فصیح
اسماعیل فصیح درگذشت. روحش شاد باشد. من تقریبن تمام کارهایش را خوانده بودم، برخی خوب بودند و برخی متوسط ولی به نظرم "زمستان 62" شاهکار بود و عجیب است که خیلی هم در بین کتابخوانها شناخته شده نیست. شاید یک دلیلش جمعآوری/کمیابی آن در بازار باشد. هر چند همین که کتاب توانسته بود سال 66 چاپ شود واقعن برای من عجیب بود. همان قدر عجیب که مرد مرمرین وایدا در استدیوی دولتی لهستان ساخته شده بود. خلاصه اینکه اگر توانستید بخوانیدش. احتمالن لذت خواهید برد. امروز به مریم میگفتم زمستان 62 روایتی دیگر از برشی از پرسپولیس مرجانه ساتراپی است با جزییات دقیقتر.

نظرات
kimi :
Man ham un ketabo miparastidam. Va bishtare ketab haash ro khunde budam. Negaheshun dashtam baraye bache haam vghti be dony umadan o khastan ketab bekhunan beheshun moarefi konam
kimi - July 17, 2009 08:38 PM
ندا :
بله کتاب زمستان 62 عالی بود از دید من.
من هم اکثر کتاباشون رو خوندم. اگرچه آخرین آثارشون از جمله کتاب "گردابی چنین هایل" دارای جملاتی است که به نظر می رسد ایشون به سمت تملق از رژیم به زبان آورده که برایم عجیب بود. در هر حال روحشون شاد
ندا - July 17, 2009 10:00 PM
انتوان :
سلام از شنيدن اين خبر تاسف بار رنجش نصيبم شد. روحش شاد. من همين مطلب رو با آدرس بلاگتون در وبلاگم گذاشتم . ببخشید بی اجازه این کارو کردم.
انتوان - July 17, 2009 10:51 PM
antooan :
salam man matlabetoon ro hamrahe adres weblagetoon dar belagam be sabt resoonadam. jesarate manoo aaf konid
antooan - July 17, 2009 10:54 PM
:
magaleye karbaschi dar safheye aval roznameye etemad melli emruz
Anonymous - July 18, 2009 12:16 AM
پویان :
واقعا عالیه زمستان 62. البته اون نسخه ای که من خوندم- فکر کنم همون بکب باشه فقط، جلد آبی با درخت خشکیده روش- افست شده از نسخهی چاپ آلمانه. یعنی احتمالا اول خارج چاپ شده. ثریا در اغما هم، تیپ هی جالبی رو تصویر میکنه.
در ضمن، من فکر می کنم مرجان درست باشه و اون e آخر تو فرانسه خونده نشه.
پویان - July 18, 2009 02:53 AM
امیرحسین :
منم اکثر کتاباش و همین زمستان 62 رو خوندم و لذت بردم
روحش شاد
جالب اینجاس که تابحال با کسی که کتابهاشو خونده باشه آشنا نشده بودم جز استاد ادبیات دانشگاهمون که البته چندان موافقتی با ایشون نداشت و می گفت رمان شراب خام فصیح کپی یه اثر روسیه
امیرحسین - July 19, 2009 05:10 PM
masoud :
سلام
خدايش بيامرزد.خبر نارحت كننده اي بود.من از ايشون كتاب دل كور و درد سياوش را خوندم.اما متاسفانه كتاب زمستان 62 رو نخوندم.كتاب دل كور اين نويسنده ارجمندم جذابه.ياحق
masoud - July 20, 2009 04:53 PM
مجتبی :
من هم چند کارشان را خواندم
روحش شاد و یادش گرامی
مجتبی - July 22, 2009 12:48 PM
موسی :
هرکسی را در ظرف زمان و مکان خودش باید معنا کرد .
درآن سالها که فصیح شروع به نوشتن کرد ادبیات ما یا ادبیات فقر بود یا ادبیات سیاستزدگی یا مبتذل فصیح به سبکی متفاوت نوشت بعضی از کارهایش تکرار است مثل اسیر زمان اما برخی دیگر در نوع خود شاهکارند .پیشنهاد می کنم در مطالعه اثر نویسندگان با همان تقدم و تاخر که آثار نوشته شده مطالعه کنید و اگر امکانش را دارید در یک دوره همه کارهای یک نویسنده را بخوانید .جلال آریان او دیگر تکرار نمی شود . دریغ
موسی - July 22, 2009 01:48 PM
روشنا :
زمستان 62 شاهكار بود و تنهايي مرا در يك دوره استراحت پزشكي پر كرد.من آن روزها با اين كتاب زندگي كردم وخودم رو دقيقا تو اون حال و هوا حس ميكردم حتي وقتي كتاب دستم نبود.
روشنا - July 24, 2009 03:55 PM
مزگان :
تمام اثارش را خوانده ام. بهترین است. جلال اریان یعنی عشق-مردانگی-شهامت-هوش. از نظر من همیشه جلال خود فصیح بود. تا ابد فراموشش نمی کنم...
مزگان - July 27, 2009 05:17 PM