تحقیقات در خارج: بخش اول از چهار؛ کلونیالیسم چپ
در دنیای آکادمیک خصوصن در مباحث توسعه و مطالعات منطقهای گروهی از محققان غربی وجود دارند که دلبسته مطالعه کشورهایی مثل ایران هستند. فرق این گروه با نسل قدیمیترشان این است که این گروه محققان عمدتن چپ و انتقادی هستند و به اصطلاح در خدمت استعمار نیستند. خب این خوب است ولی متاسفانه نکته اساسی را در رابطه نابرابر بین محقق غربی و محقق ایرانی تغییر نداده است. نشانهای از نابرابری این که محقق غربی که روی این نوع موضوعات کار میکند معمولن تحلیلی عمیقتر یا اوریجینالتر از محققان داخلی یا ایرانی مقیم خارج ندارد. قطعن منکر استثناهای موضوع نیستم. با این همه ایرانشناس غربی به علت ملیتش به ناگاه موقعیت برتری در جامعه علمی به دست میآورد و در حالیکه تحقیق مشابهی از سوی محقق ایرانی با انتقاد افراد دقیق مواجه میشود نوشتههایش مورد تحسین قرار میگیرد. بسیاری از ایرانیان از اینکه چنین غربیهای "دوستداشتنی" وجود دارند هیجانزده هستند و به سرعت رابطه نزدیک برقرار میکنند. رابطهای که در ظاهر دوستانه است ولی در باطنش عمیقن بر اساس خواستههای و نیازهای ذهنی طرف غربی و احساس حقارت ضمنی طرف ایرانی تنظیم شده و شکل میگیرد. محقق غربی میداند که به خاطر نداشتن تعامل نزدیک با موضوعات محلی تکیهاش به اطلاعات ثانویه است. امیدوارم در پست دیگری در مورد اینکه چه طور ترجمه موضوعات محلی به زبان استاندارد غربی باعث بروز خطاهای اساسی در این شناخت و بازتولید چارچوبهای غیرمرتبط میشود بنویسم. طرف غربی با علم به این نقطه ضعفش میداند که مهمترین چیزی که نیاز دارد داده و اطلاعات دست اول از ایران است و محقق ایرانی بهترین منبع مجانی برای این کار است. بنا بر این مشتاق است تا این رابطه را در چارچوب دلخواهش شکل دهد.
محقق ایرانی در اکثر اوقات چه چیزی دریافت میکند؟ تحسین گذرا بابت زحمت ترجمه مسایل برای طرف غربی و شنیدن نظراتی به زبان انگلیسی که از هر دوست ایرانیاش میتواند بشنود.

نظرات
شهریار :
این مشاهده و تحلیل را قبول دارم؛ اما در کنار آن، این مشاهده را هم میتوان داشت که محقق ایرانی در مسائل مربوط به ایران یک امتیاز به رقیب خارجی خود دارد و آن این است که به علت بسته بودن کانال اطلاعات و نداشتن زیرساختهای استنباطی لازم محلی برای محقق خارجی و از این رو بیراه بودن و پرت بودن خیلی از تحلیلهای آنها، محقق ایرانی یک دست بالاتر دارد و حرف تازهتر، غیر کلیشهایتر و ویژهتری (میتواند) بگوید و به این دلیل محقق ایرانی با کیفیت تحقیق پایینتر، ورود سادهتری به مجامع علمی دارد. البته من این را منفی نمیبینم بلکه بیشتر به نظرم یک فرصت است.
حامد: خب محور کل بحث من همین است که عمق تحلیل محلی گاهی اساسن ارزش پیدا نمیکند چون چارچوب پاداش دهنده، چارچوبی است که محقق غربی میشناسد و تعریف میکند.
شهریار - September 20, 2009 09:40 AM
آرش :
You are basically saying that world of the researchers is an evil one and I can't buy it. Every body of course is looking forward to develop their understanding of the case of study by any mean. You are putting every problem on the path to become a legitimae researcher on the account of being foreigner and western people abusing us. This is the exact point of view of the Supreme Leader
Hamed: Come on, how do you relate these two views to each other. I don't understand.
آرش - September 20, 2009 10:12 AM
آرش :
By the way your writing is weak on this post. Some of the sentences aren't understood easily!
آرش - September 20, 2009 10:14 AM
:
This is a bit orthogonal to your observation, that even some Iranian scholars can earn a reputation by rether trivial observations about Iran. I know a professor of history in a well-known American university. I never heard anything from him which was not obvious to someone who was following political events in Iran, but lo and behold, he was the chair of the history department!
Anonymous - September 20, 2009 07:04 PM
udsd :
اقای شهریار
زیرساختهای استنباطی لازم محلی...
در تحلیل های استاد نئوکلاسیک ما جایی ندارد. نه استاد؟
حامد: میشه کامنتی که به من ربط نداره را اینجا نزاری؟ خب به خود استادت بگو چرا به من میگی؟
udsd - September 20, 2009 08:47 PM
آرش :
What I'm suggesting is that your point of view in this post is similar to the conspiricy theory brought up all the way by the supreme leader.
I'm looking forward to hear a deeper analysis of why namely Iranian researcher is not regarded as totally scientific and credible in the west from your side. What is missing in our culture you may point out. However I believe that even if your report is true (which I'm not convinced that is true) it is still the report of the surface.
آرش - September 20, 2009 09:44 PM
Mehdi :
Sorry to write in english, but farsi typing is not avaiable in this café. It is quite natural that the foreigner researcher follows his/her own goals based on his/her own interests. But, whatever the motivation of a western researcher is for making a collaboration, that would be an apportunity for the Iranian counterpart. If he /she can not make benefit out of such a collaboration- not more than a supeficial praise- , it would be his/her own fault. I hope I was clear.
Mehdi - September 21, 2009 03:26 AM
مهدي :
به نظر من اين متن به لحاظ ادبيات فارسي، روان و گويا نيست. منظورت را دقيق تر و با مثال بگو ببينيم دقيقا چي ميخواهي بگويي
حامد: قربان سفارشتون تموم شد؟
مهدي - September 21, 2009 07:37 AM
افشین عزیزان (شوآن) :
سلام حامد عزیز!
داشتم روی پایان نامه ام کار می کرد اما با خواندن نظریه امکان در مجموعه های فازی به کلی همه چیز عوض شد. فشار ذهنی عجیبی از تلفیق تئوری بازیها و نظریه امکان و استنتاجهای نظری و شواهد عینی شگفت آوری در مخیلم مرور شد و پایان نامه ام را کنار گذاشتم و روی این بحث دارم کار می کنم. نظریه بازیهای فازی و نظریه امکان در طرحریزی و اقدامات استراتژیک.
پیشینه تحقیقی و مقاله ای در این رابطه پیدا نکردم. می خواستم ببینم تا چه حد با این بحث آشنایی داری؟
این نظریه امکان طیف کلی تر و وسیعتری از نظریه احتمال است. اگر نظریه احتمال در مجموعه های ترد(Crisp) مطرح می شود در حالتی جامع تر و فازی این نظریه امکان است که ابزاری برای تحلیل شرایط و طرحریزی متقابل استراتژیک برای حالتهای امکان پذیر درفضاهای گسسته و پیوسته تصمیم گیری است.
افشین عزیزان (شوآن) - September 21, 2009 10:10 AM
داود :
سلام
ممنون از مطالبتون
می خواستم بدونم در اروپا بیشتر رشته های مهندسی رو قبول دارن یا رشته های علوم پایه؟در آمریکا چطور؟یا بستگی به مهارت فرد داره؟
ممنون می شم به سوالاتم پاسخ بدید.
داود - September 21, 2009 01:15 PM
شهریار (یکی دیگه) :
حامد جان من در مورد اقتصاد و مطالعات توسعه سررشته ندارم ولی در حوزه ی علوم اجتماعی پرسپکتیو محقق بسیار مهم است. ایران شناسی در غرب، از منظر یک انسان غربی در واقع تلاش برای غنای معرفتی، ساختار معرفت شناسی غرب (مدرن و پست مدرن)است. ساختاری که در آن اصول و مبانی برای هر دستگاه مفاهیم بصورت تثبیت شده وجود دارد و مباحث انتقادی با اتکای به تاریخ تحول مفاهیم جدید در بستر آن شکل می گیرد. (یعنی اهمیت موضع سوژه در موضوع یا ابژه تحقیق)
بحث دیگر بحث صورت مساله است. این جا هم وضع برای محقق ایرانی بالکل متفاوت است با محقق غربی. ایران برای محقق ایرانی موضوع اصلی تحقیق است و در واقع محقق با شناخت سازوکارهایی در حوزه ی ایران بر آن است تا گره ای از مشکلات ایران بگشاید در حالی که بصورت عمومی چنین مساله ای برای محقق غربی مطرح نیست (یعنی می خواهد از طریق مقایسه تطبیقی مساله خودش را که بخشی از مسایل دنیای غرب می باشد تا توضیح دهد). چه در غیر این صورت (وقتی موضوع محقق ایرانی معطوف به ایران نباشد) عملا ملیت او تاثیری در بحث ما ندارد.
غفلت از این دو ضابطه موجب می شود که بسیاری دچار توهم «محقق غربی دوست داشتنی» شوند و یا در طرف مخالف احساس کنند حرف های محقق غربی فاقد وجاهت علمی لازم و رعایت جزئیات کافی است.
اما در مورد منبع تحقیق و پادافره محقق ایرانی، به نظر من محققان ایرانی به هیچ وجه منابع دست اول را نمی توانند در اختیار محقق غربی بگذارند (دلیلش را قاعدتا می دانی) و دستاورد آن ها بیش از تحسین گذرا می تواند ناظر بر یادگیری روش شناسی باشد. بدیهی است که پرسش غربی از مساله ایرانی کمکی به محقق ایرانی نمی کند اما ریشه یابی پرسش غربی و تعمق در سیر تکوینی پرسش ها (که معمولا محققان تراز اول غربی در این موارد مراجع بسیار ذی قیمتی هستند) می تواند محقق ما را در طرح دقیق پرسش ایران راهنمایی کند و آن گاه است که روش شناسی آموخته شده نیز بکار محقق ایرانی خواهد آمد و پاداش محقق ایرانی، حل مساله ای از ایران تواند بود.
شهریار (یکی دیگه) - September 21, 2009 02:28 PM
بشیر :
واقعا چه استعمار بزرگی، یکی بیاد ما رو استعمار کنه!
:-)
بشیر - September 21, 2009 06:37 PM
بشیر :
عوض این حرفها اندیشه سیاسی آیت ا.. مصباح را بخوان شاید هدایت شدی:
http://www.ansarnews.ir/news/2084/
بشیر - September 21, 2009 07:08 PM
وندا :
با مهدی موافقم. متن خیلی گویا نیست! ولی یه چیزایی می شود فهمید. همان یه چیزایی که ازش فهمیدم جالب بود.
راجع به خود کم بینی از نوع ایرانی اش!!!
وندا - September 21, 2009 09:00 PM
ترنم :
متن برای من کاملا گویا بود. اینو نوشتم چون خودم رو یه لحظه گذاشتم به جات و دیدم با بعضی از کامنت ها اگه من بودم بی خیال نوشتن می شدم.
ترنم - September 22, 2009 02:51 PM