« فرامرز | صفحه اول | اشکالی در سایت »

28 مرداد 88

تلویزیون خطری برای دموکراسی

در اوایل دهه هفتاد حداقل دو تا کتاب در زمینه نقد رسانه‌ها در ایران محبوب شده بودند. یکی کتاب "زندگی در عیش، مردن در خوشی" نیل پستمن با ترجمه صادق طباطبایی که البته اسم انگلیسی‌اش هست Amusing Ourselves to Dead

دومین کتاب که شهرت اولی را هم نداشت کتاب کوچکی بود از کارل پوپر با عنوان عجیب "تلویزیون خطری برای دموکراسی". پیام مشترک هر دو کتاب این بود که بر خلاف رسانه‌های نوشتاری که در هر صورت منطق نوشته و تحلیل خواننده نقش کلیدی در آن ایفا می‌کند رسانه‌های تصویری می‌توانند ذهن بیننده را به تحلیل برده و عملن کارکردی درست نقطه مقابل باور عمومی که رسانه رهایی‌بخش است ایفا کنند.

تجربه چهار سال گذشته شاهد دیگری است بر تایید نظر پوپر و این‌که اگر برخی شرایط فراهم نباشد رسانه تلویزیون چه‌طور می‌تواند دموکراسی را تبدیل به ضد آن کند.



   نظرات

Marjan :

che tarjome badi az esme ketab karde :s

 

محسن :

به مرجان: به نظرم با مطالعه خود کتاب، تناسب نام ترجمه شده بیشتر خودنمایی میکنه.
به حامد: نمی دونم از نیل پستمن کتابای دیگه رو هم خوندی یا نه، من یه چند تا اثر تألیفی که ازش خوندم به نظرم اومد یکمی تندروست در بیان نظریاتش. هرچند که نمیشه منکر صحت خیلی از نظریاتش شد. ولی در کل به صورت دو آتیشه ای ساز مخالف میزنه.

 

مهدی همتی :

البته به نظر می رسه نتیجه گیری آخرت محل تامل باشه . گذشته از این گزاره که چهار سال قبل چه میزان شاخصه های دمکراسی در ایران برقرار بود تلویزیون واقعا چه نقش معنی داری در آنچه امروز اتفاق افتاد بازی کرده . به نظر من اگر حوادث پس از انتخابات رو از طرف مردم نمی دیدیم شاید راحت تر میشد تاثیر تلویزیون رو در تبدیل دموکراسی بر ضد دموکراسی قبول کرد و البته وبلاگ مجالی نیست بری نقد.

حامد: به نظر من نقش بازی کرده از این حیث که یک طرف (احمدی‌نژاد) را برای گروهی تبدیل به قهرمان بلامنازع کرده است.

 

مهدی :

موافق نیستم. تلویزیون ایران ضد دموکراسی شده تنها به دلیل انحصاری و دولتی بودنش. این ایراد تلویزیون به عنوان یک رسانه نیست. درسته که قوه خلاقیت و تحلیل رو چندان تقویت نمی کنه اما به این معنا نیست که تضارب آرا را محدود کنه.
این همه شبکه های تلویزیونی توی کشوری مثل امریکا که نظرات شدیدا متفاوتی دارند اصلا خودش محملی برای دمکراسی است به نظر من

حامد: نکته من هم همین است. به این خاطر گفتم با این شرایط خاص ایران. تجربه چهار سال نشان داد که وقتی رسانه انحصاری باشد چه طور می‌تواند به تثبیت وضع موجود کمک کند. من حداقل این قدرت را دست کم می‌گرفتم.

 

:

با سلام و احترام
لوکوربوزیه ( معمار مشهور ) میگوید : من ترسیم کردن را به حرف زدن ترجیح می دهم:زیرا ترسیم کردن سریعتر است و مجال کمتری برای دروغ گفتن باقی می ماند.
مطلب شما مرا یاد این سخن انداخت . بسیار ساده است ، در رسانه های تصویری ، همواره با حقه های سینمایی ( به طور عام ) مواجه هستیم . و شاید به خاطر سرعت و حجمی که در انتقال داده هابه وسیله ی رسانه های تصویری میتوان متصور شد ، کلام شما جنبه ی هولناک تری پیدا کند . البته در اثار مکتوب هم میتوان رگه هایی از ان را دید . اما فکر میکنم چون خواننده ی اثار مکتوب ، فرصت ان را دارد تا با " محتوا " بیشتر " درگیر " شود ، اثر مخربش کمتر باشد .
به هر حال مطلب قابل تاملی بود .
پایدار باشید .

 

نجات بهرامی :

با سلام . اشاره جالبی بود. پوپر در نوشتارها و مصاحبه های بهدی هم بر این نکته اصرار داشت. از جمله در کتاب کوچکی که به صورت مصاحبه تنظیم شده با نام درس این قرن.

 

امین ت :

فقط چهار سال گذشته؟!

 

مهدی همتی :

والبته احمدی نژاد چهار سال قبل هم برای 17 میلیون نقش قهرمان رو داشت و در این چهارسال علی رغم بازی تلویزیون بسیاری از منتقدین احمدی نژاد رای دهندگان سابق بودند و قهرمان دیروز دیگر ردای قهرمانی نداشت .

 

:

شما از نقض دموکراسی در چهار سال گذشته می گویید حال آنکه این زخم قدمتی سی ساله دارد.دروغگویی و وارونه جلوه دادن حقیقت در صدا و سیمای ما عادتی مرسوم بوده و هست.زمانی می توان با تلویزیون به تبلیغ دموکراسی پرداخت که در دست معتقدان به آن باشد نه دشمنان دموکراسی و حقوق انسانی.

 

میترانگاشت :

ممنون از معرفی کتابها
با ذکر منبع این مطلبتان را لینک کردم.

 

ابوذر :

اساسن رسانه چه تلویزیون چه روزنامه شدیدن خاصیت ضددموکراسی (و به بیان کگور ضد معرفت شناسانه ) داره و چه دردناکه که رکن چهارم دموکراسی ضد دموکراسی عمل کنه.

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007