبلیغات گسترده در ذهنتان رفته به خودتان بیایید.
در آخر برای اینکه بفهمید حق باکیه به وبلاگهای طرفداران موسوی و احمدی نژاد یک نگاه کنید. در وبلاگهای طرفداران احمدی نژاد نویسنده مطالب منطقی در عین ادب گفته در حالیکه در وبلاگهای طرفداران موسوی فقط توهین و ناسزا و بی شخصیتی می بینید امتحان کنید
venus - July 6, 2009 11:13 AM
venus :
همه میدانیم که آمریکایی ها و اروپاییها عاشق ما نیستند. حداقل مسئولان خودمان دلسوزترند تا آنها پس چرا باید رسانه خودمان را تحریم کنیم و 24 ساعته پای رسانه های bbc و صدای آمریکا بنشینیم؟ همه میدانند آمریکا و اروپا در بحث رسانه بسیار پیشرفته اند و به راحتی با فنهایی که دارند خیلی راحت حتی مسلمان را نسبت به دینش بی اعتقاد میکنند. چرا ما که دینمان امانتی است از جانب پروردگار باید خودمان را در معرض شیطنتهای این ابلیسان قرار دهیم. چرا نباید وطن دوست باشیم و مردم خودمان را قبول داشته باشیم؟ چرا اینهمه تفرقه که بیگانگان به راحتی ما را بشکنند؟علی (ع) 25 سال سکوت کرد تا به اتحاد مسلمانان لطمه ای وارد نشود در حالیکه حق با او بود. چرا موسوی دعوت بهآشوب کرد تا این اتحاد شکسته شود و دشمنان این مملکت خوشحال تر از دیروز باشند. در حالیکه حق با او نبود. میگویند رئیس شورای نگهبان حامی احمدی نژاد است. خب باشد ولی اینرا میدانیم که باتقواترین و دیندارترین مردم عضو این شورا هستند و ایمانشان بهشان اجازه نمیدهد حق را ناحق کنند. پس چرا به جای اعتماد به آنها , به bbc و کافران از خدا بی خبر دل ببندیم؟ آیا این ظلم در حق این مملکت و دینمان نیست؟
venus - July 6, 2009 11:14 AM
افروز :
فکرهای بزرگ در جذب افکار عمومی موثرتر عمل میکنند. خرد جمعی و روشن اشتباه نمی کند.
افروز - July 6, 2009 12:13 PM
افروز :
فکرهای بزرگ در جذب افکار عمومی موثرتر عمل میکنند. خرد جمعی و روشن اشتباه نمی کند.
افروز - July 6, 2009 12:14 PM
افروز :
فکرهای بزرگ در جذب افکار عمومی موثرتر عمل میکنند. خرد جمعی و روشن اشتباه نمی کند.
افروز - July 6, 2009 12:20 PM
افروز :
فکرهای بزرگ در جذب افکار عمومی موثرتر عمل میکنند. خرد جمعی و روشن اشتباه نمی کند.
افروز - July 6, 2009 12:20 PM
ب :
به ونوس خدای یونانی!
من خیلی به مواردی که گفتی اعتقاد ندارم ولی محض اطلاع در مورد حضرت علی، ایشان به دلیل رای دیگران به ابوبکر کنار کشید تا باعث بروز مشکل نشود (درست مثل احمدی نژاد)!
در مورد نظرسنجی ها بهتره به جای نگاه کردن به فارس نیوز مبنای نظرسنجی را بررسی کنید.
بحث اسلام نیست دوست عزیز و همه ایرانیان مسلمان نیستند،و همانطور که احتمالا قبلا شنیده ای نوع حکومت ایران، "جمهوری" اسلامی بود.
"طبق نظرسنجی اکثر کسانی که با آگاهی به موسوی رای دادند مخالف نظام و انقلاب و اسلام هستند" جداً؟
در ضمن اگر مردم این عشق و مهرورزی (آدم کشی، شکنجه، دروغ و ...) را نخواهند، چه باید کرد؟
ب - July 6, 2009 04:12 PM
:
کسانی که دم از منطق و عمل گرایی می زنند، آیا به این فکر نمی کنند که غیر منطقی ترین راه را پیشنهاد می دهند؟ آیا بر فرض تشکیل کمیته مشترک حقیقت یاب و در صورت مشخص شدن تقلب، امکان بازگویی چنین خطایی آنهم از تریبون حکومت اسلامی وجود دارد؟ که اگر چنین بود، که تقلبی صورت نمی گرفت آنهم با چنین هزینه گزافی؟
Anonymous - July 6, 2009 07:33 PM
سارا :
ایمان
از آقای علی که اظهار داشته اند، یکی ازامضاکنندگان این بیانیه را در پشت موتور دوست بسیجی اش دیده اند، خواهشمندم اسم شخص مورد نظر رااعلام کنند تا حداقل امضاکنندگان دیگر به ماهیت حرکت خود پی ببرند!
سارا - July 6, 2009 07:40 PM
حسین موتوری :
دم همتون گرم جدی نگیر باباجون منظورم اونایی که امضا کردن
یا حق
حسین موتوری - July 6, 2009 10:35 PM
رضا :
با سلام خدمت همه ی مخالفان وموافقان
من از درست یا نادرست بودن سخن نمی گویم چرا که آنها که امضا کردندیا نکردند هر دو صاحب تفکرند.ولی یک نکته را فراموش نکنیم ما همه عاشق وطن خویشیم وبا صهیونیسم دشمن قسم خورده اسلام سر سازش نداریم چراکه آنها به نابودی یک ملت نمی اندیشند بلکه نابودی اسلام وهمه ادیان الهی که هنوز رمقی از خدا در خویش دارند را میخواهند.
با احساسات خود تصمیم گیری نکنید.فکر کنید به آنچه می گویید چرا که این سر آغاز عمل شماست .دنبل حق باشیم ومتعصبانه به قضایا نگاه نکنیم.
موفق باشید
رضا - July 7, 2009 09:53 AM
:
در روز رأيگيري، اولين چيزي که هميشه تاکيد ميشد، اين بود که صندوقهاي رأي شفاف و شيشهاي باشد. معلوم باشد، درون آن چيست. اما با اخراج ناظران نامزدا (از زماني که صندوق رأي را پلمپ کردند، ناظران نمايندگان را اخراج کردند)، معلوم نشد در صندوق چه بوده است.
قرينههاي جدي وجود دارد که وقتي در ساعت ده، ده و نيم صبح، در بسياري از حوزههاي رأيگيري تعرفههايشان تمام شده، نشان ميدهد اين تعرفهها قبلا استفاده شده بوده است. در واقع، اينگونه از قضيه تعبير ميشود …
---چون قبلا گفته بودند که تعرفهها را حتا بيشتر از حد نياز چاپ کردهاند؟
***اين که بيشتر چاپ کردهاند، مهم نيست. بايد بيشتر چاپ کنند.
با وجود اين، تمام شده است…
تعداد مصرف صندوقهاي رأي هميشه تا حدودي مشخص است. بر اساس سابقه، ميدانند کدام صندوق چقدر مصرف دارد. بيست، سي درصد هم بيشتر تعرفه در اختيارشان ميگذارند. اتفاقي هم نميافتد. عموم اينها دو هزار، هزار و پانصد، در بعضي جاها که دو سه صندوق هست، چهار هزارتا هم ميدهند. اين تعرفهها، هيچوقت ساعت ده و نيم تمام نميشود. امکان ندارد تمام شود. معلوم است که طور ديگري از آنها استفاده شده است. بنابراين، بخشي از تخلفات اينها هستند.
خطر ديگر اين بود که به ناظران کانديداها کارت ندادند، دير کارت دادند، موقع پلمپ بيرونشان کردند، موقع شمارش بيرونشان کردند. بسياري از صندوقها اصلا نتوانست ناظر داشته باشد. هرکاري خواستند کردند.
نکتهي کليديتر اين است که در ساعت شش بعد از ظهر که پايان انتخابات بود، يک بار تمديد کردند و در اکثر صندوقهاي شلوغ، عملا مردم ديگر نتوانستند رأي بدهند و متفرق شدند. دليل اصلي هم اين بود که ميترسيدند اگر مردم متفرق نشوند و رأي بدهند، تعداد مشارکت از صد در صد بيشتر شود. اين اتفاقي بود که در لرستان در سال ?? رخ داد و مشارکت در اين استان از صد در صد بيشتر شد. معلوم شد که قبلا پانصد هزار رأي در صندوقها ريخته بودند.
----ولي آمار آن هنوز هم در وزارت کشور است، با همان اختلاف.
***بله، هنوز هم هست. چيز پيچيدهاي نيست.
نکتهي ديگر موقع شمارش آرا است. شمارش آرا قاعده دارد. نتايج صندوق به فرمانداري ميرود. در هر فرمانداري، صورتجلسهي صندوقها را ميآورند، يک صورتجلسهي فرمانداري درست ميشود. معلوم ميشود چه تعداد صندوق بوده و هرکس چه تعدادي آورده است. صورتجلسهي فرمانداريها به استان ميرود، در استان تکميل ميشود، به تهران ميآيد. يا مستقيم از فرمانداري به تهران ميآيد. بنابراين، تهران بايد جمع صندوقهاي فرمانداريها را بگويد.
اما ناظران ما که در وزارت کشور بودند، ميگفتند که تهران جمع فرمانداريها را نميگفته است، بلکه جمع صندوقها را ميگفتند. اصلا معلوم نبوده اين صندوقها چگونه به وزارت کشور ميآيند.
صندوق بايد به فرمانداري برود، آنجا صورت جلسه شود. گروه ديگري در فرمانداريها مسئول هستند که صندوقها را جمع کنند و به تهران بفرستند. بنابراين، وقتي نتايج کل کشور اعلام ميشود، قبل از آن نتايج فرمانداريها و استانداريها مشخص است. استانها و شهرستانها نتايجشان مشخص است.
اما اينها سه روز بعد نتايج استانها و شهرستانها را مشخص کردند. يعني کل شمارش آرا، غلط و مخدوش بوده است. اصلا چنين نحوهي شمارش آرايي، امکان ندارد.
بيان شمارش آرا از يک رگرسيون خطي (تنازل خطي) تبعيت ميکند که غيرممکن است چنين چيزي اتفاق بيافتد، با يک رگرسيون با ضريب همبستگي نهصد و نود و هفت هزارم! در واقع يک يک. اين طور استنباط ميشود که آرا را در يک فرمول خاصي داشتند اعلام ميکردند. بنابراين، اين جاي کار هم اشکال دارد.
اما نتايج آرا هم نشان ميدهد که اين آرا نميتواند آن طور که بايد و شايد، دقيق باشد. چرا که در انتخابات قبل ميبينيم همه در استانهاي خودشان اول ميشدند (منظور از همه، نامزدهاي اصلي هستند و نه نامزدي که يکي دو درصد رأي ميآورده است). مثلا، آقاي ناطق نوري يک سوم آقاي خاتمي رأي آورد ولي در دو استان اول شد؛ استان لرستان و استان مازندران. در استان لرستان به دليل تقلب و در مازنداران، به اين علت که استان خودش بود.
محال است که مهندس موسوي در آذربايجان اول نشود. محال! بدون ترديد! وقتي صد و پنجاه هزار نفر به استقبال يک نفر ميآيند، معنياش اين است که اقلا صد و پنجاه هزارتا رأي دارد. بعد ميبينيم که آنجا با پانزده برابر فاصلهي رأي با آقاي احمدينژاد سوم ميشود.
Anonymous - July 7, 2009 11:37 AM
:
آتش است اين بانگ ناي و نيست باد هركه اين آتش نداره نيست باد
خدمت هم وطناي خودم لازم ميدونم چند نكته رو يادآوري كنم:كشور ما ايران سابقه اي بالغ بر 25قرن شهر نشيني و تمدن دارد و تا الان كه به اينجا رسيده ايم مراحل بسيار پر فراز و نشيبي را پشت سر گذاشته ايم.از خرد و انديشه افسانه اي كوروش كبير(ذوالقرنين)تا ظلم و ستم شاهان بي كفايت قاجار و البته حكومت دست نشانده پهلوي كه زير يوغ انگليس و آمريكا بود و به دست خودمان نابود شد. خب به هر دليلي انقلاب كرديم و پيروز شديم...بعد به يك جنگ مجهول العلت دعوت شديم كه آنرا هم با پرپر كردن جوانهايمان سپري كرديم و به اصطلاح پيروز شديم.بعد از آن به جنگ غارتگران داخلي انقلابمان رفتيم و در صدد اصلاح آنان بر آمديم...20 سال گذشت...اكنون چه بايد بكنيم؟؟؟؟به نظر من اتحاد و همدلي خيلي بهتر از همزباني و بيانيه(!) بازي است.چرا خودمان را گول ميزنيم؟؟!تقلب فاحشي كه در انتخابات اخير رياست جمهوري در دوره دهم روي داد بر هيچ كس در دنيا پوشيده نيست.امروز خواست همه ايران رسيدگي فوري به اين مساله آنهم از طريق نهادهاي قدرتمند بين المللي است،نه از طريق شوراي سرتا پا دروغ نگهبان يا از طريق قوه محترم عدليه كنوني!بايد از طريق كشورها ونهادهاي قدر خارجي بر دولت شيطاني كنوني فشار آوريم.آنقدر فشار بياوريم
تا خودشان مجبور به اعتراف شوند و از صحنه كنار بروند..
هر چند وجدان خود آنها تنها محكمه ايست كه قاضي ندارد.
حق بر باطل پيروز است...
Anonymous - July 7, 2009 02:40 PM
م.الف :
بسيار بسيار مهم
اگر خواستار آزادي ايران هستيد به دوستانتان ارسال كنيد
درخواست ياري از ايرانيان خارج از كشور
اول تهيه دادخواستي عليه سران كودتا به نمايتدگي از مردم ستمديده و آزادي خواه ايران و پيگيري حقوق آنان از طريق دادگاههاي معتبر
دوم رساندن پيام مظلوميت ايرانيان از طريق تهيه طومار سبز،برگزاري نمايشگاه نقاشي،عكس،مجسمه و ...و بيان حقي كه ناحق گرديده
سوم درخواست بي وقفه و پردامنه ازسران حكومتهاو مجامع بين المللي در رابطه با به رسميت نشناختن حكومت كودتا و عدم ارائه ويزا به نمايندگان حكومت كودتا
چهارم تحريم و تقبيح شركتها و موسساتي نظير زيمنس و نوكيا كه با حكومت كودتا در سركوب حقوق مردم همكاري مي كنند.(نيز تظاهرات گسترده جلوي ساختمان اين شركتها)
پنجم طراحي پرچم جديد ايران و استفاده از آن (مثلا الله وسط پرچم به رنگ سبز تبديل شود)
ششم برپايي گردهمايي در جهت همفكري و ارائه روشهايي يكپارچه و همسو با هم براي ياري همه جانبه به مردم ايران
م.الف
م.الف - July 10, 2009 06:09 AM
مسعود :
به ونوس خدای یونانی 2!
محض اطلاع سفیر ایران در تونس موضوع ملاقات خاتمی با هیئت آمریکایی در قاهره رو تکذیب کرده..
لااقل مردانگی بیاموزید
http://www.khatami.ir/fa/news/909.html
مسعود - July 14, 2009 01:18 AM
یلدا :
جالبه اغلب امضا کنندگان فارغالتحصیلان خارج از کشورند و احتمالا در آنجا هم زندگی می کنند .اغلب هم از بورس تحصیلی دولتهای خارجی استفاده کردند و شهروند آن کشور ها هستند.اگه اینقدر نگران مردم ایران و وطن عزیزتون !! هستید چرا برای سازندگی به ایران نمی یایید ازدورنشستید و نظر می دید.البته اگه واقعا در این امضا ها تقلبنشده باشه
یلدا - July 14, 2009 08:00 AM
فرشی فاکر :
اسم دکتر فرشی مادر جنده هم دو بار نوشته شده
فرشی فاکر - October 11, 2009 09:35 PM
مینا :
نشستین بیرون گود دارین نسخه میپیچین خودتونم پاشین بیاین وسط معرکه همه با هم با یک بیانیه به جنگ توپ و تفنگ بریم
مینا - November 19, 2009 08:01 AM