« توضیحاتی در مورد نامه قبلی | صفحه اول | کنفرانس‌های مجازی »

5 مرداد 88

بازگشت مغزها؟

یکی از دوستان متن زیر را در مورد مجید زمانی نوشته است. مجید از خوانندگان این وبلاگ بود و با هم سر مسایل تخصصی چند بار ایمیل رد و بدل کرده بودیم. ظاهرن چند هفته پیش در محل کارش دست‌گیر شده است. متن را بخوانید.

من نگرانم. نگران دوست خوبی که چند هفته است در بازداشت به سر می‌برد و از دو هفته پیش خبری از او نداریم. مجید زمانی از دوستان خوش‌فکری است که همیشه از تخصص و انرژی خود در راه خدمت به ایران استفاده کرده و ذهن باز و اهمیتی که وی برای نظر مخالفین قایل می‌شود همیشه برای من مایه احترام بوده است. مجید مدرک مهندسی خود را از دانشگاه تهران گرفت و پس از آن برای ادامه تحصیل به آمریکا آمد و دو فوق لیسانس در مدیریت و توسعه از دانشگاههای شیکاگو و کلمبیا دریافت کرد. پس از پایان تحصیل در بانک جهانی به تحقیق مشغول شد و در گسترش همکاری‌های بانک با دولت ایران موثر بود. با وجود امکانات کاری بسیار خوب و حقوق بالا مجید به این شغل به عنوان فرصت تجربه اندوزی برای خدمت در کشور نگاه میکرد و پس از یک سال کار به ایران بازگشت. در بازگشت به ایران وی در مجمع مجالس آسیایی مشغول به کار شد و به تعامل بین نمایندگان مجلس شورای اسلامی ایران و مجالس سایر کشورهای آسیایی همت گمارد. علاوه بر این، در مدت دو سال و نیمی که مجید به ایران برگشته بود در طراحی و اجرای پروژه های تحقیقاتی و نظرسنجی نیز فعال بود. به طور خلاصه مجید نمونه کمیابی از بازگشت مغزها به ایران است که برای متخصصین ایرانی خارج از کشور امید به بازگشت و خدمت را زنده نگه می‌داشت. با این پس‌زمینه؛ خبر دست‌گیری و بازداشت مجید چند روز پس از انتخابات, بدون تفهیم اتهام یا مدرکی، مایه نگرانی فراوان است. از طرفی مجید در فعالیت‌های خود همیشه به کار تخصصی و علمی، تعامل با همه مسوولان و دست‌اندرکاران با نقطه نظرات مختلف و وارد نشدن به بازی‌های سیاسی تاکید می ورزید. از طرف دیگر نظرات منطقی و معتدل وی باعث نگران کننده‌تر بودن بازداشت وی میشود. برای مثال با وجود طرفداری مجید از کاندیداهای اصلاح طلب در انتخابات اخیر، وی از معدود افرادی بود که در بحث‌های تلفنی و ایمیلی پس از انتخابات به اهمیت مستدل بودن و قانونی بودن اعتراضات به نتایج انتخابات پافشاری می‌کرد. حالا مجید در زندان است و با وجود امید اولیه خانواده و دوستان به آزادی سریع او، الان بیش از دو هفته است که از او خبری در دست نیست و پی‌جویی‌ها نیز به جایی نرسیده. نمی‌دانم که چه کسی این متن را می‌خواند اما امیدوارم که در بین خوانندگان کسانی باشند که بتوانند از وضعیت مجید خبری بگیرند و به خانواده اش خبری دهند. اگر فردی متخصص به اعتدال و مسالمت‌جویی مجید که فرصت‌های خارج از کشور را برای خدمت به ایران کنار گذاشته نیز در نظام جمهوری اسلامی تحمل نشود، نمی‌توان امیدی برای حضور عمده نخبگان در ساختن آینده ایران داشت. دوستان، ما به امثال مجید در ایران خیلی نیاز داریم.



   نظرات

كيارش :

وطن انجاست كه ازاري نباشد.
نه به امسال مجيد فعلا نياز نداريم . به كليه نخبگان توصيه ميشود همون خارج بمونيد و قهرمان بازي در نياريد كه اينجا جا ي شما نيس . ايران هم اينجوري درست نميشه. فكر ميكنيد اگه زندان ها پر از نخبه ها بشه براي ايران مفيده؟

 

ahmad :

دود این دستگیری ها بیشتر از هر کسی توی چشم خودشان می رود.

 

:

شاید من زیادی ناامیدم ولی...
ولی من نمی دونم شما برای چی فکر می کنید که دولت به بازگشت کسانی که از کشور خارج می شوند علاقه ای داره. همونطور که وزیر علوم آقای احمدی نژاد در همون سال اول (فکر می کنم) گفت نخبگان به کفار نزدیکترند تا به ما.

اقتصاد ایران از طریق نفت می گرده، قرار هم هست از طریق نفت بگرده. کسانی که برمی گردن از خارج برای خدمت به اقتصاد کشور من فکر نمی کنم کاری بتونن از پیش ببرند چون قرار نیست کاری از پیش ببرن. اساسا کسی براش مهم نیست که کاری از پیش ببرن. بالا و پایین رفتن قیمت نفت برای درامد دولت خیلی قابل لمستر هست تا تلاش متخصصان داخلی یا خارج در تقریبا هر رشته ای. تازه درامد نفت این خوبی رو هم داره که مستقیم می ره در جیب دولت که هر جور بخواد خرج کنه نه اینکه بره توی جیب افرادی که دارن کار می کنن و خدای ناکرده باعث بزرگ شدن طبقه ی متوسط بشه.

اساسا برگشتن وقتی مفهوم داره (به نظر من) که احساس بشه دولت اگر کمک هم نمی کنه اگر بستر سازی نمی کنه حداقل خوشحال می شه کار جلو بره حداقل سنگ نمی اندازه.

وگر نه هر کی از صدهای خروج از کشور از نظام وظیفه گرفته تا اداره گذرنامه و اجازه ی خروج و باقی گذشته باشه احساس می کنه نه تنها مشتاق نیستن که یک روزی برگرده بلکه می خوان پشت سرش رو هم نگاه نکنه موقع رفتن.

باز هم شاید من خیلی بد بینم.

 

:

مصاحبه آقای جلایی پور:

www.youtube.com/watch?v=1JibJUeHBB4

 

:

حامد جان

اگر اشتباه نکنم من آقای زمانی را در جلسه ای در دفتر کذایی نخبگان ملاقات کردم. دقیقا به خاطر دارم که با ایشان بر سر اینکه این نوع تعاملات با مسئولین امر هیچ فایده ای نداشته و آب در هاون کوبیدن است بحثم شد. ایشان مصر بودند که دوستان ما در بنیاد مذکور می توانند با گفتگوی دوستانه و روشن کردن مسائل برای مسئولین دفتر، دولت و نظام به بهبود امور کمک کنند. متاسفانه ایشان در حوزه های اقتصادی و کسانی مثل امیر احمدی در حوزه سیاسی ذهنیت نادرستی از دلایل رفتارها و علل پیدایش وضع موجود دارند. دلایل و عللی که با صحبت و گفتگو از میان نرفته و نخواهد رفت. به هر حال حقیقتا متاسفم که این وضعیت برای ایشان پیش آمده و امیدوارم که هر چه زودتر و در کمال سلامت آزاد بشن.

 

احسان :

حامد جان

اگر اشتباه نکنم من آقای زمانی را در جلسه ای در دفتر کذایی نخبگان ملاقات کردم. دقیقا به خاطر دارم که با ایشان بر سر اینکه این نوع تعاملات با مسئولین امر هیچ فایده ای نداشته و آب در هاون کوبیدن است بحثم شد. ایشان مصر بودند که دوستان ما در بنیاد مذکور می توانند با گفتگوی دوستانه و روشن کردن مسائل برای مسئولین دفتر، دولت و نظام به بهبود امور کمک کنند. متاسفانه ایشان در حوزه های اقتصادی و کسانی مثل امیر احمدی در حوزه سیاسی ذهنیت نادرستی از دلایل رفتارها و علل پیدایش وضع موجود دارند. دلایل و عللی که با صحبت و گفتگو از میان نرفته و نخواهد رفت. به هر حال حقیقتا متاسفم که این وضعیت برای ایشان پیش آمده و امیدوارم که هر چه زودتر و در کمال سلامت آزاد بشن.

 

:( :

مجید زمانی در پروژة بسیار بزرگی در مورد این برنامه های اصل 44 مشاور مذاکره کنندة پروژه بود. کارفرمای پروژه (در خفا) سپاه بود، و مجید مشاور فردی به نام سلیمانی پور در دانشکدة برق دانشگاه امام حسین بود. من فکر میکنم اگر دنبال کارش هستید بشود از طریق این سلیمانی پور کار را پیگیری کرد.

 

Y :

من فکر میکنم همه ما اشتباه ایران و ایرانی ها رو شناختیم
ایران فقط ما و نخبگان و طبقه متوسط نیستیم و یا کسانی که خارج هستن نیستیم ... ایران یک سری آدمهایی هم داره مانند این دولت و با طرز فکرهاشون ...
حالا آیا کسی حاضر است با پذیرفتن این جنبه از ایران هم باز به ایران برگردد؟

آیا تحمل دیدن و شنیدن اونها رو هم داریم؟ اگر نداریم که عین خود اونها میشیم .... و اگر به ما هم قدرت می دادند عین اونها میشدیم ... اگر تحمل شون رو داریم ... اونوقت می تونیم به ایران بازگردیم ...

به نظر من چیزی که خیلی بیشتر از پیشرفت اقتصادی الان مهم هست ... فهمیدن همدیگه است ... پیشرفت اقتصادی خیلی برای ما آرزوی دور دستی هست ... خیلی باید تلاش کنیم که همه ایرانیها ( دقیقا همه) عاشق پیشرفت ایران باشن و قدرت یک کشور رو بیشتر به قدرت اقتصادی بدونند نه قدرت اسلحه ... خیلی کار داریم تا به این باور عمومی برسیم ...

 

علي نعمتي شهاب :

من چند ماهي با مجيد همكار بودم و واقعا از همان روزهاي اول، نگران دستگيري مجيد. نكته‌اي كه در مورد مجيد براي من بسيار جالب بود علاقه شديدش به ادبيات اقتصاد توسعه و تخصص‌اش در زمينه به قول خودش Business Development بود. هر چند من هم با دوستاني كه گفته‌اند مجيد در ارزيابي‌اش از وضعيت موجود سياست كشور و روابط و شرايط خاص آن دچار اشتبا بود موافقم. به اميد آزادي مجيد و همه زندانيان سياسي.

 

سعيد :

به نظر من در ايران كسي براي نخبه جايي قايل نيست .نخبه يا بايد در خارج زندگي عادي اش را بكند يا در ايران درگير مبارزات سياسي باشد. نميدانم شما چقدر با نظاميها و سياسيهاي در سر قدرت ايران آشنا هستيد ولي تجربه به من ثابت كرده است كه با نخبه هاي عافيت طلب اين وطن وطن نشود نخبه ايكه وارد مبارزه در ايران ميشود براي آزادي وطن آماده جان دادن و هزينه دادن باشد. اصلا يك علت اينكه ما هنوز در ديكتاتوري درجا ميزنيم عافيت طلبي و ترس نخبگان از پرداخت هزينه است و گرنه اين حال و روز ما نبود. اگر مصداق ميخواهيد به وبلاگ بابك داد مراجعه كنيد .به زندان كهريزك مراجعه كنيد تا عمق فاجعه را دريابيد.

 

محمد :

نظر سوم كل ماجرا رو به خوبي توضيح داده.

 

لابه‌لای همین سکوت :

متاسفم. من برای نخبگان همان نسخه‌ای را تجویز می‌کنم که برای سایرین. از ایران بروید. ایران جای زندگی نیست. اگر مجید زمانی به ایران بازنمی‌گشت، الان در زندان نبود. هر کس می‌تواند باید از ایران برود.

 

حامد :

با سلام
این ما هستیم که می توانیم با کمک هم ایران را آباد کنیم

 

sara :

امیدوارم آزاد بشه

 

غلام :

سلیمانی پور کشته شد لطفا اگ اطلاعاتی دارید به اشتراک بگذارید

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007