« روح تهران | صفحه اول | کتاب‌خانه دوستان »

14 شهریور 88

پرسش‌هایی در باب تقلب

اولن ممنون از نظرات جالبی که در مخالفت و موافقت با فرضیه تقلب القاء شده ارائه شد. دوست داشتم نظرات را دسته‌بندی می‌کردم ولی حجم نظرات این قدر زیاد شد و وقت من هم محدود که نتوانستم این کار را بکنم. فقط این را بگویم که تعدادی از نظرات مخالفی که در رد این فرضیه ارائه شده بودند برای من هم قابل قبول بودند و در واقع فرضیه ارائه شده را تضعیف می‌کردند. یک گروه نظر موافق هم برایم جالب بود و آن این‌که اگر تقلب هم بود چه اصراری بود که این قدر تابلو و واضح باشد. شاید این سوال دقیق‌تری از فرضیه من باشد.

حالا که بحث باز شده‌ است اجازه بدهید یک بار برای همیشه این بحث را هم بکنیم که بعد از این مدت شواهد تقلب جدی که داریم چه قدر قوی است. می‌دانم که برای خیلی‌ها این بحث جذاب نیست ولی واقعن معتقدم اگر قرار باشد در آینده درست حرکت کنیم باید به این نوع سوال‌ها پاسخ دقیق بدهیم و این فضای فعلی را که هر کس را - از خودی‌ها - که تردیدی در ماجرا وارد می‌کند را سرکوب می‌کند کمی تغییر دهیم.

جمع‌بندی من این است: در سطح کلان حس عمومی‌ام از آرای احمدی‌نژاد و تا حدی کروبی می‌گوید که دست‌کاری‌هایی وجود داشته است. برای من کار سختی است که باور کنم احمدی‌نژاد 25 میلیون رای آورده باشد. ولی در سطح خرد من هنوز به جمع‌بندی قطعی نرسیده‌ام. دلایلم هم این‌جا است:

سوال کلیدی این است: مکانیسم تقلب چه بوده است؟

1) جواب روزهای اول این بود که نتایج صندوق‌ها یک چیز بوده و عدد اعلام شده یک چیز دیگر. با کمال تاسف پاسخ اولیه بسیاری از دوستان هنوز هم این استدلال است. این استدلال دیگر درست نیست چون به هر حال ریز نتایج صندوق‌ها اعلام شده است و ظاهرن عدد مجموع تا حد خوبی با جمع صندوق‌ها می‌خواند.

2) در لایه بعدی تقلب می‌توانسته در سطح صندوق اتفاق بیفتد. با توجه به ظرفیت محدود هر صندوق، نتایج صندوق‌ها باید در سطح وسیعی یعنی هزاران صندوق دست‌کاری شوند. دست‌کاری صندوق می‌تواند دو معنی داشته باشد:

2-1) در زمان شمارش کلن رای‌های درون صندوق کنار گذاشته شود و نتایج دیگری خوانده شود.
2-2) در برخی صندوق‌ها اول یا حین کار تعدادی رای اضافی به اسم احمدی‌نژاد اضافه شود.

منطقن این کارها ممکن است ولی خب در عمل برخی مشکلات وجود دارد:

1) در هزاران صندوق (نه همه صندوق‌ها) ناظران نامزدها حضور داشته‌اند. تقلب وسیع نیاز به دست‌کاری هزاران صندوق دارد و این یعنی این‌که اگر رابطه بین داشتن ناظر و دست‌کاری صندوق تصادفی باشد صدها نفر از ناظران باید بتوانند بین نتیجه اعلام شده صندوق و عدد مشاهده شده اختلاف بسیار جدی مشاهده کنند. نتیجه چک کردن‌های محدود من و برخی دوستانم از روایت ناظران و نتایج اعلام شده تفاوت چندانی نشان نمی‌دهد. البته این چک‌ کردن‌ها واقعن محدود به مواردی است که دوستان اطراف ما گزارش کرده‌اند.

2) دست‌کاری هزاران صندوق نیازمند نوشتن میلیون‌ها برگه رای، توزیع آن‌ها بین صندوق‌های مختلف، دست‌کاری در حین کار و ... است. در این صورت باید ده‌ها هزار (شاید هم صدها هزار) نفر شاهد چنین فرآیندی باشند. آیا می‌شود باور کرد که یک جمع چند ده هزاری ایرانی (هر قدر هم دست‌چین شده) شاهد چنین مساله واضحی باشند و صدها گزارش مشخص (و نیز صدها کیس پناهندگی به خاطر افشای این موارد) از آن‌ها منتشر نشود؟ وقتی فیلم‌ها و اسناد نهادهای کلیدی امنیتی که شاید چند نفر بیش‌تر به آن دست‌رسی ندارند منتشر می‌شود چه طور چنین چیزی می‌تواند پوشیده بماند؟

3) افزودن رای به کف صندوق‌ها فقط می‌تواند رای احمدی‌نژاد را بالا ببرد و نمی‌تواند رای میرحسین را کم کند. اگر قرار باشد من گزینه‌ محتمل‌تری را انتخاب کنم احتمال بالا کشیدن رای احمدی‌نژاد را بسیار بالاتر از کم کردن رای موسوی ارزیابی می‌کنم.

دقت کنید که اعلام صندوق به صندوق کمی ماجرا را نسبت به گذشته تغییر داده است. روش معمول در انتخابات‌های قدیمی این بوده که مثلن وقتی قرار بوده رای فرد خاصی برای مجلس افزایش پیدا کند همه صندوق‌ها در زیرزمین فرمانداری تجمیع می‌شده و همان‌جا مقداری برگه رای برای آن فرد اضافه می‌شده است. نتیجه ریز صندوق هم جایی اعلام نمی‌شده و لذا کافی بوده یکی دو نفر در هر شهر این دست‌کاری را انجام دهند تا رای‌ها دست‌کاری شود. در انتخابات ریاست جمهوری این نوع دست‌کاری‌ها خیلی سخت‌تر است.

یک استدلال معمول دیگر هم این است که تو اگر ایران بودی و موج سبز فراگیر را می‌دیدی می‌فهمیدی توزیع آرا چه طور است. من این استدلال را قبول ندارم.
1) چشم ما برای تخمین کلان خطا زیاد دارد. من ممکن است تمام اطرافم را سبز ببینم ولی همه این جمعیت سبز در کل کشور ده میلیون نفر بیش‌تر نباشد. واقعن ما ابزار دقیقی برای این که بفهمیم این موج 10 یا 15 یا 20 میلیون نفر است نداریم.

2) اکثریت طرف‌داران احمدی‌نژاد عمدتن از اقشار ضعیف و کم‌صدا و در مواردی به حاشیه رانده‌شده (اکسکلود شده) هستند. این باعث می‌شود تا ما آن‌ها را در سطح جامعه مشاهده نکنیم. (از طرف دیگر این تفاوت ساخت طرف‌داران یک امتیاز بزرگ برای جنبش سبز است).

البته یک استدلال مخالف هست که به نظرم چندان ضعیف نیست: دست‌کاری به صورت یک‌نواخت نبوده است. صرفن صندوق‌هایی که ناظر نداشته یا ناظرشان بیرون انداخته شده‌اند دست‌کاری شده‌اند. بنا بر این ستاد صیانت هیچ مشاهده‌ای از صندوق‌های ناسالم ندارد. در این صورت البته باید بین توزیع رای صندوق‌های دارای ناظر و بدون ناظر تفاوت معنی‌دار مشاهده شود. البته این احتمال هم هست که ناظران از صندوق‌های که رای موسوی در آن به طور طبیعی بالا بوده بیرون انداخته شده‌اند و بعد رای‌ این صندوق‌ها به نفع احمدی‌نژاد جا به جا شده است. در این صورت ممکن است این تفاوت از طریق نتایج مشاهده نشود چرا که صرفن صندوق‌هایی که رای انتظاری احمدی‌نژاد در آن‌ها بالا بوده (و به نتیجه نهایی اعلام شده نزدیک بوده) ناظر داشته‌اند. این فرضیه البته مستلزم تفاوت‌های بسیار مشهود در توزیع جغرافیایی صندوق‌های دارای ناظر و بدون ناظر خواهد بود که من نظر رد و قبول در مورد آن ندارم.

دقت کنید که استدلال‌های فوق معطوف به تقلب گسترده و میلیونی است و به هیچ وجه رد کننده تقلب‌های جزیی نیست.

جمع‌بندی کنم. یک نفر می‌تواند به چهار دلیل مخالف سرسخت وضعیت فعلی باشد ولی لزومی ندارد که هر به هر چهار دلیل باور داشته باشد.

1) سوء استفاده‌ها و قانون‌شکنی‌های قبل از انتخابات برای جمع‌کردن رای
2) تقلب در حین انتخابات
3) سرکوب‌ها و سبعیت‌ها و نمایش‌ها و دروغ‌گویی‌های بعد از انتخابات علیه مردمی که از حق خود برای شفاف‌سازی نتایج انتخابات استفاده کرده بودند یا فعالان سیاسی صادقی که در یک فرآیند سیاسی انتخاباتی قانونی مشارکت کرده بودند.
4) اگر هیچ کدام هم از موارد قبلی رخ نداده باشد حق بدیهی شهروندان و فعالین سیاسی-اجتماعی است که مخالف حکومت اکثریتی که حقوق بشر و اصول اخلاقی و عقلانی را رعایت نمی‌کند باشند. .

یکی از دوستان کارهای آماری دقیقی روی احتمال‌های مختلف تقلب (مثل بررسی توزیع آماری صندوق‌های مشکوک و غیره) انجام داده که اگر اجازه داد گزارشش را این‌جا منتشر می‌کنم.

منتظر شنیدن دلایل مخالف هستم.



   نظرات

سید محمد حسین :

من تاحالا اینطوری فکر می کردم. برای ساده سازی فرض می کنم 2 صندوق وجود دارد. فرض دوم این است که افراد این صندوق ها به نتیجه شمارش همدیگر دسترسی ندارند (برای شبیه سازی تعداد خیلی زیاد صندوق ها که طبیعتا هیچ کسی نمی تواند از نتایج همه صندوق های دیگر مطلع شود) ما این صندوق ها رو می شماریم و عدد رو به ستاد تجمیع اعلام می کنیم. بعد ستاد تجمیع این عدد ها رو جمع می زنه و نتیجه نهایی رو اعلام می کنه. این عدد اعلام شده مثلا قراره جمع عدد من و تو از دو صندوق باشه اما وقتی من از صندوق تو اطلاع ندارم و تو از صندوق من هر عددی که اعلام کنه نه من و نه تو نمی تونیم بگیم اشتباهه.
این حرف من وقتی رد می شه که تو بگی بعد از مدتی ستاد تجمیع می آد و می گه صندوق 1 که دقیقا عدد صندوق من بوده نتیجه اش این عدد ها بوده و من چک کنم و ببینم اره درسته. پس باید شماره های صندوق ها با شماره هایی که ناظر ها سرش بودن یکی بوده باشه و اون ها هم چک کنن و ببینن درسته. اون وقت یعنی ستاد تجمیع درست عمل کرده در غیر این صورت (یکی نبودن شماره صندوق های اعلام شده با شماره واقعی صندوق ها و یا عدم اطلاع دقیق ناظر ها از عدد های ثبت شده به دلیل فراموشی یا اصلا نبودن خود این ناظر ها) نمی شود مطمئن بود که حالتی که در اول مثال توضیح دادم اتفاق نیافتاده باشه.
مسئله بعدی مسئله صندوق های سیار هست که تعدادش خیلی زیاد بوده (عددش یادم نیست) و اونا قطعا ناظر هم نداشته پس اون چیزی که اول مثال گفتم به راحتی می تونه راجع بهش اتفاق بی افته. ممکنه بگی با مقایسه نسبی شماره این صندوق ها با صندوق های غیر سیار می شه احساس کرد که آیا این ها دستکاری شده ان یا نه، این به شرطیه که از اعلام آمار صندوق به صندوق وزارت کشور بتونی بگی کدوم صندوق ها سیار بوده. می شه؟
لذا با این مثال حالتی وجود داره که هم شما سر صندوق درست می شماری هم تقلب گسترده اتفاق می افته و عدد سازی می شه اما به شرط هایی که گفتم حال شما بگو این شرط ها وجود دارن یا نه؟

 

من :

- یک نکته ای که می تونه روشنگر باشه، مقایسه بین رأی صندوق های سیار با غیرسیار همون منطقه و اختلاف نسبت آراء در اونها ست.

- صندوق هایی که امثال ما دسترسی داشتیم و چک کردیم به هیچ عنوان نمونه رندمی از کل کشور نیستند؛ معمولاً ماها برای چک کردن به صندوق های تهران و تازه آن هم بخش های جغرافیایی خاصی از تهران دسترسی داشتیم، درحالی که در صندوق های کوچک تر مناطق دورافتاده، امکان هرگونه تخلفی بیشتر است و حساسیت مردم هم کم تر.

- انتشار ریز آراء صندوق ها -که به نظرم اهمیت حیاتی در هر تحلیلی دارد- تا جایی که من خاطرم هست بسیار کند و با تأخیر انجام شد (در حالی که منطقاً اول باید آمار ریز وجود داشته باشه و بعد عدد تجمیع اعلام شود، نه برعکس) و تازه اشتباهات عجیبی مثل جمع آراء مضرب صد در آن وجود داشت. نکته دیگر این که بعد از مدتی آمار اعلامی از سایت وزارت کشور حذف شد که این هم شک برانگیزه.

- موضوع آمار مشارکت نزدیک و بالای صد در صد در مناطق کوچک و دورافتاده تر، که هم امکان نظارت همزمان در آن ها کم تر بوده و هم امکان چک کردن بعد از اعلام رأی صندوق ها بسیار کم است هم تأمل برانگیز است. ارزیابی چشمی نشان می دهد که میزان آرای احمدی نژاد با کوچک بودن صندوق ها -یعنی جمع آرای موجود در یک صندوق- نسبت مستقیمی دارد

- در مورد «قرائن» هم هیچ صحبتی نکردی. چیزهایی مثل، رفتارهای نظامی و دستگیریهای مشکوکی که از عصر رأی گیری شروع شد (در حالی که هنوز هیچ اعتراضی انجام نشده بود) و...
به نظرم فردای دوم خرداد رو تصور کن. واقعاً اصلاً فضایی برای شورش طرفداران ناطق نوری به عنوان تقلب وجود داشت در حالی که اکثریت مردم می دید و می دانست که به چه کسی رأی داده؟ تنها تلاش دولتی که با تبلیغات وسیع صداوسیما هم پشتیبانی شد، برای جمع کردن «اکثریت» طرفدار احمدی نژاد در میدان ولیعصر -که لابد باید احساساتشان تحریک هم شده بود بعد از یک هفته شلوغی و داعیه ابطال انتخابات- به وضوح ناکام بود (به نظرم بعد از همان تجمع مسؤولان حکومتی از حل ماجرا به شیوه 23 تیری، یعنی با راهپیمایی گسترده مردمی در لبیک به حکومت و برعلیه «اغتشاش» -که بارها در جمهوری اسلامی آزموده شده بود- ناامید شدند و سراغ راه حل های دیگر رفتند).
یادم هست که آن ایام این سؤال پرسیده می شد که این بیست و پنج میلیون کجا هستند و چرا اینها برای دفاع از رأیشان کاری نمی کنند در حالی که حکومت از هرگونه پشتیبانی و امکانات هم دریغ نمی کند؟

 

علی :

به جای این حرفها، رای کروبی و رضایی را توجیح کنید.

 

قضاوت :

در کل تقلب احتمالی به شکلی بوده که نه میشه ثابت کرد نشده و نه میشه ثابت کرد شده . مثه اینکه دروغی گفته شده باشه که هیچ وقت نشه فهمید حقیقت داره یا نه . این استدلالات هم کمکی به تحلیل قضیه نمیکنه . هزاران راه وجود داره برای تقلب . در مقابل هزاران دلیل هم وجود داره که هیچ تقلبی نشده .

 

:

همکار یا دوست روسی ندارید ؟ از اونا بپرسید شاید بدونن!!! یه روزی توی تاریخ اینو می نویسن!!!
اگه قرار بود بشه تقلب رو اثبات کرد اصلا چرا انجام شد؟؟؟؟

 

مینا :

شما میگی آمار صندوق ها را تفکیکی اعلام کردند، پس احتمالا تقلبی نبوده .1- اگه یادتون باشه توی همون آمار اعلام شده سوتی های زیادی گرفته شد، 2- همانطور که رضایی، کروبی و موسوی خواستندو از اول هم به خصوص رضایی خیلی تاکید داشت که آمارها را با اطلاعات ثبت احوال تطبیق بدن و بالاخره هم این کار اصلاٌ انجام نشد 3- توی مرحله بازشماری ، برگه ها با يک دست خط و همه صاف و تانخورده بود و خیلی دلیل های دیگه . کلا به نظر من بحث تقلب از دور خیلی عجیب به نظر میرسه، من آشنایی دارم که اتفاقا خیلی هم اصولگراست. البته احمدی نژادی نیست. در دوره انتخابات قبلی مجلس ایشون از یکی از شهرها که قبلا نمایندش بود کاندید شده بود، با اینکه همین الان هم خیلی طرفدار نظام و رهبر و ایناست ولی این دوره اصلا رای نداد، می گفت من اگه خودم ندیده بودم که اینا تقلب می کنن جور دیگه ای بود قضیه و تا اینا هستن من دیگه رای نمیدم. به هر حال به نظر من مشکل تحلیل شما اینه که دارید دنبال خطاهای خیلی تابلو میگردید. در صورتی که تمام ایراداتی که از طریق این کاندیدا ها ارائه شده خودشون به حد کافی مساله هستند و وظیفه دولت و شورای نگهبان بوده که جواب بده بهشون.

 

مینا :

شما صندوقایی را در نظر بگیر که رای اونها بیشتر از 100% جمعیت منطقه بوده و در همون صندوق ها طبق آمار بالای 90% به احمدی نژاد رای داده بودن! حداقل باید آرای اون صندوق ها را با اطلاعات ثبت احوال تطبیق میدادن. چرا این کارو نکردن؟! تنها چیزی که کدخدایی گفت این بود که آرای این صندوق ها 3 میلیون از کل آراست ( یعنی یک نوع اعتراف )در حالی که طبق ادعای بی پاسخ کروبی این آرا چیزی در حدود 5 میلیون بوده. در کل من با این نظر موافقم که تقلب شده، خیلی زیاد هم شده ولی در کل کشور با پراکندگی متفاوتی انجام شده. بعضی جاها بیشتر، بعضی جاها کمتر. نکته دیگه ای که خیلی مهمه اینه که همش به نحوی گفته میشه حضور ناظرهای نماینده ها معادل تقلب نشدن در اون صندوق هاست . درصورتی که هیچ کس اینو در نظر نمیگیره که شاید اتفاقاً گزارش تقلب وسیع از طرف همین ناظرها گزارش شده باشه که به نظر من همینم هست.

 

:

سوال من اینه:
اگه تقلبی وجود نداشت، چرا مسولین و رهبر به پیشنهاد تشکیل یک کمیته بی طرف رسیدگی به شکایات تن ندادند؟ خوب بالاخره سه نفر از کاندیداها شکایاتی داشتند و شما هم یک سری از این شکایات رو لیست کردید. سوال اینه که اگه میشد همه این استدلالات رو به این آسانی* و به روشهای منطقی رد کرد، چرا حکومت اینکار رو نکرد؟

* چرا می گویم به آسانی: مثلا در مورد همین استدلال مبتنی بر تقلب که در آخر بیان کردید (که می گویید ضعیف هم نیست). حکومت به تمامی اطلاعات دسترسی دارد. تمامی صورتجلسه ها را دارد. ناظرانی که در هنگام شمارش آرا حاظر بوده اند و صورت جلسه رو امضا کرده اند را می شناسند و اسم آنها را دارند. لیست این افراد و مکان جغرافیایی صندوقها (نه فقط یک شماره که هیچ چیزی رو نشون نمیده) منتشر کنند. به این ترتیب یکی از قویترین استدلالات تقلب رو می شود رد کرد. می گویم به سادگی، چون حکومت به همه اطلاعاتی که شما دسترسی ندارید، دسترسی دارد. و به آسانی می تواند هیات ناظر بی طرف را راضی کند (اگر غش و تقلبی در کار نباشد). حتی در بدترین حالت اگر تخلفاتی هم موجود باشد که هیات بی طرف آنها را چنان بزرگ بداند که موجب نقض نتیجه نهایی شود (هرچند به خودیِ خود گواه تقلب نباشند، مانند اخراج ناظرها)، تجدید انتخابات مجددا باعث پیروزی آنها خواهد شد. مگر آنها مدعی ۱۲ میلیون اختلاف رای نیستند؟ پس از چه می ترسند؟

مساله اینه که حکومت هیچ جای سوال و تحلیلی نگذاشت. و به نظر من، کسی که خلافی نکرده باشد که از حساب و کتاب ترسی ندارد.

 

:

این متن شما یک مبنا دارد آن هم این قسمت است "جواب روزهای اول این بود که نتایج صندوق‌ها یک چیز بوده و عدد اعلام شده یک چیز دیگر. با کمال تاسف پاسخ اولیه بسیاری از دوستان هنوز هم این استدلال است. این استدلال دیگر درست نیست چون به هر حال ریز نتایج صندوق‌ها اعلام شده است و ظاهرن عدد مجموع تا حد خوبی با جمع صندوق‌ها می‌خواند." من متوجه نمیشوم چرا اگر عدد مجموع با ریز صندوق‌ها که بعد از مدتی‌ طولانی‌ اعلام شد "ظاهرن" بخواند یعنی‌ تقلب نشده خوب این اکسل را برای همین روزها اختراع کردند دیگر!
ممنون میشوم یک مقدار توضیح دهید بلکه هم ما از ضلالت خارج شدیم هم شما دیگر تاسف نخوردید.

 

دانشطلب :

خیلی از شبهاتی که درباره انتخابات ایجاد شد منشأی جز "مهندسی رأی" نداشت. مهندسی رأی هیچ وقت نمی تونه دلیل و مدرکی برای تقلب یا عدم تقلب باشه گو اینکه مدعیان تقلب هم بعد از مطرح کردن ادعاهای عجیب و غریب در یکی دو روز اول ـ رهنورد و ابطحی خصوصا ـ به مهندسی رأی رو آوردن. اگه نگاهی به آرایش آراء تو انتخابات قبلی مخصوصا انتخابات نهم که دو دور داشت بندازیم می بینیم که حداقل در انتخابات ریاست جمهوری نظم خاصی بر آرایش آراء کشور حاکم نیست.

 

:

agha dooste aziz too aslan parti..
ma migim khamenei kolle keshvar roo ghabze karde..keshvar shode Jeghe velayate motlaghe..jomhooriat o ray kiloo chande ...too migi toozie amari sandooghe ray..
baba ma roo bebin ba ki oomadim 13 be dar

 

حسین :

سلام متاسفانه بايد عرض کنم احتمال تقلب در سطح گسترده قابل باور نیست
1- در سطح کلان همانطور که گفتید چون جمع صندوق ها با کل می خواند امکان ندارد
2- در سطح جز هم بنده شخصا از سه نفر که در شهر های بناب، قزوین و تهران بوده اند سوال کردم و دیدم آماز ریز صندوق ارائه شده با آمار اعلام شده مي خواند
3- تقلب گسترده در سطح صندوق هم امکان پذير نیست چون پای هر صندوق حداقل سه نفر معتمد محلی هستند غير قابل باور است که همه تبانی کرده باشند اون هم افرادی که به هر حال بسیاری از آنها در سطح محله شناخته شده هستند
4- در مورد صندوق های سيار و گمنام هم در شرايط حدی امکان 3 میلیون تقلب وجود دارد
فکر کنم این ادعا متاسفانه واقعیت ندارد نمیدانم چگونه باید جواب مادر و پدر های داغ دیده را بدهیم

 

:

آرا با مضرب صد و آرای صددرصدی صندوق برای ا.ن (در حالیکه حتی یک رای برای سه نامزد دیگه نبود) جای شک برای تقلب نمیذاره.... اصولا به رفتارهای این آقای ا.ن و همفکرانش نگاه کنید از اون دوره اول تا حالا: اینها بطور خلاصه اگر بگویی مثلا سفینه فضایی چنین و چنان است می گویند ما خودمان آدم فضایی هستیم یا اینکه می گوید من خودم فرزند پیغمبرم یا ایران آزادترین کشور دنیاست وووووو، تقلب به این شکل تابلو و به این وسعت هم با توجه به رفتارهای گذشته شان فقط از اینها بر می آید بنابراین در مورد اینکه بگوییم گزینه "تقلب زیاد" با عقل جور در نمی آید و اون رو در برابر گزینه "القای تقلب به منظور اهداف بعدی" قرار بدیم، من گزینه ی "تقلب گسترده" رو با توجه به سوابق رفتاری آقایان و منش حاشاگری شان اتفاقا بسیار محتمل تر میدونم،اصولا گزینه ی "القای تقلب..." به آی کیویی بیشتر از ظرفیت ایشان محتاج است

 

Ali :

وقتی اعتماد مردم به حاکم سست شود شما انواع دلایل محکم و متقن هم که بیاوری کسی قبول نمیکند. زمان عقل و استدلال گذشته است.
مردم با گوشه وکنایه و عبارات مبهم هنوز حکومت شاه را عامل مرگ تختی و آل احمدوشریعتی میدانند. حادثه سینما رکس را هم به گردن ساواک انداختند.
قصد توجیه جنایات چند ماه گذشته را ندارم ولی آدم دوست ندارد حتی بدیهیات رااز کسی که به او اعتمادی نیست بشنود.

هنگام مرگ صمد بهرنگی در رود ارس یکی از دوستانش که افسر وظیفه بوده او را همراهی میکرده. ظاهرا نقل زبان آن روز ها بوده که همین دوست عامل ساواک بوده و عامل مرگ صمد بهرنگی شده.

مصاحبه ای با این شخص در یکی از سایتها مدتی پیش خواندم . او در اروپا زندگی میکند. سوال شده بود شما چرا همان زمان نقش خودت و حکومت وقت را در این حادثه تکذیب نکردی. و او جواب داده بود برای اینکه من نمی خواستم با تبرئه رژیم از مرگ بهرنگی کمکی به حکومت کرده باشم هر چند بدنامیش برای من بماند. _نقل به مضمون-

حل مشکل تقلب بیشتر از آنکه از ریاضیات برآید از جامه شناسی و روانشناسی ما مردم برمیاید .

موفق باشید.

 

:

اگر رای احمدی نژاد و هاشمی دور قبل را با درصد مشارکت این دوره موزون کنیم نتیجه می شود نتایج انتخابات این دوره

آیا در دوره قبل هم تقلب شده است؟

تمام مشکل اینجاست که نه ظرفیت برد و نه ظرفیت باخت و قبول شکست در جامعه وجود دارد.

ظرفیت باخت یعنی شجاعت پذیرش درد شکست و فکر کردن به آینده تا احساس لذت ناشی از تلقین تقلب وعدم اصلاح

این یک پدیده اجتماعی در ایران است که مانع اصلی یادگیری، بلوغ و اصلاح است مانند انکه تیمهای ایرانی فقط به خاطر جرزنی ناظر بازی (داور) می بازند و نه عملکرد خویش!!!

 

مجتبي :

بنظرم يه احتمال ساده رو شايد فراموش كرده باشيم.
و اون جابجايي صندوق‌هاي اصلي با صندوق‌هاي دستكاري شده و از پيش پرشده است كه در يه فرصت از پيش شناسايي شده با صندوقهاي اصلي عوض شده باشند!!براي وزارت كشور سخت نيست كه 40000 صندوق اضافي و كاملا مشابه ايجاد كنند و تو يه بازه زماني يكماهه يا دوماهه قبل از انتخابات اونها رو پر كنند.البته من هم مثل خيليها اطلاع زيادي از كل پروسه انتخابات (پلمب صندوق‌ها و وسيله حمل و نحوه انتقال به استانداري‌ها يا وزارت كشور و نحوه تجميع و ...) ندارم اما بنظرم فرضيه‌ايه كه احتمالش نمي‌تونه صفر باشه.
در ضمن يه نكته ماوراي همه اين مسائل وجود داره و اون ديدي است كه ما بايد از منظر كلان داشته باشيم و چون تجربه همچين كاري (اجراي يه انتخابات در سطح ملي) رو نداريم نميتونيم اشراف كامل به مساله داشته باشيم.
منظورم اينه كه مثلا نميدونيم چند نفر و با چه مسئوليتهاو اختياراتي براي انتخابات نياز داريم و يا هر فرآيند و زيرفرآيند در كل پروسه انتخابات چقدر زمان لازم داره و تلرانس زماني هر كدوم چقدره و فصل مشترك فعاليتها و بخشهاي مختلف چيه تا بتونيم باگ‌ها رو پيدا كنيم.
شايد كليد اين مساله در دست كساني مثل تاجزاده باشه (و نه موسوي لاري و محتشمي كه اشرافي به جزييات قضيه ندارند)
همينطور در دست كساني كه موسوي ادعا ميكنه نيمه شب 22 خرداد از وزارت تلفني به او خبر پيروزي را داده‌اند.احتمال اينكه موسوي دروغ بگويد خيلي كم است.(در ضمن خبر سايتهاي حامي دولت در مورد تبريك لاريجاني به موسوي در روز 22 خرداد هم از طرف هيچكدوم تكذيب نشد!!)
خلاصه اينكه ما ديد كافي نسبت به اين فرآيند پيچيده و عظيم نداريم كه بتونيم تحليل جامعي ارائه بديم!

 

شوپه - 1 :

اول از همه، معذرت می¬خوام که کامنتم بسیار طولانیه. اما خواهش می¬کنم حوصله کنید وبخونیدش؛ فکر کنم به روشن شدن مساله (در واقع افزودن یک ابهام بزرگ و مهم به مساله) کمک زیادی می¬کنه. چون می¬دونم طرف¬دار دقیق حرف زدنید، سعی می¬کنم تا جایی که می¬شه دقیق حرف و تخمین بزنم.
از بعد انتخابات تا به حال، در تمام پست¬هایی که راجع به تقلب نوشتید، یک نکته «همیشه» مغفول مونده. در این پست هم وقتی از مکانیسم¬های تقلب حرف می¬زنید، حتی اشاره¬ای بهش نمی¬کنید. اون، این سواله که: «چرا حاکمیت این¬قدر اصرار داشت که هر چه زودتر انتخابات رو تموم کنه و تا جایی که می¬شد چوب لای چرخ روند رای دادن ملت گذاشت تا تعداد آراء رو کم¬تر کنه؟» واقعن این مساله عجیب و سوال برانگیز نیست؟
فارغ از اخباری که (به عنوان مثال) در مورد تموم شدن تعرفه در شیراز قبل از ظهر روز انتخابات منتشر شده یا جمله¬ای که شب انتخابات بعد از نصفه شب جلوی ستاد میرهادی از یکی از ناظرین ستاد میر حسین (در صندوقی در خاک سفید) شنیدم که می¬گفت «اشک¬شون رو در آوردن تا بهشون تعرفه بدن و بعد از ظهر روز انتخابات سه ساعت حوزه غیر فعال بوده چون تعرفه نداشتن»، می¬خوام ماجرایی رو که برای خودم و همسرم اتفاق افتاد با جزئیات تعریف کنم.

 

شوپه -2 :

منزل ما در غرب تهرانه. به فاصله¬ی حدود 200 متری از خونه¬ی ما (با یک بردار جنوبی – شمالی) مدرسه¬ای بود که حوزه¬ی اخذ رای بود. از اون مدرسه (با یک بردار غربی – شرقی) به فاصله¬¬های دویست متری دو مدرسه¬ی دیگه بود که اونا هم حوزه¬ی اخذ رای بودن. ما (من و همسرم) سر ظهر رفتیم رای بدیم. (به تجربه می¬دونستم که سر ظهر «خلوت¬ترین» زمان رای دادنه.)
صف رای دهندگان تو هر سه حوزه «بسیار» شلوغ بود. این «بسیار» یعنی: وقتی ما رفتیم تو صف رای مدرسه¬ی سوم، داخل حیاط مدرسه کاملن پر بود و ما ناچار اومدیم داخل کوچه، و فاصله¬مون از میز مسوولین اخذ رای چیزی حدود هشتاد متر (به علاوه منفی ده متر) بود. ساعت یک و ربع بعد از ظهر داخل صف ایستادیم و ساعت چهار و ربع رای دادیم. (داخل پرانتز عرض کنم که به نظرم با وجود شلوغی صف، باز هم سرعت حرکتش به طرز مشکوکی پایین بود. به نظرم در حد یک ساعت – یک ساعت و نیم می¬شد نوبت به ما برسه. ما دیدیم آدم¬های زیادی رو که بعد از نیم ساعت معطلی بی¬خیال شدن و برگشتن خونه. این پرانتز رو در حد یک پرانتز جدی بگیرید، نه بیشتر.)

 

شوپه -2 :

منزل ما در غرب تهرانه. به فاصله¬ی حدود 200 متری از خونه¬ی ما (با یک بردار جنوبی – شمالی) مدرسه¬ای بود که حوزه¬ی اخذ رای بود. از اون مدرسه (با یک بردار غربی – شرقی) به فاصله¬¬های دویست متری دو مدرسه¬ی دیگه بود که اونا هم حوزه¬ی اخذ رای بودن. ما (من و همسرم) سر ظهر رفتیم رای بدیم. (به تجربه می¬دونستم که سر ظهر «خلوت¬ترین» زمان رای دادنه.)
صف رای دهندگان تو هر سه حوزه «بسیار» شلوغ بود. این «بسیار» یعنی: وقتی ما رفتیم تو صف رای مدرسه¬ی سوم، داخل حیاط مدرسه کاملن پر بود و ما ناچار اومدیم داخل کوچه، و فاصله¬مون از میز مسوولین اخذ رای چیزی حدود هشتاد متر (به علاوه منفی ده متر) بود. ساعت یک و ربع بعد از ظهر داخل صف ایستادیم و ساعت چهار و ربع رای دادیم. (داخل پرانتز عرض کنم که به نظرم با وجود شلوغی صف، باز هم سرعت حرکتش به طرز مشکوکی پایین بود. به نظرم در حد یک ساعت – یک ساعت و نیم می¬شد نوبت به ما برسه. ما دیدیم آدم¬های زیادی رو که بعد از نیم ساعت معطلی بی¬خیال شدن و برگشتن خونه. این پرانتز رو در حد یک پرانتز جدی بگیرید، نه بیشتر.)

 

شوپه - 3 :

بعد از رای دادن تا اولای شب، سه چهار باری مجددا از جلوی این مدرسه – حوزه¬ها رد شدیم، و در تمام دفعات به ضرس قاطع تراکم رای دهندگان «کم» نشده بود. (حتی به نظرم گاهی اوقات بیشتر بود.) هشت و نیم برگشتیم خونه (و هم¬چنان تراکم بود.)
ده و نیم اومدم بیرون که برم ستاد مرکزی، رایا رو که می¬خونن باشم. از جلوی مدرسه¬ها که رد شدم (بی¬اغراق) دیدم جلوی هر کدوم¬شون 30-40 نفری ایستادن و در مدرسه بسته است. پیاده شدم و باهاشون حرف زدم. بعضی¬ها ساعت نه و نیم اومده بودن (قبل از اتمام زمان رای گیری که ده شب اعلام شده بود.) می¬گفتن مدتیه (یادم نیست چقدر) در حوزه رو بستن. یه عده¬ای داخل مدرسه¬ان، و گفتن تا ازشون رای نگیرن درو باز نمی¬کنن. بعضی¬ها هی به در می¬کوبیدن و کسی از داخل جواب نمی¬داد.
رفتم میرهادی. یازده و نیم به همسرم زنگ زدم، گفتم بره سر و گوشی آب بده ببینه چه خبره. یک ربع بعدش زنگ زد و گفت 15 – 20 نفری جلوی در هر کدوم از مدرسه¬هان، و می¬گن بیشتر از یک ساعت و نیم می¬شه که در بسته¬اس و کسی رو تو راه ندادن. بیشتر مردم هم خسته شدن و رفتن خونه. یک ربع بعد زنگ زد، و گفت در حوزه رو باز کردن. و راه¬شون دادن تو. گفتن که تعرفه ندارن و باید صبر کنن. یک سری هم از قبل داخل مدرسه بودن که رای نداده بودن.

 

شوپه - 4 :

چند دقیقه بعد زنگ زد، و بسیار عصبی بود و نفس نفس می¬زد. می¬گفت یکی از داخل حوزه اومد، و گفت آقا تعرفه¬ها تموم شده. دست¬تون درد نکنه، ولی نمی¬خواد رای بدین. ملت شروع کردن به اعتراض و هو کردن، که یارو «کلت» (!) کشیده و گفته برید بیرون وگرنه برخورد قانونی می¬کنم.
یکی اون وسط خواسته از صحنه فیلم بگیره که طرف فهمیده و جو متشنج شده و همه رو به زور ریختن بیرون. دفعه¬ی بعد که زنگ زد، گفت جز 7- 8 – 10 نفر بقیه منصرف شدن رفتن خونه. همسرم و چند نفر دیگه هنوز ایستاده بودن و غر می¬زدن که ماشین نیروی انتظامی اومده و تهدیدشون کرده ومتفرق شدن. (بماند که همسرم خیلی داغ و عصبانی باهاشون حرف زده، و گفته ما هیچ کار خلافی نمی¬کنیم که تهدیدمون کنید!) بعدشم رفته خونه. منم تا ساعت یک – یک ونیم جلوی میرهادی بودم، که پلیس دو – سه بار با زبون خوش و آخر سر با حمله¬ی باتومی ریخت و زد و متفرق¬مون کرد و برگشتم خونه.

 

شوپه -5 :

این کل ماوقع بود. من نه می¬گم تقلب موثر (به معنی تغییر دهنده¬ی نتیجه) شده، نه می¬گم نشده. اما فکر می¬کنم اگر معتقدیم تقلب موثر نشده، باید برای تمام ابهامات و سوالات موجود پاسخ قانع کننده داشته باشیم و یک مدل «غیر متناقض با خود» ارائه بدیم. من از فرضیه¬ی «دولت قبل از شروع ساعت رای گیری یک سری رای ریخته و صندوق¬ها هشت صبح خالی نبودن و اینا می¬ترسیدن که مشارکت از صد در صد(!) بیشتر شه و واسه همین تا جایی می¬شد سعی کردن جلوی رای دادن ملت رو بگیرن» دفاع نمی¬کنم. با این وجود، هنوز دنبال پاسخی برای این سوال می¬گردم: چرا جمهوری اسلامی –که همیشه از درصد مشارکت در انتخابات به عنوان «شوی دموکراسی در ایران» جلوی خارجی¬ها استفاده کرده- باید با تهدید «اسلحه» جلوی رای دادن ملتی رو که بیش از دو ساعت در صف معطل شدن بگیره؟ پاسخ به این سوال قطعن بی¬ارتباط به «مکانیسم¬های تقلب» نخواهد بود.
متشکرم از حوصله¬ای که کردید.

 

شوپه -6 :

فارغ از این بحث چطور می¬فرمایید: «دست‌کاری هزاران صندوق نیازمند نوشتن میلیون‌ها برگه رای، توزیع آن‌ها بین صندوق‌های مختلف، دست‌کاری در حین کار و ... است. در این صورت باید «ده‌ها هزار (شاید هم صدها هزار) نفر» شاهد چنین فرآیندی باشند.» (تاکیدم روی اون عدد ده¬ها یا صدها هزاره.) ببینید، اگر فرآیند آماده کردن هر برگ رای رو دو قسمت کنیم (شامل «مهر کردن و کندن تعرفه» و نوشتن «محمود احمدی نژاد») و هر قسمت رو به یک نفر بدیم، و زمان لازم برای کار هر نفر رو ده ثانیه در نظر بگیریم (که به نظرم کافیه) دو نفر آدم با ده ساعت کار منقطع در طول روز (یعنی چهارده ساعتش رو بخوابن و استراحت کنن و غذا بخورن) با یک هفته فعالیت می تونن 25200 تعرفه¬ی آماده تولید کنن. یعنی با کمتر از هشتصد نفر می¬شه در همین زمان ده میلیون تعرفه تولید کرد. اگه فرض کنیم پنج برابر این تعداد هم برای توزیع بین صندوق¬ها آدم لازم باشه، می¬شه کمتر از پنج هزار نفر. اون وقت چطور می¬گید ده¬ها یا صدها هزار نفر؟ ضمنن، این درست که «فیلم‌ها و اسناد نهادهای کلیدی امنیتی که شاید چند نفر بیش‌تر به آن دست‌رسی ندارند» منتشر شده؛ اما دقت کنید که اغلب اوقات، بین زمان تولید اون فیلم¬ها و اسناد تا زمان انتشارشون چند ماه (و بعضن سال) فاصله است. نمی¬خوام نتیجه بگیرم صندوق¬ها لزومن دست¬کاری شدن. نه، فقط خواستم توجه بدم که اولن تعداد نفرات به اون حجم که شما می¬گید نیست؛ ثانین این¬که تا به حال سندی منتشر نشده به این معنا نیست که سندی وجود نداره. کلن معتقدم هر شبهه¬ای که در مورد تقلب به انتخابات وارد می¬شه، به عنوان «احتمال» قابل نقد و بررسیه، نه به عنوان حقیقت قطعی. علتش هم حماقت حاکمیت بود که با فرض عدم تقلب موثر، هیچ وقت اجازه نداد در یک فرآیند آرام، عادلانه، منطقی و بی¬هیاهو، صحت انتخابات بررسی شه.

 

جمال :

دو نکته:
رای احمدی نژاد ربطی به اصولگرایی و اصللاح طلبی ندارد. همانطور که رای خاتمی در هفتاد و شش نداشت. ملت (اینترنتی ها و نصف تهرانی‌ها را عرض نمی کنم) هر وقت فکر کنند یک نفر حال گردن کلفت را می‌گیرد به او رای می‌دهند. به نظر من رای اصولگراها واصلاح‌طلب‌ها - به ما هو اصولگرا و اصلاح‌طلب - همان دو رو بر هفت هشت میلیون هست. بقیه عوامی هستند که مرتب جابه جا می‌شوند.
نکته دوم: تقلب جزیی و تخلف قبل از انتخابات مثلا استفاده از اموال دولتی و ... بوده اما من از هرکسی در چند شهرستانی که دوست و رفیق داشته ام پرسیده ام تقلب در شمارش خیلی بعید است. یعنی در واقع ملت متاسفانه گول خوردند و به محمود رای داده اند. بعضی شواهد هم که برای تقلب جزیی می‌آورند مثل مضرب صد در بعضی حوزه ها و ... هم چندان قابل اعتنا نیست. مثلا این مضارب صد به دلیل تمام شدن دسته‌های صدتایی برگه رای بوده که تا آخرین برگ صرف شده است. نمونه های مشابه هم همینطور. کلا زیاد جوش نزنید. آنهایی که آگاهند آگاه تر شدند؛ عوام ناآگاه هم اتفاقا برایشان بهتر است چرا که یکی دوبار که طعم این عوامفریبی ها رو بچشند به تدریج جمع آگاهان خواهند پیوست.

 

:

پدر من پای صندوق رأی بوده تو یکی از روستاهای اطراف هشتگرد . بعد از پایان رای گیری در حالی که هنوز نصف صندوق شمارش نشده بوده ، آقایونی از طرف فرمانداری اومدن و گفتن شمارش کافیه و صورتجلسه به همون آرای نصفه شمارش شده بردن و تحویل دادن .
و من از انتخابات قبل یادم میاد که میشد پای صندوق هرکاری کرد . به هر حال ناظر و نماینده فرمانداری و .... تو شهرهای کوچک همه از یک گروه هستن و هر رایی بخوان تو صندوق می ریزن .

 

:

چند نکته:
یکی اینکه شرط هر انتخابات درست ( منظور از درست آنست که نتیجه انتخابات نماینده و معرف رای دهندگان باشد)آزاد و منصفانه بودن است. به دلایل متعدد این انتخابات آزاد و منصفانه نبوده است: کاندیداها توسط شورای نگهبان غربال شده اند. امکانات رسانه ای به طرز نا عادلانه در خدمت یک کاندیدای خاص قرار گرفته است. از بودجه به مثابه صندوق اعانات انتخاباتی سوء استفاده شده است. نمایندگان کاندیداها در همه حوزه ها وجود نداشته اند. شمارندگان رای عمدتا نماینده کاندیدای حکومتی بوده اند. مراحل شمارش و جمع بندی ارا شفاف نبوده است و ده ها دلیل دیگر. بهترین دلیل اینکه فرد بیرون آورده شده معرف و نماینده جامعه نیست آنست که علیرغم در اختیار داشتن همه امکانات دولیتی و رسانه ای قادر به نمایش حتی یکصد هزار نفره در تهران نشده( توجه دارید که ارائه چنین نمایش هایی تخصص حکومت در چند دهه گذشته بوده است!) در حالیکه مخالفین این فرد علیرغم وجود خطرات زیاد و نداشتن امکانات ترویجی مناسب حضوری میلیونی داشته اند.اهمیت این نکته در ان است که اگر شرایط یک انتخابات سالم تامین شود، به احتمال قریب به یقین احمدی نژاد از تویش در نمی آید.پس دیگر چه اهمیتی دارد که دنبال شواهدی برای بررسی نتایج یک انتخابات ناسالم باشیم. مثل اینست که بخواهیم تحقیق کنیم رای 99 درصدی صدام در انتخابات با محتوای صندوق ها منطبق بوده یا نه!البته در زمان انتخابات با توجه به جو موجود با پذیرش فرض غیر آزاد بودن انتخابات در آن شرکت کردیم. ولی امروز با توجه به توازن جدید قوا باید به دنبال برقراری انتخابات سالم و آزاد باشیم. حالا چرا در انتخابات غیر آزاد شرکت کردیم ؟ دقیقا به این دلیل که چاره دیگری نداشتیم! لازم بود که توازن قوا را به هم بزنیم تا وضعیت آزادتری پدید آید که بتوانیم خواسته انتخابات سالم آزاد را در آن پیگیری کنیم. لطفا از جامعه هم انتظار نداشته باشید که دوباره تن به انتخاباتی ناسالم و غیر منصفانه بدهد.

دیگر اینکه که به فرمایش پوپر اگر ادعایی را مطرح می کنید باید روش ابطال و نقض آنرا هم نشان دهید . یعنی اینکه چه نوع مدارکی می توان در مقابل چنین ادعایی ارائه کرد تا دست از ادعایتان بردارید. به نظر نمی رسد در شرایط انتخابات ایران که صندوق ها در طول چند روز بعد از انتخابات در حیاط خلوت در بسته حکومت بوده بتوان انتظار اقامه شواهدی دال بر یکسان نبودن محتوای صندوق با آنچه رای دهندگان در روز انتخابات به صندوق انداخته اند داشت. توجه دارید که با حکومتی طرف هستید که نفس آمار 72 کشته از معترضين به نتایج انتخابات را به سادگی رد می کند و می گوید 9 نفر بیشتر نبوده اند. وقتی آمار کشته ها را ارائه می کنید می گوید شماره شناسنامه بیاورید. اگر شماره شناسنامه هم بیاورید می گوید چنین فردی وجود خارجی نداشته است. آن را هم ثابت کنید می گوید بسیجی بوده یا در تصادف کشته شده. می گویی تجاوز شده می گوید چهار شاهد عادل لازم است!خوب حالا چکونه می توان این ادعاها را ثابت کرد. احتمالا رجوع به مرجع قضایی بیطرف می تواند چاره ساز باشد که آنهم وجود ندارد. یک راه حل دیگر پذیرش داوری جمعی مستقل و بی طرف است. و این درست همان چیزی است که کروبی و موسوی بعد از انتخابات خواستار شدند. حالا چرا حکومت می پذیر اینهمه هزینه بر خد و کشور تحمیل کند ولی لین حکمیت را نپذیرد؟ راستی چرا؟! این هم یک دلیل دیگر بر وجود تقلب در انتخابات!

 

سید محمد حسین :

من اولین کامنت رو نوشتم اونجا نمی دونستم که تعداد صندوق های سیار چقدره رفتم پیداش کردم: تعداد كل صندوق هاي سيار 14307
http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8803041590
یه دوستی گفته بود رای این صندوق ها می شه نهایت 3 میلیون
حال اگه توی هر کدوم این صندوق ها 1000 تا رای هم باشه می شه 14 میلیون یا نصف هم که باشه چیزی حدود 7 میلیون هست که به نظرم قابل توجه است.

 

:

ببینید این نوشته شما بیشتر به استدلالات سفسفته بازان میخوره. خیلی از امور هستند که می شه همیشه از قبولشون امتناع کرد به این بهانه که ثابت نشدند حتی اگر دلایل عقلانی زیادی باشند ولی قاطع و کافی نباشند.
به دور از تمام این اتفاقات و شواهد نکته دیگری هم من خواستم یادآوری کنم:
در دور قبل انتخابات احمدی نژاد چهره شناخته شده ای نبود و توانست به دلیل حرفهایی که در مورد بهبود اوضاع اقتصادی مردم، طرح این مسئله که حجاب خانمها مشکل ما نیست بلکه تهیه نون شب واجبه و هم چنین لجبازی مردم با رفسنجانی( به دلیل شایعات مربوط به ثروتش و هم چنین آخوند بودنش) توانست رای بسیاری از افراد فقیر و متوسط جامعه و همچنین کسانی که از حکومت آخوندها خسته بودند را به دست بیاورد.
در طول این چهار سال هم درآمد مردم بدتر شد هم وضعیت کار و مسکن و مسایل اجتماعی.
در اینجا خیلی از کسانی که به اون رای داده بودند از کارشان خجالت زده بودند. واقعا همه از این همه حماقت و اشتباه و کارهای این آدم به ستوه آمده بودند.
چه طور ممکن است رای این فرد بیشتر از سری قبل شود؟
شما چون اینجا نیستید درک این مسئله براتون سخته اگر اینجا بودید کاملن این تقلب را حس میکردید.
الآن ما در دور افتاده ترین شهرها هم دانشجو در شهرهای بزرگ و یا حتی دانشگاه داریم پس تصور نکنید که در شهرهای کوچک مردم هیچ اطلاعاتی ندارند چون هر دانشجو حداقل می تواند به 5 نفر مستقیم اطلاع رسانی کند.
در ضمن من به خاطر مسافرت تابستانی از خیلی شهرها عبور کردم، از ساوه و همدان و کرمانشاه و سنندج و پاوه بگیر تا تبریز و اردبیل و رشت و قزوین، باور کنید با هر کس که صحبت میکردم میدیدم مخالف سرسخت احمدی نژاد است و به موسوی رای داده، البته در هر منطقه به دلایل خودشان اما همه به دلیل بدتر شدن وضعیت از احمدی نژاد بدشان می آمد. شما فکر می کنی کشاورزی که به دلیل واردات بی حساب خونه نشین شده به خاطر صد تومان و دویست تومان میشود طرفدار احمدی نژاد؟ هر چند همین افراد برای همین مبالغ کم به استقبال او میرفتند ولی از عملکردش راضی نبودند، ولی شما از یک روستایی ساده انتظار داری جلوی دوربیت تلویزیون از عملکرد دولت انتقاد کنه؟ خوب معلومه که تشکر می کنه!
علت دیگر اینکه این 25 میلیون کجا هستند که مردم اونها رو نمی بینند و اونها با این جمعیت عظیم نمی توانند مردم را مجاب کنند؟کل جمعیت ایران را اگر هفتاد ملیون بگیریم این یعنی به طور متوسط در هر خانواده حداقل یک نفر به احمدی نژاد رای داده! این عجیب نیست؟

 

:

چند نکته:
یکی اینکه شرط هر انتخابات درست ( منظور از درست آنست که نتیجه انتخابات نماینده و معرف رای دهندگان باشد)آزاد و منصفانه بودن است. به دلایل متعدد این انتخابات آزاد و منصفانه نبوده است: کاندیداها توسط شورای نگهبان غربال شده اند. امکانات رسانه ای به طرز نا عادلانه در خدمت یک کاندیدای خاص قرار گرفته است. از بودجه به مثابه صندوق اعانات انتخاباتی سوء استفاده شده است. نمایندگان کاندیداها در همه حوزه ها وجود نداشته اند. شمارندگان رای عمدتا نماینده کاندیدای حکومتی بوده اند. مراحل شمارش و جمع بندی ارا شفاف نبوده است و ده ها دلیل دیگر. بهترین دلیل اینکه فرد بیرون آورده شده معرف و نماینده جامعه نیست آنست که علیرغم در اختیار داشتن همه امکانات دولیتی و رسانه ای قادر به نمایش حتی یکصد هزار نفره در تهران نشده( توجه دارید که ارائه چنین نمایش هایی تخصص حکومت در چند دهه گذشته بوده است!) در حالیکه مخالفین این فرد علیرغم وجود خطرات زیاد و نداشتن امکانات ترویجی مناسب حضوری میلیونی داشته اند.اهمیت این نکته در ان است که اگر شرایط یک انتخابات سالم تامین شود، به احتمال قریب به یقین احمدی نژاد از تویش در نمی آید.پس دیگر چه اهمیتی دارد که دنبال شواهدی برای بررسی نتایج یک انتخابات ناسالم باشیم. مثل اینست که بخواهیم تحقیق کنیم رای 99 درصدی صدام در انتخابات با محتوای صندوق ها منطبق بوده یا نه!البته در زمان انتخابات با توجه به جو موجود با پذیرش فرض غیر آزاد بودن انتخابات در آن شرکت کردیم. ولی امروز با توجه به توازن جدید قوا باید به دنبال برقراری انتخابات سالم و آزاد باشیم. حالا چرا در انتخابات غیر آزاد شرکت کردیم ؟ دقیقا به این دلیل که چاره دیگری نداشتیم! لازم بود که توازن قوا را به هم بزنیم تا وضعیت آزادتری پدید آید که بتوانیم خواسته انتخابات سالم آزاد را در آن پیگیری کنیم. لطفا از جامعه هم انتظار نداشته باشید که دوباره تن به انتخاباتی ناسالم و غیر منصفانه بدهد.

دیگر اینکه که به فرمایش پوپر اگر ادعایی را مطرح می کنید باید روش ابطال و نقض آنرا هم نشان دهید . یعنی اینکه چه نوع مدارکی می توان در مقابل چنین ادعایی ارائه کرد تا دست از ادعایتان بردارید. به نظر نمی رسد در شرایط انتخابات ایران که صندوق ها در طول چند روز بعد از انتخابات در حیاط خلوت در بسته حکومت بوده بتوان انتظار اقامه شواهدی دال بر یکسان نبودن محتوای صندوق با آنچه رای دهندگان در روز انتخابات به صندوق انداخته اند داشت. توجه دارید که با حکومتی طرف هستید که نفس آمار 72 کشته از معترضين به نتایج انتخابات را به سادگی رد می کند و می گوید 9 نفر بیشتر نبوده اند. وقتی آمار کشته ها را ارائه می کنید می گوید شماره شناسنامه بیاورید. اگر شماره شناسنامه هم بیاورید می گوید چنین فردی وجود خارجی نداشته است. آن را هم ثابت کنید می گوید بسیجی بوده یا در تصادف کشته شده. می گویی تجاوز شده می گوید چهار شاهد عادل لازم است!خوب حالا چکونه می توان این ادعاها را ثابت کرد. احتمالا رجوع به مرجع قضایی بیطرف می تواند چاره ساز باشد که آنهم وجود ندارد. یک راه حل دیگر پذیرش داوری جمعی مستقل و بی طرف است. و این درست همان چیزی است که کروبی و موسوی بعد از انتخابات خواستار شدند. حالا چرا حکومت می پذیر اینهمه هزینه بر خد و کشور تحمیل کند ولی لین حکمیت را نپذیرد؟ راستی چرا؟! این هم یک دلیل دیگر بر وجود تقلب در انتخابات!

 

مهدیس :

چند نکته:
یکی اینکه شرط هر انتخابات درست ( منظر از درست آنست که نتِچه نماینده و معرف رای دهندگان باشد)آزاد و منصفانه بودن است. به دلایل متعدد این انتخابات free و fair نبوده است: کاندیداها توسط شورای نگهبان غربال شده اند. امکانات رسانه ای به طرز نا عادلانه در خدمت یک کاندیدای خاص قرار گرفته است. از بودجه به مثابه صندوق اعانات انتخاباتی سوء استفاده شده است. نمایندگان کاندیداها در همه حوزه ها وجود نداشته اند. شمارندگان رای عمدتا نماینده کاندیدای حکومتی بوده اند. مراحل شمارش و جمع بندی ارا شفاف نبوده است و ده ها دلیل دیگر. بهترین دلیل اینکه فرد بیرون آورده شده معرف و نماینده جامعه نیست آنست که علیرغم در اختیار داشتن همه امکانات دولیتی و رسانهای قادر به نمایش حتی چند یکصد هزار نفره در تهران نشده در حالیکه مخالفین این فرد علیرغم وجود خطرات زیاد و نداشتن امکانات ترویجی مناسب حضوری میلیونی داشته اند.اهمیت این نکته در ان است که اگر شرایط یک انتخابات سالم تامین شود، به احتمال قریب به یقِن احمدی نژاد از تویش در نمی آید.پس دیگر چه اهمیتی دارد که دنبال شواهدی برای بررسی نتایج یک انتخابات ناسالم باشیم. مثل اینست که بخواهیم تحقیق کنیم رای 99 درصدی صدام در انتخابات با محتوای صندوق ها منطبق بوده یا نه!البته در زمان انتخابات با توجه به جو موجود با پذیرش فرض غیر آزاد بودن انتخابات در آن شرکت کردیم. ولی امروز با توجه به توازن جدید قوا باید به دنبال برقراری انتخابات سالم و آزاد باشیم. حالا چرا در انتخابات غیر آزاد شرکت کردیم ؟ دقیقا به این دلیل که چاره دیگری نداشتیم! لازم بود که توازن قوا را به هم بزنیم تا وضعیت آزادتری پدید آید که بتوانیم خواسته انتخابات سالم آزاد را در آن پیگیری کنیم. لطفا از جامعه هم انتظار نداشته اشید که دوباره تن به انتخاباتی ناسالم و غیر منصفانه بدهد.

دیگر اینکه که به فرمایش پوپر اگر ادعایی را مطرح می کنید باید روش ابطال و نقض آنرا هم نشان دهید . یعنی اینکه چه نوع مدارکی می توان در مقابل چنین ادعایی ارائه کرد تا دست از ادعایتان بردارید. به نظر نمی رسد در شرایط انتخابات ایران که صندوق ها در طول چند روز بعد از انتخابات در حیاط خلوت در بسته حکومت بوده انتظار اقامه شواهدی دال بر یکسان نبودن محتوی صندوق با آنچه رای دهندگان در روز انتخابات به صندوق انداخته اند داشت. توجه دارید که با حکومتی طرف هستید که نفس آمار 72 کشته از معترضين را انکار میکند و به هیچ صراطی هم زیر بار نمی رود و می گوید نه تا بیشتر نبوده اند! و البته در چنین شرایطی قادر به انکار همه شواهد شما هم هست.مثلا حالا که اسامی ارائه شده می گوید شماره شناسنامه بدهید و اگر انرا هم ارائه دهید می گوید اصلا چنین فردی وجود خارجی نداشته و اگر آن را هم ثابت کنید می گوید بسیجی بوده یا در تصادف کشته شده. مگر اینکه رای يک مرجع قضایی یا داوری بیطرف را ملاک قرار دهیم . و این درست همان چیزی است که موسوی و کروبی در مورد بررسی نتایج انتخابات خواستار شده اند. راستی اگر ادعای آقایان دال بر صحت انتخابات درست است، چرا این همه هزینه بر خودشان و بر کشور تحیل می کنند ولی این خاست ساده را نمی پذیرند؟ این هم یک دلیل بر وجود تقلب در انتخابات!

 

مهدیس :

چند نکته:
یکی اینکه شرط هر انتخابات درست ( منظور از درست آنست که نتیجه انتخابات نماینده و معرف رای دهندگان باشد)آزاد و منصفانه بودن است. به دلایل متعدد این انتخابات آزاد و منصفانه نبوده است: کاندیداها توسط شورای نگهبان غربال شده اند. امکانات رسانه ای به طرز نا عادلانه در خدمت یک کاندیدای خاص قرار گرفته است. از بودجه به مثابه صندوق اعانات انتخاباتی سوء استفاده شده است. نمایندگان کاندیداها در همه حوزه ها وجود نداشته اند. شمارندگان رای عمدتا نماینده کاندیدای حکومتی بوده اند. مراحل شمارش و جمع بندی ارا شفاف نبوده است و ده ها دلیل دیگر. بهترین دلیل اینکه فرد بیرون آورده شده معرف و نماینده جامعه نیست آنست که علیرغم در اختیار داشتن همه امکانات دولیتی و رسانه ای قادر به نمایش حتی یکصد هزار نفره در تهران نشده( توجه دارید که ارائه چنین نمایش هایی تخصص حکومت در چند دهه گذشته بوده است!) در حالیکه مخالفین این فرد علیرغم وجود خطرات زیاد و نداشتن امکانات ترویجی مناسب حضوری میلیونی داشته اند.اهمیت این نکته در ان است که اگر شرایط یک انتخابات سالم تامین شود، به احتمال قریب به یقین احمدی نژاد از تویش در نمی آید.پس دیگر چه اهمیتی دارد که دنبال شواهدی برای بررسی نتایج یک انتخابات ناسالم باشیم. مثل اینست که بخواهیم تحقیق کنیم رای 99 درصدی صدام در انتخابات با محتوای صندوق ها منطبق بوده یا نه!البته در زمان انتخابات با توجه به جو موجود با پذیرش فرض غیر آزاد بودن انتخابات در آن شرکت کردیم. ولی امروز با توجه به توازن جدید قوا باید به دنبال برقراری انتخابات سالم و آزاد باشیم. حالا چرا در انتخابات غیر آزاد شرکت کردیم ؟ دقیقا به این دلیل که چاره دیگری نداشتیم! لازم بود که توازن قوا را به هم بزنیم تا وضعیت آزادتری پدید آید که بتوانیم خواسته انتخابات سالم آزاد را در آن پیگیری کنیم. لطفا از جامعه هم انتظار نداشته باشید که دوباره تن به انتخاباتی ناسالم و غیر منصفانه بدهد.

دیگر اینکه که به فرمایش پوپر اگر ادعایی را مطرح می کنید باید روش ابطال و نقض آنرا هم نشان دهید . یعنی اینکه چه نوع مدارکی می توان در مقابل چنین ادعایی ارائه کرد تا دست از ادعایتان بردارید. به نظر نمی رسد در شرایط انتخابات ایران که صندوق ها در طول چند روز بعد از انتخابات در حیاط خلوت در بسته حکومت بوده بتوان انتظار اقامه شواهدی دال بر یکسان نبودن محتوای صندوق با آنچه رای دهندگان در روز انتخابات به صندوق انداخته اند داشت. توجه دارید که با حکومتی طرف هستید که نفس آمار 72 کشته از معترضين به نتایج انتخابات را به سادگی رد می کند و می گوید 9 نفر بیشتر نبوده اند. وقتی آمار کشته ها را ارائه می کنید می گوید شماره شناسنامه بیاورید. اگر شماره شناسنامه هم بیاورید می گوید چنین فردی وجود خارجی نداشته است. آن را هم ثابت کنید می گوید بسیجی بوده یا در تصادف کشته شده. می گویی تجاوز شده می گوید چهار شاهد عادل لازم است!خوب حالا چکونه می توان این ادعاها را ثابت کرد. احتمالا رجوع به مرجع قضایی بیطرف می تواند چاره ساز باشد که آنهم وجود ندارد. یک راه حل دیگر پذیرش داوری جمعی مستقل و بی طرف است. و این درست همان چیزی است که کروبی و موسوی بعد از انتخابات خواستار شدند. حالا چرا حکومت می پذیر اینهمه هزینه بر خد و کشور تحمیل کند ولی لین حکمیت را نپذیرد؟ راستی چرا؟! این هم یک دلیل دیگر بر وجود تقلب در انتخابات

 

:

رای موسوی هم لابد کم شده است؟! حقیقت تلخ را قبول کنید.
واقعا فکر میکنید معنی توهم یعنی چه؟ از اصولگراها توهم بعید نیست از ما بعید باشد.

 

سید محمد حسین :

این کامنت کلا توی پرانتزه و برای رفع خستگی
آقا من داشتم این کامنت ها رو می خوندم این استدلالات طرفداران الفنون آدم رو می کشه. مثل 25 میلونش که بهش رای دادن و آدم رو می کشه.
طرف بعد خوندن این همه متن و استدلالات جور واجور ور می داره می نویسه:"رای موسوی هم لابد کم شده است؟! حقیقت تلخ را قبول کنید.
واقعا فکر میکنید معنی توهم یعنی چه؟"
تقریبا یکی دو تا نظر دیگه هم توی همین مایه ها بود. آخه برادر بی نام من اینجا جاش نیست. حداقل نه توی وبلاگ حامد. داری می بینین که هر کسی سعی می کنه یه دلیل و یا شاهدی اقامه کنه و بیاره.
وقت خودتون و ما رو نگیرید. دوستان اگه می خوان از این نظر ها بدن بهتره ندن چون اثر به شدت منفی داره

 

:

من با توجه به دروغ هايي كه هر روز از اين آقايون ميشنوم بيشتر به تقلب در انتخابات مطمن ميشوم. آنقدر درو غ هاي بزرگي تحويل مردم مي دهند كه بعضي وقت ها ما هم شك مي كنيم نكنه اينها راست مي گويند و ما نمي دانيم. به عنوان مثال قضيه حمله به دانشگاهها و كهريزك كه عنوان شده كار وابستگان به اجانب بوده است.
موضوع دوم تغيير و كاهش آراي رضايي پس از خواندن و اضافه شدن 3 ميليون راي به آراي خوانده شده در آمار اعلامي صدو سيما.

 

ج :

1) در مورد تفاوت در ارای نسبی در صندوق های ناظر داشته ونداشته، ارجاع می دم به گزارش نهایی کمیته صیانت از آرا که دقیقا اشاره کرده و مثال آورده از حوزه هایی که در یک منطقه (نه بافت جمعیتی متفاوت) متوسط رای احمدی نژاد در صندوق های سیار و غیر سیار از 40-50در صد رسیده به 70-80 درصد.
2) اصلا با تابع توزیع نرمال حساب کن چند درصد احتمال داره یه صندوق با بالای 300 رای حتی یک رای به موسوی نداشته باشه؟
3) ممکنه دانشجو بگه برید از مردم اون منطقه بپرسید چرا به موسوی یا کروبی رای ندادند، ولی از لحاظ منطقی خیلی بعیده میزان رای این ها در مناطق بومی خودشون اینقدر پایین باشه (بعضی مناطق اینقدر غیر منطقی ست که حتی اثبات نمی خواد نتایج اولیه شهر های مربوطه که رسما خبر گذاری ایرنا اعلام کرد) مثلا می بینی کارتر از 52 تا ایالت فقط تو ایالت خودش میبره ولی شیخ نمی گم لرستان تو کل کشور 300 هزار رای آورده یعنی از آرای زواره ای تو 2 خرداد کمتر، یا مهر علی زاده رو در نظر بگیر دوره قبل
4)نمی خوام در مورد سوتی های گزارش صندوق ها صحبت کنم همه اینهایی که ما می گیم شواهده مدرک نیست دلیلشم متوجه خود آقایون موسوی و کروبی می دونم که بعد از اون مناظره و وسط کشیده شدن ناطق بسیار خوشحال شدن که با حضور ناطق احتمال تقلب گسترده بسیار کم میشه و قضیه رو شل گرفتن و حتی احتمال من بر اینه که هیچ آمار کاملی از صندوق هایی که سر اونها ناظر هم داشته اند ندارند.
5)این مسئله ای که تعریف می کنم یه تجربه شخصی از یکی از بستگان نزدیکمه و مربوط به مرحله اول انتخابات قبلیست، مسلما نه می تونم اثباتش کنم و نه انتظار دارم حتما بپذیری. اینجور که ایشون تعریف می کردن برا انتخابات قبلی همین ایشون و تقریبا 50 نفر دیگه در 4 صندوق از کل کمتر از 100 صندوق شهرستانشون (با همون پسوند بد بخت بیچاره و طبقه نا پیدا و ...) در روز انتخابات چرخیده بودن و رای داده بودن. التبه متوجه هستم این روش میتونه در جابجایی کم آرا انجام بشه نه در بعد وسیع و البته نتیجش هم یه همچین چیزی میشه که تو استان اصفهان یه کاندیدا 80 درصد رای میاره بعد تو یه استان دیگه که با خصوصیات بسیار مشابه (چه فرهنگی چه اقتصادی و...) کمتر از 30-40 درصد و یا مشارکت 140%. اینه که شواهد رو میبینی که از لحاظ ریاضیاتی احتمال چنین جهش های عجیب غریبی در مناطق متفاوت (حتی شهری و روستایی )غیر منطقیست ولی مدرک هم نمیشه داد.
6) من بالشخصه انتظار پیروزی قاطع موسوی و احمدی نژاد رو نداشتم و قاعدتا این نتایج آرا کاملا غیر منتظره بود بدون شک برای من تو این نتایج دستکاری شده. ممکنه حتی پیروز انتخابات رو عوض نکرده باشن، ولی احتمالا با همون طرفندی که خودت هم اشاره کردی سعی بر این داشتن که تحریک کنند یه عده ای رو با هدف زمینه سازی حذف و البته با دست کم گرفتن حجم اعتراضات.
7) این هم یه نکته که سر جلسه امتحان معلم خیلی زرنگ باشه یکی از تقلب های دانش آموزش رو می گیره نه همش رو و بالتبع دانش آموز نمی تونه بگه این رو کم کن بقیه رو قبول کن، واقعا تفاوت چند باره در اعلام آرای تعداد کل رای های ماخوذه اون هم توسط مراجع رسمی (حدودا 2 میلیون تفاوت) چیزی نیست که بشه ازش گذشت حتی اگه اشتباه سهوی بگیریم و بگیم سیستم نظارتی سالمه نشون دهنده اونه که این سیستم ها بی در و پیکر تر از اونن که بشه بهشون اعتماد کرد و ازشون انتظار جلوگیری از تقلب داشت حتی تو این وسعت

 

ج -1 :

1) در مورد تفاوت در ارای نسبی در صندوق های ناظر داشته ونداشته، ارجاع می دم به گزارش نهایی کمیته صیانت از آرا که دقیقا اشاره کرده و مثال آورده از حوزه هایی که در یک منطقه (نه بافت جمعیتی متفاوت) متوسط رای احمدی نژاد در صندوق های سیار و غیر سیار از 40-50در صد رسیده به 70-80 درصد.
2) اصلا با تابع توزیع نرمال حساب کن چند درصد احتمال داره یه صندوق با بالای 300 رای حتی یک رای به موسوی نداشته باشه؟
3) ممکنه دانشجو بگه برید از مردم اون منطقه بپرسید چرا به موسوی یا کروبی رای ندادند، ولی از لحاظ منطقی خیلی بعیده میزان رای این ها در مناطق بومی خودشون اینقدر پایین باشه (بعضی مناطق اینقدر غیر منطقی ست که حتی اثبات نمی خواد نتایج اولیه شهر های مربوطه که رسما خبر گذاری ایرنا اعلام کرد) مثلا می بینی کارتر از 52 تا ایالت فقط تو ایالت خودش میبره ولی شیخ نمی گم لرستان تو کل کشور 300 هزار رای آورده یعنی از آرای زواره ای تو 2 خرداد کمتر، یا مهر علی زاده رو در نظر بگیر دوره قبل

 

ج -2 :

4)نمی خوام در مورد سوتی های گزارش صندوق ها صحبت کنم همه اینهایی که ما می گیم شواهده مدرک نیست دلیلشم متوجه خود آقایون موسوی و کروبی می دونم که بعد از اون مناظره و وسط کشیده شدن ناطق بسیار خوشحال شدن که با حضور ناطق احتمال تقلب گسترده بسیار کم میشه و قضیه رو شل گرفتن و حتی احتمال من بر اینه که هیچ آمار کاملی از صندوق هایی که سر اونها ناظر هم داشته اند ندارند.
5)این مسئله ای که تعریف می کنم یه تجربه شخصی از یکی از بستگان نزدیکمه و مربوط به مرحله اول انتخابات قبلیست، مسلما نه می تونم اثباتش کنم و نه انتظار دارم حتما بپذیری. اینجور که ایشون تعریف می کردن برا انتخابات قبلی همین ایشون و تقریبا 50 نفر دیگه در 4 صندوق از کل کمتر از 100 صندوق شهرستانشون (با همون پسوند بد بخت بیچاره و طبقه نا پیدا و ...) در روز انتخابات چرخیده بودن و رای داده بودن. التبه متوجه هستم این روش میتونه در جابجایی کم آرا انجام بشه نه در بعد وسیع و البته نتیجش هم یه همچین چیزی میشه که تو استان اصفهان یه کاندیدا 80 درصد رای میاره بعد تو یه استان دیگه که با خصوصیات بسیار مشابه (چه فرهنگی چه اقتصادی و...) کمتر از 30-40 درصد و یا مشارکت 140%. اینه که شواهد رو میبینی که از لحاظ ریاضیاتی احتمال چنین جهش های عجیب غریبی در مناطق متفاوت (حتی شهری و روستایی )غیر منطقیست ولی مدرک هم نمیشه داد.
6) من بالشخصه انتظار پیروزی قاطع موسوی و احمدی نژاد رو نداشتم و قاعدتا این نتایج آرا کاملا غیر منتظره بود بدون شک برای من تو این نتایج دستکاری شده. ممکنه حتی پیروز انتخابات رو عوض نکرده باشن، ولی احتمالا با همون طرفندی که خودت هم اشاره کردی سعی بر این داشتن که تحریک کنند یه عده ای رو با هدف زمینه سازی حذف و البته با دست کم گرفتن حجم اعتراضات.
7) این هم یه نکته که سر جلسه امتحان معلم خیلی زرنگ باشه یکی از تقلب های دانش آموزش رو می گیره نه همش رو و بالتبع دانش آموز نمی تونه بگه این رو کم کن بقیه رو قبول کن، واقعا تفاوت چند باره در اعلام آرای تعداد کل رای های ماخوذه اون هم توسط مراجع رسمی (حدودا 2 میلیون تفاوت) چیزی نیست که بشه ازش گذشت حتی اگه اشتباه سهوی بگیریم و بگیم سیستم نظارتی سالمه نشون دهنده اونه که این سیستم ها بی در و پیکر تر از اونن که بشه بهشون اعتماد کرد و ازشون انتظار جلوگیری از تقلب داشت حتی تو این وسعت

 

بشير :

به نظر من آنها براي تغيير سبد آرا مي توانستنداز تركيبي از همه راهها استفاده كرده باشند. مثلا فرض كن كه 80 درصد مشاركت نداشته ايم و 75 درصد مشاركت داشته ايم و پنج درصد اضافه به نام احمدي ريخته شده باشد. و از طرف ديگر برخي از صندوقها با درصد مشاركت بالاي موسوي از طريق نرساندن تعرفه يك ضريب 0.95 درصدي بخورند. همچنين از طريق بيرون كردن ناظران برخي ديگر از صندوقها يك ضريب 0.8 بخورند. اگر مجموع اين ضريبها و فرض اول را با هم جمع كنيم در حدود 5 ميليون راي اختلاف ايجاد مي كنند.
مي توانيم اين فرض هم بكنيم كه نهادهاي دست اندركار انجام اين عمليات تخمين درستي از نتيجه نداشته اند و به صورت كور اين كار را انجام داده اند. يا حتي از كار همديگر به صورت سازماني مطلع نبوده اند. بنابراين مجموع كارهاي آنها باعث ايجاد يك پيروزي چشمگير شده است كه خودشان هم انتظار آن را نداشتند و اگر كاري هم نمي كردند احتمال داشت با يك اختلاف مثلا 6 تا 7ميليوني برنده شوند.
اما كارهايي از قبيل قطع اس ام اس،‌ قطع شماره تلفنهاي ستاد مركزي موسوي،‌ حمله به يكي از ستادهاي اصلي و تصرف آن پيش از پايان انتخابات، القاي اين موضوع به موسوي كه تو برنده اي از طريق تبريك رييس مجلس به وي، سبعيت و خشونت بيش از اندازه در بعد از انتخابات، اظهارنظرهاي متناقض و خنده دار، اعمال سانسور شديد در صدا و سيما، مراسمهاي تواب سازي احمقانه و اظهارات عصباني كننده متعدد خيلي عجيب است و اصلا نمي توانم توجيهشان كنم. مگر اين كه فرض كنيم كه موصاد يا سيا پيچيده ترين عمليات تاريخ را در ايران براي ايجاد گسست اجتماعي انجام داده باشند.

 

تمدن :

دوستان عزیز

آنکس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند

قبول شکست از یک ابله اولین گام برای پیروزی است وگرنه ما فرقی با او نداریم

 

گیس طلا :

ممنون می تونم درک کنم در دراز مدت باید کسل کننده باشد این وینا

 

زن و رهایی :

شما گفتین "جواب روزهای اول این بود که نتایج صندوق‌ها یک چیز بوده و عدد اعلام شده یک چیز دیگر. با کمال تاسف پاسخ اولیه بسیاری از دوستان هنوز هم این استدلال است. این استدلال دیگر درست نیست چون به هر حال ریز نتایج صندوق‌ها اعلام شده است و ظاهرن عدد مجموع تا حد خوبی با جمع صندوق‌ها می‌خواند"
به نظرم واضحه ، ریز نتایج را هم همانهایی اعلام کرده اند که نتایج کلی را اعلام کرده اند پس قطعا باید همخونی داشته باشد.وجود ناظرین را هم نمی تونیم دلیل بر تایید این متایج بدونیم چون تعداد آنها بسیار کمتر بوده و در بسیاری از صندوقها در زمان شمارش ناظرین را بیرون کرده اند.

 

:

http://www.etemademelli.ir/published/0/00/75/7574/

در ضمن من با نظر اون دوستی موافقم که که گفتن اگر 25 میلیون رای به احمدی نژاد داده شده با توجه به آنکه جمعیت حدود 70 میلیون نفره و در این صورت اگر هر خانواده را به طور متوسط 5 نفر در نظر بگیریم که باز به طور متوسط از هر خانواده 3 نفر شرایط رای دادن را داشته باشند باید در هر خانواده حداقل یک نفر به احمدی نژاد رای داده باشد، با این حساب چرا ما آنها را نمی بینیم؟

 

درای :

برادر حامد، فقط امیدوارم خدا برای خواندن این نظرات به شما صبر جمیل عطا کند!

 

علی :

سلام بهتر لجبازی را کنار بگذاريم و شکست را قبول کنيم حقیقت اين است که تقلب در اين سطح با مکانیزم انتخاباتی ما امکان ندارد. محتشمی هم به موسوی گفته بود که حتی اگر تمام ادعاهای شما درست باشد فقط مي تواند 700 هزار رای جا به جا کند خوب دقت کنید فرق محتشمی با موسوی اينه که محتشمی خودش وزیر کشور بوده و به مکانیزم انتخاباتی مسلط است

 

:

نمی فهمم چرا فکر می کنیم من یا امثال من یا شما و امثال شما باید اثبات کنیم که تقلب رخ داده است یا نه؟ من این طوری نگاه میکنم:
مسؤول تأیید و رد صحت انتخابات شورای نگهبان است و وقتی صحبت از تقلب است به نظرم دو سؤال اصلی را باید پاسخ بگوید:
1- آیا تمام آرای مردم خوانده شده است؟
2- آیا رأیی جز رأی مردم خوانده شده است؟
سؤال اصلی من این است که روش و متودولوژی و مکانیزم شورای نگهبان برای جواب دادن به این دو سؤال چیست؟ من تا به امروز به جز عبارت کلی «بازشماری صندوق ها» چیزی ندیده ام. آخرین کلامشان (به نقل از سخنگو) هم این بود که باید حداقلی از اعتماد باشد و گرنه سنگ روی سنگ بند نمی شود! و اولین کسی که این اعتماد را به طور علنی و رسمی و بی پروا نسبت به ارکان جمهوری اسلامی (منظورم نهاد قوه قضاییه است نه اشخاص نظیر هاشمی رفسنجانی) بر باد داد دکتر احمدی نژاد بود. (نامه سیدمهدی شجاعی روز 18خرداد برایم جالب بود. سایت لوح)
ما و امثال ما اینجا طلبکاریم نه بدهکار. طلبکار پاسخ سؤالهایمان که با یک صدا و سیمای یکطرفه، با خشونت در مقابل اعتراض ها، با خر فرض شدنمان وقتی دارند تحلیل می کنند و پاسخ می دهند... ما را به جای بدهکارها نشانده اند و هر روز هم ساز نویی کوک می کنند.
اما چند نکته: 1- مشارکت 85% خودش جای سؤال است که به سبب وجود جو حاکم همه خیلی راحت باورش کردند و از کنارش گذشتند در حالیکه شواهدی نظیر داستان دوستمان در مورد تمام شدن تعرفه و ... این سؤال را باقی می گذارد که واقعاً همه آنهایی که می خواستند رأی بدهند رأی دادند؟ و آیا 10ملیون تقلب لازم بوده است در شرایطی که حدود 5 ملیون رأی انتخابات را به دور دوم می برد که می شود با دو سه ملیون جابجا کردن رأی موسوی به آن دست یافت؟
2- شورای نگهبان شأن خودش را حفظ نکرد و بی طرف نماند. 10-20 سال را گذراند اما آنجایی که به طور جدی باید از بی طرفی و اعتبارش مایه می گذاشت و بهره می برد و اصلاً برای چنین روزی ساخته شده بود، دستش خالی بود.
3- می گویند به به قول عطریانفر تقاطع اطلاعاتی مانع از بروز اشتباه می شود و ...در مقدمۀ کتابی که علی سرزعیم در مورد تصمیم گیری مدیران و ... ترجمه کرده است دیدم که در آمریکا حسابرسان قسم خورده ای که چند دوره یک شرکت مشخص را حسابرسی می کنند احتمال اشتباهشان بالا می رود. فقط به عنوان یک فرض یکسان بودن این آدم ها در طول سالهای بعد از انقلاب کار را خراب نمی کند؟

 

یک دانشجو :

آقای قدوسی عزیز ،واقعا نوشتن یک چنین مطالب منطقی و به دور از احساسات در یک چنین فضایی و آن هم از طرف شخصی که مخالف شرایط موجود است ،جای تشکر و تقدیر داره.اصولا در حال حاضر شاید مهمترین مسئله برای امثال من که درایران زندگی میکنیم این است که آیا تقلب شد و یا این رئیس جمهور منتخب این ملت (حالا هر مشخصات و ویژگی که دارند) است؟به دلیل اینکه عملا اثبات تقلب و عدم مشروعیت رئیس جمهور یعنی اینکه من اگر در یک اداره دولتی در حال کار هستم ,عملا کاری نامشروع دارم انجام میدهم.پس به واقع هر کس نهایتا باید برای خود به این نتیجه برسد که تقلب شده است یا خیر.
در مورد مواردی که مطرح کردید:
- به نکته ی بسیار مهمی اشاره کردید و آنهم ارائه آمار ریز صندوقهاست. اگر قرار بر تقلبی باشد ،اصولا باید عدد اعلام شده برای هر صندوق توسط وزارت کشوربا عدد واقعی که شمارش شده و تایید شده توسط ناظران متفاوت باشد.بهترین دلیلی که بتواند تقلب را بدون هیچ ابهامی اثبات کند،همین تفاوت این اعداد است.
تا این لحظه که من این کامنت را مینویسم ،تنها توانسته ام با 2 نفر از ناظران موسوی در صندوقهای شهرمان تماس بگیرم که هر دو نیز گفته اند آمار امضاء شده توسط آنها دقیقا با آمار اعلام شده توسط وزارت کشور در صندوقهای مزبور برابر است.
تا این لحظه با توجه به انبوه بیانیه ها و گزارشهای کمیته صیانت از آرائ که هر کدام انبوهی از جداول را برای اثبات تقلب درخود جای داده اند،آیا شما خوانده اید که فلان ناظر در فلان صندوق اعلام کرد که این عدد اعلام شده توسط وزارت کشور با عددی که من امضاء کردم متفاوت است؟
آیا این سکوت خود نشانگر این نیست که آمار اعلام شده توسط وزارت کشور کاملا با آمار ناظران همخوانی دارد؟
-ممکن است دوستان بلافاصله این پاسخ را بدهند که طبق اعلام کمیته صیانت از آراء "تعدادی" از ناظران موسوی را به صندوقها راه ندادند و یا اینکه اخراج کرده اند.
من از این دوستان سوالی دارم که واقعا عاجزانه به دنبال پاسخ آن هستم.ابهامی که تا این لخظه برای من وجود داره اینه که در چه تعداد از صندوقها ناظرین موسوی-کروبی-رضایی حضور نداشته اند یا اخراج شده اند؟
با توجه به مطالعه تمامی بیانیه ها و 2 فایل pdf کمیته صیانت از آراء،هیچ عددی حتی تقریبی در مورد این مسئله پیدا نکردم.در تمامی آنها تاکید شده است که در "تعدادی" حالا این تعداد 10000 تا 5000 تا 200 تا 10 تا؟چند عدد است؟
البته وزارت کشور اعلام کرده که در بیش از 70 درصد صندوقها موسوی ناظر داشته که خوب تا وقتی موسوی و کمیته صیانت از آراء جوابی یا تکذیبیه ای به این اعداد نداده باشد ،به ناچار باید به این عدد اطمینان کرد.

سوال دیگر من از دوستان این است که :من خودم بارها کنفرانس خبری موسوی در شب انتخابات که اعلام کرد :"با توجه به آمار رسیده از ناظران ما در سراسر کشور بنده رئیس جمهور ایران هستم"
خوب موسوی که این پیروزی را همینطوری الکی و روی هوا اعلام نکرده.قاعدتا در آن شب در ستاد مرکزی اعداد رسیده از سراسر کشور را جمع کرده و در اختیار دارد و بر طبق آن اعلام پیروزی کرده است.
آیا برای شما سوال نیست که تا این لخظه در هیچ کدام از بیانیه ها حتی یک عدد هم از آن آمار اعلام نشده است؟در صورتی که میتواند سندی بر تقلب باشد و دیگر نیازی به آوردن دلایلی که هر کدام پشت سر هم رد میشود نباشد؟

 

reza :

نمي دونم چرا بعضي ها مي خوان بگن تقلب نشده. يا دلايل تقلب كافي نيست. آقا من خودم شاهد تقلب در يك حوزه راي گيري تو روز روشن بودم. از اين واضح تر ديگه نمي شد تقلب كرد. هر بچه اي هم كه مي ديد مي فهميد تقلب بزرگي در جريانه. اما شرح ماوقع:
سر ظهر بود كه به حوزه راي گيري نزديك خونمون رفتم تا راي بدم. هوا گرم بود. يك 30-40 تائي تو صف بودن و مجبور شدم كلي تو صف بايستم. وقتي نوبت ما شد برگه راي رو گرفتم و رفتم يگ گوشه خلوت روي ميز و با خودكار خودم (اون خودكارهاي نامرئي كه يك دليل عمده تقلبه رو بر نداشتم) مشغول نوشتن شدم. با وجود اينكه گوشه برگه راي رو بالا گرفته بودم تا كسي نبينه اما با كمال تعجب ديدم يكي دو نفر گردنشون رو كج كردن تا برگه من رو بخونن. آقا تقلب از اين واضح تر اونم توي روز روشن؟ ديگه چه دليل بهتري براي تقلب مي خواهيد؟ با كما پر روئي داشتن از روي برگه من تقلب مي كردن. ا.ن هم بدون اجازه.
تازه اين اول ماجرا بود. بعد كه به اون متقلبين كه راي من رو با تقلب خونده بودن، اخمي كردم، برگه راي رو تا كردم تا توي صندوق بندازم ديدم اي دل غافل... ملت همه دارن از روي كاغذ بزرگي كه به ديوار زده بودن و اسم كانديداها رو نوشته بودن نگاه مي كنن و اسم كانديداشون رو مي نويسن. اين هم يك دليل ديگه تقلب. من خودم در حين نوشتن اصلاً تقلب نكردم و از رو ننوشتم.
بعضي ها هم موقع نوشتن با هم حرف مي زدن و به هم مي رسوندن.
آقا من شكايت دارم. من اعتراض دارم. اين همه دليل واضح و روشن براي تقلب هست اون وقت شما مي گيد دلايل تقلب كافي نيست؟؟؟
آخه شما بگيد با اين دلايل چي كار كنم؟ چطور حرف شما رو قبول كنم كه مي گيد دلايل كافي نيست؟؟

 

فاني :

1- بايد توجه داشته باشيم تخلفات انجام گرفته غير از تخلفات در شمارش آراست. يعني وقتي كانديدايي عمل خلافي مثل خريد راي يا استفاده از امكانات دولتي رو داشته باشه، آراي اون محل باطله و مهم نيست كه آيا شمارش درست بوده يا خير.

2- در بسياري از حوزه ها تعدد راي دهنده ها بيش از 100% بوده. در اين حوزه ها هم مهم نيست كه آيا آرا درست شمارش شده يا خير و اينكه ريز صندوقها با جمع كل بخونه زياد مهم نيست

3- در كل تقلب تشكيل شده از تعداد زيادي تخلفهاي مختلف. يعني هم سازماندهي آرا بوده، هم خريد راي بوده، هم پركردن صندوقهايي كه مي شده از قبل بوده و ...

 

ج :

بعلاوه چند مطلب مهم رو در محاسباتت لحاظ کن:
1)جمله کلیشه طرفداران احمدی نژاد از روستاها هستند. فکر می کنم شما بدونی سیاست های 4 ساله اخیر بیشترین لطمه رو به کیا زده، خوب چقدرش و میتونه با صدقه دادن جبران کنه؟ چرا باید روستایی ها دربست طرفدار احمدی نژاد باشن فقط تبلیغات و ضدیت با هاشمی؟
کل متنفران از هاشمی بعلاوه عده کثیری از مردمی که راحت تحت تاثیر تبلیغات قرار می گیرن دوره قبل جمع شدن، با هم شدن 17 میلیون یعنی اینقدر فرایند تصمیم گیری یه جامعه می تونه احمقانه باشه که بعد 4 سال به زعم ما بسیار سخت نه تنها ریزش نداره بلکه 50% افزایش پیدا می کنه؟ تقریبا کل 20 درصد رای خاموش به دکتر رای بدن؟
2) کل جمعیت روستا ها و شهرهای کوچک جند درصد جمعیت کشوره؟ یه بار با دقت بیشتر آماراش رو نگاه کنیم بد نیست، تو دوره قبل انتخابات، احمدی نژاد تو دور اول تو شهرهای کوچک و روستاها رتبه 4 و 5 کسب کرده بود و بیشترین درصد ارا تو کلان شهرها رو داشته.
3)بیشترین پخش مستقیم پول افزایش حقوق کارمند ها (بخصوص معلمین) و تا حدودی کارگران. حالا تمرکز این جامعه هدف احمدی نژاد در شهرها بیشتره یا روستا؟ اتفاقا من فکر می کنم طرفدار های دکتر باید کاملا مشهود باشن (مثل دوره قبل) نه ماورایی، این کلیشه مناطق دور شده فوبیای ما، تا می ریم حرف بزنیم می گن روستا، مناطق دور.
من نمی خوام منکر بشم که ممکنه اونجا درصد طرفداراش بیشت باشن، ولی باورش برام سخته باغداری که تا 4 سال پیش 7-8 میلیون محصول می فروخته و پارسال 1 تا 1.5 میلیون بیشتر براش باقی نمونده (والده ی یکی از همکلاسی ها) به خاطر انرژی هسته ای و موشک امید و یا یه چک پول 100 هزار تومنی که ممکنه همسایشون تو یه سفر استانی گرفته باشه، به دکتر رای بده. حداقل نمی تونم بپذیرم 90 درصد تو این روستا به دکتر رای بدن.

توجه داشته باش اینا تحلیل و شواهده که جمع میشه با اون عملکرد بسیار غیرشفاف و مشکوک، اگه دنبال مدرک این شکلی هستی که مثلا آدمایی که رای ها رو نوشتن پیدا کنی، نه پیدا نمیشه (قاعدتا نباید هم بشه) همونطور که حتی برا صدام با میلوسویچ هم نمیشه مدرک جست. به نظرم

این شکل زیادی خود انتقادی، میشه یه چیزی شبیه عملکرد اونایی (چه در اروپا و چه در ایران خودمون ) به جهت نقد صهیونیسم، فاشیست تطهیر می کنن

 

مسير سبز :

دوستان من خون گريه مي كنم. اما چاره اي جز پذيرش نيست. تا كنون از پذيرش اين امر دهشتناك سر باز زده بودم. ام در نهايت پذيرفتم كه تقلبي در كار نبوده و ما شكست خورده ايم. چاره چيست؟ ما شكست خورديم و بايد اين موضوع را بپذيريم. اما بدانيد كه هر شكست مقدمه پيروزي است. بايد خود را اماده براي مصاف هاي بعدي نمائيم.
آه. كي اين دوران تلخ به پايان خواهد رسيد؟

 

روح اله آقاصالح :

اين پست خيلي سؤال ايجاد مي كنه؟
از اين قبيل كه نكنه تو هم تو اتريش از همون چيزايي ديدي كه تو اوين نشون معترفين دادن؟
يا اينكه اگه تقلب نبوده چرا پيامك ها قطع ميشه تلفن هاوارتباط ديتاي كميته صيانت قطع ميشه، چرا شبانه اين همه آدم دستگير ميشن؟
اگه نتايج درسته چرا برنده مسابقه پيش بيني شب انتخاباتت رو اعلام نكردي؟
چرا ... ؟

 

:

ممنون از استدلالتون همونطور که همه افراد تحصیل کرده میدونن دکتر احمدی نژاد رای بیشتر را آورد. تایید شما البته خلاف جهت گیری چند ماه پیش شماست اما همین نشانه فهم بیشتر شما ایرانی مسلمان هست.
ای یاور و یار رهبر ما
نامت لقب پیمبر ما
محمودی و احمدی نژادی
هستی تو امید کشور ما

 

:

يادمه بعد از 11 سپتامبر ابراهيم نبوي در مطلب طنزي دلايل زيادي اورده بود كه اين حادثه كار ايرانيها نيست. يكيش اين بود كه غيرممكنه ده-بيست ايراني بتوانند با هم يك كارجمعي انجام بدهند و تازه صدايش هم درنيايد.
هرچي بوده تو همون ساختمان وزارت كشور و محدود به اطرافيان احمدي نژاد بوده است.
ممكن است چند ميليون راي براي صندوقهاي بدون ناظر اعلام شود. صندوقهايي كه اساسا وجود نداشته اند و لازم به راي سازي هم نبوده!
فقط ميماند همان كار اماري در مورد مقايسه اراي صندوقهاي سيار و ثابت يك منطقه.

 

حمید :

ما هم که گفتیم تقلب نشده، کودتا شده.

 
 

فرید صلواتی :

شما اگر جای من بودید چه می کردید؟

 

اسماعیل :

اینو من درجواب ایمیل یکی از دوستان نوشتم:
تمام این تناقضات و تخلفات رو جمع کنید (با فرض اینکه همش درست باشه) به دو میلیون هم نمیرسه
اختلاف یازده میلیونی رو چطور میخواید توجیه کنید
اتهام مهندسی انتخابات به هیچ عنوان عملی نیست.
فقط فرض کن برای یک تقلب 4میلیونی
که باید در حدود 20هزار صندوق انجام شود (برای اینکه تغییر محسوسی در آمار صندوقها نباشد)
احتیاج به حدااقل 80هزار نفر است (هر صندوق 4نفر، البته بیشتر از این تعداد نیروی انسانی نیاز است)
داریم درباره 80هزار ایرانی صحبت میکنیم،
بحث چگونه سازماندهی شدن اینها به کنار،
آیا امکان دارد 80هزار نفر ایرانی دهن قرص آموزش دیده بی وجدان پیدا کرد
تا بتوانند این کارها رو عملی کنند؟
برای توجیه کردن و بسیج کردن این 80هزار نفر، چه عملیات مخوفی انجام شده که هیچکس نفهمیده؟
آیا این 80هزار نفر انقدر رازدار هستند که به کسی چیزی نگفتند؟

به فرض که تمام این کارها با موفقیت انجام بشه.
باید رای های کروبی و موسوی رو هم از بین ببرن
این یکی رو دیگه باید قبول کرد که عملی نیست
از بین بردن حدود 4-6میلیون برگه رای بدون اینکه کسی چیزی بفهمه.
تمام اینهایی که گفتم برای یک تقلب چهار میلیونی بود، احتمالا حضرتعالی مستحضر هستید برای یه تقلب هشت میلیونی تمام این اعداد دو برابر میشه و انجامش هم به مراتب سختتر و
همه اینها باید دربرابر چشمان حدود 60هزار ناظر نامزدهای دیگر و هزاران معلم و کارمند و آدم عادی دیگر انجام بشه

 

اسماعیل :

این دو تا رو هم اگه بادقت می خونی میفهمی که خود حضرات هم میدونن، تقلبی در فرایند رای گیری و شمارش انجام نشده
و تمام اعتراضات مال قبل از انتخاباته (که اگر اعتراضی داشتند از شکایت به شورای نگهبان فرار نکرده بودند) :

در جلسه مقام معظم رهبری با مسئولین ستادهای کاندیداها چه گذشت؟
http://faraj14.blogfa.com/post-22.aspx


مرتضی الویری: ملاقات با مقام معظم رهبری
http://khordad88.wordpress.com/2009/07/06/%d9%85%d8%b1%d8%aa%d8%b6%db%8c-%d8%a7%d9%84%d9%88%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%85%d9%84%d8%a7%d9%82%d8%a7%d8%aa-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%b9%d8%b8%d9%85-%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1%db%8c/

 

رها :

آقای قدوسی،

شما یک پست درباره‌ی یک موضوع مهم می‌نویسید. بعد شروع می‌کنید شواهدتان را برای نظریه‌تان (که می‌گوید تقلب عمده‌ یا موثری نشده) بیاورید.
بعد یکی از این حرف‌هایتان می‌گوید که «احتمال دارد تقلب شده باشد، اما نه به این صورت که از میرحسین کم شده باشد و به احمدی‌نژاد اضافه. بلکه فقط به احمدی‌نژاد اضافه شده احتمالا.» (حالت ۳، که اتفاقا ممکن‌ترین حالت تقلب از نظر ما و خیلی دوستان دیگر است. که اصلا همان قبل‌ش هم به نظر ما - حتی در همین نظرسنجی وبلاگ شما - رای میرحسین همین حول و حوش ۱۴ میلیون بود.)
اما شما این حالت را یک جوری وسط‌های حرف‌تان با دو خط توضیح می‌نویسید که راحت می‌تواند آن وسط گم بشود، در حال‌ی که همین دو خط کل حرف‌ی را که می‌خواهید با نشان دهید، زیر سوال می‌برد. متوجه‌اید که؟
بعد خودتان که ماشاءالله در آکادمی به سر می‌برید. می‌دانید که این‌جوری نوشتن (پنهان کردن بخش مورد مناقشه‌ی استدلال در میانه‌ی انبوه‌ی از توضیحات) کار غیر اخلاقی‌ای است دیگر؟ چه می‌خواهد خودآگاه باشد، چه ناخودآگاه.

 

:

ماشاالله همه نكته گفتن، من هم ميخوام چند تا نكته بگم (اول همه نكته ها "به نظر من" بزاريد كه جمله بندی درست در بياد):
- اين درست نيست كه بگيم با احتساب 25 ميليون رای، از هر خانواده بايد يك نفر به ا.ن رای داده باشن. چون عقلانی تر اين هست كه بگيم تعدادی از خانواد ها همشون به ا.ن رای دادن و تعدای از خانواده ها هم همشون به ميرحسين. (البته ممكنه در مورد بعضی از خانواده ها اين صدق نكنه ولی احتمالش از حالت اول خيلی بيشتر هست.)
- لازم نيست كه بيايم محاسبه كنيم كه برای نوشتن X تا رای چند نفر لازم هست. اگر بنا بر تقلب بوده كه اين كار رو از مدت ها پيش انجام دادن و افراد خيلی زيادی لازم نبوده.
- در مورد آمار ريز صندوق ها هم ميشه همين رو گفت كه اگر واقعا عددسازی كردن، اين كار رو از مدت ها پيش ميتونستن انجام بدن و نميشه گفت كه خيلی زمان برد تا ريز صندوق ها رو اعلام كنن.

 

:

http://www.youtube.com/watch?v=IzZ7jgL_MZA
این یه فیلمه که تقلب های جزئی رو نشون میده.
در ضمن راجع به اینکه صندوق ها از اول خالی نبوده باشه حرفی نزدید.در ضمن بعضی از صندوق هایی که ناظر موسوی بوده موقع شمارش ناظر رو بیرون کردن.این چه دلیلی میتونه داشته باشه؟

 

لابه‌لای همین سکوت :

یک فاکتی که فرضیه‌ی تقلب را تایید می‌کند، اصرار حاکمیت به عدم شفاف‌سازی است. این مورد نیاز فراوان به توجیه دارد. آیا توجیهی برای آن دارید؟

 

:

سلام
ممنون از مطرح کردن این موضوع. واقعا توی فضای بعد از انتخابات اصلا نمیشد حتی یک کلمه از عدم تقلب گفت. آنچان از اطرافیان و دوستانت که همشون هم مثلا تحصیل‌کردن فحش می‌خوردی که اصلا بیخیال قضیه می‌شدی. همین الان هم فکر کنم کلی کامنت برای شما اومده که بدو بیراه گفتن. من که شخصا جرات نکردم هیچ وقت بلند هرجا میرم بگم تقلب وسیع نشده. امیدوارم این پست رو ادامه بدین چون واقعا لازمه. البته نمیدونم چقدر میتونه تاثیرگذار باشه ولی باید شروع کرد. و الا خیلی راحت تا چند دوره انتخابات رو از دست میدیم. واقعا این قضیه تقلب جنبش اصلاح‌طلبی رو به نابودی کشونده. من شخصا موسوی رو مقصر میدونم که به این راحتی دچار توهم شد. قبل از انتخابات این همه نظرسنجی منتشر شد که میگفت احمدی برند‌ه است. حتی افکارسنجی دانشجویان هم که نزدیک موسوی بود باز میگفت احمدی دور اول برنده‌ است. ولی موسوی چسبیده بود به یک نظرسنجی کارگزاران که معلوم نبود چه کسی و با چه سابقه‌ای انجام داده. نداشتن فکر سیستماتیک و ریاضی و نگاه هنری و حسی داشتن به همه‌چیز این آفات رو هم داره.
پیشنهاد من اینه که یه  FAQ به صورت ویکی یه جا راه بندازی و همه شبهات تقلب رو اونجا مطرح کنی تا بشه استدلال‌های رد اون رو کامل مطرح کرد. واقعا باید ذهن اقشار تحصیل‌کرده رو اصلاح کرد و الا آسیب زیادی در آینده خواهیم دید.

 

حامد :

حامد جان اگر هم دلایل برای رد تقلب منطقی باشد که نیست برای شخص من دستکاری چند باره نتایج اعلام شده در سایت وزارت کشور که خودم به عینه شاهدش بودم و نیز عدم موافقت با درخواست ستاد میرحسین که در گفتگوی زنده تلویزیونی رسما اعلام شد که درخواست های خوبی بود دلیل قطعی ناسالم بودن انتخابات اخیر بود حالا به تمام اینها دلایل مسخره برای توجیه رای های بالای ۱۰۰ درصد در بعضی مناظق و تمام شدن تعرفه ها و ... را اضافه کنید ببینید چه می‌شود

 

محسن :

در مورد مباحث شما اینجا نوشتم، خواندنش بد نیست :
http://din.persianblog.ir/post/1793/

 

khakestari :

most of these comments seem to be written by "avamele ettelaati" my friend!

 

سید نادر رسولی :

سلام و ممنون بخاطر تحلیلت

راستش من وقت نکردم این همه نظر رو که در پاسخ به شما بود بخونم,
اما فکر کنم راه حلش اینه که همبستگی (correlation) رای های احمدی نژاد در صندوق هایی که ناظر موسوی رضایی و کروبی حضور نداشتند با صندوق هایی که حضور داشتند رو (توی هر منطقه جغرافیایی) حساب کنیم.
اگر درصد رایِِ احمدی نژاد در این دو مجوعه صندوق تفاوت چندانی با هم نداشت,
اونوقت فرضیه یِ تقلب در صندوق هایی که نمایندگان موسوی و ... نبوده اند هم رد میشه.
اگر هم احمدی نژاد توی صندوق هایی که ناظران موسوی رضایی و کروبی نبودند,
برتری محسوسی نسبت به بقیه صندوق ها داشت اونوقت احتمال تقلب قوت میگیره.

حامد این درد ماست که نخبگانمون اول فریاد میزنند بعد فکر میکنند (شاید هم فکر نکنند) که دلیل اصلی تفاوت نتایج آرا با انتظارشون چیه. (منظورم شما نیستید)


 

هژیر :

شجاعتت قابل تقدیره حامد... با هم صحبت کنیم.

 

اردلان :

سلام

همه می دانند تقلب در این سطح امکان نداره این فقط یک تاکتیک سیاسی بود اما متاسفانه افرادی که از این تاکتیک استفاده کردند خود هزینه آن را ندادند بلکه جوانان احساساتی هزینه آن را دادند به هر حال حقه کثیفی بود

 

علی :

پست خیلی جالبی است و شهامتت قابل تقدیر. من خودم شخصا بدون واسطه یا با یک واسطه با حدود 7-8 نفر که سر صندوق حضور داشتند صحبت کردم و همگی گفتند که در صندوق آنها تقلبی رخ نداده. پست 2-3 روز بعد از انتخابات تو هم اینو نشون می ده که حدود 30 نفر که سر صندوق ها ناظر بودند هیچکدام تقلب مشاهده نکردند. البته تخلف زیاد انجام شد چه قبل از انتخابات و چه حین آن.
به هر حال وظیفه نخبگان اینه که به قول دوستمون در جند کامنت قبلی که اول فکر کنند و بعد عمل. ما ها اکثرا نفرتمون از ا.ن. به قدری بود که همه توانمون رو به کار بستیم که اثبات کنیم تقلبی بزرک صورت گرفته.
برای دوستانی که کامنت گذاشتند و بالابودن صندوقهایی با مضرب 100 و یا صندوقهایی که رای احمدی نژاد خیلی بالا بوده (مثلا با لاتر از 90 یا حتی 100 درصد)، یا صندوقهایی که آرای باطله آنها صفر بوده باید عرض کنم که بر اساس کارهای آماری که جمعی از دوستان انجام دادیم تمام این اتفاقات طبیعی بوده و دلیل خودش را دارد و از توزیع احتمالی سایر صندوقها تبعیت می کنند.

 

:

سلام کاملا حرفت درسته. من با ۱۲۰ نفر از دوستان که سر صندوق ها بودند صحبت کردم می گفتند که اطلاعات صندوق اونها کاملا درسته و تازه آرای احمدی نژاد کم اعلام شده.
راستی شجاعت/شهامت/... قابل تقدیره. حکومت اسلامی به افرادی مثل شما نیاز داره.

 

:

پنج یا شش تا از کامنتها به شدت شبیه هم هستند، اما با اسامی مختلف:

مثلا با نامهای: اردلان، مسیر سبز، علی، حسین، ...

همه شون هم میگن تقلبی نشده و باید شکست رو قبول کرد.

شرط میبدنم همه شون یکی هستند. از آی پی شون میشه فهمید. اگه فرصت کردی (که احتمالا نمی کنی) آی پی شون رو چک کن.

بعید هم نیست همون آی پی فارس نیوز باشه!

 

علی :

به کامنت گذار قبلی یا همون آقای :
من هم پیشنهاد میکنم به حامد که آی پی ها را چک کند. امیدوارم که این از این استدلالهای خلاق و با مبانی علمی برای رسیدن به نتیجه اینکه تقلب وسیع شده استفاده نکرده باشی. فکر کنم کامنت شما خود بیانگر این باشد که چطور جامعه ما استدلال کرده و به نتیجه گیری می کند.

 

:

سلام-به نظر من یکی از احتمالات و با حتی تنها احتمالی که قبول کنیم با این آمار هیچ تقلبی بزرگی صورت نگرفته است اتفاق زیر است.
در یکی از صحبتها آقای رحیم مشایی رای های علیه نظام را رای افراد به احمدی نژاد دانست. این صحبت برای من تا حدی قابل قبول است چون بسیاری از افراد مخالف نظام کارهای احمدی نژاد را باعث سقوط سریع نظام می دانستند. در انتخابات دور دوم آقای خاتمی حدود 14 میلیون واجد شرایط رای نداده بودند که اگر فرض کنیم از این میزان حتی 7 میلیون به دلیل فوق به احدی نژاد رای داده باشند وبا فرض تخلف های معمول در حد 2 یا 3 میلیون نفر می توان به نتایج رسید. ضمن اینکه این افراد در کلیه تجمعات به دلیل اینکه ضد نظام می باشند شرکت خواهند کرد.

 

:

دوست عزیز
خیلی خوبه که به صورت تحلیلی داری سعی می کنی تقلب یا عدم تقلب را توجیه کنی ولی مسئله ما الان این نیست. ضمن اینکه همین سرکوب ها و دستگیری های گسترده ای که بعد از انتخابات شد می تواند تاییدی باشد بر تقلب و یا در خوش بینانه ترین حالت دلیلی باشد بر آغاز یک دوره جدید تک صدایی و دیکتاتوری. بنابراین، حتی اگر تقلب هم صورت گرفته نشده باشد، رفتار حکومت نشان دهنده آغازی جدید در جمهوری اسلامی است که باید همین الان با آن مقابله کرد. با تمام احترام و علاقه ای که به دانش و زاویه دید شما به امور دارم ولی در این مورد خاص فکر می کنم کمی دوراز واقعیات و خواست جامعه ایران است
نکته دیگر این است که چه تقلب شده باشد و چه نشده باشد، یکی از مشکلات بزرگ جامعه ما تعداد نسبتاً قابل توجه طرفداران تفکر احمدی نژادی در جامعه ایران است که در کنار مانع حکومتی، مانع بزرگی در پیشرفت و رشد ایران است.

 

احمد :

من نمی‌دانم تقلب وسیع شده یا نه، ولی به نظرم برخوردهای بعد از انتخابات حتی با فرض عدم تقلب هم قابل توجیه است. من احساس می‌کنم که حاکمیت «واقعاً» از احتمال سوءاستفاده از اعتراضات برای انقلاب مخملی ترسیده و این تهمت رو (که من بهش اعتقادی ندارم) آگاهانه نزده بلکه واقعاً اعتقادش بوده. کافیه استدلالاتی رو که خودشون و طرفداراشون برای این موضوع می‌آورند ببینید؛ به نظر من اگر از دید آن‌ها نگاه کنیم خیلی هم منطقی هستند!

یا بیایید یک جور دیگر نگاه کنیم: فرض کنید تقلبی اتفاق نیفتد ولی یکی از کاندیداها که طرفداران جوان و پرشور زیادی (مثلاً ۱۳ میلیون) دارد نتیجه‌ی انتخابات را نپذیرد و طرفدارانش به خیابان‌ها بریزند. در این حالت شما چه انتظار چه عکس‌العملی از برادران بسیج، سپاه و اطلاعات دارید؟ به نظر من با نگاه امنیتی‌ای که در بین این نیروها وجود دارد (البته منظورم همه‌شان نیست) باز هم چنین برخوردی را از آن‌ها می‌دیدیم (مثل قطع پیامک و موبایل، دستگیری فعالان سیاسی و تعطیلی ستاد موسوی، فیلترینگ گسترده و مقابله‌ی سخت با تظاهرات).

 

احمد :

یه چیز دیگه:
بعضی از دوستان می‌گن که کی گفته روستایی‌ها به احمدی‌نژاد رأی داده‌اند؟ سیاست‌های احمدی‌نژاد در این چهارساله بدبختشون کرده یا این که من خودم روستایی‌هایی را دیده‌ام که از احمدی‌نژاد شاکی بودند و غیره.
۱. کسی ادعا نکرده که «همه‌ی» روستایی‌ها به احمدی‌نژاد رأی داده‌اند. حتی فکر کنم مطابق آمار رسمی حداقل ۲۰ درصد روستایی‌ها به موسوی رأی داده باشند.
۲. «نظرسنجی‌های شخصی» از اعتبار کافی برای تعمیم دادن به کل کشور برخوردار نیستند. اتفاقاً من که دانشجوی دانشگاه شریف هستم یک مشاهده‌ی جالب بین دوستان نزدیکم (که همگی دانشجو هستند) کردم: تعداد طرفداران موسوی و احمدی‌نژاد برابر بود! (هر کدام چهار نفر) حالا آیا من می‌توانم بگویم که «کی گفته دانشجوها و قشر تحصیل‌کرده به موسوی رأی داده‌اند؟» این مشاهدات شخصی در موارد زیادی آدم را به اشتباه می‌اندازند.
۳. من احساس می‌کنم خیلی از طرفداران احمدی‌نژاد نقاط ضعفش را به صورت سیستماتیک نادیده می‌گیرند. مثلاً همان روستایی‌ای که از سیاست‌های احمدی‌نژاد آسیب دیده ممکن است احمدی‌نژاد را به خاطر نزدیکی‌اش به مردم و حرف‌های عوام‌پسندش آدم صادق و مخلصی بداند ولی معتقد باشد که مشکلات تقصیر وی نیست و او حداکثر تلاشش را کرده یا این که «عده‌ای که منافعشان به خطر افتاده نمی‌گذارند احمدی‌نژاد کار کند».

 

:

آقای قدوسی شما بهتر است به عنوان کسی که از وقایع داخل ایران دور هستی دیگر در این موارد مطلب ننویسی چون در خوش بینانه ترین حالت به نا اطلاعی محکوم میشوی، هر چند من در مورد سایت شما بعد از آنکه مدتی به کامنت ها نظارت میکردی شک کردم. چرا مدتی نظارت کردید و بعد این رویه را ادامه ندادید؟
من مطمئن هستم یک نفر با درجه تحصیلی شما حتی اگر در کره مریخ باشد بهتر از این میتواند تحلیل کند.
در ضمن من به دوستان توصیه میکنم که مدارک و دلایل خود را در اینجا ارائه نکنند و حرص نخورند چون در برابر هر استدلال ده کامنت با مضمون اعتراف به شکست یا توبه نامه درج می شود.
آقای قدوسی یا شما دارید ما را بازی می دهید و یا این مطالب شما نیست.

 

شهاب :

رفیقمون گفته: "اگه تقلب نبوده چرا پيامك ها قطع ميشه تلفن هاوارتباط ديتاي كميته صيانت قطع ميشه، چرا شبانه اين همه آدم دستگير ميشن؟"

اگر همه استدلال های مدافعین تقلب این طوری باشه که حتما باید جواب خون های ریخته شده رو بدن. میگی نه. اون دنیا می بینیمشون!

 

محسن مومنی :

تو شهر ما فرمانداری اصرار داشت که حوزه های رای گیری هر چه زودتر بسته بشن. از 8 شب شروع کرده بودن به بستن حوزه ها، و این خیلی مشکوک به نظر می رسید.
بعدا که نتایج رو اعلام کردند و ما متوجه شدیم که در شهرمان از 72000 واجد شرایط، حدود 83500 رای جمع شده، به چی باید شک می کردیم.
شهر ما شهر توریستی نیست.
بعضی صندوق ها در همه ی دوره های قبلی رای تقریبا ثابتی داشته اند. این بار آرای اون ها دو برابر قبل شده یا سه برابر.
برای شما این شک برانگیز نیست.
یا اینکه مینیمم رای احمدی نژاد در هیچ صندوقی کمتر از 500 رای نیست.

ما در همه ی صندوق ها ناظران بادقتی داشته ایم. در فرآیند رای گیری هیچ تقلبی روی نداده.

تنها راه معقول این است که حدود 300 تا 400 نفر را مامور کرده باشند، در 50 تا 60 صندوق رای بدهند.

رای اضافی احمدی نژاد حدود 25000 رای است که احتمالا از همین طریق به دست آمده است.
اما این نیاز به امکانات امنیتی وسیع دارد و خیلی طریقه ی مشکلی است.

 

:

من اون چیزی رو که خودم به عنوان یک ناظر دیدم براتون میگم.
ناظر یکی از حوزه های رای گیری اطراف اسلام شهر بودم.اسلامشهر رو که باید بشناسید(جاده ساوه)بافت جمعیتی اونجا مشخصه اکثر ساکنانش از اقشار ضعیف و طبقه کارگری هستن.
صبح که رای گیری شروع شد تا حدود ساعت جهار عصر خبر خاصی نبود مردم میومدن و رای میدادن آرای احمدی نژاد و موسوی تقریبن 55درصد در مقابل 45درصد بود که این هم طبیعیه(به خاطر بافت جمعیتی اون محله) با این حال آرائ موسوی بدک نبود. ساعت حدود پنج و نیم عصر بود که که دیدیم یه جمعیت حدود 100 نفری اومدن برای رای دادن. یکم مشکوک شدم چون یکی از بچه ها گفت اونا رو با اتوبوس آوردن من که این چیزا رو شنیدم رفتم یه سر و گوشی آب بدم. تصادفی متوجه شناسنامه یکی از اوناشدم. شناسنامش خیلی تر وتازه بود انگار همین الان از تنور درش آورده بودن داغیش رو میشد احساس کرد.رفتم پیش ناظر فرماندار و جریان رو بهش گفتم اومد و از اون آقا در باره شناسنامش سوال کرد. در جواب شنید که: آره حدود یک هفته پیش شناسنامش رو گم کرده و رفته یه المثنی گرفته نکته جالب این بود که اغلب اون افراد شناسنامه هاشون رو گم کرده بودن و رفته بودن المثنی گرفته بودن(حدود 70 نفر از 100 نفر)جالب تر اینکه عکساشون به هیچ وجه شبیه صاحب شناسنامه نبود.من که وضع رو اینطور دیدم اعتراض کردم نماینده فرماندار هم ناراحت به نظر میومد اما ناظر شورای نگهبان معتقد بود که مشکلی نیست و من رو به آرامش دعوت میکرد.دست بر قضا تمام آقایون اتوبوسی طرفدار احمدی نژاد بودن. شما حساب کن یهو اون تعداد آدم بیاد و به احمدی نژاد رای بدن اون هم توی یک حوزه خلوت که تا قبل از آومدنشون حداکثر 400 برگه رای داخل صندوق ریخته شده بود.
اتفاق دیگه ای که افتاد این بود که ساعت حدود هشت و نیم شب بود که برق منطقه قطع شد.ناظر شورای نگهبان و فرماندار با کسب اجازه از مراجع بالاتر درب حوزه رو بستن و شروع کردن به شمارش آرا توی تاریکی. ما هم نشسته بودیم چون که به ما گفتن: شما خسته شدین استراحت کنید ما مشماریم.(دوستانی که میگن در حضور ناظرین شمارش انجام شده باید عرض کنم که بله در حضور ما بود ولی به ما اجازه نمیدادن که برگه هارو ببینیم. یکی میخوند بقیه تیک میزدن.ما ناظر بودیم به معنای عام کلمه فقط مشاهده میکردیم که چه کار میکنن) بعد از پایان شمارش یک برگه کذایی رو آوردن و گفتن امضائ کنید.
اینا رو گفتم برای دوستانی که اعتقاد دارن:آخه چطور میشه در حضور نمایندگان و ناظران کاندیدها تقلب صورت بگیره باید به این دوستان گفت که: به همین سادگی و به همین خوشمزگی میشه تقلب کرد.

 

رامین :

برادر من، چه کشکی چه دوغی؟

حرف های سردار جعفری رو بخون...

 

:

دو سوال جدي در مورد اين انتخابات وجود دارد :
1- آيا واقعا ميزان مشاركت واقعا 85 درصد بوده است؟ شواهد مي گويد ميزان مشاركت در روستاها و شهرهاي كوچك تقريبا مشابه ادوار قبلي بوده است و افزايش مشاركت عمدتا در شهرهاي بزرگ رخ داده است. وقتي در دوم خرداد، 76 درصد مشاركت داشته اند پذيرش مشاركت بيش از 70 درصد در اين دوره سخت است.
پايگاه راي 17 ميليوني الفنون را در دوره قبل اصولگرايان ، مخالفان هاشمي و اقشار محروم تشكيل مي دادند. با توجه به اينكه جمعيت راي دهنده (به دليل افزايش سن راي دهندگان) و نيز پايگاه راي الفنون تفاوت زيادي با دوره قبل نداشته است ، افزايش 7 ميليون نفري يا 40 درصدي طرفداران او از كجا تامين شده است؟ در حاليكه اولا هر سه گروه طرفداران او نسبت به دوره قبل ريزش داشته اند. ثانيا كساني هم كه دوره قبل راي نداده بودن و امسال شركت كردند با هيچ توجيهي نمي توايم رايشان را به حساب الفنون منظور كنيم؟

 

مَتتی :

اینو ببین

 
 

یک دانشجو :

سوالی داشتم از : که در ساعت 1.02 بعد ازظهر 7 سپتامبر پیغام گذاشته و نوشته که ناظر بودند در اسلام شهر.
دوست عزیز این موردی که شما اشاره کردید و اینگونه القاء نمودید که این 100 نفر که با اتوبوس اومدند باید سازمان دهی شده باشه.یعنی در واقع 100 نفر فقط در اسلام شهر شناسنامه جدید گرفتند.در جاهای دیگر هم اصولا این اتفاق افتاده.
من سوالی که دارم اینه پس چطور در هیچ یک از بیانیه های کمیته صیانت از آراء و مهندس موسوی ،هیچ اثری ازاین مورد آشکار تقلب نیست؟شما مگر ناظر نبودید؟شما مگر مسئول حفاظت از آرائ ما نبودید؟اگر همانجا هم اجازه نظارت به شما داده نشده چرا بعداز اون هیچ اثری از این مورد آشکار تقلب که مشاهده کردید در هیچ بیانیه ای دیده نمیشود؟
خواهش میکنم ما را از ابهام خارج کنید.خواهش میکنم علت سکوت ناظران مهندس موسوی را بیان کنید.خواهش میکنم بگویید چطور این همه کمپین اینترنتی تشکیل میشود ولی هنوز یک کمپین از ناظران تشکیل نشده که بیایند و این تقلب ها را که با چشم دیده اند و تفاوت آرائ اعلام شده توسط وزارت کشور را با آنچه خود امضاء کرده اند بیان کنند؟
امیدوارم که دلیل این امر این نباشد که با چشم خود عدم تقلب را دیده اند و حالا وجدانشان اجازه نمیدهد چیزی خلاف آن بگویند.

 

حقيقت ياب :

من هنوز فكر مي كنم تقلب اصلي در اتاق تجميع اتفاق افتاده. و رأي نويسي فقط در سطح محدودي (مثلاً فقط براي اون ده درصدي كه بطور نمايشي بازشمارش شد) انجام شده. به اين صورت:

ابتدا تعداد زيادي از ناظرين به محل شمارش راه داده نشده اند. بعد در اتاق تجميع هر عددي كه قرار بوده طبق يك فرمول خطي اعلام شده. بعد از چند روز تلاش، ريز اعداد ساخته شده و اعلام شده. در اين ريز اعداد صندوق هايي كه ناظر داشته اند نزديك با نتيجه ي واقعي شمارش اعلام شده اند تا اگر علي رغم امضا نشدن فرم هاي بيست و دو احياناً هنوز هم ناظري عدد آرا و شماره ي صندوق ها را درست به خاطر داشت شك بزرگي ايچاد نشود. اما در صندوق هايي كه ناظر نداشته اند رأي كاملاً ساختگي اعلام شده است

دو مشاهده ي ساده كه فرضيه ي من را تأييد مي كنند: يك: بعضي از قسمت هاي ريز آرايي كه وزارت كشور اعلام كرد كاملاً غيرممكن است، مثلاً احمدي نژاد به تنهايي حدود دويست رأي آورده، ولي در ستون جمع آراء صندوق، عدد شصت و پنج نوشته شده. قطعاً ناظري نمي توانسته بر سر صندوقي بوده باشد كه جمع آرايش از آراي يك نامزد كم تر است

دو: در برخي حوزه ها (مثلاً فرض كنيم اين حوزه سي صندوق دارد) آرا به اين صورت است: تا پانزده صندوق اول موسوي پيروز قاطع است، ولي در پانزده صندوق دوم احمدي نژاد برتري چشم گير دارد

 

حقيقت ياب :

haghighatyaab.blogspot.com

 

:

من خودم اگر ذره ای شک داشتم در میزان تقلب و البته نه اصل وجود تقلب که اون رو کاملا محرز میدونستم، با مقایسه اون 3 میلیون نفر روز 25 خرداد با نتایج تهران به مساله پی بردم: جمع آرای موسوی و کروبی در شهر تهران 2 میلیون و 209 هزار نفر اعلام شده است. روز 25 خرداد حدود 3 میلیون نفر به خیابان آمدند و میتونم بگم که حداقل نصف این تعداد هم کسانی بودند که به خیابان نیامدند ولی معترض بودند که رأیشان دزدیده شده. حتی اگر بخواهیم از این 3 میلیون نفر، کسانی را که اصلا رأی نداده بودند و یا هنوز واجد شرایط نبودند و یا حتی اگر بگوییم به فرض از شهرستانهای اطراف تهران آمده بودند را کم کنیم، با توجه به تعداد کسانی که در خانه ماندند، حداقل تعداد معترضان شهر تهران رو میتونیم 3.5 میلیون نفر بگیریم، پس باید جمع آرای کروبی و موسوی در تهران 3.5 میلیون باشد، حالا چند سوال پی در پی بوجود می آید: بگیریم 1.3 میلیون تفاوت (بین 2.2 میلیون و 3.5 میلیون)، تقسیم بر 4 میلیون و 100 و خورده ای هزار رای (کل آرای تهران) میشه حدود 30% اختلاف، آیا این میزان کمی است؟ آیا 30% ضربدر 39 میلیون حدود 12 میلیون نمیشود؟ همان 12 میلیونی که میگوییم در کل کشور تقلب شده؟ آیا 30% اختلاف اگردر کل کشور همین باشد منجر به عوض شدن نتیجه نمیشود؟ یا اگر بگوییم فقط در تهران تقلب شده، این 3.5 میلیون تقسیم بر کل آرای تهران میشود بیش از 83% آرا، این درصد را نمیتوان حداقل به چند شهر بزرگ کشور مثل شیراز و اصفهان تعمیم داد؟ آیا اگر فقط در این شهرها دستکاری صورت گرفته، اختلاف تفکر سیاسی در شهرهای کوچک با شهرهای بزرگی مثلا تهران که اتفاقا خیلی هم مهاجرپذیرند، اینقدر زیاد است؟ یا اینکه از اساس باید منکر آن 3 میلیون نفر شد؟

 

دریا :

من خودم اگر ذره ای شک داشتم در میزان تقلب و البته نه اصل وجود تقلب که اون رو کاملا محرز میدونستم، با مقایسه اون 3 میلیون نفر روز 25 خرداد با نتایج تهران به مساله پی بردم: جمع آرای موسوی و کروبی در شهر تهران 2 میلیون و 209 هزار نفر اعلام شده است. روز 25 خرداد حدود 3 میلیون نفر به خیابان آمدند و میتونم بگم که حداقل نصف این تعداد هم کسانی بودند که به خیابان نیامدند ولی معترض بودند که رأیشان دزدیده شده. حتی اگر بخواهیم از این 3 میلیون نفر، کسانی را که اصلا رأی نداده بودند و یا هنوز واجد شرایط نبودند و یا حتی اگر بگوییم به فرض از شهرستانهای اطراف تهران آمده بودند را کم کنیم، با توجه به تعداد کسانی که در خانه ماندند، حداقل تعداد معترضان شهر تهران رو میتونیم 3.5 میلیون نفر بگیریم، پس باید جمع آرای کروبی و موسوی در تهران 3.5 میلیون باشد، حالا چند سوال پی در پی بوجود می آید: بگیریم 1.3 میلیون تفاوت (بین 2.2 میلیون و 3.5 میلیون)، تقسیم بر 4 میلیون و 100 و خورده ای هزار رای (کل آرای تهران) میشه حدود 30% اختلاف، آیا این میزان کمی است؟ آیا 30% ضربدر 39 میلیون حدود 12 میلیون نمیشود؟ همان 12 میلیونی که میگوییم در کل کشور تقلب شده؟ آیا 30% اختلاف اگردر کل کشور همین باشد منجر به عوض شدن نتیجه نمیشود؟ یا اگر بگوییم فقط در تهران تقلب شده، این 3.5 میلیون تقسیم بر کل آرای تهران میشود بیش از 83% آرا، این درصد را نمیتوان حداقل به چند شهر بزرگ کشور مثل شیراز و اصفهان تعمیم داد؟ آیا اگر فقط در این شهرها دستکاری صورت گرفته، اختلاف تفکر سیاسی در شهرهای کوچک با شهرهای بزرگی مثلا تهران که اتفاقا خیلی هم مهاجرپذیرند، اینقدر زیاد است؟ یا اینکه از اساس باید منکر آن 3 میلیون نفر شد؟

 

رضا فتوحی :

من معتقدم در طول 30 سال گذشته ظرفیت تقلب به صورت تدریجی افزایش یافته و الان به این شدت فراگیر شده. من مکانیسم اون رو نمی دونم اما نباید به سخن فردی مثل مجید انصاری اون هم ماهها پیش از انتخابات مبنی بر وجود ظرفیت 6 ملیون جابجایی رای بی اعتنا بود.

 

چه مي دونم مثلا حسن :

مهمترين ليل براي اينكه تقلب شده اينكنه تقلب شده. اصلا با فرض وجود كامران دانشجو و صادق محصولي تقلب احتياج به تصور هم نداره چه برسه به تصديق

 

ش :

ممکنه دقیقا بگین چه تعداد رای باید تغییر می کرد تا انتخابات به دور دوم بره؟ فکر کنم تعدادش از 11 میلیون خیلی کمتر باشه. به نشرم مشخص کردن این قضیه خیلی می تونه کمک کنه، چون تلاش رهبر و بقیه عمدتا بر اینه که 11 میلیون رو مطرح کنن و قضیه رو لوث کنن.

 

:

متاسفانه در بین کسانی که معتقد به تقلب گسترده هستند کمتر حرف مستدل دیده می شود و عموما حرفهای کلی و بر اساس فرضیات می بینم. آخه اگه تقلبی به این ابعاد صورت گرفته مگه میشه اینقدر بدون رد پا باشه. وقتی که حامد پست چند روز قبلش رو گذاشته بود که فرضیه بلوف را مطرح میکرد خیلیها به دلیل اینکه این کار حساب شده و دقیق است و از ا.ن. و اطرافیانش ساخته نیست این فرض رو رد کردن ولی توی این پست نمی تونن دلیل بیارند که چه طور اون آدمهای بی کفایت توانسته اند تقلبی به این دقیقی برنامه ریزی کنند که نشه دلیل و مدرکی پیدا کرد.

 

سعید :

بعضی ها واقعا تعطیلات تشریف دارن. میگه چرا رهبر حاضر به تشکیل کمیته 3 نفره نشد. مرد حسابی خود رهبر دستور تشکیل کمیته رسیدگی رو داد که یکی از اعضاش حداد عادل بود یکی هم ولایتی.
اون یکی میاد استدلال میکنه اصلا فرض استدلالش غلطه. میگه به دلیل اینکه تعداد صندوق های سیار خیلی زیاد بوده ...
ایشون مثل اینکه تو باغ نیست اصلا. تعداد صندوق های سیار از نظر تعداد از دور قبل بیشتر بوده ولی از نظر درصد از دور قبل پایین تر بوده یعنی اگه تعداد سیار زیاد شده تعداد ثابت بیشتر از تعداد سیار افزایش یافته.اصلا از این ها هم که بگذریم اگه 12000 تا سیار دور قبل بشه 14500 یعنی 2500 تا زیاد بشه با فرض اینکه تو همش هم تقلب شده باشه چه تاثیری تو نتیجه کلی می زاره؟؟؟؟میتونه 11000000 رای رو جابجا کنه؟؟

 

:

رای موسوی تو تهران حدود 3000000 بوده. اون مال احمدی نژاد که 1800000 بوده پس فرض خانوم دریا از پایه غلطه چون رای موسوی 2000000 نبوده تو TV هم هزار بار خوندن که رای تهران رو.

 

:

کسانی که به معتقد به این نیستند که نتیجه واقعی انتخابات این بوده 2 دسته اند: یک سری که اصولا اعتقادی به آوردن دلیل و منطق و شواهد ندارند و صرفا به صورت شهودی و احساسی اعتقاد قلبی به تقلب در انتخابات دارند.در مورد این گروه از دوستان به نظر من هیچ بحث و مناظره و دلیل و منطقی فایده نداشته،ندارد و نخواهد داشت.این افراد اگر بر فرض مثال فردایی روزی به طور یقین ثابت شود تقلبی صورت نگرفته همچنان میگویند تقلب شده است.پس با این دسته از دوستان سخنی نداریم.

اما دسته دیگر به مانند آقای قدوسی که خوب متاسفانه تعداد کمی هستند(کلا در ایران حالا نه در مورد انتخابات بلکه در هر مورد دیگری نیز مردم بیشتر احساسی و قلبی به یک چیزی اعتقاد پیدا میکنند تا با دلیل و برهان که البته شاید ناشی از طرز فکریست که حکومت دینی القاء کرده) .
این دسته از افراد به دلیل تناقضات و ابهامات موجود در بیانیه ها و بر اساس دلیل ومنطق هنوز به طور قطع نمیتوانند بگویند تقلب صورت گرفته است.که البته سخنان پایانی جناب قدوسی به واقع درست است که حتی اگر تقلبی صورت نگرفته اتفاقات قبل و بعد از انتخابات همراه با مسائل مختلفی بوده است.
این دسته از دوستان خوشبختانه حتی در این فضای به شدت احساسی و سیاه وسفید هنوز اهل تفکر هستند و بر روی مسائل پیش آمده موشکافانه بررسی میکنند تا حداقل برای خودشان تقلب یا عدم تقلب اثبات شود.

اما متاسفانه به دلیل عدم شفافیت اطلاعات و تعداد بسیار زیاد اخبار وآمار کذب و حتی اخبار صحیح اما جهت دار(به مانند مسئله تعداد زیاد صندوقهای سیار) که در واقع ورودی سیستم تصمیم گیری این دسته از افراد است ،این افراد را در تصمیم گیری دچار سردرگمی بیش از حد میکند.به همین دلیل است که شاید ساده ترین راه در یک چنین فضایی پیوستن به جنبش افراد احساسی است که بدون دلیلی به تقلب اعتقاد قلبی دارند.
اما اگر فردی با این شرایط هنوز در جبهه ی منطق و غیراحساسی پایدار است،بیش از هرچیز نشانگر شجاعت و استقلال نظر اوست که به راحتی آنرا به دوستان احساسی خود نمیفروشد.

کاش اکثریت مردم از این فضای احساسی خارج میشدند.کاش.

 

رهگذر :

من خودم راجع به اینکه تقلب شده هنوز قانع نشدم ولی یه سناریو راجع به تقلب شنیم که شما نگفتید و منطقی تر به نظر می رسه.
اینکه نرم افزار انتخابات دستکاری شده بوده به طوری که پس از ورود اطلاعات هر صندوق وقتی آرا برای مرحله بعد (مثلا حوزه) به بالا تجمیع می شده در هر مرحله یک درصد مشخص به آرا کسی اضافه می شده و از آرا دیگری کم.
در کل تقلب روی نرم افزار انتخابات راحت تر و معقول تر به نظر می یاد و آمار سازی های بعدی هم راحت تر.

 

:

در پاسخ به خانم دریا:
درباره جمعیت روز ۲۵ خرداد، خوبه بدونید که فاصله بین میدان انقلاب تا آزادی بین ۴ تا ۵ کیلومتره. در اون روز یک لاین خیابان جمعیت بود که میشه حدود ۲۰ متر. این یعنی مساحتی حدود ۱۰۰ هزار متر مربع. اگر فرض کنیم توی هر متر مربعی ۲ نفر بوده باشن میشه ۲۰۰ هزار نفر. نه برای شما دو برابر میکنیم میشه ۴۰۰ هزار نفر. اصلا میگیریم ۵۰۰ هزار نفر. دیگه این ۳ میلیون رو از کجا آوردید؟

 

سلام :

این کامنت را همان روزهای اول برای شما گذاشته بودم ولی ....

(از کامنت های این ÷ست جدید هم میشود فهمید که "فرقه میرحسینیه" شکل گرفته است

فقط یک سوال :
اگر معلوم شود که تقلب اصلی همان "ادعای تقلب " بوده است میر حسین همچنان "شیر آهن کوه مردا " خحواهد بود یا ....؟)

:


آقای قدوسی عزیز
به تعقل دعوت کرده اید
برادرانه از شما خواهش می کنم بفرمایید دلیل میر حسین بر تقلب چیست ؟
آیا غیر از این است که موسوی " همزمان " ادعای دو نوع تقلب دارد که نقیض هم هستند ؟
از یک طرف ساعت 11 جمعه شب اعلام می کند که "مردم به من رای داده اند و من با کسب اکثریت آرا رییس جمهور شده ام "
و از طرف دیگر کلی دلیل می آورد که احمدی نژاد با استفاده از دروغ و تهمت به اکابر وبیشتر صحبت کردن در تلویزیون در یک رقابت غیرعادلانه رای ها را به خود جلب کرده بنابر این انتخابات باید باطل شود !


اگر شما تخلفات تبلیغاتی احمدی نژاد را در نتیجه موثر می دانستید چرا در اعتراض به این امر روز قبل از انتخابات انصراف ندادید ؟ واز ظهر جمعه در سایت کلمه پیروزی قاطع 30 میلیونی و 69 درصدی و .... اعلام کردید ؟

جناب قدوسی شما که دعوت به تعقل می کنید لطفا مشخص کنید تقلب ادعایی ایشان
بالاخره کدام است ؟
اینها را هم نگاه کنید بد نیست :
http://naghimokhtari.blogfa.com/post-82.aspx


http://www.dalil10.blogfa.com


ضمن آنکه" گزاره" تقلبی که ایشان مطرح کرده اصلا ابطال پذیر نیست و هیچ راهی برای رد آن ارائه نکرده است و باید گفت ایشان از تقلب "خبر "نداده بلکه آن را "انشا" نموده است !!
و بحث تقلب دیگر از حوزه معرفت استدلالی و منطقی خارج شده و به حوزه معارف ایمانی ! وارد شده است و فقط هر کس به میرحسین "ایمان " داشته باشد می تواند این گزاره را تصدیق کند و بی ایمانان محروم از این معارفند .
بعید نیست در روزهای آتی معارف ایمانی بیشتری از این دست از سوی قطب فرقه میر حسینیه (ملقب به شیر آهنکوه مردا )صادر شود .
یک راه دیگر نیز برای فهمیدن و ارزیابی موقعیتتان در این مقطع هیجانزدگی و "حیات
مو منانه شهودی" وجود دارد :
فکر کنید استدلال های خانم رهنورد یا پیشگویی های آقای مومنی و ادعاهای ابطال ناپذیر میرحسین در این ماجرا از سوی احمدی نژادی ها طرح شده بود .
واکنش شما چه بود ؟
یک لحظه فکر کن که اگر "به فرض بعید!!!!"واقعا 24 میلیون نفر به احمدی نژاد رای داده باشند رفتارهای میرحسین و هواخواهانش چقدر ظالمانه و خود خواهانه است و چه پیامدهای غیر قابل جبرانی دارد .

"و لا تقف ما لیس لک به علم"


Anonymous - June 27, 2009 03:39 PM

 

:

به همه دوستان توصیه می کنم این مقاله سراج میردامادی که خود دست اندرکار برگزاری چند انتخابات در وزارت کشور بوده است را بخوانید.
http://www.roozneveshtha.com/2009/07/post_251.shtml

 

شروین :

چه پست عجیبی!! شما هنوز اندر خم این کوچه‌اید که تقلب شده یا نشده؟!
این قدر محو جزئیات شده‌‌اید که کلیت را نمی‌بینید. این آفتی است برای آدم‌های دقیقی مثل شما. مواظب باشید!
و ضمنا: ما که به هیچ عنوان نمی‌‌توانیم انجام تقلب را به صورت قطعی اثبات کنیم، آن که باید اثبات کند و لوازم اثبات را دارد برگزارکنندگان انتخابات هستند که باید به شبهات، جواب قانع‌کننده بدهند که ندادند و در عوض قبل از این که کسی صدایش بلند شود همه را زندانی و شکنجه کردند!
در ضمن آمارسازی برای صندوق‌ها بعد از انتخابات و در آن مدت طولانی کار سختی نبود که البته آن را هم درست انجام ندادند و کلی سوتی از توش درآمد!

 

:

ممنون از موضع منطقیتون. ولی من متوجه نشدم چرا اعلام ریز آمار صندوق ها فرضیه ی ساختگی بودن تعداد آرا ارو از بین می بره. با توجه به این که آمار خیلی دیر و کند و محدود اعلام شد و همون موقع هم سوتی های زیادی داشت. و آخر هم نپذیرفتند که با آمار ثبت احوال تطابق بدهند.
به علاوه فضا واقعا امنیتی بود. اگه مساله از پیش ترتیب داده ای نبود، حضور نیروهای امنیتی و دستگیری ها از همون روز اول چه معنایی داره؟
دوستان زیادی تو کامنتا به این مساله اشاره کردند. نمی دونم چرا شما ازین فرض ساده گذشتید. خوبه که بحث ادامه پیدا کنه. ممنون

 

:

به دوستانی که جواب من رو داده بودند:
1- آمار تهران رو از فایل وزارت کشور استخراج کردم. این هم لینک فایل نتایج از سایت وزارت کشور:
http://moi.ir/Portal/File/ShowFile.aspx?ID=bba6bb29-f309-4247-b311-d59b6da9a032
طبق این آمار، آرای الف نون، 1.8 میلیون و آرای موسوی 2.166 میلیون است، اینو دیگه خودتون میتونید برید ببینید، پس اطلاعات غلط رو اساس حرفتون قرار ندهید تلویزیون هم اگه هزار بار رأی آقای موسوی در تهران رو 3 میلیون خونده باید متهم به انقلاب مخملی بشه!!!

2- کامنت گذاری که مساحت میدان انقلاب تا آزادی را حساب کرده اند هم مثل اینکه ایران تشریف نداشته اند، درسته که این راهپیمایی اسمش انقلاب تا آزادی بود، ولی در آن روز تنها میدان انقلاب تا آزادی مملو از جمعیت نبوده، بلکه مثلا خیابان امیرآباد تا بالاتر از پمپ بنزین مملو از جمعیت بوده، بصورتیکه کسی که میخواسته پایین به سمت خیابان انقلاب برود، نمیتوانسته. این وضع در تمام خیابانهای شمالی جنوبی منتهی به خیابان آزادی وجود داشته، به اضافه اینکه شما مساحت دور میدان آزادی و همچنین مساحت میدان انقلاب را حساب نکرده اید (نکند آن عکس واید معروف دور میدان آزادی را ندیده اید؟)، همچنین امتداد خیابان انقلاب به سمت شرق هم از جمعیت لبریز بوده (چون همه آن 3 میلیون در فاصله انقلاب تا آزادی جا نمیشده اند!!)، این رو میتونید از دوستانتون در صدا و سیما که فیلمبرداری هوایی کرده اند، بپرسید!
گفتم که برای رد حرف من فقط میتونید از اساس منکر آن سه میلیون نفر شوید که خوشبختانه هستند کسانی که این را هم منکر میشوند، پایدار باد دیوار بلند حاشا!!!!

 

:

خیلی از دوستان مخالف بحث تقلب (و البته خود شما) یکی از استدلالهایشان این است که تقلب در این سطح وسیع امکانپذیر نیست، خوب باید همین را بگویند برای اینکه تقلب نشده بلکه عددسازی یا به عبارت دقیقتر "مهندسی معکوس" شده است. ما نمیگوییم که مکانیسم تقلب از نوع سر صندوقی بوده است. قرار شده که الف نون بیش از نیمی از آرا را داشته باشد تا دور اول ببرد، همچنین پوز خاتمی را هم بزند، پس باید بیش از 22 میلیون رای داشته باشد، میشه 24 میلیون برای این آقا. کروبی هم که رویش را زیادی زیاد کرده بود و شعارهای زیادی خوبی داده، پس باید حسابی رویش را کم کنیم، 300 هزارتا کمتر از 1% آرا رو میذاریم براش، موسوی هم دیگه بیشتر از 35% آرا رو نباید داشته باشه، رضایی هم که از خودمونه. حالا طبق این آمار میشینیم آمار حوزه انتخابیه در میاریم. ابتدا استانها رو تقسیم میکنیم و بعد برای اینکه خیلی ضایع نشه، توی هر استان شهرستانهای مثلا زادگاه کاندیدها یا شهرهای با تعصبات قومی بیشتر یا شهرهای بزرگ (مثل تهران و شیراز و اصفهان و . . .) رو به یک نسبتی رای موسوی (یا کمی کروبی در لرستان) رو زیاد میکنیم و مال الف نون رو کم و این مقدار رو توی شهرهای کوچک غیر زادگاه یا با تعصب قومیتی کمتر، بیشتر میکنیم.
بعد از چند روز هم میشینیم عدد درست میکنیم برای صندوقها اونهم با اشتباهات فاحش مثل رند بودن و مضربی از 100 بودن تعداد زیادی صندوق و اختلافهای دیگری که مطرح شد. فرضیه جناب حقیقت یاب هم میتونه این پازل رو تکمیل کنه.
خیلی دلایل ریز و درشت هم برای این عددسازی وجود داره که مهمترینش پیدا کردن ایرادات نتایج و اعلام آن توسط کاربران اینترتنی و متعاقب اون اصلاح آن امار توسط وزارت کشور است. این ایرادات را نمیشه صرفا در بی دقتی در اعلام درست نتایج واقعی سراغ داشت. این ایرادات ریز و درشت خیلی بیان شده که اگر تا حالا ندیده باشید، سری به آرشیو وبلاگها در هفته اول و دوم بعد از انتخابات بزنید، اونها رو میبینید. یکیش مساوی نبودن جمع آرای حوزه ها با جمع کل در سری اول اعلام آمار حوزه ها و سپس اصلاح آن بعد از مطرح شدن این ایراد توسط مردم، دومیش آمار متناقض ارائه شده توسط روزنامه ایران (وابسته به خبرگزاری رسمی دولت) و آمار وزارت کشور در شهرستانهای زادگاه سایر کاندیداهاست که اول رای الف.نون در آن مناطق توسط روزنامه ایران بیشتر از کاندیدهای بومی مطرح شد و پس از ایراد گرفته شدن به آن توسط مردم، در امار ارائه شده توسط وزارت کشور اصلاح شد و برعکس شد! اینقدر این اشکالات ریز و درشت وجود داشت که دیگه قضیه خنده دار شده بود و فرضیه دهن کجی وزارت کشور به مردم (یعنی اینکه زورمون میرسه عددسازی کنیم و می کنیم، حالا چی میگین؟) تقویت شده بود.
بهرحال فکر میکنم دلیل اینکه نمیتونید وجود این عددسازی گسترده رو باور کنید یکیش اینه که خیلی اروپایی فکر میکنید و نمیتونید این حجم دروغ و بستن دهان همه و بستن فضا و اینها رو باور کنید و یکی دیگه هم اینکه به قول شروین، زیادی جزئی می نگرید.

 

azin :

به نظر من برای بررسی تقلب بهتره به رای کروبی نگاه کنید. کروبی دور قبل بیش از 4 ملیون رای آورده بود، امکان نداره که این دور فقط 300 هزار رای بیاره، با توجه به اینکه در تمام طول این 4 سال کماکان فعال بوده. خواهید گفت که طرفدارهای کروبی همه به موسوی رای دادن. با این فرض پس موسوی حداکثر 7 ملیون (11-4) رای داشته، که این 7 ملیون به نظرم من معقول نیست. یعنی کروبی 4، موسوی 7 و احمدینژاد 24

دقت کنید که وقتی 2 ملیون نفر برای موسوی راهپیمایی میکنن (اینو خودم تخمین زدم و مطمئنم) پس لااقل توی تهران 4 ملیون تا رای خالص داشته؛ پس توی بقیه کشور سر جمع 3 ملیون رای داشته موسوی.

به نظر من که این عددا دور از واقعیتن

 

یاسر :

خدایش تقلب شده خیلی
زیادهمیشه 65%رای میدادنداین سری 85% این اضافه مال موسوی که میشه 10 ملیون از اون بقیه یینی نصف که بیشتره ما میگیریم نصف از 65% کل میکنه 15 ملیون جمعا 25 ملیون میبینید درست بر عکس شده رایها همه به عشق موسوی امدیم

 
 

سلام :

اينو ببينين جالبه :
http://www.rahimiroomeh.blogfa.com/post-69.aspx


فکر کنم جواب خيلي از سوالها توش باشه

 

سلام :

در جواب به azin
آقاي کروبي سال 67 جزو چندتا نماينده اول تهران بود ولي سال 71 نفر سي و يکم شد !

آقاي رفسنجاني سه دوره نماينده اول تهران و رييس مجلس بود ولي در مجلس ششم که انتخاباتش رو هم خاتمي برگزار کرد نفر سي ام شد .


فکر مي کنم کمترين معناي دموکراسي اين باشه که مردم الزاما يه راي ثابت ندارن و در شرايط مختلف تصميم هاي مختلف مي گيرند.


ضمنا خانم فائزه هاشمي در مجلس پنجم نفر دوم تهران شد و در مجلس ششم اصلا راي نياورد !!


ضمنا اين رو هم نگاه کني بد نيست .
يکي از فعالان ستاد دانشجويي ميرحسين يک روز قبل از انتخابات پيش بيني کرده که راي کروبي کمتر از آراي باطله ميشه !!لابد اون هم از احمدي نزاد سيب زميني گرفته بوده ؟

http://khodesh.blogfa.com/post-438.aspx

در جواب به ياسر

همه جور دموکراسي ديده بوديم يه شيوه جديد هم شما اختراع کرديد که شايد بشه اسمش رو گذاشت دموکراسي چرتکه اي يا بقالي يا مثلا " دموکراسي خداييش "! که ديني هم باشه !

اصلا وقتي چنين روشهاي علمي و دقيقي براي محاسبه راي مردم وجود داره چرا انتخابات برگزار کنيم ؟!
نه خداييش


 

سلام :

اين سايت را ببينيد .متعلق است به يک گروه دانشجويي که اسم خودشان را گذاشته اند :"جنبش صيانت از آراي مستضعفين "

تمام شبهات ريز و درشت را جواب داده اند .سايت نسبتا جامعي است .


گاهی به گزارش تفصیلی کمیته صیانت از آرای آقای موسوی
» تمام بضاعت یک ادعا؟


http://www.teribon.ir/

 

پست مدرن ميرزا :

"نتيجه از ما استدلال از شما "

متدلوِِِِِژي سبز واقعا دارد پارادايم هاي جديدي در علم مدرن ايجاد مي کند شايد هم پست مدرن .

يک بار ديگر کامنت ها را مرور کنيد .
اصلا تنها چيزي که مهم نيست نوع استدلال است .
به در و ديوار ميزنند که نتيجه" مطلوب " و "دلخواه " را مستدل کنند .

مسئله اين است :
"يک تقلب مفروض را چگونه اثبات کنيم ؟"

تقلب حتمي با دلايل احتمالي هم ميشود اسمش را گذاشت
يا


" يک تقلب غير قابل انکار" را چگونه "اثبات" کنيم ؟!

بعيد مي دانم(نه تاريخ سياست ) که "تاريخ علم" در ايران چنين مضحکه اي را به ياد داشته باشد .

يقين دارم اين ماجرا به يک نمونه مثال زدني در کلاس هاي منطق جديد تبديل خواهد شد که شايد بشود عنوانش را گذاشت :"دروغ مستدل "!

يا رتوريک نخبگاني از نوع سوم !


 

سلام :

کامنت پنجم رو خوندي ؟!
آخرشه بخدا :

"اگه قرار بود بشه تقلب رو اثبات کرد اصلا چرا انجام شد؟؟؟؟"


پوپر کجايي که ابطال پذيريتو کشتن !

باور کن اين جمله رو جا داره بذارن سرفصل مرامنامه فرقه مير حسينيه.

"اگه قرار بود بشه تقلب رو اثبات کرد اصلا چرا انجام شد؟؟؟؟" !!!!!!!!!!!!!!!


 

مَتتی :

یه دلیل دیگه:
http://www.rajanews.com/detail.asp?id=34034#

 

مَتتی :

یه دلیل دیگه:
http://www.rajanews.com/detail.asp?id=34034#
"از جلسات انتخاباتی وي و ترکیب اعضای این جلسات که بگذریم، کاری که ايشان بعد از ظهر روز اخذ رأی كرد و تلفنی به موسوی، به بهانه حتمی شدن ریاست جمهوری‌اش تبریک گفت، قابل گذشت نیست، زیرا او از جایگاه رییس یک قوه و به عنوان کسی که قاعدتاً به اطلاعات و اخبار دست اول و محرمانه دسترسی دارد، وقتی به موسوی آن هم قبل از پایان زمان رأی گیری تبریک گفت، در واقع او را دچار توهم و تشویق کرد تا مواضع فتنه انگیز و تحریک کننده بعدی را هم داشته باشد که اين رفتارها باعث سلب امنیت و آسایش مردم و وارد شدن خسارات زیادی به کشور و اقتدار و حیثیت نظام شد.

 

hanibal :

من یه سوالی دارم. چرا شما هیچ وقت به نموداری که روز اعلام نتایج نشون داده میشد توجه نمیکنی؟ توی این نمودار روند رشد رای ها تقریبا خطی با شیب ثابته! آیا میشه هر ساعت به نسبت خاص و ثابتی تعداد آرا رشد کنه؟؟!!

 

بی نام :

مهمترین نتیجه ای که انتخابات و حوادث پس از آن(جدای از بحث تقلب)برای ما ایرانیان روشن کرداین بود که یک عده ای به ما حکومت میکنند(چه اصولگرا چه اصلاح طلب)که به هیچ یک از اصول و حقوق انسانی معتقد نمیباشند و برای حفظ حکومت و پوشش ضعفهای خود از ابزار دین نهایت سوء استفاده را می نمایند.
متاسفانه پس از پیروزی انقلاب عظیم مردمی در سال پنجاه و هفت و باایجاد انحرافی بزرگ نسبت به آرمانهای اصیل و آزادی خواهانه مردم و به بازی گرفتن آن در طول سی سال حکومت استبدادی دینی, استفاده از چنین شیوه هایی مرسوم بوده است که مدعای این امر را میتوان با مطالعه تاریخ و مقایسه تطبیقی گفتار و عملکرد قبل و دوران بعد از پیروزی انقلاب رهبران, به خوبی دریافت.
حوادث اخیر ماهیت واقعی حکومت را در داخل و سطح افکار عمومی جهان آشکار ساخته است.

 

علی :

بر گرفته از سایت دکتر مهدی خزعلی:
برای نمونه کل نفوس رای دهندگان بر مبنای 85 درصد واجدین شرایط در روستاهای ما 10500000 نفر می باشد، اگر فرض کنیم( فرض محال که محال نیست) 64 درصد به احمدی نژاد رای داده باشند ، بایستی 6720000 رای به احمدی نژاد داده باشند، این درحالی است که او 15000000 رای از روستاها بدست آورده است، یعنی جمعیت روستایی ما بایستی 2.5 برابر شود!!!!
http://www.drkhazali.net/index.php?option=com_content&view=article&id=565&catid=3&Itemid=200008

 

:

عرض شود خدمت شما در راهپیمایی تاریخی 25 خرداد که بنده خودم شاهد حرکت جمعیت از اول تا آخرش بودم و شاهدان عینی دیگر هم نقل می کردند و بعدا روزنامه ها از گفته آقای شهردار نقل کردن که راهپیمایی جمعیتی بین 2 تا 4 میلیون داشت که به نظر بنده که حدود چهار ساعت شاهد حرکت جمعیت از بالا بودم هم به نظرم این عدد دور از ذهن نیست.
این در حالیه که مسلما خیلی ها مثل من اصلا در اون راهپیمایی شرکت نکردن اما به موسوی رای دادن
حال اگر فقط 2 میلیون نفر در راهپیمایی به نفع موسوی شرکت کردن چطور می شه باور کرد رای موسوی چیزی بیش از 2 میلیون نفر در تهران بوده
واقعیت اینه که اکثر مردمی که در ایران بودن به طور شهودی کاملا مطمئن هستن به تقلب، لابد می فرمایید مدرک! خب چه سندی در دست مردم هست به جز شهود مگه اجازه دسترسی به مدرک وجود داره
از طرف دیگه رسانه ها در دست مدعی عدم تقلبه پس نمی شه گفت این همه مردم درست عکس نظر رسانه های رسمی به طور هماهنگ قائل به تقلب شدن
در پایان این نظر شخصی منه در کشورهایی مثل ایران همیشه شایعات دارای حقایق بیشتری هستن تا واقعیات رسمی

 

س :

"در پایان این نظر شخصی منه در کشورهایی مثل ایران همیشه شایعات دارای حقایق بیشتری هستن تا واقعیات رسمی"!!

ببخشيد پس چرا ميزحسين ميگه
به خاطر طرح شايعات راجع به رفسنجاني انتخابات بايد ابطال بشه ؟
نکنه معتقدين حرفاي احمدي نژاد راجع به رفسنجاني و بچه هاش چيز جديدي بود و بين مردم شايعه اي وجود نداره ؟!!يا اينکه
فقط شايعه تقلب (که به مراتب از شايعات مربوط به هاشمي فراگيري و پذيرنده کمتري داره ) را بايد واقعي فرض کرد .

 

. :

کاش نتایج واقعی و معتبر نظرسنجی‌ها پنهان نمی‌شد، ‌کاش فراگیر کردن خوش‌بینی غیرواقعی به معنای پیروزی پنداشته نمی‌شد، ‌کاش موسسات معتبر نظرسنجی بابت انتشار نتایجی خلاف انتظار ستاد میرحسین سرزنش و بایکوت نمی‌شدند. ‌کاش واقعیت تحریف شده، خوراک اصلی گزارش‌های نظرسنجی‌ای نبود که مستقیما به دست میرحسین موسوی و هوادارانش می‌رسید. کاش نتایج نظرسنجی‌های معتبر، به‌جای‌آن‌که از ترس بدبینی و منفعل شدن بدنه‌ی ستاد پنهان و نادیده گرفته شوند، به عنوان چراغ راهنمایی تلقی می‌شد که باعث سرمایه‌گذاری درست بر روی گروه‌هایی می‌شد که آرای موسوی در میان ایشان بسیار پایین بود.

http://baharvin.blogfa.com/post-384.aspx

 

. :

نظر يکي از فعالان سبز روز قبل از انتخابات :

کمتر از باطله .تعجب ندارد
موقعیت کروبی را شبیه به ریشهری سال ۷۶ می بینم. او هم با یکی دو تا آدم به نسبت مشهور و یک جماعت گمنام حزب زده بود برای خودش. نشریه هم داشت. با حزبش توی انتخابات قبلی مجلس شرکت کرده بود و حالا سودای رییس جمهور شدن داشت. فکر می کرد شانس بالایی برای انتخاب شدن دارد. نتیجه نهایی اما او را در جایگاه چهارم و پایینتر از زواره ای نشاند که هیچ کس حسابی رویش باز نمی کرد.
حزب ریشهری چندی بعد منحل شد و اعضایش هر یک به سمتی متمایل شدند. نشریه هم به مدیرمسئول واگذار گردید و ریشهری به کنج عزلت خزید.
من تعجب نخواهم کرد اگر کروبی از آرای سفید و باطله هم کمتر رای بیاورد.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 19:32 توسط احمد طالبی

http://khodesh.blogfa.com/post-438.aspx

 

:

اعترافات مخالفان احمدی نژاد در بیرون از زندان !

http://eterafsabz.blogfa.com/

 

:


لج !
در مطب نشسته ام و مطابق معمول از بیماران می پرسم که به چه کسی رای خواهند داد.
خانمی حدودا چهل ساله که ساکن یکی از روستاهای اطراف اصفهان است و از بیماران قدیمی من است می گوید: احمدی نژاد!
می پرسم: چرا؟
پاسخ می دهد که احمدی نژاد با فساد می جنگد و...
برایش توضیح می دهم که اینگونه نیست و با اشاره به روزنامه های روی میز مثال می زنم که در زمان شهرداریش سیصد ملیارد تومان کم آورده و حالا هم هزار ملیارد تومان دیگر و احتمالا این پولها را صرف تبلیغات ریاست جمهوریش کرده است..
با پوزخند احمدی نژادی نگاه عاقل اندر سفیهی به من می کند و با لهجه غلیظی اصفهانی می گوید:
آقای دکتر...شوما چقده ساده ین...این حرفا رو براش درآوردن!!
از اینکه یک زن بیسواد دهاتی که در عمرش غیر از پای منبر و صدا و سیمای منبر گونه منبعی برای کسب اطلاعات نداشته است با چنین اعتماد به نفسی مرا خطاب قرار می دهد لجم گرفته بود.
دفترچه بیمه اش را برداشتم و حدود صد هزار تومان عکس و آزمایش گرانقیمت برایش نوشتم!!

http://gooshzad.blogspot.com/2009/06/12.html

 

. :

اقليت قدرتمند ما بر اساس منافع بلندمدت و مشخصه‌هاي ريشه‌دار طبقاتي شكل گرفته‌است!

به دلايلي كه الان زمان بحثش نيست من موافق نيستم موسوي در دور اول برنده بوده و با تقلب بازانده شده‌است. تصور من اين است كه احمدي‌نژاد با يك برتري نه چندان قابل توجه آن هم در دور دوم انتخابات را مي‌برد. اما فقدان اعتماد به نفس در تيم احمدي‌نژاد و ميل به تحقير رقيب و ابزار سازي براي چهار سال پروپاگاندا آنها را به سوي تقلب سوق داد. به همین دلیل معتقدم حتی اگر دریافتیم تقلبها در انتخابات آنقدر نبوده که نتیجه انتخابات را از این رو به آن رو کرده باشد باز هم بایداز اعتراضات فعلی دفاع کرد.

اما با اين تحليل من بايد پاسخ دهم كه اگر اكثريت مطلق مردم را مخالف احمدي نژاد نمي‌دانم پس شكل‌گيري اين تجمعات، راه‌ىپيمائي‌ها و جنبش اعتراضی را چگونه توجيه مي‌كنم؟ سوال درستي است.

شايد ما اكثريت قاطع نباشيم و حتي در اقليت (اما قدرتمند) باشيم با اين حال هيچ كس حق ندارد اقليت آن هم چنين اقليت قدرتمندي را ناديده بگيرد. دموكراسي به معناي ديكتاتوري اكثريت نيست اين را بايد به رهبري و احمدي نژاد فهماند. آنها در انتخابات سال 84 به هر حال موفق شدند اكثريت مردم را به هر طريقي به سوي خود جلب كنند. اما هم رهبري و هم احمدي‌نژاد چنان از پيروزي خود سرمست شدند كه در چهار سال گذشته طوري عمل كردند كه انگار ما يعني اقليت باخته در انتخابات سال 84 اصلا وجود نداريم و شهروندان اين كشور نيستيم. تحقيرمان كردند سركوب‌مان كردند حتي يك سياست كه بر اساس منافع و خواسته‌ها و تمايلات ما باشد در چهار سال گذشته اجرا نشد. رهبري و احمدي‌نژاد حتي در ادبيات و گفتارشان هم ما را ناديده گرفتند و اگر گاهي يادمان ‌افتادند براي تحقير و تمسخر بود.

اين انسجام و انگيزه كه امروز در بخشي از جامعه ايجاد شده واكنشي به تحقيرهاي چهار سال اخير است. ما حتي اگر در اقليت باشيم اقليتي قدرتمند هستيم كه خواسته‌هاي مشخصي داريم. ما اگر تعدادمان كمتر باشد اما اراده‌مان، دسترسي‌مان به منابع اطلاعاتي، مهارت‌مان در مديريت حوزه‌عمومي و ... بيشتر است. اين پيامي است كه احمدي‌نژاد و به ويژه رهبري نمي‌تواند آن را ناديده بگيرد. اگر چهار سال اين اشتباه را كردند از امروز دريافتند كه بايد حواس‌شان باشد ما اگر چهار سال سكوت كرديم معنايش اين نيست كه تا ابد سكوت مي‌كنيم عقب‌نشستن‌هاي ما بي‌نهايت نيست و اگر كارد به استخوان‌مان برسد ديگر تحمل نخواهيم كرد.

ضمن اينكه اكثريت لرزان رقيب با عوام‌فريبي و دروغ و توزيع پول نقد و خريد راي ايجاد شده در حالي كه اقليت قدرتمند ما بر اساس منافع بلندمدت و مشخصه‌هاي ريشه‌دار طبقاتي شكل گرفته‌است. آن اكثريت عمري كوتاه دارد اما اين اقليت قوام و ثبات دارد. اي كاش سخنان رهبري در نماز جمعه امروز نشان دهد كه اين پيام دريافت شده و رهبري فهميده است ديكتاتوري اكثريت هم ديكتاتوري است آن هم چنين اكثريت لرزان و بي‌ثباتي!
+ نوشته شده در جمعه 1388/03/29ساعت 11:43 توسط نیما نامداري



http://mokhaalef.blogfa.com/post-335.aspx

 

رای کروبی کجا رفت؟ :

Monday، June 15، 2009
من هم مثل یکی از 300000 نفری که به مهدی کروبی رای دادم این سوال در ذهنم شکل گرفت. اما واقعا رای وی کجا رفت؟

4 سال پیش که 4500000 نفر به کروبی رای دادند ، نه خبری از حقوق بشر بود ، نه از اصلاح قانون اساسی ، نه از تغییر ، فقط و فقط ماجرای 50 تومانی بود که شیخ ما وعده داده بود! وعده ای که تمام مسائل دیگر را تحت الشعاع خودش قرار داده بود .شیخ ما هر مسئله و برنامه ای را به پولی که می خواست بدهد ربط می داد . و دیدیم که انصافا ، با وجود تمسخرهایی که مردم و طرفداران سایر
کاندیداها انجام دادند بازهم چهار و نیم میلیون رای آورد و چقدر آن از روستا ها بود . وشاید بیشتر که خود شیخ اعتقاد به تقلب دارد

بگذریم به هر حال احمدی نژاد رای آورد و سهام عدالت را ابتدا بین روستاییان و حاشیه نشین ها و سپس بین کارمندان دولت تقیسیم کرد
سهامی که برگ برنده ی دولت محمود بود . 15 میلیون روستایی و چند میلیون کارمند و معلم که که همگی واجد شرایط رای دادن هستند
البته بنده کارشناس نیستم و معایب و مزایای این طرح ها را باید از کارشناسان پرسید اما... ء

حتما شنیدید که شیخ ما در مناظره ملاک تورم را درک عوام از آن دانست و گفت ننجون من هم می داند تورم چیست . حالا من می گویم درک از عدالت مهم درک عوام از آن است . اگر روزی شیخی پیدا شد و وعده ی 50000 هزار تومانی داد . این وسط یکی آمد و آنرا اجرا کرد و او کسی جز احمدی نژاد نبود . الان خیلی از پیرمرد هایی که دور قبل نتوانستم مجابشان کنم که به کروبی رای دهند این دوره می خواستند مرا مجاب کنند که به کروبی رای ندهم . غافل از این که درک من از عدالت رسیدن به تغییر و حقوق بشر است و آنها مطالبات دیگری دارند .

بعله دوستان ... دموکراسی یعنی هر قشری که در مطالباتش از اکثریت آراء برخوردار است تعیین کننده ی رئیس جمهور است . جمعیت عظیمی که از آنها صحبت کردم نقد احمدی نژاد را به نسیه ی کروبی و رضایی و موسوی ترجیح می دهند

از آنجا که من اهل مسافرت هستم و شهرها و روستاهای زیادی رفتم احتمال رای آوری احمدی نژاد را 100% که نه حداقل نود درصد می دانستم

البته از رایی که به کروبی دادم پشیمان نیستم و به شخصه برای تغییر و اصلاح از درون تلاش خواهم کرد

کاش کسی این لینک را در بالاترین و دنباله بگذارد. منتظر نظرات شما دوستان مخالف و موافق هستم
ارسال شده توسط Iran 2009 Election

http://iran2009election.blogspot.com/2009/06/blog-post.html

 

کاش کسی این لینک را در بالاترین بگذارد :


رای کروبی کجا رفت؟


Monday، June 15، 2009
من هم مثل یکی از 300000 نفری که به مهدی کروبی رای دادم این سوال در ذهنم شکل گرفت. اما واقعا رای وی کجا رفت؟

4 سال پیش که 4500000 نفر به کروبی رای دادند ، نه خبری از حقوق بشر بود ، نه از اصلاح قانون اساسی ، نه از تغییر ، فقط و فقط ماجرای 50 تومانی بود که شیخ ما وعده داده بود! وعده ای که تمام مسائل دیگر را تحت الشعاع خودش قرار داده بود .شیخ ما هر مسئله و برنامه ای را به پولی که می خواست بدهد ربط می داد . و دیدیم که انصافا ، با وجود تمسخرهایی که مردم و طرفداران سایر
کاندیداها انجام دادند بازهم چهار و نیم میلیون رای آورد و چقدر آن از روستا ها بود . وشاید بیشتر که خود شیخ اعتقاد به تقلب دارد

بگذریم به هر حال احمدی نژاد رای آورد و سهام عدالت را ابتدا بین روستاییان و حاشیه نشین ها و سپس بین کارمندان دولت تقیسیم کرد
سهامی که برگ برنده ی دولت محمود بود . 15 میلیون روستایی و چند میلیون کارمند و معلم که که همگی واجد شرایط رای دادن هستند
البته بنده کارشناس نیستم و معایب و مزایای این طرح ها را باید از کارشناسان پرسید اما... ء

حتما شنیدید که شیخ ما در مناظره ملاک تورم را درک عوام از آن دانست و گفت ننجون من هم می داند تورم چیست . حالا من می گویم درک از عدالت مهم درک عوام از آن است . اگر روزی شیخی پیدا شد و وعده ی 50000 هزار تومانی داد . این وسط یکی آمد و آنرا اجرا کرد و او کسی جز احمدی نژاد نبود . الان خیلی از پیرمرد هایی که دور قبل نتوانستم مجابشان کنم که به کروبی رای دهند این دوره می خواستند مرا مجاب کنند که به کروبی رای ندهم . غافل از این که درک من از عدالت رسیدن به تغییر و حقوق بشر است و آنها مطالبات دیگری دارند .

بعله دوستان ... دموکراسی یعنی هر قشری که در مطالباتش از اکثریت آراء برخوردار است تعیین کننده ی رئیس جمهور است . جمعیت عظیمی که از آنها صحبت کردم نقد احمدی نژاد را به نسیه ی کروبی و رضایی و موسوی ترجیح می دهند

از آنجا که من اهل مسافرت هستم و شهرها و روستاهای زیادی رفتم احتمال رای آوری احمدی نژاد را 100% که نه حداقل نود درصد می دانستم

البته از رایی که به کروبی دادم پشیمان نیستم و به شخصه برای تغییر و اصلاح از درون تلاش خواهم کرد

. منتظر نظرات شما دوستان مخالف و موافق هستم
ارسال شده توسط Iran 2009 Election

http://iran2009election.blogspot.com/2009/06/blog-post.html

 

این سوال مسخره رو بگذار کنار!!!!!! :

این سوال مسخره رو بگذار کنار!!!!!!
اولی: حتماً باید بچه یکی از کله‌گنده‌ها کشته می‌شد تا مسوولان برن ببینن تو بازداشتگاه‌ها چه خبره؟

دومی: درسته. خون اون خدا بیامرز از خون بقیه کشته شده‌های این حوادث تلخ رنگین‌تر نبود و موضوع باید تا انتها بررسی بشه و خلافکارها مجازات بشن ولی خدا از باعث‌و‌بانی‌ ابن آشوبها نگذره

اولی: بله واقعاً. بخصوص اونهایی که تقلب رو طراحی کردند، اونهایی که آراء رو مهندسی کردن و اونهایی که جلوی این کودتا رو نگرفتن

دومی: تو از کجا مطمئنی که در انتخابات تقلب شده؟!

اولی: این سوال مسخره رو بگذار کنار. یعنی تو هنوز هم درباره تقلب شک داری...؟

دومی: اولاً خودت می‌دونی که من به احمدی‌نژاد رای ندادم و تعصبی روی نامزد خاصی ندارم ثانیاً خیلی هم درباره دلایل مدعیان تقلب گسترده در انتخابات مطالعه کردم. جواب‌های وزارت کشور و شورای نگهبان را هم خواندم ولی توجیه و قانع نشدم که تقلب گسترده‌ای صورت گرفته. حالا تو چه دلیلی داری که تقلب شده؟

اولی: برو بابا دلت خوشه. قضیه اظهرمن‌الشمسه. خیابونها رو نمی‌دیدی؟ تظاهرات 25 خرداد رو ندیدی؟ موج سبز رو ندیدی یا اینکه واقعاً کور رنگی گرفتی؟

دومی: اینکه که می‌گی دلیل این نیست که 40 میلیون رایی که به صندوق‌ها ریخته شده نام موسوی درش اکثریت داشته و تقلب شده

اولی: تقلب چیه، کودتا شده. اگه کودتا نشده چرا اس‌ام‌اس‌ها رو شب انتخابات قطع کردن چرا خفقان ایجاد کردن چرا ...

دومی: اولا" اس‌ام‌اس‌ها رو شب انتخابات قطع کردن چون ستاد یکی نامزدها در روز منع تبلیغات داشت با ایجاد جنگ روانی، فضای سالم انتخابات رو به هم می‌ریخت. خوبه که هنوز تو گوشیم نگه داشتمشون بخونم؟ بیا: روسای ستادهای احمدی‌نژاد به ستاد موسوی پیوستند به همه مژده دهید یا اینو گوش کن: کروبی به نفع موسوی کناره‌گیری کرد به همه اطلاع رسانی کنید...

وقتی در روز منع تبلیغات که امکان پاسخگویی به شایعات نیست از پیامک اینطور سوءاستفاده می‌شه خوب نباید جلوش گرفته می‌شد؟ تازه؛ قطع اس‌ام‌اس دلیل تقلب گسترده در انتخاباته؟!

اولی: بله چون ناظران ستاد موسوی قرار بود با اس ام اس تقلبا رو به ستاد مرکزیش خبر بدن.

دومی: خوب وقتی پیامک قطع شد چرا با تلفن خبر ندادن؟ یا اصلا چرا این 40هزار ناظر موسوی پای صندوقها، مدارک تقلب را در ایامی که شورای نگهبان هی درخواست مدارک می کرد، ارائه نکردند؟ یه سوال. چرا موسوی که مدعی تقلب بود بجای اینکه اسناد و ادله اش رو ببره به ناظر قانونی انتخابات، هواداراشو به به خیابانها کشید؟

اولی: به کدوم ناظر؟ شورای نگهبانی که دبیرش در نماز جمعه از احمدی‌نژاد طرافداری کرده و 2 تا عضو ها شم معاون احمدی نژادن؟ بره از تقلب احمدی نژاد به الهام شکایت کنه یا خانم الهام؟!!

دومی: نمی خوام از این کار شورای نگهبان یا احمدی نژاد دفاع کنم ولی مگر موسوی قبل از ثبت نام در انتخابات نمی دونست که قانون انتخابات چیه و اعضای شورای نگهبان کیا هستن؟ اینکه تو میگی یعنی اینکه کسی وارد بازی بشه و بگه اگه من برنده نشم، داور یکطرفه قضاوت کرده!

اولی: این چرت و پرت ها چیه؟ مساله واضح‌تر از این حرفهاست. ضمنا الان دیگه بحث تقلب تموم شده و کار از این حرفها گذشته

دومی: نخیر اتفاقاً بحث تقلب تموم نشده. تو قرار بود دلیل بیاری که اکثریت مردم ایران، نه تهران به کس دیگری رای دادن و در یک تقلب گسترده نتیجه معکوس اعلام شده. این رو ثابت کن

اولی: خوب این که معلومه. اثبات کردن نداره همه می‌دونن. خودتم می‌دونی

دومی: نخیر نمی‌دونم. تو قرار بود دلیل بیاری

اولی: دلیل می‌خواهی؟ بگو ببینم اگه تقلب نشده چرا اطرافیان موسوی را دستگیر کردن؟ چرا بهش اجازه تجمع نمی‌دن؟ چرا مردم رو می‌زنن؟

دومی: تند نرو پیاده شو با هم بریم. یکجوری می‌گی انگار طرافداری موسوی، همه مردم هستند. درسته که بخشی از مردم در انتخابات طرافداری آقای موسوی بودن اما کی می‌گه مردم طرفدار موسوی‌اند؟ ضمناً کسایی که اتوبوس و سطل آشغال آتیش می‌زنن و به خودپردازهای بانکی صدمه می‌زنن حتماً مردم نیستند چون مردم از این کارها بیزارن

اولی: تظاهرات میلیونی 25 خرداد رو هم که لابد کور بودی؟ نکنه شبا هم کری و الله اکبرها و مرگ بر دیکتاتور ها رو نمی‌شنوی؟

دومی: نخیر کور و کر نیستم. تظاهرات خیابان آزادی خیلی هم پر جمعیت بود این قابل انکار نیست ولی یادت باشه که هم نظر سنجی‌های قبل از انتخابات نشون می‌داد و هم نتیجه انتخابات در تهران نشون داد که در پایتخت، موسوی رای بیشتری داره بنابر این کشوندن یه جمعیت بزرگ به خیابونا برای موسوی خیلی هم نباید سخت باشه. درباره الله اکبر شبانه هم تا اونجایی که من میبینم و میشنوم شبا هم در بین 100 تا خونه توی کوچه ما 2 ـ3 تا بچه و یکی دو تا مرد حدود ساعات ده و ربع شب الله و اکبر می‌گن شاید تو جمعیت محله‌ ما (یوسف‌آباد شمالی) 2 درصد هم نیستن. تو قرار بود برای اثبات تقلب در انتخابات مدرک بیاری

اولی: مدرک اونقدر زیاده که اصلاً خنده داره که مدرک می‌خواهی. این بحث‌ها تموم شدس...

دومی: نخیر تموم نشده نباید هم بشه. چون اگه نتونین اثبات کنین که تقلب شده،‌ همه این مصیبت‌ها و خونهای بعد از 22 خرداد می‌افته گردن نامزد شما که بی‌دلیل، ادعایی رو مطرح کرد و هیچوقت هم نتونست اثبات‌اش کند.

اولی: دلیل شو گفت در 9 تا بیانیه هم گفت ولی شما خفه‌اش کردید

دومی: ولی شورای نگهبان به تک‌تک شواهدی که ارایه کرده بود جواب داد به نظر من هم جوابش تقریباً منطقی بود

اولی: مشکل تو اینه که منطق نمی‌دونی چیه. شورای نگهبان که دو عضوش معاون رییس جمهور هستن می‌خواستی بیطرف باشد؟ می خواستی تقلب رو تایید کند؟

دومی: گفتم که، اینکه احمدی‌نژاد حقوقدانای شورای نگهبان مثل الهام و عزیزی رو برد توی دولت و بهشون پست داد کار خیلی خیلی غلطی کرد ولی این هم دلیل نمی‌شه که تقلب گسترده شده و نتیجه ای که اعلام شد با او چه که در صندوقها ریخته شد یکی نبوده

اولی: ببینم اصلاً تو چه دلیلی می‌خواهی تا واست بیارم؟ من که هر چه دلیل و شاهد و مدرک میارم تو که حرف خودتو می‌زنی

دومی: ببین آقا جون حدود 45 هزار صندوق در سراسر کشور وجود داشته سر هر صندوق هم اقلاً 10 نفر بودن که اغلب معلم بودن و همگی صورتجلسه شمارش آرا رو امضا کردن تو برای اثبات تقلب باید مدرکی بیاری که آرای اعلام شده وزارت کشور درباره تک‌تک صندوق‌ها با اونچه معلم‌ها شمردن و امضا کردن متفاوت بوده. درسته.

اولی: فرض که درسته. این که معلومه!

دومی: ببین: اگه تقلب گسترده شده باشه و به قول شما ها صحنه‌ آرایی و شعبده بازی و مهندسی آرا اتفاق افتاده باشه، این کار یا باید از پایین به بالا انجام شده باشه یا از بالا به پایین.

از پایین به بالا یعنی همه این 450 هزار تا معلم با هم دست به یکی کردن تا رای‌های موسوی رو بنام احمدی‌نژاد بخونن درسته؟

اولی: معلم ها و ناظرهای صندوق کارشونو درست انجام دادن. مشکل در وزارت کشور بوده که آرای شعبه‌ها رو با هم جمع می‌زده. شعبده بازی و مهندسی آرای اونجا انجام شده.

دومی: خیلی خوب پس تو می‌گی تقلب گسترده که ادعا شو داری از پایین به بالا نبوده، از بالا به پایین بوده

اولی: بله اینو همه می‌دونن که از عصر جمعه تا صبح شنبه مشغول جور کردن 24 میلیون رای به نفع احمدی نژاد بودن

دومی: باشد البته برای این حرفت سند نیاوردی ولی خوب فرض کنیم حرفت درست باشد یعنی توی وزارت کشور نشستن و 24 میلیون رای احمدی‌نژاد رو بین حدود هزار شهر و 45 هزار صندوق تقسیم کردن بله؟ تقلب اینطوری اتفاق افتاده؟

اولی: دقیقاً. این همون چیزیه که موسوی اسمشو گذاشت شعبده بازی و صحنه‌آرایی دیدی به حرفم رسیدی!

دومی: صبر کن. تو که چیزی را اثبات نکردی. من می‌گویم فرض کن این اتفاق که تو می‌گویی افتاده باشد. حالا بیا ببین که در انتخابات امسال برای اولین بار در 30 سال گذشته آمار تک‌تک صندوقها رو اعلام کردن. اگه تقلب گسترده اتفاق افتاده باشد و به قول تو از بالا به پایین بوده، یعنی آمار واقعی شمارش آرای صندوقها که معلم‌ها صورتجلسه و امضا کردن، یه چیز دیگه‌ای بوده و آماری که وزارت کشور اعلام کرده یه چیز دیگه‌ای. بله؟

اولی: همینطوره. آرای صحیح رو بردن یه جایی معدوم یا نمی‌دونم قایم کردن. اینکه وزارت کشور اعلام کرده جعلیه. دانشجو و محصولی توی اتاقشون درست کردن.

دومی: خیلی خوب اگه آما وزارت کشور جعلیه تو بمن بگو ببینم چرا یکی از این 450 هزار تا معلم که رای هارو شمردن و صورتجلسه صندوقهاشونو امضا کردن، نگفته آمار صندوق ما این نبود که وزارت کشور اعلام کرده؟

اولی: خود معلومه. برای اینکه از جونشون می‌ترسن!

دومی: یعنی 450 هزار تا معلم و مدیر مدرسه و معتمد محلی و روستایی در سراسر کشور همگی معتقدند که آماری که جمعه شب 22 خرداد صورتجلسه و امضا کردن با آماری که وزارت کشور اعلام کرده مغایرت دارد؟!!

اولی: ببین آقا جون. خودتم که می‌دونی بحث تقلب تموم شده. اصلاً بحث مون درباره کشته ها و بازداشتگاهها بود الکی ما رو وارد این بحث‌ها کردی.

دومی: خدا کسایی رو که جونشونو از دست دادن رحمت کنه و به خانوارهایی داغدارشون صبر بده و کسی رو هم که این آتیش رو به پا کرد و باعث و بانی این درگیری ها شد هر چه زود تر رسوا کنه

اولی: خیلی ببخشید ولی مثل اینکه ما بدهکار هم شدیم؟

دومی: جنابعالی که نه ولی آقای موسوی تا وقتی ادعای جنجال بر انگیزش را اثبات نکند، حداقل جواب یک سوال رو به افکار عمومی بدهکار است و آن اینکه بدون داشتن دلیل و مدرک، چرا نتیجه انتخابات را متقلبانه دانست و این آتش را روشن کرد.

به نقل از "الف ":http://alef.ir/1388/content/view/50512/

 

چرا میر حسینی ها؟!!! :

دارم می ترسم...

http://www.kalanjar.ir/blog/?p=234

محمد حسین گفته:

خرداد ۷م, ۱۳۸۸ at ۰۹:۴۰

... انگار پدرکشتگی دارن.بعضی از احمدی نژادیها از همین راه نان می خورند اما چرا میر حسینی ها که اینهمه استاد دانشگاه و سیاستمدار دنبالش هستند همین کارها را می کنند.
یا مثلآ شعارهایی از این دست یعنی چی؟ آزادی اندیشه بی موسوی نمیشه!...همیشه ما می ترسیدیم که احمدی نژادیها برنامه مان را بهم بزنند.الآن بیشتر می ترسیم که میرحسینی ها نیان این کار را بکنن.دیروز تووی همین دانشگاه آزاد شهرک غرب واقعآ این چه کاری بود که اونها کردند.خب فردا میرحسین بیاد رییس جمهور بشه انگار فقط قراره آدمهای اون با آدمهای احمدی نژاد عوض بشن

حقیقتش اینه که من دارم از دوستان میرحسین(نه از خودش که خیلی دوستش دارم) می ترسم. از اس.ام.اسهای توهین آمیزشان! جرأت ندارم بگم بابا این میر حسین خیلی خوبه، خیلی گله، اما اون چیزی که شما میگید نیست. خودشم گفته من یک اصلاح طلب اصولگرا هستم.

سروش: ممنون از نظرتون. دقیقاً موافقم. راجع به “سبزها” خیلی حرف برای گفتن دارم. بماند برای بعد از انتخابات، که “تخریب” به حساب نیاید!

 

انگشت به دهان :

انگشت به دهان

http://www.shirva.net/?p=396

پس از هر انتخابات انگشت به دهان می‌مانیم که چرا آن نشد که محاسبات بسیار دقیق ما پیش‌بینی کرده بودند. سپس از سر ناچاری و برای آین‌که بیش از این بور و پشیمون نشویم احمدی‌نژاد را به لپ‌لپ و آقا نسبت می‌دهیم و رای کروبی را به حماقت اهالی زحمت‌کش پایگاه رای و به روی خودمان نمی‌آوریم که پیش از انتخابات بر مبنای تئوری شریف رئیس‌جمهور از پیش تعیین شده جد و آباد رفسنجانی را آباد کرده بودیم و یا بر مبنای تحلیل‌های پسااجتماعی آقایان جلائی‌پور و تاج‌زاده نمی‌دانم چرا معین را مادرزاد رئیس‌جمهور می‌دانستیم

من مخلص همه‌ی دوستانی‌ام که به روش جناب جلائی‌پور مشغول تقسیم‌بندی پایگاه رای این و آن هستند و اگر که بعد از خواندن تحلیل‌های پساجامعه‌شناسانه‌شان یک شیشکی آب‌دار می‌کشم منظور بدی ندارم

این مطلب ارسال شده است در روز سه شنبه, فروردین ۴م, ۱۳۸۸ و در ساعت ۷:۰۴ ق.ظ

 

اعترافات مخالفان احمدی نژاد در بیرون از زندان ! :

اعترافات مخالفان احمدی نژاد در بیرون از زندان !

http://eterafsabz.blogfa.com

 

امیر :

عرایضم در پاسخ به شما آقای قدوسی نیست بلکه پاسخ به برخی کامنتها هست، که به گونه ای القا می کنن که مدعیان تقلب مشتی آدم احساساتی هستند و هرکی که بگه مدرکی بر تقلب نیست نخبه و روشنفکره یکی از کامنتها که مستقیم خودش و شمارو نخبه دونسته و دیگران رو عوام، در نخبگی شما شکی نداریم در عوام بودن خودمان اِی یه کمکی

مولانا می گه
آفتاب آمد دلیل آفتاب
چرا چون سوفسطائیان همیشه زنده اند تا بگویند مدرک شما مبنی بر وجود آفتاب چیه
این همه کامنت دلایل مختلف که در دسترس هستن رو می گن و طرف مقابل فقط می گه مگه می شه 11 میلیون تقلب یعنی مدرک شما بر عدم تقلب اینه که مگه می شه

ابراهیم نبوی چند سال پیش در طنز ی راجع به ترور حجاریان گفته بود باباجون چرا اینقدر براش دکتر میارید اونی که زده زده که بمیره نزده که زنده بمونه
حالا هم اونی که تقلب کرده، تقلب نکرده که مدرک رسمی اون رو بده دست من و شما که نخبگان بهمون می گن تودهبی شکل و پوپولیست و مدعیان حکومت هم گاهی امت شهیدپرور و گاهی خس و خاشاک

گاهی کنشهای روانی و افکار درونی ما ما رو وادار می کنه که آفتاب رو نبینیم

 

:

نمیدانم جناب کامنت گذار محترم با اسم " امیر" ،کامنت جناب دکتری که برای پیرزن اصفهانی آنگونه طبابت کرده رو دیدید و خواندید یا خیر؟این نمونه کوچکی است از رفتار مبتنی بر احساس.فکر میکنم کاملا گویا باشه.
در مورد اینکه من یک سوال ساده پرسیدم ولی هنوز جواب نگرفتم وفکر هم نمیکنم غیرمنطفی باشه.باز هم میپرسم تا شاید دوستان بتوانند این ابهام من رو (که البته برای خود آقای قدوسی هم این ابهام وجود داره اینطور که نوشتند) برطرف کنه:

میدانیم و دیده ایم که در ساعت پایانی شب جمعه مهندس موسوی در کنفرانس خبری اعلام کرد: "بر اساس آماری که از سراسر کشور ناظران ما داده اند بنده پیروز انتخابات هستم"
خوب این سخن بر چه مبنایی است؟100 درصد مهندس موسوی و همکاران، آمار ناظران خود را در شهرستانهای مختلف در هر صندوق دریافت کرده و این حرف را زده اند(ان شالله که همینطوری روی هوا نگفته اند)
پس تا اینجای کار مهندس و همکاران آمار بسیاری از صندوقها که ناظرانشان حضور داشته اند در اختیار دارند و میتوانند این آمار را اعلام کنند.اگر شما در یکی از بیانیه های مهندس ویا کمیته صیانت از آراء چنین اعدادی را دیده اید لطف کنید راهنمایی بفرمایید ما هم ببینیم.چون به راحتی تقلب را اثبات میکند.
توجه کنید وقتی وزارت کشور آمار صندوق را به تفکیک اعلام کرده و پس به راحتی میتوان اعداد را تطبیق داد.
با وجود چنین مدرکی دیگر اصلا چه نیازیست که ما بگوییم فلان صندوق مضربی از 100 است یا تعداد صندوقهای سیار زیاد است یا ....؟

شاید الان بگویید "بابا کجای کاری که ناظرای موسوی رو اخراج کردند!!"
متاسفانه تا به این لحظه در هیچ یک از اطلاعیه ها و بیانیه ها (علی رغم مبسوط بودن) هیچ اشاره ای نشده که دقیقا یا حدودا چه تعداد ناظر مهندس موسوی اخراج یا راه داده نشده اند؟!!!اگر شما دیده اید لطف کنید به ما هم نشان دهید.
در بیانیه ها آمده"تعدادی" یا "چندی" که خوب معلوم نیست 10000 تا؟20000؟ 200؟10؟ بالاخره چه تعدادیست؟

لطف کنید این ابهام بسیار ساده رو پاسخ بدید.
به این مسئله هم توجه کنید که هنوز خود من علی رغم جستجوی فراوان موفق نشدم ناظری رو پیدا کنم که بگم عددی که من امضا کردم با عددی که وزارت کشور اعلام کرده متفاوت است.برعکس 2 نفر را تا بدین لحظه میشناسم که با شماره صندوق تطبیق دادیم و عدد اعلام شده صحیح بود.
با تشکر.
منتظر پاسخی هستم.

 

:

دوستان چندین و چند بار گفته اند که هیچ کجا اعلام نشده که چند ناظر سر صندوقها حضور داشته اندو چند صندوق بدون ناظر بوده اند. این مطلب درست نیست. از میان صندوقهای ثابت، حدود 15 هزار صندوق بدون ناظر بوده اند. مصاحبه ی علیرضا بهشتی:
http://www.tabnak.ir/fa/pages/?cid=60612

دقیقا در اولین مورد مطرح می کند که:
«
1- این مساله که مطرح می کنند مبنی بر حضور 40 هزار نماینده مهندس موسوی بر سر صندوق ها اندکی با واقعیت تفاوت دارد. ما نزدیک به 40 هزار داوطلب داشتیم و برای آنها درخواست صدور کارت نظارت داده بودیم که از این تعداد 25 هزار نفر بیشتر نتوانستند به عنوان ناظر پای صندوق حضور داشته باشند. دوستان به مابقی افراد اجازه حضور ندادند و کارت نظارت شان را صادر نکردند. در عین حال از همان تعداد نیز عده زیادی زمان شمارش آرا از صندوق ها اخراج شدند. خیلی موانع درست کردند تا نظارت صورت نگیرد.»
یعنی از میان حدود 46 هزار صندوق، حدود 20 هزار صندوق ناظر نداشته اند.


مسئله دیگر آن است که تعدادی از ناظرین، توسط مجریان انتخابات «جابجا» شده بودند. یعنی درخواست داده بودند برای نظارت بر صندوق الف، (مثلا چون محله ی خودشان بوده و بهتر می توانسته اند نظارت کنند) و در آخرین ساعات هنگامی که کارتشان را دریافت کرده اند، متوجه شده اند که باید در صندوق ب نظارت کنند.
این مسئله از دو نظر قابل تامل است:
الف- تعدادی از این ناظر ها، به دلیل نا آشنا بودن با محل صندوقشان، یا بعد مسافت، از نظارت کردن منصرف شده بودند. (مثلا خانمی که نظارت صندوقی در شهر ری به ایشان محول شده بود و اتوموبیل شخصی نداشت، به سادگی منصرف شده بود)
ب- این احتمال که مجریان انتخابات صلاح نمیدانسته اند صندوق های خاصی ناظر داشته باشند.

 

:

فرموده اید که:
) در هزاران صندوق (نه همه صندوق‌ها) ناظران نامزدها حضور داشته‌اند. تقلب وسیع نیاز به دست‌کاری هزاران صندوق دارد و این یعنی این‌که اگر رابطه بین داشتن ناظر و دست‌کاری صندوق تصادفی باشد صدها نفر از ناظران باید بتوانند بین نتیجه اعلام شده صندوق و عدد مشاهده شده اختلاف بسیار جدی مشاهده کنند. نتیجه چک کردن‌های محدود من و برخی دوستانم از روایت ناظران و نتایج اعلام شده تفاوت چندانی نشان نمی‌دهد. البته این چک‌ کردن‌ها واقعن محدود به مواردی است که دوستان اطراف ما گزارش کرده‌اند.
----


واقعا کسی که با علم به حضور چندین هزار ناظر، برنامه ریزی برای تقلب می کند، به صورت تصادفی صندوق های لازم را انتخاب می کند؟! یا حد اقل احتیاط را فراموش نمی کند و صندوق هایی را انتخاب می کند که ناظر ندارند؟ یا حتی از آن جلو تر می رود و با هر ترفند ممکن (از جمله ایراد به نقص مدارک گرفتن، یا حتی جابه جا کردن ناظران) سعی می کند تعداد لازم صندوق های امن را برای خود ایجاد کند؟

 

:

اتفاقا شایعات درباره رفسنجانی رگه های پررنگی از واقعیت داره
اما مساله اینه که ا.ن از حب علی اینها رو نمی گه از بغض معاویه می گه، وگرنه ما دوره رفسنجانی رو خوب یادمونه که صندلیشو در سفرهاش با هلیکوپتر(اون روزا هنوز بالگرد نبود!)جابجا می کردن
اتفاقا شایعاتی از همین دست درمورد برادر ا.ن هم هست که اونم رگه های واقعیتش پر رنگه، محصولی که بماند. شایعات دور و بر ناطق هم رگه هاش پر رنگه، آقایان جنتی و یزدی و واعظ و تسخیری هم از همین شایعات با رگه واقعیت دارن
اما اینها به موسوی ربطی نداشت. اگر هم داشت پس محصولی و داوود ا.ن و کردان و جنتی و یزدی هم به ا.ن ربط دارن
رفسنجانی کلا فقط دوست خودشه و منافعش.

 

:

hamed,
vaghean barat moteassafam ke darke besyar sathie az anche dar iran ettefagh oftad dari....tahlile siasi dige nanevis..hamoon tozihe mafahime eghtesadi be zabane sade baraat shoghle khoobie..

 

:

سلام

من فکر می کنم که اصلاً به نتایج صندوق ها توجهی نشده و کلاً آمار اعلام شده ساختگی بوده.
یکی از دلایلم هم این هستش که قبل از انتخابات برای شمارش آرا ثبت نام می کردند (من خودم تو دانشگاه تهرانشو دیدم).برای همین فکر می کنم که نمی تونستند جلوی این همه آدم رای صندوق ها رو دست کاری کرده باشند.

 

احمدعلی :

یک مسأله ندیده گرفتید: شناسنامه های مربوط به آدم های ناموجود. تخمین ها تا حدود 7 میلیون نفر زده شده. خیلی هم جدی و موثق.

حتماً این 7 میلیون نفر هم جانب انصاف رو رعایت نکردن!

 

یک دانشجو :

به وضوح از کامنتهای مختلف و تناقضات فراوان در دلایل ارائه شده برای تقلب،میشه فهمید که آقای قدوسی به چه مسئله ی مهم و چالش برانگیزی اشاره کرده.
شما اگر کامنتها را به خوبی دنبال کنید متوجه میشید که حتی در قشر تحصیل کرده و اهل فکر که قاعدتا مخاطب این وبلاگ هستند چه نظرات متفاوت و متناقضی برای اثبات تقلب وجود داره ،دیگه چه برسه به عامه مردم که اکثرا بر اساس احساس صحبت میکنند.

در کامنتی میخوانیم که رای های اعلام شده همگی عدد سازی هستند و اصلا صندوقها شمارش نشده.در کامنت دیگری میخوانیم که 7 میلیون شناسنامه بدون صاحب داریم که توسط افراد دیگر با آنها رای داده شده!!
در کامنت دیگری میخوانیم اعداد صندوقها را در اتاق تجمیع عوض کرده اند!!!

البته واضح است که طبق گفته آقای قدوسی ،عدم اعتقاد به تقلب دلیلی بر تایید رئیس جمهور نیست.همچنین عدم اعتقاد به تقلب دلیلی بر تایید رفتارهای حکومت بعد از انتخابات نیست.

 

شروین :

دوستان چرا اینقدر احساساتی هستید قبول شکست و اشتباهات بعد از انتخابات که ناشی از فضای احساسی بدون منطق بود چیزی از ارزشهای ما کم نمیکند بلکه باعث تمايز ما از رقیب است اعتراف به شکست در دنیای متمدن امروز و پذيرش مسئولبت آن بخشی از دموکراسی است اینقدر بی دليل بر طبل تقلب نکوبید با اندک تاملی می توان فهميد که حجم تقلب محال است

 

Hamid P :

كامنت‌ها خيلي زياد شدن. فكر نكنم بخونين. خلاصه ميگم. من اعتقاد دارم به تمام راه‌هاي ممكن تقلب شده. طبقه‌بندي شده ميگم.

اول شواهد راي‌سازي:
1. تعداد زيادي برگه راي اضافي چاپ شد، ولي از ساعت چهار و پنج خيلي جاها اعلام كمبود برگه كردن.
2. دو مهر براي صندوق‌ها درست شده بود كه ميشد صندوق رو بعد از دستكاري دوباره پلمپ كرد.
3. جلوي حضور 15 هزار نماينده‌ي موسوي رو گرفتن، يعني بالاي سر 22 هزار از 47 هزار صندوق نماينده‌هاي موسوي نبودن.
4. اساسا موقع پلمپ كردن و باز كردن صندوق ها كسي از نماينده‌هاي موسوي رو راه ندادن.
5. در تعدادي از شهرها نرخ مشاركت از 100% بيشتر بود، يعني تعداد شركت كننده‌ها از واجدين شرايط راي دادن بيشتر شد. به اذعان شوراي نگهبان اين راي‌ها 3 ميليون مي‌شدن. اين جدا از جاهايي هست كه نرخ مشاركت مثلا 95% بوده و در اون سه ميليون حساب نيومدن.

شواهد تقلب در شمارش و اعلام نتايج:
1. در هيچ نظر سنجي آراي كروبي كمتر از 3 ميليون نبوده. همينطور آراي محسن رضايي هم با شعارهاي اقتصادي كمتر از 3 ميليون نمي‌تونسته باشه. اما مجموع آراي اونها 1 ميليون شده. حداقل 5 ميليون راي در اينجا غيب شده.
2. اين آراي جابجا شده در مورد قبل حذفي نبودن، چون در اون صورت مشاركت به 45 ميليون يا حتي بالاتر ميرسيد، يعني نزديك به 100% يا حتي بيشتر. به نظر مياد اين آرا به اسم احمدي‌نژاد خونده شدن.
3. جابجايي‌هاي گسترده در وزارتخونه و آوردن هم‌فكرها و هم‌پيمان‌ها، همين طور تشكيل اتاق تجميع آرا كه كسي از توش خبري نداره امكان تقلب در اعلام نتايج رو كاملا ميسر مي‌كنه.
4. اختلاف شديد آرا با نظرسنجي‌هاي دو روز مونده به انتخابات.
5. در اولين روز اعلام آرا، آراي فقط و فقط چهار شهر به طور مجزا اعلام شد كه چهار شهر محل تولد چهار كانديدا بود. در شهر موسوي، احمدي‌نژاد دو برابر موسوي، و در شهر رضايي ده برابر رضايي راي آورده بود. اما بعد كه اعتراض‌ها بالا گرفت و آراي تفكيك شده‌ي استان‌ها اعلام شد، در استان‌هاي ترك‌زبان موسوي دو برابر احمدي‌نژاد راي داشت. در استان‌هاي دو كانديداي ديگه هم آرا تعديل شده بود. اين نشان دهنده‌ي اعلام نتايج بي ربط به آراي توي صندوق‌هاست.
6. كم شدن چند ده هزار راي از آراي رضايي، بعد از شمارش 5 ميليون راي جديد، در يكي از مراحل اعلام تدريجي آرا.

مجموع اين دلايل ميگه كه هم به شكل راي‌سازي، هم در خوندن راي‌ها (مورد كسري آراي كروبي و رضايي) و هم در اعلام نتايج (دو دليل آخر) تقلب شده و بر خلاف ادعاشون كه ميگن غير ممكنه بشه در انتخابات 11 ميليون راي تقلب كرد، با اين شرايط تقلب بيست و پنج ميليوني هم ممكن ميشه.

 

Hamid P :

و يك نكته رو هم خواستم اضافه كنم درباره‌ي كسايي كه ميگن راي حزبي اصلاح‌طلبان راي معين بوده، اولن در اون انتخابات كروبي هم بخشي از آراي اصلاح‌طلب‌ها رو گرفت. دوما اين دليل نميشه كه از اون مورد براي اين انتخابات نتيجه گيري كنيم كه آراي موسوي همين هم زياديش بوده. در ضمن با اين استدلال ميشه گفت كه آراي اصولگراها هم 7 ميليون ناطق‌نوري بوده.

يك دليل ديگه هم يادم رفت بگم و اون اينكه در اين انتخابات مشاركت خيلي بالا بود و اين رو در پاي صندوق‌ها ديديم. اين يعني اكثريت خاموش راي دادن، و اين جمعيت مشخصا به احمدي‌نژاد راي نميدن كه نماينده‌ي همين شرايط بود. وقتي بعد از چهار سال اين گروه به ميدون ميان يعني خواستار تغيير شرايط هستن، نه تاييد اون.

 

مجتبی :

به نظر من كاملا روشنه كه اثبات تقلب امكانپذير نبوده و نيست، چون اطلاعات كافي در دست نيست، ولي شواهدي كه بر تقلب گسترده و چند شكلي دلالت ميكنند هم كم نيستند. ولي يكي از دوستان من در ساعت 22 روز راي گيري در سايت الف خبري ديده بود مبني بر پيروزي احمدي نژاد با 24 ميليون راي، كه البته اين خبر خيلي سريع از سايت برداشته شد. اين هم ميتونه يكي از شواهد باشه مبني بر اينكه پاسخ نهايي از قبل آماده بود، چيزي كه بايد درست ميشد، پاسخ تشريحي بود.

 

مرتضی :

دوست من، من شنیدم نرم افزاری که اطلاعات رو به مرکز (مرکز شمارش آرا تو کشور) می فرستاده، تمام درصدها رو به یه نسبت تغییر می داده و علت گیر دادن یکی از کاندیداها هم همین بوده که چرا این اعداد با فرم های 22 و 28 یکسان نیستند.
درضمن اگه یادت باشه، چندین و چند ساعت، احمدی نژاد 64 درصد و موسوی (دقیقا یادم نیست) 32 درصد ثابت بودن و علتش هم کار همون نرم افزاره بود.

 

تقلب آشکار :

ببین یک رای هم گم شه یعنی کلی اما وقتی این همه میلیون رای خونده نشده بازم یعنی کلی با اعداد بازی نکن.
وقتی میگن 72 نفر تو بگی نه 70 نفر بوده داری با اعداد بازی میکنی تا خلط مبحث کنی.
کافی بود همون روزا فایلا رو از سایت وزارت کشور دانلود کنی، یکیش رو رندوم بدی دست نوه 7 سالت تا بفهمه تقلب بوده.
صندوق خر کیه مگه تقلب مدل کیف انگلیسیه؟ نیازی به این چیزا نیست.
شریعتمداریسم عزیز یک لطفی کن و فقط تو همون کیهان بنویس

 

علیرضا :


این مطلب که می گم تنها برای خودم حجت داره و این رو به عنوان سند و مدرک نمی گم اما
با بنده خدایی رابطه آشنایی دارم که چندین ساله کارمند رده بالای ریاست جمهوریه
روز جمعه 22 خرداد با ایشون در مهمونی بودیم که چند نفری از جوونتر ها سر کروبی و موسوی و ا.ن بحث و کل کل می کردن. تا اینکه از ایشون پرسیدیم نظرت چیه، ایشون هم با اکراه گفت خیلی خودتون رو اذیت نکنید وقتی بچه ها خواستن با ایشون بحث کنن اینطوری گفتن: من مرده شما زنده فردا رای ها رو اعلام می کنن ا.ن بالای 60 درصد رای میاره کروبی هم نزدیک 1 درصد، وقتی سوال پیچش کردیم گفت منتظر باشید و ببینید.
فرداش که خبر رو از رادیوی تاکسی شنیدم، نمی دونستم به هوش ایشون باید آفرین گفت یا به دسترسی ایشون به اطلاعات!

 

hamed :

تعحب میکنم از دوستانی که با هر حرف بی ربطی میخواهند تقلب را اثبا کنند مثلا "من از فلانی شنیدم که گفت فردا می بینید رای ها اینجوریه و..."
" سایت الف در ساعت 22 خبر زد و بعد سریع برداشت و..."
"7 میلیون شناسنامه ..."
آقا کمی به دلائل خودتون فکر کنین کدام عقل سلیمی و کدام دادگاه صالحی با این مزخرفات رای به تقلب می دهد
تعصب چشمانتان را کور کرده کمی عادلانه بیندیشید فرمهای 22 و 28 در همه جا مطابقت داشته چرا به دروغ دلیل می آورید بنده شخصا آمار وزارت کشور را که روی سایت بود چک کردم حتی با دو صندوقی که سر آن از دوستان بودند چک کردم کاملا مطابقت داشت.
اینها هیچ کدام دلیلی بر درست بودن احمدی نژاد ندارد اما ما باید ظرفیت رقابت داشته باشیم

 

مجتبی :

به Hamed:
من همان اول يادداشتم نوشتم كه اطلاعات كافي براي اثبات تقلب در دست نيست، ولي "شواهد" زيادي وجود داره. من هم ادعا نكردم كه ماجراي سايت الف ميتونه "دليل" باشه. "دليل" با "شاهد" فرق داره دوست من.

 
 

:

اين حرف كه راي احمدي نژاد از اقشار ضعيف، فقرا و روستاييان سرچشمه گرفته و ما اونها رو نمي بينيم هم از اون حرفهاست. اول اينكه اي كاش واقعا طبقه ي مستضعف و بدبخت اونقدر كوچيك بود كه مي شد اونها رو نديد يا اينكه همه ي راننده تاكسي ها، مغازه دارها، كارگرها، گداها و همه ي اونهايي كه مي بينيم جزء قشر متوسط تحصيل كرده و كتابخون هستند و براي همينه كه هيچ اثري از آثار احمدي نژاد توي ديدرس ما نيست ـ
ديگه اينكه اين قشر ضعيف حالا به چه دليلي بايد به احمدي نژاد راي بده؟ چون توي چهار سال گذشته واقعا سطح زندگي شون بهتر شده و فشار تورم سي درصدي تنها روي مرفهين بوده؟ اگه اينطوره منم به احمدي نژاد راي مي دم. يا اينكه مذهبي تر هستن؟ انقلابي هستن؟ آيا روستايي ها و مردم شهرهاي دور افتاده نقش خيلي مهمي توي انقلاب داشتن كه به خاطرش اين همه نسبت به انقلاب بايد متعصب باشن، حتي به قيمت از بين رفتن زندگي شون؟ ببينم شماها از شنيدن تعريف هاي «زمان اون خدابيامرز» كه صد تا تخم مرغ 1 قرون بود و چنين و چنان از زبان همين تيپ آدمهاي «بي سر و صدا» واقعا حالتون ديگه به هم نمي خوره؟؟ لعن و نفرين به حكومت آخوندي كجاست كه شنيده نشه؟ من يك راننده تاكسي ديدم كه حتي به خاطر باز نشدن پنجره ي ماشينش (دسته ي شيشه شكسته بود) به رژيم فحش داد (ماجراي واقعي!!)ـ
به نظرم تنها كسي مي تونه اين حرف رو بزنه كه فكر كنه هيچ كدوم از اين سه ميليون نفري كه به خيابون آزادي اومدن و پرسيدند كه رايشون كجاست، در زندگي روزمره هيچ اثري از فقر و طبقه ي ضعيف نمي بينن و همه ي اطرافشون پر از رفاه و كتابهاي روشنفكري و پيپه!!!

 

علی :

خواهشمندم فقط دوستانی که با ریاضیات آشنایی دارند مراجعه کنند. ورود لباس شخصی ها ممنوع چون گرگیجه میگرند، شما ندیده یک کامنت تایید نتیجه بگذارید.
http://www.mowjcamp.com/article/id/17481

 

فرهت :

باز هم بازی فکری درباره ی یک موضوع تاریخی-اجتماعی-سیاسی!
اگر قرار بود با استدلال تقلب رو رد یا ثابت کرد که دیگه کسی تقلب نمی کرد!
وقتی ما نظر سنجی درست و حسابی نداریم، وقتی آمار دقیقی از بسیاری چیز ها نداریم، وقتی نمی دانیم برگه های رای اضافی کجا هستند، وقتی ناظران از وزارت کشور اخراج شده اند، وقتی آقایان موسوی و کروبی نمی توانند دقیق اعلام کنند که ناظرانشان پای کدام صندوق ها حضور نداشتند، وقتی .... دیگر لازم نیست درباره ی احتمال و ثبوت تقلب حرف بزنیم!
این مسائل را نمی شود از دیدگاهی ریاضی وار و منطقی سنجید. اشتباهی بزرگ که همیشه روشنفکران ما در برخورد با مسائل سیاسی مرتکب می شوند همین است!

 

امیر :

به حامد:
"بنده شخصا آمار وزارت کشور را که روی سایت بود چک کردم حتی با دو صندوقی که سر آن از دوستان بودند چک کردم کاملا مطابقت داشت."

واقعا انتظار داشتی از آمار سایت وزارت کشور مغایرت کشف کنی؟!

به فرهت:
"اشتباهی بزرگ که همیشه روشنفکران ما در برخورد با مسائل سیاسی مرتکب می شوند همین است!"
کاملا با شما موافقم. وفکر می کنم روشنفکرها در ایران خیلی وقتها در اثر فشار تعارض افکار و احساساتشون با افکار غالب یا رسمی ، به طور ناخودآگاه دست به توجیه می زنن

باز هم به حامد
" اگر شما هم می دیدید که همه چیز از اقتصادتا سیاست در خفا مورد تصمیم گیری قرار می گیره و بعد توسط روزنامه و سایت و رسانه ملی! و روشهای دیگه ظاهر و دلیل براش می تراشند از اظهارات دوستانی که به شنیده ها از منابع به نظر خودشون معتبر توجه می کنند، با تمسخر نگاه نمی کردی
عزیز من، کشور ما مثل کشورهای غربی نیست که شفافیت اطلاعاتی وجود داشته باشه، اگر می خوای اطلاعات درست کسب کنی اتفاقا راهش دست یافتن به افراد معتبره

 

یک دانشجو :

چقدر خوب است که این مطلب آقای قدوسی با این مطلب سایت الف هر دو درست و صحیح به مسئله نگاه کرده اند ولی با دو دیدگاه سیاسی متفاوت.یکی معتقد به تقلب و دیگری مخالف بروز تقلب.
خواهش میکنم این مطلب رو در سایت الف بخونید.لبِّ کلامی که من در کامنتهام نوشتم رو توش میشه پیداکرد.

http://alef.ir/1388/content/view/53533/

 

:

حامد برای من خیلی عجیبه این پستت؛ اولا استدلاهات سطحی و پر از مشکله؛ ثانیا کلا مطرح کردن این موضوع الان برام عجیبه؛ چرا الان؟ چطور الان کسی مثل تو تصویر کلان رو از دست میده و در استدلالهای جزء غرق میشه، اونم وقتی همه می دونن که با وجود دلایل متعدد، مدرکی کسی نمی تونه ارائه بده برای تقلب/عدم تقلب در فضایی که به هیچ وجه شفاف نیست. در فضایی که اصلا سالم هم نیست...
در این مدت برای من و مااصل ساختار قدرت در ایران روشن تر شد؛ ساختاری که پشت پرده و طی سالها شکل گرفته و به هیچ وجه نمی تونه و نمی خواد قدرت رو از دست بده؛ این چیزی بود که پیش تر برای هیچ کدوم ما به اندازه امروز روشن نبود؛ در فضایی که تا این حد مسموم هست و باندهای قدرت مافیاییش بی اندازه قوی و ثروتمند شدند طی این سالها، صحبت راجع به اینکه آیا این باند برنامه ریزیشون این بوده که توی صندوق ها رای بریزن یا بعدا رای ها رو یه جور دیگه بشمارن یا از سال قبل شروع کردن برنامه ریزی و عوض کردن مهره های موثر در کل فرایند رای گیری راستش به نظر من بهترین و منطقی ترین طریق صرف کردن وقت و انرژیمون نیست...
من معتقدم در شرایط بحرانی که وجود داره واقعا ما همه مسئولیت داریم که اگه نمی تونیم کمکی بکنیم، لااقل از مسائل اصلی منحرف نشیم؛ بخصوص این برای افرادی که مخاطب دارند-مثل تو- خیلی مهم تره.
امروز همه مسئول هستیم- و این مسئولیت چند برابره ماه ها و روزهای پیشه

 

فرزام 1 :

زمانی می توان یک روند را نقد کرد که ناظر(انی) وجود داشته باشند. درحالی که می دانیم مهمترین ناظر که رسانه‌های آزاد هستند را نداریم و به عنوان کسی که در شورای راهبردی یکی از ستادها در انتخابات حضور داشته به شما می گویم وجود ناظر کاندیداها هم فقط برای توجیه مطرح می شود به دلیل اینکه 1- سازماندهی صد و خورده ای هزار ناضر کار ساده ای نیست، در واقع هرگز موفق نشدیم برای هر صندوق ناظری در نظر بگیریم. مهم اینکه در فرایند ثبت نام ناظران متوجه شدیم بخش اصلی آنها خود از سازمانی بسیار بزرگتر آمده اند...! ؟ متن هشداری که به آقایان الویری و بهشتی دادم هم هنوز موجود است ولی چه می شد کرد؟ امتحان عقیدتی سیاسی برگزار می کردیم؟! 2- آقای کروبی تنها با 25 هزار ناظر و موسوی با نزدیک 100 هزار ناظر اعلام آمادگی کردند از این تعداد «بسیاری» به بهانه‌های واهی حذف شدند و باقی هم در روز رای گیری تا ظهر سردوانده شدند....یعنی کسی نبود اول صبح چک کند آیا صندوق‌ها خالی است؟!

 

فرزام 2 :

در کامنت قبل به این اشاره کردم که ناظری وجود نداشت چه رسانه آزاد و چه ناظرین کاندیداها. بنابراین این ادعا که «ما» باید برای چیزی که ندیده‌ایم سند ارائه کنیم مضحک است. جدای از عدم حضور ناظرین، اینجا یک مغلطه‌ای به وجود آمده! عده ای گمان می کنند مردمان برای حکومت خلق شده اند و وظیفه شان تمکین است و پذیرش مگر سند داشته باشند. خیر! حکومت برای مردم پدید آمده تا انجام همین امور اجتماعی را تسهیل کند و وظیفه حکومت است که بتواند انتخابات را چنان برگزار کند که مردم قانع شوند. همانطور که با وجود تقلب در دوره های گذشته باز مردم حس کردند تقلب ها در حد تغییر نتیجه نبوده (هرچند که در مورد دوره پیش اشتباه کردند و درواقع کودتا از دوره پیش رقم خورد)

 

فرزام 3 :

اما اگر ناظر بر روند انتخابات نبوده ایم و اصل ماجرا را ندیده‌ایم در عوض شاهد نشانه‌هایی بوده‌ایم. 1- چرا باید اس ام اس ها به ناگهان روز انتخابات قطع شود؟(پاسخ به این سوال بسیار مهم است و هنوز هیچ کس جوابی نداده) 2- خبرگزاری ایرنا(خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی) ساعت 11:50 دقیقه شب خبری روی خروجی می برد و پیروزی احمدی نژاد را رسماً اعلام و حتی درصد آرای او را هم اعلام می کند و آن را تک خبر صفحه اول می کند (اسکرین شات ها موجود است اگر لازم بود بگویید ارسال کنم) دقت کنید خبرگزاری رسمی یک مملکت خود اصلی‌ترین منبع خبری است و سایر خبرگزاری‌ها می توانند به نقل از او خبر روی خروجی بفرستند و همین شد که یاهو نیوز نیم ساعت بعد همین خبر را در صفحه اول خود می گذارد. دقت کنید شمارش آرا تازه ساعت 12 آغاز شده می شد. به خبرگزاری رسمی اشاره کردم و می گذرم از کیهان که ساعت 10 روزنامه را بست و فارس که زودتر از ایرنا اعلام کرد...3- هنوز اتفاقی نیفتاده بود که دستگیری‌ها آغاز شد 4- رهبری در نماز جمعه و پیش از آنکه شورای نگهبان به شکایات رسیدگی و نتایج را تایید یا رد کند شخصاً انتخابات را تایید کرد و گفت اگر اختلاف کم بود می شد شک کرد اما 11 میلیون اختلاف که دیگر تقلب نیست...5- تظاهرات میلیونی را که به خاطر دارید؟ چند ساعت پیش از برگزاری میرحسین آن را لغو کرد(بعد هم به درخواست کروبی به میان مردم آمد) اما مردمی که دیدید خودجوش آمدند چون در 6 ماه گذشته جو حاکم بر جامعه را دیده بودند و چه کسی می توانست باور کند که از هر 10 نفر 7 نفر به احمدی نژادی رای داده باشد که نقش اصلی همه جوک‌ها بود و اساساً موج تنفر از او بود که جامعه را از انفعال خارج کرد. می خواهم بگویم اینکه میرحسین یا دیگران اعتراضات را رهبری می کنند یک توهم است. چطور از 24 میلیون حامی احمدی نژاد در میان صدها هزار سبزی که پیش از انتخابات در میادین و خیابان های شهر بودند خبری نبود؟! اصلاً این عده الان کجا هستند؟ چرا در هیچ محیطی نمی بینیم این نسبت 7 به 3 را(تازه 3 می شود مجموع بقیه آرا). در اینترنت؟(به قول دوستی گویا حامیان احمدی نژاد به اینترنت آلرژی دارند) در محل کار؟ در خیابان؟ روستاهایی که اهالی اش قربانی سیاست‌های غلط احمدی نژاد هستند و باغدار و شالی کار و چای کار و همه و همه ضرر کرده اند(اگر شعور سیاسی دارند جیب خالی خود را که می بینند). این تبلیغ رسانه ای حریف بود که احمدی نژاد رای اش در روستاها بیشتر است وگرنه من آماده‌ام آمار به شما نشان بدهم و نظرسنجی ها را....چرا در آن فضای به شدت دوقطبی با اینکه 3 شبانه روز صدا و سیما و ارگان‌های دولتی جشن خیابانی احمدی نژاد را اعلام می کردند و امنیت این افراد هم کاملاً تامین بود فقط 40 هزار نفر در جشن پیروزی اش شرکت کردند؟(آن هم سازماندهی شده و با پرچم ها و سایر چیزهایی که می شد این را فهمید). ما این اکثریت حامی احمدی نژاد را کجا باید ببینیم؟! چه کسی باور می کند یا محیطی را دیده که در آن از هر 10 نفر 7 نفر حامی احمدی نژاد بوده باشند؟...........6- کسی که بر حق است چرا باید جنایت کند، دادگاههای نمایشی برگزار کند، تجاوز کند و... وقتی همه اطلاعات را هم در اختیار دارد؟ چرا باید برای رسانه های خودی اش هم اینهمه محدود کند و رسانه‌های ما را فیلتر؟(از شب قبل از انتخابات همه رسانه‌های ما فیلتر شد) و.....................حامد جان یک کتاب می توانم بنویسم اما اگر ایران بودی اصلاً لازم نبود همینقدر وقت خودم و تو را بگیرم

 

فرزام :

تا وقتی باور نکنی کودتایی رخ داده هیچ چیز را نمی توانی تحلیل کنی. حامد گفته بودی کسی که از اقتصاد نمی داند مقاله اقتصادی ننویسد و تو از علم سیاست چندان نمی دانی و از سیاست نوشته‌ای...اینطور می گویم که فقط فرض را بر کودتا بگذار بعد ببین آیا نشانه‌هایش موجودند؟...در نهایت درک می کنی که آنچه اتفاق افتاده مهندسی انتخابات و تقلب سیستماتیک نیست. کودتاست و روشهای خود را دارد. برای همین 3 ساعته رای ها هم شمرده می شوند

 

:

در پاسخ به فرزام:
این مواردی که گفتید همگی جواب داده شده. من فقط یکی دو مورد اول رو میگم چون انقدر تکرار کردم که خسته‌کننده شده:
۱. اس‌ام‌اس‌ها قطع شد به دلیل شایعه‌ای که شب قبل از رأی‌گیری از طریق اس‌ام‌اس منتشر شد که رهبر به نامه هاشمی پاسخ داده (و مثلا از او حمایت کرده) که همون شب یادمه ساعت یازده دوازده شب تلویزیون زیرنویس کرد که دفتر رهبری گفته شایعه درست نیست (که من یادمه چقدر به صداسیما اون موقع فحش دادم!) و خود رهبر هم فرداش اومد گفت. همین حساسیت رهبر باعث قطع اس‌ام‌اس برای عدم پخش شایعه شد. البته بعد از رای‌گیری هم قطع بودنش به دلیل فضای ملتهبی بود که ایجاد شد.
۲. پیش‌بینی ایرنا هم چیز جدیدی نیست. ۴ سال پیش هم کیهان همین کار رو کرد. همون ۴ سال پیش هم ایسنا ساعت ۱۲ نوشت احمدی برنده شد. ۸ سال پیش هم ایسنا همون موقع‌ها از قول شخصی در وزارت کشور حتی درصد رأی آقای خاتمی رو هم درست ساعت ۱۲ شب پیش‌بینی کرد (توی آرشیو ایسنا همه اینها هست) با اینکه اون موقع تازه رأی‌گیری تا ۱۲ هم ادامه داشت. میخوام بگم هیچ کدام از اینها جدید نیست و حدس زدن این اختلاف رأی هم کار سختی نیست.

بقیه مواردی که گفتید هم بماند. اگرچه اگر بگردید پاسخ همشون هست.

 

:

دريك نگاه اول به وبلاگ شما ميتوان فهميد شما يك اصلاح طلب وضد انقلاب هستيدبنابر اين هيچ علاقه اي به وبلاگ شما ندارم

 

میرمهدی :

با سلام. بعلت طولانی بودم مطلب، آنرا در جایی آپبود کرده ام. لطفآ فایلی را در لینک معرفی شده موجود است، دریافت و پس از مطالعه نظر خود را اعلام فرمائید. متشکرم.
http://www.4shared.com/file/132775514/5ac889b0/taghallob.html

 

:

کاری که این آقا حامد میکنه مثل وارد کردن شک و شبهه در دینه. مومنها صداشون در میآد. مواظب باشید که جنبش سبز به یک مذهب تبدیل نشود...

 

حسین :

هر کس داره دلایلی برای اینکه تقلب نشده میاره داره خودشو گول می زنه

 

ف موسوي :

اتفاقا شماهايي كه بدون ارائه دليل ومدرك به زور ميخواين ثابت كنين تقلب شده دارين خودتونوگول ميزنين

 

ف موسوي :

اتفاقا شماهايي كه بدون ارائه دليل ومدرك به زور ميخواين ثابت كنين تقلب شده دارين خودتونوگول ميزنين

 

مخالف احمدی نژاد، مخالف فرضیه تقلب :

آقای قدوسی، ممنون بابت خیلی چیزها که سرخط هایش هم اینجا نمی گنجد. انصاف این روزها کمیاب تر از قبل شده:( حتی دوستان سمپادی ام که در دوران جوانی باور نمی کردم مثل امروزی را برایشان ببینم همه چیز را با عینک سبز می بینند و راحت آیه قرآن می آورند که محکوممان کنند به جرم اینکه اعتقاد داریم دلایلشان برای تقلب برایمان کافی نیست. یک زمانی برایتان یادداشت گذاشته بودم که من بوی خوبی از نتایج نظرسنجی ها استنباط نمی کنم. قبول دارم که آمارها مطلق نیستند اما می توانند به واقع بینی کمک کنند. نمی شود که ما همه اش خودمان را ببینیم که اتفاقا کم هم نیستیم و توهم همه بودن کنیم! شما احتمالا اخبار زیادی از شهرهای کوچک ندارید. من هرچه خودم بیشتر شنیده ام از دوستانی که در شهرهای کوچک کار می کنند بیشتر باور کرده ام که این رای شگفت انگیز احمدی برای ما دور از ذهن است اما دور از وقاعیت نیست. به هر صورت یک راه حقیقت جویانه ترتیب دادن یک آمارگیری اصول است. بدون اینکه سعی در اثبات یا نفی چیزی داشته باشیم. چندی پیش موسسه نظرسنجی پیپا www.WorldPublicOpinion.org
نتایج نظرسنجی اش را در مورد اوضاع ایران منتشر کرد. این نظرسنجی با ضریب خسای سه درصد انجام شده بود و سوال بیست و چهارمش این بود
سئوال 24 : با در نظر داشتن مسائل پيش آمده قبل، حين و پس از برگزاري انتخابات آيا به نظر شما آقاي احمدي نژاد رييس جمهور مشروع ايرن مي باشد يا خير؟

هشتاد و یک درصد به این سوال پاسخ مثبت داده بودند!
سوالات دیگری نیز مطرح شده بود و جوابها اتفاقا با آمارهای محدود ما مطابقت می کرد.
من قبول دارم که شرکت سبزها در راهپیمایی روز قدس هزینه بردارتر است و ... اما شما هم درنظر بگیرید که آنها متمرکز در چند شهر بودند مثلا در استان تهران فقط در شهر تهران. کل جمعیتشان را با راهپیمایان شهرهای اطراف تهران و به طور مشخص صرفا شهر کرج، به سختی می شد مقایسه کرد. خلاصه اینکه علی رغم تمام اختلافهایی که با جماعت حجتیه و نماینده بر سر قدرتشان احمدی دارم و تمام تلاشی که برای رای نیاوردنش کردم عمیقا باورم این بود که حدود شصت درصد رای دارد به (استناد نظرسنجی های قبل از انتخابات) و باورم این است که نسبت رای یک به دو بین موسوی و احمدی حفظ می شد. می شود نظرسنجی علمی کرد و بنا بر آن اظهار نظر کرد. دست کم نتایج نظرسنجی های علمی، قابل اعتماد تر از مشاهدات چشمهایی که رنگ خاصی را رصد می کنند به نظر می رسند.

 

   ارسال نظر:

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007