« | صفحه اول | تحقیقات در خارج: بخش اول از چهار؛ کلونیالیسم چپ »

27 شهریور 88

اقتصاد تظاهرات

برای یک طرف‌دار حکومت رفتن در راه‌پیمایی‌های دولتی نه تنها هزینه‌ای ندارد بل‌که تمامن منفعت است. جنبه دور هم بودن با هم‌فکران را دارد و چه بسا به پاداش و ارتقاء هم منجر شود. برای یک مخالف حکومت البته چنین حرکتی پر از هزینه ملموس ضرب و شتم و بازداشت و غیره است. طبیعی است که همه آدم‌ها حاضر نیستند به یک‌سان هزینه بپردازند و لذا با بالا رفتن هزینه حضور خیابانی درصد کسانی که بالقوه طرف‌دار آن عقیده هستند ولی حاضر به حضور می‌شوند کم می‌شود. وقتی هزینه انتظاری تا حد خوبی بالا رفته باشد این درصد از مقدار بدیهی یک به عدد کوچکی میل می‌کند. بنا بر این حتی اگر تعداد سبزها در مراسم‌های عمومی به اندازه غیرسبزها باشد نشان از غلبه چند برابری سبزها دارد.

این حرف‌ها بدیهی است و هر کسی به راحتی آن‌را می‌فهمد. منتها گاهی مجبوریم برای کسانی که همین بدیهیات را (در کنار خیلی بدیهیات اخلاقی) نمی‌بینند و این‌که جمعیت میلیونی 25 خرداد تکرار نمی‌شوند را دستاویزی برای تحقیر جنبش سبز قرار می‌دهند تکرار کنیم. از کسانی که همه شجاعت‌شان به تاسی از بزرگان‌شان در به هم ریختن برنامه‌های دانش‌جویی و فحش دادن به کشورهای خارجی در مراسم‌های رسمی و حمله به سفارت‌خانه‌ها خلاصه می‌شود عجیب نیست که معیار درستی برای شناسایی برنده واقعی یک مبارزه کاملن نابرابر در ذهن نداشته باشند چون هرگز در عمرشان در یک مسابقه برابر شرکت نکرده‌اند.



   نظرات

 
 

ایراندخت :

سلام، امروز 27 شهریوره و من تا چند ساعت دیگه نیرن راهپیمایی. یه چیزی میخوام بنویسم شاید بهم بخندین...امروز بعد نماز صبح گفتم قران بخونم (راستشو بخواین استرس زیادی داشتم و بعد از سحر هم خوابم نبرده) همین که خواستم قرانو باز کنم یه لحظه تو دلم از خدا خواستم امروز همه سالم به خونه برگردیم و کسی بی آبرو نشه!(میدونین که منظورم چیه) قرانو که باز کردم سوره مریم اومد! حضرت مریم نماد پاکیه! ببخشید شاید خیلی احساسی نوشتم ولی وقتی نمیدونی امروز ظهر سالم به خونه میرسی یا نه خوب...

 

محمود :

توی کتاب "خاطراتی از زندگی مهندس بازرگان"ایشان بارها ازوجودچیزی بنام فرهنگ فحش و تعارف در بین ما ایرانیهاگله کرده بود.
ما از آتش زدن برچم و مرگ خواستن به چه می خواهیم برسیم وقتی از اسراییل برتقال (با مارک چینی) وارد میکنیم؟

 

kian :

هزینه بیدار شدن از خواب و شرکت در راهپیمایی رو هم محاسبه کردی؟ طرفداران جنبش سبز انگیزه زیادی دارند برای شرکت به همین خاطر به راحتی این هزینه رو می دن در حالی که طرفداران احمدی نژاد که کم هم نیستند دلیل قوی نمی بینند که این هزینه رو بندند مگر هوادارن سنتی و مذهبی ! بهتر نیست این قدر سطحی فکر نکنیم؟

 

محمد :

این هم مثل همون حرفیه که می گفتن یا میبریم انتخاباتو یا حتما تقلب شده. یک ماهه ماهواره ها و اینترنت دارن به هزار خبر دروغ و امثال اون مردم رو تحریک می کنن که برین شعار ضد حکومت بدین.
برای اینکه سطح اخلاق این طبقه ی عصبانی رو ببینی کافیه بری فیس بوک و ببینی چقدر ویدئوی تکراری به عنوان امروز دارن آپلود می کنن.

خیلی کسایی که من میشناسم و با حکومت مشکلی ندارن اصلا عین خیالشون هم نیست که برن راهپیمایی امروز.

حالا شما از اول بدیهی میگی که لابد هر چی بشه سبزا خیلی بیشترن.

آقای قدوسی. شما از بعضی حرفات معلومه که اصلت به جاهای خوبی وصله و اون آخرش آدم حسابی هستی. ولی دورو وریا و خانندگان وبلاگ تاثیر زیادی رو خیلی چیزا داره. شما با کسایی که امروز شعار مرگ بر فلسطین دادن فرق داری...

 

روجا :

مطلبتان جالب بود . من ب هاین قضیه فکر نکرده بودم .
اما به نظرم آنهایی که باید میفهمیدند از قبل فهمیده بودند.

 

يک دوست :

من در راهپيمائی شرکت کردم. طرفدار موسوی هم نيستم. خوشحالم که ميزان فحش دادن و رفتارهای جهان سومی کردن هر دو طرف به طور قابل توجهی کم شده بود.

 

حامد :

جاتون خالی روز قدس، من که از هفت تیر تا میدون ولیعصر اومدم، تماما کریم خان مال سبزها بود. حیف که آخر راهپیماییی تو هفت تیر گاز اشک آور زدن و ماجرا به خشونت کشیده شد.

 

:

مگر تعداد حاميان سبز تخمين زدن مي خواهد. انتخابات نشان داده. در تهران در حدود دو ميليون يادم نيست كمي بيشتر يا كمتر راي داشت و در كشور هم 13 ميليون. روي اين دو ميليون صحبت كنيد كه چه تعدادي بعد از انتخابات همچنان حامي ماندند. چه تعدادي با چه طيفي از خواسته ها همراهند و غيره.
نكته ديگر اينكه دوستان سبز شما در راه مبارزه شان باز سطل آشغال آتش زدند. چندين موتور در ميدان هفت تير آتش زدند. نرده هاي سيماني ميدان هفت تير چند تايي از جا در آمده و خرد شده بود.دستشان درد نكند.

خيلي خوب است اگر سبزها خيلي صريح بگويند هدف هاي بلند مدت و كوتاه مدتشان چيست. شما حرف از مبارزه مي زنيد. ما هم بدانيم طرف اين مبارزه كيست و هدفش چيست. البته به نظرم اين ابهام و ايجاد تشنج به اهدافي كه در ذهن رهبران است كمك بيشتري مي كند تا شفافيت.
قرار است مبارزه در حد كار فرهنگي براي پيروزي در انتخابات هاي بعدي باشد يا قصد اعمال فشار بر حكومت است كه خواسته هاي آنان را مثلا ابطال و غيره را بپذيرد.
به نظرم اگر هدف دوم به طور صريح اعلام شود آن وقت افكار عمومي حق بيشتري به حكومت مي دهد كه از خودش دفاع كند. براي همين است كه هدف ها به روشني اعلام نمي شود.

 

سعي :

نظر بالايي براي من بود.اسم پست نشده بود

 

زهرا :

جناب سعي:
ظاهراً از نظر شما شكنجه، كشتار، تجاوز به زنان و مردان،تخريب اموال عمومي و هزاران جنايت ديگر با شكستن نرده ها و آتش زدن سطل آشغال و موتور برابري مي كند و قابل قياس است.
اگر جنايت هاي فوق در حق برادر، خواهر و پدر و مادر و دوستان خودت انجام مي شد، آن وقت اينطور سراسيمه نگران نرده ها و سطل آشغالها و موتورها نمي شدي.
اگر دين نداري، لااقل آزاده باش!

 

mohammad :

احساس مي كنم عينك شعارهاي پوپوليستي حتي عده اي از خوانندگان اين وبلاگ را هم كور كرده است.
آيا از اينكه چند نفر طرفدار حكومت به اين تظاهرات نرفته اند مي شود نتيجه گرفت كه بسياري از سبزهايي كه در نيجه اين همه فشار و تهديد و ارعاب نرفته اند تعدادشان كمتر و يا در حد همان 2 ميليوني كه گفته شده مي باشد.
آيا مگر بديهي نيست كه تظاهرات رفتن براي طرفداران حومت هم سود مادي دارد و هم آكثر آنها نيز داراي تعصباتي ميباشند كه انگيزه وافري براي تضاهرات رفتن مي دهد .
آيا انگيزه رفتن به چنين تظاهرات پرخطري را تنها چند شبكه ماهواره اي ايجاد مي كند. اين همه فقر تبعيض از بين بردن منافع ملي در ماجراجويي هاي بين الملي فشار بي حد بر فعالين جنبش هاي دانشجويي كارگري و ... فضاي در حال بسته تر شدن فرهنگي استرس از درگير شدن در جنگ و تحريمي كمر شكن دروغ هاي بي پايان رسانه هاي حكومتي و ... نمي تواند خود دليلي براي اين نوع مبارزه ي مدني باشد . و حال آنكه عده اي در حكومت اين مردم را ايادي بيگانه مي داند. آفتاب آمد دليل آفتاب... حكومتي ناكارآمد و توتاليتر تنها راه حل مشكلات را پاك كردن صورت مسئله مي داند و با ايجاد غولي مانند نهادهاي ... كشوري 70 ميليوني را به اسارت گرفته است.

 

احمد :

به زهرا:
اگر دين نداري، لااقل آزاده باش!

 

ندا :

به سعی: آزادگی مثل شما رو آدم نداشته باشه بهتره!

 

ندا :

به احمد: آزادگی مثل شما رو آدم نداشته باشه بهتره!

 

هانا :

حالا این رفیق راستگویان تاریخ بفرمایند که کی شعار مرگ بر فلسطین داد.
بعدش اینکه مابرابری از انجا نمایانه که اتوبوس ها را از شهر ری و اطراف پر کردند و خانم جلسه ای ها رو ورداشتند آوردند، تا در مقابل آدمهای شهر صف آرایی کنند.
خدا وکیلی چند در صد مردم تهران که هر روز تو کوجه و خیابان میبینیم این شکلیند.

 

H.A :

این نوشته شما به وضوح بخشی از ریشه های "توهم تقلب" در هم وطن های به ظاهر اهل فکر و دقت رو نشون میده.
اولا خیلی از کسانی که به آقای موسوی رای دادن یا از جنبش سبز حمایت می کنن، مخالف "دولت" هستند نه "حکومت".
دوم اینکه فرض تمامن منفعت بودن شرکت در راه پیمایی برای طرف داران حکومت، توهین مستقیم به شعور، وقت و ایده های یک بخش بزرگی از جامعه است که نشان از عدم پایبندی نویسنده به ارزش های مورد ادعاشه.
ثالثا در زیر نگاه دوربین های خبر گزاری های خارجی، نه کسی می تونست بازداشت بشه و نه کسی می تونست به طور سازمان یافته کسی رو کتک بزنه. ادعای شما ناشی از کانالیزه شدن شما و قرار گرفتن در محیط های هم فکر هست.
چهارم اینکه خوبه بدونی که من به عنوان یک ایرانی خارج از کشور، تحصیلکرده با موقعیت اجتماعی حداقل بالاتر از متوسط در اروپا، 200 یورو هزینه کردم و یک روز وقت با ارزشم رو گذاشتم تا در این راه پیمایی به نفع حکومت – علی رغم تمام انتقاداتی که بهش وارده و اشتباهاتی که کرده – شرکت کنم. به جز همسرم، کسی از این موضوع با خبر نشد.(الببته شما هم اگر کنجکاوی کنیف از روی آی پی من متوجه میشی کی هستم!) بنابر این طبیعتا انتظار پاداش و ارتقا هم ندارم!
به نظرم حیف تو هست که تو این مسیری که افتادی بازنگری نکنی.

 

محسن :

دوست عزیز جناب سعی:
مگر جناح حاکم اصولا اجازه می دهد طرف مقابل حرف بزند؟!
روزنامه اش رو می بنده، سایتش رو فیلتر می کنه، از بزرگانش تو زندان (!!!) اعتراف می گیرن. سرانش رو شبانه دستگیر می کنه و به هیچ کس و هیچ جا خبر نمی ده، به طرفداراش تجاوز می کنه و اونا رو می کشه....
با این اوضاع انتظار داری طرف چطور و از چه راهی اهداف بلند مدتش رو به سمع و نظر مبارک شما برسونه؟

 

محسن :

جناب H.A:
آیا خرج کردن 200 یورو به طور مخفیانه پر هزینه تر از تجاوز به شما و مرگتان است؟
(ببخشید قصد بی ادبی ندارم، ولی ظاهرا برخی از مردم به خواب رفته اند).

 

محمد #۲ :

این موضوع رو که مخالفان وضع موجود معمولاً انگیزه‌ی قوی‌تری برای ابراز مخالفت دارند چه جوری در فرضیه‌ای براساس نظریه‌ی بازی‌ها گنجانده می‌شه؟
به نظرم باید این در نظر گرفته بشه. در همه‌ی کشورها این هست، مثلاً در فرانسه مردم به سارکوزی رأی می‌دهند و بعد می‌بینیم که عده‌ی زیادی علیه او تظاهرات می‌کنند چون انگیزه‌ی مخالفت دارند در حالی که کسی که موافق وضع موجود است معمولاً منفعل‌تر است.
البته منکر هزینه‌ای که آمدن به خیابان برای سبزها دارد نیستم ولی برای تعیین تعداد/درصد دقیق هر یک از دو طرف بهتر است به یک نظرسنجی علمی استناد کنیم تا جمعیت حاضر در تظاهرات.

 

مهدیس :

حامد جان از کامنت ها معلومه مورد هجوم سربازان گمنام امام زمان قرار گرفتی...آه.. و مگر تو می توانی کور را بینا کنی؟

 

:

هزینه شرکت در این راهپیمایی به وضوح از هزینه شرکت در راهپیمایی 25 خرداد کمتر بود اما تعداد سبز ها هم به صورت فوق العاده ای کمتر از آن راهپیمایی بود

به نظرم آن جمعیت میلیونی 25 خرداد متوجه کلاهی که موسوی سرش گذاشته شده و به خاطر خودش حاضر شد مملکت را به آتش بکشه، شده

 

حامد :

حامد عزیز

اینکه به دلیل احساس خطر حتما همه سبزا نیامدن درست اما اگه میامدی و نسبت رو میدیدی اونوقت به این راحتی نتیجه گیری نمیکردی.

متاسفانه هنوز دوستان سبز از توهم خارج نشدن.

 

بشیر :

اینها سربازان گمنام امام زمان نیستند، فکر کنم یک سرباز باشه!

 

محمد :

"از شهر ری و اطراف پر کردند و خانم جلسه ای ها رو ورداشتند آوردند، تا در مقابل آدمهای شهر صف آرایی کنند.
خدا وکیلی چند در صد مردم تهران که هر روز تو کوجه و خیابان میبینیم این شکلیند".

این طرز حرف زدن شخصیت شما رو خیلی خوب نشون میده.

"حامد جان از کامنت ها معلومه مورد هجوم سربازان گمنام امام زمان قرار گرفتی...آه.. و مگر تو می توانی کور را بینا کنی؟"

کور خودتی و این رفیقت که توهم در توهمه:

"اینها سربازان گمنام امام زمان نیستند، فکر کنم یک سرباز باشه!"

 

:

من فكر كنم يك چيزي را بايد در نظر بگيريد، در اين انتخابات طيف وسيعي از افرادي كه شركت كرده اند، مخالف نظام و شرايط و حكومت و دولت و ... هستند. اگر قبول كنيم كه خيلي از افرادي كه به آقاي احمدي نژاد راي دادند از طبقات و دهكهاي پايين جمعيتي هستند (از لحاظ مالي فقير محسوب ميشوند و يا در شرايط سختي به سر ميبرند) بنابراين ميشود نتيجه گرفت كه اصلا مخالف دولت و وضعيت موجود و حتي هيئت حاكميه هستند و دليل اصلي راي دادنشان به ايشان هم شعارهاي ستيزه جويانه ايشان عليه شرايط موجود و مبارزه با مافياي قدرت و پول و ... بوده است. پس طيف وسيعي از كساني كه به ايشان راي دادند، مخالف دولت و هيدت حاكميه هم هستند، اما به شخص يا فرد خاصي وفادار هستند، دليل اين وفا داري هم ذهنيتهاي "مذهبي" اين افراد هست، مثلا آقاي خميني يا خامنه اي براي آنها فرد مقدسي است پس دستوراتش لازم الاجرا است، حالا اگر شرايط موجود بد است، به اين نحو توجيه ميكنند كه افراد اطراف آنها بد هستند و ... (مشابه توجيه براي آقاي احمدي نژاد و البته ايشان را هم همان موعود نجات دهنده از اين وضعيت ميدانند). بنابراين طيف زيادي از افرادي كه در اين جور راهپيمايي ها شركت ميكنند، گرچه مخالف نظام و دولت و شرايط موجود هستند، اما حضورشان در اين راهپيمايي ها را وظيفه ديني و شرعي اشان ميدانند، بنابراين آنچه كه چنين افرادي را به راهپيمايي مي كشاند "مذهب" است، نه طرفداري از نظام و دولت و ... درصدي از افرادي هم كه به آقاي احمدي نژاد راي داده اند (كه بخش كوچكتري را شامل ميشوند) افراد ذوب در ولايت و سپاهي و مسئولان و بعضي از سياستمداران و فعالان حزبي طرفدار احمدي نژاد و ... هستند كه حضورشان در اين راهپيمايي ها صد البته كه منافعي هم برايشان به همراه دارد (اگر بخواهيم واقع بين باشيم و خودمان را گول نزنيم اين طيف از افراد كه حضورشان در چنين راهپيمايي هايي با منافعي روبرو است در دوران اصلاح طلب ها هم بودند و هستند؛ گيرم كه افراد با هم فرق داشتند).
از طرف ديگر كساني كه به آقاي موسوي راي دادند دو دسته هستند، يك دسته كساني كه معتقد بودند ميشود تغيير ايجاد كرد و آقاي احمدي نژاد دين و مذهب را بين جوان ها دارد با ظاهري بد جا مي اندازد و ... كه اين دسته مثل همان گروه اكثريت طرفدار آقاي احمدي نژاد، باز هم با شرايط موجود و نظام و هيئت حاكمه و ... مشكل دارند و در عين حال به افراد خاصي وفادار هستند و باز هم "مذهب" و انگيزه هاي مذهبي هست كه آنها را به خيابان و تظاهرات ميكشاند. اين دسته بعد از جريانات انتخابات سعي كردند خودشان را از دسته دوم جدا كنند كه انگيزه قوي اشان هم باز ديدگاه هاي "مذهبي" بود به اين دليل كه فكر ميكردند يك سري از طرفدارهاي آقاي موسوي بچه سوسول وبي دين و سگ باز و ... هستند اما همچنان با شرايط موجود مخالف هستند و اگر در تظاهرات غير رسمي (مثل روز غير از قدس و 25 خرداد و ...) شركت هم كنند با احتياط اين كار رو انجام ميدهند و سعي ميكنند فاصله بگيرند از ماجرا يا حتي به دليل ترس از دستگيري و ... معمولا كمتر در اعتراضات خياباني ظاهر ميشوند و حتي نوع مخالفت بعضي ها به گونه اي است كه اصلا در تظاهراتي از قبيل روز قدس و 22 بهمن و ... شايد بيست سال هست كه شركت نكرده اند. اين دسته معمولا دستيابي به منابع اطلاعاتي اشان بالاتر از طرفداران آقاي احمدي نژاد هست و شايد بخشي از آنها از لحاظ مالي در طبقه متوسط هستند اما طيف طبقه ضعيف از لحاظ مالي هم در آنها ديده ميشود و از طرفي حتي بر فرض حضور هم در راهپيمايي اي مثل روز قدس بيشتر از لحاظ قيافه و شكل ظاهر با طرفداران احمدي نژاد فرق چنداني ندارند و حتي اصرار هم به داشتن رنگ سبز و ... ندارند چون انگيزه هاي "مذهبي" قوي تري دارند بيشتر بين خودشان و طرفداران احمدي نژاد شباهت ميبينند در راهپيمايي و شعار دادن. اما دسته دوم هم تقريبا سكولارها هستند كه به هدف تغيير كمي كوچك در جامعه و برطرف كردن بخشي از خفقان موجود راي دادند (گاهي هم با اين ديد كه بالاخره دارند كمتر بدتر را انتخاب ميكنند و ...) اين افراد انگيزه هاي مذهبي كمتري دارند يا ندارند و دليل به خيابان آمدن اشان نشان دادن مخالفت با رژيم و دستيابي آزادي بيان هست و به شدت عقايدشان در تضاد با بخشي از طرفداران آقاي موسوي و اكثر قريب به اتفاق طرفداران آقاي احمدي نژاد است. كه الان اين دسته بيشتر نماد جنبش سبز هستند. (بخش زيادي از اين افراد را جوان ها تشكيل ميدهند كه در دنياي مجازي هم شايد اكثريت را داشته باشند). تعدادي از طرفداران آقاي موسوي هم افراد و سياستمداران مشهور و اعضا احزاب خاص هستند كه معمولا به وضع موجود اعتراض دارند اما باز هم وفاداري اشان به اشخاص وجود دارد و انگيزه هاي "مذهبي" هم زياد دارند براي حضور در تظاهرات و ... به علاوه اينكه حتي در شرايط غير متشنج هم به دلايل سياسي در اين نوع تظاهرات شركت ميكنند و نگاهي به گذشته اين افراد نشان ميدهد كه در اينگونه تظاهرات مثل روز قدس و ... هميشه حضور فعال داشته اند و ...(چون اساس شكل گيري اين احزاب بيشتر انگيزه هاي مذهبي با نگاه به شرايط سياسي مختلف بوده است).
چيزي كه در كل طرفداران آقاي احمدي نژاد و اكثر طرفداران آقاي موسوي ديده ميشود، "شرايط اقتصادي" است كه باعث ايجاد نارضايتي شده است نه به طور كلي خواسته هايي مثل آزادي بيان و ... خوب حالا وقتي يك تظاهراتي مثل روز قدس شكل ميگيرد، از ديدگاه مخالفت با شرايط موجود و حتي هيئت حاكمه ميشود گفت شايد نود درصد شركت كنندگان مخالف هستند. اما اگر از نظر آزادي بيان و ... بخواهيد در نظر بگيريد، مسلم هست كه بيشتر از يك چهارم جمعيت موجود را نميشود در اين گروه قرار داد كه خود اين يك چهارم به دلايلي كه خود شما هم گفتيد از تعدادشون به مروز زمان كاسته ميشود.
بنابراين بايد دقت كنيد كه نزديك به سه چهارم جمعيت حاضر در راهپيمايي هايي مثل روز قدس و ... (راهپيمايي هاي حكومتي و دولتي) انگيزه هاي "مذهبي" دارند و لزوما اين انگيزه ها به معني طرفداري از دولت علي الخصوص در زمينه شرايط اقتصادي حاضر نيست. بنابراين اكثر ايراني هاي حاضر در اين مملكت مخالف شرايط موجود هستند اما خيل عظيمي از آنها دنباله رو كسي شدند كه هم "مذهب" آنها را حفظ ميكند و محترم تر ميشمارد و با زبان "مذهب" اشان با خودشان حرف ميزند و هم شعارهاي مبارزه با مافياي مالي و ضد حكومتي و ... ميدهد (من به عينه در اطرافم از طرفداران پر و پا قرص آقاي احمدي نژاد ديدم كه نمونه بارز اپوزيسيون هستند ولي به سمت كسي كشانده شده اند كه با زبان خودشان با آنها حرف ميزند، مثل خودشان با آنها حرف ميزند و ...)
حالا اگر جنبش سبزي ها (مخصوصا آن طيف سكولار) ميخواهند كه با حضور در چنين مكان ها و تظاهراتي اكثريت خودشان را به نمايش بگذارند، بايد يادشان باشد كه حكومت فعلي ابزاري دارد به اسم "نيروهاي ضد شورش و چماق و باتوم و اسلحه و سپاه و ..."، اين ابزار به راحتي ميتواند از طريق سركوب مانع شكل گيري يك تجمع منظم و اداره شده بشود و بعد با ايجاد نا امني ناشي از آن، باعث بشود كه خيلي از مخالفان شرايط موجود كه بالقوه يك پتانسيل قوي هستند براي همراهي با اينگونه اعتراض ها به دليل نا امني ايجاد شده اقتصادي و رواني و ... ناخودآگاه طرف حكومت ديكتاتور را براي حفظ امنيت بگيرند. بنابراين ادامه اين مدل كارها چه بخواهيم و چه نخواهيم كم كم از حضور مخالفين كم ميكند و حتي شايد به نفع حكومت ديكتاتور هم فعاليت كنند و ...
كاش لااقل اين جنبش سبزي ها اين فرصت به دست آمده را با تظاهرات و ... (مثل آقاي خاتمي) از بين نبرند و نسوزونند. ميوانند از اين همه پتانسيل براي مخالفت به نفع خودشان استفاده كنند.

يك سوال هم از اين دوستان جنبش سبز كه هي ميگويند تجاوز و مرگ و... اگر بر فرض روزي شما برنده بشويد و آقاي موسوي بخواهد رييس جمهور بشود و ... (يا حالا هر كسي كه شما طرفدارش هستيد) آن وقت با سپاه و اوين چي كار ميكند؟؟؟ قرار است سپاه رو به كل منحل كند يا همون آدمها رو به كار ميگيره در جهت منافع خودش يا سپاهي ها رو از دم اخراج و قلع و قمع ميكنه و جاش از نيروهاي سبز استفاده ميكنه و ...؟؟؟؟

 

عطيه :

اين كامنت قبلي مال من بود.

 

سعي :

آقاي قدوسي به ندرت كسي از طرفداران سبزها در اينترنت را داراي ظرفيت براي شنديدن و تحليل حرفهاي مخالف مي دانم و معتقدم شما اين ظرفيت را داريد.
راهپيمايي ديروز سبزها واقعا براي خودشان يك شكست بود. به خاطر رفتارهاي ناشايستي كه داشتند. بي احترامي هايي بدي كه مردم نمازگزار داشتند. شعارهاي نامناسبي كه دادند. موج سبز اگر روزهاي قبل از انتخابات و كمي بعد از آن توانسته بود بخشي از مردم مذهبي را جذب كند الان دارد به شدت غربال مي شود و كساني ويترين آن شده اند كه مردم خيلي راحت مي توانند كنارشان بگذارند. برادرم از پيرزني تعريف مي كرد كه جوان هاي سبز مسخره اش مي كردند و اشك در چشم هايش جمع شده بود. گويا نگران خون شهدا بوده و از اين حرف ها مي زده. يا تظاهر به روزه خواري. يا فحش هاي بسيار ركيك. خواستم وضعيت راهمپيمايان سبز را بهتر بدانيد. از نگاهي غير از سبزها.
اين را هم ببينيد.
http://www.bornanews.com/Nsite/FullStory/?Id=305963

 

:

حامد سلام
این نوخاله ها از کجا پیدا میشن تو وبلاگ تو؟ سعی و حامد و ...
نمی تونم بفهم چطور می تونند از حکومتی که به این راحتی هر جنایتی علیه مردم خودش مردمی که تنها جرمش قبول نداشتن این دولت باشه (با فرض اینکه در انتخابات تقلب نشده..)
بستن همه مجرای حرف زدن دستگیری فله ای افراد به دلایل واهی و مسخره با اون دادگا ههای مسخره ترشون شکنجه و قتل و تچاوز
دیگه چی مونده کا انجام ندن؟
هی اعا می کنند طی این اتفاقات چند تا بسیچی کشته شده چزا 2 تا اسم و آدرس اینا اعلام نمی شه؟
میگن کسه که خودشو زده به خواب نمی شه بیدار کرد. امیدی هم به بیداری این های که خودشونو زدن به نابینایی روی همه جنایاتی که رخ داده نیست.

 

عطيه :

آقاي سعي
ميشه لطفا چند تا از شعارهايي كه از نظر شما محترم هست را بگوييد بقيه هم بدانند؟؟؟
خيلي جالب هست كه اينجا در اين مملكت اگر خانمي لاك به ناخنش بزند و موهايش را رنگ كند و ... بعد بيايد در خيابان براي فلسطين شعار بده، لايق مسخره كردن از طرف غير سبزي ها و شما هست؟؟؟ اما آن طرف خودش حق ندارد كسي را مسخره كند و ... از طرفي شما يك بار عكسهاي طرفداران سيد حسن نصرالله را در نزديك خود ايشان ديديد؟؟ اگر آن خانم ها با لباس غير اسلامي حاضر بشوند و براي فلسطين و ... داد بزنند و ...و اهل روزه و نماز و ... نباشند، خيلي خوب و درست است و حتي قابل نشان دادن در صدا و سيماي ما اما اگر يك خانم ايراني خلاف خواسته هاي شما لباس بپوشد، بيايد از فلسطين دفاع كند، ميشود بي حرمتي، ميشود كسي كه مثلا آمده از فلسطين دفاع كند و ... كلي هم كنايه بشنود و ... شما اگر واقعا راست ميگوييد برويد يك كم از بين برادران بسيجي و هم مسلك خودتان تحقيق كنيد ببينيد كه تحمل شنيدن حرف مخالف را دارند يا نه؟؟؟
در ضمن به شما و بقيه چه مربوط كه كسي روزه ميگيرد يا نه؟؟؟ مگر شما و امثال شما اگر وارد مجلسي بشيد كه همه مشروبات الكلي مصرف ميكنند شما هم به احترام مصرف ميكنيد كه حالا اگر كسي كه روزه نميگيرد بيايد بين شماي روزه دار بايد حتما هيچي نخورد و ...؟؟؟ الان در فلسطين و لبنان هم اين قانون ها نيست كه ما تو ايران داريم خودمان را برايش خفه ميكنيم. اين كارناوالي كه دولت ايران راه انداخته براي دفاع از خودش هست نه مردم فلسطين و غزه و لبنان. والله تو خيابون هاي فلسطين و لبنان و غزه و ... اين روزها روزه خواري هم ميشود و هيچ كس هم به بي ادبي متهم نميشود.
شما اگر انسان عادل و با انصافي هستيد ميرفتيد تحقيق ميكرديد واقعا ببينيد كه بين آن خانم پير و سبزها چي گذشته نه اينكه بر اساس شنيده ها تون قضاوت كنيد.
بهتر است شماي غير سبزي كمي روي خودتان و اين همه قضاوت نابجا تون كار كنيد تا اينكه دنبال اين باشيد كه ببينيد سبزها چه كاري برخلاف خواسته شما مي كنند، بعد مثل آدمهاي ساده لوح و كودك وارانه محكوم اشان كنيد. يعني چون كسي روزه خواري ميكند از نظر شما آدم قابلي نيست ديگه؟؟؟ در ضمن كي به شما گفته كه شما و اعتقادات اتون اصيل و صحيح و درست است كه بايد بشود معيار و محك سنجش درستي و نادرستي ديگران؟؟؟

 

متين :

هموطن عزیزم بارها بارها دیروز به من توصیه شد که چادر را از سرم بردارم همچنان که در روزهای پیشین و حتی بسیار در روزهای پیش از انتخابات.کسانی که شخصی را به سخره میگیرند کارشان ناشایست ولی باور کن که با چوب پرچم حزب الله و زیراندازهایی که به دست نمازگزاران حامی دولت بود بارها مورد لطف قرار گرفتیم نمیگویم آنچنان زدند که زخمی شدیم نه دوستان محبت داشتند و بسیار آرام میزدن فقط قصد تحقیر داشتند همین. ما مردم در مقابل یکدگر ایستادیم و به هم پرخاش کردیم. تفرقه .آقایون به هدفشون در این روز رسیدند.سرمایه یه دولت اعتماد مردمشه خاصه ایتکه ما جمهوری اسلامی هم هستیم. حالا حداقل10 درصد مردم اعتمادشون از بین رفته بود یا کمرنگ شده بود آیا باید این معترضین و دلگیر شدگان را اقناع کرد یا سرکوب؟وجدانتون رو قاضی کنید.خشمی که به سمت مردم رفت در روز 23 خرداد باعث شد روزهای بعد هم به همین منوال پیش بره. وگرنه مردم بی دفاع چه می توانستند بکنند؟جز چند تا شعار که اون هم در اون روز هنوز به شعارهای تند نرسیده بود .این آقایون از این فضای بحران چه منفعتی میبرن که بیش از سه ماه است که دست از آتش زدن ونقره داغ کردن این جماعت بر نمیدارن الله اعلم.این روزها با دیدن خشمی که بر معترضین رفت فریاد وا مصیبتا وا اسلاما باید سر داد.تقلب دیگه چیه؟هموطن عزیزم چرا خشم چراخشم

 

:

با سلام
من در راهپیمایی دیروز در خیابان آزادی حضور داشتم، اگرچه بداخلاقی هاو درگیری های کوچکی از هر دو طرف دیده شد ولی شعور مردم و حضور تعدادی افراد باشعور که مانع بروز درگیری و تحریک طرف مقابل می شدند واقعا جالب بود.
من مدت زیادی در بین بسیجی ها بودم و با آنها بحث میکردم و بسیاری از آنها تلاش برای جلوگیری از درگیری داشتند.
به نظر من جمعه روز بسیار خوبی بود چه از نظر تعداد سبزها و چه از لحاظ رفتار جمعیت.
عرض کوچکی هم خدمت دوستان از هر دو طرف دارم، ما اگر خود را اهل فکر و منطق میدانیم و قصد بحث منطقی داریم، باید ابتدا شنونده خوبی باشیم و حرف طرف مقابل رادرک کرده سپس در مقام پاسخ برآییم، من در بسیاری از مباحثات میبینم که دو طرف بدون درک خواسته و منظور طرف دیگر مدام یک حرف را تکرار میکنند. به نظر من این تجمعات فرصت بسیار خوبی برای بحث و آشنایی با طرف مقابل میباشد(به شرط نداشتن پیش فرض از طرف دیگر) تا نظرات به انصاف نزدیک شود.

 

هومن هاشمی :

سلام حامد عزیز، هومان نعیمی از بچه های برق شریف که یکی از دوستان مشترک و همکار من و علی شیرازی در افرانت بوده داره توی
UCLA ام بی ای میخونه ، خواستی بری اونورا میتونه کمکت کنه .
hoomannaimi@gmai.com

 

م.الف :

خشونت وغیر لفظی. ناسزایی که ما امروز از مردم مدافع دولت(=حکومت) شنیدیم. وصف نشدنیه.با یک حرص و خشونت در چشم های ما زل می زدند و مرگ بر متافق می گفتن. دوستانی که جلوی صف تظاهرکننده های سبز بودند دیده اند که درگیری های لفظی هم زیاد پیش آمد.حمعیت سبز داشت به سمت دانشگاه تهران می رفت که از پشت با فشار و با استفاده از یک وانت صف ما را شکستند و به دوسمت هل دادند و مردمشان از میان ما گذشتند. همین جا یک آقا پاش رو با حشونت تا نزدیکی صورت ما بالا آورده نشان بدهد جانبازه است که: بسیجی می خواید؟ من بسیجی. من جانباز.... تظاهرات خشنی بود.

 

بشير :

همانطور كه اقتصاد،‌صنعت، سياست خارجي و ساير ابعاد زندگي اجتماعي ما در بعد از آقاي احمدي نژاد دچار بي انضباطي شدند و به صورت غير سيستماتيك و با ساختارهاي نادرست شكل گرفتند. وضعيت امنيت و زير ساختهاي امنيتي نيز از اين شكل برخورد در امان نمادند. اعتراضها و اغتشاشها گمان نمي كنم به هيچ وجه بيش از چيزي بود كه هر چند سال يك بار در فرانسه اتفاق مي افتد. اما شيوه برخورد احمقانه و ناشيانه حكومت موجب به وجود آمدن فجايعي شد.
من مطمئن هستم كه اگر در زمان آقاي قاليباف اين اتفاقها مي افتد ايشان به شدت بهتر قضيه را مي توانستند جمع كنند.
بعضي از دلايل سبعيتي كه همه ما مشاهده كرديم به نظرم اين هاست:
1)دادن اختيارات وسلاح فراوان به نيروهاي غير آموزش ديده جوان،و بدون ساختار سازماني.
حال آن كه در طول سالها يگان ويژه مجهز و‌ آموزش ديده اي به وجود آمده بود كه متاسفانه بعد از رفتن آقاي قاليباف وجود برخوردهاي غير سيستماتيك به تضعيف نهاد آن منجر شد. اين نيرو كاملا از پس كنترل اوضاع به تنهايي بر مي آمد.

2) زير پاگذاشتن مكرر دستورالعملهاي انتظامي و قوانين مصوب از سوي فرماندههاي نيروي نظامي

3) ايجاد نيروهاي موازي امنيتي

4) طرفداري متعصبانه رسانه ملي از جريان حاكم و عدم پخش حتي يك نظر مخالف كه به احتمال زياد براي مدت مشخصي تحت مديريت نيروهاي امنيتي قرار گرفته است

5) اطلاع رساني دروغين و تكذيب واقعيتهاي مشهود به كرات از سوي رسانه ملي كه موجب گرايش مردم به رسانه هاي غير رسمي شد.
اين شرايط موجب كاناليزه شدن طرفداران دو طرف ماجرا شد. و موجب بروز تفكرات متعصبانه در هر دو طرف قضيه مي شود.

6)عدم ايجاد امكان براي بيان اعتراضهاي مدني از سوي وزارت كشور. كه به راحتي قابل برنامه ريزي بود و مي توانست پتانسيل خشم قسمتي از جامعه را كه دچار خشم بودند تخليه كند.

اين تحليل كوتاه را براي سرباز(سربازان) گمنام امام زمان نوشتم كه همينجوري كه نوشته تو را مي خوانند شايد اين را هم خواندند و تغييري در رويه هايشان ايجاد كردند.

 

ترنم :

"چون هرگز در عمرشان در یک مسابقه برابر شرکت نکرده‌اند."

 

سعي :

من اصلا نمي خواهم وارد بحث اينكه چه كسي مقصر است. دولت يا سبزها بشوم هر چند نظرم اين است كه برخورد با خطاي سبزها از اتهام تقلب تا آشوب بايد انساني تر و عاقلانه تر مي بود. اما بحث من اين نيست. دارم مي گويم اين حركات سبزها باعث به حاشيه رفتن شان بين توده مردم مي شود. همان توده اي كه نتيجه انتخابات را هم رقم زدند. قبل از انتخابات به چشم هموطن غير همفكر به سبزها نگاه مي كرديم و اگر ادبشان اجازه مي داد و به ما توهين نمي كردند- كه توهين ها بسيار بودبر خلاف ادعاي ادب- مي توانستيم به صورت هم لبخند بزنيم. اما كارهاي بعد از انتخابات روز به روز فاصله را بيشتر و حتي خود سبزها را غربال كرد. يعني آن گروه هموطن دارند تبديل مي شوند به كساني كه قصد به آتش كشيدن كشور و همه ميراث اين سالها را دارند. سبزها نماد سبز استفاده كردند تا بگويند مذهبي اند و از همين توده مردم. اما وقتي با روزه خواري به راهپيمايي مي آيند يعني آن نماد يك دروغ است. حمايتي هم كه از فلسطين در كار نبود. شعارها نشان مي داد. اينها يعني سبزها خودشان دارند خودشان را از توده به شدت جدا مي كنند و چنان نفرتي از خودشان در دل ها ايجاد مي كنند كه به ضرر هدفشان است.

 

سعي :

و يك نكته ديگر. با اين تحليل ها كه ما در راهپيمايي هاي دولتي شركت مي كنيم چون منفعت دارد... با اينها فقط تحليل هايتان را ضعيف مي كنيد. اينطور نيست. باورهاي انقلابي براي ما همان باورهاي مذهبي و بسيار بسيار پررنگ است. مبارزه نابرابر هم نمي دانم منظورتان چيست. مبارزه بر سر چه چيزي. شما جبهه مبارزه و نيروهايش را به درستي نمي شناسيد. مگر اينكه يك خط ساده تعريف كرده باشد. مبارزه با رژيم. وگرنه اين حرف اصلا دقيق نيست

 

بشير :

به خانم يا آقاي سعي:
اين كه مي گوييد كه در تظاهرات چند جوان بي ادبانه دل پيرزني را شكانده اند،‌ چه چيزي را ثابت مي كند؟ آيا سبزها يك سازمان رسمي دارند؟ آيا يك حزب مشخص دارند؟ آيا رهبري دارند؟ آيا مركزيت دارند و از مركزيت فرمان مي گيرند؟ هيچ كدام از اين ها نيست. واقعيت اين است كه بر خلاف توهم حكومت،‌ جريان اصلا سازماندهي مركزي ندارد.
و هر كسي از ظن خود يار جريان مي شود. بديهي است كه در جايي كه درگيري با ساختار رسمي انجام مي شود، ‌مورد استقبال ساختارشكنها و بي قانونها قرار مي گيرد. شما ممكن است به حق با ساختار رسمي تعريف شده مشكل داشته باشيد و قصد داشته باشيد تغييرش بدهيد، اما در كنار شما ممكن است كساني قرار بگيرند كه اصلا منظورشان با شما يكي نيست و خيلي آرزوهاي بيرنگي در سر دارند كه اگر جامه عمل به خود بگيرد جنايت است. حكومت بايد اجازه زيست سياسي،‌ اجتماعي و فرهنگي براي مخالفان خودش ايجاد كند تا جريانها به شكل زير زميني،‌ متعصبانه و پر از تنفر شكل نگيرند. نمي توان خواسته هاي افراد را تغيير داد،‌ فقط مي توان انحرافي در انظار عمومي به وجود آورد كه اين خواسته ها آشكار نشوند. اين انحراف در اطلاعات بسيار خطرناك است و آنتروپي سيستم را بالا مي برد و آن را در آستانه شكنندگي قرار مي دهد. چرا خسروپرويز در برابر يورش اعراب شكست خورد؟ جز اين بود كه ساختار مذهبي حاكم تنها رياكاري و دورويي را بر زندگي مردم حاكم كرده بود؟
علي ع مي فرمايد:
بزرگترين دشمن تو خود تو هستي!
اعدا عدوك نفسك التي بين جنبك

با عرض معذرت از آقاي حامد به خاطر كامنتهاي طولاني

 

عالیه :

حامد جان، من خیلی اهل کامنت گذاشتن نیستم. ولی چون چند روز پیش در کامنت یکی از مطالبت نوشتم که واقعاً مثل تو احساس افسردگی می کنم، می خواستم بهت بگم که کاش دیروز تو هم در تهران بودی و تجدید روحیه می شدی. من که الان از انرژی سرشارم. باورم نمی شد بعد از این همه تهدید و ارعاب مردم اینجور راهپیمایی رو سبز کنند. من راهپیمایی رو از میدان هفت تیر شروع کردم. تمام خیابان کریم خان در اختیار ما و یکپارچه سبز بود. شعارها محشر بود. همه اومده بودند، زن و مرد و پیر و جوون. توی چشماشون پر از امید بود. و فریادهاشون محکم و استوار.
پاینده باشی و سبز

 

ابوذ :

تو همون حماسة 25 خرداد همT منی که خودم رو آدم تندی از نظر اعتقادی میدونم، از ترسم گذاشتم آخر وقتی برم یه سری بزنم ببینم کسی اومده یا، نه! همون موقع هم که رفتم اشهدمو خونده بودم و کلی محافظه کاری کردم و از ترس سعی کردم با فاصله نزدیک جمعیت بشم. که یه دفته با سیل عظیم ملت مواجه شدم؛ دیروزم که رفتیم به رفق میگفتم که قسل شهادت کنید و برید. در مورد برخوردم، ما یه تیکة رفتیم تو جمعیت این امت حزب الله که با برخوردهای تند بعضی هاشون مواجه شدیم.! از پسر زنی که ما رو نفرین کرد که خدا و پیغمبر نفرینتون کنه که نذاشتید خطبه ها رو بشنویم! تا دو تا جوون بسیجی که به من –که با همسرم رفته بودیم تو جمعشون که از یه مسیر فرعی خارج شیم- گفتند که فاحشه خونه بالای پارک لاله است اشتباه اومده اید! یا میخواید نماز خوندند یادتون بدیم؟ (اینا در حدود زمانی معادل 30-40 ثانیه رخ داد که من اینها شو شنیدم وگرنه وز وز زیاد بود).
به اون خواهرم که اشاره به برادران گمنام امام زمان کرده بود بگم که، اینها برادران به قول خودشان سایبری سپاه هستند، نه وزارت اطلاعات. سپاه برای هر ادم حسابی و مؤثر مشخصاً آدم دارد. یعنی مثلاً یک آدمی در قرارگاه ثارالله پست سازمانی اش "حامد قدوسی" است. یا مثلاً 25 نفر شغل سازمانی شان "سعید حجاریان" است. اینها از صبح که میآیند سر کار مثلاً کار یکی شان مسؤل شنود اتاق خواب سعید است، یکی اتاق پذیرایی و خلاصه اینکه کل مجموعة 100 هزار نفری سپاه کلاً در 20 سال گذشته کاری نداشته اند غیر دشمنی با تحول خواهان و در این راستا هم دارند روز به روز ورزیده تر می‌شوند. این کامنت گذاران هم از همین دسته هستند، به نظرم جواب دادن به این دسته فقط از جهت دستگرمی و تمرین قابل قبول است و گرنه اگر قصد دیگری داری وقت تلف کردن است؛ چون اینها فقط وظیفه شان را انجام میدهند و مسؤل انتشار جزوه های طراحی شده از بالایی هستند که سیستم متمرکز اطالعات سپاه بهشان ازجاع داده و پاراف کرده است :"جهت ملاحظه و استفاده در پروژة جنگ نرم".
در مورد راهپیمایی پر شکوه دیروز هم من شخصاً شرکت کردم -البته من خودم مسیر هفت تیر تا انتهای بلوار کشاورز را رفته بودم که کلاً مال خودمان بود، البته مسیرهای کارگر تا انقلاب و توحید تا انقلاب هم مال ما بود- و خیابان انقلاب هم رفتم که دیدم امت حزب الله را که آنها هم حضور نسبتاً خوبی داشتند -هر چند تراکم جمعیتشان در حد یک پنجم سبزها هم نبود و فقط با دوربینهای افقی صدا و سیما میتوانستند جمعیت را پر نشان دهند-. من بسیار راضی بودم از جمعیتی که با وجود فشارهای امنیتی تهدیدات برادر حسین و سپاه و اینا آمده بودند.
سیاست دیروز اینها واقعاً جالب بود و نشان از درس گرفتن از گذشته؛ و به نظرم یک جور جنگ نرم به حساب میآمد. بدین منوال که در کل نیروی انتظامی برخورد خیلی تندی نکرد -تا اواخر برخورد تند هم نکرد و لباس شخصی ها هم حضور پررنگی نداشتند-. ملت هم حضور داشتند از دو طرف ولی تمام سعی شان این بود که این دو طیف کاملاً از هم جدا باشند. و در تی وی هم فقط طیف مطلوبشان را نشان دادند. البته نکتة جالب تی وی این بود که در مورد جمعیت تظاهرات همان دوربینهای افقی را نشان میداد -نه از بالا- ولی در مورد نماز دوربینهای از بالا را نشان میداد. نکته اش هم این بود که دوربین های از بالا در مورد فکر کنم یک نماز جمعة شاید سال پیش بود که خامنه ای آمده بوده است. این را هم از شواهد خودم در مورد نواحی حدود میدان فلسطین میگویم که نمازگذاران بسیار تنک و کم تعداد بودند در حالی که در نمای هوایی بسیار پر تعداد بودند و هوا آفتابی بود کامل -در صورتی که در حوالی نماز، هوا ابری شده بود و باران هم میبارید دیروز- دید. در اخبار هم از همان اول سیاست ایگنور را پیشه کرده‌اند یعنی من ساعت حدود 4 شبکة خبر را که روشن کردم طرف در حد دقیقة ای یک بار می‌گفت که :" البته شایعاتی وجود داشت که گروهی ارازل و اوباش با خط گرفتن از رسانه‌های استکباری قرار است راهپیمایی را به هم بزنند که در این راه‌پیمایی تعداد اندکی از این گروه‌های شکست خورده آمند که در سیل خروشان ملت غرق شدند". باور کنید در حد 1 دقیقه یک بار جمله‌بندی‌های مختلف این مفهوم رو مرور می‌کرد. از همون ظهر هم دیگه یه بلای عجیبی آوردن سر اینترنت که حتی میل هم نمی‌شه چک کرد. تمام رسانه‌های خارجی هم توی محوطة نماز جایابی شده بودند و من یکی که هیچ کسی رو در تمام مسیری که رفتم ندیدم. دور دانشگاه تهران رو هم کاملاً بسته بودند با برزنت و هیچ آدمی که شبیه غیر خودی باشه رو راه نمی‌دادند. بنابراین یک تصویر تمیز جنریت کردند و به جهانیان نشان دادند، تمام رسانه‌های غیر رسمی رو هم کور کردند که هیچ خبری غیر از سناریویی که نوشته‌اند رو آنتن نره!
من خودم این جنگ نرم رو در مقابل تجاوز و شکنجه بیشتر ترجیح می‌دهم و فکر می‌کنم شاید وظیفة ما فعلاً دیگه کم شده باشه و باید پرچم مبارزه رو بدیم به دست آقا محمود که خودش خوب میدونه برا ویران کردن نظام چه باید بکنه!

 

صادق :

فردی به نام محمد نوشته: "شما با کسایی که امروز شعار مرگ بر فلسطین دادن فرق داری". من از مهارت عجیب این حزب اللهی ها در دروغگویی در شگفتم. چه کسی شعار داد مرگ بر فلسطین؟!!

 

علی :

واقعا بايد همت کنيم دوستان سبز تظاهرات روز جمعه خيلي ضعيف بود جوری که ما مجبور شديم از بلوار کشاورز به پارک لاله فرار کنيم چون جمعيت آنها 20 برابر ما بود و ما را هم مي زدند چرا اينقدر مي ترسيد که بايد ما تنها بمانيم ما بايد برای جنبش سبز هزينه بدهيم

 

حميد :

به جناب علي: آره! جون خودت كه هم سبزي هم اونا 20 برابر بودن و هم ديروز بلوار كشاورز بودي!

 

زهرا :

به سعي:اگر دين نداري لااقل آزاده باش.
خداوند از هر عالمي، داناتر و آگاهتر است.

 

ماني :

خيلي خوبه كه اين محيط رو آقاي قدوسي فراهم كرد.

چيزي كه من فهميدم حضور گسترده سبزها بود اگر چه به تعداد اون طرفي ها خوب نبودند. اما براي اولين بار بود كه موضع سبزي ها تهاجمي بود عليه اون طرفي ها كه شايد خيلي هاشون هم طرفدار آقاي احمدي نژاد نبودن. به نظرم متاسفانه اين بار مظلوم ها اونهايي بودن كه رفتن نماز نه سبزها.

نيروي انتظامي هم خوب برخورد كرد. تشكر

 

مرتضي :

جمعيت نسبت به 25 خرداد كمتر بود وبي در همان حد بود. تنها تفاوت اين بود كه سبزها سه تيكه شده بودند:
1.كريم خان تا بلوار كشاورز،
2.خيابان آزادي، از جمال زاده(كه پليس نميزاشت جلوتر برند)تانواب و پيش از اون،
3. خيابان آزادي، از فردوسي تا نزديك دانشگاه تهران،
به نظر من، حضور و اتحاد و شجاعت سبزها تو اين اوضاع حماسه بود.

 

reza :

راستش حالم ازت بهم مي خوره. فكر مي كني علتش چي باشه؟
از هچي سبز آشغاله كه مملكت و اقتدار جمهوري اسلامي رو به لجن كشيدن حالم به هم مي خوره.

 

رها :

سلام از مطالب و صحبتهاتون خوشم اومد به نظرم اهل فکر و اندیشه هستید هر چند اختلاف عقیده و سلیقه ای در مواردی داریم.من به دنبال یک سئوال وبلاگ زیر رو ساختم به وبلاگم سر بزنید،نظر بدهید، و اگه دوست داشتید به لینکدونیتون اضافه کنید.
هاشمی دیروز هاشمی امروز
www.hasheemi.blogfa.com

 

حمید :

سلام
جناب قدوسی. سلام
من فکر می کردم شما یه محقق هستید که می تونم روی نظرتون حساب کنم. بخاطر همین مدتی بود دنبالتون می گشتم که تو پایان نامه ام که در مورد سرمایه اجتماعیه ازتون کمک بگیرم که اینجا پیداتون کردم. ولی این نوشته رو که خوندم فهمیدم اشتباه کردم.
چون سرمایه اجتماعی رو خوب نفهمیدید. سرمایه ای که به این راحتی به سمت صفر میل می کنه فقط کف روی آبه. اگه اینا سرمایه بود که مسلم بن عقیل سرمایه دارترین مرد بود. یاداوری می کنم: سال 57 که هزینه ها خیلی بالاتر از اینا بودند. حتی بالاتر از ادعای کذب کروبی. ولی همین زن و مردایی که دیروز بچه های یه ماهه و دو ماهه شون رو آورده بودن تا به اسرائیل و آمریکا و روسیه و چین و انگلیس و هر اجنبی بی سر و پای دیگه لعن و نفرین کنن، اون موقع هم هیچ وقت نه تنها به سمت صفر میل نکردن بلکه تو یه تابع نمایی روز به روز بیشتر شدن.
ترس از هزینه دادن برای مومن معنا نداره حتی... ( یاد آوری داستان حضرت مریم که یکی دیگه هم گفته) پس اگه از هزینه دادن می ترسید بدونید که...
if ... then...
خودت جای خالی رو پر کن.
سعی کن واقعا سبز ببینی
متشکرم
یه دوست که البته از جنس جنبش سبز نیست

 

ميثم :

امروز نيلوفر نفاق را مي توان در ديوار هاي شهر ديد ، چيد ، شايد هم بتوان كنارش ايستاد و عكس يادگاري گرفت! به ياد روز هايي كه در پايتخت بودي ، رفته بودي روز قدس ولي شعار مي دادند "استقلال ، آزادي جمهوري ايراني" شعار مي دادند " نه لبنان ، نه غزه جانم فداي ايران " ... شعار مي دادند " ... كشتي جوانان وطن ، الله اكبر ..." به هواي روز هاي انقلاب ...
شنيدم خاتمي را زده اند ، موسوي را زده اند ، كروبي را زده اند ، چون طرفدارانشان جمهوري ايراني مي خواهند نه اسلامي .. جمعه همه آمده بودند .. همه روزه دار بودند ، دست مي زدند ،سوت ، تا دلشان مي خواست آب مي خورند .. تشويق!
هي روزگار

 

یک سبز آشغال که اقتدار مملکت را به هم ریختند! :

قسم مسخورم که همه انچه در پایین مینویسم را به چشم دیدم:

دیروز دسته جدیدی از چماق به دستان با هیکل هایی که حداقل به نظر من 120 کیلو میشد تخمین وزنی زد را مشاهده کردم. مشخصه همه انها با هم مشابه بود: وزن زیاد- قد متوسط به بالا- چماقهای یک شکل ساخته شده از چوب بدون پوشش رنگ. به ندرت بعضی از انها جسمی انعطاف پذیر شبیه شلاق داشتند.

در چندین مورد روشن شدن سیگار و اتش زدن سطل اشغال مشاهده شد که متناسب با فضای پر از گاز اشک اور بود. قصد روزه خواری در میان نبود.

در مورد کنده شدن نرده های سیمانی خود بنده حضور داشتم. تنها دلیل ان هجوم جمعیت نیروی انتظامی (البته ضرب و شتم مشاهده نشد و صرفا حرکت سریع داخل جمعیت بود)داخل جمعیت و فرار جمعیت به بیرون مسسیر حرکت بود. هیچ قصد عمدی تخریبی نبود.

جمعیت اتوبوس هایی که از نقاط مختلف مانند ورامین و قرچک تمده بود فوق العاده بود.

جمعیت سبزها واقعا حداقل 5 به 1 تخمن زده میشد.

 

sheida :

hame chiz az filmahaye gerefteh shode kamelan malumeh, dar zemn tasavir havaiy TV ham marbut be namz jomeye khamene iy bod.
comente ABOZAR aaaaaaaaaaalllllllllliiiiiii
ast

 

محمد #۲ :

هر چند با بشیر هم‌فکر نیستم ولی با دو تا کامنت اخیرش موافقم، به خصوص اونی که در مورد بی‌انضباطی نیروهای امنیتی گفته. مدیریت بحران وقایع اخیر افتضاح بود، یه چیزی شبیه دوستی خاله خرسه (یعنی مثلاً می‌خواستند از نظام دفاع کنند در حالی که بدتر ضربه زدند)، حتی جوری که آدم شک می‌کرد نکنه قصد بر تخریب وجهه‌ی نظامه!

در ضمن به ابوذر بگم که درباره‌ی سایر کامنت‌گذاران چیزی نمی‌دونم ولی من از برادران سایبری سپاه نیستم! مواظب باشید اینجور حدس‌ها به نادیده گرفتن طرف مقابل منجر نشه؛ به شخصه طرفدار واقعی احمدی‌نژاد (نه این که مثلاً پول گرفته باشند) زیاد دیدم.

مجدداً تأکید می‌کنم برای تخمین درست نسبت دو طرف ماجرا نیاز به نظرسنجی علمی داریم. با تظاهرات و این بحث‌ها کار به جایی نمی‌رسد.

 

حسين :

این سبزهاديگه شورش را درآوردند هر چند که در روز جمعه تعدادشان زياد نبود اما اتحاد مردم را به هم مي زدند من طرفدار احمدی نيستم و نخواهم بود اما همراهي با اسراييل چرا؟

 

(حسين , محمد #۲) sheida :

HOSEIN agha shoma hatman shalghami ke na tarafdareh invari na unvar!
pas che esrari dari ke coment bezari?

agha MOHAMAD#2 man tabe hal adame manteghi nadidam ke tarafdare ahmadi nejad bashe, manzuram hezbolahi budan nist manzuram tarafdari az ahmadi nejade age blog ya sity darid lotfan moarefi konid

 

محمد #۲ :

به sheida
من خودم به رضایی رأی دادم، و هیچ کدام از سه گزینه‌ی دیگر را شایسته‌ی رأی نمی‌دانستم. البته این به معنای این نیست که طرفداران بقیه را نادیده بگیرم یا بهشان توهین کنم یا همه را آدم‌های غیرمنطقی‌ای بدانم. بالاخره برای هر کسی برخی استدلال‌ها جذابیت بیشتری دارد. در مورد تقلب هم به نتیجه‌ی قطعی نرسیدم، اما حدس می‌زنم تقلب در حدی که نتیجه‌ی انتخابات را عوض کند نبوده باشد. البته الان موضوع بحث و اختلاف کمابیش عوض شده و وقایع بعد از انتخابات و مباحثی مثل مشروعیت نظام موضوع اختلاف شده.
من طرفدار احمدی‌نژاد کم ندیدم ولی هیچ کدومشون به طور مطلق طرفدار احمدی‌نژاد نبودند، یعنی نمی‌گفتند که احمدی‌نژاد بدون ایراد است بلکه در شرایط حاضر و بین گزینه‌های موجود او را از بقیه مناسب‌تر می‌دانستند. به غیر از یکی از آن‌ها، بقیه‌شان دانشجو هستند و خیلی هم آدم‌های منطقی‌ای هستند و دلایل معقولی برای رأی به احمدی‌نژاد داشتند (آن یک نفر از رفسنجانی کینه‌ی سختی داشت و گویا برای همین به احمدی‌نژاد رأی داده بود).

 

:

من برای مبارزه با دروغ گوئی، تهمت، شايعه و قانون گريزی با احمدی نژاد مخالف بودم. اما وقتی ديدم متاسفانه اين رفتارها هم از طرف موسوی و طرفدارانش تکرار می شود، واقعا از ساختار سياسی ايران نااميد شدم.
من مثل بسياری از طرفداران موسوی مشکل اصليم اسلام و حجاب نيست و از بهبود وضعيت زندگی برای همه ايرانيان دفاع می کنم و خودم را برتر از مثلاً مردم شهر ری نمی بينم.
اينکه طرفداران موسوی، هر کسی را که مخالف نظرشان هست را غير منطقی، بسيجی، بی سواد و عوام می نامند، باعث دوری گريزی بيشتر افراد از آنها می شود.
اميدوارم غرور و کج رويهای طرفداران موسوی باعث نشود يک جنبش سبز به يک جنبش ضد مردمی تبديل و بهانه ای برای ديکتاتوری بيشتر گردد.

 

تیتا :

با ابوذ موافقم

 

عبدالحمید :

این حقیر نماز را نزدیکی جهارراه طالقانی خوندم.
میتونید باور کنید یا نه؟
میدونید یعنی چقدر آدم نشسته بوده که من اونجا نماز خوندم؟
میتونید باور کنید که من به احمدینژاد رای نداده ام؟
میتونید باور کنید که زبون روزه اصلا حال و حوصله راهپیمایی نداشته ام؟
میتونید باور کنید که منظورتون از "تمامن منفعت" را نمیفهمم؟

میتونید باور کنید مخالف روش به اصطلاح سبزها هستم؟

(البته که تعبیر شما در مورد اینکه هزینه اومدن طرفداران حکومت با اومدن سبزها برابر نیست درسته؛ ولی انگیزه ها هم اصلا متفاوت بوده. یعنی من راهمپیمایی روز قدس نمیرم که بحث انتخاباتی کرده باشم؛ ولی سبزها راهپیمایی روز قدس میان که کرده باشند.)
خسته ام.

 

; :

یکی دو تا نکته. من متاسفانه طرف 7 تیر نرفتم و انرژی سبز نگرفتم. فضای انقلاب را دیدم که خیلی هم تند و دولتی بود. ظاهر مردم گرچه کاملا یکجور نبود اما از یک گرایش ویژه حکایت می کرد. از انجا که من جامعه شناسی خوانده ام و تربیت شده ام که بتوانم از روی ظاهر مردم تا اندازه ای تخمین بزنم، می توانم بگویم قسمت اعظم شرکت کنندگان از طبقات پایین و خیلی پایین بودند. چهره های به شدت آفتاب سوخته، لباسهای ویژه، نحوه راه رفتن و تعاملات اجتماعی نشان می داد بخش زیادی از افراد از شهرستانها آورده شده اند. اما نمی دانم تا چقدر دور. دوستی از قوچان خبر داده که از اینجا کلی از قلچماق های شهر را برای روز قدس برده اند تهران...

 

بنده :

در مورد انگیزه های موافقین جمهوری اسلامی در شرکت در راه پیمایی ها، انگیزه واقعی و اصلی را فراموش کردید که بگویید: تقرب یا نزدیکی جویی به خدای سبحان. نمی شه انکار کرد که همه یا حداقل اکثر این جمعیت، برای کسب رضای خدای بزرگ میان.

 

بنده :

راستی برادر مسلمان، نظر شما در مورد حکم اسلام در مورد روزه خواری در جامعه مسلمانان چیست؟ مگر در زمان پیامبر و حضرت علی علیهما السلام، حد شلاق نداشت؟ مگر حرام نبود حتی برای کسی که عذر شرعی داشته باشد؟ چرا نسبت به این عمل مخالفین، موضع نمی گیرید؟ یاد بگیریم که اگر جناحی فکر می کنیم، حداقل واضحات شرع و دین را فراموش نکنیم. آزادگی شرط دین داری است.

 

:

"از هچي سبز آشغاله كه مملكت و اقتدار جمهوري اسلامي رو به لجن كشيدن حالم به هم مي خوره."

بسی خورسند و خوشحالم که نه تنها اقتدار جمهوری اسلامیتون و رهبر و سپاه (بعد از اون همه هارت و پورت) به لجن کشیده شده بلکه خواستم بگم منتظر بدتر از ایناش باشین.

به "بنده" و کسای دیگه ای که بحث روزه خوری و این جور چیزارو پیش می کشن: شاید باورش برای شما سخت باشه ولی من هم (بعد از 12 سال تو دیار کفر بودن) هنوز نماز می خونم و روزه می گیرم و شب احیا که به همت یکی از دوستان برگزار میشه (تو دیار به اصطلاح کفر) شرکت می کنم ولی حالم از کسایی مثل شما و نحوه دینداریتون به هم میخوره. به تو چه که یکی می خواد روزه بگیره یا نه؟ اصلا به تو چه که عذرش شرعی یا غیر شرعی. اصلا مگه تو چه کاره هستی که بگی یکی باید همون اعتقادات تو (که تو اسمشو میگی اسلام ولی هیجی ازش نمی فهمی) داشته باشه؟
تو دلت میخواد روزه بگیری (من همی میخواد) بگیر دیگه چی کار داری که یکی دیگه قراره اون دنیا بسوزه؟ اگر قرار بود این دنیا هم عذاب بکشه مطمانن خدا تورو مسـوولش نکرده

 

علی :

نمی دونم فحش دادن به کشورهای خاصی بده یا این که به هر کسی و هر چیزی فحش دادن بده؟!
متأسفانه همه فکر می کنیم کار دیگری بده و کاری که ما کردیم از روی وظیفه بوده یا درست بوده یا هر چیز دیگری

 

علی :

من از شما می خوام که ادبیات کامنت ها رو ببینید. همه دارند به هم دیگه فحش می دهند.
نمی دونم چرا همه ی ما با هر گرایشی خودمون رو درست می بینیم.
مگر سبزی ها که در راهپیمایی قدس شرکت کردند فحش ندادند.
قدسی ها می گفتند مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل و سبزی ها مرگ بر روسیه و مرگ بر چین!!!!!
بالاخره هر دو تا مرگه دیگه
اگه در توجیه این کار هر چیزی بگویند این که مرگ هم به قول آقا حامد فحشه که چیزی نمی تونن بگویند.
این که با شعارهای سبزی ها که از مرگ بدشون می آد که سازگار نیست.
یه سؤال دیگه ای هم دارم.
شما فکر می کنید دلیل احمدی نژاد برای بی قانونی هاش چی بود. غیر از این بود که می گفت شما اون چیزی که من می فهمم رو نمی فهمید یا وظیفه ام رو این طور تشخیص دادم یا از این حرفهای بی خود.
حالا دلیل مهندس موسوی برای بی قانون هاش چیه. همون !!!!
باور کنید که اصلاح دیگران قبل از اصلاح خودمون امکان پذیر نیست.
چرا ما عادت کردیم که بگیم همه بدند و ما خوب.
جالب این جاست که همون دوستان ما که خوب بودند (از نظر خودمون) بعدش که مخالفمون شدند بد می شوند.
من فکر می کنم که همون طور که احمدی نژاد تا حد بسیار زیادی باعث دشمنی ها شده ما خودمون هم باعثش شدیم.
یه سؤال دیگه؟
هدف ما از رأی به موسوی چی بود؟
آیا نمی خواستیم بی قانونی ها، دروغ ها، مشکلات و ... را از بین ببریم.
خوب آیا با این اغتشاش ها کار به جایی می رسه؟
فکر نمی کنم.
نه شرقی، نه غربی، فقط کشور ایران
(اصلا فحش نداشت!!!!!!)

 

علی :

من از شما می خوام که ادبیات کامنت ها رو ببینید. همه دارند به هم دیگه فحش می دهند.
نمی دونم چرا همه ی ما با هر گرایشی خودمون رو درست می بینیم.
مگر سبزی ها که در راهپیمایی قدس شرکت کردند فحش ندادند.
قدسی ها می گفتند مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل و سبزی ها مرگ بر روسیه و مرگ بر چین!!!!!
بالاخره هر دو تا مرگه دیگه
اگه در توجیه این کار هر چیزی بگویند این که مرگ هم به قول آقا حامد فحشه که چیزی نمی تونن بگویند.
این که با شعارهای سبزی ها که از مرگ بدشون می آد که سازگار نیست.
یه سؤال دیگه ای هم دارم.
شما فکر می کنید دلیل احمدی نژاد برای بی قانونی هاش چی بود. غیر از این بود که می گفت شما اون چیزی که من می فهمم رو نمی فهمید یا وظیفه ام رو این طور تشخیص دادم یا از این حرفهای بی خود.
حالا دلیل مهندس موسوی برای بی قانون هاش چیه. همون !!!!
باور کنید که اصلاح دیگران قبل از اصلاح خودمون امکان پذیر نیست.
چرا ما عادت کردیم که بگیم همه بدند و ما خوب.
جالب این جاست که همون دوستان ما که خوب بودند (از نظر خودمون) بعدش که مخالفمون شدند بد می شوند.
من فکر می کنم که همون طور که احمدی نژاد تا حد بسیار زیادی باعث دشمنی ها شده ما خودمون هم باعثش شدیم.
یه سؤال دیگه؟
هدف ما از رأی به موسوی چی بود؟
آیا نمی خواستیم بی قانونی ها، دروغ ها، مشکلات و ... را از بین ببریم.
خوب آیا با این اغتشاش ها کار به جایی می رسه؟
فکر نمی کنم.
نه شرقی، نه غربی، فقط کشور ایران
(اصلا فحش نداشت!!!!!!)

 

m :

تو پاتو بذار تو ایران تا بفهمی چه خبره.
مطمئن باش اگه بیای پیدات میکنیم و ...

 

سعیده :

سلام
به آقای H.A روز قدس یک روز جهانی است. شما می توانستید یه جای هزینه کردن 200 یورو و آمدن به ایران در محل زندگی خودتان راهپیمایی کنید که این کار با آرمان های امام بیشتر همراه بود و آن وقت تازه هزینه های اجتماعی که باید می دادید هزینه هایی که سبز ها در این جا می دهند قابل مقایسه بود!

 

H.A :

Sa’eedeh:
I paid 200Euro in order to change my flight.
I was in Tehran & my wife in Europe.

 

شهریار :

سلام حامد
نوشته ی تو رو خوندم و بعدش هم نوشته ی بقیه رو و ناگزیر دوباره و سه باره نوشته ی تو رو خودندم و برخی کامنت ها رو هم.
اولش می خواستم راجع به محتوای پست خودت کامنت بدم... بعد فکر کردم تو برخی گفت و گوها (اگه بشه گفت) شرکت کنم... ولی دست آخر تصمیم گرفتم در باره ی شیوه ی پست تو انتقاد کنم.
عزیز جان، وقتی در یک نوشته ی سیاسی، شیوه ی پست تو قدری احساسی می شه و قیدهای بسیار قطعی ولی نادقیق استفاده می کنی لاجرم کامنت ها هم همینه که می بینی...
یادم میاد خیلی وقت پیش از تعداد خوانندگان فهیم و نکته سنج وبلاگت نوشته بودی... به نظر من شیوه ی پست گذاشتن تو روی دقت و وزن کامنت ها تاثیر می گذارد.
حامد جان، تو که خیلی خوب می دانی دموکراسی بادیکتاتوری اکثریت فرق می کند... در دموکراسی، قانون حاکم است و اکثریت مطلق حق ندارد حتا حقوق یک فرد را هم تضییع کند... تو که می دانی عرصه ی سیاست جدید جای مچ انداختن اکثر و اقل نیست و بحث زورآزمایی در میان نیست پس چرا این قدر روی این داستان تاکید می گذاری؟ نوشتن به این شیوه ی اخیر تو بسیار ساده تر از بحث جدی کردن است و وقتی بحث جدی کنی و حقوق مردم بنویسی خیلی هم احساساتی نمی شی! هرچند از خوانندگان وبلاگت کم می شه! ولی بعید می دونم از اون دسته که مخاطب تواند کاسته بشه.
و نمی توانم کتمان کنم که نتیجه ی این احساسی شدن تو و بویژه فحوای پاراگراف دوم ات، برخی دوستان چنان به شور می آیند که پای همه چیز را وسط بکشند. البته که از همه چیز حاصلی جز هیچ نخواهیم دید.

 

علي :

مقاله ای زيبا از علي مطهری:
منبع سايت الف


جنبش بي سر!

دکتر علي مطهري
۳۰ شهريور ۱۳۸۸
هنر رهبري يك جنبش اجتماعي اين است كه همواره بتواند نيروهاي هوادار خود را در مسير درست و همراستا با اهداف اوليه آن جنبش هدايت كند. برخي شعارهايي كه هواداران «موج سبز» در حاشيه راهپيمايي عظيم مردم در روز قدس سر مي دادند نشان داد كه رهبران اين جريان اجتماعي از هدايت آن در مسير اهداف خود عاجزند و هركسي از ظن خود يار اين جنبش شده است. به عبارت ديگر معلوم شد كه «موج سبز» يا «راه سبز اميد» يك جنبش بي سر است و مخالفان نظام اعم از سلطنت طلبان و منافقين و همه كساني كه كينه اي از جمهوري اسلامي به دل دارند و حتي كساني كه با اسلام مخالفند در آن راه يافته اند.

آيا مي توان باور كرد كه شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران» و شعار «مرگ بر روسيه» به جاي «مرگ بر اسرائيل» و شعار «جمهوري ايراني» به جاي «جمهوري اسلامي» شعار جنبشي باشد كه مدعي است مي خواهيم اصول بر زمين مانده قانون اساسي را كه شامل آزاديهاي مدني و حقوق شهروندي است عملي سازيم و اسلامي بودن نظام و همبستگي اسلامي و دفاع از سرزمين اسلامي را يك اصل مفروض و مسلم مي داند؟ آيا اين شعارها كه به معني مخالفت با روز قدس و همراهي با صهيونيسم جهاني است مي تواند مورد حمايت رهبران اين حركت اجتماعي باشد كه مدعي احياي راه امام خميني هستند؟

و چه زيبا مردم در پاسخ آن شعار گروه موسوم به «موج سبز» مي گفتند: «هم غزه، هم لبنان، جانم فداي اسلام». آنها در اين شعار خود اولا بر همبستگي اسلامي تاكيد داشتند و اين كه به قول سيد جمال الدين اسدآبادي وطن ما آنجاست كه اسلام باشد و امت اسلامي امت واحد است و مرزهاي فعلي مرزهاي قراردادي است و اشغال فلسطين به معني اشغال ايران و پاكستان و سوريه و اندونزي و غيره است و ثانيا با اين شعار خود اعلام كردند كه هيچ چيزي غير از اسلام ارزش آن را ندارد كه انسان جان خود را در راه آن فدا كند، ما ايران را به عنوان وطن اسلامي دوست داريم و الا ايران منهاي اسلام تنها يك آشيانه است و عشق به آن از قبيل عشق يك كبوتر به لانه خود است و دفاع از آن از مشتركات انسان و حيوان است. آن دفاعي ارزشمندتر است كه جنبه ايدئولوژيك و مكتبي آنهم مكتب الهي داشته باشد. اصولا انقلاب اسلامي ديد ما را از نگاه تنگ ملي به نگاه وسيع اسلامي و جهاني ارتقا داد. بازگشت به شعارهايي كه صرفا منافع ملي را مد نظر دارد و از مباني اعتقادي و انساني تهي است نوعي ارتجاع به شمار مي آيد.

بايد به اين مردم آفرين گفت كه در مقابل شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران» بلافاصله اين شعار را ساختند كه «هم غزه، هم لبنان، جانم فداي اسلام». به علاوه اين مردم، خوب مي دانند كه علاوه بر وظيفه اسلامي و به تعبيري منافع اسلامي، اصولا منافع ملي ما اقتضا مي كند كه براي آزادي فلسطين تلاش كنيم.

لازم است آقايان موسوي، كروبي و خاتمي كه به هرحال رهبران اين حركت قلمداد شده اند از اين شعارها تبري جويند و اگر واقعا به دنبال اصلاحات اجتماعي و احياي اصول فراموش شده قانون اساسي در خصوص حقوق فردي و اجتماعي مردم هستند اجازه ندهند كه هواداران آنها از چارچوب اهداف آنان خارج شوند، در غير اين صورت آنها به ابزاري در دست دشمنان اسلام تبديل خواهند شد. اينكه يك حركت اجتماعي را آغاز كنيم و از آفات آن غافل بمانيم به طوري كه گروهي مانند سلطنت طلبان از اين حركت، مخالفت با اسلام و تعصب ايراني گري را بفهمند يا با تجاهل اين گونه وانمود كنند، گروه ديگري پيام بي بند و باري را دريافت كنند و گروه سوم مانند آقاي دكتر سروش رسيدن به يك حكومت فراديني را اراده نمايند، نشانه ضعف رهبري آن حركت اجتماعي است.

بديهي است نظام جمهوري اسلامي از يك حركت اجتماعي كه به دنبال احقاق حقوق مردم باشد استقبال مي كند اما رهبران آن حركت همواره بايد از منحرف شدن شعارها و تغيير اهداف اوليه آن جلوگيري كنند تا مانند آنچه كه در روز قدس اتفاق افتاد ابزار دست طرفداران انهدام نظام جمهوري اسلامي واقع نشوند.
والسلام

 

بني فضل :

آقاي قدوسي به نكته قشنگي اشاره نموديد
اما بايد به دوستاني كه به حركات راديكال يك عده جوان ايراد ميگيرن بگم كه حكومت مردم را به اين سمت هل ميده وقتي كه اجازه راهپيمايي،نقد و.. را نميدند و به اصطلاح سگ ها رو باز و سنگ ها رو بستند ،يه عده هم ممكنه يه سري كارها بكنند كه مطلوب اكثريت نباشد.
اما به قول آقاي خاتمي بايد شعار بدهيم:زنده باد مخالف من

 

بامنطق بخوانيد :

من بسيار متحير مي شوم وقتي بعضي دوستان سبز ما در تعجب حضور كم!!! يا زياد!!!(مسئله من اينجا نيست) مخالفان خود قرار مي گيرند،آنها را منتسب به سپاه و جلسه و بسيج و...مي كنند و طاقت پذيزفتن وجود آنها را ندارد،اين شرط دموكراسي كه نيست هيچ،شرط انسانيت هم نيست،براي ما در دانشگاه علامه(كه احتمالا به ساير دانشگاه ها هم به همين نحو است)هرگاه كسي عقيده اي بر خلاف راي طرفداران آقاياني همچون موسوي يا خاتمي بيان مي كنند بي برو برگرد و بي هيچ دليلي او را منتسب به بسيج مي كنند،واستدلال مي كنند بسيج نبايد درمسائل سياسي دخالت كند،چنانكه آقاي موسوي نيز درپاسخ دانشجويي كه به او نقد و اعتراض داشت پاسخ داد منحاي بسيج شما يك(يا ده درصد) درصد دانشجو هستيد كه اين حرف ها را مي زنيد پس خودرا با نودونه(يانود)درصد بقيه درگير نكنيد!!!!آقاي موسوي و طرفداران آقاي موسوي با انتساب افرادي با عقيده ي مخالف شما به سپاه وبسيج و...واينكه آنها رابا اتوبوس و...به محل رسانيده اند، به جايي نخواهيد رسيد.(لازم به ذكر است آقاي موسوي در زمان ميتينگ هاي تبليغاتي خود براي كليه دانشگاه هاي تهران سرويس تدارك ديده بودند از جمله دانشگاه خودم)
ما هستيم خوار چشم دشمنان چشم تنگ

 

سعيد :

يكي از برادران محترم نوشته كه در روز قدس سبزها شعار مرگ بر فلسطين ميدادند.
من تمام روز در راهپيمايي بودم ولي چنين شعاري يا حتي مشابه اين شعار را هم نشنيدم.
مطرح كردن اين دروغهاي شاخدار كار همان دارو دسته كيهان و احمدي نژاد سرور دروغگويان جهان است.
ملت نه خواهان مرگ فلسطينيان است و نه اسرائيليها بلكه خواهان مرگ استكبار داخلي و محو ديكتاتوري در داخل ايران است.خود برادران فشارقوي ميدانند منظورم چيست.
اميدوارم هرچه سريعتر حق را بفهمند و مثل آقاي نوري زاد مسير خود را عوض كنند.

 

مهین :

به علی :
گرامی ، آقای موسوی و کروبی هیچ امکان و مجالی برای گفتگو با مردم ندارند که به قول شما از برخی شعارها تبری جویند .جامعه به دوقطبی تقسیم شده ، تمامی امکانات و رسانه ها در اختیار یک قطب قرار دارد و تمامی کانال های ارتباطی قطب دیگر مسدود است . هرکسی از ظن خود شد یار من . از طرف دیگر بهتره بررسی بشه چه اتفاقی افتاده که مردم ( حداقل گروهی )از این شعارها روی گردان شدند . پاک کردن صورت مسئله آسان ترین راه است . آسیب شناسی آنچه این مدت بر سر این ملت آمده ، شما را هم به نتایجی که ما به آن نایل شدیم می رساند . امیدوارم خدا ذهنتان را روشن کند .

 

   ارسال نظر:

لطفن کدهای زیر را وارد کنید

 

all right reserved for hanif.ir & behzadbashu.com - Copyright © 2007