« Price Discrimination | صفحه اول | بداهه نوازی »

16 مرداد 88

Pro-Poor Businesses

دوست خوبم شوان صدرقاضی و من مدتی است که با برنامه عمران سازمان ملل (UNDP) روی مبحث کسب و کار به نفع فقرا هم‌کاری می‌کنیم. هدف این پروژه بررسی مدل‌های کسب و کار تجاری است که نهایتن به فقرا و طبقات محروم فایده رسانده است. من خودم از ایده ساده پروژه خیلی خوشم آمد: به جای این‌که از شرکت‌ها بخواهیم به فقرا کمک خیریه بکنند به دنبال مدل‌هایی باشیم که ضمن فایده رساندن به فقرا برای شرکت سودآور و لذا به لحاظ تجاری پایدار باشد. شوان خودش روی طراحی محصول برای بازارهای با درآمد پایین کار می‌کند و یک‌بار هم در شریف روی همین موضوع سمینار دارد.

به طور بدیهی کسب و کار در دو محور می‌تواند به فقرا کمک برساند. در محور اول از طریق معرفی محصولاتی که قبلن در بازار نبوده و عرضه آن به بازار رفاه طبقات پایین را افزایش می‌دهد. مثال‌هایش فراوان است: شرکت موبایلی که در کنیا امکان جا به جایی پول برای کسانی که حساب بانکی ندارند را فراهم می‌کند، شرکت مواد غذایی فرانسوی که در لهستان بسته‌های غذایی ارزان ولی حاوی مواد لازم برای کودکان فقیر دبستانی را ساخته است، شرکتی که در هند در روستاها با هزینه کم برق تولید می‌کند، شرکتی که در آفریقای پشه‌بندهای ارزان‌قیمت تولید می‌کند؛ شرکتی که خانه‌های ارزان می‌سازد و الخ.

در محور دوم کسب و کار از طریق به کارگیری نیروی کار یا خرید خدمات باعث توانمندسازی جامعه محلی می‌شود. هتل‌های روستایی که آمریکای لاتین راه‌اندازی شده‌اند، شرکت‌های کشت و صنعتی که در آفریقا انبه با کیفیت بالا تولید می‌کند یا تعاونی‌های تجارب منصفانه (Fair Trade) در آمریکای لاتین و آفریقا و الخ.

یک نکته جالب در خلال این تجربه‌ها توان‌مندسازی زنان و طبقات محذوف از طریق واردن کردن آن ها در زنجیره تولید و لذا تغییر در ساخت قدرت و تبعیض‌ها است.

خارج از فعالیت فعلی‌مان، من و شوان دوست داریم فهرستی از فعالیت‌های از این دست در ایران تهیه کنیم و به بانک اطلاعات UNDP اضافه کنیم. تعدادی فعالیت را خودم می‌‌شناسم ولی ممنون می‌شوم اگر شما هم شرکت‌ها یا ان‌.جی‌.او ها یا فعالیت‌هایی از این جنس را می‌شناسید این‌جا معرفی کنید. روشن است که به خاطر تفاوت سطح توسعه‌یافتگی اقتصادی ایران با کشورهای خیلی فقیر ممکن است مثال‌های ما با مواردی که قبلم گفتم اندکی تفاوت داشته باشد و این نقطه قوت مثال‌‌های ایرانی است که حرف جدیدی برای گفتن دارد.



   نظرات

محسن :

راستش نمی دونم این شرکت های تعاونی روستایی که برای تولید (عموماً) صنایع دستی از جمله فرش (در استانهای مرکزی) و سوزن دوزی (سیستان و بلوچستان) تشکیل می شود را می توان در راستای مورد نظر شما گنجاند یا خیر؟
تا اونجایی که می دونم این تعاونی ها بیشتر از زنانی تشکیل شده که توانایی سایر فعالیت های اقتصادی را ندارند یا اینکه در این زمینه ماهرتر و بهره ورتر هستند.
بعضی از این تعاونی ها را هم کمیته امداد برای بکارگیری نیروی کار خانواده های نیازمند و آسیب دیده بنا کرده که هم نیروی کارشان اون شرایط مورد نظر بحث شما را دارند و هم بعضاً محصولاتشان برای همان قشر اقتصادی طراحی شده است.

 

سید امیر حسین حسینی :

ارائه ی خدمات آموزشی ارزان یا رایگان به مناطق کم درآمد.

 

majid :

آقا قدوسی به وبلاگ فوق الذکر بیا و مطلبی ببین که هر گز در اونجائی که هستی نمی توانی ببینی شاید بپرسی چرا من؟!...علت را باید بخونی تا بفهمی هموطن!(مطلب جمعه 16مرداد)

 

:

حامد جان دست مریزاد. امیدوارم این شروعی باشد برای ایجاد بحث و تبادل نظر در این زمینه
برای دوستانی که مایل به مشاهده منابع مطالعاتی بیشتر در این زمینه هستند فهرستی در آدرس زیر موجود است www.sadreghazi.com/bop

وبسایت برنامه عمران سازمان ملل هم هست www.GrowingInclusiveBusiness.org

 

شوان :

حامد جان دست مریزاد. امیدوارم این شروعی باشد برای ایجاد بحث و تبادل نظر در این زمینه
برای دوستانی که مایل به مشاهده منابع مطالعاتی بیشتر در این زمینه هستند فهرستی در آدرس زیر موجود است www.sadreghazi.com/bop

وبسایت برنامه عمران سازمان ملل هم هست www.GrowingInclusiveBusiness.org

 

شهریار :

رده‌ای از پروژه‌های معروف به GEF/SGP که UNEP در حوزه محیط زیست تعریف می‌کند معمولا با مشارکت جامعه محلی و به صورت یک فرایند اقتصادی پایدار ( که ابعاد پایدار زیست محیطی هم دارد) تعریف می‌شود. در کشور ما هم چند نمونه از آنها اجرا شده. البته این که در عمل واقعا اهداف مورد نظر به دست آمده و یا خیر بحث دیگری است اما پایدار اقتصادی و زیست محیطی در یک جامعه محلی که عموما یک جامعه فقیر است ممکن است باعث شود لیست این پروژه‌ها به درد کار شما بخورد و یا حداقل الهام بخش باشد.

 

مرتضی :

بسیاری از جمله خود شما(اگر یادم باشد در یک مقاله یا شاید هم پستهای قبلی) معتقد بودند که مسئله تامین مالی خرد(Microfinance) با توجه به تعریف آن نمی تواند در وضعیت ایران با تورم 20 درصدی موضوع قابل طرحی باشد(حداقل در تعریف بین المللی آن) در حالی که در کشورهایی همچون بنگلادش که ابعاد فقر در حد یک دلار در روز است، این موضوع قابل طرح بود. اگر چه نباید این مسئله را از نظر دور کرد که اصولاً مسئله فقر و سطح آن در کشورهای مختلف متفاوت است اما اگر مسئله تامین مالی خرد را از دیدگاه ایجاد شرایطی برای توانمندسازی فقرا(نگرش جدید به مسئله فقر- آمارتیاسن) بنگریم شاید تا حدودی نظر فوق قابل توجیه باشد که چگونه می توان برای افرادی با درآمدهای جزئی و سطح نازل ثروت، یک فعالیت اقتصادی به راه انداخت که در نهایت پایدار باشد؟ مدتهای مدیدی بود که من به این مسئله فکر می کردم و بر حسب اتفاق جواب آن را یافتم(حداقل فکر می کنم که یافتم). نکته ای که من فکر می کنم در مثالهای شما نیز تا حدودی می توان آنرا دریافت این است که خوشبختانه زمانه جدید پاسخ این سوال را به ما داده است و در واقع این پاسخ چیزی نیست جز تکنولوژی! به عقیده من پیشرفتهای تکنولوژیک دو دستاورد عمده داشته است: ارزان شدن به راه اندازی یک کسب و کار جدید و ساده شدن انجام آن. علاوه بر این مسئله شاید مهمتر آن، اکسترنالیتیهای آن است که موجب می شود فیلدهای غیر مرتبط تا حدودی مبانی یکسانی داشته باشند(مثلاً یادگیری کار با رایانه). از دید من دیگر وقت آن نیست که مثلاً با آموزش قالی بافی به افراد انتظار داشته باشیم در آینده وضعیت بهتری داشته باشند چرا که اساساً صنعت قالی بافی دستی دیگر دارای مزیت خاصی نیست(از جنبه هنری اش می گذریم). این در حالی است که یادگیری نحوه استفاده از تکنولوژیهای جدید نه تنها به نظرم ساده تر است بلکه می تواند قابلیتهای یک فرد فقیر را حتی در کسب و کارهای آتی اش بیافزاید. به نظرم این کلید نگرشهای جدید به مالیه خرد حتی در ایران می تواند باشد که توسط هر نهادی باید دنبال شود. من برای این موضوع حتی مثالهای عملی و مصداقهای قابل دفاعی دارم که شاید همان ایده کسب و کاری باشد که شما دنبالش هستید. چون اطاله کلام می شود از بیان آنها پرهیز می کنم.

 

ج :

دقت داری که همکاری در چنین پروژه هایی در مواقع ضرور، می تونه حکم همکاری با اجنبی و جاسوسی داشته باشه؟

 

رويا وارسته :

جناب آقاي قدوسي اين ايده جالبي كه شما در حال كار بر روي ان هستيد قبلا توسط كشور محترم چين در ايران اجرا شده و كالاهاي ارزان قيمت بي كيفيت چيني هر روز به خورد مردم طبقه پايين جامعه مي‌رود و البته از طرف ديگر هزاران كارگر در نقاط ديگر كشور بيكار مي‌شوند.

 

بهاره :

من شخصا چنین پروژه هایی با هدف مردم فقیر نمی شناسم. مگر اینکه خود مردم از امکانات یک شرکت استفاده کنند که تصادفا به نفعشان باشد.

 

reza :

به نظرم انچه دنبالش هستید به کارآفرینی اجتماعی خیلی نزدیکه. بد نیست در این مورد هم بحثی انجام بشه.

 

محمود :

حامد جان سلام
همينطور كه در سايت شوان هم هست اين موضوع تحت عنوان BOP (Bottom of Pyramid) در جاهاي زيادي از دنيا مانند هندوستان و برخي كشورهاي اروپايي كار شده است كه مثال‌هايي رو خود تو زده‌ايف اما يكي از كارهايي كه من قبلا شنيده‌ بودم و به خاطر علاقه‌ام به گردشگري بسيار برايم جذابيت داشت، كمك گرفتن از مردم محلي براي معرفي، راهنمايي، حفظ محيط زيست، فروش صنايع دستي و ... بود كه اتفاقا قبلا در كشورهايي چون هند و تركيه جواب داده و در ايران نيز بسيار جاي كار دارد (بعلت غني بودن ايران از لحاظ اكوتور و همچنين فقر زياد مردم روستاهاي ايران بعنوان مثال بلوچستان ايران و جاذبه‌هاي فوق‌العاده‌ي طبيعي و مردم فقيرش)
يكي از نمونه‌هاي موفق در ايران و با كمك مردم (البته غير انتفاعي مستقيم) نيز كاري بود كه سال‌ها پيش توسط مهندس دره‌شوري در قشم و براي حفاظت لاك‌پشت‌هاي منطقه انجام شد كه الان جزو جاذبه‌هاي منطقه است.
موفق باشيد

 

حامد :

سلام. من چن تا موضوع به ذهنم رسید اما امیدوارم منظورت رو درست فهمیده باشم:
1- در روستاهای ییلاقی یزد بسیاری از خانوارها به پخت نان سنتی و فروش آن به مردمی که از یزد ودیگر شهرها می روند می فروشند. این شامل فروش تخم مرغ محلی هم می شود.
2- پخت شیرینی توسط بعضی خانواده ها که این هم توانسته به اقتصاد بسیاری از مردم طبقه پایین کمک کند.
3- دوزندگی یکی دیگر از شغل ها و کارهایی است که در خانه انجام می شود و بسیاری سفارش قبول می کنند و درآمد کسب.
4- کارهای خدماتی هم چون سبزخورد کنی و پختن آش از جمله موارد دیگری است که در یزد جهت کسب درآمد انجام می شود.
اگه منشورتو درست فهمیدم بگو تا چند مثال دیگه بگم و اگه بد فهمیدم ببخشید.

 

حامد :

سلام. من چن تا موضوع به ذهنم رسید اما امیدوارم منظورت رو درست فهمیده باشم:
1- در روستاهای ییلاقی یزد بسیاری از خانوارها به پخت نان سنتی و فروش آن به مردمی که از یزد ودیگر شهرها می روند می فروشند. این شامل فروش تخم مرغ محلی هم می شود.
2- پخت شیرینی توسط بعضی خانواده ها که این هم توانسته به اقتصاد بسیاری از مردم طبقه پایین کمک کند.
3- دوزندگی یکی دیگر از شغل ها و کارهایی است که در خانه انجام می شود و بسیاری سفارش قبول می کنند و درآمد کسب.
4- کارهای خدماتی هم چون سبزخورد کنی و پختن آش از جمله موارد دیگری است که در یزد جهت کسب درآمد انجام می شود.
اگه منشورتو درست فهمیدم بگو تا چند مثال دیگه بگم و اگه بد فهمیدم ببخشید.

 

:

salam
man fekr mikonam emtizate kharide nashre cheshmeh ham az in dast bashe

 

   ارسال نظر:

لطفن کدهای زیر را وارد کنید

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007