کتاب
دو تا از کتابهایی که این چند وقت خواندهام به شرایط فعل مرتبط و به لحاظ جذابیت قابل توصیه هستند. اولی برای بچههای داخل ایران "وجدان بیدار" نوشته اشتفان تسوایگ است که به قضیه اعتراض سباستیان کاستلیو به کالون (رهبر معروف جریان اصلاح دینی) میپردازد که بیشباهت به روشنگریهای امیل زولا در جریان محاکمه درایفوس نیست هر چند که شجاعت مورد نیاز برای آن خیلی بالاتر بوده. روی جلد کتاب خیلی فریبنده نیست و آدم فکر نمیکند کتاب جدی میخرد ولی بعد از خواندن به نظرم کاملن قابل توصیه آمد. دقت کنید که در میانه داستان جوانههای شکلگیری اومانیسم را هم میشود ردیابی کرد.
دومین کتاب را به دوستان خارج از ایران توصیه میکنم: Humanity, A Moral History of Twentieth Century. کتاب فلسفی خالص نیست. روایت تاریخی از جنایتهای مهم قرن بیستم در نقاط مختلف دنیا میدهد و بعد سوالات اساسی را پیش میکشد. من نمیتوانستم در هر روز بیش از یک فصلش را بخوانم. از بس برخی روایتها سنگین و تکاندهنده بود. حیف کتابم را در سفری گم کردم و فعلن ندارمش و گرنه دوست داشتم خلاصهای از یکی از فصلهای میانی در باب کشتار در ویتنام را اینجا مینوشتم. خوشبختانه کتاب ارزانی هم است.
به عنوان اولین پیشنهاد برای کار جمعی پیشنهاد میکنم این کتاب را ترجمه کنیم. هر کس دوست داشت به من خبر بدهد. فقط باید خودتان بتوانید به کتاب دسترسی داشته باشید. فکر نمیکنم فایلی از کتاب جایی موجود باشد که من بتوانم برای کسی بفرستم. این محدودیتی است که پیشروی دوستان ساکن ایران است و شاید ترجمههایی از این دست به رفع این محدودیت کمک کند. البته مساله کپیرایت هم هست که باید با ناشر حل کرد.

نظرات
Reihaneh :
با سلام
در امر ترجمه حاضر به همكاري هستم.چطور ميشه اين كتاب رو تهيه كرد؟
Reihaneh - August 10, 2009 01:16 PM
مهدي :
در مورد حل كردن مساله كپي رايت با ناشران لطفا راهنمايي كن. اگر كتابي را بدون اجازه در ايران ترجمه كنيم بعدا در خارج تحت پيگرد قرار ميگيريم؟ يا اين خبرا نيست. بعد به لحاظ اخلاقي از كي بايد اجازه بگيريم ناشر يا نويسنده؟ معمولا اجازه ميدهند يا نه؟ و از اين جور مسائل.
مهدي - August 10, 2009 01:22 PM
Hassan_Sa :
سلام بر حامد قدوسي عزيز.
من لينك رپيدشير اين كتاب رو
گير آوردم.اگه از نظر شماايرادي نداشته باشه، از طريق سايت شما به اطلاع دوستان برسانم.البته در انتهاي كار بايد بحث كپي رايت رو با ناشر حل و فصل كرد.متاسفانه تا سه ماه آينده بسيار سرم شلوغه و فعلا فرصتي براي ترجمه واداي اين وظيفه مهم ندارم.
اميدوارم در آينده نزديك بيشتر بتونم در چنين زمينه هايي كمك كنيم.
حامد: سلام بر شما. میدونید که من کامنتهام را کنترل نمیکنم :)
Hassan_Sa - August 10, 2009 01:28 PM
محمدرضا نیکخواه :
حامد جان سلام
کتاب رو برات ای میل کردم. اگه کاری مثل تصحیح و بازخوانی و کمکهای از این دست خواستید در خدمتم.
محمدرضا نیکخواه - August 10, 2009 02:13 PM
:
باسلام مجدد
http://rapidshare.com/files/261231563/0300087152_Humanity.rar
فقط كپي رايت فراموش نشه.
با تشكر
Anonymous - August 10, 2009 02:22 PM
:
باسلام مجدد
http://rapidshare.com/files/261231563/0300087152_Humanity.rar
فقط كپي رايت فراموش نشه.
با تشكر
Anonymous - August 10, 2009 02:26 PM
:
من این آقای گلور رو از کتاب فلسفه ذهن اش می شناختم و بعدها دیدم روی اخلاق زیستی هم کار کرده - این کتاب اش هم تو حوزه اخلاق عملی یا کاربردی به نظر چیز جالبی می آد- البته هنوز کتاب رو ندیدم، یه نگاهی بهش می اندازم
Anonymous - August 10, 2009 02:53 PM
مریم اینا :
کامنت دونی ات یه مشکلی انگار داره- ناشناس قبلی من بودم :)
مریم اینا - August 10, 2009 02:56 PM
:
نظرت در مورد این کتاب چیه؟ فکر میکنم این روزها کتاب مفیدی باشه برای خوندن:
http://www.amazon.com/Romance-Medieval-Early-Modern-Iceland/dp/0935995153/ref=sr_1_1?ie=UTF8&s=books&qid=1249912174&sr=1-1
Anonymous - August 10, 2009 03:52 PM
احسان :
سلام
من هم حاظر به همکاری برای ترجمه هستم. کتاب را هم از همین لینک رپیدشیر دانلود کردم.
احسان - August 10, 2009 04:01 PM
م.ص.ط.ف.ی :
سلام.
منم میتونم در ترجمه کتاب کمک کنم.
هرموقع مشکلاتش با ناشر حل شد، بفرمایید که کدوم فصل رو شروع کنم.
کتاب رو امروز،فردا دریافت میکنم از همون لینک رپیدشیر...
م.ص.ط.ف.ی - August 10, 2009 04:08 PM
امین ت :
حامد خان! فایل کتاب دوم روی گیگاپدیا هست.
فهرست شیندلر، نجات سرباز رایان، هتل راواندا، غلاف تمام فلزی، پیانیست، زندگی زیباست... من این مدت نشستم دوباره اینا رو دیدیم. توی این چندوقت خیلی نیاز به خوندن تاریخ رو حس کردم. راستی شما کتاب خوبی در مورد تاریخ سی سال اخیر ایران میشناسین که معرفی کنین؟
امین ت - August 10, 2009 04:46 PM
مهدی ناجی :
سلام
من هم بدینوسیله آمادگی خودم را برای ترجمه اعلام می کنم.
آقای قدوسی من وقتی کامنت های این پست تا اینجا را خواندم از این همه افراد مشتاق برای همکاری واقعا شگفت زده شدم. فکر می کنم این اقبال دوستان پتانسیل قابل توجهی است که باید با یک رهبری مناسب و در مورد ترجمه این کتاب با یک مدیریت پروژه قوی راهبری شود تا این فرصت مانند بسیاری از فرصت هایی که روزانه از دست می دهیم از دست نرود.
مهدی ناجی - August 10, 2009 04:54 PM
مهدی ناجی(ادامه) :
مثلا کاش شما به عنوان پیشنهاد دهنده این موضوع در پاسخ به این کامنتها به جای جواب خنثای "میدونید که من کامنتهام را کنترل نمیکنم :)" مشخصا موضع و توصیه خود را برای این که به حق کپی رایت ناشر هم احترام گذاشته شود اعلام می کردید.
مهدی ناجی(ادامه) - August 10, 2009 05:01 PM
:
از این لینک هم قابل دانلوده.
http://depositfiles.com/en/files/sogda9brq
اعلام آمادگی برای ترجمه.
Anonymous - August 10, 2009 06:41 PM
somayeh :
سلام
من هم می تونم کمک کنم برای ترجمه
somayeh - August 10, 2009 07:19 PM
:
سلام
من هم می تونم کمک کنم برای ترجمه
Anonymous - August 10, 2009 07:36 PM
:
آقای امین ت اگر حوصله اش رو داشته باشی خاطرات روزانه ی هاشمی یکی از بهترین کتاب هایی که می شه در اون تاریخ اوایل انقلاب رو پیگیری کرد.
Anonymous - August 10, 2009 08:57 PM
هانی :
منم برای ترجمه حاضرم. البته اگر با وجود این خیل مشتاقان احتیاجی به من بود
هانی - August 10, 2009 10:19 PM
ساناز :
من هم هستم!
ساناز - August 11, 2009 01:15 AM
علي حسيني :
سلام
گروهي براي رنساني فرهنگي , و پروتستانتيسم اسلامي ايجاد كرده ام كه در صورت تمايل شما هم مي توانيد ادرس ايميل را بدهيد تا عضو شويد تا با هم اين مهم را انجام دهيم
علي حسيني - August 11, 2009 06:17 AM
بهنام :
منم خیلی دوست دارم تو این پروژه شرکت کنم.
بهنام - August 11, 2009 06:21 AM
:
سلام آقای قدوسی عزیز
خسته نباشید
اطلاعاتی دارم در این باره که این کتاب در ایران تحت ترجمه هست و اگر مشکلی در اخذ مجوز پیش نیاید، تا پایان امسال در کتابفروشی ها خواهد بود
با شما هم عقیده هستم؛ کتاب بسیار زیبا و ارزشمندی است
Anonymous - August 11, 2009 08:03 AM
:
سلام آقای قدوسی عزیز
خسته نباشید
اطلاعاتی دارم در این باره که این کتاب در ایران تحت ترجمه هست و اگر مشکلی در اخذ مجوز پیش نیاید، تا پایان امسال در کتابفروشی ها خواهد بود
با شما هم عقیده هستم؛ کتاب بسیار زیبا و ارزشمندی است
Anonymous - August 11, 2009 08:04 AM
Y :
من کتاب رو داون لود کردم و هستم توی ترجمه ...
مرسی
Y - August 11, 2009 08:38 AM
عباس :
آقا بیخیال شید فعلن. فردا به جرم ترجمهو ترویج افکار انقلاب مخملی محاکمه تان می کنند. از Google Translator عبرت بگیرید.باور کنید آنقدرها هم خنده دار نیست.
عباس - August 11, 2009 09:06 AM
:
سلام آقای قدوسی و پیشاپیش عذرخواهی از کامنت طولانی.
آن بخشی که ذکر کردید در کتاب دوم که توسط محققی آمریکایی نوشته شده جزییات و نکاتی دردآور در مورد قتل عام وحشتناک مردم ویتنام همراه با قتل، تجاوز وحشیانه، سوء رفتار با اسیران و زخمیها و زنان و کودکان در روستای "مای لای" در سال 1968 بدست 120 سرباز آمریکایی در بر دارد که بشدت متاثر کننده است. اما نکته ای برایم جالب بود و آن اینکه بازسازی تقریبا مشابه ای از حمله سربازان آمریکایی در فیلم تاثیر گذار
"We were soldiers" http://www.imdb.com/title/tt0277434/
با نقش آفرینی مل گیبسون در حمله به مناطقی از ویتنام وجود دارد که بنحو شگفت انگیزی روایتی کاملا متفاوت و معکوس با چنین حقایقی بدست میدهد. سربازانی وطن پرست، شجاع، مصمم، فداکار و جانفشان که در راه وطنشان! وارد سخت ترین معرکه ها (بخوانید تجاوز به کشوری دیگر) شده و صحنه های بیاد ماندنی از ایثار و مقاومت به نمایش میگذارند در حالیکه همزمان شدیدا به ارزشهای خانوادگی و اجتماعی و انسانی نیز پایبند بوده و مراعات حال زخمیها و اسیران و زنان و کودکان و خلاصه تمام قواعد اخلاقی جنگی را مینمایند و خانواده های آنها نیز در آمریکا حمایت کاملی از آنها دارند. در این فیلم چنان ارزشهای آمریکایی پررنگ و آرمانی نشان داده میشود که کشتار هزاران نفر از مردم و سربازان ویتنامی که فقط با سلاحهایی ابتدایی میجنگند آنهم در دفاع از سرزمین خودشان، با سلاحهایی بشدت مرگبار در نبردی نابرابر کاملا موجه جلوه داده شده و حس همذات پنداری و محق جلوه دادن را بر میانگیزد تا جایی که حتی خبرنگار اعزامی همراه آن گروه سرباز را نیز تحت تاثیر شجاعت و فداکاری آنها قرار داده و ضمن دست بردن به اسلحه دوشادوش سربازان دیگر بجای روایت گری خود به خلق روایت میپردازد و بعدها همان روایت، همدردی بینندگان با معدود کشته شدگان مظلوم آمریکایی و خانواده های آنان را القا میکند(علیرغم قتل عام وحشتناک هزاران نفر ویتنامی در برابر کشته های انگشت شمار آمریکایی)! آری وقتی عامل جنایت خود روایتگر شود چنین روایت های وارونه ای طبیعی خواهد بود همچنانکه اتفاقات اخیر کشور ما نیز از طرف روایتگران مسلط تنها برخورد با اغتشاشگران جلوه داده شد و نمایانگر معصومیت ومظلومیت معدود مدافعان وطنی (بخوانید مهاجمان تا بن دندان مسلحی) بود که توسط شورشیان آسیب دیده و مورد تعرض قرار گرفته اند که البته در این راه از همراهی و همدلی نزدیک روایتگران رسانه های میلی نیز برخوردار بودند!!
اما قضاوت تاریخ البته مطابق میل روایتگران حاکم نخواهد بود.
Anonymous - August 11, 2009 09:59 AM
محمدرضا فرهادی پور :
سلام
به گمان من برخی از این پیشنهادات ترجمه را نباید زیاد جدی گرفت. به خصوص که در این مورد هیچ هزینه ای هم در قبال انجام نشدن ترجمه برای کسی وجود ندارد.
محمدرضا فرهادی پور - August 11, 2009 10:43 AM
علي اشرفي :
البته بنده سواد ترجمه كردن ندارم. ولي فارسيام خوب است و ميتوانم متن ترجمه شده را براي تبديل به فارسي روان، ويرايش كنم.
در ضمن متخصص تايپ و صفحهبندي هستم.
خلاصه اينكه اگر مترجمي پيدا شد و ترجمه كرد، ويرايش و تايپ و صفحهبندياش با من.
التماسدعا.
علي اشرفي - August 11, 2009 12:47 PM
:
سلام
اگه خواستين چاپش كنيد
من انتشارات سراغ دارم
Anonymous - August 11, 2009 12:55 PM
بشير :
مل گیبسون يك محافظه كار و متعصب مذهبي است. نظير آن چيزهايي كه ما در مملكتمان زياد داريم، بنابراين ساختن چنين فيلمي از وي بعيد نيست.
بشير - August 11, 2009 01:30 PM
Farnaz Seifi :
حامد جان! دو تا ادیشن از این کتاب هست.
http://www.bol.com/nl/s/boeken-engels/zoekresultaten/Ntt/Humanity,+A+Moral+History+of+Twentieth+Century/Ntk/ukus_books_all/Ntx/mode+matchallpartial/Nty/1/N/3131/Ne/3131/index.html?_requestid=57720
اطلاع داری که محتوا فرقی می کند یا نه؟ من تو کار ترجمه این کتاب دوست دارم همکاری کنم.
Farnaz Seifi - August 11, 2009 02:38 PM
:
حامد عزیز چون از استفان تسوایک حرف زدی تصمیم دارم یک ماجرای عجیب برایت تعریف کنم!..حدود ده سال قبل از روبروی دانشگاه تهران یک کتاب کهنه خریدم به نام"فروید"اثر استفن تسوایک،چون خیلی از این کتاب خوشم آمد باز به سراغ همان کتابفروش رفتم و از او خواستم که هرچه کتاب از این نویسنده یهودی دارد بدهد!...او فقط یک کتاب دیگر ازتسوایک داشت به نام "برف داغ"...این کتاب را خریدم و به منزل یک دوست در تخت طاووس رفتم که تنها زندگی می کرد و دانشجوی پزشکی بود.او کتاب برف داغ را که هنوز نخوانده بودم از من گرفت تا بخواند...یک هفته بعد همان دوست سراسیمه کتاب را برای من آورد و گفت همان یک هفته قبل شروع به خواندن کتاب کرده اما از همان ابتدا مشکلی پیدا کرده و آن این که هرشب یک خواب تکراری می بیند..خوابش هم این است که ناگهان کتاب برف داغ در کتابخانه او خودبخودآتش می گیرد وآتش به سرعت به سایر کتابها و سرانجام به کل خانه سرایت می کند...خلاصه کار به جائی رسیده بود که این رفیق ما از"برف داع" وحشت پیدا کرده بود و با دیدن آن احساس شومی به او دست می داد!؟...به همین خاطر کتاب را تمام نکرده پس آورد و.... البته این داستان واقعی ادامه دارد ولی هدف از نقل آن تنها یک جمله است که همان جمله را می گویم:استفان تسوایک نویسنده عجیب و مرموزی است و کتابهای او غیر عادی و منحصر به فردند!...خلاص!
Anonymous - August 11, 2009 04:43 PM
توهمات يك آميب 45 كروموزومي :
ممنون از معرفي
توهمات يك آميب 45 كروموزومي - August 11, 2009 09:35 PM
َشهاب :
حامد جان روي من هم براي ترجمه حساب كن
َشهاب - August 12, 2009 08:11 AM
شهریار :
سلام حامد جان
ایده ی ترجمه ایده ی بسیار خوبی است اگر مفهوم در گذار زبانی پابرجا بماند، اگر این همون کتابی باشه که من فکر می کنم به میاد سر ترجمه برخی اصطلاخات دجار مشکل زبانی جدی هستیم. لطفاً اگر از ترجمه ی دقیق مطمئن نیستی، خیال ترجمه گروهی رو بذار کنار! ببخشید که این قدر بی پیرایه حرف زدم ولی متاسفانه انبوه ترجمه های پر از اشکال باعث شده پیدا کردن یک ترجمه قابل قبول از متون فلسفی (یا با صبغه ی فلسفی) به سختی پبدا کردن سوزن در انبار کاه باشه!
به هر حال امیدوارم موقث باشی و نتیجه ی ترجمه کتاب ارزشمندی بشه
شهریار - August 12, 2009 11:15 AM
Frida Rahmani :
Hello Mr. Ghoddusi,
I am ready to poticipate in this Translation Project.
Frida Rahmani - August 12, 2009 02:30 PM
:
سلام آقا حامد
خواستین ترجمه ش کنین روی منم حساب کنین
Anonymous - August 12, 2009 03:17 PM
زینب :
بالایی من بودم
زینب - August 12, 2009 03:18 PM
Frida Rahmani :
آقای قدوسی سلام،
لطفا کامنت قبلی من رو پاک کنید. غلط دیکته ام زیادی خجالت آوره.زنگ تفریح تموم شده بود و من بدون خوندن دوبارۀ پیغامم، ارسالش کردم.
همین الان کتاب رو آنلاین سفارش دادم و بین 6 تا 10 روز دیگه با پست بدستم میرسه.
تا اون زمان البته سعی میکنم از روی فایل رپید شیر بخونمش.
منتظر هماهنگی های بعدی برای ترجمه هستم.
ف.ر
Frida Rahmani - August 12, 2009 06:53 PM
مصطفی :
حامد خان،
من تا حالا این جور متنها رو ترجمه نکردهام، اما اگر خواستید پروژهٔ ترجمهٔ این کتاب رو شروع کنید، لطفاً روی من هم حساب کنید.
مصطفی - August 13, 2009 06:21 AM
mohammad :
متشکرم.
از امروز بیشتر سرمیزنم اینجا
mohammad - August 13, 2009 01:25 PM
نظر شما درباره این مقاله؟ :
.
3- مشايي اهل روستاي «مشا» رامسر است. «مشاء» واژه عبري است به معني «اجتماع» و «طايفه» و «کلني» و «جمع». با «مشاع» فارسي همريشه است. در شمال دماوند نيز روستا و دشت مشاء وجود دارد. منطقه دماوند، تا سده هيجدهم ميلادي، منطقهاي با جمعيت متراکم يهودي بوده. پيشتر درباره فعاليت فرقه دونمه در دماوند نوشتم:
«دونمهها در ظاهر خود را مسلمان ميخواندند و به شدت مقيد به انجام ظواهر اسلامي بودند. نخستين گروه دونمهها در حوالي سال 1690 به زيارت مکه رفتند. معهذا، آنان "يهوديان مخفي" بودند و به شکل پنهان مناسک خود را، که آميزهاي از مناسک سنتي يهودي و آداب جديد است، انجام ميدادند. در زمان جنگ اوّل جهاني، تعداد آنها 10 الي 15 هزار نفر تخمين زده ميشد. دونمهها نوشتههاي خود را بر روي کاغذهاي بسيار کوچک مينگاشتند که به راحتي قابل مخفي کردن بود. دونمهها چنان ماهرانه موفق به پنهان کردن مسائل دروني خود بودند که تنها منبع شناخت ايشان شايعاتي بود که در بيرون از آنان در پيرامونشان وجود داشت... «يهوديان مخفي» در بسياري از نقاط ايران فعاليت داشته و ريشه دوانيدهاند ولي در تنها مکاني که اين پديده با نام رسمي فرقه دونمه شعبه يا شاخه پديد آورده دماوند است. گورستان و خرابههاي کنيسهاي در دماوند گواه بر [قدمت] استقرار يهوديان در اين شهر است. در سده هفدهم، بابايي بن لطف، مورخ يهودي- ايراني، از يهوديان دماوند بهعنوان يکي از هيجده جامعه يهودي ياد کرده که در جستجوي نسخ کاباليستي بودند و قرباني موج گروش اجباري [به اسلام] شدند. تبليغات فرقه شابتاي [دونمه] در ايران با نام شموئيل بن هارون دماوندي در پيوند است.» [11]
نظر شما درباره این مقاله؟ - August 13, 2009 10:00 PM
:
من هم پایه ترجمه ام
Anonymous - August 14, 2009 12:04 AM
مجید :
حامد عزیز اولا که اون نظر بی مزه بالا راجع به آتش گرفتن کتاب برف داغ !؟را من گذاشتم منتهی این قدر بیمزه بود که فراموش کردم اسمم را بنویسم!؟...دوما یک طرح زیبا محمود فرجامی در وبلاگ دبش گذاشته که بسیار مهم است و در آن از شما هم نام برده است امیدوارم به اون مطلب توجه کنید...سوما اگرچه می دانم کلاستان بسیار بالاست اما سری هم به بیوایان ویکتور هوگو بزنید!!
مجید - August 14, 2009 07:05 PM
مجید :
حامد عزیز اولا که اون نظر بی مزه بالا راجع به آتش گرفتن کتاب برف داغ !؟را من گذاشتم منتهی این قدر بیمزه بود که فراموش کردم اسمم را بنویسم!؟...دوما یک طرح زیبا محمود فرجامی در وبلاگ دبش گذاشته که بسیار مهم است و در آن از شما هم نام برده است امیدوارم به اون مطلب توجه کنید...سوما اگرچه می دانم کلاستان بسیار بالاست اما سری هم به بیوایان ویکتور هوگو بزنید!!
مجید - August 14, 2009 07:06 PM
:
حامد عزیز اولا که اون نظر بی مزه بالا راجع به آتش گرفتن کتاب برف داغ !؟را من گذاشتم منتهی این قدر بیمزه بود که فراموش کردم اسمم را بنویسم!؟...دوما یک طرح زیبا محمود فرجامی در وبلاگ دبش گذاشته که بسیار مهم است و در آن از شما هم نام برده است امیدوارم به اون مطلب توجه کنید...سوما اگرچه می دانم کلاستان بسیار بالاست اما سری هم به بیوایان ویکتور هوگو بزنید!!
Anonymous - August 14, 2009 07:08 PM